دروس ایران ارتدوکس – Telegram
دروس ایران ارتدوکس
265 subscribers
139 photos
4 videos
7 files
8 links
Download Telegram
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔆بخش 3  -  یک ایماندار ارتدوکس خدا را پرستش می‌کند
🔸فصل 37 -  اعیاد و فصل‌های مسیحی

 
مهم‌ترین تعطیلات مسیحی که مربوط به خداوندگار می‌باشند، کدامند؟

کلیسای ما با حکمت و تحت الهام روح‌القدس که هادی اوست، تمام وقایع زندگی خداوندگارمان عیسی مسیح را در طول یک سال کامل مشخص کرده است، از تجسم او «از روح‌القدس و مریم باکره» تا رستاخیز و صعودش به آسمانها. کلیسا این وقایع فوق‌العاده و رهایی‌بخش کل جامعۀ بشری را در جماعتهای رسمی ایمانداران، در کلیساهای مقدس و با انواع مختلف فعالیتها برگزار می‌کند. در مرکز هر مراسمی، آیین نیایش قرار دارد که در آن کل زندگی و کار خداوندگارْ عیسی مسیح تکرار می‌شود. ما در آنجا حضور زندۀ او را داریم، چنانکه بر ما تأیید نموده است: «آمین آمین به شما می‌گویم... کسی که بدن مرا می‌خورَد و خون مرا می‌نوشد، در من ساکن می‌شود و من در او.» (یوحنا ٦ :۵۳، ۵۶).

ما در هریک از این اعیاد که در طول سال برگزار می‌شوند، مانند سایر مراسم مختلف صرفاً آن واقعه را یادآوری نمی‌کنیم، بلکه فعالانه در آنها شرکت می‌جوییم؛ زیرا این وقایع با ما بی‌ارتباط نیستند. از آنجایی که با تعمید مقدس با مسیح متحد می‌شویم، وقایع زندگی او مستقیماً به ما مربوط هستند. قبلاً اشاره کردیم که از طریق «زمان آیینی» هر آنچه عیسی مسیح به عنوان خدا-انسان دو هزار سال پیش در جلیل تجربه کرد، برای ما نیز دوباره زنده می‌شوند تا ما هم شخصاً در آنها شرکت داشته باشیم. به همین دلیل است که فعل حال و کلمۀ «امروز» در سرودها و دعاهای این اعیاد متداول می‌باشند؛ به‌عنوان مثال: در عید اعلان یا بشارت: «امروز جبرائیل خبر خوش را به آن یگانه متبارک می‌دهد»؛ در عید تولد مسیح: «امروز از باکره به دنیا آمد...»؛ در روز تعمید عیسی: «امروز طبیعت آبها تقدیس یافته‌اند...»؛ در جمعۀ مقدس و بزرگ: «باکره امروز تو را بر صلیب می‌بیند...»؛ در عید قیام: «پِسَح مقدس امروز به ما داده شده است...» نقش ایمانداران در تمام این وقایع تاریخ جهان تنها یک تماشاچی نیست که روی صندلی استادیوم نشسته باشد، بلکه ایشان به میدان می‌آیند و نقشی فعال در این اتفاقات ایفا می‌کنند.

یک بار دیگر سرودهای اعیاد ما را فرا می‌خوانند: «ای ایمانداران، بیایید ببینیم مسیح کجا متولد شد. پس بیایید مسیری را که ستاره به ما نشان می‌دهد، برویم...» (در روز کریسمس)؛ «بیایید ما نیز مسیح را ملاقات کنیم و او را با سرودهایی الهام‌گرفته از خدا دریافت کنیم...» (در عید تقدیم خداوندگار در معبد)؛ «آنگاه که خداوندگار داشت به استقبال قربانی داوطلبانۀ خویش می‌رفت...» (در سه شنبۀ بزرگ و مقدس)؛ «پس بیایید ما نیز با فکرهایی پاک، با او گام برداریم، با او مصلوب شویم و برای او و لذتهای دنیا بمیریم، تا با او زیست کنیم...» (در دوشنبۀ مقدس و بزرگ)؛ «هر روز صبح زود بیدار شویم و در جایگاه مُر سرود تقدیم خداوندگار کنیم و ببینیم که مسیح نیز...» (دعای صبحگاهی روز رستاخیز)؛ «ای عیسی، ای دوست‌داشتنی‌ترین که مادر خدا را که تو را به دنیا آورد غرق در شادی کردی، همچنین شاگردانت را به هنگام صعودت، ما را نیز لایق شادی آنانی که برگزیده‌ای بگردان...» (در عید صعود).

از این چند خط سرود کلیسایی که از اعیاد مختلف گرفته شده‌اند، می‌فهمیم که زندگی‌مان با مشارکت هشیارانۀ ما در اعیاد خداوندگارمان، در طول یک سال به طرز رازآلودی با زندگی مسیح پیوند خورده است و «همچون مسیح»، «همچون خدا» می‌شود و تقدیس می‌گردد.

کلیسای ما این اصل را بنیان نهاده که اعیاد مسیح یا «اعیاد ارباب»- آن را با این اسم می‌خوانند[1]- ممکن است روزهای بیشتری به طول بینجامد تا تاٴثیرعمیق‌تر و بیشتری بر زندگی ایماندار داشته باشند.

از این رو، قبل و بعد از عید اصلی، روزهای پیش از عید و پس از عید را داریم. هر چقدر آن واقعه بزرگتر باشد، مراسم آن روزهای بیشتری به طول می‌انجامد. کلیسا برای حمایت ایمانداران در نبرد روحانی‌ و رساندن منفعت بیشتر به ایشان، قبل از «اعیاد ارباب»، یک دورۀ روزه را تعیین کرده است. 

دو «چرخه» یا فصل بزرگ از «اعیاد ارباب» وجود دارد، که یکی از آنها بر ولادت مسیح و دیگری بر مصلوب شدن و رستاخیز او تمرکز دارد. سایر اعیاد خداوندگار کوتاهتر هستند و دورۀ پیش و پس از عید هر کدام به مدت یک هفته به طول می‌انجامد.

بیایید دو فصل را با جزئیات بررسی کنیم.

 
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🏵دورۀ اول:

تعطیلات مربوط به ظهور الهی مسیح بر روی زمین.
 

🔺کریسمس (عید میلاد)

تجسم شخص دوم تثلیث اقدس، پسر و کلمۀ خدا، به لحاظ رهایی و نجات، از بیشترین اهمیت برای انسان برخوردار است. پدران کلیسا که در این واقعۀ غیرقابل درک کَند و کاو نموده‌اند، هدف آن را در دو جمله تعریف کرده‌اند: «خدا انسان شد تا انسان خدا شود.» کلیسا برای آمادگی روحانی ایمانداران یک دورۀ چهل روزه برای روزه تعیین کرده که قبل از ۲۵ دسامبر، یعنی عید کریسمس برگزار می‌شود. این دوره پس از عید فیلیپس رسول یا ۱۵ نوامبر برگزار می‌شود. از تاریخ ۲۱ نوامبر، ورود مادر خدا به معبد جشن گرفته می‌شود که به آن Katavasies[2] Christmas می‌گویند («مسیح تولد یافته؛ او را جلال دهید...»)، در حالی که  از ۲۶ نوامبر [3]Kontakion Christmas- مراسم قبل از عید- («امروز باکره برای تولد وصف ناشدنی کلمۀ ازلی به غار می‌رود...») شروع به تغییر یافت. از بیستم دسامبر، یا یکشنبۀ قبل از میلاد مسیح، سرودهای پیش از ایام کریسمس در مراسم مقدس رایج هستند که در روز اصلی عید به اوج خود می‌رسند و تا ۳۱ دسامبر ادامه می‌یابند.

در ابتدا، ولادت مقدس عیسی و اعیاد ظهور مقدس تحت عنوانی گسترده‌تر یعنی «ظهور»[4] و در همان روز یعنی ششم ژانویه برگزار می‌شدند. این جشنها به مدت هشت روز ادامه داشت و هدف از آن تمجید از این بود که عیسی، کسی که با فروتنی در بیت‌لحم متولد شد و در آخور خوابید، همان پسر محبوب خدای پدر است، همانطور که در تعمید پسر در رود اردن، صدایی آسمانی این حقیقت را آشکار نمود. همۀ ما باید مطیع این مسیح موعود و نجات‌دهنده‌مان باشیم. دو تعطیلی مهم در قرن چهارم تعیین شده بود تا به هر یک از این وقایع بزرگ تاٴکید بیشتری شود.
 

🔺ظهور مقدس (یا تجلی)

 کلیسا همچنان روز ظهور را در تاریخ ششم ژانویه جشن می‌گرفت، در حالی که بعد از توافق کلیسای شرق و غرب که تا سال ۱۰۵۴ متحد و یکپارچه بود، مشخص شد که کریسمس باید در ۲۵ دسامبر برگزار شود.   

این دو عید بزرگ در جلسات مقدس، ترتیب مشابهی را حفظ نمودند که البته سرودهایی با مضامین متفاوت را در خود جای دادند. بین این دو تعطیلی- اول ژانویه- عید ختنۀ عیسی اضافه شده است. 

در دوم ژانویه دورۀ پیش از عید ظهور شروع می‌شود. این روز را از ششم- روز اصلی عید- تا چهاردهم ماه، یعنی هنگامی که چرخۀ این فصل از عید به پایان می‌رسد، جشن می‌گیرند.

در خصوص دورۀ روزه باید بگوییم که قبل از کریسمس یک چلۀ سبک وجود دارد. از روز ورود مادر خدا به معبد در ۲۱ نوامبر تا ۱۷ دسامبر، Typikon یا کتاب مقررات اجازۀ «مصرف ماهی» را صادر می‌کند. در روز کریسمس-تا عید ظهور- هیچ نوع روزه‌ای وجود ندارد، به جز شب ظهور یعنی پنجم ژانویه که یک روزۀ سخت (خشک) برگزار می‌شود.

دورۀ کوتاه بین کریسمس و ظهور «دورۀ دوازده روز مقدس»(Dodekaēmeron)  نامیده می‌شود که ارتدوكس ها با تاٴکیدی خاص این روز را جشن می‌گیرند.

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🏵دورۀ دوم:

🔺مصائب و رستاخیز مقدس مسیح

مصلوب شدن و رستاخیز خداوندگار شالودۀ نجات کل بشر و دنیا را تشکیل می‌دهد. موعظۀ رسولان بر این دو محور می‌چرخد. عیسای مسیح به عنوان یک انسان به روی زمین نیامد تا فقط برای ما بمیرد، بلکه آمد تا با رستاخیز پرجلال خود، قدرت شیطان و مرگ را مغلوب سازد و ما را در پیروزی خویش شریک سازد. رستاخیز خداوندگار  شالودۀ محکم ایمان ما به او، و نجاتمان را تشکیل می‌دهد. پولس رسول در این زمینه بسیار مصمم و قطعی سخن گفته، می‌فرماید: «و اگر مسیح برنخاست، هم وعظ ما باطل است، هم ایمان شما. به‌علاوه، برای خدا شاهدان دروغین محسوب می‌شویم، زیرا دربارۀ او شهادت داده‌ایم که مسیح را از مردگان برخیزانید» (۱-قرنتیان ١٥ :­۱۴-۱۵). سپس به ما اطمینان داده، می‌فرماید: «امّا مسیح براستی از مردگان برخاسته و نوبر خفتگان شده است» (۱-قرنتیان ١٥ :­۲۰).

