دروس ایران ارتدوکس – Telegram
دروس ایران ارتدوکس
265 subscribers
139 photos
4 videos
7 files
8 links
Download Telegram
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات

حتی در هنگام دعا ، انسان در بخش عمده اى فرزند آزادی نیست ، بلکه برده ضرورت و وظیفه است. به هر فردی که دوست دارید ، حتی به یک كاهن نگاه کنید. آیا بسیاری از آنها با یک قلب آزاد و با ایمان و عشق زنده دعا می کنند؟
در هنگام دعا گاهی اوقات لحظاتی از تاریکی مرگبار و اضطراب روحانى ناشی از بی ایمانی قلب رخ می دهد (زیرا کفر تاریکی است). اجازه ندهید که قلب شما در چنین لحظاتی شما را شکست دهد، اما به یاد داشته باشید که اگر نور الهی در شما نازل شده است ، اين همیشه با تمام شکوه و عظمتش در خود خدا ، در کلیسای خدا ، در آسمان و روی زمین و در دنیای مادی که "قدرت سرمدی و الوهیت او را می توان به روشنی دید"35 مى درخشد. فکر نکنید که حقیقت شکست خورده است ، زیرا حقیقت خود خداست ، و هر آنچه وجود دارد ، اساس و دلیل خود را در او دارد. فقط قلب ضعیف ، گناه آلود و تاریک شما می تواند در حقیقت شکست بخورد ، زیرا همواره نمی تواند قدرت نور حقیقت را تحمل کند ، و همیشه قادر به مهار خلوص آن نیست ، بلکه فقط به عنوان اولین عامل تاریکی روحانى، از گناهان خود پاک شده یا می شود. اثبات این امر را ممکن است در خودتان پیدا کنید. هنگامی که نور ایمان یا حقیقت خدا در قلب شما ساکن است ، فقط در آن صورت قلب آرام ، محکم ، نیرومند و زنده است. اما هنگامی که این قطع شود ، قلب شما مضطرب می شود ، مانند یک نی که در باد می لرزد ضعیف و بی جان می شود. به این تاریکی شیطان توجه نکنید. با کشیدن نشانه صلیب حیات بخش ، آن را از قلب خود دور کنید!

از خودتان چشم پوشی نکنید ، بلکه با جدیت دعا کنید ، حتی اگر تمام روز زحمت کشیده باشید. در دعاى مقدس سهل انگارى نکنید. آن را از تمام قلب خود تا آخر به خدا بگویید ، زیرا این وظیفه ای است که به خدا مدیون هستید. با قرار دادن دست خود بر شخم زنی ، به عقب نگاه نکنید.36

@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات

اگر به خودتان اجازه دهید با بی احتیاطی دعا کنید ، و نه از قلب تان ، تا زمانی که با اشک گناهان خود را در پیشگاه خدا پاک نكرده ايد نخوابيد(اگر شب دعا مى کنید). با این حال ، این موضوع در مورد همه افراد یکی نیست ، بلکه فقط براى ایده آل ترین افراد چنین است. پس مواظب باشید که جسمتان را در مقابل خدا قرار ندهید و به خاطر او ، از بدن خود سلب آرامش کنید. اگر این قاعده را ایجاد کرده اید كه دعاهای زیادی بخوانید (چه طولانی باشند و چه كوتاه ، خواندن همه آنها را به خوبی انجام دهید) ، دعا را با تمام هوشیاری بخوانید ، و كارهای خدا را با قلبی که به دو قسمت تقسیم شده انجام ندهید ، که تنها نیمی از او متعلق به خدا است و نیمی دیگر به بدنتان. خدا خدایی غيور است و دوگانگى و خود-ترحمى شما را تحمل نخواهد كرد. او شما را به شیطان تحویل خواهد داد و شیطان اجازه نخواهد داد قلب شما استراحت کند به خاطر غفلت شما از خدا ، او که صلح واقعی قلب شما است ، و کسی که همیشه آنچه را که به نفع شما است انجام خواهد داد تا قلب تان را در نزدیکی خود حفظ کند. زیرا هر دعای متظاهرانه ، قلب تان را از خدا دور می کند و آن را در مقابل خودتان قرار می دهد ، در حالی که هر دعای صمیمانه قلب شما را به خدا نزدیکتر می کند و آن را برای همیشه خداپسندانه می سازد. بنابراین ، اطمینان داشته باشید که اگر در دعاهای خود عجله می کنید ، تا به بدن خود استراحت دهید ، هم استراحت روحی و هم جسمی را از دست خواهید داد. آه! نزدیک شدن قلب ما به خدا با چه زحمتى، عرق و اشك حاصل شده است! آیا ممکن است که ما مجدداً دعاهای خود را (هنگام سرهم بندى) وسیله بیگانگی خود از خدا کنیم، و خدا نباید نسبت به این امر غيور باشد ؟ زیرا او براى ما و زحمات سابق ما افسوس می خورد ، و او می خواهد که ما مجدداً به طور پایدار با تمام قلب خود به سمت او بگردیم. او آرزو می کند که ما همیشه متعلق به او باشیم.

