📚 کتاب ایمان و زندگی ارتدوکس 📚
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
✅ آیا در کلیسای ارتدوکس، اناجیل تنها کتابِ مقدس به شمار میروند؟ من در کتاب مقدسِ پروتستانها میبینم که کتابهای دیگری نیز وجود دارند. آیا کلیسای ارتدوکس آنها را نمیپذیرد؟
خوشبختانه با وجود تمام اختلافاتی که با آن شاخههای متفاوت داریم، اساساً تمام شاخههای مسیحی، دستکم در رابطه با کتابهای کتاب مقدس، با یکدیگر توافق دارند. میگویم «اساساً» چون پروتستانها ده کتاب عهدقدیم را که با عنوان «آپوکریفا» مشخص میکنند، جزئی از متون کتاب مقدس بهشمار نمیآورند.
اما بیایید بهجز اناجیل، دربارۀ کتابهای دیگری که بخشی از «کتاب مقدس» را تشکیل میدهند، مفصلتر بحث کنیم. در زمان خداوندگار عیسی مسیح و رسولانش، ۴۹ کتاب مقدس از زمان موسی نوشته شده بود که [یهودیان] متون آن را پیوسته در مکانهای دعا یا بهعبارتی، کنیسههای اسرائیلیها میخواندند. این کُتُب به زبان عبری نوشته شده بود، بهجز یکی از آنها به نام حکمت بنسیراخ که در قرن دوم قبل از میلاد و به زبان یونانی نوشته شده بود. از زمان اسکندر، هنگامی که این زبان بهاصطلاح «رایج» یونانی در سراسر سرزمینهای حوزۀ دریای مدیترانه، و حتی بهشکلی عمیقتر، در آسیا که یهودیان به آنجا مهاجرت کرده بودند، گسترش یافته بود، بسیاری از ایشان زبان عبری را فراموش کرده بودند و به زبان یونانی صحبت میکردند. حتی در اورشلیم، یک کنیسه به زبان یونانی دایر بود. با اقدامی از سوی پتولمی فیلادلفوس دوم (۲۸۵-۲۴۶)، پادشاه یونانیتبار مصر، کمیتهای بزرگ متشکل از ۷۲ یهودی تحصیلکرده و حاذق در هر دو زبان یونانی و عبری، با هدف ترجمۀ ۴۸ کتاب مقدس به زبان یونانی تشکیل شد که تا آن زمان فقط به زبان عبری موجود بود. بعداً کتابی را که از ابتدا به زبان یونانی نوشته شد، بدان افزودند و بدین ترتیب کتاب مقدس شکل گرفت. این مجموعه از کتابها «عهدقدیمِ سپتواگینت» نام گرفت که به تعداد همان هفتاد مترجم اشاره دارد. مترجمین در واقع ۷۲ تن بودند، اما برای اختصار، نام «هفتاد» را روی آن ترجمه گذاشتند. این ترجمه که کلیسای ما از آن زمان تاکنون از آن استفاده کرده، قطعاً برای رسولان مقدس شناخته شده بود.
باید اضافه کنیم که مسیحیان و یهودیان که بعد از ویرانی اورشلیم به سرزمینهای مختلف پراکنده شده بودند، برای قرنها از این ترجمۀ «هفتادتنان» استفاده میکردند. اما عدهای از یهودیان تحصیلکرده و متعصب وجود داشتند که با نام یونانیشدۀ «Masoretes» معروف بودند، ایشان از این موضوع ناراحت شده بودند که مسیحیان از کتاب مقدس ایشان استفاده میکردند تا ثابت کنند هر آنچه در عهدقدیم در رابطه با مسیح موعود نوشته شده، در شخصِ عیسی تحقق یافته و اجداد آنان او را به صلیب کشیده بودند. لذا، این دسته از یهودیان پس از رد کردن ۱۰ کتاب، ۳۹ کتاب عهدقدیم را دوباره به عبری نوشتند و عبارات و مفاهیمی را که مسیحیان از آنها بهعنوان استدلالهایی برای ثابت کردن عقاید و تفکراتشان استفاده میکردند، حذف نمودند. این نسخه از عهدقدیم که به زبان عبری بود، «ماسورایی» نامیده شد که از نام یهودیان «ماسوریت»[2] که بدست ایشان نوشته شد، گرفته شده است. پروتستانها که از کلیسای کاتولیک رومی جدا شدند، از قرن شانزدهم این متن را پذیرفتهاند.
کلیسای کاتولیک رومی مانند کلیسای ارتدوکس، ۴۹ کتاب عهدقدیم را قبول دارد. کلیسای انگلیکن و لوتری ۴۹ کتاب عهدقدیم را قبول دارند، اما ۳۹ کتاب از آنها را قانونی و معیار دانسته و ۱۰ کتاب دیگر را «مجاز برای خواندن» میدانند، یعنی به عبارتی خواندن آنها را سودمند تلقی میکنند.
......................................
[2] گروههایی از یهودیان بسیار تحصیل کرده و پایبند به سنت یهود به ماسوریتها معروف بودند (از کلمۀ عبری شُمری ماسوریت= «حامیان و حافظان سنت»)؛ ایشان بین قرن ششم و دهم م. میزیستند (=دورانِ پس از تولد مسیح (CE) یا پس از میلاد (A.D)).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
✅ آیا در کلیسای ارتدوکس، اناجیل تنها کتابِ مقدس به شمار میروند؟ من در کتاب مقدسِ پروتستانها میبینم که کتابهای دیگری نیز وجود دارند. آیا کلیسای ارتدوکس آنها را نمیپذیرد؟
خوشبختانه با وجود تمام اختلافاتی که با آن شاخههای متفاوت داریم، اساساً تمام شاخههای مسیحی، دستکم در رابطه با کتابهای کتاب مقدس، با یکدیگر توافق دارند. میگویم «اساساً» چون پروتستانها ده کتاب عهدقدیم را که با عنوان «آپوکریفا» مشخص میکنند، جزئی از متون کتاب مقدس بهشمار نمیآورند.
اما بیایید بهجز اناجیل، دربارۀ کتابهای دیگری که بخشی از «کتاب مقدس» را تشکیل میدهند، مفصلتر بحث کنیم. در زمان خداوندگار عیسی مسیح و رسولانش، ۴۹ کتاب مقدس از زمان موسی نوشته شده بود که [یهودیان] متون آن را پیوسته در مکانهای دعا یا بهعبارتی، کنیسههای اسرائیلیها میخواندند. این کُتُب به زبان عبری نوشته شده بود، بهجز یکی از آنها به نام حکمت بنسیراخ که در قرن دوم قبل از میلاد و به زبان یونانی نوشته شده بود. از زمان اسکندر، هنگامی که این زبان بهاصطلاح «رایج» یونانی در سراسر سرزمینهای حوزۀ دریای مدیترانه، و حتی بهشکلی عمیقتر، در آسیا که یهودیان به آنجا مهاجرت کرده بودند، گسترش یافته بود، بسیاری از ایشان زبان عبری را فراموش کرده بودند و به زبان یونانی صحبت میکردند. حتی در اورشلیم، یک کنیسه به زبان یونانی دایر بود. با اقدامی از سوی پتولمی فیلادلفوس دوم (۲۸۵-۲۴۶)، پادشاه یونانیتبار مصر، کمیتهای بزرگ متشکل از ۷۲ یهودی تحصیلکرده و حاذق در هر دو زبان یونانی و عبری، با هدف ترجمۀ ۴۸ کتاب مقدس به زبان یونانی تشکیل شد که تا آن زمان فقط به زبان عبری موجود بود. بعداً کتابی را که از ابتدا به زبان یونانی نوشته شد، بدان افزودند و بدین ترتیب کتاب مقدس شکل گرفت. این مجموعه از کتابها «عهدقدیمِ سپتواگینت» نام گرفت که به تعداد همان هفتاد مترجم اشاره دارد. مترجمین در واقع ۷۲ تن بودند، اما برای اختصار، نام «هفتاد» را روی آن ترجمه گذاشتند. این ترجمه که کلیسای ما از آن زمان تاکنون از آن استفاده کرده، قطعاً برای رسولان مقدس شناخته شده بود.
باید اضافه کنیم که مسیحیان و یهودیان که بعد از ویرانی اورشلیم به سرزمینهای مختلف پراکنده شده بودند، برای قرنها از این ترجمۀ «هفتادتنان» استفاده میکردند. اما عدهای از یهودیان تحصیلکرده و متعصب وجود داشتند که با نام یونانیشدۀ «Masoretes» معروف بودند، ایشان از این موضوع ناراحت شده بودند که مسیحیان از کتاب مقدس ایشان استفاده میکردند تا ثابت کنند هر آنچه در عهدقدیم در رابطه با مسیح موعود نوشته شده، در شخصِ عیسی تحقق یافته و اجداد آنان او را به صلیب کشیده بودند. لذا، این دسته از یهودیان پس از رد کردن ۱۰ کتاب، ۳۹ کتاب عهدقدیم را دوباره به عبری نوشتند و عبارات و مفاهیمی را که مسیحیان از آنها بهعنوان استدلالهایی برای ثابت کردن عقاید و تفکراتشان استفاده میکردند، حذف نمودند. این نسخه از عهدقدیم که به زبان عبری بود، «ماسورایی» نامیده شد که از نام یهودیان «ماسوریت»[2] که بدست ایشان نوشته شد، گرفته شده است. پروتستانها که از کلیسای کاتولیک رومی جدا شدند، از قرن شانزدهم این متن را پذیرفتهاند.
کلیسای کاتولیک رومی مانند کلیسای ارتدوکس، ۴۹ کتاب عهدقدیم را قبول دارد. کلیسای انگلیکن و لوتری ۴۹ کتاب عهدقدیم را قبول دارند، اما ۳۹ کتاب از آنها را قانونی و معیار دانسته و ۱۰ کتاب دیگر را «مجاز برای خواندن» میدانند، یعنی به عبارتی خواندن آنها را سودمند تلقی میکنند.
......................................
[2] گروههایی از یهودیان بسیار تحصیل کرده و پایبند به سنت یهود به ماسوریتها معروف بودند (از کلمۀ عبری شُمری ماسوریت= «حامیان و حافظان سنت»)؛ ایشان بین قرن ششم و دهم م. میزیستند (=دورانِ پس از تولد مسیح (CE) یا پس از میلاد (A.D)).
☦@LessonsOrthodox
📚 کتاب ایمان و زندگی ارتدوکس 📚
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
✅ به بیانی دیگر، عهدقدیم کتاب مقدس یهودیان است که قبل از مسیح نوشته شد. پس چرا مسیحیان به این کتاب علاقه دارند؟ چرا کلیسا عهدقدیم را کتابی مقدس میدانند؟
این سؤال بجاست، اما از سوی کسانی مطرح میشود که چیزی دربارۀ محتوای عهدقدیم نمیدانند. عهدقدیم خلقت جهان و بشر، ماجرای گناه اولیه که نخستین انسانهای خلقشده، یعنی آدم و حوا مرتکب آن شدند، و نقشۀ خدا برای نجات بشر را معرفی میکند.
خدا با دادن شریعتش و از طریق سایر روشهای تعلیمی فوقالعاده، قومی را آماده میکند که از میان آنها مسیح موعود خواهد آمد.
خدا در زمانهای مختلف افرادی روشنبین، یعنی انبیاء خود را فرستاد تا قومش را هدایت کرده و ارادهاش را به ایشان برسانند. او از طریق آیات و نشانهها یکی پس از دیگری و از طریق انبیای روشنبین آمدن مسیح موعود را از پیش خبر داد و مردم را در این زمینه که چگونه باید او را بهشایستگی بپذیرند، آماده کرد. پدران بزرگ کلیسا عهد قديم را تحت عنوان «معلمی که ما را به مسیح میرساند» توصیف کردهاند (م.ک. ۱-قرن ۴:۱۵ و غلا ۳:۲۴). ما میبینیم که هر آنچه عهدقدیم از پیش خبر داده، در عهدجدید تحقق یافته است. به همین دلیل مسیح و شاگردانش به متون عهدقدیم اشاره میکنند و در واقع آن را تفسیر نیز میکنند.
