Matnook | ﻣﺘﻨﻮک – Telegram
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
10K subscribers
342 photos
210 videos
50 files
795 links
گروه متنوک
مؤسسهٔ تخصصی نگارش و ویرایش کتاب

تلفن: ۰۲۵۳۷۸۳۸۸۹۵

ثبت‌نام دورهٔ جامع «ستارگان ویرایش»
یا سفارش ویرایش کتاب:
@MatnookAdmin3

اینستاگرام:
instagram.com/matnook_com

وبگاه (در حال بروزرسانی):
Matnook.com
Download Telegram
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
روشن است که «چه‌کاره» صفت است، نه قید! هویت دستوری واژه‌ها کمترین چیزی است که باید بدانیم و این را می‌توانیم با مراجعه به یک فرهنگ معتبر هم بیابیم. فاصله‌گذاری «چه» «چه» با واژۀ بعد از خود بافاصله نوشته می‌شود: به چه علت؟؛ به چه مشغولی؟؛ چه آدم خوبی!؛ چه…
نه هرکه سر بتراشد قلندری داند!

چرا «بغچه» را پیشنهاد می‌کنند؟ بخش «دلیل» خالی است! چرا آن را بر «بقچه» ترجیح می‌دهند؟ چون پیشنهاد فرهنگ املایی خط فارسی و ایضاً ترجیح نسخۀ قدیم دستور خط فارسی فرهنگستان است. لابد آن‌ها یک چیزی می‌دانسته‌اند دیگر! پس کار ما به‌عنوان کسی که دارد فرهنگ املایی (!) می‌نویسد چیست؟ ساده است: کپی ـ پِیست. چرا؟ چون کار دیگری بلد نیستیم. نه خود اهلش هستیم و نه از اهلش می‌شنویم. نتیجه چه خواهد شد؟ ترویج نادرست‌ها و دامن زدن به این آشفته‌بازارِ املا و رسم‌الخط.
بگذریم. هنوز پیش‌پاافتاده‌ترین نکات فاصله‌گذاری را بلد نیستیم و رعایت نمی‌کنیم (اولین جملۀ تصویر را ببینید)، آن‌وقت دربارۀ املای واژه‌ها نظر می‌دهیم! روشن است که «سر زدن» فعل مرکب است و باید بافاصله نوشته شود (گویا آن را با فعل پیشوندی اشتباه گرفته‌اند). کاش کمی دستورزبان بلد بودیم یا دست‌کم به یک فرهنگ معتبر سر می‌زدیم.
متأسفانه این منابع نوعاً همین‌طورند و اشکالات آن‌ها فراوان است. وانگهی، کسی که فرهنگ املایی می‌نویسد درست است که خود غلط بنویسد؟
#املا_رسم‌الخط
۱‌۴‌۰‌‌۲/۱‌‌‌‌‌۱‌/‌۰‌۵‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
👍344👌3👏1
«بقچه» یا «بغچه»؟

«بقچه» یک واژۀ ترکی است و در فارسی، اصالت املایی ندارد. هنگامی که این واژه‌ها با دو یا چند املا در خط نوشته می‌شوند و کمابیش با بسامد یکسان به‌کار می‌روند، همگی درست‌ و پذیرفتنی‌اند، ولی آن املایی ترجیح دارد که بسامدش بیشتر باشد («بسامد» یعنی «فراوانی کاربرد»). بسامد «بقچه» با استناد به پیکره‌های زبانی حدوداً شش‌برابرِ «بغچه» است. برای همین است که فرهنگ روز سخن املای «بقچه» را ترجیح داده‌است. خوشبختانه فرهنگستان نیز در دستور خط فارسی (ویراست جدید) ـ گذشته از اغلاطی که همچنان دارد ـ «بقچه» را به‌درستی ترجیح داده‌است.