بدون خدا (بدون حضور همه جا حاضر او) حرکات منفرد فکر یا قلب من نمی توانند وجود داشته باشند: اگر عملی وجود داشته باشد ، باید دلیلی داشته باشد. اگر پیامدی باشد ، باید منشأیی وجود داشته باشد. به همین دلیل است كه رسول می گوید: "نه آنکه خود کفایت داشته باشیم (توانا باشیم) تا هر چیزی را به خود تفكر كنيم، بلکه کفایت ما از خداست."37 خدا خودش زندگی می كند و به همین دلیل است كه روح من نیز زندگی می كند.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه پنجم
@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس

3. پاره کردن جامه یکپارچه مسیح

ثابت شد كه انشعابات و تقسیمات، حتى اسلحه ترسناک تری بودند که شیطان علیه کلیسا به کار گرفته بود. زیر بنای هر دو آنها سفسطه (استدلال غلط) است.
حتی از اوایل عصر رسول ، تعالیم ناب مسیحی ، یا با ادغام ادراکات سکولار (فلسفه ها ، اسطوره ها) ، یا با انکار یگانگی بسیاری از جنبه های تركيبى تعاليم ، و در عوض ، مطلق سازی كردن فقط يكى از جنبه هاى آن ، شروع شده بود به مغشوش كردن. تغییر دادن تعالیم مسیحی "بدعت" نامیده شد (بدعت ، از فعل یونانی αιρούμαι ، تلفظ. ai-roo-mae = ترجیح دادن ، انتخاب کردن مى آيد). در عهد جدید (يعنى در اعمال ، رساله ها) ، جعل هایی از این دست محکوم شدند (به عنوان مثال ، بدعت های یهودى کننده و عرفانی - هلنیزه کننده).
از قرن 3 ، كلیسا برای مقابله با سایر بدعت ها – در ميان چیزهای دیگر - شروع به اجرای سیستم شورايى خود بیشتر و بیشتر كرد. ما از چنین شوراهايى در انطاکیه ، حدود سال 260 ميلادى ، که با مغالطه های پاولس ساموساتا روبرو شده بود ، می دانیم.
ظهور بدعت ها باعث شد كه كلیسا عمیقاً در جوهر ایمان و سنت آن تحقیق كند و از آن پس الهیات او را تولید كند. كلیسا همیشه بدعت را بزرگترین خطرها قلمداد كرده است؛ تهدیدی برای ذات و هیپوستاس كليسا. بدعت، مسیح یگانه و غیر قابل تقسیم را كه تمام حقيقت است، "تقسیم می کند" (اول قرنتیان ، 1: 13). اما بدین ترتیب ، بدعت در حقیقت انكار مسیح است ، که او تنها، پس از اينکه وحدت و کاتولیک بودن (يعنى جامع بودن) او حفظ شود، پذيرفته مى شود. مطلق ساختن از چیزی نسبی (= بدعت) به ناچار آنچه مطلق است را نسبى مى كند؛ يعنى حقیقت یگانه و واحد را. بدعت به منزله تلاش برای منكوب كردن حقیقت نجات بخش کلیسا، "به شیوه متلاشى شده زندگی بشریت سقوط كرده" است (کریستوس یاناراس). به همین دلیل است که بدعت از ديد مسیحیت - سقوط ، گناه و مرگ تلقی می شود؛ به عبارت دیگر ، جدا شدن از حيات بدن مسیح – کلیسا.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس

هرچند بدعت یک ایدئولوژی است، فقط به یک مسئله فکری محدود نمی شود. این دیدگاه جهانی نسبت به بشر را تحت تأثیر قرار می دهد و باعث ایجاد موضعی اشتباه می شود ، یعنی یک بیگانگی در تمام سطوح زندگی. به عبارت دیگر ، بدعت ، دقیقاً مانند ارتدوكس، دارای يك شخصيت وجودی واضح است. دلیل این امر آنست که هر دوی آنها عقیده ای دارند که به روشی متناظر از وجود ، زندگی استنباط می شود. عدم موفقیت بدعت در حوزه اجتماعی توسط قديس ایگناتیوس خداپسند (قرن 2) برجسته شده است ، كه در مورد بدعت گذاران زمان خود به مسیحیان اسمیرنا چنین نوشت: "در مورد محبت ، آنها (بدعت گذاران) هیچ نگرانی ندارند. نه برای بیوه ها ، نه برای هیچ یتیمی ، نه برای غمگينان ، نه برای کسی که مقید است یا سست است ، نه برای گرسنگان یا تشنگان ... "(Smyrn.VI ، 2).
بنابراین ، بدعت، در تغییر دادن کلیت ، تنها حقیقت نجات بخش ، بدعتگذار را از هر گونه امكان نجات محروم می كند. در واقع ، در هر جنبه از زندگی خود - چه شخصی و چه اجتماعی. این مبارزات پدران مقدس در هر دوره برای انتشار مسیحیت به عوض بدعت را توضیح می دهد ، زیرا این تنها راهی است که می تواند حقیقت وجودی و اجتماعی کلیسا را حفظ كرد.
تازه وارد با ورود به کلیسا ، با خواندن "اعتقادنامه" ، "نماد ایمان" را اعتراف می کند. با این کار ، او اظهار مى دارد که ایمان کلیسا اکنون ایمان شخصی وی و نظر کلیسا نیز نظر شخصی وی شده است. این مشخصه که اسقف منتخب چطور همین اعتقادنامه را قرائت مى كند ، در نتیجه به ايمان ارتدوكس نيز اعتراف مى كند ، که برای حفظ و تبلیغ آن فراخوانده شده است.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس

بنابراین آموزه ها / اصول جزمى "حدود بیرونی" کلیسا هستند. آنها مرزهای تعیین کننده بین حقیقت و سفسطه ها هستند. آنها از زندگی کلیسایی محافظت می کنند و به عنوان سنگر آن عمل می کنند. آنها هویت کلیسا را در برابر امواج تجزيه طلب سفسطه ها و كذب هاى بدعت آور جهان بدون خدا حفظ می کنند. دگم ها (اصول جزمى) در هر دوره توسط کلیسا تنظيم می شوند ، با این حال ، آنها بیانگر حقایق جدید نیستند. آنها اساساً روشهای جدیدی برای تدوین حقیقت واحد یکسان هستند. توسعه و تکامل البته نه در جوهر و اصل دگم (ایمان) بلکه فقط در شکل آن مشاهده می شود. این دلیلی است که فرد در هر دوره از ضرورت تجديد بیان مسیحیت می شنود. خود مسیح ، تنها ایمان ارتدوکس ، به بشریت هر دوره ارائه می شود ، که با "زبان" آن دوران بیان می شود - یعنی با شیوه های خاص بیان دوران. قديس وینسنت از لرین به طور مشخص گفته بود: «همان مواردی را که به شما آموخته اند ، بیاموزید. به روشی جدید صحبت کنید ، اما چیزهای جدید نگویید ... "(COMMONIT ، 1:22). به قول قديس ایرنئوس: "دگم ها (اصول جزمى) تجزیه و تحلیل همه چیزهایی هستند که قبلاً در کتاب مقدس ارائه شده است" (کنترل… .1 ، 10،3).
همچنین كانونهای كلیسا بهمراه دگم ها در شوراها - و به ویژه موارد كليسايى جهانى - تدوین شدند. كانونها برای تنظیم مشکلات مربوط به زندگی روحانى مومنان ، و همچنین تعيين هویت آنها به عنوان اعضای جامعه مسیحی در نظر گرفته شده است. به همین دلیل است که كانون هايى وجود دارند که امور کاملاً اجتماعی را تعیین می کنند. به عنوان مثال ، ازدواج ، عدالت ، محکومیت رباخوارى ، بی عدالتی ، و غیره. شوراى اورشلیم (یا شوراى "رسولى" ، اعمال ، 15: 22) ، قبلاً امور مربوط به مسیحیان که اصالتا عبرانى بودند ، را تنظیم می کرد.
هدف كانون ها این است که در هر دوره ای رئوس مطالبی از خود جزمی کلیسا را فراهم کند و به مؤمنين کمک کند تا آن را در زندگی خود ادغام کنند ، بنابراین زندگی کلیسايى را به همراه برادرانشان به زندگی شخصی خود در جامعه بدل کنند. با این حال ، با توجه به اینکه کانون ها همیشه یک واقعیت تاریخی خاص (یعنی یک دلیل خاص) به عنوان نقطه شروع خود دارند ، در نهایت برخی از آنها منسوخ می شوند ، یا ، در موارد دیگر ، برخی دیگر منتظر اجرا نمی مانند. به همین دلیل است که ما در كانون ها هم "صحت" و هم "اعتبار" را تأیید می کنیم (P. Boumis ) . كانون هل دارای یک اعتبار چند ساله اند - که در روح القدس ايجاد شده اند - با این حال اعتبار آنها توسط دوره کلیسا و نیازهای واقعی نجات بخش ايمانداران او در هر دوره تنظیم می شود.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه هفتم
@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات

اگر زندگی من فقط برای چند لحظه طولانی تر می شد - بگذارید بگوییم ده - و پنج مورد از این ده لحظه آرامش و سکوت و پنج لحظه باقى مانده درد و رنج و عذاب مى بود ، حتی در این صورت باید بدون شک بگویم: "مطمئنا بخشنده حيات با من است ،و او برای من مهيا می کند "؛ به همین ترتیب ، من بدون شک باید بگویم که، "موجودی در جهان وجود دارد که قدرت مرگ را دارد ، زیرا پنج لحظه نامطلوب باید از موجودى برآید که علیه خدا کار می کند ، زیرا همان علت نمی تواند اقدامات متضادی ایجاد کند. و در من، گنهکاری که هستم ، حداقل هفتاد قسمت از زندگی روحانى من متعلق به خدا است و فقط سی قسمت براى شیطان است. پس چگونه برای من ممكن است که خیرخواه خود را دائما در مقابل خود نبینم ، و چگونه می توانم از نظر ذهنی نسبت به ایمان زنده ام در او متزلزل شوم؟ "

زمان بدون توقف می گذرد و بدن من، حتی در طول زندگی ام دائماً تغییر می کند و می گذرد ، و تمام جهان که در حرکتش دیده می شود ، نیز می گذرد ، گویی که در حال رسیدن به انتهای تعیین شده خود است ، مانند دستگاهی که در حال حرکت قرار گرفته است. پس ثبات کجاست؟ ثبات همان چیزی است که همه اینها را به سوی هدف خود به حرکت در می آورد و هدایت می کند. اولین علت هرآنچه پیچیده و آفریده شده است ثابت است ، که خود آن پیچیده نیست ، و بنابراین گذرا نیست، بلکه ابدی است. روح فرشتگان و بشر، که پس از تصویر علت اول ایجاد شده اند ، نیز ثابت اند هر چیز دیگرى مانند حباب صابون است. من با این کلمات آفرینش را کوچک نمی شكارم ، بلکه فقط در مقایسه با خالق و روح های متبارك صحبت می کنم.

@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات

با توجه به خواص بزرگترین معجزه عیسی مسیح ، پسر خدای زنده ، که در عشاء ربانى ، با ایمان ، از رمز و رازهاى الهی او آشكار شده است ، ارزش قائل شويد. معجزه چیست؟ اثر آرامش دهنده و حيات بخش در قلب شما ، که بر اثر گناه کشته شده است ، که پس از ناآرامى قلب و مرگ روحانى که غالباً پیش از عشاء ربانی رخ می دهد ، آشکار می شود. هرگز آن را از روی عادت به عنوان چیز عادی یا غیر مهم در نظر نگیرید: با چنین افکار و چنین تمایل قلبی، خشم خدا را متحمل خواهید شد ، و از صلح و آرامش لذت نخواهید برد و زندگی تازه اى را بعد از عشاء ربانی احساس نخواهید کرد. با پرشورترين و صمیمانه ترین سپاسگذارى برای راز مقدس حیات بخش، شما زندگی را از خداوند بدست می آورید و ایمان شما بیش از پيش افزايش می يابد. ترس و اضطراب ناشی از بی ایمانی است. بوجود آمدن آنها را در حین عشاء ربانی به عنوان یک نشانه واقعی در نظر بگیرید ، که با بی ایمانی خود را از زندگی موجود در جام محروم می کنید و به آنها توجه نمی کنید. ای ایمان! ایمان! تو خودت برای ما معجزه می کنی! این تو هستی که ما را نجات می دهی! "ایمانت تو را شفا داد." و بعد از ایمان پرشور به حقیقت خدا ، ما همیشه با آرامش از نزد خدا می رویم. در حالی که، برعکس ، پس از بی ایمانی ، همیشه بدون آرامش می رویم. آه! شیطان اغلب بعد از اینکه ما بطور ناشايست در رازهای الهی شراكت جستيم وارد ما می شود و از هر راهى سعی می کند که دروغ خود را به قلب ما القا کند - یعنی بی ایمانی ، زیرا بی ایمانی همان دروغ است. اكنون ویرانگر انسان ، از قدیم ، تلاش می کند تا با دروغ هاى خود ، و با افکار و خواسته های گوناگون ، انسان را نابود کند و با سرقت قلب به صورت بی ایمانی یا هرگونه نفسانيات ، خود را با روشی شایسته خود جلوه می دهد، بیشتر با بی صبری و كينه ، و می بینید که او در شماست. اما شما اغلب به یکباره خود را از شر او خلاص نخواهید کرد ، زیرا او معمولاً مراقب است كه با بى اعتقادى، سخت دلى، و ديگر بچه هاى خود، هر راه خروجى در قلب شما را ببندد. "زحمت تو بى فايده است ، تو فرشته سقوط کرده اى، من بنده خداوند خود عیسی مسیح هستم. تو که خود را در غرور خود برتر می دانى ، با این همه خشونت با من مبارزه می کنی خود را پايين مى آورى ، زيرا من ضعيف هستم." بنابراین از نظر ذهنی، هنگامی که او بار سنگین خود را بر قلب شما می گذارد و شما را به انجام انواع مختلف شر مجبور می کند، اين را به روح شرير بگوييد. این سخنان مانند شلاق های آتشین بر روح مغرور خواهد بود ، و او ، شرمسار توسط استحکام و خرد روحانى شما ، از شما فرار خواهد کرد. شما به یکباره متوجه تغییر شگفت انگیزى در خودتان مى شويد و متعجب خواهيد شد. بار سنگین و روح نابود کننده در قلب تان دیگر وجود نخواهد داشت. احساس آرامش خواهید کرد و با احساسات خود متقاعد خواهید شد که ارواح شيطانى در اطراف ما معلق هستند و دائما به دنبال نابودى ما هستند ، قلب ما را با سم افکار تاریک و شر مسموم مى کنند و در تلاش برای از بین بردن عشق ما به بشر و هم يارى با آنها هستند.

