جواب به اعتراض: روزه در موعد مشخص
روزه در زمان مشخص نيز آموزهاي کتابمقدسي است، چنانچه خداوند در کتاب زکرياي نبي بيان ميدارد: «روزه ماه چهارم و روزه ماه پنجم و روزه ماه هفتم و روزه ماه دهم» (زکریا 8: 19).
علت تعيين زمانهاي مشخص براي روزهداري ميتواند وجود نظم در پرستش جمعي باشد. زمانهاي روزهداري در مسيحيت دلايل مسيحي دارد: هر روزهاي حکمت، اثر و هدف روحاني خاص خود را دارد.
اعتراض: «... مگذاريد کسي محکومتان کند»
رسول نگفت: «مگذاريد کسي در خصوص روزه محکومتان کند» ، بلکه گفت: «مگذاريد کسي در خصوص آنچه ميخوريد و ميآشاميد محکومتان کند». منظور خوراکيهاي ناپاکي بود که براي يهوديان ممنوع شده بود. اين ما را به ياد رويايي که حضرت پطرس در مورد کورنليوس ديده بود مياندازد. رسول سفرهاي بزرگ ديد که در آن انواع خوراکيها بود و صدايي به او ميگفت که آنها را ذبح کند و بخورد. اما پطرس گفت: «"حاشا از من، خداوندا، زيرا هرگز به چيزي حرام يا نجس لب نزده ام!" بار دوم ندا آمد که: "آنچه خدا پاک ساخته است، تو نجس مخوان"». (اعمال 10: 14، 15)
در مورد چنين خوراکيهاي حرام و نجس بود که پولس رسول ميفرمايد: «مگذاريد کسي شما را در خصوص آنچه ميخوريد و ميآشاميد محکومتان کند»، چون در ابتداي مسيحيت، اولين کساني که به مسيحيت گرويدند يهوديان بودند و سعي ميکردند سنتهاي يهودي از جمله نجاسات، تطهير، نگه داشتن روز شبت، اعیاد مربوط به ماه، اعیاد آغاز ماهها و اعیاد مربوط به يهوديان را وارد مسيحيت کنند.
پولس رسول سعی داشت درمقابل يهوديسازي مسيحيت بايستد. به همين دليل ميگويد: «پس مگذاريد کسي در خصوص آنچه ميخوريد و ميآشاميد، يا در خصوص نگاه داشتن اعياد و ماه نو و روز شبات، محکومتان کند. اينها تنها سايه امور آينده بود، اما اصل آنها در مسيح يافت ميشود». (کولسیان 2: 16، 17)
بنابراين آنچه که گفته شده، نه در مورد روزه، بلکه در مورد سنتهاي يهودي بود، که يهوديان مسيحي شده ميخواستند وارد مسيحيت کنند.
☦@LessonsOrthodox
روزه در زمان مشخص نيز آموزهاي کتابمقدسي است، چنانچه خداوند در کتاب زکرياي نبي بيان ميدارد: «روزه ماه چهارم و روزه ماه پنجم و روزه ماه هفتم و روزه ماه دهم» (زکریا 8: 19).
علت تعيين زمانهاي مشخص براي روزهداري ميتواند وجود نظم در پرستش جمعي باشد. زمانهاي روزهداري در مسيحيت دلايل مسيحي دارد: هر روزهاي حکمت، اثر و هدف روحاني خاص خود را دارد.
اعتراض: «... مگذاريد کسي محکومتان کند»
رسول نگفت: «مگذاريد کسي در خصوص روزه محکومتان کند» ، بلکه گفت: «مگذاريد کسي در خصوص آنچه ميخوريد و ميآشاميد محکومتان کند». منظور خوراکيهاي ناپاکي بود که براي يهوديان ممنوع شده بود. اين ما را به ياد رويايي که حضرت پطرس در مورد کورنليوس ديده بود مياندازد. رسول سفرهاي بزرگ ديد که در آن انواع خوراکيها بود و صدايي به او ميگفت که آنها را ذبح کند و بخورد. اما پطرس گفت: «"حاشا از من، خداوندا، زيرا هرگز به چيزي حرام يا نجس لب نزده ام!" بار دوم ندا آمد که: "آنچه خدا پاک ساخته است، تو نجس مخوان"». (اعمال 10: 14، 15)
در مورد چنين خوراکيهاي حرام و نجس بود که پولس رسول ميفرمايد: «مگذاريد کسي شما را در خصوص آنچه ميخوريد و ميآشاميد محکومتان کند»، چون در ابتداي مسيحيت، اولين کساني که به مسيحيت گرويدند يهوديان بودند و سعي ميکردند سنتهاي يهودي از جمله نجاسات، تطهير، نگه داشتن روز شبت، اعیاد مربوط به ماه، اعیاد آغاز ماهها و اعیاد مربوط به يهوديان را وارد مسيحيت کنند.
پولس رسول سعی داشت درمقابل يهوديسازي مسيحيت بايستد. به همين دليل ميگويد: «پس مگذاريد کسي در خصوص آنچه ميخوريد و ميآشاميد، يا در خصوص نگاه داشتن اعياد و ماه نو و روز شبات، محکومتان کند. اينها تنها سايه امور آينده بود، اما اصل آنها در مسيح يافت ميشود». (کولسیان 2: 16، 17)
بنابراين آنچه که گفته شده، نه در مورد روزه، بلکه در مورد سنتهاي يهودي بود، که يهوديان مسيحي شده ميخواستند وارد مسيحيت کنند.
☦@LessonsOrthodox
جواب به اعتراض: روزه گياهخواري
(الف) در ابتدا باید گفت که روزه در کلیسای ما تنها گیاهخواری نیست، بلکه نخوردن خوراکی برای مدت مشخص و سپس خوردن خوراک گیاهی (خوراکی که از محصولاتد حیوانی آماده نشده باشد).
(ب) خوراکیهای گیاهی، خوراکیهایی بود که خدا برای آدم و حوا در بهشت (پیدایش 1: 29) و نیز بعد از اخراجشان از بهشت (پیدایش 3: 18) آماده کرده بود. همه حیوانات نیز از گیاهان یعنی علف سبز تغذیه مینمودند. (پیدایش 1: 30)
(ج) تا قبل از طوفان نوح، کتابمقدس خوردن گوشت را منع کرده بود (پیدایش 9: 3). تا آن زمان جهان آنقدر پست شده بود که خدا طوفان فرستاد.
(د) هنگامی که خدا قوم خود را به صحرای سینا هدایت نمود، به ایشان غذای گیاهی، یعنی منّ، داد (اعداد 11: 7، 8). او تنها زمانی به ایشان اجازه داد که گوشت(سلوی) مصرف کنند که دهان به شکایت گشودند. وقتی ایشان از گوشت خوردند، غضب خداوند بر ایشان افروخته شد و قوم را به بلای بسیار سخت مبتلا ساخت (اعداد 11: 33). و آن مکان را «قِبروت هَتّاوَه» (یعنی قبر شهوتپرستان) نامیدند.
(ﻫ) همچنین یادآوری میکنیم که دانیال و سه دوستش خوراک گیاهی میخوردند. خداوند خوراکشان را برکت داد، و چهرههایشان در بین سایر خادمین فربهتر و نیکوتر بود. (دانیال 1: 12و 15)
دلیل نگاه داشتن روزه گیاهخواری این است که غذای سبکی است و تمایلات جسمانی را تحریک نمیکند و همچنین غذای اصلیایست که خدا برای انسان آماده کرده بود.
جواب به اعتراض: پرهیز از غذاهای خاص
آیه کتابمقدس که پروتستانها بر آن استناد میکنند، در مورد نظام کلیسایی سخن نمیگوید، بلکه میگوید:«... برخي از ايمان رويگردان شده، از ارواح گمراهکننده و تعاليم ديوها پيروي خواهند کرد ... ايشان ازدواج را منع ميکنند و به پرهيز از خوراکهايي فرمان ميدهند که خدا آفريده تا مؤمنان که از حقيقت آگاهند، با شکرگزاري از آن بهرهمند شوند» (اول تیموتائوس 4: 1و 3).
مطمئناً آنچه که حضرت پولس بدان اشاره دارد به مانویان و منداییان (پیروان یوحنای تعمید دهنده؛ همچنین صابئین) برمیگردد که ازدواج و خوردن گوشت و شراب را منع نمودهاند. کلیسا آنان را تکفیر کرده و تمام آن بدعتها را محکوم نموده است.
کلیسا، خوردن گوشت و خوراکیهای مشابه را منع نمیکند بلکه از خوردن آنها در زمان روزه پرهیز میکند نه بدین منظور که آنها نجساند بلکه به عنوان یک عمل زاهدانه.
دانیال فقط خوراکیهای گیاهی خورد و از خوراکیهای دیگر مصرف نکرد، و هرگز محکوم نشد (بنا بر آیات فوقالذکر). یوحنای تعمیددهنده نیز از غذاهای خاص پرهیز نمود و بسیاری از زاهدآنهم چنین رفتار نمودند.
رفتار زاهدانه برای مدت خاص یک مسأله است و منع خوراک مسألهای دیگر. ما باید به یک نکته مهم اشاره کنیم.
اقتدار کليسا در تعيين روزه
کلیسا روزهها را مشخص کرد و قوانین روحانی و مواعید آن را بر حسب زمینههای روحانی تعیین نمود. بنابراین کلیسا روزهها را همچون اعمال روحانی ضروری نگاه میدارد. کلیسا، حق مقرر نمودن پرستشهای روحانی را برای اعضای خود دارد. اینجاست که کلیسا به مأموریت خود عمل میکند:
«... هرآنچه بر زمین ببندید، در آسمان بسته خواهد شد؛ و هرآنچه بر زمین بگشایید، در آسمان گشوده خواهد شد» (متی 18:18).
بنابراین نظام کلیسایی اساس کتابمقدسی دارد.
اما برادران پروتستان ما به منظور قبول استقلال و آزادی فردی، جماعت خود را از فوائد روزه محروم داشتهاند بطوری که متأسفانه، روزهداری تقریباً معدوم شده است.
وجود یک نظام جامع برای هر شخص لازم است و این عمل، آزادی او را سلب نمیکند بلکه آن را منظم میسازد.
☦@LessonsOrthodox
(الف) در ابتدا باید گفت که روزه در کلیسای ما تنها گیاهخواری نیست، بلکه نخوردن خوراکی برای مدت مشخص و سپس خوردن خوراک گیاهی (خوراکی که از محصولاتد حیوانی آماده نشده باشد).
(ب) خوراکیهای گیاهی، خوراکیهایی بود که خدا برای آدم و حوا در بهشت (پیدایش 1: 29) و نیز بعد از اخراجشان از بهشت (پیدایش 3: 18) آماده کرده بود. همه حیوانات نیز از گیاهان یعنی علف سبز تغذیه مینمودند. (پیدایش 1: 30)
(ج) تا قبل از طوفان نوح، کتابمقدس خوردن گوشت را منع کرده بود (پیدایش 9: 3). تا آن زمان جهان آنقدر پست شده بود که خدا طوفان فرستاد.
(د) هنگامی که خدا قوم خود را به صحرای سینا هدایت نمود، به ایشان غذای گیاهی، یعنی منّ، داد (اعداد 11: 7، 8). او تنها زمانی به ایشان اجازه داد که گوشت(سلوی) مصرف کنند که دهان به شکایت گشودند. وقتی ایشان از گوشت خوردند، غضب خداوند بر ایشان افروخته شد و قوم را به بلای بسیار سخت مبتلا ساخت (اعداد 11: 33). و آن مکان را «قِبروت هَتّاوَه» (یعنی قبر شهوتپرستان) نامیدند.
(ﻫ) همچنین یادآوری میکنیم که دانیال و سه دوستش خوراک گیاهی میخوردند. خداوند خوراکشان را برکت داد، و چهرههایشان در بین سایر خادمین فربهتر و نیکوتر بود. (دانیال 1: 12و 15)
دلیل نگاه داشتن روزه گیاهخواری این است که غذای سبکی است و تمایلات جسمانی را تحریک نمیکند و همچنین غذای اصلیایست که خدا برای انسان آماده کرده بود.
جواب به اعتراض: پرهیز از غذاهای خاص
آیه کتابمقدس که پروتستانها بر آن استناد میکنند، در مورد نظام کلیسایی سخن نمیگوید، بلکه میگوید:«... برخي از ايمان رويگردان شده، از ارواح گمراهکننده و تعاليم ديوها پيروي خواهند کرد ... ايشان ازدواج را منع ميکنند و به پرهيز از خوراکهايي فرمان ميدهند که خدا آفريده تا مؤمنان که از حقيقت آگاهند، با شکرگزاري از آن بهرهمند شوند» (اول تیموتائوس 4: 1و 3).
مطمئناً آنچه که حضرت پولس بدان اشاره دارد به مانویان و منداییان (پیروان یوحنای تعمید دهنده؛ همچنین صابئین) برمیگردد که ازدواج و خوردن گوشت و شراب را منع نمودهاند. کلیسا آنان را تکفیر کرده و تمام آن بدعتها را محکوم نموده است.
کلیسا، خوردن گوشت و خوراکیهای مشابه را منع نمیکند بلکه از خوردن آنها در زمان روزه پرهیز میکند نه بدین منظور که آنها نجساند بلکه به عنوان یک عمل زاهدانه.
دانیال فقط خوراکیهای گیاهی خورد و از خوراکیهای دیگر مصرف نکرد، و هرگز محکوم نشد (بنا بر آیات فوقالذکر). یوحنای تعمیددهنده نیز از غذاهای خاص پرهیز نمود و بسیاری از زاهدآنهم چنین رفتار نمودند.
رفتار زاهدانه برای مدت خاص یک مسأله است و منع خوراک مسألهای دیگر. ما باید به یک نکته مهم اشاره کنیم.
اقتدار کليسا در تعيين روزه
کلیسا روزهها را مشخص کرد و قوانین روحانی و مواعید آن را بر حسب زمینههای روحانی تعیین نمود. بنابراین کلیسا روزهها را همچون اعمال روحانی ضروری نگاه میدارد. کلیسا، حق مقرر نمودن پرستشهای روحانی را برای اعضای خود دارد. اینجاست که کلیسا به مأموریت خود عمل میکند:
«... هرآنچه بر زمین ببندید، در آسمان بسته خواهد شد؛ و هرآنچه بر زمین بگشایید، در آسمان گشوده خواهد شد» (متی 18:18).
بنابراین نظام کلیسایی اساس کتابمقدسی دارد.
اما برادران پروتستان ما به منظور قبول استقلال و آزادی فردی، جماعت خود را از فوائد روزه محروم داشتهاند بطوری که متأسفانه، روزهداری تقریباً معدوم شده است.
وجود یک نظام جامع برای هر شخص لازم است و این عمل، آزادی او را سلب نمیکند بلکه آن را منظم میسازد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 3 - یک ایماندار ارتدوکس خدا را پرستش میکند
🔸فصل 36 - چرخۀ اعیاد هفتگی
✅ کلیسای ارتدوكس چگونه از هر روز هفته برای خیریت روحانی ایماندار استفاده میکند؟
از همان روز رستاخیزِ خداوندگار «در نخستین روز هفته» (مرقس ١٦ :۲)، کلیسا این روز را بهعنوان «روز خداوندگار» به رسمیت شناخته است (به یونانی: «کیریاکه»). از آن پس، کلیسا رستاخیز مسیح را در طول جریان سالِ کامل جشن میگیرد (به جز دو یکشنبه که عبارتند از پنطیکاست و یکشنبۀ نخل). کلیسا روز استراحت (سبت) را نیز از شنبه به یکشنبه انتقال داده است. آیین نیایش هر یکشنبه بدون وقفه در تمامی کلیساها اتفاق میافتد و جماعت ایمانداران برای پرستش عمومی حاضر میشوند. کلیسا برای ضرورت شرکت تمام ایمانداران در آیین نیایش یکشنبه اهمیت بسزایی قائل است. بهطور خاص، پدران کلیسا در کانُن شمارۀ ۸۰ از ششمین شورای جهانی اعلان کردند که اگر یک مسیحی تعمیدیافته بدون دلیل جدی و موجه، در سه یکشنبۀ متوالی شرکت نکند، از عضویت کلیسا محروم میگردد.
