📣 عزیزان همراه به اطلاع می رسانیم که؛
به فیض خداوند از هفته آینده (همزمان با هفته نردبان قدیس جان کلیماکوس در دوره روزه بزرگ) هر شنبه شب کتاب "نردبان"، نوشته قدیس جان کلیماکوس را در کانال دروس ارتدوکس مطالعه می نماییم.
☦@LessonsOrthodox
به فیض خداوند از هفته آینده (همزمان با هفته نردبان قدیس جان کلیماکوس در دوره روزه بزرگ) هر شنبه شب کتاب "نردبان"، نوشته قدیس جان کلیماکوس را در کانال دروس ارتدوکس مطالعه می نماییم.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
این نبرد فراگير آرزوی حراست پاکی کلیسا، یعنی هویت و شخصیت الهی-انسانی او را داشت. به موازات آن (همانطور که در اعمال به اثبات رسیده است) ، او شروع به توسعه فعالیت مبلغى چند جانبه خود کرد به عبارت دیگر ، مسیر او در جهت تلفيق جهان برای نجات آن است. کل حيات کلیسا ارتباط مداوم با جهان است؛ کار خدمت مبلغى. زندگی کلیسا و اقدامات او در جهان شاهد ثابت امید و ایمان است. با این حال ، این همچنین شاهد محبت است - محبت خدا به جهان و بشریت - عالی ترین شکل محبت و در عین حال خالص ترین شکل محبت ، که به نقطه پیشکش خدا (قربانى کردن) خودش به خاطر جهان می رسد (یوحنا 3: 16).
شاهد کلیسا در جهان سقوط کرده واکنش كمى نداشت. از نظر پدران مقدس ، این واکنش ها ماهیتی روحانى دارند؛ آنها کار شیطان هستند که ابزارهای زمینی خود را برای مخالفت با کلیسا راهنمایی می کند. علاوه بر این ، پولس رسول قبلاً به ترتیب موارد زیر را گفته بود: "مبارزه شما با جسم و خون نیست ، بلکه با رياستها و قدرتها ، و جهان داران این ظلمت ، و با فوجهاى ارواح شرارت در هوا است. " (افسسیان 6: 12)
اولین شکل واکنش و جلوگيرى در کارهای کلیسا آزار و اذیت ها بود - این اقدامات خشونت آمیز و خشن علیه کلیسا بود که به تعصبات فلسفی ، اجتماعی ، سیاسی و عقیدتی و غیره نسبت داده می شد. در طول زندگی كليسا ، او با مجموعه ای از آزار و اذیت ها ، از اشکال و شیوه های مختلف روبرو شد (و همچنان آنها ادامه دارد). سه قرن اول به عنوان دوران آزار و اذیت کلیسا در دولت روم توصیف می شود.
☦@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
این نبرد فراگير آرزوی حراست پاکی کلیسا، یعنی هویت و شخصیت الهی-انسانی او را داشت. به موازات آن (همانطور که در اعمال به اثبات رسیده است) ، او شروع به توسعه فعالیت مبلغى چند جانبه خود کرد به عبارت دیگر ، مسیر او در جهت تلفيق جهان برای نجات آن است. کل حيات کلیسا ارتباط مداوم با جهان است؛ کار خدمت مبلغى. زندگی کلیسا و اقدامات او در جهان شاهد ثابت امید و ایمان است. با این حال ، این همچنین شاهد محبت است - محبت خدا به جهان و بشریت - عالی ترین شکل محبت و در عین حال خالص ترین شکل محبت ، که به نقطه پیشکش خدا (قربانى کردن) خودش به خاطر جهان می رسد (یوحنا 3: 16).
شاهد کلیسا در جهان سقوط کرده واکنش كمى نداشت. از نظر پدران مقدس ، این واکنش ها ماهیتی روحانى دارند؛ آنها کار شیطان هستند که ابزارهای زمینی خود را برای مخالفت با کلیسا راهنمایی می کند. علاوه بر این ، پولس رسول قبلاً به ترتیب موارد زیر را گفته بود: "مبارزه شما با جسم و خون نیست ، بلکه با رياستها و قدرتها ، و جهان داران این ظلمت ، و با فوجهاى ارواح شرارت در هوا است. " (افسسیان 6: 12)
اولین شکل واکنش و جلوگيرى در کارهای کلیسا آزار و اذیت ها بود - این اقدامات خشونت آمیز و خشن علیه کلیسا بود که به تعصبات فلسفی ، اجتماعی ، سیاسی و عقیدتی و غیره نسبت داده می شد. در طول زندگی كليسا ، او با مجموعه ای از آزار و اذیت ها ، از اشکال و شیوه های مختلف روبرو شد (و همچنان آنها ادامه دارد). سه قرن اول به عنوان دوران آزار و اذیت کلیسا در دولت روم توصیف می شود.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
از سده اول ، که کلیسا را بعنوان يك بدعت یهود می دیدند كه از يهوديت مرتد شده است، كليسا از طرف یهوديان اصيل ، تحت آزار و اذیت قرار گرفت. اما به ویژه ، به این دلیل که مسیحیت - به عنوان ادامه "ایمان" مقدسین عهد عتیق در مسیحاى پیش گويى شده (عیسی مسیح) - مغالطه سنت فریسی و جعل و تزوير در آیین یهود توسط "سنتهای انسانى" را برملا کرده بود. (مرقس 7: 8). اولین شهید مسیحیت به سنجش یهودیت ، خود خداوند بود ، بخاطر خطبه ضد فريسى او. اولین آزار و شکنجه سازمان یافته یهودیت علیه مسیحیت ، که صدور حکم استیفان (30 ميلادى.) بود ، به دنبال یک سری آزار و اذیت های دیگرى بود ، که تعداد قابل توجهی قربانى گرفته بود. از زمان تخریب اورشلیم (70 ميلادى.) ، آزار و اذیت سازمان یافته مسیحیت توسط یهودیت کمرنگ شد.
آزار و شکنجه دولت روم علیه کلیسا بسیار گسترده تر و خونین تر بود. دلایل این آزارها نیز مختلف بود. توسط تمام تهمت هايى که به مسیحیان زده شد ، نفرت مردم پرورش یافت و این باعث آزار و اذیت آنها شد. علاوه بر این ، این مخالفت فیلسوفان ، سوء ظن دولت در مورد شخصیت بسته و "انحصارى" بودن کلیسا ، و همچنین ویژگی های برخی از امپراطورها (به عنوان مثال نرو، دكسيوس و غيره) بود که باعث آزار و اذیت ها شد. تعداد آنها بین هفت تا ده تا است. شدیدترین آنها در زمان نرو (64 م.) ، دکسیوس (249-51 م.) و دیوکلتیان (303 م.) بود. آزار و اذیت دولت روم در سال 311 م. (به فرمان گالریوس) متوقف شد ، در حالی که در سال 313 م. ، مسیحیت توسط دولت به عنوان یک دین قابل قبول پذیرفته شد. این مسلماً "پیروزی" مسیحیت بود ، اما مشکلات زیادی در زندگی کلیسا ایجاد کرد ، از جمله وابستگی ناپایدار او و حتی گاهی تسلیم او در برابر دولت. آزار و شکنجه ها غالباً تغییر شکل می یافتند ، اما هرگز متوقف نمی شدند ، به همان اندازه که به روشی آشکار یا نهان تا زمان ما ادامه داشتند.
☦@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
از سده اول ، که کلیسا را بعنوان يك بدعت یهود می دیدند كه از يهوديت مرتد شده است، كليسا از طرف یهوديان اصيل ، تحت آزار و اذیت قرار گرفت. اما به ویژه ، به این دلیل که مسیحیت - به عنوان ادامه "ایمان" مقدسین عهد عتیق در مسیحاى پیش گويى شده (عیسی مسیح) - مغالطه سنت فریسی و جعل و تزوير در آیین یهود توسط "سنتهای انسانى" را برملا کرده بود. (مرقس 7: 8). اولین شهید مسیحیت به سنجش یهودیت ، خود خداوند بود ، بخاطر خطبه ضد فريسى او. اولین آزار و شکنجه سازمان یافته یهودیت علیه مسیحیت ، که صدور حکم استیفان (30 ميلادى.) بود ، به دنبال یک سری آزار و اذیت های دیگرى بود ، که تعداد قابل توجهی قربانى گرفته بود. از زمان تخریب اورشلیم (70 ميلادى.) ، آزار و اذیت سازمان یافته مسیحیت توسط یهودیت کمرنگ شد.
