Mechanical Engineering ( ut_redc) – Telegram
Mechanical Engineering ( ut_redc)
25.4K subscribers
4.57K photos
4.16K videos
6.19K files
2.54K links
زکات علم در ترویج آن است
کانال تخصصی مرکز طراحی و مهندسی معکوس
@j_Kazemi0111


وب سایت:
Www.ut-redc.com

کد ثبت شامد کانال(ساماندهی)
goo.gl/FxFaFo
پیام رسان ایتا:

https://eitaa.com/mech_engineering
Download Telegram
📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧
پاورپوینت کلاس اب وفاضلاب 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
Forwarded from 86046 کاویانیان
دفع فاضلاب.ppt
14 MB
طريقه توزيع هوا به اتاق ها : معمولا دريچه هاي توزيع هواي گرم در محيط ساختمان و در زير پنجره ها قرار مي گيرند . هواي گرم ورودي به اتاق از طريق اين دريچه وارد و به سمت بالا حركت مي كند و در مسير خود هواي سرد جلوي پنجره ها را همراه خود بالا برده و با آن مخلوط مي شود . تخليه و خارج كردن گازها به خارج ساختمان ، عمل بي نهايت مهمي در يك سيستم حرارتي مي باشد . اين تخليه به وسيله يك دودكش كه به صورت عمودي از محل كوره تا پشت بام ساختمان كشيده مي شود انجام مي گيرد و از يك لوله فلزي شبيه لوله بخاري .جهت اتصال كوره به دودكش استفاده مي شود


شرح وسايل توليد و تبادل و توزيع گرما
منظور از وسايل تبادل گرما ، دستگاه هاي مختلفي است كه در سيستم هاي مختلف حرارت مركزي و تهويه گرم به عنوان مولد حرارتي و انتقال حرارت هوا به كار مي روند و شامل ديگ رادياتور كنوكتور و واحدهاي با وزش .اجباري مي باشد

ديگ :
ديگها كه وسيله انتقال حرارت از سوخت مشخصي به سيال معين از راه جدار فلزي مي باشند بر حسب نوع سوخت و سيال حرارت گيرنده و شكل ساختمان جنس مصالح مصرفي به انواع و اقسام مختلف تقسيم مي .گردند

بر حسب نوع سيال حرارت گيرنده ديگها به دو نوع تقسيم مي شوند :

* ديگهاي آب گرم
* ديگهاي بخار


ديگهاي آب گرم :
داخل ديگ فقط آب بوده و سعي بر آن است كه به هيچ وجه بخار توليد نشود و لذا درجه حرارت آن به وسيله ترموستات هميشه بايد تنظيم شود . ديگ هاي آب گرم از لحاظ نوع جنس ممكن است فلزي و يا چدني .باشند

ديگهاي بخار :
ديگهاي بخار به منظور تهيه بخار است و در داخل ديگ آب و بخار تواما قرار دارند و به وسيله آب نما مقدار آب و بخار در ديگ نشان داده مي شوند تقسيم بندي هاي ديگ بخار مانند ديگهاي آب بوده و در نوع .چدني و فولادي ساخته مي شوند

سوخت پاش :
از لحاظ محاسن و مزايايي كه سوخت مايع نسبت به سوخت جامد دارد امروزه بيشتر سوخت هاي .مايع به كار برده مي شود و بدين جهت وسايل سوخت پاش روز به روز پيشرفت نموده و همه جا معمول مي گردد . سوختهاي .مايعي كه امروزه مصرف مي گردند عبارتند از گازوئيل و نفت سياه

📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧

سوخت پاش ها به سه نوع تقسيم مي شوند :

1- فشاري
2- با فشار بخار يا هوا
3- با فشار ضعيف هوا

مشعل گازي :
در اين سيستم ، گاز به وسيله يك شير خودكار با فشار اوليه خود وارد ديگ شده و با هوايي كه .همراه آن وارد مي شود سوخت تنظيم و مشتعل گشته و در حدود 80 درصد حرارت خود را به ديگ مي دهد

رادياتور :
رادياتورها تشكيل شده اند از پره هاي فلزي كه بر حسب ظرفيت هاي مختلف تعدادي از آنها را به هم متصل مي كنند و آب يا بخاريكه از داخل آن عبور مي كند سطح خارجي آن را گرم و در نتيجه وزش طبيعي هوا و .تشعشع حرارت به محل منتقل مي گردد

كنوكنتور :
در كنوكتورها انتقال حرارت بيشتر از طريق وزش انجام مي گردد و تشكيل شده است از لوله هاي پره دار بدين طريق كه روي لوله مسي و يا آهني پره هاي آلومينيومي و يا آهني نصب كرده و آن را در جعبه قرار داده .و هوا از قسمت تحتاني آن وارد شده و پس از گرم شدن از بالا خارج مي شود

واحدهاي گرم كننده :
شامل كويل حرارتي است كه تشكيل شده از لوله هاي پره دار به طوريكه موازي يك رديفه و چند رديفه متباين كه در مقابل ونتيلاتوري قرار مي گيرند و انتقال حرارتي از راه وزش اجباري در آن صورت .مي گيرد

سوخت ها :
به طور كلي تمام اجسامي كه در اثر تركيب با اكسيژن توليد حرارت مي كنند سوخت مي باشند سوخت هايي كه در صنعت به كار مي روند به صورت جامد ، مايع و يا گاز مي باشند كه از عناصري مانند كربن .هيدروژن گوگرد اكسيژن و غيره تشكيل شده اند
📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧
سوخت هاي جامد مانند كك ، آنتراسيت لينيت ، تورب ، چوب و ذغال و غيره با عوامل زير مشخص مي شوند