از آنجا که یکشنبه، روز رستاخیز و شادی است، در این روز روزه نمیگیرند. درطول این روز ایمانداران سعی میکنند برای بهرهمند شدن از فوائد روحانی، اعمال محبتآمیز و خیرخواهانه انجام دهند. کلمۀ «کیریاکه» دقیقاً بیانگر این است که ما این روز را به طور کامل به «کیرییوس» (یعنی «خداوندگار») اختصاص میدهیم.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 3 - یک ایماندار ارتدوکس خدا را پرستش میکند
🔸فصل 36 - چرخۀ اعیاد هفتگی
✅ کلیسای ارتدوكس چگونه از هر روز هفته برای خیریت روحانی ایماندار استفاده میکند؟
از همان روز رستاخیزِ خداوندگار «در نخستین روز هفته» (مرقس ١٦ :۲)، کلیسا این روز را بهعنوان «روز خداوندگار» به رسمیت شناخته است (به یونانی: «کیریاکه»). از آن پس، کلیسا رستاخیز مسیح را در طول جریان سالِ کامل جشن میگیرد (به جز دو یکشنبه که عبارتند از پنطیکاست و یکشنبۀ نخل). کلیسا روز استراحت (سبت) را نیز از شنبه به یکشنبه انتقال داده است. آیین نیایش هر یکشنبه بدون وقفه در تمامی کلیساها اتفاق میافتد و جماعت ایمانداران برای پرستش عمومی حاضر میشوند. کلیسا برای ضرورت شرکت تمام ایمانداران در آیین نیایش یکشنبه اهمیت بسزایی قائل است. بهطور خاص، پدران کلیسا در کانُن شمارۀ ۸۰ از ششمین شورای جهانی اعلان کردند که اگر یک مسیحی تعمیدیافته بدون دلیل جدی و موجه، در سه یکشنبۀ متوالی شرکت نکند، از عضویت کلیسا محروم میگردد.
از آنجا که یکشنبه، روز رستاخیز و شادی است، در این روز روزه نمیگیرند. درطول این روز ایمانداران سعی میکنند برای بهرهمند شدن از فوائد روحانی، اعمال محبتآمیز و خیرخواهانه انجام دهند. کلمۀ «کیریاکه» دقیقاً بیانگر این است که ما این روز را به طور کامل به «کیرییوس» (یعنی «خداوندگار») اختصاص میدهیم.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔹* دوشنبه: کلیسا روز دوم هفته را به محترم شمردن فرشتگان مقدس اختصاص داده است که بدون وقفه خدای تثلیث را ستایش میکنند، او را جلال میدهند، ارادۀ او را انجام میدهند و با کمال میل از ایمانداران حفاظت کرده، ایشان را هدایت میکنند تا به مقصدشان برسند. ما هر دو شنبه در کلیسا با سرودها ایشان را مخاطب قرار میدهیم، به ایشان احترام میگذاریم و از ایشان بهخاطر محبتشان سپاس میگوییم و از آنان میخواهیم که از محافظت از ما دست نکشند. در عین حال، به یاد داشتن فرشتهها ایمانداران را تشویق میکند که تا حد ممکن در زندگی خویش از ایشان سرمشق گیرند تا با «رفتاری فرشتهخو» زندگی نمایند.
🔹* سه شنبه: سه شنبه به یحیی تعمیددهنده، آن پیشروِ مکرّم اختصاص داده میشود، همان که عیسی دربارۀ وی فرمود: «آمین، به شما میگویم، که بزرگتر از یحیى تعمیددهنده از مادر زاده نشده است» (متی ۱۱:۱۱). به همین دلیل، کلیسا پس از مادر خدا، برای وی احترام خاصی قائل است، نه فقط در وقایع خاص زندگیاش، بلکه در هر سه شنبه.
🔹*چهارشنبه. این روز به «تئوتوکوس»، یعنی مادر مقدس خدا اختصاص داده میشود؛ او پس از مسیح مقدسترین فرد در میان تمام انسانهاست. بهخاطر افتخار والایی که خدا نصیب او کرد تا پسر خدا را «از روحالقدس» به این دنیا بیاورد، حتی فرشتگان مقدس نیز او را حرمت نهاده، جلال میدهند. ما نیز در این روز قدردانی خود را نسبت به مادر خدا ابراز میداریم، زیرا او مادر ما نیز هست، چرا که وسیلۀ نجات ما شد و هرگز از شفاعت کردن برای ما نزد پسر و خدایش باز نمیایستد.
همانطور که قبلاً گفتیم، از آنجا که روز چهارشنبه بود که شورای یهودیان با یهودا به توافق رسیدند که وی به عیسی خیانت کند، در این روز روزه میگیریم.
🔹* پنجشنبه. پنجشنبه روزی است که به رسولان مقدس اختصاص داده میشود، کسانی که انجیل را به دنیا و همچنین به جانشینان خویش، یعنی اسقفهای مقدس کلیسا موعظه کردند، خصوصاً به اسقف برجستهای چون قدیسْ نیکولاس، اسقف میرا و لیسیای آسیای صغیر.
🔹* جمعه. نام یونانی این روز از ایام قدیم، «پاراسکهوِه» (= روز تهیه یا تدارک) است، زیرا آن زمان که شنبه روز استراحت (شبّات/سبت) بود و انجام هیچ کاری مجاز نبود، همۀ چیزهای مورد نیاز برای شنبه بایستی در روز جمعه تهیه میشد.
مطابق با اناجیل مقدس (مرقس ١٥ :۴۲)، جمعه روز مصلوب شدن خداوندگار است. به همین دلیل کلیسا جمعه را بهعنوان روز روزه تعیین کرد، آن هم برای نشان دادن ماتم و توبۀ ما برای گناهانمان که باعث شد مسیح جان فدا کند. سرودهای روز بیانگر حقایقی فوقالعاده دربارۀ نجات جهان از طریق رنجهای ناگوار و قربانی مسیح بر روی صلیب میباشند.
🔹* شنبه: معادل عبری کلمۀ شنبه، شبّات است، به معنای استراحت. کلمۀ شبّات در دنیای یونانیزبان به همین شکل باقی مانده، حتی پس از آنکه روز استراحت به یکشنبه منتقل شد. وقتی خداوندگار بر صلیب میخکوب شد و«دمِ آخر برکشید» (مرقس ١٥ :۳۷)، «به حسب جسم مرد، امّا با متحد شدن روحش با خدا، و به آن روح نيز رفت و موعظه نمود به ارواحى كه در زندان در هاويه به سر میبردند» (م.ک. ۱-پطرس ٣ :۱۸-۱۹؛ منظور از «هاويه»، همان عالم مردگان است که به عبری «شِئول» گفته میشود و به یونانی «هادِس»). از این رو، مسیح تمام روز شنبه را با ارواحی که در «هاويه» بود ند، سپری کرد. به همین دلیل است که کلیسا این روز را به شهیدان ایمان اختصاص میدهد که در شهادت از مسیح الگو گرفتند، همچنین به ارواح تمام «مسیحیان پرهیزگار تمامی عصرها که خوابیدهاند.» ما نزد خدای رحیم دعا و تقاضا میکنیم تا در پادشاهی آسمان ارواح ایشان در میان افراد عادل و مقدس آرامی یابد. بهشکلی خاصتر، در دو تا شنبه از سال (شنبۀ قبل از یکشنبۀ Meat Fare/حذف گوشت، و شنبۀ قبل از پنطيكاست) که «شنبههای روحها» نامگذاری شده، مراسم یادبود عمومی برگزار میشود و تمام مسیحیان ارتدوكس به کلیسا میآیند و از آرامگاه عزیزانشان دیدار کرده، برایشان دعا میکنند.
کلیسا شنبه را به روز «استراحت» خداوندگار اختصاص داده «که در آن پسر یگانۀ خدا از تمامی کارهای خویش بیاسود و با معافیت مرگ در جسم استراحت نمود.» [ Doxastikon ] سرودی که پس از سرود نیایش خدای تثلیث خوانده میشود)، از جمله دعاهای شامگاهی شنبۀ مقدس]. به همین دلیل، در روزهای شنبه- بهجز شنبۀ نیکو- روزه نمیگیرند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔹* دوشنبه: کلیسا روز دوم هفته را به محترم شمردن فرشتگان مقدس اختصاص داده است که بدون وقفه خدای تثلیث را ستایش میکنند، او را جلال میدهند، ارادۀ او را انجام میدهند و با کمال میل از ایمانداران حفاظت کرده، ایشان را هدایت میکنند تا به مقصدشان برسند. ما هر دو شنبه در کلیسا با سرودها ایشان را مخاطب قرار میدهیم، به ایشان احترام میگذاریم و از ایشان بهخاطر محبتشان سپاس میگوییم و از آنان میخواهیم که از محافظت از ما دست نکشند. در عین حال، به یاد داشتن فرشتهها ایمانداران را تشویق میکند که تا حد ممکن در زندگی خویش از ایشان سرمشق گیرند تا با «رفتاری فرشتهخو» زندگی نمایند.
🔹* سه شنبه: سه شنبه به یحیی تعمیددهنده، آن پیشروِ مکرّم اختصاص داده میشود، همان که عیسی دربارۀ وی فرمود: «آمین، به شما میگویم، که بزرگتر از یحیى تعمیددهنده از مادر زاده نشده است» (متی ۱۱:۱۱). به همین دلیل، کلیسا پس از مادر خدا، برای وی احترام خاصی قائل است، نه فقط در وقایع خاص زندگیاش، بلکه در هر سه شنبه.
🔹*چهارشنبه. این روز به «تئوتوکوس»، یعنی مادر مقدس خدا اختصاص داده میشود؛ او پس از مسیح مقدسترین فرد در میان تمام انسانهاست. بهخاطر افتخار والایی که خدا نصیب او کرد تا پسر خدا را «از روحالقدس» به این دنیا بیاورد، حتی فرشتگان مقدس نیز او را حرمت نهاده، جلال میدهند. ما نیز در این روز قدردانی خود را نسبت به مادر خدا ابراز میداریم، زیرا او مادر ما نیز هست، چرا که وسیلۀ نجات ما شد و هرگز از شفاعت کردن برای ما نزد پسر و خدایش باز نمیایستد.
همانطور که قبلاً گفتیم، از آنجا که روز چهارشنبه بود که شورای یهودیان با یهودا به توافق رسیدند که وی به عیسی خیانت کند، در این روز روزه میگیریم.
🔹* پنجشنبه. پنجشنبه روزی است که به رسولان مقدس اختصاص داده میشود، کسانی که انجیل را به دنیا و همچنین به جانشینان خویش، یعنی اسقفهای مقدس کلیسا موعظه کردند، خصوصاً به اسقف برجستهای چون قدیسْ نیکولاس، اسقف میرا و لیسیای آسیای صغیر.
🔹* جمعه. نام یونانی این روز از ایام قدیم، «پاراسکهوِه» (= روز تهیه یا تدارک) است، زیرا آن زمان که شنبه روز استراحت (شبّات/سبت) بود و انجام هیچ کاری مجاز نبود، همۀ چیزهای مورد نیاز برای شنبه بایستی در روز جمعه تهیه میشد.
مطابق با اناجیل مقدس (مرقس ١٥ :۴۲)، جمعه روز مصلوب شدن خداوندگار است. به همین دلیل کلیسا جمعه را بهعنوان روز روزه تعیین کرد، آن هم برای نشان دادن ماتم و توبۀ ما برای گناهانمان که باعث شد مسیح جان فدا کند. سرودهای روز بیانگر حقایقی فوقالعاده دربارۀ نجات جهان از طریق رنجهای ناگوار و قربانی مسیح بر روی صلیب میباشند.
🔹* شنبه: معادل عبری کلمۀ شنبه، شبّات است، به معنای استراحت. کلمۀ شبّات در دنیای یونانیزبان به همین شکل باقی مانده، حتی پس از آنکه روز استراحت به یکشنبه منتقل شد. وقتی خداوندگار بر صلیب میخکوب شد و«دمِ آخر برکشید» (مرقس ١٥ :۳۷)، «به حسب جسم مرد، امّا با متحد شدن روحش با خدا، و به آن روح نيز رفت و موعظه نمود به ارواحى كه در زندان در هاويه به سر میبردند» (م.ک. ۱-پطرس ٣ :۱۸-۱۹؛ منظور از «هاويه»، همان عالم مردگان است که به عبری «شِئول» گفته میشود و به یونانی «هادِس»). از این رو، مسیح تمام روز شنبه را با ارواحی که در «هاويه» بود ند، سپری کرد. به همین دلیل است که کلیسا این روز را به شهیدان ایمان اختصاص میدهد که در شهادت از مسیح الگو گرفتند، همچنین به ارواح تمام «مسیحیان پرهیزگار تمامی عصرها که خوابیدهاند.» ما نزد خدای رحیم دعا و تقاضا میکنیم تا در پادشاهی آسمان ارواح ایشان در میان افراد عادل و مقدس آرامی یابد. بهشکلی خاصتر، در دو تا شنبه از سال (شنبۀ قبل از یکشنبۀ Meat Fare/حذف گوشت، و شنبۀ قبل از پنطيكاست) که «شنبههای روحها» نامگذاری شده، مراسم یادبود عمومی برگزار میشود و تمام مسیحیان ارتدوكس به کلیسا میآیند و از آرامگاه عزیزانشان دیدار کرده، برایشان دعا میکنند.
کلیسا شنبه را به روز «استراحت» خداوندگار اختصاص داده «که در آن پسر یگانۀ خدا از تمامی کارهای خویش بیاسود و با معافیت مرگ در جسم استراحت نمود.» [ Doxastikon ] سرودی که پس از سرود نیایش خدای تثلیث خوانده میشود)، از جمله دعاهای شامگاهی شنبۀ مقدس]. به همین دلیل، در روزهای شنبه- بهجز شنبۀ نیکو- روزه نمیگیرند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 3 - یک ایماندار ارتدوکس خدا را پرستش میکند
🔸فصل 37 - اعیاد و فصلهای مسیحی
✅ مهمترین تعطیلات مسیحی که مربوط به خداوندگار میباشند، کدامند؟
کلیسای ما با حکمت و تحت الهام روحالقدس که هادی اوست، تمام وقایع زندگی خداوندگارمان عیسی مسیح را در طول یک سال کامل مشخص کرده است، از تجسم او «از روحالقدس و مریم باکره» تا رستاخیز و صعودش به آسمانها. کلیسا این وقایع فوقالعاده و رهاییبخش کل جامعۀ بشری را در جماعتهای رسمی ایمانداران، در کلیساهای مقدس و با انواع مختلف فعالیتها برگزار میکند. در مرکز هر مراسمی، آیین نیایش قرار دارد که در آن کل زندگی و کار خداوندگارْ عیسی مسیح تکرار میشود. ما در آنجا حضور زندۀ او را داریم، چنانکه بر ما تأیید نموده است: «آمین آمین به شما میگویم... کسی که بدن مرا میخورَد و خون مرا مینوشد، در من ساکن میشود و من در او.» (یوحنا ٦ :۵۳، ۵۶).
ما در هریک از این اعیاد که در طول سال برگزار میشوند، مانند سایر مراسم مختلف صرفاً آن واقعه را یادآوری نمیکنیم، بلکه فعالانه در آنها شرکت میجوییم؛ زیرا این وقایع با ما بیارتباط نیستند. از آنجایی که با تعمید مقدس با مسیح متحد میشویم، وقایع زندگی او مستقیماً به ما مربوط هستند. قبلاً اشاره کردیم که از طریق «زمان آیینی» هر آنچه عیسی مسیح به عنوان خدا-انسان دو هزار سال پیش در جلیل تجربه کرد، برای ما نیز دوباره زنده میشوند تا ما هم شخصاً در آنها شرکت داشته باشیم. به همین دلیل است که فعل حال و کلمۀ «امروز» در سرودها و دعاهای این اعیاد متداول میباشند؛ بهعنوان مثال: در عید اعلان یا بشارت: «امروز جبرائیل خبر خوش را به آن یگانه متبارک میدهد»؛ در عید تولد مسیح: «امروز از باکره به دنیا آمد...»؛ در روز تعمید عیسی: «امروز طبیعت آبها تقدیس یافتهاند...»؛ در جمعۀ مقدس و بزرگ: «باکره امروز تو را بر صلیب میبیند...»؛ در عید قیام: «پِسَح مقدس امروز به ما داده شده است...» نقش ایمانداران در تمام این وقایع تاریخ جهان تنها یک تماشاچی نیست که روی صندلی استادیوم نشسته باشد، بلکه ایشان به میدان میآیند و نقشی فعال در این اتفاقات ایفا میکنند.