عیسی بهوضوح بیان داشت: «گمان مبرید که آمدهام تا تورات [شریعت موسی] و نوشتههای پیامبران را نسخ کنم؛ نیامدهام تا آنها را نسخ کنم، بلکه آمدهام تا تحققشان بخشم» (متی ۵:۱۷). او در ادامۀ موعظۀ بالای کوهِ جلیل، ده فرمانی را که در عهدقدیم آمده با جزئیات تکمیل میکند (م.ک. متی ۵:۲۱-۴۷). از این رو، عهدقدیم و عهدجدید فینفسه به یکدیگر مربوط هستند. یکی از آنها ما را در درک دیگری یاری میرساند. به همین علت است که هر دوِ آنها کتابمقدس را تشکیل میدهند و کلیسا آن را بهعنوان اساس و بنیان تعالیم اخلاقی و اعتقادی خود بهکار میگیرد.
✅مفهوم اصطلاح «عهد» چیست؟ چرا دو بخش کتابمقدس عهد «قدیم» و «جدید» خوانده میشوند؟
کلمۀ «عهد» در کتابمقدس دو معنا دارد: اولی اشاره به «توافقی» دارد که خدا با انسان بهعمل میآوَرَد، و بر طبق آن، خدا محافظت، ملکیت و اموال خود را به انسان میدهد و انسان توافق میکند که از ارادۀ او اطاعت کند. ما این نوع «عهد» را در مورد ابراهیم مشاهده میکنیم. خدا به ابراهیم فرمود: «دیار غربت تو، یعنی تمام سرزمین کنعان را به تو و پس از تو به نسل تو، به ملکیت ابدی خواهم داد...» (پیدایش ۱۷:۸). «و اما تو! تو باید عهد مرا نگاه داری، آری، تو و فرزندانت، پس از تو، نسل اندر نسل» (پیدایش ۱۷:۹).
دومین مفهومِ «عهد» عبارت است از رساندن شریعت از سوی خدا به انسان و عمل کردن انسان به آن. این امر نخستین بار بر روی کوه سینا اتفاق افتاد، زمانی که خدا شریعت خود را به موسی داد و «آنگاه موسی همۀ سخنان خداوند را نوشت... آنگاه کتاب عهد را برگرفت و آن را در حالی که قوم گوش فرا میدادند، برای ایشان قرائت کرد. آنها در پاسخ گفتند: ”هرآنچه خداوند گفته است به جا خواهیم آورد و مطیع خواهیم بود.“» (خروج ۲۴:۴،۷). آن دو لوح که موسی دریافت کرد و خلاصۀ شریعت روی آن نوشته شده بود، «لوحهای عهد» نام دارند: «خداوند دو لوح سنگی، یعنی لوحهای عهد را به من داد» (تثنیه ۹:۱۱).
این همان عهدقدیمی بود که خدا به انسان داد. در نتیجه، کتابی که تمام متون نوشته شده از سوی موسی، انبیاء و نویسندگان مقدسی که قبل از مسیح میزیستند را در خود جای میدهد، «عهدقدیم» نامیده شده و کتاب دیگر از آنجا که مسیح به رسولان و کلیسا داد، «عهدجدید» نامیده میشود.
عیسی نخستین کسی بود که از اصطلاح «عهدجدید» استفاده کرد. او شب قبل از دستگیری و محکومیت به مرگ روی صلیب، و در طول شام آخری که با شاگردانش داشت، تمام آنچه را که برای ایشان لازم و ضروری بود با جزئیات خلاصه نمود، چیزهایی که شاگردان بدان نیاز داشتند تا بتوانند کاری را که عیسی بدیشان محول کرده بود، ادامه دهند (م.ک. یوحنا ۱۳-۱۷). در حین شام، عیسی «جام را برگرفت و پس از شکرگزاری آن را به شاگردان داد و گفت: ”همۀ شما از این بنوشید. این است خون من برای عهد [جدید] که بهخاطر بسیاری به جهت آمرزش گناهان ریخته میشود“» (متی ۲۶:۲۷-۲۸ و لوقا ۲۲:۲۰). از این طریق، خداوندگار با خون مقدس خود که چند ساعت بعد بر روی صلیب ریخته شد، عهد جدید با کلیسا را تأیید نمود. بعلاوه، کتاب مقدسی که حاوی چهار انجیل و تمام متون مقدسی میباشد که رسولان تحت الهام روح القدس نوشتند، عهدجدید نام گرفته است.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
✅ به بیانی دیگر، عهدقدیم کتاب مقدس یهودیان است که قبل از مسیح نوشته شد. پس چرا مسیحیان به این کتاب علاقه دارند؟ چرا کلیسا عهدقدیم را کتابی مقدس میدانند؟
این سؤال بجاست، اما از سوی کسانی مطرح میشود که چیزی دربارۀ محتوای عهدقدیم نمیدانند. عهدقدیم خلقت جهان و بشر، ماجرای گناه اولیه که نخستین انسانهای خلقشده، یعنی آدم و حوا مرتکب آن شدند، و نقشۀ خدا برای نجات بشر را معرفی میکند.
خدا با دادن شریعتش و از طریق سایر روشهای تعلیمی فوقالعاده، قومی را آماده میکند که از میان آنها مسیح موعود خواهد آمد.
خدا در زمانهای مختلف افرادی روشنبین، یعنی انبیاء خود را فرستاد تا قومش را هدایت کرده و ارادهاش را به ایشان برسانند. او از طریق آیات و نشانهها یکی پس از دیگری و از طریق انبیای روشنبین آمدن مسیح موعود را از پیش خبر داد و مردم را در این زمینه که چگونه باید او را بهشایستگی بپذیرند، آماده کرد. پدران بزرگ کلیسا عهد قديم را تحت عنوان «معلمی که ما را به مسیح میرساند» توصیف کردهاند (م.ک. ۱-قرن ۴:۱۵ و غلا ۳:۲۴). ما میبینیم که هر آنچه عهدقدیم از پیش خبر داده، در عهدجدید تحقق یافته است. به همین دلیل مسیح و شاگردانش به متون عهدقدیم اشاره میکنند و در واقع آن را تفسیر نیز میکنند.
عیسی بهوضوح بیان داشت: «گمان مبرید که آمدهام تا تورات [شریعت موسی] و نوشتههای پیامبران را نسخ کنم؛ نیامدهام تا آنها را نسخ کنم، بلکه آمدهام تا تحققشان بخشم» (متی ۵:۱۷). او در ادامۀ موعظۀ بالای کوهِ جلیل، ده فرمانی را که در عهدقدیم آمده با جزئیات تکمیل میکند (م.ک. متی ۵:۲۱-۴۷). از این رو، عهدقدیم و عهدجدید فینفسه به یکدیگر مربوط هستند. یکی از آنها ما را در درک دیگری یاری میرساند. به همین علت است که هر دوِ آنها کتابمقدس را تشکیل میدهند و کلیسا آن را بهعنوان اساس و بنیان تعالیم اخلاقی و اعتقادی خود بهکار میگیرد.
✅مفهوم اصطلاح «عهد» چیست؟ چرا دو بخش کتابمقدس عهد «قدیم» و «جدید» خوانده میشوند؟
کلمۀ «عهد» در کتابمقدس دو معنا دارد: اولی اشاره به «توافقی» دارد که خدا با انسان بهعمل میآوَرَد، و بر طبق آن، خدا محافظت، ملکیت و اموال خود را به انسان میدهد و انسان توافق میکند که از ارادۀ او اطاعت کند. ما این نوع «عهد» را در مورد ابراهیم مشاهده میکنیم. خدا به ابراهیم فرمود: «دیار غربت تو، یعنی تمام سرزمین کنعان را به تو و پس از تو به نسل تو، به ملکیت ابدی خواهم داد...» (پیدایش ۱۷:۸). «و اما تو! تو باید عهد مرا نگاه داری، آری، تو و فرزندانت، پس از تو، نسل اندر نسل» (پیدایش ۱۷:۹).
دومین مفهومِ «عهد» عبارت است از رساندن شریعت از سوی خدا به انسان و عمل کردن انسان به آن. این امر نخستین بار بر روی کوه سینا اتفاق افتاد، زمانی که خدا شریعت خود را به موسی داد و «آنگاه موسی همۀ سخنان خداوند را نوشت... آنگاه کتاب عهد را برگرفت و آن را در حالی که قوم گوش فرا میدادند، برای ایشان قرائت کرد. آنها در پاسخ گفتند: ”هرآنچه خداوند گفته است به جا خواهیم آورد و مطیع خواهیم بود.“» (خروج ۲۴:۴،۷). آن دو لوح که موسی دریافت کرد و خلاصۀ شریعت روی آن نوشته شده بود، «لوحهای عهد» نام دارند: «خداوند دو لوح سنگی، یعنی لوحهای عهد را به من داد» (تثنیه ۹:۱۱).
این همان عهدقدیمی بود که خدا به انسان داد. در نتیجه، کتابی که تمام متون نوشته شده از سوی موسی، انبیاء و نویسندگان مقدسی که قبل از مسیح میزیستند را در خود جای میدهد، «عهدقدیم» نامیده شده و کتاب دیگر از آنجا که مسیح به رسولان و کلیسا داد، «عهدجدید» نامیده میشود.
عیسی نخستین کسی بود که از اصطلاح «عهدجدید» استفاده کرد. او شب قبل از دستگیری و محکومیت به مرگ روی صلیب، و در طول شام آخری که با شاگردانش داشت، تمام آنچه را که برای ایشان لازم و ضروری بود با جزئیات خلاصه نمود، چیزهایی که شاگردان بدان نیاز داشتند تا بتوانند کاری را که عیسی بدیشان محول کرده بود، ادامه دهند (م.ک. یوحنا ۱۳-۱۷). در حین شام، عیسی «جام را برگرفت و پس از شکرگزاری آن را به شاگردان داد و گفت: ”همۀ شما از این بنوشید. این است خون من برای عهد [جدید] که بهخاطر بسیاری به جهت آمرزش گناهان ریخته میشود“» (متی ۲۶:۲۷-۲۸ و لوقا ۲۲:۲۰). از این طریق، خداوندگار با خون مقدس خود که چند ساعت بعد بر روی صلیب ریخته شد، عهد جدید با کلیسا را تأیید نمود. بعلاوه، کتاب مقدسی که حاوی چهار انجیل و تمام متون مقدسی میباشد که رسولان تحت الهام روح القدس نوشتند، عهدجدید نام گرفته است.
☦@LessonsOrthodox
📚 کتاب ایمان و زندگی ارتدوکس 📚
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
✅ کدامیک از این متون مربوط به عهدقدیم و کدام مربوط به عهدجدید میباشند؟
برای اینکه یک جهتگیری درست داشته باشیم، بیایید به فهرست مطالب کتابمقدس رجوع کنیم.
در صفحۀ فهرست مطالب و در بخش نخست، کتابهای عهدقدیم را مشاهده میکنیم. همانطور که گفتیم، تعداد این کتابها ۴۹ عدد میباشد. این کتابها بهلحاظ محتوایی به دستهبندیهای زیر تقسیم شدهاند:
کتابهای تاریخی
۱.کُتُب پنجگانۀ عهدقدیم:
الف) پیدایش، ب) خروج، ج) لاویان، د) اعداد، هـ) تثنیه.
این کُتُب به موسی نسبت داده شدهاند. وقایع مهم و بسیار جالبی در این کُتُب ثبت شده است:
آفرینش دنیا و انسان.
سقوط نخستین زوج و پیامدهای آن.
طوفان نوح.
دعوت ابراهیم.
روایت فرزندان یا نسلهای ابراهیم.
ساکن شدن ۱۲ قبیلۀ اسرائیل در مصر.
دعوت خدا از موسی و فرستادن او به مأموریتِ آزادسازی اسرائیلیها از چنگال اسارت مصریان.
خروج اسرائیلیها از مصر.
عبور حیرتانگیز از دریای سرخ.
دریافت شریعت خدا از سوی موسی بر روی کوه سینا
ماجرای [سرگردانی] اسرائیلیها در بیابان برای چندین دهه و حفاظت معجزهآسای خدا.
