📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس
11. بازماندگى در مبارزه در همان ابتدای مبارزه و در نتیجه اثبات شکست آینده خود چیزی کاملا نفرت انگیز و خطرناک است. آغازى محکم مطمئناً برای ما مفید خواهد بود وقتى كه بعداً سستی کنیم. روحى كه در ابتدا قوى است اما سپس آرام مى گيرد، با ياد غيرت سابق خود برانگيخته مى شود. و از این طریق اغلب بالهای جدید بدست می آیند.
12. هنگامی که روح به خود خیانت می کند و تب و تاب پرشور و اشتیاق خود را از دست می دهد ، بياييد دلیل از دست دادن این موضوع را به دقت بررسی کند. و بگذاريد آن با تمام اشتیاق و غیرت خود را در برابر آنچه باعث این امر شده مسلح کند. زیرا شور و حرارت سابق تنها از طریق همان دری که از طریق آن گم شده است ، باز می گردد.
13. انسانی که دنیا را از روی ترس کنار می گذارد مانند بخور دادن است که با عطر آغاز می شود اما به دود ختم می شود. کسی که به امید پاداش دنیا را ترک می کند مانند یک سنگ آسیاب است که همیشه به همان روش حرکت می کند. اما کسی که از دنیا به خاطر عشق به خدا کناره می گیرد، در همان ابتدا آتش گرفته است. و مانند آتش سوزی ، به زودی آتش بزرگتری را شعله ور می کند.
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کلیماکوس
11. بازماندگى در مبارزه در همان ابتدای مبارزه و در نتیجه اثبات شکست آینده خود چیزی کاملا نفرت انگیز و خطرناک است. آغازى محکم مطمئناً برای ما مفید خواهد بود وقتى كه بعداً سستی کنیم. روحى كه در ابتدا قوى است اما سپس آرام مى گيرد، با ياد غيرت سابق خود برانگيخته مى شود. و از این طریق اغلب بالهای جدید بدست می آیند.
12. هنگامی که روح به خود خیانت می کند و تب و تاب پرشور و اشتیاق خود را از دست می دهد ، بياييد دلیل از دست دادن این موضوع را به دقت بررسی کند. و بگذاريد آن با تمام اشتیاق و غیرت خود را در برابر آنچه باعث این امر شده مسلح کند. زیرا شور و حرارت سابق تنها از طریق همان دری که از طریق آن گم شده است ، باز می گردد.
13. انسانی که دنیا را از روی ترس کنار می گذارد مانند بخور دادن است که با عطر آغاز می شود اما به دود ختم می شود. کسی که به امید پاداش دنیا را ترک می کند مانند یک سنگ آسیاب است که همیشه به همان روش حرکت می کند. اما کسی که از دنیا به خاطر عشق به خدا کناره می گیرد، در همان ابتدا آتش گرفته است. و مانند آتش سوزی ، به زودی آتش بزرگتری را شعله ور می کند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس
14. برخی بر روی سنگ آجر می سازند. برخی دیگر ستونهایی را روی زمین خالی قرار داده اند. و برخی نیز هستند که فاصله کمی را طی می کنند و پس از گرم شدن عضلات و مفاصل ، سریعتر پیش می روند. هرکسی که می تواند درک کند ، بگذارید این کلمات تمثیلی را درک کند.
15. بیایید با اشتیاق مسیر خود را به عنوان مردانی كه خدا و پادشاه ما آنها را صدا می زند بدويم ، تا مبادا كه چون زمان ما كوتاه است ، در روز مرگ خود بدون ثمر باشيم و از گرسنگی هلاك شويم. بياييد خداوند را همانگونه که سربازان پادشاه خود را خشنود می کنند، خشنود سازيم. زیرا ما ملزم به ارائه گزارش دقیق از خدمات خود پس از عمليات جنگى هستیم. بياييد ترس ما از خداوند كمتر از ترس ما از جانوران نباشد. زیرا من مردانی را دیده ام که قصد سرقت داشتند و از خدا نمی ترسیدند ، اما با شنیدن صدای واق سگها، بلافاصله برگشتند. و آنچه ترس از خدا نتوانست به آن دست یابد با ترس از حیوانات انجام شد. بياييد حداقل به اندازه احترام دوستانمان ، خدا را دوست داشته باشیم. زیرا من اغلب افرادی را دیده ام كه خدا را آزرده اند و در این مورد كوچكترین ناراحتى نداشته اند. و من دیده ام که چطور همین افراد دوستانشان را در موارد بسیار ناچیزی برانگيختند و سپس هر مهارتى ، هر وسیله ای ، هر فداکاری ، هرگونه عذرخواهی را ، چه شخصا و چه از طریق دوستان و اقوام ، بدون مضايقه در هدیه دادن ، به کار گرفتند تا محبت قبلی آنان را بدست آورند.
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کلیماکوس
14. برخی بر روی سنگ آجر می سازند. برخی دیگر ستونهایی را روی زمین خالی قرار داده اند. و برخی نیز هستند که فاصله کمی را طی می کنند و پس از گرم شدن عضلات و مفاصل ، سریعتر پیش می روند. هرکسی که می تواند درک کند ، بگذارید این کلمات تمثیلی را درک کند.
15. بیایید با اشتیاق مسیر خود را به عنوان مردانی كه خدا و پادشاه ما آنها را صدا می زند بدويم ، تا مبادا كه چون زمان ما كوتاه است ، در روز مرگ خود بدون ثمر باشيم و از گرسنگی هلاك شويم. بياييد خداوند را همانگونه که سربازان پادشاه خود را خشنود می کنند، خشنود سازيم. زیرا ما ملزم به ارائه گزارش دقیق از خدمات خود پس از عمليات جنگى هستیم. بياييد ترس ما از خداوند كمتر از ترس ما از جانوران نباشد. زیرا من مردانی را دیده ام که قصد سرقت داشتند و از خدا نمی ترسیدند ، اما با شنیدن صدای واق سگها، بلافاصله برگشتند. و آنچه ترس از خدا نتوانست به آن دست یابد با ترس از حیوانات انجام شد. بياييد حداقل به اندازه احترام دوستانمان ، خدا را دوست داشته باشیم. زیرا من اغلب افرادی را دیده ام كه خدا را آزرده اند و در این مورد كوچكترین ناراحتى نداشته اند. و من دیده ام که چطور همین افراد دوستانشان را در موارد بسیار ناچیزی برانگيختند و سپس هر مهارتى ، هر وسیله ای ، هر فداکاری ، هرگونه عذرخواهی را ، چه شخصا و چه از طریق دوستان و اقوام ، بدون مضايقه در هدیه دادن ، به کار گرفتند تا محبت قبلی آنان را بدست آورند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس
16. در ابتدا كناره گيرى ما ، قطعاً با زحمت و اندوه است که فضایل را تمرین می کنیم. اما وقتی در آنها پیشرفت کردیم ، دیگر غمگین نمی شویم ، یا اندوه اندکی احساس می کنیم. بلكه به محض اینکه ذهن فانی ما تحليل رفت ، و با چابكى ما تسلط يافت ، ما آنها را با تمام خوشى و اشتیاق ، با عشق و با آتش الهی تمرین می کنیم.
17- کسانی که از همان ابتدا یک باره از فضایل پیروی می کنند و با شادی و سرسختی احکام را به جا می آورند قطعاً شایسته ستایش هستند. و به همین ترتیب کسانی که مدت زیادی را در زهد سپری می کنند و هنوز هم اطاعت از دستورات را خسته كننده می دانند ، حتى در صورت اطاعت از دستورات ، قطعاً شایسته ترحم هستند.
18- حتی اجازه ندهیم که صرفاً به دلیل شرایط ، كناره گيرى را لغو کنیم. من مردانی را دیده ام که به غربت گریخته بودند و هنگامی که در سفر امپراتور را به طور تصادفی ملاقات کردند، سپس به شرکت او پیوستند ، به کاخ او وارد شدند و با او شام خوردند. من دیده ام که بذرها به طور ناخواسته روی زمین می افتند و میوه های زیادی را می پرورانند. و من عکس این را نیز دیده ام. من همچنین شخصی را دیده ام که با انگیزه دیگری به بیمارستان آمده است ، اما تواضع و مهربانى پزشک بر وی غلبه کرده و پس از معالجه با قابض ، او از تاریکی چشمانش خلاص شد. بنابراین برای برخی غیرعمدی (بدون تصميم قبلى) قویتر و مطمئن تر بود از آنچه در دیگران عمدى بود.
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کلیماکوس
16. در ابتدا كناره گيرى ما ، قطعاً با زحمت و اندوه است که فضایل را تمرین می کنیم. اما وقتی در آنها پیشرفت کردیم ، دیگر غمگین نمی شویم ، یا اندوه اندکی احساس می کنیم. بلكه به محض اینکه ذهن فانی ما تحليل رفت ، و با چابكى ما تسلط يافت ، ما آنها را با تمام خوشى و اشتیاق ، با عشق و با آتش الهی تمرین می کنیم.
17- کسانی که از همان ابتدا یک باره از فضایل پیروی می کنند و با شادی و سرسختی احکام را به جا می آورند قطعاً شایسته ستایش هستند. و به همین ترتیب کسانی که مدت زیادی را در زهد سپری می کنند و هنوز هم اطاعت از دستورات را خسته كننده می دانند ، حتى در صورت اطاعت از دستورات ، قطعاً شایسته ترحم هستند.
