دروس ایران ارتدوکس – Telegram
دروس ایران ارتدوکس
265 subscribers
139 photos
4 videos
7 files
8 links
Download Telegram
(3) تعميد، گناهان را می‌شوید
این موافق است با دو آیه فوق‌الذکر و همچنین سخن حنانیا به شائول طرسوسی [پولس] که از طرف خداوند به او گفت: «حال منتظر چه هستی؟ برخیز و تعمید بگیر و نام او را خوانده، از گناهانت پاک شو» (اعمال 22: ‌‌16).
چنانکه مشاهده می‌کنیم یکی از ثمرات تعمید، شسته شدن از گناهان است.
آنچه بر شائول گذشت واقعاً شگفت انگیز بود: او توسط خود یسوع مسیح خداوند به عنوان رسول غیریهودیان فراخوانده شد و ظرف برگزیده‌ای بود که باید به خاطر نام او مشقت می‌کشید (اعمال 9: 15، 16)
با اینحال، گناهان او توسط رویارویی با خداوند یا با ایمانش یا به خاطر رسالتش بخشیده نشد. او هنوز به تعمید نیاز داشت تا از گناهانش پاک شود. او مطمئناً همواره طهارت از گناهان از طریق تعمید را به خاطر داشت و به همین دلیل در نامه به قرنتیان می‌گوید: «بعضی از شما در گذشته چنین بودید، اما در نام یسوع مسیح خداوند و توسط روح خدای ما شسته شده، تقدیس گشته و عادل شمرده شده‌اید». (اول قرنتیان 6: ‌‌11)

(4) در تعمید، آمرزش گناهان وجود دارد
در روز پنطیکاست، آنگاه که یهودیان ایمان آوردند، به پطرس رسول و سایر رسولان گفتند: «ای برادران، چه کنیم؟» و رسولان پاسخ دادند: «توبه کنید و هر یک از شما به نام یسوع مسیح برای آمرزش گناهان خود تعمید گیرید که عطای روح‌القدس را خواهید یافت». (اعمال 2: ‌‌37،38)

اگر ایمان یهودیان برای آمرزش گناهانشان کافی بود، رسول اعظم نمی‌گفت که باید تعمید بگیرند، بخصوص در چنین روز تاریخی! روزی که کلیسا تأسیس شد؛ در روزی که قوانین مهمی برای نجات مقرر شد.
کسی شاید بپرسد: تعمید چگونه گناهان را می‌آمرزد؟ ما چنین پاسخ می‌دهیم:

@LessonsOrthodox
(5) تعمید یعنی مردن با مسیح و رستاخیز با او
کتاب‌مقدس می‌گوید: «مزد گناه موت است» (رومیان 6:‌‌ ‌23).
راه نجات با مرگ آغاز شد، آنگاه که مسیح برای ما مرد. لازم است که ما نیز با مسیح بمیریم و یا با مرگش همشکل گردیم چنانکه رسول می‌گوید: «می‌خواهم مسیح و نیروی رستاخیزش را بشناسم و در رنجهای او سهیم شده با مرگش همشکل گردم» (فیلیپیان 3: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌10).
این امر توسط تعمید ممکن است. اما چگونه؟
رسول می‌گوید: «آیا نمی‌دانید همه ما که در مسیح یسوع تعمید یافتیم، در مرگ او تعمید یافتیم؟ پس با تعمید یافتن در مرگ، با او دفن شدیم تا همانگونه که مسیح به وسیله جلال پدر، از مردگان برخیزانیده شد، ما نیز در زندگی نوینی گام برداریم». (رومیان 6: ‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌3،4)

و او در تأیید این سخن این‌گونه ادامه می‌دهد: «... با او مردیم ... با او دفن شدیم ... در مرگی همچون مرگ او یگانه شده‌ایم... آن انسان قدیمی که ما بودیم، با او بر صلیب شد».
در تأیید همین مفاهیم، رسول در نامه به کولسیان می‌گوید: «و در تعمید، با او مدفون گشتید و با ایمان به قدرت خدا که مسیح را از مردگان برخیزانید، با او زنده شدید». (کولسیان 2: ‌12)

اما چرا؟ رسول می‌گوید: «حال اگر با مسیح مرده‌ایم، ایمان داریم که با او زندگی نیز خواهیم کرد» (رومیان 6: ‌8).
بنابراین، تعمید برای نجات الزامی است زیرا به معنای سهیم شدن در مرگ مسیح است. تعمید به معنای ایمان به مرگ و رستاخیز، و اعتراف به این حقیقت می‌باشد که «مزد گناه موت است». در باب ششم از رساله رومیان، به دو نکته مهم اشاره شده است :

(الف) این فراز که: «با تعمید یافتن در مرگ با او دفن شدیم» به معنای غسل است، آنگاه که بدن به زیر قبر می‌رود.

(ب) به نظر می‌رسد که یکی از نتایج تعمید، بر صلیب شدن انسان قدیم ماست.

(6) یکی دیگر از نتایج تعمید، نو شدن زندگی است.
رسول می‌گوید: «پس با تعمید یافتن در مرگ، با او دفن شدیم تا همان‌گونه که مسیح به وسیله جلال پدر، از مردگان برخیزانیده شد، ما نیز در زندگی نوینی گام برداریم» (رومیان 6: ‌‌4).
زندگی نوین، همان زندگی‌ایست که با تعمید دریافت می‌کنیم. پس طبیعت کهنه ما با تعمید تازه می‌شود. اما چگونه؟

@LessonsOrthodox
(7) در تعمید، مسیح را در بر می‌کنیم
رسول می‌گوید: «چراکه همگی شما که در مسیح تعمید یافتید، مسیح را در بر کردید» (غلاطیان 3: ‌‌27).
آیا آیه‌ای مقتدرتر از این وجود دارد تا تأثیر تعمید را نشان دهد؟
ما مسیح را در بر می‌کنیم ... ما عدالت او را در بر می‌کنیم که به ما از طریق تعمید ارزانی داشته است، و نجات را در بر می‌کنیم که در تعمید و از طریق خون خود به ما بخشیده است، و تصویر خدا را در بر می‌کنیم (پیدایش 1: ‌‌26) که در اثر گناه نخستین از دست داده‌ بودیم.

نمادهای تعمید در عهد عتیق که همان مفهوم را می‌رسانند

(الف) کشتی نوح نمادی از تعمید بود. پطرس رسول می‌فرماید:
«... در روزهایی که نوح برای خود کشتی می‌ساخت و در آن تعداد کمی یعنی هشت نفر بوسیله آب نجات یافتند. و اکنون هم که تعمید که نمونه تصویر آن است شما را نجات می‌دهد» (اول پطرس 3: ‌‌20،21).
ما می‌گوییم در تعمیدِ آب نجات است، همانگونه که در کشتی نوح، که نماد تعمید است، تمام کسانی که در آن بودند از مرگ طوفان نجات یافتند.
این آنچه را که ما پیشتر در مورد نجات با تعمید توضیح دادیم تأیید می‌کند، مطابق گفتار خود خداوند در مرقس 16:16.

(ب) ختنه یکی دیگر از نمادهای تعمید است.

(ج) نمادی دیگر از تعمید در عهد عتیق، عبور از دریای سرخ است. پولس رسول می‌گوید: « زیرا ای برادران نمی‌خواهم که شما بی‌خبر باشید؛ پدران ما همگی زیر سایه ابر بودند و همگی از دریا عبور کردند، و همگی در ابر و در دریا، در موسی تعمید یافته‌اند» (اول قرنتیان 10: ‌‌‌1،2).
چنانکه می‌دانید، عبور از دریای سرخ، باعث نجات قوم خدا از بردگی فرعون شد. در اینجا پولس رسول به نجات ما از بردگی گناه اشاره دارد. آب در هر دو نمونه دیده می‌شود. موسی در اینجا نقش کاهن را دارد، به همان صورت که نوح نیز در آن زمان این نقش را داشت.

(د) نماد دیگر از تعمید در عهد عتیق در حزقیال 16: 8 و 9 یافت می‌شود. در این آیات خداوند به اورشلیمِ گناهکار، که در اینجا نقش انسان سقوط کرده را دارد، می‌گوید: «و چون‌ از تو گذر كردم‌ بر تو نگریستم‌ و اینك‌ زمان‌ تو زمان‌ محبّت‌ بود. پس‌ دامن‌ خود را بر تو پهن‌ كرده‌، عریانی‌ تو را مستور ساختم‌ و خداوند یهوه‌ می‌گوید كه‌ با تو قسم‌ خوردم‌ و با تو عهد بستم‌ و از آن‌ من‌ شدی‌. و تو را به‌ آب‌ غسل‌ داده‌، تو را از خونت‌ طاهر ساختم‌ و تو را به‌ روغن‌ تدهین‌ كردم‌».
این آب و این غسل، نمادهای تعمید، و تدهین نماد مسح روح‌القدس است. فراز «از آن‌ من‌ شدی» بدین معناست که اورشلیم (یا نفْس انسان) عضو بدن مسیح (کلیسا) شد.
پس در تعمید، نجات و آمرزش گناهان است؛ نه تنها بر اساس آموزه‌های عهد جدید، بلکه همچنین بر اساس اشارات نمادین عهد عتیق یعنی: ختنه، کشتی نوح و دریای سرخ.

آمرزش گناهانی که در تعمید به دست می‌آوریم، صراحتاً در اعتقادنامه آمده است: «ما اعتقاد داریم به یک تعمید برای آمرزش گناهان».

