📚 کتاب ایمان و زندگی ارتدوکس 📚
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
✅ انبیاء کیستند؟ آیا ایشان همچون کسانی هستند که مردم از آنان دربارۀ آینده پرس و جو میکنند؟
هیچ رابطهای وجود ندارد بین انبیای عهدقدیم و طالعبینان، تمام کسانی که با ارواح سر و کار دارند، و کسانی که اتفاقاتی را که ممکن است در آینده رخ دهد، پیشگویی کرده، مردم را فریب میدهند. انبیاء در ایمان و سرسپردگی به خدا و همچنین در تلاش خود برای اینکه ارادۀ خدای حقیقی و یکتا در دنیا حاکم شود، از دیگران متمایز بودند. در شرایط بحرانی و خاص، خدا افرادی پارسا و دیندار را فرامیخواند و این وظیفه را به ایشان محول میکرد که ارادۀ خویش را به حکام یا مردم آشکار نمایند. نبی فرمان خدا را دریافت میکرد و احساس میکرد که این فرمان همچون آتشی است که او را میسوزاند، و تا آن را آشکار نسازد، آرام نمیگیرد. او نه کلام خویش، بلکه تنها کلام خدا را بیان میکرد، همان کلامی که خدا او را به بیان آن حکم فرموده بود. به همین دلیل است که انبیاء معمولاً با این عبارت آغاز میکردند: «این است فرمودۀ خداوند.» اگر خدا به ایشان اختیار و اجازه نمیداد، هیچ چیز نمیگفتند.
✅انبیاء معمولاً در مورد چه مسائلی صحبت میکردند؟
خدا گاه انبیاء را به توبیخ برخی افراد یا بهطور کلی تمامی قوم اسرائیل مأمور میکرد، از آنجایی که رفتار و اعمال ایشان بر خلاف ارادۀ خدا بود و انبیاء ایشان را به توبه دعوت میکردند.
در سایر مواقع، انبیاء وقایعی را که در آینده اتفاق میافتاد، پیشگویی میکردند تا قوم اسرائیل بهخوبی خود را برای آنها آماده سازند. بسیاری از نبوتها، آمدن مسیح موعود به دنیا را از پیش خبر میدهند و اشاراتی جزئی و واضح به زندگی او میکنند: یعنی مکانی که قرار است به دنیا آید، جایی که قرار است زندگی کند، معجزاتی که برای کمک به فقیران، بیماران و ضعیفان انجام خواهد داد، جفاهایی که خواهد دید، محکومیت او به مرگ، مصلوب شدن، رستاخیز و صعود او به آسمان.
تمام این نبوتها با جزئیاتش در شخصِ عیسی مسیح تحقق یافتهاند. اشعیای نبی بهطور خاص «انجیلنگار پنجم» خوانده شده، از آنجایی که هشت قرن قبل از مسیح، زندگی و کار او را توصیف میکند، درست مثل کاری که چهار انجیلنگار انجام دادهاند.
برای خلاصهکردن آنچه مختصراً دربارۀ ۴۹ کتاب عهدقدیم بیان کردیم، میتوانیم بگوییم که عهدقدیم بشر را برای پذیرش مسیح موعود آماده کرد، تا به او ایمان آورند و نجات یابند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
✅ انبیاء کیستند؟ آیا ایشان همچون کسانی هستند که مردم از آنان دربارۀ آینده پرس و جو میکنند؟
هیچ رابطهای وجود ندارد بین انبیای عهدقدیم و طالعبینان، تمام کسانی که با ارواح سر و کار دارند، و کسانی که اتفاقاتی را که ممکن است در آینده رخ دهد، پیشگویی کرده، مردم را فریب میدهند. انبیاء در ایمان و سرسپردگی به خدا و همچنین در تلاش خود برای اینکه ارادۀ خدای حقیقی و یکتا در دنیا حاکم شود، از دیگران متمایز بودند. در شرایط بحرانی و خاص، خدا افرادی پارسا و دیندار را فرامیخواند و این وظیفه را به ایشان محول میکرد که ارادۀ خویش را به حکام یا مردم آشکار نمایند. نبی فرمان خدا را دریافت میکرد و احساس میکرد که این فرمان همچون آتشی است که او را میسوزاند، و تا آن را آشکار نسازد، آرام نمیگیرد. او نه کلام خویش، بلکه تنها کلام خدا را بیان میکرد، همان کلامی که خدا او را به بیان آن حکم فرموده بود. به همین دلیل است که انبیاء معمولاً با این عبارت آغاز میکردند: «این است فرمودۀ خداوند.» اگر خدا به ایشان اختیار و اجازه نمیداد، هیچ چیز نمیگفتند.
✅انبیاء معمولاً در مورد چه مسائلی صحبت میکردند؟
خدا گاه انبیاء را به توبیخ برخی افراد یا بهطور کلی تمامی قوم اسرائیل مأمور میکرد، از آنجایی که رفتار و اعمال ایشان بر خلاف ارادۀ خدا بود و انبیاء ایشان را به توبه دعوت میکردند.
در سایر مواقع، انبیاء وقایعی را که در آینده اتفاق میافتاد، پیشگویی میکردند تا قوم اسرائیل بهخوبی خود را برای آنها آماده سازند. بسیاری از نبوتها، آمدن مسیح موعود به دنیا را از پیش خبر میدهند و اشاراتی جزئی و واضح به زندگی او میکنند: یعنی مکانی که قرار است به دنیا آید، جایی که قرار است زندگی کند، معجزاتی که برای کمک به فقیران، بیماران و ضعیفان انجام خواهد داد، جفاهایی که خواهد دید، محکومیت او به مرگ، مصلوب شدن، رستاخیز و صعود او به آسمان.
تمام این نبوتها با جزئیاتش در شخصِ عیسی مسیح تحقق یافتهاند. اشعیای نبی بهطور خاص «انجیلنگار پنجم» خوانده شده، از آنجایی که هشت قرن قبل از مسیح، زندگی و کار او را توصیف میکند، درست مثل کاری که چهار انجیلنگار انجام دادهاند.
برای خلاصهکردن آنچه مختصراً دربارۀ ۴۹ کتاب عهدقدیم بیان کردیم، میتوانیم بگوییم که عهدقدیم بشر را برای پذیرش مسیح موعود آماده کرد، تا به او ایمان آورند و نجات یابند.
☦@LessonsOrthodox
📚 ایمان و زندگی ارتدوکس 📚
✅ ما دربارۀ کتابهای دیگر عهدجدید چیزی نشنیدهایم، کُتُبی که در فهرست مطالب و پس از چهار انجیل قرار دارند. آنها شامل چه چیزهایی هستند و به چه مسائلی میپردازند؟
عهدجدید شامل ۲۷ کتاب است. بعد از اناجیل که بدانها اشاره کردیم، این کتابها قرار دارند:
📜 اعمال رسولان
این کتاب را لوقای انجیلنگار بهعنوان ادامۀ انجیل خود و خطاب به تئوفیلوس* به رشتۀ تحریر درآورده است.
ما در این کتاب، شکلگیری و گسترش کلیسا را مشاهده میکنیم که در اصل در اورشلیم شروع شد و سپس به نواحی مختلف امپراطوری روم گسترش یافت. همچنین از جفاهایی که مردم یهود و بتپرستان و کافران وارد میکردند، و ادامۀ کار خداوندگار بهدست رسولان، و بهخصوص دو تن از برجستهترینِ ایشان، یعنی پطرس و پولس بهمنظور گسترش هر چه وسیعتر انجیل به دنیا، آگاه میشویم.
۱۴ نامۀ پولس رسول
پولس رسول در طول سفرهایش، کلیساهای بسیاری را پایهگذاری کرد که طبیعتاً مشکلات مختلفی در آنها ظاهر میشد. او برای حل این مشکلات و برای حمایت روحانی از ایماندارانِ کلیساهای نوپا، نامههای زیر را برایشان فرستاد:
💌نامه به رومیان
او این نامه را در سال ۵۸ م. و در قرنتس نوشت و از طریق فیبی که از خادمان کلیسای شهر کنخریه بود، نزد مسیحیان روم فرستاد. پولس در این نامه وظایف مربوط به اعضای کلیسا و مسائل بسیار مهم اعتقادی را که برای حفظ ایمان راستین ضروری است، شرح میدهد.
💌نامۀ اول به قرنتیان
او این نامه را در سال ۵۷ م. و از افسس برای قرنتیان فرستاد تا از وحدت اعضای کلیسا و لزوم توبۀ صادقانه حمایت کند. فصل سیزدهم اهمیت طریق محبت را شرح میدهد.
💌نامۀ دوم به قرنتیان
پولس چند ماه پس از نامۀ نخست، این نامۀ دوم را به دست تیتوس، رسولی که به احتمال زیاد اهل فیلیپی بود، به قرنتیان نوشت. او خبرهایی دریافت کرده بود مبنی بر اینکه نامۀ نخست در بازیافتن وحدت و آرامش جامعۀ مسیحی قرنتس مفید واقع شده. اما در قرنتس معلمین دروغین ظاهر شده بودند که این امر مسیحیان را آشفته کرده بود. به همین دلیل، این نامه را مینویسد تا به ایشان هشدار دهد که جذب نظریههای دروغین نشوند و به آنچه بدیشان تعلیم داده، پایبند باشند.
💌نامه به غلاطیان
غلاطیه ایالتی بزرگ واقع در آسیای صغیر مرکزی بود که بخش جنوب غربی آن تا محدودۀ کوه تارسوس ادامه داشت. پولس رسول در طول نخستین سفر خود با برنابا، چند کلیسا در آنجا پایهگذاری کرده بود. اما پس از آنکه این دو رسول از آن ناحیه دیدار کرده بودند، برخی معلمین دروغین در کلیسا نفوذ کرده و میخواستند سنتهای یهودی را به مسیحیان تحمیل کنند. وقتی پولس این خبر را شنید، در سال ۵۷ م. این نامه را از افسس، جایی که در آن بهسر میبُرد، نوشت تا ایشان را نسبت به تعالیم صحیح ایمان مسیحی هشیار سازد و در اثر بدعتها، از راه درست منحرف نشوند. او در این نامه تأکید میکند بر اهمیت اتحاد در مسیح که صرفنظر از قوم و طبقۀ اجتماعی، باید در میان تمام اعضای کلیسا حاکم باشد (غلا ۳:۲۸).
