دروس ایران ارتدوکس – Telegram
دروس ایران ارتدوکس
265 subscribers
139 photos
4 videos
7 files
8 links
Download Telegram
📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس

9. همه کسانی که وارد مبارزه نيكو می شوند ، راه سخت و باریک ، اما در عین حال آسان ، باید بدانند که اگر واقعاً انتظار دارند آتش آسمانی در آنها ساکن شود ، باید به آتش بپرند. اما ، بگذارید هرکس خودش را بررسی کند ، بنابراین بگذاريد او نان آن را با گیاهان تلخش بخورد ، و بگذارید که جام آن را با اشکش بنوشد ، مبادا که خدمت او منجر به قضاوت خودش شود. اگر همه کسانی که تعمید يافته اند نجات نيافته اند - در مورد آنچه در پى می آید سکوت می کنم.(این بدان معناست:" اگر هر شخص تعمید یافته نجات پیدا نکند ، بنابراین در مورد راهبان نیز می توان همین حرف را زد - همه کسانی که نذر کرده اند راهبان واقعی نیستند و نجات نخواهند یافت. اما من ترجیح می دهم در سکوت از این موضوع عبور کنم.")

10. کسانی که وارد این مسابقه می شوند باید همه چیز را کنار بگذارند ، همه چیز را خار بشمارند ، همه چیز را مورد تحقیر قرار دهند و همه چیز را بلرزانند، تا بتوانند پایه محکمی بگذارند. يک بنياد نيک سه لایه و سه ستون ، بى گناهى ، روزه دارى و خوددارى است. بگذارید همه كودكان در مسیح با این فضایل شروع کنند و پ كودكان طبیعی را الگوی خودتان قرار دهید. زیرا هرگز هيچ مکر و حیله اى در آنها پیدا نمی کنید. آنها نه اشتهای سیری ناپذیری ، نه معده سیری ناپذیر و نه بدن آتشى ندارند. اما شاید هرچه رشد می کنند ، به تناسب غذای بیشتری مصرف كنند، و احساسات طبیعی آنها نیز افزایش یابد.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه ششم
@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس

4. تقسیم مسیحیت

هر از گاهی ، بدعت ها باعث بیرون آمدن گروه های مسیحی از بدن کلیسا می شد. حتی در طى کلیساى اوليه ، گروههایی مانند گنوسیک ، مونتانیست ، مونارحيست ، ساولیان ، مارسیانیست ، "کاتاروی" (= خالص) ، مونوفیست و غیره بوجود آمدند. سرانجام به اینها آرینى ها ، نسطوری ها ، و غیره اضافه شدند. به ویژه ، قلمرو های شرقی "بیزانس" به دلایل سیاسی و نه صرفاً دگماتیک ، از مونوفيسيم ها استقبال کرده بودند ، و بنابراین با ایجاد "کلیساهای" مونوفیستى - به عبارتی دیگر بدعت ها ، خود را جدا كردند - بیشتر آنها همچنان تا به امروز وجود دارند. بدعت های کوچکتر دیگری در قرن 9 ظاهر شده اند ، اما بعداً نیز بوجود آمدند. با این حال ، بزرگترین و غم انگیزترین تقسیم کلیسا در قرن 9 و 11، به دلیل ادعاهای پاپ های رم رخ داد. تخت سلطنتى اسقف در رم قدیم تحت تأثیر دنياى فرانكی قرار گرفت و از نظر سیاسی با روم جدید - كونستانتينوپل مخالفت كرد. این تنش در زمان شارلمان (814 - 768 م.) افزایش یافت. بین سالهای 1014 و 1046 م ، فرانک ها موفق شدند تخت پاپى را به دست بگيرند و یک پاپ فرانكى بر آن بگذارند ، و بدین ترتیب زمینه برای ایجاد شقاق فراهم می شود.
روح پاپیسم با معرفی مفاهیمی مانند "تقدم پاپ" و "عصمت پاپ" ، از اوایل قرن 9 ، به طور سیستماتیک خود را نشان می داد. البته نوعی "تقدم" در کلیسا وجود دارد ، اما این "تقدم حقیقت" است و نه برتری در صلاحیت یا قدرت. بنابراین اغلب می توان اسقف های شهرهای گمنام در کلیسای باستان را مشاهده کرد که خود را به عنوان حاملان حقیقت ارتدوكس تحمیل می کنند. با این حال ، از سوی دیگر ، تقدم قدرت روم تقاضای صلاحیت جهانی را نخست بر کلیسا (= تقدم کلیسایی) بیان می کند ، اما پس از آن در حوزه سیاسی نیز (= پاپ به عنوان منبع قدرت سیاسی نیز!) بيان مى كند . همين اواخر ، پاپ معاصر ، بندیکت شانزدهم ، در اعلام اینکه ارتدوكسى یک … کلیسای ناقص است (!!!!) دریغ نکرد ، زیرا او (ارتدوكس) برتری پاپیست سکولار را تصدیق نکرده است !!