.درصد تركيب سوختها كه مقدار كربن هيدروژن ، اكسيژن و ازت را نشان مي دهد

قدرت حرارتي سوخت يعني مقدار حرارتي كه در اثر احتراق كامل kg1 سوخت ايجار مي شود مقدار خاكستر ـ .مقدار آب ـ مقدار گوگرد

- سوخت هاي مايع از تقطير نفت خام به دست مي آيد كه بر حسب غلظت و وسيكوزيته به انواع مختلف تقسيم مي شود . قدرت حرارتي و ساير مشخصات اين سوخت ها متفاوت بوده و اغلب اين سوخت ها در درجه حرارت معمولي مشتعل نشده و براي اشتعال ، آنان را به صورت پودر در آورده و يا در درجات حرارت بالا مشتعل مي .كنند

اقدامات بهينه سازي در طراحي تاسيسات ساختمان ها

در جهت افزايش كارايي سيستم هاي تاسيساتي و كاهش مصرف سوخت در ساختمان ها تمهيدات ذيل پيشنهاد ميگردد :
عايق بندي حرارتي لوله هاي رفت و برگشت : اين عايق بندي شامل لوله هاي آب گرم مصرفي و لوله هاي حامل - سيال
گرم / سرد مي باشد و باعث
جهت گرمايش / سرمايش محيط مي شوند . عايق حرارتي بر روي لوله هاي رفت و .برگشت اعمال مي گردد و حداقل ضخامت عايق ، 2 سانتيمتر است

عايق بندي حرارتي كانال هاي هوا : كانال هاي هوا ( هواي گرم و هواي سرد ) بايستي با حداقل ضخامت 2 - (سانتيمتر پوشيده شود . به سبب ايجاد شرايط بهداشتي و زيست محيطي استفاده از نوار كانال و بتونه ( يا ماستيك .توصيه مي شود :

استفاده از مشعل هاي استاندارد
نصب شيرهاي رادياتور مناسب ( كاملا باز و كاملا بسته شوند ) جهت كنترل گرمايش فضاها و استفاده حداكثر - از ظرفيت گرمايي سيال حامل انرژي بايست از شيرهاي رادياتوري استفاده نمود كه كاملا در حالت هاي باز و .بسته قرار مي گيرند

عايق بندي حرارتي منابع دوجداره ، منابع كويل دار منابع انبساط و كنوكتورها منابع دوجداره و منابع كويل دار كه راي گرمايش آب گرم مصرفي به كار مي آيند و نيز كنوكتورها رفت و برگشت و منابع انبساط بايد به طور .پيوسته با لوله هاي ورودي و خروجي با عايق حرارتي ( حداقل ضخامت 2 سانتيمتر ) و بتونه عايف بندي شوند

استفاده از چيلرهاي جذبي بجاي تراكمي در كاربردهاي با ظرفيت بيش از 200 تن تبريد ، اين سيستم براي - .مجموعه مسكوني با سطح زيربناي بيش از 6000 مترمربع توصيه مي شود

در اجراي تاسيسات سرمايشي ( چيلر ) كمپرسور زيرسايه و سقف و ترجيحا در شمال ساختمان و دور از اتاق - خواب قرارمي گيرد .

استفاده از هواي برگشتي و تعبيه كانال برگشت هوا در طراحي سيستم هاي تهويه مطبوع در ساختمان مسكوني - هواكش ها در سمت ، پشت به باد در ساختمان قرار داده مي شود -



استفاده از سختي گير
📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧

در سيستم هاي تاسيساتي و خصوصا در مكان هايي كه آب داراي املاح بيش از حد استاندارد است استفاده از سختي گير براي آب كل ساختمان توصيه مي شود . استفاده از سختي گير هم از بعد بهداشتي آب مصرفي و هم از بعد جلوگيري از رسوب املاح در لوله هاي سيستم تاسيسات و مجاري آب ديگ و منابع دوجداره و استفاده حداكثر .از ظرفيت آنها انجام مي گيرد .

* نصب رادياتور و فن كويل استاندارد با راندمان بالا
* نصب رادياتور و فن كويل در زير پنجره ها
* نصب ترموستات بر روي ديگ
* استفاده از ترموستات در دو حالت سرمايش و گرمايش در ساختمان
* .عايق بندي حرارتي ديگها بايد با حداقل ضخامت 3 سانتيمتر ، عايق بندي شوند
* تجهيز سيستم لوله كشي آب گرم معدني به لوله برگشت آب گرم با عايق بندي مناسب
* استفاده از الكتروپمپ هاي مناسب از نظر ظرفيت و راندمان براي گردش آب
* آب بندي شيرهاي آب
* تعبيه شيرفلكه مجزا براي هر واحد ساختماني آب گرم و آب سرد است

. 📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧
فیلم های آموزش نصب و نگهداری دیگ 400و300
Forwarded from انجمن تاسیسات مکانیک ایران
OUTPUT_DVD_7.wmv
27.5 MB
مقاله ای کامل درباره انواع
لوله و اتصالات🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
از سیستم.های #برودت مرکزی چه میدانید
با ما مکانیک را قورت بده
کانال خاص و متفاوت مهندسی مکانیک

📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧
سیستم های برودتی مرکزی ( کوچک ، متوسط ، بزرگ )
📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧
برای مصارف صنعتی و سوپرمارکت هایی که نیازمند سیستم های برودتی قدرتمند هستند بسیار مناسب است. کندانسور مربوط به این محصول به صورت جدا حمل می شود.
کندانسورهای Semi-hermetic از 3 الی 4 کمپرسور و کندانسورهای Scroll از 4 الی 12 کمپرسور تشکیل می شوند و بدین ترتیب طیف وسیعی از ظرفیت ها را ارائه می دهند.
✔️مزایا :