@LessonsOrthodox
(8) از طریق تعمید، عضو کلیسا می‌شویم

شکی نیست که ختنه در عهد عتیق، نمونه تعمید بود. پولس رسول در مورد یسوع مسیح می‌گوید: «و در او ختنه نیز شده‌اید، به ختنه‌ای که با دست انجام نشده است. این ختنه همانا از تن به در آوردن شخصیت نفسانی است در ختنه مسیح. و در تعمید، با او مدفون گشتید و با ایمان به قدرت خدا که مسیح را از مردگان برخیزانید، با او زنده شدید». (کولسیان 2: ‌‌11،‌12)

می‌دانیم که در هنگام ختنه، قسمتی از بدن قطع شده و می‌میرد. این نشان از مرگ کامل در تعمید است. ختنه نشانه‌ایست که هرگز محو نمی‌شود و تعمید نیز بدین گونه است. همانطور که در هنگام ختنه، خون جاری می‌شود، تعمید نیز زندگی نوینی است که بر پایه خونِ ریخته شده از بهر ما استوار است. همانگونه که بوسیله ختنه، عضو قوم خدا می‌شدند (پیدایش 17: ‌‌7) ، شخص تعمید یافته نیز عضو کلیسا می‌شود، کلیسایی که بدن خداست. همانگونه که ختنه ناشده از قوم خدا بیرون رانده می‌شد (پیدایش 17: ‌‌4) ، کسی نیز که از آب و روح تولد نیابد وارد ملکوت خدا نخواهد شد (یوحنا 3: ‌‌3 و 5) چراکه این شخص تعمید نیافته و با مسیح دفن نشده و با او برنخاسته است. همانطور که ختنه یک امر بایسته از جانب خدا بود، تعمید نیز شرط لازم برای آمرزش گناهان و عضویت در بدن مسیح است. همانگونه که شخص تنها یک بار می‌میرد و برمی‌خیزد و یک بار ختنه می‌شود، تعمید نیز تنها یک بار انجام می‌پذیرد و نباید تکرار شود، چراکه شخص تعمید یافته بیش از یک بار با مسیح نمی‌میرد.
در مورد ارتباط میان ختنه و تعمید و آمرزش گناهان، پولس رسول به ختنه روحانی اشاره می‌کند؛ ختنه‌ای که به دست مسیح و نه به دست انسانها انجام شده است. او به تعمید اشاره می‌کند آنگاه که می‌گوید: «و در او ختنه نیز شده‌اید، به ختنه‌ای که با دست انجام نشده است. این ختنه همانا از تن به‌در آوردن شخصیت نفسانی است در ختنه مسیح ... آن زمان که در گناهان و حالت ختنه‌ناشده نفْس خود مرده بودید، خدا شما را با مسیح زنده کرد. او همه گناهان ما را آمرزید». (کولسیان 2: ‌‌11 و 13)

@LessonsOrthodox
تعميد وظيفه روحانیون است

تعمید باید توسط یک روحانی شرعی انجام شود. کتاب‌مقدس به ما نشان می‌دهد که مسیح خداوند، وظیفه تعمید دادن را به عموم مردم نسپرد، بلکه به رسولانش امر کرد. پیش از صعودش، به رسولان گفت: «پس‌ رفته‌، همه‌ امت‌هـا را شاگـرد سازیـد و ایشـان‌ را بـه‌ اسمِ پدر و پسر و روح‌القدس‌ تعمید دهید» (متی 28: 19) و در انجیل مرقس 16: 15 و 16 نیز تأیید می‌شود.

از کتاب اعمال رسولان آشکار است که در کلیسای اولیه، تنها رسولان وظیفه تعمید را بر عهده گرفتند. و آنان این وظیفه را به شاگردانشان یعنی اسقفان و آنان نیز به کشیشان سپردند.
به این دلایل، ما تعمیدی را که توسط یک روحانی انجام نشده باشد نمی‌پذیریم. شخص روحانی باید روحانی شرعی باشد، یعنی یک اسقف رسولی که اجازه دستگذاری را دارد بر او دست گذاشته باشد.
او نباید اخراج یا لعن شده باشد، بلکه باید کشیشی باشد که اجازه انجام راز کلیسایی را دارد.
پس از شرح ثمرات تعمید، که برادران پروتستان ما انکار می‌کنند و آنها را تنها حاصل ایمان می‌شمارند، همچنین پس از بیان اینکه تعمید بر عهده روحانیون است، ممکن است با این سؤال مواجه شویم: «چرا کلیسای ارتدکس کسانی را که از کلیسای پروتستان برگشته‌اند باز تعمید می‌دهد؟»
چنین پاسخ می‌دهیم: ما آنها را با تمام گنجهای روحانی، که به هنگام پذیرش تعمید پروتستانی از دست داده بودند، می‌آراییم. ما معمولاً از ایشان می‌پرسیم: «آیا در تعمید خود نجات را پذیرفته‌ای؟ آیا عدالت، تولد تازه و آمرزش گناهان را پذیرفته‌ای؟ آیا از نو متولد شده‌ای؟ اگر این فیض‌ها را به هنگام تعمید در کلیسای پروتستان دریافت نکرده‌ای - از آن جهت که ایمان نداشتی که اینها را به هنگام تعمید دریافت می‌کنی - پس ما باید این فیضها را از طریق تعمید به تو بدهیم».
دلیل مهم دیگر این است که ما تنها تعمیدی را می‌پذیریم که توسط روحانی شرعی انجام شده باشد، چنانکه پیشتر گفتیم، اما پروتستانها نه به کهانت اعتقاد دارند، و نه به تعمید به عنوان راز مقدس کلیسا. بنابراین چنین تعمیدی نزد ما پذیرفته نیست.
ما تعمیدِ دوباره نمی‌دهیم بلکه عضو تازه را توسط کشیش تعمید می‌دهیم، و این تعمید نجات و تمام اثرات روحانی را که شخص برای نجات نیاز دارد، را در بر دارد. با اینکه تعمید پروتستانی به نام تثلیث اقدس انجام شده است، اما به سه دلیل مهم پذیرفته نیست :
(الف) توسط یک روحانی انجام نشده است
(ب) به عنوان راز کلیسایی انجام نشده است
(ج) اثرات روحانی نداشته است

@LessonsOrthodox
ضرورت تعمید

چنانکه می‌بینید، از ابتدای مسیحیت تا کنون، تعمید برای هر شخص، بلافاصله پس از ایمان آوردن، ضرورت داشته است چنانکه مسیح به ما امر فرمود.
او به رسولانش گفت: «رفته‌، همه‌ امت‌هـا را شاگـرد سازیـد و ایشـان‌ را بـه‌ اسمِ پدر و پسر‌ و روح‌القدس‌ تعمید دهید» (متی 28: 19).
او همچنین فرمود: «هر که‌ ایمان‌ آورده‌، تعمید گیرد نجات خواهد‌ یافت. اما هر که‌ ایمان‌ نیاورد محکوم‌ خواهد شد» (مرقس 16:16).
اگر تعمید فقط حکم یک نماد را داشت، خداوند اینچنین بر آن تأکید نمی‌ورزید.
و در مورد عمل کاربردی تعمید؛

• در روز پنطیکاست آنگاه که یهودیان ایمان آوردند، حضرت پطرس فوراً آنان را برای تعمید فراخواند. وی گفت: «توبه‌ کنید و هر یک‌ از شما به‌ اسم‌ یسوع مسیح‌ بجهت‌ آمرزش‌ گناهان‌ تعمید گیرید و عطای‌ روح‌القدس‌ را خواهید یافت‌» (اعمال 2: 38).
در آن روز 3000 نفر تعمید یافتند. بی‌شک، تعمید دادن چنین جمعیتی، کاری خسته‌کننده و طاقت‌فرسا بود و زمان زیادی می‌طلبید.
اگر تعمید اینقدر برای نجات مهم نبود، رسولان تعمید نمی‌دادند. و اگر تنها ایمان برای نجات کافی بود، چه نیازی بود که در یک روز رسولان هزاران ایماندار را تعمید دهند؟ برای پطرس رسول راحت‌تر بود که بگوید: «ای برادران، چون که اکنون ایمان آورده‌اید، نجات یافته‌اید. بروید، برکت خداوند با شما باشد».

• همان وضعیت را در مورد خواجه‌سرای حبشی مشاهده می‌کنیم. او بلافاصله پس از ایمان آوردن خواست تا تعمید یابد و فیلیپس او را تعمید داد و راه‌ خود را به‌ خوشی‌ پیش‌ گرفت (اعمال 8: 36-39)

• شائول طرسوسی پس از اینکه ایمان آورد فراخوانده شد تا تعمید یافته از گناهانش پاک شود. (اعمال 22: 16)

• زندانبان فیلیپی و اهل خانه‌اش فوراً پس از ایمان آوردن تعمید یافتند. (اعمال 16: 23)

• لیدیه، زن ارغوان فروش، پس از آنکه ایمان آورد، خود و اهل خانه‌اش تعمید یافتند. (اعمال 16: 14، 15)

• وقتی کرنلیوس ایمان آورد، پطرس رسول او را به همراه تمام کسانی که پیام را شنیده بودند تعمید داد. او چنین گفت: «حال که اینان روح‌القدس را درست همانند ما یافته‌اند، آیا کسی می‌تواند از تعمیدشان در آب مانع گردد؟». (اعمال 10: 44 و 47)

اگر نجات به واسطه ایمان تنها حاصل می‌شد، چرا همه آنان که ایمان آورده بودند تعمید یافتند؟

@LessonsOrthodox
تعمید با فرو رفتن در آب (غسل)

(1) از کتاب‌مقدس آشکار است که حتی در زمان یوحنای تعمیددهنده نیز تعمید با فرو رفتن در آب انجام می‌شد نه با پاشیدن آب. خود یسوع خداوند نیز برای تعمید به داخل آب فرو رفت.
به همین علت است که کتاب‌مقدس می‌گوید: «اما یسوع چون‌ تعمید یافت‌، فوراً از آب‌ برآمد» (متی 3: 16 و مرقس 1: 10). در کلیسای ما عید تعمیدِ مسیح خداوند، «عید غسل» نام دارد.

