بررسی اثر سرعت ابزار بر سختی و تنش پسماند در جوشکاري اصطکاکی اغتشاشی آلیاژ آلومینیوم 2024-T351 با روش تجربی و شبیه سازی عددی
👇👇👇👇👇💥
👇👇👇👇👇💥
Forwarded from far!d_i
جوشکاری اصطکاکی اغتشاشی.pdf
1.3 MB
جزوه طراحی سازه های فولادی به روش ضرایب بار و مقاومت👇👇👇
Forwarded from Farshad Khani💠
Steel Structure Design.pdf
5.5 MB
👆🏿👆🏿👆🏿👆🏿👆🏿👆🏿👆🏿👆🏿
© ﺍﯾـــﺮﺍﻥ ◄ ﻧﯿﻤﺎ ﺍﺭﮐﺎﻧﯽ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ
• ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ؛ ۰۶ﻣﻬﺮ ۱۳۹۴ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ 28/09/2015
● ﻧﯿﻤﺎ ﺍﺭﮐﺎﻧﯽ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﺗﺼﺪﯼ ﺑﺮ ﮐﺮﺳﯽ ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ
" ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﭘﺮﯾﻨﺴﺘﻮﻥ" ﺟﺎﯾﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻓﺮﺩ
ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﺸﺪ ﻭ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ
ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ ﺑﻌﺪﯼ، ﯾﮏ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ؟
ﻧﯿﻤﺎ ﺍﺭﮐﺎﻧﯽ ﺣﺎﻣﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻫﺎﺭﻭﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺍﺭﺍﯼ
ﮐﺮﺳﯽ ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﭘﺮﯾﻨﺴﺘﻮﻥ ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻦ ﮐﺮﺳﯽ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ
1933 ﺗﺎ 1955 ﺩﺭ ﺍﻧﺤﺼﺎﺭ ﺁﻟﺒﺮﺕ ﺍﻧﯿﺸﺘﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻋﻼﻡ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺭﮐﺎﻧﯽ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﻋﻮﺕ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ
ﻃﺮﺡ ﺗﻮﻧﻞ ﺷﺘﺎﺏ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺳﻮﺋﯿﺲ (LHC ) ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺎﻟﻎ ﺑﺮ 5
ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﻻﺭ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ، ﺭﻫﺒﺮﯼ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ
ﺑﺎﺷﺪ .
ﺗﻼﺵ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺍﺑﺮ ﺭﯾﺴﻤﺎﻥ ﮐﻪ ﺍﺧﯿﺮﺍً ﺍﻋﻼﻡ ﺷﺪﻩ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ
ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﻫﺪ ﺫﺭﺍﺕ، ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻣﻮﺍﺩ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﺑﻠﮑﻪ
ﺣﻠﻘﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺗﻌﺸﯽ ﮐﻪ ﺭﯾﺴﻤﺎﻥ ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ ﺑﺨﺶ
ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ .
ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺭﮐﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺗﮑﻤﯿﻞ ﺍﯾﻦ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﯾﺴﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﺩﺭ
11 ﺑُﻌﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ 3 ﺑُﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﻢ
ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﻨﯿﻢ، ﻭﺟﻮﺩ ﺑُﻌﺪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺑُﻌﺪ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺛﺒﺎﺕ
ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻭ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ 7 ﺑُﻌﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﮐﺎﻣﻠﯽ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻧﺸﺪﻩ
ﺍﺳﺖ .
ﺍﺭﮐﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﻭ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺩﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﻤﻮﭘﻠﻮﺱ
(Dimopoulos ) ﻭ ﻭﺍﻟﯽ (Dvali ) ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺍﯼ ﺍﺭﺍﺋﻪ
ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﺍﯾﻦ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ
ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎﺋﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﮔﺮﺍﻧﺶ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ
ﺍﺛﺮ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ، ﻗﺎﺑﻞ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ .
ﺗﺌﻮﺭﯼ ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺭﮐﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﻭ ﻓﯿﺰﯾﮑﺪﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ
ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺪﻝ ADD، (Arkani-Dvali-Dimopoulos ) ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺍﺭﮐﺎﻧﯽ ﻭ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻧﺶ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻧﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺷﺘﺎﺏ ﺩﻫﻨﺪﻩ
ﻫﺎﺭﺩﻥ ( LHC) ﻣﺪﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﮐﻨﻨﺪ .
ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺗﺤﻮﻝ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺩﺭ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺫﺭﺍﺕ ﺑﻪ
ﻭﺟﻮﺩ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ
© ﺍﯾـــﺮﺍﻥ ◄ ﻧﯿﻤﺎ ﺍﺭﮐﺎﻧﯽ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ
• ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ؛ ۰۶ﻣﻬﺮ ۱۳۹۴ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ 28/09/2015
● ﻧﯿﻤﺎ ﺍﺭﮐﺎﻧﯽ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﺗﺼﺪﯼ ﺑﺮ ﮐﺮﺳﯽ ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ
" ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﭘﺮﯾﻨﺴﺘﻮﻥ" ﺟﺎﯾﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻓﺮﺩ
ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﺸﺪ ﻭ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ
ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ ﺑﻌﺪﯼ، ﯾﮏ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ؟
ﻧﯿﻤﺎ ﺍﺭﮐﺎﻧﯽ ﺣﺎﻣﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻫﺎﺭﻭﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺍﺭﺍﯼ
ﮐﺮﺳﯽ ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﭘﺮﯾﻨﺴﺘﻮﻥ ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻦ ﮐﺮﺳﯽ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ
1933 ﺗﺎ 1955 ﺩﺭ ﺍﻧﺤﺼﺎﺭ ﺁﻟﺒﺮﺕ ﺍﻧﯿﺸﺘﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻋﻼﻡ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺭﮐﺎﻧﯽ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﻋﻮﺕ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ
ﻃﺮﺡ ﺗﻮﻧﻞ ﺷﺘﺎﺏ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺳﻮﺋﯿﺲ (LHC ) ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺎﻟﻎ ﺑﺮ 5
ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﻻﺭ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ، ﺭﻫﺒﺮﯼ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ
ﺑﺎﺷﺪ .
ﺗﻼﺵ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺍﺑﺮ ﺭﯾﺴﻤﺎﻥ ﮐﻪ ﺍﺧﯿﺮﺍً ﺍﻋﻼﻡ ﺷﺪﻩ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ
ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﻫﺪ ﺫﺭﺍﺕ، ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻣﻮﺍﺩ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﺑﻠﮑﻪ
ﺣﻠﻘﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺗﻌﺸﯽ ﮐﻪ ﺭﯾﺴﻤﺎﻥ ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ ﺑﺨﺶ
ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ .
ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺭﮐﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺗﮑﻤﯿﻞ ﺍﯾﻦ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﯾﺴﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﺩﺭ
11 ﺑُﻌﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ 3 ﺑُﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﻢ
ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﻨﯿﻢ، ﻭﺟﻮﺩ ﺑُﻌﺪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺑُﻌﺪ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺛﺒﺎﺕ
ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻭ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ 7 ﺑُﻌﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﮐﺎﻣﻠﯽ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻧﺸﺪﻩ
ﺍﺳﺖ .
ﺍﺭﮐﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﻭ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺩﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﻤﻮﭘﻠﻮﺱ
(Dimopoulos ) ﻭ ﻭﺍﻟﯽ (Dvali ) ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺍﯼ ﺍﺭﺍﺋﻪ
ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﺍﯾﻦ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ
ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎﺋﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﮔﺮﺍﻧﺶ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ
ﺍﺛﺮ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ، ﻗﺎﺑﻞ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ .
ﺗﺌﻮﺭﯼ ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺭﮐﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﻭ ﻓﯿﺰﯾﮑﺪﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ
ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺪﻝ ADD، (Arkani-Dvali-Dimopoulos ) ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺍﺭﮐﺎﻧﯽ ﻭ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻧﺶ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻧﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺷﺘﺎﺏ ﺩﻫﻨﺪﻩ
ﻫﺎﺭﺩﻥ ( LHC) ﻣﺪﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﮐﻨﻨﺪ .
ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺗﺤﻮﻝ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺩﺭ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺫﺭﺍﺕ ﺑﻪ
ﻭﺟﻮﺩ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ
الکترودهای پوشش دار
جوشکاري قوس الکتريکي براي اولين بار وبا الکترود زغالي در سال 1881 ميلادي انجام شد0 و 7 سال بعد ،يعني در سال 1888 ميلادي ،الکترود زغالي با يک ميله فولادي لخت جايگزين گرديد .کيفيت اتصال به مراتب از قبل بهتر شده بود، اما ورود گازهاي موجود در اتمسفر، به ويژه اکسيژن و نيتروژن به صورت غير قابل کنترل به داخل مذاب جوش و تاثيرات متالورژيکي و مکانيکي آن ها،کيفيت دروني جوش را به سبب ايجاد ترددي و سختي و شکنندگي بيش از حد ونيز وجود حفرات گازي داخلي ،به شدت کاهش مي داد. علاوه برآن ،قطع ووصل شدن هاي قوس ،حالتي ناپايدار پديد آورد که براي اين منظور ،به يک جوشکار با مهارت هاي بالا نيازبود.درضمن جرقه هاي جوشي که به اطراف پاشيده مي شد، کيفيت سطح فلز و ايمني جوشکار را به خطر مي انداخت، از اين رو در سال 1904 براي نخستين بار در سوئد ،روپوشي از آهک همراه با افزودني هاي ديگر به روي مفتول فلزي لخت چسبانده شد که مشکلات گفته شده را تا حدي کاهش داد. اين فرآيند تا سال 1950 سير ترقي خود را پيمود تا در اين دهه، شناخت نسبتا کاملي از روپوشها مزايا و محدوديت هاي هر کدام به دست آمد.آن چه مشخص است، هرچه پوشش الکترود ضخيم تر باشد ،جوش از کيفيت بالاتري برخودار خواهدبود ،اما قيمت تمام شده توليد آن نيز بيشتر خواهدشد.
جنس مفتول فلزی الکترود(مغزی الکترود)
با وجود آن که براي دستيابي به يک جوش مناسب، نزديک بودن ترکيب شيميايي الکترود به ترکيب شيميايي فلز پايه از اهميت ويژه اي برخوردار است، اما وجود پوشش هاي متنوع وفراوان، سبب شده تا سازندگان الکترود فقط از تعداد معدودي مغزي الکترود (با تنوع محدود ) براي توليد صدها نوع الکترود اقدام نمايند.عوامل چسباننده که باعث خميري شدن و چسبيدن پوشش روي مغزي مي گردند، مثل سيليکات سديم و سيليکات پتاسيم و يا چسب نشاسته .
الکترود سلولزی
بيش از 40 درصد وزني پوشش اين نوع الکترودها را سلولز تشکيل مي دهد که در اثر سوختن ،مقدار زيادي هيدروژن واکسيد کربن آزاد مي کند. گازهاي حاصل حوضچه مذاب وقوس الکتريکي را از نفوذ گازهاي مخرب موجود در اتمسفر محافظت مي نمايند .از اين رو ،استفاده از اين خانواده الکترودها ،اغلب در جوشکاري پاس ريشه خطوط لوله انتقال نفت و گاز و ساير سيالات که در فضاي باز انجام مي شوند کاربرد وسيعي پيدا کرده است .وجود گازهاي فعال آزاد شده حاصل ازسوختن سلولز مثل هيدروژن و اکسيد کربن ،درداخل حوضچه جوش، علاوه بريونيزاسيون آن ها که قوسي با ولتاژ بالا پديد مي آورند،به دليل انرژي فزاينده خود ،حرارت حوضچه جوش را نيز تاحد قابل توجهي افزايش داده وسبب نفوذ بسيار خوب جوش مذاب درداخل ساختار فلز پايه مي گردند(الکترودهاي نفوذي) .نظربه اين که اغلب حجم مواد تشکيل دهنده پوشش هاي سلولزي را مواد فرار و سوزنده تشکيل مي دهند، در نتيجه ،سرباره حاصل از جوشکاري با اين الکترودهاکه روي جوش تشکيل مي شود ،بسيار نازک و غير چسبنده بود وبه آساني ازسطح جوش برداشته مي شود.
