کاش یکی بود میگفتم دلم براش تنگ شده
ولی در لحظه، دلم حتی برای هیچکس تنگ نشده!
ولی در لحظه، دلم حتی برای هیچکس تنگ نشده!
نمیدونم با آدمی که نسبتا روان سالم تری داره در ارتباط هستید یا نه
اما واقعا لذت بخشه.
نه بچه بازیای، نه قهری، نه از اینا که به من چه خودت بفهمای و کلی چیزای دیگه...
اصلا حال آدم دگرگون میشه.
اما واقعا لذت بخشه.
نه بچه بازیای، نه قهری، نه از اینا که به من چه خودت بفهمای و کلی چیزای دیگه...
اصلا حال آدم دگرگون میشه.
Forwarded from غیر متعارف (Farzad)
تو میپرسی چرا ترک شدن را تجربه میکنیم، چرا شکست را؟ شاید پاسخ این باشد که ترک و شکست، درسی است که ما باید بارها و بارها درک کنیم تا معنای ماندن و پیوند را دریابیم. شاید باید ترک شویم تا در دنیایی دیگر، ماندن را انتخاب کنیم؛ و شاید ما هم در جهانی دیگر، کسانی را ترک کردهایم تا آنها نیز در چرخهای دیگر، به عشق حقیقی دست یابند.
منِ درحال تکامل
The White Buffalo – House Of Pain
امیدوارم این موزیکو درک نکنید.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اجرای زنده ترانه «وای که دلم»
احمدرضا نبی زاده.
احمدرضا نبی زاده.
دلم عروسک پو چشم غمگین میخواد.
همش سعی میکنم به خودم بگم نگین بس کن بچه شدی؟ اما موفق نمیشم! میخوام.
همش سعی میکنم به خودم بگم نگین بس کن بچه شدی؟ اما موفق نمیشم! میخوام.
یکی از احساساتی که توی بزرگسالی به شدت دستخوش تغییر میشه، دلتنگیه.
خبری از بیقراری نیست، فقط یهو وسط رانندگی یا خوردن غذا، حس میکنی ته دلت خالی شد.
چند ثانیهای توو خلا میگذره بعد کمکم از جات بلند میشی و وانمود میکنی همه چی اوکیه.
خبری از بیقراری نیست، فقط یهو وسط رانندگی یا خوردن غذا، حس میکنی ته دلت خالی شد.
چند ثانیهای توو خلا میگذره بعد کمکم از جات بلند میشی و وانمود میکنی همه چی اوکیه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
if you were going to ask me what my biggest fear is
I'd tell you:
it's just existing...
I'd tell you:
it's just existing...
اطرافیانم یجوری تعجب میکنن که من چطور انقدر ریلکس و بدون ترس صحنه های جراحی و خون و خونریزی و پرونده های جنایی میبینم
و حتی لذتم میبرم از تماشای همچین صحنه هایی که واقعا درکشون نمیکنم...
دوستان ذات بشر همینه.عادت و سازش،وقتی یچیز هی واسمون تکرار میشه و هی باهاش مواجه میشیم طبیعتا اولش بهش واکنش بدی نشون میدیم ولی هرچی میگذره بیشتر بهش عادت میکنیم،و بعد یه مدت حتی ممکنه لذت ببریم یا بهش بخندیم.
دقیقا همینجوری که به دردا و بدبختی ها و ترسهامون عادت کردیم. :)
و حتی لذتم میبرم از تماشای همچین صحنه هایی که واقعا درکشون نمیکنم...
دوستان ذات بشر همینه.عادت و سازش،وقتی یچیز هی واسمون تکرار میشه و هی باهاش مواجه میشیم طبیعتا اولش بهش واکنش بدی نشون میدیم ولی هرچی میگذره بیشتر بهش عادت میکنیم،و بعد یه مدت حتی ممکنه لذت ببریم یا بهش بخندیم.
دقیقا همینجوری که به دردا و بدبختی ها و ترسهامون عادت کردیم. :)
Ghazi
Shahin Najafi
حالا که مرثیه خونِ قتل گلهام
شبو از تو پس میگیرم واسه فردام...
شبو از تو پس میگیرم واسه فردام...
نمیدونم چه توقعی داشتم ولی یک چیز رو میدونم دوستان عزیز، اونهم اینکه در کل نباید توقعی داشت.