کلیسا از همان بدو تاٴسیس، دو واقعۀ رهایی‌بخش برای دنیا را معرفی می‌کند که مهم‌تر از آنها چیزی نیست؛ این دو، کانون پرستش مسیحی را تشکیل می‌دهند. نخستین واقعۀ زندگی خداوندگار که مسیحیان اورشلیم از همان ابتدا آن را جشن می‌گرفتند، رستاخیز مسیح بود؛ البته نه فقط یکبار در سال بلکه هر یکشنبه آن را جشن می‌گرفتند. همین رسم تا به امروز برقرار است و تا پایان دنیا نیز برگزار خواهد شد. کلیسای ارتدوكس رستاخیز خداوندگار را هر یکشنبه و در پنجاه یکشنبۀ سال، به جز یکشنبۀ نخل و پنطیکاست جشن می‌گیرد. به همین دلیل است که سرودهای دعای شامگاهی شنبه و دعاهای صبحگاهی یکشنبه به صلیب و رستاخیز اشاره دارند. یکشنبه‌ها در طول مراسم دعای صبحگاهی، متونی را به ترتیب از انجیل می‌خوانند- متون مخصوص دعای صبح که تعدادشان ۱۴تاست- و مضمون همگی آنها رستاخیز است. در پایان هر متن دعای رستاخیز را می‌خوانند: «رستاخیز مسیح را شاهد بودیم...»

بعدها، تحت هدایت روح‌القدس، دوره‌ای طولانی متشکل از ده هفته برای آمادگی روحانی ایماندار و مشارکتش در رنج الهی شکل گرفت. برای جشن گرفتن رستاخیز و صعود مسیح به آسمان یک دورۀ هفت هفته‌ای مقرر گردید که پس از آن، نزول روح‌القدس و پنطيكاست برگزار می‌شود.

بیایید نگاهی دقیقتر به این دوره‌ها بیاندازیم.

 

🌟۱. «تریودیون (Triodion )

تمام مراسم الهی به همراه سرودها و دروس مقدس این دورۀ طولانی که با رستاخیز مسیح پایان می‌پذیرد، در یک کتاب کلیسایی تحت عنوان «تریودیون» (Triodion = سه قطعه) گنجانده شده، همانطور که کانن‌های دعاهای عصرگاهی حاوی سه قطعه می‌باشند، نه نُه قطعه، چنانکه به طور معمول وجود دارد. این دوره به سه بخش تقسیم می‌شود:

▪️چهار یکشنبۀ «تریودیون»

▪️چهل روز روزه از ایام روزۀ بزرگ که پس از آن می‌آیند و

▪️هفتۀ بزرگ و مقدس

«تریودیون» با سرودهایی که به پشیمانی و ندامت ختم می‌گردد و همچنین درسهای تاٴثیرگذار کتاب‌مقدسی‌اش، از ایماندار دعوت می‌کند که خود را از امیال نَفْسانی آزاد کند، امیالی که وی را از مسیح که منشاء شادی است دور می‌سازند. همچنین، «تریودیون» با فیض آیینهای مقدس و دعای بی‌وقفه، از ایماندار دعوت می‌کند که به نبرد خود ادامه دهد تا توبه‌ای حقیقی را تجربه کند و از این رو لایق فردوس گردد. هر یکشنبه، پس از خواندن متونی از انجیل، سرودهایی تکان‌دهنده می‌خوانیم: «ای تو که بخشندۀ حیات هستی، دروازه‌های توبه را به روی من بگشا...»

@LessonsOrthodox
 📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس           

🔴نخستین یکشنبۀ «تریودیون»:

یکشنبۀ خراجگیر و فریسی

در نخستین یکشنبۀ «تریودیون» کلیسا با خواندن مثل خراجگیر و فریسی (لوقا ١٨ :­۱۰-۱۴) میوۀ فروتنی را به بار می‌آورد. این فضیلت، انسان را شبیه خدا می‌کند و غرور و خودخواهی را که دلیل خروج آدم و حوا از فردوس بود، نکوهش می‌کند.
 

🔴دومین یکشنبۀ «تریودیون»

یکشنبۀ پسر گمشده

در دومین یکشنبه، محبت بیکران پدر و تصمیم جسورانۀ پسر گمشدۀ مَثَل عیسی مبنی بر بازگشت به خانۀ پدر، توبۀ صادقانه و فروتنانۀ وی و شروع یک زندگی جدید (لوقا ١٥ :­۱۱-۳۲) موضوعاتی هستند که ما را تکان می‌دهند. حتی به بزرگترین گناهکاران جراٴت می‌بخشد که راه بازگشت یعنی راه توبه را در پیش گیرند.

 
🔴سومین یکشنبۀ «تریودیون»:

یکشنبۀ Meat Fare (حذف گوشت)

سومین یکشنبه «یکشنبۀ Meat Fare» نامیده می‌شود، زیرا آخرین روزی است که مصرف گوشت مجاز می‌باشد. در این یکشنبه، خداوندگار از طریق درس انجیل (متی ٢٥ :­۳۱-۳۶) که در کلیساهای مقدس می‌خوانیم، تمام اموری را که قرار است به هنگام بازگشتش اتفاق بیفتد و همچنین مِلاکی را که بر طبق آن جهان را (در روز داوری) داوری خواهد نمود، آشکار می‌سازد. این درس با تصاویری واضح بر بالاترین ارزش عملی محبت به تمام انسانها تاٴکید می‌کند. خداوندگار هرگونه همدردی ما نسبت به بیماران، فقرا، گرسنگان و سایر مردمی که رنج می‌کشند را همدردی نسبت به خود می‌داند، حتی اگر یک لیوان آب بدهیم، و به‌عنوان پاداش، ما را از نیکویی‌های فناناپذیر پادشاهی جاودانش بهره‌مند خواهد ساخت.
 

🔴یکشنبۀ چهارم «تریودیون»:

یکشنبۀ Cheese Fare (حذف لبنيات)

در آخر، یکشنبۀ چهارم «تریودیون» که به «یکشنبۀ Cheese Fare» معروف است (متی ٦ :­۱۴-۲۱)، همان یکشنبه‌ای است که یک روز پس از آن، دورۀ چهل روز روزه آغاز می‌شود. این یکشنبه فردوسِ از دست‌رفته، نااطاعتی آدم و حوا نسبت به فرمان خدا و پیامدهای اسفباری که این نافرمانی برای کل بشر و همچنین تمام خلقت داشت را به یاد ما می‌اندازد. بدین نحو نسبت به آنچه پولس رسول بر آن تاٴکید نمود، هشیار می‌گردیم: «اگر کسانی که کلام خدا را دریافت کردند از آن سرپیچی و نافرمانی کردند... پس ما چه راه گریزی خواهیم داشت اگر چنین نجاتی عظیم را نادیده بگیریم؟» (م.ک. عبرانیان ۲:­۲-۳). لذا، درس این روز که از نامه به رومیان گرفته شده، ما را اینچنین ترغیب می‌کند: «پس بیایید اعمال تاریکی را به سویی نهیم و زرۀ نور را در بر کنیم... عیسى مسیحِ خداوندگار را در بر کنید و در پی ارضای امیال نَفْس خود مباشید»، و علاوه بر این «برادر خود را داوری نکنیم» (رومیان ١٣ :­۱۲-۱۴، ١٤ :­۳-۴).

در پایان دعای شامگاهی و مقدس این یکشنبه، «جلسۀ بخشش» برگزار می‌شود که در طول آن روحانیون و اعضای عادی نسبت به یکدیگر طلب بخشش می‌کنند. بخشش یک پیش‌فرض اساسی است تا دعای ما و هر چیزی که به خدا تقدیم می‌کنیم، مورد پذیرش او قرار گیرد، مطابق با فرمان خداوندگارمان: «پس اگر هنگام تقدیم هدیه‌ات بر مذبح، به یاد آوردی که برادرت از تو چیزی به دل دارد، هدیه‌ات را بر مذبح واگذار کن و نخست برو و با برادر خود آشتی کن و سپس بیا و هدیه‌ات را تقدیم نما» (متی ٥ :­۲۳-۲۴).

@LessonsOrthodox
📌پیوست

[1] Despotikai eortai
(= اعیاد ارباب، یا حاکم [مسیح]). به همان نسبت، اعیادی که به مریم باکره اختصاص یافته‌اند “Theometorikai eortai”   خوانده می‌شوند (=اعیاد او که مادر خداست). (یادداشت مترجم)

[2]  در طول مراسم دعای صبحگاهی، سرودهای کلیسای ارتدوكس را با «طرح» یا «انسجامی» خاص از مفهوم الهیاتی پیرامون وقایع مهم می‌خوانند. اسامی آنها از فعل یونانی katavainein گرفته شده («پایین آمدن») و به پایین آمدن سرایندگان از نیمکتها یا جایگاه خویش به وسط تالار کلیسا به منظور خواندن این سرودهای خاص اشاره دارد؛ این سنت دیگر مرسوم نیست. (یادداشت مترجم)

[3]  Kontakion
یک سرود کوتاه اما کامل است که در طول قرن ششم تا هفتم شکل گرفت. این سرود به عنوان مقدمۀ موضوع روز یا فصل عید عمل می‌کند و پس از آن یک سری سرودهایی که مضمونشان مرتبط با این سرود و روز خاص است خوانده می‌شوند. از نظر برخی کلمۀ Kontakion از اسم kontos (= تیر [چوبی] یا تیر بلند) گرفته شده که سرایندگان معمولاً متون آیینی خود را روی آن قرار می‌دادند، در حالی که از نظر بقیه، این کلمه از صفت kontos (=کوتاه) گرفته شده که به کامل و جامع بودن این سرود به لحاظ الهیاتی، ژرفای روحانی و پختگی کامل محتوای آن اشاره دارد، که به احتمال زیاد تعریف مورد نظر همین است. (یادداشت مترجم).