💌نامهها به افسسیان، فیلیپیان و کولسیان
این نامهها از روم و در حالی فرستاده شد که پولس در دوران حبس اولیۀ خود به سر میبرد (۶۱-۶۳ م.). پولس با این نامهها مسیحیان را نصیحت میکند که در ایمان راستین استوار باشند و با پایداری و ایمان با هر گونه غم و اندوهی روبرو شوند. علاوه بر این، نصایحی ارزشمند در خصوص زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی مسیحیان ارائه میدهد. او با استفاده از تصاویر چشمگیر و تأکید بر مزایای حیات در مسیح، ایمانداران را تشویق میکند که با عزمی راسخ، این مبارزات و چالشهای روحانی را ادامه دهند و به پیروزی نهایی اطمینان داشته باشند.
💌نامههای اول و دوم به تسالونیکیان
پولس این دو نامه را در سال ۵۱ م. و از قرنتس به تسالونیکیان نوشت. او از طریق این نامهها شادی خود را ابراز میکند، زیرا شنیده بود مسیحیان تسالونیکی شجاعانه و با استواری با جفاهایی که از سوی یهودیان بر ایشان وارد میشد، روبرو میشدند. پولس در این نامه حین اینکه دربارۀ وظیفۀ خدمت و کار صحبت میکند، به زندگی پس از مرگ و بازگشت مسیح نیز اشاره میکند. او در آخر، نصایحی ارائه میکند در این زمینه که مسیحیان چگونه باید رفتار کنند تا آنانی که زندگی آشفته و بینظمی دارند، به یک زندگی درست و منظم بازگردند.
💌نامه به عبرانیان
پولس رسول این نامه را در دوران حبس اولیهاش و خطاب به فلسطینیهای یهودینژادی که مسیحی شده بودند، نوشت. او در این نامۀ دفاعیاتی عالی پیرامون مسیحیت، با استدلالهای مختلف و برگرفته از عهدقدیم، برتری غیرقابل قیاس مسیح و ایمان جدید را در قیاس با تمام انبیاء، شریعت قدیم و مذهب معمول یهودیان، نشان میدهد. پولس برهانی قانعکننده میآورد که چطور نبوتهای عهدقدیم در رابطه با مسیح موعود، در شخصِ عیسی مسیح تحقق یافته است.
☦@LessonsOrthodox
✅ ما دربارۀ کتابهای دیگر عهدجدید چیزی نشنیدهایم، کُتُبی که در فهرست مطالب و پس از چهار انجیل قرار دارند. آنها شامل چه چیزهایی هستند و به چه مسائلی میپردازند؟
عهدجدید شامل ۲۷ کتاب است. بعد از اناجیل که بدانها اشاره کردیم، این کتابها قرار دارند:
📜 اعمال رسولان
این کتاب را لوقای انجیلنگار بهعنوان ادامۀ انجیل خود و خطاب به تئوفیلوس* به رشتۀ تحریر درآورده است.
ما در این کتاب، شکلگیری و گسترش کلیسا را مشاهده میکنیم که در اصل در اورشلیم شروع شد و سپس به نواحی مختلف امپراطوری روم گسترش یافت. همچنین از جفاهایی که مردم یهود و بتپرستان و کافران وارد میکردند، و ادامۀ کار خداوندگار بهدست رسولان، و بهخصوص دو تن از برجستهترینِ ایشان، یعنی پطرس و پولس بهمنظور گسترش هر چه وسیعتر انجیل به دنیا، آگاه میشویم.
۱۴ نامۀ پولس رسول
پولس رسول در طول سفرهایش، کلیساهای بسیاری را پایهگذاری کرد که طبیعتاً مشکلات مختلفی در آنها ظاهر میشد. او برای حل این مشکلات و برای حمایت روحانی از ایماندارانِ کلیساهای نوپا، نامههای زیر را برایشان فرستاد:
💌نامه به رومیان
او این نامه را در سال ۵۸ م. و در قرنتس نوشت و از طریق فیبی که از خادمان کلیسای شهر کنخریه بود، نزد مسیحیان روم فرستاد. پولس در این نامه وظایف مربوط به اعضای کلیسا و مسائل بسیار مهم اعتقادی را که برای حفظ ایمان راستین ضروری است، شرح میدهد.
💌نامۀ اول به قرنتیان
او این نامه را در سال ۵۷ م. و از افسس برای قرنتیان فرستاد تا از وحدت اعضای کلیسا و لزوم توبۀ صادقانه حمایت کند. فصل سیزدهم اهمیت طریق محبت را شرح میدهد.
💌نامۀ دوم به قرنتیان
پولس چند ماه پس از نامۀ نخست، این نامۀ دوم را به دست تیتوس، رسولی که به احتمال زیاد اهل فیلیپی بود، به قرنتیان نوشت. او خبرهایی دریافت کرده بود مبنی بر اینکه نامۀ نخست در بازیافتن وحدت و آرامش جامعۀ مسیحی قرنتس مفید واقع شده. اما در قرنتس معلمین دروغین ظاهر شده بودند که این امر مسیحیان را آشفته کرده بود. به همین دلیل، این نامه را مینویسد تا به ایشان هشدار دهد که جذب نظریههای دروغین نشوند و به آنچه بدیشان تعلیم داده، پایبند باشند.
💌نامه به غلاطیان
غلاطیه ایالتی بزرگ واقع در آسیای صغیر مرکزی بود که بخش جنوب غربی آن تا محدودۀ کوه تارسوس ادامه داشت. پولس رسول در طول نخستین سفر خود با برنابا، چند کلیسا در آنجا پایهگذاری کرده بود. اما پس از آنکه این دو رسول از آن ناحیه دیدار کرده بودند، برخی معلمین دروغین در کلیسا نفوذ کرده و میخواستند سنتهای یهودی را به مسیحیان تحمیل کنند. وقتی پولس این خبر را شنید، در سال ۵۷ م. این نامه را از افسس، جایی که در آن بهسر میبُرد، نوشت تا ایشان را نسبت به تعالیم صحیح ایمان مسیحی هشیار سازد و در اثر بدعتها، از راه درست منحرف نشوند. او در این نامه تأکید میکند بر اهمیت اتحاد در مسیح که صرفنظر از قوم و طبقۀ اجتماعی، باید در میان تمام اعضای کلیسا حاکم باشد (غلا ۳:۲۸).
💌نامهها به افسسیان، فیلیپیان و کولسیان
این نامهها از روم و در حالی فرستاده شد که پولس در دوران حبس اولیۀ خود به سر میبرد (۶۱-۶۳ م.). پولس با این نامهها مسیحیان را نصیحت میکند که در ایمان راستین استوار باشند و با پایداری و ایمان با هر گونه غم و اندوهی روبرو شوند. علاوه بر این، نصایحی ارزشمند در خصوص زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی مسیحیان ارائه میدهد. او با استفاده از تصاویر چشمگیر و تأکید بر مزایای حیات در مسیح، ایمانداران را تشویق میکند که با عزمی راسخ، این مبارزات و چالشهای روحانی را ادامه دهند و به پیروزی نهایی اطمینان داشته باشند.
💌نامههای اول و دوم به تسالونیکیان
پولس این دو نامه را در سال ۵۱ م. و از قرنتس به تسالونیکیان نوشت. او از طریق این نامهها شادی خود را ابراز میکند، زیرا شنیده بود مسیحیان تسالونیکی شجاعانه و با استواری با جفاهایی که از سوی یهودیان بر ایشان وارد میشد، روبرو میشدند. پولس در این نامه حین اینکه دربارۀ وظیفۀ خدمت و کار صحبت میکند، به زندگی پس از مرگ و بازگشت مسیح نیز اشاره میکند. او در آخر، نصایحی ارائه میکند در این زمینه که مسیحیان چگونه باید رفتار کنند تا آنانی که زندگی آشفته و بینظمی دارند، به یک زندگی درست و منظم بازگردند.
💌نامه به عبرانیان
پولس رسول این نامه را در دوران حبس اولیهاش و خطاب به فلسطینیهای یهودینژادی که مسیحی شده بودند، نوشت. او در این نامۀ دفاعیاتی عالی پیرامون مسیحیت، با استدلالهای مختلف و برگرفته از عهدقدیم، برتری غیرقابل قیاس مسیح و ایمان جدید را در قیاس با تمام انبیاء، شریعت قدیم و مذهب معمول یهودیان، نشان میدهد. پولس برهانی قانعکننده میآورد که چطور نبوتهای عهدقدیم در رابطه با مسیح موعود، در شخصِ عیسی مسیح تحقق یافته است.
☦@LessonsOrthodox
📚 کتاب ایمان و زندگی ارتدوکس 📚
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
نامههای شبانی
نامههای پیشین به جوامع کلیسایی فرستاده شد، اما چهار نامۀ بعدی شخصاً خطاب به همکاران نزدیک پولس از جمله تیموتائوس، تیتوس و فیلیمون نوشته شدهاند.
💌نامههای اول و دوم به تیموتائوس
پولس رسول در طول سفر نخست خود به لسترۀ قونیه که زادگاه تیموتائوس بود، با وی دیدار کرده بود. او در طول سفر دومش، از تیموتائوس دعوت کرد که در این جهد و کوشش رسالتی، همکار وی شود. تیموتائوس به نزدیکترین همکار این رسول بزرگ تبدیل شد، تا جایی که پولس وی را isopsychon خطاب میکرد، یعنی «همفکر با او» و تأکید میکرد که تیموتائوس «با [او] همچون پسری با پدر خود، در کار انجیل خدمت کرده است» (فیل ۲:۲۰-۲۲).
پولس رسول در طول سفر چهارم خود، با تیموتائوس به افسس رفت. او تیموتائوس را در آنجا مستقر گردانیده بود تا از جامعۀ مسیحی افسس در برابر معلمین دروغین محافظت کند. زمانی که پولس نامۀ نخست خود را برایش نوشت، وی بهعنوان اسقف کلیسای محلی در افسس زندگی میکرد. وقتی تیموتائوس دوباره به روم رفت، پولس برای بار دوم دستگیر شده و به زندان افتاده بود و نزدیک بود اعدام شود. در آن زمان بود که نامۀ دوم خود را به تیموتائوس نوشت و از او خواست که بیاید و او را ملاقات کند.
پولس با این دو نامه، شاگردش تیموتائوس را تشویق میکند که با وجود جفاها و دشمنی بدعتکاران، خدمت رسالتی را ادامه دهد. همچنین به او دستوراتی در زمینۀ نحوۀ رفتار خادمین و مسیحیان، و بهطور کلی پیرامون کار شبانی داد.