🆔@LessonsOrthodox
🏵 جلسه اول
@LessonsOrthodox
📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس

(رساله ای زاهدانه از ابا جان ، ابوت راهبان کوه سینا ، که توسط وی نزد ابا جان ، ابوت رائیتو فرستاده شد ، که بنا به درخواست وی نوشته شد.)

🔸پله اول
درباره چشم پوشی از دنيا


1. خدا و پادشاه ما نيک ، فوق العاده نيک و تماما نيک است (بهتر است ابتدا از خدا در نوشتن به بندگان خدا شروع کنیم). از موجودات عقلانی که توسط او خلق شده و به عزت و اراده آزاد مفتخر هستند ، برخی از آنها دوست او هستند ، برخی دیگر بندگان واقعی او هستند ، و برخی نالايق هستند ، برخی کاملاً از خدا دورند و دیگران ، گرچه مخلوقات سست به همان اندازه مخالفان او هستند. منظور ما از دوستان خدا ، پدر عزیز و مقدس، اگر به درستى سخن بگوييم منظور ما انسانهای ساده، موجودات عقلانى و روحانى هستند که خدا را احاطه کرده اند. منظور ما از بندگان واقعی خدا ، همه کسانی هستند که خستگی ناپذیر و بی وقفه خواست و اراده او را انجام داده و مى دهند. منظور ما از بندگان نالايق کسانی اند که به خيال خودشان فکر می کنند تعمید دريافت كرده اند ، اما عهدهايى را که با خدا بسته اند وفا نمى كنند. منظور ما از کسانی که از خدا دور شده و با او بیگانه شده اند ، کسانی هستند که بى ايمان یا بدعت گذار هستند. سرانجام ، دشمنان خدا کسانی هستند که نه تنها خود از دستور خداوند طفره رفته و آن را رد کرده اند ، بلکه جنگ سختی را نیز علیه کسانی که آن را انجام می دهند ، بر پا می دارند.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس

2. هر كدام از طبقات فوق الذكر رساله خاصى به آن اختصاص داده شده است. اما برای افراد ساده مانند ما ، انجام این تحقیقات طولانی در این مرحله سودآور نخواهد بود. پس بیاييد ، با اطاعت بی چون و چرا ، دست ناشایست خود را به سوی بندگان واقعی خدا دراز كنیم كه ما را به ديندارى ملزم می كنند و با دستورات خود ما را در ايمان خود وارد می كنند. بیایید این رساله را با قلم برگرفته از دانش آنها و غوطه ور در جوهر فروتنی که هر دو مطيع و درخشان هستند ، بنویسیم. سپس اجازه دهید آن را روی کاغذ سفید صيقلى قلب آنها بکار ببریم ، یا بهتر بگوییم آن را بر روی لوح های روح قرار دهیم ، و بگذارید کلمات الهی را بنویسیم (یا بهتر بگوييم بذر بکاریم). و بياييد ما اینگونه شروع کنیم.

