🔸نکته ها :
پیروان مکتب داروینیسم بر این باورند که فردوسی در گفتاری در باب آفرینش عالم تأکید بر آفرینش همه چیز از دل زمین دارد و به نوعی ۶۰۰ سال پیش از داروین این نظریه ماتریالیستی را ابراز داشته ؛ دلیلشان هم به کار بردن کلمه "پدید آمد" است که موجب برداشت متعصبان این گروه ، بدون در نظر گرفتن کلیت اشعار گردیده ؛ این در صورتی ست که حکیم توس در ابتدای گفتار خود تک بیتی شاهکار را در وصف خالق این همه شگفتی ، به کار برده که اثبات میکند، تمام پدیدارهای پس از این بیت به یزدان برمیگردد:
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
نکته مهمتر اینکه هیچ شاعری در ایران زمین به زیبایی فردوسی آفریدگار را ستایش و تمجید نکرده...
در مورد کیش و آیین فردوسی هم اختلاف نظر وجود دارد.
گروهی او را پیرو مزدیسنا یا زرتشتی و گروهی مهر پرست میدانند ...
پیرو زرتشت میدانند چرا که ۱۴۷ بیت فردوسی با واژه خرد و خردمند آغاز میشود و واژه خرد و خردمند در بیش از هفتصد بیت فردوسی بکار رفته...
خرد در کیش زرتشتی به معنای تشخیص نیک و بد است ...
استنباط شخصی خودم بعنوان خواننده ، به دور از هر یقین و اصراری احتمال مهرپرست بودن فردوسی دور از ذهن نیست چرا که قهرمان شاهنامه « رستم » مهرپرست بوده و البته ستایش فردوسی در وصف خداوند ، خالق جهان و خورشید از بی بدیل ترین اشعار شاهنامه هستند که امید است باشیم و با هم بخوانیم.
"بهار"
☦@LessonsOrthodox
پیروان مکتب داروینیسم بر این باورند که فردوسی در گفتاری در باب آفرینش عالم تأکید بر آفرینش همه چیز از دل زمین دارد و به نوعی ۶۰۰ سال پیش از داروین این نظریه ماتریالیستی را ابراز داشته ؛ دلیلشان هم به کار بردن کلمه "پدید آمد" است که موجب برداشت متعصبان این گروه ، بدون در نظر گرفتن کلیت اشعار گردیده ؛ این در صورتی ست که حکیم توس در ابتدای گفتار خود تک بیتی شاهکار را در وصف خالق این همه شگفتی ، به کار برده که اثبات میکند، تمام پدیدارهای پس از این بیت به یزدان برمیگردد:
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
نکته مهمتر اینکه هیچ شاعری در ایران زمین به زیبایی فردوسی آفریدگار را ستایش و تمجید نکرده...
در مورد کیش و آیین فردوسی هم اختلاف نظر وجود دارد.
گروهی او را پیرو مزدیسنا یا زرتشتی و گروهی مهر پرست میدانند ...
پیرو زرتشت میدانند چرا که ۱۴۷ بیت فردوسی با واژه خرد و خردمند آغاز میشود و واژه خرد و خردمند در بیش از هفتصد بیت فردوسی بکار رفته...
خرد در کیش زرتشتی به معنای تشخیص نیک و بد است ...
استنباط شخصی خودم بعنوان خواننده ، به دور از هر یقین و اصراری احتمال مهرپرست بودن فردوسی دور از ذهن نیست چرا که قهرمان شاهنامه « رستم » مهرپرست بوده و البته ستایش فردوسی در وصف خداوند ، خالق جهان و خورشید از بی بدیل ترین اشعار شاهنامه هستند که امید است باشیم و با هم بخوانیم.
"بهار"
☦@LessonsOrthodox
🔸پیوست مطلب :
نمیتوان گفت شاه بیت ، چرا که تمام شاهنامه پر از پند و اندرز و نکویی ست اما به دلیل اینکه چند بیتی که در زیر آورده شده توسط دو شاعر دیگر ( خیام و شهریار ) با همین مضمون سروده شده ، بهتر دیدم که با شما عزیزان به اشتراک بگذارم 👇
🎗"حکیم توس" میگوید:
«نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازویست و زویست درد
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی»
فردوسی حکیم استاد سخن ما را دعوت میکند که به مقایسه خود با جهان باقی بپردازیم...
جهانی که دچار فرسایش نمیشود در مقابل انسان فناپذیر
🎗"خیام بزرگ" میگوید:
«می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را»
خیام بزرگ ما را به گذران عمر به شادی دعوت میکند و با زبانی زیبا میگوید ماه همواره میتابد اما همواره بر ما نخواهد تابید...
🎗"استاد شهریار" میگوید:
«گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی میکند»
استاد شهریار با همین مضمون و با زبانی دیگر میگوید اگر زمین کاملا از میان رود ، آسمان تا به ابد پا بر جاست.
هر سه بیت بالا به جاودانگی جهان ابدی در مقابل فناپذیری ما آدمیان زمینی اشاره دارد ...
با یک دنیا مهر
" بهار "
☦@LessonsOrthodox
نمیتوان گفت شاه بیت ، چرا که تمام شاهنامه پر از پند و اندرز و نکویی ست اما به دلیل اینکه چند بیتی که در زیر آورده شده توسط دو شاعر دیگر ( خیام و شهریار ) با همین مضمون سروده شده ، بهتر دیدم که با شما عزیزان به اشتراک بگذارم 👇
🎗"حکیم توس" میگوید:
«نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازویست و زویست درد
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی»
فردوسی حکیم استاد سخن ما را دعوت میکند که به مقایسه خود با جهان باقی بپردازیم...
جهانی که دچار فرسایش نمیشود در مقابل انسان فناپذیر
🎗"خیام بزرگ" میگوید:
«می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را»
خیام بزرگ ما را به گذران عمر به شادی دعوت میکند و با زبانی زیبا میگوید ماه همواره میتابد اما همواره بر ما نخواهد تابید...
🎗"استاد شهریار" میگوید:
«گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی میکند»
استاد شهریار با همین مضمون و با زبانی دیگر میگوید اگر زمین کاملا از میان رود ، آسمان تا به ابد پا بر جاست.
هر سه بیت بالا به جاودانگی جهان ابدی در مقابل فناپذیری ما آدمیان زمینی اشاره دارد ...
با یک دنیا مهر
" بهار "
☦@LessonsOrthodox
☑️گفتمان
➖اگر ممکن است لطفا کمی توضیح دهید "مهرپرست" به چه مفهوم است.
بهار: مهرپرستی، پرستش " میترا " خدای خورشید است.
➖شما فقط از این ابیات، خود استنباط کردید حکیم توس، مهرپرست بوده یا دلیل دیگری بر استنباط خود دارید؟
بهار: برخی معتقدند فردوسی مهر پرست و برخی معتقدند زرتشتی بوده...
من هم جز آن دسته ای هستم که احتمال میدهم فردوسی مهرپرست بوده است.
➖چون از همان جلسه اول یعنی از ابتدا می بینیم چگونه فردوسی حکیم، "خرد" را می ستاید!!
بهار: بله حق با شماست اگر ما هدف اصلی فردوسی را ندانیم ...
هدف فردوسی احیای ایران باستان و اساطیر ایران باستان بوده ...
ایرانیان باستان در ابتدا مهرپرست و سپس زرتشتی بودند.
➖از آنجائی که من بر شاهنامه تسلط ندارم نمی توانم صاحب نظر باشم. اما تماما ستایش خرد در تک تک ابیات حکیم توس را حس می کنم.
و در این هدف که شما به حکیم نسبت می دهید، بنده عمقی فراتر حس می کنم و مشتاقم بیشتر آنرا درک کنم ، ابیات فوق العاده تر از آن است که من بتوانم توصیفی ارائه دهم.
بهار: اتفاقاً به این نکته هم توجه داشته ام ، که ممکن است فردوسی برای حفظ اثر جانب احتیاط را نگه داشته و حقیقت را وارونه جلوه داده باشد...
باز هم تایید میکنم و تکرار که هیچ نوع سندیتی در گفتار من نیست بلکه برداشتهای سطحی یک شاگرد شگفت زده است.
➖وقتی در ظاهر امر نگاه می کنیم همینطور است که می فرمائید مثلا بیت:
بود هر شبانگاه باریکتر
به خورشید تابنده نزدیکتر!!
خب ظاهرا خورشید مرکز است اما در عمق سخن واقعا آدم حیران می شود! اینجا بهتر از خورشید نمیشد که استعاره ای انتخاب کرد!
بهار: خورشید نماد روشنایی است.
خرد به معنی دانش و معرفت و موجب روشنی روان است.
ممکن است جان کلام ستایش خرد باشد.
➖احسنت بر شما.
نوری که این عالم را روشن می کند از خورشید است.
اما عالم معنا، از نور خرد روشن می شود.
در عالم محسوسات چه مثالی به این نور نزدیکتر از خورشید می تواند باشد!
بهار: من مفتخر شدم تا گوینده گفتار زیبای حکیم توس باشم، من شاگردی کوچک در مکتبی بزرگ به همراه دوستانی ارزشمند هستم و این گفتارم بهیچوجه رنگ و بوی تعارف ندارد.
➖برای کلاس شما انتظار می کشم. و بسیار برایم ارزشمند است. بدین خاطر از زحمات شما قدردانی می کنم.
بهار: خرسندم به شادمانی شما و خدای بزرگ را ازین بابت سپاسگزارم.
☦@LessonsOrthodox
➖اگر ممکن است لطفا کمی توضیح دهید "مهرپرست" به چه مفهوم است.
بهار: مهرپرستی، پرستش " میترا " خدای خورشید است.
➖شما فقط از این ابیات، خود استنباط کردید حکیم توس، مهرپرست بوده یا دلیل دیگری بر استنباط خود دارید؟
بهار: برخی معتقدند فردوسی مهر پرست و برخی معتقدند زرتشتی بوده...
من هم جز آن دسته ای هستم که احتمال میدهم فردوسی مهرپرست بوده است.
➖چون از همان جلسه اول یعنی از ابتدا می بینیم چگونه فردوسی حکیم، "خرد" را می ستاید!!
بهار: بله حق با شماست اگر ما هدف اصلی فردوسی را ندانیم ...
هدف فردوسی احیای ایران باستان و اساطیر ایران باستان بوده ...
ایرانیان باستان در ابتدا مهرپرست و سپس زرتشتی بودند.
➖از آنجائی که من بر شاهنامه تسلط ندارم نمی توانم صاحب نظر باشم. اما تماما ستایش خرد در تک تک ابیات حکیم توس را حس می کنم.
و در این هدف که شما به حکیم نسبت می دهید، بنده عمقی فراتر حس می کنم و مشتاقم بیشتر آنرا درک کنم ، ابیات فوق العاده تر از آن است که من بتوانم توصیفی ارائه دهم.
بهار: اتفاقاً به این نکته هم توجه داشته ام ، که ممکن است فردوسی برای حفظ اثر جانب احتیاط را نگه داشته و حقیقت را وارونه جلوه داده باشد...
باز هم تایید میکنم و تکرار که هیچ نوع سندیتی در گفتار من نیست بلکه برداشتهای سطحی یک شاگرد شگفت زده است.
➖وقتی در ظاهر امر نگاه می کنیم همینطور است که می فرمائید مثلا بیت:
بود هر شبانگاه باریکتر
به خورشید تابنده نزدیکتر!!
خب ظاهرا خورشید مرکز است اما در عمق سخن واقعا آدم حیران می شود! اینجا بهتر از خورشید نمیشد که استعاره ای انتخاب کرد!
بهار: خورشید نماد روشنایی است.
خرد به معنی دانش و معرفت و موجب روشنی روان است.
ممکن است جان کلام ستایش خرد باشد.
➖احسنت بر شما.
نوری که این عالم را روشن می کند از خورشید است.
اما عالم معنا، از نور خرد روشن می شود.
در عالم محسوسات چه مثالی به این نور نزدیکتر از خورشید می تواند باشد!
بهار: من مفتخر شدم تا گوینده گفتار زیبای حکیم توس باشم، من شاگردی کوچک در مکتبی بزرگ به همراه دوستانی ارزشمند هستم و این گفتارم بهیچوجه رنگ و بوی تعارف ندارد.