💌نامه به تیتوس
تیتوس از یک خانوادۀ بتپرست در انطاکیه به دنیا آمده بود. بهنظر میرسد که از طریق پولس به مسیح جذب شده بود و همکار نزدیک وی شد. به همین دلیل پولس او را «فرزند راستینم در ایمانی مشترک» مینامد (تیتوس ۱:۴). در نهایت پولس رسول تیتوس را بهعنوان اسقف در جزیرۀ کْرِت مستقر گرداند. این نامه زمانی برایش فرستاده شد که پولس در راه روم بود و تیتوس در کْرِت بهسر میبُرد. یکی از مسائلی که این نامه مطرح میکند، خصوصیات خادمین و اسقف است، تا ایشان بهعنوان الگویی برای همگان رفتار نمایند.
💌نامه به فیلیمون
فیلیمون اهل کولسی بود. به نظر میرسد وقتی پولس رسول نزدیک افسس بود، فیلیمون به مسیح جذب شده و تعمید گرفته بود. او در بازگشت به زادگاهش کولسی، انجیل را وعظ نمود، بسیاری از مردم را به کلیسا جذب کرد و خانۀ بزرگ خود را در اختیار جلسات پرستشیِ جماعت محلی قرار داد. وی به خاطر شخصیت پرهیزکار و غیرت رسالتیاش، به مقام اسقفی کولسی منصوب گردید.
یکی از خادمین فیلیمون، به نام اونیسیموس، از بخشی از پول ارباب خویش سوءاستفاده کرده بود و برای اینکه از تنبیه و مجازات در امان باشد، به روم گریخته بود. در آنجا در کنار بسیاری افراد دیگر، جذب موعظۀ پولس شده بود (۶۱-۶۳ م.)، از رفتارش توبه کرد، تعمید گرفت و اظهار داشت که میخواهد نزد فیلیمون بازگردد تا اعمال نادرست خود را جبران کند. پولس با این نامۀ تکاندهندۀ خود، از فیلیمون میخواهد که اونیسیموس را ببخشد و او را با محبت خود بپذیرد، «امّا دیگر نه چون غلام، بلکه بالاتر از آن، چون برادری عزیز» (فیلی ۱:۱۶). شکی نیست که این اتفاق افتاد. بر اساس یک سنت قدیم، اونیسیموس اسقف بیریه شد و زندگیاش را با شهادت در راه روم به پایان رساند.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
نامههای شبانی
نامههای پیشین به جوامع کلیسایی فرستاده شد، اما چهار نامۀ بعدی شخصاً خطاب به همکاران نزدیک پولس از جمله تیموتائوس، تیتوس و فیلیمون نوشته شدهاند.
💌نامههای اول و دوم به تیموتائوس
پولس رسول در طول سفر نخست خود به لسترۀ قونیه که زادگاه تیموتائوس بود، با وی دیدار کرده بود. او در طول سفر دومش، از تیموتائوس دعوت کرد که در این جهد و کوشش رسالتی، همکار وی شود. تیموتائوس به نزدیکترین همکار این رسول بزرگ تبدیل شد، تا جایی که پولس وی را isopsychon خطاب میکرد، یعنی «همفکر با او» و تأکید میکرد که تیموتائوس «با [او] همچون پسری با پدر خود، در کار انجیل خدمت کرده است» (فیل ۲:۲۰-۲۲).
پولس رسول در طول سفر چهارم خود، با تیموتائوس به افسس رفت. او تیموتائوس را در آنجا مستقر گردانیده بود تا از جامعۀ مسیحی افسس در برابر معلمین دروغین محافظت کند. زمانی که پولس نامۀ نخست خود را برایش نوشت، وی بهعنوان اسقف کلیسای محلی در افسس زندگی میکرد. وقتی تیموتائوس دوباره به روم رفت، پولس برای بار دوم دستگیر شده و به زندان افتاده بود و نزدیک بود اعدام شود. در آن زمان بود که نامۀ دوم خود را به تیموتائوس نوشت و از او خواست که بیاید و او را ملاقات کند.
پولس با این دو نامه، شاگردش تیموتائوس را تشویق میکند که با وجود جفاها و دشمنی بدعتکاران، خدمت رسالتی را ادامه دهد. همچنین به او دستوراتی در زمینۀ نحوۀ رفتار خادمین و مسیحیان، و بهطور کلی پیرامون کار شبانی داد.
💌نامه به تیتوس
تیتوس از یک خانوادۀ بتپرست در انطاکیه به دنیا آمده بود. بهنظر میرسد که از طریق پولس به مسیح جذب شده بود و همکار نزدیک وی شد. به همین دلیل پولس او را «فرزند راستینم در ایمانی مشترک» مینامد (تیتوس ۱:۴). در نهایت پولس رسول تیتوس را بهعنوان اسقف در جزیرۀ کْرِت مستقر گرداند. این نامه زمانی برایش فرستاده شد که پولس در راه روم بود و تیتوس در کْرِت بهسر میبُرد. یکی از مسائلی که این نامه مطرح میکند، خصوصیات خادمین و اسقف است، تا ایشان بهعنوان الگویی برای همگان رفتار نمایند.
💌نامه به فیلیمون
فیلیمون اهل کولسی بود. به نظر میرسد وقتی پولس رسول نزدیک افسس بود، فیلیمون به مسیح جذب شده و تعمید گرفته بود. او در بازگشت به زادگاهش کولسی، انجیل را وعظ نمود، بسیاری از مردم را به کلیسا جذب کرد و خانۀ بزرگ خود را در اختیار جلسات پرستشیِ جماعت محلی قرار داد. وی به خاطر شخصیت پرهیزکار و غیرت رسالتیاش، به مقام اسقفی کولسی منصوب گردید.
یکی از خادمین فیلیمون، به نام اونیسیموس، از بخشی از پول ارباب خویش سوءاستفاده کرده بود و برای اینکه از تنبیه و مجازات در امان باشد، به روم گریخته بود. در آنجا در کنار بسیاری افراد دیگر، جذب موعظۀ پولس شده بود (۶۱-۶۳ م.)، از رفتارش توبه کرد، تعمید گرفت و اظهار داشت که میخواهد نزد فیلیمون بازگردد تا اعمال نادرست خود را جبران کند. پولس با این نامۀ تکاندهندۀ خود، از فیلیمون میخواهد که اونیسیموس را ببخشد و او را با محبت خود بپذیرد، «امّا دیگر نه چون غلام، بلکه بالاتر از آن، چون برادری عزیز» (فیلی ۱:۱۶). شکی نیست که این اتفاق افتاد. بر اساس یک سنت قدیم، اونیسیموس اسقف بیریه شد و زندگیاش را با شهادت در راه روم به پایان رساند.
☦@LessonsOrthodox
📚 کتاب ایمان و زندگی ارتدوکس 📚
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
نامههای کاتولیک/ عام
پس از ۱۴ نامۀ پولس رسول، هفت نامۀ دیگر نیز در عهدجدید وجود دارند.
📨نخستین نامه را یعقوب، برادر عیسی Adelphotheos [3] و نخستین اسقف اورشلیم، نوشت؛
📨دو نامۀ بعدی به دست پطرس
📨و سپس سه نامه به دست یوحنا، نویسندۀ انجیل چهارم به رشتۀ تحریر درآمد؛
📨در نهایت، نامه هفتم را یهودا، برادر یعقوب (آدلفوتئوس) نوشته شد.
از آنجایی که مخاطب این نامهها شخص خاصی نمیباشد و بهطور کلی برای اعضای کلیسا نوشته شدهاند، «کاتولیک» خوانده میشوند، یعنی نامههای عام که مخاطب آنها تمام ایمانداران است. آنها به شماری از مسائل میپردازند که ایماندارانی که در این دنیا زندگی میکنند، با آنها روبرو هستند؛ این نامهها با الهام از خدا راهنماییهایی برای مقابله و برخورد صحیح با این مسائل ارائه میکنند.
از آنجا که در طول مطالعۀ موضوعات مختلف اصول اعتقادات، اغلب به این نامهها اشاره خواهیم کرد، در این مقطع، بر روی بحث گستردهتر پیرامون محتوای آنها اصرار نمیورزیم.
📜مکاشفۀ یوحنا
کتاب مکاشفه کتابی آپوکالیپتیک و نبوتی از عهدجدید است که به دست یوحنای انجیلنگار در سال ۹۵ م. و در جزیرۀ پاتموس نوشته شد؛ وی به دستور امپراطور روم دومیتیان به آنجا تبعید شده بود. یوحنای انجیلنگار رؤیاهایی آپوکالیپتیک و وقایعی چشمگیر و مهیج را تجربه میکند، رمزی و نمادین بودن آنها را حس میکند و دست به کتابت تمام اینها میزند تا راه توبه را نشان دهد و از آن دسته از اعضای کلیسا که از سوی جفارسانان، در ایمان و فضائل آزمایش میشوند، حمایت نماید. اموری که آشکار شده و یوحنا به رشتۀ تحریر درمیآورد، مجدداً تایید میکند که کلیسا در نهایت بر بتپرستی پیروز خواهد شد و در روز داوری نهایی مسیح دادرسی عادلانه برقرار خواهد گردید، روزی که ایمانداران از برکت حیات جاویدان برخوردار خواهند شد، اما شیطان و پیروان آن به جهنمی غیرقابل تحمل خواهند رفت.
ایمانداری که این کتاب را میخواند، کتابی که حاوی اصول اعتقادی، اخلاقی و بخشهای نبوتی از حقیقت است، در ایمان خویش قوت مییابد، در غمهایش تسلی پیدا میکند، در نبردهای روحانی خویش تقویت میشود و با رؤیای پیروزی پادشاهی خدا به زندگی خود ادامه میدهد. اما برای درک بهتر بسیاری از نکات آن، به ابزارهای تفسیری مناسب نیاز داریم.
................................
[3] نویسندگان ارتدوکس صفت Adelphotheos را به یعقوب، پسر نخست یوسف و برادر ناتنی عیسی نسبت میدهند، که معنای آن عبارت است از «برادر او که خداست.»
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته متروپولیتن سوتیریوس🎗
نامههای کاتولیک/ عام
پس از ۱۴ نامۀ پولس رسول، هفت نامۀ دیگر نیز در عهدجدید وجود دارند.
