📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
قدیسین خدا حتی پس از مرگ شان نيز زندگی می کنند. بنابراین، من اغلب در کلیسا می شنوم که مادر خدا آهنگ شگفت انگیز و نافذ قلب خود را می خواند که بعد از بشارت فرشته مقرب در خانه خويشاوند خود الیزابت گفت. گاهى اوقات ، آواز موسی ؛ آواز زکریا - پدر پيشرو؛ آن حنا ، مادر سموئيل نبى، آن سه فرزند؛ و آن مریم را مى شنوم. و چه بسیار خواننده های مقدس عهد جدید تا به حال گوش کل کلیسای خدا را دلشاد می کنند! و خود خدمات الهی – آيين مقدس ، مراسم؟ روح چه کسی در آنجاست که قلب ما را تحت تاثير قرار می دهد و لمس می کند؟ اين از خدا و قدیسین اوست. در اینجا اثبات جاودانگی روح انسانها است. چطور است که همه این افراد مرده اند ، اما پس از مرگشان زندگی ما را اداره می کنند - آنها مرده اند و هنوز هم با ما صحبت می کنند ، راهنمایی می کنند و ما را لمس می کنند؟
همانطور که نفس كشيدن برای بدن ضروری است ، و همانطور که بدون تنفس انسانها نمی تواند زندگی کند ، بنابراين به همین ترتیب روح نیز نمی تواند بدون نفس روح خدا زندگی کند. همانطور که هوا برای بدن ضروری است ، روح القدس نیز برای روح لازم است. هوا تا حدودى به روح القدس شباهت دارد. همانطور که "باد هر جا که می خواهد می وزد ، و صدای آن را می شنوی ، ليكن نمی دانى از کجا می آید و به کجا می رود؛ همچنين است هر که از روح مولود گردد."8
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
قدیسین خدا حتی پس از مرگ شان نيز زندگی می کنند. بنابراین، من اغلب در کلیسا می شنوم که مادر خدا آهنگ شگفت انگیز و نافذ قلب خود را می خواند که بعد از بشارت فرشته مقرب در خانه خويشاوند خود الیزابت گفت. گاهى اوقات ، آواز موسی ؛ آواز زکریا - پدر پيشرو؛ آن حنا ، مادر سموئيل نبى، آن سه فرزند؛ و آن مریم را مى شنوم. و چه بسیار خواننده های مقدس عهد جدید تا به حال گوش کل کلیسای خدا را دلشاد می کنند! و خود خدمات الهی – آيين مقدس ، مراسم؟ روح چه کسی در آنجاست که قلب ما را تحت تاثير قرار می دهد و لمس می کند؟ اين از خدا و قدیسین اوست. در اینجا اثبات جاودانگی روح انسانها است. چطور است که همه این افراد مرده اند ، اما پس از مرگشان زندگی ما را اداره می کنند - آنها مرده اند و هنوز هم با ما صحبت می کنند ، راهنمایی می کنند و ما را لمس می کنند؟
همانطور که نفس كشيدن برای بدن ضروری است ، و همانطور که بدون تنفس انسانها نمی تواند زندگی کند ، بنابراين به همین ترتیب روح نیز نمی تواند بدون نفس روح خدا زندگی کند. همانطور که هوا برای بدن ضروری است ، روح القدس نیز برای روح لازم است. هوا تا حدودى به روح القدس شباهت دارد. همانطور که "باد هر جا که می خواهد می وزد ، و صدای آن را می شنوی ، ليكن نمی دانى از کجا می آید و به کجا می رود؛ همچنين است هر که از روح مولود گردد."8
☦@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
هنگامی که به انجام گناه وسوسه می شوید ، به وضوح به خودتان بگویید که در نزد خدا ، که از شرارت تنفر دارد، گناه بسیار ناخوشایند است. "تو از همه بدکاران نفرت می کنی."9
و برای درک بهتر این موضوع ، پدری صالح و سختگیر را تصور کنید که عاشق خانواده خود است و به هر شکلی سعى می کند فرزندان خود را كاملا اصولى و نيكوكار بزرگ کند، تا پس از آن به خاطر رفتار خوبشان توسط ثروتهای بزرگی که وی با زحمت برای آنها رقم زده است به آنها پاداش دهد، و هرچند خود با اندوه می بیند که فرزندان ، با بی اعتنایی به محبت پدرشان ، او را دوست ندارند ، و به ارثى که پدرشان بسیار مهربانانه براى آنها آماده کرده است توجهى ندارند ، بلکه بی نظم زندگی می کنند و با عجله به سمت تباهى می شتابند. اين كه "گناه به انجام رسيده، موت را به همراه می آورد"10 را علامت گذارى كن، زیرا اين روح را می کشد ، زیرا ما را به برده شیطان – نابود کننده ی انسان- تبدیل می کند. و هرچه بیشتر برای گناه کار کنیم ، بازگشت ما دشوارتر خواهد بود و خرابی ما به یقین بيشتر خواهد بود. بنابراین ،از هر گناهى با تمام وجود بترسيد.
وقتی قلب شما به سمت شر گرایش پیدا می کند و شر نیز شروع به تضعیف قلب شما می کند ، به گونه ای که کاملاً از صخره ایمان خارج شود ، پس در باطن به خود بگویید: "من از فقر روحانى خود آگاهم، مى دانم بدون ايمان خودم هیچ هستم. من آنقدر ضعیف هستم که فقط با نام مسیح زندگی می کنم و به آرامش می رسم ، که شاد می شوم و قلبم وسعت می یابد ، در حالی که بدون او من از نظر روحانى مرده ام ، پريشان می شوم و قلبم ذليل مى شود ؛ بدون صلیب خداوند ، مدت ها پیش باید قربانی سخت ترین پريشانى و ناامیدی می شدم. تنها مسیح مرا زنده نگه می دارد و صلیب صلح و تسلی من است."
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
هنگامی که به انجام گناه وسوسه می شوید ، به وضوح به خودتان بگویید که در نزد خدا ، که از شرارت تنفر دارد، گناه بسیار ناخوشایند است. "تو از همه بدکاران نفرت می کنی."9
و برای درک بهتر این موضوع ، پدری صالح و سختگیر را تصور کنید که عاشق خانواده خود است و به هر شکلی سعى می کند فرزندان خود را كاملا اصولى و نيكوكار بزرگ کند، تا پس از آن به خاطر رفتار خوبشان توسط ثروتهای بزرگی که وی با زحمت برای آنها رقم زده است به آنها پاداش دهد، و هرچند خود با اندوه می بیند که فرزندان ، با بی اعتنایی به محبت پدرشان ، او را دوست ندارند ، و به ارثى که پدرشان بسیار مهربانانه براى آنها آماده کرده است توجهى ندارند ، بلکه بی نظم زندگی می کنند و با عجله به سمت تباهى می شتابند. اين كه "گناه به انجام رسيده، موت را به همراه می آورد"10 را علامت گذارى كن، زیرا اين روح را می کشد ، زیرا ما را به برده شیطان – نابود کننده ی انسان- تبدیل می کند. و هرچه بیشتر برای گناه کار کنیم ، بازگشت ما دشوارتر خواهد بود و خرابی ما به یقین بيشتر خواهد بود. بنابراین ،از هر گناهى با تمام وجود بترسيد.
وقتی قلب شما به سمت شر گرایش پیدا می کند و شر نیز شروع به تضعیف قلب شما می کند ، به گونه ای که کاملاً از صخره ایمان خارج شود ، پس در باطن به خود بگویید: "من از فقر روحانى خود آگاهم، مى دانم بدون ايمان خودم هیچ هستم. من آنقدر ضعیف هستم که فقط با نام مسیح زندگی می کنم و به آرامش می رسم ، که شاد می شوم و قلبم وسعت می یابد ، در حالی که بدون او من از نظر روحانى مرده ام ، پريشان می شوم و قلبم ذليل مى شود ؛ بدون صلیب خداوند ، مدت ها پیش باید قربانی سخت ترین پريشانى و ناامیدی می شدم. تنها مسیح مرا زنده نگه می دارد و صلیب صلح و تسلی من است."