[4]  هر دو کلمۀ، Theophany (=ظهور خدا) و Epiphany (= ظهور یا تجلی خدا بر روی زمین] دال بر حضور خدا در دنیا در قالب (با انسان شدنش) انسان است و بدان اشاره دارد. سی و هشتمین «موعظه پیرامون ظهور خدا یا به عبارتی تولد مسیح» که اثری معروف و نوشته شده به قلم گریگوری الهیدان (حدود ۳۲۹-۳۹۰) می‌باشد و در آن به فلاسفه و سخنوران تعلیم داد، دقیقاً به ارتباط این دو عید در کلیسای اولیه اشاره می‌کند. فن خطابه که در سال ۳۸۰ وعظ شد با کلماتی به یاد ماندنی آغاز می‌شود: «مسیح تولد یافته، او را جلال دهید. مسیح از آسمان است؛ بیرون بروید تا با او ملاقات کنید. مسیح روی زمین است؛ بر او جلال باد. ای تمامی زمین برای خداوند بسرایید و ای تمامی مردم با شادی سرود سر دهید زیرا او جلال یافته است.» این سرود به katavasia Christmas تبدیل گشت. (یادداشت مترجم)

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه هفدهم / آرتین
@LessonsOrthodox
سلطنت هزار ساله

نظر پروتستانها
پاسخ ما
(الف) مسیح برای داوری خواهد آمد
(ب) مسیح از سلطنت بر زمین اجتناب نمود
(ج) سلطنت مسیح را پایانی نخواهد بود
(د) عبارت «هزار سال» یک نماد رازگونه است
اسارت شیطان

@LessonsOrthodox
نظر پروتستانها

برادران پروتستان ما معتقدند که وقتی خداوند ما مسیح بیاید، هزار سال بر زمین سلطنت خواهد کرد. (این عقیده را premillennialism می‌نامند)

آنان برای اثبات ادعای خود، از آیات ذیل از کتاب «مکاشفه» استفاده می‌کنند:

«آنگاه دیدم فرشته نیرومند دیگری از آسمان فرود می‌آمد که ردایی از ابر در بر داشت و رنگین کمانی بر فراز سر. چهره‌اش مانند خورشید بود و پاهایش چون ستونهای آتش. طوماری کوچک و گشوده در دست داشت. پای راست در دریا نهاد و پای چپ بر خشکی. و فریادی چندان بلند برآورد که به غرش شیر می‌مانست و با فریاد او آن هفت رعد به صدا درآمدند و سخن گفتند». (مکاشفه 10: 1-3)

«بلکه در آن ایام که هفتمین فرشته آهنگ نواختن شیپورش کند، سرّ خدا تحقق خواهد یافت، آنگونه که بشارتش را به خادمان خود، انبیا، داده است. آنگاه آن صدا که از آسمان شنیده بودم بار دیگر با من گفت: "اینک برو و آن طومار گشوده در دست آن فرشته را که بر دریا و خشکی ایستاده است بگیرد" پس به سوی آن فرشته رفتم و از او خواستم طومار کوچک را به من بدهد. فرشته با من گفت: "این را بگیر و بخور! درونت را تلخ خواهد کرد، اما در دهانت چون عسل شیرین خواهد بود". پس آن طومار کوچک را از دست فرشته گرفتم و خوردم. در دهانم چون عسل شیرین بود، اما به شکم که فرو بردم، درونم تلخ شد. ». (مکاشفه 10: 7-10)

پروتستانها معتقدند که این هزار سال باید دوره صلح باشد، بنابر نبوت اشعیای نبی:
«و گرگ‌ با بره‌ سكونت‌ خواهد داشت‌ و پلنگ‌ با بزغاله‌ خواهد خوابید و گوساله‌ و شیر و پرواری‌ با هم‌، و طفل‌ كوچك‌ آنها را خواهد راند. و گاو با خرس‌ خواهد چرید و بچه‌های‌ آنها با هم‌ خواهند خوابید و شیر مثل‌ گاو كاه‌ خواهد خورد. و طفل‌ شیرخواره‌ بر سوراخ‌ مار بازی‌ خواهد كرد و طفلِ از شیر باز داشته‌ شده‌ دست‌ خود را بر خانه‌ افعی‌ خواهد گذاشت‌. و در تمامی‌ كوه‌مقدّس‌ من‌ ضرر و فسادی‌ نخواهند كرد زیرا كه‌ جهان‌ از معرفت‌ خداوند پر خواهد بود مثل‌ آبهایی‌ كه‌ دریا را می‌پوشاند» (اشعیا 11:‌6-9).

«و ایشان‌ شمشیرهای‌ خود را برای‌ گاوآهن‌ و نیزه‌های‌ خویش‌ را برای‌ ارّه‌ها خواهند شكست‌ و امّتی‌ بر امّتی‌ شمشیر نخواهد كشید و بار دیگر جنگ‌ را نخواهند آموخت‌». (اشعیا 2:‌4)

@LessonsOrthodox
مسیح برای داوری خواهد آمد

در اعتقادنامه نیقیه آمده است: «و بار دیگر در جلال خواهد آمد تا زندگان و مردگان را داوری کند و سلطنتش را پایان نخواهد بود».

و البته این تعلیم کتاب‌مقدس است، زیرا نوشته شده:
«زیرا که‌ پسر انسان‌ خواهد آمد در جلال‌ پدر خویش‌ به‌ اتفاق‌ ملائکه‌ خود و در آن‌ وقت‌ هر کسی‌ را موافق‌ اعمالش‌ جزا خواهد داد» (متی 16: 27)

و «آنگاه‌ علامت‌ پسر انسان‌ در آسمان‌ پدید گردد و در آن‌ وقت‌، جمیع‌ طوایف‌ زمین‌ سینه‌زنی‌ کنند و پسر انسان‌ را بینند که‌ بر ابرهای‌ آسمان‌، با قوّت‌ و جلال‌ عظیم‌ می‌آید؛ و فرشتگان‌ خود را با صور بلند آواز فرستاده‌، برگزیدگان‌ او را از بادهای‌ اربعه‌ از کران‌ تا بکران‌ فلک‌ فراهم‌ خواهند آورد» (متی 24:‌30‌،31).

«اما چون‌ پسر انسان‌ در جلال‌ خود با جمیع‌ ملائکه‌ مقدس‌ خویش‌ آید، آنگاه‌ بر کرسی‌ جلال‌ خود خواهد نشست‌، و جمیع‌ امت‌ها در حضور او جمع‌ شوند و آنها را از همدیگر جدا می‌کند، به‌ قسمی‌ که‌ شبان‌ میشها را از بزها جدا می‌کند. و میشها را بر دست‌ راست‌ و بزها را بر چپ‌ خود قرار دهد ... و ایشان‌ در عذاب‌ جاودانی‌ خواهند رفت‌، اما عادلان‌ در حیات‌ جاودانی‌» (متی 25: 31-33و 46).

«پس‌ همچنان‌ که‌ کرکاسها را جمع‌ کرده‌، در آتش‌ می‌سوزانند، همانطور در عاقبت‌ این‌ عالم‌ خواهد شد، که‌ پسر انسان‌ ملائکه‌ خود را فرستاده‌، همه‌ لغزش‌دهندگان‌ و بدکاران‌ را جمع‌ خواهند کرد، و ایشان‌ را به‌ تنور آتش‌ خواهند انداخت‌، جایی‌ که‌ گریه‌ و فشار دندان‌ بود. آنگاه‌ عادلان‌ در ملکوت‌ پدر خود مثل‌ آفتاب‌، درخشان‌خواهند شد. هر که‌ گوش‌ شنوا دارد بشنود». (متی 13: 40-43)

همین امر در مَثَل ده باکره و مَثَل قنطارها نیز دیده می‌شود. خداوند برای داوری می‌آید. خداوند به آنکه پنج قنطار داشت می‌گوید: «آفرین ای خادم نیکو و امین! در چیزهای کم امین بودی، پس تو را بر چیزهای بسیار خواهم گماشت. بیا و در شادی ارباب خود شریک شو!» (متی 25:‌21).

آنگاه به خادم نادان می‌گوید: «این خادم بی‌فایده را به تاریکی بیرون افکنید، جایی که گریه و دندان به دندان بر هم ساییدن خواهد بود». (متی 25: 30)

به همین صورت، خداوند باکره‌های نادان را داوری کرد، اما باکره‌های دانا با او داخل می‌شوند. (متی 25: 10‌،11)

@LessonsOrthodox
در مورد بازگشت ثانویه خداوند و داوری، کتاب‌مقدس می‌گوید:
«ساعتی‌ می‌آید که‌ در آن‌ جمیع‌ کسانی‌ که‌ در قبور می‌باشند، آواز او را خواهند شنید، و بیرون‌ خواهند آمد؛ هر که‌ اعمال‌ نیکو کرد، برای‌ قیامت‌ حیات‌ و هر که‌ اعمال‌ بد کرد، بجهت‌ قیامت‌ داوری». (یوحنا 5:‌27‌،28)

مسیح خداوند این را تأیید کرده می‌گوید:
«و اینک‌ به‌ زودی‌ می‌آیم‌ و اجرت‌ من‌ با من‌ است‌ تا هر کسی‌ را بحسب‌ اعمالش‌ جزا دهم‌». (مکاشفه 22:‌12)

پس اگر مسیح خداوند برای داوری می‌آید، چه نیازی است که به جهت سلطنت هزار ساله آید؟
در این صورت مسیح سه بار خواهد آمد: یکی زمانی که به جهت نجات، انسان شد؛ دیگری سلطنت هزار ساله او خواهد بود و سومی به جهت داوری. ایمان به بازگشت ثالثیه مسیح، مردود و در تضاد با تعلیم مسیحی است، زیرا ما به بازگشت ثانویه مسیح و داوری او و پایان این عصر معتقدیم. (متی 13: 40)

چگونه ممکن است که مسیح هزار سال در صلح و آرامش سلطنت کند و پس از آن دنیا نابود شود؟
چگونه ممکن است که خداوند به جهان آید و هزار سال بر انسانها و حیوانات در صلح سلطنت کند، و در انتها همه عالم نابود گردد و «آسمان‌ و زمین‌ زایل‌ شود» (متی 5:‌18).

یوحنای رسول نیز می‌گوید: «و دیدم‌ آسمانی‌ جدید و زمینی‌ جدید،چونکه‌ آسمان‌ اول‌ و زمین‌ اول‌ درگذشت‌ و دریا دیگر نمی‌باشد» (مکاشفه 21:‌1).

پطرس رسول نیز در مورد بازگشت مسیح چنین می‌گوید: «لکن‌ روز خداوند چون‌ دزد خواهد آمد که‌ در آن‌ آسمانها به‌ صدای‌ عظیم‌ زایل‌ خواهند شد و عناصر سوخته‌ شده‌، از هم‌ خواهد پاشید و زمین‌ و کارهایی‌ که‌ در آن‌ است‌ سوخته‌ خواهد شد». (دوم پطرس 3:‌10)

پس چگونه ممکن است که در پایان این سلطنت هزار ساله، نابودی در انتظار باشد؟

شیطان باید از زندان خلاصی یافته و امتها را گمراه کند. (مکاشفه 20:‌7‌،8) بنابراین آن عصیان باید بیاید و آن بی‌دین باید ظهور کند که خود را بالاتر از هر آن چیزی که «خدا» خوانده می‌شود قرار می‌دهد. ظهور آن بی‌دین به نیروی شیطان و همراه با همه گونه معجزات و آیات و عجایت گمراه‌کننده خواهد بود (دوم تسالونیکیان 2:‌3-9).

