✅ گفتاری در باب آفرینش مردم:
چو زین بگذری مردم آمد پدید
شد این بندها را سراسر کلید
سرش راست بر شد چو سرو بلند
به گفتار خوب و خرد کاربند
پذیرنده هوش و رای و خرد
مر او را دد و دام فرمان برد
معنی: سرانجام انسان یا بشر پدید میآید و راز آفرینش با خلقت او آشکار میگردد که با بهرهگیری از هوش و خرد خود فرمانروای حیوانات وحشی و اهلی میگردد.
حکیم توس خلقت هر چیزی پیش از خلقت انسان را زمینه ای برای آفرینش انسان میداند.
ز راه خرد بنگری اندکی
که معنای مردم چه باشد یکی
مگر مردمی خیره دانی همی
جز این را ندانی نشانی همی
معنی:خردمندانه به آفرینش انسان بنگر که اگر این گونه نباشی بی تردید انسان را بیهوده می پنداری.
ترا از دو گیتی برآورده اند
به چندین میانجی بپرورده اند
نخستین فطرت پسین شمار
تویی خویشتن را به بازی مدار
معنی:هر چه که پیش از تو خلق شد برای تو بود و تو راز آفرینش پروردگار هستی.
شنیدم ز دانا دگرگونه زین
چه دانیم راز جهان آفرین
نگه کن سرانجام خود را ببین
چو کاری بیابی ازین به گزین
معنی: چون از پایان زندگی خود در این جهان آگاهی یافتی ، بهترین کار خودشناسی است پس خود را بشناس.
به رنج اندر آری تنت را رواست
که خود رنج بردن به دانش سزاست
معنی: اگر چه در راه کسب دانش رنج خواهی کشید اما رنج کشیدن در راه کسب دانش رواست.
چو خواهی که یابی ز هر بد رها
سر اندر نیاری به دام بلا
نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازویست و زویست درد
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی
ازو دان فزونی ازو هم شمار
بد و نیک نزدیک او آشکار
معنی: اگر میخواهی که دچار تباهی نشوی و از بدیها رهایی در کار جهان اندیشه کن که درد و درمان همه به آن برمیگردد ، نه بخاطر حرکت بیمار میگردد، نه از حرکت میایستد و نه چون بشر از بین میرود.
☦@LessonsOrthodox
چو زین بگذری مردم آمد پدید
شد این بندها را سراسر کلید
سرش راست بر شد چو سرو بلند
به گفتار خوب و خرد کاربند
پذیرنده هوش و رای و خرد
مر او را دد و دام فرمان برد
معنی: سرانجام انسان یا بشر پدید میآید و راز آفرینش با خلقت او آشکار میگردد که با بهرهگیری از هوش و خرد خود فرمانروای حیوانات وحشی و اهلی میگردد.
حکیم توس خلقت هر چیزی پیش از خلقت انسان را زمینه ای برای آفرینش انسان میداند.
ز راه خرد بنگری اندکی
که معنای مردم چه باشد یکی
مگر مردمی خیره دانی همی
جز این را ندانی نشانی همی
معنی:خردمندانه به آفرینش انسان بنگر که اگر این گونه نباشی بی تردید انسان را بیهوده می پنداری.
ترا از دو گیتی برآورده اند
به چندین میانجی بپرورده اند
نخستین فطرت پسین شمار
تویی خویشتن را به بازی مدار
معنی:هر چه که پیش از تو خلق شد برای تو بود و تو راز آفرینش پروردگار هستی.
شنیدم ز دانا دگرگونه زین
چه دانیم راز جهان آفرین
نگه کن سرانجام خود را ببین
چو کاری بیابی ازین به گزین
معنی: چون از پایان زندگی خود در این جهان آگاهی یافتی ، بهترین کار خودشناسی است پس خود را بشناس.
به رنج اندر آری تنت را رواست
که خود رنج بردن به دانش سزاست
معنی: اگر چه در راه کسب دانش رنج خواهی کشید اما رنج کشیدن در راه کسب دانش رواست.
چو خواهی که یابی ز هر بد رها
سر اندر نیاری به دام بلا
نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازویست و زویست درد
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی
ازو دان فزونی ازو هم شمار
بد و نیک نزدیک او آشکار
معنی: اگر میخواهی که دچار تباهی نشوی و از بدیها رهایی در کار جهان اندیشه کن که درد و درمان همه به آن برمیگردد ، نه بخاطر حرکت بیمار میگردد، نه از حرکت میایستد و نه چون بشر از بین میرود.
☦@LessonsOrthodox
✅ گفتاری در باب پدید آمدن آفتاب:
ز یاقوت سرخست چرخ کبود
نه از آب و گرد و نه از باد و دود
به چندین فروغ و به چندین چراغ
بیاراسته چون به نوروز باغ
روان اندرو گوهر دلفروز
کزو روشنایی گرفتست روز
ز خاور برآید سوی باختر
نباشد ازین یک روش راستتر
ایا آنکه تو آفتابی همی
چه بودت که بر من نتابی همی
معنی: حکیم توس آسمان را از جنس یاقوت کبود میداند.
نوروز در این جا به همان معنی روز اول بهار است که باغ ها پر از گل می شوند. آسمان را با ماه و ستارگان فروزان، به باغ پر گل تشبیه کرده است.
روشنی روز را حاصل تابش خورشید میداند.
☦@LessonsOrthodox
ز یاقوت سرخست چرخ کبود
نه از آب و گرد و نه از باد و دود
به چندین فروغ و به چندین چراغ
بیاراسته چون به نوروز باغ
روان اندرو گوهر دلفروز
کزو روشنایی گرفتست روز
ز خاور برآید سوی باختر
نباشد ازین یک روش راستتر
ایا آنکه تو آفتابی همی
چه بودت که بر من نتابی همی
معنی: حکیم توس آسمان را از جنس یاقوت کبود میداند.
نوروز در این جا به همان معنی روز اول بهار است که باغ ها پر از گل می شوند. آسمان را با ماه و ستارگان فروزان، به باغ پر گل تشبیه کرده است.
روشنی روز را حاصل تابش خورشید میداند.
☦@LessonsOrthodox
✅ گفتاری در باب آفرینش ماه:
چراغست مر تیره شب را بسیچ
به بد تا توانی تو هرگز مپیچ
چو سی روز گردش بپیمایدا
شود تیره گیتی بدو روشنا
پدید آید آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد
چو بیننده دیدارش از دور دید
هم اندر زمان او شود ناپدید
دگر شب نمایش کند بیشتر
ترا روشنایی دهد بیشتر
به دو هفته گردد تمام و درست
بدان باز گردد که بود از نخست
بود هر شبانگاه باریکتر
به خورشید تابنده نزدیکتر
بدینسان نهادش خداوند داد
بود تا بود هم بدین یک نهاد
معنی : آسمان شب به حضور ماه روشن میگردد ، اگر جویای روشنایی هستی بدی پیشه نکن...
ادامه ابیات از هلال ماه تا تکمیل شدن ماه سخن میگوید و با یک بیت زیبا ، هلال باریک ماه را به پشت شکسته عاشق تشبیه میکند.
پدید آید آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد .
☦@LessonsOrthodox
چراغست مر تیره شب را بسیچ
به بد تا توانی تو هرگز مپیچ
چو سی روز گردش بپیمایدا
شود تیره گیتی بدو روشنا
پدید آید آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد
چو بیننده دیدارش از دور دید
هم اندر زمان او شود ناپدید
دگر شب نمایش کند بیشتر
ترا روشنایی دهد بیشتر
به دو هفته گردد تمام و درست
بدان باز گردد که بود از نخست
بود هر شبانگاه باریکتر
به خورشید تابنده نزدیکتر
بدینسان نهادش خداوند داد
بود تا بود هم بدین یک نهاد
معنی : آسمان شب به حضور ماه روشن میگردد ، اگر جویای روشنایی هستی بدی پیشه نکن...
ادامه ابیات از هلال ماه تا تکمیل شدن ماه سخن میگوید و با یک بیت زیبا ، هلال باریک ماه را به پشت شکسته عاشق تشبیه میکند.
پدید آید آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد .
☦@LessonsOrthodox
🔸نکته ها :
پیروان مکتب داروینیسم بر این باورند که فردوسی در گفتاری در باب آفرینش عالم تأکید بر آفرینش همه چیز از دل زمین دارد و به نوعی ۶۰۰ سال پیش از داروین این نظریه ماتریالیستی را ابراز داشته ؛ دلیلشان هم به کار بردن کلمه "پدید آمد" است که موجب برداشت متعصبان این گروه ، بدون در نظر گرفتن کلیت اشعار گردیده ؛ این در صورتی ست که حکیم توس در ابتدای گفتار خود تک بیتی شاهکار را در وصف خالق این همه شگفتی ، به کار برده که اثبات میکند، تمام پدیدارهای پس از این بیت به یزدان برمیگردد:
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
نکته مهمتر اینکه هیچ شاعری در ایران زمین به زیبایی فردوسی آفریدگار را ستایش و تمجید نکرده...