@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس

تقدم پاپ با نقش دوگانه خود رسوایی و گسستگى در سنت کلیسا بود. پاپ خود را به عنوان "episcopus episcoporum" (اسقف اسقف ها) ، منبع تمام قدرت سلسله مراتب و کلیسا ، سر مصون از خطاى کلیسا و معاون مسیح بر روى زمین ("Vicarius Christi in Terra") معرفی کرد. این تقاضا که در قرن 9 به اوج خود رسید ، با اقدامات سیاسی نیز بیان شد. برای شروع ، پاپ ها از بیزانس دور شدند ، زیرا خود را تحت "حمایت" پادشاهان فرانک قرار دادند ، بنابراین در تأسیس امپراتوری غرب و تضعیف امپراتوری شرق کمک کردند ، که بعداً به طور کامل محقق شد. فرانک ها همزمان دولت پاپی را در ایتالیا ایجاد کردند (754 م.) ، که از نظر مالی و سیاسی همچنان تا به امروز نیز قدرتمند است. شخصیت سیاسی پاپیسم همچنین شامل تغییر چشمگیر معنای "کلیسا" بود – بيگانگى واقعی مسیحیت.
با این حال ، دلیل دگماتیک مهم دیگری نیز در این امر دخیل بود که عبارت بود از وارد کردن خودسرانه عبارت "و از طرف پسر" (FILIOQUE) در نماد ایمان (اعتقادنامه) توسط شوراى فرانکی در سال 809 م. (در زمان شارلمانی). این صرفاً یک مسئله کلامی-فلسفی نبود. در واقع ، این پیامدهای آشکارا کلیسایی - اجتماعی داشت. فرانک ها کل شرق ارتدوكس را به عنوان بدعت گذار محکوم کرده بودند (که FILIOQUE را نداشت)، عملی که پاپیسم نیز برای تأمین برتری خود از آن بهره برد ، که دیگر با شرق متحد نبود.
تمایز بین "شرق" و "غرب" در حوزه ایمان و سنت به گونه ای بود که دیگر تحمل توسط شرق امکان پذیر نبود. به گفته P.Evdokimov ، "در حالی که ارتدوكس به عنوان یک پنطیکاست تداوم یافته ، که از آن اصل شکل گیری یک اقتدار جمعی-شورايى را گرفته است تجربه می شود ، در غرب رم خود را به عنوان یک پطرس جاودان ، یک رهبر و نماینده منحصر به فرد ( نایب السلطنه) با همه اقتدارات مسیح » تأييد كرده است. با مسیحی شدن قانون روم در غرب ، یک تئوکراسی پاپیستی جعل شد ، که خود را "سزار پاپی" بیان می کرد. با این حال در شرق ، هم مقامات روحانی و هم مقامات سیاسی به عنوان هدیه خدا به قوم خود تلقی می شدند. چیزی مانند یک ماموريت دوگانه - به طور دقیق یک دوقلو - برای قوم خدا ، بنابراین جایی برای شیوع یک جانبه و بیش از حد یک قدرت به ضرر دیگرى باقی نمی گذارد.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه هشتم
@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات

همانطور که تمام بدبختی های من در ذهن نامرئی من و قلب نامرئی من بوجود می آیند ، بنابراین من به ناجی نامرئی ، که قلبهای ما را هدایت می کند ، نیاز دارم. ای قوت من ، عیسی ، پسر خدا! ای نور ذهن من! آرامش، و شادی قلب من - جلال بر تو! اجلال بر تو ، از دشمنان نامرئی من ، که با ذهن و قلب من می جنگند و مرا در همان منبع زندگی ام، در حساس ترین بخش وجودم می کشند، نجات بده!