بعلاوه: «مسیحان‌ کاذب‌ و انبیا کذَبه‌ ظاهر شده‌، علامات‌ و معجزات‌ عظیمه‌ چنان‌ خواهند نمود که‌ اگر ممکن‌ بودی‌ برگزیدگان‌ را نیز گمراه‌ کردندی‌» (متی 24:24).
آن زمان، ایامی سختی خواهد بود، اما خداوند می‌گوید: «و اگر آن‌ ایام‌ کوتاه‌ نشدی‌، هیچ‌بشری‌ نجات‌ نیافتی‌، لیکن‌ بخاطر برگزیدگان‌، آن‌ روزها کوتاه‌ خواهد شد». (متی24:‌22)

پس حال که این عصیان و نا آرامی‌ها باید صورت پذیرد، مفهوم سلطنت هزاره چیست؟
آیا امکان دارد آن سالهای آرام که مسیح سلطنت می‌کند، با چنین مصیبت دهشتناکی پایان گیرد؟ سالهایی که اگر کوتاه نبود، هیچ بشری نجات نمی‌یافت. در اینصورت فایده سلطنت هزار ساله مسیح چه بود؟ ممکن است مردمی که مسیح در طی هزار سال با تمام برکات روحانی خود رهبری می‌کند، چنان گمراه شوند، که گمراهی جامع واقع شود و تمامی برکات روحانی مسیح نابود گردد؟ آیا براستی چنین چیزی ممکن است؟

@LessonsOrthodox
مسیح از سلطنت بر زمین اجتناب نمود

شش روز پیش از عید فصح وقتی مسیح به اورشلیم آمد، انبوه مردم او را پادشاه خطاب کرده گفتند:
«هوشیعانا پسر داودا، مبارک‌ باد کسی‌ که‌ به‌ اسم‌ خداوند می‌آید! هوشیعانا در اعلی‌ علیین» (متی 21:‌9)،
«اینک من‌ رسول‌ خود را پیش‌ روی‌ تو می‌فرستم‌ تا راه‌ تو را پیش‌ روی‌ تو مهیا سازد» (متی 11:‌10).
همچنین آنگاه که مسیح با پنج نان مردم را سیر کرد، آنان گفتند: «این‌ البته‌ همان‌ نبی‌ است‌ که‌ باید در جهان‌ بیاید! و اما یسوع چون‌ دانست‌ که‌ می‌خواهند بیایند و او را به‌ زور برده‌، پادشاه‌ سازند، باز تنها به‌ کوه‌ برآمد». (یوحنا 6:‌14‌،15)

خداوند از پادشاهی اجتناب نمود. او از همه پادشاهی‌های روی زمین و جلال آنها دوری جست، چراکه پادشاهی، وسوسه شیطان بود. (متی 4:‌8‌،9)
او مایل بود ملکوت روحانی در دلها داشته باشد و نه ملکوت زمینی.

این اجتناب مسیح، ما را به یاد داستان یوتام از کتاب داوران می‌اندازد:
«و چون‌ یوتام‌ را از این‌ خبر دادند، او رفته‌، به‌ سر كوه‌ جَرِزِّیم‌ ایستاد و آواز خود را بلند كرده‌، ندا در داد و به‌ ایشان‌ گفت‌: "ای‌ مردان‌ شكیم‌ مرا بشنوید تا خدا شما را بشنود. وقتی‌ درختان‌ رفتند تا بر خود پادشاهی‌ نصب‌ كنند؛ و به‌ درخت‌ زیتون‌ گفتند بر ما سلطنت‌ نما. درخت‌ زیتون‌ به‌ ایشان‌ گفت‌: آیا روغن‌ خود را كه‌ به‌ سبب‌ آن‌ خدا و انسان‌ مرا محترم‌ می‌دارند ترك‌ كنم‌ و رفته‌، بر درختان‌ حكمرانی‌ نمایم‌؟ و درختان‌ به‌ انجیر گفتند كه‌ تو بیا و بر ما سلطنت‌ نما. انجیر به‌ ایشان‌ گفت‌: آیا شیرینی‌ و میوة‌ نیكوی‌ خود را ترك‌ بكنم‌ و رفته‌، بر درختان‌ حكمرانی‌ نمایم‌؟ و درختان‌ به‌ مو گفتند كه‌ بیا و بر ما سلطنت‌ نما. مو به‌ ایشان‌ گفت‌: آیا شیرة‌ خود را كه‌ خدا و انسان‌ را خوش‌ می‌سازد، ترك‌ بكنم‌ و رفته‌، بر درختان‌ حكمرانی‌ نمایم‌؟ و جمیع‌ درختان‌ به‌ خار گفتند كه‌ تو بیا و بر ما سلطنت‌ نما. خار به‌ درختان‌ گفت‌: اگر به‌ حقیقت‌ شما مرا بر خود پادشاه‌ نصب‌ می‌كنید، پس‌ بیایید و در سایة‌ من‌ پناه‌ گیرید، و اگر نه‌ آتش‌ از خار بیرون‌ بیاید و سروهای‌ آزاد لبنان‌ را بسوزاند"». (داوران 9:‌7-15)

پس پادشاهی زمین، نه درخت زیتون و نه درخت تاک، بلکه خار را وسوسه کرد.

آیا اینگونه پادشاهی شایسته خداوندی است که آمده بود تا ملکوت روحانی را مستقر سازد و مردم را از ملکوت آسمان آگاه سازد؟ (متی 6) او از ابتدا بشارت ملکوت خدا را موعظه می‌کرد و می‌گفت: «وقت‌ تمام‌ شد و ملکوت‌ خدا نزدیک‌ است‌. پس‌ توبه‌ کنید و به‌ انجیل‌ ایمان‌ بیاورید» (مرقس 1:‌14‌،15) . این نشان می‌داد که نجات نزدیک بود و در آن، خدا بر ناجیان پادشاهی می‌کرد، یعنی بر آنان که تا پیش از این تحت سلطه موت بودند.
وقتی ما می‌گوییم: «ملکوت تو بیاید»، منظورمان ملکوت روحانی است.
مقصودمان این است که خدا بطور روحانی بر تمام دل و فکر و خواست ما سلطنت کند تا شیطان بر اینها مسلط نشود، بلکه مال کسی باشند که با خون خود آنها را خرید.

گفتار مسیح خداوند یعنی: «پادشاهی‌ من‌ از این‌ جهان‌ نیست‌» (یوحنا 18:‌36) برای رد نظر پروتستانها در مورد سلطنت هزار ساله کافی است.

@LessonsOrthodox
سلطنت مسیح را پایانی نخواهد بود

مسیح خداوند تنها برای زمان محدود یعنی هزار سال سلطنت نخواهد کرد، آن‌هم در ایامی که پایآن‌همه چیز فرا می‌رسد (مکاشفه 20:‌7).
در اعتقادنامه نیقیه می‌خوانیم: «و بار دیگر در جلال خواهد آمد تا زندگان و مردگان را داوری کند و سلطنتش را پایان نخواهد بود».
این سخنآن‌همچنین از زبان فرشته به هنگام بشارت تولد مسیح تکرار می‌شود: «او بر خاندان‌ یعقوب‌ تا به‌ ابد پادشاهی‌ خواهد کرد و سلطنت‌ او را نهایت‌ نخواهد بود». (لوقا 1:‌33)
همین سخن را نبوت دانیال نبی نیز تأیید می‌کند: «و سلطنت‌ و جلال‌ و ملكوت‌ به‌ او داده‌ شد تا جمیع‌ قوم‌ها و امّت‌ها و زبانها او را خدمت‌ نمایند. سلطنت‌ او سلطنت‌ جاودانی‌ و بی‌زوال‌ است‌ و ملكوت‌ او زایل‌ نخواهد شد». (دانیال 7:‌14)
بنابراین مشخص است که سلطنت مسیح به هزار سال یا هر چند سال دیگر محدود نمی‌شود بلکه سلطنت او بی‌پایان است.
اما سلطنت بی‌پایان او چیست؟ و از چه زمانی آغاز شده است؟
این سلطنت از زمان مصلوب شدن او آغاز شده است، از زمانی که ما را با خون خود خرید. وقتی آدم گناه کرد، گناه به جهان داخل شد و به همراه آن موت نیز آمد و تسلط یافت (رومیان 5:‌14). از آن زمان به بعد، شیطان، «رئیس‌ این جهان» (یوحنا 12:‌31) خوانده شد. همگی ما به گناه و تسلط موت فروخته شده بودیم، تا آنگاه که مسیح آمد و جریمه گناهان ما را پرداخت و ما را با خون خود خرید. به همین دلیل گفته می‌شود: «یهوه [بر چوب] سلطنت می‌کند». (مزامیر 95:‌10 : عبارت «بر چوب» توسط یهودیان حذف شده است و در ترجمه‌های امروزی مزامیر نیز این عبارت دیده نمی‌شود، اما بسیاری از پدران کلیسا از جمله آگوستین قدیس، ژوستین شهید و غیره بدان اشاره داشتند.)
بدین ترتیب پولس رسول می‌گوید: «زیرا که‌ به‌ قیمتی خریده‌ شدید» (اول قرنتیان 6:‌20) و این قیمت، خون است. پطرس رسول می‌گوید:
«زیرا می‌دانید که‌ خریده‌ شده‌اید از سیرت باطلی‌ که‌ از پدران‌ خود یافته‌اید نه‌ به‌ چیزهای‌ فانی‌ مثل‌ نقره‌ و طلا، بلکه‌ به‌ خون‌ گرانبها چون‌ خون‌ بره‌ بی‌عیب‌ و بی‌داغ‌ یعنی‌ خون‌ مسیح‌». (اول پطرس 1:‌18‌،19)
پس از تکمیل عمل نجات‌بخش مسیح، ما به همراه همه ناجیان، از آن خدا شده‌ایم. از آن زمان سلطنت مسیح آغاز شده است و تمام نبوت‌های مزامیر که با «یهوه سلطنت می‌کند» آغاز می‌شوند، تحقق می‌یابد (مزامیر 92، 96، 98 و ...)

کلیسای قبطی این مزامیر را در مناجات ساعت ششم و نهم گنجانده است، یعنی در ساعت مصلوب شدن مسیح تا مرگ او، زیرا که سلطنت هزار ساله مسیح از زمان مصلوب شدنش آغاز شده است.