18- حتی اجازه ندهیم که صرفاً به دلیل شرایط ، كناره گيرى را لغو کنیم. من مردانی را دیده ام که به غربت گریخته بودند و هنگامی که در سفر امپراتور را به طور تصادفی ملاقات کردند، سپس به شرکت او پیوستند ، به کاخ او وارد شدند و با او شام خوردند. من دیده ام که بذرها به طور ناخواسته روی زمین می افتند و میوه های زیادی را می پرورانند. و من عکس این را نیز دیده ام. من همچنین شخصی را دیده ام که با انگیزه دیگری به بیمارستان آمده است ، اما تواضع و مهربانى پزشک بر وی غلبه کرده و پس از معالجه با قابض ، او از تاریکی چشمانش خلاص شد. بنابراین برای برخی غیرعمدی (بدون تصميم قبلى) قویتر و مطمئن تر بود از آنچه در دیگران عمدى بود.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
اولین انشقاق (جدايى) بزرگ بین شرق و غرب در سال 867 میلادی اتفاق افتاد ، در زمانی که جايگاه اسقفی دو کلیسا توسط دو شخصیت قدرتمند ، پاپ نیکلاس اول (858-867 میلادی) و پاتريارك فوتیوس (+886 میلادی) كسب شد. یک اقدام جدی و خلاف قانون توسط پاپ نیکلاس در بلغارستان - متعلق به کلیسای كونستانتينوپل - باعث ایجاد این شقاق شد ، زیرا این اولین تلاش آشکار در تحمیل تقدم پاپ به عنوان یک اقتدار جهانی بود. اما انشقاق در سال 1054 ميلادى کامل و نهایی شد. هیئتی از پاپ لئو نهم با جسارت به عنوان کنترل کننده و متهم کننده کلیسای شرقی در كونستانتينوپل حاضر شده و او را به عنوان مهد همه بدعت ها متهم کرده بود.
در شانزدهم جولاى سال 1054 میلادی ، آنها در طى ساعت مراسم ليتورگى به معبد مقدس ايا سوفيا هجوم بردند و در محراب مقدس افترا سر دادند ، که در آن آنها کل کلیسای ارتدوكس را به دلايل بى اساس تکفیر کردند. در آن زمان پاتريارك مایکل کرولاریوس ، شخصیتی به همان اندازه قوی بود. یک شورا در 20 جولاى همان سال افترا و نویسندگان آن را مورد لعنت قرار داد ، اما نه پاپ ، با این روش درى را باز گذاشت ، كه امیدوارانه برای آینده تفاوت هموار شود. قرار بود از نمونه كونستانتينوپل توسط سایر پاترياركى ها پیروی شود و بدین ترتیب انشقاق تعمیم یابد. البته روابط قبلاً متشنج شده بود ، زیرا از سال 1014 ميلادى هر دو کلیسا یکدیگر را از مراسم مذهبی خود دوطرفه پاک کرده بودند. این بدان معنا بود که آنها یکدیگر را از هرگونه اشتراك کلیسایی منع کرده بودند.
☦@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
اولین انشقاق (جدايى) بزرگ بین شرق و غرب در سال 867 میلادی اتفاق افتاد ، در زمانی که جايگاه اسقفی دو کلیسا توسط دو شخصیت قدرتمند ، پاپ نیکلاس اول (858-867 میلادی) و پاتريارك فوتیوس (+886 میلادی) كسب شد. یک اقدام جدی و خلاف قانون توسط پاپ نیکلاس در بلغارستان - متعلق به کلیسای كونستانتينوپل - باعث ایجاد این شقاق شد ، زیرا این اولین تلاش آشکار در تحمیل تقدم پاپ به عنوان یک اقتدار جهانی بود. اما انشقاق در سال 1054 ميلادى کامل و نهایی شد. هیئتی از پاپ لئو نهم با جسارت به عنوان کنترل کننده و متهم کننده کلیسای شرقی در كونستانتينوپل حاضر شده و او را به عنوان مهد همه بدعت ها متهم کرده بود.
در شانزدهم جولاى سال 1054 میلادی ، آنها در طى ساعت مراسم ليتورگى به معبد مقدس ايا سوفيا هجوم بردند و در محراب مقدس افترا سر دادند ، که در آن آنها کل کلیسای ارتدوكس را به دلايل بى اساس تکفیر کردند. در آن زمان پاتريارك مایکل کرولاریوس ، شخصیتی به همان اندازه قوی بود. یک شورا در 20 جولاى همان سال افترا و نویسندگان آن را مورد لعنت قرار داد ، اما نه پاپ ، با این روش درى را باز گذاشت ، كه امیدوارانه برای آینده تفاوت هموار شود. قرار بود از نمونه كونستانتينوپل توسط سایر پاترياركى ها پیروی شود و بدین ترتیب انشقاق تعمیم یابد. البته روابط قبلاً متشنج شده بود ، زیرا از سال 1014 ميلادى هر دو کلیسا یکدیگر را از مراسم مذهبی خود دوطرفه پاک کرده بودند. این بدان معنا بود که آنها یکدیگر را از هرگونه اشتراك کلیسایی منع کرده بودند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
به دنبال انشقاق عمده و قطعی سال 1054 میلادی ، هر یک از دو بخش مسیحیت راه خود را جداگانه طی کردند. تنوع آنها اکنون به یک توتالیتر(سيستمى كه مستلزم تبعيت كامل است) تبدیل شده بود. از آن زمان به بعد بود که ما توانستیم به درك و تشخيص بین کلیسای شرقی-ارتدوكس و کلیسای غربی-پاپیست-لاتین یا کاتولیک رومى برسيم.
مشخصه مناسب ارتدوكس این است: ارتدکس کاتولیک (= جامع و تمام حقیقت) ، زیرا اصطلاح "کاتولیک" از لحاظ تاریخی پیشین است و با قديس ایگناتیوس خدا-پسند (قرن 2) همزمان است. اصطلاح "ارتدوكس" (= اعتقاد راستين) اصطلاحى بعدى است (قرن 4) ، اما مانند اصطلاح قبلی استفاده می شود تا کلیسا را از بدعت ها تميز دهد. مسیحیت غرب - به شکل پاپیسم - علی رغم عناصر سنتی زیادی که حفظ کرده بود ، در ذات خود تغییر یافت. به ویژه ، با الهیات مکتبی خود ، با سازمان یافته شدن مانند یک دولت ، شخصیت روحانى - متعالى خود را از دست داد و به بزرگی درون-کیهانی تبدیل شد. سکولاریزاسیون پاپیسم با ارائه فلسفه و قانون گرایى خود از ایمان اکنون یک واقعیت بود.
سرانجام ، شکاف بین شرق و غرب باعث ایجاد نفرت شد و بنابراین ، حدود دو قرن پس از انشقاق نهایی (در سال 1204 میلادی) ، یکی از موارد ناشناخته را شاهد بود: تسخیر كونستانتينوپل توسط "مسیحیان" پاپ در طول جنگ صلیبی چهارم !!
پس از آن یک پاتريارك لاتین در كونستانتينوپل مستقر شد ، در حالی که یک تلاش روشمند برای انقیاد ارتدوكس شرقى نیز سازمان یافته بود (چیزی که قرار بود در طول اشغال ترکیه (قرن 15 تا 19) توسط تعداد زیادی از مبلغان پاپیست و دستورات مختلف صومعه ای پاپيسم ادامه یابد). این موضوع با جزئیات بیشتری استادانه توسط اسب تروای پاپیست معروف به یونیا (از سال 1215 میلادی به بعد) دنبال شد ، که حتی تا به امروز ، در زمان گفتگو با مسیحیت غربی ، به نفع پاپیسم در شرق ادامه فعالیت می دهد ، بنابراین مشکلات بیشتری ایجاد می کند - به ویژه در کشورهای ارتدوكس اروپای شرقی و خاورمیانه.
☦@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
به دنبال انشقاق عمده و قطعی سال 1054 میلادی ، هر یک از دو بخش مسیحیت راه خود را جداگانه طی کردند. تنوع آنها اکنون به یک توتالیتر(سيستمى كه مستلزم تبعيت كامل است) تبدیل شده بود. از آن زمان به بعد بود که ما توانستیم به درك و تشخيص بین کلیسای شرقی-ارتدوكس و کلیسای غربی-پاپیست-لاتین یا کاتولیک رومى برسيم.
مشخصه مناسب ارتدوكس این است: ارتدکس کاتولیک (= جامع و تمام حقیقت) ، زیرا اصطلاح "کاتولیک" از لحاظ تاریخی پیشین است و با قديس ایگناتیوس خدا-پسند (قرن 2) همزمان است. اصطلاح "ارتدوكس" (= اعتقاد راستين) اصطلاحى بعدى است (قرن 4) ، اما مانند اصطلاح قبلی استفاده می شود تا کلیسا را از بدعت ها تميز دهد. مسیحیت غرب - به شکل پاپیسم - علی رغم عناصر سنتی زیادی که حفظ کرده بود ، در ذات خود تغییر یافت. به ویژه ، با الهیات مکتبی خود ، با سازمان یافته شدن مانند یک دولت ، شخصیت روحانى - متعالى خود را از دست داد و به بزرگی درون-کیهانی تبدیل شد. سکولاریزاسیون پاپیسم با ارائه فلسفه و قانون گرایى خود از ایمان اکنون یک واقعیت بود.
سرانجام ، شکاف بین شرق و غرب باعث ایجاد نفرت شد و بنابراین ، حدود دو قرن پس از انشقاق نهایی (در سال 1204 میلادی) ، یکی از موارد ناشناخته را شاهد بود: تسخیر كونستانتينوپل توسط "مسیحیان" پاپ در طول جنگ صلیبی چهارم !!
پس از آن یک پاتريارك لاتین در كونستانتينوپل مستقر شد ، در حالی که یک تلاش روشمند برای انقیاد ارتدوكس شرقى نیز سازمان یافته بود (چیزی که قرار بود در طول اشغال ترکیه (قرن 15 تا 19) توسط تعداد زیادی از مبلغان پاپیست و دستورات مختلف صومعه ای پاپيسم ادامه یابد). این موضوع با جزئیات بیشتری استادانه توسط اسب تروای پاپیست معروف به یونیا (از سال 1215 میلادی به بعد) دنبال شد ، که حتی تا به امروز ، در زمان گفتگو با مسیحیت غربی ، به نفع پاپیسم در شرق ادامه فعالیت می دهد ، بنابراین مشکلات بیشتری ایجاد می کند - به ویژه در کشورهای ارتدوكس اروپای شرقی و خاورمیانه.
☦@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
بارزترین اثبات اینكه شیطان در جهان وجود دارد این است كه مردم رحمتهایی كه خداوند در خلقت ، راهنمایی و رستگاری به آنها بخشیده است را احساس نمی كنند یا بسیار کم احساس می کنند (گرچه بعضی تلاش می كنند كه این كار را انجام دهند) : شیطان یک دشمن قدرتمند است، برای هر چیزى كه نيك و صالح است.