یادآوری:
۱) «بسامد املایی» همیشه ملاک ترجیح یا درستی نیست و گاهی بررسی‌های تاریخی و ریشه‌شناختی نیز نیاز است. بنابراین تعیین یا ترجیح املای واژه‌ها کاری است کاملاً تخصصی و نیازمند پژوهش‌های زبانی.
۲) اکیداً توصیه می‌کنم برای املا و رسم‌الخطِ واژه‌ها فقط به فرهنگ روز یا فشردۀ سخن ـ که در حال حاضر دقیق‌ترین منابع‌اند ـ مراجعه کنید.
#واژه‌شناسی #املا_رسم‌الخط
۱‌۴‌۰‌‌۲/۱‌‌‌‌‌۱‌/‌۰‌‌۵‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍377👌6🙏1
به‌مناسبت ۲ بهمن
سالروز درگذشت ابوالحسن نجفی

چند روز پیش که در یک فرستۀ ویدیویی توصیه کرده بودم اهل قلم نباید کتاب غلط ننویسیم را بخوانند*، یکی از دانشجویانم برای من ویدیویی فرستاد که در آن، یکی از مدرسان ویرایش به‌مناسبت سالگرد درگذشت ابوالحسن نجفی، کتاب غلط ننویسیم را معرفی می‌کرد و می‌گفت:
این کتاب اولین کتابی است که سعی کرده «غلط» در نگارش را تعریف کند. «غلط» کلمه یا تعبیری است که خلاف قاعده باشد و در متون نوشتاری کهن به‌کار نرفته باشد و در زبان گفتار امروز هم به‌کار نرود و فقط در نوشتار امروز به‌کار رود، مثل کلمۀ «درب»: درب را ببندید. این «درب» فقط در نگارش امروز به‌کار می‌رود؛ نه در نگارش قدیم به‌کار رفته و نه در گفتار امروز به‌کار می‌رود.

چند نکته دربارۀ سخن ایشان:
۱) غلط ننویسیم اولین کتابی نیست که سعی کرده غلط را تعریف کند (ای کاش چنین کاری را می‌کرد)، بلکه تعریف غلط و معیارهای آن را از شخصی به نام محمد زُهَری برداشته و بی‌آن‌که به منبعش اشاره‌ای کند، آن را در کتاب خود آورده‌است (محمد زهری کسی بود که اولین بار در مقدمۀ خود بر کتاب غلط ننویسیم اثر فریدون کار در دهۀ سی ـ تقریباً سی سال قبل از کتاب غلط ننویسیم ابوالحسن نجفی ـ ملاک‌هایی برای درست و غلط نوشت). پس غلط ننویسیم ابوالحسن نجفی اولین کتاب در این مسئله نیست. در ضمن، اینجا مجالی نیست که بگوییم ملاک‌های تقلیدی او نیز خالی از اشکال نیست و جای تأمل فراوان دارد.
۲) اگر چند ثانیه وقت صرف کنیم و فقط در پیکرۀ تاریخی فرهنگستان جست‌وجو کنیم، می‌بینیم که «درب» دست‌کم از قرن دهم در معنای «درِ» امروزی به‌کار رفته‌است: «چون شام شود، درب خانه را مضبوط نمایند» (قاسم هروی، ارشادالزراعه، ص ۲۷۹). پس براساس ملاک‌های خودِ غلط ننویسیم «درب» هم باید درست و پذیرفتنی باشد، چون دست‌کم چهارصد سال است که در متون فارسی به‌کار می‌رود.
۳) من اصراری ندارم که «درب» بنویسیم، بلکه سخنم این است که آن را غلط ندانیم. نیز بدانیم و دیگران را هم آگاه کنیم که چرا اهل زبان «درب» می‌نویسند (زیرا هیچ تغییر و تحولی در زبان بی‌دلیل نیست): ۱) «درب» را معمولاً گونهٔ رسمیِ «در» تلقی می‌کنند. ۲) برای اشتباه نشدنِ «در» با حرف اضافهٔ «در» معمولاً «درب» می‌نویسند. همین.
★ من همچنان معتقدم با آن‌که ابوالحسن نجفی خدمات زیادی به زبان فارسی کرد، ولی ترویج کتاب غلط ننویسیم او خیانت فرهنگی به اهل قلم است، زیرا بیشترِ مطالبِ کتابش غیرعلمی، براساس گمان، یا سلیقۀ شخصی اوست و دستاوردی جز گمراهی ندارد (اینجا را هم بخوانید).
شاید این نظرم برای برخی شگفت‌آور باشد، اما درستی آن را با دلایل و شواهد فراوان در کارگاه‌های ویرایش و دستورزبان زبان‌شناختی نشان داده و اثبات کرده‌ام. چه زیبا گفت ارسطو: من استادم افلاطون را دوست دارم، ولی حقیقت را بیش از او. پس بهتر است تعصب را کنار بگذاریم و ننگریم که که می‌گوید، بنگریم که چه می‌گوید. اگر سخنی حق گفت و درست، سلّمنا. والّا فلا.
#زبان‌شناسی
۱‌۴‌۰‌‌۲/۱‌‌‌‌‌۱‌/‌۰‌‌‌۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍208👌4
غلط ننویسیم؛ فریدون کار.pdf
34.4 MB
فریدون کار، غلط ننویسیم (با مقدمۀ سعید نفیسی و محمد زُهَری)، مؤسسۀ مطبوعاتی شرق، تهران، ۱۳‌۳‌۴