در مورد کیش و آیین فردوسی هم اختلاف نظر وجود دارد.
گروهی او را پیرو مزدیسنا یا زرتشتی و گروهی مهر پرست میدانند ...
پیرو زرتشت میدانند چرا که ۱۴۷ بیت فردوسی با واژه خرد و خردمند آغاز میشود و واژه خرد و خردمند در بیش از هفتصد بیت فردوسی بکار رفته...
خرد در کیش زرتشتی به معنای تشخیص نیک و بد است ...
استنباط شخصی خودم بعنوان خواننده ، به دور از هر یقین و اصراری احتمال مهرپرست بودن فردوسی دور از ذهن نیست چرا که قهرمان شاهنامه « رستم » مهرپرست بوده و البته ستایش فردوسی در وصف خداوند ، خالق جهان و خورشید از بی بدیل ترین اشعار شاهنامه هستند که امید است باشیم و با هم بخوانیم.
"بهار"
☦@LessonsOrthodox
پیروان مکتب داروینیسم بر این باورند که فردوسی در گفتاری در باب آفرینش عالم تأکید بر آفرینش همه چیز از دل زمین دارد و به نوعی ۶۰۰ سال پیش از داروین این نظریه ماتریالیستی را ابراز داشته ؛ دلیلشان هم به کار بردن کلمه "پدید آمد" است که موجب برداشت متعصبان این گروه ، بدون در نظر گرفتن کلیت اشعار گردیده ؛ این در صورتی ست که حکیم توس در ابتدای گفتار خود تک بیتی شاهکار را در وصف خالق این همه شگفتی ، به کار برده که اثبات میکند، تمام پدیدارهای پس از این بیت به یزدان برمیگردد:
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
نکته مهمتر اینکه هیچ شاعری در ایران زمین به زیبایی فردوسی آفریدگار را ستایش و تمجید نکرده...
در مورد کیش و آیین فردوسی هم اختلاف نظر وجود دارد.
گروهی او را پیرو مزدیسنا یا زرتشتی و گروهی مهر پرست میدانند ...
پیرو زرتشت میدانند چرا که ۱۴۷ بیت فردوسی با واژه خرد و خردمند آغاز میشود و واژه خرد و خردمند در بیش از هفتصد بیت فردوسی بکار رفته...
خرد در کیش زرتشتی به معنای تشخیص نیک و بد است ...
استنباط شخصی خودم بعنوان خواننده ، به دور از هر یقین و اصراری احتمال مهرپرست بودن فردوسی دور از ذهن نیست چرا که قهرمان شاهنامه « رستم » مهرپرست بوده و البته ستایش فردوسی در وصف خداوند ، خالق جهان و خورشید از بی بدیل ترین اشعار شاهنامه هستند که امید است باشیم و با هم بخوانیم.
"بهار"
☦@LessonsOrthodox
🔸پیوست مطلب :
نمیتوان گفت شاه بیت ، چرا که تمام شاهنامه پر از پند و اندرز و نکویی ست اما به دلیل اینکه چند بیتی که در زیر آورده شده توسط دو شاعر دیگر ( خیام و شهریار ) با همین مضمون سروده شده ، بهتر دیدم که با شما عزیزان به اشتراک بگذارم 👇
🎗"حکیم توس" میگوید:
«نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازویست و زویست درد
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی»
فردوسی حکیم استاد سخن ما را دعوت میکند که به مقایسه خود با جهان باقی بپردازیم...
جهانی که دچار فرسایش نمیشود در مقابل انسان فناپذیر
🎗"خیام بزرگ" میگوید:
«می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را»
خیام بزرگ ما را به گذران عمر به شادی دعوت میکند و با زبانی زیبا میگوید ماه همواره میتابد اما همواره بر ما نخواهد تابید...
🎗"استاد شهریار" میگوید:
«گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی میکند»
استاد شهریار با همین مضمون و با زبانی دیگر میگوید اگر زمین کاملا از میان رود ، آسمان تا به ابد پا بر جاست.
هر سه بیت بالا به جاودانگی جهان ابدی در مقابل فناپذیری ما آدمیان زمینی اشاره دارد ...
با یک دنیا مهر
" بهار "
☦@LessonsOrthodox
نمیتوان گفت شاه بیت ، چرا که تمام شاهنامه پر از پند و اندرز و نکویی ست اما به دلیل اینکه چند بیتی که در زیر آورده شده توسط دو شاعر دیگر ( خیام و شهریار ) با همین مضمون سروده شده ، بهتر دیدم که با شما عزیزان به اشتراک بگذارم 👇
🎗"حکیم توس" میگوید:
«نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازویست و زویست درد
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی»
فردوسی حکیم استاد سخن ما را دعوت میکند که به مقایسه خود با جهان باقی بپردازیم...
جهانی که دچار فرسایش نمیشود در مقابل انسان فناپذیر
🎗"خیام بزرگ" میگوید:
«می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را»
خیام بزرگ ما را به گذران عمر به شادی دعوت میکند و با زبانی زیبا میگوید ماه همواره میتابد اما همواره بر ما نخواهد تابید...
🎗"استاد شهریار" میگوید:
«گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی میکند»
استاد شهریار با همین مضمون و با زبانی دیگر میگوید اگر زمین کاملا از میان رود ، آسمان تا به ابد پا بر جاست.
هر سه بیت بالا به جاودانگی جهان ابدی در مقابل فناپذیری ما آدمیان زمینی اشاره دارد ...
با یک دنیا مهر
" بهار "
☦@LessonsOrthodox
☑️گفتمان
➖اگر ممکن است لطفا کمی توضیح دهید "مهرپرست" به چه مفهوم است.
بهار: مهرپرستی، پرستش " میترا " خدای خورشید است.
➖شما فقط از این ابیات، خود استنباط کردید حکیم توس، مهرپرست بوده یا دلیل دیگری بر استنباط خود دارید؟
بهار: برخی معتقدند فردوسی مهر پرست و برخی معتقدند زرتشتی بوده...
من هم جز آن دسته ای هستم که احتمال میدهم فردوسی مهرپرست بوده است.
➖چون از همان جلسه اول یعنی از ابتدا می بینیم چگونه فردوسی حکیم، "خرد" را می ستاید!!
بهار: بله حق با شماست اگر ما هدف اصلی فردوسی را ندانیم ...
هدف فردوسی احیای ایران باستان و اساطیر ایران باستان بوده ...
ایرانیان باستان در ابتدا مهرپرست و سپس زرتشتی بودند.
➖از آنجائی که من بر شاهنامه تسلط ندارم نمی توانم صاحب نظر باشم. اما تماما ستایش خرد در تک تک ابیات حکیم توس را حس می کنم.
و در این هدف که شما به حکیم نسبت می دهید، بنده عمقی فراتر حس می کنم و مشتاقم بیشتر آنرا درک کنم ، ابیات فوق العاده تر از آن است که من بتوانم توصیفی ارائه دهم.
بهار: اتفاقاً به این نکته هم توجه داشته ام ، که ممکن است فردوسی برای حفظ اثر جانب احتیاط را نگه داشته و حقیقت را وارونه جلوه داده باشد...
باز هم تایید میکنم و تکرار که هیچ نوع سندیتی در گفتار من نیست بلکه برداشتهای سطحی یک شاگرد شگفت زده است.
➖وقتی در ظاهر امر نگاه می کنیم همینطور است که می فرمائید مثلا بیت:
بود هر شبانگاه باریکتر
به خورشید تابنده نزدیکتر!!
خب ظاهرا خورشید مرکز است اما در عمق سخن واقعا آدم حیران می شود! اینجا بهتر از خورشید نمیشد که استعاره ای انتخاب کرد!
بهار: خورشید نماد روشنایی است.
خرد به معنی دانش و معرفت و موجب روشنی روان است.
ممکن است جان کلام ستایش خرد باشد.
➖احسنت بر شما.
نوری که این عالم را روشن می کند از خورشید است.
اما عالم معنا، از نور خرد روشن می شود.
در عالم محسوسات چه مثالی به این نور نزدیکتر از خورشید می تواند باشد!
بهار: من مفتخر شدم تا گوینده گفتار زیبای حکیم توس باشم، من شاگردی کوچک در مکتبی بزرگ به همراه دوستانی ارزشمند هستم و این گفتارم بهیچوجه رنگ و بوی تعارف ندارد.