یک بار دیگر سرودهای اعیاد ما را فرا میخوانند: «ای ایمانداران، بیایید ببینیم مسیح کجا متولد شد. پس بیایید مسیری را که ستاره به ما نشان میدهد، برویم...» (در روز کریسمس)؛ «بیایید ما نیز مسیح را ملاقات کنیم و او را با سرودهایی الهامگرفته از خدا دریافت کنیم...» (در عید تقدیم خداوندگار در معبد)؛ «آنگاه که خداوندگار داشت به استقبال قربانی داوطلبانۀ خویش میرفت...» (در سه شنبۀ بزرگ و مقدس)؛ «پس بیایید ما نیز با فکرهایی پاک، با او گام برداریم، با او مصلوب شویم و برای او و لذتهای دنیا بمیریم، تا با او زیست کنیم...» (در دوشنبۀ مقدس و بزرگ)؛ «هر روز صبح زود بیدار شویم و در جایگاه مُر سرود تقدیم خداوندگار کنیم و ببینیم که مسیح نیز...» (دعای صبحگاهی روز رستاخیز)؛ «ای عیسی، ای دوستداشتنیترین که مادر خدا را که تو را به دنیا آورد غرق در شادی کردی، همچنین شاگردانت را به هنگام صعودت، ما را نیز لایق شادی آنانی که برگزیدهای بگردان...» (در عید صعود).
از این چند خط سرود کلیسایی که از اعیاد مختلف گرفته شدهاند، میفهمیم که زندگیمان با مشارکت هشیارانۀ ما در اعیاد خداوندگارمان، در طول یک سال به طرز رازآلودی با زندگی مسیح پیوند خورده است و «همچون مسیح»، «همچون خدا» میشود و تقدیس میگردد.
کلیسای ما این اصل را بنیان نهاده که اعیاد مسیح یا «اعیاد ارباب»- آن را با این اسم میخوانند[1]- ممکن است روزهای بیشتری به طول بینجامد تا تاٴثیرعمیقتر و بیشتری بر زندگی ایماندار داشته باشند.
از این رو، قبل و بعد از عید اصلی، روزهای پیش از عید و پس از عید را داریم. هر چقدر آن واقعه بزرگتر باشد، مراسم آن روزهای بیشتری به طول میانجامد. کلیسا برای حمایت ایمانداران در نبرد روحانی و رساندن منفعت بیشتر به ایشان، قبل از «اعیاد ارباب»، یک دورۀ روزه را تعیین کرده است.
دو «چرخه» یا فصل بزرگ از «اعیاد ارباب» وجود دارد، که یکی از آنها بر ولادت مسیح و دیگری بر مصلوب شدن و رستاخیز او تمرکز دارد. سایر اعیاد خداوندگار کوتاهتر هستند و دورۀ پیش و پس از عید هر کدام به مدت یک هفته به طول میانجامد.
بیایید دو فصل را با جزئیات بررسی کنیم.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔆بخش 3 - یک ایماندار ارتدوکس خدا را پرستش میکند
🔸فصل 37 - اعیاد و فصلهای مسیحی
✅ مهمترین تعطیلات مسیحی که مربوط به خداوندگار میباشند، کدامند؟
کلیسای ما با حکمت و تحت الهام روحالقدس که هادی اوست، تمام وقایع زندگی خداوندگارمان عیسی مسیح را در طول یک سال کامل مشخص کرده است، از تجسم او «از روحالقدس و مریم باکره» تا رستاخیز و صعودش به آسمانها. کلیسا این وقایع فوقالعاده و رهاییبخش کل جامعۀ بشری را در جماعتهای رسمی ایمانداران، در کلیساهای مقدس و با انواع مختلف فعالیتها برگزار میکند. در مرکز هر مراسمی، آیین نیایش قرار دارد که در آن کل زندگی و کار خداوندگارْ عیسی مسیح تکرار میشود. ما در آنجا حضور زندۀ او را داریم، چنانکه بر ما تأیید نموده است: «آمین آمین به شما میگویم... کسی که بدن مرا میخورَد و خون مرا مینوشد، در من ساکن میشود و من در او.» (یوحنا ٦ :۵۳، ۵۶).
ما در هریک از این اعیاد که در طول سال برگزار میشوند، مانند سایر مراسم مختلف صرفاً آن واقعه را یادآوری نمیکنیم، بلکه فعالانه در آنها شرکت میجوییم؛ زیرا این وقایع با ما بیارتباط نیستند. از آنجایی که با تعمید مقدس با مسیح متحد میشویم، وقایع زندگی او مستقیماً به ما مربوط هستند. قبلاً اشاره کردیم که از طریق «زمان آیینی» هر آنچه عیسی مسیح به عنوان خدا-انسان دو هزار سال پیش در جلیل تجربه کرد، برای ما نیز دوباره زنده میشوند تا ما هم شخصاً در آنها شرکت داشته باشیم. به همین دلیل است که فعل حال و کلمۀ «امروز» در سرودها و دعاهای این اعیاد متداول میباشند؛ بهعنوان مثال: در عید اعلان یا بشارت: «امروز جبرائیل خبر خوش را به آن یگانه متبارک میدهد»؛ در عید تولد مسیح: «امروز از باکره به دنیا آمد...»؛ در روز تعمید عیسی: «امروز طبیعت آبها تقدیس یافتهاند...»؛ در جمعۀ مقدس و بزرگ: «باکره امروز تو را بر صلیب میبیند...»؛ در عید قیام: «پِسَح مقدس امروز به ما داده شده است...» نقش ایمانداران در تمام این وقایع تاریخ جهان تنها یک تماشاچی نیست که روی صندلی استادیوم نشسته باشد، بلکه ایشان به میدان میآیند و نقشی فعال در این اتفاقات ایفا میکنند.
یک بار دیگر سرودهای اعیاد ما را فرا میخوانند: «ای ایمانداران، بیایید ببینیم مسیح کجا متولد شد. پس بیایید مسیری را که ستاره به ما نشان میدهد، برویم...» (در روز کریسمس)؛ «بیایید ما نیز مسیح را ملاقات کنیم و او را با سرودهایی الهامگرفته از خدا دریافت کنیم...» (در عید تقدیم خداوندگار در معبد)؛ «آنگاه که خداوندگار داشت به استقبال قربانی داوطلبانۀ خویش میرفت...» (در سه شنبۀ بزرگ و مقدس)؛ «پس بیایید ما نیز با فکرهایی پاک، با او گام برداریم، با او مصلوب شویم و برای او و لذتهای دنیا بمیریم، تا با او زیست کنیم...» (در دوشنبۀ مقدس و بزرگ)؛ «هر روز صبح زود بیدار شویم و در جایگاه مُر سرود تقدیم خداوندگار کنیم و ببینیم که مسیح نیز...» (دعای صبحگاهی روز رستاخیز)؛ «ای عیسی، ای دوستداشتنیترین که مادر خدا را که تو را به دنیا آورد غرق در شادی کردی، همچنین شاگردانت را به هنگام صعودت، ما را نیز لایق شادی آنانی که برگزیدهای بگردان...» (در عید صعود).
از این چند خط سرود کلیسایی که از اعیاد مختلف گرفته شدهاند، میفهمیم که زندگیمان با مشارکت هشیارانۀ ما در اعیاد خداوندگارمان، در طول یک سال به طرز رازآلودی با زندگی مسیح پیوند خورده است و «همچون مسیح»، «همچون خدا» میشود و تقدیس میگردد.
کلیسای ما این اصل را بنیان نهاده که اعیاد مسیح یا «اعیاد ارباب»- آن را با این اسم میخوانند[1]- ممکن است روزهای بیشتری به طول بینجامد تا تاٴثیرعمیقتر و بیشتری بر زندگی ایماندار داشته باشند.
از این رو، قبل و بعد از عید اصلی، روزهای پیش از عید و پس از عید را داریم. هر چقدر آن واقعه بزرگتر باشد، مراسم آن روزهای بیشتری به طول میانجامد. کلیسا برای حمایت ایمانداران در نبرد روحانی و رساندن منفعت بیشتر به ایشان، قبل از «اعیاد ارباب»، یک دورۀ روزه را تعیین کرده است.
دو «چرخه» یا فصل بزرگ از «اعیاد ارباب» وجود دارد، که یکی از آنها بر ولادت مسیح و دیگری بر مصلوب شدن و رستاخیز او تمرکز دارد. سایر اعیاد خداوندگار کوتاهتر هستند و دورۀ پیش و پس از عید هر کدام به مدت یک هفته به طول میانجامد.
بیایید دو فصل را با جزئیات بررسی کنیم.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🏵دورۀ اول:
تعطیلات مربوط به ظهور الهی مسیح بر روی زمین.
🔺کریسمس (عید میلاد)
تجسم شخص دوم تثلیث اقدس، پسر و کلمۀ خدا، به لحاظ رهایی و نجات، از بیشترین اهمیت برای انسان برخوردار است. پدران کلیسا که در این واقعۀ غیرقابل درک کَند و کاو نمودهاند، هدف آن را در دو جمله تعریف کردهاند: «خدا انسان شد تا انسان خدا شود.» کلیسا برای آمادگی روحانی ایمانداران یک دورۀ چهل روزه برای روزه تعیین کرده که قبل از ۲۵ دسامبر، یعنی عید کریسمس برگزار میشود. این دوره پس از عید فیلیپس رسول یا ۱۵ نوامبر برگزار میشود. از تاریخ ۲۱ نوامبر، ورود مادر خدا به معبد جشن گرفته میشود که به آن Katavasies[2] Christmas میگویند («مسیح تولد یافته؛ او را جلال دهید...»)، در حالی که از ۲۶ نوامبر [3]Kontakion Christmas- مراسم قبل از عید- («امروز باکره برای تولد وصف ناشدنی کلمۀ ازلی به غار میرود...») شروع به تغییر یافت. از بیستم دسامبر، یا یکشنبۀ قبل از میلاد مسیح، سرودهای پیش از ایام کریسمس در مراسم مقدس رایج هستند که در روز اصلی عید به اوج خود میرسند و تا ۳۱ دسامبر ادامه مییابند.
در ابتدا، ولادت مقدس عیسی و اعیاد ظهور مقدس تحت عنوانی گستردهتر یعنی «ظهور»[4] و در همان روز یعنی ششم ژانویه برگزار میشدند. این جشنها به مدت هشت روز ادامه داشت و هدف از آن تمجید از این بود که عیسی، کسی که با فروتنی در بیتلحم متولد شد و در آخور خوابید، همان پسر محبوب خدای پدر است، همانطور که در تعمید پسر در رود اردن، صدایی آسمانی این حقیقت را آشکار نمود. همۀ ما باید مطیع این مسیح موعود و نجاتدهندهمان باشیم. دو تعطیلی مهم در قرن چهارم تعیین شده بود تا به هر یک از این وقایع بزرگ تاٴکید بیشتری شود.
🔺ظهور مقدس (یا تجلی)
کلیسا همچنان روز ظهور را در تاریخ ششم ژانویه جشن میگرفت، در حالی که بعد از توافق کلیسای شرق و غرب که تا سال ۱۰۵۴ متحد و یکپارچه بود، مشخص شد که کریسمس باید در ۲۵ دسامبر برگزار شود.
این دو عید بزرگ در جلسات مقدس، ترتیب مشابهی را حفظ نمودند که البته سرودهایی با مضامین متفاوت را در خود جای دادند. بین این دو تعطیلی- اول ژانویه- عید ختنۀ عیسی اضافه شده است.
در دوم ژانویه دورۀ پیش از عید ظهور شروع میشود. این روز را از ششم- روز اصلی عید- تا چهاردهم ماه، یعنی هنگامی که چرخۀ این فصل از عید به پایان میرسد، جشن میگیرند.
در خصوص دورۀ روزه باید بگوییم که قبل از کریسمس یک چلۀ سبک وجود دارد. از روز ورود مادر خدا به معبد در ۲۱ نوامبر تا ۱۷ دسامبر، Typikon یا کتاب مقررات اجازۀ «مصرف ماهی» را صادر میکند. در روز کریسمس-تا عید ظهور- هیچ نوع روزهای وجود ندارد، به جز شب ظهور یعنی پنجم ژانویه که یک روزۀ سخت (خشک) برگزار میشود.
دورۀ کوتاه بین کریسمس و ظهور «دورۀ دوازده روز مقدس»(Dodekaēmeron) نامیده میشود که ارتدوكس ها با تاٴکیدی خاص این روز را جشن میگیرند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🏵دورۀ اول:
تعطیلات مربوط به ظهور الهی مسیح بر روی زمین.
🔺کریسمس (عید میلاد)
تجسم شخص دوم تثلیث اقدس، پسر و کلمۀ خدا، به لحاظ رهایی و نجات، از بیشترین اهمیت برای انسان برخوردار است. پدران کلیسا که در این واقعۀ غیرقابل درک کَند و کاو نمودهاند، هدف آن را در دو جمله تعریف کردهاند: «خدا انسان شد تا انسان خدا شود.» کلیسا برای آمادگی روحانی ایمانداران یک دورۀ چهل روزه برای روزه تعیین کرده که قبل از ۲۵ دسامبر، یعنی عید کریسمس برگزار میشود. این دوره پس از عید فیلیپس رسول یا ۱۵ نوامبر برگزار میشود. از تاریخ ۲۱ نوامبر، ورود مادر خدا به معبد جشن گرفته میشود که به آن Katavasies[2] Christmas میگویند («مسیح تولد یافته؛ او را جلال دهید...»)، در حالی که از ۲۶ نوامبر [3]Kontakion Christmas- مراسم قبل از عید- («امروز باکره برای تولد وصف ناشدنی کلمۀ ازلی به غار میرود...») شروع به تغییر یافت. از بیستم دسامبر، یا یکشنبۀ قبل از میلاد مسیح، سرودهای پیش از ایام کریسمس در مراسم مقدس رایج هستند که در روز اصلی عید به اوج خود میرسند و تا ۳۱ دسامبر ادامه مییابند.
در ابتدا، ولادت مقدس عیسی و اعیاد ظهور مقدس تحت عنوانی گستردهتر یعنی «ظهور»[4] و در همان روز یعنی ششم ژانویه برگزار میشدند. این جشنها به مدت هشت روز ادامه داشت و هدف از آن تمجید از این بود که عیسی، کسی که با فروتنی در بیتلحم متولد شد و در آخور خوابید، همان پسر محبوب خدای پدر است، همانطور که در تعمید پسر در رود اردن، صدایی آسمانی این حقیقت را آشکار نمود. همۀ ما باید مطیع این مسیح موعود و نجاتدهندهمان باشیم. دو تعطیلی مهم در قرن چهارم تعیین شده بود تا به هر یک از این وقایع بزرگ تاٴکید بیشتری شود.
🔺ظهور مقدس (یا تجلی)
کلیسا همچنان روز ظهور را در تاریخ ششم ژانویه جشن میگرفت، در حالی که بعد از توافق کلیسای شرق و غرب که تا سال ۱۰۵۴ متحد و یکپارچه بود، مشخص شد که کریسمس باید در ۲۵ دسامبر برگزار شود.
این دو عید بزرگ در جلسات مقدس، ترتیب مشابهی را حفظ نمودند که البته سرودهایی با مضامین متفاوت را در خود جای دادند. بین این دو تعطیلی- اول ژانویه- عید ختنۀ عیسی اضافه شده است.
در دوم ژانویه دورۀ پیش از عید ظهور شروع میشود. این روز را از ششم- روز اصلی عید- تا چهاردهم ماه، یعنی هنگامی که چرخۀ این فصل از عید به پایان میرسد، جشن میگیرند.
در خصوص دورۀ روزه باید بگوییم که قبل از کریسمس یک چلۀ سبک وجود دارد. از روز ورود مادر خدا به معبد در ۲۱ نوامبر تا ۱۷ دسامبر، Typikon یا کتاب مقررات اجازۀ «مصرف ماهی» را صادر میکند. در روز کریسمس-تا عید ظهور- هیچ نوع روزهای وجود ندارد، به جز شب ظهور یعنی پنجم ژانویه که یک روزۀ سخت (خشک) برگزار میشود.
