📌 #تکه_کتاب : بهشت کارکنان
تجربه های خوب بیش از دریافت اشیا خوشنود کننده اند؟!
تصور کنید که هم اکنون یک سال موفق را پشت سر نهاده اید، دامنه مشتریان شما گسترش یافته و درآمد سالانه افزایش چشمگیری نشان می دهد،به تازگی به شما اعلام شده که به دلیل این موفقیت ها می توانید بودجه جاری بیش تری درخواست کنید
روند فعالیت در اداره شما رضایت بخش است و مایلید تا گروه خود را بیش از گذشته خوشنود کنید، از دید شما بهترین راه هزینه پول در مسیر خوشحال تر کردن نیروهایتان کدام است؟
در سال های اخیر روان شناسان به بررسی بازده سرمایه گذاری بر خوشحال سازی نیروها در صنایع گوناگون پرداخته اند، یافته آنان این است که برای کارکنان، خرید تجربه ها در زندگی مانند یک بالن سواری یا یک سفر تفریحی موثرتر از هدیه اشیا مثل یک دست پوشاک گران قیمت یا یک کیف دستی چرمی است؛چرا وضعیت چنین است؟!
یکی از دلیل ها این است که تجربه را همراه با دیگران و در حضور دیگر همکاران انجام می دهیم، این امر خوشحالی فرد را چند برابر می کند
از سوی دیگر تجربه اغلب با برخورد با اندیشه ها و چیزهای تازه همراه است که موجب یادگیری و گسترش دانسته های ما می شود، ولی اشیا و هدیه ها از این دست را بیش تر در تنهایی بررسی می کنیم و همراه با رخدادهای تازه نیستند
تجربه ها در طول زمان پایدارند و یاد خوش سفرهای تفریحی که از سوی سازمان ترتیب داده شده اند،پیوسته با نام و سیاست های شرکت همراه می شود، ولی اشیا کهنه می شوند و اغلب شکسته یا نابود می گردند
ترتیب یک تجریه شیرین برای کارکنان، بسی موثرتر از نوسازی مبلمان اداری و سیستم مخابرات شرکت است، البته نباید فراموش کرد که در صورت نامناسب بودن این گونه اثاثیه و ابزار، نوسازی آن ها در بهبود محیط کار و خوشنودی کارکنان اثر مثبت و سازنده دارد.
کتاب : #بهشت_کارکنان
نویسنده : #ران_فریدمن
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
تجربه های خوب بیش از دریافت اشیا خوشنود کننده اند؟!
تصور کنید که هم اکنون یک سال موفق را پشت سر نهاده اید، دامنه مشتریان شما گسترش یافته و درآمد سالانه افزایش چشمگیری نشان می دهد،به تازگی به شما اعلام شده که به دلیل این موفقیت ها می توانید بودجه جاری بیش تری درخواست کنید
روند فعالیت در اداره شما رضایت بخش است و مایلید تا گروه خود را بیش از گذشته خوشنود کنید، از دید شما بهترین راه هزینه پول در مسیر خوشحال تر کردن نیروهایتان کدام است؟
در سال های اخیر روان شناسان به بررسی بازده سرمایه گذاری بر خوشحال سازی نیروها در صنایع گوناگون پرداخته اند، یافته آنان این است که برای کارکنان، خرید تجربه ها در زندگی مانند یک بالن سواری یا یک سفر تفریحی موثرتر از هدیه اشیا مثل یک دست پوشاک گران قیمت یا یک کیف دستی چرمی است؛چرا وضعیت چنین است؟!
یکی از دلیل ها این است که تجربه را همراه با دیگران و در حضور دیگر همکاران انجام می دهیم، این امر خوشحالی فرد را چند برابر می کند
از سوی دیگر تجربه اغلب با برخورد با اندیشه ها و چیزهای تازه همراه است که موجب یادگیری و گسترش دانسته های ما می شود، ولی اشیا و هدیه ها از این دست را بیش تر در تنهایی بررسی می کنیم و همراه با رخدادهای تازه نیستند
تجربه ها در طول زمان پایدارند و یاد خوش سفرهای تفریحی که از سوی سازمان ترتیب داده شده اند،پیوسته با نام و سیاست های شرکت همراه می شود، ولی اشیا کهنه می شوند و اغلب شکسته یا نابود می گردند
ترتیب یک تجریه شیرین برای کارکنان، بسی موثرتر از نوسازی مبلمان اداری و سیستم مخابرات شرکت است، البته نباید فراموش کرد که در صورت نامناسب بودن این گونه اثاثیه و ابزار، نوسازی آن ها در بهبود محیط کار و خوشنودی کارکنان اثر مثبت و سازنده دارد.