مشکل زندگی ما اتحاد با خداست و گناه کاملاً از این امر جلوگیری می کند. بنابراین ، از گناه مانند دشمنی وحشتناک ، مانند ویرانگر روح فرار کنید ، زیرا بودن بدون خدا، مرگ است و زندگی نیست. بنابراین بیایید مقصد خود را بفهمیم. بیایید همیشه به یاد داشته باشیم که استاد مشترک مان، ما را به اتحاد با خودش فرا می خواند.
به ویژه برای مسیحیان لازم است که دارای قلب پاک باشند ، تا آنها بتوانند خدا را با چشمان قلب ببینند ، چنانكه او با عشق خود به ما و با تمام کمالات خود است، و همچنین ما بايد قادر به تامل در زیبایی فرشتگان ، همه جلال باکره مقدس ، زیبایی روح او و عظمت او ، به عنوان مادر خدا ، و زیبایی روح قدیسین خدا ، و عشق آنها به ما باشيم. ما باید آنها را همانطور که در خودشان هستند ببینیم ، باید در حقایق ایمان مسیحی ، همراه با تمام آیین های مقدس آن تأمل کنیم ، و عظمت آنها را حس کنیم. ما باید وضعیت روح خودمان و به ویژه گناهان خود را ببینیم. قلبی ناپاك - یعنی قلبی که با احساسات زمینی اشغال شده است - خود را با خواست های نفسانی چشمها و غرور دنیوی تغذیه می کند، چنين قلبى نمی تواند هیچ یک از چیزهایی را که به آنها اشاره کردیم ببیند.
دعا بالا بردن ذهن و قلب به سوی خدا است. از این جهت بدیهی است که دعا کردن برای کسی که ذهن و قلب او به هر چیز جسمانی وابسته باشد کاملاً غیرممکن است - مثلاً به پول یا افتخارات - یا کسی که در قلب خود احساساتی مانند نفرت یا حسادت نسبت به دیگران داشته باشد ، زیرا احساسات معمولاً قلب را منقبض می کنند ، به همان روشی که خداوند آن را منبسط مى كند و به آن آزادی واقعی می بخشد.
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
بارزترین اثبات اینكه شیطان در جهان وجود دارد این است كه مردم رحمتهایی كه خداوند در خلقت ، راهنمایی و رستگاری به آنها بخشیده است را احساس نمی كنند یا بسیار کم احساس می کنند (گرچه بعضی تلاش می كنند كه این كار را انجام دهند) : شیطان یک دشمن قدرتمند است، برای هر چیزى كه نيك و صالح است.
مشکل زندگی ما اتحاد با خداست و گناه کاملاً از این امر جلوگیری می کند. بنابراین ، از گناه مانند دشمنی وحشتناک ، مانند ویرانگر روح فرار کنید ، زیرا بودن بدون خدا، مرگ است و زندگی نیست. بنابراین بیایید مقصد خود را بفهمیم. بیایید همیشه به یاد داشته باشیم که استاد مشترک مان، ما را به اتحاد با خودش فرا می خواند.
به ویژه برای مسیحیان لازم است که دارای قلب پاک باشند ، تا آنها بتوانند خدا را با چشمان قلب ببینند ، چنانكه او با عشق خود به ما و با تمام کمالات خود است، و همچنین ما بايد قادر به تامل در زیبایی فرشتگان ، همه جلال باکره مقدس ، زیبایی روح او و عظمت او ، به عنوان مادر خدا ، و زیبایی روح قدیسین خدا ، و عشق آنها به ما باشيم. ما باید آنها را همانطور که در خودشان هستند ببینیم ، باید در حقایق ایمان مسیحی ، همراه با تمام آیین های مقدس آن تأمل کنیم ، و عظمت آنها را حس کنیم. ما باید وضعیت روح خودمان و به ویژه گناهان خود را ببینیم. قلبی ناپاك - یعنی قلبی که با احساسات زمینی اشغال شده است - خود را با خواست های نفسانی چشمها و غرور دنیوی تغذیه می کند، چنين قلبى نمی تواند هیچ یک از چیزهایی را که به آنها اشاره کردیم ببیند.
دعا بالا بردن ذهن و قلب به سوی خدا است. از این جهت بدیهی است که دعا کردن برای کسی که ذهن و قلب او به هر چیز جسمانی وابسته باشد کاملاً غیرممکن است - مثلاً به پول یا افتخارات - یا کسی که در قلب خود احساساتی مانند نفرت یا حسادت نسبت به دیگران داشته باشد ، زیرا احساسات معمولاً قلب را منقبض می کنند ، به همان روشی که خداوند آن را منبسط مى كند و به آن آزادی واقعی می بخشد.
☦@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
این غیر قابل درک است که چگونه عیسی مسیح با نشان صلیب متحد است، و به آن قدرتى فوق العاده برای دور راندن هواى نفس و شیاطین مى دهد، و روح آشفته را آرام مى كند. به همین ترتیب غیر قابل درک است که چگونه روح خداوند ما عیسی مسیح با نان و شراب متحد می شود ، آنها را به بدن و خون خود تبدیل می نمايد و آشکارا روح ما را از گناهان پاک می کند ، آسایش خاطر و آرامش آسمانی را در آن به ارمغان می آورد و آن را نيك و فروتن و مهربان، و پر از اميد و ایمان صميمانه می کند. این تا حدودی با این واقعیت توضیح داده شده است که روح خالق آن قادر متعال ، خداوند ما عیسی مسیح در همه جا هست ، و اينكه او هر كجا " نیستی ها را به هستی فرا می خواند". و بنابراین بسیار بیشتر می تواند از آنچه كه وجود دارد چيز جديدى بسازد. و برای این منظور قلب بی ایمان نبايد فکر كند که هم نشان صلیب و هم نام مسیح به طور معجزه آسا به خودى خود، جدا و به طور مستقل از خود مسیح عمل مى كنند، همان صلیب و نام مسیح هيچ معجزه اى نمى كند، تا اينكه من عیسی مسیح را با چشمان قلب خود یا با ایمان ببینم و تا زمانی که با تمام وجودم به آنچه که او برای نجات ما انجام داده است ایمان داشته باشم.
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
این غیر قابل درک است که چگونه عیسی مسیح با نشان صلیب متحد است، و به آن قدرتى فوق العاده برای دور راندن هواى نفس و شیاطین مى دهد، و روح آشفته را آرام مى كند. به همین ترتیب غیر قابل درک است که چگونه روح خداوند ما عیسی مسیح با نان و شراب متحد می شود ، آنها را به بدن و خون خود تبدیل می نمايد و آشکارا روح ما را از گناهان پاک می کند ، آسایش خاطر و آرامش آسمانی را در آن به ارمغان می آورد و آن را نيك و فروتن و مهربان، و پر از اميد و ایمان صميمانه می کند. این تا حدودی با این واقعیت توضیح داده شده است که روح خالق آن قادر متعال ، خداوند ما عیسی مسیح در همه جا هست ، و اينكه او هر كجا " نیستی ها را به هستی فرا می خواند". و بنابراین بسیار بیشتر می تواند از آنچه كه وجود دارد چيز جديدى بسازد. و برای این منظور قلب بی ایمان نبايد فکر كند که هم نشان صلیب و هم نام مسیح به طور معجزه آسا به خودى خود، جدا و به طور مستقل از خود مسیح عمل مى كنند، همان صلیب و نام مسیح هيچ معجزه اى نمى كند، تا اينكه من عیسی مسیح را با چشمان قلب خود یا با ایمان ببینم و تا زمانی که با تمام وجودم به آنچه که او برای نجات ما انجام داده است ایمان داشته باشم.
☦@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
"اینک من هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم." (متی ۲۸: ۲۰)
پس چنین است، استاد: تو در تمام روزها با ما هستی. ما یک روز بدون تو نیستیم و بدون حضور تو در نزدیکی مان نمی توانیم زندگی کنیم! تو به ویژه در آيين مقدس بدن و خون خود با ما هستی. اوه ، چقدر واقعی و اساساً در رازهای مقدس حضور داری! تو اى خداوند ما در هر ليتورگى بدن فرومايه ای شبیه ما به خود میگیری تا آن را از هر نظر از گناه نجات دهی و ما را با بدن حیات بخش خود تغذیه کنی. از طریق آيين مقدس تو کاملاً با ما هستی ، و جسم تو با جسم ما متحد است ، در حالی که روح تو با روح ما متحد است. و ما این صلح آميزترین و شیرین ترین اتحاد حيات بخش را احساس می کنیم ، و حس می کنیم با پیوستن خودمان به تو در عشاء مقدس ربانى، با تو یک روح می شویم همانطور که گفته شده: "آنکه با خداوند می پیوندد، یک روح است." ، ما شبيه تو نيك ، حلیم و افتاده دل می شویم ،همانطور که تو خود گفتی:" من حلیم و افتاده دل هستم". درست است که اغلب جسم شر و کور ما، یا شاهزاده این دنیا که در جسم ساده ما ساکن است ، برای ما زمزمه می کند که این عشاء مقدس فقط نان و شراب دارد و نه بدن و خون واقعى خود خداوند ما را، و بينايى ، چشايى و احساس را به عنوان شاهد حیله گر خود براى این امر می فرستد. اما ما به خودمان اجازه نمی دهیم که به این افتراها گوش کنیم، پس استدلال مى كنيم. برای تو ، خداوندا، همه چیز ممکن است: تو جسم انسانها ، حیوانات ، ماهیها ، پرندگان ، خزندگان ، همه موجودات را آفریده اى، آیا ممکن است که برای خودت ، تو که "همه جا هستی ، و همه چیز را پر می سازى" ، جسم نیافرینی؟ نه تنها این ، تو یک ماده مرده را به یک موجود زنده تبدیل کردی - به عنوان مثال عصای موسی را به مار - و هیچ چیز برای تو غیرممکن نیست. بنابراین ، آيا نمی توانی از نان و شراب كه برای غذا و نوشیدنی ما استفاده شود، برای خود گوشتی بسازی که بسیار به بدن ما نزدیک است ، ، و از این رو به گوشت و خون خودمان تبدیل شود؟ تو ایمان ما را بیش از آنچه توان تحمل ماست، آزمایش نمی کنی ، زیرا تو كلوخى از زمین را به خالص ترین بدن خود تبدیل نمی کنی ، بلکه نان سفید ، نرم و تمیز و خوش طعم را، و خون خود را از آب ايجاد نمى كنى، بلکه از شراب ، که در كتاب مقدس خون انگور نامیده شده است (سيراخ ٣٩:٢٦)، كه از نظر رنگ با خون مطابقت دارد ، موافق با ذائقه است ، و دل انسان را شاد می سازد. تو ناتوانی ما، ضعف ایمان ما را می دانی ، و به همین دلیل تو تواضع می كنى که در آيين مقدس بدن و خون خود از مواد مناسب برای آنها استفاده کنی. بنابراین ، بياييد ايمان راسخ داشته باشیم که تحت فرم نان و شراب با بدن واقعی و خون واقعی خداوند خود ارتباط برقرار می کنیم. که در راز عشاء مقدس ربانى ، خود عیسی مسیح با ما "همیشه ، حتی تا پایان جهان" با ما زندگی خواهد کرد.