دورۀ کوتاه بین کریسمس و ظهور «دورۀ دوازده روز مقدس»(Dodekaēmeron) نامیده میشود که ارتدوكس ها با تاٴکیدی خاص این روز را جشن میگیرند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🏵دورۀ دوم:
🔺مصائب و رستاخیز مقدس مسیح
مصلوب شدن و رستاخیز خداوندگار شالودۀ نجات کل بشر و دنیا را تشکیل میدهد. موعظۀ رسولان بر این دو محور میچرخد. عیسای مسیح به عنوان یک انسان به روی زمین نیامد تا فقط برای ما بمیرد، بلکه آمد تا با رستاخیز پرجلال خود، قدرت شیطان و مرگ را مغلوب سازد و ما را در پیروزی خویش شریک سازد. رستاخیز خداوندگار شالودۀ محکم ایمان ما به او، و نجاتمان را تشکیل میدهد. پولس رسول در این زمینه بسیار مصمم و قطعی سخن گفته، میفرماید: «و اگر مسیح برنخاست، هم وعظ ما باطل است، هم ایمان شما. بهعلاوه، برای خدا شاهدان دروغین محسوب میشویم، زیرا دربارۀ او شهادت دادهایم که مسیح را از مردگان برخیزانید» (۱-قرنتیان ١٥ :۱۴-۱۵). سپس به ما اطمینان داده، میفرماید: «امّا مسیح براستی از مردگان برخاسته و نوبر خفتگان شده است» (۱-قرنتیان ١٥ :۲۰).
کلیسا از همان بدو تاٴسیس، دو واقعۀ رهاییبخش برای دنیا را معرفی میکند که مهمتر از آنها چیزی نیست؛ این دو، کانون پرستش مسیحی را تشکیل میدهند. نخستین واقعۀ زندگی خداوندگار که مسیحیان اورشلیم از همان ابتدا آن را جشن میگرفتند، رستاخیز مسیح بود؛ البته نه فقط یکبار در سال بلکه هر یکشنبه آن را جشن میگرفتند. همین رسم تا به امروز برقرار است و تا پایان دنیا نیز برگزار خواهد شد. کلیسای ارتدوكس رستاخیز خداوندگار را هر یکشنبه و در پنجاه یکشنبۀ سال، به جز یکشنبۀ نخل و پنطیکاست جشن میگیرد. به همین دلیل است که سرودهای دعای شامگاهی شنبه و دعاهای صبحگاهی یکشنبه به صلیب و رستاخیز اشاره دارند. یکشنبهها در طول مراسم دعای صبحگاهی، متونی را به ترتیب از انجیل میخوانند- متون مخصوص دعای صبح که تعدادشان ۱۴تاست- و مضمون همگی آنها رستاخیز است. در پایان هر متن دعای رستاخیز را میخوانند: «رستاخیز مسیح را شاهد بودیم...»
بعدها، تحت هدایت روحالقدس، دورهای طولانی متشکل از ده هفته برای آمادگی روحانی ایماندار و مشارکتش در رنج الهی شکل گرفت. برای جشن گرفتن رستاخیز و صعود مسیح به آسمان یک دورۀ هفت هفتهای مقرر گردید که پس از آن، نزول روحالقدس و پنطيكاست برگزار میشود.
بیایید نگاهی دقیقتر به این دورهها بیاندازیم.
🌟۱. «تریودیون (Triodion )
تمام مراسم الهی به همراه سرودها و دروس مقدس این دورۀ طولانی که با رستاخیز مسیح پایان میپذیرد، در یک کتاب کلیسایی تحت عنوان «تریودیون» (Triodion = سه قطعه) گنجانده شده، همانطور که کاننهای دعاهای عصرگاهی حاوی سه قطعه میباشند، نه نُه قطعه، چنانکه به طور معمول وجود دارد. این دوره به سه بخش تقسیم میشود:
▪️چهار یکشنبۀ «تریودیون»
▪️چهل روز روزه از ایام روزۀ بزرگ که پس از آن میآیند و
▪️هفتۀ بزرگ و مقدس
«تریودیون» با سرودهایی که به پشیمانی و ندامت ختم میگردد و همچنین درسهای تاٴثیرگذار کتابمقدسیاش، از ایماندار دعوت میکند که خود را از امیال نَفْسانی آزاد کند، امیالی که وی را از مسیح که منشاء شادی است دور میسازند. همچنین، «تریودیون» با فیض آیینهای مقدس و دعای بیوقفه، از ایماندار دعوت میکند که به نبرد خود ادامه دهد تا توبهای حقیقی را تجربه کند و از این رو لایق فردوس گردد. هر یکشنبه، پس از خواندن متونی از انجیل، سرودهایی تکاندهنده میخوانیم: «ای تو که بخشندۀ حیات هستی، دروازههای توبه را به روی من بگشا...»
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🏵دورۀ دوم:
🔺مصائب و رستاخیز مقدس مسیح
مصلوب شدن و رستاخیز خداوندگار شالودۀ نجات کل بشر و دنیا را تشکیل میدهد. موعظۀ رسولان بر این دو محور میچرخد. عیسای مسیح به عنوان یک انسان به روی زمین نیامد تا فقط برای ما بمیرد، بلکه آمد تا با رستاخیز پرجلال خود، قدرت شیطان و مرگ را مغلوب سازد و ما را در پیروزی خویش شریک سازد. رستاخیز خداوندگار شالودۀ محکم ایمان ما به او، و نجاتمان را تشکیل میدهد. پولس رسول در این زمینه بسیار مصمم و قطعی سخن گفته، میفرماید: «و اگر مسیح برنخاست، هم وعظ ما باطل است، هم ایمان شما. بهعلاوه، برای خدا شاهدان دروغین محسوب میشویم، زیرا دربارۀ او شهادت دادهایم که مسیح را از مردگان برخیزانید» (۱-قرنتیان ١٥ :۱۴-۱۵). سپس به ما اطمینان داده، میفرماید: «امّا مسیح براستی از مردگان برخاسته و نوبر خفتگان شده است» (۱-قرنتیان ١٥ :۲۰).
کلیسا از همان بدو تاٴسیس، دو واقعۀ رهاییبخش برای دنیا را معرفی میکند که مهمتر از آنها چیزی نیست؛ این دو، کانون پرستش مسیحی را تشکیل میدهند. نخستین واقعۀ زندگی خداوندگار که مسیحیان اورشلیم از همان ابتدا آن را جشن میگرفتند، رستاخیز مسیح بود؛ البته نه فقط یکبار در سال بلکه هر یکشنبه آن را جشن میگرفتند. همین رسم تا به امروز برقرار است و تا پایان دنیا نیز برگزار خواهد شد. کلیسای ارتدوكس رستاخیز خداوندگار را هر یکشنبه و در پنجاه یکشنبۀ سال، به جز یکشنبۀ نخل و پنطیکاست جشن میگیرد. به همین دلیل است که سرودهای دعای شامگاهی شنبه و دعاهای صبحگاهی یکشنبه به صلیب و رستاخیز اشاره دارند. یکشنبهها در طول مراسم دعای صبحگاهی، متونی را به ترتیب از انجیل میخوانند- متون مخصوص دعای صبح که تعدادشان ۱۴تاست- و مضمون همگی آنها رستاخیز است. در پایان هر متن دعای رستاخیز را میخوانند: «رستاخیز مسیح را شاهد بودیم...»
بعدها، تحت هدایت روحالقدس، دورهای طولانی متشکل از ده هفته برای آمادگی روحانی ایماندار و مشارکتش در رنج الهی شکل گرفت. برای جشن گرفتن رستاخیز و صعود مسیح به آسمان یک دورۀ هفت هفتهای مقرر گردید که پس از آن، نزول روحالقدس و پنطيكاست برگزار میشود.
بیایید نگاهی دقیقتر به این دورهها بیاندازیم.
🌟۱. «تریودیون (Triodion )
تمام مراسم الهی به همراه سرودها و دروس مقدس این دورۀ طولانی که با رستاخیز مسیح پایان میپذیرد، در یک کتاب کلیسایی تحت عنوان «تریودیون» (Triodion = سه قطعه) گنجانده شده، همانطور که کاننهای دعاهای عصرگاهی حاوی سه قطعه میباشند، نه نُه قطعه، چنانکه به طور معمول وجود دارد. این دوره به سه بخش تقسیم میشود:
▪️چهار یکشنبۀ «تریودیون»
▪️چهل روز روزه از ایام روزۀ بزرگ که پس از آن میآیند و
▪️هفتۀ بزرگ و مقدس
«تریودیون» با سرودهایی که به پشیمانی و ندامت ختم میگردد و همچنین درسهای تاٴثیرگذار کتابمقدسیاش، از ایماندار دعوت میکند که خود را از امیال نَفْسانی آزاد کند، امیالی که وی را از مسیح که منشاء شادی است دور میسازند. همچنین، «تریودیون» با فیض آیینهای مقدس و دعای بیوقفه، از ایماندار دعوت میکند که به نبرد خود ادامه دهد تا توبهای حقیقی را تجربه کند و از این رو لایق فردوس گردد. هر یکشنبه، پس از خواندن متونی از انجیل، سرودهایی تکاندهنده میخوانیم: «ای تو که بخشندۀ حیات هستی، دروازههای توبه را به روی من بگشا...»
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔴نخستین یکشنبۀ «تریودیون»:
یکشنبۀ خراجگیر و فریسی
در نخستین یکشنبۀ «تریودیون» کلیسا با خواندن مثل خراجگیر و فریسی (لوقا ١٨ :۱۰-۱۴) میوۀ فروتنی را به بار میآورد. این فضیلت، انسان را شبیه خدا میکند و غرور و خودخواهی را که دلیل خروج آدم و حوا از فردوس بود، نکوهش میکند.
🔴دومین یکشنبۀ «تریودیون»
یکشنبۀ پسر گمشده
در دومین یکشنبه، محبت بیکران پدر و تصمیم جسورانۀ پسر گمشدۀ مَثَل عیسی مبنی بر بازگشت به خانۀ پدر، توبۀ صادقانه و فروتنانۀ وی و شروع یک زندگی جدید (لوقا ١٥ :۱۱-۳۲) موضوعاتی هستند که ما را تکان میدهند. حتی به بزرگترین گناهکاران جراٴت میبخشد که راه بازگشت یعنی راه توبه را در پیش گیرند.
🔴سومین یکشنبۀ «تریودیون»:
یکشنبۀ Meat Fare (حذف گوشت)
سومین یکشنبه «یکشنبۀ Meat Fare» نامیده میشود، زیرا آخرین روزی است که مصرف گوشت مجاز میباشد. در این یکشنبه، خداوندگار از طریق درس انجیل (متی ٢٥ :۳۱-۳۶) که در کلیساهای مقدس میخوانیم، تمام اموری را که قرار است به هنگام بازگشتش اتفاق بیفتد و همچنین مِلاکی را که بر طبق آن جهان را (در روز داوری) داوری خواهد نمود، آشکار میسازد. این درس با تصاویری واضح بر بالاترین ارزش عملی محبت به تمام انسانها تاٴکید میکند. خداوندگار هرگونه همدردی ما نسبت به بیماران، فقرا، گرسنگان و سایر مردمی که رنج میکشند را همدردی نسبت به خود میداند، حتی اگر یک لیوان آب بدهیم، و بهعنوان پاداش، ما را از نیکوییهای فناناپذیر پادشاهی جاودانش بهرهمند خواهد ساخت.
🔴یکشنبۀ چهارم «تریودیون»:
یکشنبۀ Cheese Fare (حذف لبنيات)
در آخر، یکشنبۀ چهارم «تریودیون» که به «یکشنبۀ Cheese Fare» معروف است (متی ٦ :۱۴-۲۱)، همان یکشنبهای است که یک روز پس از آن، دورۀ چهل روز روزه آغاز میشود. این یکشنبه فردوسِ از دسترفته، نااطاعتی آدم و حوا نسبت به فرمان خدا و پیامدهای اسفباری که این نافرمانی برای کل بشر و همچنین تمام خلقت داشت را به یاد ما میاندازد. بدین نحو نسبت به آنچه پولس رسول بر آن تاٴکید نمود، هشیار میگردیم: «اگر کسانی که کلام خدا را دریافت کردند از آن سرپیچی و نافرمانی کردند... پس ما چه راه گریزی خواهیم داشت اگر چنین نجاتی عظیم را نادیده بگیریم؟» (م.ک. عبرانیان ۲:۲-۳). لذا، درس این روز که از نامه به رومیان گرفته شده، ما را اینچنین ترغیب میکند: «پس بیایید اعمال تاریکی را به سویی نهیم و زرۀ نور را در بر کنیم... عیسى مسیحِ خداوندگار را در بر کنید و در پی ارضای امیال نَفْس خود مباشید»، و علاوه بر این «برادر خود را داوری نکنیم» (رومیان ١٣ :۱۲-۱۴، ١٤ :۳-۴).
در پایان دعای شامگاهی و مقدس این یکشنبه، «جلسۀ بخشش» برگزار میشود که در طول آن روحانیون و اعضای عادی نسبت به یکدیگر طلب بخشش میکنند. بخشش یک پیشفرض اساسی است تا دعای ما و هر چیزی که به خدا تقدیم میکنیم، مورد پذیرش او قرار گیرد، مطابق با فرمان خداوندگارمان: «پس اگر هنگام تقدیم هدیهات بر مذبح، به یاد آوردی که برادرت از تو چیزی به دل دارد، هدیهات را بر مذبح واگذار کن و نخست برو و با برادر خود آشتی کن و سپس بیا و هدیهات را تقدیم نما» (متی ٥ :۲۳-۲۴).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🔴نخستین یکشنبۀ «تریودیون»:
یکشنبۀ خراجگیر و فریسی
در نخستین یکشنبۀ «تریودیون» کلیسا با خواندن مثل خراجگیر و فریسی (لوقا ١٨ :۱۰-۱۴) میوۀ فروتنی را به بار میآورد. این فضیلت، انسان را شبیه خدا میکند و غرور و خودخواهی را که دلیل خروج آدم و حوا از فردوس بود، نکوهش میکند.
🔴دومین یکشنبۀ «تریودیون»
یکشنبۀ پسر گمشده
در دومین یکشنبه، محبت بیکران پدر و تصمیم جسورانۀ پسر گمشدۀ مَثَل عیسی مبنی بر بازگشت به خانۀ پدر، توبۀ صادقانه و فروتنانۀ وی و شروع یک زندگی جدید (لوقا ١٥ :۱۱-۳۲) موضوعاتی هستند که ما را تکان میدهند. حتی به بزرگترین گناهکاران جراٴت میبخشد که راه بازگشت یعنی راه توبه را در پیش گیرند.
🔴سومین یکشنبۀ «تریودیون»:
یکشنبۀ Meat Fare (حذف گوشت)
سومین یکشنبه «یکشنبۀ Meat Fare» نامیده میشود، زیرا آخرین روزی است که مصرف گوشت مجاز میباشد. در این یکشنبه، خداوندگار از طریق درس انجیل (متی ٢٥ :۳۱-۳۶) که در کلیساهای مقدس میخوانیم، تمام اموری را که قرار است به هنگام بازگشتش اتفاق بیفتد و همچنین مِلاکی را که بر طبق آن جهان را (در روز داوری) داوری خواهد نمود، آشکار میسازد. این درس با تصاویری واضح بر بالاترین ارزش عملی محبت به تمام انسانها تاٴکید میکند. خداوندگار هرگونه همدردی ما نسبت به بیماران، فقرا، گرسنگان و سایر مردمی که رنج میکشند را همدردی نسبت به خود میداند، حتی اگر یک لیوان آب بدهیم، و بهعنوان پاداش، ما را از نیکوییهای فناناپذیر پادشاهی جاودانش بهرهمند خواهد ساخت.