⬅️مناسب براي سوپرماركت‌ها و مصارف صنعتي
⬅️پانل الکتریکی منسجم IP55
⬅️سیستم کنترل پیشرفته
⬅️سیستم کنترل الکترونیکی روغن
⬅️تجهیزات با کیفیت
⬅️کندانسورهای متناسب با شرایط بسیار گرم آب و هوایی
⬅️تجهیزات با ضریب امنیت بالا
⬅️سيستم هشداردهنده‌ي لرزش‌هاي اضافي
⬅️ پنل‌هاي الكتريكي هماهنگ با معيارهاي استاندارد
⬅️قفسه‌هاي بادوام براي فضاهاي باز
✔️ ظرفیت
⬅️ توان برودتی بالای صفر (یخچال) در رنج دمایی 10- تا 45+ سانتیگراد 27 الی 390 کیلو وات
⬅️ توان برودتی زیر صفر (فریزر) در رنج دمایی 30- تا 45+ سانتیگراد 10 الی 161 کیلو وات


📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧
✔️ کمپرسور
نوع Semi – Hermetic ، Scroll
برند Frascold , Bitzer , Copeland , Sanyo
توان اسمی 12 الی 250 اسب بخار
تعداد کمپرسور 3 الی 5 و 4 الی 12
ولتاژ 380 الی 420 ولت – سه فاز 50 آمپر
گاز مبرد R404A –R407F

✔️ کندانسور
نوع مرکزی
سرعت فن بالا – پایین
جنس پره آلومینیوم
📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧
📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧
#سیستم #سرمایش #جذبی


کاملترین مطالب در تمام زمینه های مهندسی مکانیک 🍂🍂🍂🍂🍂🍂
#سیستم #سرمایش #جذبی


کاملترین مطالب در تمام زمینه های مهندسی مکانیک 🍂🍂🍂🍂🍂🍂
طبقه بندي سيستم سرمايش جذبي از نظر ماده مبرد و جاذب

سیستم سرمایش جذبی













مقدمه
ادوين آندرسن در کتاب «تبريد: خانگي و تجاري » در مورد زوج مبرد و جاذب چيلرهاي جذبي که د اراي ماد ه جاذب مايع هستند، 9 ويژگي مهم مبرد و جاذب را که مي توانند نقش تعيين کننده در انتخاب براي استفاده در اين گونه سيستمها داشته باشند را چنين برميشمارد :
اول: عدم حالت جامد - زوج مبرد و جاذب نبايد در طي فعل وانفعالات و دامنه دمايي طبيعي عمليات سرمايش جذبي به حالت جامد درآيند. زيرا بروز فاز جامد منجر به کندي حرکت محلول يا حتا انسداد مسيرهاي سيال ميشود.
دوم : نسبت فراريت زياد - فراريت ماده مبرد بايد خيلي بيش تر از فراريت ماده جاذب باشد تا امکان جداسازي آ نها طي عمليات تغليظ که در ژنراتور صورت مي گيرد به سهولت امکان پذير باشد. امکان جداسازي آسان ماده مبرد از جاذب که به صورت محلول وارد ژنراتور ميشوند، تاثير مستقيمي بر کاهش مقدار انرژي گرمايي داشته و از هزينه هاي مربوط به عمليات تغليظ ميکاهد.
سوم: ميل شديد به جذب - تمايل ماده جاذب به جذب ماده مبرد با توجه به خواص هريک از آ نها در دامنه عملياتي چيلر جذبي از مهم ترين مشخصه هاي يک زوج خوب محسوب ميشود. چنين ميلي منجر به نوعي وابستگي و پيوستگي به هنگام هم نشيني با يکديگر ميشود. از همين رو سرعت ترکيب و درهم ادغام شدن افزايش يافته و ضريب فعاليت مبرد کمتر از واحد مي شود و از سوي ديگر مقدار ماده جاذب براي جذب مبرد کاهش يافته و در نتيجه از ميزان انرژي گرمايي مورد نياز کاسته ميشود. همچنين اندازه مبدل حرارتي که امکان تبادل حرارت بين محلول غليظ ماده جاذب خروجي از ژنراتور و محل ولرقيق محلول جاذب و مبرد تحت فشار پمپ را به وجود ميآورد کوچک تر مي شود. در عين حال تحقيقات ژاکوب ، آلبرايت و تاکر نشان ميدهد که تمايل شديد ماده جاذب به ماده مبرد مشکل غليظ سازي را در ژنراتور به همراه دارد؛ زيرا در ژنراتور انرژي گرمايي بيش تري بايد صرف جداسازي اين دو ماده شود، که البته با آن ميل شديد به وصل، چنين عاقبتي قابل پيش بيني است. مانند آن است که بگوييم عجب چسب خوبي اس تکه همه چيز را محکم به هم هچيز ميچسباند و بعد انتظارداشته باشيم که در طرفه العيني آن چسب،به راحتي ماده چسيبده به آن را رها سازد.
چهارم: فشارمتوسط - فشار عملياتي ماده مبرد و جاذب براي انجام فرايند جذب و سپس جداسازي که منجر به سرمايش مي شود بايد در حد متوسط باشد . زيرا نياز به فشارهاي زياد باعث افزايش ضخامت ديوا ره هاي دستگاه و استفاده از تجهيزات و وصاله هاي فشار قوي مي شود که اين گونه موارد بر سنگيني و هزينه هاي آن مي افزايند. از طرف ديگر نياز به فشارهاي خيلي پايين و خلأ نيز منجر به افزايش حجم دستگاه براي عمليات جذب شده و تجهيزات خاصي را براي حفظ خلأ در درون دستگاه طلب ميکند.
پنچم: پايداري - مواد جاذب و مبرد بايد از پايداري و ثباتش يميايي خوبي برخوردار باشند و خواص اوليه خود را در طي ساليان متمادي حفظ کنند. پايداري شيميايي امکان شکل گيري گازها و مواد جامد را کاهش داده و خوردگي را به حداقل مي رساند.
ششم: خوردگي و فرسايش کم - مواد جاذب و مبرد به هرحال کم يا زياد موجب خوردگي و فرسايش سطوح فلزي دستگاه مي شوند و طبيعتا در اين ميان موادي مناسب تر هستند که پايداري آن ها بيش تر و اثرات فرسايشي آن ها کمتر باشد. برخي اوقات براي جلوگيري از اثرات فرسايشي مواد لازم مي شود تا ترکيبات شيميايي ديگري به عنوان بازدارنده به زوج جاذب و مبرد اضافه شود.
هفتم: ايمني - زوج جاذب و مبرد نبايد سمي يا قابل احتراق باشند و همچنين استفاده از آن ها نبايد تاثيرات زيانبار زيست محيطي به دنبال داشته باشد. هرچه عوارض آ نها کمتر و ايمني استفاده از آن ها بيشتر باشد، از امتياز کاربري بالاتري برخوردار خواهند بود
هشتم: ويسکوزيته کم - هرچه مواد جاذب و مبرد روان تر و د اراي ويسکوزيته کمتري باشند، حرکت آن ها سريعتر و بهتر انجام مي شود و در نتيجه انتقال گرما و جرم راحت تر صورت مي گيرد و پمپها انرژي کمتري براي جابجايي آن ها صرف ميکنند.
نهم: گرماي نهان زياد مبرد - هرچه گرماي نهان مبرد بيشتر باشد، نرخ گردش ماده جاذب کمتر خواهد بود. بالا بودن گرماي نهان مبرد منجر به افزايش بازده ميشود. زوج هاي شناخته شده جاذب و مبرد همه خواص بالا را به صورت کامل دارا نيستند، اما از ميان آ نها زوج جاذب ليتيم برومايد و آب و همين طور آب و آمونياک شرايط بهتري دارند و با توجه به موارد فوق، انتظارات بيش تري را برآورده ميکنند. ساير زوجهاي جاذب و مبرد که مي توانند مورد بررسي و تحقيق قرار گيرند، عبارتند از:
آمونياک و نمکه امتيل آمين و نمکها
الکلها و نمکها آمونياک و محلو لهاي آلي
د ي اکسيد گوگرد و محلو لهاي آلي
هيدروکربن هاي هالوژنه و محلو لهاي آلي
بعضي از اين مواد داراي برخي ويژگي هاي مناسب مانند عدم متبلور شدن در چرخه سرمايش جذبي هستند
اما در برخي، موارد ديگر همچون پايداري، خوردگي و ايمنيش رايط چندان خوبي ندارند.
همان طور که اشاره شد، در حال حاضر زوج هاي ليتيم برومايد - آب و آب - آمونياک مناسب ترين زوج هاي مورد استفاده در سيستمهاي سرمايش جذبي هستند و بر همين اساس ميتوان سيستم هاي سرمايش جذبي را از نظر نوع ماده جاذب و مبرد در دو گروه عمده زير طبقه بندي نمود