درگذشت موسی پیش از رسیدن اسرائیلیها به اریحا، که با این ماجرا پنجمین کتاب از کُتُب پنجگانۀ عهدقدیم، یعنی تثنیه پایان میپذیرد.
۲. یوشع
وقایعی که در این کتاب نوشته شده، ادامۀ وقایع موجود در کُتُب پنجگانه میباشد.
پس از درگذشت موسی، خدا یوشع را به رهبری قوم اسرائیل میگمارد. قوم اسرائیل با مداخلۀ معجزهآسای خدا اریحا را به تصرف درمیآورد.
دوازده قبیلۀ اسرائیل در کنعان، «سرزمین وعده» ساکن میشوند. از این طریق وعدۀ خدا به ابراهیم که فرموده بود نسل او در این منطقه ساکن خواهند شد، به تحقق رسید.
خودِ یوشع نویسندۀ این کتاب محسوب میشود، البته به جز فصل آخر که به درگذشت او اشاره دارد.
سایر کُتُب تاریخی عهدقدیم، به ترتیبِ ترجمۀ سپتواگینت عبارتند از:
۳. داوران
۴. روت
۵. اول، دوم، سوم و چهارم پادشاهان (اول، دوم سموئیل و اول، دوم پادشاهان)
۶. اول و دوم تواریخ
۷. اول و دوم عزرا
۸. نحمیا
۹. طوبیا
۱۰. یهودیت
۱۱. استر
۱۲. اول، دوم و سوم مکابیان
در طول ماجراهای مربوط به قوم اسرائیل، حضور و تدارک دائم خدا به طرق مختلف و شگفتانگیزی آشکار شده است، البته توجه و دغدغۀ پدرانۀ او را نیز نسبت به آنانی که از او دور میشوند، مشاهده میکنیم، بهطوری که ایشان را از طریق توبه نزد خود بازمیگرداند تا از این طریق، از میراث و داراییها بهرهمند گردند.
کُتُب شعری و حکمت:
الف. مزامیر
این کتاب حاوی ۱۵۱ دعا-مزمور میباشد.
نام مزامیر برگرفته از سرودهای روحانی است که در یک گروه موسیقی خوانده میشود و دیوان مزامیر نام دارد. محتوای مزامیر قلب هر ایمانداری را عمیقاً تکان میدهد، زیرا مستقیماً به تمام نیازهای روحانی و عاطفی هر انسانی پاسخ میدهد. محتوای این مزامیر عبارتند از ستایش و شکرگزاری از خدا؛ درخواست تسلی و حفاظت در زمانهای غم و خطر، بیماری، بیعدالتی و بسیاری شرایط سخت دیگر. در مورد مزامیر توبه نیز- به خصوص مزمور پنجاه و یکم- فرد گناهکار و فروتن در برابر خدای پدر که دلسوز و بامحبت است، عمیقاً توبه میکند و بهخاطر گناهانش از او طلب بخشش میکند.
به همین دلیل است که ایماندار هر روز، در مراسم پرستش کلیسا و در دعاهای شخصی، از مزامیر استفاده میکند. ما در کلیساهای مقدس خود، هر هفته و در طول جلسات مقدسمان، کل دیوان مزامیر را میخوانیم. برخی از آنها را با حالت سرود میخوانیم و بعضی از آنها را روخوانی میکنیم. استفاده از مزامیر در دعاهای شخصیمان بسیار مؤثر و مفید است، بهخصوص آنهایی که بهشکلی مستقیمتر با نیازهای روحانی ما در ارتباط هستند.
کتاب مزامیر در دوران داوود پادشاه و پسرش سلیمان (حدود ۱۰۵۰ ق.م.) شروع به شکل گرفتن کرد و در طول دوران نحمیا (حدود ۴۵۰ ق.م.) تکمیل گردید.
ب. ایوب
ج. جامعه
د. غزل غزلها (یا غزلهای سلیمان)
ه. حکمت سلیمان
و. حکمت بنسیراخ
کُتُب نبوتی؛
این کُتُب در دو دسته جای میگیرند:
۱. متونی که «انبیاء بزرگ» نامیده شده و طولانیتر میباشند و
۲. متونی که «انبیاء کوچک» نامیده شده و کوتاه میباشند.
انبیای بزرگ چهار تن میباشند:
الف. اشعیا
ب. ارمیا: متون ارمیای نبی عبارتند از: مراثی ارمیا، نامههای ارمیا و باروک.
ج. حزقیال
د. دانیال
انبیاء کوچک دوازده تن هستند و مجموع متون ایشان «دوازده نبی» (به یونانی: Dodecapropheton) نامیده میشود. این کُتُب عبارتند از:
هوشع، عاموس، یوئیل، عوبدیا، یونس، ناحوم، حبقوق، صفنیا، حجّی، زکریا، ملاکی.
..................................................
✅برای دریافت یازده کتب عهد قدیم از کتاب مقدس ارتدوکس می توانید به کانال ایران ارتدوکس مراجعه نمایید(@ORTHODOXIRAN )
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
✅ کدامیک از این متون مربوط به عهدقدیم و کدام مربوط به عهدجدید میباشند؟
برای اینکه یک جهتگیری درست داشته باشیم، بیایید به فهرست مطالب کتابمقدس رجوع کنیم.
در صفحۀ فهرست مطالب و در بخش نخست، کتابهای عهدقدیم را مشاهده میکنیم. همانطور که گفتیم، تعداد این کتابها ۴۹ عدد میباشد. این کتابها بهلحاظ محتوایی به دستهبندیهای زیر تقسیم شدهاند:
کتابهای تاریخی
۱.کُتُب پنجگانۀ عهدقدیم:
الف) پیدایش، ب) خروج، ج) لاویان، د) اعداد، هـ) تثنیه.
این کُتُب به موسی نسبت داده شدهاند. وقایع مهم و بسیار جالبی در این کُتُب ثبت شده است:
آفرینش دنیا و انسان.
سقوط نخستین زوج و پیامدهای آن.
طوفان نوح.
دعوت ابراهیم.
روایت فرزندان یا نسلهای ابراهیم.
ساکن شدن ۱۲ قبیلۀ اسرائیل در مصر.
دعوت خدا از موسی و فرستادن او به مأموریتِ آزادسازی اسرائیلیها از چنگال اسارت مصریان.
خروج اسرائیلیها از مصر.
عبور حیرتانگیز از دریای سرخ.
دریافت شریعت خدا از سوی موسی بر روی کوه سینا
ماجرای [سرگردانی] اسرائیلیها در بیابان برای چندین دهه و حفاظت معجزهآسای خدا.
درگذشت موسی پیش از رسیدن اسرائیلیها به اریحا، که با این ماجرا پنجمین کتاب از کُتُب پنجگانۀ عهدقدیم، یعنی تثنیه پایان میپذیرد.
۲. یوشع
وقایعی که در این کتاب نوشته شده، ادامۀ وقایع موجود در کُتُب پنجگانه میباشد.
پس از درگذشت موسی، خدا یوشع را به رهبری قوم اسرائیل میگمارد. قوم اسرائیل با مداخلۀ معجزهآسای خدا اریحا را به تصرف درمیآورد.
دوازده قبیلۀ اسرائیل در کنعان، «سرزمین وعده» ساکن میشوند. از این طریق وعدۀ خدا به ابراهیم که فرموده بود نسل او در این منطقه ساکن خواهند شد، به تحقق رسید.
خودِ یوشع نویسندۀ این کتاب محسوب میشود، البته به جز فصل آخر که به درگذشت او اشاره دارد.
سایر کُتُب تاریخی عهدقدیم، به ترتیبِ ترجمۀ سپتواگینت عبارتند از:
۳. داوران
۴. روت
۵. اول، دوم، سوم و چهارم پادشاهان (اول، دوم سموئیل و اول، دوم پادشاهان)
۶. اول و دوم تواریخ
۷. اول و دوم عزرا
۸. نحمیا
۹. طوبیا
۱۰. یهودیت
۱۱. استر
۱۲. اول، دوم و سوم مکابیان
در طول ماجراهای مربوط به قوم اسرائیل، حضور و تدارک دائم خدا به طرق مختلف و شگفتانگیزی آشکار شده است، البته توجه و دغدغۀ پدرانۀ او را نیز نسبت به آنانی که از او دور میشوند، مشاهده میکنیم، بهطوری که ایشان را از طریق توبه نزد خود بازمیگرداند تا از این طریق، از میراث و داراییها بهرهمند گردند.
کُتُب شعری و حکمت:
الف. مزامیر
این کتاب حاوی ۱۵۱ دعا-مزمور میباشد.
نام مزامیر برگرفته از سرودهای روحانی است که در یک گروه موسیقی خوانده میشود و دیوان مزامیر نام دارد. محتوای مزامیر قلب هر ایمانداری را عمیقاً تکان میدهد، زیرا مستقیماً به تمام نیازهای روحانی و عاطفی هر انسانی پاسخ میدهد. محتوای این مزامیر عبارتند از ستایش و شکرگزاری از خدا؛ درخواست تسلی و حفاظت در زمانهای غم و خطر، بیماری، بیعدالتی و بسیاری شرایط سخت دیگر. در مورد مزامیر توبه نیز- به خصوص مزمور پنجاه و یکم- فرد گناهکار و فروتن در برابر خدای پدر که دلسوز و بامحبت است، عمیقاً توبه میکند و بهخاطر گناهانش از او طلب بخشش میکند.
به همین دلیل است که ایماندار هر روز، در مراسم پرستش کلیسا و در دعاهای شخصی، از مزامیر استفاده میکند. ما در کلیساهای مقدس خود، هر هفته و در طول جلسات مقدسمان، کل دیوان مزامیر را میخوانیم. برخی از آنها را با حالت سرود میخوانیم و بعضی از آنها را روخوانی میکنیم. استفاده از مزامیر در دعاهای شخصیمان بسیار مؤثر و مفید است، بهخصوص آنهایی که بهشکلی مستقیمتر با نیازهای روحانی ما در ارتباط هستند.
کتاب مزامیر در دوران داوود پادشاه و پسرش سلیمان (حدود ۱۰۵۰ ق.م.) شروع به شکل گرفتن کرد و در طول دوران نحمیا (حدود ۴۵۰ ق.م.) تکمیل گردید.
ب. ایوب
ج. جامعه
د. غزل غزلها (یا غزلهای سلیمان)
ه. حکمت سلیمان
و. حکمت بنسیراخ
کُتُب نبوتی؛
این کُتُب در دو دسته جای میگیرند:
۱. متونی که «انبیاء بزرگ» نامیده شده و طولانیتر میباشند و
۲. متونی که «انبیاء کوچک» نامیده شده و کوتاه میباشند.
انبیای بزرگ چهار تن میباشند:
الف. اشعیا
ب. ارمیا: متون ارمیای نبی عبارتند از: مراثی ارمیا، نامههای ارمیا و باروک.
ج. حزقیال
د. دانیال
انبیاء کوچک دوازده تن هستند و مجموع متون ایشان «دوازده نبی» (به یونانی: Dodecapropheton) نامیده میشود. این کُتُب عبارتند از:
هوشع، عاموس، یوئیل، عوبدیا، یونس، ناحوم، حبقوق، صفنیا، حجّی، زکریا، ملاکی.
..................................................
✅برای دریافت یازده کتب عهد قدیم از کتاب مقدس ارتدوکس می توانید به کانال ایران ارتدوکس مراجعه نمایید(@ORTHODOXIRAN )
☦@LessonsOrthodox
📚 کتاب ایمان و زندگی ارتدوکس 📚
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
✅ انبیاء کیستند؟ آیا ایشان همچون کسانی هستند که مردم از آنان دربارۀ آینده پرس و جو میکنند؟
هیچ رابطهای وجود ندارد بین انبیای عهدقدیم و طالعبینان، تمام کسانی که با ارواح سر و کار دارند، و کسانی که اتفاقاتی را که ممکن است در آینده رخ دهد، پیشگویی کرده، مردم را فریب میدهند. انبیاء در ایمان و سرسپردگی به خدا و همچنین در تلاش خود برای اینکه ارادۀ خدای حقیقی و یکتا در دنیا حاکم شود، از دیگران متمایز بودند. در شرایط بحرانی و خاص، خدا افرادی پارسا و دیندار را فرامیخواند و این وظیفه را به ایشان محول میکرد که ارادۀ خویش را به حکام یا مردم آشکار نمایند. نبی فرمان خدا را دریافت میکرد و احساس میکرد که این فرمان همچون آتشی است که او را میسوزاند، و تا آن را آشکار نسازد، آرام نمیگیرد. او نه کلام خویش، بلکه تنها کلام خدا را بیان میکرد، همان کلامی که خدا او را به بیان آن حکم فرموده بود. به همین دلیل است که انبیاء معمولاً با این عبارت آغاز میکردند: «این است فرمودۀ خداوند.» اگر خدا به ایشان اختیار و اجازه نمیداد، هیچ چیز نمیگفتند.