☦@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
همه ما قادر به فکر کردن هستیم ، زیرا یک خرد (اندیشه) نامحدود وجود دارد ، همانطور که ما قادر به نفس کشیدن هستیم زیرا فضای نامحدود هوا وجود دارد. به همین دلیل است که ایده های روشن در مورد هر موضوعی را الهام می نامند. افکار ما با وجود روح نامحدود خرد (اندیشه) دائماً بصورت مشروط جريان دارند. به همین دلیل است كه رسول می گوید: "نه آنکه كافى باشیم كه چیزی را به خود تفكر كنيم كه گويا از ما باشد، بلکه کفایت ما از خداست."11
به همین دلیل است که خود نجات دهنده می گوید: "انديشه مكنيد که چگونه یا چه بگویید زيرا در همان ساعت به شما عطا خواهد شد كه چه بايد گفت."12 بنابراین می بینید که انديشه و حتی خود کلمه ( الهام) از بیرون بر ما می آید. البته اين در حالت فیض و در موارد نیاز است. اما حتی در حالت عادی ما ، همه افکار روشن ما از فرشته نگهبان ما و از روح خدا ناشی می شود: در عوض ، برعکس ، ناپاكى ، افکار تاریک از طبیعت فاسد ما و شیطان سرچشمه می گیرند ، که همیشه در انتظار ما هستند. پس مسیحی چگونه باید رفتار کند؟ "خود خدا در ما کار می کند."13 به طور کلی ، در سراسر جهان ، پادشاهی انديشه را در ساختار کل جهان مرئی ، همچنین به ویژه در زمین ، در چرخش و حيات کره زمین می بینیم، در توزیع عناصر نور ، هوا ، آب ، زمین ، آتش (نهفته) ، در حالی که سایر عناصر در تمام موجودات - در پرندگان ، ماهی ها ، خزندگان ، جانوران و انسان – در ساختار خردمندانه و هوشمندانه شان، در قوه ی ذهنی ، ماهیت و عادات آنها، در گیاهان ، در ساخت شان ، تغذیه و غیره پراكنده اند. در یک کلام ، ما همه جا پادشاهی انديشه را حتی در پایینترین نقطه در سنگ بی جان و ماسه می بینیم.
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
همه ما قادر به فکر کردن هستیم ، زیرا یک خرد (اندیشه) نامحدود وجود دارد ، همانطور که ما قادر به نفس کشیدن هستیم زیرا فضای نامحدود هوا وجود دارد. به همین دلیل است که ایده های روشن در مورد هر موضوعی را الهام می نامند. افکار ما با وجود روح نامحدود خرد (اندیشه) دائماً بصورت مشروط جريان دارند. به همین دلیل است كه رسول می گوید: "نه آنکه كافى باشیم كه چیزی را به خود تفكر كنيم كه گويا از ما باشد، بلکه کفایت ما از خداست."11
به همین دلیل است که خود نجات دهنده می گوید: "انديشه مكنيد که چگونه یا چه بگویید زيرا در همان ساعت به شما عطا خواهد شد كه چه بايد گفت."12 بنابراین می بینید که انديشه و حتی خود کلمه ( الهام) از بیرون بر ما می آید. البته اين در حالت فیض و در موارد نیاز است. اما حتی در حالت عادی ما ، همه افکار روشن ما از فرشته نگهبان ما و از روح خدا ناشی می شود: در عوض ، برعکس ، ناپاكى ، افکار تاریک از طبیعت فاسد ما و شیطان سرچشمه می گیرند ، که همیشه در انتظار ما هستند. پس مسیحی چگونه باید رفتار کند؟ "خود خدا در ما کار می کند."13 به طور کلی ، در سراسر جهان ، پادشاهی انديشه را در ساختار کل جهان مرئی ، همچنین به ویژه در زمین ، در چرخش و حيات کره زمین می بینیم، در توزیع عناصر نور ، هوا ، آب ، زمین ، آتش (نهفته) ، در حالی که سایر عناصر در تمام موجودات - در پرندگان ، ماهی ها ، خزندگان ، جانوران و انسان – در ساختار خردمندانه و هوشمندانه شان، در قوه ی ذهنی ، ماهیت و عادات آنها، در گیاهان ، در ساخت شان ، تغذیه و غیره پراكنده اند. در یک کلام ، ما همه جا پادشاهی انديشه را حتی در پایینترین نقطه در سنگ بی جان و ماسه می بینیم.
☦@LessonsOrthodox
📌پیوست
۶) متی ۱۵: ۸
۷) امثال ۲۳: ۲۶
۸) یوحنا ۳: ۸
۹) مزمور ۵: ۵
۱۰) یعقوب ۱: ۱۵
۱۱) دوم قرنتیان ۳: ۵
۱۲) متی ۱۰: ۱۹
۱۳) فیلیپیان ۲: ۱۳
☦@LessonsOrthodox
۶) متی ۱۵: ۸
۷) امثال ۲۳: ۲۶
۸) یوحنا ۳: ۸
۹) مزمور ۵: ۵
۱۰) یعقوب ۱: ۱۵
۱۱) دوم قرنتیان ۳: ۵
۱۲) متی ۱۰: ۱۹
۱۳) فیلیپیان ۲: ۱۳
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
🔸مقدمه: مسیحیت به عنوان یک کلیسا در طول تاریخ
1 ٠ منشا و ظهور کلیسا
توصیف کلیسا توسط پولس رسول به عنوان "بدن مسیح" و مسیح به عنوان "سر" اوست (کولسیان 1.:18 ,24 ) .کلیسا، که به لوگوس(کلمه) جاودانی خداوند پیوسته، به همین ترتیب، در درون مسیح نیز ابدی و از قبل موجود بوده است. بنابراین، آغاز و منشا او در نوع بشر نیست، بلکه در خداوند است. کلیسا "از این دنیا نیست" (یوحنا ١٨: ٣٦)؛ این یک راز است " که از قرنها، در خدا، مخفى بود." کلیسا قبلا در اراده ابدی خدا وجود داشت. همان طور که طرح خداوند برای نجات بشریت و جهان در شخص مسیح یک طرح ازلی بود، بنابراین اراده او برای تاسیس کلیسای خود در جهان برای تحقق دائمی این رستگاری نیز از پیش ابدی بود. بنا به گفته آتاناسیوس بزرگ، "کلیسا که قبلا توسط خداوند خلق شده بود، پس از آن از خدا زاده شد"( PG ۲۶، ۱۰۰۴ / ۵).
این امر نشان میدهد که کلیسا یک راز است که در مسیح آشکار میشود و در اصل یک راز غیرقابل توضیح باقی میماند درست مانند خود مسیح. به همین دلیل است که تعریف رسمی کلیسا که با ماهیت آن مطابقت دارد نمیتواند فرمولبندی شود، زیرا او برای همیشه فراتر از قدرت درک و شناخت بشر باقی خواهد ماند. کلیسا را به عنوان "بدن مسیح" نمى توان تعریف کرد. او فقط بصورت تجربی قابل درک است. یعنی فقط از طریق مشارکت انسان در روش زندگی ویژه او. یک عضو فعال کلیسا در واقع در راز کلیسا زندگی میکند و تنها یک عضو فعال کلیسا - به عبارت دیگر یک قديس - میتواند تجربه عرفانی خود را از طریق مشارکت شخصی خود در زندگی کلیسا بیان کند. به همین دلیل است که دعوت کلیسا به جهان "بيا و ببين" است (یوحنا ١: ٤٦)؛ او ما را دعوت میکند تا از تجربه عرفانی او که تنها راه آشنا شدن با او است، لذت ببریم. بدیهی است که جنبه مرئی او قابل شناخت است و این اجتماع ایمانداران است.
☦@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
🔸مقدمه: مسیحیت به عنوان یک کلیسا در طول تاریخ
1 ٠ منشا و ظهور کلیسا
توصیف کلیسا توسط پولس رسول به عنوان "بدن مسیح" و مسیح به عنوان "سر" اوست (کولسیان 1.:18 ,24 ) .کلیسا، که به لوگوس(کلمه) جاودانی خداوند پیوسته، به همین ترتیب، در درون مسیح نیز ابدی و از قبل موجود بوده است. بنابراین، آغاز و منشا او در نوع بشر نیست، بلکه در خداوند است. کلیسا "از این دنیا نیست" (یوحنا ١٨: ٣٦)؛ این یک راز است " که از قرنها، در خدا، مخفى بود." کلیسا قبلا در اراده ابدی خدا وجود داشت. همان طور که طرح خداوند برای نجات بشریت و جهان در شخص مسیح یک طرح ازلی بود، بنابراین اراده او برای تاسیس کلیسای خود در جهان برای تحقق دائمی این رستگاری نیز از پیش ابدی بود. بنا به گفته آتاناسیوس بزرگ، "کلیسا که قبلا توسط خداوند خلق شده بود، پس از آن از خدا زاده شد"( PG ۲۶، ۱۰۰۴ / ۵).