@LessonsOrthodox
عبارت «هزار سال» یک نماد رازگونه است

نباید آن را به صورت تحت‌اللفظی درک کرد. «ده» نماد کمال است و «هزار» (یعنی ده در ده در ده بار)، یعنی ضرب دهگان است. پطرس رسول نیز می‌گوید: «لکن‌ ای‌ حبیبان‌، این‌ یک‌ چیز از شما مخفی‌ نماند که‌ یک‌ روز نزد خدا چون‌ هزار سال‌ است‌ و هزار سال‌ چون‌ یک‌ روز». (دوم پطرس 3:‌8)

بدین ترتیب، دوره هزار ساله غیرقابل شمارش است، همانند دوره شش روزه آفرینش. این دوره از زمان مصلوب شدن مسیح تا زمان آزاد شدن شیطان از بند است. (مکاشفه 20:‌7)

اسارت شیطان

کتاب مکاشفه می‌گوید که فرشته شیطان را به مدت هزار سال در بند می‌نهد (مکاشفه 20:‌2).
ممکن است سؤال شود که شیطان چگونه می‌تواند در بند باشد درحالیکه انسانهای بسیاری را به سوی گناه می‌لغزاند؟
در حقیقت، در بند نهادن شیطان به معنای هلاک کردن یا پایان دادن به کار او نیست، بلکه بدان معنیست که او دیگر آزادی پیشین خود را ندارد.
وقتی می‌گوییم کارگری در کارش اسیر است، مقصودمان این است که او کارش را انجام می‌دهد اما آزادی ندارد؛ او اسیر است. واژه «بند» که برای شیطان بکار می‌رود، چنین مفهومی دارد. بی‌شک، پس از مصلوب شدن مسیح خداوند، شیطان آزادی پیشین خود را ندارد، یعنی آنگاه که «رییس این جهان» نامیده می‌شد. (یوحنا 16:‌‌11)
چه شواهدی برای این سخنان وجود دارد؟

یکی از راهبین کلیسای ما می گفت : شیطان در زندگی ایمانداران واقعی بسته شده است و نمی تواند کار جدی ای بکند.

@LessonsOrthodox
الف) زمانی که شیطان آزاد بود، تمام جهان را به فساد و بت‌پرستی هدایت می‌کرد.
او در آزادی خود، تمام جهان را گمراه کرد و باعث شد خدا با طوفان آن را نابود کند:
«و خداوند پشیمان‌ شد كه‌ انسان‌ را بر زمیـن‌ ساخته‌ بود، و در دل‌ خود محزون‌ گشت» (پیدایش 6:6).
از این رو خدا خانواده نوح را انتخاب کرد و پس از آن باز هم گمراهی آمد و خدا ابراهیم و سپس یعقوب و سپس پسران ایشان را انتخاب کرد. به هر حال، بت‌پرستی در جهان گسترش می‌یافت و خدا بنی اسراییل را از ازدواج با سایر قومها منع کرد.
حتی زمانی بوده که تنها دو یا سه نفر خدا را می‌پرستیدند.
تمامی جهان، غیر از بنی اسراییل، بت می‌پرستیدند. زمانی که موسی برای دریافت شریعت از خدا، به بالای کوه رفت و مدتها در آنجا ماند، اسراییلیان طلاهای خود را به هارون داده و او را مجبور کردند برایشان گوساله طلایی بسازد تا آن را پرستش کنند. و گفتند:
«ای‌ اسرائیل‌ این‌ خدایان‌ تو می‌باشند، كه‌ تو را از زمین‌ مصر بیرون‌ آوردند» (خروج 32:‌4).
فقط یوشع بن نون و کالب بن یوفنا آن را نپرستیدند.
زمانی بوده که خدا حتی یک عادل را نیافته است.
در زمان ارمیای نبی، خدا گفت: «در كوچه‌های‌ اورشلیم‌ گردش‌ كرده‌، ببینید و بفهمید و در چهارسوهایش‌ تفتیش‌ نمایید كه‌ آیا كسی‌ را كه‌ به‌ انصاف‌ عمل‌ نماید و طالب‌ راستی‌ باشد توانید یافت‌ تا من‌ آن‌ را بیامرزم‌؟» (ارمیا 5:‌1)،
زیرا: «نیكوكاری‌ نیست‌ یكی‌ هم‌ نی‌». (مزامیر 14:‌3)
حتی سلیمان حکیم، یا به عبارتی حکیم‌ترین انسان روی زمین، گناه بزرگی مرتکب شد.
در کتاب اول پادشاهان باب 11 می‌خوانیم که سلیمان مکان‌های بلندی برای عبادت خدایان قوم‌های دیگر درست کرد و زنانش که از دیگر قوم‌ها بودند، در آن مکان‌ها بخور سوزاندند و برای خدایان خود قربانی کردند، و او از خدا پیروی نکرده است. به همین دلیل نیز خدا او را تنبیه کرده و قسمتی از پادشاهی‌اش را می‌گیرد.
حتی شاگردان مسیح پیش از مصلوب شدنش گناه کردند.
یسوع خداوند به حضرت پطرس گفت: «ای‌ شمعون‌، ای‌ شمعون‌، اینک‌ شیطان‌ خواست‌ شما را چون‌ گندم‌ غربال‌ کند، لیکن‌ من‌ برای‌ تو دعا کردم‌ تا ایمانت‌ تلف‌ نشود» (لوقا 22:‌31‌،32) و واقع شد که حضرت پطرس سه بار خداوند را انکار کرد، و سایر رسولان نیز به هنگام دستگیر شدن مسیح خیانت کردند. تنها حضرت یوحنا او را تا پای صلیب پیروی کرد. و یهودا نیز در نتیجه عمل شیطان، مسیح خداوند را تسلیم کرد.

ب) شهادت دیگر این است که وقتی شیطان از بند رهایی یابد، مردمان را گمراه خواهد کرد و آن عصیان واقع خواهد شد.
در آن ایام اگر ممکن باشد، شیطان حتی برگزیدگان را گمراه خواهد کرد و اگر آن ایام کوتاه نبود، هیچ بشری نجات نمی‌یافت (متی 24:‌22‌،23) .
همچنین شیطان آیات و معجزات بزرگی خواهد نمود (متی 24:24).
به یاری او، آن بی‌دین: «با هر نوع‌ قوت‌ و آیات‌ و عجایب‌ دروغ‌ و به‌ هر قسم‌ فریب‌ ناراستی‌ برای‌ هالکین‌» (دوم تسالونیکیان 2:‌9‌،10) ظهور خواهد کرد.
خدا را شکر می‌گوییم که اکنون شیطان در بند است.
از نشانه‌های اسیر بودن شیطان، کلیساهای مملو از ایمانداران به جهت دعا، و حضور میلیونها انسانی است که حداقل در روزهای یکشنبه عشای ربانی دریافت می‌کنند.
در عصر ما، بازگشت بسیاری از کشورهای سوسیالیست و بی‌خدا به سوی خدا و ایمان، نیز از نشانه‌های اسیر بودن شیطان است.
شیطان در آزادی خود، ایمانداران را هم به گناه می‌کشاند اما اکنون بی‌ایمانان به سوی ایمان برمی‌گردند. لکن به هرحال ما نفی نمی‌کنیم که با وسوسه شیطان گناهان بسیاری کرده می‌شود. پس می‌گوییم که او هنوز عمل می‌کند اما نه با آزادی تام؛ نه با آن آزادی که پیش از عمل نجات‌بخش مسیح داشت، و نه با آن آزادی که پس از سلطنت هزار ساله خواهد داشت.

در پایان این جلسه بصورت خلاصه بگویم کلیساهای رسولی ارتودکس و کاتولیک معتقدند سلطنت هزار ساله دوره کلیسا از تاسیس تا بازگشت ثانویه مسیح می باشد.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه نوزدهم / متروپولیتن سوتیریوس
@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس       

🌟۲. ایام روزه بزرگ و مقدس(چلۀ روزه و توبه)

نام Great Lent برمی‌گردد به قرن چهارم. در طول چهل روزی که این دوره به طول می‌انجامد، نبرد روحانی ایماندار با روزۀ سخت، دعای بیشتر، جلسات مقدس بیشتر و طولانی‌تر، توبه، اعتراف و مشارکت مداوم در عشای ربانی، شدیدتر می‌گردد. این ایام روزه، از دوشنبه- پس از یکشنبۀ Cheese Fare که «دوشنبۀ پاک» نیز نامیده می‌شود- آغاز می‌گردد و روز جمعه قبل از یکشنبۀ نخل به پایان می‌رسد.

با اینکه ایام روزه ایام ماتم است، با این‌ حال یکشنبه‌ها واقعۀ مسرت‌بخش رستاخیز جشن گرفته می‌شود. به همین دلیل است که شنبه‌ها و یکشنبه‌ها را سخت روزه نمی‌گیرند و اجازه دارند که در وعده‌های غذایی خود روغن زیتون مصرف کنند. البته در بین سرودهای رستاخیزی که در دعاهای عصرگاهی شنبه و دعاهای صبحگاهی یکشنبه خوانده می‌شود، دعاهای مخصوص فصل نیز گنجانده می‌شوند. در طول این پنج یکشنبه، کلیسا آیین نیایش قدیسْ باسیل کبیر را برگزار می‌کند که در مقایسه با آیین معمولْ یعنی آیین قدیسْ کریسوستوم طولانی‌تر است، در حالی که در شنبه‌های ایام روزه بزرگ، آیین نیایش قدیسْ یوحنای زرين دهان (کریسوستوم) برگزار می‌شود.

به مسیحیان توصیه می‌شود که در طول این دوره، سرودهای نیایش فوق‌العادۀ کلیسا را بخوانند: «میدان ورزشیِ فضیلت‌ها هم‌اینک باز است؛ کسانی از شما که می‌خواهند تمرین کنند، وارد شوند، و جنگ نیکوی روزه را در پیش گیرند...»؛ «زمان یک زندگی همراه با نبردهای روحانی، پیروزی بر دیوها و متانت و جدیت کاملاً مجهز فرا رسیده است...»، «بیایید با ایستادگی در دعا و تضرع، امیال نفسانی را فروبنشانیم...» سرودها اغلب با این چشم‌داشت و امید پایان می‌پذیرند که «خداوندا... ما را شایستۀ ستایش و تکریم رنجها و رستاخیز مقدست بگردان، تو که دوستدار انسانها هستی.»

در طول این دوره، هر روزه و به دفعات بسیار، از عهدقدیم و به‌خصوص کتاب مقدس مزامیر استفاده می‌شود.

▪️الف. سرويس هاى مقدس ایام روزه بزرگ

سرويس مفصّل پس از شام (Mega Apodeipnon)

در عصرهای ایام روزه بزرگ به جای «سرويس کوتاه پس از شام»، سرويس«مفصّل» و طولانی‌تر خوانده می‌‌شود. این كونتاين ها حاوی سرودهایی است برگرفته از عهدقدیم و همچنین سرودهای دیگری که مسیحیان اولیه در دوران «کاتاکومب‌ها» (دخمه‌های زیرزمینی) می‌خواندند، مانند: «خدا با ماست؛ ای امت‌های خدانشناس این را بدانید و مغلوب شوید زیرا خدا با ماست»؛ یا «ای صاحبِ قدرتها [قدرتهای فرشته‌ای] با ما باش زیرا در غمها به جز تو یاوری دیگر نداریم؛ خداوند قدرتها بر ما رحم کن.»