کتاب : #بهشت_کارکنان
نویسنده : #ران_فریدمن
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 #داستانک - داوینچی و تابلو شام آخر
لئوناردو داوينچي هنگام كشيدن تابلوي شام آخر دچار مشكل بزرگي شد؛ او ميبايست نيكي را به شكل عيسي و بدي را به شكل يهودا (از ياران مسيح كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند) تصوير ميكرد. او كار را نيمه تمام رها كرد تا مدلهاي آرمانيش را پيدا كند.
روزي در يك مراسم همسرایی کلیسا، تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از آن جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهرهاش اتودها و طرحهايي برداشت.
سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريبأ تمام شده بود؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود.
نقاش پس از روزها جستجو، جوان شكسته و ژنده پوش و مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند.
گدا را كه درست نميفهميد چه خبر است، به كليسا آوردند؛ دستياران سرپا نگهاش داشتند و در همان وضع، داوينچي از خطوط بيتقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد.
وقتي كارش تمام شد، گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد و با آميزهاي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلأ ديدهام!"
داوينچي با تعجب پرسيد: "كي؟کجا؟!"
گدا گفت سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز ميخواندم، زندگي پر رويايي داشتم و هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي شوم!
✅ همچون بذر زاده شده ای. می توانی بذر بمانی و بپوسی و نیز می توانی گل باشی و بشکفی. میتوانی درخت باشی وببالی.
منبع : كتاب - شما عظیمتر از آنی هستید که می اندیشید
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
لئوناردو داوينچي هنگام كشيدن تابلوي شام آخر دچار مشكل بزرگي شد؛ او ميبايست نيكي را به شكل عيسي و بدي را به شكل يهودا (از ياران مسيح كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند) تصوير ميكرد. او كار را نيمه تمام رها كرد تا مدلهاي آرمانيش را پيدا كند.
روزي در يك مراسم همسرایی کلیسا، تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از آن جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهرهاش اتودها و طرحهايي برداشت.
سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريبأ تمام شده بود؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود.
نقاش پس از روزها جستجو، جوان شكسته و ژنده پوش و مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند.
گدا را كه درست نميفهميد چه خبر است، به كليسا آوردند؛ دستياران سرپا نگهاش داشتند و در همان وضع، داوينچي از خطوط بيتقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد.
وقتي كارش تمام شد، گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد و با آميزهاي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلأ ديدهام!"
داوينچي با تعجب پرسيد: "كي؟کجا؟!"
گدا گفت سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز ميخواندم، زندگي پر رويايي داشتم و هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي شوم!
✅ همچون بذر زاده شده ای. می توانی بذر بمانی و بپوسی و نیز می توانی گل باشی و بشکفی. میتوانی درخت باشی وببالی.
منبع : كتاب - شما عظیمتر از آنی هستید که می اندیشید
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 اگر روزی دریابم که دو تن از مدیرانم یکسان فکر می کنند، یکی از آنها را اخراج می کنم!
#ری_کراک
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
#ری_کراک
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌#مقاله : استراتژی (Strategy)
استراتژی فرایند برنامهریزی، سازماندهی و هدایت کلیه منابع ممکن و روشهای عملیاتی برای رسیدن به یک هدف خاص با توجه به عوامل و نیروهای متضاد موجود در محیط است. به کلام دیگر استراتژی نوعی برنامه جامع است که مقصود یا منظور اصلی سازمان را برحسب خدمتی که به جامعه عرضه خواهد کرد، معین میسازد.