- سيستم سرمايش جذبي با مبرد آب و ماده جاذب ليتيم برومايد
- سيستم سرمايش جذبي با مبرد آمونياک و ماده جاذب آب

فارغ از چيلرهاي جذبي ياد شده که در آ نها از محلول مايع مبرد و نمک استفاده مي شود، نوع ديگري از چيلرهاي جذبي با ماده جاذب جامد نيز مورد توجه برخي از سازندگان قرار گرفته است که هنوز استفاده از آ نها چندان رايج نشده است. بر همين اساس مي توان به دو گروه عمده فوق، گروه ديگري تحت عنوان زير را هم اضافه نمود

- سيستم سرمايش جذبي با مبرد آب و جاذب جامد سيليکاژلي

نوع سيليکاژلي که ادزورپشن خوانده مي شود به لحاظ ساختاري و چگونگي چرخه تفاوت هاي قابل توجه اي با انواع ديگر دارد، که در جاي خود مورد بررسي قرار خواهد گرفت


سيستم سرمايش جذبي با مبرد آب و ماده جاذب ليتيم برومايد.::
چيلرهاي جذبي با مبرد آب و جاذب ليتيم برومايد، رايج ترين نوع چيلرهاي جذبي هستند که در انواع مختلف هم از نظر چرخه تغليظ و هم از لحاظ منبع گرمايي در تاسيسات تهويه مطبوع مورد استفاده قرار مي گيرند. اين چيلرها بنا به خواص فيزيکي و شيميايي مبرد آب امکان سردسازي زير صفر درجه سانتي گراد را ندارند و به همين دليل براي سرمايش آب تا 5 درجه سانتي گراد و بيشتر به کار گرفته مي شوند. براي رسيدن به دماهاي پايين تر از صفر درجه سانتيگراد مي بايد از چيلرهاي جذبي با مبرد آمونياک و جاذب آب استفاده نمود. چيلرهاي ليتيمي براي ظرفيت هاي کمتر از 30 تن تبريد نيز کاربرد چنداني ندارند و به طور معمول چيلرهاي کم ظرفيت يکپارچه آپارتماني با ظرفيت هاي 3 ، 5 و 10 تن تبريد از نوع آمونياکي هستند.
چيلرهاي جذبي ليتيمي شامل انواع مختلف يک اثره، دو اثره، سه اثره، با ژنراتور بخار، آب داغ، آب گرم و شعله مستقيم مي شوند. بنابراين شرح و توضيح درباره هر يک از اين انواع، به خودي خود متضمن شناسايي چيلرهاي ليتيمي به طور اعم نيزمي شود. بنابراين در اين قسمت ابتدا به خواص آب به عنوان مبرد و ليتيم برومايد به عنوان جاذب مي پردازيم و سپس بحث را در اين بخش به گون هاي پي مي گيريم تا کليات مرتبط با تمامي چيلرهاي ليتيمي بدون طرح شرايط اختصاصي گونه هاي مشخص آن ها مورد بررسي قرار گيرد و به هنگام پرداختن به انواع يک اثره، دو اثره، سه اثره و شعله مستقيم، بازهم مواردي در اين باره با نگاه و رويکردي متفاوت طرح خواهد شد. بنابراين به منظور جلوگيري از تداخل موضوعي و پرهيز از تکرار مندرجات، بررسي کامل اين گونه چيلرها را به مباحث مربوط به چيلر هاي يک يا چند اثره موکول مي کنيم.