تاثير رطوبت بر روکش الکترودها
وجود رطوبت بيش ازحد در روپوش الکترود، معايب بسياري را در جوش به دست آمده ايجاد مي کند، به همين دليل بايد در خشک نگه داشتن الکترودها کوشش بسياري به عمل آورد .به طور کلي ،الکترودها پس ازساخت و خروج از کارخانه سازنده، آماده جذب رطوبت از اتمسفر مي باشند.اگر ميزان رطوبت نسبي هوا ،بيش از 80 درصد باشد ،روپوش الکترود ،جذب رطوبت را با شدت آغاز مي کند و اگر اين ميزان از 90 درصد بيشتر شود ،جذب رطوبت شدت بسيار زيادي پيدا خواهد کرد . الکترودهاي قليايي به طور معمول در شرايطي که فقط 24 ساعت درمعرض رطوبت قرارگيرند، کاملا مرطوب شده و غيرقابل استفاده مي شوند و در صورتي که درصد رطوبت از 80 درصد کمتر باشد، مدت زمان لازم براي تخريب روکش الکترودهاي قليايي ، يک هفته در معرض هوا قرارداشتن است .فقط در صورتي که رطوبت نسبي هوا کمتر از 40 درصد باشد، الکترودها هيچگونه آسيبي نخواهند ديد.
جوشکاري قوس الکتريکي براي اولين بار وبا الکترود زغالي در سال 1881 ميلادي انجام شد0 و 7 سال بعد ،يعني در سال 1888 ميلادي ،الکترود زغالي با يک ميله فولادي لخت جايگزين گرديد .کيفيت اتصال به مراتب از قبل بهتر شده بود، اما ورود گازهاي موجود در اتمسفر، به ويژه اکسيژن و نيتروژن به صورت غير قابل کنترل به داخل مذاب جوش و تاثيرات متالورژيکي و مکانيکي آن ها،کيفيت دروني جوش را به سبب ايجاد ترددي و سختي و شکنندگي بيش از حد ونيز وجود حفرات گازي داخلي ،به شدت کاهش مي داد. علاوه برآن ،قطع ووصل شدن هاي قوس ،حالتي ناپايدار پديد آورد که براي اين منظور ،به يک جوشکار با مهارت هاي بالا نيازبود.درضمن جرقه هاي جوشي که به اطراف پاشيده مي شد، کيفيت سطح فلز و ايمني جوشکار را به خطر مي انداخت، از اين رو در سال 1904 براي نخستين بار در سوئد ،روپوشي از آهک همراه با افزودني هاي ديگر به روي مفتول فلزي لخت چسبانده شد که مشکلات گفته شده را تا حدي کاهش داد. اين فرآيند تا سال 1950 سير ترقي خود را پيمود تا در اين دهه، شناخت نسبتا کاملي از روپوشها مزايا و محدوديت هاي هر کدام به دست آمد.آن چه مشخص است، هرچه پوشش الکترود ضخيم تر باشد ،جوش از کيفيت بالاتري برخودار خواهدبود ،اما قيمت تمام شده توليد آن نيز بيشتر خواهدشد.
جنس مفتول فلزی الکترود(مغزی الکترود)
با وجود آن که براي دستيابي به يک جوش مناسب، نزديک بودن ترکيب شيميايي الکترود به ترکيب شيميايي فلز پايه از اهميت ويژه اي برخوردار است، اما وجود پوشش هاي متنوع وفراوان، سبب شده تا سازندگان الکترود فقط از تعداد معدودي مغزي الکترود (با تنوع محدود ) براي توليد صدها نوع الکترود اقدام نمايند.عوامل چسباننده که باعث خميري شدن و چسبيدن پوشش روي مغزي مي گردند، مثل سيليکات سديم و سيليکات پتاسيم و يا چسب نشاسته .