➖برای کلاس شما انتظار می کشم. و بسیار برایم ارزشمند است. بدین خاطر از زحمات شما قدردانی می کنم.
بهار: خرسندم به شادمانی شما و خدای بزرگ را ازین بابت سپاسگزارم.
☦@LessonsOrthodox
➖اگر ممکن است لطفا کمی توضیح دهید "مهرپرست" به چه مفهوم است.
بهار: مهرپرستی، پرستش " میترا " خدای خورشید است.
➖شما فقط از این ابیات، خود استنباط کردید حکیم توس، مهرپرست بوده یا دلیل دیگری بر استنباط خود دارید؟
بهار: برخی معتقدند فردوسی مهر پرست و برخی معتقدند زرتشتی بوده...
من هم جز آن دسته ای هستم که احتمال میدهم فردوسی مهرپرست بوده است.
➖چون از همان جلسه اول یعنی از ابتدا می بینیم چگونه فردوسی حکیم، "خرد" را می ستاید!!
بهار: بله حق با شماست اگر ما هدف اصلی فردوسی را ندانیم ...
هدف فردوسی احیای ایران باستان و اساطیر ایران باستان بوده ...
ایرانیان باستان در ابتدا مهرپرست و سپس زرتشتی بودند.
➖از آنجائی که من بر شاهنامه تسلط ندارم نمی توانم صاحب نظر باشم. اما تماما ستایش خرد در تک تک ابیات حکیم توس را حس می کنم.
و در این هدف که شما به حکیم نسبت می دهید، بنده عمقی فراتر حس می کنم و مشتاقم بیشتر آنرا درک کنم ، ابیات فوق العاده تر از آن است که من بتوانم توصیفی ارائه دهم.
بهار: اتفاقاً به این نکته هم توجه داشته ام ، که ممکن است فردوسی برای حفظ اثر جانب احتیاط را نگه داشته و حقیقت را وارونه جلوه داده باشد...
باز هم تایید میکنم و تکرار که هیچ نوع سندیتی در گفتار من نیست بلکه برداشتهای سطحی یک شاگرد شگفت زده است.
➖وقتی در ظاهر امر نگاه می کنیم همینطور است که می فرمائید مثلا بیت:
بود هر شبانگاه باریکتر
به خورشید تابنده نزدیکتر!!
خب ظاهرا خورشید مرکز است اما در عمق سخن واقعا آدم حیران می شود! اینجا بهتر از خورشید نمیشد که استعاره ای انتخاب کرد!
بهار: خورشید نماد روشنایی است.
خرد به معنی دانش و معرفت و موجب روشنی روان است.
ممکن است جان کلام ستایش خرد باشد.
➖احسنت بر شما.
نوری که این عالم را روشن می کند از خورشید است.
اما عالم معنا، از نور خرد روشن می شود.
در عالم محسوسات چه مثالی به این نور نزدیکتر از خورشید می تواند باشد!
بهار: من مفتخر شدم تا گوینده گفتار زیبای حکیم توس باشم، من شاگردی کوچک در مکتبی بزرگ به همراه دوستانی ارزشمند هستم و این گفتارم بهیچوجه رنگ و بوی تعارف ندارد.
➖برای کلاس شما انتظار می کشم. و بسیار برایم ارزشمند است. بدین خاطر از زحمات شما قدردانی می کنم.
بهار: خرسندم به شادمانی شما و خدای بزرگ را ازین بابت سپاسگزارم.
☦@LessonsOrthodox
عزیزان، برای اینکه درک صحیحی از نجات داشته باشیم لازم است ابتدا بدانیم برنامه الهی خدا چه بوده است. تا با این موضوع آشنا نشویم نخواهیم دانست به چه سمتی در حرکت هستیم و اصلا برای چه و از چه قرار است نجات یابیم. وقتی در جنگ یا دشواری های زندگی اجتماعی هستیم آرزو می کنیم که از آن شرایط نجات یابیم، آیا نجاتی که ما به دنبال آن هستیم رهایی از شرایط دشوار و فقر است؟ اگر چنین باشد پس افراد مرفه و ثروتمند نیازی به نجات نخواهند داشت!! پس مسلما برای حرکت در مسیر باید ابتدا نقشه راه را داشته باشیم و بدانیم مقصد چیست یا کجاست؟ از آنجائی که این یک مسیر الهی است و درست از ابتدای آن همه چیز با فیض الهی آغاز می شود، لذا دانستن برنامه الهی خدا ضروریست. بسیار میبینیم تمام مردم به اشکال مختلف برای دستیابی به شادی در زندگی آنرا در چیزهایی که تمنای آنرا دارند جستجو می کنند اما حتی پس از دستیابی به آن، هنوز هم شاد نیستند. پس آن شادی واقعی کجاست که انسان را لبریز می سازد، شادی که هیچ کس و هیچ شرایطی در زندگی نمی تواند آنرا از قلب آدمی بگیرد. آن چه شادی است که پولس رسول از درون زندان ما را به آن فرا می خواند، حتی بطور دائمی! (فیلیپیان ۴:۴)
ما در طی مطالعه کتاب حاضر، مسیری را که برای نجات باید طی کرد، به روشنی بررسی می کنیم. توصیه بنده به عزیزان این است که جمله ها را هر چند ساده می نمایند با تامل بخوانند. بسیاری از ما تمام این داستانهای کتاب مقدسی و برنامه ها را شنیده ایم بارها و بارها، اما این جملات علی رقم سادگی بسیار هدفمند هستند و یکی از زیبایی های این کتاب در همین است که حتی افرادی که الهیات نخوانده اند می توانند عمق مطالب را درک کنند. گفتارهایی که از قدیسین در لابلای مطالب آمده است درست مثل فانوسی روشن کننده راه است. راهی که با تجربه روحانی آن قدیس در هم آمیخته است، پس آنرا به خوبی درک کنید و ادامه دهید. درست مانند کلید طلایی که زمانی آنرا دارید به طی مسیر شما کمک می کند. از هیچ کلیدی بی توجه رد نشوید. اگر گمان میبرید برخی چیزها را بسیار شنیده یا می دانید ، بدانید این بار قرار است آنها را زندگی کنیم! درست مانند اینکه همه شنیده ایم "پیوسته در دعا باشید"(پولس رسول)، اما کدامیک از ما پیوسته در دعاست!!
با مدد از روح القدس مطالعه خود را آغاز می کنیم، با دعایی که کلیسای ارتدوکس تمام خدمات الهی خود را آغاز می کند، دعایی که در ابتدای مطالعات الهی نیز خوانده می شود تا روح القدس در درک بهتر آن ما را یاری رساند.
"ای پادشاه آسمانی، تسلیدهنده، روحِ راستی که همه جا حاضری و همه چیز را پر میسازی، گنجینۀ چیزهای نیکو و بخشندۀ حیات، بیا و در ما ساکن شو. ما را از هر لکه و عیبی پاک ساز و جانهایمان را نجات بده، ای خداوندگار فیاض."
☦@LessonsOrthodox
ما در طی مطالعه کتاب حاضر، مسیری را که برای نجات باید طی کرد، به روشنی بررسی می کنیم. توصیه بنده به عزیزان این است که جمله ها را هر چند ساده می نمایند با تامل بخوانند. بسیاری از ما تمام این داستانهای کتاب مقدسی و برنامه ها را شنیده ایم بارها و بارها، اما این جملات علی رقم سادگی بسیار هدفمند هستند و یکی از زیبایی های این کتاب در همین است که حتی افرادی که الهیات نخوانده اند می توانند عمق مطالب را درک کنند. گفتارهایی که از قدیسین در لابلای مطالب آمده است درست مثل فانوسی روشن کننده راه است. راهی که با تجربه روحانی آن قدیس در هم آمیخته است، پس آنرا به خوبی درک کنید و ادامه دهید. درست مانند کلید طلایی که زمانی آنرا دارید به طی مسیر شما کمک می کند. از هیچ کلیدی بی توجه رد نشوید. اگر گمان میبرید برخی چیزها را بسیار شنیده یا می دانید ، بدانید این بار قرار است آنها را زندگی کنیم! درست مانند اینکه همه شنیده ایم "پیوسته در دعا باشید"(پولس رسول)، اما کدامیک از ما پیوسته در دعاست!!
با مدد از روح القدس مطالعه خود را آغاز می کنیم، با دعایی که کلیسای ارتدوکس تمام خدمات الهی خود را آغاز می کند، دعایی که در ابتدای مطالعات الهی نیز خوانده می شود تا روح القدس در درک بهتر آن ما را یاری رساند.