 
🔹کانُن بزرگ

در طول چهار روز نخست از هفتۀ اول روزه و عصرِ چهارشنبۀ هفتۀ پنجم، همراه با کتاب «جلسۀ پس از شام» مقدس‌ترین کانن بزرگ قدیسْ اندریاس، اسقف کریت (یکی از جزایر یونان/م.) خوانده می‌شود. این متن به شکلی شعرگونه نمونه‌هایی از مردم عهدقدیم و جدید را نشان می‌دهد که از قانون و شریعت خدا تخطی کردند و پیامدهای اسفبار اعمالشان را نیز به نمایش می‌گذارد. در عین حال، شخصیت‌های مقدسی را که مورد احترام و تکریم خدا بودند، نیز به روشنی نشان می‌دهد. بند کوتاه (kontakion) کانُن بزرگ کاملاً تکان‌دهنده است: «ای جان من، ای جان من، بیدار شو؛ چرا خوابیده‌ای؟ پایان نزدیک است و تو مضطرب خواهی شد. پس بیدار شو تا مسیح، آن خدا، که همه جا حاضر است و همه چیز را پر می‌سازد، بر تو رحم فرماید.»

🔹آیین نیایش هدایای گرانبها و از پیش تقدیس‌یافته

برای اینکه ایمانداران بیشتر در عشای ربانی شرکت کنند، هر چهارشنبه و جمعۀ ایام روزه بزرگ، آیین نیایش هدایای گرانبها و از پیش تقدیس‌یافته برگزار می‌شود. در طول ورود هدایای گرانبها، به جای سرود کروبی، سرود دیگری خوانده می‌شود که حس پشیمانی عمیقی در جماعت ایجاد می‌کند و ایمانداران را برمی‌انگیزد تا با اشتیاقی مقدس آمده، عشای ربانی را دریافت کنند: «حال، قدرتهای آسمان به شکلی نامرئی در درون ما خدمت می‌کنند. به هوش باشید، پادشاه جلال وارد می‌شود. هان! ببین که قربانی رمزآلود، و تکمیل‌شده وارد می‌شود! بیایید با ایمانی قوی و پرشور نزدیک آییم، باشد که در حیات جاودان شریک شویم. هللویا.»

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس       

🔹سرود آکافيست

از قرن هفتم و به دلایل تاریخی، مقرر شده بود که در طول ایام روزه بزرگ، سرود آکافيست (Akathyst= یعنی ایستاده یا بدون نشستن) با آیین و تشریفات به «مادر خدا» تقدیم و خوانده ‌شود، آن هم به‌عنوان راهی برای قدردانی از بزرگترین بانو به‌خاطر نجات معجزه‌آسای شهر قسطنطنیه (پایتخت روم شرقی که امروز استانبول نامیده می‌شود) که در ۶۲۶ به دست لشکر بربرها، موسوم به «آوار» محاصره شده بود. این مراسم مقدس که در واقع سرودهایی هستند برآمده از حس قدردانی و تشکر ایمانداران نسبت به «مادر خدا» به خاطر اینکه در برابر دشمنان نامرئی از ایشان حفاظت به عمل می‌آورد، از قرنها پیش تا به امروز همچنان ایمانداران را تکان می‌دهد. از این رو ایشان عصرهای جمعۀ ایام روزه بزرگ به کلیساها می‌آیند تا سرود فوق‌العادۀ [5]troparia  را بخوانند و «درودهای» مکرر خود را به مادر بزرگوار و مهربان بفرستند.

 
▪️ب. یکشنبه‌های ایام روزه بزرگ

🔺یکشنبۀ ارتدوكسى

در نخستین یکشنبۀ ایام روزه بزرگ، کلیسا بازگشت مجدد آيكون هاى (شمائل هاى) مقدس و پیروزی ارتدوكسى (راست دينى) بر بدعت‌ها را جشن می‌گیرد، اموری که برای قرنها کلیسا را مورد زحمت و آزار قرار داده بود.[6] به همین دلیل است که در این روز جشن و شادی برقرار است و شمائل مقدس را به شکلی دسته‌جمعی و پیروزمندانه در اطراف ساختمان کلیسا حرکت می‌دهند. درسهای کتاب‌مقدس و سرودها نیز بر قدرت و نتایج فوق‌العادۀ ایمانی که پرشور و حرارت است، تاٴکید می‌کنند.
 
🔺یکشنبۀ قدیس گریگوری پالاماس

 در یکشنبۀ دوم، کلیسا زحمات ریاضت‌کشانۀ قدیس گریگوری پالاماس، اسقف اعظم تسالونیکی[7] را به تصویر می‌کشد، کسی که خود را به‌عنوان «شخصیت برجستۀ ارتدوكسى، حامی کلیسا، زیبایی رهبانی... و واعظ فیض» متمایز نمود.

🔺یکشنبۀ تکریم صلیب مقدس

در یکشنبۀ سوم که اواسط ایام روزه بزرگ می‌باشد، صلیب مقدس مسیح را به مرکز کلیساها می‌آورند، پس از آن، «تکریم صلیب مقدس» انجام می‌شود، همانطور که اسم این عید نشان می‌دهد. ایمانداران با احترامی عمیق برای ستایش و تکریم صلیب مقدس جلو می‌آیند تا از آن قوت و فیض بیابند و بدین ترتیب بتوانند نبردهای روحانی و پیروزمندانۀ خویش را ادامه دهند، پاک شوند و شایستۀ محترم شمردن رنج مقدس و رستاخیز پرجلال مسیح گردند.

🔺یکشنبۀ قدیس (يوحنا) جان کلیماکوس[8]

کلیسا در چهارمین یکشنبه، شخصیت مقدس هوسیوس يوحنا، راهب بزرگ صومعۀ مقدس سینا را معرفی می‌کند که کتابی عمیقاً روحانی به نام نردبان فردوس را به رشتۀ تحریر درآورده است. این کتاب تلاش جنگجویانۀ یک مسیحی را در خلاص شدن از اغراض نفسانی، فسق و فجور بشری و کسب فضائل مسیحی توصیف می‌کند، فضائلی که به همراه فیض مسیح به انسان کمک خواهد کرد که به آسمان صعود کند. این کتاب «نردبان» نامیده شده (به یونان، Climax)، زیرا نویسنده در سی فصل متوالی مراحل صعود روحانی و کامل شدن [یا تقدیس] ایماندار را تشریح می‌کند، به‌گونه‌ای که انگار اینها سی پلۀ یک نردبان می‌باشند. او ایدۀ نردبان را از رؤیای یعقوب الهام گرفته بود (م.ک. پیدایش ٢٨ :­۱۲)، در حالی که ایدۀ سی پله را از زندگی عیسی برگرفت که در سی سالگی کار رهایی‌بخش خود را برای کل دنیا آغاز کرد. این کتابی است که نه تنها افراد جامعۀ رهبانی، بلکه همۀ ایمانداران باید بخوانند.

🔺یکشنبۀ قدیس مريم مصرى

پنجمین و آخرین یکشنبۀ ایام روزه، روز قدیس ارجمند مريم (Hosia) مصری است که به تنهایی در بیابان و با داشتن یک زندگی توبه‌کارانه، نبردهای روحانی طولانی و سختی را پشت سر گذاشت و قدیس شد.[9] الگوی او هر ایمانداری را ترغیب می‌کند که نبردی سرسختانه برعلیه اغراض نفسانی خود در پیش گیرد و استوار در مسیر توبه گام بردارد.

ایام روزه بزرگ  در روز جمعه، پس از یکشنبۀ پنجم به اتمام می‌رسد.

🔺شنبۀ ایلعازر- یکشنبۀ نخل

در روز شنبه‌ای که پس از پنجمین یکشنبۀ ایام روزه بزرگ می‌آید(روز قدیس ارجمند مريم مصری)، زنده شدن ایلعازر از مردگان، و در روز یکشنبه، ورود مظفرانۀ عیسی به اورشلیم را جشن می‌گیریم.

سرويس هاى مقدس هفتۀ مقدس عصر یکشنبۀ نخل شروع می‌شوند.


 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس       

🔹هفتۀ مقدس و بزرگ

هفتۀ قبل از عید قیام- پیشاپیش، یعنی از نخستین سالهای مسیحیت- نام «هفتۀ مقدس و بزرگ» را دریافت کرد. قدیس یوحنای زرین‌دهان (کريسوستوم) با بیان این موضوع که در طول این هفته، وقایع بزرگ و توصیف‌ناپذیری رخ دادند، این عنوان را شرح می‌دهد. در طول این هفته «مرگ خاموش گردید، لعنت فرونشست، ظلم و ستم شیطان برچیده شد، ابزار و آلات او غارت شد و آشتی خدا با انسان محقق گشت.»[10] 

روزۀ هفتۀ مقدس یکی از قدیمی‌ترین روزه‌ها می‌باشد که ظاهراً از سوی رسولان مقدس پایه‌گذاری شد. مسیحیان اولیه مراقب بودند که خودشان را با کارهایی که ایشان را از شرکت در جلسات آیینی (synaxeis) بازمی‌دارد، مشغول نکنند، جلساتی که در آن می‌آموختند «او که رنج کشید و از مردگان برخاست، کیست.»[11]

🔺یکشنبۀ مقدس

در روز دوشنبۀ مقدس، کلیسا یوسف حاضر را به‌عنوان «شایسته‌ترین» معرفی می‌کنند، زیرا کلیسا پسر یعقوب را به‌لحاظ نیکویی نمونۀ اعلای مسیح نامیده است. برادرانش از روی حسادت او را اسیر کرده، در چاهی انداختند و سپس به عنوان برده فروختند. اما او به شخصیتی سلطنتی در مصر تبدیل گشت و قوم خود را از گرسنگی و قحطی نجات داد. هم‌وطنان مسیح نیز که یهودی بودند از وی تنفر داشتند. شاگردش او را به سی سکۀ نقره فروخت. او را در مقبره‌ای تاریک گذاشته و آن را مهر و موم کردند. اما او که قادر مطلق است، از قبر برخاست، پادشاه مصرِ نمادین شد و به‌عنوان خیرخواه‌ترین شخص، ما را از گرسنگی روحانی نجات داد؛ او ما را با «خوراک» آیینی سیر می‌سازد، و از نان حیات، نان آسمانی و بدن و خون خویش به ما می‌دهد.