آب، يکي از بهترين حلال هاي شيميايي است و از اين نظر ماده بسيار مناسبي براي حل نمودن نمک ها از جمله ليتيم برومايد محسوب مي شود. در واقع خاصيت حلاليت آب است که منجر به ايجاد محلول رقيق و حمل و انتقال ماده جاذب در چرخه سرمايش جذبي مي شود. به دليل خاصيت حلاليت خار ق العاده، دسترسي طبيعي به آن بدون ترکيبات مختلف و به صورت کاملا خالص بسيار مشکل و تقريبا غيرعملي است. بنابراين آب به صورت طبيعي حاوي انواع عناصر و ترکيبات است. آب مي تواند حاوي انواع ترکيبات اکسيژن، کربن، نيتروژن و سولفورها باشد. همچنين وجود فلزاتي مانند مس، روي، آهن، منگنز، سرب، آلومينيوم و انواع عناصر ديگر مثل کلسيم، پتاسيم، سيليس، فلوئورويد و انواع باکتري ها در آن محتمل است. وجود کربن در آب ميتواند موجب خوردگي فلزات شود و همينطور وجود اکسيژن در آب نيز زنگ زدگي و فرسايش قطعات فلزي را به همراه خواهد داشت. وجود سولفات ها ، نيترا تها ، کلريدها و کربنا تها نيز موجب سختي آب و ايجاد رسوب گذاري در لوله ها و کاهش انتقال حرارت و افزايش خوردگي مي شوند.
وزن مخصوص آب در 4 درجه سانتيگراد يک کيلوگرم به ازاي يک ليتر يا در 62 درجه فارنهايت 10 پوند به ازاي يک گالن انگليسي است. انبساط حجمي آب از دماي 4 درجه سانتي گراد تا 100 درجه سانتي گراد برابر با 1.24 حجم اوليه آن است. در ميان مبردها، آب با شماره 718 مشخص ميشود.
ساير مشخصات آب عبارت است از:
- دماي انجماد: صفردرجه سانتي گراد يا 32 درجه فارنهايت.
- دماي جوش: 100 درجه سانتي گراد يا 212 درجه فارنهايت.
- دماي بحراني: 386 - 380 درجه سانتي گراد يا 716 – 706 درجه فارنهايت.
- فشاربحراني: 23520 کيلونيوتن بر مترمربع )کيلوپاسکال( يا 3200 پوند بر اينچ مربع.
- گرماي نهان ذوب: 334 کيل وژول بر کيلوگرم يا 144 بتي يو بر پوند.
- گرماي نهان تبخير: 2270 کيلوژول بر کيلوگرم يا 977 بيتي يو بر پوند.
- ظرفيت گرمايي ويژه در حالت مايع : 4.187 کيلوژول برکيلوگرم
کلوين يا يک بيتي يو بر پوند فارنهايت.
- ظرفيت گرمايي ويژه در حالت جامد )يخ (: 2.108 کيلوژول بر کيلوگرم کلوين يا 0.504 بيتي يو بر پوند فارنهايت.
- ظرفيت گرمايي ويژه در حالت گازي )بخار(: 1.996 کيلوژول بر کيلوگرم کلوين يا 0.477 بيتي يو بر پوند فارنهايت.
- وزن مولکولي: 18.02 گرم بر مول

دماي تبخير آب با کاهش فشار، کم و با افزايش فشار زياد مي شود و همين خاصيت مبناي استفاده از آن به عنوان ماده مبرد در چيلرهاي جذبي ليتيمي است ، و در عين حال به دليل خاصيت ترکيبي شديد و قدرت جذب بالاي آمونياک از آن در چيلرهاي جذبي آمونياکي به عنوان ماده جاذب استفاده ميشود. در هر دو حالت آب بايد تا حد زيادي خالص و بدون ترکيبات اضافي باشد. به همين منظور در چيلرهاي جذبي از آب مقطر استفاده ميشود.
ليتيم برومايد، نمکي است مرکب از يک فلز قليايي )ليتيم( و يک هالوژن )بروم( که ظاهري پودرگونه به رنگ سفيد دارد و از نظر شيميايي بسيار نزديک به نمک طعام يا کلريد سديم است. ليتيم برومايد به خوبي در آب، الکل و گليکول حل مي شود و خاصيت جذب آب آن بسيار بالاست.
ليتيم برومايد در مجاورت هوا تجزيه نميشود و در شرايط طبيعي، ترکيبي پايدار محسوب مي شود. ساير مشخصات فيزيکي و شيميايي اين نمک در شرايط استان دارد عبارت است از:
- وزن مولکولي: 86.856 گرم بر مول
- درصد ليتيم در ترکيب: 7.99 درصد
- درصد بروم در ترکيب: 92.01 درصد
- دماي ذوب: 547 درجه سانتي گراد يا 1017 درجه فارنهايت
- دماي جوش: 1265 درجه سانتي گراد يا 2309 درجه فارنهايت
- وزن مخصوص: 3.464 در دماي 25 درجه سانتي گراد يا 77 درجه فارنهايت
- خاصيت قليايي: خنثي
- نوع و مقدار ناخالصيها: ) اکسيد برم - 0.1 درصد( )کلر - 0.1 درصد( )يد - 0.20 درصد( )سولفات - 0.01 درصد( )باريم
- 0.005 درصد( )آهن - 0.001 درصد( )فلزات سنگين مانند سرب - 0.001 درصد(
- حداکثر خلوص: 99 درصد
در صورت سرد شدن، امکان متبلور شدن ليتيم برومايد زياد است و در مجاورت حرارت بر ميزان خورندگي آن افزوده مي شود.