🔴یکشنبۀ چهارم «تریودیون»:
یکشنبۀ Cheese Fare (حذف لبنيات)
در آخر، یکشنبۀ چهارم «تریودیون» که به «یکشنبۀ Cheese Fare» معروف است (متی ٦ :۱۴-۲۱)، همان یکشنبهای است که یک روز پس از آن، دورۀ چهل روز روزه آغاز میشود. این یکشنبه فردوسِ از دسترفته، نااطاعتی آدم و حوا نسبت به فرمان خدا و پیامدهای اسفباری که این نافرمانی برای کل بشر و همچنین تمام خلقت داشت را به یاد ما میاندازد. بدین نحو نسبت به آنچه پولس رسول بر آن تاٴکید نمود، هشیار میگردیم: «اگر کسانی که کلام خدا را دریافت کردند از آن سرپیچی و نافرمانی کردند... پس ما چه راه گریزی خواهیم داشت اگر چنین نجاتی عظیم را نادیده بگیریم؟» (م.ک. عبرانیان ۲:۲-۳). لذا، درس این روز که از نامه به رومیان گرفته شده، ما را اینچنین ترغیب میکند: «پس بیایید اعمال تاریکی را به سویی نهیم و زرۀ نور را در بر کنیم... عیسى مسیحِ خداوندگار را در بر کنید و در پی ارضای امیال نَفْس خود مباشید»، و علاوه بر این «برادر خود را داوری نکنیم» (رومیان ١٣ :۱۲-۱۴، ١٤ :۳-۴).
در پایان دعای شامگاهی و مقدس این یکشنبه، «جلسۀ بخشش» برگزار میشود که در طول آن روحانیون و اعضای عادی نسبت به یکدیگر طلب بخشش میکنند. بخشش یک پیشفرض اساسی است تا دعای ما و هر چیزی که به خدا تقدیم میکنیم، مورد پذیرش او قرار گیرد، مطابق با فرمان خداوندگارمان: «پس اگر هنگام تقدیم هدیهات بر مذبح، به یاد آوردی که برادرت از تو چیزی به دل دارد، هدیهات را بر مذبح واگذار کن و نخست برو و با برادر خود آشتی کن و سپس بیا و هدیهات را تقدیم نما» (متی ٥ :۲۳-۲۴).
☦@LessonsOrthodox
📌پیوست
[1] Despotikai eortai
(= اعیاد ارباب، یا حاکم [مسیح]). به همان نسبت، اعیادی که به مریم باکره اختصاص یافتهاند “Theometorikai eortai” خوانده میشوند (=اعیاد او که مادر خداست). (یادداشت مترجم)
[2] در طول مراسم دعای صبحگاهی، سرودهای کلیسای ارتدوكس را با «طرح» یا «انسجامی» خاص از مفهوم الهیاتی پیرامون وقایع مهم میخوانند. اسامی آنها از فعل یونانی katavainein گرفته شده («پایین آمدن») و به پایین آمدن سرایندگان از نیمکتها یا جایگاه خویش به وسط تالار کلیسا به منظور خواندن این سرودهای خاص اشاره دارد؛ این سنت دیگر مرسوم نیست. (یادداشت مترجم)
[3] Kontakion
یک سرود کوتاه اما کامل است که در طول قرن ششم تا هفتم شکل گرفت. این سرود به عنوان مقدمۀ موضوع روز یا فصل عید عمل میکند و پس از آن یک سری سرودهایی که مضمونشان مرتبط با این سرود و روز خاص است خوانده میشوند. از نظر برخی کلمۀ Kontakion از اسم kontos (= تیر [چوبی] یا تیر بلند) گرفته شده که سرایندگان معمولاً متون آیینی خود را روی آن قرار میدادند، در حالی که از نظر بقیه، این کلمه از صفت kontos (=کوتاه) گرفته شده که به کامل و جامع بودن این سرود به لحاظ الهیاتی، ژرفای روحانی و پختگی کامل محتوای آن اشاره دارد، که به احتمال زیاد تعریف مورد نظر همین است. (یادداشت مترجم).
[4] هر دو کلمۀ، Theophany (=ظهور خدا) و Epiphany (= ظهور یا تجلی خدا بر روی زمین] دال بر حضور خدا در دنیا در قالب (با انسان شدنش) انسان است و بدان اشاره دارد. سی و هشتمین «موعظه پیرامون ظهور خدا یا به عبارتی تولد مسیح» که اثری معروف و نوشته شده به قلم گریگوری الهیدان (حدود ۳۲۹-۳۹۰) میباشد و در آن به فلاسفه و سخنوران تعلیم داد، دقیقاً به ارتباط این دو عید در کلیسای اولیه اشاره میکند. فن خطابه که در سال ۳۸۰ وعظ شد با کلماتی به یاد ماندنی آغاز میشود: «مسیح تولد یافته، او را جلال دهید. مسیح از آسمان است؛ بیرون بروید تا با او ملاقات کنید. مسیح روی زمین است؛ بر او جلال باد. ای تمامی زمین برای خداوند بسرایید و ای تمامی مردم با شادی سرود سر دهید زیرا او جلال یافته است.» این سرود به katavasia Christmas تبدیل گشت. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
[1] Despotikai eortai
(= اعیاد ارباب، یا حاکم [مسیح]). به همان نسبت، اعیادی که به مریم باکره اختصاص یافتهاند “Theometorikai eortai” خوانده میشوند (=اعیاد او که مادر خداست). (یادداشت مترجم)
[2] در طول مراسم دعای صبحگاهی، سرودهای کلیسای ارتدوكس را با «طرح» یا «انسجامی» خاص از مفهوم الهیاتی پیرامون وقایع مهم میخوانند. اسامی آنها از فعل یونانی katavainein گرفته شده («پایین آمدن») و به پایین آمدن سرایندگان از نیمکتها یا جایگاه خویش به وسط تالار کلیسا به منظور خواندن این سرودهای خاص اشاره دارد؛ این سنت دیگر مرسوم نیست. (یادداشت مترجم)
[3] Kontakion
یک سرود کوتاه اما کامل است که در طول قرن ششم تا هفتم شکل گرفت. این سرود به عنوان مقدمۀ موضوع روز یا فصل عید عمل میکند و پس از آن یک سری سرودهایی که مضمونشان مرتبط با این سرود و روز خاص است خوانده میشوند. از نظر برخی کلمۀ Kontakion از اسم kontos (= تیر [چوبی] یا تیر بلند) گرفته شده که سرایندگان معمولاً متون آیینی خود را روی آن قرار میدادند، در حالی که از نظر بقیه، این کلمه از صفت kontos (=کوتاه) گرفته شده که به کامل و جامع بودن این سرود به لحاظ الهیاتی، ژرفای روحانی و پختگی کامل محتوای آن اشاره دارد، که به احتمال زیاد تعریف مورد نظر همین است. (یادداشت مترجم).
[4] هر دو کلمۀ، Theophany (=ظهور خدا) و Epiphany (= ظهور یا تجلی خدا بر روی زمین] دال بر حضور خدا در دنیا در قالب (با انسان شدنش) انسان است و بدان اشاره دارد. سی و هشتمین «موعظه پیرامون ظهور خدا یا به عبارتی تولد مسیح» که اثری معروف و نوشته شده به قلم گریگوری الهیدان (حدود ۳۲۹-۳۹۰) میباشد و در آن به فلاسفه و سخنوران تعلیم داد، دقیقاً به ارتباط این دو عید در کلیسای اولیه اشاره میکند. فن خطابه که در سال ۳۸۰ وعظ شد با کلماتی به یاد ماندنی آغاز میشود: «مسیح تولد یافته، او را جلال دهید. مسیح از آسمان است؛ بیرون بروید تا با او ملاقات کنید. مسیح روی زمین است؛ بر او جلال باد. ای تمامی زمین برای خداوند بسرایید و ای تمامی مردم با شادی سرود سر دهید زیرا او جلال یافته است.» این سرود به katavasia Christmas تبدیل گشت. (یادداشت مترجم)
☦@LessonsOrthodox
✅ سلطنت هزار ساله
نظر پروتستانها
پاسخ ما
(الف) مسیح برای داوری خواهد آمد
(ب) مسیح از سلطنت بر زمین اجتناب نمود
(ج) سلطنت مسیح را پایانی نخواهد بود
(د) عبارت «هزار سال» یک نماد رازگونه است
اسارت شیطان
☦@LessonsOrthodox
نظر پروتستانها
پاسخ ما
(الف) مسیح برای داوری خواهد آمد
(ب) مسیح از سلطنت بر زمین اجتناب نمود
(ج) سلطنت مسیح را پایانی نخواهد بود
(د) عبارت «هزار سال» یک نماد رازگونه است
اسارت شیطان
☦@LessonsOrthodox
نظر پروتستانها
برادران پروتستان ما معتقدند که وقتی خداوند ما مسیح بیاید، هزار سال بر زمین سلطنت خواهد کرد. (این عقیده را premillennialism مینامند)
آنان برای اثبات ادعای خود، از آیات ذیل از کتاب «مکاشفه» استفاده میکنند:
«آنگاه دیدم فرشته نیرومند دیگری از آسمان فرود میآمد که ردایی از ابر در بر داشت و رنگین کمانی بر فراز سر. چهرهاش مانند خورشید بود و پاهایش چون ستونهای آتش. طوماری کوچک و گشوده در دست داشت. پای راست در دریا نهاد و پای چپ بر خشکی. و فریادی چندان بلند برآورد که به غرش شیر میمانست و با فریاد او آن هفت رعد به صدا درآمدند و سخن گفتند». (مکاشفه 10: 1-3)
«بلکه در آن ایام که هفتمین فرشته آهنگ نواختن شیپورش کند، سرّ خدا تحقق خواهد یافت، آنگونه که بشارتش را به خادمان خود، انبیا، داده است. آنگاه آن صدا که از آسمان شنیده بودم بار دیگر با من گفت: "اینک برو و آن طومار گشوده در دست آن فرشته را که بر دریا و خشکی ایستاده است بگیرد" پس به سوی آن فرشته رفتم و از او خواستم طومار کوچک را به من بدهد. فرشته با من گفت: "این را بگیر و بخور! درونت را تلخ خواهد کرد، اما در دهانت چون عسل شیرین خواهد بود". پس آن طومار کوچک را از دست فرشته گرفتم و خوردم. در دهانم چون عسل شیرین بود، اما به شکم که فرو بردم، درونم تلخ شد. ». (مکاشفه 10: 7-10)
پروتستانها معتقدند که این هزار سال باید دوره صلح باشد، بنابر نبوت اشعیای نبی:
«و گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری با هم، و طفل كوچك آنها را خواهد راند. و گاو با خرس خواهد چرید و بچههای آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو كاه خواهد خورد. و طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهد كرد و طفلِ از شیر باز داشته شده دست خود را بر خانه افعی خواهد گذاشت. و در تمامی كوهمقدّس من ضرر و فسادی نخواهند كرد زیرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهایی كه دریا را میپوشاند» (اشعیا 11:6-9).
«و ایشان شمشیرهای خود را برای گاوآهن و نیزههای خویش را برای ارّهها خواهند شكست و امّتی بر امّتی شمشیر نخواهد كشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت». (اشعیا 2:4)
☦@LessonsOrthodox
برادران پروتستان ما معتقدند که وقتی خداوند ما مسیح بیاید، هزار سال بر زمین سلطنت خواهد کرد. (این عقیده را premillennialism مینامند)
آنان برای اثبات ادعای خود، از آیات ذیل از کتاب «مکاشفه» استفاده میکنند:
«آنگاه دیدم فرشته نیرومند دیگری از آسمان فرود میآمد که ردایی از ابر در بر داشت و رنگین کمانی بر فراز سر. چهرهاش مانند خورشید بود و پاهایش چون ستونهای آتش. طوماری کوچک و گشوده در دست داشت. پای راست در دریا نهاد و پای چپ بر خشکی. و فریادی چندان بلند برآورد که به غرش شیر میمانست و با فریاد او آن هفت رعد به صدا درآمدند و سخن گفتند». (مکاشفه 10: 1-3)
«بلکه در آن ایام که هفتمین فرشته آهنگ نواختن شیپورش کند، سرّ خدا تحقق خواهد یافت، آنگونه که بشارتش را به خادمان خود، انبیا، داده است. آنگاه آن صدا که از آسمان شنیده بودم بار دیگر با من گفت: "اینک برو و آن طومار گشوده در دست آن فرشته را که بر دریا و خشکی ایستاده است بگیرد" پس به سوی آن فرشته رفتم و از او خواستم طومار کوچک را به من بدهد. فرشته با من گفت: "این را بگیر و بخور! درونت را تلخ خواهد کرد، اما در دهانت چون عسل شیرین خواهد بود". پس آن طومار کوچک را از دست فرشته گرفتم و خوردم. در دهانم چون عسل شیرین بود، اما به شکم که فرو بردم، درونم تلخ شد. ». (مکاشفه 10: 7-10)
پروتستانها معتقدند که این هزار سال باید دوره صلح باشد، بنابر نبوت اشعیای نبی:
«و گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری با هم، و طفل كوچك آنها را خواهد راند. و گاو با خرس خواهد چرید و بچههای آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو كاه خواهد خورد. و طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهد كرد و طفلِ از شیر باز داشته شده دست خود را بر خانه افعی خواهد گذاشت. و در تمامی كوهمقدّس من ضرر و فسادی نخواهند كرد زیرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهایی كه دریا را میپوشاند» (اشعیا 11:6-9).
«و ایشان شمشیرهای خود را برای گاوآهن و نیزههای خویش را برای ارّهها خواهند شكست و امّتی بر امّتی شمشیر نخواهد كشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت». (اشعیا 2:4)
☦@LessonsOrthodox
مسیح برای داوری خواهد آمد
در اعتقادنامه نیقیه آمده است: «و بار دیگر در جلال خواهد آمد تا زندگان و مردگان را داوری کند و سلطنتش را پایان نخواهد بود».
و البته این تعلیم کتابمقدس است، زیرا نوشته شده:
«زیرا که پسر انسان خواهد آمد در جلال پدر خویش به اتفاق ملائکه خود و در آن وقت هر کسی را موافق اعمالش جزا خواهد داد» (متی 16: 27)
و «آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آن وقت، جمیع طوایف زمین سینهزنی کنند و پسر انسان را بینند که بر ابرهای آسمان، با قوّت و جلال عظیم میآید؛ و فرشتگان خود را با صور بلند آواز فرستاده، برگزیدگان او را از بادهای اربعه از کران تا بکران فلک فراهم خواهند آورد» (متی 24:30،31).
«اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائکه مقدس خویش آید، آنگاه بر کرسی جلال خود خواهد نشست، و جمیع امتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همدیگر جدا میکند، به قسمی که شبان میشها را از بزها جدا میکند. و میشها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد ... و ایشان در عذاب جاودانی خواهند رفت، اما عادلان در حیات جاودانی» (متی 25: 31-33و 46).
«پس همچنان که کرکاسها را جمع کرده، در آتش میسوزانند، همانطور در عاقبت این عالم خواهد شد، که پسر انسان ملائکه خود را فرستاده، همه لغزشدهندگان و بدکاران را جمع خواهند کرد، و ایشان را به تنور آتش خواهند انداخت، جایی که گریه و فشار دندان بود. آنگاه عادلان در ملکوت پدر خود مثل آفتاب، درخشانخواهند شد. هر که گوش شنوا دارد بشنود». (متی 13: 40-43)
همین امر در مَثَل ده باکره و مَثَل قنطارها نیز دیده میشود. خداوند برای داوری میآید. خداوند به آنکه پنج قنطار داشت میگوید: «آفرین ای خادم نیکو و امین! در چیزهای کم امین بودی، پس تو را بر چیزهای بسیار خواهم گماشت. بیا و در شادی ارباب خود شریک شو!» (متی 25:21).
آنگاه به خادم نادان میگوید: «این خادم بیفایده را به تاریکی بیرون افکنید، جایی که گریه و دندان به دندان بر هم ساییدن خواهد بود». (متی 25: 30)
به همین صورت، خداوند باکرههای نادان را داوری کرد، اما باکرههای دانا با او داخل میشوند. (متی 25: 10،11)
☦@LessonsOrthodox
در اعتقادنامه نیقیه آمده است: «و بار دیگر در جلال خواهد آمد تا زندگان و مردگان را داوری کند و سلطنتش را پایان نخواهد بود».