از عصر یکشنبۀ نخل، زمانی که جلسۀ دعای صبحگاهی دوشنبۀ مقدس برگزار می‌شود، تا چهارشنبۀ مقدس شمائل مسیحِ داماد در مرکز کلیساها به نمایش گذاشته می‌شود. سرودهای رسمی را نیز می‌خوانند، سرودهایی مانند «به‌هوش باشید، داماد در نیمه‌های شب می‌آید...» و سرود exaposteilarion[12]: «ای نجات دهندۀ من، تالار تو را آراسته می‌بینم... و جامۀ عروسی ندارم که داخل شوم...»

🔺سه‌شنبۀ مقدس

مفهوم نمادین مسیح به‌عنوان داماد جانهای ما، از مَثَلِ ده باکره گرفته شده که خود را برای استقبال از داماد آماده می‌کردند. این درس مربوطه (متی ٢٥ :­۱-۱۳) که آن را در سه‌شنبۀ مقدس می‌خوانند، با نصیحت خداوندگار پایان می‌پذیرد، که فرمود: «پس بیدار باشید، چون از آن روز و ساعت خبر ندارید»، بدین معنا که پسر خدا برای داوری جهان می‌آید.

بنابراین، مفهومی که بر درسها و سرودهای سه‌شنبۀ مقدس غالب است، آمادگی روحانی ما ایمانداران می‌باشد، تا با شمعهای فضیلت و اعمال محبت‌آمیز، شعلۀ ما همواره روشن باشد و با اشتیاقی مقدس منتظر آمدن خداوندمان باشیم، کسی که در تالار عروسی آسمانی‌اش ما را خواهد پذیرفت، یا به‌ بیانی دیگر، در پادشاهی جاودان خویش.

🔺چهارشنبۀ مقدس

در چهارشنبۀ مقدس، تمایزی ایجاد می‌شود بین شاگردی که به عیسی خیانت کرد و زن گناهکاری که توبه کرد و به نشانۀ قدردانی از بخششی که از خداوندگار دریافت کرد، آمده و عطری بسیار گرانبها بر سرش ریخت (متی ٢٦ :­۶-۱۶). سرودهای تاٴثربرانگیز با این کلمات پایان می‌پذیرند: «چه وحشتناک بود شتابزدگی او! چه عظیم بود توبۀ او...» (Idiomelon، بخش اول).

در چهارشنبۀ مقدس، راز تدهین مقدس برای تمام ایمانداران انجام می‌شود تا پس از اعترافی که قبل از آن انجام می‌شود، بتوانند فارغ از بیماری جسمی و روحی، برای عشای ربانی جلو بیایند.

🔺پنجشنبۀ مقدس

در پنجشنبۀ مقدس، سرودها و متون مقدسی که قرائت می‌شوند، به «شستشوی مقدس» (شستشوی پای شاگردان به دست خداوندگار)، شام آخر، دعای عیسی در باغ جتسیمانی و خیانت [یهودا] اشاره دارند.

در آیین نیایش قدیسْ باسیل کبیر، درسی که از رسولان می‌خوانیم، بر ضرورت آمادگی مناسب ایمانداران برای اجرای راز سپاسگزاری مقدس که خداوندگار در شب پنجشنبه به شاگردانش سپرد، تاٴکید می‌کند.

در شب مقدس پنجشنبه، مراسم رنج مقدس اجرا می‌شود که در طول آن دوازده درس مرتبط از چهار انجیل مقدس را می‌خوانند. ایمانداران با احساس و احترام برای تکریم مسیح مصلوب می‌آیند و کلیساها را پر می‌سازند. این مراسم مقدس و تکان‌دهنده متعلق به مراسم دعای صبحگاهی جمعۀ مقدس می‌باشند، اما در کلیساهای ناحیه‌ای این مراسم شب قبل (پنجشنبه) برگزار می‌شود تا ایمانداران راحتتر بتوانند شرکت کنند. با این همه، مراسم طولانی دیگری نیز در جمعۀ مقدس برگزار می‌شوند.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس       

🔺جمعۀ مقدس

در جمعۀ مقدس، هیجان و نیایش به نقطۀ اوج خود می‌رسد، زیرا ایمانداران می‌آیند تا پاهای خونین خداوندگار را بر صلیب واقع در مرکز کلیسا ستایش و تکریم کنند، در حالی که تاجی از خار بر سر دارد و پهلوی او با نیزه زخمی شده است. قرائت متون مقدس از عهدقدیم، از پیش اعلان نمودن رنجهای مقدس مسیح موعود با جزئیات، قرائت متون انجیل و سرودهای تاٴثربرانگیز، به ایمانداران کمک می‌کند که زندگی او را تجربه نمایند، به بیان synaxar «رنجهای مقدس، رهایی‌دهنده و مهیب خداوندگار، خدا و نجات‌دهنده‌مان عیسی مسیح: آب دهان انداختن بر او، تازیانه و سیلی خوردن، تحقیر و تمسخر شدن، خرقۀ ارغوانی، چوب، اسفنج، سرکه، میخها، نیزه و نهایتاً صلیب و مرگ که او با کمال میل برای ما متحمل گردید.» هر کسی که در درد و رنج مسیح، داماد رنجدیده‌اش شرکت می‌کند، در احساساتی عمیق و سرشار از قدردانی نسبت به نجات‌دهنده‌اش غرق می‌شود و امور دنیوی در این تفکر جایی ندارند. همۀ افراد از هر کاری حتی غذا خوردن دست می‌کشند تا از صمیم دل در رنج مقدس و رهایی‌دهندۀ خداوند شرکت کنند.

بعد از مراسم «ساعتهای باشکوه» و مراسم شامگاهی Apokathelosis (=پایین آوردن پیکر عیسی از روی صلیب)، در عصر جمعۀ مقدس، مراسم «مراثی بر سر قبر» برگزار می‌شود که بخشی از مراسم صبحگاهی شنبۀ مقدس می‌باشد.

🔺شنبۀ مقدس

شنبۀ مقدس آخرین روز از هفتۀ مقدس می‌باشد. از زمان رسولان تا به امروز مراسم تدفین خداوندگارمان و صعود او به جهان مردگان را برگزار می‌کنیم؛ او به آنجا رفت تا انجیل نجات جانها را به کسانی که از آدم تا زمان خودش مرده بودند، موعظه کند. در حین مراسم Epitaphios جماعت کثیری از ایمانداران در حالی که پر از هیجان و احساس هستند با شمعهای روشن در اطراف گنبد [13]Epitaphios می‌ایستند و مراثی بسیار معروفی را می‌خواند. مراثی و سرودهای دیگر شنبۀ مقدس، مضمونی شفاف پیرامون رستاخیز دارند : «بیایید، ای مردم بیایید مسیح را ستایش و پرستش کنیم، رستاخیز او از مردگان را جلال دهیم...»، «آه ای مسیح با رنجهایت از نَفْس آزاد گشتیم؛ و با رستاخیزت از فساد رهایی یافتیم؛ خداوند، جلال بر تو.» حین آیین نیایش قدیسْ باسیل کبیر، قبل از خواندن درس انجیل مقدس، کلیسا پر از امید رستاخیز بانگ برمی‌آورد: «خدایا برخیز و زمین را داوری کن؛ زیرا تو تمام امتها را میراث خود می‌گردانی.»

در روز شنبۀ مقدس، انتظار رستاخیز به شدت حس می‌شود. پیکر عیسی در مقبره است، اما بر طبق نبوت یعقوب همچون شیری خفته است (م.ک. با پیدایش ٤٩ :­۹، در جمعۀ مقدس، ستایشهای نت دوم تکرار شد) و پر از قوت و نیرو می‌باشد. او «حیاتی است خوابیده در قبر» که از مردگان بر خواهد خاست و همۀ ما را نیز بر خواهد خیزانید. پیغام مطمئنی که سرود عشای شنبۀ مقدس اعلام می‌کند، از این قرار است: «خداوندگار از خواب برخاسته ، قیام کرد و ما را نجات داد. هللویا.»

🔺یکشنبۀ رستاخیز

رستاخیز خداوندگار نقطۀ اوج و ارزشمند زندگی او بر روی زمین می‌باشد. او حتی از مرگ خود برای دعوت اهالی هاویه به توبه استفاده کرد و سه روز بعد از مردگان برخاست. کلیسا نیز با او برخاست و از آن پس زنده است و در طول قرنها افراد بیشتر و بیشتری را به آغوش خود می‌پذیرد.

کلیسای ما این واقعۀ شاد دنیا یعنی رستاخیز را به مدت چهل روز با اشتیاق و سرور جشن می‌گیرد، از زمانی که خداوندگار به شاگردانش ظاهر شد تا صعودش به آسمان.

عید قیام مسیح «عیدِ عیدها» و نقطۀ اوج و کانون کل سال کلیسایی و عیدی بزرگ و پر از شادی به شمار می‌رود، که به خاطر آن زنگهای قیام در طول این دوره به صدا درمی‌آیند. جشنی که شب رستاخیز برگزار می‌شود با شمعهایی که ایمانداران روشن می‌کنند و سرودهای شاد و دلپذیری که می‌خوانند، شکوه و عظمتی بی‌نظیر دارد. در واقع، بر اساس متون آیینی کلیسای ما «این روزی برگزیده و مقدس، نوبر شبات‌ها، ملکه و حاکم، عیدِ عیدها و جشنِ جشنهاست...»؛ «این است روزی که خداوند ساخته است، بياييد در آن وجد و شادی کنیم...»

کانُن رستاخیز به قلم یوحنای دمشقی نوشته شد و ما شب عید قیام در کلیساها می‌خوانیم، که حاوی سرودهای قیام می‌باشند که در نوع خود بهترینها در دنیا می‌باشند. این سرودها به درخشانترین شکوفه‌های کتب مقدس و متون پدران کلیسا مزین شده‌اند:

«حال، همه چیز پر از نور شده، آسمان و زمین و زیرِ زمین؛ پس بگذار تمام خلقت از رستاخیز مسیح که به واسطۀ آن برقرار شده‌اند، بخوانند.» (برگرفته از قصیدۀ سوم).[14]

@LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس       

سرود فوق‌العاده‌ای که آغاز خطابۀ زیبای عید قیام مقدس به قلم الهیدان، گریگوری نازیانزوسی را تکرار می‌کند، بسیار تکان دهنده است (۳۲۹-۳۹۰): «امروز روز رستاخیز است! بیایید در شکوه و جلال عید غرق شویم و یکدیگر را بپذیریم. حتی این را به کسانی که دوستمان ندارد بگوییم؛ بیایید همه چیز را در رستاخیز ببخشیم و از این رو بانگ برآوریم: مسیح از مردگان برخاسته است، مرگ را پایمال نمود و به کسانی که در قبرها هستند، حیات می‌بخشد.»