📨نخستین نامه را یعقوب، برادر عیسی Adelphotheos [3] و نخستین اسقف اورشلیم، نوشت؛
📨دو نامۀ بعدی به دست پطرس
📨و سپس سه نامه به دست یوحنا، نویسندۀ انجیل چهارم به رشتۀ تحریر درآمد؛
📨در نهایت، نامه هفتم را یهودا، برادر یعقوب (آدلفوتئوس) نوشته شد.
از آنجایی که مخاطب این نامهها شخص خاصی نمیباشد و بهطور کلی برای اعضای کلیسا نوشته شدهاند، «کاتولیک» خوانده میشوند، یعنی نامههای عام که مخاطب آنها تمام ایمانداران است. آنها به شماری از مسائل میپردازند که ایماندارانی که در این دنیا زندگی میکنند، با آنها روبرو هستند؛ این نامهها با الهام از خدا راهنماییهایی برای مقابله و برخورد صحیح با این مسائل ارائه میکنند.
از آنجا که در طول مطالعۀ موضوعات مختلف اصول اعتقادات، اغلب به این نامهها اشاره خواهیم کرد، در این مقطع، بر روی بحث گستردهتر پیرامون محتوای آنها اصرار نمیورزیم.
📜مکاشفۀ یوحنا
کتاب مکاشفه کتابی آپوکالیپتیک و نبوتی از عهدجدید است که به دست یوحنای انجیلنگار در سال ۹۵ م. و در جزیرۀ پاتموس نوشته شد؛ وی به دستور امپراطور روم دومیتیان به آنجا تبعید شده بود. یوحنای انجیلنگار رؤیاهایی آپوکالیپتیک و وقایعی چشمگیر و مهیج را تجربه میکند، رمزی و نمادین بودن آنها را حس میکند و دست به کتابت تمام اینها میزند تا راه توبه را نشان دهد و از آن دسته از اعضای کلیسا که از سوی جفارسانان، در ایمان و فضائل آزمایش میشوند، حمایت نماید. اموری که آشکار شده و یوحنا به رشتۀ تحریر درمیآورد، مجدداً تایید میکند که کلیسا در نهایت بر بتپرستی پیروز خواهد شد و در روز داوری نهایی مسیح دادرسی عادلانه برقرار خواهد گردید، روزی که ایمانداران از برکت حیات جاویدان برخوردار خواهند شد، اما شیطان و پیروان آن به جهنمی غیرقابل تحمل خواهند رفت.
ایمانداری که این کتاب را میخواند، کتابی که حاوی اصول اعتقادی، اخلاقی و بخشهای نبوتی از حقیقت است، در ایمان خویش قوت مییابد، در غمهایش تسلی پیدا میکند، در نبردهای روحانی خویش تقویت میشود و با رؤیای پیروزی پادشاهی خدا به زندگی خود ادامه میدهد. اما برای درک بهتر بسیاری از نکات آن، به ابزارهای تفسیری مناسب نیاز داریم.
................................
[3] نویسندگان ارتدوکس صفت Adelphotheos را به یعقوب، پسر نخست یوسف و برادر ناتنی عیسی نسبت میدهند، که معنای آن عبارت است از «برادر او که خداست.»
☦@LessonsOrthodox
🔆بنام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
به بزم استاد سخن ، "فردوسی گرانمایه" خوش آمدید.
در این بخش حکیم توس ، از زبان اساطیر ایران باستان و با اشرافی که به دانش نجوم داشته ، به ما توضیح میدهد که جهان ما چگونه پدید آمد و در ادامه به توضیحی بسیار والا گهر در باب آفرینش انسان و سپس آفتاب و ماه میپردازد ...
✅ گفتاری در باب آفرینش عالم:
از آغاز باید که دانی درست
سر مایه گوهران از نخست
معنی: پیش از هر چیز باید بدانی که از کجا آمده ای و منشأ موجودیت و سر مایه گوهران و آفرینش از کجاست.
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
معنی: یزدان که پیش ازو و بیش از هر صفتی زیباست از -ناچیز- همه چیز آفریده است. دانستن توانستن است پس بدان.
حال میخواهیم بدانیم این ناچیز چیست ؟
حکیم توس در ادامه میگوید:
سر مایه این گوهران این چهار
برآورده بی رنج و بی روزگار
یکی آتشی بر شده تابناک
میان آب و باد از بر تیره خاک
معنی: چهار مایه اصلی آفرینش و موجودیت هستی یعنی - آتش - آب - باد و خاک سر مایه آفرینش و خلقتند و مواد لازم برای ساخت تمامی هستی این چهار عنصر هستند.
حال میخواهیم بدانیم که این چهار عنصر از کجا آمده و چگونه خلق شدند؟ و در ادامه چگونه موجودات از این چهار عنصر خلق شدند ؟
نخستین که آتش به جنبش دمید
ز گرمیش پس خشکی آمد پدید
فرضیه بینگ بنگ که جهانیان در قرن بیستم به آن پی برده اند ؛ میگوید : در جهان هستی نخست گازها بودند و ذرات آتشین. سپس بر اثر عواملی که برای علم روشن نیست، این ذرات پراکنده و آتشین شروع به حرکت دورانی و چرخش منظم کرده و تشکیل هسته های ستارگان ، سیارات و خشکی ها را میدهند..
حکیم توس ۱۰۰۰ سال پیش این فرضیه را به خوبی توضیح داده و اینکه در انگلستان و آمریکا و روسیه و چین دانشگاه ویژه شاهنامه شناسی دارند بی دلیل نیست.
فردوسی برایمان شرح میدهد که ابتدا ذرات آتش به جنبش درآمده و سپس از گرمی آنان خشکی پدید میآید.
☦@LessonsOrthodox
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
به بزم استاد سخن ، "فردوسی گرانمایه" خوش آمدید.
در این بخش حکیم توس ، از زبان اساطیر ایران باستان و با اشرافی که به دانش نجوم داشته ، به ما توضیح میدهد که جهان ما چگونه پدید آمد و در ادامه به توضیحی بسیار والا گهر در باب آفرینش انسان و سپس آفتاب و ماه میپردازد ...
✅ گفتاری در باب آفرینش عالم:
از آغاز باید که دانی درست
سر مایه گوهران از نخست
معنی: پیش از هر چیز باید بدانی که از کجا آمده ای و منشأ موجودیت و سر مایه گوهران و آفرینش از کجاست.
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
معنی: یزدان که پیش ازو و بیش از هر صفتی زیباست از -ناچیز- همه چیز آفریده است. دانستن توانستن است پس بدان.
حال میخواهیم بدانیم این ناچیز چیست ؟
حکیم توس در ادامه میگوید:
سر مایه این گوهران این چهار
برآورده بی رنج و بی روزگار
یکی آتشی بر شده تابناک
میان آب و باد از بر تیره خاک
معنی: چهار مایه اصلی آفرینش و موجودیت هستی یعنی - آتش - آب - باد و خاک سر مایه آفرینش و خلقتند و مواد لازم برای ساخت تمامی هستی این چهار عنصر هستند.
حال میخواهیم بدانیم که این چهار عنصر از کجا آمده و چگونه خلق شدند؟ و در ادامه چگونه موجودات از این چهار عنصر خلق شدند ؟
نخستین که آتش به جنبش دمید
ز گرمیش پس خشکی آمد پدید
فرضیه بینگ بنگ که جهانیان در قرن بیستم به آن پی برده اند ؛ میگوید : در جهان هستی نخست گازها بودند و ذرات آتشین. سپس بر اثر عواملی که برای علم روشن نیست، این ذرات پراکنده و آتشین شروع به حرکت دورانی و چرخش منظم کرده و تشکیل هسته های ستارگان ، سیارات و خشکی ها را میدهند..
حکیم توس ۱۰۰۰ سال پیش این فرضیه را به خوبی توضیح داده و اینکه در انگلستان و آمریکا و روسیه و چین دانشگاه ویژه شاهنامه شناسی دارند بی دلیل نیست.
فردوسی برایمان شرح میدهد که ابتدا ذرات آتش به جنبش درآمده و سپس از گرمی آنان خشکی پدید میآید.
☦@LessonsOrthodox
وزان پس ز آرام سردی نمود
ز سردی همان باز تری فزود
معنی: کم کم این هسته های تشکیل شده سرد شده و در این زمان است که از سرد شدن آنها تری و آب پدیدار میگردد.
چو این چار گوهر به جای آمدند
ز بهر سپنجی سرای آمدند
معنی: پس از پدیدار شدن این چهار گوهر(آب و آتش و باد و خاک ) عالم سپنجی سرا( سکونتگاه موقتی ) به وجود آمد.
گوهرها یک اندر دگر ساخته
ز هر گونه گردن برافراخته
معنی: گهرها یک به یک ساخته شد و از ترکیب آنان گونه های گوناگون مواد به وجود آمد.
پدید آمد این گنبد تیزرو
شگفتی نماینده نو به نو
معنی : شگفتی ها خلق میگردند
ابر ده و دو هفت شد کدخدای
گرفتند هر یک سزاوار جای
معنی: ده و دو در این بیت را برخی ماه های سال میدانند و برخی مربوط به ده تا از ستارگان یا سیارات و برخی دیگر هفت کدخدای را همان « خرس بزرگ » یا « دب اکبر » میدانند.
نکته:حکیم توس به خوبی با علم نجوم آشنا بوده.
در بخشش و دادن آمد پدید
ببخشید دانا چنان چون سزید
فلکها یک اندر دگر بسته شد
بجنبید چون کار پیوسته شد
چو دریا و چون کوه و چون گشت و راغ
زمین شد به کردار روشن چراغ
ببالید کوه آبها بردمید
سر رستنی سوی بالا کشید
معنی: دانا ( خداوند ) هر چه را شایسته بود به ما بخشید.
فلک (سپهر گردون) به حرکت درآمد.
سپس دریا و کوه و دشت و صحرا پدید آمدند و هر گیاه رستنی شروع به روییدن نمود.
زمین را بلندی نبد جایگاه
یکی مرکزی تیره بود و سیاه
معنی: ابتدا زمین تیره و تاریک بود.
ستاره برو بر شگفتی نمود
به خاک اندرون روشنایی فزود
معنی: سپس خورشید تابید و روشنایی پدید آمد.