و البته این تعلیم کتابمقدس است، زیرا نوشته شده:
«زیرا که پسر انسان خواهد آمد در جلال پدر خویش به اتفاق ملائکه خود و در آن وقت هر کسی را موافق اعمالش جزا خواهد داد» (متی 16: 27)
و «آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آن وقت، جمیع طوایف زمین سینهزنی کنند و پسر انسان را بینند که بر ابرهای آسمان، با قوّت و جلال عظیم میآید؛ و فرشتگان خود را با صور بلند آواز فرستاده، برگزیدگان او را از بادهای اربعه از کران تا بکران فلک فراهم خواهند آورد» (متی 24:30،31).
«اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائکه مقدس خویش آید، آنگاه بر کرسی جلال خود خواهد نشست، و جمیع امتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همدیگر جدا میکند، به قسمی که شبان میشها را از بزها جدا میکند. و میشها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد ... و ایشان در عذاب جاودانی خواهند رفت، اما عادلان در حیات جاودانی» (متی 25: 31-33و 46).
«پس همچنان که کرکاسها را جمع کرده، در آتش میسوزانند، همانطور در عاقبت این عالم خواهد شد، که پسر انسان ملائکه خود را فرستاده، همه لغزشدهندگان و بدکاران را جمع خواهند کرد، و ایشان را به تنور آتش خواهند انداخت، جایی که گریه و فشار دندان بود. آنگاه عادلان در ملکوت پدر خود مثل آفتاب، درخشانخواهند شد. هر که گوش شنوا دارد بشنود». (متی 13: 40-43)
همین امر در مَثَل ده باکره و مَثَل قنطارها نیز دیده میشود. خداوند برای داوری میآید. خداوند به آنکه پنج قنطار داشت میگوید: «آفرین ای خادم نیکو و امین! در چیزهای کم امین بودی، پس تو را بر چیزهای بسیار خواهم گماشت. بیا و در شادی ارباب خود شریک شو!» (متی 25:21).
آنگاه به خادم نادان میگوید: «این خادم بیفایده را به تاریکی بیرون افکنید، جایی که گریه و دندان به دندان بر هم ساییدن خواهد بود». (متی 25: 30)
به همین صورت، خداوند باکرههای نادان را داوری کرد، اما باکرههای دانا با او داخل میشوند. (متی 25: 10،11)
☦@LessonsOrthodox
در مورد بازگشت ثانویه خداوند و داوری، کتابمقدس میگوید:
«ساعتی میآید که در آن جمیع کسانی که در قبور میباشند، آواز او را خواهند شنید، و بیرون خواهند آمد؛ هر که اعمال نیکو کرد، برای قیامت حیات و هر که اعمال بد کرد، بجهت قیامت داوری». (یوحنا 5:27،28)
مسیح خداوند این را تأیید کرده میگوید:
«و اینک به زودی میآیم و اجرت من با من است تا هر کسی را بحسب اعمالش جزا دهم». (مکاشفه 22:12)
پس اگر مسیح خداوند برای داوری میآید، چه نیازی است که به جهت سلطنت هزار ساله آید؟
در این صورت مسیح سه بار خواهد آمد: یکی زمانی که به جهت نجات، انسان شد؛ دیگری سلطنت هزار ساله او خواهد بود و سومی به جهت داوری. ایمان به بازگشت ثالثیه مسیح، مردود و در تضاد با تعلیم مسیحی است، زیرا ما به بازگشت ثانویه مسیح و داوری او و پایان این عصر معتقدیم. (متی 13: 40)
چگونه ممکن است که مسیح هزار سال در صلح و آرامش سلطنت کند و پس از آن دنیا نابود شود؟
چگونه ممکن است که خداوند به جهان آید و هزار سال بر انسانها و حیوانات در صلح سلطنت کند، و در انتها همه عالم نابود گردد و «آسمان و زمین زایل شود» (متی 5:18).
یوحنای رسول نیز میگوید: «و دیدم آسمانی جدید و زمینی جدید،چونکه آسمان اول و زمین اول درگذشت و دریا دیگر نمیباشد» (مکاشفه 21:1).
پطرس رسول نیز در مورد بازگشت مسیح چنین میگوید: «لکن روز خداوند چون دزد خواهد آمد که در آن آسمانها به صدای عظیم زایل خواهند شد و عناصر سوخته شده، از هم خواهد پاشید و زمین و کارهایی که در آن است سوخته خواهد شد». (دوم پطرس 3:10)
پس چگونه ممکن است که در پایان این سلطنت هزار ساله، نابودی در انتظار باشد؟
شیطان باید از زندان خلاصی یافته و امتها را گمراه کند. (مکاشفه 20:7،8) بنابراین آن عصیان باید بیاید و آن بیدین باید ظهور کند که خود را بالاتر از هر آن چیزی که «خدا» خوانده میشود قرار میدهد. ظهور آن بیدین به نیروی شیطان و همراه با همه گونه معجزات و آیات و عجایت گمراهکننده خواهد بود (دوم تسالونیکیان 2:3-9).
بعلاوه: «مسیحان کاذب و انبیا کذَبه ظاهر شده، علامات و معجزات عظیمه چنان خواهند نمود که اگر ممکن بودی برگزیدگان را نیز گمراه کردندی» (متی 24:24).
آن زمان، ایامی سختی خواهد بود، اما خداوند میگوید: «و اگر آن ایام کوتاه نشدی، هیچبشری نجات نیافتی، لیکن بخاطر برگزیدگان، آن روزها کوتاه خواهد شد». (متی24:22)
پس حال که این عصیان و نا آرامیها باید صورت پذیرد، مفهوم سلطنت هزاره چیست؟
آیا امکان دارد آن سالهای آرام که مسیح سلطنت میکند، با چنین مصیبت دهشتناکی پایان گیرد؟ سالهایی که اگر کوتاه نبود، هیچ بشری نجات نمییافت. در اینصورت فایده سلطنت هزار ساله مسیح چه بود؟ ممکن است مردمی که مسیح در طی هزار سال با تمام برکات روحانی خود رهبری میکند، چنان گمراه شوند، که گمراهی جامع واقع شود و تمامی برکات روحانی مسیح نابود گردد؟ آیا براستی چنین چیزی ممکن است؟
☦@LessonsOrthodox
«ساعتی میآید که در آن جمیع کسانی که در قبور میباشند، آواز او را خواهند شنید، و بیرون خواهند آمد؛ هر که اعمال نیکو کرد، برای قیامت حیات و هر که اعمال بد کرد، بجهت قیامت داوری». (یوحنا 5:27،28)
مسیح خداوند این را تأیید کرده میگوید:
«و اینک به زودی میآیم و اجرت من با من است تا هر کسی را بحسب اعمالش جزا دهم». (مکاشفه 22:12)
پس اگر مسیح خداوند برای داوری میآید، چه نیازی است که به جهت سلطنت هزار ساله آید؟
در این صورت مسیح سه بار خواهد آمد: یکی زمانی که به جهت نجات، انسان شد؛ دیگری سلطنت هزار ساله او خواهد بود و سومی به جهت داوری. ایمان به بازگشت ثالثیه مسیح، مردود و در تضاد با تعلیم مسیحی است، زیرا ما به بازگشت ثانویه مسیح و داوری او و پایان این عصر معتقدیم. (متی 13: 40)
چگونه ممکن است که مسیح هزار سال در صلح و آرامش سلطنت کند و پس از آن دنیا نابود شود؟
چگونه ممکن است که خداوند به جهان آید و هزار سال بر انسانها و حیوانات در صلح سلطنت کند، و در انتها همه عالم نابود گردد و «آسمان و زمین زایل شود» (متی 5:18).
یوحنای رسول نیز میگوید: «و دیدم آسمانی جدید و زمینی جدید،چونکه آسمان اول و زمین اول درگذشت و دریا دیگر نمیباشد» (مکاشفه 21:1).
پطرس رسول نیز در مورد بازگشت مسیح چنین میگوید: «لکن روز خداوند چون دزد خواهد آمد که در آن آسمانها به صدای عظیم زایل خواهند شد و عناصر سوخته شده، از هم خواهد پاشید و زمین و کارهایی که در آن است سوخته خواهد شد». (دوم پطرس 3:10)
پس چگونه ممکن است که در پایان این سلطنت هزار ساله، نابودی در انتظار باشد؟
شیطان باید از زندان خلاصی یافته و امتها را گمراه کند. (مکاشفه 20:7،8) بنابراین آن عصیان باید بیاید و آن بیدین باید ظهور کند که خود را بالاتر از هر آن چیزی که «خدا» خوانده میشود قرار میدهد. ظهور آن بیدین به نیروی شیطان و همراه با همه گونه معجزات و آیات و عجایت گمراهکننده خواهد بود (دوم تسالونیکیان 2:3-9).
بعلاوه: «مسیحان کاذب و انبیا کذَبه ظاهر شده، علامات و معجزات عظیمه چنان خواهند نمود که اگر ممکن بودی برگزیدگان را نیز گمراه کردندی» (متی 24:24).
آن زمان، ایامی سختی خواهد بود، اما خداوند میگوید: «و اگر آن ایام کوتاه نشدی، هیچبشری نجات نیافتی، لیکن بخاطر برگزیدگان، آن روزها کوتاه خواهد شد». (متی24:22)
پس حال که این عصیان و نا آرامیها باید صورت پذیرد، مفهوم سلطنت هزاره چیست؟
آیا امکان دارد آن سالهای آرام که مسیح سلطنت میکند، با چنین مصیبت دهشتناکی پایان گیرد؟ سالهایی که اگر کوتاه نبود، هیچ بشری نجات نمییافت. در اینصورت فایده سلطنت هزار ساله مسیح چه بود؟ ممکن است مردمی که مسیح در طی هزار سال با تمام برکات روحانی خود رهبری میکند، چنان گمراه شوند، که گمراهی جامع واقع شود و تمامی برکات روحانی مسیح نابود گردد؟ آیا براستی چنین چیزی ممکن است؟
☦@LessonsOrthodox
مسیح از سلطنت بر زمین اجتناب نمود
شش روز پیش از عید فصح وقتی مسیح به اورشلیم آمد، انبوه مردم او را پادشاه خطاب کرده گفتند:
«هوشیعانا پسر داودا، مبارک باد کسی که به اسم خداوند میآید! هوشیعانا در اعلی علیین» (متی 21:9)،
«اینک من رسول خود را پیش روی تو میفرستم تا راه تو را پیش روی تو مهیا سازد» (متی 11:10).
همچنین آنگاه که مسیح با پنج نان مردم را سیر کرد، آنان گفتند: «این البته همان نبی است که باید در جهان بیاید! و اما یسوع چون دانست که میخواهند بیایند و او را به زور برده، پادشاه سازند، باز تنها به کوه برآمد». (یوحنا 6:14،15)
خداوند از پادشاهی اجتناب نمود. او از همه پادشاهیهای روی زمین و جلال آنها دوری جست، چراکه پادشاهی، وسوسه شیطان بود. (متی 4:8،9)
او مایل بود ملکوت روحانی در دلها داشته باشد و نه ملکوت زمینی.
این اجتناب مسیح، ما را به یاد داستان یوتام از کتاب داوران میاندازد:
«و چون یوتام را از این خبر دادند، او رفته، به سر كوه جَرِزِّیم ایستاد و آواز خود را بلند كرده، ندا در داد و به ایشان گفت: "ای مردان شكیم مرا بشنوید تا خدا شما را بشنود. وقتی درختان رفتند تا بر خود پادشاهی نصب كنند؛ و به درخت زیتون گفتند بر ما سلطنت نما. درخت زیتون به ایشان گفت: آیا روغن خود را كه به سبب آن خدا و انسان مرا محترم میدارند ترك كنم و رفته، بر درختان حكمرانی نمایم؟ و درختان به انجیر گفتند كه تو بیا و بر ما سلطنت نما. انجیر به ایشان گفت: آیا شیرینی و میوة نیكوی خود را ترك بكنم و رفته، بر درختان حكمرانی نمایم؟ و درختان به مو گفتند كه بیا و بر ما سلطنت نما. مو به ایشان گفت: آیا شیرة خود را كه خدا و انسان را خوش میسازد، ترك بكنم و رفته، بر درختان حكمرانی نمایم؟ و جمیع درختان به خار گفتند كه تو بیا و بر ما سلطنت نما. خار به درختان گفت: اگر به حقیقت شما مرا بر خود پادشاه نصب میكنید، پس بیایید و در سایة من پناه گیرید، و اگر نه آتش از خار بیرون بیاید و سروهای آزاد لبنان را بسوزاند"». (داوران 9:7-15)
پس پادشاهی زمین، نه درخت زیتون و نه درخت تاک، بلکه خار را وسوسه کرد.
آیا اینگونه پادشاهی شایسته خداوندی است که آمده بود تا ملکوت روحانی را مستقر سازد و مردم را از ملکوت آسمان آگاه سازد؟ (متی 6) او از ابتدا بشارت ملکوت خدا را موعظه میکرد و میگفت: «وقت تمام شد و ملکوت خدا نزدیک است. پس توبه کنید و به انجیل ایمان بیاورید» (مرقس 1:14،15) . این نشان میداد که نجات نزدیک بود و در آن، خدا بر ناجیان پادشاهی میکرد، یعنی بر آنان که تا پیش از این تحت سلطه موت بودند.
وقتی ما میگوییم: «ملکوت تو بیاید»، منظورمان ملکوت روحانی است.
مقصودمان این است که خدا بطور روحانی بر تمام دل و فکر و خواست ما سلطنت کند تا شیطان بر اینها مسلط نشود، بلکه مال کسی باشند که با خون خود آنها را خرید.
گفتار مسیح خداوند یعنی: «پادشاهی من از این جهان نیست» (یوحنا 18:36) برای رد نظر پروتستانها در مورد سلطنت هزار ساله کافی است.
☦@LessonsOrthodox
شش روز پیش از عید فصح وقتی مسیح به اورشلیم آمد، انبوه مردم او را پادشاه خطاب کرده گفتند:
«هوشیعانا پسر داودا، مبارک باد کسی که به اسم خداوند میآید! هوشیعانا در اعلی علیین» (متی 21:9)،
«اینک من رسول خود را پیش روی تو میفرستم تا راه تو را پیش روی تو مهیا سازد» (متی 11:10).
همچنین آنگاه که مسیح با پنج نان مردم را سیر کرد، آنان گفتند: «این البته همان نبی است که باید در جهان بیاید! و اما یسوع چون دانست که میخواهند بیایند و او را به زور برده، پادشاه سازند، باز تنها به کوه برآمد». (یوحنا 6:14،15)
خداوند از پادشاهی اجتناب نمود. او از همه پادشاهیهای روی زمین و جلال آنها دوری جست، چراکه پادشاهی، وسوسه شیطان بود. (متی 4:8،9)
او مایل بود ملکوت روحانی در دلها داشته باشد و نه ملکوت زمینی.
این اجتناب مسیح، ما را به یاد داستان یوتام از کتاب داوران میاندازد:
«و چون یوتام را از این خبر دادند، او رفته، به سر كوه جَرِزِّیم ایستاد و آواز خود را بلند كرده، ندا در داد و به ایشان گفت: "ای مردان شكیم مرا بشنوید تا خدا شما را بشنود. وقتی درختان رفتند تا بر خود پادشاهی نصب كنند؛ و به درخت زیتون گفتند بر ما سلطنت نما. درخت زیتون به ایشان گفت: آیا روغن خود را كه به سبب آن خدا و انسان مرا محترم میدارند ترك كنم و رفته، بر درختان حكمرانی نمایم؟ و درختان به انجیر گفتند كه تو بیا و بر ما سلطنت نما. انجیر به ایشان گفت: آیا شیرینی و میوة نیكوی خود را ترك بكنم و رفته، بر درختان حكمرانی نمایم؟ و درختان به مو گفتند كه بیا و بر ما سلطنت نما. مو به ایشان گفت: آیا شیرة خود را كه خدا و انسان را خوش میسازد، ترك بكنم و رفته، بر درختان حكمرانی نمایم؟ و جمیع درختان به خار گفتند كه تو بیا و بر ما سلطنت نما. خار به درختان گفت: اگر به حقیقت شما مرا بر خود پادشاه نصب میكنید، پس بیایید و در سایة من پناه گیرید، و اگر نه آتش از خار بیرون بیاید و سروهای آزاد لبنان را بسوزاند"». (داوران 9:7-15)
پس پادشاهی زمین، نه درخت زیتون و نه درخت تاک، بلکه خار را وسوسه کرد.