تکرار بی‌پایان این تبریک که «مسیح برخاسته است»- «به راستى او برخاسته است» در شب رستاخیز، هفتۀ تجدید و روزهای پس از آن، اشتیاق پایدار ایمانداران را نسبت به مسرت‌بخش‌ترین عید کلیسای ارتدوكس نشان می‌دهد. کل این دوره تا پنطيكاست، بر شادی دلهای ایمانداران تاٴکید می‌کند، ایماندارانی که فراخوانده شده‌اند تا عمیقاً آن را احساس کنند و همچون دارایی ارزشمند زندگی خویش حفظ نمایند تا بتوانند پیروزمندانه از پسِ هر مصیبتی که برایشان پیش می‌آید، برآیند. البته فقط به اینجا ختم نمی‌شود، بلکه، ایماندار با مشارکت خالصانه در واقعۀ رستاخیز، می‌تواند لذت رستاخیز خویش را از پیش بچشد، همانطور که قصیدۀ هشتم کانُن عید قیام به زیبایی بیان می‌کند: «دیروز، ای مسیح، با تو دفن شدم؛ امروز با تو قیام می‌کنم، همانطور كه تو قیام می‌کنی؛ دیروز با تو مصلوب شدم. بگذار در جلال و پادشاهی‌ات سهیم باشم، ای نجات‌دهنده.» شرارتی بدتر از مرگ ابدى وجود ندارد. مسیح با قربانی‌ شدن بر روی صلیب و رستاخیز پرشکوهش، ما را از این دشمن آزاد کرده است. او تا بازگشت خود، مرگ جسمانی را به خوابی موقت تبدیل کرده است. 

بنابراین، بدیهی است که رستاخیز خداوندگار برای کلیسای ارتدوكس، نه تنها نقطۀ اوج تقویم کلیسایی است، بلکه مرکز و کانون کل پرستش کلیسا و زندگی ایمانداران نیز به شمار می‌رود. تمام مراسم مقدس، از شب رستاخیز تا صعود و پنطيكاست در کتاب کلیسایی گنجانده شده‌اند که نام Pentecostarion را هم از آن گرفته است.

پس از مراسم دعای صبحگاهی رستاخیز، آیین نیایش قدیسْ یوحنای زرین‌دهان (کریسوستوم) اجرا می‌شود که شادی زیادی در آن موج می‌زند. در ابتدا، سرود «مسیح از مردگان برخاسته است...» را ده بار می‌خوانند، درست مانند آغاز دعای صبحگاهی و مراسم دعای اصلی عصر. آیات برگرفته از مزامیر که در این دعاها گنجانده شده‌اند، پیام پیروزی و شادی را منعکس می‌سازند: «بگذار خدا برخیزد و دشمنانش پراکنده شوند...»؛ «این است روزی که خداوند ساخته است، بياييد در آن وجد و شادی کنیم...» در هفتۀ عید قيام، همین ترتیب رعایت می‌شود که «هفتۀ تجدید»[15] از مجموعه واژگان کلیسایی آن می‌باشد؛ علت آن است که این هفته «پاسكا (=فصح) جدید» است، در مقایسه با عيد فصح یهودی و قدیمی. کل این هفته را به‌عنوان یک روز بزرگ یعنی رستاخیز قلمداد می‌کنند! در نتیجه، ترتیب مراسم مقدس تمام این روزها و هفتۀ نخست عید قیام یکی هستند.

هدف برگزاری روزانۀ آیین نیایش در حین هفتۀ تجدید مشارکت مداوم ایمانداران در عشای ربانی است.

🔺دومین یکشنبۀ عید قیام؛ یکشنبۀ توما

 یکشنبۀ پس از عید قیام با خودِ روز عید قیام برابر تلقی می‌شود، و از این رو «یکشنبه به‌عوض قیام» یا «یکشنبۀ توما» نامیده می‌شود. همانطور که یوحنای انجیل‌نگار می‌فرماید (یوحنا ٢٠ :­۲۴-۲۹)، هنگامی که عیسی پس از رستاخیز بر شاگردانش ظاهر شد، توما حضور نداشت. وقتی توما بازگشت، شاگردان به او اطمینان دادند که خداوندگار با ایشان دیدار کرده، برکتشان داده و با ایشان سخن گفته است؛ اما باور اینکه خداوندگار از مردگان برخاسته، برای توما سخت بود. او می‌خواست با چشمان خودش او را ببیند و با انگشتانش لمسش کند تا اطمینان حاصل کند. این اتفاق یک هفته بعد رخ داد. آن زمان بود که توما با پشیمانی از شک و بی‌ایمانی‌اش، اما با شادی اعتراف کرد: «خداوند من و خدای من!» (یوحنا ٢٠ :­۲۸).

 @LessonsOrthodox
📚کتاب "ایمان و زندگی ارتدوکس"
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس       

🔺سومین یکشنبۀ عید قیام؛ یکشنبۀ زنان حامل مُر

در یکشنبۀ سوم پس از عید قیام، کلیسا به مقدسینی افتخار می‌کند که با فداکاری و شجاعت و تا به آخر، در کنار عیساى رنجدیده ماندند، و به حرمت نهادن به پیکر عیسی و تدفین شایستۀ وی توجه کرده بودند. از جملۀ این افراد یوسف اهل رامه شاگرد عیسی بود که تا آن زمان پنهان شده بود، زیرا عضو شورا بود و از یهودیان می‌ترسید. اما هنگامی که بدن استاد خود را بی‌جان روی صلیب و غرق در خون دید، جسارت کرد که از پیلاطس درخواست کند تا او را در مقبره‌ای که در اختیار داشت دفن کند. یک شاگرد مخفی دیگر نیقودیموس بود که برای تدفین عیسی مطابق با سنت یهود «آمیخته‌ای از مُر و عود» آورد (یوحنا ١٩ :­۳۹). زنانی نیز سرسپردۀ عیسی بودند و او را پیروی و خدمت ‌کرده بودند. ایشان نه تنها تا به آخر به پای مسیح مصلوب ماندند، بلکه زمانی که شاهد مکان دفن او شدند، عطریات خود را آماده کردند تا قدردانی و عشقشان را به این استاد الهی نشان دهند. ایشان در اناجیل به «زنان حامل مُر» شناخته شده‌اند؛ از این جهت، این روز «یکشنبۀ زنان حامل مُر» نام گرفته است. ما ایمانداران با الگو گرفتن از ایشان، استقامت و جراٴت پیدا می‌کنیم که از ایمان و سرسپردگی خویش نسبت به مسیح شانه خالی نکنیم.

🔺چهارمین یکشنبۀ عید قیام؛ یکشنبۀ مرد مفلوج

پس از سه یکشنبه، درسهای انجیل که به وقایع و معجزاتی مثل رستاخیز اشاره می‌کنند، الوهیت عیسی را آشکار می‌سازند. از این رو، چهارمین یکشنبۀ عیدقیام به شفای معجزه‌آسای مرد مفلوج در بیت‌حسدا اختصاص یافته است (یوحنا ٥ :­۱-۱۵).

🔺پنجمین یکشنبۀ عید قیام؛ یکشنبۀ زن سامری

پنجمین یکشنبه به آشکار شدن عیسی اختصاص یافته؛ او بر زن سامری آشکار کرد که او همان مسیح موعود است که انبیای عهدقدیم پیشگویی کرده بودند (یوحنا ٤ :­۵-۴۲).

🔺ششمین یکشنبۀ عید قیام؛ یکشنبۀ مرد نابینا

این یکشنبه به اعتراف ایمان مردی اختصاص یافته که کور مادرزاد بود (یوحنا ٩ :­۱-۳۸).

🔺صعود خداوند

در پایان انجیل‌ها و آغاز کتاب اعمال رسولان، لوقای انجیل‌نگار صعود شگفت‌انگیز مسیح به آسمانها را روایت می‌کند که چهل روز پس از رستاخیزش اتفاق افتاد. این واقعه مستقیماً با رستاخیز خداوندگار و نزول روح‌القدس بر شاگردانش ارتباط دارد، زیرا همانطور که نخستین سرود قافیه‌دار مراسم عصرگاهی با آهنگی متمایز (=Sticheron idiomelon) شرح می‌دهد: «خداوندگار به آسمان صعود کرد تا پاراکلیت را بفرستد [=مدافع و تسلی دهنده که همانا روح‌القدس است].» همین پیام، سرود عید صعود را که «مرخص شدن» (=Apolytikion) نام دارد، منتقل می‌کند: «ای مسیح خدای ما، تو در جلال صعود کردی و با وعدۀ روح‌القدس، شاگردانت را شاد ساختی...» دلیل این امر این است که کتاب اعمال رسولان به روشنی وعده‌ای را بیان می‌کند که خداوندگار اندکی قبل از صعودش به شاگردان خود داد: «امّا چون روح‌القدس بر شما آید، قدرت خواهید یافت» (اعمال ١ :­۸). صعود عیسى مسیح به آسمانها به همراط طبیعت خدا و انسان و نشستن به  دست راست خدای پدر، برای انسان بی‌نهایت ارزش دارد و از مفهوم الهیاتی عمیقی برخوردار است.

مشاهده کردیم که یک مسیحی ارتدوكس در اتحاد با مسیح از طریق تعمید و شرکت کردن در پرستش مقدس، در حیات مسیح شریک می‌شود. همین اتفاق در واقعۀ صعود خداوندگار اتفاق میِ‌افتد. از آنجایی که عیسی به آسمان رفت و جسم بشری خود را- که با آن نیز متحد شده‌ایم- برد، پس ما را نیز به آسمان بالا برده و نزد خدای پدر می‌بَرَد.

پدران مقدس و سرودنامه‌نویسانی که با الهام از خدا نوشتند، این رکن ایمان را در نمونه‌های بسیاری از آثار خود شرح و بسط می‌دهند:  «خدا با فریادی بالا رفت، خداوندگار با صدای شیپور [صعود کرد]، تا تصوير سقوط‌کردۀ آدم را برخیزاند و روح‌القدس، یعنی آن مدافع را بفرستد تا روح ما را تقدیس نماید.» (Doxastikon از دعای عصرگاهی Aposticha). همچنین، در جای دیگری آمده: «او با رحمت و دلسوزی خویش طبیعت سقوط‌کردۀ ما را برخیزانید...»؛ «پس از احیای طبیعت سقوط‌کردۀ آدم، آن را برتر از هر قدرت و مقامی بالا برد...»؛ «ای مسیح، تو طبیعتی را که که دچار انحراف شده بود، بر شانه‌هایت به حضور خدای پدر بردی...»

با این همه، ایمانداران ارتدوكس فرا خوانده شده‌اند تا با زندگی خویش ثابت کنند که در مسیح حیات تازه یافته‌اند، با او برخاسته‌اند و قرار است در پادشاهی آسمان با او بنشینند.

خداوند به شاگردانش فرموده بود: «امّا چند روزی بیش نخواهد گذشت که شما با روح‌القدس تعمید خواهید یافت» (اعمال ١ :­۵) و به یقین ده روز بعد، روح‌القدس را دریافت کردند.

 @LessonsOrthodox