یادآوری:
مطالب این کتابْ غیرعلمی و نادقیق است و خواندن آن به هیچ وجه توصیه نمی‌شود. نشر آن نیز صرفاً برای آگاهی و روشنگری است.
#زبان‌شناسی
۱‌۴‌۰‌‌۲/۱‌‌‌‌‌۱‌/‌۰‌‌‌۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
👍16
۴ کاربرد مهم نقطه‌ویرگول

۱) قبل از جمله‌ای که کامل است، ولی به‌تنهایی به‌کار نمی‌رود و فقط با جملۀ قبل از خود معنا می‌یابد:
- جدایی مانند قطعِ‌عضو است؛ زنده می‌مانی، اما کمتر از پیش هستی. (مارگارت اَتوود)
- در گریختن رستگاری نیست؛ بمان و چیزی از خودت بساز که نشکند. (غزاله علی‌زاده)

۲) قبل از جمله‌ای که کامل است و جملۀ قبل از خود را معنا می‌کند یا بخشی از آن را توضیح می‌دهد:
- بابک به فلسفه علاقه داشت و بیشتر در همین زمینه کتاب می‌خواند؛ این کتاب‌ها در آن زمان کمیاب بود. (علی صلح‌جو، نکته‌های ویرایش)
- در جهان، هیچ چیزِ تازه‌ای دیده نمی‌شود. در حقیقت، تاریخ است که مدام تکرار می‌شود؛ یعنی آنچه می‌بینیم بارها در گذشته اتفاق افتاده‌است. (از اینترنت)

۳) قبل از جمله‌ای که نهاد یا بخشی از آن به قرینه حذف شده باشد:
- آدم‌ها نه دروغ می‌گویند و نه زیر حرفشان می‌زنند؛ اگر چیزی می‌گویند، صرفاً احساسشان در همان لحظه است. (کارلوس فوئنتس)
- رومی‌های قدیم [...] امور خود را به غلام‌ها محوّل می‌نمودند و این دو ضرر داشت؛ یکی این‌که غلام‌ها از روی میل کار نمی‌کردند. دیگر این‌که [...]. (محمدعلی فروغی)

۴) میان دو جملۀ کامل و مستقل که تقابل یا تضادی را نشان می‌دهند:
- زندگی فیلم است؛ مرگ عکس است. (سوزان سانتَگ)
- موفقیت یعنی به‌‌دست آوردن آنچه می‌خواهی؛ خوشبختی یعنی خواستن آنچه به‌‌دست می‌آوری. (دیل کارنِگی)

یادآوری:
در کاربردهای پیش‌گفته، نقطه‌ویرگول فقط میان دو جملۀ مستقل و کامل ‌می‌آید. بنابراین پیش از هرگونه عبارت یا جمله‌های پیرو (= وابسته) نباید نقطه‌ویرگول گذاشت. برای نمونه، در مثال‌های زیر، ویرگول می‌گذاریم،‌ زیرا جمله‌های پایانی از نوع پیرو و وابسته‌اند:
- کسانی هستند که پشت‌سرهم ده‌ دوازده کتاب می‌نویسند، چنان‌که گویی نان‌شیرینی می‌پزند.
- خسرو کتاب معروفش را نوشته‌ بود، همان کتابی که آخرین اثر او به‌شمار می‌رود.
- طاس‌ها بی‌صدا می‌نشستند، بی‌آن‌که حتی چرخ بخورند.
این را هم ببینید: ۳ کاربرد رایج نقطه‌ویرگول.
#نشانه‌گذاری
۱‌۴‌۰‌‌۲/۱‌‌‌‌‌۱‌/‌۰‌‌‌‌۸‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍27👌114👏4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺فریبا پارسایی، ارشد زبان و ادبیات فارسی، ویراستار و نویسنده، از همدان

🎞ویدئو سایر شرکت‌کنندگان:
@Matnook_01
🔰کانال مؤسسه در تلگرام:
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
4👍1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
شش قاعدۀ درصدنویسی