➖برای کلاس شما انتظار می کشم. و بسیار برایم ارزشمند است. بدین خاطر از زحمات شما قدردانی می کنم.
بهار: خرسندم به شادمانی شما و خدای بزرگ را ازین بابت سپاسگزارم.
☦@LessonsOrthodox
عزیزان، برای اینکه درک صحیحی از نجات داشته باشیم لازم است ابتدا بدانیم برنامه الهی خدا چه بوده است. تا با این موضوع آشنا نشویم نخواهیم دانست به چه سمتی در حرکت هستیم و اصلا برای چه و از چه قرار است نجات یابیم. وقتی در جنگ یا دشواری های زندگی اجتماعی هستیم آرزو می کنیم که از آن شرایط نجات یابیم، آیا نجاتی که ما به دنبال آن هستیم رهایی از شرایط دشوار و فقر است؟ اگر چنین باشد پس افراد مرفه و ثروتمند نیازی به نجات نخواهند داشت!! پس مسلما برای حرکت در مسیر باید ابتدا نقشه راه را داشته باشیم و بدانیم مقصد چیست یا کجاست؟ از آنجائی که این یک مسیر الهی است و درست از ابتدای آن همه چیز با فیض الهی آغاز می شود، لذا دانستن برنامه الهی خدا ضروریست. بسیار میبینیم تمام مردم به اشکال مختلف برای دستیابی به شادی در زندگی آنرا در چیزهایی که تمنای آنرا دارند جستجو می کنند اما حتی پس از دستیابی به آن، هنوز هم شاد نیستند. پس آن شادی واقعی کجاست که انسان را لبریز می سازد، شادی که هیچ کس و هیچ شرایطی در زندگی نمی تواند آنرا از قلب آدمی بگیرد. آن چه شادی است که پولس رسول از درون زندان ما را به آن فرا می خواند، حتی بطور دائمی! (فیلیپیان ۴:۴)
ما در طی مطالعه کتاب حاضر، مسیری را که برای نجات باید طی کرد، به روشنی بررسی می کنیم. توصیه بنده به عزیزان این است که جمله ها را هر چند ساده می نمایند با تامل بخوانند. بسیاری از ما تمام این داستانهای کتاب مقدسی و برنامه ها را شنیده ایم بارها و بارها، اما این جملات علی رقم سادگی بسیار هدفمند هستند و یکی از زیبایی های این کتاب در همین است که حتی افرادی که الهیات نخوانده اند می توانند عمق مطالب را درک کنند. گفتارهایی که از قدیسین در لابلای مطالب آمده است درست مثل فانوسی روشن کننده راه است. راهی که با تجربه روحانی آن قدیس در هم آمیخته است، پس آنرا به خوبی درک کنید و ادامه دهید. درست مانند کلید طلایی که زمانی آنرا دارید به طی مسیر شما کمک می کند. از هیچ کلیدی بی توجه رد نشوید. اگر گمان میبرید برخی چیزها را بسیار شنیده یا می دانید ، بدانید این بار قرار است آنها را زندگی کنیم! درست مانند اینکه همه شنیده ایم "پیوسته در دعا باشید"(پولس رسول)، اما کدامیک از ما پیوسته در دعاست!!
با مدد از روح القدس مطالعه خود را آغاز می کنیم، با دعایی که کلیسای ارتدوکس تمام خدمات الهی خود را آغاز می کند، دعایی که در ابتدای مطالعات الهی نیز خوانده می شود تا روح القدس در درک بهتر آن ما را یاری رساند.
"ای پادشاه آسمانی، تسلیدهنده، روحِ راستی که همه جا حاضری و همه چیز را پر میسازی، گنجینۀ چیزهای نیکو و بخشندۀ حیات، بیا و در ما ساکن شو. ما را از هر لکه و عیبی پاک ساز و جانهایمان را نجات بده، ای خداوندگار فیاض."
☦@LessonsOrthodox
ما در طی مطالعه کتاب حاضر، مسیری را که برای نجات باید طی کرد، به روشنی بررسی می کنیم. توصیه بنده به عزیزان این است که جمله ها را هر چند ساده می نمایند با تامل بخوانند. بسیاری از ما تمام این داستانهای کتاب مقدسی و برنامه ها را شنیده ایم بارها و بارها، اما این جملات علی رقم سادگی بسیار هدفمند هستند و یکی از زیبایی های این کتاب در همین است که حتی افرادی که الهیات نخوانده اند می توانند عمق مطالب را درک کنند. گفتارهایی که از قدیسین در لابلای مطالب آمده است درست مثل فانوسی روشن کننده راه است. راهی که با تجربه روحانی آن قدیس در هم آمیخته است، پس آنرا به خوبی درک کنید و ادامه دهید. درست مانند کلید طلایی که زمانی آنرا دارید به طی مسیر شما کمک می کند. از هیچ کلیدی بی توجه رد نشوید. اگر گمان میبرید برخی چیزها را بسیار شنیده یا می دانید ، بدانید این بار قرار است آنها را زندگی کنیم! درست مانند اینکه همه شنیده ایم "پیوسته در دعا باشید"(پولس رسول)، اما کدامیک از ما پیوسته در دعاست!!
با مدد از روح القدس مطالعه خود را آغاز می کنیم، با دعایی که کلیسای ارتدوکس تمام خدمات الهی خود را آغاز می کند، دعایی که در ابتدای مطالعات الهی نیز خوانده می شود تا روح القدس در درک بهتر آن ما را یاری رساند.
"ای پادشاه آسمانی، تسلیدهنده، روحِ راستی که همه جا حاضری و همه چیز را پر میسازی، گنجینۀ چیزهای نیکو و بخشندۀ حیات، بیا و در ما ساکن شو. ما را از هر لکه و عیبی پاک ساز و جانهایمان را نجات بده، ای خداوندگار فیاض."
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
🔸فصل اول
برنامه الهی خدا
پاسخ ارتدوكس به این مهمترین سؤال چیست؟ کتاب مقدس پایه پاسخی را که ما به دنبال آن هستیم فراهم می کند ، اما کتاب مقدس می تواند به صورت نادرست تفسیر شود. کلیسای تاریخی با حفظ حقایق ابدی دریافت شده از مسیح و رسولان این مشکل را براى تمام نسل ها برطرف کرد. حاملان قابل استفاده برای این وظیفه مقدس عبارتند از نوشته های پدران اولیه کلیسا ، تصمیمات شوراها (که بدعت ها را رد می کنند) ، ادبیات مذهبی ، سرود شناسی و شمایل شناسی هستند. راهنمای ما همانطور که براى هر جستجوی حقیقت الاهياتى (كلامى) است ، اجماع موجود در این گنجها مى باشد.
عهد عتیق ثبت می کند که در ابتدا، خدا آسمانها و زمین و هر چیز مرئى و نامرئی را آفریده است. سپس او به آنچه كه انجام داده بود نگاه كرد و ديد كه آن نيكو است (پيدايش 1: 25). از محبت عظيمى که او متضمن بود ، زیرا خدا محبت است ، او می خواست آنچه را که خلق کرده است به اشتراک بگذارد. اما او نمی خواست که خود را با روبات هایی احاطه کند - موجوداتی که فقط همانطورى كه برنامه ریزی شده اند می توانند به او پاسخ دهند. از آنجا که تنها موجودات شبيه به خود او می توانند از شگفتی هایی که او مى دهد كاملا قدردانی کنند ، او مرد و زن را به شباهت خود آفرید ، که شامل اراده آزاد نیز می شود. او به آنها تسلط بر زمین و هر موجود زنده را داد. تنها چيزى كه در عوض از آنها خواست ، عشق آنها بود - پدیده ای که با اراده آزاد امکان پذیر بود - تنها چیزی که واقعاً مال آنها بود و می توانستند آن را هدیه کنند.
خداوند خدا باغی در عدن به طرف مشرق غرس نمود و آن مرد (و آن زن) را كه سرشته بود، در آنجا گذاشت (پیدایش 2: 8 ، 22). اين بى نقص بود. خدا با آنها قدم مى زد. او با آنها صحبت مى کرد. آنها با شگفتی ، زیبایی و هر چیز خوبی برای غذا خوردن و پتانسیل رشد در شباهت و مشارکت کامل با خالق خود محاصره شده بودند كه به زندگی آنها هدف پر معنايى مى بخشید. در طى راه آنها ،نعمتهای رضایت بخش را برای انجام امور داشتند - مراقبت از باغ - بدون دردسر مشقت و ملالت هایی که می تواند زندگی و کار را تحت تأثیر قرار دهند. هیچ بیماری برای انسان ، حیوان یا گیاه وجود نداشت، هیچ پیری و مرگى برای انديشيدن، هیچ چیز به آرامش زندگی آنها صدمه نمى زد. به جهت تکمیل شرایط رشد کامل برای همه موجودات زنده ، خدا یک مه دائمی مهيا نمود که از زمین بیرون مى آمد و همه در هماهنگی کامل بودند.
مطمئناً آدم و حوا باید محبت زیادی به ولينعمت بخشنده خود ابراز داشته باشند ، اما کلمات کافی نیست. عشق واقعی مستلزم انتخاب است. بنابراین خدا به آدم و حوا آزادی داد كه هر كاری را كه می خواستند انجام دهند - با یك استثنا. وی به عنوان راهی برای نشان دادن عشق آنها و تقویت ايشان از طریق نظم و انضباط خود ، به آنها گفت كه از درخت معرفت نیک و بد نخورند (پیدایش 2: 17). سپس او به شیطان اجازه داد که آنها را وسوسه کند.
نتیجه فاجعه بار بود. آدم و حوا نتوانستند فرمانى را كه به آنها داده شده بود ، حفظ كنند ، و در عوض تسليم همان نوع حرص و غرورى شدند كه باعث سقوط شيطان از آسمان شده بود. در قلب هایی که می بایست از عشق و سپاسگزاری برای تمام آنچه خداوند برای آنها امکان پذیر کرده بود پر شده باشد، در عوض میل بیش از اندازه ای وجود داشت که مانند او باشند ، بدون محدودیت. با رد كردن این مبارزه دائمی که اطاعت و رشد تدریجی در شبیه شدن به خدا را به دنبال داشت ، آنها بیشتر تصمیم گرفتند که از طریق نافرمانی سعى كنند كه جاى او را بگيرند - تا وی را از عرش خود بيرون كنند - که غیرممکن است.
درخت معرفت ممنوع نبود چونكه خدا از دادن آن به انسان بخل مى ورزید ... اگر در زمان مناسب از آن بهره می بردند ، خوب بود. زیرا مطابق تئوری من ، درخت تأمل بود ، که فقط برای کسانی که به بلوغ رسیده اند ، ایمن است ، نه برای کسانی که هنوز تا حدی خام و حریص هستند. درست همانطور که هیچ غذای خوب جامدى برای کسانی که هنوز حساس و نیازمند به شیر هستند مناسب نیست.
☘گريگورى نازيانس
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
🔸فصل اول
برنامه الهی خدا
پاسخ ارتدوكس به این مهمترین سؤال چیست؟ کتاب مقدس پایه پاسخی را که ما به دنبال آن هستیم فراهم می کند ، اما کتاب مقدس می تواند به صورت نادرست تفسیر شود. کلیسای تاریخی با حفظ حقایق ابدی دریافت شده از مسیح و رسولان این مشکل را براى تمام نسل ها برطرف کرد. حاملان قابل استفاده برای این وظیفه مقدس عبارتند از نوشته های پدران اولیه کلیسا ، تصمیمات شوراها (که بدعت ها را رد می کنند) ، ادبیات مذهبی ، سرود شناسی و شمایل شناسی هستند. راهنمای ما همانطور که براى هر جستجوی حقیقت الاهياتى (كلامى) است ، اجماع موجود در این گنجها مى باشد.