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
"اینک من هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم." (متی ۲۸: ۲۰)
پس چنین است، استاد: تو در تمام روزها با ما هستی. ما یک روز بدون تو نیستیم و بدون حضور تو در نزدیکی مان نمی توانیم زندگی کنیم! تو به ویژه در آيين مقدس بدن و خون خود با ما هستی. اوه ، چقدر واقعی و اساساً در رازهای مقدس حضور داری! تو اى خداوند ما در هر ليتورگى بدن فرومايه ای شبیه ما به خود میگیری تا آن را از هر نظر از گناه نجات دهی و ما را با بدن حیات بخش خود تغذیه کنی. از طریق آيين مقدس تو کاملاً با ما هستی ، و جسم تو با جسم ما متحد است ، در حالی که روح تو با روح ما متحد است. و ما این صلح آميزترین و شیرین ترین اتحاد حيات بخش را احساس می کنیم ، و حس می کنیم با پیوستن خودمان به تو در عشاء مقدس ربانى، با تو یک روح می شویم همانطور که گفته شده: "آنکه با خداوند می پیوندد، یک روح است." ، ما شبيه تو نيك ، حلیم و افتاده دل می شویم ،همانطور که تو خود گفتی:" من حلیم و افتاده دل هستم". درست است که اغلب جسم شر و کور ما، یا شاهزاده این دنیا که در جسم ساده ما ساکن است ، برای ما زمزمه می کند که این عشاء مقدس فقط نان و شراب دارد و نه بدن و خون واقعى خود خداوند ما را، و بينايى ، چشايى و احساس را به عنوان شاهد حیله گر خود براى این امر می فرستد. اما ما به خودمان اجازه نمی دهیم که به این افتراها گوش کنیم، پس استدلال مى كنيم. برای تو ، خداوندا، همه چیز ممکن است: تو جسم انسانها ، حیوانات ، ماهیها ، پرندگان ، خزندگان ، همه موجودات را آفریده اى، آیا ممکن است که برای خودت ، تو که "همه جا هستی ، و همه چیز را پر می سازى" ، جسم نیافرینی؟ نه تنها این ، تو یک ماده مرده را به یک موجود زنده تبدیل کردی - به عنوان مثال عصای موسی را به مار - و هیچ چیز برای تو غیرممکن نیست. بنابراین ، آيا نمی توانی از نان و شراب كه برای غذا و نوشیدنی ما استفاده شود، برای خود گوشتی بسازی که بسیار به بدن ما نزدیک است ، ، و از این رو به گوشت و خون خودمان تبدیل شود؟ تو ایمان ما را بیش از آنچه توان تحمل ماست، آزمایش نمی کنی ، زیرا تو كلوخى از زمین را به خالص ترین بدن خود تبدیل نمی کنی ، بلکه نان سفید ، نرم و تمیز و خوش طعم را، و خون خود را از آب ايجاد نمى كنى، بلکه از شراب ، که در كتاب مقدس خون انگور نامیده شده است (سيراخ ٣٩:٢٦)، كه از نظر رنگ با خون مطابقت دارد ، موافق با ذائقه است ، و دل انسان را شاد می سازد. تو ناتوانی ما، ضعف ایمان ما را می دانی ، و به همین دلیل تو تواضع می كنى که در آيين مقدس بدن و خون خود از مواد مناسب برای آنها استفاده کنی. بنابراین ، بياييد ايمان راسخ داشته باشیم که تحت فرم نان و شراب با بدن واقعی و خون واقعی خداوند خود ارتباط برقرار می کنیم. که در راز عشاء مقدس ربانى ، خود عیسی مسیح با ما "همیشه ، حتی تا پایان جهان" با ما زندگی خواهد کرد.
☦@LessonsOrthodox
📚زندگی من در مسیح
🎗قدیس جان کرونستات
روح ما اصطلاحا، انعكاسى از منظر خداست و هرچه این انعكاس روشن تر باشد ، روح شفاف تر و آرام تر است. و هرچه این انعکاس کمتر روشن باشد ، روح تاریک تر و آشفته تر خواهد بود. و از آنجا که روح ما قلب ماست ، لازم است که هر حقیقت خدا از طریق احساس و شکرگذاری در آن منعکس شود ، و هیچ بازتابی از دروغ نباید در آن وجود داشته باشد. عشق خدا را در خالص ترین راز مقدس احساس کنید ، حقیقت همه دعاها را حس کنید. قلب ما یک آینه است؛ همانطور که اشیاء جهان بیرونی در یک آینه معمولی منعکس می شوند ، بنابراین حقیقت نیز باید با تمام دقت در قلب ما منعکس شود.
در واقع با فضیلت بودن خوب ایت، بسیار خوب است. انسان با فضیلت خود در صلح و آرامش است ، مورد خوشنودى خدا و مورد قبول دیگران است. انسان با فضیلت بى اختيار توجه همه را به خود جلب می کند. چرا چنین است؟ زیرا عطر به طور غیر ارادی جلب توجه می کند و باعث می شود همه آرزو کنند که آن را تنفس کنند. به ظاهر انسان با فضیلت ، به چهره او، نگاه کنید. چه نوع چهره ای است؟ چهره یک فرشته است. مهربانى و فروتنی آن را فرا گرفته است ، و بى اختيار همه را به زیبایی خود جلب می کند. به گفتار او توجه کنید؛ از آن حتى عطر و بویی بيشترى می آید: در اینجا گويى شما با روح او رو در رو شده ايد و از گفتگوی شیرین او لذت می برید.
محبت به قلب آرامش می بخشد و به طور مطلوبى آنرا منبسط می كند ، در حالی که نفرت به طرز دردناکی آنرا منقبض مى كند و آن را آشفته می سازد. کسانی که از دیگران متنفرند خودشان را شکنجه می دهند و بر خود ستم می کنند ؛ بنابراین آنها احمق ترین احمق ها هستند.
☦@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کرونستات
روح ما اصطلاحا، انعكاسى از منظر خداست و هرچه این انعكاس روشن تر باشد ، روح شفاف تر و آرام تر است. و هرچه این انعکاس کمتر روشن باشد ، روح تاریک تر و آشفته تر خواهد بود. و از آنجا که روح ما قلب ماست ، لازم است که هر حقیقت خدا از طریق احساس و شکرگذاری در آن منعکس شود ، و هیچ بازتابی از دروغ نباید در آن وجود داشته باشد. عشق خدا را در خالص ترین راز مقدس احساس کنید ، حقیقت همه دعاها را حس کنید. قلب ما یک آینه است؛ همانطور که اشیاء جهان بیرونی در یک آینه معمولی منعکس می شوند ، بنابراین حقیقت نیز باید با تمام دقت در قلب ما منعکس شود.
در واقع با فضیلت بودن خوب ایت، بسیار خوب است. انسان با فضیلت خود در صلح و آرامش است ، مورد خوشنودى خدا و مورد قبول دیگران است. انسان با فضیلت بى اختيار توجه همه را به خود جلب می کند. چرا چنین است؟ زیرا عطر به طور غیر ارادی جلب توجه می کند و باعث می شود همه آرزو کنند که آن را تنفس کنند. به ظاهر انسان با فضیلت ، به چهره او، نگاه کنید. چه نوع چهره ای است؟ چهره یک فرشته است. مهربانى و فروتنی آن را فرا گرفته است ، و بى اختيار همه را به زیبایی خود جلب می کند. به گفتار او توجه کنید؛ از آن حتى عطر و بویی بيشترى می آید: در اینجا گويى شما با روح او رو در رو شده ايد و از گفتگوی شیرین او لذت می برید.
محبت به قلب آرامش می بخشد و به طور مطلوبى آنرا منبسط می كند ، در حالی که نفرت به طرز دردناکی آنرا منقبض مى كند و آن را آشفته می سازد. کسانی که از دیگران متنفرند خودشان را شکنجه می دهند و بر خود ستم می کنند ؛ بنابراین آنها احمق ترین احمق ها هستند.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس
19- هیچ کس با استناد به سنگینی و کثرت گناهان خود ، نگوید که او لیاقت تعهد رهبانى را ندارد و برای عشق به لذت ، خویشتن را تحقير ، و خود را با بهانه هایی در گناهانش معاف نکند. در مواردی که فساد زیادی وجود دارد ، برای بیرون کشیدن تمام ناخالصی ها به درمان قابل توجهی نیاز است. افراد سالم به بیمارستان نمی روند.
20- اگر قرار بود پادشاهی زمینی با ما تماس بگیرد و از ما بخواهد در حضور او خدمت کنیم ، ما بخاطر سفارشات دیگر آنرا به تأخیر نمی انداختیم ، بهانه نمی آوردیم ، بلکه همه چیز را رها می کردیم و مشتاقانه پیش او می رفتیم. پس بياييد هوشیار باشیم ، وقتی پادشاه پادشاهان و رب لارباب و خدای خدایان ما را به این دفتر آسمانی فراخواند ، مبادا از كاهلى و بزدلى فرياد زنيم و در داورى نهايى، خود را بدون هیچ عذرى بيابيم. راه رفتن حتی اگر به بندهای امور دنیوی و مراقبت هاى آهنین گره خورده باشد امکان پذیر است ، اما فقط با دشواری. زيرا حتی کسانی که روی پای خود زنجیر آهنى دارند اغلب می توانند راه بروند. اما آنها دائماً دچار لغزش و آسیب می شوند. یک مرد مجرد ، که فقط با امور تجارى به دنیا گره خورده است ، مانند کسی است که بر روی دست خود بند دارد؛ و بنابراین وقتی او می خواهد وارد زندگی رهبانى شود ، هیچ مانعی برای او نيست. اما مرد متاهل مانند کسی است که دست و پا بسته است. (بنابراین وقتی می خواهد بدود نمی تواند.)