3. خدا متعلق به همه موجودات آزاد است. او حيات همه است ، نجات همه است - ايماندار و بی ایمان ، عادل و ناعادل ، متدین و بی تقوا ، پرشور و بی عاطفه ، راهبان و سکولارها ، خردمند و ساده ، سالم و بیمار ، پیر و جوان - درست مانند انتشار نور ، تابش خورشید و تغییرات هوا برای همه یکسان است. "زیرا هیچ نسبتى برای اشخاص با خدا وجود ندارد".

@LessonsOrthodox
📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس

4- انسان بی دین موجودی فانی با ذاتی عقلانی است که به اختیار خود به حيات پشت می کند و سازنده خود را که همیشه وجود دارد ، فاقد وجود می داند. انسان بی قانون کسی است که طبق روش فاسد خود قانون خدا را نگاه می دارد ، و فکر می کند ایمان به خدا را با بدعت هایی که مستقیماً مخالف او هستند ، ترکیب کند. مسیحی کسی است که در اندیشه ، گفتار و عمل خود از مسیح تقلید می کند ، تا آنجا که برای بشر ممکن است ، اعتقاد درست و بی عيبى به تثلیث اقدس دارد. عاشق خدا کسی است که با همه چیزهای طبیعی و بی گناه در ارتباط است و تا آنجا که قادر است از هیچ چیز نيكى غافل نمی شود. انسان پاكدامن کسی است که در میان وسوسه ها ، دام ها و آشفتگی ها ، با تمام وجود تلاش می کند تا از راه های خداوند که عاری از چنین مواردی هستند ، تقلید کند. راهب کسی است که در درون بدن خاکی و آلوده خود به درجه و مرتبه موجودات غیر جسمانى زحمت می کشد. راهب کسی است که کاملاً بر طبیعت خود کنترل داشته و بی وقفه حواس خود را زیر نظر داشته باشد. راهب کسی است که بدن خود را در پاکدامنی، دهان خود را پاک و ذهن خود را روشن نگاه می دارد. راهب روح سوگوارى است كه هم در خواب و هم بيدارى بى وقفه با ياد مرگ درگير است. كناره گيرى از دنيا، به معناى نفرت داوطلبانه از شكوه مادیات و عدم پذيرش طبیعت برای دستیابی به آنچه بالاتر از طبیعت است ، مى باشد.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس

5. همه کسانی که با میل و رغبت چیزهای دنیا را ترک کرده اند ، مطمئناً این کار را به خاطر ملكوت آینده یا به خاطر کثرت گناهانشان و یا به خاطر عشق به خدا انجام داده اند. اگر آنها توسط هیچ یک از این دلایل تحت تأثیر قرار نگرفته اند ، عقب نشینی آنها از دنيا غیرمنطقی بوده است. اما خدایی که مسابقات ما را رقم می زند منتظر است ببیند پایان دوره ما چه خواهد شد.

6. انسانى که برای پاک کردن بار گناهان خود از دنیا کناره گیری کرده است ، باید از کسانی که در خارج از شهر در میان مقبره ها نشسته اند تقلید کند و نباید جریان اشكهاى گرم و آتشین و ناله های صمیمانه قلب را قطع کند تا زمانی که ، همچنین ببیند که عیسی نزد او آمده و سنگ سختی را از قلب او دور کرده و لازاروس ، یعنی ذهن ما را از بندهای گناه باز کرده و به فرشتگان خدمتگزار خود دستور مى دهد: او را از نفسانيات باز کنید ، و به او اجازه دهید تا به بركت عدم هواى نفس برسد. در غیر این صورت او هیچ چیز بدست نخواهد آورد.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس

7. افرادى از ما که می خواهیم از مصر بیرون برویم و از فرعون رها شويم، مطمئناً به برخی از موسی ها به عنوان واسطه ای با خدا و از طرف خدا احتیاج داریم ، که بین عمل و تدبر ایستاده ، دستان دعا را برای ما به سمت خدا بلند كند ، تا كه توسط او هدایت شویم و بتوانیم از دریای گناه عبور کنیم و عماليق هواى نفس را نابود سازيم. به همین دلیل است که کسانی که خود را تسلیم خدا کرده اند ، اگر تصور کنند که نیازی به مديرى ندارند ، خود را فریب می دهند. کسانی که از مصر بیرون آمدند موسی را راهنمای خود قرار دادند و کسانی که از سدوم فرار کردند یک فرشته داشتند. اولی ها مانند کسانی هستند که با مراقبت پزشکان از نفسانيات روح شفا می یابند: اینان کسانی هستند که از مصر بیرون می آیند. این افراد مانند کسانی هستند که آرزو دارند نجاست بدن بدبخت را کنار بگذارند. به همین دلیل است که آنها به اصطلاح به یک مددکار ، یک فرشته یا حداقل یک نفر بسان یک فرشته نیاز دارند. زیرا متناسب با فساد زخم هایمان به مدیری نیاز داریم که در واقع متخصص و پزشک باشد.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس

8- کسانی که قصد صعود به آسمان با بدن را دارند ، در واقع به سخت گيرى و رنج مداوم نیاز دارند خصوصاً در مراحل اولیه كناره گيرى خود ، تا زمانی که تمايلات لذت دوستدارانه و قلبهای بی احساس ما با اندوهی آشکار به محبت خدا و پاكدامنى دست یابند. یک زحمت عظيم ، واقعاً بسیار بزرگ ، با رنجهای بسیار نادیده لازم است، مخصوصاً برای کسانی که بی توجه زندگی می کنند ، تا اینکه با ساده دلى ، عدم خشم و سخت كوشى عمیق ، ذهن خود را ، که یک سگ حریص است و به عوعو كردن اعتیاد دارد ، دوستدار عفت و هشيارى سازيم. اما بياييد ما که ضعیف و پر از نفسانيات هستیم ، جسارت داشته باشیم و ناتوانی و ضعف طبیعی خود را با ایمانی تزلزل ناپذیر به مسیح ارائه دهیم و آن را به او اعتراف کنیم. و ما مطمئناً يارى او را خواهیم داشت ، حتی فراتر از شایستگی خود ، اگر فقط بی وقفه به عمق فروتنی فرو برویم.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس

9. همه کسانی که وارد مبارزه نيكو می شوند ، راه سخت و باریک ، اما در عین حال آسان ، باید بدانند که اگر واقعاً انتظار دارند آتش آسمانی در آنها ساکن شود ، باید به آتش بپرند. اما ، بگذارید هرکس خودش را بررسی کند ، بنابراین بگذاريد او نان آن را با گیاهان تلخش بخورد ، و بگذارید که جام آن را با اشکش بنوشد ، مبادا که خدمت او منجر به قضاوت خودش شود. اگر همه کسانی که تعمید يافته اند نجات نيافته اند - در مورد آنچه در پى می آید سکوت می کنم.(این بدان معناست:" اگر هر شخص تعمید یافته نجات پیدا نکند ، بنابراین در مورد راهبان نیز می توان همین حرف را زد - همه کسانی که نذر کرده اند راهبان واقعی نیستند و نجات نخواهند یافت. اما من ترجیح می دهم در سکوت از این موضوع عبور کنم.")

10. کسانی که وارد این مسابقه می شوند باید همه چیز را کنار بگذارند ، همه چیز را خار بشمارند ، همه چیز را مورد تحقیر قرار دهند و همه چیز را بلرزانند، تا بتوانند پایه محکمی بگذارند. يک بنياد نيک سه لایه و سه ستون ، بى گناهى ، روزه دارى و خوددارى است. بگذارید همه كودكان در مسیح با این فضایل شروع کنند و پ كودكان طبیعی را الگوی خودتان قرار دهید. زیرا هرگز هيچ مکر و حیله اى در آنها پیدا نمی کنید. آنها نه اشتهای سیری ناپذیری ، نه معده سیری ناپذیر و نه بدن آتشى ندارند. اما شاید هرچه رشد می کنند ، به تناسب غذای بیشتری مصرف كنند، و احساسات طبیعی آنها نیز افزایش یابد.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه ششم
@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس

4. تقسیم مسیحیت

هر از گاهی ، بدعت ها باعث بیرون آمدن گروه های مسیحی از بدن کلیسا می شد. حتی در طى کلیساى اوليه ، گروههایی مانند گنوسیک ، مونتانیست ، مونارحيست ، ساولیان ، مارسیانیست ، "کاتاروی" (= خالص) ، مونوفیست و غیره بوجود آمدند. سرانجام به اینها آرینى ها ، نسطوری ها ، و غیره اضافه شدند. به ویژه ، قلمرو های شرقی "بیزانس" به دلایل سیاسی و نه صرفاً دگماتیک ، از مونوفيسيم ها استقبال کرده بودند ، و بنابراین با ایجاد "کلیساهای" مونوفیستى - به عبارتی دیگر بدعت ها ، خود را جدا كردند - بیشتر آنها همچنان تا به امروز وجود دارند. بدعت های کوچکتر دیگری در قرن 9 ظاهر شده اند ، اما بعداً نیز بوجود آمدند. با این حال ، بزرگترین و غم انگیزترین تقسیم کلیسا در قرن 9 و 11، به دلیل ادعاهای پاپ های رم رخ داد. تخت سلطنتى اسقف در رم قدیم تحت تأثیر دنياى فرانكی قرار گرفت و از نظر سیاسی با روم جدید - كونستانتينوپل مخالفت كرد. این تنش در زمان شارلمان (814 - 768 م.) افزایش یافت. بین سالهای 1014 و 1046 م ، فرانک ها موفق شدند تخت پاپى را به دست بگيرند و یک پاپ فرانكى بر آن بگذارند ، و بدین ترتیب زمینه برای ایجاد شقاق فراهم می شود.
روح پاپیسم با معرفی مفاهیمی مانند "تقدم پاپ" و "عصمت پاپ" ، از اوایل قرن 9 ، به طور سیستماتیک خود را نشان می داد. البته نوعی "تقدم" در کلیسا وجود دارد ، اما این "تقدم حقیقت" است و نه برتری در صلاحیت یا قدرت. بنابراین اغلب می توان اسقف های شهرهای گمنام در کلیسای باستان را مشاهده کرد که خود را به عنوان حاملان حقیقت ارتدوكس تحمیل می کنند. با این حال ، از سوی دیگر ، تقدم قدرت روم تقاضای صلاحیت جهانی را نخست بر کلیسا (= تقدم کلیسایی) بیان می کند ، اما پس از آن در حوزه سیاسی نیز (= پاپ به عنوان منبع قدرت سیاسی نیز!) بيان مى كند . همين اواخر ، پاپ معاصر ، بندیکت شانزدهم ، در اعلام اینکه ارتدوكسى یک … کلیسای ناقص است (!!!!) دریغ نکرد ، زیرا او (ارتدوكس) برتری پاپیست سکولار را تصدیق نکرده است !!

@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس

تقدم پاپ با نقش دوگانه خود رسوایی و گسستگى در سنت کلیسا بود. پاپ خود را به عنوان "episcopus episcoporum" (اسقف اسقف ها) ، منبع تمام قدرت سلسله مراتب و کلیسا ، سر مصون از خطاى کلیسا و معاون مسیح بر روى زمین ("Vicarius Christi in Terra") معرفی کرد. این تقاضا که در قرن 9 به اوج خود رسید ، با اقدامات سیاسی نیز بیان شد. برای شروع ، پاپ ها از بیزانس دور شدند ، زیرا خود را تحت "حمایت" پادشاهان فرانک قرار دادند ، بنابراین در تأسیس امپراتوری غرب و تضعیف امپراتوری شرق کمک کردند ، که بعداً به طور کامل محقق شد. فرانک ها همزمان دولت پاپی را در ایتالیا ایجاد کردند (754 م.) ، که از نظر مالی و سیاسی همچنان تا به امروز نیز قدرتمند است. شخصیت سیاسی پاپیسم همچنین شامل تغییر چشمگیر معنای "کلیسا" بود – بيگانگى واقعی مسیحیت.
با این حال ، دلیل دگماتیک مهم دیگری نیز در این امر دخیل بود که عبارت بود از وارد کردن خودسرانه عبارت "و از طرف پسر" (FILIOQUE) در نماد ایمان (اعتقادنامه) توسط شوراى فرانکی در سال 809 م. (در زمان شارلمانی). این صرفاً یک مسئله کلامی-فلسفی نبود. در واقع ، این پیامدهای آشکارا کلیسایی - اجتماعی داشت. فرانک ها کل شرق ارتدوكس را به عنوان بدعت گذار محکوم کرده بودند (که FILIOQUE را نداشت)، عملی که پاپیسم نیز برای تأمین برتری خود از آن بهره برد ، که دیگر با شرق متحد نبود.
تمایز بین "شرق" و "غرب" در حوزه ایمان و سنت به گونه ای بود که دیگر تحمل توسط شرق امکان پذیر نبود. به گفته P.Evdokimov ، "در حالی که ارتدوكس به عنوان یک پنطیکاست تداوم یافته ، که از آن اصل شکل گیری یک اقتدار جمعی-شورايى را گرفته است تجربه می شود ، در غرب رم خود را به عنوان یک پطرس جاودان ، یک رهبر و نماینده منحصر به فرد ( نایب السلطنه) با همه اقتدارات مسیح » تأييد كرده است. با مسیحی شدن قانون روم در غرب ، یک تئوکراسی پاپیستی جعل شد ، که خود را "سزار پاپی" بیان می کرد. با این حال در شرق ، هم مقامات روحانی و هم مقامات سیاسی به عنوان هدیه خدا به قوم خود تلقی می شدند. چیزی مانند یک ماموريت دوگانه - به طور دقیق یک دوقلو - برای قوم خدا ، بنابراین جایی برای شیوع یک جانبه و بیش از حد یک قدرت به ضرر دیگرى باقی نمی گذارد.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه هشتم
@LessonsOrthodox