(2) همان عبارت «فوراً از آب‌ برآمد» در تعمید خواجه‌سرای حبشی بوسیله فیلیپس نیز استفاده شده است. کتاب‌مقدس می‌گوید: «و فیلپس‌ با خواجه‌سرا هر دو به‌ آب‌ در آمدند. پس‌ او را تعمید داد. چون‌ از آب‌ بر آمدند،روح‌ خداوند فیلپس‌ را برداشته‌، خواجه‌سرا دیگر او را نیافت‌» (اعمال 8: 38، 39).
این نشان می‌دهد که تعمید با غسل بوده است. اگر تعمید با پاشیدن آب انجام می‌شد، برای فیلیپس مناسب‌تر بود که بر خواجه سرا آب بپاشد چراکه روی ارابه بود و دیگر نیازی نبود که هر دو به داخل آب فرو روند.

(3) واژه Baptos به معنای رنگ کردن است. نمی‌توان بدون فرو بردن، رنگ کرد.

(4) تعمید، دفن شدن با مسیح و مردن با اوست، چنانکه پولس رسول می‌گوید: «پس‌ چونکه‌ در موت‌ او تعمید یافتیم‌، با او دفن‌ شدیم‌» و «با وی در تعمید مدفون گشتید‌» (رومیان 6: 4).
عمل تدفین نمی‌تواند انجام شود مگر اینکه در آب فرو رود. و بر آمدن از آب به نشان برخاستن از مرگ با مسیح است، در حالیکه پاشیدن آب نمی‌تواند این عمل را ظاهر کند.

(5) تعمید، تولد تازه است. تولد یعنی بیرون آمدن از بدن شخص دیگر. در تعمید، این عمل با بیرون آمدنِ بدن از حوضِ تعمید تجلی می‌یابد، درحالیکه پاشیدن آب نمی‌تواند نمایانگر تولد تازه باشد.

(6) تعمید، یعنی شستن گناهان، چنانکه پولس رسول گفت (اعمال 22: 16). و همانطور که رسول در رساله خود به تیتوس می‌نویسد: «محض‌ رحمت‌ خود ما را نجات‌ داد به‌ غسل‌ تولد تازه‌ و تازگی‌ای‌ که‌ از روح‌القدس‌ است‌» (تیتوس 3: 5).
شستن، با غوطه‌ور شدن در آب همراه است، یعنی غسل و نه پاشیدن آب.

(7) اگر به ساختمان کلیساهای قدیم نگاه کنید، حوض تعمید را در آن مشاهده خواهید کرد که همین نشان می‌دهد تعمید با غسل انجام می‌شد نه با پاشیدن آب، چراکه پاشیدن آب نیازی به حوض ندارد.

@LessonsOrthodox
قابل توضیح است که در کلیسای ارامنه تعمید بصورت پاشیدن آب هم برای افراد بزرگسال که ورود آنها به حوضچه تعمید امکان پذیر نیست، صورت می پذیرد و مشکلی وجود ندارد.

همچنین یک مساله دیگر هم در خصوص افرادی که تعمید ندارند چون امکانش برای آنها میسر نیست بگویم:
خداوند شرایط شما را میداند و می بیند و ما در تاریخ کلیسا حتی قدیسینی داشته ایم که شهادت فرصت تعمید به آنها نداد.
پس در خداوند استوار باشید و دعا کنید تا در فرصت مناسب خدا شرایط را مهیا سازد و بدانید که آرزوی شما برای تعمید تا زمانیکه فرصت تعمید پیش بیاید برایتان تعمید محسوب می شود ولی اگر فرصت شد، نباید فرصت را از دست دهید.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه پانزدهم / متروپولیتن سوتیریوس
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔆بخش 2  - زندگی یک مسیحی ارتدوکس
🔸فصل 32 - توبه – اعتراف


وقتی شخصی با تیرهای شریر مجروح می‌شود و به گناه می‌افتد، چه کاری باید انجام دهد؟

یوحنا که رسول محبت خوانده شده، با محبت و درکی عالی، پاسخ به این سوٴال را به ما داده است: «ای فرزندانم، این را به شما می‌نویسم تا گناه نکنید. امّا اگر کسی گناهی كند، شفیعی نزد پدر داریم، یعنی عیسی مسیح پارسا. و او خودْ کفّارۀ بجهت گناهان ماست، و نه گناهان ما فقط، بلکه بجهت گناهان تمامی جهان نیز» (۱-یوحنا ۲:‏۱-۲). زمانی که دربارۀ آیین (یا راز) بشردوستانۀ توبه-اعتراف بحث کردیم، همان آیین که عیسى مسیح خود آن را بنیان نهاد، به این موضوع پی بردیم که او چگونه ما را از گناه نجات می‌دهد. او اقتدار خویش را به رسولانش منتقل نمود تا آنانی را که صادقانه توبه کرده، به گناهان خویش اعتراف می‌کنند، ببخشند، فارغ از این که این گناهان چقدر بزرگ باشند. بدین نحو، اقتدار خداوندگار از طریق جانشینی رسولی، به اسقفهای زمان ما رسیده و تا پایان این جهان نیز به همین منوال ادامه خواهد داشت. اسقف یا پدر روحانی[1]، هنگامی که بر اساس اعتراف فرد، از توبۀ او یقین حاصل می‌کند، با دعایی خاص بخشایش گناهان او را اعلان می‌دارد، زیرا این قدرت را در آیین دستگذاری دریافت کرده است.

در نتیجه، هنگامی که در گناه می‌افتیم، لازم است صادقانه توبه کنیم و دربرابر پدر روحانی به گناهانمان اعتراف کنیم تا پاک شویم. پدر روحانی با درک و فهم، به اعتراف ما گوش خواهد داد و گناهانمان را خواهد آمرزید.


آیا به همین سادگی است؟ آیا به هیچ‌گونه تدارک و آمادگی یا چیز دیگری نیاز نداریم؟

قطعاً داشتن یک آمادگی روحانی بدیهی و قابل درک است. طبیعی است که فرد مسیحی پس از افتادن در گناه، احساس ندامت و ناراحتی خواهد داشت که از ارادۀ خدا تخطی کرده و ضدمسیح را خشنود ساخته است. پس از آن، شخصْ مانند پسر گمشدۀ مَثَلِ عیسی، تصمیم خواهد گرفت که بلند شده، با توبه به خانۀ خدای پدر خویش، یعنی کلیسا، بازگردد تا در برابر پدر روحانی، درد گناهانش را بیرون بریزد و از خدا طلب رحمت کند.

او باید صادقانه به تمام گناهانش اعتراف کند، و هیچ چیزی را پنهان نسازد و برای آنها هیچ عذر و بهانه‌ای نیاورد. نیازی نیست که وی از افراد دیگری که ممکن است ارتباطی با این واقعۀ گناه‌آلود داشته باشند، نام ببرد. پدر روحانی ممکن است نصایحی برای تقویت او در نبردهای روحانی‌اش ارائه دهد و در آخر زانو زده، پدر روحانى دعای بخشش را برای او خواهد خواند.

اعتراف بین پدر روحانی و شخصی که برای اعتراف آمده، کاملاً سِرّی و محرمانه است. کاهن اجازه ندارد که کوچکترین چیزی را که در توبۀ فرد شنیده، برای شخص دیگری بازگو کند، این در مورد فردی که اعتراف کرده نیز صدق می‌کند؛ او اجازه ندارد آنچه را که به پدر روحانی گفته، برای کسی دیگر بازگو کند. البته اگر کسی در حق شخصی دیگر بی‌عدالتی و ظلم کرده باشد، باید آن را جبران کند. اگر در قلب کسی کینه و نفرت وارد شده، باید شخص مقابل را ببخشید و با او آشتی کند. بدین نحو، توبه به‌انجام رسیده، روح ایماندار به طور کامل از گناهان پاک می‌شود.

در اینجا مایلم به یک نکته اشاره کنم: رابطۀ ایماندار با پدر روحانی و گفتگوی بین آن دو باید ثابت و استوار باشد. لازم است که پدر روحانی نه تنها اعتراف یک مسیحی را بشنود، بلکه ایماندار هم کمک دریافت کند تا بتواند با مشکلات روحانی‌ای که در مسیر زندگی‌اش رخ می‌دهند، روبرو شود. کوهنورد برای اینکه از دامنۀ یک کوه مرتفع بالا برود، بایستی به دنبال کسی بگردد که راه درست را به او نشان دهد؛ او را از برخورد سرش با صخره‌ها محافظت کند، و همچنین به او کمک کند که مسیر خود را گم نکند و بی‌خود و بی‌جهت سرگردان نشود، بدون اینکه بتواند به مقصد خود برسد. ایماندار نیز به همین نحو در خصوص امور روحانی، نیاز به دریافت راهنمایی از یک پدر روحانی دارد تا بتواند به هدف نهایی زندگی خود دست یابد.
................
[1]  در کلیسای ارتدوكس سه مقام یا درجه از کهانت وجود دارد: اسقف، کاهن و شماس. کاهن می‌تواند تمام رازها-آیینها را برگزار کرده و به جا آورد، به جز دستگذاری که حق ویژۀ اسقف می‌باشد. اما تمام کاهنین می‌توانند اعتراف بشنوند، در آیین اعتراف راهنمایی‌های روحانی ارائه دهند و دعای آمرزش را بخوانند، البته اگر از طرف اسقف مجوزی خاص داشته باشند. اسقفها زمان و درجۀ بلوغ روحانی کاهن را برای انجام این خدمت خاص تشخیص می‌دهند. نویسندۀ این کتاب در اینجا بین کاهن و پدر روحانی (که می تواند اعتراف بشنود) تمایزی ظریف قائل می شود.(یادداشت مترجم)

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔆بخش 2  -  زندگی یک مسیحی اورتودکس
🔸فصل 32 ب) خصوصيات یک ایماندار تقدیس‌شده - از دیدگاه قدیسْ نکتاریوس اهل اگینا

 
ایماندار تقدیس‌شده، با فیض الهی، از تعفن گناه پاک، و از هوس‌های ظلمانی آزاد شده است.

او به انواع فضیلت‌ها آراسته گردیده است.

 با تلاش و نبرد و نیروی الهی از وضعیت «به صورت خدا بودن» به «به شباهت» حرکت کرده است.

هرچند بر روی زمین زندگی می‌کند، اما صورت او را که در آسمان زندگی می‌کند، منعکس می‌سازد.