مراقب ظهور هرگونه غرور باشید: به ویژه در هنگام آزردگی و زود رنجی در برابر دیگران به دلایل کاملاً غیر مهم ، بسیار ناچیز به نظر می رسد.
تأثیر معجزه‌آسای صلیب حیات بخش بر روح ما ، شکنجه شده توسط زهر شرير ، بدون شک و به روشنی برای ما ثابت می کند: (1) اینکه ما واقعاً یک روح ، یک وجود روحانى داریم. (2) اینکه ارواح شیطانی وجود دارند و به روح ما آسیب می رسانند. (3) خدا و خداوند ما عیسی مسیح وجود دارد، و او همیشه از طریق الوهیت خود با ما است. و (4) این که او با رنج و عذاب و مرگ بر روی صلیب، نجات ما را مهيا نموده است و قدرت شیطان را به وسيله صلیب نابود کرده است. چقدر اثبات مزیت ایمان ما تنها در عمل شگفت انگیز صلیب حیات بخش بر ما وجود دارد! جلال بر ایمان مسیحی باد!

@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات

مردمانی که درحال رهبری یک زندگی روحانى هستند با چشمان قلب خود می بینند که چگونه شیطان تله های خود را می سازد ، چگونه فرشتگان ما را راهنمایی می کنند ، و چگونه خداوند با قدرت مطلق خود اجازه به وسوسه ها می دهد و چگونه دلداری می دهد.

تنها راه و چاره اى که می توانید روز را در کمال قدوسیت ، آرامش و بدون گناه بگذرانید ، صمیمانه ترین و پر حرارت ترین دعا به محض برخاستن از خواب در صبح است. این مسیح را با پدر و روح القدس به قلب شما می آورد و به این ترتیب روح شما را در برابر هر شرى تقویت و نیرومند می کند. اما هنوز هم مراقبت از قلب تان لازم است.

گاهی در رنج و عذاب روح خود آرزو می کنید بمیرید. مردن آسان است و طولی نمی کشد. اما آیا شما آماده مرگ هستید؟ به یاد داشته باشید که پس از مرگ ، داوری کل زندگی شما آغاز خواهد شد. شما آماده مرگ نیستید ، و اگر این نزد شما می آمد ، تماما می لرزیدید. بنابراین کلمات را بیهوده هدر ندهید. نگویید: "بهتر است که من بمیرم" ، بلکه بهتر بگویید: "چگونه می توانم به روش مسیحی برای مرگ آماده شوم؟" از طریق ایمان ، با استفاده از کارهای نيك و تحمل شجاعانه بدبختیها و غمهایی که برای شما رخ می دهند ، تا بتوانید مرگ را بدون ترس ، مسالمت آمیز و بدون شرم ملاقات کنید، نه به عنوان یک قانون سختگیرانه طبیعت ، بلکه به عنوان فراخوانی پدرانه از پدر ابدی ، آسمانی ، مقدس و پربرکت بسوی ملكوت جاودان. پیرمردی را به یاد بیاورید که با خسته شدن از بار سنگین خود ، خواستار مرگ شد. وقتی مرگ آمد ، او آرزو نداشت که بمیرد ، و ترجیح داد بار سنگین خود را همچنان بکشد.

@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات

با چشمان ذهنی قلبم ، می بینم که چگونه از لحاظ ذهنی مسیح را در قلبم تنفس می کنم ، چگونه او وارد آن می شود و ناگهان آن را آرام می سازد و از آن خوشنود می شود. آه ، اى حیات بخش ، نفس من ، شادی من ، بدون خود، مرا رها نکن که تنها زندگی کنم! برای من سخت است که بدون تو بمانم.

آیا ممکن است با سرعت دعا کنیم بدون اینکه به اثر دعا آسیب برسانیم؟ این برای کسانی که آموخته اند از درون با قلب پاک دعا کنند ممکن است. در هنگام دعا لازم است که قلب شما صمیمانه آنچه را که آرزو دارد بخواهید ، باید حقیقت آنچه را که می گویید احساس کند و این به طور طبیعی به قلب پاک می رسد. به همین دلیل است که می تواند حتی به سرعت و در عین حال با رضایت به خدا دعا کند ، زیرا سرعت در این حالت به حقیقت (اخلاص) دعا صدمه نمی زند. اما برای كسانی كه توان خالصانه دعا کردن را نیافته اند ، لازم است آهسته دعا كنند ، منتظر یک اکو مربوط به هر کلمه از دعا در قلب باشید. و این همیشه به زودی به مردمانی که عادت به تفکر در عبادت ندارند، داده نشده است. بنابراین ، برای چنین افرادى باید به عنوان یک قانون مطلق وضع شود که کلمات دعا را آهسته و با مکث بیان کنند. صبر کنید تا هر کلمه اکو خود را در قلب شما بازگرداند.