"ای پادشاه آسمانی، تسلیدهنده، روحِ راستی که همه جا حاضری و همه چیز را پر میسازی، گنجینۀ چیزهای نیکو و بخشندۀ حیات، بیا و در ما ساکن شو. ما را از هر لکه و عیبی پاک ساز و جانهایمان را نجات بده، ای خداوندگار فیاض."
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
🔸فصل اول
برنامه الهی خدا
پاسخ ارتدوكس به این مهمترین سؤال چیست؟ کتاب مقدس پایه پاسخی را که ما به دنبال آن هستیم فراهم می کند ، اما کتاب مقدس می تواند به صورت نادرست تفسیر شود. کلیسای تاریخی با حفظ حقایق ابدی دریافت شده از مسیح و رسولان این مشکل را براى تمام نسل ها برطرف کرد. حاملان قابل استفاده برای این وظیفه مقدس عبارتند از نوشته های پدران اولیه کلیسا ، تصمیمات شوراها (که بدعت ها را رد می کنند) ، ادبیات مذهبی ، سرود شناسی و شمایل شناسی هستند. راهنمای ما همانطور که براى هر جستجوی حقیقت الاهياتى (كلامى) است ، اجماع موجود در این گنجها مى باشد.
عهد عتیق ثبت می کند که در ابتدا، خدا آسمانها و زمین و هر چیز مرئى و نامرئی را آفریده است. سپس او به آنچه كه انجام داده بود نگاه كرد و ديد كه آن نيكو است (پيدايش 1: 25). از محبت عظيمى که او متضمن بود ، زیرا خدا محبت است ، او می خواست آنچه را که خلق کرده است به اشتراک بگذارد. اما او نمی خواست که خود را با روبات هایی احاطه کند - موجوداتی که فقط همانطورى كه برنامه ریزی شده اند می توانند به او پاسخ دهند. از آنجا که تنها موجودات شبيه به خود او می توانند از شگفتی هایی که او مى دهد كاملا قدردانی کنند ، او مرد و زن را به شباهت خود آفرید ، که شامل اراده آزاد نیز می شود. او به آنها تسلط بر زمین و هر موجود زنده را داد. تنها چيزى كه در عوض از آنها خواست ، عشق آنها بود - پدیده ای که با اراده آزاد امکان پذیر بود - تنها چیزی که واقعاً مال آنها بود و می توانستند آن را هدیه کنند.
خداوند خدا باغی در عدن به طرف مشرق غرس نمود و آن مرد (و آن زن) را كه سرشته بود، در آنجا گذاشت (پیدایش 2: 8 ، 22). اين بى نقص بود. خدا با آنها قدم مى زد. او با آنها صحبت مى کرد. آنها با شگفتی ، زیبایی و هر چیز خوبی برای غذا خوردن و پتانسیل رشد در شباهت و مشارکت کامل با خالق خود محاصره شده بودند كه به زندگی آنها هدف پر معنايى مى بخشید. در طى راه آنها ،نعمتهای رضایت بخش را برای انجام امور داشتند - مراقبت از باغ - بدون دردسر مشقت و ملالت هایی که می تواند زندگی و کار را تحت تأثیر قرار دهند. هیچ بیماری برای انسان ، حیوان یا گیاه وجود نداشت، هیچ پیری و مرگى برای انديشيدن، هیچ چیز به آرامش زندگی آنها صدمه نمى زد. به جهت تکمیل شرایط رشد کامل برای همه موجودات زنده ، خدا یک مه دائمی مهيا نمود که از زمین بیرون مى آمد و همه در هماهنگی کامل بودند.
مطمئناً آدم و حوا باید محبت زیادی به ولينعمت بخشنده خود ابراز داشته باشند ، اما کلمات کافی نیست. عشق واقعی مستلزم انتخاب است. بنابراین خدا به آدم و حوا آزادی داد كه هر كاری را كه می خواستند انجام دهند - با یك استثنا. وی به عنوان راهی برای نشان دادن عشق آنها و تقویت ايشان از طریق نظم و انضباط خود ، به آنها گفت كه از درخت معرفت نیک و بد نخورند (پیدایش 2: 17). سپس او به شیطان اجازه داد که آنها را وسوسه کند.
نتیجه فاجعه بار بود. آدم و حوا نتوانستند فرمانى را كه به آنها داده شده بود ، حفظ كنند ، و در عوض تسليم همان نوع حرص و غرورى شدند كه باعث سقوط شيطان از آسمان شده بود. در قلب هایی که می بایست از عشق و سپاسگزاری برای تمام آنچه خداوند برای آنها امکان پذیر کرده بود پر شده باشد، در عوض میل بیش از اندازه ای وجود داشت که مانند او باشند ، بدون محدودیت. با رد كردن این مبارزه دائمی که اطاعت و رشد تدریجی در شبیه شدن به خدا را به دنبال داشت ، آنها بیشتر تصمیم گرفتند که از طریق نافرمانی سعى كنند كه جاى او را بگيرند - تا وی را از عرش خود بيرون كنند - که غیرممکن است.
درخت معرفت ممنوع نبود چونكه خدا از دادن آن به انسان بخل مى ورزید ... اگر در زمان مناسب از آن بهره می بردند ، خوب بود. زیرا مطابق تئوری من ، درخت تأمل بود ، که فقط برای کسانی که به بلوغ رسیده اند ، ایمن است ، نه برای کسانی که هنوز تا حدی خام و حریص هستند. درست همانطور که هیچ غذای خوب جامدى برای کسانی که هنوز حساس و نیازمند به شیر هستند مناسب نیست.
☘گريگورى نازيانس
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
🔸فصل اول
برنامه الهی خدا
پاسخ ارتدوكس به این مهمترین سؤال چیست؟ کتاب مقدس پایه پاسخی را که ما به دنبال آن هستیم فراهم می کند ، اما کتاب مقدس می تواند به صورت نادرست تفسیر شود. کلیسای تاریخی با حفظ حقایق ابدی دریافت شده از مسیح و رسولان این مشکل را براى تمام نسل ها برطرف کرد. حاملان قابل استفاده برای این وظیفه مقدس عبارتند از نوشته های پدران اولیه کلیسا ، تصمیمات شوراها (که بدعت ها را رد می کنند) ، ادبیات مذهبی ، سرود شناسی و شمایل شناسی هستند. راهنمای ما همانطور که براى هر جستجوی حقیقت الاهياتى (كلامى) است ، اجماع موجود در این گنجها مى باشد.
عهد عتیق ثبت می کند که در ابتدا، خدا آسمانها و زمین و هر چیز مرئى و نامرئی را آفریده است. سپس او به آنچه كه انجام داده بود نگاه كرد و ديد كه آن نيكو است (پيدايش 1: 25). از محبت عظيمى که او متضمن بود ، زیرا خدا محبت است ، او می خواست آنچه را که خلق کرده است به اشتراک بگذارد. اما او نمی خواست که خود را با روبات هایی احاطه کند - موجوداتی که فقط همانطورى كه برنامه ریزی شده اند می توانند به او پاسخ دهند. از آنجا که تنها موجودات شبيه به خود او می توانند از شگفتی هایی که او مى دهد كاملا قدردانی کنند ، او مرد و زن را به شباهت خود آفرید ، که شامل اراده آزاد نیز می شود. او به آنها تسلط بر زمین و هر موجود زنده را داد. تنها چيزى كه در عوض از آنها خواست ، عشق آنها بود - پدیده ای که با اراده آزاد امکان پذیر بود - تنها چیزی که واقعاً مال آنها بود و می توانستند آن را هدیه کنند.
خداوند خدا باغی در عدن به طرف مشرق غرس نمود و آن مرد (و آن زن) را كه سرشته بود، در آنجا گذاشت (پیدایش 2: 8 ، 22). اين بى نقص بود. خدا با آنها قدم مى زد. او با آنها صحبت مى کرد. آنها با شگفتی ، زیبایی و هر چیز خوبی برای غذا خوردن و پتانسیل رشد در شباهت و مشارکت کامل با خالق خود محاصره شده بودند كه به زندگی آنها هدف پر معنايى مى بخشید. در طى راه آنها ،نعمتهای رضایت بخش را برای انجام امور داشتند - مراقبت از باغ - بدون دردسر مشقت و ملالت هایی که می تواند زندگی و کار را تحت تأثیر قرار دهند. هیچ بیماری برای انسان ، حیوان یا گیاه وجود نداشت، هیچ پیری و مرگى برای انديشيدن، هیچ چیز به آرامش زندگی آنها صدمه نمى زد. به جهت تکمیل شرایط رشد کامل برای همه موجودات زنده ، خدا یک مه دائمی مهيا نمود که از زمین بیرون مى آمد و همه در هماهنگی کامل بودند.