الکترود سلولزی
بيش از 40 درصد وزني پوشش اين نوع الکترودها را سلولز تشکيل مي دهد که در اثر سوختن ،مقدار زيادي هيدروژن واکسيد کربن آزاد مي کند. گازهاي حاصل حوضچه مذاب وقوس الکتريکي را از نفوذ گازهاي مخرب موجود در اتمسفر محافظت مي نمايند .از اين رو ،استفاده از اين خانواده الکترودها ،اغلب در جوشکاري پاس ريشه خطوط لوله انتقال نفت و گاز و ساير سيالات که در فضاي باز انجام مي شوند کاربرد وسيعي پيدا کرده است .وجود گازهاي فعال آزاد شده حاصل ازسوختن سلولز مثل هيدروژن و اکسيد کربن ،درداخل حوضچه جوش، علاوه بريونيزاسيون آن ها که قوسي با ولتاژ بالا پديد مي آورند،به دليل انرژي فزاينده خود ،حرارت حوضچه جوش را نيز تاحد قابل توجهي افزايش داده وسبب نفوذ بسيار خوب جوش مذاب درداخل ساختار فلز پايه مي گردند(الکترودهاي نفوذي) .نظربه اين که اغلب حجم مواد تشکيل دهنده پوشش هاي سلولزي را مواد فرار و سوزنده تشکيل مي دهند، در نتيجه ،سرباره حاصل از جوشکاري با اين الکترودهاکه روي جوش تشکيل مي شود ،بسيار نازک و غير چسبنده بود وبه آساني ازسطح جوش برداشته مي شود.
تاثير رطوبت بر روکش الکترودها
وجود رطوبت بيش ازحد در روپوش الکترود، معايب بسياري را در جوش به دست آمده ايجاد مي کند، به همين دليل بايد در خشک نگه داشتن الکترودها کوشش بسياري به عمل آورد .به طور کلي ،الکترودها پس ازساخت و خروج از کارخانه سازنده، آماده جذب رطوبت از اتمسفر مي باشند.اگر ميزان رطوبت نسبي هوا ،بيش از 80 درصد باشد ،روپوش الکترود ،جذب رطوبت را با شدت آغاز مي کند و اگر اين ميزان از 90 درصد بيشتر شود ،جذب رطوبت شدت بسيار زيادي پيدا خواهد کرد . الکترودهاي قليايي به طور معمول در شرايطي که فقط 24 ساعت درمعرض رطوبت قرارگيرند، کاملا مرطوب شده و غيرقابل استفاده مي شوند و در صورتي که درصد رطوبت از 80 درصد کمتر باشد، مدت زمان لازم براي تخريب روکش الکترودهاي قليايي ، يک هفته در معرض هوا قرارداشتن است .فقط در صورتي که رطوبت نسبي هوا کمتر از 40 درصد باشد، الکترودها هيچگونه آسيبي نخواهند ديد.
از همه اعضا خواهشمند است که لینک کانال انجمن مهندسی مکانیک را برای تمامی دانشجویان مکانیک که می شناسید ارسال کنید.
تا در صورت وجود هر نوع خبری در رابطه با فعالیت های انجمن و اخبار علمی تمامی دانشجویان رشته مکانیک مطلع گردند.
تا در صورت وجود هر نوع خبری در رابطه با فعالیت های انجمن و اخبار علمی تمامی دانشجویان رشته مکانیک مطلع گردند.