@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات

گاهی اوقات انسان در قلبش به خدا نزدیک می شود ، گاهی اوقات از خدا دور می شود و به همین دلیل یا آرامش و شادی را تجربه می کند ، یا ترس ، آشفتگی و ظلم را. یکی زندگی است و دیگری مرگ روحانى. ما بیشتر در زمان درد و رنج به خدا نزدیک می شویم ، از آنجا که هیچ کس نمی تواند جز خدا ما را نجات دهد ، کسی که پس از آن با تمام قلب خود به سویش می رویم ، و بنابراین صمیمانه به او نزدیک می شویم. در حالی که ما در زمان سهولت و فراوانی نعمتهای زمینی ، از خدا دور می شویم ، که باعث می شود انسان نفسانی كهنه به خود افتخار کند ، و - به ویژه هنگامی که به ثروت ، جلال و برترى تشنه است و به همه اینها دست پیدا می کند - ایمان را در قلب خود از دست می دهد، و خدا ، داور و پاداش دهنده خود ، را فراموش می کند ، جاودانگی روح خود را فراموش می کند ، و همينطور وظیفه خود را که خدا را با تمام قلب و همسایه خود را مانند خودش دوست بدارد.

به مانند یک مرد بد خلق ، که با درخواستی نزد کسی که مهربان ، ملایم و با حوصله است می آید، برای موفقیت بیشتر در درخواست خود سعی می کند تا شبیه او شود ، بنابراین يك مسیحی ، با دعا به او یا به خالص ترین مادر او نزدیک می شود، یا به فرشتگان و قدیسین. برای اطمینان از موفقیت دعای خود ، باید سعی کنید تا حد امکان شبیه به خود خداوند ، یا خالص ترین مادر او یا فرشتگان و قدیسین باشید. در این، راز نزدیک شدن به خدا و شنیدن سریع دعاهاى ما توسط او نهان است.

تثلیث اقدس مرا می بیند و می شنود. این بیشترین اطمینان حیات بخش برای قلب من است که با آرامش و شادی از آن عبور می کند. مادر مهربان خدا ، نيز کلام مرا می بیند ، و دعاهای من را می شنود ، و آه من به سمت خود را مى شنود ، و این اطمینان تسلى دهنده دیگری است که به طور مداوم تحقق می یابد. به این ترتیب ، با احساس از حضور همه جانبه و معرفت خدا قدم برمی دارم.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه دوم
@LessonsOrthodox
📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس

11. بازماندگى در مبارزه در همان ابتدای مبارزه و در نتیجه اثبات شکست آینده خود چیزی کاملا نفرت انگیز و خطرناک است. آغازى محکم مطمئناً برای ما مفید خواهد بود وقتى كه بعداً سستی کنیم. روحى كه در ابتدا قوى است اما سپس آرام مى گيرد، با ياد غيرت سابق خود برانگيخته مى شود. و از این طریق اغلب بالهای جدید بدست می آیند.

12. هنگامی که روح به خود خیانت می کند و تب و تاب پرشور و اشتیاق خود را از دست می دهد ، بياييد دلیل از دست دادن این موضوع را به دقت بررسی کند. و بگذاريد آن با تمام اشتیاق و غیرت خود را در برابر آنچه باعث این امر شده مسلح کند. زیرا شور و حرارت سابق تنها از طریق همان دری که از طریق آن گم شده است ، باز می گردد.

13. انسانی که دنیا را از روی ترس کنار می گذارد مانند بخور دادن است که با عطر آغاز می شود اما به دود ختم می شود. کسی که به امید پاداش دنیا را ترک می کند مانند یک سنگ آسیاب است که همیشه به همان روش حرکت می کند. اما کسی که از دنیا به خاطر عشق به خدا کناره می گیرد، در همان ابتدا آتش گرفته است. و مانند آتش سوزی ، به زودی آتش بزرگتری را شعله ور می کند.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس

14. برخی بر روی سنگ آجر می سازند. برخی دیگر ستونهایی را روی زمین خالی قرار داده اند. و برخی نیز هستند که فاصله کمی را طی می کنند و پس از گرم شدن عضلات و مفاصل ، سریعتر پیش می روند. هرکسی که می تواند درک کند ، بگذارید این کلمات تمثیلی را درک کند.