استراتژی اصطلاحی است در مدیریت برای بیان رابطهای که سازمان یا بنگاه، با محیط خارجی خود برقرار کرده است و یا میخواهد برقرار کند. استراتژی، شامل دستورالعملهایی برای تصمیمگیریهای اساسی است که بر کارکرد بلندمدت سازمان یا بنگاه اثر میگذارد. تمام سازمانها یا بنگاهها، دارای استراتژی هستند که ممکن است آشکار، پنهان و مکتوب یا در ذهن مدیران آن سازمان باشد؛ ولی این به معنای آن نیست که همهی آنها استراتژی خوبی داشته باشند. در حقیقت یک استراتژی خوب، آن است که مطلوبترین رابطه را بین بنگاه یا سازمان با منابع آن و محیط خارجی برقرار کند. استراتژی بر پایهی سه بعد بیان میشود: هدف، توجه به محصول یا بازار و مبنای رقابت. درواقع استراتژی به دنبال این است که به سه سوال اساسی پاسخ دهد:
1️⃣ مشتری کیست و چه نیازی دارد؟
2️⃣ کسبوکار ما چگونه به این نیاز پاسخ میدهد؟
3️⃣ چرا مشتری باید از ما خرید کند و نه از رقبایمان.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
استراتژی فرایند برنامهریزی، سازماندهی و هدایت کلیه منابع ممکن و روشهای عملیاتی برای رسیدن به یک هدف خاص با توجه به عوامل و نیروهای متضاد موجود در محیط است. به کلام دیگر استراتژی نوعی برنامه جامع است که مقصود یا منظور اصلی سازمان را برحسب خدمتی که به جامعه عرضه خواهد کرد، معین میسازد.
استراتژی اصطلاحی است در مدیریت برای بیان رابطهای که سازمان یا بنگاه، با محیط خارجی خود برقرار کرده است و یا میخواهد برقرار کند. استراتژی، شامل دستورالعملهایی برای تصمیمگیریهای اساسی است که بر کارکرد بلندمدت سازمان یا بنگاه اثر میگذارد. تمام سازمانها یا بنگاهها، دارای استراتژی هستند که ممکن است آشکار، پنهان و مکتوب یا در ذهن مدیران آن سازمان باشد؛ ولی این به معنای آن نیست که همهی آنها استراتژی خوبی داشته باشند. در حقیقت یک استراتژی خوب، آن است که مطلوبترین رابطه را بین بنگاه یا سازمان با منابع آن و محیط خارجی برقرار کند. استراتژی بر پایهی سه بعد بیان میشود: هدف، توجه به محصول یا بازار و مبنای رقابت. درواقع استراتژی به دنبال این است که به سه سوال اساسی پاسخ دهد:
1️⃣ مشتری کیست و چه نیازی دارد؟
2️⃣ کسبوکار ما چگونه به این نیاز پاسخ میدهد؟
3️⃣ چرا مشتری باید از ما خرید کند و نه از رقبایمان.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 اگر قاطعیت مدیر با مهربانی توأم باشد، تأثیر شگفتانگیزی بر اطرافیان خواهد داشت و فرمانبری با ترس جای خود را به انجام وظیفه با حس مسئولیتپذیری میدهد.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 مهم ترین قانون استفاده از تکنولوژی این است که تکنولوژی و اتوماسیون به همان اندازه که فرآیند کارآمد را کارآمدتر میکند،میتواند فرآیند ناکارآمد را ناکارآمدتر کنند.
#بیل_گیتس
@ManagementLanguage
#بیل_گیتس
@ManagementLanguage
📌راز موفقیت کارآفرینان خیلی ساده است و آن این است که برای هموار کردن مسیر پیشرفت،خودشان دست به کار شده اند؟
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 #سخنان : فکر کردن کار مشکلی است، برای همین بیشتر مردم قضاوت می کنند.
#کارل_گوستاو_یونگ
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
#کارل_گوستاو_یونگ
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 جلیقه نجات را اگر تن یک ماهی کنید، میشود جلیقه ی مرگ!