قاعدۀ اول:
۱-۱) همیشه عددِ درصد را حروفی می‌نویسیم: کارمزدِ بیش از چهار درصد رباخواری است. (از اینترنت)
۱-۲) اگر بخواهیم عدد را برجسته یا متمایز کنیم، می‌توانیم آن را رقمی بنویسیم: کارمزدِ بیش از ۴ درصد رباخواری است.
۱-۳) در متن‌های ریاضی یا محاسباتی، همیشه عددِ درصد و سایر اعداد را رقمی می‌نویسیم: اگر عدد ۵۰۰ به‌ اندازۀ ۴ درصد افزایش داشته باشد، نتیجۀ نهایی چقدر می‌شود؟ کافی است عدد ۱٫۰۴ را در ۵۰۰ ضرب کنید. آن‌گاه می‌بینید که نتیجۀ نهایی ۵۲۰ خواهد بود. (از اینترنت)

قاعدۀ دوم:
عدد و درصد را همیشه بافاصله می‌نویسیم، چنان‌که عدد و معدود را بافاصله می‌نویسیم: چهل درصد (۴۰ درصد)، نیم* درصد (۰٫۵ درصد)، سه‌ونیم درصد (۳٫۵ درصد)، دوازده و چهارصدم درصد (۱۲٫۰۴ درصد)، سه و یک‌چهارم درصد (¼۳ درصد). (میان عدد رقمی و واژۀ «درصد» همیشه فاصلۀ جامد می‌زنیم، زیرا بی‌‌فاصله نوشتن عدد و درصد نادرست است.)

یادآوری:
«صددرصد» قید است و همیشه حروفی و بی‌فاصله نوشته می‌شود. وگرنه، عدد و معدود است و بافاصله نوشته می‌شود.
قید: «فرمایش اعلی‌حضرت صددرصد صحیح است» (نادر ابراهیمی، آتش بدون دود، ج ۷، ص ۱۹۶)؛ عسل صددرصد خالص و طبیعی.
عدد و معدود: از نظر علمی و فنی، زمانی که غنی‌سازی به بیست درصد رسید، دیگر تا صد درصد هم می‌تواند پیش برود (از اینترنت)؛ سرمایه‌گذاری، با ۱۰۰ درصد سود سالانه.

قاعدۀ سوم:
الگوی عدد + «درصد» + «-ی» را همیشه با نیم‌فاصله یا بی‌فاصله می‌نویسیم:
۱) وام ۴درصدی؛
۲) افزایش ده‌درصدی حقوق کارمندان در سال جدید.

قاعدۀ چهارم:
عدد و نشانۀ «%» را بی‌فاصله می‌نویسیم: کاهش دامنۀ نوسان سهام از ۵% به ۲%. (از اینترنت)

قاعدۀ پنجم:
نشانۀ «%» را در سمت چپ عدد می‌نویسیم،‌ زیرا در فارسی از راست به چپ می‌خوانیم: ۴۵%.

یادآوری:
۱) از آنجا که نویسهٔ درصد با نویسهٔ اعشار متفاوت است، نوشتن درصد در سمت چپ عدد موجب اشتباه و بدخوانی نمی‌شود.
- نویسهٔ درصد: ۳% (یا ۳٪)؛ ۰٫۲% (یا ۰٫۲٪)
- نویسهٔ اعشار: ۰٫۰۳ (= سه‌صدم)
۲) کد فعال‌سازی نویسۀ اعشار در وُرد 066B است.

قاعدۀ ششم:
نشانۀ «%» و واژۀ «درصد» را با هم نمی‌نویسیم.
درست: طبق آمار، ۵% مردم ایران بیکارند.
درست: طبق آمار، پنج درصد مردم ایران بیکارند.
نادرست: طبق آمار، ۵% درصد مردم ایران بیکارند.