آزار و شکنجه دولت روم علیه کلیسا بسیار گسترده تر و خونین تر بود. دلایل این آزارها نیز مختلف بود. توسط تمام تهمت هايى که به مسیحیان زده شد ، نفرت مردم پرورش یافت و این باعث آزار و اذیت آنها شد. علاوه بر این ، این مخالفت فیلسوفان ، سوء ظن دولت در مورد شخصیت بسته و "انحصارى" بودن کلیسا ، و همچنین ویژگی های برخی از امپراطورها (به عنوان مثال نرو، دكسيوس و غيره) بود که باعث آزار و اذیت ها شد. تعداد آنها بین هفت تا ده تا است. شدیدترین آنها در زمان نرو (64 م.) ، دکسیوس (249-51 م.) و دیوکلتیان (303 م.) بود. آزار و اذیت دولت روم در سال 311 م. (به فرمان گالریوس) متوقف شد ، در حالی که در سال 313 م. ، مسیحیت توسط دولت به عنوان یک دین قابل قبول پذیرفته شد. این مسلماً "پیروزی" مسیحیت بود ، اما مشکلات زیادی در زندگی کلیسا ایجاد کرد ، از جمله وابستگی ناپایدار او و حتی گاهی تسلیم او در برابر دولت. آزار و شکنجه ها غالباً تغییر شکل می یافتند ، اما هرگز متوقف نمی شدند ، به همان اندازه که به روشی آشکار یا نهان تا زمان ما ادامه داشتند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
آن دوران آزار و اذيت ها بود که شهدا را به دنیا آورده بود. فداکاری آنها بیان نهایی ایمان و پایداری مسیحی آنها بود. از همان ابتدا ، كلیسا آنها را "مانند قلب خود" مورد احترام قرار داد. فداکاری یک شهید شهادت دادن به مسیح بود و با شهادت او (كه "در خون خود" غسل داده می شود) ، او بلافاصله وارد ملكوت خدا می شد. به همین دلیل است که کلیسا تقریباً همان اهمیتى را كه به تعميد با آب داد براى " تعمید خون" یا شهادت، قائل شد. بعداً ، او همان سطح اهمیت را به "تعمید اشک" ، که از توبه رهبانى است ، قرار داد. میزان احترام کلیسا به شهادت - به عنوان شاهد استوار مسیح - در یکی از خطاب های اوریجن مشهود است: "زمان صلح، برای شیطان مفید است ، زیرا کلیسا را از شهدای او محروم می کند!"
با این حال ، دوره آزار و اذیت و حمله به مسیحیت ، عمدتاً از سوی اقوام تحصیل کرده ، باعث توسعه الهیات کلیسا شد ، كه ابتدا به صورت دفاعيات بود. هدف آن مقابله با تهمت اقوام غیر يهودى ، اثبات برتری تعالیم مسیحیان و متقاعد ساختن امپراطورها بلکه مردمى نیز بود که کلیسا چيزى جز خطر براى آنها نبود. دفاعيات در مقابله با یهودیان و غیر یهودیان هستند. مدافعان مسیحیت به عنوان اولین "متکلمان" در معنای معاصر این اصطلاح شناخته می شوند. با این حال ، دفاعيات به عنوان یک مورد ادبی ، در قرون بعدی ادامه یافت و پس از ارائه مطابق با نیازهای هر دوره ، هرگز مورد استفاده قرار نگرفت.
☦@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
آن دوران آزار و اذيت ها بود که شهدا را به دنیا آورده بود. فداکاری آنها بیان نهایی ایمان و پایداری مسیحی آنها بود. از همان ابتدا ، كلیسا آنها را "مانند قلب خود" مورد احترام قرار داد. فداکاری یک شهید شهادت دادن به مسیح بود و با شهادت او (كه "در خون خود" غسل داده می شود) ، او بلافاصله وارد ملكوت خدا می شد. به همین دلیل است که کلیسا تقریباً همان اهمیتى را كه به تعميد با آب داد براى " تعمید خون" یا شهادت، قائل شد. بعداً ، او همان سطح اهمیت را به "تعمید اشک" ، که از توبه رهبانى است ، قرار داد. میزان احترام کلیسا به شهادت - به عنوان شاهد استوار مسیح - در یکی از خطاب های اوریجن مشهود است: "زمان صلح، برای شیطان مفید است ، زیرا کلیسا را از شهدای او محروم می کند!"
با این حال ، دوره آزار و اذیت و حمله به مسیحیت ، عمدتاً از سوی اقوام تحصیل کرده ، باعث توسعه الهیات کلیسا شد ، كه ابتدا به صورت دفاعيات بود. هدف آن مقابله با تهمت اقوام غیر يهودى ، اثبات برتری تعالیم مسیحیان و متقاعد ساختن امپراطورها بلکه مردمى نیز بود که کلیسا چيزى جز خطر براى آنها نبود. دفاعيات در مقابله با یهودیان و غیر یهودیان هستند. مدافعان مسیحیت به عنوان اولین "متکلمان" در معنای معاصر این اصطلاح شناخته می شوند. با این حال ، دفاعيات به عنوان یک مورد ادبی ، در قرون بعدی ادامه یافت و پس از ارائه مطابق با نیازهای هر دوره ، هرگز مورد استفاده قرار نگرفت.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
به دنبال توقف رسمی آزار و شکنجه ، یک دوره سستی در روحیه مبارزه گر در کلیسا آغاز شد ، در حالی که تمایلات زیادی برای سازش ، تسلیم و توافق با جهان و مقامات آن نیز مشاهده شد. شهادات توسط شهدا ادامه داشت ، اما با شکل جدیدی از شهادت ، این بار نه از خون ، بلکه از وجدان، یعنی توسط راهبان. رهبانيت ، که در اواخر قرن 3 و اوایل قرن 4 به عنوان یک جنبش سازمان یافته ظاهر شد (آنتونی كبير ، پاچوم) ، به عنوان یک انقلاب رادیکال علیه شرهاى جهان ، به عنوان انکار هرگونه سازش با چیزهای این دنیا و اجرای شیوه زندگی انجیل، درك شد. ماموريت فرشته ای رهبانيت (ایده آل رياضت و پرهيز) ، همراه با آن"اشتیاق به ملكوت ، با شخصیت بیش از حد انسانی امپراتور، که شاید خیلی زود عجله داشت و خود را مسیحی خواند" در تضاد بود، همانطور که پ. اودوكيمون با تیزبینی اشاره کرده است.
شکست جزئى یا کلی مسیحیت دنیوی در تحقق دگردیسی جامعه به یک مسیحی ، در كوئنوبيوم رهبانی اصلاح شد ، که سازمان دهنده آن باسيل كبير ، یکی از پدران بزرگ کلیسا بود. رهبانیت كوئنوبيتيك ، با آن رهبانیت باطنى هرگز متوقف نشده است که متحد بماند - حتی اگر سست باشد - به عنوان یادآوری دائمی کلیسا از ضرورت پایداری و نظام مند ساختن جامعه مسیحی به روشی کاملاً مانند انجیل، برای همیشه باقی می ماند. بنابراین ، رهبانیت تحقیر یا اجتناب از دنیا نیست؛ این یک ترک گفتن دنیای سقوط کرده است ، که با این وجود همچنان بطور درونى، درون افکار خود، مراقبت و دعاهاى خود آن را حمل می کند! فداکاری کلی رهبانیت ، به خاطر حيات جهان و نجات آن ، یک پیشکش است ، به طوری که جهان همیشه معیار زندگی واقعی ، واقعی بودن و مقدس بودن را خواهد داشت.
☦@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
به دنبال توقف رسمی آزار و شکنجه ، یک دوره سستی در روحیه مبارزه گر در کلیسا آغاز شد ، در حالی که تمایلات زیادی برای سازش ، تسلیم و توافق با جهان و مقامات آن نیز مشاهده شد. شهادات توسط شهدا ادامه داشت ، اما با شکل جدیدی از شهادت ، این بار نه از خون ، بلکه از وجدان، یعنی توسط راهبان. رهبانيت ، که در اواخر قرن 3 و اوایل قرن 4 به عنوان یک جنبش سازمان یافته ظاهر شد (آنتونی كبير ، پاچوم) ، به عنوان یک انقلاب رادیکال علیه شرهاى جهان ، به عنوان انکار هرگونه سازش با چیزهای این دنیا و اجرای شیوه زندگی انجیل، درك شد. ماموريت فرشته ای رهبانيت (ایده آل رياضت و پرهيز) ، همراه با آن"اشتیاق به ملكوت ، با شخصیت بیش از حد انسانی امپراتور، که شاید خیلی زود عجله داشت و خود را مسیحی خواند" در تضاد بود، همانطور که پ. اودوكيمون با تیزبینی اشاره کرده است.
شکست جزئى یا کلی مسیحیت دنیوی در تحقق دگردیسی جامعه به یک مسیحی ، در كوئنوبيوم رهبانی اصلاح شد ، که سازمان دهنده آن باسيل كبير ، یکی از پدران بزرگ کلیسا بود. رهبانیت كوئنوبيتيك ، با آن رهبانیت باطنى هرگز متوقف نشده است که متحد بماند - حتی اگر سست باشد - به عنوان یادآوری دائمی کلیسا از ضرورت پایداری و نظام مند ساختن جامعه مسیحی به روشی کاملاً مانند انجیل، برای همیشه باقی می ماند. بنابراین ، رهبانیت تحقیر یا اجتناب از دنیا نیست؛ این یک ترک گفتن دنیای سقوط کرده است ، که با این وجود همچنان بطور درونى، درون افکار خود، مراقبت و دعاهاى خود آن را حمل می کند! فداکاری کلی رهبانیت ، به خاطر حيات جهان و نجات آن ، یک پیشکش است ، به طوری که جهان همیشه معیار زندگی واقعی ، واقعی بودن و مقدس بودن را خواهد داشت.