Channel name was changed to «انجمن مهندسی مکانیک بوعلی»
Channel name was changed to «انجمن مهندسی مکانیک بوعلی سینا»
Channel name was changed to «انجمن مهندسی مکانیک دانشگاه بوعلی»
حساب فیثاغورسی (اعداد متحابه)
عقیده ی عمومی بر این است که فیثاغورس و پیروانش،همراه با فلسفه ی انجمن اخوت،اولین قدم ها را در رشد نظریه ی اعداد برداشته اند و در عین حال قسمت اعظم شالوده ی راز گرایی عددی آینده را ایجاد کرده اند.کشف اعداد متحابه را به فیثاغورس نسبت داده اند.دو عدد متحابه اند اگر هر یک از آنها مساوی مجموع مقسوم علیه های حقیقی دیگری باشد.برای مثال،284و220،که زوج منسوب به فیثاغورس را تشکیل می دهند،متحابه اند.زیرا مقسوم علیه های حقیقی 220عبارتند از:1،2،4،5،10،11،20، ،22،44،55،110 و مجموع اینها 284 است.در حالی که مقسوم علیه های حقیقی 284 عبارتند از:
142،71،4،2،1 و مجموع اینها 220 است. این زوج اعداد در هاله ای عرفانی پوشیده شده اند و بعد ها این عقیده ی خرافی پدید آمد که دو طلسم حاوی این اعداد،دوستی تمام عیاری بین حاملین آنها ایجاد خواهد کرد.این اعداد نقش مهمی در سحر،جادو،احکام نجوم و طالع بینی پیدا کردند.به نظر می رسد هیچ زوج عدد متحابه جدیدی تا زمان اعلام اعداد 17296و 18416 به عنوان زوج دیگری از طرف پیر دو فرما نظریه اعداد دان بزرگ فرانسوی در سال1636،کشف نگردیده بود.دو سال بعد ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی ،رنه دکارت زوج سومی ارائه داد.ریاضیدان سوئسی لئونارد اویلر جست و جوی سازمان یافته ای برای یافتن اعداد متحابه به عمل آورد و در 1747،سیاهه ای از 30 زوج را عرضه کرد،که بعدا به بیش از 60 زوج گسترش یافت.امر عجیب دیگر در تاریخ این اعداد،کشف اعداد متحابه به دور از نظر مانده و نسبتا کوچک1184و1210،به وسیله ی پسرک شانزده ساله ی ایتالیایی ،نیکولو پاگانینی ،در سال 1866 بود.امروزه بیش از 1000زوج عدد متحابه معلوم شده اند. mecengine@
عقیده ی عمومی بر این است که فیثاغورس و پیروانش،همراه با فلسفه ی انجمن اخوت،اولین قدم ها را در رشد نظریه ی اعداد برداشته اند و در عین حال قسمت اعظم شالوده ی راز گرایی عددی آینده را ایجاد کرده اند.کشف اعداد متحابه را به فیثاغورس نسبت داده اند.دو عدد متحابه اند اگر هر یک از آنها مساوی مجموع مقسوم علیه های حقیقی دیگری باشد.برای مثال،284و220،که زوج منسوب به فیثاغورس را تشکیل می دهند،متحابه اند.زیرا مقسوم علیه های حقیقی 220عبارتند از:1،2،4،5،10،11،20، ،22،44،55،110 و مجموع اینها 284 است.در حالی که مقسوم علیه های حقیقی 284 عبارتند از:
142،71،4،2،1 و مجموع اینها 220 است. این زوج اعداد در هاله ای عرفانی پوشیده شده اند و بعد ها این عقیده ی خرافی پدید آمد که دو طلسم حاوی این اعداد،دوستی تمام عیاری بین حاملین آنها ایجاد خواهد کرد.این اعداد نقش مهمی در سحر،جادو،احکام نجوم و طالع بینی پیدا کردند.به نظر می رسد هیچ زوج عدد متحابه جدیدی تا زمان اعلام اعداد 17296و 18416 به عنوان زوج دیگری از طرف پیر دو فرما نظریه اعداد دان بزرگ فرانسوی در سال1636،کشف نگردیده بود.دو سال بعد ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی ،رنه دکارت زوج سومی ارائه داد.ریاضیدان سوئسی لئونارد اویلر جست و جوی سازمان یافته ای برای یافتن اعداد متحابه به عمل آورد و در 1747،سیاهه ای از 30 زوج را عرضه کرد،که بعدا به بیش از 60 زوج گسترش یافت.امر عجیب دیگر در تاریخ این اعداد،کشف اعداد متحابه به دور از نظر مانده و نسبتا کوچک1184و1210،به وسیله ی پسرک شانزده ساله ی ایتالیایی ،نیکولو پاگانینی ،در سال 1866 بود.امروزه بیش از 1000زوج عدد متحابه معلوم شده اند. mecengine@
@mecengine
این فیلم، به طرز فوق العادهای تغییر خواص فیزیکی مواد در دماهای پایین رو نشون می ده. امیدوارم ببینید و خوشتون بیاد.
@mecengine
این فیلم، به طرز فوق العادهای تغییر خواص فیزیکی مواد در دماهای پایین رو نشون می ده. امیدوارم ببینید و خوشتون بیاد.
@mecengine
Forwarded from Physics Education ( کانون آموزش فیزیک )
Amazing physics.flv
3.3 MB