او از خاک آفریده شده، اما پسر خدا گشته است.

 از امیال نفسانی و خواسته‌های دنیوی آزاد شده و با نیروهای آسمانی متحد گشته است.

سابقاً در شرایط مادی و بشری بوده، حال پر از فیض الهی است.

اعمال و کارهای او درخشان هستند و نور دنیای درونی او بر چهره‌اش پیداست.

در آنچه نیکو، پارسا، عادلانه و راست است، فعالیت دارد.

 از صمیم قلب عاشق شریعت الهی است؛ آن را کامل و دست‌نخورده حفظ کرده، در زندگی‌ خود پیاده می‌‌کند.

ارادۀ خود را با ارادۀ خدا هماهنگ کرده است.

مشتاق است با کار و فعالیت روحانی و دعای بی‌وقفه، خدا را خشنود کند.

رفتار او ساده است و در دل و فکر خود، مایل به آسیب رساندن به هیچ کس نیست.

محبت صمیمانه‌ای که در دل خود نسبت به خدا دارد، در اعمالش آشکار می‌گردد.

او برای پارسایی و عدالت تلاش می‌کند و سرش به تاج درخشان پیروزی مزیّن گشته است، چه در بیابان و در وضعیت تلاش و تمرین دائمی زندگی کند، چه در جامعه و بین مردم.

از آنجایی که مطابق با ارادۀ خدا زندگی می‌کند، در هر سنی که باشد، زندگی‌اش نور الهی را می‌تاباند.

او را دوست مسیح و مرد مقدس خدا می‌خوانند.

وی ایمان راستین (ارتدوكس) خود را حفظ می‌کند.

رحیم و بخشنده است و همسایه‌اش را همچون خود دوست می‌دارد.

در نبرد خویش در راه فضیلت، پیروزمندانه ظاهر می‌شود.

در طلب امور الهی است و بشدت عاشق زیبایی الهی است.

او منعکس‌کنندۀ عزت و جلال خداست که انسان را احاطه می‌کند.

وی با سبک زندگی‌اش، زمین را به آسمان متصل می‌سازد.

بازتابی که در چهرۀ او می‌بینند، همانا زندگی آینده در آسمان است.

او ضامن مطمئن میراث ملكوت آسمان است.

(اقتباس از هاپانتا آگیو نکتاریو، [مجموعه آثار قدیس نکتاریوس]، جلد ۵، ص. ۴۱۷)

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔆بخش 3  -  یک ایماندار ارتدوکس خدا را پرستش می‌کند
🔸 فصل 33 -  پرستش ارتدوكس


اشاراتی به ارزش و ضرورت دعا شده است. به‌طور دقیق‌تر، چه زمانی باید دعا کنیم و در دعا چه باید بگوییم؟

گفتیم که قلبمان باید مشتاق رابطه با خدا باشد، چنانکه مزمورنگار در ابتدای مزمور، این اشتیاق مقدس را بیان می‌کند: «چنانکه آهو براى نهرهای آب شدت اشتياق دارد، جان من تشنۀ خداست، تشنۀ خدای حى» (مزمور ۴۲:­‏۲‏-١). ایماندار با این تشنگی روح، مشتاق است که دائماً با خدا صحبت کند. قبلاً اشاره کردیم که دعایی کوتاه که شخص بتواند برای هر نیکویی که از خدا دریافت می‌کند، دائماً با زبان و ذهنش تکرار کند، همان دعای عیسی است: «خداوند، عیسى مسیح، بر منِ گناهکار رحم فرما»؛ یا هنگامی که با مشکل روبرو می‌شود بگوید، «خداوندگارا، به من کمک کن.» بدین نحو، حضور مستمر خداوندگارمان، زندگی روزانۀ ما را شیرین می‌سازد، همانطور که او خود آرزو دارد و کمی قبل از صعودش به آسمان به ما وعده داد و فرمود: «اینک هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم!» (متی ٢٨ :­۲۰).

علاوه بر این دعاهای کوتاه، که در هنگام انجام کاری می‌توانیم به زبان بیاوریم، روح ما این احساس نیاز را دارد که فقط با خدا باشد، و در صورت امکان، در خلوت و دور از حضور سایر افراد، با او صحبت کند. خداوندگار فرمود كه برای دعاهایی نظیر این، شخص باید به اتاق خود رفته، در را ببندد در نهان و دور از دید دیگران، نیایش کند. برای چنین لحظاتی، صبح زود قبل از شروع کار، و شب، ساعاتی قبل از خواب، بهترین و مناسب‌ترین وقت دعا می‌باشد. شخصِ ایماندار در آنجا قلب خود را برای جلال دادن خدا باز خواهد کرد، به‌همان نحوی که فرشتگان در آسمان خدا را جلال می‌دهند. او خدا را برای تمام آنچه که پیوسته با مهر و محبت خویش به او عنایت می‌فرماید، شکرگزاری خواهد نمود. انسان از خدا خواهش خواهد کرد که او را به‌خاطر تمام نیکویی‌هایی که در انجام آنها غفلت ورزیده، یا هر کلام و عمل شرم‌آوری که مرتکب شده، ببخشاید. او در رابطه با هر نیاز یا مشکل خود یا کل دنیا، از خدای قادر مطلق و مقدس یاری خواهد خواست؛ قلبش را به روی او باز خواهد کرد و دربارۀ هر آنچه احساس می‌کند باید با او در میان بگذارد، صادقانه صحبت می‌کند و اطمینان دارد که خدا با درک، مهر ومحبت به او گوش فرا خواهد داد. او یقیناً پاسخی دریافت خواهد کرد- پاسخ او همیشه آن چیزی نیست که انتظار دارد، بلکه آن چیزی است که پدر دانای مطلق و خیراندیشِ او می‌داند که به خیریت کسی است که دعا می‌کند. خداوندگار ما، آن خدا-انسان، هر آنچه را که وعده داده، دقیقاً حفظ می‌کند. او این را به ما ثابت کرده که «هر که بخواهد، به دست آورَد و هر که بجوید، یابد و هر که بکوبد، در به رویش گشوده شود» (متی ٧ :­۸).  

چرا او نباید به دعای ما پاسخ دهد؟ شاید چون قادر به این کار نیست؟ اما او قادر مطلق است! آیا نمی‌خواهد که کنار ما باشد و از ما حمایت کند؟ اما او رحیم‌ترین و بخشنده‌ترین است! او سراسر محبت است. محبت خدا باعث شد که به‌خاطر نجات ما، روی صلیب برود! پس چطور امکان دارد تصور کنیم که خدا آنچه را که برایمان بهترین است، انجام نخواهد داد؟

دعای ایماندار ارتدوكس به «درخواست» محدود نمی‌شود. همانطور که خداوندگار فرموده، خدا از نیازهای ما آگاه است؛ در دعای خود، «نخست در  پی ملكوت خدا و عدالت او باشید، آنگاه همۀ اینها نیز به شما عطا خواهد شد» (م.ک. متی ٦ :­۳۳).

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

ایماندار علاوه بر دعایی که با استفاده از جملات خود بیان می‌کند، از دعاهایی که کلیسا قرنها پیش بنیان نهاده و در مراسم مقدس کلیسایی یافت می‌شوند نیز استفاده می‌کند. تقریباً تمام مراسم مقدس بدین شکل آغاز می‌شوند:

«به نام پدر، پسر و روح القدس. آمین.

جلال بر تو خدای ما، جلال بر تو.

ای پادشاه آسمانی، تسلی‌دهنده، روح راستی، که از ازل حضور دارى و همه چیز را با حضورت پر مى سازى، گنجینۀ تمام برکات و بخشندۀ حیات، بیا و در ما ساکن شو؛ ما را از هر عیب پاک ساز و جانهایمان را نجات ده، ای یگانه متبارک. آمین.

خدای قدوس، قدوسِ قادرمطلق، قدوس فنا ناپذير، بر ما رحم فرما (سه بار گفته می‌شود).

جلال بر پدر، و پسر و روح القدس؛ اكنون و تا ابد و تا جميع اعصار. آمین.

ای تثلیث اقدس، بر ما رحم كن. خداوندا، گناهان ما را عفو فرما. ای ارباب، شرارتهای ما را ببخش. ای یگانه قدوس، به‌خاطر نام خود ضعف هاى ما را ببین و شفا ده. خداوندا، رحم فرما. خداوندا، رحم فرما. خداوندا، رحم فرما.

جلال بر پدر، پسر و روح‌القدس؛ اكنون و تا ابد و تا جميع اعصار. آمین.

ای پدر ما...

ما دعای خود را با آوردنِ نام خدا و جلال نام او آغاز می‌کنیم.

دعای نخست، یعنی «ای پادشاه آسمانی...» دعا به روح‌القدس است. ما از او می‌خواهیم که به درون ما بیاید و ما را از هرگونه آلودگی گناه پاک ‌سازد، زیرا از این راه قادر خواهیم بود رابطه‌ای زنده با خدا برقرار سازیم، چون همانطور که خداوندگار فرمود، خداوند را پاکدلان خواهند دید (م.ک. متی ٥ :۸). بدین نحو، دعاهای بعدی ما مورد پذیرش خدای تثلیث قرار خواهد گرفت.

پس از این، سرودی را می‌خوانیم که اشعیای نبی با فوجی عظیم از فرشتگان مقدس خواند: «قدوس، قدوس، قدوس است خدای لشکرها...» (اشعیا ٦ :۳)، که با اندکی تغییر می‌گوییم: «خدای قدوس، قدوسِ قادرمطلق، قدوس فنا ناپذير، بر ما رحم فرما.» مخاطب این دعا سه شخص تثلیث اقدس است و از این رو سه بار بیان می‌شود، هر بار برای هر یکی از سه شخصِ پدر، پسر و روح‌القدس. از آنجایی که ما کلمۀ «قدوس» را سه بار تکرار می‌کنیم، این سرود را «سرود مقدس سه‌گانه» می‌نامیم. 