☦@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
قلب خود را در تمام زندگی تماشا کنید - آن را بررسی کنید ، به آن گوش فرا دهید و ببینید چه چیزی مانع از پیوند آن با پر برکت ترین خداوند می شود. بگذارید این براى شما علم و تمام علم ها باشد، و با کمک خدا به راحتی مشاهده خواهید کرد که چه چیزی شما را از خدا دور می کند و چه چیزی شما را به سمت او سوق می دهد و شما را با او متحد می کند. این روح شیطانی است که بیش از هر چیزی میان قلب ما و خدا می ایستد. او با نفسانيات مختلف یا خواسته های بدن ، با خواسته های چشم و غرور دنیوی ، خدا را از ما دور می کند.
چرا باید شگفت انگیز باشد که خود خدا ، خالق همه چیزهای مرئی و نامرئی ، نان و شراب را به خالص ترین بدن خود و خالص ترین خون خود تبدیل کند؟ در اینها - در نان و شراب - پسر خدا دوباره تجسم نمی یابد ، زیرا او قبلاً یک بار تجسم یافته است ، و این تا سده های بی پایان كافى است. اما او در همان جسمی که قبلاً در آن تجسم یافته بود مجسم است، به همان روشی که او پنج نان را تکثیر کرد و با این پنج نان چندین هزار نفر تغذیه شدند. رمز و رازهای بسیار زیادی در طبیعت وجود دارد که ذهن من قادر به درک آنها نیست ، گرچه اشکال مشخصی دارند ، اما هنوز هم با رازهایشان وجود دارند. بنابراین ، همچنین در این آیین بدن و خون حیات بخش ، برای من یک رمز و راز است که چگونه نان و شراب به بدن و خون خود خداوند تبدیل می شود - اما راز بدن و خون واقعاً وجود دارد ، اگرچه برای من غیرقابل درک است. خالق من (من فقط خاک او هستم ، زیرا خداوند مرا از گوشت و خون شكل داد و روح را به من بخشيد) ، به عنوان حکیم ترین، خدای بی نهایت متعال ، دارای رازهای بی شماری است: من خودم یک رمز و راز هستم ، به عنوان کار دستان او. برای روح من روح خداوند وجود دارد ، و برای روح و بدن من ، بدن و خون او وجود دارد.
به همان روشی که روح بدن خود را حمل می کند ، بنابراین خدا کل عالم ، همه جهان را حمل می کند ، وجود خود او گسترده تر از آنها است. روح تمام بدن را پر می کند ، و "روح خداوند جهان را پر می کند." 33 فقط روح محدود به بدن است ، هرچند نه کاملاً ، زیرا ممکن است در همه جا متولد شود. و روح خداوند محدود به جهان نیست ، و مشمول در جهان نيست، آنطور که روح در بدن موجود است.
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
قلب خود را در تمام زندگی تماشا کنید - آن را بررسی کنید ، به آن گوش فرا دهید و ببینید چه چیزی مانع از پیوند آن با پر برکت ترین خداوند می شود. بگذارید این براى شما علم و تمام علم ها باشد، و با کمک خدا به راحتی مشاهده خواهید کرد که چه چیزی شما را از خدا دور می کند و چه چیزی شما را به سمت او سوق می دهد و شما را با او متحد می کند. این روح شیطانی است که بیش از هر چیزی میان قلب ما و خدا می ایستد. او با نفسانيات مختلف یا خواسته های بدن ، با خواسته های چشم و غرور دنیوی ، خدا را از ما دور می کند.
چرا باید شگفت انگیز باشد که خود خدا ، خالق همه چیزهای مرئی و نامرئی ، نان و شراب را به خالص ترین بدن خود و خالص ترین خون خود تبدیل کند؟ در اینها - در نان و شراب - پسر خدا دوباره تجسم نمی یابد ، زیرا او قبلاً یک بار تجسم یافته است ، و این تا سده های بی پایان كافى است. اما او در همان جسمی که قبلاً در آن تجسم یافته بود مجسم است، به همان روشی که او پنج نان را تکثیر کرد و با این پنج نان چندین هزار نفر تغذیه شدند. رمز و رازهای بسیار زیادی در طبیعت وجود دارد که ذهن من قادر به درک آنها نیست ، گرچه اشکال مشخصی دارند ، اما هنوز هم با رازهایشان وجود دارند. بنابراین ، همچنین در این آیین بدن و خون حیات بخش ، برای من یک رمز و راز است که چگونه نان و شراب به بدن و خون خود خداوند تبدیل می شود - اما راز بدن و خون واقعاً وجود دارد ، اگرچه برای من غیرقابل درک است. خالق من (من فقط خاک او هستم ، زیرا خداوند مرا از گوشت و خون شكل داد و روح را به من بخشيد) ، به عنوان حکیم ترین، خدای بی نهایت متعال ، دارای رازهای بی شماری است: من خودم یک رمز و راز هستم ، به عنوان کار دستان او. برای روح من روح خداوند وجود دارد ، و برای روح و بدن من ، بدن و خون او وجود دارد.
به همان روشی که روح بدن خود را حمل می کند ، بنابراین خدا کل عالم ، همه جهان را حمل می کند ، وجود خود او گسترده تر از آنها است. روح تمام بدن را پر می کند ، و "روح خداوند جهان را پر می کند." 33 فقط روح محدود به بدن است ، هرچند نه کاملاً ، زیرا ممکن است در همه جا متولد شود. و روح خداوند محدود به جهان نیست ، و مشمول در جهان نيست، آنطور که روح در بدن موجود است.
☦@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
مسیح که با ایمان وارد قلب می شود ، با آرامش و نشاط در آن ساکن می شود. بی دلیل نیست که درباره خدا گفته شده است: "او مقدس است و در مقدسين ساکن می شود".34
خود را در جستجوی زیبایی های چهره انسانى فراموش نکنید ، بلکه به روح نگاه کنید. به پوشاک انسان (بدن که لباس موقتی اوست) نگاه نکنید بلکه به کسی که در آن پوشیده شده است نگاه کنید. عظمت عمارت را تحسین نکنید ، بلکه به ساکنی که در آن زندگی می کند و اینکه او چه کسی است توجه کنید - در غیر این صورت ، شما به چهره خدا در انسان توهین خواهید کرد ، با پرستش بنده او ، پادشاه را تحقیر خواهید کرد و به او کمترین احترامی نشان نخواهید داد. همچنین - به زیبایی چاپ کتاب دقت نکنید بلکه به روح کتاب توجه کنید؛ در غیر این صورت شما روح را مستهلك مى كنيد و جسم را تعالى مى بخشید. زیرا حروف جسم هستند و محتوای کتاب روح است. با صدای ملودیک یک ساز یا یک صدا جذب نشوید ، بلکه با توجه به تأثیر آنها بر روح ، یا توسط كلام آهنگ ، در نظر بگیرید که روح آنها چیست: اگر صداها بر روح شما آرامش ، پاکدامنی، احساسات مقدس ایجاد می کنند ، به آنها گوش دهید و روح خود را با آنها تغذیه کنید. در حالی که اگر روح شما را به هواى نفس می كشانند ، پس گوش دادن به آنها را کنار بگذارید ، و هم جسم و هم روح موسیقی را کنار بگذارید.
انسان درونی ، در میان غرور دنیوی ، در میان تاریکی جسم خود، چنان محدود به وسوسه های شیطانی نیست و صبح زود آزادتر به نظر می رسد ، درست پس از بیدار شدن ، مانند یک ماهی ، که گاه خود را با آب بازی کردن روی سطح آب می اندازد. تمام مدت باقی مانده او در تاریکی تقریباً غیرقابل نفوذ احاطه شده است ، چشمان او توسط یک باند پوشیده شده است ، که حالت واقعی امور را از نظر روحی و جسمی از او پنهان می کند. از این ساعات صبح که ساعات زندگی اى جدید یا یک زندگی تجدید شده توسط خواب موقتی است ، استفاده کنید. آنها تا حدودی به ما نشان می دهند كه وضعیت ما در چه شرایطی قرار خواهد گرفت زمانی که در آن صبح بزرگ و جهانی روز قیامت بدون شب رستاخيز كنیم ، یا وقتی خود را از شر این بدن فانی خلاص كنیم.