نکته:
فرهنگستانِ اول «درصد» را برای «پورسانتِ» فرانسوی تصویب کرد که هردو کمابیش رایج‌اند، ولی فرهنگستان فعلی «درصدانه» را تصویب کرد که اقبالی نیافت.
#فاصله‌گذاری #املا_رسم‌الخط
‌‌۱‌۴‌‌۰‌‌۰‌‌/‌۰۱/‌‌۲‌۱‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍19👏3👌32
واژه‌شناسی «زمستان»

«زمستان» از دو بخش تشکیل شده‌است:
زَم*: برف و سرما؛
ـ‌ستان: پسوندوارهٔ زمان.
در نتیجه، «زمستان» یعنی «زمان سرما».
★ «زمهریر» هم یعنی «سرمای سخت».
#واژه‌شناسی
۱‌۴‌۰‌‌۲/‌۱‌‌‌‌‌۱‌/‌۱۳‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
37👍21👌9
🧠۴ روش عملی برای ارتقای هوش زبانی

فهرست
۱) هوش زبانی چیست؟
۲) هوش زبانی بر چه پایه‌ای استوار است؟
۳) چه کسانی باید هوش زبانی خود را تقویت کنند؟
۴) افزایش هوش زبانی چه سودی دارد؟
۵) چگونه هوش زبانی خود را افزایش دهیم؟

ادامه را در این پست اینستاگرام متنوک بخوانید: 👇
https://www.instagram.com/reel/C24Is-LtFyE/?igsh=MTdydGRlZDB4YXNjcg==
#زبان‌شناسی
۱‌۴‌۰‌‌۲/‌۱‌‌‌‌‌۱‌/‌۱‌۴‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
👍92👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺فضیلت خسروی، ارشد مترجمی زبان انگلیسی، مترجم و نویسنده، از تهران

🎞ویدئو سایر شرکت‌کنندگان:
@Matnook_01
🔰کانال مؤسسه در تلگرام:
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
3👍2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲ نکتۀ دستوری و نشانه‌گذاری

بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام

ویدئو شرکت‌کنندگان قبلی:👇
https://news.1rj.ru/str/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com
👌6
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساختار جمله‌های بی‌فعل (شبه‌جمله‌ها)

بخشی از کارگاه آنلاین ویرایش متنوک
مدرس: سید محمد بصام

ویدئو شرکت‌کنندگان قبلی:👇
https://news.1rj.ru/str/Matnook_01
کانال مؤسسهٔ متنوک:👇
@Matnook_com
👌6👍5
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
دربارۀ «بچه» و «بچگانه»

واژۀ «بچه»، در فارسی میانه (= دورۀ اشکانی و ساسانی)، «وچَّگ» (waččag) بوده و در فارسی نو (= فارسیِ پس از اسلام)، به‌صورت «بچّـَ» (bačča) درآمده (با تبدیل «و» به «ب» و حذف «گ») و سپس با املای «بچه» نوشته شده‌است. بنابراین هنگامی که «-انه»یِ صفت‌ساز به آن افزوده می‌شود، «گ»، که جزو واژه بوده‌ و حذف شده‌است، دوباره به تلفظ می‌آید و در خط نوشته می‌شود. پس «بچه» + «-انه» می‌شود «بچگانه». ازاین‌رو املای *بچه‌گانه نادرست است. «بچه» + «-ی» نیز با املای «بچگی» نوشته می‌شود، نه *بچه‌گی.
#واژه‌شناسی #املا_رسم‌الخط
۱‌۳‌۹‌‌۹‌/‌۱‌۰‌‌/‌۲‌‌‌‌۸‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍42👌113
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
یک نکتۀ فاصله‌گذاری!

گروه‌های نحوی همیشه بافاصله نوشته می‌شوند و واژه‌ها همیشه با نیم‌فاصله یا بی‌فاصله:
«روی هم» (گروه و بافاصله):
- «کمال [...] لب‌هایش خودبه‌خود روی هم جنبید.» (جمال میرصادقی، درازنای شب، ص ۲۲۸)
- روان در دست‌وپای هم فتادند/ به عزت روی هم را بوسه دادند (هلالی جغتایی، دیوان، ص ۲۹۳)

«روی‌هم» (واژه/ قید و با نیم‌فاصله):
- «تفنگچی‌هایمان روی‌هم چند نفرند؟» (محمود دولت‌آبادی، کِلیدر، ج ۱۰، ص ۲‌۶‌۷۷)

یادآوری:
«روی‌هم‌روی‌هم» و «روهم‌روهم» نیز قیدند و کاملاً با نیم‌فاصله نوشته می‌شوند:
- «سربازها روی‌هم‌روی‌هم زیر یک چادر تل‌انبار می‌شدیم.» (محمود دولت‌آبادی، کِلیدر، ج ۳، ص ۸۳۹)
- «حکیم بهش گفت پرهیز کنه چیزایی که واسش [واسه‌ش] بده و هله‌هوله و روهم‌روهم [...] نخوره.» (جعفر شهری، شکر تلخ، ص ۳۱۰)
‌۱‌‌۴‌۰‌۱‌/‌‌۰‌۵/‌‌‌۱‌۵‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍208
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
دو روش فعال‌سازی نیم‌فاصلۀ استاندارد در وُرد

روش اول:
در هر وُردی، این مراحل را برای فعال کردن نیم‌فاصله طی کنید:
INSERT (منو) → Symbol → More Symbols... → Special Characters → No-Width Optional Break → Shortcut Key... → Press new shortcut key → Assign.