مطمئناً آدم و حوا باید محبت زیادی به ولينعمت بخشنده خود ابراز داشته باشند ، اما کلمات کافی نیست. عشق واقعی مستلزم انتخاب است. بنابراین خدا به آدم و حوا آزادی داد كه هر كاری را كه می خواستند انجام دهند - با یك استثنا. وی به عنوان راهی برای نشان دادن عشق آنها و تقویت ايشان از طریق نظم و انضباط خود ، به آنها گفت كه از درخت معرفت نیک و بد نخورند (پیدایش 2: 17). سپس او به شیطان اجازه داد که آنها را وسوسه کند.
نتیجه فاجعه بار بود. آدم و حوا نتوانستند فرمانى را كه به آنها داده شده بود ، حفظ كنند ، و در عوض تسليم همان نوع حرص و غرورى شدند كه باعث سقوط شيطان از آسمان شده بود. در قلب هایی که می بایست از عشق و سپاسگزاری برای تمام آنچه خداوند برای آنها امکان پذیر کرده بود پر شده باشد، در عوض میل بیش از اندازه ای وجود داشت که مانند او باشند ، بدون محدودیت. با رد كردن این مبارزه دائمی که اطاعت و رشد تدریجی در شبیه شدن به خدا را به دنبال داشت ، آنها بیشتر تصمیم گرفتند که از طریق نافرمانی سعى كنند كه جاى او را بگيرند - تا وی را از عرش خود بيرون كنند - که غیرممکن است.
درخت معرفت ممنوع نبود چونكه خدا از دادن آن به انسان بخل مى ورزید ... اگر در زمان مناسب از آن بهره می بردند ، خوب بود. زیرا مطابق تئوری من ، درخت تأمل بود ، که فقط برای کسانی که به بلوغ رسیده اند ، ایمن است ، نه برای کسانی که هنوز تا حدی خام و حریص هستند. درست همانطور که هیچ غذای خوب جامدى برای کسانی که هنوز حساس و نیازمند به شیر هستند مناسب نیست.
☘گريگورى نازيانس
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
نتیجه نافرمانی آدم و حوا اخراج از عدن بود که همانطور که به آنها اخطار داده شده بود ، در نهایت منجر به مرگ مى شد. مرگ غم انگيز است اما اکنون ضرورى شد ، و- در درون خود - در واقع جلوه دیگری از عشق خداوند است. انتخاب نافرمانی از وی ، ويران نمودن شباهت الهی است که در آن خلق شده ایم (در يونانى: hamartáno ، گناه کردن ؛ به معنای واقعی کلمه يعنى "از دست دادن علامت"). اگر به آدم و حوا اجازه دسترسی به درخت حيات در وضعیت سقوط كرده شان داده شده بود، آنها برای همیشه زندگی می کردند ، در حالى كه فساد چندين برابر می شد؛ عدن دیگر نمى توانست بهشت باشد.
بنابراین خداوند آنها را با پوششى از پوست پوشاند (پیدایش 3: 21) ، مرگ و میرى که ويرانى نافرمانی آنها آغاز كرده بود محدوديت هايى را به وجود مى آورد. پس او آنها را از باغ بيرون كرد و کروبی و شمشیر شعله ور را در دروازه آن قرار داد تا دیگر نتوانند وارد آن شوند.
درخت حياتى که توسط خدا در بهشت کاشته شده بود ، صلیب شریف [مسیح] را از پيش نشان مى داد ، زیرا از آنجا که مرگ توسط یک درخت به وجود آمد ، لازم بود که حيات و رستاخيز توسط یک درخت اعطا شود.
☘يوحناى دمشقى
از آن زمان به بعد ، اولين مرد و زن مجبور بودند از خود مراقبت کنند. آنها دیگر در محیط محافظت شده عدن نبودند، آنها مجبور بودند برای غذای خود زحمت بکشند و با خس و خارهای زندگی بجنگند: مشکلات احتمالی با آب و هوا ، حیوانات (که در باغ ، دوستانشان بودند) ، یکدیگر ، و هر چیز دیگری که شیطان می توانست در مسیر آنها قرار دهد (پیدایش 3: 17-19). آنها با پیری ، بیماری ، صدمات و شرارت ناخواسته مبارزه می كردند. در این شرایط ، مرگ ، بر فراز افق، روی شادی های زندگی سايه می افكند ، اما مرزهای تأثیرات دنیای سقوط را نیز تعيين می كند. رنج شخصی و فرصتی برای رنج دیگران ،شکنندگی حیات و محدودیت زمان حیات را شامل می شود. از آنجا که ما فرزندان آدم و حوا هستیم ، وارث شرایط دنیوی هستیم که ناشی از "گناه اصلی" آنها و اخراج از بهشت است.
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
نتیجه نافرمانی آدم و حوا اخراج از عدن بود که همانطور که به آنها اخطار داده شده بود ، در نهایت منجر به مرگ مى شد. مرگ غم انگيز است اما اکنون ضرورى شد ، و- در درون خود - در واقع جلوه دیگری از عشق خداوند است. انتخاب نافرمانی از وی ، ويران نمودن شباهت الهی است که در آن خلق شده ایم (در يونانى: hamartáno ، گناه کردن ؛ به معنای واقعی کلمه يعنى "از دست دادن علامت"). اگر به آدم و حوا اجازه دسترسی به درخت حيات در وضعیت سقوط كرده شان داده شده بود، آنها برای همیشه زندگی می کردند ، در حالى كه فساد چندين برابر می شد؛ عدن دیگر نمى توانست بهشت باشد.
بنابراین خداوند آنها را با پوششى از پوست پوشاند (پیدایش 3: 21) ، مرگ و میرى که ويرانى نافرمانی آنها آغاز كرده بود محدوديت هايى را به وجود مى آورد. پس او آنها را از باغ بيرون كرد و کروبی و شمشیر شعله ور را در دروازه آن قرار داد تا دیگر نتوانند وارد آن شوند.
درخت حياتى که توسط خدا در بهشت کاشته شده بود ، صلیب شریف [مسیح] را از پيش نشان مى داد ، زیرا از آنجا که مرگ توسط یک درخت به وجود آمد ، لازم بود که حيات و رستاخيز توسط یک درخت اعطا شود.
☘يوحناى دمشقى
از آن زمان به بعد ، اولين مرد و زن مجبور بودند از خود مراقبت کنند. آنها دیگر در محیط محافظت شده عدن نبودند، آنها مجبور بودند برای غذای خود زحمت بکشند و با خس و خارهای زندگی بجنگند: مشکلات احتمالی با آب و هوا ، حیوانات (که در باغ ، دوستانشان بودند) ، یکدیگر ، و هر چیز دیگری که شیطان می توانست در مسیر آنها قرار دهد (پیدایش 3: 17-19). آنها با پیری ، بیماری ، صدمات و شرارت ناخواسته مبارزه می كردند. در این شرایط ، مرگ ، بر فراز افق، روی شادی های زندگی سايه می افكند ، اما مرزهای تأثیرات دنیای سقوط را نیز تعيين می كند. رنج شخصی و فرصتی برای رنج دیگران ،شکنندگی حیات و محدودیت زمان حیات را شامل می شود. از آنجا که ما فرزندان آدم و حوا هستیم ، وارث شرایط دنیوی هستیم که ناشی از "گناه اصلی" آنها و اخراج از بهشت است.
☦@LessonsOrthodox
📚کتاب آیا نجات یافته ای؟
🎗نوشته باربارا پاپاس
در اکثر موارد ، خداوند عامدانه افرادی را انتخاب نمی کند که در زندگی ايشان بر روی زمین ، چالش ها ، مشکلات ، بیماری ها ، معلولیت ، ضرر و زیان ، تجربیات منفی و مواردی از این دست را به آنها "بدهد"، که اراده آزاد آنها را نقض مى کند. او ، گاهى اوقات ، افراد خاصی را برای نقش های خاص کنار می گذارد ، همانطور كه او مریم باكره را برای تولد مسیح انتخاب کرد ، اما فقط با رضایت خود او (لوقا 1: 38). به همین ترتیب ، بسیاری از معضلات زندگی ، حملات شخصی شیطان نیست بلکه تأثیرات اجتناب ناپذیر زندگی در خارج از عدن است ، جایی که وی سلطنت کرده است (یوحنا 12: 31 ؛ افسسيان 2: 2-3).
درک و پذیرش اين هرچقدر دشوار باشد ، خداوند اجازه می دهد (باعث نمى شود) درد و رنج در زندگی ما باشد زیرا او هریک از ما را می پروراند. سختی، هدف زندگی و شالوده آن را که از اهمیت بالایی برخوردار هستند ، مورد توجه قرار می دهد. مصائب، همانند تصفیه شدن با آتش، مى توانند عده ای را که در غیر این صورت نسبت به نیاز به خدا بی تفاوت هستند را بیدار کند؛ آنها می توانند دیگران را وادار به بررسی وضعیت روح خود کنند و خطاهای راه های خود را قبل از اینکه دیر شود اصلاح کنند.