21- برخی از افراد که بی خیال در دنیا زندگی می کنند از من سوال کرده اند: "ما همسر داریم و درگير مراقبت های اجتماعی هستيم و چگونه می توانيم زندگی انفرادی را پیش بگیریم؟" من به آنها پاسخ دادم: "همه نيكى هایی که می توانید را انجام دهید. بد کسی را نگوييد، از کسی دزدی نکنيد ،به کسی دروغ نگوييد، نسبت به کسی تكبر نورزيد. از هیچ کس متنفر نباشید، مطمئن باشید که به کلیسا می روید. نسبت به نیازمندان دلسوز باشید؛ کسی را آزرده خاطر نکنید، سعادت خانوادگی مرد دیگرى را خراب نکنید. و به آنچه همسران شما می توانند به شما بدهند راضی باشید. اگر اینگونه رفتار کنید ، شما از ملكوت آسمان دور نخواهید بود."
🆔@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کلیماکوس
19- هیچ کس با استناد به سنگینی و کثرت گناهان خود ، نگوید که او لیاقت تعهد رهبانى را ندارد و برای عشق به لذت ، خویشتن را تحقير ، و خود را با بهانه هایی در گناهانش معاف نکند. در مواردی که فساد زیادی وجود دارد ، برای بیرون کشیدن تمام ناخالصی ها به درمان قابل توجهی نیاز است. افراد سالم به بیمارستان نمی روند.
20- اگر قرار بود پادشاهی زمینی با ما تماس بگیرد و از ما بخواهد در حضور او خدمت کنیم ، ما بخاطر سفارشات دیگر آنرا به تأخیر نمی انداختیم ، بهانه نمی آوردیم ، بلکه همه چیز را رها می کردیم و مشتاقانه پیش او می رفتیم. پس بياييد هوشیار باشیم ، وقتی پادشاه پادشاهان و رب لارباب و خدای خدایان ما را به این دفتر آسمانی فراخواند ، مبادا از كاهلى و بزدلى فرياد زنيم و در داورى نهايى، خود را بدون هیچ عذرى بيابيم. راه رفتن حتی اگر به بندهای امور دنیوی و مراقبت هاى آهنین گره خورده باشد امکان پذیر است ، اما فقط با دشواری. زيرا حتی کسانی که روی پای خود زنجیر آهنى دارند اغلب می توانند راه بروند. اما آنها دائماً دچار لغزش و آسیب می شوند. یک مرد مجرد ، که فقط با امور تجارى به دنیا گره خورده است ، مانند کسی است که بر روی دست خود بند دارد؛ و بنابراین وقتی او می خواهد وارد زندگی رهبانى شود ، هیچ مانعی برای او نيست. اما مرد متاهل مانند کسی است که دست و پا بسته است. (بنابراین وقتی می خواهد بدود نمی تواند.)
21- برخی از افراد که بی خیال در دنیا زندگی می کنند از من سوال کرده اند: "ما همسر داریم و درگير مراقبت های اجتماعی هستيم و چگونه می توانيم زندگی انفرادی را پیش بگیریم؟" من به آنها پاسخ دادم: "همه نيكى هایی که می توانید را انجام دهید. بد کسی را نگوييد، از کسی دزدی نکنيد ،به کسی دروغ نگوييد، نسبت به کسی تكبر نورزيد. از هیچ کس متنفر نباشید، مطمئن باشید که به کلیسا می روید. نسبت به نیازمندان دلسوز باشید؛ کسی را آزرده خاطر نکنید، سعادت خانوادگی مرد دیگرى را خراب نکنید. و به آنچه همسران شما می توانند به شما بدهند راضی باشید. اگر اینگونه رفتار کنید ، شما از ملكوت آسمان دور نخواهید بود."
🆔@LessonsOrthodox
📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس
22- بیایید با شادى و محبت بدون ترس از دشمنانمان، عهده دار نبرد نيكو بشويم. اگرچه خودشان قابل مشاهده نیستند ، آنها می توانند به چهره روح ما نگاه کنند و اگر ببینند که آن از ترس تغییر يافته است ، با شدت بیشتری اسلحه را علیه ما بکار می گیرند. زيرا این موجودات حیله گر مشاهده کرده اند که ما می ترسیم. پس بیایید با شجاعت علیه آنها اسلحه را به دست بگیریم. هیچ کس با یک جنگنده مصمم مبارزه نخواهد کرد.
23- خداوند به طور طراحی شده نبردهای مبتدیان را آسان می کند تا آنها در همان ابتدا بلافاصله به دنیا باز نگردند. و بنابراین ، همه بندگان او ، همیشه در خداوند شاد مى باشند. در این، اولین نشانه عشق استاد به ما ، و نشانه ای است که او خود ما را فرا خوانده است. اما هنگامی که خداوند روح های شجاع را می بیند ، معمولاً شناخته شده است که او به این روش عمل می کند: او به آنها اجازه می دهد از همان ابتدا درگیری داشته باشند تا زودتر آنها را تاجگذاری کند. اما خداوند دشواری این مسابقه را از نظر جهانیان پنهان می کند. زیرا اگر آنها می دانستند ، هیچ كسى از دنیا دست نمی کشيد.
24- زحمات جوانی خود را به مسیح عرضه كنید و در دوران پیری از ثروت فراغت لذت خواهید برد. آنچه در جوانی جمع می شود ، کسانی را که در پیری خسته شده اند ، تغذیه و آرام می کند. در جوانی اجازه دهید ما سخت کار کنیم و بگذاریم هوشیارانه بدویم ، زیرا ساعت مرگ ناشناخته است. ما دشمنانی بسیار شیطانی و خطرناک ، حیله گر و بی پروا داریم که آتش در دستان خود گرفته و سعی دارند معبد خدا را با شعله ای که در آن است بسوزانند. این دشمنان قوی هستند؛ آنها هرگز نمی خوابند. آنها غیرجسمانی و نامرئی هستند. هیچ کس اجازه ندهد وقتی كه جوان است به دشمنانش ، شیاطین گوش دهد ، وقتی به او می گویند: 'جسم خود را فرسوده مكن فقط آن را بیمار و ضعیف مى کنی.' زیرا به خصوص در نسل حاضر ، به سختی کسی را پیدا خواهید کرد ، که مصمم باشد جسم خود را برنجاند، اگرچه ممکن است خود را از بسیاری غذاهای دلپذیر محروم کند. هدف این شیطان این است که ابتدای زندگی روحانى ما را سست و سهل انگارانه قرار دهد و سپس پایان آن را با آغاز مطابقت دهد.
🆔@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کلیماکوس
22- بیایید با شادى و محبت بدون ترس از دشمنانمان، عهده دار نبرد نيكو بشويم. اگرچه خودشان قابل مشاهده نیستند ، آنها می توانند به چهره روح ما نگاه کنند و اگر ببینند که آن از ترس تغییر يافته است ، با شدت بیشتری اسلحه را علیه ما بکار می گیرند. زيرا این موجودات حیله گر مشاهده کرده اند که ما می ترسیم. پس بیایید با شجاعت علیه آنها اسلحه را به دست بگیریم. هیچ کس با یک جنگنده مصمم مبارزه نخواهد کرد.
23- خداوند به طور طراحی شده نبردهای مبتدیان را آسان می کند تا آنها در همان ابتدا بلافاصله به دنیا باز نگردند. و بنابراین ، همه بندگان او ، همیشه در خداوند شاد مى باشند. در این، اولین نشانه عشق استاد به ما ، و نشانه ای است که او خود ما را فرا خوانده است. اما هنگامی که خداوند روح های شجاع را می بیند ، معمولاً شناخته شده است که او به این روش عمل می کند: او به آنها اجازه می دهد از همان ابتدا درگیری داشته باشند تا زودتر آنها را تاجگذاری کند. اما خداوند دشواری این مسابقه را از نظر جهانیان پنهان می کند. زیرا اگر آنها می دانستند ، هیچ كسى از دنیا دست نمی کشيد.
24- زحمات جوانی خود را به مسیح عرضه كنید و در دوران پیری از ثروت فراغت لذت خواهید برد. آنچه در جوانی جمع می شود ، کسانی را که در پیری خسته شده اند ، تغذیه و آرام می کند. در جوانی اجازه دهید ما سخت کار کنیم و بگذاریم هوشیارانه بدویم ، زیرا ساعت مرگ ناشناخته است. ما دشمنانی بسیار شیطانی و خطرناک ، حیله گر و بی پروا داریم که آتش در دستان خود گرفته و سعی دارند معبد خدا را با شعله ای که در آن است بسوزانند. این دشمنان قوی هستند؛ آنها هرگز نمی خوابند. آنها غیرجسمانی و نامرئی هستند. هیچ کس اجازه ندهد وقتی كه جوان است به دشمنانش ، شیاطین گوش دهد ، وقتی به او می گویند: 'جسم خود را فرسوده مكن فقط آن را بیمار و ضعیف مى کنی.' زیرا به خصوص در نسل حاضر ، به سختی کسی را پیدا خواهید کرد ، که مصمم باشد جسم خود را برنجاند، اگرچه ممکن است خود را از بسیاری غذاهای دلپذیر محروم کند. هدف این شیطان این است که ابتدای زندگی روحانى ما را سست و سهل انگارانه قرار دهد و سپس پایان آن را با آغاز مطابقت دهد.
🆔@LessonsOrthodox
📚کتاب "نردبان صعود الهی"
🎗قدیس جان کلیماکوس
25- کسانی که واقعاً تصمیم به خدمت به مسیح گرفته اند ، با کمک پدران روحانى و خودشناسی خود قبل از هر چیز در انتخاب مکان و شیوه زندگی و سکونت و تمرینات مناسب برای آنها تلاش می کنند. زيرا زندگی اجتماعى به خاطر حرص و طمع برای همه نیست. و به خاطر عصبانیت ، مکانهای خلوت براى همه نیستند. اما هر كدام از مواردی كه متناسب با نیازهای فرد است را براى او در نظر خواهند گرفت.