آیا اینگونه پادشاهی شایسته خداوندی است که آمده بود تا ملکوت روحانی را مستقر سازد و مردم را از ملکوت آسمان آگاه سازد؟ (متی 6) او از ابتدا بشارت ملکوت خدا را موعظه میکرد و میگفت: «وقت تمام شد و ملکوت خدا نزدیک است. پس توبه کنید و به انجیل ایمان بیاورید» (مرقس 1:14،15) . این نشان میداد که نجات نزدیک بود و در آن، خدا بر ناجیان پادشاهی میکرد، یعنی بر آنان که تا پیش از این تحت سلطه موت بودند.
وقتی ما میگوییم: «ملکوت تو بیاید»، منظورمان ملکوت روحانی است.
مقصودمان این است که خدا بطور روحانی بر تمام دل و فکر و خواست ما سلطنت کند تا شیطان بر اینها مسلط نشود، بلکه مال کسی باشند که با خون خود آنها را خرید.
گفتار مسیح خداوند یعنی: «پادشاهی من از این جهان نیست» (یوحنا 18:36) برای رد نظر پروتستانها در مورد سلطنت هزار ساله کافی است.
☦@LessonsOrthodox
سلطنت مسیح را پایانی نخواهد بود
مسیح خداوند تنها برای زمان محدود یعنی هزار سال سلطنت نخواهد کرد، آنهم در ایامی که پایآنهمه چیز فرا میرسد (مکاشفه 20:7).
در اعتقادنامه نیقیه میخوانیم: «و بار دیگر در جلال خواهد آمد تا زندگان و مردگان را داوری کند و سلطنتش را پایان نخواهد بود».
این سخنآنهمچنین از زبان فرشته به هنگام بشارت تولد مسیح تکرار میشود: «او بر خاندان یعقوب تا به ابد پادشاهی خواهد کرد و سلطنت او را نهایت نخواهد بود». (لوقا 1:33)
همین سخن را نبوت دانیال نبی نیز تأیید میکند: «و سلطنت و جلال و ملكوت به او داده شد تا جمیع قومها و امّتها و زبانها او را خدمت نمایند. سلطنت او سلطنت جاودانی و بیزوال است و ملكوت او زایل نخواهد شد». (دانیال 7:14)
بنابراین مشخص است که سلطنت مسیح به هزار سال یا هر چند سال دیگر محدود نمیشود بلکه سلطنت او بیپایان است.
اما سلطنت بیپایان او چیست؟ و از چه زمانی آغاز شده است؟
این سلطنت از زمان مصلوب شدن او آغاز شده است، از زمانی که ما را با خون خود خرید. وقتی آدم گناه کرد، گناه به جهان داخل شد و به همراه آن موت نیز آمد و تسلط یافت (رومیان 5:14). از آن زمان به بعد، شیطان، «رئیس این جهان» (یوحنا 12:31) خوانده شد. همگی ما به گناه و تسلط موت فروخته شده بودیم، تا آنگاه که مسیح آمد و جریمه گناهان ما را پرداخت و ما را با خون خود خرید. به همین دلیل گفته میشود: «یهوه [بر چوب] سلطنت میکند». (مزامیر 95:10 : عبارت «بر چوب» توسط یهودیان حذف شده است و در ترجمههای امروزی مزامیر نیز این عبارت دیده نمیشود، اما بسیاری از پدران کلیسا از جمله آگوستین قدیس، ژوستین شهید و غیره بدان اشاره داشتند.)
بدین ترتیب پولس رسول میگوید: «زیرا که به قیمتی خریده شدید» (اول قرنتیان 6:20) و این قیمت، خون است. پطرس رسول میگوید:
«زیرا میدانید که خریده شدهاید از سیرت باطلی که از پدران خود یافتهاید نه به چیزهای فانی مثل نقره و طلا، بلکه به خون گرانبها چون خون بره بیعیب و بیداغ یعنی خون مسیح». (اول پطرس 1:18،19)
پس از تکمیل عمل نجاتبخش مسیح، ما به همراه همه ناجیان، از آن خدا شدهایم. از آن زمان سلطنت مسیح آغاز شده است و تمام نبوتهای مزامیر که با «یهوه سلطنت میکند» آغاز میشوند، تحقق مییابد (مزامیر 92، 96، 98 و ...)
کلیسای قبطی این مزامیر را در مناجات ساعت ششم و نهم گنجانده است، یعنی در ساعت مصلوب شدن مسیح تا مرگ او، زیرا که سلطنت هزار ساله مسیح از زمان مصلوب شدنش آغاز شده است.
☦@LessonsOrthodox
مسیح خداوند تنها برای زمان محدود یعنی هزار سال سلطنت نخواهد کرد، آنهم در ایامی که پایآنهمه چیز فرا میرسد (مکاشفه 20:7).
در اعتقادنامه نیقیه میخوانیم: «و بار دیگر در جلال خواهد آمد تا زندگان و مردگان را داوری کند و سلطنتش را پایان نخواهد بود».
این سخنآنهمچنین از زبان فرشته به هنگام بشارت تولد مسیح تکرار میشود: «او بر خاندان یعقوب تا به ابد پادشاهی خواهد کرد و سلطنت او را نهایت نخواهد بود». (لوقا 1:33)
همین سخن را نبوت دانیال نبی نیز تأیید میکند: «و سلطنت و جلال و ملكوت به او داده شد تا جمیع قومها و امّتها و زبانها او را خدمت نمایند. سلطنت او سلطنت جاودانی و بیزوال است و ملكوت او زایل نخواهد شد». (دانیال 7:14)
بنابراین مشخص است که سلطنت مسیح به هزار سال یا هر چند سال دیگر محدود نمیشود بلکه سلطنت او بیپایان است.
اما سلطنت بیپایان او چیست؟ و از چه زمانی آغاز شده است؟
این سلطنت از زمان مصلوب شدن او آغاز شده است، از زمانی که ما را با خون خود خرید. وقتی آدم گناه کرد، گناه به جهان داخل شد و به همراه آن موت نیز آمد و تسلط یافت (رومیان 5:14). از آن زمان به بعد، شیطان، «رئیس این جهان» (یوحنا 12:31) خوانده شد. همگی ما به گناه و تسلط موت فروخته شده بودیم، تا آنگاه که مسیح آمد و جریمه گناهان ما را پرداخت و ما را با خون خود خرید. به همین دلیل گفته میشود: «یهوه [بر چوب] سلطنت میکند». (مزامیر 95:10 : عبارت «بر چوب» توسط یهودیان حذف شده است و در ترجمههای امروزی مزامیر نیز این عبارت دیده نمیشود، اما بسیاری از پدران کلیسا از جمله آگوستین قدیس، ژوستین شهید و غیره بدان اشاره داشتند.)
بدین ترتیب پولس رسول میگوید: «زیرا که به قیمتی خریده شدید» (اول قرنتیان 6:20) و این قیمت، خون است. پطرس رسول میگوید:
«زیرا میدانید که خریده شدهاید از سیرت باطلی که از پدران خود یافتهاید نه به چیزهای فانی مثل نقره و طلا، بلکه به خون گرانبها چون خون بره بیعیب و بیداغ یعنی خون مسیح». (اول پطرس 1:18،19)
پس از تکمیل عمل نجاتبخش مسیح، ما به همراه همه ناجیان، از آن خدا شدهایم. از آن زمان سلطنت مسیح آغاز شده است و تمام نبوتهای مزامیر که با «یهوه سلطنت میکند» آغاز میشوند، تحقق مییابد (مزامیر 92، 96، 98 و ...)
کلیسای قبطی این مزامیر را در مناجات ساعت ششم و نهم گنجانده است، یعنی در ساعت مصلوب شدن مسیح تا مرگ او، زیرا که سلطنت هزار ساله مسیح از زمان مصلوب شدنش آغاز شده است.
☦@LessonsOrthodox
عبارت «هزار سال» یک نماد رازگونه است
نباید آن را به صورت تحتاللفظی درک کرد. «ده» نماد کمال است و «هزار» (یعنی ده در ده در ده بار)، یعنی ضرب دهگان است. پطرس رسول نیز میگوید: «لکن ای حبیبان، این یک چیز از شما مخفی نماند که یک روز نزد خدا چون هزار سال است و هزار سال چون یک روز». (دوم پطرس 3:8)
بدین ترتیب، دوره هزار ساله غیرقابل شمارش است، همانند دوره شش روزه آفرینش. این دوره از زمان مصلوب شدن مسیح تا زمان آزاد شدن شیطان از بند است. (مکاشفه 20:7)
اسارت شیطان
کتاب مکاشفه میگوید که فرشته شیطان را به مدت هزار سال در بند مینهد (مکاشفه 20:2).
ممکن است سؤال شود که شیطان چگونه میتواند در بند باشد درحالیکه انسانهای بسیاری را به سوی گناه میلغزاند؟
در حقیقت، در بند نهادن شیطان به معنای هلاک کردن یا پایان دادن به کار او نیست، بلکه بدان معنیست که او دیگر آزادی پیشین خود را ندارد.
وقتی میگوییم کارگری در کارش اسیر است، مقصودمان این است که او کارش را انجام میدهد اما آزادی ندارد؛ او اسیر است. واژه «بند» که برای شیطان بکار میرود، چنین مفهومی دارد. بیشک، پس از مصلوب شدن مسیح خداوند، شیطان آزادی پیشین خود را ندارد، یعنی آنگاه که «رییس این جهان» نامیده میشد. (یوحنا 16:11)
چه شواهدی برای این سخنان وجود دارد؟
یکی از راهبین کلیسای ما می گفت : شیطان در زندگی ایمانداران واقعی بسته شده است و نمی تواند کار جدی ای بکند.
☦@LessonsOrthodox
نباید آن را به صورت تحتاللفظی درک کرد. «ده» نماد کمال است و «هزار» (یعنی ده در ده در ده بار)، یعنی ضرب دهگان است. پطرس رسول نیز میگوید: «لکن ای حبیبان، این یک چیز از شما مخفی نماند که یک روز نزد خدا چون هزار سال است و هزار سال چون یک روز». (دوم پطرس 3:8)
بدین ترتیب، دوره هزار ساله غیرقابل شمارش است، همانند دوره شش روزه آفرینش. این دوره از زمان مصلوب شدن مسیح تا زمان آزاد شدن شیطان از بند است. (مکاشفه 20:7)
اسارت شیطان
کتاب مکاشفه میگوید که فرشته شیطان را به مدت هزار سال در بند مینهد (مکاشفه 20:2).
ممکن است سؤال شود که شیطان چگونه میتواند در بند باشد درحالیکه انسانهای بسیاری را به سوی گناه میلغزاند؟
در حقیقت، در بند نهادن شیطان به معنای هلاک کردن یا پایان دادن به کار او نیست، بلکه بدان معنیست که او دیگر آزادی پیشین خود را ندارد.
وقتی میگوییم کارگری در کارش اسیر است، مقصودمان این است که او کارش را انجام میدهد اما آزادی ندارد؛ او اسیر است. واژه «بند» که برای شیطان بکار میرود، چنین مفهومی دارد. بیشک، پس از مصلوب شدن مسیح خداوند، شیطان آزادی پیشین خود را ندارد، یعنی آنگاه که «رییس این جهان» نامیده میشد. (یوحنا 16:11)
چه شواهدی برای این سخنان وجود دارد؟
یکی از راهبین کلیسای ما می گفت : شیطان در زندگی ایمانداران واقعی بسته شده است و نمی تواند کار جدی ای بکند.
☦@LessonsOrthodox
الف) زمانی که شیطان آزاد بود، تمام جهان را به فساد و بتپرستی هدایت میکرد.
او در آزادی خود، تمام جهان را گمراه کرد و باعث شد خدا با طوفان آن را نابود کند:
«و خداوند پشیمان شد كه انسان را بر زمیـن ساخته بود، و در دل خود محزون گشت» (پیدایش 6:6).
از این رو خدا خانواده نوح را انتخاب کرد و پس از آن باز هم گمراهی آمد و خدا ابراهیم و سپس یعقوب و سپس پسران ایشان را انتخاب کرد. به هر حال، بتپرستی در جهان گسترش مییافت و خدا بنی اسراییل را از ازدواج با سایر قومها منع کرد.
حتی زمانی بوده که تنها دو یا سه نفر خدا را میپرستیدند.
تمامی جهان، غیر از بنی اسراییل، بت میپرستیدند. زمانی که موسی برای دریافت شریعت از خدا، به بالای کوه رفت و مدتها در آنجا ماند، اسراییلیان طلاهای خود را به هارون داده و او را مجبور کردند برایشان گوساله طلایی بسازد تا آن را پرستش کنند. و گفتند:
«ای اسرائیل این خدایان تو میباشند، كه تو را از زمین مصر بیرون آوردند» (خروج 32:4).
فقط یوشع بن نون و کالب بن یوفنا آن را نپرستیدند.
زمانی بوده که خدا حتی یک عادل را نیافته است.
در زمان ارمیای نبی، خدا گفت: «در كوچههای اورشلیم گردش كرده، ببینید و بفهمید و در چهارسوهایش تفتیش نمایید كه آیا كسی را كه به انصاف عمل نماید و طالب راستی باشد توانید یافت تا من آن را بیامرزم؟» (ارمیا 5:1)،
زیرا: «نیكوكاری نیست یكی هم نی». (مزامیر 14:3)
حتی سلیمان حکیم، یا به عبارتی حکیمترین انسان روی زمین، گناه بزرگی مرتکب شد.
در کتاب اول پادشاهان باب 11 میخوانیم که سلیمان مکانهای بلندی برای عبادت خدایان قومهای دیگر درست کرد و زنانش که از دیگر قومها بودند، در آن مکانها بخور سوزاندند و برای خدایان خود قربانی کردند، و او از خدا پیروی نکرده است. به همین دلیل نیز خدا او را تنبیه کرده و قسمتی از پادشاهیاش را میگیرد.
حتی شاگردان مسیح پیش از مصلوب شدنش گناه کردند.
یسوع خداوند به حضرت پطرس گفت: «ای شمعون، ای شمعون، اینک شیطان خواست شما را چون گندم غربال کند، لیکن من برای تو دعا کردم تا ایمانت تلف نشود» (لوقا 22:31،32) و واقع شد که حضرت پطرس سه بار خداوند را انکار کرد، و سایر رسولان نیز به هنگام دستگیر شدن مسیح خیانت کردند. تنها حضرت یوحنا او را تا پای صلیب پیروی کرد. و یهودا نیز در نتیجه عمل شیطان، مسیح خداوند را تسلیم کرد.
ب) شهادت دیگر این است که وقتی شیطان از بند رهایی یابد، مردمان را گمراه خواهد کرد و آن عصیان واقع خواهد شد.
در آن ایام اگر ممکن باشد، شیطان حتی برگزیدگان را گمراه خواهد کرد و اگر آن ایام کوتاه نبود، هیچ بشری نجات نمییافت (متی 24:22،23) .
همچنین شیطان آیات و معجزات بزرگی خواهد نمود (متی 24:24).
به یاری او، آن بیدین: «با هر نوع قوت و آیات و عجایب دروغ و به هر قسم فریب ناراستی برای هالکین» (دوم تسالونیکیان 2:9،10) ظهور خواهد کرد.
خدا را شکر میگوییم که اکنون شیطان در بند است.
از نشانههای اسیر بودن شیطان، کلیساهای مملو از ایمانداران به جهت دعا، و حضور میلیونها انسانی است که حداقل در روزهای یکشنبه عشای ربانی دریافت میکنند.
در عصر ما، بازگشت بسیاری از کشورهای سوسیالیست و بیخدا به سوی خدا و ایمان، نیز از نشانههای اسیر بودن شیطان است.
شیطان در آزادی خود، ایمانداران را هم به گناه میکشاند اما اکنون بیایمانان به سوی ایمان برمیگردند. لکن به هرحال ما نفی نمیکنیم که با وسوسه شیطان گناهان بسیاری کرده میشود. پس میگوییم که او هنوز عمل میکند اما نه با آزادی تام؛ نه با آن آزادی که پیش از عمل نجاتبخش مسیح داشت، و نه با آن آزادی که پس از سلطنت هزار ساله خواهد داشت.