برای همه ی افراد و موقعیت ها نسخه ی یکسان تجویز نکنید، همه شرایط ها مانند هم نیست
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
برای همه ی افراد و موقعیت ها نسخه ی یکسان تجویز نکنید، همه شرایط ها مانند هم نیست
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌آيا نقاط قوت شما واقعاً نقاط قوت هستند؟؟
در زمان جنگ دوم جهاني در روسيه ايدهاي به ذهن فرماندهان روسي براي نابود كردن تانكهاي آلماني رسيده بود به اين شكل كه به بدن سگ هاي آموزش ديده مواد منفجره ميبستند كه زير تانكهاي آلماني بروند و در زمان قرار گرفتن سگ زير تانك چاشني عمل كرده و تانك منفجر شود.
در ظاهر امر ايده خيلي خوب و عالي به نظر ميرسيد اما در ميدان واقعي جنگ، سگها به جاي تانكهاي آلماني به زير تانكهاي روسي رفتند و آنها را منفجر كردند!
چرا؟
به اين دليل كه تانك هاي آلماني بنزيني شده بودند ولي تانك هاي روسي گازوئيلي بودند و سگ ها هم با تانك هاي روسي گازوئيلي آموزش ديده بودند، نقطه قوت سگها حس شامه آنها بود به همين دليل آنها طبق آموزشي كه ديده بودند تانك هاي گازوئيلي روسي را هدف قرار ميدادند.
🔸نتیجه گیری :
برخي از سازمان ها و شركت ها، ويژگيهايي را نقاط قوت خود ميدانند كه در واقع در مقايسه با شرايط محيطي و رقبا يا نقطه قوت نيستند يا برعكس نقطه ضعف به حساب ميآيند اما اين سازمانها به دليل نداشتن تفكر استراتژيك و بيتوجهي به آن، عباراتي دهان پركن را به عنوان نقاط قوت خود جار ميزنند و به آنها عمل ميكنند كه موجب تضعيف يا نابودي سازمان ميشوند.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
در زمان جنگ دوم جهاني در روسيه ايدهاي به ذهن فرماندهان روسي براي نابود كردن تانكهاي آلماني رسيده بود به اين شكل كه به بدن سگ هاي آموزش ديده مواد منفجره ميبستند كه زير تانكهاي آلماني بروند و در زمان قرار گرفتن سگ زير تانك چاشني عمل كرده و تانك منفجر شود.
در ظاهر امر ايده خيلي خوب و عالي به نظر ميرسيد اما در ميدان واقعي جنگ، سگها به جاي تانكهاي آلماني به زير تانكهاي روسي رفتند و آنها را منفجر كردند!
چرا؟
به اين دليل كه تانك هاي آلماني بنزيني شده بودند ولي تانك هاي روسي گازوئيلي بودند و سگ ها هم با تانك هاي روسي گازوئيلي آموزش ديده بودند، نقطه قوت سگها حس شامه آنها بود به همين دليل آنها طبق آموزشي كه ديده بودند تانك هاي گازوئيلي روسي را هدف قرار ميدادند.
🔸نتیجه گیری :
برخي از سازمان ها و شركت ها، ويژگيهايي را نقاط قوت خود ميدانند كه در واقع در مقايسه با شرايط محيطي و رقبا يا نقطه قوت نيستند يا برعكس نقطه ضعف به حساب ميآيند اما اين سازمانها به دليل نداشتن تفكر استراتژيك و بيتوجهي به آن، عباراتي دهان پركن را به عنوان نقاط قوت خود جار ميزنند و به آنها عمل ميكنند كه موجب تضعيف يا نابودي سازمان ميشوند.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
آل پاچینو :
بزرگترین اشتباه در زندگی اینه که بدون حق الزحمه، کاری رو برای دیگران انجام بدی، چون کمی بعد همه فکر میکنن تو یه چهارپا بودی.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
بزرگترین اشتباه در زندگی اینه که بدون حق الزحمه، کاری رو برای دیگران انجام بدی، چون کمی بعد همه فکر میکنن تو یه چهارپا بودی.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
اگر کسی آزادی شما را برباید، مطمئن باشید که نان شما نیز در معرض تهدید است!!
#آلبر_کامو
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
#آلبر_کامو
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 معلمی سؤالى پرسيد و گفت انتظار ندارم به سؤالم الان پاسخ دهید؛ ولی اگر در پنجاه سالگى هم نتوانيد پاسخى بیابید زندگيتان راضايع کردهايد!