26- کل جامعه رهبانى از سه نوع استقرار خاص تشکیل شده است: یا خلوت و زندگى انفرادى یک ورزشکار روحانى ، یا زندگی در سکوت با یک یا دو نفر دیگر ، یا مستقر شدن صبورانه در یک اجتماع. نه به سمت راست و نه به چپ بگرديد، بلكه بزرگراه پادشاه را دنبال کنید. از سه روش زندگی که در بالا بیان شد ، روش دوم برای بسیاری از افراد مناسب است ، زیرا گفته شده است: "وای بر او که تنها است هنگامی که سقوط می کند" به یأس یا بی حالی یا تنبلی یا ناامیدی تبدیل می شود ، و فرد دیگری در میان انسانها وجود ندارد تا او را بلند کند. "خداوند گفت: زیرا جایی که دو یا سه نفر به نام من جمع شوند، من در بین آنها هستم."
27- پس كدام راهب مومن و فرزانه است؟ کسی که اشتیاق خود را بی وقفه نگه داشته است و تا پایان زندگی خود هر روز متوقف نشده است که آتش به آتش ، اشتیاق به شور ، غیرت به غیرت ، و عشق بر عشق بيافزايد.
➖این اولین پله است که آنكه پا بر آن گذاشته است ، به عقب برنگردد.
🆔@LessonsOrthodox
🎗قدیس جان کلیماکوس
25- کسانی که واقعاً تصمیم به خدمت به مسیح گرفته اند ، با کمک پدران روحانى و خودشناسی خود قبل از هر چیز در انتخاب مکان و شیوه زندگی و سکونت و تمرینات مناسب برای آنها تلاش می کنند. زيرا زندگی اجتماعى به خاطر حرص و طمع برای همه نیست. و به خاطر عصبانیت ، مکانهای خلوت براى همه نیستند. اما هر كدام از مواردی كه متناسب با نیازهای فرد است را براى او در نظر خواهند گرفت.
26- کل جامعه رهبانى از سه نوع استقرار خاص تشکیل شده است: یا خلوت و زندگى انفرادى یک ورزشکار روحانى ، یا زندگی در سکوت با یک یا دو نفر دیگر ، یا مستقر شدن صبورانه در یک اجتماع. نه به سمت راست و نه به چپ بگرديد، بلكه بزرگراه پادشاه را دنبال کنید. از سه روش زندگی که در بالا بیان شد ، روش دوم برای بسیاری از افراد مناسب است ، زیرا گفته شده است: "وای بر او که تنها است هنگامی که سقوط می کند" به یأس یا بی حالی یا تنبلی یا ناامیدی تبدیل می شود ، و فرد دیگری در میان انسانها وجود ندارد تا او را بلند کند. "خداوند گفت: زیرا جایی که دو یا سه نفر به نام من جمع شوند، من در بین آنها هستم."
27- پس كدام راهب مومن و فرزانه است؟ کسی که اشتیاق خود را بی وقفه نگه داشته است و تا پایان زندگی خود هر روز متوقف نشده است که آتش به آتش ، اشتیاق به شور ، غیرت به غیرت ، و عشق بر عشق بيافزايد.
➖این اولین پله است که آنكه پا بر آن گذاشته است ، به عقب برنگردد.
🆔@LessonsOrthodox
☀️"خدا انسان شد، تا انسان بتواند خدا شود"☀️
(آتاناسیوس قدیس)
☦ به فیض خداوند، ترجمه کتاب بسیار پر برکت "تئوسیس" هدف واقعی زندگی انسان، نوشته یکی از وارسته ترین و بزرگترین راهبان، آرحیماندریت جورج، را به شما عزیزان حق جو تقدیم می نماییم.
باشد که به فیض خداوند، زندگی خود را هدفمند در جهت این والاترین مقام انسانی، یعنی خداگونه شدن (تئوسیس)، پیش ببریم و با دعاهای مقدس ترین بانو، مادر مقدس خدا، مریم همیشه باکره به این هدف نایل شویم. آمین
🆔@LessonsOrthodox
(آتاناسیوس قدیس)
☦ به فیض خداوند، ترجمه کتاب بسیار پر برکت "تئوسیس" هدف واقعی زندگی انسان، نوشته یکی از وارسته ترین و بزرگترین راهبان، آرحیماندریت جورج، را به شما عزیزان حق جو تقدیم می نماییم.
باشد که به فیض خداوند، زندگی خود را هدفمند در جهت این والاترین مقام انسانی، یعنی خداگونه شدن (تئوسیس)، پیش ببریم و با دعاهای مقدس ترین بانو، مادر مقدس خدا، مریم همیشه باکره به این هدف نایل شویم. آمین
🆔@LessonsOrthodox
📚کتاب "تئوسیس"
🎗آرحیماندریت جورج
▪️یادداشت مترجم کتاب به زبان انگلیسی
زیبایی این کتاب سادگی آن است. به زبان واضح و ساده هدف اصلی زندگی مسیحی - یعنی تئوسيس را بیان می کند.
نویسنده آن آرحيماندريت جورج از سال 1974 راهب اعظم (Abbot) صومعه قديس گريگورى بوده است. وی به عنوان یک الهيدان و پدر روحانى در سراسر جهان ارتدوكس شناخته شده است. وی کتابها و مقالات زیادی در زمینه الهیات و زندگی روحانى تالیف کرده است. آثار وی به بسیاری از زبانها ترجمه شده است.
ایده تئوسيس برای ذهن غربی ناآشنا خواهد بود ، اگرچه مفهوم جدیدی برای مسیحیت نیست. هنگامی که مسیح گفت ، "توبه کنيد، زیرا پادشاهی آسمان نزدیک است"، این فراخوانی برای زندگی تئوسيس است.
تئوسيس ارتباط شخصی با خدا "رو در رو" است. براى نظر ذهن غربی ، این ایده ممکن است نامفهوم ، حتی بى حرمتى به مقدسات به نظر برسد ، اما بدون شک از تعالیم مسیح ناشی می شود. عیسی مسیح تحقق رویای مسیحاى نژاد یهود بود؛ مأموریت او برای اتصال ما با پادشاهی خدا - پادشاهی نه از این جهان بود.
هنگامی که عیسی گفت: "شما خدایان هستید"، "کامل باشید ، چنانكه که پدر شما كه در آسمان است کامل است"، یا "صالحان مانند خورشید در پادشاهی پدرشان خواهند درخشید" این باید به معنای واقعی کلمه گرفته شود. برای کسانی که علاقه مند هستند ، شواهد بیشتر کتاب مقدسى در این زمینه در کتاب لاویان 11: 44-45 20: 7-8؛ تثنیه 18: 13؛ مزامیر 82: 1،6؛ رومیان 6: 22؛ اول قرنتیان 3: 16-17؛ دوم پطرس 1: 2-4 یافت می شود.
تمام سنت قربانى اسرائیل که با پیشکش قربانی اسحاق آغاز می شود ، در عیسی مسیح تحقق می یابد. قديس یحیی تعمید دهنده با طنين اشعیا می گوید: "اینک بره خدا که گناهان جهان را بر مى دارد."
پولس قديس این را در ذهن دارد که می گوید: "اگر شما از آن مسیح مى باشيد ، هر آينه نسل ابراهیم و بر حسب وعده وارث هستید" زیرا "کسانی که ایمان می آورند فرزندان ابراهیم هستند." نام اسرائیل ، به عنوان ابراز وفاداری وی توسط خدا به یعقوب داده شد. بعدها این نام توسط فرزندان ايماندار او به ارث رسید.
این سلسله تفکر در نوشته های پولس قديس، جایی که او کلیسا را به عنوان "اسرائیل خدا" برکت می دهد ، شرح داده شده است. در حالی که او در جاهای دیگر كه با یهودیان هم تبار خود مبارزه می کند و رنج می برد که مسیحاى خود را انکار می کنند ، و آنها را "اسرائیل بر حسب جسم" می نامد.
🆔@LessonsOrthodox
🎗آرحیماندریت جورج
▪️یادداشت مترجم کتاب به زبان انگلیسی
زیبایی این کتاب سادگی آن است. به زبان واضح و ساده هدف اصلی زندگی مسیحی - یعنی تئوسيس را بیان می کند.
نویسنده آن آرحيماندريت جورج از سال 1974 راهب اعظم (Abbot) صومعه قديس گريگورى بوده است. وی به عنوان یک الهيدان و پدر روحانى در سراسر جهان ارتدوكس شناخته شده است. وی کتابها و مقالات زیادی در زمینه الهیات و زندگی روحانى تالیف کرده است. آثار وی به بسیاری از زبانها ترجمه شده است.
ایده تئوسيس برای ذهن غربی ناآشنا خواهد بود ، اگرچه مفهوم جدیدی برای مسیحیت نیست. هنگامی که مسیح گفت ، "توبه کنيد، زیرا پادشاهی آسمان نزدیک است"، این فراخوانی برای زندگی تئوسيس است.
تئوسيس ارتباط شخصی با خدا "رو در رو" است. براى نظر ذهن غربی ، این ایده ممکن است نامفهوم ، حتی بى حرمتى به مقدسات به نظر برسد ، اما بدون شک از تعالیم مسیح ناشی می شود. عیسی مسیح تحقق رویای مسیحاى نژاد یهود بود؛ مأموریت او برای اتصال ما با پادشاهی خدا - پادشاهی نه از این جهان بود.
هنگامی که عیسی گفت: "شما خدایان هستید"، "کامل باشید ، چنانكه که پدر شما كه در آسمان است کامل است"، یا "صالحان مانند خورشید در پادشاهی پدرشان خواهند درخشید" این باید به معنای واقعی کلمه گرفته شود. برای کسانی که علاقه مند هستند ، شواهد بیشتر کتاب مقدسى در این زمینه در کتاب لاویان 11: 44-45 20: 7-8؛ تثنیه 18: 13؛ مزامیر 82: 1،6؛ رومیان 6: 22؛ اول قرنتیان 3: 16-17؛ دوم پطرس 1: 2-4 یافت می شود.