همی بر شد آتش فرود آمد آب
زمی گشت گرد بلند آفتاب
سپس کوهها و آب بر روی زمین به وجود میآید (دقیقاً همان دانشی که امروزه بشر در مورد پیدایش حیات بر روی زمین دارد و بر طبق آن بر اثر خوردن سنگها و اجرام آسمانی با سطح زمین ، پستی بلندیها و آب یعنی ابتدا کوهها و آب بر روی زمین پدیدار میگردد )
در ادامه فردوسی از پیدایش گیاهان میگوید:
گیا رست با چند گونه درخت
به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت
و در ادامه از خلق جنبندگان( غیرانسان) سخن میگوید:
ببالد ندارد جز این نیرویی
نپوید چو پیوندگان هر سویی
معنی: سپس جانوران و جنبندگان پدید میآیند.
وزان پس چو جنبنده آمد پدید
همه رستنی زیر خویش آورید
خور و خواب آرام جوید همی
وزان زندگی کام گوید همی
نه گویا زبان و نه جویا خرد
ز خاک و ز خاشاک تن پرورد
نداند بد و نیک فرجام کار
نخواهد ازو بندگی کردگار
معنی: جنبندگان به موجودات غیر از انسان ( حیوانات ) اشاره دارد.
این موجود نه دارای خرد است و نه توان سخن گفتن دارد و پروردگار از او اطاعت نمیخواهد.
زندگی خود را در خوردن و خوابیدن سپری میکند و از بد و نیک هر کاری نا آگاه است.
چو دانا توانا بد و دادگر
از ایرا نکرد ایچ پنهان هنر
معنی: پروردگار هنر خود را در آفرینش جهان به ما نشان میدهد.
چنینست فرجام کار جهان
نداند کسی آشکار و نهان
☦@LessonsOrthodox
ز سردی همان باز تری فزود
معنی: کم کم این هسته های تشکیل شده سرد شده و در این زمان است که از سرد شدن آنها تری و آب پدیدار میگردد.
چو این چار گوهر به جای آمدند
ز بهر سپنجی سرای آمدند
معنی: پس از پدیدار شدن این چهار گوهر(آب و آتش و باد و خاک ) عالم سپنجی سرا( سکونتگاه موقتی ) به وجود آمد.
گوهرها یک اندر دگر ساخته
ز هر گونه گردن برافراخته
معنی: گهرها یک به یک ساخته شد و از ترکیب آنان گونه های گوناگون مواد به وجود آمد.
پدید آمد این گنبد تیزرو
شگفتی نماینده نو به نو
معنی : شگفتی ها خلق میگردند
ابر ده و دو هفت شد کدخدای
گرفتند هر یک سزاوار جای
معنی: ده و دو در این بیت را برخی ماه های سال میدانند و برخی مربوط به ده تا از ستارگان یا سیارات و برخی دیگر هفت کدخدای را همان « خرس بزرگ » یا « دب اکبر » میدانند.
نکته:حکیم توس به خوبی با علم نجوم آشنا بوده.
در بخشش و دادن آمد پدید
ببخشید دانا چنان چون سزید
فلکها یک اندر دگر بسته شد
بجنبید چون کار پیوسته شد
چو دریا و چون کوه و چون گشت و راغ
زمین شد به کردار روشن چراغ
ببالید کوه آبها بردمید
سر رستنی سوی بالا کشید
معنی: دانا ( خداوند ) هر چه را شایسته بود به ما بخشید.
فلک (سپهر گردون) به حرکت درآمد.
سپس دریا و کوه و دشت و صحرا پدید آمدند و هر گیاه رستنی شروع به روییدن نمود.
زمین را بلندی نبد جایگاه
یکی مرکزی تیره بود و سیاه
معنی: ابتدا زمین تیره و تاریک بود.
ستاره برو بر شگفتی نمود
به خاک اندرون روشنایی فزود
معنی: سپس خورشید تابید و روشنایی پدید آمد.
همی بر شد آتش فرود آمد آب
زمی گشت گرد بلند آفتاب
سپس کوهها و آب بر روی زمین به وجود میآید (دقیقاً همان دانشی که امروزه بشر در مورد پیدایش حیات بر روی زمین دارد و بر طبق آن بر اثر خوردن سنگها و اجرام آسمانی با سطح زمین ، پستی بلندیها و آب یعنی ابتدا کوهها و آب بر روی زمین پدیدار میگردد )
در ادامه فردوسی از پیدایش گیاهان میگوید:
گیا رست با چند گونه درخت
به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت
و در ادامه از خلق جنبندگان( غیرانسان) سخن میگوید:
ببالد ندارد جز این نیرویی
نپوید چو پیوندگان هر سویی
معنی: سپس جانوران و جنبندگان پدید میآیند.
وزان پس چو جنبنده آمد پدید
همه رستنی زیر خویش آورید
خور و خواب آرام جوید همی
وزان زندگی کام گوید همی
نه گویا زبان و نه جویا خرد
ز خاک و ز خاشاک تن پرورد
نداند بد و نیک فرجام کار
نخواهد ازو بندگی کردگار
معنی: جنبندگان به موجودات غیر از انسان ( حیوانات ) اشاره دارد.
این موجود نه دارای خرد است و نه توان سخن گفتن دارد و پروردگار از او اطاعت نمیخواهد.
زندگی خود را در خوردن و خوابیدن سپری میکند و از بد و نیک هر کاری نا آگاه است.
چو دانا توانا بد و دادگر
از ایرا نکرد ایچ پنهان هنر
معنی: پروردگار هنر خود را در آفرینش جهان به ما نشان میدهد.
چنینست فرجام کار جهان
نداند کسی آشکار و نهان
☦@LessonsOrthodox
✅ گفتاری در باب آفرینش مردم:
چو زین بگذری مردم آمد پدید
شد این بندها را سراسر کلید
سرش راست بر شد چو سرو بلند
به گفتار خوب و خرد کاربند
پذیرنده هوش و رای و خرد
مر او را دد و دام فرمان برد
معنی: سرانجام انسان یا بشر پدید میآید و راز آفرینش با خلقت او آشکار میگردد که با بهرهگیری از هوش و خرد خود فرمانروای حیوانات وحشی و اهلی میگردد.
حکیم توس خلقت هر چیزی پیش از خلقت انسان را زمینه ای برای آفرینش انسان میداند.
ز راه خرد بنگری اندکی
که معنای مردم چه باشد یکی
مگر مردمی خیره دانی همی
جز این را ندانی نشانی همی
معنی:خردمندانه به آفرینش انسان بنگر که اگر این گونه نباشی بی تردید انسان را بیهوده می پنداری.
ترا از دو گیتی برآورده اند
به چندین میانجی بپرورده اند
نخستین فطرت پسین شمار
تویی خویشتن را به بازی مدار
معنی:هر چه که پیش از تو خلق شد برای تو بود و تو راز آفرینش پروردگار هستی.
شنیدم ز دانا دگرگونه زین
چه دانیم راز جهان آفرین
نگه کن سرانجام خود را ببین
چو کاری بیابی ازین به گزین
معنی: چون از پایان زندگی خود در این جهان آگاهی یافتی ، بهترین کار خودشناسی است پس خود را بشناس.
به رنج اندر آری تنت را رواست
که خود رنج بردن به دانش سزاست
معنی: اگر چه در راه کسب دانش رنج خواهی کشید اما رنج کشیدن در راه کسب دانش رواست.
چو خواهی که یابی ز هر بد رها
سر اندر نیاری به دام بلا
نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازویست و زویست درد
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی
ازو دان فزونی ازو هم شمار
بد و نیک نزدیک او آشکار
معنی: اگر میخواهی که دچار تباهی نشوی و از بدیها رهایی در کار جهان اندیشه کن که درد و درمان همه به آن برمیگردد ، نه بخاطر حرکت بیمار میگردد، نه از حرکت میایستد و نه چون بشر از بین میرود.
☦@LessonsOrthodox
چو زین بگذری مردم آمد پدید
شد این بندها را سراسر کلید
سرش راست بر شد چو سرو بلند
به گفتار خوب و خرد کاربند
پذیرنده هوش و رای و خرد
مر او را دد و دام فرمان برد
معنی: سرانجام انسان یا بشر پدید میآید و راز آفرینش با خلقت او آشکار میگردد که با بهرهگیری از هوش و خرد خود فرمانروای حیوانات وحشی و اهلی میگردد.
حکیم توس خلقت هر چیزی پیش از خلقت انسان را زمینه ای برای آفرینش انسان میداند.
ز راه خرد بنگری اندکی
که معنای مردم چه باشد یکی
مگر مردمی خیره دانی همی
جز این را ندانی نشانی همی
معنی:خردمندانه به آفرینش انسان بنگر که اگر این گونه نباشی بی تردید انسان را بیهوده می پنداری.
ترا از دو گیتی برآورده اند
به چندین میانجی بپرورده اند
نخستین فطرت پسین شمار
تویی خویشتن را به بازی مدار
معنی:هر چه که پیش از تو خلق شد برای تو بود و تو راز آفرینش پروردگار هستی.
شنیدم ز دانا دگرگونه زین
چه دانیم راز جهان آفرین
نگه کن سرانجام خود را ببین
چو کاری بیابی ازین به گزین
معنی: چون از پایان زندگی خود در این جهان آگاهی یافتی ، بهترین کار خودشناسی است پس خود را بشناس.
به رنج اندر آری تنت را رواست
که خود رنج بردن به دانش سزاست
معنی: اگر چه در راه کسب دانش رنج خواهی کشید اما رنج کشیدن در راه کسب دانش رواست.
چو خواهی که یابی ز هر بد رها
سر اندر نیاری به دام بلا
نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازویست و زویست درد
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی
ازو دان فزونی ازو هم شمار
بد و نیک نزدیک او آشکار
معنی: اگر میخواهی که دچار تباهی نشوی و از بدیها رهایی در کار جهان اندیشه کن که درد و درمان همه به آن برمیگردد ، نه بخاطر حرکت بیمار میگردد، نه از حرکت میایستد و نه چون بشر از بین میرود.
☦@LessonsOrthodox
✅ گفتاری در باب پدید آمدن آفتاب:
ز یاقوت سرخست چرخ کبود
نه از آب و گرد و نه از باد و دود
به چندین فروغ و به چندین چراغ
بیاراسته چون به نوروز باغ
روان اندرو گوهر دلفروز
کزو روشنایی گرفتست روز
ز خاور برآید سوی باختر
نباشد ازین یک روش راستتر
ایا آنکه تو آفتابی همی
چه بودت که بر من نتابی همی
معنی: حکیم توس آسمان را از جنس یاقوت کبود میداند.
نوروز در این جا به همان معنی روز اول بهار است که باغ ها پر از گل می شوند. آسمان را با ماه و ستارگان فروزان، به باغ پر گل تشبیه کرده است.