👈 بهخاطر چه چيزى بايد ازتو،يادکنند؟
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
👈 بهخاطر چه چيزى بايد ازتو،يادکنند؟
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 از دیدگاه ناپلئون هیل ثروت فقط منابع مالی نیست. در دنیای امروزی ثروت فراتر از پول است. ایشان در کتاب «کلید طلایی ثروت» دوازده نوع ثروت را معرفی می کند:
1. رویکرد ذهنی مثبت(مثبت اندیشی)
2. سلامتی و تندرستی واقعی.
3. تقویت تعاملات و روابط انسانی.
4. رهایی از ترس.
5. امید به موفقیت.
6. داشتن نیروی ایمان و باور حقیقی.
7. اشتیاق به بخشش .
8.عشق ورزیدن به کار.
9.تعصب نداشتن افراطی.
10.انضباط شخصی.
11.توانایی درک دیگران.
12.امنیت اقتصادی.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
1. رویکرد ذهنی مثبت(مثبت اندیشی)
2. سلامتی و تندرستی واقعی.
3. تقویت تعاملات و روابط انسانی.
4. رهایی از ترس.
5. امید به موفقیت.
6. داشتن نیروی ایمان و باور حقیقی.
7. اشتیاق به بخشش .
8.عشق ورزیدن به کار.
9.تعصب نداشتن افراطی.
10.انضباط شخصی.
11.توانایی درک دیگران.
12.امنیت اقتصادی.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 هدف های بزرگ در سر بپرورانید، حتی اگر بخواهید کمی پایین تر از عالی باشید یعنی پذیرفته اید که متوسط باشید!
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 شرکت های خوب، نیازها را برآورده می کنند؛ شرکت های عالی، نیازها را می آفرینند!
#فیلیپ_کاتلر
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
#فیلیپ_کاتلر
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 آمازون در 10سال اول عمرش یک شرکت عادی به نظر می رسید ولی سرمایه گذارانی که صبر داشتند و تا 20 سالگی شرکت سهامشان را نفروختند بیش از 60000% سود کردن
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌هر گاه خبر بد را بهعنوان يك نياز به تغيير بپذيرید، از آن شكست نخوردهايد بلكه چيزهای تازهای از آن آموختهاید.
#بیل_گیتس
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
#بیل_گیتس
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌هرگز خودت رو توضيح نده زیرا دوستانت نيازى به توضيح ندارند و دشمنانت توضيحاتت رو باور نميكنند.
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
📌 #اثر_پیگمالیون
پیامی که اثر پیگمالیون برای مدیران دارد چنین است: از کارکنان خود انتظارات بالا داشته باشید آن قدر بالا که با تلاش فراوان بتوانند به آن دست پیدا کنند
📎زبان مدیریت
@ManagementLangua
پیامی که اثر پیگمالیون برای مدیران دارد چنین است: از کارکنان خود انتظارات بالا داشته باشید آن قدر بالا که با تلاش فراوان بتوانند به آن دست پیدا کنند
📎زبان مدیریت
@ManagementLangua
📌۱۰ نکته مفید برای بالا بردن مهارت های ارتباطی
۱- یک شنونده واقعی باشید!
۲- حس همدردی خود را تقویت کنید.
۳- مختصر و مفید باشید.
۴- شنونده خود را بشناسید.
۵- حواس پرتی را کنار بگذارید.
۶- سوال مطرح کنید و چند بار بپرسید.
۷- داستان تعریف کنید.
۸- داشتن آمادگی ذهنی برای شروع و مدیریت گفتگوی کوتاه
۹- پرهیز از بیان کلمات غیر ضروری در مکالمات
۱۰ – به زبان بدن دقت کنید!
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage
۱- یک شنونده واقعی باشید!
۲- حس همدردی خود را تقویت کنید.
۳- مختصر و مفید باشید.
۴- شنونده خود را بشناسید.
۵- حواس پرتی را کنار بگذارید.
۶- سوال مطرح کنید و چند بار بپرسید.
۷- داستان تعریف کنید.
۸- داشتن آمادگی ذهنی برای شروع و مدیریت گفتگوی کوتاه
۹- پرهیز از بیان کلمات غیر ضروری در مکالمات
۱۰ – به زبان بدن دقت کنید!
📎زبان مدیریت
@ManagementLanguage