این امر نشان میدهد که کلیسا یک راز است که در مسیح آشکار میشود و در اصل یک راز غیرقابل توضیح باقی میماند درست مانند خود مسیح. به همین دلیل است که تعریف رسمی کلیسا که با ماهیت آن مطابقت دارد نمیتواند فرمولبندی شود، زیرا او برای همیشه فراتر از قدرت درک و شناخت بشر باقی خواهد ماند. کلیسا را به عنوان "بدن مسیح" نمى توان تعریف کرد. او فقط بصورت تجربی قابل درک است. یعنی فقط از طریق مشارکت انسان در روش زندگی ویژه او. یک عضو فعال کلیسا در واقع در راز کلیسا زندگی میکند و تنها یک عضو فعال کلیسا - به عبارت دیگر یک قديس - میتواند تجربه عرفانی خود را از طریق مشارکت شخصی خود در زندگی کلیسا بیان کند. به همین دلیل است که دعوت کلیسا به جهان "بيا و ببين" است (یوحنا ١: ٤٦)؛ او ما را دعوت میکند تا از تجربه عرفانی او که تنها راه آشنا شدن با او است، لذت ببریم. بدیهی است که جنبه مرئی او قابل شناخت است و این اجتماع ایمانداران است.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
▪️حيات کلیسا در چند مرحله تکامل یافت:
الف) در طول مرحله اول او، کلیسا - که از ازل در حکمت خداوند موجود بود - هم برای دنیا و هم برای بشر، به عنوان یک کلیسای سماوى، حتی قبل از خلقت واقعی دنياى مادی، نيز وجود رستگارى بخش خود را آغاز كرده بود. اولین جامعهای که خداوند در کلیسای خود خلق کرد و شامل آن بود، دنیای ارواح بود: فرشتگان. این "کلیسای نخست زاده در آسمان"، "اورشلیم آسمانی" است. سرانجام در این کلیسای آسمانی، روح قدیسان در همه اعصار (افسسيان ٤:١) افزوده شد. زیرا این کلیسای آسمانی است، که هر فرد مومنی را سرانجام به سمت خودش سوق می دهد. به گفته پولس رسول ،" زندگی ما " در آسمانها است؛ به عبارت دیگر، در آن کلیسای آسمانی. (فیلیپیان ٣ :٢٠).از این رو، نخستین شکل کلیسا - که بر اساس اراده اولیه خداوند ظاهر شد - جماعت آسمانی (روحانی) بود: کلیسای فرشتگان (روح ها). بسيارى از بخش هاى كتاب مقدس هستند كه به كليساى آسمانى اشاره دارند. به عنوان مثال: عبرانیان ١٢: ٢٢-٢٣، ١١:١٠، ٨: ٢ (به عنوان "خیمه واقعی" ذكر شده است) ، ٩: ١١. کتاب مکاشفه این کلیسا را "شهر مقدس، شهر بزرگ، اورشلیم جدید، اورشلیم مقدس، نازل شدن از خدا، خارج از آسمان ها مى نامد…" (۳: ۱۲ و ۲۱: ۲ و ۲۲ و همچنين مكاشفه ٢٢: ١٧)
با تجسم مسیح، کلیسای نامرئی قابل رؤيت میشود و از آسمان (دنیای ارواح) پایین میآید تا بشر را نيز در آغوش خود فرا گيرد(عبرانيان ٢: ١٩)، زيرا فقط در اينصورت است كه بشر نجات مى يابد- به واقع و جاودانى : وقتى آن يك عضو كليسا شود.
این همان ایمانی است که در سنت (یعنی خود شاهد بودن) کلیسا وجود دارد. بر طبق رساله دوم کلمنت، کلیسا "از بالا است. او اولین مخلوق حتی قبل از خورشید و ماه است؛ او روحانى بود، و آمد در جسم مسیح آشکار شد (فصل ۱۴، ۱ - ۳). مسیری که توسط مسیحیان به عنوان اعضای (زمینی) کلیسا،"از کلیساى اينجا به كليساى آن بالا" دنبال مى شود. به عبارت دیگر، از يگانه زمینى به سمت يگانه آسمانى (قدیس گریگوری نازیانس، صفحه ۳۵، ۷۹۶).
☦@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
▪️حيات کلیسا در چند مرحله تکامل یافت:
الف) در طول مرحله اول او، کلیسا - که از ازل در حکمت خداوند موجود بود - هم برای دنیا و هم برای بشر، به عنوان یک کلیسای سماوى، حتی قبل از خلقت واقعی دنياى مادی، نيز وجود رستگارى بخش خود را آغاز كرده بود. اولین جامعهای که خداوند در کلیسای خود خلق کرد و شامل آن بود، دنیای ارواح بود: فرشتگان. این "کلیسای نخست زاده در آسمان"، "اورشلیم آسمانی" است. سرانجام در این کلیسای آسمانی، روح قدیسان در همه اعصار (افسسيان ٤:١) افزوده شد. زیرا این کلیسای آسمانی است، که هر فرد مومنی را سرانجام به سمت خودش سوق می دهد. به گفته پولس رسول ،" زندگی ما " در آسمانها است؛ به عبارت دیگر، در آن کلیسای آسمانی. (فیلیپیان ٣ :٢٠).از این رو، نخستین شکل کلیسا - که بر اساس اراده اولیه خداوند ظاهر شد - جماعت آسمانی (روحانی) بود: کلیسای فرشتگان (روح ها). بسيارى از بخش هاى كتاب مقدس هستند كه به كليساى آسمانى اشاره دارند. به عنوان مثال: عبرانیان ١٢: ٢٢-٢٣، ١١:١٠، ٨: ٢ (به عنوان "خیمه واقعی" ذكر شده است) ، ٩: ١١. کتاب مکاشفه این کلیسا را "شهر مقدس، شهر بزرگ، اورشلیم جدید، اورشلیم مقدس، نازل شدن از خدا، خارج از آسمان ها مى نامد…" (۳: ۱۲ و ۲۱: ۲ و ۲۲ و همچنين مكاشفه ٢٢: ١٧)
با تجسم مسیح، کلیسای نامرئی قابل رؤيت میشود و از آسمان (دنیای ارواح) پایین میآید تا بشر را نيز در آغوش خود فرا گيرد(عبرانيان ٢: ١٩)، زيرا فقط در اينصورت است كه بشر نجات مى يابد- به واقع و جاودانى : وقتى آن يك عضو كليسا شود.
این همان ایمانی است که در سنت (یعنی خود شاهد بودن) کلیسا وجود دارد. بر طبق رساله دوم کلمنت، کلیسا "از بالا است. او اولین مخلوق حتی قبل از خورشید و ماه است؛ او روحانى بود، و آمد در جسم مسیح آشکار شد (فصل ۱۴، ۱ - ۳). مسیری که توسط مسیحیان به عنوان اعضای (زمینی) کلیسا،"از کلیساى اينجا به كليساى آن بالا" دنبال مى شود. به عبارت دیگر، از يگانه زمینى به سمت يگانه آسمانى (قدیس گریگوری نازیانس، صفحه ۳۵، ۷۹۶).
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
ب) در طول دومین مرحله زندگی اش، کلیسا "از آسمان، از خدا فرود آمد" ( مكاشفه٢١ :٢)و در جهان "کاشته شد" (قدیس ایرنئوس، ص ۷، ۱۱۷۸).