روشنی روز را حاصل تابش خورشید میداند.
☦@LessonsOrthodox
ز یاقوت سرخست چرخ کبود
نه از آب و گرد و نه از باد و دود
به چندین فروغ و به چندین چراغ
بیاراسته چون به نوروز باغ
روان اندرو گوهر دلفروز
کزو روشنایی گرفتست روز
ز خاور برآید سوی باختر
نباشد ازین یک روش راستتر
ایا آنکه تو آفتابی همی
چه بودت که بر من نتابی همی
معنی: حکیم توس آسمان را از جنس یاقوت کبود میداند.
نوروز در این جا به همان معنی روز اول بهار است که باغ ها پر از گل می شوند. آسمان را با ماه و ستارگان فروزان، به باغ پر گل تشبیه کرده است.
روشنی روز را حاصل تابش خورشید میداند.
☦@LessonsOrthodox
✅ گفتاری در باب آفرینش ماه:
چراغست مر تیره شب را بسیچ
به بد تا توانی تو هرگز مپیچ
چو سی روز گردش بپیمایدا
شود تیره گیتی بدو روشنا
پدید آید آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد
چو بیننده دیدارش از دور دید
هم اندر زمان او شود ناپدید
دگر شب نمایش کند بیشتر
ترا روشنایی دهد بیشتر
به دو هفته گردد تمام و درست
بدان باز گردد که بود از نخست
بود هر شبانگاه باریکتر
به خورشید تابنده نزدیکتر
بدینسان نهادش خداوند داد
بود تا بود هم بدین یک نهاد
معنی : آسمان شب به حضور ماه روشن میگردد ، اگر جویای روشنایی هستی بدی پیشه نکن...
ادامه ابیات از هلال ماه تا تکمیل شدن ماه سخن میگوید و با یک بیت زیبا ، هلال باریک ماه را به پشت شکسته عاشق تشبیه میکند.
پدید آید آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد .
☦@LessonsOrthodox
چراغست مر تیره شب را بسیچ
به بد تا توانی تو هرگز مپیچ
چو سی روز گردش بپیمایدا
شود تیره گیتی بدو روشنا
پدید آید آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد
چو بیننده دیدارش از دور دید
هم اندر زمان او شود ناپدید
دگر شب نمایش کند بیشتر
ترا روشنایی دهد بیشتر
به دو هفته گردد تمام و درست
بدان باز گردد که بود از نخست
بود هر شبانگاه باریکتر
به خورشید تابنده نزدیکتر
بدینسان نهادش خداوند داد
بود تا بود هم بدین یک نهاد
معنی : آسمان شب به حضور ماه روشن میگردد ، اگر جویای روشنایی هستی بدی پیشه نکن...
ادامه ابیات از هلال ماه تا تکمیل شدن ماه سخن میگوید و با یک بیت زیبا ، هلال باریک ماه را به پشت شکسته عاشق تشبیه میکند.
پدید آید آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد .
☦@LessonsOrthodox
🔸نکته ها :
پیروان مکتب داروینیسم بر این باورند که فردوسی در گفتاری در باب آفرینش عالم تأکید بر آفرینش همه چیز از دل زمین دارد و به نوعی ۶۰۰ سال پیش از داروین این نظریه ماتریالیستی را ابراز داشته ؛ دلیلشان هم به کار بردن کلمه "پدید آمد" است که موجب برداشت متعصبان این گروه ، بدون در نظر گرفتن کلیت اشعار گردیده ؛ این در صورتی ست که حکیم توس در ابتدای گفتار خود تک بیتی شاهکار را در وصف خالق این همه شگفتی ، به کار برده که اثبات میکند، تمام پدیدارهای پس از این بیت به یزدان برمیگردد:
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
نکته مهمتر اینکه هیچ شاعری در ایران زمین به زیبایی فردوسی آفریدگار را ستایش و تمجید نکرده...
در مورد کیش و آیین فردوسی هم اختلاف نظر وجود دارد.
گروهی او را پیرو مزدیسنا یا زرتشتی و گروهی مهر پرست میدانند ...
پیرو زرتشت میدانند چرا که ۱۴۷ بیت فردوسی با واژه خرد و خردمند آغاز میشود و واژه خرد و خردمند در بیش از هفتصد بیت فردوسی بکار رفته...
خرد در کیش زرتشتی به معنای تشخیص نیک و بد است ...
استنباط شخصی خودم بعنوان خواننده ، به دور از هر یقین و اصراری احتمال مهرپرست بودن فردوسی دور از ذهن نیست چرا که قهرمان شاهنامه « رستم » مهرپرست بوده و البته ستایش فردوسی در وصف خداوند ، خالق جهان و خورشید از بی بدیل ترین اشعار شاهنامه هستند که امید است باشیم و با هم بخوانیم.
"بهار"
☦@LessonsOrthodox
پیروان مکتب داروینیسم بر این باورند که فردوسی در گفتاری در باب آفرینش عالم تأکید بر آفرینش همه چیز از دل زمین دارد و به نوعی ۶۰۰ سال پیش از داروین این نظریه ماتریالیستی را ابراز داشته ؛ دلیلشان هم به کار بردن کلمه "پدید آمد" است که موجب برداشت متعصبان این گروه ، بدون در نظر گرفتن کلیت اشعار گردیده ؛ این در صورتی ست که حکیم توس در ابتدای گفتار خود تک بیتی شاهکار را در وصف خالق این همه شگفتی ، به کار برده که اثبات میکند، تمام پدیدارهای پس از این بیت به یزدان برمیگردد:
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
نکته مهمتر اینکه هیچ شاعری در ایران زمین به زیبایی فردوسی آفریدگار را ستایش و تمجید نکرده...
در مورد کیش و آیین فردوسی هم اختلاف نظر وجود دارد.
گروهی او را پیرو مزدیسنا یا زرتشتی و گروهی مهر پرست میدانند ...
پیرو زرتشت میدانند چرا که ۱۴۷ بیت فردوسی با واژه خرد و خردمند آغاز میشود و واژه خرد و خردمند در بیش از هفتصد بیت فردوسی بکار رفته...
خرد در کیش زرتشتی به معنای تشخیص نیک و بد است ...
استنباط شخصی خودم بعنوان خواننده ، به دور از هر یقین و اصراری احتمال مهرپرست بودن فردوسی دور از ذهن نیست چرا که قهرمان شاهنامه « رستم » مهرپرست بوده و البته ستایش فردوسی در وصف خداوند ، خالق جهان و خورشید از بی بدیل ترین اشعار شاهنامه هستند که امید است باشیم و با هم بخوانیم.
"بهار"
☦@LessonsOrthodox
🔸پیوست مطلب :
نمیتوان گفت شاه بیت ، چرا که تمام شاهنامه پر از پند و اندرز و نکویی ست اما به دلیل اینکه چند بیتی که در زیر آورده شده توسط دو شاعر دیگر ( خیام و شهریار ) با همین مضمون سروده شده ، بهتر دیدم که با شما عزیزان به اشتراک بگذارم 👇
🎗"حکیم توس" میگوید:
«نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازویست و زویست درد
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی»
فردوسی حکیم استاد سخن ما را دعوت میکند که به مقایسه خود با جهان باقی بپردازیم...
جهانی که دچار فرسایش نمیشود در مقابل انسان فناپذیر
🎗"خیام بزرگ" میگوید:
«می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را»
خیام بزرگ ما را به گذران عمر به شادی دعوت میکند و با زبانی زیبا میگوید ماه همواره میتابد اما همواره بر ما نخواهد تابید...
🎗"استاد شهریار" میگوید:
«گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی میکند»
استاد شهریار با همین مضمون و با زبانی دیگر میگوید اگر زمین کاملا از میان رود ، آسمان تا به ابد پا بر جاست.
هر سه بیت بالا به جاودانگی جهان ابدی در مقابل فناپذیری ما آدمیان زمینی اشاره دارد ...
با یک دنیا مهر
" بهار "
☦@LessonsOrthodox
نمیتوان گفت شاه بیت ، چرا که تمام شاهنامه پر از پند و اندرز و نکویی ست اما به دلیل اینکه چند بیتی که در زیر آورده شده توسط دو شاعر دیگر ( خیام و شهریار ) با همین مضمون سروده شده ، بهتر دیدم که با شما عزیزان به اشتراک بگذارم 👇
🎗"حکیم توس" میگوید:
«نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازویست و زویست درد
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی»
فردوسی حکیم استاد سخن ما را دعوت میکند که به مقایسه خود با جهان باقی بپردازیم...
جهانی که دچار فرسایش نمیشود در مقابل انسان فناپذیر
🎗"خیام بزرگ" میگوید:
«می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را»
خیام بزرگ ما را به گذران عمر به شادی دعوت میکند و با زبانی زیبا میگوید ماه همواره میتابد اما همواره بر ما نخواهد تابید...
🎗"استاد شهریار" میگوید:
«گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی میکند»
استاد شهریار با همین مضمون و با زبانی دیگر میگوید اگر زمین کاملا از میان رود ، آسمان تا به ابد پا بر جاست.
هر سه بیت بالا به جاودانگی جهان ابدی در مقابل فناپذیری ما آدمیان زمینی اشاره دارد ...
با یک دنیا مهر
" بهار "
☦@LessonsOrthodox
☑️گفتمان
➖اگر ممکن است لطفا کمی توضیح دهید "مهرپرست" به چه مفهوم است.
بهار: مهرپرستی، پرستش " میترا " خدای خورشید است.
➖شما فقط از این ابیات، خود استنباط کردید حکیم توس، مهرپرست بوده یا دلیل دیگری بر استنباط خود دارید؟
بهار: برخی معتقدند فردوسی مهر پرست و برخی معتقدند زرتشتی بوده...
من هم جز آن دسته ای هستم که احتمال میدهم فردوسی مهرپرست بوده است.
➖چون از همان جلسه اول یعنی از ابتدا می بینیم چگونه فردوسی حکیم، "خرد" را می ستاید!!
بهار: بله حق با شماست اگر ما هدف اصلی فردوسی را ندانیم ...
هدف فردوسی احیای ایران باستان و اساطیر ایران باستان بوده ...
ایرانیان باستان در ابتدا مهرپرست و سپس زرتشتی بودند.
➖از آنجائی که من بر شاهنامه تسلط ندارم نمی توانم صاحب نظر باشم. اما تماما ستایش خرد در تک تک ابیات حکیم توس را حس می کنم.