✅انبیاء معمولاً در مورد چه مسائلی صحبت میکردند؟
خدا گاه انبیاء را به توبیخ برخی افراد یا بهطور کلی تمامی قوم اسرائیل مأمور میکرد، از آنجایی که رفتار و اعمال ایشان بر خلاف ارادۀ خدا بود و انبیاء ایشان را به توبه دعوت میکردند.
در سایر مواقع، انبیاء وقایعی را که در آینده اتفاق میافتاد، پیشگویی میکردند تا قوم اسرائیل بهخوبی خود را برای آنها آماده سازند. بسیاری از نبوتها، آمدن مسیح موعود به دنیا را از پیش خبر میدهند و اشاراتی جزئی و واضح به زندگی او میکنند: یعنی مکانی که قرار است به دنیا آید، جایی که قرار است زندگی کند، معجزاتی که برای کمک به فقیران، بیماران و ضعیفان انجام خواهد داد، جفاهایی که خواهد دید، محکومیت او به مرگ، مصلوب شدن، رستاخیز و صعود او به آسمان.
تمام این نبوتها با جزئیاتش در شخصِ عیسی مسیح تحقق یافتهاند. اشعیای نبی بهطور خاص «انجیلنگار پنجم» خوانده شده، از آنجایی که هشت قرن قبل از مسیح، زندگی و کار او را توصیف میکند، درست مثل کاری که چهار انجیلنگار انجام دادهاند.
برای خلاصهکردن آنچه مختصراً دربارۀ ۴۹ کتاب عهدقدیم بیان کردیم، میتوانیم بگوییم که عهدقدیم بشر را برای پذیرش مسیح موعود آماده کرد، تا به او ایمان آورند و نجات یابند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
✅ انبیاء کیستند؟ آیا ایشان همچون کسانی هستند که مردم از آنان دربارۀ آینده پرس و جو میکنند؟
هیچ رابطهای وجود ندارد بین انبیای عهدقدیم و طالعبینان، تمام کسانی که با ارواح سر و کار دارند، و کسانی که اتفاقاتی را که ممکن است در آینده رخ دهد، پیشگویی کرده، مردم را فریب میدهند. انبیاء در ایمان و سرسپردگی به خدا و همچنین در تلاش خود برای اینکه ارادۀ خدای حقیقی و یکتا در دنیا حاکم شود، از دیگران متمایز بودند. در شرایط بحرانی و خاص، خدا افرادی پارسا و دیندار را فرامیخواند و این وظیفه را به ایشان محول میکرد که ارادۀ خویش را به حکام یا مردم آشکار نمایند. نبی فرمان خدا را دریافت میکرد و احساس میکرد که این فرمان همچون آتشی است که او را میسوزاند، و تا آن را آشکار نسازد، آرام نمیگیرد. او نه کلام خویش، بلکه تنها کلام خدا را بیان میکرد، همان کلامی که خدا او را به بیان آن حکم فرموده بود. به همین دلیل است که انبیاء معمولاً با این عبارت آغاز میکردند: «این است فرمودۀ خداوند.» اگر خدا به ایشان اختیار و اجازه نمیداد، هیچ چیز نمیگفتند.
✅انبیاء معمولاً در مورد چه مسائلی صحبت میکردند؟
خدا گاه انبیاء را به توبیخ برخی افراد یا بهطور کلی تمامی قوم اسرائیل مأمور میکرد، از آنجایی که رفتار و اعمال ایشان بر خلاف ارادۀ خدا بود و انبیاء ایشان را به توبه دعوت میکردند.
در سایر مواقع، انبیاء وقایعی را که در آینده اتفاق میافتاد، پیشگویی میکردند تا قوم اسرائیل بهخوبی خود را برای آنها آماده سازند. بسیاری از نبوتها، آمدن مسیح موعود به دنیا را از پیش خبر میدهند و اشاراتی جزئی و واضح به زندگی او میکنند: یعنی مکانی که قرار است به دنیا آید، جایی که قرار است زندگی کند، معجزاتی که برای کمک به فقیران، بیماران و ضعیفان انجام خواهد داد، جفاهایی که خواهد دید، محکومیت او به مرگ، مصلوب شدن، رستاخیز و صعود او به آسمان.
تمام این نبوتها با جزئیاتش در شخصِ عیسی مسیح تحقق یافتهاند. اشعیای نبی بهطور خاص «انجیلنگار پنجم» خوانده شده، از آنجایی که هشت قرن قبل از مسیح، زندگی و کار او را توصیف میکند، درست مثل کاری که چهار انجیلنگار انجام دادهاند.
برای خلاصهکردن آنچه مختصراً دربارۀ ۴۹ کتاب عهدقدیم بیان کردیم، میتوانیم بگوییم که عهدقدیم بشر را برای پذیرش مسیح موعود آماده کرد، تا به او ایمان آورند و نجات یابند.
☦@LessonsOrthodox
📚 ایمان و زندگی ارتدوکس 📚
✅ ما دربارۀ کتابهای دیگر عهدجدید چیزی نشنیدهایم، کُتُبی که در فهرست مطالب و پس از چهار انجیل قرار دارند. آنها شامل چه چیزهایی هستند و به چه مسائلی میپردازند؟
عهدجدید شامل ۲۷ کتاب است. بعد از اناجیل که بدانها اشاره کردیم، این کتابها قرار دارند:
📜 اعمال رسولان
این کتاب را لوقای انجیلنگار بهعنوان ادامۀ انجیل خود و خطاب به تئوفیلوس* به رشتۀ تحریر درآورده است.
ما در این کتاب، شکلگیری و گسترش کلیسا را مشاهده میکنیم که در اصل در اورشلیم شروع شد و سپس به نواحی مختلف امپراطوری روم گسترش یافت. همچنین از جفاهایی که مردم یهود و بتپرستان و کافران وارد میکردند، و ادامۀ کار خداوندگار بهدست رسولان، و بهخصوص دو تن از برجستهترینِ ایشان، یعنی پطرس و پولس بهمنظور گسترش هر چه وسیعتر انجیل به دنیا، آگاه میشویم.
۱۴ نامۀ پولس رسول
پولس رسول در طول سفرهایش، کلیساهای بسیاری را پایهگذاری کرد که طبیعتاً مشکلات مختلفی در آنها ظاهر میشد. او برای حل این مشکلات و برای حمایت روحانی از ایماندارانِ کلیساهای نوپا، نامههای زیر را برایشان فرستاد:
💌نامه به رومیان
او این نامه را در سال ۵۸ م. و در قرنتس نوشت و از طریق فیبی که از خادمان کلیسای شهر کنخریه بود، نزد مسیحیان روم فرستاد. پولس در این نامه وظایف مربوط به اعضای کلیسا و مسائل بسیار مهم اعتقادی را که برای حفظ ایمان راستین ضروری است، شرح میدهد.
💌نامۀ اول به قرنتیان
او این نامه را در سال ۵۷ م. و از افسس برای قرنتیان فرستاد تا از وحدت اعضای کلیسا و لزوم توبۀ صادقانه حمایت کند. فصل سیزدهم اهمیت طریق محبت را شرح میدهد.
💌نامۀ دوم به قرنتیان
پولس چند ماه پس از نامۀ نخست، این نامۀ دوم را به دست تیتوس، رسولی که به احتمال زیاد اهل فیلیپی بود، به قرنتیان نوشت. او خبرهایی دریافت کرده بود مبنی بر اینکه نامۀ نخست در بازیافتن وحدت و آرامش جامعۀ مسیحی قرنتس مفید واقع شده. اما در قرنتس معلمین دروغین ظاهر شده بودند که این امر مسیحیان را آشفته کرده بود. به همین دلیل، این نامه را مینویسد تا به ایشان هشدار دهد که جذب نظریههای دروغین نشوند و به آنچه بدیشان تعلیم داده، پایبند باشند.
💌نامه به غلاطیان
غلاطیه ایالتی بزرگ واقع در آسیای صغیر مرکزی بود که بخش جنوب غربی آن تا محدودۀ کوه تارسوس ادامه داشت. پولس رسول در طول نخستین سفر خود با برنابا، چند کلیسا در آنجا پایهگذاری کرده بود. اما پس از آنکه این دو رسول از آن ناحیه دیدار کرده بودند، برخی معلمین دروغین در کلیسا نفوذ کرده و میخواستند سنتهای یهودی را به مسیحیان تحمیل کنند. وقتی پولس این خبر را شنید، در سال ۵۷ م. این نامه را از افسس، جایی که در آن بهسر میبُرد، نوشت تا ایشان را نسبت به تعالیم صحیح ایمان مسیحی هشیار سازد و در اثر بدعتها، از راه درست منحرف نشوند. او در این نامه تأکید میکند بر اهمیت اتحاد در مسیح که صرفنظر از قوم و طبقۀ اجتماعی، باید در میان تمام اعضای کلیسا حاکم باشد (غلا ۳:۲۸).
💌نامهها به افسسیان، فیلیپیان و کولسیان
این نامهها از روم و در حالی فرستاده شد که پولس در دوران حبس اولیۀ خود به سر میبرد (۶۱-۶۳ م.). پولس با این نامهها مسیحیان را نصیحت میکند که در ایمان راستین استوار باشند و با پایداری و ایمان با هر گونه غم و اندوهی روبرو شوند. علاوه بر این، نصایحی ارزشمند در خصوص زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی مسیحیان ارائه میدهد. او با استفاده از تصاویر چشمگیر و تأکید بر مزایای حیات در مسیح، ایمانداران را تشویق میکند که با عزمی راسخ، این مبارزات و چالشهای روحانی را ادامه دهند و به پیروزی نهایی اطمینان داشته باشند.
💌نامههای اول و دوم به تسالونیکیان
پولس این دو نامه را در سال ۵۱ م. و از قرنتس به تسالونیکیان نوشت. او از طریق این نامهها شادی خود را ابراز میکند، زیرا شنیده بود مسیحیان تسالونیکی شجاعانه و با استواری با جفاهایی که از سوی یهودیان بر ایشان وارد میشد، روبرو میشدند. پولس در این نامه حین اینکه دربارۀ وظیفۀ خدمت و کار صحبت میکند، به زندگی پس از مرگ و بازگشت مسیح نیز اشاره میکند. او در آخر، نصایحی ارائه میکند در این زمینه که مسیحیان چگونه باید رفتار کنند تا آنانی که زندگی آشفته و بینظمی دارند، به یک زندگی درست و منظم بازگردند.
💌نامه به عبرانیان
پولس رسول این نامه را در دوران حبس اولیهاش و خطاب به فلسطینیهای یهودینژادی که مسیحی شده بودند، نوشت. او در این نامۀ دفاعیاتی عالی پیرامون مسیحیت، با استدلالهای مختلف و برگرفته از عهدقدیم، برتری غیرقابل قیاس مسیح و ایمان جدید را در قیاس با تمام انبیاء، شریعت قدیم و مذهب معمول یهودیان، نشان میدهد. پولس برهانی قانعکننده میآورد که چطور نبوتهای عهدقدیم در رابطه با مسیح موعود، در شخصِ عیسی مسیح تحقق یافته است.