برای کسانی که در اوقات خوب و بد به خدا روی می آورند، نقشه ابدی الهى او برای نجات از طریق عیسی مسیح پادزهر مبارزات زندگی را ارائه می دهد: جهت، آسایش ، تسلی ، قدرت تحمل ، درک هدف ، نعمت و شادی درونی عمیق ، مهم نیست که چه چیزی در اطراف آنها اتفاق می افتد. همانطور که زندگی قديسين نشان می دهد، گواه نتیجه ایمان در زیر آتش ، همواره مردم را به سمت خدا سوق داده است.
با این حال ، برای کسانی که خدا را سرزنش می کنند و وقتی چیزها خوب پیش نمی روند از او دور می شوند ، شیطان راه خود را طی کرده است. فراز و نشيب های زندگی می تواند ما را بد یا بهتر کند - انتخاب با ماست.
شادى زندگی این است که فرصتی برای بازگشت به حالت مبارک آدم و حوا كه از دست دادند را به همه ما ارائه می دهد. نجات، بازگشت به اطمینان از زندگی ابدی با خدا در حالت بسیار صلح آمیزی است که او را احاطه کرده است. زندگی زمینی ما یک هدیه گرانبها است به این دلیل که این یک و تنها فرصتی است که می توانیم از این رستگارى بهره مند شویم. با این حال ، وعده خدا به ما ، باغ اصلی نیست بلکه خود آسمان است که در پُری حضور اوست، دیگر هیچ وسوسه و ظرفیت دیگری برای امکان گناه وجود نخواهد داشت. زمان آزمایش و جداسازی کسانی که خدا را دوست دارند از کسانی که ندارند، به پایان خواهد رسید. هدر دادن این فرصت برای نجات، سپردن خود به عذاب و پشیمانی عمیق است. اما پشیمانی که بعد از مرگ به وجود می آید خیلی دیر شده است. این کِرمی می شود که نمی میرد ، آتشی غیرقابل تحمل است که در درون تا ابد می سوزد (مرقس 9: 43-48).
☦@LessonsOrthodox
🎗نوشته باربارا پاپاس
در اکثر موارد ، خداوند عامدانه افرادی را انتخاب نمی کند که در زندگی ايشان بر روی زمین ، چالش ها ، مشکلات ، بیماری ها ، معلولیت ، ضرر و زیان ، تجربیات منفی و مواردی از این دست را به آنها "بدهد"، که اراده آزاد آنها را نقض مى کند. او ، گاهى اوقات ، افراد خاصی را برای نقش های خاص کنار می گذارد ، همانطور كه او مریم باكره را برای تولد مسیح انتخاب کرد ، اما فقط با رضایت خود او (لوقا 1: 38). به همین ترتیب ، بسیاری از معضلات زندگی ، حملات شخصی شیطان نیست بلکه تأثیرات اجتناب ناپذیر زندگی در خارج از عدن است ، جایی که وی سلطنت کرده است (یوحنا 12: 31 ؛ افسسيان 2: 2-3).
درک و پذیرش اين هرچقدر دشوار باشد ، خداوند اجازه می دهد (باعث نمى شود) درد و رنج در زندگی ما باشد زیرا او هریک از ما را می پروراند. سختی، هدف زندگی و شالوده آن را که از اهمیت بالایی برخوردار هستند ، مورد توجه قرار می دهد. مصائب، همانند تصفیه شدن با آتش، مى توانند عده ای را که در غیر این صورت نسبت به نیاز به خدا بی تفاوت هستند را بیدار کند؛ آنها می توانند دیگران را وادار به بررسی وضعیت روح خود کنند و خطاهای راه های خود را قبل از اینکه دیر شود اصلاح کنند.
برای کسانی که در اوقات خوب و بد به خدا روی می آورند، نقشه ابدی الهى او برای نجات از طریق عیسی مسیح پادزهر مبارزات زندگی را ارائه می دهد: جهت، آسایش ، تسلی ، قدرت تحمل ، درک هدف ، نعمت و شادی درونی عمیق ، مهم نیست که چه چیزی در اطراف آنها اتفاق می افتد. همانطور که زندگی قديسين نشان می دهد، گواه نتیجه ایمان در زیر آتش ، همواره مردم را به سمت خدا سوق داده است.
با این حال ، برای کسانی که خدا را سرزنش می کنند و وقتی چیزها خوب پیش نمی روند از او دور می شوند ، شیطان راه خود را طی کرده است. فراز و نشيب های زندگی می تواند ما را بد یا بهتر کند - انتخاب با ماست.
شادى زندگی این است که فرصتی برای بازگشت به حالت مبارک آدم و حوا كه از دست دادند را به همه ما ارائه می دهد. نجات، بازگشت به اطمینان از زندگی ابدی با خدا در حالت بسیار صلح آمیزی است که او را احاطه کرده است. زندگی زمینی ما یک هدیه گرانبها است به این دلیل که این یک و تنها فرصتی است که می توانیم از این رستگارى بهره مند شویم. با این حال ، وعده خدا به ما ، باغ اصلی نیست بلکه خود آسمان است که در پُری حضور اوست، دیگر هیچ وسوسه و ظرفیت دیگری برای امکان گناه وجود نخواهد داشت. زمان آزمایش و جداسازی کسانی که خدا را دوست دارند از کسانی که ندارند، به پایان خواهد رسید. هدر دادن این فرصت برای نجات، سپردن خود به عذاب و پشیمانی عمیق است. اما پشیمانی که بعد از مرگ به وجود می آید خیلی دیر شده است. این کِرمی می شود که نمی میرد ، آتشی غیرقابل تحمل است که در درون تا ابد می سوزد (مرقس 9: 43-48).
☦@LessonsOrthodox
🎗پرسش و پاسخ🎗
❓خواستم سوالی که زمان طولانی هست دارم بپرسم این طمع روحانی البته برای شخصی در درجه من که نشات گرفته از قلب پر از درده آیا یه کاره معمولی و برای همه است یا میتونه گناه محسوب بشه چون درش حسادت هم هست.
✔️بدون شک برای تمام ما حسادت به هر شکلی باشد گناه است، و سنگین هم هست. از بزرگان بسیار در نکوهش حسادت داریم. فقط با محبت واقعی نسبت به آن شخص می توانیم از شر حسادت رها بشم. چرا حسادت گناه سختی است چون دقیقا نقطه مقابل دوست داشتن همسایه مانند خود است که فرمان دوم و اصلی خداوند است. از طرفی دیگه اینکه شما حسادت را درون خود دیده ای قدم بزرگی برداشته ای چون بسیاری حتی این را در درون خود نمی بینند و چشمانشان فقط متوجه دیگران است.
❓منظورم حسادت به دوستی خدا با کسی بیشتر از دوستی خداوند با منه هر زمان حس میکردم کسیرو بسیار نزدیک به خدا هست به شدت وحشتناک حسادت میکردم هنوزهم گاها همینطورم اینقدر که دچار خشم فراوان میشم و لحظاتی افکارم بهم ریخته میشه حسادت به افراد رو خدارو شکر مدتهاست گذاشتم کنار.
✔️حسادت ، حسادته فرق نمی کنه چی باشه، اگر خود را در او ببینی یعنی او را مانند خودت دوست داشته باشی همون قدر به وجد میآیی که برای خودت.
داستانی هست از بزرگان کلیسا که، یه راهب بزرگ به بیابان رفته بود تا درجات عالیه روحانی را در خلوت طی کند. شیطان یکی از افرادش را به سراغ او می فرستد تا مانع رشد او شود یعنی به شکل یک زن زیبا به نزد او می فرستد و سر افکنده نزد شیطان بر می گردد و می گوید آن پیر به من هیچ اعتنایی نکرد. سپس شیطان با حربه های دیگر باز افرادی را نزد او می فرستد و همه ناکام بر می گردند. در نهایت شیطان می گوید این کار خودم است به شکل یک رهگذر نزد او می رود و می گوید آیا شنیده ای که فلانی به مقام اسقفی رسید؟ ناگاه او از ناراحتی فریاد میزند ممکن نیست او لایق چنین مقامی باشد! در دم خشم از حسد، او را به پایین می افکند!!!
پدران کلیسا تنها راه شکست حسد، را عشق واقعی دانسته اند.
❓من هیج جایگاهی نمیخوام فقط نظر خداوند رو نسبت به خودم رو مرتب منو به چالش میندازه که کاش میشد قبل از مردن آدما میفهمیدن که جایگاهشون در نظر خداوند کجاست.