15. بیایید با اشتیاق مسیر خود را به عنوان مردانی كه خدا و پادشاه ما آنها را صدا می زند بدويم ، تا مبادا كه چون زمان ما كوتاه است ، در روز مرگ خود بدون ثمر باشيم و از گرسنگی هلاك شويم. بياييد خداوند را همانگونه که سربازان پادشاه خود را خشنود می کنند، خشنود سازيم. زیرا ما ملزم به ارائه گزارش دقیق از خدمات خود پس از عمليات جنگى هستیم. بياييد ترس ما از خداوند كمتر از ترس ما از جانوران نباشد. زیرا من مردانی را دیده ام که قصد سرقت داشتند و از خدا نمی ترسیدند ، اما با شنیدن صدای واق سگها، بلافاصله برگشتند. و آنچه ترس از خدا نتوانست به آن دست یابد با ترس از حیوانات انجام شد. بياييد حداقل به اندازه احترام دوستانمان ، خدا را دوست داشته باشیم. زیرا من اغلب افرادی را دیده ام كه خدا را آزرده اند و در این مورد كوچكترین ناراحتى نداشته اند. و من دیده ام که چطور همین افراد دوستانشان را در موارد بسیار ناچیزی برانگيختند و سپس هر مهارتى ، هر وسیله ای ، هر فداکاری ، هرگونه عذرخواهی را ، چه شخصا و چه از طریق دوستان و اقوام ، بدون مضايقه در هدیه دادن ، به کار گرفتند تا محبت قبلی آنان را بدست آورند.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس

16. در ابتدا كناره گيرى ما ، قطعاً با زحمت و اندوه است که فضایل را تمرین می کنیم. اما وقتی در آنها پیشرفت کردیم ، دیگر غمگین نمی شویم ، یا اندوه اندکی احساس می کنیم. بلكه به محض اینکه ذهن فانی ما تحليل رفت ، و با چابكى ما تسلط يافت ، ما آنها را با تمام خوشى و اشتیاق ، با عشق و با آتش الهی تمرین می کنیم.

17- کسانی که از همان ابتدا یک باره از فضایل پیروی می کنند و با شادی و سرسختی احکام را به جا می آورند قطعاً شایسته ستایش هستند. و به همین ترتیب کسانی که مدت زیادی را در زهد سپری می کنند و هنوز هم اطاعت از دستورات را خسته كننده می دانند ، حتى در صورت اطاعت از دستورات ، قطعاً شایسته ترحم هستند.

18- حتی اجازه ندهیم که صرفاً به دلیل شرایط ، كناره گيرى را لغو کنیم. من مردانی را دیده ام که به غربت گریخته بودند و هنگامی که در سفر امپراتور را به طور تصادفی ملاقات کردند، سپس به شرکت او پیوستند ، به کاخ او وارد شدند و با او شام خوردند. من دیده ام که بذرها به طور ناخواسته روی زمین می افتند و میوه های زیادی را می پرورانند. و من عکس این را نیز دیده ام. من همچنین شخصی را دیده ام که با انگیزه دیگری به بیمارستان آمده است ، اما تواضع و مهربانى پزشک بر وی غلبه کرده و پس از معالجه با قابض ، او از تاریکی چشمانش خلاص شد. بنابراین برای برخی غیرعمدی (بدون تصميم قبلى) قویتر و مطمئن تر بود از آنچه در دیگران عمدى بود.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه هفتم
@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس

اولین انشقاق (جدايى) بزرگ بین شرق و غرب در سال 867 میلادی اتفاق افتاد ، در زمانی که جايگاه اسقفی دو کلیسا توسط دو شخصیت قدرتمند ، پاپ نیکلاس اول (858-867 میلادی) و پاتريارك فوتیوس (+886 میلادی) كسب شد. یک اقدام جدی و خلاف قانون توسط پاپ نیکلاس در بلغارستان - متعلق به کلیسای كونستانتينوپل - باعث ایجاد این شقاق شد ، زیرا این اولین تلاش آشکار در تحمیل تقدم پاپ به عنوان یک اقتدار جهانی بود. اما انشقاق در سال 1054 ميلادى کامل و نهایی شد. هیئتی از پاپ لئو نهم با جسارت به عنوان کنترل کننده و متهم کننده کلیسای شرقی در كونستانتينوپل حاضر شده و او را به عنوان مهد همه بدعت ها متهم کرده بود.
در شانزدهم جولاى سال 1054 میلادی ، آنها در طى ساعت مراسم ليتورگى به معبد مقدس ايا سوفيا هجوم بردند و در محراب مقدس افترا سر دادند ، که در آن آنها کل کلیسای ارتدوكس را به دلايل بى اساس تکفیر کردند. در آن زمان پاتريارك مایکل کرولاریوس ، شخصیتی به همان اندازه قوی بود. یک شورا در 20 جولاى همان سال افترا و نویسندگان آن را مورد لعنت قرار داد ، اما نه پاپ ، با این روش درى را باز گذاشت ، كه امیدوارانه برای آینده تفاوت هموار شود. قرار بود از نمونه كونستانتينوپل توسط سایر پاترياركى ها پیروی شود و بدین ترتیب انشقاق تعمیم یابد. البته روابط قبلاً متشنج شده بود ، زیرا از سال 1014 ميلادى هر دو کلیسا یکدیگر را از مراسم مذهبی خود دوطرفه پاک کرده بودند. این بدان معنا بود که آنها یکدیگر را از هرگونه اشتراك کلیسایی منع کرده بودند.