بدین ترتیب، جامعه فرشته اى آسمانی خلق شده توسط خداوند با ادغام جامعه زمینی بشر گسترش یافت. طبق گفته پدران مقدس ، جهان با چشم انداز تجسم مسیح و آشکار شدن راز کلیسا خلق شده است. در واقع بنيانگذارى جهان بنيانگذارى کلیسای "بالقوه" بود. یعنی کلیسایی با عاملیت بالقوه. یک متن كليسايى باستانی به نام "شاعران" اثر هرماس میگوید که "جهان به خاطر کلیسا بنا نهاده شد". (دومين ديدگاه)
جوهر کلیسا در جهان، در ارتباط خداوند با اولین زوج خلق شده در باغ عدن-بهشت، آشکار میشود. "اولين زوج خلق شده" دو فرد جداگانه نیستند. آنها به معناى اجتماع (انسانى) هستند. مفهوم "اجتماع" از همان لحظه آفرينش آدم (انسان) وجود داشته است. زن (به طور بالقوه) به همراه مرد خلق شده بود، زیرا او از قبل در درون انسان وجود داشت (پیدایش ۱: ۲۷، ۲: ۲۱ - ۲۲). این دو انسان اولیه "به طور بالقوه" تمام بشريت را در درون خود داشتند. این حالت بهشتى انسان نخستین ظهور زمینی رمز و راز کلیسا، به عنوان مشاركت بین خدا و انسان و انسانها بین یکدیگر بود، زیرا فقط دراین شکل الهی از مشاركت است که انسان میتواند نجات خود را درك كند و همانطور كه پطرس رسول گفته است "شريك طبیعت الهی" شود(دوم پطرس ۱: ۴). کثرت اشخاص انسانى (هيپوستاسيس) وحدت خود را در ارتباط اشخاص و خدا- در کلیسا مییابد.
علی رغم اینکه این امر بر روى اراده شخص انسان متمركز است - که برای تثبیت وجود خود هر آنچه شیطانی است و مخالف خداست را به جاى آنچه الهى و حقيقت است ترجیح می دهد - اما سقوط در اصل یک رخداد اجتماعی است. ابتدا تصویر الهی درون انسان شکسته می شود ، و شخصیت انسان متلاشى می شود (قديس ماکسیموس معترف به طور مشخص می گوید - "طبیعت انسان علیه خودش شورش می کند" – صفحه 196C). در عین حال ، ارتباط انسانی كه توسط خدا برقرار شده است نابود مى شود و همچنین ارتباط بی واسطه بین انسان و خدا نیز از بین می رود. (پیدایش 3: 8 و غیره)
☦@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
ب) در طول دومین مرحله زندگی اش، کلیسا "از آسمان، از خدا فرود آمد" ( مكاشفه٢١ :٢)و در جهان "کاشته شد" (قدیس ایرنئوس، ص ۷، ۱۱۷۸).
بدین ترتیب، جامعه فرشته اى آسمانی خلق شده توسط خداوند با ادغام جامعه زمینی بشر گسترش یافت. طبق گفته پدران مقدس ، جهان با چشم انداز تجسم مسیح و آشکار شدن راز کلیسا خلق شده است. در واقع بنيانگذارى جهان بنيانگذارى کلیسای "بالقوه" بود. یعنی کلیسایی با عاملیت بالقوه. یک متن كليسايى باستانی به نام "شاعران" اثر هرماس میگوید که "جهان به خاطر کلیسا بنا نهاده شد". (دومين ديدگاه)
جوهر کلیسا در جهان، در ارتباط خداوند با اولین زوج خلق شده در باغ عدن-بهشت، آشکار میشود. "اولين زوج خلق شده" دو فرد جداگانه نیستند. آنها به معناى اجتماع (انسانى) هستند. مفهوم "اجتماع" از همان لحظه آفرينش آدم (انسان) وجود داشته است. زن (به طور بالقوه) به همراه مرد خلق شده بود، زیرا او از قبل در درون انسان وجود داشت (پیدایش ۱: ۲۷، ۲: ۲۱ - ۲۲). این دو انسان اولیه "به طور بالقوه" تمام بشريت را در درون خود داشتند. این حالت بهشتى انسان نخستین ظهور زمینی رمز و راز کلیسا، به عنوان مشاركت بین خدا و انسان و انسانها بین یکدیگر بود، زیرا فقط دراین شکل الهی از مشاركت است که انسان میتواند نجات خود را درك كند و همانطور كه پطرس رسول گفته است "شريك طبیعت الهی" شود(دوم پطرس ۱: ۴). کثرت اشخاص انسانى (هيپوستاسيس) وحدت خود را در ارتباط اشخاص و خدا- در کلیسا مییابد.
علی رغم اینکه این امر بر روى اراده شخص انسان متمركز است - که برای تثبیت وجود خود هر آنچه شیطانی است و مخالف خداست را به جاى آنچه الهى و حقيقت است ترجیح می دهد - اما سقوط در اصل یک رخداد اجتماعی است. ابتدا تصویر الهی درون انسان شکسته می شود ، و شخصیت انسان متلاشى می شود (قديس ماکسیموس معترف به طور مشخص می گوید - "طبیعت انسان علیه خودش شورش می کند" – صفحه 196C). در عین حال ، ارتباط انسانی كه توسط خدا برقرار شده است نابود مى شود و همچنین ارتباط بی واسطه بین انسان و خدا نیز از بین می رود. (پیدایش 3: 8 و غیره)
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
و با این حال ، حتی اگر آن اولین ، کلیسای رستگارى بخش اجتماع به دلیل سقوط انسان سقوط کرد - و همچنین شکل اصلی خود را از دست داد ("زیبایی باستانى") - با این حال وجود آن متوقف نشد. جامعه انسانی پس از سقوط به دو رودخانه انسانی تقسیم شد؛ یکی که مسیر زندگی بدون خدا را دنبال کرد ، و دیگری که با "نخستين انجیل" زندگی کرد (پیدایش 3: 15) - به عبارت دیگر ، با وعده خدا برای نجات "در مسیح" كه ریشه در وجدان آنها دارد. آن رودخانه دوم انسانی، جایی است که هابیل و نوح و همه کسانی که توسط زندگی با "انتظار" (پیدایش 49: 10) آمدن فديه دهنده، ایمان خود را به خدا حفظ کردند و جهت دهی زندگی خود بر این اساس قرار دادند.
بنابراین ، وجود و روند کلیسا در جهان ، حتی پس از سقوط ، در میان غیر یهودیانی که بر اساس قانون نانوشته (وجدان) زندگی می کردند و یهودیان ، که قانون اخلاقی مکتوب عهد عتیق را رعایت می کردند ، ادامه یافت. به گفته پدران مقدس ، همه این روح های صالح متعلق به یک قوم هستند - "قوم خدا"؛ به یک "شهر" ، به یک "پادشاهی" ، به یک "بدن" – كه کلیسا است. قديس ایرنئوس به طور مشخص از "دو کنیسه" صحبت کرد؛ كه یهودیان و غیر یهودیان است. از این رو معمول نیست که در کلیساهای ارتدوكس به تصویر فیلسوفان باستان در میان قديسين توجه شود ، زیرا حتی در اوایل قرن 2 ، مدافع و شهید جاستین درباره "مسیحیان" پيش از تجسم مسيح صحبت کرده بود ، كه هم اندازه کسانی بودند که "با لوگوس" (یعنی با مسیح) زندگی کرده بودند ، "حتی اگر اعتقاد داشتند که آنها آتئيست هستند". او در واقع هراکلتوس ، افلاطون ، ارسطو و دیگران را در میان آنها قرار داد.
☦@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
و با این حال ، حتی اگر آن اولین ، کلیسای رستگارى بخش اجتماع به دلیل سقوط انسان سقوط کرد - و همچنین شکل اصلی خود را از دست داد ("زیبایی باستانى") - با این حال وجود آن متوقف نشد. جامعه انسانی پس از سقوط به دو رودخانه انسانی تقسیم شد؛ یکی که مسیر زندگی بدون خدا را دنبال کرد ، و دیگری که با "نخستين انجیل" زندگی کرد (پیدایش 3: 15) - به عبارت دیگر ، با وعده خدا برای نجات "در مسیح" كه ریشه در وجدان آنها دارد. آن رودخانه دوم انسانی، جایی است که هابیل و نوح و همه کسانی که توسط زندگی با "انتظار" (پیدایش 49: 10) آمدن فديه دهنده، ایمان خود را به خدا حفظ کردند و جهت دهی زندگی خود بر این اساس قرار دادند.