و در این هدف که شما به حکیم نسبت می دهید، بنده عمقی فراتر حس می کنم و مشتاقم بیشتر آنرا درک کنم ، ابیات فوق العاده تر از آن است که من بتوانم توصیفی ارائه دهم.
بهار: اتفاقاً به این نکته هم توجه داشته ام ، که ممکن است فردوسی برای حفظ اثر جانب احتیاط را نگه داشته و حقیقت را وارونه جلوه داده باشد...
باز هم تایید میکنم و تکرار که هیچ نوع سندیتی در گفتار من نیست بلکه برداشتهای سطحی یک شاگرد شگفت زده است.
➖وقتی در ظاهر امر نگاه می کنیم همینطور است که می فرمائید مثلا بیت:
بود هر شبانگاه باریکتر
به خورشید تابنده نزدیکتر!!
خب ظاهرا خورشید مرکز است اما در عمق سخن واقعا آدم حیران می شود! اینجا بهتر از خورشید نمیشد که استعاره ای انتخاب کرد!
بهار: خورشید نماد روشنایی است.
خرد به معنی دانش و معرفت و موجب روشنی روان است.
ممکن است جان کلام ستایش خرد باشد.
➖احسنت بر شما.
نوری که این عالم را روشن می کند از خورشید است.
اما عالم معنا، از نور خرد روشن می شود.
در عالم محسوسات چه مثالی به این نور نزدیکتر از خورشید می تواند باشد!
بهار: من مفتخر شدم تا گوینده گفتار زیبای حکیم توس باشم، من شاگردی کوچک در مکتبی بزرگ به همراه دوستانی ارزشمند هستم و این گفتارم بهیچوجه رنگ و بوی تعارف ندارد.
➖برای کلاس شما انتظار می کشم. و بسیار برایم ارزشمند است. بدین خاطر از زحمات شما قدردانی می کنم.
بهار: خرسندم به شادمانی شما و خدای بزرگ را ازین بابت سپاسگزارم.
☦@LessonsOrthodox
➖اگر ممکن است لطفا کمی توضیح دهید "مهرپرست" به چه مفهوم است.
بهار: مهرپرستی، پرستش " میترا " خدای خورشید است.
➖شما فقط از این ابیات، خود استنباط کردید حکیم توس، مهرپرست بوده یا دلیل دیگری بر استنباط خود دارید؟
بهار: برخی معتقدند فردوسی مهر پرست و برخی معتقدند زرتشتی بوده...
من هم جز آن دسته ای هستم که احتمال میدهم فردوسی مهرپرست بوده است.
➖چون از همان جلسه اول یعنی از ابتدا می بینیم چگونه فردوسی حکیم، "خرد" را می ستاید!!
بهار: بله حق با شماست اگر ما هدف اصلی فردوسی را ندانیم ...
هدف فردوسی احیای ایران باستان و اساطیر ایران باستان بوده ...
ایرانیان باستان در ابتدا مهرپرست و سپس زرتشتی بودند.
➖از آنجائی که من بر شاهنامه تسلط ندارم نمی توانم صاحب نظر باشم. اما تماما ستایش خرد در تک تک ابیات حکیم توس را حس می کنم.
و در این هدف که شما به حکیم نسبت می دهید، بنده عمقی فراتر حس می کنم و مشتاقم بیشتر آنرا درک کنم ، ابیات فوق العاده تر از آن است که من بتوانم توصیفی ارائه دهم.
بهار: اتفاقاً به این نکته هم توجه داشته ام ، که ممکن است فردوسی برای حفظ اثر جانب احتیاط را نگه داشته و حقیقت را وارونه جلوه داده باشد...
باز هم تایید میکنم و تکرار که هیچ نوع سندیتی در گفتار من نیست بلکه برداشتهای سطحی یک شاگرد شگفت زده است.
➖وقتی در ظاهر امر نگاه می کنیم همینطور است که می فرمائید مثلا بیت:
بود هر شبانگاه باریکتر
به خورشید تابنده نزدیکتر!!
خب ظاهرا خورشید مرکز است اما در عمق سخن واقعا آدم حیران می شود! اینجا بهتر از خورشید نمیشد که استعاره ای انتخاب کرد!
بهار: خورشید نماد روشنایی است.
خرد به معنی دانش و معرفت و موجب روشنی روان است.
ممکن است جان کلام ستایش خرد باشد.
➖احسنت بر شما.
نوری که این عالم را روشن می کند از خورشید است.
اما عالم معنا، از نور خرد روشن می شود.
در عالم محسوسات چه مثالی به این نور نزدیکتر از خورشید می تواند باشد!
بهار: من مفتخر شدم تا گوینده گفتار زیبای حکیم توس باشم، من شاگردی کوچک در مکتبی بزرگ به همراه دوستانی ارزشمند هستم و این گفتارم بهیچوجه رنگ و بوی تعارف ندارد.
➖برای کلاس شما انتظار می کشم. و بسیار برایم ارزشمند است. بدین خاطر از زحمات شما قدردانی می کنم.
بهار: خرسندم به شادمانی شما و خدای بزرگ را ازین بابت سپاسگزارم.
☦@LessonsOrthodox
عزیزان، برای اینکه درک صحیحی از نجات داشته باشیم لازم است ابتدا بدانیم برنامه الهی خدا چه بوده است. تا با این موضوع آشنا نشویم نخواهیم دانست به چه سمتی در حرکت هستیم و اصلا برای چه و از چه قرار است نجات یابیم. وقتی در جنگ یا دشواری های زندگی اجتماعی هستیم آرزو می کنیم که از آن شرایط نجات یابیم، آیا نجاتی که ما به دنبال آن هستیم رهایی از شرایط دشوار و فقر است؟ اگر چنین باشد پس افراد مرفه و ثروتمند نیازی به نجات نخواهند داشت!! پس مسلما برای حرکت در مسیر باید ابتدا نقشه راه را داشته باشیم و بدانیم مقصد چیست یا کجاست؟ از آنجائی که این یک مسیر الهی است و درست از ابتدای آن همه چیز با فیض الهی آغاز می شود، لذا دانستن برنامه الهی خدا ضروریست. بسیار میبینیم تمام مردم به اشکال مختلف برای دستیابی به شادی در زندگی آنرا در چیزهایی که تمنای آنرا دارند جستجو می کنند اما حتی پس از دستیابی به آن، هنوز هم شاد نیستند. پس آن شادی واقعی کجاست که انسان را لبریز می سازد، شادی که هیچ کس و هیچ شرایطی در زندگی نمی تواند آنرا از قلب آدمی بگیرد. آن چه شادی است که پولس رسول از درون زندان ما را به آن فرا می خواند، حتی بطور دائمی! (فیلیپیان ۴:۴)
ما در طی مطالعه کتاب حاضر، مسیری را که برای نجات باید طی کرد، به روشنی بررسی می کنیم. توصیه بنده به عزیزان این است که جمله ها را هر چند ساده می نمایند با تامل بخوانند. بسیاری از ما تمام این داستانهای کتاب مقدسی و برنامه ها را شنیده ایم بارها و بارها، اما این جملات علی رقم سادگی بسیار هدفمند هستند و یکی از زیبایی های این کتاب در همین است که حتی افرادی که الهیات نخوانده اند می توانند عمق مطالب را درک کنند. گفتارهایی که از قدیسین در لابلای مطالب آمده است درست مثل فانوسی روشن کننده راه است. راهی که با تجربه روحانی آن قدیس در هم آمیخته است، پس آنرا به خوبی درک کنید و ادامه دهید. درست مانند کلید طلایی که زمانی آنرا دارید به طی مسیر شما کمک می کند. از هیچ کلیدی بی توجه رد نشوید. اگر گمان میبرید برخی چیزها را بسیار شنیده یا می دانید ، بدانید این بار قرار است آنها را زندگی کنیم! درست مانند اینکه همه شنیده ایم "پیوسته در دعا باشید"(پولس رسول)، اما کدامیک از ما پیوسته در دعاست!!
با مدد از روح القدس مطالعه خود را آغاز می کنیم، با دعایی که کلیسای ارتدوکس تمام خدمات الهی خود را آغاز می کند، دعایی که در ابتدای مطالعات الهی نیز خوانده می شود تا روح القدس در درک بهتر آن ما را یاری رساند.
"ای پادشاه آسمانی، تسلیدهنده، روحِ راستی که همه جا حاضری و همه چیز را پر میسازی، گنجینۀ چیزهای نیکو و بخشندۀ حیات، بیا و در ما ساکن شو. ما را از هر لکه و عیبی پاک ساز و جانهایمان را نجات بده، ای خداوندگار فیاض."
☦@LessonsOrthodox
ما در طی مطالعه کتاب حاضر، مسیری را که برای نجات باید طی کرد، به روشنی بررسی می کنیم. توصیه بنده به عزیزان این است که جمله ها را هر چند ساده می نمایند با تامل بخوانند. بسیاری از ما تمام این داستانهای کتاب مقدسی و برنامه ها را شنیده ایم بارها و بارها، اما این جملات علی رقم سادگی بسیار هدفمند هستند و یکی از زیبایی های این کتاب در همین است که حتی افرادی که الهیات نخوانده اند می توانند عمق مطالب را درک کنند. گفتارهایی که از قدیسین در لابلای مطالب آمده است درست مثل فانوسی روشن کننده راه است. راهی که با تجربه روحانی آن قدیس در هم آمیخته است، پس آنرا به خوبی درک کنید و ادامه دهید. درست مانند کلید طلایی که زمانی آنرا دارید به طی مسیر شما کمک می کند. از هیچ کلیدی بی توجه رد نشوید. اگر گمان میبرید برخی چیزها را بسیار شنیده یا می دانید ، بدانید این بار قرار است آنها را زندگی کنیم! درست مانند اینکه همه شنیده ایم "پیوسته در دعا باشید"(پولس رسول)، اما کدامیک از ما پیوسته در دعاست!!
با مدد از روح القدس مطالعه خود را آغاز می کنیم، با دعایی که کلیسای ارتدوکس تمام خدمات الهی خود را آغاز می کند، دعایی که در ابتدای مطالعات الهی نیز خوانده می شود تا روح القدس در درک بهتر آن ما را یاری رساند.
"ای پادشاه آسمانی، تسلیدهنده، روحِ راستی که همه جا حاضری و همه چیز را پر میسازی، گنجینۀ چیزهای نیکو و بخشندۀ حیات، بیا و در ما ساکن شو. ما را از هر لکه و عیبی پاک ساز و جانهایمان را نجات بده، ای خداوندگار فیاض."