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
مسیح که با ایمان وارد قلب می شود ، با آرامش و نشاط در آن ساکن می شود. بی دلیل نیست که درباره خدا گفته شده است: "او مقدس است و در مقدسين ساکن می شود".34
خود را در جستجوی زیبایی های چهره انسانى فراموش نکنید ، بلکه به روح نگاه کنید. به پوشاک انسان (بدن که لباس موقتی اوست) نگاه نکنید بلکه به کسی که در آن پوشیده شده است نگاه کنید. عظمت عمارت را تحسین نکنید ، بلکه به ساکنی که در آن زندگی می کند و اینکه او چه کسی است توجه کنید - در غیر این صورت ، شما به چهره خدا در انسان توهین خواهید کرد ، با پرستش بنده او ، پادشاه را تحقیر خواهید کرد و به او کمترین احترامی نشان نخواهید داد. همچنین - به زیبایی چاپ کتاب دقت نکنید بلکه به روح کتاب توجه کنید؛ در غیر این صورت شما روح را مستهلك مى كنيد و جسم را تعالى مى بخشید. زیرا حروف جسم هستند و محتوای کتاب روح است. با صدای ملودیک یک ساز یا یک صدا جذب نشوید ، بلکه با توجه به تأثیر آنها بر روح ، یا توسط كلام آهنگ ، در نظر بگیرید که روح آنها چیست: اگر صداها بر روح شما آرامش ، پاکدامنی، احساسات مقدس ایجاد می کنند ، به آنها گوش دهید و روح خود را با آنها تغذیه کنید. در حالی که اگر روح شما را به هواى نفس می كشانند ، پس گوش دادن به آنها را کنار بگذارید ، و هم جسم و هم روح موسیقی را کنار بگذارید.
انسان درونی ، در میان غرور دنیوی ، در میان تاریکی جسم خود، چنان محدود به وسوسه های شیطانی نیست و صبح زود آزادتر به نظر می رسد ، درست پس از بیدار شدن ، مانند یک ماهی ، که گاه خود را با آب بازی کردن روی سطح آب می اندازد. تمام مدت باقی مانده او در تاریکی تقریباً غیرقابل نفوذ احاطه شده است ، چشمان او توسط یک باند پوشیده شده است ، که حالت واقعی امور را از نظر روحی و جسمی از او پنهان می کند. از این ساعات صبح که ساعات زندگی اى جدید یا یک زندگی تجدید شده توسط خواب موقتی است ، استفاده کنید. آنها تا حدودی به ما نشان می دهند كه وضعیت ما در چه شرایطی قرار خواهد گرفت زمانی که در آن صبح بزرگ و جهانی روز قیامت بدون شب رستاخيز كنیم ، یا وقتی خود را از شر این بدن فانی خلاص كنیم.
☦@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
حتی در هنگام دعا ، انسان در بخش عمده اى فرزند آزادی نیست ، بلکه برده ضرورت و وظیفه است. به هر فردی که دوست دارید ، حتی به یک كاهن نگاه کنید. آیا بسیاری از آنها با یک قلب آزاد و با ایمان و عشق زنده دعا می کنند؟
در هنگام دعا گاهی اوقات لحظاتی از تاریکی مرگبار و اضطراب روحانى ناشی از بی ایمانی قلب رخ می دهد (زیرا کفر تاریکی است). اجازه ندهید که قلب شما در چنین لحظاتی شما را شکست دهد، اما به یاد داشته باشید که اگر نور الهی در شما نازل شده است ، اين همیشه با تمام شکوه و عظمتش در خود خدا ، در کلیسای خدا ، در آسمان و روی زمین و در دنیای مادی که "قدرت سرمدی و الوهیت او را می توان به روشنی دید"35 مى درخشد. فکر نکنید که حقیقت شکست خورده است ، زیرا حقیقت خود خداست ، و هر آنچه وجود دارد ، اساس و دلیل خود را در او دارد. فقط قلب ضعیف ، گناه آلود و تاریک شما می تواند در حقیقت شکست بخورد ، زیرا همواره نمی تواند قدرت نور حقیقت را تحمل کند ، و همیشه قادر به مهار خلوص آن نیست ، بلکه فقط به عنوان اولین عامل تاریکی روحانى، از گناهان خود پاک شده یا می شود. اثبات این امر را ممکن است در خودتان پیدا کنید. هنگامی که نور ایمان یا حقیقت خدا در قلب شما ساکن است ، فقط در آن صورت قلب آرام ، محکم ، نیرومند و زنده است. اما هنگامی که این قطع شود ، قلب شما مضطرب می شود ، مانند یک نی که در باد می لرزد ضعیف و بی جان می شود. به این تاریکی شیطان توجه نکنید. با کشیدن نشانه صلیب حیات بخش ، آن را از قلب خود دور کنید!
از خودتان چشم پوشی نکنید ، بلکه با جدیت دعا کنید ، حتی اگر تمام روز زحمت کشیده باشید. در دعاى مقدس سهل انگارى نکنید. آن را از تمام قلب خود تا آخر به خدا بگویید ، زیرا این وظیفه ای است که به خدا مدیون هستید. با قرار دادن دست خود بر شخم زنی ، به عقب نگاه نکنید.36
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
حتی در هنگام دعا ، انسان در بخش عمده اى فرزند آزادی نیست ، بلکه برده ضرورت و وظیفه است. به هر فردی که دوست دارید ، حتی به یک كاهن نگاه کنید. آیا بسیاری از آنها با یک قلب آزاد و با ایمان و عشق زنده دعا می کنند؟
در هنگام دعا گاهی اوقات لحظاتی از تاریکی مرگبار و اضطراب روحانى ناشی از بی ایمانی قلب رخ می دهد (زیرا کفر تاریکی است). اجازه ندهید که قلب شما در چنین لحظاتی شما را شکست دهد، اما به یاد داشته باشید که اگر نور الهی در شما نازل شده است ، اين همیشه با تمام شکوه و عظمتش در خود خدا ، در کلیسای خدا ، در آسمان و روی زمین و در دنیای مادی که "قدرت سرمدی و الوهیت او را می توان به روشنی دید"35 مى درخشد. فکر نکنید که حقیقت شکست خورده است ، زیرا حقیقت خود خداست ، و هر آنچه وجود دارد ، اساس و دلیل خود را در او دارد. فقط قلب ضعیف ، گناه آلود و تاریک شما می تواند در حقیقت شکست بخورد ، زیرا همواره نمی تواند قدرت نور حقیقت را تحمل کند ، و همیشه قادر به مهار خلوص آن نیست ، بلکه فقط به عنوان اولین عامل تاریکی روحانى، از گناهان خود پاک شده یا می شود. اثبات این امر را ممکن است در خودتان پیدا کنید. هنگامی که نور ایمان یا حقیقت خدا در قلب شما ساکن است ، فقط در آن صورت قلب آرام ، محکم ، نیرومند و زنده است. اما هنگامی که این قطع شود ، قلب شما مضطرب می شود ، مانند یک نی که در باد می لرزد ضعیف و بی جان می شود. به این تاریکی شیطان توجه نکنید. با کشیدن نشانه صلیب حیات بخش ، آن را از قلب خود دور کنید!
از خودتان چشم پوشی نکنید ، بلکه با جدیت دعا کنید ، حتی اگر تمام روز زحمت کشیده باشید. در دعاى مقدس سهل انگارى نکنید. آن را از تمام قلب خود تا آخر به خدا بگویید ، زیرا این وظیفه ای است که به خدا مدیون هستید. با قرار دادن دست خود بر شخم زنی ، به عقب نگاه نکنید.36
☦@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
اگر به خودتان اجازه دهید با بی احتیاطی دعا کنید ، و نه از قلب تان ، تا زمانی که با اشک گناهان خود را در پیشگاه خدا پاک نكرده ايد نخوابيد(اگر شب دعا مى کنید). با این حال ، این موضوع در مورد همه افراد یکی نیست ، بلکه فقط براى ایده آل ترین افراد چنین است. پس مواظب باشید که جسمتان را در مقابل خدا قرار ندهید و به خاطر او ، از بدن خود سلب آرامش کنید. اگر این قاعده را ایجاد کرده اید كه دعاهای زیادی بخوانید (چه طولانی باشند و چه كوتاه ، خواندن همه آنها را به خوبی انجام دهید) ، دعا را با تمام هوشیاری بخوانید ، و كارهای خدا را با قلبی که به دو قسمت تقسیم شده انجام ندهید ، که تنها نیمی از او متعلق به خدا است و نیمی دیگر به بدنتان. خدا خدایی غيور است و دوگانگى و خود-ترحمى شما را تحمل نخواهد كرد. او شما را به شیطان تحویل خواهد داد و شیطان اجازه نخواهد داد قلب شما استراحت کند به خاطر غفلت شما از خدا ، او که صلح واقعی قلب شما است ، و کسی که همیشه آنچه را که به نفع شما است انجام خواهد داد تا قلب تان را در نزدیکی خود حفظ کند. زیرا هر دعای متظاهرانه ، قلب تان را از خدا دور می کند و آن را در مقابل خودتان قرار می دهد ، در حالی که هر دعای صمیمانه قلب شما را به خدا نزدیکتر می کند و آن را برای همیشه خداپسندانه می سازد. بنابراین ، اطمینان داشته باشید که اگر در دعاهای خود عجله می کنید ، تا به بدن خود استراحت دهید ، هم استراحت روحی و هم جسمی را از دست خواهید داد. آه! نزدیک شدن قلب ما به خدا با چه زحمتى، عرق و اشك حاصل شده است! آیا ممکن است که ما مجدداً دعاهای خود را (هنگام سرهم بندى) وسیله بیگانگی خود از خدا کنیم، و خدا نباید نسبت به این امر غيور باشد ؟ زیرا او براى ما و زحمات سابق ما افسوس می خورد ، و او می خواهد که ما مجدداً به طور پایدار با تمام قلب خود به سمت او بگردیم. او آرزو می کند که ما همیشه متعلق به او باشیم.