بنابراین ، وجود و روند کلیسا در جهان ، حتی پس از سقوط ، در میان غیر یهودیانی که بر اساس قانون نانوشته (وجدان) زندگی می کردند و یهودیان ، که قانون اخلاقی مکتوب عهد عتیق را رعایت می کردند ، ادامه یافت. به گفته پدران مقدس ، همه این روح های صالح متعلق به یک قوم هستند - "قوم خدا"؛ به یک "شهر" ، به یک "پادشاهی" ، به یک "بدن" – كه کلیسا است. قديس ایرنئوس به طور مشخص از "دو کنیسه" صحبت کرد؛ كه یهودیان و غیر یهودیان است. از این رو معمول نیست که در کلیساهای ارتدوكس به تصویر فیلسوفان باستان در میان قديسين توجه شود ، زیرا حتی در اوایل قرن 2 ، مدافع و شهید جاستین درباره "مسیحیان" پيش از تجسم مسيح صحبت کرده بود ، كه هم اندازه کسانی بودند که "با لوگوس" (یعنی با مسیح) زندگی کرده بودند ، "حتی اگر اعتقاد داشتند که آنها آتئيست هستند". او در واقع هراکلتوس ، افلاطون ، ارسطو و دیگران را در میان آنها قرار داد.
☦@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
کاهنان خدا! بیاموزید که چگونه بستر غم و اندوه فرد مسیحی را با تسلی ایمان به یکی از شادی ها تبدیل کنید. بیاموزید که چگونه او را بجای - از نظر او - ناگوارترین انسان، به خوشبخت ترین انسان ، تبدیل کنید. به او اطمینان دهید که "پس از کمی ملامت ، او پاداش فراوان خواهد داشت"14، و شما دوستان بشریت ، فرشتگان تسلی ، وسيله ها یا مأموران روح القدس، تسلى دهنده خواهید بود.
اگر گاهی اوقات اشتياق ایمان در قلب برانگیخته نشود، ممكن است به مرور زمان ، به دليل سهل انگاری، ایمان کاملاً در ما خاموش شود. و ممكن است مسیحیت با آيين مقدس خود کاملاً برای ما بمیرد. دشمن برای رسیدن به این هدف زحمت می کشد ، و سعی می کند ایمان را در قلب ما خاموش کند و تمام حقایق مسیحیت را در فراموشی فرو برد. به همین دلیل است كه ما افرادى را می بینیم که ، فقط به اسم مسیحی هستند ، در حالی که با اعمالشان کاملاً کافر هستند.
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
کاهنان خدا! بیاموزید که چگونه بستر غم و اندوه فرد مسیحی را با تسلی ایمان به یکی از شادی ها تبدیل کنید. بیاموزید که چگونه او را بجای - از نظر او - ناگوارترین انسان، به خوشبخت ترین انسان ، تبدیل کنید. به او اطمینان دهید که "پس از کمی ملامت ، او پاداش فراوان خواهد داشت"14، و شما دوستان بشریت ، فرشتگان تسلی ، وسيله ها یا مأموران روح القدس، تسلى دهنده خواهید بود.
اگر گاهی اوقات اشتياق ایمان در قلب برانگیخته نشود، ممكن است به مرور زمان ، به دليل سهل انگاری، ایمان کاملاً در ما خاموش شود. و ممكن است مسیحیت با آيين مقدس خود کاملاً برای ما بمیرد. دشمن برای رسیدن به این هدف زحمت می کشد ، و سعی می کند ایمان را در قلب ما خاموش کند و تمام حقایق مسیحیت را در فراموشی فرو برد. به همین دلیل است كه ما افرادى را می بینیم که ، فقط به اسم مسیحی هستند ، در حالی که با اعمالشان کاملاً کافر هستند.
☦@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
فکر نکنید که ایمان ما -کاهن ها - برای ما احیا کننده نیست که ما رياكارانه خدا را خدمت مى كنيم. نه؛ ما پیش از همه ، و بیش از همه ، از رحمت خدا بهره می بریم و به تجربه می دانیم که خود خداوند، آيين مقدس او ، خالص ترین مادر او، و قدیسین او ، براى ما چيست. به عنوان مثال ، هنگام شراکت در رازهاى حيات بخش، خون و بدن منجی ، ما اغلب در خود تاثير احيا کننده آنها ، هداياى آسمانی آرامش و شادی در روح القدس را تجربه می کنیم؛ ما می دانیم که نظر لطف یک پادشاه، قلب كمترين رعاياى خود را مانند نگاه مهربان استاد آسمانی ما شاد نمی کند ، آنطور که رازهاى او قلب های ما را شاد می کند. و ما باید نسبت به خداوند از همه ناسپاس تر بوده باشیم ، و دلهای ما واقعاً سخت بوده باشند، اگر سعی نکرده باشیم جلال رازهاى حیات بخش خدا را به محبوب او بشناسانیم ، اگر شگفتیهای او را نستوده باشیم، که در طول هر مراسم ليتورگى الهى در قلبهايمان تحقق یافتند. ما همچنین تاثير شکست ناپذیر ، غیرقابل درک ، قدرت الهی صلیب پرشکوه و حیات بخش خداوند را تجربه می کنیم و با قدرت آن از هواهاى نفسانى شرير ، ناامیدی ، كم جراتى ، ترس و دیگر دام های شیطان دور می شویم. صلیب دوست و بانی خیر ما است. این را صادقانه و با ایمان کامل به حقیقت و قدرت این سخنان می گویم.
شما می خواهید غیر قابل درک را درک کنید؛ اما آیا می توانید درک کنید که چگونه غم و اندوه درونی که قلب شما توسط آن غرق شده است بر شما غلبه می کند ، و آیا می توانید به جز در خداوند وسیله ای برای رهایی از آنها پیدا کنید؟ ابتدا با قلب خود بیاموزید که چگونه خود را از غم و اندوه رها کنید ، چگونه صلح را در قلب خود تأمین کنید و سپس در صورت لزوم ، بر روی چیز غیرقابل درک فلسفه بندی کنید ، زیرا "پس، اگر توانايى کوچکترين كارى را نداريد، از چه سبب براى مابقی مى انديشيد؟"15
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
فکر نکنید که ایمان ما -کاهن ها - برای ما احیا کننده نیست که ما رياكارانه خدا را خدمت مى كنيم. نه؛ ما پیش از همه ، و بیش از همه ، از رحمت خدا بهره می بریم و به تجربه می دانیم که خود خداوند، آيين مقدس او ، خالص ترین مادر او، و قدیسین او ، براى ما چيست. به عنوان مثال ، هنگام شراکت در رازهاى حيات بخش، خون و بدن منجی ، ما اغلب در خود تاثير احيا کننده آنها ، هداياى آسمانی آرامش و شادی در روح القدس را تجربه می کنیم؛ ما می دانیم که نظر لطف یک پادشاه، قلب كمترين رعاياى خود را مانند نگاه مهربان استاد آسمانی ما شاد نمی کند ، آنطور که رازهاى او قلب های ما را شاد می کند. و ما باید نسبت به خداوند از همه ناسپاس تر بوده باشیم ، و دلهای ما واقعاً سخت بوده باشند، اگر سعی نکرده باشیم جلال رازهاى حیات بخش خدا را به محبوب او بشناسانیم ، اگر شگفتیهای او را نستوده باشیم، که در طول هر مراسم ليتورگى الهى در قلبهايمان تحقق یافتند. ما همچنین تاثير شکست ناپذیر ، غیرقابل درک ، قدرت الهی صلیب پرشکوه و حیات بخش خداوند را تجربه می کنیم و با قدرت آن از هواهاى نفسانى شرير ، ناامیدی ، كم جراتى ، ترس و دیگر دام های شیطان دور می شویم. صلیب دوست و بانی خیر ما است. این را صادقانه و با ایمان کامل به حقیقت و قدرت این سخنان می گویم.