سيستم سرمايش جذبي با مبرد آمونياک و ماده جاذب آب

استفاده از آمونياک و آب به عنوان ماده مبرد و جاذب نسبت به زوج ليتيم برومايد و آب قدمتي ديرينه تر دارد. به طوري که اولين واحد جذبي ساخته شده در سال 1859 توسط فردينان دکاره از اين نوع بود. البته قبل از او برادرش ادموند از محلول آب و اسيد سولفوريک استفاده کرده بود. بعد از آن و درس ال 1926 ميلادي شرکت الکترولوکس 14 به کمک دو مهندس سوئدي به نام هاي کارل مونت رز 15 و بالتازار 16 و ون پلاتن 17 يخچال هاي جذبي خانگي را با نام تجاري سرول به بازار آمريکا معرفي کردند که بسيار مورد استقبال همگاني قرار گرفت و ميليون ها نفر از اين محصول بهره مند شدند.
در ايران نيز اين نوع يخچال ها با نام يخچال نفتي معروف بودند. توليد اين نوع يخچال هاي جذبي آمونياکي تا سال 1950 ميلادي همچنان ادامه داشت تا اين که جاي خود را به يخچال هايي با سيستم تراکمي داد. اين در حالي است که سيستم هاي جذبي ليتيم بروماي دو آب از دهه 60 ميلادي وارد بازار شدند و پس از آن با توجه به برخي قابليت ها ، به ويژه امکان تامين ظرفيت هاي برودتي بالا و ايجاد آلودگي هاي کمتر نسبت به آمونياک، سهم عمده اي از توليدات را به خود اختصاص دادند. همان گونه که قبلا نيز اشاره شد در سيستم هاي ليتيم برومايد و آب، مبرد در دماي صفر درجه منجمد مي شود، بنابراين امکان استفاده از اين گونه سيستمها براي يخچال هاي خانگي وجود نداشت. از همين رو در اين عرصه پس از خارج شدن سيستم هاي آمونياکي، سيستم هاي ليتيمي جايگزين مناسبي محسوب نمي شدند و سيستم هاي تراکمي تمامي توليدات مربوط به يخچال ها، يخ سازها و سيستمهاي تهويه مطبوع کوچک و کم ظرفيت را به خود اختصاص دادند. بنابراين سيستم هاي جذ بي آمونياکي از دور رقابت خارج شدند و امروزه به طور خاص براي سيستم هاي برودتي کم ظرفيت محلي مورد استفاده قرار مي گيرند. البته اخيرا استفاده از آ نها براي سيستم هاي آپارتماني و محلي نسبتا رواج بيشتري پيدا کرد ه است. از اين رو اشاره به سيستمهاي جذبي آمونياکي با رويکرد استفاده محدود محلي مي تواند مفيد باشد.
درسيستم هاي آمونياکي، ماده جاذب آب و ماده مبرد، آمونياک است. درمورد خواص آب پيش از اين مطالبي ارائه شد. در اين جا هم بد نيست قبل از پرداختن به چرخه سيستم جذبي آمونياکي، ابتدا به صورت گذرا نگاهي به مشخصات آمونياک داشته باشيم.
آمونياک در ميان مبردها با نام R-717 شناخته مي شود و فارغ از کاربرد در سيستم هاي جذبي، در سيستم هاي تراکمي به ويژه براي سرمايش صنعتي و سردخانه هاي بزرگ هم مورد استفاده قرار مي گيرد.
آمونياک با فرمول شيميايي NH3 ترکيبي است از نيتروژن و هيدروژن که در فشار جو به صورت گازي بي رنگ وجود دارد. نقطه جوش اين ماده ) 28 -( درجه فارنهايت در فشار جو است.
چنين نقطه جوش پاييني اين امکان را مي دهد ک
ه سيستم هاي سرمايشي بدون کاهش فشار اواپراتور تا زير فشار جو امکان سردسازي در دماهاي کمتر از صفر را داشته باشند. از همين رو مبردي چون آمونياک نسبت به مبردي چون آب از برتري قابل ملاحظه اي برخوردار است اما براي تامين سرمايش ساختما نها هيچ گاه نيازي به تامين دماي زير صفر وجود ندارد. بنابراين در اين وادي چنين امتيازي کم رنگ تر مي شود. اما در مورد سردخانه ها و يخچا لها اين برتري حرف آخر را در مقايسه با سيستمهاي ليتيمي زده و در عرصه انتخاب واحدهاي جذبي امکان هيچ انتخابي را باقي نميگذارد.
گرماي نهان آمونياک در دماي 5 درجه فارنهايت يا ) 15 -( درجه سانتيگراد، 565 بي تي يو است. بنابراين در حجم کم، مي توان دماهاي کم تري ايجاد کند. همين خصيصه اين مبرد را براي سيستمها ي جذبي محلي و آپارتماني مناسب کرده است. به طور معمول کندانسور واحدهاي آمونياکي با آب خنک ميشوند اما در ظرفيت هاي پايين امکان استفاده از هواي خنک نيز وجود دارد.
آمونياک از جمله گازهاي سمي نيست اما استنشاق زياد آن مي تواند موجب آزار شود و اصولا تنفس آن تنها با درصد کم و در مدت زمان اندکي قابل تحمل است. اين گاز بوي بس يار بد و نافذي دارد. از اين جهت نشت آن کاملا محسوس است. آمونياک تا انداز هاي قابل اشتعال است و با مخلوط مناسبي از هوا احتمال انفجار آن نيز وجود دارد. تاثير خوردگي آمونياک بر روي آهن و فولاد اندک ولي در مجاورت رطوبت بر مس و برنز زياد است، به همين دليل در ساختار چيلرهاي آمونياکي از مس نمي توان استفاده نمود. در مجموع خوردگي در چيلرهاي آمونياکي کمتر از چيلرهاي ليتيمي است، اما در هر حال در هر دو سيستم از محلو لهاي بازدارنده خوردگي استفاده ميشود. سیستم سرمایش جذبی
ساير خواص اين مبرد به شرح زير است:
- وزن مولکولي: 17.03 گرم برمول
- دماي انجماد: ) 77.7 -( درجه سانتي گراد يا ) 107.9 -( درجه فارنهايت
- وزن مخصوص مايع در فشار 1.310 بار: 682 کيلوگرم بر مترمکعب
- دماي بحراني: 132.4 درجه سانتي گراد يا 271 درجه فارنهايت
- فشار بحراني: 112.4 بار يا 1657 پوند بر اينچ مربع مطلق
- چگالي در حالت گاز و در نقطه جوش: 0.86 کيلوگرم بر متر مکعب
- وزن مخصوص در فشار 1.013 بار و دماي 21 درجه سانت يگراد ) 70 F ( : 0.795
- حجم مخصوص در فشار 1.013 بار و دماي 21 درجه سانت يگراد ) 70 F ( : 1.411 مترمکعب بر کيلوگرم
- ظرفيت گرمايي ويژه در فشارثابت )در فشار 1.013 بار و دماي 15 درجه سانتي گراد يا 59 درجه فارنهايت( : 0.037 کيلوژول بر مول کلوين
- ظرفيت گرمايي ويژه در حجم ثابت )در فشار 1.013 بار و دماي 15 درجه سانتي گراد يا 59 درجه فارنهايت ( : 0.028 کيلوژول بر مول کلوين
- نسبت ظرفيت گرمايي ويژه )در فشار 1.013 بار و دماي 15 درجه سانتي گراد يا 59 درجه فارنهايت ( : 1.309623
- دماي خود اشتعالي: 630 درجه سانتي گراد يا 1166 درجه فارنهايت