☦@LessonsOrthodox
✅ ما دربارۀ کتابهای دیگر عهدجدید چیزی نشنیدهایم، کُتُبی که در فهرست مطالب و پس از چهار انجیل قرار دارند. آنها شامل چه چیزهایی هستند و به چه مسائلی میپردازند؟
عهدجدید شامل ۲۷ کتاب است. بعد از اناجیل که بدانها اشاره کردیم، این کتابها قرار دارند:
📜 اعمال رسولان
این کتاب را لوقای انجیلنگار بهعنوان ادامۀ انجیل خود و خطاب به تئوفیلوس* به رشتۀ تحریر درآورده است.
ما در این کتاب، شکلگیری و گسترش کلیسا را مشاهده میکنیم که در اصل در اورشلیم شروع شد و سپس به نواحی مختلف امپراطوری روم گسترش یافت. همچنین از جفاهایی که مردم یهود و بتپرستان و کافران وارد میکردند، و ادامۀ کار خداوندگار بهدست رسولان، و بهخصوص دو تن از برجستهترینِ ایشان، یعنی پطرس و پولس بهمنظور گسترش هر چه وسیعتر انجیل به دنیا، آگاه میشویم.
۱۴ نامۀ پولس رسول
پولس رسول در طول سفرهایش، کلیساهای بسیاری را پایهگذاری کرد که طبیعتاً مشکلات مختلفی در آنها ظاهر میشد. او برای حل این مشکلات و برای حمایت روحانی از ایماندارانِ کلیساهای نوپا، نامههای زیر را برایشان فرستاد:
💌نامه به رومیان
او این نامه را در سال ۵۸ م. و در قرنتس نوشت و از طریق فیبی که از خادمان کلیسای شهر کنخریه بود، نزد مسیحیان روم فرستاد. پولس در این نامه وظایف مربوط به اعضای کلیسا و مسائل بسیار مهم اعتقادی را که برای حفظ ایمان راستین ضروری است، شرح میدهد.
💌نامۀ اول به قرنتیان
او این نامه را در سال ۵۷ م. و از افسس برای قرنتیان فرستاد تا از وحدت اعضای کلیسا و لزوم توبۀ صادقانه حمایت کند. فصل سیزدهم اهمیت طریق محبت را شرح میدهد.
💌نامۀ دوم به قرنتیان
پولس چند ماه پس از نامۀ نخست، این نامۀ دوم را به دست تیتوس، رسولی که به احتمال زیاد اهل فیلیپی بود، به قرنتیان نوشت. او خبرهایی دریافت کرده بود مبنی بر اینکه نامۀ نخست در بازیافتن وحدت و آرامش جامعۀ مسیحی قرنتس مفید واقع شده. اما در قرنتس معلمین دروغین ظاهر شده بودند که این امر مسیحیان را آشفته کرده بود. به همین دلیل، این نامه را مینویسد تا به ایشان هشدار دهد که جذب نظریههای دروغین نشوند و به آنچه بدیشان تعلیم داده، پایبند باشند.
💌نامه به غلاطیان
غلاطیه ایالتی بزرگ واقع در آسیای صغیر مرکزی بود که بخش جنوب غربی آن تا محدودۀ کوه تارسوس ادامه داشت. پولس رسول در طول نخستین سفر خود با برنابا، چند کلیسا در آنجا پایهگذاری کرده بود. اما پس از آنکه این دو رسول از آن ناحیه دیدار کرده بودند، برخی معلمین دروغین در کلیسا نفوذ کرده و میخواستند سنتهای یهودی را به مسیحیان تحمیل کنند. وقتی پولس این خبر را شنید، در سال ۵۷ م. این نامه را از افسس، جایی که در آن بهسر میبُرد، نوشت تا ایشان را نسبت به تعالیم صحیح ایمان مسیحی هشیار سازد و در اثر بدعتها، از راه درست منحرف نشوند. او در این نامه تأکید میکند بر اهمیت اتحاد در مسیح که صرفنظر از قوم و طبقۀ اجتماعی، باید در میان تمام اعضای کلیسا حاکم باشد (غلا ۳:۲۸).
💌نامهها به افسسیان، فیلیپیان و کولسیان
این نامهها از روم و در حالی فرستاده شد که پولس در دوران حبس اولیۀ خود به سر میبرد (۶۱-۶۳ م.). پولس با این نامهها مسیحیان را نصیحت میکند که در ایمان راستین استوار باشند و با پایداری و ایمان با هر گونه غم و اندوهی روبرو شوند. علاوه بر این، نصایحی ارزشمند در خصوص زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی مسیحیان ارائه میدهد. او با استفاده از تصاویر چشمگیر و تأکید بر مزایای حیات در مسیح، ایمانداران را تشویق میکند که با عزمی راسخ، این مبارزات و چالشهای روحانی را ادامه دهند و به پیروزی نهایی اطمینان داشته باشند.
💌نامههای اول و دوم به تسالونیکیان
پولس این دو نامه را در سال ۵۱ م. و از قرنتس به تسالونیکیان نوشت. او از طریق این نامهها شادی خود را ابراز میکند، زیرا شنیده بود مسیحیان تسالونیکی شجاعانه و با استواری با جفاهایی که از سوی یهودیان بر ایشان وارد میشد، روبرو میشدند. پولس در این نامه حین اینکه دربارۀ وظیفۀ خدمت و کار صحبت میکند، به زندگی پس از مرگ و بازگشت مسیح نیز اشاره میکند. او در آخر، نصایحی ارائه میکند در این زمینه که مسیحیان چگونه باید رفتار کنند تا آنانی که زندگی آشفته و بینظمی دارند، به یک زندگی درست و منظم بازگردند.
💌نامه به عبرانیان
پولس رسول این نامه را در دوران حبس اولیهاش و خطاب به فلسطینیهای یهودینژادی که مسیحی شده بودند، نوشت. او در این نامۀ دفاعیاتی عالی پیرامون مسیحیت، با استدلالهای مختلف و برگرفته از عهدقدیم، برتری غیرقابل قیاس مسیح و ایمان جدید را در قیاس با تمام انبیاء، شریعت قدیم و مذهب معمول یهودیان، نشان میدهد. پولس برهانی قانعکننده میآورد که چطور نبوتهای عهدقدیم در رابطه با مسیح موعود، در شخصِ عیسی مسیح تحقق یافته است.
☦@LessonsOrthodox
📚 کتاب ایمان و زندگی ارتدوکس 📚
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
نامههای شبانی
نامههای پیشین به جوامع کلیسایی فرستاده شد، اما چهار نامۀ بعدی شخصاً خطاب به همکاران نزدیک پولس از جمله تیموتائوس، تیتوس و فیلیمون نوشته شدهاند.
💌نامههای اول و دوم به تیموتائوس
پولس رسول در طول سفر نخست خود به لسترۀ قونیه که زادگاه تیموتائوس بود، با وی دیدار کرده بود. او در طول سفر دومش، از تیموتائوس دعوت کرد که در این جهد و کوشش رسالتی، همکار وی شود. تیموتائوس به نزدیکترین همکار این رسول بزرگ تبدیل شد، تا جایی که پولس وی را isopsychon خطاب میکرد، یعنی «همفکر با او» و تأکید میکرد که تیموتائوس «با [او] همچون پسری با پدر خود، در کار انجیل خدمت کرده است» (فیل ۲:۲۰-۲۲).
پولس رسول در طول سفر چهارم خود، با تیموتائوس به افسس رفت. او تیموتائوس را در آنجا مستقر گردانیده بود تا از جامعۀ مسیحی افسس در برابر معلمین دروغین محافظت کند. زمانی که پولس نامۀ نخست خود را برایش نوشت، وی بهعنوان اسقف کلیسای محلی در افسس زندگی میکرد. وقتی تیموتائوس دوباره به روم رفت، پولس برای بار دوم دستگیر شده و به زندان افتاده بود و نزدیک بود اعدام شود. در آن زمان بود که نامۀ دوم خود را به تیموتائوس نوشت و از او خواست که بیاید و او را ملاقات کند.
پولس با این دو نامه، شاگردش تیموتائوس را تشویق میکند که با وجود جفاها و دشمنی بدعتکاران، خدمت رسالتی را ادامه دهد. همچنین به او دستوراتی در زمینۀ نحوۀ رفتار خادمین و مسیحیان، و بهطور کلی پیرامون کار شبانی داد.
💌نامه به تیتوس
تیتوس از یک خانوادۀ بتپرست در انطاکیه به دنیا آمده بود. بهنظر میرسد که از طریق پولس به مسیح جذب شده بود و همکار نزدیک وی شد. به همین دلیل پولس او را «فرزند راستینم در ایمانی مشترک» مینامد (تیتوس ۱:۴). در نهایت پولس رسول تیتوس را بهعنوان اسقف در جزیرۀ کْرِت مستقر گرداند. این نامه زمانی برایش فرستاده شد که پولس در راه روم بود و تیتوس در کْرِت بهسر میبُرد. یکی از مسائلی که این نامه مطرح میکند، خصوصیات خادمین و اسقف است، تا ایشان بهعنوان الگویی برای همگان رفتار نمایند.
💌نامه به فیلیمون
فیلیمون اهل کولسی بود. به نظر میرسد وقتی پولس رسول نزدیک افسس بود، فیلیمون به مسیح جذب شده و تعمید گرفته بود. او در بازگشت به زادگاهش کولسی، انجیل را وعظ نمود، بسیاری از مردم را به کلیسا جذب کرد و خانۀ بزرگ خود را در اختیار جلسات پرستشیِ جماعت محلی قرار داد. وی به خاطر شخصیت پرهیزکار و غیرت رسالتیاش، به مقام اسقفی کولسی منصوب گردید.
یکی از خادمین فیلیمون، به نام اونیسیموس، از بخشی از پول ارباب خویش سوءاستفاده کرده بود و برای اینکه از تنبیه و مجازات در امان باشد، به روم گریخته بود. در آنجا در کنار بسیاری افراد دیگر، جذب موعظۀ پولس شده بود (۶۱-۶۳ م.)، از رفتارش توبه کرد، تعمید گرفت و اظهار داشت که میخواهد نزد فیلیمون بازگردد تا اعمال نادرست خود را جبران کند. پولس با این نامۀ تکاندهندۀ خود، از فیلیمون میخواهد که اونیسیموس را ببخشد و او را با محبت خود بپذیرد، «امّا دیگر نه چون غلام، بلکه بالاتر از آن، چون برادری عزیز» (فیلی ۱:۱۶). شکی نیست که این اتفاق افتاد. بر اساس یک سنت قدیم، اونیسیموس اسقف بیریه شد و زندگیاش را با شهادت در راه روم به پایان رساند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
نامههای شبانی
نامههای پیشین به جوامع کلیسایی فرستاده شد، اما چهار نامۀ بعدی شخصاً خطاب به همکاران نزدیک پولس از جمله تیموتائوس، تیتوس و فیلیمون نوشته شدهاند.
💌نامههای اول و دوم به تیموتائوس
پولس رسول در طول سفر نخست خود به لسترۀ قونیه که زادگاه تیموتائوس بود، با وی دیدار کرده بود. او در طول سفر دومش، از تیموتائوس دعوت کرد که در این جهد و کوشش رسالتی، همکار وی شود. تیموتائوس به نزدیکترین همکار این رسول بزرگ تبدیل شد، تا جایی که پولس وی را isopsychon خطاب میکرد، یعنی «همفکر با او» و تأکید میکرد که تیموتائوس «با [او] همچون پسری با پدر خود، در کار انجیل خدمت کرده است» (فیل ۲:۲۰-۲۲).
پولس رسول در طول سفر چهارم خود، با تیموتائوس به افسس رفت. او تیموتائوس را در آنجا مستقر گردانیده بود تا از جامعۀ مسیحی افسس در برابر معلمین دروغین محافظت کند. زمانی که پولس نامۀ نخست خود را برایش نوشت، وی بهعنوان اسقف کلیسای محلی در افسس زندگی میکرد. وقتی تیموتائوس دوباره به روم رفت، پولس برای بار دوم دستگیر شده و به زندان افتاده بود و نزدیک بود اعدام شود. در آن زمان بود که نامۀ دوم خود را به تیموتائوس نوشت و از او خواست که بیاید و او را ملاقات کند.