شما می خواهید غیر قابل درک را درک کنید؛ اما آیا می توانید درک کنید که چگونه غم و اندوه درونی که قلب شما توسط آن غرق شده است بر شما غلبه می کند ، و آیا می توانید به جز در خداوند وسیله ای برای رهایی از آنها پیدا کنید؟ ابتدا با قلب خود بیاموزید که چگونه خود را از غم و اندوه رها کنید ، چگونه صلح را در قلب خود تأمین کنید و سپس در صورت لزوم ، بر روی چیز غیرقابل درک فلسفه بندی کنید ، زیرا "پس، اگر توانايى کوچکترين كارى را نداريد، از چه سبب براى مابقی مى انديشيد؟"15
☦@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
بیشتر فکر کنید: خرد چه کسی در ساختار بدن شما وجود دارد؟ چه کسی قوانین افکار شما را ترتيب داده است ، به طوری که تاکنون این قوانین توسط همه مردم دنبال می شود؟ چه کسی قانون وجدان را در دل همه مردم حکاکی کرده است ، به گونه ای که تا به امروز نیکی را پاداش مى دهد و شر را در همه افراد مجازات می کند؟ خدای متعال ، داناى مطلق و بخشنده ترين! دست تو دائماً بر من گناهکار است ، و لحظه ای نیست که رحمت تو مرا ترك کند. پس به من عطا فرما، همیشه ، با ایمان زنده ، دست بخشنده تو را ببوسم. چرا باید در دوردستها به دنبال یافتن ردپای رحمت های تو ، حكمت تو و قدرت مطلق تو باشم؟ آه! چقدر این ردپاها برای من واضح اند! من ، من خودم معجزه ای از نیکی ، خرد و قدرت خداوند هستم. من خودم - در یک مقیاس كوچك - كل جهان هستم. روح من نماینده جهان نامرئی است؛ بدن من – از آن نامرئی.
برادران! هدف زندگی زمینی ما چیست؟ این است که ، پس از آزمايش ما با گرفتاری های زمینی و مشقت ها ، و بعد از پیشرفت تدریجی ما در فضیلت ، به وسیله هدایای الهی ، که در آیین های مقدس به ما داده می شود ، بعد از مرگ ، در خداوند ، روح ما آرامش يابد. به همین دلیل است که ما براى متوفى ها می خوانیم: "ای خداوند ، به روح بنده ی عزیمت کرده خود آرامش عطا فرما." ما به عنوان بالاترين حد آرزوها برای او آرزو می کنیم که روحش در آرامش استراحت کند و برای این به خدا دعا مى کنیم. پس آیا این غیر عاقلانه نیست که اینقدر برای مرده ها غصه بخوریم ؟ خداوند می گویید :" بیایید نزد من ، ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، و من شما را آرامى خواهم بخشید "16 بدین ترتیب افراد عزيمت كرده ما که در یک موت مسیحی به خواب رفته اند ، بسوی این صدای خدا می آیند و استراحت می کنند. پس چه چیزی وجود دارد که برای آن غصه بخورید؟
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
بیشتر فکر کنید: خرد چه کسی در ساختار بدن شما وجود دارد؟ چه کسی قوانین افکار شما را ترتيب داده است ، به طوری که تاکنون این قوانین توسط همه مردم دنبال می شود؟ چه کسی قانون وجدان را در دل همه مردم حکاکی کرده است ، به گونه ای که تا به امروز نیکی را پاداش مى دهد و شر را در همه افراد مجازات می کند؟ خدای متعال ، داناى مطلق و بخشنده ترين! دست تو دائماً بر من گناهکار است ، و لحظه ای نیست که رحمت تو مرا ترك کند. پس به من عطا فرما، همیشه ، با ایمان زنده ، دست بخشنده تو را ببوسم. چرا باید در دوردستها به دنبال یافتن ردپای رحمت های تو ، حكمت تو و قدرت مطلق تو باشم؟ آه! چقدر این ردپاها برای من واضح اند! من ، من خودم معجزه ای از نیکی ، خرد و قدرت خداوند هستم. من خودم - در یک مقیاس كوچك - كل جهان هستم. روح من نماینده جهان نامرئی است؛ بدن من – از آن نامرئی.
برادران! هدف زندگی زمینی ما چیست؟ این است که ، پس از آزمايش ما با گرفتاری های زمینی و مشقت ها ، و بعد از پیشرفت تدریجی ما در فضیلت ، به وسیله هدایای الهی ، که در آیین های مقدس به ما داده می شود ، بعد از مرگ ، در خداوند ، روح ما آرامش يابد. به همین دلیل است که ما براى متوفى ها می خوانیم: "ای خداوند ، به روح بنده ی عزیمت کرده خود آرامش عطا فرما." ما به عنوان بالاترين حد آرزوها برای او آرزو می کنیم که روحش در آرامش استراحت کند و برای این به خدا دعا مى کنیم. پس آیا این غیر عاقلانه نیست که اینقدر برای مرده ها غصه بخوریم ؟ خداوند می گویید :" بیایید نزد من ، ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، و من شما را آرامى خواهم بخشید "16 بدین ترتیب افراد عزيمت كرده ما که در یک موت مسیحی به خواب رفته اند ، بسوی این صدای خدا می آیند و استراحت می کنند. پس چه چیزی وجود دارد که برای آن غصه بخورید؟
☦@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
كسانی كه می خواهند يك زندگی روحانى را هدایت کنند ، باید از طریق افكار خود ، ماهرانه ترین و دشوار ترین جنگ - یعنی یك جنگ روحانى- را در هر لحظه از زندگی خود پشت سر بگذارند. لازم است که هر لحظه تمام روح ما یک چشم روشن باشد ، قادر به تماشا و توجه افکار وارد شده به قلب ما از سوی شیطان باشد و آنها را دفع کند. قلب چنین افرادى باید همیشه با ایمان ، فروتنی و عشق بسوزد. در غیر این صورت زيركى شیطان يك دسترسی آسان به آنها پیدا می کند، كه به دنبال آن کمرنگ شدن ایمان یا بی ایمانی مى آيد ، و سپس توسط هر شر ممکن دنبال مى شود كه پاک کردن آن حتی با اشکها دشوار خواهد بود. بنابراین ، اجازه ندهید که قلب شما به خصوص هنگام دعا سرد شود و از هرگونه سرمای بی تفاوتی بپرهیزید. خیلی وقتها اتفاق می افتد که دعا بر روی لب ها است ، اما در قلب حیله گری ، بى اعتقادى یا بی ایمانی است ، به طوری که توسط لب ها انسان بنظر نزدیک به خدا است، در حالی که در قلبش از او فاصله دارد. و در هنگام دعای ما ، شرير از هر ابزاری استفاده می کند تا دلهایمان را سرد کند و آنها را با فریبکاری به طرز غیرقابل تصوری برای ما پر کند. دعا کنید و خود را تقویت کنید ، قلب خود را تقویت کنید.
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
كسانی كه می خواهند يك زندگی روحانى را هدایت کنند ، باید از طریق افكار خود ، ماهرانه ترین و دشوار ترین جنگ - یعنی یك جنگ روحانى- را در هر لحظه از زندگی خود پشت سر بگذارند. لازم است که هر لحظه تمام روح ما یک چشم روشن باشد ، قادر به تماشا و توجه افکار وارد شده به قلب ما از سوی شیطان باشد و آنها را دفع کند. قلب چنین افرادى باید همیشه با ایمان ، فروتنی و عشق بسوزد. در غیر این صورت زيركى شیطان يك دسترسی آسان به آنها پیدا می کند، كه به دنبال آن کمرنگ شدن ایمان یا بی ایمانی مى آيد ، و سپس توسط هر شر ممکن دنبال مى شود كه پاک کردن آن حتی با اشکها دشوار خواهد بود. بنابراین ، اجازه ندهید که قلب شما به خصوص هنگام دعا سرد شود و از هرگونه سرمای بی تفاوتی بپرهیزید. خیلی وقتها اتفاق می افتد که دعا بر روی لب ها است ، اما در قلب حیله گری ، بى اعتقادى یا بی ایمانی است ، به طوری که توسط لب ها انسان بنظر نزدیک به خدا است، در حالی که در قلبش از او فاصله دارد. و در هنگام دعای ما ، شرير از هر ابزاری استفاده می کند تا دلهایمان را سرد کند و آنها را با فریبکاری به طرز غیرقابل تصوری برای ما پر کند. دعا کنید و خود را تقویت کنید ، قلب خود را تقویت کنید.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
مرحله آخر کلیسا در جهان (تجسم مسیح - پنطیکاست) ادامه کلیسای صالحین عهد عتیق قبل از مسیحیت بود ، که از این رو از بقیه انسانها ، که در جهت "تحقق" وعده های خدا – عيسى مسيح زندگی نمی کنند، متمایز شده اند . این واقعیت که خداوند قوم اسرائیل را برگزید - که هیچ اشاره ای به ملی گرایی و تبعیض به نفع مردم اسرائیلی نمی کند ، بلكه صرفاً نشانگر اولویت او در اختصاص دادن فرزندان ابراهیم ("دانه") براى مراحل مقدماتی لازم بشر به جهت دریافت مسیح است – صرفاً حضور کلیسا را به عنوان "قوم خدا" پس از سقوط تأیید می کند.