بدون خدا (بدون حضور همه جا حاضر او) حرکات منفرد فکر یا قلب من نمی توانند وجود داشته باشند: اگر عملی وجود داشته باشد ، باید دلیلی داشته باشد. اگر پیامدی باشد ، باید منشأیی وجود داشته باشد. به همین دلیل است كه رسول می گوید: "نه آنکه خود کفایت داشته باشیم (توانا باشیم) تا هر چیزی را به خود تفكر كنيم، بلکه کفایت ما از خداست."37 خدا خودش زندگی می كند و به همین دلیل است كه روح من نیز زندگی می كند.
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
اگر به خودتان اجازه دهید با بی احتیاطی دعا کنید ، و نه از قلب تان ، تا زمانی که با اشک گناهان خود را در پیشگاه خدا پاک نكرده ايد نخوابيد(اگر شب دعا مى کنید). با این حال ، این موضوع در مورد همه افراد یکی نیست ، بلکه فقط براى ایده آل ترین افراد چنین است. پس مواظب باشید که جسمتان را در مقابل خدا قرار ندهید و به خاطر او ، از بدن خود سلب آرامش کنید. اگر این قاعده را ایجاد کرده اید كه دعاهای زیادی بخوانید (چه طولانی باشند و چه كوتاه ، خواندن همه آنها را به خوبی انجام دهید) ، دعا را با تمام هوشیاری بخوانید ، و كارهای خدا را با قلبی که به دو قسمت تقسیم شده انجام ندهید ، که تنها نیمی از او متعلق به خدا است و نیمی دیگر به بدنتان. خدا خدایی غيور است و دوگانگى و خود-ترحمى شما را تحمل نخواهد كرد. او شما را به شیطان تحویل خواهد داد و شیطان اجازه نخواهد داد قلب شما استراحت کند به خاطر غفلت شما از خدا ، او که صلح واقعی قلب شما است ، و کسی که همیشه آنچه را که به نفع شما است انجام خواهد داد تا قلب تان را در نزدیکی خود حفظ کند. زیرا هر دعای متظاهرانه ، قلب تان را از خدا دور می کند و آن را در مقابل خودتان قرار می دهد ، در حالی که هر دعای صمیمانه قلب شما را به خدا نزدیکتر می کند و آن را برای همیشه خداپسندانه می سازد. بنابراین ، اطمینان داشته باشید که اگر در دعاهای خود عجله می کنید ، تا به بدن خود استراحت دهید ، هم استراحت روحی و هم جسمی را از دست خواهید داد. آه! نزدیک شدن قلب ما به خدا با چه زحمتى، عرق و اشك حاصل شده است! آیا ممکن است که ما مجدداً دعاهای خود را (هنگام سرهم بندى) وسیله بیگانگی خود از خدا کنیم، و خدا نباید نسبت به این امر غيور باشد ؟ زیرا او براى ما و زحمات سابق ما افسوس می خورد ، و او می خواهد که ما مجدداً به طور پایدار با تمام قلب خود به سمت او بگردیم. او آرزو می کند که ما همیشه متعلق به او باشیم.
بدون خدا (بدون حضور همه جا حاضر او) حرکات منفرد فکر یا قلب من نمی توانند وجود داشته باشند: اگر عملی وجود داشته باشد ، باید دلیلی داشته باشد. اگر پیامدی باشد ، باید منشأیی وجود داشته باشد. به همین دلیل است كه رسول می گوید: "نه آنکه خود کفایت داشته باشیم (توانا باشیم) تا هر چیزی را به خود تفكر كنيم، بلکه کفایت ما از خداست."37 خدا خودش زندگی می كند و به همین دلیل است كه روح من نیز زندگی می كند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
3. پاره کردن جامه یکپارچه مسیح
ثابت شد كه انشعابات و تقسیمات، حتى اسلحه ترسناک تری بودند که شیطان علیه کلیسا به کار گرفته بود. زیر بنای هر دو آنها سفسطه (استدلال غلط) است.
حتی از اوایل عصر رسول ، تعالیم ناب مسیحی ، یا با ادغام ادراکات سکولار (فلسفه ها ، اسطوره ها) ، یا با انکار یگانگی بسیاری از جنبه های تركيبى تعاليم ، و در عوض ، مطلق سازی كردن فقط يكى از جنبه هاى آن ، شروع شده بود به مغشوش كردن. تغییر دادن تعالیم مسیحی "بدعت" نامیده شد (بدعت ، از فعل یونانی αιρούμαι ، تلفظ. ai-roo-mae = ترجیح دادن ، انتخاب کردن مى آيد). در عهد جدید (يعنى در اعمال ، رساله ها) ، جعل هایی از این دست محکوم شدند (به عنوان مثال ، بدعت های یهودى کننده و عرفانی - هلنیزه کننده).
از قرن 3 ، كلیسا برای مقابله با سایر بدعت ها – در ميان چیزهای دیگر - شروع به اجرای سیستم شورايى خود بیشتر و بیشتر كرد. ما از چنین شوراهايى در انطاکیه ، حدود سال 260 ميلادى ، که با مغالطه های پاولس ساموساتا روبرو شده بود ، می دانیم.
ظهور بدعت ها باعث شد كه كلیسا عمیقاً در جوهر ایمان و سنت آن تحقیق كند و از آن پس الهیات او را تولید كند. كلیسا همیشه بدعت را بزرگترین خطرها قلمداد كرده است؛ تهدیدی برای ذات و هیپوستاس كليسا. بدعت، مسیح یگانه و غیر قابل تقسیم را كه تمام حقيقت است، "تقسیم می کند" (اول قرنتیان ، 1: 13). اما بدین ترتیب ، بدعت در حقیقت انكار مسیح است ، که او تنها، پس از اينکه وحدت و کاتولیک بودن (يعنى جامع بودن) او حفظ شود، پذيرفته مى شود. مطلق ساختن از چیزی نسبی (= بدعت) به ناچار آنچه مطلق است را نسبى مى كند؛ يعنى حقیقت یگانه و واحد را. بدعت به منزله تلاش برای منكوب كردن حقیقت نجات بخش کلیسا، "به شیوه متلاشى شده زندگی بشریت سقوط كرده" است (کریستوس یاناراس). به همین دلیل است که بدعت از ديد مسیحیت - سقوط ، گناه و مرگ تلقی می شود؛ به عبارت دیگر ، جدا شدن از حيات بدن مسیح – کلیسا.
☦@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
3. پاره کردن جامه یکپارچه مسیح
ثابت شد كه انشعابات و تقسیمات، حتى اسلحه ترسناک تری بودند که شیطان علیه کلیسا به کار گرفته بود. زیر بنای هر دو آنها سفسطه (استدلال غلط) است.
حتی از اوایل عصر رسول ، تعالیم ناب مسیحی ، یا با ادغام ادراکات سکولار (فلسفه ها ، اسطوره ها) ، یا با انکار یگانگی بسیاری از جنبه های تركيبى تعاليم ، و در عوض ، مطلق سازی كردن فقط يكى از جنبه هاى آن ، شروع شده بود به مغشوش كردن. تغییر دادن تعالیم مسیحی "بدعت" نامیده شد (بدعت ، از فعل یونانی αιρούμαι ، تلفظ. ai-roo-mae = ترجیح دادن ، انتخاب کردن مى آيد). در عهد جدید (يعنى در اعمال ، رساله ها) ، جعل هایی از این دست محکوم شدند (به عنوان مثال ، بدعت های یهودى کننده و عرفانی - هلنیزه کننده).
از قرن 3 ، كلیسا برای مقابله با سایر بدعت ها – در ميان چیزهای دیگر - شروع به اجرای سیستم شورايى خود بیشتر و بیشتر كرد. ما از چنین شوراهايى در انطاکیه ، حدود سال 260 ميلادى ، که با مغالطه های پاولس ساموساتا روبرو شده بود ، می دانیم.