روش دوم:
گرفتن هم‌زمان کلیدهای Ctrl + Shift + 2. با این روش می‌توانید در همۀ برنامه‌های ویندوز نیز (مانند تلگرام دسکتاپ و ...) نیم‌فاصلۀ استاندارد بزنید.

یادآوری:
۱) هرگز برای درج نیم‌فاصله از - + Ctrl و دیگر کلیدها استفاده نکنید.
۲) در صفحه‌کلید فارسی استاندارد (FAS: Persian (Standard) Keyboard)، که در ویندوزهای هشت به بالا هست و فقط باید به‌عنوان صفحه‌کلید پیش‌فرض انتخاب شود، Shift + Space نیم‌فاصلۀ استاندارد می‌زند.
#ورد
‌۱‌‌۴‌۰‌۱‌/‌‌۰‌۵/‌‌‌۲‌۲‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍23
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
دربارۀ «هندسه» و «مهندس»
به‌مناسبت ۵ اسفند، روز مهندس
بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی

۱) واژۀ «اندازه» (در فارسی میانه، handāčak) از فارسی به عربی رفته و به «هندسه» تبدیل شده‌است: «و این کلمه [= «هندسه»] پارسی است؛ اصلش اندازه بوده‌است و عرب در زبانِ خویش آن را هندسه کرده‌اند.» (یواقیت‌العلوم، ج ۳، ص ۲۴۵) سرانجام با این چهرۀ جدید به فارسی برگشته‌‌ و در آغاز، طبق تعریف ابوریحان بیرونی، به این معنا بوده‌است: «هندسه چیست؟ دانستن اندازه‌ها و چندی یک از دیگر و خاصیت صورت‌ها و شکل‌ها که اندر جسم موجود است.» (التفهیم، ص ۳) بنابراین «هندسه» عربی‌شدۀ «اندازه» است.

۲) واژۀ «مهندس» نیز از روی «هندسه» ساخته شده (← لسان‌العرب، مادّۀ «هندس») و در فارسی رواج یافته‌است. «مهندس» افزون‌ بر «هندسه‌دان» به معنای «اندازه‌گیرندۀ زمین، آبراه‌ها، و قنات» بوده و در معنای «نجار، بنّا، و معمار» نیز به‌کار می‌رفته‌است:
قرن ۵: «قصر سلطان میان قاهره است [...] مهندسان آن را مساحت کرده‌اند؛ برابرِ شهرستان مَیّافارقین است.» (سفرنامۀ ناصرخسرو، ص ۷۷)
قرن ۷: «مَلِکی بود ظالم و خواست تا قصری بنا کند. پس مهندسان را بخواند.» (جوامع‌الحکایات، ج ۲، ص ۳۶۵)
قرن ۱۰: مهندس از پی کاشی‌تراشی/ ز ماه و خور نموده خشت‌ کاشی (فتوحات شاهی، ص ۱۷۴)
#واژه‌شناسی
۱‌۴۰‌۱/‌۱‌۲‌/‌۰‌‌۶‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👏14👍94👌4
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چگونه در وُرد یک جمله یا عبارت را با یک کلیک انتخاب کنیم؟
#ورد
۱‌۴۰‌۱/۱‌‌۱/‌۲‌‌‌۴‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍132👌2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
شیوه‌های_فرهنگ‌نویسی_در_لغت‌نامۀ.pdf
455.9 KB
به‌مناسبت ۷ اسفند
سالروز درگذشت علی‌اکبر دهخدا

علی‌اشرف صادقی، «شیوه‌های فرهنگ‌نویسی در لغت‌نامۀ دهخدا»، مجلۀ فرهنگ‌نویسی، ش ۲ (مهرماه ۱۳۸۸)، ص ۲-۳۹
#زبان‌شناسی #ادبیات
۱۳‌۹‌۸/۱‌۲/۰‌۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
5👌2👍1👏1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
دربارۀ «بی‌تفاوت»

در کتاب غلط ننویسیم (در مدخل «بی‌تفاوت»،‌ ص ۸۵) آمده‌است: «بی‌تفاوت [...] که براثر گرته‌برداری [...] در نیم قرن اخیر در رسانه‌ها و نوشته‌ها کم‌وبیش متداول شده، غلط است و به‌جای آن باید گفت بی‌اعتنا، بی‌علاقه، بی‌توجه، لاقید، و نظایر این‌ها.»