تمام سنت قربانى اسرائیل که با پیشکش قربانی اسحاق آغاز می شود ، در عیسی مسیح تحقق می یابد. قديس یحیی تعمید دهنده با طنين اشعیا می گوید: "اینک بره خدا که گناهان جهان را بر مى دارد."
پولس قديس این را در ذهن دارد که می گوید: "اگر شما از آن مسیح مى باشيد ، هر آينه نسل ابراهیم و بر حسب وعده وارث هستید" زیرا "کسانی که ایمان می آورند فرزندان ابراهیم هستند." نام اسرائیل ، به عنوان ابراز وفاداری وی توسط خدا به یعقوب داده شد. بعدها این نام توسط فرزندان ايماندار او به ارث رسید.
این سلسله تفکر در نوشته های پولس قديس، جایی که او کلیسا را به عنوان "اسرائیل خدا" برکت می دهد ، شرح داده شده است. در حالی که او در جاهای دیگر كه با یهودیان هم تبار خود مبارزه می کند و رنج می برد که مسیحاى خود را انکار می کنند ، و آنها را "اسرائیل بر حسب جسم" می نامد.
🆔@LessonsOrthodox
📚کتاب "تئوسیس"
🎗آرحیماندریت جورج
به همین دلیل ، کلیسا – قوم واقعى 'خدا'، - همچنین به عنوان "اسرائیل جدید" ، "اسرائیل روحانی" شناخته می شود ، که براى پادشاهی آسمانی می کوشد. اولین مسیحیان دريافتند که پادشاهی خدا به سادگی با یک ملت یهودی یا یک قوم تنها تطبيق داده نمى شود ، بلکه برای تمام بشریت در نظر گرفته شده است.
از طریق توبه ، همه ما به هجرت واقعی فراخوانده می شویم - به اورشلیم جدید - همانطور که مسیح گفت ، "گمان مبريد که آمده ام تا تورات یا صحف انبیا را باطل سازم. نیامده ام تا باطل نمايم بلکه تا تحقق بخشم. "
کلیسای ارتدوكس این پیام اصلی مسیح را بدون تغییر حفظ کرده است. به همین دلیل است که کلیسای ارتدوكس هم "بدن مسیح" و هم "عروس وفادار" است که نسبت به معشوق خود صادق بوده است. این سنت مقدس است که وفاداری ما به مأموریت مسیح را تضمین می کند ، و با این دانش است که او می گوید: "و اينک ، من هر روزه ، حتى تا انقضاى عالم، همیشه با شما هستم."
فقط از كتاب مقدس نمی توان به آموزه های مسیح رسید. ما به سادگی می توانیم مفاهیم مدرن خود را بر روی کلیسای اولیه قرار دهیم. تئوسيس از این سنت ناشی می شود که در آن کلیسای اولیه ، مسیحیت سنتی و ارتدوکس یکسان هستند.
مسیحیت سنتی الهیات خود را از طریق شوراهاى کلیسا بیان و تعریف کرد. از جمله این هفت شوراى بين الكليسايى ، شوراى قديس فوتیوس 867 و شوراهاى پالامیت قرن چهاردهم قابل توجه است. لطفا توجه داشته باشید: شوراهاى کلیسايى یک الهیات موجود که از روز پنطیکاست کاملاً در کلیسا وجود داشت ، را بیان و تعریف کردند: همان شوراها همچنین مسئول تهیه و تأیید کتابهای مختلف بودند که امروزه به طور کلی به عنوان عهد جدید شناخته می شوند.
وظیفه دوگانه الهیات ارتدوكس تعریف و همچنین محافظت از تحریفات انسانی تعالیم عیسی مسیح است. همانطور که مشاهده می شود ، الهیات چیزی فراتر از دانش در مورد خداست که از طریق مطالعه دانشگاهی به دست آمده است. مسیحیت یک ایمان زنده است ، که مبتنی بر وحی مولود از روح القدس است، که به آنها تجربیات صمیمی و شایسته خدای سه گانه و واقعیت های روحانى می دهد. تمام تلاش ها برای درک پیام مسیح از دیدگاه کاملاً منطقی، جزئی و ناقص باقی خواهد ماند.
ما اکنون در عصری زندگی می کنیم که تمدن غربی برخلاف میراث مسیحی خود زندگی و عمل می کند ، با اين حال هنوز هم معتقد است که مسیح و کلیسای او را مى شناسد. غرب نمی تواند درک کند که بیش از یک هزار سال آن را از این سنت جدا کرده است.
🆔@LessonsOrthodox
🎗آرحیماندریت جورج
به همین دلیل ، کلیسا – قوم واقعى 'خدا'، - همچنین به عنوان "اسرائیل جدید" ، "اسرائیل روحانی" شناخته می شود ، که براى پادشاهی آسمانی می کوشد. اولین مسیحیان دريافتند که پادشاهی خدا به سادگی با یک ملت یهودی یا یک قوم تنها تطبيق داده نمى شود ، بلکه برای تمام بشریت در نظر گرفته شده است.
از طریق توبه ، همه ما به هجرت واقعی فراخوانده می شویم - به اورشلیم جدید - همانطور که مسیح گفت ، "گمان مبريد که آمده ام تا تورات یا صحف انبیا را باطل سازم. نیامده ام تا باطل نمايم بلکه تا تحقق بخشم. "
کلیسای ارتدوكس این پیام اصلی مسیح را بدون تغییر حفظ کرده است. به همین دلیل است که کلیسای ارتدوكس هم "بدن مسیح" و هم "عروس وفادار" است که نسبت به معشوق خود صادق بوده است. این سنت مقدس است که وفاداری ما به مأموریت مسیح را تضمین می کند ، و با این دانش است که او می گوید: "و اينک ، من هر روزه ، حتى تا انقضاى عالم، همیشه با شما هستم."
فقط از كتاب مقدس نمی توان به آموزه های مسیح رسید. ما به سادگی می توانیم مفاهیم مدرن خود را بر روی کلیسای اولیه قرار دهیم. تئوسيس از این سنت ناشی می شود که در آن کلیسای اولیه ، مسیحیت سنتی و ارتدوکس یکسان هستند.
مسیحیت سنتی الهیات خود را از طریق شوراهاى کلیسا بیان و تعریف کرد. از جمله این هفت شوراى بين الكليسايى ، شوراى قديس فوتیوس 867 و شوراهاى پالامیت قرن چهاردهم قابل توجه است. لطفا توجه داشته باشید: شوراهاى کلیسايى یک الهیات موجود که از روز پنطیکاست کاملاً در کلیسا وجود داشت ، را بیان و تعریف کردند: همان شوراها همچنین مسئول تهیه و تأیید کتابهای مختلف بودند که امروزه به طور کلی به عنوان عهد جدید شناخته می شوند.
وظیفه دوگانه الهیات ارتدوكس تعریف و همچنین محافظت از تحریفات انسانی تعالیم عیسی مسیح است. همانطور که مشاهده می شود ، الهیات چیزی فراتر از دانش در مورد خداست که از طریق مطالعه دانشگاهی به دست آمده است. مسیحیت یک ایمان زنده است ، که مبتنی بر وحی مولود از روح القدس است، که به آنها تجربیات صمیمی و شایسته خدای سه گانه و واقعیت های روحانى می دهد. تمام تلاش ها برای درک پیام مسیح از دیدگاه کاملاً منطقی، جزئی و ناقص باقی خواهد ماند.
ما اکنون در عصری زندگی می کنیم که تمدن غربی برخلاف میراث مسیحی خود زندگی و عمل می کند ، با اين حال هنوز هم معتقد است که مسیح و کلیسای او را مى شناسد. غرب نمی تواند درک کند که بیش از یک هزار سال آن را از این سنت جدا کرده است.
🆔@LessonsOrthodox
📚کتاب "تئوسیس"
🎗آرحیماندریت جورج
در نتیجه ، درک و مشاهده غرب از مسیح و کلیسای او تار شده است. اگرچه دیگر چنین تصور نمی شود ، اما موفقیت تاجگذاری مسیح همچنین دستاورد تاجگذاری بشریت بود ، و این حوزه در تاریخ بشریت شکل می گیرد.
پیام مسیح آنقدر عمیق و انقلابی بود که می توان گفت بشریت نتوانست هم شكوه و هم سادگی آن را درک کند. از آنجا که این کتاب در ابتدا برای مخاطبان یونانی زبان ارتدوكس در نظر گرفته شده بود ، اشتراکات زیادی بین کتاب و مخاطبان آن وجود داشت.
این ترجمه سعی دارد سادگی در نسخه اصلی را حفظ کند ، در حالی که همچنان پیام اصلی را تا حد ممکن صادقانه منتقل می کند. توضیح کمی برای انطباق آن با اندیشه غربی اضافه شده است ، زیرا این امر ممکن است محتوای واقعی کتاب را نادرست ارائه دهد.
برای درک تعالیم اصلی مسیح ، باید برخی از کلمات کلیدی و مفاهیم را به روشی جدید و نه مطابق کاربرد فعلی انگلیسی آنها ، دنبال کنیم. مجبور خواهیم بود با ذهن باز به آنها نگاه کنیم ، گویی برای اولین بار آنها را می بینیم.
بازگشت به اصول ضروری خواهد بود و از این طریق مى بينيم منظور مسیح و راه برای اولین مسیحیان چیست. کلمات کلیدی کتاب مقدس مانند "جان" ، "دل" ، "توبه" و "عقل" ، باید طوری بررسی شوند که گویی برای اولین بار آنها را می بینیم. به همین دلیل ، تصمیم گرفته شد که کلمات و مفاهیم کلیدی هنگام اولین بار به صورت مورب در بیایند و واژه نامه * ای برای تعریف آنها ارائه شود.
تئوسيس مروارید گران قیمتى است که مسیح به آن اشاره کرده است. این می تواند برای کسانی که مایل به پیمودن مسیر هستند به یک واقعیت حاضر تبدیل شود و بنابراین منحصراً یک تجربه پس از مرگ نیست. با تئوسيس از مرگ فراتر می رود. قديس پولس به این اشاره می کند وقتی می گوید ، "دیگر من نیستم که زندگی می کنم ، بلکه مسیح است که در من زندگی می کند."
بار دیگر ، در حالیکه قديس استفان اولين شهيد سنگسار می شد ، خود را به مسیح تقدیم کرد و از خدا خواست تا آزار و اذیت هایش بخشیده شود. سرود عید پاک ، "مسیح از مردگان برخاسته است ، او مرگ را با مرگ پایمال کرده است و به آنانى كه در قبرها هستند زندگی می بخشد" نیز گواه این موضوع است.
مسیحیت پیروزی بر مرگ است. بنابراین باشد كه این کتاب کوچک به همه ما کمک کند تا برای آنچه ضروری است تلاش کنیم ، آن چیزی که از ما نمی تواند گرفته شود.
🆔@LessonsOrthodox
🎗آرحیماندریت جورج
در نتیجه ، درک و مشاهده غرب از مسیح و کلیسای او تار شده است. اگرچه دیگر چنین تصور نمی شود ، اما موفقیت تاجگذاری مسیح همچنین دستاورد تاجگذاری بشریت بود ، و این حوزه در تاریخ بشریت شکل می گیرد.
پیام مسیح آنقدر عمیق و انقلابی بود که می توان گفت بشریت نتوانست هم شكوه و هم سادگی آن را درک کند. از آنجا که این کتاب در ابتدا برای مخاطبان یونانی زبان ارتدوكس در نظر گرفته شده بود ، اشتراکات زیادی بین کتاب و مخاطبان آن وجود داشت.
این ترجمه سعی دارد سادگی در نسخه اصلی را حفظ کند ، در حالی که همچنان پیام اصلی را تا حد ممکن صادقانه منتقل می کند. توضیح کمی برای انطباق آن با اندیشه غربی اضافه شده است ، زیرا این امر ممکن است محتوای واقعی کتاب را نادرست ارائه دهد.
برای درک تعالیم اصلی مسیح ، باید برخی از کلمات کلیدی و مفاهیم را به روشی جدید و نه مطابق کاربرد فعلی انگلیسی آنها ، دنبال کنیم. مجبور خواهیم بود با ذهن باز به آنها نگاه کنیم ، گویی برای اولین بار آنها را می بینیم.
بازگشت به اصول ضروری خواهد بود و از این طریق مى بينيم منظور مسیح و راه برای اولین مسیحیان چیست. کلمات کلیدی کتاب مقدس مانند "جان" ، "دل" ، "توبه" و "عقل" ، باید طوری بررسی شوند که گویی برای اولین بار آنها را می بینیم. به همین دلیل ، تصمیم گرفته شد که کلمات و مفاهیم کلیدی هنگام اولین بار به صورت مورب در بیایند و واژه نامه * ای برای تعریف آنها ارائه شود.
تئوسيس مروارید گران قیمتى است که مسیح به آن اشاره کرده است. این می تواند برای کسانی که مایل به پیمودن مسیر هستند به یک واقعیت حاضر تبدیل شود و بنابراین منحصراً یک تجربه پس از مرگ نیست. با تئوسيس از مرگ فراتر می رود. قديس پولس به این اشاره می کند وقتی می گوید ، "دیگر من نیستم که زندگی می کنم ، بلکه مسیح است که در من زندگی می کند."
بار دیگر ، در حالیکه قديس استفان اولين شهيد سنگسار می شد ، خود را به مسیح تقدیم کرد و از خدا خواست تا آزار و اذیت هایش بخشیده شود. سرود عید پاک ، "مسیح از مردگان برخاسته است ، او مرگ را با مرگ پایمال کرده است و به آنانى كه در قبرها هستند زندگی می بخشد" نیز گواه این موضوع است.
مسیحیت پیروزی بر مرگ است. بنابراین باشد كه این کتاب کوچک به همه ما کمک کند تا برای آنچه ضروری است تلاش کنیم ، آن چیزی که از ما نمی تواند گرفته شود.
🆔@LessonsOrthodox
📚کتاب "راه"
🎗پدر متالینوس
شکستگی خانواده مسیحی در همین جا متوقف نشد. بیگانگی پاپیس از روح اصیل انجیل و سكولارى شدن آن منجر به سوء استفاده هایی شد که به معنای واقعی کلمه سنت باستان را تغییر داده است (به تفتیش عقاید مقدس ، افراط گرايى، انباشت قدرت سیاسی و ثروت و غیره مراجعه کنید). این بیگانگی توسط مسیحیت غربی ، حتی توسط مسیحیان غربی قابل تحمل نبود. تولد دوباره ادبیات مذهبی ، تحولات سیاسی اجتماعی در اروپا - اما مهمتر از همه تخریب پاپیسم پس از اختلافات با رهبران سکولار برای کسب قدرت (مبارزه برای سرمایه گذاری) - همه منجر به "انقلاب" اصلاحات (پروتستانتیسم) در قرن شانزدهم شد ، که برای اولین بار در جهان مسیحى به مانند "ناخن هاى خشن" آلمانى اتفاق افتاد.
با این حال ، پروتستان ها ، در تلاش برای اصلاح مسیحیت زمان خود ، با لیبرالیسم افسارگسیخته خود ، نه تنها سوء استفاده هاى پاپیسم ، بلکه بسیاری از جوهر مسیحیت را نیز رد کردند (به عنوان مثال سنت مقدس ، كهانت ، آيين هاى مقدس ، درجه اسقفى و غیره) و بنابراین خود را از شخصیت واقعی کلیسا محروم کردند. امروزه تعداد بی شماری از شاخه های پروتستان بدعت گزار وجود دارد که فقط شاخه لوترين و انگلیکن عناصر سنت کلیسای باستان را حفظ کرده اند - به عنوان مثال درجه اسقفى ، برخی از آيين هاى مقدس و غیره - با این حال آنها روحانيت كليساى متحد را از دست داده اند. با این حال ، اکثر اعترافات پروتستان از روح کلیسای واقعی فاصله زیادی گرفته است ، به طوری که مسیحیتى را ارائه می دهند که به معنای واقعی کلمه تغییر شکل داده و تغییر یافته است.
پروتستانيسم با تنوع فراوان خود قادر نبود (و یا رهبران آن تمایلی نداشتند) برای کشف مسیحیت انجیل ، به ارتدوكس متوسل شوند. برعکس ، از قرن هفدهم به بعد ، تلاش های سیستماتیک توسط شاخه های مختلف پروتستان برای انقیاد روحانى شرق ارتدوكس، در چارچوب کار مبلغی پروتستان در سراسر جهان ، انجام شد. با این حال ، این کار تبلیغی هرگز مستقل از آرمان های سیاسی نبود ، مانند فعالیت های کالونیست های هلندی در كونستانتينوپل در قرن هفدهم ، در زمان پاتريارك سیریل لوکاریس پنجم (1621-1638). پروتستان ها در مبارزات خود علیه پاپیسم سعی در پیروزی بر پاترياركى كونستانتينوپل داشتند ، در حالی که همزمان در تلاش برای پروتستانى كردن آن و از طريق آن تمام ارتدوكسى بودند.
🆔@LessonsOrthodox
🎗پدر متالینوس
شکستگی خانواده مسیحی در همین جا متوقف نشد. بیگانگی پاپیس از روح اصیل انجیل و سكولارى شدن آن منجر به سوء استفاده هایی شد که به معنای واقعی کلمه سنت باستان را تغییر داده است (به تفتیش عقاید مقدس ، افراط گرايى، انباشت قدرت سیاسی و ثروت و غیره مراجعه کنید). این بیگانگی توسط مسیحیت غربی ، حتی توسط مسیحیان غربی قابل تحمل نبود. تولد دوباره ادبیات مذهبی ، تحولات سیاسی اجتماعی در اروپا - اما مهمتر از همه تخریب پاپیسم پس از اختلافات با رهبران سکولار برای کسب قدرت (مبارزه برای سرمایه گذاری) - همه منجر به "انقلاب" اصلاحات (پروتستانتیسم) در قرن شانزدهم شد ، که برای اولین بار در جهان مسیحى به مانند "ناخن هاى خشن" آلمانى اتفاق افتاد.
با این حال ، پروتستان ها ، در تلاش برای اصلاح مسیحیت زمان خود ، با لیبرالیسم افسارگسیخته خود ، نه تنها سوء استفاده هاى پاپیسم ، بلکه بسیاری از جوهر مسیحیت را نیز رد کردند (به عنوان مثال سنت مقدس ، كهانت ، آيين هاى مقدس ، درجه اسقفى و غیره) و بنابراین خود را از شخصیت واقعی کلیسا محروم کردند. امروزه تعداد بی شماری از شاخه های پروتستان بدعت گزار وجود دارد که فقط شاخه لوترين و انگلیکن عناصر سنت کلیسای باستان را حفظ کرده اند - به عنوان مثال درجه اسقفى ، برخی از آيين هاى مقدس و غیره - با این حال آنها روحانيت كليساى متحد را از دست داده اند. با این حال ، اکثر اعترافات پروتستان از روح کلیسای واقعی فاصله زیادی گرفته است ، به طوری که مسیحیتى را ارائه می دهند که به معنای واقعی کلمه تغییر شکل داده و تغییر یافته است.
پروتستانيسم با تنوع فراوان خود قادر نبود (و یا رهبران آن تمایلی نداشتند) برای کشف مسیحیت انجیل ، به ارتدوكس متوسل شوند. برعکس ، از قرن هفدهم به بعد ، تلاش های سیستماتیک توسط شاخه های مختلف پروتستان برای انقیاد روحانى شرق ارتدوكس، در چارچوب کار مبلغی پروتستان در سراسر جهان ، انجام شد. با این حال ، این کار تبلیغی هرگز مستقل از آرمان های سیاسی نبود ، مانند فعالیت های کالونیست های هلندی در كونستانتينوپل در قرن هفدهم ، در زمان پاتريارك سیریل لوکاریس پنجم (1621-1638). پروتستان ها در مبارزات خود علیه پاپیسم سعی در پیروزی بر پاترياركى كونستانتينوپل داشتند ، در حالی که همزمان در تلاش برای پروتستانى كردن آن و از طريق آن تمام ارتدوكسى بودند.
🆔@LessonsOrthodox