پس از آن، یک ستایش کوتاه به سه شخص تثلیث اقدس وجود دارد: «جلال بر پدر...» شخصِ مسیحی همواره خدا را جلال می‌دهد (یک ستایش طولانی هم وجود دارد).

فردِ با ایمان در برابر عظمت و قدوسیت مطلق خدا نسبت به گناهکار بودن خویش و نیاز به دریافت بخشایش از سوی خدا آگاه است. اشعیا پس از آن مکاشفۀ خدا، با گفتن این جمله احساس ندامت و گناهکاری نمود: «وای بر من که هلاک شده‌ام! زیرا که مردی ناپاک‌ لب هستم و در میان قومی ناپاک‌ لب ساکنم، و چشمانم پادشاه، خداوند لشکرها را دیده است» (اشعیا ٦ :­۵). بدین نحو، شخص ایماندار دعای خود را با مخاطب قرار دادن تثلیث اقدس ادامه می‌دهد و درخواست بخشایش و رحمت می‌کند: «ای تثلیث اقدس، بر ما رحم فرما.»

در آخر، ایماندار به خدای پدر پناه می‌برد و دعایی را که خداوندگار ما عیسی به‌عنوان الگو به ما تعلیم داد، تکرار می‌کند: «ای پدر ما...» که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم.

این چند دعای کوتاه، مفاهیمی جامع و کامل دارند، به‌گونه‌ای که هر مسیحی می‌تواند به‌آسانی، هر روز و هر شب به کار ببرد. شخص دعای صبحگاهی و شبانگاهی خود را با آن آغاز می‌کند و بسته به وقت آزادی که دارد، یک یا چند مزمور از عهدقدیم بدان اضافه می‌کند.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

محتوای مزامیر با یکدیگر تفاوت دارند و با تمام نیازهای دل انسان همسو هستند. مزامیری وجود دارند پیرامون حمد و ستایش خدا، شکرگزاری به‌خاطر احسان و نیکویی‌هایش، توبه، استغاثه به درگاه خدا برای حفاظت در برابر دشمنان، بلایا و فجایع طبیعی و بسیاری خطرات دیگر. مزامیر دیگری هم هست که به مسیح، مسیح موعود، محبت و سرسپردگی به او، عشق به کلام خدا و بسیاری از موارد دیگراشاره می‌کنند. بنابراین، ایماندار بسته به شرایط روحی و روانی خود، مزموری مناسب را انتخاب می‌کند که هر بار شرایط او را بیان می‌دارند.

همچنین، از روی «کتاب دعا» (به یونانی: «سینوپسیس»)[1]، که کلیسا منتشر کرده، چند مورد مناسب را به‌عنوان دعای صبح یا شب می‌توان انتخاب کرد.

وقتی شخص خود را آمادۀ دریافت عشای ربانی می‌کند، به دعای شبانۀ قبلی خود، دعای خاص «قبل از عشای مقدس» و روز بعد، پس از دریافت عشا، «دعای شکرگزاری» را اضافه می‌کند.

 مزموری کوتاه که هر روز در جلسات مقدس کلیسا خوانده می‌شود، مزمور ٢٣ :­۱-۶ می‌باشد؛ این مزمور بیانگر ایمان به حفاظت خداست. شخصِ ایماندار به آسانی می‌تواند این آیات را حفظ کرده، آن را در دعاهایش تکرار نماید:

خداوند شبان من است؛

محتاج به هیچ چیز نخواهم بود.

در مرتع هاى سبز مرا می‌خواباند؛

نزد آبهای آرام بخش مرا رهبری‌ می‌کند.

جان مرا تازه می‌سازد،

و به‌خاطر نام خود،

به راههای عدالت هدایتم می‌نمايد.

چون در وادی سايه موت نيز راه روم،

از بدی نخواهم ترسید،

زیرا تو با من هستى؛

 عصا و چوبدستی تو مرا تسلى خواهد داد.

سفره‌ای برای من در به حضور دشمنانم می‌گسترانی!

سَرَم را به روغن تدهین می‌کنی

و پیاله‌ام را لبریز می‌سازی.

هر آينه نیکویی و رحمت، تمام ايام عمرم در پی من خواهد بود،

و در خانۀ خداوند ساکن خواهم بود تا ابدالآباد.

 

دعایی دیگر که آن هم بسیار زیبا، با مفاهیمی موجز و مختصر می‌باشد و هر روز کاربرد دارد، عبارت است از:

ای مسیح خداوندگار ما، تو در هر زمان و هر مکان پرستش می‌شوی.

هم در آسمان و هم بر زمین جلال یافته‌ای.

تو شکیبا، پر از رحمت و سرشار از شفقت هستی،

شخصِ عادل را دوست می‌داری و نسبت به گناهکار رحیمی.

تو همۀ ما را از طریق وعدۀ برکات آینده، به توبه فرا می‌خوانی.

خداوندگارا، در این ساعت تضرع‌های ما را بپذیر.

زندگی‌مان را به راه احکام خود هدایت نما.

روحمان را تقدیس کن، بدنمان را پاک ساز، ذهنمان را راست گردان.

افکار ما را پاک ساز، ما را از تمام پریشانی‌ها، خشم، خطر و نیاز رهایی ده.

ما را با فرشتگان مقدس خود احاطه گردان،

تا با صفوف آنها هدایت و محافظت شویم،

تا به یگانگی ایمان و معرفتِ جلال وصف‌ناپذیر تو دست یابیم.

تو متبارک هستی تا ابدالآباد.


آمین.[2]

 ............

[1]  Synopsis مجموعه‌ای است از دعاهای کوتاه و مراسم کلیسایی در حجم مختصر که تقریباً می‌توان آن را در خانۀ هر مسیحی ارتدوكس پیدا کرد. این چکیده حاوی دعاهای صبح، مراسم صبحگاهی، ساعتها، دعای عصر، مراسم پس از شام، عشای ربانی، سرود آکاتیست تقدیم به مادر خدا، استغاثه، سرودهای مخصوص عید و روزهای مقدس هر ماه، مراسم هفتۀ مقدس، برنامۀ قرائت انجیل و رسالات در طول یک سال. (یادداشت مترجم)

[2]  این دعا که مخاطب آن مسیح است، در آخر روز پس از شام (Apodeipno) یا دعای قبل از خواب و در جلسات کلیسایی خوانده می‌شود. Apodeipno مراسمی خصوصی است و در بین مسیحیان ارتدوكس بسیار معروف و محبوب است. دو نسخه از آن وجود دارد، نسخۀ طولانی‌تر آن (Mega یا «بزرگ») و نسخۀ کوتاهتر آن (Mikro یا «کوچک») می‌باشد که به لحاظ طولانی بودن متفاوت هستند. «Mega Apodeipno» اغلب با مراسم شبانگاهی ترکیب می‌شود و در شب تعطیلات خاص یا در ایام روزه در کلیسا خوانده می‌شود. (یادداشت مترجم)

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

سه دعای بسیار زیبای دیگر نیز در پایان «جلسۀ پس از شام» یافت می‌شود؛ یکی از آنها خطاب به «مادر مقدس خدا» خوانده می شود: «ای عروس هميشه باکرۀ مطهر و فسادناپذیر خدا...»؛ مخاطب دعای دیگر، خداوندگار ما، عیسی مسیح است: «و آرامی عطا فرما، ای ارباب روح و جسم ما...»؛ مخاطب دعای بعدی، فرشتۀ مقدس و نگهبان است: «ای فرشتۀ مقدس...»

شخصِ مسیحی قبل و بعد از ناهار و شام با خانواده و هر جایی که تنها باشد، دعایی خاص می‌خواند. این دعاها کوتاه بوده و به‌آسانی می‌توان آنها را حفظ کرد. این دو دعا عبارتند از:

 
🔹قبل از صرف غذا

«ای مسیح، خدا، غذا و نوشیدنی خادمین خود را برکت بده، زیرا تو همواره مقدس هستى، اكنون و تا ابد و تا جميع اعصار. آمین.»


🔹پس از صرف غذا

«ای مسیح، خداوندگار ما، تو را سپاس می‌گوییم که ما را با برکات زمینی خود سیر کردی. ما را از ملكوت آسمانی خود نیز محروم مساز، بلکه، همانطور که تو، یگانه نجات‌دهنده، بین شاگردانت آمدی و به ایشان آرامی بخشیدی، نزد ما نیز بیا و نجاتمان ده.»

 باشد كه شخص بخواهد گاه با خانواده بر سر میز شام بنشیند، و تمام اعضای خانواده بتوانند با یکدیگر دعا کنند و بدین نحو، پیوند خانوادگی بین خود و خدا را تقویت کنند.

در خانۀ مسیحیان ارتدوكس، به پیروی از سنتی برگرفته از زمان قدیم و در بهترین اتاق خانه، پردۀ شمائل قرار دارد که در آن، تصاویر مقدس خداوندگار، مادر خدا (Theotokos)، قدیس کلیسای آن ناحیه و دیگر قديسين قرار دارد. خانواده به هنگام جمع شدن در کنار یکدیگر، به خصوص برای دعای شبانگاهی، در مقابل پردۀ شمائل شمع روشن می‌کنند. در تعطیلات مهم و نیز در روزهای شنبه و یکشنبه، سنت مرسوم این است که به نشانۀ احترام، در مقابل شمائل بخور بسوزانند و از بخوردانی که در هر خانه‌ای یافت می‌شود، استفاده کنند. کارهایی نظیر این به ما کمک می‌کند که یک جَوِّ دعا و فضای روحانی ایجاد کنیم که به دل و روحمان نشاط و دلگرمی می‌بخشد.

هر زمان که از کاهن می‌خواهند که جلسات یا مراسم مختلف را برگزار کند، وی این کار را در مقابل پردۀ شمائل انجام می‌دهد؛ مراسمی نظیر برکت خانه یا تدهین مقدس برای عضوی از خانواده که سخت بیمار است؛ یا دعا در مراسم سرور و شادی مانند تولد یک کودک، روز نامگذاری عضوی از خانواده و سایر مراسم. بدین ترتیب، خانه و «کلیسایی که در خانه برپا می‌شود» مبارک می‌گردد (کولسیان‌ ٤ :­۱۵ و فیلیمون ١ :٢).