پولس با این دو نامه، شاگردش تیموتائوس را تشویق میکند که با وجود جفاها و دشمنی بدعتکاران، خدمت رسالتی را ادامه دهد. همچنین به او دستوراتی در زمینۀ نحوۀ رفتار خادمین و مسیحیان، و بهطور کلی پیرامون کار شبانی داد.
💌نامه به تیتوس
تیتوس از یک خانوادۀ بتپرست در انطاکیه به دنیا آمده بود. بهنظر میرسد که از طریق پولس به مسیح جذب شده بود و همکار نزدیک وی شد. به همین دلیل پولس او را «فرزند راستینم در ایمانی مشترک» مینامد (تیتوس ۱:۴). در نهایت پولس رسول تیتوس را بهعنوان اسقف در جزیرۀ کْرِت مستقر گرداند. این نامه زمانی برایش فرستاده شد که پولس در راه روم بود و تیتوس در کْرِت بهسر میبُرد. یکی از مسائلی که این نامه مطرح میکند، خصوصیات خادمین و اسقف است، تا ایشان بهعنوان الگویی برای همگان رفتار نمایند.
💌نامه به فیلیمون
فیلیمون اهل کولسی بود. به نظر میرسد وقتی پولس رسول نزدیک افسس بود، فیلیمون به مسیح جذب شده و تعمید گرفته بود. او در بازگشت به زادگاهش کولسی، انجیل را وعظ نمود، بسیاری از مردم را به کلیسا جذب کرد و خانۀ بزرگ خود را در اختیار جلسات پرستشیِ جماعت محلی قرار داد. وی به خاطر شخصیت پرهیزکار و غیرت رسالتیاش، به مقام اسقفی کولسی منصوب گردید.
یکی از خادمین فیلیمون، به نام اونیسیموس، از بخشی از پول ارباب خویش سوءاستفاده کرده بود و برای اینکه از تنبیه و مجازات در امان باشد، به روم گریخته بود. در آنجا در کنار بسیاری افراد دیگر، جذب موعظۀ پولس شده بود (۶۱-۶۳ م.)، از رفتارش توبه کرد، تعمید گرفت و اظهار داشت که میخواهد نزد فیلیمون بازگردد تا اعمال نادرست خود را جبران کند. پولس با این نامۀ تکاندهندۀ خود، از فیلیمون میخواهد که اونیسیموس را ببخشد و او را با محبت خود بپذیرد، «امّا دیگر نه چون غلام، بلکه بالاتر از آن، چون برادری عزیز» (فیلی ۱:۱۶). شکی نیست که این اتفاق افتاد. بر اساس یک سنت قدیم، اونیسیموس اسقف بیریه شد و زندگیاش را با شهادت در راه روم به پایان رساند.
☦@LessonsOrthodox
📚 کتاب ایمان و زندگی ارتدوکس 📚
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
نامههای کاتولیک/ عام
پس از ۱۴ نامۀ پولس رسول، هفت نامۀ دیگر نیز در عهدجدید وجود دارند.
📨نخستین نامه را یعقوب، برادر عیسی Adelphotheos [3] و نخستین اسقف اورشلیم، نوشت؛
📨دو نامۀ بعدی به دست پطرس
📨و سپس سه نامه به دست یوحنا، نویسندۀ انجیل چهارم به رشتۀ تحریر درآمد؛
📨در نهایت، نامه هفتم را یهودا، برادر یعقوب (آدلفوتئوس) نوشته شد.
از آنجایی که مخاطب این نامهها شخص خاصی نمیباشد و بهطور کلی برای اعضای کلیسا نوشته شدهاند، «کاتولیک» خوانده میشوند، یعنی نامههای عام که مخاطب آنها تمام ایمانداران است. آنها به شماری از مسائل میپردازند که ایماندارانی که در این دنیا زندگی میکنند، با آنها روبرو هستند؛ این نامهها با الهام از خدا راهنماییهایی برای مقابله و برخورد صحیح با این مسائل ارائه میکنند.
از آنجا که در طول مطالعۀ موضوعات مختلف اصول اعتقادات، اغلب به این نامهها اشاره خواهیم کرد، در این مقطع، بر روی بحث گستردهتر پیرامون محتوای آنها اصرار نمیورزیم.
📜مکاشفۀ یوحنا
کتاب مکاشفه کتابی آپوکالیپتیک و نبوتی از عهدجدید است که به دست یوحنای انجیلنگار در سال ۹۵ م. و در جزیرۀ پاتموس نوشته شد؛ وی به دستور امپراطور روم دومیتیان به آنجا تبعید شده بود. یوحنای انجیلنگار رؤیاهایی آپوکالیپتیک و وقایعی چشمگیر و مهیج را تجربه میکند، رمزی و نمادین بودن آنها را حس میکند و دست به کتابت تمام اینها میزند تا راه توبه را نشان دهد و از آن دسته از اعضای کلیسا که از سوی جفارسانان، در ایمان و فضائل آزمایش میشوند، حمایت نماید. اموری که آشکار شده و یوحنا به رشتۀ تحریر درمیآورد، مجدداً تایید میکند که کلیسا در نهایت بر بتپرستی پیروز خواهد شد و در روز داوری نهایی مسیح دادرسی عادلانه برقرار خواهد گردید، روزی که ایمانداران از برکت حیات جاویدان برخوردار خواهند شد، اما شیطان و پیروان آن به جهنمی غیرقابل تحمل خواهند رفت.
ایمانداری که این کتاب را میخواند، کتابی که حاوی اصول اعتقادی، اخلاقی و بخشهای نبوتی از حقیقت است، در ایمان خویش قوت مییابد، در غمهایش تسلی پیدا میکند، در نبردهای روحانی خویش تقویت میشود و با رؤیای پیروزی پادشاهی خدا به زندگی خود ادامه میدهد. اما برای درک بهتر بسیاری از نکات آن، به ابزارهای تفسیری مناسب نیاز داریم.
................................
[3] نویسندگان ارتدوکس صفت Adelphotheos را به یعقوب، پسر نخست یوسف و برادر ناتنی عیسی نسبت میدهند، که معنای آن عبارت است از «برادر او که خداست.»
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
نامههای کاتولیک/ عام
پس از ۱۴ نامۀ پولس رسول، هفت نامۀ دیگر نیز در عهدجدید وجود دارند.
📨نخستین نامه را یعقوب، برادر عیسی Adelphotheos [3] و نخستین اسقف اورشلیم، نوشت؛
📨دو نامۀ بعدی به دست پطرس
📨و سپس سه نامه به دست یوحنا، نویسندۀ انجیل چهارم به رشتۀ تحریر درآمد؛
📨در نهایت، نامه هفتم را یهودا، برادر یعقوب (آدلفوتئوس) نوشته شد.
از آنجایی که مخاطب این نامهها شخص خاصی نمیباشد و بهطور کلی برای اعضای کلیسا نوشته شدهاند، «کاتولیک» خوانده میشوند، یعنی نامههای عام که مخاطب آنها تمام ایمانداران است. آنها به شماری از مسائل میپردازند که ایماندارانی که در این دنیا زندگی میکنند، با آنها روبرو هستند؛ این نامهها با الهام از خدا راهنماییهایی برای مقابله و برخورد صحیح با این مسائل ارائه میکنند.
از آنجا که در طول مطالعۀ موضوعات مختلف اصول اعتقادات، اغلب به این نامهها اشاره خواهیم کرد، در این مقطع، بر روی بحث گستردهتر پیرامون محتوای آنها اصرار نمیورزیم.
📜مکاشفۀ یوحنا
کتاب مکاشفه کتابی آپوکالیپتیک و نبوتی از عهدجدید است که به دست یوحنای انجیلنگار در سال ۹۵ م. و در جزیرۀ پاتموس نوشته شد؛ وی به دستور امپراطور روم دومیتیان به آنجا تبعید شده بود. یوحنای انجیلنگار رؤیاهایی آپوکالیپتیک و وقایعی چشمگیر و مهیج را تجربه میکند، رمزی و نمادین بودن آنها را حس میکند و دست به کتابت تمام اینها میزند تا راه توبه را نشان دهد و از آن دسته از اعضای کلیسا که از سوی جفارسانان، در ایمان و فضائل آزمایش میشوند، حمایت نماید. اموری که آشکار شده و یوحنا به رشتۀ تحریر درمیآورد، مجدداً تایید میکند که کلیسا در نهایت بر بتپرستی پیروز خواهد شد و در روز داوری نهایی مسیح دادرسی عادلانه برقرار خواهد گردید، روزی که ایمانداران از برکت حیات جاویدان برخوردار خواهند شد، اما شیطان و پیروان آن به جهنمی غیرقابل تحمل خواهند رفت.
ایمانداری که این کتاب را میخواند، کتابی که حاوی اصول اعتقادی، اخلاقی و بخشهای نبوتی از حقیقت است، در ایمان خویش قوت مییابد، در غمهایش تسلی پیدا میکند، در نبردهای روحانی خویش تقویت میشود و با رؤیای پیروزی پادشاهی خدا به زندگی خود ادامه میدهد. اما برای درک بهتر بسیاری از نکات آن، به ابزارهای تفسیری مناسب نیاز داریم.
................................
[3] نویسندگان ارتدوکس صفت Adelphotheos را به یعقوب، پسر نخست یوسف و برادر ناتنی عیسی نسبت میدهند، که معنای آن عبارت است از «برادر او که خداست.»
☦@LessonsOrthodox
🔆بنام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
به بزم استاد سخن ، "فردوسی گرانمایه" خوش آمدید.
در این بخش حکیم توس ، از زبان اساطیر ایران باستان و با اشرافی که به دانش نجوم داشته ، به ما توضیح میدهد که جهان ما چگونه پدید آمد و در ادامه به توضیحی بسیار والا گهر در باب آفرینش انسان و سپس آفتاب و ماه میپردازد ...
✅ گفتاری در باب آفرینش عالم:
از آغاز باید که دانی درست
سر مایه گوهران از نخست
معنی: پیش از هر چیز باید بدانی که از کجا آمده ای و منشأ موجودیت و سر مایه گوهران و آفرینش از کجاست.
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
معنی: یزدان که پیش ازو و بیش از هر صفتی زیباست از -ناچیز- همه چیز آفریده است. دانستن توانستن است پس بدان.
حال میخواهیم بدانیم این ناچیز چیست ؟
حکیم توس در ادامه میگوید:
سر مایه این گوهران این چهار
برآورده بی رنج و بی روزگار
یکی آتشی بر شده تابناک
میان آب و باد از بر تیره خاک
معنی: چهار مایه اصلی آفرینش و موجودیت هستی یعنی - آتش - آب - باد و خاک سر مایه آفرینش و خلقتند و مواد لازم برای ساخت تمامی هستی این چهار عنصر هستند.
حال میخواهیم بدانیم که این چهار عنصر از کجا آمده و چگونه خلق شدند؟ و در ادامه چگونه موجودات از این چهار عنصر خلق شدند ؟
نخستین که آتش به جنبش دمید
ز گرمیش پس خشکی آمد پدید
فرضیه بینگ بنگ که جهانیان در قرن بیستم به آن پی برده اند ؛ میگوید : در جهان هستی نخست گازها بودند و ذرات آتشین. سپس بر اثر عواملی که برای علم روشن نیست، این ذرات پراکنده و آتشین شروع به حرکت دورانی و چرخش منظم کرده و تشکیل هسته های ستارگان ، سیارات و خشکی ها را میدهند..
حکیم توس ۱۰۰۰ سال پیش این فرضیه را به خوبی توضیح داده و اینکه در انگلستان و آمریکا و روسیه و چین دانشگاه ویژه شاهنامه شناسی دارند بی دلیل نیست.
فردوسی برایمان شرح میدهد که ابتدا ذرات آتش به جنبش درآمده و سپس از گرمی آنان خشکی پدید میآید.
☦@LessonsOrthodox
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
به بزم استاد سخن ، "فردوسی گرانمایه" خوش آمدید.
در این بخش حکیم توس ، از زبان اساطیر ایران باستان و با اشرافی که به دانش نجوم داشته ، به ما توضیح میدهد که جهان ما چگونه پدید آمد و در ادامه به توضیحی بسیار والا گهر در باب آفرینش انسان و سپس آفتاب و ماه میپردازد ...