در پایان این جلسه بصورت خلاصه بگویم کلیساهای رسولی ارتودکس و کاتولیک معتقدند سلطنت هزار ساله دوره کلیسا از تاسیس تا بازگشت ثانویه مسیح می باشد.
☦@LessonsOrthodox
او در آزادی خود، تمام جهان را گمراه کرد و باعث شد خدا با طوفان آن را نابود کند:
«و خداوند پشیمان شد كه انسان را بر زمیـن ساخته بود، و در دل خود محزون گشت» (پیدایش 6:6).
از این رو خدا خانواده نوح را انتخاب کرد و پس از آن باز هم گمراهی آمد و خدا ابراهیم و سپس یعقوب و سپس پسران ایشان را انتخاب کرد. به هر حال، بتپرستی در جهان گسترش مییافت و خدا بنی اسراییل را از ازدواج با سایر قومها منع کرد.
حتی زمانی بوده که تنها دو یا سه نفر خدا را میپرستیدند.
تمامی جهان، غیر از بنی اسراییل، بت میپرستیدند. زمانی که موسی برای دریافت شریعت از خدا، به بالای کوه رفت و مدتها در آنجا ماند، اسراییلیان طلاهای خود را به هارون داده و او را مجبور کردند برایشان گوساله طلایی بسازد تا آن را پرستش کنند. و گفتند:
«ای اسرائیل این خدایان تو میباشند، كه تو را از زمین مصر بیرون آوردند» (خروج 32:4).
فقط یوشع بن نون و کالب بن یوفنا آن را نپرستیدند.
زمانی بوده که خدا حتی یک عادل را نیافته است.
در زمان ارمیای نبی، خدا گفت: «در كوچههای اورشلیم گردش كرده، ببینید و بفهمید و در چهارسوهایش تفتیش نمایید كه آیا كسی را كه به انصاف عمل نماید و طالب راستی باشد توانید یافت تا من آن را بیامرزم؟» (ارمیا 5:1)،
زیرا: «نیكوكاری نیست یكی هم نی». (مزامیر 14:3)
حتی سلیمان حکیم، یا به عبارتی حکیمترین انسان روی زمین، گناه بزرگی مرتکب شد.
در کتاب اول پادشاهان باب 11 میخوانیم که سلیمان مکانهای بلندی برای عبادت خدایان قومهای دیگر درست کرد و زنانش که از دیگر قومها بودند، در آن مکانها بخور سوزاندند و برای خدایان خود قربانی کردند، و او از خدا پیروی نکرده است. به همین دلیل نیز خدا او را تنبیه کرده و قسمتی از پادشاهیاش را میگیرد.
حتی شاگردان مسیح پیش از مصلوب شدنش گناه کردند.
یسوع خداوند به حضرت پطرس گفت: «ای شمعون، ای شمعون، اینک شیطان خواست شما را چون گندم غربال کند، لیکن من برای تو دعا کردم تا ایمانت تلف نشود» (لوقا 22:31،32) و واقع شد که حضرت پطرس سه بار خداوند را انکار کرد، و سایر رسولان نیز به هنگام دستگیر شدن مسیح خیانت کردند. تنها حضرت یوحنا او را تا پای صلیب پیروی کرد. و یهودا نیز در نتیجه عمل شیطان، مسیح خداوند را تسلیم کرد.
ب) شهادت دیگر این است که وقتی شیطان از بند رهایی یابد، مردمان را گمراه خواهد کرد و آن عصیان واقع خواهد شد.
در آن ایام اگر ممکن باشد، شیطان حتی برگزیدگان را گمراه خواهد کرد و اگر آن ایام کوتاه نبود، هیچ بشری نجات نمییافت (متی 24:22،23) .
همچنین شیطان آیات و معجزات بزرگی خواهد نمود (متی 24:24).
به یاری او، آن بیدین: «با هر نوع قوت و آیات و عجایب دروغ و به هر قسم فریب ناراستی برای هالکین» (دوم تسالونیکیان 2:9،10) ظهور خواهد کرد.
خدا را شکر میگوییم که اکنون شیطان در بند است.
از نشانههای اسیر بودن شیطان، کلیساهای مملو از ایمانداران به جهت دعا، و حضور میلیونها انسانی است که حداقل در روزهای یکشنبه عشای ربانی دریافت میکنند.
در عصر ما، بازگشت بسیاری از کشورهای سوسیالیست و بیخدا به سوی خدا و ایمان، نیز از نشانههای اسیر بودن شیطان است.
شیطان در آزادی خود، ایمانداران را هم به گناه میکشاند اما اکنون بیایمانان به سوی ایمان برمیگردند. لکن به هرحال ما نفی نمیکنیم که با وسوسه شیطان گناهان بسیاری کرده میشود. پس میگوییم که او هنوز عمل میکند اما نه با آزادی تام؛ نه با آن آزادی که پیش از عمل نجاتبخش مسیح داشت، و نه با آن آزادی که پس از سلطنت هزار ساله خواهد داشت.
در پایان این جلسه بصورت خلاصه بگویم کلیساهای رسولی ارتودکس و کاتولیک معتقدند سلطنت هزار ساله دوره کلیسا از تاسیس تا بازگشت ثانویه مسیح می باشد.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🌟۲. ایام روزه بزرگ و مقدس(چلۀ روزه و توبه)
نام Great Lent برمیگردد به قرن چهارم. در طول چهل روزی که این دوره به طول میانجامد، نبرد روحانی ایماندار با روزۀ سخت، دعای بیشتر، جلسات مقدس بیشتر و طولانیتر، توبه، اعتراف و مشارکت مداوم در عشای ربانی، شدیدتر میگردد. این ایام روزه، از دوشنبه- پس از یکشنبۀ Cheese Fare که «دوشنبۀ پاک» نیز نامیده میشود- آغاز میگردد و روز جمعه قبل از یکشنبۀ نخل به پایان میرسد.
با اینکه ایام روزه ایام ماتم است، با این حال یکشنبهها واقعۀ مسرتبخش رستاخیز جشن گرفته میشود. به همین دلیل است که شنبهها و یکشنبهها را سخت روزه نمیگیرند و اجازه دارند که در وعدههای غذایی خود روغن زیتون مصرف کنند. البته در بین سرودهای رستاخیزی که در دعاهای عصرگاهی شنبه و دعاهای صبحگاهی یکشنبه خوانده میشود، دعاهای مخصوص فصل نیز گنجانده میشوند. در طول این پنج یکشنبه، کلیسا آیین نیایش قدیسْ باسیل کبیر را برگزار میکند که در مقایسه با آیین معمولْ یعنی آیین قدیسْ کریسوستوم طولانیتر است، در حالی که در شنبههای ایام روزه بزرگ، آیین نیایش قدیسْ یوحنای زرين دهان (کریسوستوم) برگزار میشود.
به مسیحیان توصیه میشود که در طول این دوره، سرودهای نیایش فوقالعادۀ کلیسا را بخوانند: «میدان ورزشیِ فضیلتها هماینک باز است؛ کسانی از شما که میخواهند تمرین کنند، وارد شوند، و جنگ نیکوی روزه را در پیش گیرند...»؛ «زمان یک زندگی همراه با نبردهای روحانی، پیروزی بر دیوها و متانت و جدیت کاملاً مجهز فرا رسیده است...»، «بیایید با ایستادگی در دعا و تضرع، امیال نفسانی را فروبنشانیم...» سرودها اغلب با این چشمداشت و امید پایان میپذیرند که «خداوندا... ما را شایستۀ ستایش و تکریم رنجها و رستاخیز مقدست بگردان، تو که دوستدار انسانها هستی.»
در طول این دوره، هر روزه و به دفعات بسیار، از عهدقدیم و بهخصوص کتاب مقدس مزامیر استفاده میشود.
▪️الف. سرويس هاى مقدس ایام روزه بزرگ
سرويس مفصّل پس از شام (Mega Apodeipnon)
در عصرهای ایام روزه بزرگ به جای «سرويس کوتاه پس از شام»، سرويس«مفصّل» و طولانیتر خوانده میشود. این كونتاين ها حاوی سرودهایی است برگرفته از عهدقدیم و همچنین سرودهای دیگری که مسیحیان اولیه در دوران «کاتاکومبها» (دخمههای زیرزمینی) میخواندند، مانند: «خدا با ماست؛ ای امتهای خدانشناس این را بدانید و مغلوب شوید زیرا خدا با ماست»؛ یا «ای صاحبِ قدرتها [قدرتهای فرشتهای] با ما باش زیرا در غمها به جز تو یاوری دیگر نداریم؛ خداوند قدرتها بر ما رحم کن.»
🔹کانُن بزرگ
در طول چهار روز نخست از هفتۀ اول روزه و عصرِ چهارشنبۀ هفتۀ پنجم، همراه با کتاب «جلسۀ پس از شام» مقدسترین کانن بزرگ قدیسْ اندریاس، اسقف کریت (یکی از جزایر یونان/م.) خوانده میشود. این متن به شکلی شعرگونه نمونههایی از مردم عهدقدیم و جدید را نشان میدهد که از قانون و شریعت خدا تخطی کردند و پیامدهای اسفبار اعمالشان را نیز به نمایش میگذارد. در عین حال، شخصیتهای مقدسی را که مورد احترام و تکریم خدا بودند، نیز به روشنی نشان میدهد. بند کوتاه (kontakion) کانُن بزرگ کاملاً تکاندهنده است: «ای جان من، ای جان من، بیدار شو؛ چرا خوابیدهای؟ پایان نزدیک است و تو مضطرب خواهی شد. پس بیدار شو تا مسیح، آن خدا، که همه جا حاضر است و همه چیز را پر میسازد، بر تو رحم فرماید.»
🔹آیین نیایش هدایای گرانبها و از پیش تقدیسیافته
برای اینکه ایمانداران بیشتر در عشای ربانی شرکت کنند، هر چهارشنبه و جمعۀ ایام روزه بزرگ، آیین نیایش هدایای گرانبها و از پیش تقدیسیافته برگزار میشود. در طول ورود هدایای گرانبها، به جای سرود کروبی، سرود دیگری خوانده میشود که حس پشیمانی عمیقی در جماعت ایجاد میکند و ایمانداران را برمیانگیزد تا با اشتیاقی مقدس آمده، عشای ربانی را دریافت کنند: «حال، قدرتهای آسمان به شکلی نامرئی در درون ما خدمت میکنند. به هوش باشید، پادشاه جلال وارد میشود. هان! ببین که قربانی رمزآلود، و تکمیلشده وارد میشود! بیایید با ایمانی قوی و پرشور نزدیک آییم، باشد که در حیات جاودان شریک شویم. هللویا.»
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس
🌟۲. ایام روزه بزرگ و مقدس(چلۀ روزه و توبه)
نام Great Lent برمیگردد به قرن چهارم. در طول چهل روزی که این دوره به طول میانجامد، نبرد روحانی ایماندار با روزۀ سخت، دعای بیشتر، جلسات مقدس بیشتر و طولانیتر، توبه، اعتراف و مشارکت مداوم در عشای ربانی، شدیدتر میگردد. این ایام روزه، از دوشنبه- پس از یکشنبۀ Cheese Fare که «دوشنبۀ پاک» نیز نامیده میشود- آغاز میگردد و روز جمعه قبل از یکشنبۀ نخل به پایان میرسد.
با اینکه ایام روزه ایام ماتم است، با این حال یکشنبهها واقعۀ مسرتبخش رستاخیز جشن گرفته میشود. به همین دلیل است که شنبهها و یکشنبهها را سخت روزه نمیگیرند و اجازه دارند که در وعدههای غذایی خود روغن زیتون مصرف کنند. البته در بین سرودهای رستاخیزی که در دعاهای عصرگاهی شنبه و دعاهای صبحگاهی یکشنبه خوانده میشود، دعاهای مخصوص فصل نیز گنجانده میشوند. در طول این پنج یکشنبه، کلیسا آیین نیایش قدیسْ باسیل کبیر را برگزار میکند که در مقایسه با آیین معمولْ یعنی آیین قدیسْ کریسوستوم طولانیتر است، در حالی که در شنبههای ایام روزه بزرگ، آیین نیایش قدیسْ یوحنای زرين دهان (کریسوستوم) برگزار میشود.
به مسیحیان توصیه میشود که در طول این دوره، سرودهای نیایش فوقالعادۀ کلیسا را بخوانند: «میدان ورزشیِ فضیلتها هماینک باز است؛ کسانی از شما که میخواهند تمرین کنند، وارد شوند، و جنگ نیکوی روزه را در پیش گیرند...»؛ «زمان یک زندگی همراه با نبردهای روحانی، پیروزی بر دیوها و متانت و جدیت کاملاً مجهز فرا رسیده است...»، «بیایید با ایستادگی در دعا و تضرع، امیال نفسانی را فروبنشانیم...» سرودها اغلب با این چشمداشت و امید پایان میپذیرند که «خداوندا... ما را شایستۀ ستایش و تکریم رنجها و رستاخیز مقدست بگردان، تو که دوستدار انسانها هستی.»
در طول این دوره، هر روزه و به دفعات بسیار، از عهدقدیم و بهخصوص کتاب مقدس مزامیر استفاده میشود.
▪️الف. سرويس هاى مقدس ایام روزه بزرگ
سرويس مفصّل پس از شام (Mega Apodeipnon)
در عصرهای ایام روزه بزرگ به جای «سرويس کوتاه پس از شام»، سرويس«مفصّل» و طولانیتر خوانده میشود. این كونتاين ها حاوی سرودهایی است برگرفته از عهدقدیم و همچنین سرودهای دیگری که مسیحیان اولیه در دوران «کاتاکومبها» (دخمههای زیرزمینی) میخواندند، مانند: «خدا با ماست؛ ای امتهای خدانشناس این را بدانید و مغلوب شوید زیرا خدا با ماست»؛ یا «ای صاحبِ قدرتها [قدرتهای فرشتهای] با ما باش زیرا در غمها به جز تو یاوری دیگر نداریم؛ خداوند قدرتها بر ما رحم کن.»
🔹کانُن بزرگ
در طول چهار روز نخست از هفتۀ اول روزه و عصرِ چهارشنبۀ هفتۀ پنجم، همراه با کتاب «جلسۀ پس از شام» مقدسترین کانن بزرگ قدیسْ اندریاس، اسقف کریت (یکی از جزایر یونان/م.) خوانده میشود. این متن به شکلی شعرگونه نمونههایی از مردم عهدقدیم و جدید را نشان میدهد که از قانون و شریعت خدا تخطی کردند و پیامدهای اسفبار اعمالشان را نیز به نمایش میگذارد. در عین حال، شخصیتهای مقدسی را که مورد احترام و تکریم خدا بودند، نیز به روشنی نشان میدهد. بند کوتاه (kontakion) کانُن بزرگ کاملاً تکاندهنده است: «ای جان من، ای جان من، بیدار شو؛ چرا خوابیدهای؟ پایان نزدیک است و تو مضطرب خواهی شد. پس بیدار شو تا مسیح، آن خدا، که همه جا حاضر است و همه چیز را پر میسازد، بر تو رحم فرماید.»
🔹آیین نیایش هدایای گرانبها و از پیش تقدیسیافته
برای اینکه ایمانداران بیشتر در عشای ربانی شرکت کنند، هر چهارشنبه و جمعۀ ایام روزه بزرگ، آیین نیایش هدایای گرانبها و از پیش تقدیسیافته برگزار میشود. در طول ورود هدایای گرانبها، به جای سرود کروبی، سرود دیگری خوانده میشود که حس پشیمانی عمیقی در جماعت ایجاد میکند و ایمانداران را برمیانگیزد تا با اشتیاقی مقدس آمده، عشای ربانی را دریافت کنند: «حال، قدرتهای آسمان به شکلی نامرئی در درون ما خدمت میکنند. به هوش باشید، پادشاه جلال وارد میشود. هان! ببین که قربانی رمزآلود، و تکمیلشده وارد میشود! بیایید با ایمانی قوی و پرشور نزدیک آییم، باشد که در حیات جاودان شریک شویم. هللویا.»
☦@LessonsOrthodox