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه چهاردهم / آرتین
@LessonsOrthodox
تعمید

🔸قسمت دوم

تعمید کودکان
پروتستانها کودکان را تعمید نمی‌دهند، و به ضرورت ایمان قبل از تعمید اصرار دارند، بنابر این گفته خداوند که: «هر که‌ ایمان‌ آورده‌، تعمید یابد نجات‌ یابد »، و همچنین بر این حقیقت اصرار دارند که کودکان به هنگام تعمید معنای آن را درک نمی‌کنند. پس چگونه می‌توان بدون ایمان و درک تعمید گرفت؟
لیکن ما به دلایل زیر بر تعمید کودکان اصرار داریم:
(1) ما نگران حیات ابدی کودکان هستیم چراکه خداوند گفت: «...اگر کسی‌ از آب‌ و روح‌ مولود نگردد، ممکن‌ نیست‌ که‌ داخل‌ ملکوت‌ خدا شود ». پس چگونه می‌توانیم کودکان را تعمید ندهیم و آنان را در برابر داوری الهی قرار دهیم؟ چراکه خداوند کودکان را از جملات فوق‌ معاف نکرد.
(2) کودکان بوسیله تعمید، فرصت زندگی در کلیسا و بهره بردن از رازهای مقدس کلیسا را خواهند یافت. آنان ‌همچنین در کلیسا از تمام آثار فیض الهی در زندگی خود برخوردار خواهند شد. بدین وسیله، ما عملاً کودکان را برای زندگی ایمانی آماده می‌کنیم. اگر کودکان را از کلیسا محروم سازیم، ایمان و آثار فیض را از ایشان سلب می‌نماییم.
(3) کلام خداوند: «هر که‌ ایمان‌ آورده‌، تعمید یابد نجات‌ یابد » برای بالغین است که قادر به درک مفهوم ایمان هستند. به همین دلیل و بنابر همین آیه، ما نمی‌توانیم بالغینی را که ایمان ندارند تعمید دهیم. اما در مورد کودکان، امر خداوند را اجرا می‌کنیم که می‌گوید: «بگذارید کودکان نزد من آیند و ایشان را باز مدارید، زیرا پادشاهی آسمان از آن چنین کسان است ‌».
(4) از نظر ایمان، کودکان ‌همه چیز را می‌پذیرند و بدان ایمان می‌آورند؛ آنان ایمان را انکار نمی‌کنند؛ هنوز شک‌ها و سؤالات و بهانه‌های بزرگسالان بر آنان تأثیر نگذاشته است. چیزی نیست که آنها را از ملکوت خدا محروم سازد. تعمید کودکان مطابق اصل «نجات رایگان» است که پروتستانها به شدت به آن اعتقاد دارند.

(5) اگر ما بخواهیم افراط گونه به مسأله ایمان در تعمید توجه کنیم، همچنین باید بسیاری از بالغینی که هنوز درک کافی از حقیقت و عمق ایمان را ندارند محروم کنیم، همچون بسیاری از روستائیان، کارگران، بی‌سوادان، کم سوادان و تمام کسانی که فکر محدودی دارند و نمی‌توانند حقایق عمیق ایمانی را درک کنند. ممکن است بپرسیم: اندازه ایمان چنین اشخاصی چقدر باید باشد؟ آیا باید آنان را نیز همچون کودکان از تعمید محروم کنیم؟
(6) برخی می‌پرسند: اگر کودک پس از بلوغ ایمان را انکار کند آنوقت چه خواهد شد؟
در آن صورت او مرتد خواهد بود. وی ممکن است با اراده آزاد خود، فیضی را که یافته است رد کند. ما وظیفه خود را نسبت به او انجام داده‌ایم و سایر موارد به خودش مربوط است. او همانند کسی خواهد بود که به روح شروع کرده است و الان با جسم می‌خواهد کامل شود .
(7) آنان که تعمید کودکان را نمی‌پذیرند، حقیقتاً ضرورت تعمید برای نجات را انکار می‌کنند . زیرا اگر آنان ایمان داشته باشند که نجات بوسیله تعمید میسر است، مسأله تعمید کودکانشان نیز مهم خواهد بود.
از آنجا که پروتستانها مصِرّند که تنها ایمان شرط نجات است، و کودکان نیز ایمان ندارند، پس در نظر آنان چه بر سر کودکان تعمید نیافته و بی‌ایمان خواهد آمد؟ آیا آنان بدون ایمان و تعمید نجات خواهند یافت؟ سؤال بی‌پاسخ خواهد ماند.
(8) ما کودکان را تعمید می‌دهیم زیرا کتاب‌مقدس بدان اشاره می‌کند. کتاب‌مقدس به تعمید تمام بستگان و اهل خانه اشاره می‌کند و بی‌شک در میان اهل خانه، کودکان نیز هستند.
در زیر به برخی نمونه‌ها اشاره می‌کنیم:
(الف) تعمید زندانبان فیلیپی: حضرت پولس و حضرت سیلاس به او گفتند: «به‌ خداوند یسوع‌ مسیح‌ ایمان‌ آور که‌ تو و اهل‌ خانه‌ات‌ نجات‌ خواهید یافت‌ ». این بدان معناست که ایمان زندانبان نخستین گام نجات اهل خانه است. به همین دلیل است که بعد از آن نوشته شده: «آنگاه‌ کلام‌ خداوند را برای‌ او و همه کسانی که در خانه‌اش بودند بیان کردند. در همان ساعت از شب، زندانبان آنها را برداشته، زخمهایشان را شست و بی‌درنگ او و همه اهل خانه‌اش تعمید گرفتند ». کتاب‌مقدس کودکان را از سایر اهل خانۀ زندانبان فیلیپی جدا نمی‌کند بلکه می‌گوید: «... او و همه کسانی که در خانه‌اش بودند» که مطمئناً شامل کودکان نیز می‌باشد.
(ب) در مورد تعمید لیدیه، زن ارغوان فروش، نوشته شده: «و چون‌ او و اهل‌ خانه‌اش‌ تعمید یافتند ».
(ج) پولس رسول فرمود: «خاندان‌ استیفان‌ را نیز تعمید دادم‌ ». آیا در تمام خاندان استیفان یک کودک هم نبود؟
(د) کتاب‌مقدس اشاره نکرده که در بین تعداد کثیری از مردم که در روز پنطیکاست تعمید یافتند، کودکان نبودند.

@LessonsOrthodox
(9) تعمید کودکان امری تاریخی است. در اینجا ما به اختلاف‌نظر میان آگوستین قدیس و جروم قدیس درباره منشأ روح – که آیا آفریده شده یا زاده شده است - اشاره می‌کنیم.
حضرت آگوستین گفت که روح همراه انسان زاده شد و حضرت جروم گفت که روح آفریده شد. حضرت آگوستین پرسید: «اگر روح آفریده شود، گناه آدم را به ارث نمی‌برد. پس چرا ما باید کودکان را تعمید دهیم؟ » حضرت جروم نتوانست به این سؤال پاسخ دهد.
(10) هیچ آیه‌ای در مورد منع تعمید کودکان در ‌کتاب‌مقدس دیده نمی‌شود.
(11) ما کودکان را بر حسب ایمان والدینشان تعمید می‌دهیم. در مورد این امر اساساً در کتاب‌مقدس نمونه‌های زیادی وجود دارد:
(الف) چنانکه پیشتر اشاره کردیم، در عهد عتیق، ختنه نماد تعمید است. بنابر عهد بین خدا و ابراهیم، شخص ختنه شده عضو قوم خدا به حساب می‌آمد . می‌دانیم که بنا بر امر خدا، ختنه در روز هشتم پس از تولد انجام می‌شد . پسر هشت روزه در مورد عهد بین خدا و ابراهیم چه می‌دانست؟ تا چه اندازه از عضو شدن در قوم خدا آگاه بود؟ بی‌شک، او از آن هیچ اطلاعی نداشت، اما بر پایه ایمان والدینش به چنین عهدی، ختنه می‌شد. او عضو قوم خدا و وارث وعده‌هایی می‌شد که خدا به ابراهیم داده بود. کودک همه اینها را به واسطه ایمان والدینش کسب می‌کرد.
(ب) عبور از دریای سرخ، یکی از نمادهای تعمید (یا خود تعمید) بود، چنانکه پولس رسول شرح داد . این امر، رهایی از بردگی موت، شیطان و گناه را مهیا کرد. بالغینی که از وعده خدا به موسی آگاه بودند از دریا عبور کردند؛ آنان معنای نجات از بردگی بواسطه دستان خدای قادر مطلق را می‌فهمیدند، و آنگاه که از دریا عبور کردند (تعمید) نجات یافتند. اما در مورد کودکانی که بوسیله پدران و مادران خود حمل و از دریا عبور کردند چه باید گفت؟ البته آنان نیز از بردگی رهایی یافتند. آنان تعمید گرفتند اما نه بر پایه ایمان خود بلکه ایمان والدینشان، زیرا کودک بودند و از وقایع اطلاعی نداشتند.
(ج) نمونه پرمایه و مهم دیگر، نجات کودکان از طریق خون بره فصح به دست فرشته است که تمام نخست‌زادگان مصری را کشت. خداوند به موسی امر کرد که یک بز یا گوسفندِ یک سالۀ نرِ سالم را بکشند و خون آن را بر قائمه‌ها و سردر خانه‌ها بپاشند، و گفت: «خون را خواهم دید و از شما به آن سوی خواهم جهید‌ ».
خون برۀ فصح نمادی از خون مسیح خداوند بود که از طریق آن نجات را بدست آوردیم، چنانکه پولس رسول فرمود: «زیرا که‌ فصح‌ ما مسیح‌ در راه‌ ما ذبح‌ شده‌ است‌ ».
و حال سؤال اینجاست: کودکانی که با خون بره فصح نجات یافتند، چه ایمانی داشتند؟ آنان در مورد عهد بین خدا و موسی یا در مورد فصح و نجات از مرگ از طریق خون بره فصح چه می‌دانستند؟ بی‌شک آنان چیزی در این رابطه نمی‌دانستند، اما از طریق ایمان والدینشان نجات یافتند، والدینی که به خون بره، ثمرات آن و اهمیت خون بره فصح برای نجاتشان ایمان داشتند.
کودکانی که با ختنه شدن، با خون بره فصح و با عبور از دریای سرخ نجات یافتند، تنها پس از بلوغ به تمام آن مسائل عارف شدند. با این حال، نجات را در کودکی بطور رایگان و از طریق ایمان والدینشان دریافت کردند. وقتی کودکان بالغ شدند، عملاً این ایمان را پذیرفتند.