@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس

به دنبال انشقاق عمده و قطعی سال 1054 میلادی ، هر یک از دو بخش مسیحیت راه خود را جداگانه طی کردند. تنوع آنها اکنون به یک توتالیتر(سيستمى كه مستلزم تبعيت كامل است) تبدیل شده بود. از آن زمان به بعد بود که ما توانستیم به درك و تشخيص بین کلیسای شرقی-ارتدوكس و کلیسای غربی-پاپیست-لاتین یا کاتولیک رومى برسيم.
مشخصه مناسب ارتدوكس این است: ارتدکس کاتولیک (= جامع و تمام حقیقت) ، زیرا اصطلاح "کاتولیک" از لحاظ تاریخی پیشین است و با قديس ایگناتیوس خدا-پسند (قرن 2) همزمان است. اصطلاح "ارتدوكس" (= اعتقاد راستين) اصطلاحى بعدى است (قرن 4) ، اما مانند اصطلاح قبلی استفاده می شود تا کلیسا را از بدعت ها تميز دهد. مسیحیت غرب - به شکل پاپیسم - علی رغم عناصر سنتی زیادی که حفظ کرده بود ، در ذات خود تغییر یافت. به ویژه ، با الهیات مکتبی خود ، با سازمان یافته شدن مانند یک دولت ، شخصیت روحانى - متعالى خود را از دست داد و به بزرگی درون-کیهانی تبدیل شد. سکولاریزاسیون پاپیسم با ارائه فلسفه و قانون گرایى خود از ایمان اکنون یک واقعیت بود.
سرانجام ، شکاف بین شرق و غرب باعث ایجاد نفرت شد و بنابراین ، حدود دو قرن پس از انشقاق نهایی (در سال 1204 میلادی) ، یکی از موارد ناشناخته را شاهد بود: تسخیر كونستانتينوپل توسط "مسیحیان" پاپ در طول جنگ صلیبی چهارم !!
پس از آن یک پاتريارك لاتین در كونستانتينوپل مستقر شد ، در حالی که یک تلاش روشمند برای انقیاد ارتدوكس شرقى نیز سازمان یافته بود (چیزی که قرار بود در طول اشغال ترکیه (قرن 15 تا 19) توسط تعداد زیادی از مبلغان پاپیست و دستورات مختلف صومعه ای پاپيسم ادامه یابد). این موضوع با جزئیات بیشتری استادانه توسط اسب تروای پاپیست معروف به یونیا (از سال 1215 میلادی به بعد) دنبال شد ، که حتی تا به امروز ، در زمان گفتگو با مسیحیت غربی ، به نفع پاپیسم در شرق ادامه فعالیت می دهد ، بنابراین مشکلات بیشتری ایجاد می کند - به ویژه در کشورهای ارتدوكس اروپای شرقی و خاورمیانه.

@LessonsOrthodox
🏵 جلسه نهم
@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات

بارزترین اثبات اینكه شیطان در جهان وجود دارد این است كه مردم رحمتهایی كه خداوند در خلقت ، راهنمایی و رستگاری به آنها بخشیده است را احساس نمی كنند یا بسیار کم احساس می کنند (گرچه بعضی تلاش می كنند كه این كار را انجام دهند) : شیطان یک دشمن قدرتمند است، برای هر چیزى كه نيك و صالح است.

مشکل زندگی ما اتحاد با خداست و گناه کاملاً از این امر جلوگیری می کند. بنابراین ، از گناه مانند دشمنی وحشتناک ، مانند ویرانگر روح فرار کنید ، زیرا بودن بدون خدا، مرگ است و زندگی نیست. بنابراین بیایید مقصد خود را بفهمیم. بیایید همیشه به یاد داشته باشیم که استاد مشترک مان، ما را به اتحاد با خودش فرا می خواند.