✔️به نظر بنده باید تمرکز خود را روی جایگاه خدا در دل و زندگی خود بگذاریم، نه بلعکس! چون خدا تنها محبت است و بی قید و شرط عاشق شماست تا آن حد که زمانی که حتی او را نمی خواندیم و در گناه غوطه ور بودیم بخاطر من و تو مرگ بر روی صلیب را پذیرفت، باید بپرسی از خودت تو چقدر رنج برای انجام اراده او متقبل می شوی. او قبلا به تو نشان داده چه جایگاهی نزدش داری!!!
❓امیدوارم لیاقت زجری که کشید و رو من داشته باشم گرچه دیر فهمیدم راهشو اما خوشحالم.
✔️رک بگویم هیچکدام ما لیاقت نداشته و نداریم. بخاطر همین است که می گوییم این فیض خدا بوده. اما می توانیم وفاداری خود را به او ثابت کنیم!!!
نمی دانم در آخرین پاراگراف این جلسه دقت کردی یا نه.
نوشته بود زمانی که فرصت ما در این دنیا تمام می شود، آنهایی که خدا را دوست دارند را از آنهایی که خدا را دوست ندارند جدا می کنند!!! ننوشته آنهایی را که خدا دوستشان دارد از آنهایی که دوستشان ندارد! چون خدا همه را دوست دارد، تمام مخلوقاتش را!
و ابتدای درس امشب هم خواندیم دوست داشتن خدا با کلمات کافی نیست! تمام جلسات محبت کنید قدم به قدم با ما باشید و سعی کنیم هر درس را تا جلسه بعد هشیارانه زندگی کنیم !!
(پاسخها از H)
☦@LessonsOrthodox
❓خواستم سوالی که زمان طولانی هست دارم بپرسم این طمع روحانی البته برای شخصی در درجه من که نشات گرفته از قلب پر از درده آیا یه کاره معمولی و برای همه است یا میتونه گناه محسوب بشه چون درش حسادت هم هست.
✔️بدون شک برای تمام ما حسادت به هر شکلی باشد گناه است، و سنگین هم هست. از بزرگان بسیار در نکوهش حسادت داریم. فقط با محبت واقعی نسبت به آن شخص می توانیم از شر حسادت رها بشم. چرا حسادت گناه سختی است چون دقیقا نقطه مقابل دوست داشتن همسایه مانند خود است که فرمان دوم و اصلی خداوند است. از طرفی دیگه اینکه شما حسادت را درون خود دیده ای قدم بزرگی برداشته ای چون بسیاری حتی این را در درون خود نمی بینند و چشمانشان فقط متوجه دیگران است.
❓منظورم حسادت به دوستی خدا با کسی بیشتر از دوستی خداوند با منه هر زمان حس میکردم کسیرو بسیار نزدیک به خدا هست به شدت وحشتناک حسادت میکردم هنوزهم گاها همینطورم اینقدر که دچار خشم فراوان میشم و لحظاتی افکارم بهم ریخته میشه حسادت به افراد رو خدارو شکر مدتهاست گذاشتم کنار.
✔️حسادت ، حسادته فرق نمی کنه چی باشه، اگر خود را در او ببینی یعنی او را مانند خودت دوست داشته باشی همون قدر به وجد میآیی که برای خودت.
داستانی هست از بزرگان کلیسا که، یه راهب بزرگ به بیابان رفته بود تا درجات عالیه روحانی را در خلوت طی کند. شیطان یکی از افرادش را به سراغ او می فرستد تا مانع رشد او شود یعنی به شکل یک زن زیبا به نزد او می فرستد و سر افکنده نزد شیطان بر می گردد و می گوید آن پیر به من هیچ اعتنایی نکرد. سپس شیطان با حربه های دیگر باز افرادی را نزد او می فرستد و همه ناکام بر می گردند. در نهایت شیطان می گوید این کار خودم است به شکل یک رهگذر نزد او می رود و می گوید آیا شنیده ای که فلانی به مقام اسقفی رسید؟ ناگاه او از ناراحتی فریاد میزند ممکن نیست او لایق چنین مقامی باشد! در دم خشم از حسد، او را به پایین می افکند!!!
پدران کلیسا تنها راه شکست حسد، را عشق واقعی دانسته اند.
❓من هیج جایگاهی نمیخوام فقط نظر خداوند رو نسبت به خودم رو مرتب منو به چالش میندازه که کاش میشد قبل از مردن آدما میفهمیدن که جایگاهشون در نظر خداوند کجاست.
✔️به نظر بنده باید تمرکز خود را روی جایگاه خدا در دل و زندگی خود بگذاریم، نه بلعکس! چون خدا تنها محبت است و بی قید و شرط عاشق شماست تا آن حد که زمانی که حتی او را نمی خواندیم و در گناه غوطه ور بودیم بخاطر من و تو مرگ بر روی صلیب را پذیرفت، باید بپرسی از خودت تو چقدر رنج برای انجام اراده او متقبل می شوی. او قبلا به تو نشان داده چه جایگاهی نزدش داری!!!
❓امیدوارم لیاقت زجری که کشید و رو من داشته باشم گرچه دیر فهمیدم راهشو اما خوشحالم.
✔️رک بگویم هیچکدام ما لیاقت نداشته و نداریم. بخاطر همین است که می گوییم این فیض خدا بوده. اما می توانیم وفاداری خود را به او ثابت کنیم!!!
نمی دانم در آخرین پاراگراف این جلسه دقت کردی یا نه.
نوشته بود زمانی که فرصت ما در این دنیا تمام می شود، آنهایی که خدا را دوست دارند را از آنهایی که خدا را دوست ندارند جدا می کنند!!! ننوشته آنهایی را که خدا دوستشان دارد از آنهایی که دوستشان ندارد! چون خدا همه را دوست دارد، تمام مخلوقاتش را!
و ابتدای درس امشب هم خواندیم دوست داشتن خدا با کلمات کافی نیست! تمام جلسات محبت کنید قدم به قدم با ما باشید و سعی کنیم هر درس را تا جلسه بعد هشیارانه زندگی کنیم !!
(پاسخها از H)
☦@LessonsOrthodox
🎗"הָעִברִית" Ha-ivrit /به معنای "عبری"🎗
✅ خط سیر زبان عبری
⬅️ هیروگلیف مصری
⬅️ زبان سینایی آغازین
⬅️ زبان فنیقی
⬅️ زبان آرامی
⬅️ زبان عبری
✅ انواع خطهای عبری
۱. خط پالئو (Paleo)
که شبیه به خط فنیقی هست.
۲. خط استاندارد (Square)
که شبیه به خط آرامی است.
✳️ آنچه امروز استفاده میشود، خط استاندارد است.
✅ انواع کتابت خط عبری استاندارد
۱. کتابی: همه جا یکسان است و امروزه در کتابها و سایتها میبینیم.
۲. دست خطی: بنا به زمان و مکان تغییر میکند.
✅ اطلاعات اولیه درباره الفبای عبری
1. از دسته حروف ابجد است که دو خاصیت دارند:
۱) در آنها حروف اصل است و صدا حذف میشود.
۲) حروف ارزش عددی دارند.
2. از راست به چپ نوشته میشود.
3. دارای ۲۲ حرف اصلی است.
از این بین، شش حرف نقطهدار است که چهارتایشان بانقطه و بینقطه، صدایشان تغییر میکند.
✅ صداگذاری در زبان عبری
صداگذاری در زبان عبری دقیقا مشابه زبان فارسی است. به این ترتیب که ابتدای یادگیری زبان، از صداها استفاده میشود، اما کمکم صدا حذف، و تنها حروف باقی میماند.
✳️ از آنجا که صداها در زبان عبری، بیشتر با نقطه نشان داده میشود، به این روند، نقطهگذاری گفته میشود و به متنهای صدادار، متن نقطهدار یا مِنوکاد گفته میشود.
☦@LessonsOrthodox
✅ خط سیر زبان عبری
⬅️ هیروگلیف مصری
⬅️ زبان سینایی آغازین
⬅️ زبان فنیقی
⬅️ زبان آرامی
⬅️ زبان عبری
✅ انواع خطهای عبری
۱. خط پالئو (Paleo)
که شبیه به خط فنیقی هست.
۲. خط استاندارد (Square)
که شبیه به خط آرامی است.
✳️ آنچه امروز استفاده میشود، خط استاندارد است.
✅ انواع کتابت خط عبری استاندارد
۱. کتابی: همه جا یکسان است و امروزه در کتابها و سایتها میبینیم.
۲. دست خطی: بنا به زمان و مکان تغییر میکند.