@LessonsOrthodox
سؤال 1:
اگر تعمید همان تولد تازه است، چرا پس از تعمید یافتن گناه می‌کنیم؟
تعمید، طبق تعلیم کتاب‌مقدس(رومیان 6:‌4)، تولد تازه است، اما لغزش ناپذیری را اعطاء نمی‌کند. ما در تعمید به تولد تازه، حیات نو و فیضهای نو می‌رسیم، و طبیعت تازه می‌یابیم. رسول می‌فرماید: «... محض‌ رحمت‌ خود ما را نجات‌ داد به‌ غسل‌ تولد تازه‌ و تازگی‌ای‌ که‌ از روح‌القدس‌ است‌ ». چنین طبیعتی، توانایی و استعداد زندگی روحانی را دارد.
لیکن تا زمانیکه در جسم هستیم، از لغزشها در امان نیستیم. در اینجا ما امتحان می‌شویم و اراده آزاد در انتخاب خوب و بد را داریم زیرا که فیض نو شدن - که در تعمید یافته‌ایم - آزادی ما را از بین نمی‌برد، چراکه شبیه خدا آفریده شده‌ایم. به همین دلیل، ممکن است شخص پاکدامن هفت بار در روز بیافتد و باز برخیزد. ولی ما لغزش ناپذیری و تاج عدالت را در حیات آتی خواهیم یافت. معلم ما پولس رسول در زمانهای آخر خود بارها گفت: «بعد از این‌ تاج‌ عدالت‌ برای‌ من‌ حاضر شده‌ است‌ که‌ خداوند داور عادل‌ در آن‌ روز به‌ من‌ خواهد داد؛ و نه‌ به‌ من‌ فقط‌ بلکه‌ نیز به‌ همه‌ کسانی‌ که‌ ظهور او را دوست‌ می‌دارند ».

سؤال 2
اگر کشیش تعمیددهنده گناهکار باشد، آیا در آن صورت آثار تعمید پابرجا خواهد ماند؟
فیضهایی که در تعمید می‌یابیم را خدا به ما می‌دهد نه کشیش، زیرا او کسی نیست جز خادم خداوند. این فیضها برپایه وعده‌های خدا استوار است و به کشیش تعمیددهنده ارتباطی ندارد.
- روحانی همانند نامه‌رسانی است که نامه شادی بخش را برای شما می‌آورد، اگر او خوش‌رو یا بد‌رو باشد فرقی نمی‌کند، نامه‌ای که به شما می‌رسد شادی بخش است.
- همچنین می‌توانیم کشیش روحانی را با باغبانی مقایسه کنیم که بذرها را بر زمین می‌کارد تا محصول بار آورد؛ چه او گناهکار باشد و چه پاک، مسأله این است که خود بذرها حیات دارند نه دستهای باغبان.
- ممکن است شما با فنجان زرین یا مسی آب بنوشید، اما آب همان آب است.
در مباحثه در مورد تعمید و ثمراتش، باید اصول ایمانی را به صورت عینی مورد بحث قرار دهیم. نباید بر روی موضوعات ذهنی که ما را به قضاوت دیگران هدایت می‌کند - بدون توجه به آن نعمتهایی که خداوند در تعمید، بر مبنای انجیل حقیقی خود، به انسان عطا کرد - دست بگذاریم.

سؤال 3
آن دزد روی صلیب چگونه بدون تعمید نجات یافت؟
ما در جواب می‌گوییم که آن دزد بهترین تعمید را یافت، تعمیدی که همه ما مشتاقش هستیم. تعمید چیست جز مردن با مسیح، چنانکه پولس رسول در رساله رومیان باب 6 به ما می‌آموزد؟ آن دزد حقیقتاً با مسیح مرد و مرگ او، تعمیدش شد. شهیدانی که به وقت آزارها و شکنجه‌ها به مسیح ایمان آورده و در راه او کشته شدند، اما پیش از کشته شدن فرصت تعمید آب را نداشتند، به همین شکل تعمید خون یافتند. مرگ ایشان به عنوان تعمیدشان به حساب آمد زیرا که همچون آن دزد، با مسیح مردند.

سؤال 4
اگر تعمید ضروری است، چرا پولس رسول و سیلاس به زندانبان فیلیپی گفتند: «به‌ خداوند یسوع‌ مسیح‌ ایمان‌ آور که‌ تو و اهل‌ خانه‌ات‌ نجات‌ خواهید یافت‌ » و نگفتند: «ایمان آور و تعمید یاب»؟ آیا همین ثابت نمی‌کند که ایمان برای نجات کافی است؟
جواب این پرسش این است که هر دو رسول با یک بی‌ایمان صحبت می‌کردند. اگر او ایمان نمی‌آورد، هرکاری هم که می‌کرد نجات نمی‌یافت. پس آنان نخست باید او را به ایمان هدایت می‌کردند. اگر او ایمان می‌آورد آنگاه در مورد مسائل ضروری برای نجات صحبت می‌کردند. به همین دلیل است که در ادامه به این دو واقعه می‌رسیم:
(الف) «آنگاه‌ کلام‌ خداوند را برای‌ او و تمامی‌ اهل‌ بیتش‌ بیان‌ کردند ».
(ب) «خود و همه‌ کسانش‌ فی‌الفور تعمید یافتند ».
بنابراین ما نباید تنها به یک آیه اکتفا کنیم و به سایر آیات مربوطه توجه نکنیم. در کنار آیه مربوط به ایمان زندانبان فیلیپی، باید آیه مربوط به تعمید او را نیز قرار دهیم. و در کنار سخنان رسولان یعنی: «ایمان‌ آور که‌ تو و اهل‌ خانه‌ات‌ نجات‌ خواهید یافت‌»، همچنین باید سخنان خداوند را قرار دهیم که می‌گوید: «هر که‌ ایمان‌ آورده‌، تعمید یابد نجات‌ یابد ». به علاوه، تمام آیاتی که مربوط به نجات از طریق تعمید هستند را باید در کنار اینها قرار دهیم، آیاتی همچون اول پطرس 3: 21 و تیتوس 3: 5.

سؤال 5
اگر تعمید اینقدر مهم است، آیا پیامبران عهد عتیق تعمید یافتند؟
اگر حکم تعمید در آن زمان وجود داشت، آنان تعمید می‌یافتند. اما این حکم به مسیحیان داده شد. چرا؟ زیرا تعمید یعنی مردن با مسیح، و مسیح در عهد عتیق هنوز نمرده بود.
پیامبران عهد عتیق، آنچه می‌توانستند در عصر خود انجام دهند، کردند یعنی: نمونه‌های تعمید از جمله ختنه و عبور از دریای سرخ. ایشان ‌همچنان عید فصح را برگزار کردند که نماد خون مسیح بود. ما نباید انتظار داشته باشیم مردم از حکمی اطاعت کنند که برایشان ناآشنا بود.