در چرخه جذبي آمونياکي، آب تحت دما و فشار معمولي آمونياک را جذب مي کند و سپس خود با گرما ، احيا شده و آمونياک از آن جدا مي شو د. گرماي نهان تبخير زياد آمونياک اين امکان را فراهم مي آورد تا به هنگام تبخير، گرماي زيادي را جذب نموده و موجب سردسازي در اواپراتور شود . از آنجا که سيستمهاي جذبي آمونياکي در ظرفيتهاي کم مورد استفاده قرار مي گيرند ، براي احياي ماده جاذب يا آب به طور معمول از شعله مستقيم استفاده ميشود . بنابراين چنين سيستمهايي به خودي خو د، سيستم شعله مستقيم هم محسوب مي شوند . البته امکان استفاده از ساير منابع حرارتي مانند بخار نيز وجود دارد.
استفاده از شعله مستقيم براي گرم کردن ژنراتور يا تغليظ کننده مستلزم در نظرگرفت سيستم احتراق و سوخ ترساني و همين طور در نظر گرفتن تمهيداتي براي خروج دود و گازهاي حاصل از احتراق است. به طور معمول مشعل سيستمهاي آمونياکي از نوع اتمسفريک است . در اينجا اشاره به نکته اي در مورد اصطلاحاتي همچون غليظ و رقيق و قوي و ضعيف که به کرات براي شرح و بيان چرخه هاي جذبي مورد استفاده قرار مي گيرد، حايز اهميت است.
يکي از اختلافات اساسي بين چرخه جذبي سيستم هاي ليتيمي نسبت به چرخه سيستم هاي آمونياکي، مربوط به کارکرد آب است. در سيستم هاي ليتيمي آب نقش مبرد را بازي مي کند و اين در حالي است که در سيستم هاي آمونياکي، آب به عنوان جاذب مورداستفاده قرار ميگيرد. همين موضوع ممکن است موجب برخي سردرگم يها در رابطه با به کارگيري اصطلاحاتي همچون غليظ و رقيق شود. زيرا به طور کلي عادت کرده ايم که محلولي آب دار را رقيق و محلولي بدون آب را غليظ بدانيم. به عنوان مثال وقتي که آب به عنوان مبرد، جذب ليتيم برومايد ميشود، ميتوان گفت که محلول ليتيم برومايد به عنوان ماده جاذب رقيق شده است، که اين رقيق شدن توام با کاهش توان جذب ماده جاذب يا همان ليتيم برومايد است. از سوي ديگر هنگامي که در ژنراتور، ليتيم برومايد در مجاورت حرارت، آب خود را از دست ميدهد، ميتوان گفت که
محلول جاذب غليظ شده است. چنانچه غليظ يا رقيق بودن را منتسب به محلول جاذب بدانيم، نمي توانيم از همين عبارات به طور دقيق در سيستم هاي آمونياکي استفاده کنيم، زيرا در اين گونه سيستمها، آب خود نقش جاذب را بازي مي کند و با جذب آمونياک، محلولي را به وجود م يآورد که بخشي از آن آمونياک است. بنابراين در واحد حجم و يا وزن از مقدار آب کاسته و به اين ترتيب بر مبناي محوريت ماده جاذب بهتر است.
در سيستم هاي آمونياکي به جاي استفاده از واژه هاي غليظ و رقيق از واژه هاي قوي و ضعيف استفاده کنيم. بنابراين محلول جاذب ضعيف، محلولي است که ظرفيت کمي براي جذب مبرد داشته باشد و برعکس محلول جاذب قوي، محلولي است که ظرفيت جذب ماده مبرد آن بالاست. در سيستم هاي ليتيمي به جاي ضعيف از واژه رقيق و به جاي قوي از واژه غليظ استفاده ميشود.
چرخه تبريد جذبي آمونياکي بسيار شبيه به چرخه سيستم هاي ليتيمي است . در اين سيستمها نيز چهار بخش اصلي اواپراتور ، ابزوربر ، ژنراتور و کندانسور وجود دارد . آمونياک در محفظه اواپراتور تبخير شده و جذب آب در محفظه ابزوربر ميشود . اين محلول به ژنراتور فرستاده مي شود و در مجاورت گرماي حاصل از شعله مستقيم و يا سيال گرم ، آب از آمونياک جدا ميشود. آب به عنوان ماده جاذب به ابزوربر و آمونياک هم پس از تقطير در کندانسور به اواپراتور باز مي گردند و بار ديگر چرخه از سر گرفته ميشو د.
همان گون ه که پيش از اين اشاره شد ، در سيستم هاي آمونياکي براي سرد کردن کندانسور و ابزوربر از هوا نيز ميتوان استفاده نمود. در مدل هاي پيشرفته تر يخچال هاي سرول از سال 1936 ميلادي به بعد استفاده از هوا براي خنک کردن ابزوربر و کندانسور کاملا رايج شد و امروزه نيز براي سيستم هاي جذبي کم ظرفيت يا پمپهاي حرارتي جذبي از کندانسورهاي هوايي استفاده ميشود.
تصوير(1)چرخه ساده اي از سيستم جذبي آمونياکي را نمايش ميدهد که از نظر کليات بسيار نزديک به سيستم جذبي ليتيمي است.
سیستم سرمایش جذبی