✅ اطلاعات اولیه درباره الفبای عبری
1. از دسته حروف ابجد است که دو خاصیت دارند:
۱) در آنها حروف اصل است و صدا حذف میشود.
۲) حروف ارزش عددی دارند.
2. از راست به چپ نوشته میشود.
3. دارای ۲۲ حرف اصلی است.
از این بین، شش حرف نقطهدار است که چهارتایشان بانقطه و بینقطه، صدایشان تغییر میکند.
✅ صداگذاری در زبان عبری
صداگذاری در زبان عبری دقیقا مشابه زبان فارسی است. به این ترتیب که ابتدای یادگیری زبان، از صداها استفاده میشود، اما کمکم صدا حذف، و تنها حروف باقی میماند.
✳️ از آنجا که صداها در زبان عبری، بیشتر با نقطه نشان داده میشود، به این روند، نقطهگذاری گفته میشود و به متنهای صدادار، متن نقطهدار یا مِنوکاد گفته میشود.
☦@LessonsOrthodox
☑️ حروف
✅ حرف اول *א* (آلِف)
ارزش عددی آلف، ۱ هست.
دقیقا معادل *الف* فارسی است. به خودی خود صدایی ندارد و با صداهایی که رو یا زیر آن گذاشته میشود، تلفظ میشود. اگر صدایی نداشته باشد نیز خوانده نمیشود.
✅ حرف دوم *בּ* (بِت)
صدای آن ب هست، با ارزش عددی ۲.
بت از جمله حروف نقطهداری است که با برداشتن نقطه، صدای آن عوض میشود.
به این ترتیب
◀️ بت بدون نقطه، *ב* (وِت)
خوانده میشود، با صدای و (v).
اما وت دیگر ارزش عددی خاص ندارد و در شمارش حروف الفبا هم وارد نمیشود.
✅ حرف سوم *גּ* (گیمِل)
صدای آن گ هست، با ارزش عددی ۳.
گیمل جزء حروف نقطهدار است، اما امروزه صدای بانقطه یا بینقطه آن فرقی ندارد.
هرچند در گذشته، و در لهجه یمنی
◀️ گیمل با نقطه *גּ* ج و بدون نقطه *ג* گ تلفظ میشد.
✅ حرف چهارم *דּ* (دالِت)
صدای آن د هست، با ارزش عددی ۴.
دالت جزء حروف نقطهدار است، اما امروزه صدای بانقطه یا بینقطه آن فرقی ندارد.
هرچند در گذشته و در لهجه یمنی
◀️ دالت با نقطه *דּ*
ذ و دالت بدون نقطه *ד* د تلفظ میشد.
✅ حرف پنجم *ה* (هِی)
صدای آن ه هست، با ارزش عددی ۵.
◀️ هی با صدای پَتَخ (הַ) حرف تعریف میسازد که ابتدای کلمات میآید و آنها را معرفه میکند. این حرف تعریف مانند ال در زبان عربی است و به کلمه بعد از خود میچسبد.
☦@LessonsOrthodox
✅ حرف اول *א* (آلِف)
ارزش عددی آلف، ۱ هست.
دقیقا معادل *الف* فارسی است. به خودی خود صدایی ندارد و با صداهایی که رو یا زیر آن گذاشته میشود، تلفظ میشود. اگر صدایی نداشته باشد نیز خوانده نمیشود.
✅ حرف دوم *בּ* (بِت)
صدای آن ب هست، با ارزش عددی ۲.
بت از جمله حروف نقطهداری است که با برداشتن نقطه، صدای آن عوض میشود.
به این ترتیب
◀️ بت بدون نقطه، *ב* (وِت)
خوانده میشود، با صدای و (v).
اما وت دیگر ارزش عددی خاص ندارد و در شمارش حروف الفبا هم وارد نمیشود.
✅ حرف سوم *גּ* (گیمِل)
صدای آن گ هست، با ارزش عددی ۳.
گیمل جزء حروف نقطهدار است، اما امروزه صدای بانقطه یا بینقطه آن فرقی ندارد.
هرچند در گذشته، و در لهجه یمنی
◀️ گیمل با نقطه *גּ* ج و بدون نقطه *ג* گ تلفظ میشد.
✅ حرف چهارم *דּ* (دالِت)
صدای آن د هست، با ارزش عددی ۴.
دالت جزء حروف نقطهدار است، اما امروزه صدای بانقطه یا بینقطه آن فرقی ندارد.
هرچند در گذشته و در لهجه یمنی
◀️ دالت با نقطه *דּ*
ذ و دالت بدون نقطه *ד* د تلفظ میشد.
✅ حرف پنجم *ה* (هِی)
صدای آن ه هست، با ارزش عددی ۵.
◀️ هی با صدای پَتَخ (הַ) حرف تعریف میسازد که ابتدای کلمات میآید و آنها را معرفه میکند. این حرف تعریف مانند ال در زبان عربی است و به کلمه بعد از خود میچسبد.
☦@LessonsOrthodox
☑️ صداها
✅ کاماتص ( ָ )
اولین صدا در الفبای عبری، کاماتص ( ָ ) است، که صدای آ میدهد. این صدا، زیر حروف عبری قرار میگیرد.
◀️ در صفحه کلید جیبرد Gboard
میتوانید با فشردن طولانی کلید ק ، کاماتص را بنویسید. ק ابتدای کلمه کاماتص است. به این ترتیب، تمامی صداها را میتوانید با همین روش بنویسید.
✅ پَتَخ یا پَتاخ ( ַ )
دومین صدا در الفبای عبری، پَتَخ یا پَتاخ ( ַ ) است که صدای َ میدهد. این صدا، زیر حروف عبری قرار میگیرد.
◀️ در صفحه کلید جیبرد Gboard
میتوانید با فشردن طولانی کلید פ ، پتخ را بنویسید.
✅ داگِش
داگش نه حرف است، نه صدا، اما معمولا در کنار صداها به آن اشاره میشود.
داگش، همان نقطهای است که هنگام آموزش بت، گیمل و دالت با آن آشنا شدیم.
دو نوع داگش داریم
۱. داگش کَل یا ساده: این داگش، نقطهای است که بود و نبودش در دل حروف، بر صدای آنها اثر میگذارد. مثل بت (בּ) که بدون داگش وت (ב) میشود.
این داگش، فقط برای حروفی است که در اصل خودشان داگشدار هستند.
۲. داگِش خازاک یا قوی: این داگش شبیه تشدید عمل میکند و حرف را مشدد میسازد. این داگش، در دل برخی حروف غیرداگشدار هم مینشیند و آنها را مشدد میسازد.
◀️ حروفی مانند بت و گیمل که داگشدار هستند، چنانچه ابتدای کلمه یا هجا باشند معمولا داگش میگیرند.
اما اگر بین هجا یا آخر کلمه باشند، داگش نمیگیرند.
☦@LessonsOrthodox
✅ کاماتص ( ָ )
اولین صدا در الفبای عبری، کاماتص ( ָ ) است، که صدای آ میدهد. این صدا، زیر حروف عبری قرار میگیرد.
◀️ در صفحه کلید جیبرد Gboard
میتوانید با فشردن طولانی کلید ק ، کاماتص را بنویسید. ק ابتدای کلمه کاماتص است. به این ترتیب، تمامی صداها را میتوانید با همین روش بنویسید.
✅ پَتَخ یا پَتاخ ( ַ )
دومین صدا در الفبای عبری، پَتَخ یا پَتاخ ( ַ ) است که صدای َ میدهد. این صدا، زیر حروف عبری قرار میگیرد.
◀️ در صفحه کلید جیبرد Gboard
میتوانید با فشردن طولانی کلید פ ، پتخ را بنویسید.
✅ داگِش
داگش نه حرف است، نه صدا، اما معمولا در کنار صداها به آن اشاره میشود.
داگش، همان نقطهای است که هنگام آموزش بت، گیمل و دالت با آن آشنا شدیم.
دو نوع داگش داریم
۱. داگش کَل یا ساده: این داگش، نقطهای است که بود و نبودش در دل حروف، بر صدای آنها اثر میگذارد. مثل بت (בּ) که بدون داگش وت (ב) میشود.
این داگش، فقط برای حروفی است که در اصل خودشان داگشدار هستند.
۲. داگِش خازاک یا قوی: این داگش شبیه تشدید عمل میکند و حرف را مشدد میسازد. این داگش، در دل برخی حروف غیرداگشدار هم مینشیند و آنها را مشدد میسازد.
◀️ حروفی مانند بت و گیمل که داگشدار هستند، چنانچه ابتدای کلمه یا هجا باشند معمولا داگش میگیرند.
اما اگر بین هجا یا آخر کلمه باشند، داگش نمیگیرند.
☦@LessonsOrthodox