@LessonsOrthodox
سؤال 6
آیا نجات بوسیله کلام است یا آب؟

آیا گفتار رسول در مورد کلیسا یعنی: «تا آن‌ را به‌ غسل آب‌ بوسیله‌ کلام‌ طاهر ساخته‌، تقدیس‌ نماید » بدین معناست که چون طاهر شدن بوسیله کلام است، پس نجات نیز بوسیله کلام است؟ و در مورد سایر آیاتی که ضرورت کلام را برای نجات نشان می‌دهند چه؟ آیاتی همچون: «تولد تازه‌ یافتید نه‌ از تخم‌ فانی‌ بلکه‌ از غیرفانی‌ یعنی‌ به‌ کلام‌ خدا که‌ زنده‌ و تا ابدالاباد باقی‌ است ‌» و «او محض‌ اراده‌ خود ما را بوسیله‌ کلمه‌ حق تولید نمود » و چرا نمی‌گوید: « بوسیله تولد تازه .... بوسیله تعمید» و «ما را بوسیله تعمید نجات داد»؟
اهمیت آب برای نجات چیست؟
از آنجا که خداوند گفت: «هر که‌ ایمان‌ آورده‌، تعمید یابد نجات‌ یابد»، پس نجات از این طریق حاصل خواهد شد. اما فراز «هر که ایمان آورد» باید از طریق موعظه و تعلیم حاصل شود، زیرا رسول می‌گوید: «پس‌ چگونه‌ بخوانند کسی‌ را که‌ به‌ او ایمان‌ نیاورده‌اند؟ و چگونه‌ ایمان‌ آورند به‌ کسی‌ که‌ خبر او را نشنیده‌اند؟ و چگونه‌ بشنوند بدون‌ واعظ‌؟ ». اهمیت کلمه در اینجا نمایان می‌شود.
ابتدا کلام، ایمان را به بار می‌آورد و سپس با تعمید، نجات و تازگی حیات حاصل می‌شود. اگرچه نجات و تولد تازه از طریق تعمید حاصل می‌شود، اما ابتدا باید کلمه باشد تا شخص را به ایمان هدایت نماید و ایمان منجر به تعمید گردد. به همین دلیل رسول می‌گوید: «ما را بوسیله‌ کلمه‌ حق تولید نمود » و «تولد تازه‌ یافتید ... به‌ کلام‌ خدا » بدین مقصود که «کلام» سرچشمه‌ایست که ما را به همه آنها هدایت می‌کند. و گفته‌های رسول در مورد کلیسا یعنی: «تا آن‌ را به‌ غسل آب‌ بوسیله‌ کلام‌ طاهر ساخته‌، تقدیس‌ نماید » بدین معناست که طاهر شدن با تعمید (یعنی غسل آب) کامل می‌شود و این از طریق کلام است یعنی موعظه و بشارت کلام که ایمان و تعمید را حاصل می‌کند.
مشاهده می‌کنیم که رسول می‌فرماید: «به غسل آب‌ بوسیله‌ کلام» و نمی‌گوید: «به غسل آب یعنی کلام». اگر غسل آب به معنای کلام باشد، در آن صورت نیازی به تکرار نبود. اما «غسل آب‌ بوسیله‌ کلام» به معنای غسل آب است که در اثر کلام انجام می‌پذیرد. بدون کلام و اثرات آن مردم نمی‌توانند غسل آب یعنی تعمید یابند.
همچنین مشاهده می‌کنیم که در فرازهای زیر به کلمه «ایمان» اشاره نشده است: «تولد تازه‌ یافتید .... به‌ کلام‌ خدا» و «ما را بوسیله‌ کلمه‌ حق تولید نمود». آیا کلام بدون ایمان برای تولد تازه کافی است؟ ممکن نیست! واژه «ایمان» بیان نشده است زیراکه خود متن این مفهوم را می‌رساند.
وقتی مفهومشان در خود متن آشکار است، نیازی نیست که کلمات هر بار تکرار شوند. ما نمی‌توانیم هر بار کلماتی چون: کلام، ایمان، تعمید، تولد تازه را تکرار کنیم. موعظه کلام اهمیت خود را دارد و کسی منکر آن نیست. اما با این حال، نمی‌توان در مورد همه گفت: «بوسیله کلمه حق تولید شده» خواه ایمان داشته باشد خواه نداشته باشد. در مورد تعمید نیز به همین گونه است.
فراز «غسل آب‌ بوسیله‌ کلام» دو چیز را نشان می‌دهد: کلام و تعمید. توجه کنید که به کلمه «ایمان» اشاره نشده است زیرا خود متن گویای آن است.
پروتستان ها دائماً بر ایمان تأکید می‌کنند. آیا فقدان کلمه ایمان در
افسسیان 5: 26، یعقوب 1: 18 و اول پطرس 1: 23 به این معناست که ایمان مهم یا ضروری نیست؟ البته که نه. گاهی نبود یک کلمه آن را بی‌اهمیت نمی‌سازد، بلکه متن به خودی خود گویا است. کلمه «تعمید» نیز چنین است.

@LessonsOrthodox
سؤال 7
جایگاه آب در نجات و تولد ثانوی چیست؟

(الف) اگرچه واژه «آب» در فراز «ما را بوسیله‌ کلمه‌ حق تولید نمود» و «تولد تازه‌ یافتید .... به‌ کلام‌ خدا» ذکر نشده است، لیکن در سخنان خداوند به وضوح آمده است: «اگر کسی‌ از آب‌ و روح‌ مولود نگردد، ممکن‌ نیست‌ که‌ داخل‌ ملکوت‌ خدا شود ». در این آیه مشخص است که تولد تازه با آب است، آب به معنای واقعی و نه نمادین.
(ب) همچنین زمانیکه کرنلیوس و همراهانش ایمان آورده به کلیسا ملحق شدند، این امر دیده می‌شود. در این مورد، مردان عادل بوسیله خدا به ایمان دعوت شدند: فرشته‌ای بر کرنلیوس ظاهر شد و پطرس رویایی دید و حکم خداوند را شنید. سپس حضرت پطرس کلام را به ایشان موعظه کرد و روح‌القدس بر همه کسانی که پیام را شنیدند نازل شد و آنان به زبانها سخن گفتند.
آیا این برای تولد ثانوی آنان کافی بود؟ آیا حضرت پطرس می‌توانست به آنان بگوید: «این تولد تازه بر همگی شما مبارک است؟» خیر بلکه حضرت پطرس پس از همه اینها بدیشان گفت: «حال که اینان روح‌القدس را درست همانند ما یافته‌اند، آیا کسی می‌تواند از تعمیدشان در آب مانع گردد؟ پس دستور داد ایشان را در نام یسوع مسیح تعمید دهند ».
نویسنده کتاب اعمال رسولان در مورد این واقعه چنین شرح می‌دهد: «امت‌ها نیز کلام‌ خدا را پذیرفته‌اند ». در اینجا اهمیت آب در کنار اهمیت کلمه دیده می‌شود و واژه «آب» به معنای «کلمه» نیست آنگونه که برخی در رساله افسسیان اشتباه فهمیدند.
(ج) نمونه مبرهن دیگر، تعمید خواجه سرای حبشی است. وقتی او ایمان آورد، کتاب‌مقدس می‌گوید: «و چون‌ در عرض‌ راه‌ به‌ آبی‌ رسیدند، خواجه‌ گفت‌: "اینک‌ آب‌ است‌! از تعمید یافتنم‌ چه‌ چیز مانع‌ می‌باشد؟" فیلپس‌ گفت‌: "هر گاه‌ به‌ تمام‌ دل‌ ایمان‌ آوردی‌، جایز است‌." او در جواب‌ گفت‌: "ایمان‌ آوردم‌ که‌ یسوع مسیح‌ پسر خداست‌." پس‌ حکم‌ کرد تا ارابه‌ را نگاه‌ دارند و فیلپس‌ با خواجه‌سرا هر دو به‌ آب‌ فرود شدند. پس‌ او را تعمید داد ».
این تعمید نیز همانند تعمید کرنلیوس و همراهانش، با آب انجام شد؛ تعمید با آب واقعی بلافاصله پس از موعظه کلام ضروری بود. در این مورد نیز «آب» برابر «کلام» نبود. اگر خواجه سرا با کلام از نو متولد می‌شد و با کلام غسل می‌گرفت، دیگر چه نیازی به آب بود؟
می‌خواهم در مورد موضوع مهمی صحبت کنم:
اهمیت آب و نمادهای آن در کتاب‌مقدس
به منظور درک بیشتر که چرا آب برای غسل و تولد تازه طی راز تعمید انتخاب شده است، باید یادآوری کنیم که حتی در آغاز آفرینش، میان آب و حیات ارتباط وجود داشت. کتاب‌مقدس می‌گوید: «روح‌ خدا سطح‌ آبها را فرو گرفت ‌». و خدا گفت: «آبها به‌ انبوه‌ جانوران‌ پر شود و پرندگان‌ بالای‌ زمین‌ بر روی‌ فلك‌ آسمان‌ پرواز كنند ». پس حیات از آب بیرون آمد و ما می‌توانیم ارتباط میان آب، حیات و روح خدا را مشاهده نماییم.
همچنین در عهد عتیق می‌خوانیم که خدا خود را به آب تشبیه می‌کند آنگاه که مردم را سرزنش کرده می‌گوید: «زیرا قوم‌ من‌ دو كار بد كرده‌اند. مرا كه‌ چشمه‌ آب‌ حیاتم‌ ترك‌ نموده‌ و برای‌ خود حوضها كنده‌اند، یعنی‌ حوضهای‌ شكسته‌ كه‌ آب‌ را نگاه‌ ندارد ». این همبستگی همچنین در کلام مسیح خداوند دیده می‌شود: «"کسی‌ که‌ به‌ من‌ ایمان‌ آورد، چنانکه‌ کتاب‌ می‌گوید، از بطن‌ او نهرهای‌ آب‌ زنده‌ جاری‌ خواهد شد". اما این‌ را گفت‌ درباره‌ روح‌ که‌ هر که‌ به‌ او ایمان‌ آرد او را خواهد یافت‌ زیرا که‌ روح‌القدس‌ هنوز عطا نشده‌ بود، چونکه‌ یسوع تا به‌ حال‌ جلال‌ نیافته‌ بود ».
این سخنان ‌همانند سخنان خداوند در مورد خودش هستند آنگاه که با زن سامری راجع به آب حیات مباحثه می‌کرد: «لیکن‌ کسی‌ که‌ از آبی‌ که‌ من‌ به‌ او می‌دهم بنوشد، ابداً تشنه‌ نخواهد شد، بلکه‌ آن‌ آبی‌ که‌ به‌ او می‌دهم‌ در او چشمه‌ آبی‌ گردد که‌ تا حیات‌ جاودانی‌ می‌جوشد ».
بنابراین آب نمادی از حیات و گاهی نماد خود روح‌القدس است. چه زیباست آن وحی الهی در اولین مزمور در مورد مرد پاکدامن: «پس‌ مثل‌ درختی‌ نشانده‌ نزد نهرهای‌ آب‌ خواهد بود، كه‌ میوة‌ خود را در موسمش‌ می‌دهد، و برگش‌ پژمرده‌ نمی‌گردد و هر آنچه‌ می‌كند نیک‌انجام‌ خواهد بود ». این میوه، همان ثمره روح‌القدس است.
ارتباط میان آب، حیات و روح‌القدس در کتاب‌مقدس از کتاب پیدایش آغاز می‌شود (1: ‌2) و تا انتهای کتاب مکاشفه یوحنا ادامه می‌یابد: «من‌ به‌ هر که‌ تشنه‌ باشد، از چشمه‌ آب‌ حیات‌، مفت‌ خواهم‌ داد » و «و نهری‌ از آب‌ حیات‌ به‌ من‌ نشان‌ داد که درخشنده‌ بود، مانند بلور و از تخت‌ خدا و بره‌ جاری‌ می‌شود » و «... و هر که‌ تشنه‌ باشد، بیاید و هر که‌ خواهش‌ دارد، از آب‌ حیات‌ بی‌قیمت‌ بگیرد ». در عبور از دریای سرخ، آب توأماً نماد حیات و موت بود؛ موت انسان اسیر و حیات انسان آزاد که از آب خارج می‌شود.

@LessonsOrthodox