به ویژه برای مسیحیان لازم است که دارای قلب پاک باشند ، تا آنها بتوانند خدا را با چشمان قلب ببینند ، چنانكه او با عشق خود به ما و با تمام کمالات خود است، و همچنین ما بايد قادر به تامل در زیبایی فرشتگان ، همه جلال باکره مقدس ، زیبایی روح او و عظمت او ، به عنوان مادر خدا ، و زیبایی روح قدیسین خدا ، و عشق آنها به ما باشيم. ما باید آنها را همانطور که در خودشان هستند ببینیم ، باید در حقایق ایمان مسیحی ، همراه با تمام آیین های مقدس آن تأمل کنیم ، و عظمت آنها را حس کنیم. ما باید وضعیت روح خودمان و به ویژه گناهان خود را ببینیم. قلبی ناپاك - یعنی قلبی که با احساسات زمینی اشغال شده است - خود را با خواست های نفسانی چشمها و غرور دنیوی تغذیه می کند، چنين قلبى نمی تواند هیچ یک از چیزهایی را که به آنها اشاره کردیم ببیند.

دعا بالا بردن ذهن و قلب به سوی خدا است. از این جهت بدیهی است که دعا کردن برای کسی که ذهن و قلب او به هر چیز جسمانی وابسته باشد کاملاً غیرممکن است - مثلاً به پول یا افتخارات - یا کسی که در قلب خود احساساتی مانند نفرت یا حسادت نسبت به دیگران داشته باشد ، زیرا احساسات معمولاً قلب را منقبض می کنند ، به همان روشی که خداوند آن را منبسط مى كند و به آن آزادی واقعی می بخشد.

@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات

این غیر قابل درک است که چگونه عیسی مسیح با نشان صلیب متحد است، و به آن قدرتى فوق العاده برای دور راندن هواى نفس و شیاطین مى دهد، و روح آشفته را آرام مى كند. به همین ترتیب غیر قابل درک است که چگونه روح خداوند ما عیسی مسیح با نان و شراب متحد می شود ، آنها را به بدن و خون خود تبدیل می نمايد و آشکارا روح ما را از گناهان پاک می کند ، آسایش خاطر و آرامش آسمانی را در آن به ارمغان می آورد و آن را نيك و فروتن و مهربان، و پر از اميد و ایمان صميمانه می کند. این تا حدودی با این واقعیت توضیح داده شده است که روح خالق آن قادر متعال ، خداوند ما عیسی مسیح در همه جا هست ، و اينكه او هر كجا " نیستی ها را به هستی فرا می خواند". و بنابراین بسیار بیشتر می تواند از آنچه كه وجود دارد چيز جديدى بسازد. و برای این منظور قلب بی ایمان نبايد فکر كند که هم نشان صلیب و هم نام مسیح به طور معجزه آسا به خودى خود، جدا و به طور مستقل از خود مسیح عمل مى كنند، همان صلیب و نام مسیح هيچ معجزه اى نمى كند، تا اينكه من عیسی مسیح را با چشمان قلب خود یا با ایمان ببینم و تا زمانی که با تمام وجودم به آنچه که او برای نجات ما انجام داده است ایمان داشته باشم.

@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات

"اینک من هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم." (متی ۲۸: ۲۰)