ظهور بدعت ها باعث شد كه كلیسا عمیقاً در جوهر ایمان و سنت آن تحقیق كند و از آن پس الهیات او را تولید كند. كلیسا همیشه بدعت را بزرگترین خطرها قلمداد كرده است؛ تهدیدی برای ذات و هیپوستاس كليسا. بدعت، مسیح یگانه و غیر قابل تقسیم را كه تمام حقيقت است، "تقسیم می کند" (اول قرنتیان ، 1: 13). اما بدین ترتیب ، بدعت در حقیقت انكار مسیح است ، که او تنها، پس از اينکه وحدت و کاتولیک بودن (يعنى جامع بودن) او حفظ شود، پذيرفته مى شود. مطلق ساختن از چیزی نسبی (= بدعت) به ناچار آنچه مطلق است را نسبى مى كند؛ يعنى حقیقت یگانه و واحد را. بدعت به منزله تلاش برای منكوب كردن حقیقت نجات بخش کلیسا، "به شیوه متلاشى شده زندگی بشریت سقوط كرده" است (کریستوس یاناراس). به همین دلیل است که بدعت از ديد مسیحیت - سقوط ، گناه و مرگ تلقی می شود؛ به عبارت دیگر ، جدا شدن از حيات بدن مسیح – کلیسا.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
هرچند بدعت یک ایدئولوژی است، فقط به یک مسئله فکری محدود نمی شود. این دیدگاه جهانی نسبت به بشر را تحت تأثیر قرار می دهد و باعث ایجاد موضعی اشتباه می شود ، یعنی یک بیگانگی در تمام سطوح زندگی. به عبارت دیگر ، بدعت ، دقیقاً مانند ارتدوكس، دارای يك شخصيت وجودی واضح است. دلیل این امر آنست که هر دوی آنها عقیده ای دارند که به روشی متناظر از وجود ، زندگی استنباط می شود. عدم موفقیت بدعت در حوزه اجتماعی توسط قديس ایگناتیوس خداپسند (قرن 2) برجسته شده است ، كه در مورد بدعت گذاران زمان خود به مسیحیان اسمیرنا چنین نوشت: "در مورد محبت ، آنها (بدعت گذاران) هیچ نگرانی ندارند. نه برای بیوه ها ، نه برای هیچ یتیمی ، نه برای غمگينان ، نه برای کسی که مقید است یا سست است ، نه برای گرسنگان یا تشنگان ... "(Smyrn.VI ، 2).
بنابراین ، بدعت، در تغییر دادن کلیت ، تنها حقیقت نجات بخش ، بدعتگذار را از هر گونه امكان نجات محروم می كند. در واقع ، در هر جنبه از زندگی خود - چه شخصی و چه اجتماعی. این مبارزات پدران مقدس در هر دوره برای انتشار مسیحیت به عوض بدعت را توضیح می دهد ، زیرا این تنها راهی است که می تواند حقیقت وجودی و اجتماعی کلیسا را حفظ كرد.
تازه وارد با ورود به کلیسا ، با خواندن "اعتقادنامه" ، "نماد ایمان" را اعتراف می کند. با این کار ، او اظهار مى دارد که ایمان کلیسا اکنون ایمان شخصی وی و نظر کلیسا نیز نظر شخصی وی شده است. این مشخصه که اسقف منتخب چطور همین اعتقادنامه را قرائت مى كند ، در نتیجه به ايمان ارتدوكس نيز اعتراف مى كند ، که برای حفظ و تبلیغ آن فراخوانده شده است.
☦@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
هرچند بدعت یک ایدئولوژی است، فقط به یک مسئله فکری محدود نمی شود. این دیدگاه جهانی نسبت به بشر را تحت تأثیر قرار می دهد و باعث ایجاد موضعی اشتباه می شود ، یعنی یک بیگانگی در تمام سطوح زندگی. به عبارت دیگر ، بدعت ، دقیقاً مانند ارتدوكس، دارای يك شخصيت وجودی واضح است. دلیل این امر آنست که هر دوی آنها عقیده ای دارند که به روشی متناظر از وجود ، زندگی استنباط می شود. عدم موفقیت بدعت در حوزه اجتماعی توسط قديس ایگناتیوس خداپسند (قرن 2) برجسته شده است ، كه در مورد بدعت گذاران زمان خود به مسیحیان اسمیرنا چنین نوشت: "در مورد محبت ، آنها (بدعت گذاران) هیچ نگرانی ندارند. نه برای بیوه ها ، نه برای هیچ یتیمی ، نه برای غمگينان ، نه برای کسی که مقید است یا سست است ، نه برای گرسنگان یا تشنگان ... "(Smyrn.VI ، 2).
بنابراین ، بدعت، در تغییر دادن کلیت ، تنها حقیقت نجات بخش ، بدعتگذار را از هر گونه امكان نجات محروم می كند. در واقع ، در هر جنبه از زندگی خود - چه شخصی و چه اجتماعی. این مبارزات پدران مقدس در هر دوره برای انتشار مسیحیت به عوض بدعت را توضیح می دهد ، زیرا این تنها راهی است که می تواند حقیقت وجودی و اجتماعی کلیسا را حفظ كرد.
تازه وارد با ورود به کلیسا ، با خواندن "اعتقادنامه" ، "نماد ایمان" را اعتراف می کند. با این کار ، او اظهار مى دارد که ایمان کلیسا اکنون ایمان شخصی وی و نظر کلیسا نیز نظر شخصی وی شده است. این مشخصه که اسقف منتخب چطور همین اعتقادنامه را قرائت مى كند ، در نتیجه به ايمان ارتدوكس نيز اعتراف مى كند ، که برای حفظ و تبلیغ آن فراخوانده شده است.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
بنابراین آموزه ها / اصول جزمى "حدود بیرونی" کلیسا هستند. آنها مرزهای تعیین کننده بین حقیقت و سفسطه ها هستند. آنها از زندگی کلیسایی محافظت می کنند و به عنوان سنگر آن عمل می کنند. آنها هویت کلیسا را در برابر امواج تجزيه طلب سفسطه ها و كذب هاى بدعت آور جهان بدون خدا حفظ می کنند. دگم ها (اصول جزمى) در هر دوره توسط کلیسا تنظيم می شوند ، با این حال ، آنها بیانگر حقایق جدید نیستند. آنها اساساً روشهای جدیدی برای تدوین حقیقت واحد یکسان هستند. توسعه و تکامل البته نه در جوهر و اصل دگم (ایمان) بلکه فقط در شکل آن مشاهده می شود. این دلیلی است که فرد در هر دوره از ضرورت تجديد بیان مسیحیت می شنود. خود مسیح ، تنها ایمان ارتدوکس ، به بشریت هر دوره ارائه می شود ، که با "زبان" آن دوران بیان می شود - یعنی با شیوه های خاص بیان دوران. قديس وینسنت از لرین به طور مشخص گفته بود: «همان مواردی را که به شما آموخته اند ، بیاموزید. به روشی جدید صحبت کنید ، اما چیزهای جدید نگویید ... "(COMMONIT ، 1:22). به قول قديس ایرنئوس: "دگم ها (اصول جزمى) تجزیه و تحلیل همه چیزهایی هستند که قبلاً در کتاب مقدس ارائه شده است" (کنترل… .1 ، 10،3).
همچنین كانونهای كلیسا بهمراه دگم ها در شوراها - و به ویژه موارد كليسايى جهانى - تدوین شدند. كانونها برای تنظیم مشکلات مربوط به زندگی روحانى مومنان ، و همچنین تعيين هویت آنها به عنوان اعضای جامعه مسیحی در نظر گرفته شده است. به همین دلیل است که كانون هايى وجود دارند که امور کاملاً اجتماعی را تعیین می کنند. به عنوان مثال ، ازدواج ، عدالت ، محکومیت رباخوارى ، بی عدالتی ، و غیره. شوراى اورشلیم (یا شوراى "رسولى" ، اعمال ، 15: 22) ، قبلاً امور مربوط به مسیحیان که اصالتا عبرانى بودند ، را تنظیم می کرد.
هدف كانون ها این است که در هر دوره ای رئوس مطالبی از خود جزمی کلیسا را فراهم کند و به مؤمنين کمک کند تا آن را در زندگی خود ادغام کنند ، بنابراین زندگی کلیسايى را به همراه برادرانشان به زندگی شخصی خود در جامعه بدل کنند. با این حال ، با توجه به اینکه کانون ها همیشه یک واقعیت تاریخی خاص (یعنی یک دلیل خاص) به عنوان نقطه شروع خود دارند ، در نهایت برخی از آنها منسوخ می شوند ، یا ، در موارد دیگر ، برخی دیگر منتظر اجرا نمی مانند. به همین دلیل است که ما در كانون ها هم "صحت" و هم "اعتبار" را تأیید می کنیم (P. Boumis ) . كانون هل دارای یک اعتبار چند ساله اند - که در روح القدس ايجاد شده اند - با این حال اعتبار آنها توسط دوره کلیسا و نیازهای واقعی نجات بخش ايمانداران او در هر دوره تنظیم می شود.
☦@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
بنابراین آموزه ها / اصول جزمى "حدود بیرونی" کلیسا هستند. آنها مرزهای تعیین کننده بین حقیقت و سفسطه ها هستند. آنها از زندگی کلیسایی محافظت می کنند و به عنوان سنگر آن عمل می کنند. آنها هویت کلیسا را در برابر امواج تجزيه طلب سفسطه ها و كذب هاى بدعت آور جهان بدون خدا حفظ می کنند. دگم ها (اصول جزمى) در هر دوره توسط کلیسا تنظيم می شوند ، با این حال ، آنها بیانگر حقایق جدید نیستند. آنها اساساً روشهای جدیدی برای تدوین حقیقت واحد یکسان هستند. توسعه و تکامل البته نه در جوهر و اصل دگم (ایمان) بلکه فقط در شکل آن مشاهده می شود. این دلیلی است که فرد در هر دوره از ضرورت تجديد بیان مسیحیت می شنود. خود مسیح ، تنها ایمان ارتدوکس ، به بشریت هر دوره ارائه می شود ، که با "زبان" آن دوران بیان می شود - یعنی با شیوه های خاص بیان دوران. قديس وینسنت از لرین به طور مشخص گفته بود: «همان مواردی را که به شما آموخته اند ، بیاموزید. به روشی جدید صحبت کنید ، اما چیزهای جدید نگویید ... "(COMMONIT ، 1:22). به قول قديس ایرنئوس: "دگم ها (اصول جزمى) تجزیه و تحلیل همه چیزهایی هستند که قبلاً در کتاب مقدس ارائه شده است" (کنترل… .1 ، 10،3).