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
🔸فصل اول
برنامه الهی خدا
پاسخ ارتدوكس به این مهمترین سؤال چیست؟ کتاب مقدس پایه پاسخی را که ما به دنبال آن هستیم فراهم می کند ، اما کتاب مقدس می تواند به صورت نادرست تفسیر شود. کلیسای تاریخی با حفظ حقایق ابدی دریافت شده از مسیح و رسولان این مشکل را براى تمام نسل ها برطرف کرد. حاملان قابل استفاده برای این وظیفه مقدس عبارتند از نوشته های پدران اولیه کلیسا ، تصمیمات شوراها (که بدعت ها را رد می کنند) ، ادبیات مذهبی ، سرود شناسی و شمایل شناسی هستند. راهنمای ما همانطور که براى هر جستجوی حقیقت الاهياتى (كلامى) است ، اجماع موجود در این گنجها مى باشد.
عهد عتیق ثبت می کند که در ابتدا، خدا آسمانها و زمین و هر چیز مرئى و نامرئی را آفریده است. سپس او به آنچه كه انجام داده بود نگاه كرد و ديد كه آن نيكو است (پيدايش 1: 25). از محبت عظيمى که او متضمن بود ، زیرا خدا محبت است ، او می خواست آنچه را که خلق کرده است به اشتراک بگذارد. اما او نمی خواست که خود را با روبات هایی احاطه کند - موجوداتی که فقط همانطورى كه برنامه ریزی شده اند می توانند به او پاسخ دهند. از آنجا که تنها موجودات شبيه به خود او می توانند از شگفتی هایی که او مى دهد كاملا قدردانی کنند ، او مرد و زن را به شباهت خود آفرید ، که شامل اراده آزاد نیز می شود. او به آنها تسلط بر زمین و هر موجود زنده را داد. تنها چيزى كه در عوض از آنها خواست ، عشق آنها بود - پدیده ای که با اراده آزاد امکان پذیر بود - تنها چیزی که واقعاً مال آنها بود و می توانستند آن را هدیه کنند.
خداوند خدا باغی در عدن به طرف مشرق غرس نمود و آن مرد (و آن زن) را كه سرشته بود، در آنجا گذاشت (پیدایش 2: 8 ، 22). اين بى نقص بود. خدا با آنها قدم مى زد. او با آنها صحبت مى کرد. آنها با شگفتی ، زیبایی و هر چیز خوبی برای غذا خوردن و پتانسیل رشد در شباهت و مشارکت کامل با خالق خود محاصره شده بودند كه به زندگی آنها هدف پر معنايى مى بخشید. در طى راه آنها ،نعمتهای رضایت بخش را برای انجام امور داشتند - مراقبت از باغ - بدون دردسر مشقت و ملالت هایی که می تواند زندگی و کار را تحت تأثیر قرار دهند. هیچ بیماری برای انسان ، حیوان یا گیاه وجود نداشت، هیچ پیری و مرگى برای انديشيدن، هیچ چیز به آرامش زندگی آنها صدمه نمى زد. به جهت تکمیل شرایط رشد کامل برای همه موجودات زنده ، خدا یک مه دائمی مهيا نمود که از زمین بیرون مى آمد و همه در هماهنگی کامل بودند.
مطمئناً آدم و حوا باید محبت زیادی به ولينعمت بخشنده خود ابراز داشته باشند ، اما کلمات کافی نیست. عشق واقعی مستلزم انتخاب است. بنابراین خدا به آدم و حوا آزادی داد كه هر كاری را كه می خواستند انجام دهند - با یك استثنا. وی به عنوان راهی برای نشان دادن عشق آنها و تقویت ايشان از طریق نظم و انضباط خود ، به آنها گفت كه از درخت معرفت نیک و بد نخورند (پیدایش 2: 17). سپس او به شیطان اجازه داد که آنها را وسوسه کند.
نتیجه فاجعه بار بود. آدم و حوا نتوانستند فرمانى را كه به آنها داده شده بود ، حفظ كنند ، و در عوض تسليم همان نوع حرص و غرورى شدند كه باعث سقوط شيطان از آسمان شده بود. در قلب هایی که می بایست از عشق و سپاسگزاری برای تمام آنچه خداوند برای آنها امکان پذیر کرده بود پر شده باشد، در عوض میل بیش از اندازه ای وجود داشت که مانند او باشند ، بدون محدودیت. با رد كردن این مبارزه دائمی که اطاعت و رشد تدریجی در شبیه شدن به خدا را به دنبال داشت ، آنها بیشتر تصمیم گرفتند که از طریق نافرمانی سعى كنند كه جاى او را بگيرند - تا وی را از عرش خود بيرون كنند - که غیرممکن است.
درخت معرفت ممنوع نبود چونكه خدا از دادن آن به انسان بخل مى ورزید ... اگر در زمان مناسب از آن بهره می بردند ، خوب بود. زیرا مطابق تئوری من ، درخت تأمل بود ، که فقط برای کسانی که به بلوغ رسیده اند ، ایمن است ، نه برای کسانی که هنوز تا حدی خام و حریص هستند. درست همانطور که هیچ غذای خوب جامدى برای کسانی که هنوز حساس و نیازمند به شیر هستند مناسب نیست.
☘گريگورى نازيانس
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
🔸فصل اول
برنامه الهی خدا
پاسخ ارتدوكس به این مهمترین سؤال چیست؟ کتاب مقدس پایه پاسخی را که ما به دنبال آن هستیم فراهم می کند ، اما کتاب مقدس می تواند به صورت نادرست تفسیر شود. کلیسای تاریخی با حفظ حقایق ابدی دریافت شده از مسیح و رسولان این مشکل را براى تمام نسل ها برطرف کرد. حاملان قابل استفاده برای این وظیفه مقدس عبارتند از نوشته های پدران اولیه کلیسا ، تصمیمات شوراها (که بدعت ها را رد می کنند) ، ادبیات مذهبی ، سرود شناسی و شمایل شناسی هستند. راهنمای ما همانطور که براى هر جستجوی حقیقت الاهياتى (كلامى) است ، اجماع موجود در این گنجها مى باشد.
عهد عتیق ثبت می کند که در ابتدا، خدا آسمانها و زمین و هر چیز مرئى و نامرئی را آفریده است. سپس او به آنچه كه انجام داده بود نگاه كرد و ديد كه آن نيكو است (پيدايش 1: 25). از محبت عظيمى که او متضمن بود ، زیرا خدا محبت است ، او می خواست آنچه را که خلق کرده است به اشتراک بگذارد. اما او نمی خواست که خود را با روبات هایی احاطه کند - موجوداتی که فقط همانطورى كه برنامه ریزی شده اند می توانند به او پاسخ دهند. از آنجا که تنها موجودات شبيه به خود او می توانند از شگفتی هایی که او مى دهد كاملا قدردانی کنند ، او مرد و زن را به شباهت خود آفرید ، که شامل اراده آزاد نیز می شود. او به آنها تسلط بر زمین و هر موجود زنده را داد. تنها چيزى كه در عوض از آنها خواست ، عشق آنها بود - پدیده ای که با اراده آزاد امکان پذیر بود - تنها چیزی که واقعاً مال آنها بود و می توانستند آن را هدیه کنند.
خداوند خدا باغی در عدن به طرف مشرق غرس نمود و آن مرد (و آن زن) را كه سرشته بود، در آنجا گذاشت (پیدایش 2: 8 ، 22). اين بى نقص بود. خدا با آنها قدم مى زد. او با آنها صحبت مى کرد. آنها با شگفتی ، زیبایی و هر چیز خوبی برای غذا خوردن و پتانسیل رشد در شباهت و مشارکت کامل با خالق خود محاصره شده بودند كه به زندگی آنها هدف پر معنايى مى بخشید. در طى راه آنها ،نعمتهای رضایت بخش را برای انجام امور داشتند - مراقبت از باغ - بدون دردسر مشقت و ملالت هایی که می تواند زندگی و کار را تحت تأثیر قرار دهند. هیچ بیماری برای انسان ، حیوان یا گیاه وجود نداشت، هیچ پیری و مرگى برای انديشيدن، هیچ چیز به آرامش زندگی آنها صدمه نمى زد. به جهت تکمیل شرایط رشد کامل برای همه موجودات زنده ، خدا یک مه دائمی مهيا نمود که از زمین بیرون مى آمد و همه در هماهنگی کامل بودند.
مطمئناً آدم و حوا باید محبت زیادی به ولينعمت بخشنده خود ابراز داشته باشند ، اما کلمات کافی نیست. عشق واقعی مستلزم انتخاب است. بنابراین خدا به آدم و حوا آزادی داد كه هر كاری را كه می خواستند انجام دهند - با یك استثنا. وی به عنوان راهی برای نشان دادن عشق آنها و تقویت ايشان از طریق نظم و انضباط خود ، به آنها گفت كه از درخت معرفت نیک و بد نخورند (پیدایش 2: 17). سپس او به شیطان اجازه داد که آنها را وسوسه کند.
نتیجه فاجعه بار بود. آدم و حوا نتوانستند فرمانى را كه به آنها داده شده بود ، حفظ كنند ، و در عوض تسليم همان نوع حرص و غرورى شدند كه باعث سقوط شيطان از آسمان شده بود. در قلب هایی که می بایست از عشق و سپاسگزاری برای تمام آنچه خداوند برای آنها امکان پذیر کرده بود پر شده باشد، در عوض میل بیش از اندازه ای وجود داشت که مانند او باشند ، بدون محدودیت. با رد كردن این مبارزه دائمی که اطاعت و رشد تدریجی در شبیه شدن به خدا را به دنبال داشت ، آنها بیشتر تصمیم گرفتند که از طریق نافرمانی سعى كنند كه جاى او را بگيرند - تا وی را از عرش خود بيرون كنند - که غیرممکن است.
درخت معرفت ممنوع نبود چونكه خدا از دادن آن به انسان بخل مى ورزید ... اگر در زمان مناسب از آن بهره می بردند ، خوب بود. زیرا مطابق تئوری من ، درخت تأمل بود ، که فقط برای کسانی که به بلوغ رسیده اند ، ایمن است ، نه برای کسانی که هنوز تا حدی خام و حریص هستند. درست همانطور که هیچ غذای خوب جامدى برای کسانی که هنوز حساس و نیازمند به شیر هستند مناسب نیست.
☘گريگورى نازيانس
☦@LessonsOrthodox