پس چنین است، استاد: تو در تمام روزها با ما هستی. ما یک روز بدون تو نیستیم و بدون حضور تو در نزدیکی مان نمی توانیم زندگی کنیم! تو به ویژه در آيين مقدس بدن و خون خود با ما هستی. اوه ، چقدر واقعی و اساساً در رازهای مقدس حضور داری! تو اى خداوند ما در هر ليتورگى بدن فرومايه ای شبیه ما به خود میگیری تا آن را از هر نظر از گناه نجات دهی و ما را با بدن حیات بخش خود تغذیه کنی. از طریق آيين مقدس تو کاملاً با ما هستی ، و جسم تو با جسم ما متحد است ، در حالی که روح تو با روح ما متحد است. و ما این صلح آميزترین و شیرین ترین اتحاد حيات بخش را احساس می کنیم ، و حس می کنیم با پیوستن خودمان به تو در عشاء مقدس ربانى، با تو یک روح می شویم همانطور که گفته شده: "آنکه با خداوند می پیوندد، یک روح است." ، ما شبيه تو نيك ، حلیم و افتاده دل می شویم ،همانطور که تو خود گفتی:" من حلیم و افتاده دل هستم". درست است که اغلب جسم شر و کور ما، یا شاهزاده این دنیا که در جسم ساده ما ساکن است ، برای ما زمزمه می کند که این عشاء مقدس فقط نان و شراب دارد و نه بدن و خون واقعى خود خداوند ما را، و بينايى ، چشايى و احساس را به عنوان شاهد حیله گر خود براى این امر می فرستد. اما ما به خودمان اجازه نمی دهیم که به این افتراها گوش کنیم، پس استدلال مى كنيم. برای تو ، خداوندا، همه چیز ممکن است: تو جسم انسانها ، حیوانات ، ماهیها ، پرندگان ، خزندگان ، همه موجودات را آفریده اى، آیا ممکن است که برای خودت ، تو که "همه جا هستی ، و همه چیز را پر می سازى" ، جسم نیافرینی؟ نه تنها این ، تو یک ماده مرده را به یک موجود زنده تبدیل کردی - به عنوان مثال عصای موسی را به مار - و هیچ چیز برای تو غیرممکن نیست. بنابراین ، آيا نمی توانی از نان و شراب كه برای غذا و نوشیدنی ما استفاده شود، برای خود گوشتی بسازی که بسیار به بدن ما نزدیک است ، ، و از این رو به گوشت و خون خودمان تبدیل شود؟ تو ایمان ما را بیش از آنچه توان تحمل ماست، آزمایش نمی کنی ، زیرا تو كلوخى از زمین را به خالص ترین بدن خود تبدیل نمی کنی ، بلکه نان سفید ، نرم و تمیز و خوش طعم را، و خون خود را از آب ايجاد نمى كنى، بلکه از شراب ، که در كتاب مقدس خون انگور نامیده شده است (سيراخ ٣٩:٢٦)، كه از نظر رنگ با خون مطابقت دارد ، موافق با ذائقه است ، و دل انسان را شاد می سازد. تو ناتوانی ما، ضعف ایمان ما را می دانی ، و به همین دلیل تو تواضع می كنى که در آيين مقدس بدن و خون خود از مواد مناسب برای آنها استفاده کنی. بنابراین ، بياييد ايمان راسخ داشته باشیم که تحت فرم نان و شراب با بدن واقعی و خون واقعی خداوند خود ارتباط برقرار می کنیم. که در راز عشاء مقدس ربانى ، خود عیسی مسیح با ما "همیشه ، حتی تا پایان جهان" با ما زندگی خواهد کرد.

@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات

روح ما اصطلاحا، انعكاسى از منظر خداست و هرچه این انعكاس روشن تر باشد ، روح شفاف تر و آرام تر است. و هرچه این انعکاس کمتر روشن باشد ، روح تاریک تر و آشفته تر خواهد بود. و از آنجا که روح ما قلب ماست ، لازم است که هر حقیقت خدا از طریق احساس و شکرگذاری در آن منعکس شود ، و هیچ بازتابی از دروغ نباید در آن وجود داشته باشد. عشق خدا را در خالص ترین راز مقدس احساس کنید ، حقیقت همه دعاها را حس کنید. قلب ما یک آینه است؛ همانطور که اشیاء جهان بیرونی در یک آینه معمولی منعکس می شوند ، بنابراین حقیقت نیز باید با تمام دقت در قلب ما منعکس شود.

در واقع با فضیلت بودن خوب ایت، بسیار خوب است. انسان با فضیلت خود در صلح و آرامش است ، مورد خوشنودى خدا و مورد قبول دیگران است. انسان با فضیلت بى اختيار توجه همه را به خود جلب می کند. چرا چنین است؟ زیرا عطر به طور غیر ارادی جلب توجه می کند و باعث می شود همه آرزو کنند که آن را تنفس کنند. به ظاهر انسان با فضیلت ، به چهره او، نگاه کنید. چه نوع چهره ای است؟ چهره یک فرشته است. مهربانى و فروتنی آن را فرا گرفته است ، و بى اختيار همه را به زیبایی خود جلب می کند. به گفتار او توجه کنید؛ از آن حتى عطر و بویی بيشترى می آید: در اینجا گويى شما با روح او رو در رو شده ايد و از گفتگوی شیرین او لذت می برید.

محبت به قلب آرامش می بخشد و به طور مطلوبى آنرا منبسط می كند ، در حالی که نفرت به طرز دردناکی آنرا منقبض مى كند و آن را آشفته می سازد. کسانی که از دیگران متنفرند خودشان را شکنجه می دهند و بر خود ستم می کنند ؛ بنابراین آنها احمق ترین احمق ها هستند.

@LessonsOrthodox