خدا بنده ای وفادار - ابراهيم - را به عنوان "پدر قوم هاى بسيار" انتخاب کرده بود ، که در آن "همه قومهاى زمین مبارک خواهند شد" (پیدایش 17: 1…). به عبارت دیگر ، ابراهیم را باید پدر "ایمان" قلمداد كرد ، شخصی كه همه "مومنان"، خواه اسرائیلی باشند یا نه ، تا زمانی كه آنها "قوم خدا" و وفادار به وعده هاى او باشند در او بركت خواهند يافت. ایمان این افراد همان چیزی است که آنها را به مومنان عهد جدید پیوند می دهد. هر دو گروه از مردم شخص عیسی مسیح را در هسته اصلی خود دارند ، که نقطه مرکزی است که هر دو از طريق ايمان شان منطبق می شوند. و در حالی که ایمان گروه اول بر اساس مسیح است که هنوز مجسم نشده بود ، ایمان گروه دوم بر اساس مسیح "از قبل تجسم یافته" است ، که "دوباره خواهد آمد". بنا به گفته زرين دهان متبارك، "همه کسانی که قبل از آمدن مسیح، خدا را خشنود کرده اند" نیز به "بدن" واحد کلیسای او تعلق دارند ، زیرا "آنها نیز مسیح را قدر نهادند" – یعنی آنها نيز به همین نحو او را تصدیق کردند. (صفحه 62 ، 75) جشن ارتدوكس نیاکان مقدس ، از آدم تا قديس يوسف ، نامزد تئوتوکوس ، این حقیقت صريح را بیان می کند.
☦@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
مرحله آخر کلیسا در جهان (تجسم مسیح - پنطیکاست) ادامه کلیسای صالحین عهد عتیق قبل از مسیحیت بود ، که از این رو از بقیه انسانها ، که در جهت "تحقق" وعده های خدا – عيسى مسيح زندگی نمی کنند، متمایز شده اند . این واقعیت که خداوند قوم اسرائیل را برگزید - که هیچ اشاره ای به ملی گرایی و تبعیض به نفع مردم اسرائیلی نمی کند ، بلكه صرفاً نشانگر اولویت او در اختصاص دادن فرزندان ابراهیم ("دانه") براى مراحل مقدماتی لازم بشر به جهت دریافت مسیح است – صرفاً حضور کلیسا را به عنوان "قوم خدا" پس از سقوط تأیید می کند.
خدا بنده ای وفادار - ابراهيم - را به عنوان "پدر قوم هاى بسيار" انتخاب کرده بود ، که در آن "همه قومهاى زمین مبارک خواهند شد" (پیدایش 17: 1…). به عبارت دیگر ، ابراهیم را باید پدر "ایمان" قلمداد كرد ، شخصی كه همه "مومنان"، خواه اسرائیلی باشند یا نه ، تا زمانی كه آنها "قوم خدا" و وفادار به وعده هاى او باشند در او بركت خواهند يافت. ایمان این افراد همان چیزی است که آنها را به مومنان عهد جدید پیوند می دهد. هر دو گروه از مردم شخص عیسی مسیح را در هسته اصلی خود دارند ، که نقطه مرکزی است که هر دو از طريق ايمان شان منطبق می شوند. و در حالی که ایمان گروه اول بر اساس مسیح است که هنوز مجسم نشده بود ، ایمان گروه دوم بر اساس مسیح "از قبل تجسم یافته" است ، که "دوباره خواهد آمد". بنا به گفته زرين دهان متبارك، "همه کسانی که قبل از آمدن مسیح، خدا را خشنود کرده اند" نیز به "بدن" واحد کلیسای او تعلق دارند ، زیرا "آنها نیز مسیح را قدر نهادند" – یعنی آنها نيز به همین نحو او را تصدیق کردند. (صفحه 62 ، 75) جشن ارتدوكس نیاکان مقدس ، از آدم تا قديس يوسف ، نامزد تئوتوکوس ، این حقیقت صريح را بیان می کند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
ج) تجسم لوگوس ابدی خدا - عیسی مسیح - مرحله سوم دوره زمینی کلیسا را نشان می دهد. هر آنچه كه بشر در آدم اولیه از دست داد ، یعنی توانایی ماندن در ارتباط ابدی با خدا ، در "آدم دوم" ، مسیح، حاصل مى شود (قديس ایرنئوس). به جای بهشت زمينى سابق، بهشتی دیگر به وجود می آید، يكى آسمانى: مسیح. بنابراین ارتباط با خدا ، نه در خارج از خدا ، بلکه در خود خدا ، در مسیح و از طریق مسیح تحقق می یابد. در مسیح است که تولد دوباره و احياى بشر و جهان - "تجديد" همه - به عبارت دیگر ، اتحادشان با خدا (افسسيان 1: 10) و نجاتشان به كمال مى رسد. بدن مسیح بهشت جدید است ، زیرا در این بدن است که بشر و جهان متحد شده و نجات می یابند. بدن مسیح در واقع کلیساست، این اجتماع تئوسيس-خداگونه شدن و رستگاری است. بنابراین ، همانطور که مسیح برای جهان چيزى کاملاً جدید است ، کلیسای او نیز چنین است. این یک واقعیت زمانی جدید است؛ يك جلوه کاملاً جدید ، یک اجتماع الهی – انسانی است.
☦@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
ج) تجسم لوگوس ابدی خدا - عیسی مسیح - مرحله سوم دوره زمینی کلیسا را نشان می دهد. هر آنچه كه بشر در آدم اولیه از دست داد ، یعنی توانایی ماندن در ارتباط ابدی با خدا ، در "آدم دوم" ، مسیح، حاصل مى شود (قديس ایرنئوس). به جای بهشت زمينى سابق، بهشتی دیگر به وجود می آید، يكى آسمانى: مسیح. بنابراین ارتباط با خدا ، نه در خارج از خدا ، بلکه در خود خدا ، در مسیح و از طریق مسیح تحقق می یابد. در مسیح است که تولد دوباره و احياى بشر و جهان - "تجديد" همه - به عبارت دیگر ، اتحادشان با خدا (افسسيان 1: 10) و نجاتشان به كمال مى رسد. بدن مسیح بهشت جدید است ، زیرا در این بدن است که بشر و جهان متحد شده و نجات می یابند. بدن مسیح در واقع کلیساست، این اجتماع تئوسيس-خداگونه شدن و رستگاری است. بنابراین ، همانطور که مسیح برای جهان چيزى کاملاً جدید است ، کلیسای او نیز چنین است. این یک واقعیت زمانی جدید است؛ يك جلوه کاملاً جدید ، یک اجتماع الهی – انسانی است.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
مسیح با پيوند عرفانی کلیسا به خودش و سر کلیسا شدن ، کلیسایی را که از آغاز جهان روی زمین "کاشته شده بود"، نجات داده و دوباره احیا می کند (افسسيان 1: 22-23). كل كار نجات بخش مسیح (تجسم ، تعلیم ، مصلوب شدن ، رستاخيز) آرزوی نجات هستی شناختی كلیسا و تأمین پتانسیل نجات برای همه موجودات را دارد. بنابراین ، کلیسای عهد عتیق پس از تجسم مسیح ، به عنوان کلیسای عهد جدید ، که اکنون بدن مسیح است، تداوم مى يابد، كه در آن همه چیز دعوت شده اند تا برای نجات يافتن، متحد شوند.