عهد عتیق ثبت می کند که در ابتدا، خدا آسمانها و زمین و هر چیز مرئى و نامرئی را آفریده است. سپس او به آنچه كه انجام داده بود نگاه كرد و ديد كه آن نيكو است (پيدايش 1: 25). از محبت عظيمى که او متضمن بود ، زیرا خدا محبت است ، او می خواست آنچه را که خلق کرده است به اشتراک بگذارد. اما او نمی خواست که خود را با روبات هایی احاطه کند - موجوداتی که فقط همانطورى كه برنامه ریزی شده اند می توانند به او پاسخ دهند. از آنجا که تنها موجودات شبيه به خود او می توانند از شگفتی هایی که او مى دهد كاملا قدردانی کنند ، او مرد و زن را به شباهت خود آفرید ، که شامل اراده آزاد نیز می شود. او به آنها تسلط بر زمین و هر موجود زنده را داد. تنها چيزى كه در عوض از آنها خواست ، عشق آنها بود - پدیده ای که با اراده آزاد امکان پذیر بود - تنها چیزی که واقعاً مال آنها بود و می توانستند آن را هدیه کنند.
خداوند خدا باغی در عدن به طرف مشرق غرس نمود و آن مرد (و آن زن) را كه سرشته بود، در آنجا گذاشت (پیدایش 2: 8 ، 22). اين بى نقص بود. خدا با آنها قدم مى زد. او با آنها صحبت مى کرد. آنها با شگفتی ، زیبایی و هر چیز خوبی برای غذا خوردن و پتانسیل رشد در شباهت و مشارکت کامل با خالق خود محاصره شده بودند كه به زندگی آنها هدف پر معنايى مى بخشید. در طى راه آنها ،نعمتهای رضایت بخش را برای انجام امور داشتند - مراقبت از باغ - بدون دردسر مشقت و ملالت هایی که می تواند زندگی و کار را تحت تأثیر قرار دهند. هیچ بیماری برای انسان ، حیوان یا گیاه وجود نداشت، هیچ پیری و مرگى برای انديشيدن، هیچ چیز به آرامش زندگی آنها صدمه نمى زد. به جهت تکمیل شرایط رشد کامل برای همه موجودات زنده ، خدا یک مه دائمی مهيا نمود که از زمین بیرون مى آمد و همه در هماهنگی کامل بودند.
مطمئناً آدم و حوا باید محبت زیادی به ولينعمت بخشنده خود ابراز داشته باشند ، اما کلمات کافی نیست. عشق واقعی مستلزم انتخاب است. بنابراین خدا به آدم و حوا آزادی داد كه هر كاری را كه می خواستند انجام دهند - با یك استثنا. وی به عنوان راهی برای نشان دادن عشق آنها و تقویت ايشان از طریق نظم و انضباط خود ، به آنها گفت كه از درخت معرفت نیک و بد نخورند (پیدایش 2: 17). سپس او به شیطان اجازه داد که آنها را وسوسه کند.
نتیجه فاجعه بار بود. آدم و حوا نتوانستند فرمانى را كه به آنها داده شده بود ، حفظ كنند ، و در عوض تسليم همان نوع حرص و غرورى شدند كه باعث سقوط شيطان از آسمان شده بود. در قلب هایی که می بایست از عشق و سپاسگزاری برای تمام آنچه خداوند برای آنها امکان پذیر کرده بود پر شده باشد، در عوض میل بیش از اندازه ای وجود داشت که مانند او باشند ، بدون محدودیت. با رد كردن این مبارزه دائمی که اطاعت و رشد تدریجی در شبیه شدن به خدا را به دنبال داشت ، آنها بیشتر تصمیم گرفتند که از طریق نافرمانی سعى كنند كه جاى او را بگيرند - تا وی را از عرش خود بيرون كنند - که غیرممکن است.
درخت معرفت ممنوع نبود چونكه خدا از دادن آن به انسان بخل مى ورزید ... اگر در زمان مناسب از آن بهره می بردند ، خوب بود. زیرا مطابق تئوری من ، درخت تأمل بود ، که فقط برای کسانی که به بلوغ رسیده اند ، ایمن است ، نه برای کسانی که هنوز تا حدی خام و حریص هستند. درست همانطور که هیچ غذای خوب جامدى برای کسانی که هنوز حساس و نیازمند به شیر هستند مناسب نیست.
☘گريگورى نازيانس
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
نتیجه نافرمانی آدم و حوا اخراج از عدن بود که همانطور که به آنها اخطار داده شده بود ، در نهایت منجر به مرگ مى شد. مرگ غم انگيز است اما اکنون ضرورى شد ، و- در درون خود - در واقع جلوه دیگری از عشق خداوند است. انتخاب نافرمانی از وی ، ويران نمودن شباهت الهی است که در آن خلق شده ایم (در يونانى: hamartáno ، گناه کردن ؛ به معنای واقعی کلمه يعنى "از دست دادن علامت"). اگر به آدم و حوا اجازه دسترسی به درخت حيات در وضعیت سقوط كرده شان داده شده بود، آنها برای همیشه زندگی می کردند ، در حالى كه فساد چندين برابر می شد؛ عدن دیگر نمى توانست بهشت باشد.
بنابراین خداوند آنها را با پوششى از پوست پوشاند (پیدایش 3: 21) ، مرگ و میرى که ويرانى نافرمانی آنها آغاز كرده بود محدوديت هايى را به وجود مى آورد. پس او آنها را از باغ بيرون كرد و کروبی و شمشیر شعله ور را در دروازه آن قرار داد تا دیگر نتوانند وارد آن شوند.
درخت حياتى که توسط خدا در بهشت کاشته شده بود ، صلیب شریف [مسیح] را از پيش نشان مى داد ، زیرا از آنجا که مرگ توسط یک درخت به وجود آمد ، لازم بود که حيات و رستاخيز توسط یک درخت اعطا شود.
☘يوحناى دمشقى
از آن زمان به بعد ، اولين مرد و زن مجبور بودند از خود مراقبت کنند. آنها دیگر در محیط محافظت شده عدن نبودند، آنها مجبور بودند برای غذای خود زحمت بکشند و با خس و خارهای زندگی بجنگند: مشکلات احتمالی با آب و هوا ، حیوانات (که در باغ ، دوستانشان بودند) ، یکدیگر ، و هر چیز دیگری که شیطان می توانست در مسیر آنها قرار دهد (پیدایش 3: 17-19). آنها با پیری ، بیماری ، صدمات و شرارت ناخواسته مبارزه می كردند. در این شرایط ، مرگ ، بر فراز افق، روی شادی های زندگی سايه می افكند ، اما مرزهای تأثیرات دنیای سقوط را نیز تعيين می كند. رنج شخصی و فرصتی برای رنج دیگران ،شکنندگی حیات و محدودیت زمان حیات را شامل می شود. از آنجا که ما فرزندان آدم و حوا هستیم ، وارث شرایط دنیوی هستیم که ناشی از "گناه اصلی" آنها و اخراج از بهشت است.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
نتیجه نافرمانی آدم و حوا اخراج از عدن بود که همانطور که به آنها اخطار داده شده بود ، در نهایت منجر به مرگ مى شد. مرگ غم انگيز است اما اکنون ضرورى شد ، و- در درون خود - در واقع جلوه دیگری از عشق خداوند است. انتخاب نافرمانی از وی ، ويران نمودن شباهت الهی است که در آن خلق شده ایم (در يونانى: hamartáno ، گناه کردن ؛ به معنای واقعی کلمه يعنى "از دست دادن علامت"). اگر به آدم و حوا اجازه دسترسی به درخت حيات در وضعیت سقوط كرده شان داده شده بود، آنها برای همیشه زندگی می کردند ، در حالى كه فساد چندين برابر می شد؛ عدن دیگر نمى توانست بهشت باشد.
بنابراین خداوند آنها را با پوششى از پوست پوشاند (پیدایش 3: 21) ، مرگ و میرى که ويرانى نافرمانی آنها آغاز كرده بود محدوديت هايى را به وجود مى آورد. پس او آنها را از باغ بيرون كرد و کروبی و شمشیر شعله ور را در دروازه آن قرار داد تا دیگر نتوانند وارد آن شوند.
درخت حياتى که توسط خدا در بهشت کاشته شده بود ، صلیب شریف [مسیح] را از پيش نشان مى داد ، زیرا از آنجا که مرگ توسط یک درخت به وجود آمد ، لازم بود که حيات و رستاخيز توسط یک درخت اعطا شود.
☘يوحناى دمشقى
از آن زمان به بعد ، اولين مرد و زن مجبور بودند از خود مراقبت کنند. آنها دیگر در محیط محافظت شده عدن نبودند، آنها مجبور بودند برای غذای خود زحمت بکشند و با خس و خارهای زندگی بجنگند: مشکلات احتمالی با آب و هوا ، حیوانات (که در باغ ، دوستانشان بودند) ، یکدیگر ، و هر چیز دیگری که شیطان می توانست در مسیر آنها قرار دهد (پیدایش 3: 17-19). آنها با پیری ، بیماری ، صدمات و شرارت ناخواسته مبارزه می كردند. در این شرایط ، مرگ ، بر فراز افق، روی شادی های زندگی سايه می افكند ، اما مرزهای تأثیرات دنیای سقوط را نیز تعيين می كند. رنج شخصی و فرصتی برای رنج دیگران ،شکنندگی حیات و محدودیت زمان حیات را شامل می شود. از آنجا که ما فرزندان آدم و حوا هستیم ، وارث شرایط دنیوی هستیم که ناشی از "گناه اصلی" آنها و اخراج از بهشت است.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
در اکثر موارد ، خداوند عامدانه افرادی را انتخاب نمی کند که در زندگی ايشان بر روی زمین ، چالش ها ، مشکلات ، بیماری ها ، معلولیت ، ضرر و زیان ، تجربیات منفی و مواردی از این دست را به آنها "بدهد"، که اراده آزاد آنها را نقض مى کند. او ، گاهى اوقات ، افراد خاصی را برای نقش های خاص کنار می گذارد ، همانطور كه او مریم باكره را برای تولد مسیح انتخاب کرد ، اما فقط با رضایت خود او (لوقا 1: 38). به همین ترتیب ، بسیاری از معضلات زندگی ، حملات شخصی شیطان نیست بلکه تأثیرات اجتناب ناپذیر زندگی در خارج از عدن است ، جایی که وی سلطنت کرده است (یوحنا 12: 31 ؛ افسسيان 2: 2-3).
درک و پذیرش اين هرچقدر دشوار باشد ، خداوند اجازه می دهد (باعث نمى شود) درد و رنج در زندگی ما باشد زیرا او هریک از ما را می پروراند. سختی، هدف زندگی و شالوده آن را که از اهمیت بالایی برخوردار هستند ، مورد توجه قرار می دهد. مصائب، همانند تصفیه شدن با آتش، مى توانند عده ای را که در غیر این صورت نسبت به نیاز به خدا بی تفاوت هستند را بیدار کند؛ آنها می توانند دیگران را وادار به بررسی وضعیت روح خود کنند و خطاهای راه های خود را قبل از اینکه دیر شود اصلاح کنند.
برای کسانی که در اوقات خوب و بد به خدا روی می آورند، نقشه ابدی الهى او برای نجات از طریق عیسی مسیح پادزهر مبارزات زندگی را ارائه می دهد: جهت، آسایش ، تسلی ، قدرت تحمل ، درک هدف ، نعمت و شادی درونی عمیق ، مهم نیست که چه چیزی در اطراف آنها اتفاق می افتد. همانطور که زندگی قديسين نشان می دهد، گواه نتیجه ایمان در زیر آتش ، همواره مردم را به سمت خدا سوق داده است.
با این حال ، برای کسانی که خدا را سرزنش می کنند و وقتی چیزها خوب پیش نمی روند از او دور می شوند ، شیطان راه خود را طی کرده است. فراز و نشيب های زندگی می تواند ما را بد یا بهتر کند - انتخاب با ماست.