به چرخه ساده آمونياکي که در تصوير ( 1) نمايش داده شده است، ميتوان يک مبدل حرارتي براي متعادل سازي دماي محلول قوي و ضعيف اضافه نمود . تصوير ( 2) چرخه جذبي آمونياکي را با مبدل حرارتي نشان ميدهد. براي جداسازي هرچه بهتر آمونياک از آب و همينطور استفاده از گرماي آب خروجي از ژنراتور براي گرم کردن محلول ورودي ، از آناليزر تجزيه کننده ( رکتيفاير ) يکسوکننده استفاده مي شود. آناليزر و رکتيفاير هر دو در مسير کندانسور و بعد از ژنراتور قرار مي گيرند.
سیستم سرمایش جذبی آناليزر ميتواند جزيي از ساختار ژنراتور باشد يا به صورت جداگانه به آن متصل شود . در داخل آناليزر که شبيه به يک ستون تقطير است، سطوحي به صورت طبقاتي وجود دارد که آب روي آن ها جمع شده و آمونياک در اثر گرماي ناشي از ژنراتور از آن جدا شده و به سمت بالا و دهانه خروجي حرکت مي کند. رکتيفاير نيز عملکردي مانند پيش سردکن دارد که باقيمانده بخار آب همراه با آمونياک را از آن جدا نموده و به ژنراتور باز مي گرداند. دماي 40 تا 50 درجه سانتي گراد براي جداسازي آب از آمونياک در اين مرحله مناسب است. اين گرما توسط ژنراتور تامين ميشود و همين موضوع ، موجب کاهش ضريب بهره سيستم هاي آمونياکي نسبت به سيستم هاي ليتيمي ميشود. البته عليرغم صرف انرژي، رکتيفاير به طور کامل و صد درصد موفق به تفکيک بخارآب از آمونياک نمي شود و همواره احتمال وجود مقداري بخارآب در ورودي کندانسور وجود دارد.
📧📧📧📧
🆔 @Mech_Engineering
Ⓜ️Ⓜ️Ⓜ️📧📧📧📧
سیستم سرمایش جذبی در ساختار سيستم هاي جذبي آمونياکي از تجهيزات کمکي ديگر مانند منبع جمع آوري آمونياک و مبدل حرارتي مبرد براي متعادل سازي دماي سيال ورودي و خروجي اواپراتور نيز استفاده ميشود. وجود مبدل حرارتي مبرد موجب مي شود که انرژي موجود در مايع خروجي از کندانسور صرف تبخير مبرد شود. با چنين تمهيدي تا حدودي انرژي مورد استفاده در رکتيفاير جبران شده و ضريب کارايي بهبود مي يابد.

در تصاوير ( 6) (7) ) و ( 8) چرخه جذبي آمونياکي يخچال سرول نمايش داده شده است. در اين سيستم به جز مشعل هيچ قطعه مکانيکي و متحرک ديگري وجود ندارد و سيال بر اساس تغيير حالت و وزن مخصوص و به روش ثقلي در سيستم جاري مي شود . در اين سيستم براي خنک کردن کندانسور ، ابزوربر و رکتيفاير از هوا استفاده مي شود و اواپراتور هم هواي فضاي داخل کابين يخچال را خنک ميکند. بنابراين در اين سيستم و سيستم هاي مشابه ، نه تنها آب خنک نمي شود بلکه اخذ گرما در قسمت هاي مختلف نيز توسط هوا صورت مي گيرد .
سیستم سرمایش جذبی اين نوع خنک کاري کندانسور و ابزوربر ، امروزه براي پمپهاي حرارتي جذبي يا واحدهاي سرمايي آپارتماني جذبي نيز مورد استفاده قرار مي گيرد ، با اين اختلاف که در سيستم سرول وزش هوا براي خنک نمودن کندانسور و ابزوربر به صورت طبيعي انجام مي شود، د ر حالي که در سيستم هاي سرمايشي ميتوا