همچنین كانونهای كلیسا بهمراه دگم ها در شوراها - و به ویژه موارد كليسايى جهانى - تدوین شدند. كانونها برای تنظیم مشکلات مربوط به زندگی روحانى مومنان ، و همچنین تعيين هویت آنها به عنوان اعضای جامعه مسیحی در نظر گرفته شده است. به همین دلیل است که كانون هايى وجود دارند که امور کاملاً اجتماعی را تعیین می کنند. به عنوان مثال ، ازدواج ، عدالت ، محکومیت رباخوارى ، بی عدالتی ، و غیره. شوراى اورشلیم (یا شوراى "رسولى" ، اعمال ، 15: 22) ، قبلاً امور مربوط به مسیحیان که اصالتا عبرانى بودند ، را تنظیم می کرد.
هدف كانون ها این است که در هر دوره ای رئوس مطالبی از خود جزمی کلیسا را فراهم کند و به مؤمنين کمک کند تا آن را در زندگی خود ادغام کنند ، بنابراین زندگی کلیسايى را به همراه برادرانشان به زندگی شخصی خود در جامعه بدل کنند. با این حال ، با توجه به اینکه کانون ها همیشه یک واقعیت تاریخی خاص (یعنی یک دلیل خاص) به عنوان نقطه شروع خود دارند ، در نهایت برخی از آنها منسوخ می شوند ، یا ، در موارد دیگر ، برخی دیگر منتظر اجرا نمی مانند. به همین دلیل است که ما در كانون ها هم "صحت" و هم "اعتبار" را تأیید می کنیم (P. Boumis ) . كانون هل دارای یک اعتبار چند ساله اند - که در روح القدس ايجاد شده اند - با این حال اعتبار آنها توسط دوره کلیسا و نیازهای واقعی نجات بخش ايمانداران او در هر دوره تنظیم می شود.
☦@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
اگر زندگی من فقط برای چند لحظه طولانی تر می شد - بگذارید بگوییم ده - و پنج مورد از این ده لحظه آرامش و سکوت و پنج لحظه باقى مانده درد و رنج و عذاب مى بود ، حتی در این صورت باید بدون شک بگویم: "مطمئنا بخشنده حيات با من است ،و او برای من مهيا می کند "؛ به همین ترتیب ، من بدون شک باید بگویم که، "موجودی در جهان وجود دارد که قدرت مرگ را دارد ، زیرا پنج لحظه نامطلوب باید از موجودى برآید که علیه خدا کار می کند ، زیرا همان علت نمی تواند اقدامات متضادی ایجاد کند. و در من، گنهکاری که هستم ، حداقل هفتاد قسمت از زندگی روحانى من متعلق به خدا است و فقط سی قسمت براى شیطان است. پس چگونه برای من ممكن است که خیرخواه خود را دائما در مقابل خود نبینم ، و چگونه می توانم از نظر ذهنی نسبت به ایمان زنده ام در او متزلزل شوم؟ "
زمان بدون توقف می گذرد و بدن من، حتی در طول زندگی ام دائماً تغییر می کند و می گذرد ، و تمام جهان که در حرکتش دیده می شود ، نیز می گذرد ، گویی که در حال رسیدن به انتهای تعیین شده خود است ، مانند دستگاهی که در حال حرکت قرار گرفته است. پس ثبات کجاست؟ ثبات همان چیزی است که همه اینها را به سوی هدف خود به حرکت در می آورد و هدایت می کند. اولین علت هرآنچه پیچیده و آفریده شده است ثابت است ، که خود آن پیچیده نیست ، و بنابراین گذرا نیست، بلکه ابدی است. روح فرشتگان و بشر، که پس از تصویر علت اول ایجاد شده اند ، نیز ثابت اند هر چیز دیگرى مانند حباب صابون است. من با این کلمات آفرینش را کوچک نمی شكارم ، بلکه فقط در مقایسه با خالق و روح های متبارك صحبت می کنم.
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
اگر زندگی من فقط برای چند لحظه طولانی تر می شد - بگذارید بگوییم ده - و پنج مورد از این ده لحظه آرامش و سکوت و پنج لحظه باقى مانده درد و رنج و عذاب مى بود ، حتی در این صورت باید بدون شک بگویم: "مطمئنا بخشنده حيات با من است ،و او برای من مهيا می کند "؛ به همین ترتیب ، من بدون شک باید بگویم که، "موجودی در جهان وجود دارد که قدرت مرگ را دارد ، زیرا پنج لحظه نامطلوب باید از موجودى برآید که علیه خدا کار می کند ، زیرا همان علت نمی تواند اقدامات متضادی ایجاد کند. و در من، گنهکاری که هستم ، حداقل هفتاد قسمت از زندگی روحانى من متعلق به خدا است و فقط سی قسمت براى شیطان است. پس چگونه برای من ممكن است که خیرخواه خود را دائما در مقابل خود نبینم ، و چگونه می توانم از نظر ذهنی نسبت به ایمان زنده ام در او متزلزل شوم؟ "
زمان بدون توقف می گذرد و بدن من، حتی در طول زندگی ام دائماً تغییر می کند و می گذرد ، و تمام جهان که در حرکتش دیده می شود ، نیز می گذرد ، گویی که در حال رسیدن به انتهای تعیین شده خود است ، مانند دستگاهی که در حال حرکت قرار گرفته است. پس ثبات کجاست؟ ثبات همان چیزی است که همه اینها را به سوی هدف خود به حرکت در می آورد و هدایت می کند. اولین علت هرآنچه پیچیده و آفریده شده است ثابت است ، که خود آن پیچیده نیست ، و بنابراین گذرا نیست، بلکه ابدی است. روح فرشتگان و بشر، که پس از تصویر علت اول ایجاد شده اند ، نیز ثابت اند هر چیز دیگرى مانند حباب صابون است. من با این کلمات آفرینش را کوچک نمی شكارم ، بلکه فقط در مقایسه با خالق و روح های متبارك صحبت می کنم.
☦@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
با توجه به خواص بزرگترین معجزه عیسی مسیح ، پسر خدای زنده ، که در عشاء ربانى ، با ایمان ، از رمز و رازهاى الهی او آشكار شده است ، ارزش قائل شويد. معجزه چیست؟ اثر آرامش دهنده و حيات بخش در قلب شما ، که بر اثر گناه کشته شده است ، که پس از ناآرامى قلب و مرگ روحانى که غالباً پیش از عشاء ربانی رخ می دهد ، آشکار می شود. هرگز آن را از روی عادت به عنوان چیز عادی یا غیر مهم در نظر نگیرید: با چنین افکار و چنین تمایل قلبی، خشم خدا را متحمل خواهید شد ، و از صلح و آرامش لذت نخواهید برد و زندگی تازه اى را بعد از عشاء ربانی احساس نخواهید کرد. با پرشورترين و صمیمانه ترین سپاسگذارى برای راز مقدس حیات بخش، شما زندگی را از خداوند بدست می آورید و ایمان شما بیش از پيش افزايش می يابد. ترس و اضطراب ناشی از بی ایمانی است. بوجود آمدن آنها را در حین عشاء ربانی به عنوان یک نشانه واقعی در نظر بگیرید ، که با بی ایمانی خود را از زندگی موجود در جام محروم می کنید و به آنها توجه نمی کنید. ای ایمان! ایمان! تو خودت برای ما معجزه می کنی! این تو هستی که ما را نجات می دهی! "ایمانت تو را شفا داد." و بعد از ایمان پرشور به حقیقت خدا ، ما همیشه با آرامش از نزد خدا می رویم. در حالی که، برعکس ، پس از بی ایمانی ، همیشه بدون آرامش می رویم. آه! شیطان اغلب بعد از اینکه ما بطور ناشايست در رازهای الهی شراكت جستيم وارد ما می شود و از هر راهى سعی می کند که دروغ خود را به قلب ما القا کند - یعنی بی ایمانی ، زیرا بی ایمانی همان دروغ است. اكنون ویرانگر انسان ، از قدیم ، تلاش می کند تا با دروغ هاى خود ، و با افکار و خواسته های گوناگون ، انسان را نابود کند و با سرقت قلب به صورت بی ایمانی یا هرگونه نفسانيات ، خود را با روشی شایسته خود جلوه می دهد، بیشتر با بی صبری و كينه ، و می بینید که او در شماست. اما شما اغلب به یکباره خود را از شر او خلاص نخواهید کرد ، زیرا او معمولاً مراقب است كه با بى اعتقادى، سخت دلى، و ديگر بچه هاى خود، هر راه خروجى در قلب شما را ببندد. "زحمت تو بى فايده است ، تو فرشته سقوط کرده اى، من بنده خداوند خود عیسی مسیح هستم. تو که خود را در غرور خود برتر می دانى ، با این همه خشونت با من مبارزه می کنی خود را پايين مى آورى ، زيرا من ضعيف هستم." بنابراین از نظر ذهنی، هنگامی که او بار سنگین خود را بر قلب شما می گذارد و شما را به انجام انواع مختلف شر مجبور می کند، اين را به روح شرير بگوييد. این سخنان مانند شلاق های آتشین بر روح مغرور خواهد بود ، و او ، شرمسار توسط استحکام و خرد روحانى شما ، از شما فرار خواهد کرد. شما به یکباره متوجه تغییر شگفت انگیزى در خودتان مى شويد و متعجب خواهيد شد. بار سنگین و روح نابود کننده در قلب تان دیگر وجود نخواهد داشت. احساس آرامش خواهید کرد و با احساسات خود متقاعد خواهید شد که ارواح شيطانى در اطراف ما معلق هستند و دائما به دنبال نابودى ما هستند ، قلب ما را با سم افکار تاریک و شر مسموم مى کنند و در تلاش برای از بین بردن عشق ما به بشر و هم يارى با آنها هستند.