شادى زندگی این است که فرصتی برای بازگشت به حالت مبارک آدم و حوا كه از دست دادند را به همه ما ارائه می دهد. نجات، بازگشت به اطمینان از زندگی ابدی با خدا در حالت بسیار صلح آمیزی است که او را احاطه کرده است. زندگی زمینی ما یک هدیه گرانبها است به این دلیل که این یک و تنها فرصتی است که می توانیم از این رستگارى بهره مند شویم. با این حال ، وعده خدا به ما ، باغ اصلی نیست بلکه خود آسمان است که در پُری حضور اوست، دیگر هیچ وسوسه و ظرفیت دیگری برای امکان گناه وجود نخواهد داشت. زمان آزمایش و جداسازی کسانی که خدا را دوست دارند از کسانی که ندارند، به پایان خواهد رسید. هدر دادن این فرصت برای نجات، سپردن خود به عذاب و پشیمانی عمیق است. اما پشیمانی که بعد از مرگ به وجود می آید خیلی دیر شده است. این کِرمی می شود که نمی میرد ، آتشی غیرقابل تحمل است که در درون تا ابد می سوزد (مرقس 9: 43-48).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
در اکثر موارد ، خداوند عامدانه افرادی را انتخاب نمی کند که در زندگی ايشان بر روی زمین ، چالش ها ، مشکلات ، بیماری ها ، معلولیت ، ضرر و زیان ، تجربیات منفی و مواردی از این دست را به آنها "بدهد"، که اراده آزاد آنها را نقض مى کند. او ، گاهى اوقات ، افراد خاصی را برای نقش های خاص کنار می گذارد ، همانطور كه او مریم باكره را برای تولد مسیح انتخاب کرد ، اما فقط با رضایت خود او (لوقا 1: 38). به همین ترتیب ، بسیاری از معضلات زندگی ، حملات شخصی شیطان نیست بلکه تأثیرات اجتناب ناپذیر زندگی در خارج از عدن است ، جایی که وی سلطنت کرده است (یوحنا 12: 31 ؛ افسسيان 2: 2-3).
درک و پذیرش اين هرچقدر دشوار باشد ، خداوند اجازه می دهد (باعث نمى شود) درد و رنج در زندگی ما باشد زیرا او هریک از ما را می پروراند. سختی، هدف زندگی و شالوده آن را که از اهمیت بالایی برخوردار هستند ، مورد توجه قرار می دهد. مصائب، همانند تصفیه شدن با آتش، مى توانند عده ای را که در غیر این صورت نسبت به نیاز به خدا بی تفاوت هستند را بیدار کند؛ آنها می توانند دیگران را وادار به بررسی وضعیت روح خود کنند و خطاهای راه های خود را قبل از اینکه دیر شود اصلاح کنند.
برای کسانی که در اوقات خوب و بد به خدا روی می آورند، نقشه ابدی الهى او برای نجات از طریق عیسی مسیح پادزهر مبارزات زندگی را ارائه می دهد: جهت، آسایش ، تسلی ، قدرت تحمل ، درک هدف ، نعمت و شادی درونی عمیق ، مهم نیست که چه چیزی در اطراف آنها اتفاق می افتد. همانطور که زندگی قديسين نشان می دهد، گواه نتیجه ایمان در زیر آتش ، همواره مردم را به سمت خدا سوق داده است.
با این حال ، برای کسانی که خدا را سرزنش می کنند و وقتی چیزها خوب پیش نمی روند از او دور می شوند ، شیطان راه خود را طی کرده است. فراز و نشيب های زندگی می تواند ما را بد یا بهتر کند - انتخاب با ماست.
شادى زندگی این است که فرصتی برای بازگشت به حالت مبارک آدم و حوا كه از دست دادند را به همه ما ارائه می دهد. نجات، بازگشت به اطمینان از زندگی ابدی با خدا در حالت بسیار صلح آمیزی است که او را احاطه کرده است. زندگی زمینی ما یک هدیه گرانبها است به این دلیل که این یک و تنها فرصتی است که می توانیم از این رستگارى بهره مند شویم. با این حال ، وعده خدا به ما ، باغ اصلی نیست بلکه خود آسمان است که در پُری حضور اوست، دیگر هیچ وسوسه و ظرفیت دیگری برای امکان گناه وجود نخواهد داشت. زمان آزمایش و جداسازی کسانی که خدا را دوست دارند از کسانی که ندارند، به پایان خواهد رسید. هدر دادن این فرصت برای نجات، سپردن خود به عذاب و پشیمانی عمیق است. اما پشیمانی که بعد از مرگ به وجود می آید خیلی دیر شده است. این کِرمی می شود که نمی میرد ، آتشی غیرقابل تحمل است که در درون تا ابد می سوزد (مرقس 9: 43-48).
☦@LessonsOrthodox
🎗پرسش و پاسخ🎗
❓خواستم سوالی که زمان طولانی هست دارم بپرسم این طمع روحانی البته برای شخصی در درجه من که نشات گرفته از قلب پر از درده آیا یه کاره معمولی و برای همه است یا میتونه گناه محسوب بشه چون درش حسادت هم هست.
✔️بدون شک برای تمام ما حسادت به هر شکلی باشد گناه است، و سنگین هم هست. از بزرگان بسیار در نکوهش حسادت داریم. فقط با محبت واقعی نسبت به آن شخص می توانیم از شر حسادت رها بشم. چرا حسادت گناه سختی است چون دقیقا نقطه مقابل دوست داشتن همسایه مانند خود است که فرمان دوم و اصلی خداوند است. از طرفی دیگه اینکه شما حسادت را درون خود دیده ای قدم بزرگی برداشته ای چون بسیاری حتی این را در درون خود نمی بینند و چشمانشان فقط متوجه دیگران است.
❓منظورم حسادت به دوستی خدا با کسی بیشتر از دوستی خداوند با منه هر زمان حس میکردم کسیرو بسیار نزدیک به خدا هست به شدت وحشتناک حسادت میکردم هنوزهم گاها همینطورم اینقدر که دچار خشم فراوان میشم و لحظاتی افکارم بهم ریخته میشه حسادت به افراد رو خدارو شکر مدتهاست گذاشتم کنار.
✔️حسادت ، حسادته فرق نمی کنه چی باشه، اگر خود را در او ببینی یعنی او را مانند خودت دوست داشته باشی همون قدر به وجد میآیی که برای خودت.
داستانی هست از بزرگان کلیسا که، یه راهب بزرگ به بیابان رفته بود تا درجات عالیه روحانی را در خلوت طی کند. شیطان یکی از افرادش را به سراغ او می فرستد تا مانع رشد او شود یعنی به شکل یک زن زیبا به نزد او می فرستد و سر افکنده نزد شیطان بر می گردد و می گوید آن پیر به من هیچ اعتنایی نکرد. سپس شیطان با حربه های دیگر باز افرادی را نزد او می فرستد و همه ناکام بر می گردند. در نهایت شیطان می گوید این کار خودم است به شکل یک رهگذر نزد او می رود و می گوید آیا شنیده ای که فلانی به مقام اسقفی رسید؟ ناگاه او از ناراحتی فریاد میزند ممکن نیست او لایق چنین مقامی باشد! در دم خشم از حسد، او را به پایین می افکند!!!
پدران کلیسا تنها راه شکست حسد، را عشق واقعی دانسته اند.
❓من هیج جایگاهی نمیخوام فقط نظر خداوند رو نسبت به خودم رو مرتب منو به چالش میندازه که کاش میشد قبل از مردن آدما میفهمیدن که جایگاهشون در نظر خداوند کجاست.
✔️به نظر بنده باید تمرکز خود را روی جایگاه خدا در دل و زندگی خود بگذاریم، نه بلعکس! چون خدا تنها محبت است و بی قید و شرط عاشق شماست تا آن حد که زمانی که حتی او را نمی خواندیم و در گناه غوطه ور بودیم بخاطر من و تو مرگ بر روی صلیب را پذیرفت، باید بپرسی از خودت تو چقدر رنج برای انجام اراده او متقبل می شوی. او قبلا به تو نشان داده چه جایگاهی نزدش داری!!!
❓امیدوارم لیاقت زجری که کشید و رو من داشته باشم گرچه دیر فهمیدم راهشو اما خوشحالم.
✔️رک بگویم هیچکدام ما لیاقت نداشته و نداریم. بخاطر همین است که می گوییم این فیض خدا بوده. اما می توانیم وفاداری خود را به او ثابت کنیم!!!
نمی دانم در آخرین پاراگراف این جلسه دقت کردی یا نه.
نوشته بود زمانی که فرصت ما در این دنیا تمام می شود، آنهایی که خدا را دوست دارند را از آنهایی که خدا را دوست ندارند جدا می کنند!!! ننوشته آنهایی را که خدا دوستشان دارد از آنهایی که دوستشان ندارد! چون خدا همه را دوست دارد، تمام مخلوقاتش را!
و ابتدای درس امشب هم خواندیم دوست داشتن خدا با کلمات کافی نیست! تمام جلسات محبت کنید قدم به قدم با ما باشید و سعی کنیم هر درس را تا جلسه بعد هشیارانه زندگی کنیم !!
(پاسخها از H)
☦@LessonsOrthodox
❓خواستم سوالی که زمان طولانی هست دارم بپرسم این طمع روحانی البته برای شخصی در درجه من که نشات گرفته از قلب پر از درده آیا یه کاره معمولی و برای همه است یا میتونه گناه محسوب بشه چون درش حسادت هم هست.
✔️بدون شک برای تمام ما حسادت به هر شکلی باشد گناه است، و سنگین هم هست. از بزرگان بسیار در نکوهش حسادت داریم. فقط با محبت واقعی نسبت به آن شخص می توانیم از شر حسادت رها بشم. چرا حسادت گناه سختی است چون دقیقا نقطه مقابل دوست داشتن همسایه مانند خود است که فرمان دوم و اصلی خداوند است. از طرفی دیگه اینکه شما حسادت را درون خود دیده ای قدم بزرگی برداشته ای چون بسیاری حتی این را در درون خود نمی بینند و چشمانشان فقط متوجه دیگران است.
❓منظورم حسادت به دوستی خدا با کسی بیشتر از دوستی خداوند با منه هر زمان حس میکردم کسیرو بسیار نزدیک به خدا هست به شدت وحشتناک حسادت میکردم هنوزهم گاها همینطورم اینقدر که دچار خشم فراوان میشم و لحظاتی افکارم بهم ریخته میشه حسادت به افراد رو خدارو شکر مدتهاست گذاشتم کنار.
✔️حسادت ، حسادته فرق نمی کنه چی باشه، اگر خود را در او ببینی یعنی او را مانند خودت دوست داشته باشی همون قدر به وجد میآیی که برای خودت.
داستانی هست از بزرگان کلیسا که، یه راهب بزرگ به بیابان رفته بود تا درجات عالیه روحانی را در خلوت طی کند. شیطان یکی از افرادش را به سراغ او می فرستد تا مانع رشد او شود یعنی به شکل یک زن زیبا به نزد او می فرستد و سر افکنده نزد شیطان بر می گردد و می گوید آن پیر به من هیچ اعتنایی نکرد. سپس شیطان با حربه های دیگر باز افرادی را نزد او می فرستد و همه ناکام بر می گردند. در نهایت شیطان می گوید این کار خودم است به شکل یک رهگذر نزد او می رود و می گوید آیا شنیده ای که فلانی به مقام اسقفی رسید؟ ناگاه او از ناراحتی فریاد میزند ممکن نیست او لایق چنین مقامی باشد! در دم خشم از حسد، او را به پایین می افکند!!!
پدران کلیسا تنها راه شکست حسد، را عشق واقعی دانسته اند.
❓من هیج جایگاهی نمیخوام فقط نظر خداوند رو نسبت به خودم رو مرتب منو به چالش میندازه که کاش میشد قبل از مردن آدما میفهمیدن که جایگاهشون در نظر خداوند کجاست.
✔️به نظر بنده باید تمرکز خود را روی جایگاه خدا در دل و زندگی خود بگذاریم، نه بلعکس! چون خدا تنها محبت است و بی قید و شرط عاشق شماست تا آن حد که زمانی که حتی او را نمی خواندیم و در گناه غوطه ور بودیم بخاطر من و تو مرگ بر روی صلیب را پذیرفت، باید بپرسی از خودت تو چقدر رنج برای انجام اراده او متقبل می شوی. او قبلا به تو نشان داده چه جایگاهی نزدش داری!!!
❓امیدوارم لیاقت زجری که کشید و رو من داشته باشم گرچه دیر فهمیدم راهشو اما خوشحالم.
✔️رک بگویم هیچکدام ما لیاقت نداشته و نداریم. بخاطر همین است که می گوییم این فیض خدا بوده. اما می توانیم وفاداری خود را به او ثابت کنیم!!!