این سخن یکی از ده‌ها تجویز نادرست و غیرعلمی این کتاب است که پس از تقریباً چهل سال همچنان در کتاب‌ها و کارگاه‌های ویرایش تکرار و از آن تقلید می‌شود. در ادامه، دلیل نادرستی این سخن و درستی «بی‌تفاوت» را می‌آموزیم.

۱) ساختِ صفتِ «بی‌تفاوت» «بی-» + اسم است. این‌ صفت‌ها را می‌توان به دو دسته‌ تقسیم کرد.
دستۀ اول: صفت‌هایی که موصوف آن‌ها فاقد چیزی‌اند: «بی‌ادب» (آن‌که ادب ندارد)؛ «بی‌خاصیت» (آنچه خاصیت ندارد).

دستۀ‌ دوم: صفت‌هایی که ویژگی‌ کسی یا چیزی را بیان می‌کنند: «بی‌ناموس» (ویژگی آن‌که از لاابالی‌گری یا کارهای نامشروع پرهیز نمی‌کند، نه آن‌که ناموس ندارد).
همچنین: «بی‌امان»،‌ «بی‌امانت»، «بی‌جا»، «بی‌فکر»، «بی‌کله»، «بی‌‌نماز»، و ... . «بی‌تفاوت» نیز از همین دسته است.

۲) «بی‌تفاوت» معمولاً در سه معنای کمابیش مترادف به‌کار می‌رود که از آن‌ها معنای اول و دوم رایج‌تر است:
- ویژگی کسی است که در برابر هیچ‌کس یا هیچ‌ چیزی احساس مسئولیت نمی‌کند و واکنشی نشان نمی‌دهد.
- ویژگی کسی است که تحت تأثیر عوامل یا شرایطی همه‌چیز برایش یکسان است.
- ویژگی کسی است که نه اهل جانبداری است و نه مخالفت؛ خنثاست.

۳) «بی‌تفاوت» را می‌توان با «بی‌طرف» (impartial) مقایسه کرد، زیرا «بی‌طرف» نیز ویژگی کسی است که از دو یا چند طرفِ دعوا از هیچ‌یک جانبداری نمی‌کند، نه این‌که فاقد «طرف» است. بنابراین اگر «بی‌تفاوت» غلط باشد، «بی‌طرف» و ده‌ها واژۀ مشابه آن نیز غلط‌اند و اگر واژه‌های مشابه آن درست‌ باشند، «بی‌تفاوت» نیز درست است. هردو را بسنجید با «بی‌انضباط» (indiscipliné)، «بی‌قیدوشرط» (inconditionné)، «بی‌تناسب» (disproportionné)، و مانند این‌ها که همگی گرده‌برداری (ترجمۀ قرضی) و درست‌اند.

۴) شواهد «بی‌تفاوت»
۴-۱) شواهد بی‌نشان و پسندیده
- «دنيای هزار و يک شب، از همان آغازِ گيرودارِ مجادلاتِ معتزله، نسبت‌به عشق [...] نمی‌‏توانسته‌است بی‏‌تفاوت‏ مانده باشد.» (عبدالحسین زرین‌کوب، از کوچۀ رندان، ص ۱۷۷) (وی،‌ در همین منبع،‌ تعبیر «بی‌‌تفاوتی رندانه» را برای حافظ به‌کار برده‌است.)

- «ميان كوچه زنی را می‌‏بيند كه مَشک به دوش گرفته‌است. علی عليه‌السلام آدمی نيست كه بی‌‏تفاوت‏ از كنار اين مناظر بگذرد.» (مجموعه آثار شهید مطهری، ج ۲۳، ص ۱۴۳)

- «پدر [...] راضی و بی‌‌تفاوت است؛ هم برنده است هم بازنده؛ - حرف زدنِ نرگس آرام است و بی‌تفاوت؛ - بی‌تفاوت دَمِ بار ایستاده بود.» (از منابع گوناگون داستانی، از فرهنگ بزرگ سخن، ذیل سرواژۀ «بی‌تفاوت»)

۴-۲) شواهد نشان‌دار و ناپسند
- «فکر این‌که بعدها در حق کسی نیکوکاری بکنم یا [...] شیرۀ جانشان را بمکم، در آن دقیقه،‌ بی‌شک برایم بی‌تفاوت بود.» (فئودور داستایِفسکی، جنایت و مکافات، ترجمۀ مهری آهی، ص ۶۱۱)
ترجمۀ پسندیده و طبیعی: ... برایم یکسان بود؛ برایم فرقی نداشت.