🆔@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
با توجه به خواص بزرگترین معجزه عیسی مسیح ، پسر خدای زنده ، که در عشاء ربانى ، با ایمان ، از رمز و رازهاى الهی او آشكار شده است ، ارزش قائل شويد. معجزه چیست؟ اثر آرامش دهنده و حيات بخش در قلب شما ، که بر اثر گناه کشته شده است ، که پس از ناآرامى قلب و مرگ روحانى که غالباً پیش از عشاء ربانی رخ می دهد ، آشکار می شود. هرگز آن را از روی عادت به عنوان چیز عادی یا غیر مهم در نظر نگیرید: با چنین افکار و چنین تمایل قلبی، خشم خدا را متحمل خواهید شد ، و از صلح و آرامش لذت نخواهید برد و زندگی تازه اى را بعد از عشاء ربانی احساس نخواهید کرد. با پرشورترين و صمیمانه ترین سپاسگذارى برای راز مقدس حیات بخش، شما زندگی را از خداوند بدست می آورید و ایمان شما بیش از پيش افزايش می يابد. ترس و اضطراب ناشی از بی ایمانی است. بوجود آمدن آنها را در حین عشاء ربانی به عنوان یک نشانه واقعی در نظر بگیرید ، که با بی ایمانی خود را از زندگی موجود در جام محروم می کنید و به آنها توجه نمی کنید. ای ایمان! ایمان! تو خودت برای ما معجزه می کنی! این تو هستی که ما را نجات می دهی! "ایمانت تو را شفا داد." و بعد از ایمان پرشور به حقیقت خدا ، ما همیشه با آرامش از نزد خدا می رویم. در حالی که، برعکس ، پس از بی ایمانی ، همیشه بدون آرامش می رویم. آه! شیطان اغلب بعد از اینکه ما بطور ناشايست در رازهای الهی شراكت جستيم وارد ما می شود و از هر راهى سعی می کند که دروغ خود را به قلب ما القا کند - یعنی بی ایمانی ، زیرا بی ایمانی همان دروغ است. اكنون ویرانگر انسان ، از قدیم ، تلاش می کند تا با دروغ هاى خود ، و با افکار و خواسته های گوناگون ، انسان را نابود کند و با سرقت قلب به صورت بی ایمانی یا هرگونه نفسانيات ، خود را با روشی شایسته خود جلوه می دهد، بیشتر با بی صبری و كينه ، و می بینید که او در شماست. اما شما اغلب به یکباره خود را از شر او خلاص نخواهید کرد ، زیرا او معمولاً مراقب است كه با بى اعتقادى، سخت دلى، و ديگر بچه هاى خود، هر راه خروجى در قلب شما را ببندد. "زحمت تو بى فايده است ، تو فرشته سقوط کرده اى، من بنده خداوند خود عیسی مسیح هستم. تو که خود را در غرور خود برتر می دانى ، با این همه خشونت با من مبارزه می کنی خود را پايين مى آورى ، زيرا من ضعيف هستم." بنابراین از نظر ذهنی، هنگامی که او بار سنگین خود را بر قلب شما می گذارد و شما را به انجام انواع مختلف شر مجبور می کند، اين را به روح شرير بگوييد. این سخنان مانند شلاق های آتشین بر روح مغرور خواهد بود ، و او ، شرمسار توسط استحکام و خرد روحانى شما ، از شما فرار خواهد کرد. شما به یکباره متوجه تغییر شگفت انگیزى در خودتان مى شويد و متعجب خواهيد شد. بار سنگین و روح نابود کننده در قلب تان دیگر وجود نخواهد داشت. احساس آرامش خواهید کرد و با احساسات خود متقاعد خواهید شد که ارواح شيطانى در اطراف ما معلق هستند و دائما به دنبال نابودى ما هستند ، قلب ما را با سم افکار تاریک و شر مسموم مى کنند و در تلاش برای از بین بردن عشق ما به بشر و هم يارى با آنها هستند.
🆔@LessonsOrthodox
📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس
(رساله ای زاهدانه از ابا جان ، ابوت راهبان کوه سینا ، که توسط وی نزد ابا جان ، ابوت رائیتو فرستاده شد ، که بنا به درخواست وی نوشته شد.)
🔸پله اول
درباره چشم پوشی از دنيا
1. خدا و پادشاه ما نيک ، فوق العاده نيک و تماما نيک است (بهتر است ابتدا از خدا در نوشتن به بندگان خدا شروع کنیم). از موجودات عقلانی که توسط او خلق شده و به عزت و اراده آزاد مفتخر هستند ، برخی از آنها دوست او هستند ، برخی دیگر بندگان واقعی او هستند ، و برخی نالايق هستند ، برخی کاملاً از خدا دورند و دیگران ، گرچه مخلوقات سست به همان اندازه مخالفان او هستند. منظور ما از دوستان خدا ، پدر عزیز و مقدس، اگر به درستى سخن بگوييم منظور ما انسانهای ساده، موجودات عقلانى و روحانى هستند که خدا را احاطه کرده اند. منظور ما از بندگان واقعی خدا ، همه کسانی هستند که خستگی ناپذیر و بی وقفه خواست و اراده او را انجام داده و مى دهند. منظور ما از بندگان نالايق کسانی اند که به خيال خودشان فکر می کنند تعمید دريافت كرده اند ، اما عهدهايى را که با خدا بسته اند وفا نمى كنند. منظور ما از کسانی که از خدا دور شده و با او بیگانه شده اند ، کسانی هستند که بى ايمان یا بدعت گذار هستند. سرانجام ، دشمنان خدا کسانی هستند که نه تنها خود از دستور خداوند طفره رفته و آن را رد کرده اند ، بلکه جنگ سختی را نیز علیه کسانی که آن را انجام می دهند ، بر پا می دارند.
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کلیماکوس
(رساله ای زاهدانه از ابا جان ، ابوت راهبان کوه سینا ، که توسط وی نزد ابا جان ، ابوت رائیتو فرستاده شد ، که بنا به درخواست وی نوشته شد.)
🔸پله اول
درباره چشم پوشی از دنيا
1. خدا و پادشاه ما نيک ، فوق العاده نيک و تماما نيک است (بهتر است ابتدا از خدا در نوشتن به بندگان خدا شروع کنیم). از موجودات عقلانی که توسط او خلق شده و به عزت و اراده آزاد مفتخر هستند ، برخی از آنها دوست او هستند ، برخی دیگر بندگان واقعی او هستند ، و برخی نالايق هستند ، برخی کاملاً از خدا دورند و دیگران ، گرچه مخلوقات سست به همان اندازه مخالفان او هستند. منظور ما از دوستان خدا ، پدر عزیز و مقدس، اگر به درستى سخن بگوييم منظور ما انسانهای ساده، موجودات عقلانى و روحانى هستند که خدا را احاطه کرده اند. منظور ما از بندگان واقعی خدا ، همه کسانی هستند که خستگی ناپذیر و بی وقفه خواست و اراده او را انجام داده و مى دهند. منظور ما از بندگان نالايق کسانی اند که به خيال خودشان فکر می کنند تعمید دريافت كرده اند ، اما عهدهايى را که با خدا بسته اند وفا نمى كنند. منظور ما از کسانی که از خدا دور شده و با او بیگانه شده اند ، کسانی هستند که بى ايمان یا بدعت گذار هستند. سرانجام ، دشمنان خدا کسانی هستند که نه تنها خود از دستور خداوند طفره رفته و آن را رد کرده اند ، بلکه جنگ سختی را نیز علیه کسانی که آن را انجام می دهند ، بر پا می دارند.
☦@LessonsOrthodox