نمی دانم در آخرین پاراگراف این جلسه دقت کردی یا نه.
نوشته بود زمانی که فرصت ما در این دنیا تمام می شود، آنهایی که خدا را دوست دارند را از آنهایی که خدا را دوست ندارند جدا می کنند!!! ننوشته آنهایی را که خدا دوستشان دارد از آنهایی که دوستشان ندارد! چون خدا همه را دوست دارد، تمام مخلوقاتش را!
و ابتدای درس امشب هم خواندیم دوست داشتن خدا با کلمات کافی نیست! تمام جلسات محبت کنید قدم به قدم با ما باشید و سعی کنیم هر درس را تا جلسه بعد هشیارانه زندگی کنیم !!
(پاسخها از H)
☦@LessonsOrthodox
🎗"הָעִברִית" Ha-ivrit /به معنای "عبری"🎗
✅ خط سیر زبان عبری
⬅️ هیروگلیف مصری
⬅️ زبان سینایی آغازین
⬅️ زبان فنیقی
⬅️ زبان آرامی
⬅️ زبان عبری
✅ انواع خطهای عبری
۱. خط پالئو (Paleo)
که شبیه به خط فنیقی هست.
۲. خط استاندارد (Square)
که شبیه به خط آرامی است.
✳️ آنچه امروز استفاده میشود، خط استاندارد است.
✅ انواع کتابت خط عبری استاندارد
۱. کتابی: همه جا یکسان است و امروزه در کتابها و سایتها میبینیم.
۲. دست خطی: بنا به زمان و مکان تغییر میکند.
✅ اطلاعات اولیه درباره الفبای عبری
1. از دسته حروف ابجد است که دو خاصیت دارند:
۱) در آنها حروف اصل است و صدا حذف میشود.
۲) حروف ارزش عددی دارند.
2. از راست به چپ نوشته میشود.
3. دارای ۲۲ حرف اصلی است.
از این بین، شش حرف نقطهدار است که چهارتایشان بانقطه و بینقطه، صدایشان تغییر میکند.
✅ صداگذاری در زبان عبری
صداگذاری در زبان عبری دقیقا مشابه زبان فارسی است. به این ترتیب که ابتدای یادگیری زبان، از صداها استفاده میشود، اما کمکم صدا حذف، و تنها حروف باقی میماند.
✳️ از آنجا که صداها در زبان عبری، بیشتر با نقطه نشان داده میشود، به این روند، نقطهگذاری گفته میشود و به متنهای صدادار، متن نقطهدار یا مِنوکاد گفته میشود.
☦@LessonsOrthodox
✅ خط سیر زبان عبری
⬅️ هیروگلیف مصری
⬅️ زبان سینایی آغازین
⬅️ زبان فنیقی
⬅️ زبان آرامی
⬅️ زبان عبری
✅ انواع خطهای عبری
۱. خط پالئو (Paleo)
که شبیه به خط فنیقی هست.
۲. خط استاندارد (Square)
که شبیه به خط آرامی است.
✳️ آنچه امروز استفاده میشود، خط استاندارد است.
✅ انواع کتابت خط عبری استاندارد
۱. کتابی: همه جا یکسان است و امروزه در کتابها و سایتها میبینیم.
۲. دست خطی: بنا به زمان و مکان تغییر میکند.
✅ اطلاعات اولیه درباره الفبای عبری
1. از دسته حروف ابجد است که دو خاصیت دارند:
۱) در آنها حروف اصل است و صدا حذف میشود.
۲) حروف ارزش عددی دارند.
2. از راست به چپ نوشته میشود.
3. دارای ۲۲ حرف اصلی است.
از این بین، شش حرف نقطهدار است که چهارتایشان بانقطه و بینقطه، صدایشان تغییر میکند.
✅ صداگذاری در زبان عبری
صداگذاری در زبان عبری دقیقا مشابه زبان فارسی است. به این ترتیب که ابتدای یادگیری زبان، از صداها استفاده میشود، اما کمکم صدا حذف، و تنها حروف باقی میماند.
✳️ از آنجا که صداها در زبان عبری، بیشتر با نقطه نشان داده میشود، به این روند، نقطهگذاری گفته میشود و به متنهای صدادار، متن نقطهدار یا مِنوکاد گفته میشود.
☦@LessonsOrthodox
☑️ حروف
✅ حرف اول *א* (آلِف)
ارزش عددی آلف، ۱ هست.
دقیقا معادل *الف* فارسی است. به خودی خود صدایی ندارد و با صداهایی که رو یا زیر آن گذاشته میشود، تلفظ میشود. اگر صدایی نداشته باشد نیز خوانده نمیشود.
✅ حرف دوم *בּ* (بِت)
صدای آن ب هست، با ارزش عددی ۲.
بت از جمله حروف نقطهداری است که با برداشتن نقطه، صدای آن عوض میشود.
به این ترتیب
◀️ بت بدون نقطه، *ב* (وِت)
خوانده میشود، با صدای و (v).
اما وت دیگر ارزش عددی خاص ندارد و در شمارش حروف الفبا هم وارد نمیشود.
✅ حرف سوم *גּ* (گیمِل)
صدای آن گ هست، با ارزش عددی ۳.
گیمل جزء حروف نقطهدار است، اما امروزه صدای بانقطه یا بینقطه آن فرقی ندارد.
هرچند در گذشته، و در لهجه یمنی
◀️ گیمل با نقطه *גּ* ج و بدون نقطه *ג* گ تلفظ میشد.
✅ حرف چهارم *דּ* (دالِت)
صدای آن د هست، با ارزش عددی ۴.
دالت جزء حروف نقطهدار است، اما امروزه صدای بانقطه یا بینقطه آن فرقی ندارد.
هرچند در گذشته و در لهجه یمنی
◀️ دالت با نقطه *דּ*
ذ و دالت بدون نقطه *ד* د تلفظ میشد.
✅ حرف پنجم *ה* (هِی)
صدای آن ه هست، با ارزش عددی ۵.
◀️ هی با صدای پَتَخ (הַ) حرف تعریف میسازد که ابتدای کلمات میآید و آنها را معرفه میکند. این حرف تعریف مانند ال در زبان عربی است و به کلمه بعد از خود میچسبد.
☦@LessonsOrthodox
✅ حرف اول *א* (آلِف)
ارزش عددی آلف، ۱ هست.
دقیقا معادل *الف* فارسی است. به خودی خود صدایی ندارد و با صداهایی که رو یا زیر آن گذاشته میشود، تلفظ میشود. اگر صدایی نداشته باشد نیز خوانده نمیشود.
✅ حرف دوم *בּ* (بِت)
صدای آن ب هست، با ارزش عددی ۲.
بت از جمله حروف نقطهداری است که با برداشتن نقطه، صدای آن عوض میشود.
به این ترتیب
◀️ بت بدون نقطه، *ב* (وِت)
خوانده میشود، با صدای و (v).
اما وت دیگر ارزش عددی خاص ندارد و در شمارش حروف الفبا هم وارد نمیشود.
✅ حرف سوم *גּ* (گیمِل)
صدای آن گ هست، با ارزش عددی ۳.
گیمل جزء حروف نقطهدار است، اما امروزه صدای بانقطه یا بینقطه آن فرقی ندارد.
هرچند در گذشته، و در لهجه یمنی
◀️ گیمل با نقطه *גּ* ج و بدون نقطه *ג* گ تلفظ میشد.
✅ حرف چهارم *דּ* (دالِت)
صدای آن د هست، با ارزش عددی ۴.
دالت جزء حروف نقطهدار است، اما امروزه صدای بانقطه یا بینقطه آن فرقی ندارد.
هرچند در گذشته و در لهجه یمنی
◀️ دالت با نقطه *דּ*
ذ و دالت بدون نقطه *ד* د تلفظ میشد.
✅ حرف پنجم *ה* (هِی)
صدای آن ه هست، با ارزش عددی ۵.
◀️ هی با صدای پَتَخ (הַ) حرف تعریف میسازد که ابتدای کلمات میآید و آنها را معرفه میکند. این حرف تعریف مانند ال در زبان عربی است و به کلمه بعد از خود میچسبد.
☦@LessonsOrthodox
☑️ صداها
✅ کاماتص ( ָ )
اولین صدا در الفبای عبری، کاماتص ( ָ ) است، که صدای آ میدهد. این صدا، زیر حروف عبری قرار میگیرد.
◀️ در صفحه کلید جیبرد Gboard
میتوانید با فشردن طولانی کلید ק ، کاماتص را بنویسید. ק ابتدای کلمه کاماتص است. به این ترتیب، تمامی صداها را میتوانید با همین روش بنویسید.
✅ پَتَخ یا پَتاخ ( ַ )
دومین صدا در الفبای عبری، پَتَخ یا پَتاخ ( ַ ) است که صدای َ میدهد. این صدا، زیر حروف عبری قرار میگیرد.
◀️ در صفحه کلید جیبرد Gboard
میتوانید با فشردن طولانی کلید פ ، پتخ را بنویسید.
✅ داگِش
داگش نه حرف است، نه صدا، اما معمولا در کنار صداها به آن اشاره میشود.
داگش، همان نقطهای است که هنگام آموزش بت، گیمل و دالت با آن آشنا شدیم.
دو نوع داگش داریم
۱. داگش کَل یا ساده: این داگش، نقطهای است که بود و نبودش در دل حروف، بر صدای آنها اثر میگذارد. مثل بت (בּ) که بدون داگش وت (ב) میشود.
این داگش، فقط برای حروفی است که در اصل خودشان داگشدار هستند.
۲. داگِش خازاک یا قوی: این داگش شبیه تشدید عمل میکند و حرف را مشدد میسازد. این داگش، در دل برخی حروف غیرداگشدار هم مینشیند و آنها را مشدد میسازد.
◀️ حروفی مانند بت و گیمل که داگشدار هستند، چنانچه ابتدای کلمه یا هجا باشند معمولا داگش میگیرند.
اما اگر بین هجا یا آخر کلمه باشند، داگش نمیگیرند.
☦@LessonsOrthodox
✅ کاماتص ( ָ )
اولین صدا در الفبای عبری، کاماتص ( ָ ) است، که صدای آ میدهد. این صدا، زیر حروف عبری قرار میگیرد.
◀️ در صفحه کلید جیبرد Gboard
میتوانید با فشردن طولانی کلید ק ، کاماتص را بنویسید. ק ابتدای کلمه کاماتص است. به این ترتیب، تمامی صداها را میتوانید با همین روش بنویسید.
✅ پَتَخ یا پَتاخ ( ַ )
دومین صدا در الفبای عبری، پَتَخ یا پَتاخ ( ַ ) است که صدای َ میدهد. این صدا، زیر حروف عبری قرار میگیرد.
◀️ در صفحه کلید جیبرد Gboard
میتوانید با فشردن طولانی کلید פ ، پتخ را بنویسید.
✅ داگِش
داگش نه حرف است، نه صدا، اما معمولا در کنار صداها به آن اشاره میشود.
داگش، همان نقطهای است که هنگام آموزش بت، گیمل و دالت با آن آشنا شدیم.
دو نوع داگش داریم
۱. داگش کَل یا ساده: این داگش، نقطهای است که بود و نبودش در دل حروف، بر صدای آنها اثر میگذارد. مثل بت (בּ) که بدون داگش وت (ב) میشود.
این داگش، فقط برای حروفی است که در اصل خودشان داگشدار هستند.
۲. داگِش خازاک یا قوی: این داگش شبیه تشدید عمل میکند و حرف را مشدد میسازد. این داگش، در دل برخی حروف غیرداگشدار هم مینشیند و آنها را مشدد میسازد.
◀️ حروفی مانند بت و گیمل که داگشدار هستند، چنانچه ابتدای کلمه یا هجا باشند معمولا داگش میگیرند.
اما اگر بین هجا یا آخر کلمه باشند، داگش نمیگیرند.
☦@LessonsOrthodox
✅ برخی کلمات عبری
✳️ בָּא (با) به معنی آمد
✳️ אַבָּא (اَبّا) به معنی بابا
🔅 این کلمه برای بزرگان دینی هم به کار میرود، مانند اَبّا ماری، از شاگردان ابنمیمون.
✳️ אָב (آوْ) هم به معنی آب و هم به معنی پدر.
🔅 پنجمین و دردناکترین ماه تقویم عبری است. تخریب معبد اول و دوم، هر دو در نهم این ماه صورت گرفته است.
✳️ גַּג (گَگ) به معنی پشتبام
🔅طبق آموزشی که از داگش داشتیم، گیمل اولی، چون ابتدای کلمه است، داگش گرفته، اما گیمل دوم، نه اول کلمه است، نه اول هجا. پس داگش ندارد.
✳️ גַּב (گَوْ) به معنی پشت، پشت سر
✳️ דָּאַג (دااَگ) به معنی نگران شد
✳️ הָאָב (ها-آوْ) به معنی پدر که با حرف تعریف، معرفه شده است.
✅ چند جمله
🔅אַבָּא בָּא.»»» بابا آمد.
🔅הָאָב דָּאַג.»»» پدر نگران شد.
📢عزیزان علاقمند به زبان عبری می توانند ادامه این مبحث را در کانال آموزش زبان عبری برادر آرتین با آی دی @learninghebrew1 دنبال کنند.
☦@LessonsOrthodox
✳️ בָּא (با) به معنی آمد
✳️ אַבָּא (اَبّا) به معنی بابا
🔅 این کلمه برای بزرگان دینی هم به کار میرود، مانند اَبّا ماری، از شاگردان ابنمیمون.
✳️ אָב (آوْ) هم به معنی آب و هم به معنی پدر.
🔅 پنجمین و دردناکترین ماه تقویم عبری است. تخریب معبد اول و دوم، هر دو در نهم این ماه صورت گرفته است.
✳️ גַּג (گَگ) به معنی پشتبام
🔅طبق آموزشی که از داگش داشتیم، گیمل اولی، چون ابتدای کلمه است، داگش گرفته، اما گیمل دوم، نه اول کلمه است، نه اول هجا. پس داگش ندارد.
✳️ גַּב (گَوْ) به معنی پشت، پشت سر
✳️ דָּאַג (دااَگ) به معنی نگران شد
✳️ הָאָב (ها-آوْ) به معنی پدر که با حرف تعریف، معرفه شده است.
✅ چند جمله
🔅אַבָּא בָּא.»»» بابا آمد.
🔅הָאָב דָּאַג.»»» پدر نگران شد.
📢عزیزان علاقمند به زبان عبری می توانند ادامه این مبحث را در کانال آموزش زبان عبری برادر آرتین با آی دی @learninghebrew1 دنبال کنند.
☦@LessonsOrthodox
🔸بخش2- سنت مقدس
قسمت اول
سنت هر تعليمي است که از طریق رسولان و پدران کلیسا و بطور خاص پدران اولیه به ما سپرده شده اما در کتابمقدس بدان اشارهای نشده است، لیکن با آن مغایرتی ندارد.
سنت الهی را که مقدس و مفید است را نباید با سنت های انسانی که آلوده به خرافات و رسوم فرهنگی متضاد با کتاب مقدس می باشند اشتباه کرد. کتاب مقدس اولی را توصیه و دومی را منع می کند.
سنت یعنی تعالیم شفاهی رسولان و شاگردان آنها که به اندازه تعالیم کتبی اهمیت دارند.
پروتستانها برخلاف ارتودکسها و کاتولیکها به سنت مقدس اعتقاد ندارند. آنان تنها از کتابمقدس پیروی میکنند و بدين شکل، از ميراثي که از نسلهاي پيشين به ما رسيده محروم ميشوند: از نوشتههاي رسولان و پدران کليسا، ضوابط شوراهاي مقدس (مانند اعمال 15)، کانونهاي کليسا و مقررات، آيينهاي کليسايي و سنتهايي که دهان به دهان به ما رسیدهاند.
ما به کتاب مقدس احترام کامل می گذاریم و در این خصوص حتی از پروتستانها هم غیورتریم ولی معتقدیم برای تفسیر کتاب مقدس کلیسا از سنت رسولان و پدران کلیسا کمک می گیرد. کتاب مقدس را کلیسا و رسولان تفسیر می کند. (اعمال 8:31) همانطور که فیلیپس به عنوان نماینده کلیسا برای خواجه حبشی تفسیر کرد.
شعار فقط کتاب مقدس که مخصوص پروتستانها است خود در کتاب مقدسی نمی باشد. علاوه بر آن خود کتاب مقدس بصورت مستقیم و غیر مستقیم درخصوص حفظ سنت های الهی تعلیم می دهد.
خود کتاب مقدس بوسیله کلیسا و سنت تائید و به ما رسیده است.
کلمه تثلیث که رکن مسیحیت می باشد در کتاب مقدس بصورت نستقیم نیست و بوسیله کلیسا و سنت به ما رسیده است.
پروتستانها برخلاف ارتودکسها و کاتولیکها به سنت مقدس اعتقاد ندارند. آنان تنها از کتابمقدس پیروی میکنند و بدين شکل، از ميراثي که از نسلهاي پيشين به ما رسيده محروم ميشوند: از نوشتههاي رسولان و پدران کليسا، ضوابط شوراهاي مقدس (مانند اعمال 15)، کانونهاي کليسا و مقررات، آيينهاي کليسايي و سنتهايي که دهان به دهان به ما رسیدهاند.
ما به کتاب مقدس احترام کامل می گذاریم و در این خصوص حتی از پروتستانها هم غیورتریم ولی معتقدیم برای تفسیر کتاب مقدس کلیسا از سنت رسولان و پدران کلیسا کمک می گیرد. کتاب مقدس را کلیسا و رسولان تفسیر می کند. (اعمال 8:31) همانطور که فیلیپس به عنوان نماینده کلیسا برای خواجه حبشی تفسیر کرد.
شعار فقط کتاب مقدس که مخصوص پروتستانها است خود در کتاب مقدسی نمی باشد. علاوه بر آن خود کتاب مقدس بصورت مستقیم و غیر مستقیم درخصوص حفظ سنت های الهی تعلیم می دهد.
خود کتاب مقدس بوسیله کلیسا و سنت تائید و به ما رسیده است.
کلمه تثلیث که رکن مسیحیت می باشد در کتاب مقدس بصورت مستقیم نیست و بوسیله کلیسا و سنت به ما رسیده است.
☦@LessonsOrthodox
قسمت اول
سنت هر تعليمي است که از طریق رسولان و پدران کلیسا و بطور خاص پدران اولیه به ما سپرده شده اما در کتابمقدس بدان اشارهای نشده است، لیکن با آن مغایرتی ندارد.
سنت الهی را که مقدس و مفید است را نباید با سنت های انسانی که آلوده به خرافات و رسوم فرهنگی متضاد با کتاب مقدس می باشند اشتباه کرد. کتاب مقدس اولی را توصیه و دومی را منع می کند.
سنت یعنی تعالیم شفاهی رسولان و شاگردان آنها که به اندازه تعالیم کتبی اهمیت دارند.
پروتستانها برخلاف ارتودکسها و کاتولیکها به سنت مقدس اعتقاد ندارند. آنان تنها از کتابمقدس پیروی میکنند و بدين شکل، از ميراثي که از نسلهاي پيشين به ما رسيده محروم ميشوند: از نوشتههاي رسولان و پدران کليسا، ضوابط شوراهاي مقدس (مانند اعمال 15)، کانونهاي کليسا و مقررات، آيينهاي کليسايي و سنتهايي که دهان به دهان به ما رسیدهاند.
ما به کتاب مقدس احترام کامل می گذاریم و در این خصوص حتی از پروتستانها هم غیورتریم ولی معتقدیم برای تفسیر کتاب مقدس کلیسا از سنت رسولان و پدران کلیسا کمک می گیرد. کتاب مقدس را کلیسا و رسولان تفسیر می کند. (اعمال 8:31) همانطور که فیلیپس به عنوان نماینده کلیسا برای خواجه حبشی تفسیر کرد.
شعار فقط کتاب مقدس که مخصوص پروتستانها است خود در کتاب مقدسی نمی باشد. علاوه بر آن خود کتاب مقدس بصورت مستقیم و غیر مستقیم درخصوص حفظ سنت های الهی تعلیم می دهد.
خود کتاب مقدس بوسیله کلیسا و سنت تائید و به ما رسیده است.
کلمه تثلیث که رکن مسیحیت می باشد در کتاب مقدس بصورت نستقیم نیست و بوسیله کلیسا و سنت به ما رسیده است.
پروتستانها برخلاف ارتودکسها و کاتولیکها به سنت مقدس اعتقاد ندارند. آنان تنها از کتابمقدس پیروی میکنند و بدين شکل، از ميراثي که از نسلهاي پيشين به ما رسيده محروم ميشوند: از نوشتههاي رسولان و پدران کليسا، ضوابط شوراهاي مقدس (مانند اعمال 15)، کانونهاي کليسا و مقررات، آيينهاي کليسايي و سنتهايي که دهان به دهان به ما رسیدهاند.
ما به کتاب مقدس احترام کامل می گذاریم و در این خصوص حتی از پروتستانها هم غیورتریم ولی معتقدیم برای تفسیر کتاب مقدس کلیسا از سنت رسولان و پدران کلیسا کمک می گیرد. کتاب مقدس را کلیسا و رسولان تفسیر می کند. (اعمال 8:31) همانطور که فیلیپس به عنوان نماینده کلیسا برای خواجه حبشی تفسیر کرد.
شعار فقط کتاب مقدس که مخصوص پروتستانها است خود در کتاب مقدسی نمی باشد. علاوه بر آن خود کتاب مقدس بصورت مستقیم و غیر مستقیم درخصوص حفظ سنت های الهی تعلیم می دهد.
خود کتاب مقدس بوسیله کلیسا و سنت تائید و به ما رسیده است.
کلمه تثلیث که رکن مسیحیت می باشد در کتاب مقدس بصورت مستقیم نیست و بوسیله کلیسا و سنت به ما رسیده است.
☦@LessonsOrthodox
☑️ سنت از کتابمقدس ديرينهتر است و به زمان پدر ما آدم بر میگردد.
انسان هزاران سال قبل از موسی بدون شریعتی مکتوب میزیست. چه کسي افکار بشر را هدايت میکرد؟ از يک سو وجدانشان (شريعت معنوي) و از سوي ديگر سنت، که از نسلي به نسل ديگر سپرده میشد.
مثالهايي که نشان می دهد سنت مقدمتر از شريعت مکتوب است.
(1) در کتاب پيدايش نوشته شده است که هابيل، آن مرد صالح، فربهترين قسمت گله خود را آورد. (پیدایش 4:4) رسول توضيح میدهد که : «با ايمان بود که هابيل قربانیای نيکوتر از قرباني قائن به خدا تقديم کرد» (عبرانیان 11: 4).حال میپرسیم:
چگونه هابيل ميدانست که بايد قرباني نيکو تقديم خدا کند؟ از کجا آن ايمان را به دست آورده بود؟ در آن زمان هيچ شريعتي نوشته نشده بود.
بدون شک، او اين معرفت را از طريق سنت (تعالیم شفاهی) پدرش آدم که از خدا يافته بود، به دست آورد. اين واقعه چهارده قرن پيش از اينکه موسي درمورد قرباني نيکو بنويسد اتفاق افتاد.
(2) در مورد قربانیهای سوختنی که پدران ما نوح، ابراهيم، اسحاق و يعقوب گذراندند.
آنان در مورد نيت قرباني نيکو، از طريق سنتي که به ايشان سپرده شده بود آگاه بودند. همان درباره ساخت مذبح نيز نوشته شده بود. پس از طوفان، پدر ما نوح «مذبحي براي خداوند بنا کرد (پیدایش 8: 20) و پدر ما ابراهيم، مذبحي در بلوطستان موره بنا کرد.( پیدایش 12: 7) از آن پس انديشه ساخت مذبح ادامه يافت، در زماني که هنوز کتابمقدس نبود تا به آنان امر کند که مذبح بسازند.