- «اگر من مهره‌های چوبی [شطرنج] را با مهره‌های عاج عوض کنم، این تغییر در نظام بازی بی‌تفاوت است.» (هرمز میلانیان، آزادی و بند در زبان و مقالات دیگر (گردآوردۀ احمد خندان)، ص ۴۱)
تعبیر پسندیده و طبیعی: ... در نظام بازی تأثیری ندارد؛ ... در نظام بازی تفاوتی ندارد.

یادآوری:
فرهنگستان، در حوزۀ روان‌شناسی و علوم سلامت، واژۀ «بی‌احساسی» را برای apathy تصویب کرده، اما برای erotic apathy تعبیر «بی‌تفاوتی شهوانی» را تصویب کرده‌است. این نشان می‌دهد که «بی‌تفاوت» نیز به‌طور کلی در زبان پذیرفته و متداول شده‌است و کاربرد آن اشکالی ندارد. بر پایۀ جست‌وجوی گوگل نیز بسامد «بی‌تفاوت»، تا چهار برابر، بیشتر از سایر واژه‌های مترادف آن است.

۵) می‌دانیم که اهل زبان هر واژه‌ای را برای نیازی یا بیان مقصودی به‌کار می‌برند و معمولاً دو واژهٔ عیناً مترادف در زبان وجود ندارد. برای مثال، واژه‌هایی که در ادامه آمده‌اند کمابیش مترداف‌اند، ولی نمی‌توان همیشه و همه‌جا از آن‌ها به‌جای هم استفاده کرد: بی‌اعتنا، بی‌توجه، بی‌تفاوت، بی‌مسئولیت، بی‌رگ، بی‌عار، بی‌خیال، بی‌فکر، بی‌احساس، بی‌انگیزه، بی‌قید. این واژه‌ها، افزون بر تفاوت معنایی، ممکن است تفاوت کاربردی ـ سبکی نیز داشته باشند.

۶) در نتیجه، از آنجا که «بی‌تفاوت» مانند صدها واژۀ گرده‌برداری‌شدۀ دیگر در گفتار و نوشتارِ امروز کاملاً رایج شده‌است، پذیرفتنی و درست است و کاربرد بجای آن اشکالی ندارد.
#ویرایش_زبانی #گرده‌برداری #واژه‌شناسی
۱۳‌۹۹/۰‌۱/۱‌۱‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
aparat.com/v/1EtiD
👍14👌106👏4
واژۀ «نسکافه» (Nescafé) از ترکیب دو واژۀ «نِستْله» (Nestlé) و «کافه» (café) ساخته شده‌است. این‌گونه واژه‌ها را «آمیزه» می‌نامند و به فرایند ساخت آن‌ها، که یکی از شیوه‌های معمول واژه‌سازی است، «آمیزه‌سازی» می‌گویند. چند نمونۀ دیگر:
آشغالانس: آشغال + آمبولانس؛
پیکاژو: پیکان + پژو؛
توانیر: تولید و انتقال نیرو؛
تَوَرکود: تورم + رکود؛
خصولتی: خصوصی + دولتی؛
رزمایش: رزم + آزمایش؛
ضابلو: ضایع + تابلو؛
عکاشی: عکس + نقاشی؛
فجازی: فضای مجازی؛
فوتسال: فوتبال + سالن؛
مارموذ: مارمولک / مار + موذی؛
مُشانیر: مشاور نیرو؛
نَثم: نثر + نظم؛
نستعلیق: نسخ + تعلیق؛
ویرگولاستار: ویرگول + ویراستار.
#واژه‌شناسی #دستورزبان
سید محمد بصام
@Matnook_com
37👍26👏9👌8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺شایان کوشان‌فر، کارشناسی روان‌شناسی، از بروجرد

🎞ویدئو سایر شرکت‌کنندگان:
@Matnook_01
🔰کانال مؤسسه در تلگرام:
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍1