دلم میخواد فقط و فقط با آدمایی که ازشون خوشم میاد در ارتباط باشم. اما بعضی وقتا نمیشه، یا نمیتونم یا امکانش نیست.
Forwarded from Hidden Chat
تو این چندسال ، واقعا این فصل یه انتظار دیگه ای برای شروعش دارم
Forwarded from یادداشتهایشِلبی.
اون نسخههایی که برای بقیه میپیچید رو خودتون استفاده کنید بعد اگر ضرر نداشت پیشنهاد کنید.
Forwarded from من چراغها را روشن میکنم.
اگه هر روز، یادم بیاد چه روزایی رو از سر گذروندم، خیلی خوشحال میشم که الان اینجام. حداقل این روزا، اندازه اون روزا سخت نیست.
آره خب یهچیزایی هم تموم شده اما نه مغزمون فراموشش میکنه نه قلبمون.
دنبال راهی میگردیم که دوباره بتونیم بهش برگردیم، اما خب به هر دلیلی نمیشه.
اون خوشحالی و اون شوق مخصوص همون موقع بود که گذشت. شاید الان بهترین کار اینه که دنبال یه راه جدید برای حال خوب داشتن بگردیم. و به خودمون مدام بگیم عیبی نداره گذشت.
دنبال راهی میگردیم که دوباره بتونیم بهش برگردیم، اما خب به هر دلیلی نمیشه.
اون خوشحالی و اون شوق مخصوص همون موقع بود که گذشت. شاید الان بهترین کار اینه که دنبال یه راه جدید برای حال خوب داشتن بگردیم. و به خودمون مدام بگیم عیبی نداره گذشت.
دیشب قبل از خوابیدنم از خدا خواستم اگه قراره اون اتفاق خوبه بیوفته بهم یه خواب خوب نشون بده، اگه که نه، یه خواب بد.
توو خوابم منو برد به هفت سال پیش،اونموقعی که همهچی خوشحالکننده بود. یعنی ازین بهتر نمیشد.
توو خوابم منو برد به هفت سال پیش،اونموقعی که همهچی خوشحالکننده بود. یعنی ازین بهتر نمیشد.
قبلا آرزو داشتم یه لپتاپ داشته باشم بتونم برنامهنویسی یاد بگیرم. هرروز زندگیم، از صبح تا شب فکرش توو سرم بود.
الان که داشتم کد میزدم یه لحظه یاد اون روزا افتادم، یه لبخندی اومد رو صورتم چون دیدم دارم آرزومو با عشق زندگی میکنم.
میخوام یه روزم بنویسم که به آرزوهایی که همین الان توی ذهنمه هم رسیدم.
الان که داشتم کد میزدم یه لحظه یاد اون روزا افتادم، یه لبخندی اومد رو صورتم چون دیدم دارم آرزومو با عشق زندگی میکنم.
میخوام یه روزم بنویسم که به آرزوهایی که همین الان توی ذهنمه هم رسیدم.
Forwarded from Ending
حتی هورمونای بدن خودت هم ناراحتت میکنن دختر جون. چه انتظاری از بقیه داری واقعا