✅ گفتاری در باب آفرینش عالم:
از آغاز باید که دانی درست
سر مایه گوهران از نخست
معنی: پیش از هر چیز باید بدانی که از کجا آمده ای و منشأ موجودیت و سر مایه گوهران و آفرینش از کجاست.
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
معنی: یزدان که پیش ازو و بیش از هر صفتی زیباست از -ناچیز- همه چیز آفریده است. دانستن توانستن است پس بدان.
حال میخواهیم بدانیم این ناچیز چیست ؟
حکیم توس در ادامه میگوید:
سر مایه این گوهران این چهار
برآورده بی رنج و بی روزگار
یکی آتشی بر شده تابناک
میان آب و باد از بر تیره خاک
معنی: چهار مایه اصلی آفرینش و موجودیت هستی یعنی - آتش - آب - باد و خاک سر مایه آفرینش و خلقتند و مواد لازم برای ساخت تمامی هستی این چهار عنصر هستند.
حال میخواهیم بدانیم که این چهار عنصر از کجا آمده و چگونه خلق شدند؟ و در ادامه چگونه موجودات از این چهار عنصر خلق شدند ؟
نخستین که آتش به جنبش دمید
ز گرمیش پس خشکی آمد پدید
فرضیه بینگ بنگ که جهانیان در قرن بیستم به آن پی برده اند ؛ میگوید : در جهان هستی نخست گازها بودند و ذرات آتشین. سپس بر اثر عواملی که برای علم روشن نیست، این ذرات پراکنده و آتشین شروع به حرکت دورانی و چرخش منظم کرده و تشکیل هسته های ستارگان ، سیارات و خشکی ها را میدهند..
حکیم توس ۱۰۰۰ سال پیش این فرضیه را به خوبی توضیح داده و اینکه در انگلستان و آمریکا و روسیه و چین دانشگاه ویژه شاهنامه شناسی دارند بی دلیل نیست.
فردوسی برایمان شرح میدهد که ابتدا ذرات آتش به جنبش درآمده و سپس از گرمی آنان خشکی پدید میآید.
☦@LessonsOrthodox
وزان پس ز آرام سردی نمود
ز سردی همان باز تری فزود
معنی: کم کم این هسته های تشکیل شده سرد شده و در این زمان است که از سرد شدن آنها تری و آب پدیدار میگردد.
چو این چار گوهر به جای آمدند
ز بهر سپنجی سرای آمدند
معنی: پس از پدیدار شدن این چهار گوهر(آب و آتش و باد و خاک ) عالم سپنجی سرا( سکونتگاه موقتی ) به وجود آمد.
گوهرها یک اندر دگر ساخته
ز هر گونه گردن برافراخته
معنی: گهرها یک به یک ساخته شد و از ترکیب آنان گونه های گوناگون مواد به وجود آمد.
پدید آمد این گنبد تیزرو
شگفتی نماینده نو به نو
معنی : شگفتی ها خلق میگردند
ابر ده و دو هفت شد کدخدای
گرفتند هر یک سزاوار جای
معنی: ده و دو در این بیت را برخی ماه های سال میدانند و برخی مربوط به ده تا از ستارگان یا سیارات و برخی دیگر هفت کدخدای را همان « خرس بزرگ » یا « دب اکبر » میدانند.
نکته:حکیم توس به خوبی با علم نجوم آشنا بوده.
در بخشش و دادن آمد پدید
ببخشید دانا چنان چون سزید
فلکها یک اندر دگر بسته شد
بجنبید چون کار پیوسته شد
چو دریا و چون کوه و چون گشت و راغ
زمین شد به کردار روشن چراغ
ببالید کوه آبها بردمید
سر رستنی سوی بالا کشید
معنی: دانا ( خداوند ) هر چه را شایسته بود به ما بخشید.
فلک (سپهر گردون) به حرکت درآمد.
سپس دریا و کوه و دشت و صحرا پدید آمدند و هر گیاه رستنی شروع به روییدن نمود.
زمین را بلندی نبد جایگاه
یکی مرکزی تیره بود و سیاه
معنی: ابتدا زمین تیره و تاریک بود.
ستاره برو بر شگفتی نمود
به خاک اندرون روشنایی فزود
معنی: سپس خورشید تابید و روشنایی پدید آمد.
همی بر شد آتش فرود آمد آب
زمی گشت گرد بلند آفتاب
سپس کوهها و آب بر روی زمین به وجود میآید (دقیقاً همان دانشی که امروزه بشر در مورد پیدایش حیات بر روی زمین دارد و بر طبق آن بر اثر خوردن سنگها و اجرام آسمانی با سطح زمین ، پستی بلندیها و آب یعنی ابتدا کوهها و آب بر روی زمین پدیدار میگردد )
در ادامه فردوسی از پیدایش گیاهان میگوید:
گیا رست با چند گونه درخت
به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت
و در ادامه از خلق جنبندگان( غیرانسان) سخن میگوید:
ببالد ندارد جز این نیرویی
نپوید چو پیوندگان هر سویی
معنی: سپس جانوران و جنبندگان پدید میآیند.
وزان پس چو جنبنده آمد پدید
همه رستنی زیر خویش آورید
خور و خواب آرام جوید همی
وزان زندگی کام گوید همی
نه گویا زبان و نه جویا خرد
ز خاک و ز خاشاک تن پرورد
نداند بد و نیک فرجام کار
نخواهد ازو بندگی کردگار
معنی: جنبندگان به موجودات غیر از انسان ( حیوانات ) اشاره دارد.
این موجود نه دارای خرد است و نه توان سخن گفتن دارد و پروردگار از او اطاعت نمیخواهد.
زندگی خود را در خوردن و خوابیدن سپری میکند و از بد و نیک هر کاری نا آگاه است.
چو دانا توانا بد و دادگر
از ایرا نکرد ایچ پنهان هنر
معنی: پروردگار هنر خود را در آفرینش جهان به ما نشان میدهد.
چنینست فرجام کار جهان
نداند کسی آشکار و نهان
☦@LessonsOrthodox
ز سردی همان باز تری فزود
معنی: کم کم این هسته های تشکیل شده سرد شده و در این زمان است که از سرد شدن آنها تری و آب پدیدار میگردد.
چو این چار گوهر به جای آمدند
ز بهر سپنجی سرای آمدند
معنی: پس از پدیدار شدن این چهار گوهر(آب و آتش و باد و خاک ) عالم سپنجی سرا( سکونتگاه موقتی ) به وجود آمد.
گوهرها یک اندر دگر ساخته
ز هر گونه گردن برافراخته
معنی: گهرها یک به یک ساخته شد و از ترکیب آنان گونه های گوناگون مواد به وجود آمد.
پدید آمد این گنبد تیزرو
شگفتی نماینده نو به نو
معنی : شگفتی ها خلق میگردند
ابر ده و دو هفت شد کدخدای
گرفتند هر یک سزاوار جای
معنی: ده و دو در این بیت را برخی ماه های سال میدانند و برخی مربوط به ده تا از ستارگان یا سیارات و برخی دیگر هفت کدخدای را همان « خرس بزرگ » یا « دب اکبر » میدانند.
نکته:حکیم توس به خوبی با علم نجوم آشنا بوده.
در بخشش و دادن آمد پدید
ببخشید دانا چنان چون سزید
فلکها یک اندر دگر بسته شد
بجنبید چون کار پیوسته شد
چو دریا و چون کوه و چون گشت و راغ
زمین شد به کردار روشن چراغ
ببالید کوه آبها بردمید
سر رستنی سوی بالا کشید
معنی: دانا ( خداوند ) هر چه را شایسته بود به ما بخشید.
فلک (سپهر گردون) به حرکت درآمد.
سپس دریا و کوه و دشت و صحرا پدید آمدند و هر گیاه رستنی شروع به روییدن نمود.
زمین را بلندی نبد جایگاه
یکی مرکزی تیره بود و سیاه
معنی: ابتدا زمین تیره و تاریک بود.
ستاره برو بر شگفتی نمود
به خاک اندرون روشنایی فزود
معنی: سپس خورشید تابید و روشنایی پدید آمد.
همی بر شد آتش فرود آمد آب
زمی گشت گرد بلند آفتاب
سپس کوهها و آب بر روی زمین به وجود میآید (دقیقاً همان دانشی که امروزه بشر در مورد پیدایش حیات بر روی زمین دارد و بر طبق آن بر اثر خوردن سنگها و اجرام آسمانی با سطح زمین ، پستی بلندیها و آب یعنی ابتدا کوهها و آب بر روی زمین پدیدار میگردد )
در ادامه فردوسی از پیدایش گیاهان میگوید:
گیا رست با چند گونه درخت
به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت
و در ادامه از خلق جنبندگان( غیرانسان) سخن میگوید:
ببالد ندارد جز این نیرویی
نپوید چو پیوندگان هر سویی
معنی: سپس جانوران و جنبندگان پدید میآیند.
وزان پس چو جنبنده آمد پدید
همه رستنی زیر خویش آورید
خور و خواب آرام جوید همی
وزان زندگی کام گوید همی
نه گویا زبان و نه جویا خرد
ز خاک و ز خاشاک تن پرورد
نداند بد و نیک فرجام کار
نخواهد ازو بندگی کردگار
معنی: جنبندگان به موجودات غیر از انسان ( حیوانات ) اشاره دارد.
این موجود نه دارای خرد است و نه توان سخن گفتن دارد و پروردگار از او اطاعت نمیخواهد.
زندگی خود را در خوردن و خوابیدن سپری میکند و از بد و نیک هر کاری نا آگاه است.
چو دانا توانا بد و دادگر
از ایرا نکرد ایچ پنهان هنر
معنی: پروردگار هنر خود را در آفرینش جهان به ما نشان میدهد.
چنینست فرجام کار جهان
نداند کسی آشکار و نهان
☦@LessonsOrthodox
✅ گفتاری در باب آفرینش مردم:
چو زین بگذری مردم آمد پدید
شد این بندها را سراسر کلید
سرش راست بر شد چو سرو بلند
به گفتار خوب و خرد کاربند
پذیرنده هوش و رای و خرد
مر او را دد و دام فرمان برد
معنی: سرانجام انسان یا بشر پدید میآید و راز آفرینش با خلقت او آشکار میگردد که با بهرهگیری از هوش و خرد خود فرمانروای حیوانات وحشی و اهلی میگردد.
حکیم توس خلقت هر چیزی پیش از خلقت انسان را زمینه ای برای آفرینش انسان میداند.
ز راه خرد بنگری اندکی
که معنای مردم چه باشد یکی
مگر مردمی خیره دانی همی
جز این را ندانی نشانی همی
معنی:خردمندانه به آفرینش انسان بنگر که اگر این گونه نباشی بی تردید انسان را بیهوده می پنداری.
ترا از دو گیتی برآورده اند
به چندین میانجی بپرورده اند
نخستین فطرت پسین شمار
تویی خویشتن را به بازی مدار
معنی:هر چه که پیش از تو خلق شد برای تو بود و تو راز آفرینش پروردگار هستی.
شنیدم ز دانا دگرگونه زین
چه دانیم راز جهان آفرین
نگه کن سرانجام خود را ببین
چو کاری بیابی ازین به گزین
معنی: چون از پایان زندگی خود در این جهان آگاهی یافتی ، بهترین کار خودشناسی است پس خود را بشناس.
به رنج اندر آری تنت را رواست
که خود رنج بردن به دانش سزاست
معنی: اگر چه در راه کسب دانش رنج خواهی کشید اما رنج کشیدن در راه کسب دانش رواست.
چو خواهی که یابی ز هر بد رها
سر اندر نیاری به دام بلا
نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازویست و زویست درد
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی
ازو دان فزونی ازو هم شمار
بد و نیک نزدیک او آشکار
معنی: اگر میخواهی که دچار تباهی نشوی و از بدیها رهایی در کار جهان اندیشه کن که درد و درمان همه به آن برمیگردد ، نه بخاطر حرکت بیمار میگردد، نه از حرکت میایستد و نه چون بشر از بین میرود.
☦@LessonsOrthodox
چو زین بگذری مردم آمد پدید
شد این بندها را سراسر کلید
سرش راست بر شد چو سرو بلند
به گفتار خوب و خرد کاربند
پذیرنده هوش و رای و خرد
مر او را دد و دام فرمان برد
معنی: سرانجام انسان یا بشر پدید میآید و راز آفرینش با خلقت او آشکار میگردد که با بهرهگیری از هوش و خرد خود فرمانروای حیوانات وحشی و اهلی میگردد.
حکیم توس خلقت هر چیزی پیش از خلقت انسان را زمینه ای برای آفرینش انسان میداند.
ز راه خرد بنگری اندکی
که معنای مردم چه باشد یکی
مگر مردمی خیره دانی همی
جز این را ندانی نشانی همی
معنی:خردمندانه به آفرینش انسان بنگر که اگر این گونه نباشی بی تردید انسان را بیهوده می پنداری.
ترا از دو گیتی برآورده اند
به چندین میانجی بپرورده اند
نخستین فطرت پسین شمار
تویی خویشتن را به بازی مدار
معنی:هر چه که پیش از تو خلق شد برای تو بود و تو راز آفرینش پروردگار هستی.
شنیدم ز دانا دگرگونه زین
چه دانیم راز جهان آفرین
نگه کن سرانجام خود را ببین
چو کاری بیابی ازین به گزین
معنی: چون از پایان زندگی خود در این جهان آگاهی یافتی ، بهترین کار خودشناسی است پس خود را بشناس.
به رنج اندر آری تنت را رواست
که خود رنج بردن به دانش سزاست
معنی: اگر چه در راه کسب دانش رنج خواهی کشید اما رنج کشیدن در راه کسب دانش رواست.
چو خواهی که یابی ز هر بد رها
سر اندر نیاری به دام بلا
نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازویست و زویست درد
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی
ازو دان فزونی ازو هم شمار
بد و نیک نزدیک او آشکار
معنی: اگر میخواهی که دچار تباهی نشوی و از بدیها رهایی در کار جهان اندیشه کن که درد و درمان همه به آن برمیگردد ، نه بخاطر حرکت بیمار میگردد، نه از حرکت میایستد و نه چون بشر از بین میرود.
☦@LessonsOrthodox
✅ گفتاری در باب پدید آمدن آفتاب:
ز یاقوت سرخست چرخ کبود
نه از آب و گرد و نه از باد و دود
به چندین فروغ و به چندین چراغ
بیاراسته چون به نوروز باغ
روان اندرو گوهر دلفروز
کزو روشنایی گرفتست روز
ز خاور برآید سوی باختر
نباشد ازین یک روش راستتر
ایا آنکه تو آفتابی همی
چه بودت که بر من نتابی همی
معنی: حکیم توس آسمان را از جنس یاقوت کبود میداند.
نوروز در این جا به همان معنی روز اول بهار است که باغ ها پر از گل می شوند. آسمان را با ماه و ستارگان فروزان، به باغ پر گل تشبیه کرده است.
روشنی روز را حاصل تابش خورشید میداند.
☦@LessonsOrthodox
ز یاقوت سرخست چرخ کبود
نه از آب و گرد و نه از باد و دود
به چندین فروغ و به چندین چراغ
بیاراسته چون به نوروز باغ
روان اندرو گوهر دلفروز
کزو روشنایی گرفتست روز
ز خاور برآید سوی باختر
نباشد ازین یک روش راستتر
ایا آنکه تو آفتابی همی
چه بودت که بر من نتابی همی
معنی: حکیم توس آسمان را از جنس یاقوت کبود میداند.
نوروز در این جا به همان معنی روز اول بهار است که باغ ها پر از گل می شوند. آسمان را با ماه و ستارگان فروزان، به باغ پر گل تشبیه کرده است.
روشنی روز را حاصل تابش خورشید میداند.
☦@LessonsOrthodox
✅ گفتاری در باب آفرینش ماه:
چراغست مر تیره شب را بسیچ
به بد تا توانی تو هرگز مپیچ
چو سی روز گردش بپیمایدا
شود تیره گیتی بدو روشنا
پدید آید آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد
چو بیننده دیدارش از دور دید
هم اندر زمان او شود ناپدید
دگر شب نمایش کند بیشتر
ترا روشنایی دهد بیشتر
به دو هفته گردد تمام و درست
بدان باز گردد که بود از نخست
بود هر شبانگاه باریکتر
به خورشید تابنده نزدیکتر
بدینسان نهادش خداوند داد
بود تا بود هم بدین یک نهاد
معنی : آسمان شب به حضور ماه روشن میگردد ، اگر جویای روشنایی هستی بدی پیشه نکن...
ادامه ابیات از هلال ماه تا تکمیل شدن ماه سخن میگوید و با یک بیت زیبا ، هلال باریک ماه را به پشت شکسته عاشق تشبیه میکند.
پدید آید آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد .
☦@LessonsOrthodox
چراغست مر تیره شب را بسیچ
به بد تا توانی تو هرگز مپیچ
چو سی روز گردش بپیمایدا
شود تیره گیتی بدو روشنا
پدید آید آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد
چو بیننده دیدارش از دور دید
هم اندر زمان او شود ناپدید
دگر شب نمایش کند بیشتر
ترا روشنایی دهد بیشتر
به دو هفته گردد تمام و درست
بدان باز گردد که بود از نخست
بود هر شبانگاه باریکتر
به خورشید تابنده نزدیکتر
بدینسان نهادش خداوند داد
بود تا بود هم بدین یک نهاد
معنی : آسمان شب به حضور ماه روشن میگردد ، اگر جویای روشنایی هستی بدی پیشه نکن...
ادامه ابیات از هلال ماه تا تکمیل شدن ماه سخن میگوید و با یک بیت زیبا ، هلال باریک ماه را به پشت شکسته عاشق تشبیه میکند.
پدید آید آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد .
☦@LessonsOrthodox
🔸نکته ها :
پیروان مکتب داروینیسم بر این باورند که فردوسی در گفتاری در باب آفرینش عالم تأکید بر آفرینش همه چیز از دل زمین دارد و به نوعی ۶۰۰ سال پیش از داروین این نظریه ماتریالیستی را ابراز داشته ؛ دلیلشان هم به کار بردن کلمه "پدید آمد" است که موجب برداشت متعصبان این گروه ، بدون در نظر گرفتن کلیت اشعار گردیده ؛ این در صورتی ست که حکیم توس در ابتدای گفتار خود تک بیتی شاهکار را در وصف خالق این همه شگفتی ، به کار برده که اثبات میکند، تمام پدیدارهای پس از این بیت به یزدان برمیگردد:
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
نکته مهمتر اینکه هیچ شاعری در ایران زمین به زیبایی فردوسی آفریدگار را ستایش و تمجید نکرده...
در مورد کیش و آیین فردوسی هم اختلاف نظر وجود دارد.
گروهی او را پیرو مزدیسنا یا زرتشتی و گروهی مهر پرست میدانند ...
پیرو زرتشت میدانند چرا که ۱۴۷ بیت فردوسی با واژه خرد و خردمند آغاز میشود و واژه خرد و خردمند در بیش از هفتصد بیت فردوسی بکار رفته...
خرد در کیش زرتشتی به معنای تشخیص نیک و بد است ...
استنباط شخصی خودم بعنوان خواننده ، به دور از هر یقین و اصراری احتمال مهرپرست بودن فردوسی دور از ذهن نیست چرا که قهرمان شاهنامه « رستم » مهرپرست بوده و البته ستایش فردوسی در وصف خداوند ، خالق جهان و خورشید از بی بدیل ترین اشعار شاهنامه هستند که امید است باشیم و با هم بخوانیم.
"بهار"
☦@LessonsOrthodox
پیروان مکتب داروینیسم بر این باورند که فردوسی در گفتاری در باب آفرینش عالم تأکید بر آفرینش همه چیز از دل زمین دارد و به نوعی ۶۰۰ سال پیش از داروین این نظریه ماتریالیستی را ابراز داشته ؛ دلیلشان هم به کار بردن کلمه "پدید آمد" است که موجب برداشت متعصبان این گروه ، بدون در نظر گرفتن کلیت اشعار گردیده ؛ این در صورتی ست که حکیم توس در ابتدای گفتار خود تک بیتی شاهکار را در وصف خالق این همه شگفتی ، به کار برده که اثبات میکند، تمام پدیدارهای پس از این بیت به یزدان برمیگردد:
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
نکته مهمتر اینکه هیچ شاعری در ایران زمین به زیبایی فردوسی آفریدگار را ستایش و تمجید نکرده...
در مورد کیش و آیین فردوسی هم اختلاف نظر وجود دارد.
گروهی او را پیرو مزدیسنا یا زرتشتی و گروهی مهر پرست میدانند ...
پیرو زرتشت میدانند چرا که ۱۴۷ بیت فردوسی با واژه خرد و خردمند آغاز میشود و واژه خرد و خردمند در بیش از هفتصد بیت فردوسی بکار رفته...
خرد در کیش زرتشتی به معنای تشخیص نیک و بد است ...
استنباط شخصی خودم بعنوان خواننده ، به دور از هر یقین و اصراری احتمال مهرپرست بودن فردوسی دور از ذهن نیست چرا که قهرمان شاهنامه « رستم » مهرپرست بوده و البته ستایش فردوسی در وصف خداوند ، خالق جهان و خورشید از بی بدیل ترین اشعار شاهنامه هستند که امید است باشیم و با هم بخوانیم.
"بهار"
☦@LessonsOrthodox
🔸پیوست مطلب :
نمیتوان گفت شاه بیت ، چرا که تمام شاهنامه پر از پند و اندرز و نکویی ست اما به دلیل اینکه چند بیتی که در زیر آورده شده توسط دو شاعر دیگر ( خیام و شهریار ) با همین مضمون سروده شده ، بهتر دیدم که با شما عزیزان به اشتراک بگذارم 👇
🎗"حکیم توس" میگوید:
«نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازویست و زویست درد
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی»
فردوسی حکیم استاد سخن ما را دعوت میکند که به مقایسه خود با جهان باقی بپردازیم...
جهانی که دچار فرسایش نمیشود در مقابل انسان فناپذیر
🎗"خیام بزرگ" میگوید:
«می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را»
خیام بزرگ ما را به گذران عمر به شادی دعوت میکند و با زبانی زیبا میگوید ماه همواره میتابد اما همواره بر ما نخواهد تابید...
🎗"استاد شهریار" میگوید:
«گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی میکند»
استاد شهریار با همین مضمون و با زبانی دیگر میگوید اگر زمین کاملا از میان رود ، آسمان تا به ابد پا بر جاست.
هر سه بیت بالا به جاودانگی جهان ابدی در مقابل فناپذیری ما آدمیان زمینی اشاره دارد ...
با یک دنیا مهر
" بهار "
☦@LessonsOrthodox
نمیتوان گفت شاه بیت ، چرا که تمام شاهنامه پر از پند و اندرز و نکویی ست اما به دلیل اینکه چند بیتی که در زیر آورده شده توسط دو شاعر دیگر ( خیام و شهریار ) با همین مضمون سروده شده ، بهتر دیدم که با شما عزیزان به اشتراک بگذارم 👇
🎗"حکیم توس" میگوید:
«نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازویست و زویست درد
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی»
فردوسی حکیم استاد سخن ما را دعوت میکند که به مقایسه خود با جهان باقی بپردازیم...
جهانی که دچار فرسایش نمیشود در مقابل انسان فناپذیر
🎗"خیام بزرگ" میگوید:
«می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را»
خیام بزرگ ما را به گذران عمر به شادی دعوت میکند و با زبانی زیبا میگوید ماه همواره میتابد اما همواره بر ما نخواهد تابید...
🎗"استاد شهریار" میگوید:
«گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی میکند»
استاد شهریار با همین مضمون و با زبانی دیگر میگوید اگر زمین کاملا از میان رود ، آسمان تا به ابد پا بر جاست.
هر سه بیت بالا به جاودانگی جهان ابدی در مقابل فناپذیری ما آدمیان زمینی اشاره دارد ...
با یک دنیا مهر
" بهار "
☦@LessonsOrthodox