(3) در کتابمقدس نوشته است که پاتریارک ما نوح از هر بهيمه پاک و هر پرنده پاک گرفته و قربانیهای سوختني بر مذبح گذراند و خداوند بوي خوش بوييد.( پیدایش 8: 20، 21) نوح از کجا معرفت گذراندن قرباني سوختي از حيوانات پاک را یافته بود؟ او بايد آن را مستقيماً از خداوند دريافت ميکرد و به نسلهاي بعد از خود ميسپرد، پيش از آنکه موسي طريقه قرباني حيوانات پاک را در تورات ثبت کند.
(4) در واقعه ملاقات پاترياک ما ابراهيم با ملکيصدق، آمده است که ملکيصدق «کاهن خداي تعالي بود» (پیدایش 14: 18). چگونه مرتبه کهانت بنياد نهاده شد؟ چه کسي به ملکيصدق اين اقتدار را داد تا ابراهيم را برکت دهد و کدام قانون ابراهيم را بر آن داشت تا از هر چيز به ملکيصدق ده يک دهد؟( پیدایش 14: 20)
در آن زمان هنوز هيچ شريعتي در توضيح مرتبه کهانت و امتيازات، وظايف و برکت دادن به ديگران، نوشته نشده بود. در بابهاي پيشين کتاب پيدايش، هيچ اشارهای به کلمات «کاهن» و «کهانت» نشده است. از چه طريق دانش کهانت آمد جز از طريق سنت ؟
(5) در همان قسمت از ملاقات ابراهيم با ملکيصدق، ميبينيم که ابراهيم «از هر چيز ده يک داد (پیدایش 14: 20). در آن زمان پاتريارک ما ابراهيم از کجا ميدانست که بايد به کاهن ده يک دهد، بجز از طريق سنت؟ در شريعت مکتوب، هنوز شريعتِ دادنِ ده يک نوشته نشده بود.
اين همچنين شامل پدر ما يعقوب نيز مي شود: او چگونه ميدانست که بايد ده يک بدهد، آنگاه که به خداوند گفت: «... و آنچه به من بدهي، ده يک آن را به تو خواهم داد» (پیدایش 28: 22). شکي نيست که او شريعتِ دادن ده يک را از طريق سنت، از پدربزرگش ابراهيم دريافت کرده بود، که به ملکيصدق ده يک داد بدون اينکه شريعتي مکتوب داشته باشد. مشخص است که سنت، پيش از اينکه شريعت مکتوب شود و بماند، معلم تمام نسل بشر بود.
☦@LessonsOrthodox
انسان هزاران سال قبل از موسی بدون شریعتی مکتوب میزیست. چه کسي افکار بشر را هدايت میکرد؟ از يک سو وجدانشان (شريعت معنوي) و از سوي ديگر سنت، که از نسلي به نسل ديگر سپرده میشد.
مثالهايي که نشان می دهد سنت مقدمتر از شريعت مکتوب است.
(1) در کتاب پيدايش نوشته شده است که هابيل، آن مرد صالح، فربهترين قسمت گله خود را آورد. (پیدایش 4:4) رسول توضيح میدهد که : «با ايمان بود که هابيل قربانیای نيکوتر از قرباني قائن به خدا تقديم کرد» (عبرانیان 11: 4).حال میپرسیم:
چگونه هابيل ميدانست که بايد قرباني نيکو تقديم خدا کند؟ از کجا آن ايمان را به دست آورده بود؟ در آن زمان هيچ شريعتي نوشته نشده بود.
بدون شک، او اين معرفت را از طريق سنت (تعالیم شفاهی) پدرش آدم که از خدا يافته بود، به دست آورد. اين واقعه چهارده قرن پيش از اينکه موسي درمورد قرباني نيکو بنويسد اتفاق افتاد.
(2) در مورد قربانیهای سوختنی که پدران ما نوح، ابراهيم، اسحاق و يعقوب گذراندند.
آنان در مورد نيت قرباني نيکو، از طريق سنتي که به ايشان سپرده شده بود آگاه بودند. همان درباره ساخت مذبح نيز نوشته شده بود. پس از طوفان، پدر ما نوح «مذبحي براي خداوند بنا کرد (پیدایش 8: 20) و پدر ما ابراهيم، مذبحي در بلوطستان موره بنا کرد.( پیدایش 12: 7) از آن پس انديشه ساخت مذبح ادامه يافت، در زماني که هنوز کتابمقدس نبود تا به آنان امر کند که مذبح بسازند.
(3) در کتابمقدس نوشته است که پاتریارک ما نوح از هر بهيمه پاک و هر پرنده پاک گرفته و قربانیهای سوختني بر مذبح گذراند و خداوند بوي خوش بوييد.( پیدایش 8: 20، 21) نوح از کجا معرفت گذراندن قرباني سوختي از حيوانات پاک را یافته بود؟ او بايد آن را مستقيماً از خداوند دريافت ميکرد و به نسلهاي بعد از خود ميسپرد، پيش از آنکه موسي طريقه قرباني حيوانات پاک را در تورات ثبت کند.
(4) در واقعه ملاقات پاترياک ما ابراهيم با ملکيصدق، آمده است که ملکيصدق «کاهن خداي تعالي بود» (پیدایش 14: 18). چگونه مرتبه کهانت بنياد نهاده شد؟ چه کسي به ملکيصدق اين اقتدار را داد تا ابراهيم را برکت دهد و کدام قانون ابراهيم را بر آن داشت تا از هر چيز به ملکيصدق ده يک دهد؟( پیدایش 14: 20)
در آن زمان هنوز هيچ شريعتي در توضيح مرتبه کهانت و امتيازات، وظايف و برکت دادن به ديگران، نوشته نشده بود. در بابهاي پيشين کتاب پيدايش، هيچ اشارهای به کلمات «کاهن» و «کهانت» نشده است. از چه طريق دانش کهانت آمد جز از طريق سنت ؟
(5) در همان قسمت از ملاقات ابراهيم با ملکيصدق، ميبينيم که ابراهيم «از هر چيز ده يک داد (پیدایش 14: 20). در آن زمان پاتريارک ما ابراهيم از کجا ميدانست که بايد به کاهن ده يک دهد، بجز از طريق سنت؟ در شريعت مکتوب، هنوز شريعتِ دادنِ ده يک نوشته نشده بود.
اين همچنين شامل پدر ما يعقوب نيز مي شود: او چگونه ميدانست که بايد ده يک بدهد، آنگاه که به خداوند گفت: «... و آنچه به من بدهي، ده يک آن را به تو خواهم داد» (پیدایش 28: 22). شکي نيست که او شريعتِ دادن ده يک را از طريق سنت، از پدربزرگش ابراهيم دريافت کرده بود، که به ملکيصدق ده يک داد بدون اينکه شريعتي مکتوب داشته باشد. مشخص است که سنت، پيش از اينکه شريعت مکتوب شود و بماند، معلم تمام نسل بشر بود.
☦@LessonsOrthodox
(6) ما ميخوانيم که هنگامیکه يعقوب از دست برادرش عيسو ميگريخت، نردباني ديد که از زمين به سمت آسمان بر پا شده بود، و فرشتگان خدا بر آن صعود و نزول ميکردند، و خداوند با او سخن گفت و عهد بست. در کتابمقدس آمده که يعقوب گفت: «البته يهوه در اين مکان است ... اين نيست جز خانه خدا و اين است دروازه آسمان» (پیدایش 28: 16، 17). و او آن مکان را بيت ايل ناميد که به معناي «خانه خدا» ميباشد. او سنگي را که زير سر خود نهاده بود گرفت و چون ستوني برپا داشت و روغن بر سرش ريخت. (پیدایش 28: 18)
پدر ما يعقوب از کجا عبارت «خانه خدا» را آموخته بد؟ او چگونه اين معرفتِ تخصيص دادنِ خانۀ خدا با ريختن روغن بر آنها را یافته بود؛ در حاليکه در شريعت مکتوب چيزي در اين مورد نوشته نشده بود؟ هيچ توضيحي نمیتوان ارائه داد جز راه سنت.
(7) حتي مشاهده میکنیم که نويسندگان عهد جديد درباره وقايعي از عهد عتيق نوشتهاند که از طريق سنت بدانها رسيده بودند. براي مثال، پولس قديس، نام دو جادوگر را برده که در مقابل موسي ايستادند. او گفت: «همانگونه که ينيس و يمبريس به مخالفت با موسي برخاستند، اين مردمان نيز ... با حقيقت مخالفت ميورزند» (دوم تیموتائوس 3: 8) . ما نميتوانيم اسامي آن دو جادوگر را حتي در کتب موسي و در تمامی عهد عتيق بيابيم. پولس رسول اين اسامي را بايد از طريق سنت يافته باشد.
(8) سنت که در عهد عتيق انتقال داده میشد، در عهد جديد نیز به همانگونه بود. پيش از آنکه انجيل يا رسالهاي نوشته شود مدت زيادي سپری شد. در مدت تقريباً بيست سال، مردم تمام ايمان خود و تمام داستان زندگي مسيح و همه تعالیم را از طريق سنت دريافت میکردند. قدیمی ترین قسمتهای انجیل بعد از 48 میلادی نوشته شده اند و تا آن زمان انجیل شفاهی موعظه می شد.
بعد از آن هم همه چیز نوشته نشد، بعضی چیزها کتبی بوسیله اناجیل به ما رسید و بعضی چیزها شفاهی بوسیله سنت. اکثر این سنت ها بعدا توسط پدران اولیه کلیسا به صورت کتبی هم ارائه شدند.
سنت ها هستند که نویسندگان سه انجیل همنظر را به ما معرفی کرده اند نه کتاب مقدس به تنهایی.
(9) خود مسيح خداوند، هيچ انجيلي ننوشت و همچنين هيچ انجيل مکتوبي نيز برجاي نگذاشت، تا زمانيکه او موعظه ميکرد و تعليم ميداد، سخنانش روح و حيات بود (یوحنا 6: 63) براي مردماني که بعداً آنها را گسترش دادند. وقتي خداوند تعاليم و موعظههايش را آغاز کرد، به مردم گفت: «زمان به کمال رسيده و پادشاهي خدا نزديک شده است. توبه کنيد و به اين انجيل ايمان بياوريد»( مرقس 1: 15). در آن زمان هيچ انجيل[=بشارت،خبر خوش] مکتوبي نبود اما موعظههاي «خبر خوش» از طريق بشارت گفتاري يا تعاليم الهي بيان ميشد. همان معني در مورد کلام خداوند به شاگردانش صدق ميکند که: «به سرتاسر جهان برويد و خبر خوش را به همه خلايق موعظه کنيد» (مرقس 16: 15). اين دستور تنها در محدوده نوشتاري نبود.
☦@LessonsOrthodox
پدر ما يعقوب از کجا عبارت «خانه خدا» را آموخته بد؟ او چگونه اين معرفتِ تخصيص دادنِ خانۀ خدا با ريختن روغن بر آنها را یافته بود؛ در حاليکه در شريعت مکتوب چيزي در اين مورد نوشته نشده بود؟ هيچ توضيحي نمیتوان ارائه داد جز راه سنت.
(7) حتي مشاهده میکنیم که نويسندگان عهد جديد درباره وقايعي از عهد عتيق نوشتهاند که از طريق سنت بدانها رسيده بودند. براي مثال، پولس قديس، نام دو جادوگر را برده که در مقابل موسي ايستادند. او گفت: «همانگونه که ينيس و يمبريس به مخالفت با موسي برخاستند، اين مردمان نيز ... با حقيقت مخالفت ميورزند» (دوم تیموتائوس 3: 8) . ما نميتوانيم اسامي آن دو جادوگر را حتي در کتب موسي و در تمامی عهد عتيق بيابيم. پولس رسول اين اسامي را بايد از طريق سنت يافته باشد.
(8) سنت که در عهد عتيق انتقال داده میشد، در عهد جديد نیز به همانگونه بود. پيش از آنکه انجيل يا رسالهاي نوشته شود مدت زيادي سپری شد. در مدت تقريباً بيست سال، مردم تمام ايمان خود و تمام داستان زندگي مسيح و همه تعالیم را از طريق سنت دريافت میکردند. قدیمی ترین قسمتهای انجیل بعد از 48 میلادی نوشته شده اند و تا آن زمان انجیل شفاهی موعظه می شد.