پدران مقدس در تمایل خود برای تعیین دقیق ترین زمان ممکن تأسیس کلیسای عهد جدید توسط مسیح ، اذعان می کنند که هسته اصلی آن در فراخوانى دوازده شاگرد و رسولان واقع شده است ، که به اين ترتيب بنیان های کلیسا شدند ( افسسيان .2: 20). پایه های تاریخی او با مصلوب شدن مسیح ، با رنجهاى او گذاشته شد ، زیرا کلیسا با خون او پرورش يافته است(زرين دهان، ص 51، 229). با این حال ، حضور کلیسا در جهان در روز پنطیکاست ، که روز تولد عملى او است - لحظه حضور رسمی او در تاریخ ، فعال شد. با روح القدس - که در روز پنطیکاست به جهانیان اعطا شد - حضور مسیح توسط کلیسا به عنوان بدن او در جهان، تداوم می یابد. طبق گفته P. Evdokimov ، "کلیسا مانند دریاچه ، با آبشار مداوم شام آخر ، بلکه همچنین با باران فيض - دائمی پنطیکاست" تغذیه می شود.
☦@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
مسیح با پيوند عرفانی کلیسا به خودش و سر کلیسا شدن ، کلیسایی را که از آغاز جهان روی زمین "کاشته شده بود"، نجات داده و دوباره احیا می کند (افسسيان 1: 22-23). كل كار نجات بخش مسیح (تجسم ، تعلیم ، مصلوب شدن ، رستاخيز) آرزوی نجات هستی شناختی كلیسا و تأمین پتانسیل نجات برای همه موجودات را دارد. بنابراین ، کلیسای عهد عتیق پس از تجسم مسیح ، به عنوان کلیسای عهد جدید ، که اکنون بدن مسیح است، تداوم مى يابد، كه در آن همه چیز دعوت شده اند تا برای نجات يافتن، متحد شوند.
پدران مقدس در تمایل خود برای تعیین دقیق ترین زمان ممکن تأسیس کلیسای عهد جدید توسط مسیح ، اذعان می کنند که هسته اصلی آن در فراخوانى دوازده شاگرد و رسولان واقع شده است ، که به اين ترتيب بنیان های کلیسا شدند ( افسسيان .2: 20). پایه های تاریخی او با مصلوب شدن مسیح ، با رنجهاى او گذاشته شد ، زیرا کلیسا با خون او پرورش يافته است(زرين دهان، ص 51، 229). با این حال ، حضور کلیسا در جهان در روز پنطیکاست ، که روز تولد عملى او است - لحظه حضور رسمی او در تاریخ ، فعال شد. با روح القدس - که در روز پنطیکاست به جهانیان اعطا شد - حضور مسیح توسط کلیسا به عنوان بدن او در جهان، تداوم می یابد. طبق گفته P. Evdokimov ، "کلیسا مانند دریاچه ، با آبشار مداوم شام آخر ، بلکه همچنین با باران فيض - دائمی پنطیکاست" تغذیه می شود.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
بنابراین ، کلیسا نه تنها بدن مسیح بلکه یک پنطیکاست همیشگی است ، زیرا او به عنوان يك تاسیس بر روی زمین از طریق نفس های بی وقفه روح القدس "برقرار می شود". به این ترتیب ، می توان درک کرد که چرا کلیسا - حتی کلیسای زمینی - برای آسمانی بودن متوقف نمى شود. او در جهان زندگی می کند ، اما "از این جهان" نیست (= موقتى و زمانی نیست ، یوحنا 17: 16) ، زیرا او یک جامعه الهی است - به طور طبیعی در اشخاص قديسين خود است. او مسیح را به عنوان سر خود دارد ، در حالی که روح و نيروى محرک او روح القدس است. "او لبريز از زمینی به آسمانی است." به همین دلیل است که کلیسا نمی تواند به هیچ شخص دنيوى منتسب باشد - به عنوان مثال یک كاهن ، یک پاتريارك یا یک اسقف. هر خدمتى که مردم در کلیسا ممکن است داشته باشند ، آنها هنوز اعضای عادی بدن مسیح هستند؛ مسیح يگانه "رهبر" ابدی کلیسا است (عبرانيان .2:12 )، زیرا او سر است و کلیسا بدن او است. بنابراین ، فقط با استفاده غلط از این اصطلاح است که می تواند کلمه "کلیسا" را به معنای سلسله مراتب محدود شود ، زیرا کلیسا شراکت همه کسانی است که با مسیح متحد هستند - هم روحانیون و هم عوام؛ او بدن خداوند ، قوم خدا، و جامعه فيض است.
☦@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
بنابراین ، کلیسا نه تنها بدن مسیح بلکه یک پنطیکاست همیشگی است ، زیرا او به عنوان يك تاسیس بر روی زمین از طریق نفس های بی وقفه روح القدس "برقرار می شود". به این ترتیب ، می توان درک کرد که چرا کلیسا - حتی کلیسای زمینی - برای آسمانی بودن متوقف نمى شود. او در جهان زندگی می کند ، اما "از این جهان" نیست (= موقتى و زمانی نیست ، یوحنا 17: 16) ، زیرا او یک جامعه الهی است - به طور طبیعی در اشخاص قديسين خود است. او مسیح را به عنوان سر خود دارد ، در حالی که روح و نيروى محرک او روح القدس است. "او لبريز از زمینی به آسمانی است." به همین دلیل است که کلیسا نمی تواند به هیچ شخص دنيوى منتسب باشد - به عنوان مثال یک كاهن ، یک پاتريارك یا یک اسقف. هر خدمتى که مردم در کلیسا ممکن است داشته باشند ، آنها هنوز اعضای عادی بدن مسیح هستند؛ مسیح يگانه "رهبر" ابدی کلیسا است (عبرانيان .2:12 )، زیرا او سر است و کلیسا بدن او است. بنابراین ، فقط با استفاده غلط از این اصطلاح است که می تواند کلمه "کلیسا" را به معنای سلسله مراتب محدود شود ، زیرا کلیسا شراکت همه کسانی است که با مسیح متحد هستند - هم روحانیون و هم عوام؛ او بدن خداوند ، قوم خدا، و جامعه فيض است.
☦@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
اگر می خواهید در دعا هر نعمتی را از خدا برای خود بخواهید ، قبل از دعا خود را برای ایمان محکم و بدون شک آماده کنید و در زمان خوبى ، یعنی خلاف شک و بی اعتمادی باشید. زیرا اگر در طول دعا قلب شما در ایمان خود بلرزد و در آن محکم نباشد ، برای شما زیان بار خواهد بود. پس حتی انتظار نداشته باشید آنچه را که شما با شک و تردید دعا کرده اید ، از خداوند دریافت کنید ، زیرا با این کار به خداوند توهین کرده اید ، و خداوند هدایای خود را به یک توهين كننده نمی بخشد. و خداوند گفت: "اگر ایمان داشته باشید، هرآنچه در دعا درخواست کنید، خواهید یافت."17 این بدان معنا ست که اگر شک دارید و ایمان ندارید ، دریافت نخواهید کرد. او نيز گفت: "اگر ایمان دارید و به آن شک ندارید ،" شما قدرت جابجایی کوه ها را خواهید داشت."18
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
اگر می خواهید در دعا هر نعمتی را از خدا برای خود بخواهید ، قبل از دعا خود را برای ایمان محکم و بدون شک آماده کنید و در زمان خوبى ، یعنی خلاف شک و بی اعتمادی باشید. زیرا اگر در طول دعا قلب شما در ایمان خود بلرزد و در آن محکم نباشد ، برای شما زیان بار خواهد بود. پس حتی انتظار نداشته باشید آنچه را که شما با شک و تردید دعا کرده اید ، از خداوند دریافت کنید ، زیرا با این کار به خداوند توهین کرده اید ، و خداوند هدایای خود را به یک توهين كننده نمی بخشد. و خداوند گفت: "اگر ایمان داشته باشید، هرآنچه در دعا درخواست کنید، خواهید یافت."17 این بدان معنا ست که اگر شک دارید و ایمان ندارید ، دریافت نخواهید کرد. او نيز گفت: "اگر ایمان دارید و به آن شک ندارید ،" شما قدرت جابجایی کوه ها را خواهید داشت."18
☦@LessonsOrthodox