بعد از آن هم همه چیز نوشته نشد، بعضی چیزها کتبی بوسیله اناجیل به ما رسید و بعضی چیزها شفاهی بوسیله سنت. اکثر این سنت ها بعدا توسط پدران اولیه کلیسا به صورت کتبی هم ارائه شدند.
سنت ها هستند که نویسندگان سه انجیل همنظر را به ما معرفی کرده اند نه کتاب مقدس به تنهایی.
(9) خود مسيح خداوند، هيچ انجيلي ننوشت و همچنين هيچ انجيل مکتوبي نيز برجاي نگذاشت، تا زمانيکه او موعظه ميکرد و تعليم ميداد، سخنانش روح و حيات بود (یوحنا 6: 63) براي مردماني که بعداً آنها را گسترش دادند. وقتي خداوند تعاليم و موعظههايش را آغاز کرد، به مردم گفت: «زمان به کمال رسيده و پادشاهي خدا نزديک شده است. توبه کنيد و به اين انجيل ايمان بياوريد»( مرقس 1: 15). در آن زمان هيچ انجيل[=بشارت،خبر خوش] مکتوبي نبود اما موعظههاي «خبر خوش» از طريق بشارت گفتاري يا تعاليم الهي بيان ميشد. همان معني در مورد کلام خداوند به شاگردانش صدق ميکند که: «به سرتاسر جهان برويد و خبر خوش را به همه خلايق موعظه کنيد» (مرقس 16: 15). اين دستور تنها در محدوده نوشتاري نبود.
☦@LessonsOrthodox
☑️ کتابمقدس همه چیز را ذکر نميکند
(الف) کتابمقدس همه آن چيزهايي را که مسيح خداوند کرده و گفته است ذکر نمیکند.
حقيقت اين است که انجيلنويسان قسمتي از سخنان و اعمال مسيح خداوند را انتخاب و در زمان مقرر بخاطر مردم ثبت کردند. اين از انجيل يوحنا مکشوف است چنانکه ميگويد: «يسوع کارهاي بسيار ديگري نيز کرد که اگر يک به يک نوشته ميشد، گمان نميکنم حتي تمامي جهان نيز گنجايش آن نوشتهها را ميداشت ( یوحنا 21: 25)» و همچنين: «يسوع آيات بسيار ديگر در حضور شاگردان به ظهور رسانيد که در اين کتاب نوشته نشده است. اما اينها نوشته شد تا ايمان آوريد که يسوع همان مسيح ، پسر خداست و تا با اين ايمان، در نام او حيات داشته باشيد». (یوحنا 20: 30، 31)
تصور نکنيد آيات و معجزاتي که مسيح به ظهور رسانيد، فقط همانهاييست که در کتابمقدس ذکر شده است، زیرا هزاران معجزه دیگر ثبت نشده است. براي اثبات اين ادعا، به سخنان لوقاي انجيلنويس اشاره ميکنيم: «هنگام غروب، همه کساني که بيماراني مبتلا به امراض گوناگون داشتند، آنان را نزد يسوع آوردند، و او نيز بر يکايک ايشان دست نهاد و شفايشان داد».) لوقا 4: 40)
آن بيماران چند نفر بودند؟ بسيار زیاد. تمام شفاها ثبت نشده است. معلم ما متاي انجيلنويس ميگويد: «بدين سان، يسوع در سرتاسر جليل ميگشت و در کنيسههاي ايشان تعليم ميداد و بشارت پادشاهي را اعلام ميکرد و هر درد و بيماري مردم را شفا ميبخشيد». (متی 4: 23)
جزئيات اين «شفا دادن هر بيماري» چيست؟ ثبت نشده است.
در مورد تعاليم خداوند در کنیسهها و موعظه هايش چطور؟
آنها نيز ثبت نشده است.
معلم ما مرقس انجيلنويس ميگويد آنگاه که مسیح به کفرناحوم رفت، به کنيسه داخل شد و «به تعليم دادن پرداخت. مردم از تعليم او در شگفت شدند، زيرا با اقتدار تعليم ميداد، نه همچون علماي دين».( مرقس 2: 21، 22) اين تعاليم چه بود که آنها را شگفت زده کرده بود؟ مکتوب نیست.
در معجزه پنج نان و دو ماهي، مسیح، از صبح تا نزديک غروب به مردم تعليم ميداد. چه چيزي تعليم ميداد؟ چيزي در اناجيل ثبت نشده است. تعاليم مسيح در کنار درياچه، در ساحل دريا، در قايق و در معابر، کجا نوشته شده است؟ نميدانيم، زيرا هيچ جزئياتي در اناجيل نوشته نشده است.
(ب) پس از رستاخيز خداوند، همين وضعيت را مييابيم. مسیح خداوند دو تن از شاگردان را در عمائوس ملاقات کرد، و «از موسي و همه انبيا آغاز کرد و آنچه را که در تمامي کتب مقدس درباره او گفته شده بود، برايشان توضيح داد».( لوقا 24: 27) تمام اين تعاليم، و سایرین، در اناجيل نوشته نشده است. اما بیشک حداقل برخي از آنها، از طريق سنت به ما رسيدهاند.
(ج) در چهل روزي که بعد از رستاخيز، خداوند با شاگردانش گذراند، چه چيزهايي درباره پادشاهي خدا به ایشان گفت ؟( اعمال 1: 3)
سخنان خداوند درباره ملکوت خدا در کجا ذکر شده است؟
یقیناً سخنان او چنان اهميت عظيمي داشتند که پس از رستاخيزش، بارها شاگردانش را ملاقات کرد. اما با وجود چنین اهميتی، سخنانش در کتابمقدس به ثبت نرسيدهاند. به احتمال زياد، آن سخنان مطالبي بود که به رهبران کليسا مربوط ميشد تا آنها درک کنند و تعليم دهند - با پيروي از اين گفته خداوند که: «به آنان تعليم دهيد که هرآنچه به شما فرمان دادهام به جا آورند» (متی 28: 20)– بدون اينکه ذکر کند اين اوامر در کجا نوشته شده است.
بعيد است بخواهيم تصور کنيم که آنها مفقود شده باشند، زیرا مطالب مهمياند. پس چگونه به ما رسيدهاند؟ به استثناي پولس رسول که جزء آن يازده رسولي نبود که مسيح را پس از رستاخيز ديده بودند، ساير رسولان، بسيار کم نوشته بودند و آنچه که نوشته بودند شامل تمام تعاليم مسيح نميشد. تنها يک توجيه وجود دارد و آن اينکه تعاليم مسیح به رسولانش، بوسیله سنت به ما رسيده است، و آن نیز از طريق امانت رسولان است.
کليسا با اين تعاليم حيات مييابد، بر اساس آن گفته خداوند که میگوید: «سخناني که من به شما گفتم، روح و حيات است». (یوحنا 6: 63) رسولان، روح سخنان مسيح را درک کردند و آنان را در حيات خود نقل کردند، و اين سخنان از طريق حيات کليسا به ما سپرده شدند.
☦@LessonsOrthodox
(الف) کتابمقدس همه آن چيزهايي را که مسيح خداوند کرده و گفته است ذکر نمیکند.
حقيقت اين است که انجيلنويسان قسمتي از سخنان و اعمال مسيح خداوند را انتخاب و در زمان مقرر بخاطر مردم ثبت کردند. اين از انجيل يوحنا مکشوف است چنانکه ميگويد: «يسوع کارهاي بسيار ديگري نيز کرد که اگر يک به يک نوشته ميشد، گمان نميکنم حتي تمامي جهان نيز گنجايش آن نوشتهها را ميداشت ( یوحنا 21: 25)» و همچنين: «يسوع آيات بسيار ديگر در حضور شاگردان به ظهور رسانيد که در اين کتاب نوشته نشده است. اما اينها نوشته شد تا ايمان آوريد که يسوع همان مسيح ، پسر خداست و تا با اين ايمان، در نام او حيات داشته باشيد». (یوحنا 20: 30، 31)
تصور نکنيد آيات و معجزاتي که مسيح به ظهور رسانيد، فقط همانهاييست که در کتابمقدس ذکر شده است، زیرا هزاران معجزه دیگر ثبت نشده است. براي اثبات اين ادعا، به سخنان لوقاي انجيلنويس اشاره ميکنيم: «هنگام غروب، همه کساني که بيماراني مبتلا به امراض گوناگون داشتند، آنان را نزد يسوع آوردند، و او نيز بر يکايک ايشان دست نهاد و شفايشان داد».) لوقا 4: 40)
آن بيماران چند نفر بودند؟ بسيار زیاد. تمام شفاها ثبت نشده است. معلم ما متاي انجيلنويس ميگويد: «بدين سان، يسوع در سرتاسر جليل ميگشت و در کنيسههاي ايشان تعليم ميداد و بشارت پادشاهي را اعلام ميکرد و هر درد و بيماري مردم را شفا ميبخشيد». (متی 4: 23)
جزئيات اين «شفا دادن هر بيماري» چيست؟ ثبت نشده است.
در مورد تعاليم خداوند در کنیسهها و موعظه هايش چطور؟
آنها نيز ثبت نشده است.
معلم ما مرقس انجيلنويس ميگويد آنگاه که مسیح به کفرناحوم رفت، به کنيسه داخل شد و «به تعليم دادن پرداخت. مردم از تعليم او در شگفت شدند، زيرا با اقتدار تعليم ميداد، نه همچون علماي دين».( مرقس 2: 21، 22) اين تعاليم چه بود که آنها را شگفت زده کرده بود؟ مکتوب نیست.
در معجزه پنج نان و دو ماهي، مسیح، از صبح تا نزديک غروب به مردم تعليم ميداد. چه چيزي تعليم ميداد؟ چيزي در اناجيل ثبت نشده است. تعاليم مسيح در کنار درياچه، در ساحل دريا، در قايق و در معابر، کجا نوشته شده است؟ نميدانيم، زيرا هيچ جزئياتي در اناجيل نوشته نشده است.
(ب) پس از رستاخيز خداوند، همين وضعيت را مييابيم. مسیح خداوند دو تن از شاگردان را در عمائوس ملاقات کرد، و «از موسي و همه انبيا آغاز کرد و آنچه را که در تمامي کتب مقدس درباره او گفته شده بود، برايشان توضيح داد».( لوقا 24: 27) تمام اين تعاليم، و سایرین، در اناجيل نوشته نشده است. اما بیشک حداقل برخي از آنها، از طريق سنت به ما رسيدهاند.
(ج) در چهل روزي که بعد از رستاخيز، خداوند با شاگردانش گذراند، چه چيزهايي درباره پادشاهي خدا به ایشان گفت ؟( اعمال 1: 3)
سخنان خداوند درباره ملکوت خدا در کجا ذکر شده است؟
یقیناً سخنان او چنان اهميت عظيمي داشتند که پس از رستاخيزش، بارها شاگردانش را ملاقات کرد. اما با وجود چنین اهميتی، سخنانش در کتابمقدس به ثبت نرسيدهاند. به احتمال زياد، آن سخنان مطالبي بود که به رهبران کليسا مربوط ميشد تا آنها درک کنند و تعليم دهند - با پيروي از اين گفته خداوند که: «به آنان تعليم دهيد که هرآنچه به شما فرمان دادهام به جا آورند» (متی 28: 20)– بدون اينکه ذکر کند اين اوامر در کجا نوشته شده است.
بعيد است بخواهيم تصور کنيم که آنها مفقود شده باشند، زیرا مطالب مهمياند. پس چگونه به ما رسيدهاند؟ به استثناي پولس رسول که جزء آن يازده رسولي نبود که مسيح را پس از رستاخيز ديده بودند، ساير رسولان، بسيار کم نوشته بودند و آنچه که نوشته بودند شامل تمام تعاليم مسيح نميشد. تنها يک توجيه وجود دارد و آن اينکه تعاليم مسیح به رسولانش، بوسیله سنت به ما رسيده است، و آن نیز از طريق امانت رسولان است.
کليسا با اين تعاليم حيات مييابد، بر اساس آن گفته خداوند که میگوید: «سخناني که من به شما گفتم، روح و حيات است». (یوحنا 6: 63) رسولان، روح سخنان مسيح را درک کردند و آنان را در حيات خود نقل کردند، و اين سخنان از طريق حيات کليسا به ما سپرده شدند.
☦@LessonsOrthodox