چامسکی: که بود و چه کرد؟ (انشا طور :دی)
نوام چامسکی، یکی از چهرههای برجسته در زمینههای زبانشناسی، فلسفه و علوم شناختی است که به واسطه نظریههای انقلابیش در زبانشناسی، تأثیر عمیقی بر رشتههای مختلف از جمله کامپیوتر گذاشت. گرچه نام چامسکی بیشتر به عنوان یک زبانشناس مطرحئه، اما دستاوردهای اون در تحلیل زبانهای رسمی و نظریههای دستوری، پایههای مهمی برای علوم کامپیوتر بهویژه در حوزههای نظری مثل نظریه زبانهای رسمی و اتوماتا به شمار میاد.
از دیدگاه زبانشناسی، چامسکی با معرفی نظریه دستورزای مولدی (Generative Grammar) نشون داد که زبان انسانی نه تنها مجموعهای از کلماته، بلکه سیستم پیچیدهای از قواعد و ساختارها رو شامل میشه. این ایدهها، در زمان خود انقلابی بود و به ما این امکان رو داد تا زبان رو بهعنوان یک ساختار نظاممند بررسی کنیم. این نگرش بعدا منجر به توسعه مدلهای ریاضی برای تحلیل ساختار زبانی شد.
یکی از مهمترین دستاوردهای چامسکی در حوزه علوم کامپیوتر، معرفی سلسله مراتب چامسکیئه. این سلسله مراتب، زبانهای رسمی رو بر اساس قدرت مولد اونها طبقهبندی میکنه و چهار سطح اصلی شامل زبانهای منظم، زبانهای با ویژگیهای محدود، زبانهای مستقل از زمینه و زبانهای وابسته به زمینه رو تعریف میکنه. این طبقهبندی نه تنها در زبانشناسی بلکه در طراحی کامپایلرها، تفسیر زبانهای برنامهنویسی و مطالعه اتوماتا نقش بسزایی داشته.
در دنیای کامپیوتر، نظریههای چامسکی به توسعه الگوریتمهای تجزیه و تحلیل زبانهای برنامهنویسی کمک شایانی کردهن. با استفاده از اصول سلسله مراتب چامسکی، پژوهشگران تونستند به بررسی و دستهبندی زبانهای رسمی بپردازن و ساختارهای مورد استفاده در سیستمهای نرمافزاری رو بهبود ببخشن. این دستاوردها، پایههای اصلی نظریههای مدرن در حوزه پردازش زبان طبیعی (NLP) و هوش مصنوعی رو شکل داده.
به علاوه، تأکید چامسکی بر وجود ساختارهای ذاتی در ذهن انسان، الهامبخش پژوهشهای بینرشتهای در علوم شناختی و کامپیوتر شد. این دیدگاه که بشر دارای تواناییهای ذاتی برای یادگیری زبانه، باعث شد تا مدلهای محاسباتی به بررسی چگونگی پردازش زبان توسط سیستمهای کامپیوتری بپردازن و الگوریتمهایی طراحی بشن که بتونن به شیوهای مشابه به انسان، زبان رو تحلیل و تفسیر کنن.
در نهایت، تأثیر چامسکی در حوزه کامپیوتر نه تنها به دلیل دستاوردهای نظری اون در زبانشناسی، بلکه به دلیل تأثیریه که این نظریهها توی توسعه فناوریهای نوین، از جمله طراحی زبانهای برنامهنویسی و توسعه الگوریتمهای پردازش زبان طبیعی داشتهن. چامسکی با ارائه چارچوبهای تحلیلی دقیق و سیستماتیک نقشی کلیدی در پیوند دادن دنیای زبانشناسی به علوم کامپیوتر ایفا کرد که تا به امروز تاثیرات اون در روند پیشرفت فناوری قابل مشاهدهس.
نوام چامسکی، یکی از چهرههای برجسته در زمینههای زبانشناسی، فلسفه و علوم شناختی است که به واسطه نظریههای انقلابیش در زبانشناسی، تأثیر عمیقی بر رشتههای مختلف از جمله کامپیوتر گذاشت. گرچه نام چامسکی بیشتر به عنوان یک زبانشناس مطرحئه، اما دستاوردهای اون در تحلیل زبانهای رسمی و نظریههای دستوری، پایههای مهمی برای علوم کامپیوتر بهویژه در حوزههای نظری مثل نظریه زبانهای رسمی و اتوماتا به شمار میاد.
از دیدگاه زبانشناسی، چامسکی با معرفی نظریه دستورزای مولدی (Generative Grammar) نشون داد که زبان انسانی نه تنها مجموعهای از کلماته، بلکه سیستم پیچیدهای از قواعد و ساختارها رو شامل میشه. این ایدهها، در زمان خود انقلابی بود و به ما این امکان رو داد تا زبان رو بهعنوان یک ساختار نظاممند بررسی کنیم. این نگرش بعدا منجر به توسعه مدلهای ریاضی برای تحلیل ساختار زبانی شد.
یکی از مهمترین دستاوردهای چامسکی در حوزه علوم کامپیوتر، معرفی سلسله مراتب چامسکیئه. این سلسله مراتب، زبانهای رسمی رو بر اساس قدرت مولد اونها طبقهبندی میکنه و چهار سطح اصلی شامل زبانهای منظم، زبانهای با ویژگیهای محدود، زبانهای مستقل از زمینه و زبانهای وابسته به زمینه رو تعریف میکنه. این طبقهبندی نه تنها در زبانشناسی بلکه در طراحی کامپایلرها، تفسیر زبانهای برنامهنویسی و مطالعه اتوماتا نقش بسزایی داشته.
در دنیای کامپیوتر، نظریههای چامسکی به توسعه الگوریتمهای تجزیه و تحلیل زبانهای برنامهنویسی کمک شایانی کردهن. با استفاده از اصول سلسله مراتب چامسکی، پژوهشگران تونستند به بررسی و دستهبندی زبانهای رسمی بپردازن و ساختارهای مورد استفاده در سیستمهای نرمافزاری رو بهبود ببخشن. این دستاوردها، پایههای اصلی نظریههای مدرن در حوزه پردازش زبان طبیعی (NLP) و هوش مصنوعی رو شکل داده.
به علاوه، تأکید چامسکی بر وجود ساختارهای ذاتی در ذهن انسان، الهامبخش پژوهشهای بینرشتهای در علوم شناختی و کامپیوتر شد. این دیدگاه که بشر دارای تواناییهای ذاتی برای یادگیری زبانه، باعث شد تا مدلهای محاسباتی به بررسی چگونگی پردازش زبان توسط سیستمهای کامپیوتری بپردازن و الگوریتمهایی طراحی بشن که بتونن به شیوهای مشابه به انسان، زبان رو تحلیل و تفسیر کنن.
در نهایت، تأثیر چامسکی در حوزه کامپیوتر نه تنها به دلیل دستاوردهای نظری اون در زبانشناسی، بلکه به دلیل تأثیریه که این نظریهها توی توسعه فناوریهای نوین، از جمله طراحی زبانهای برنامهنویسی و توسعه الگوریتمهای پردازش زبان طبیعی داشتهن. چامسکی با ارائه چارچوبهای تحلیلی دقیق و سیستماتیک نقشی کلیدی در پیوند دادن دنیای زبانشناسی به علوم کامپیوتر ایفا کرد که تا به امروز تاثیرات اون در روند پیشرفت فناوری قابل مشاهدهس.
P_S_HW1_Spring_2025_Workshop.pdf
91.3 KB
تمرین اول آمار و احتمال استاد شریفی زارچی دانشگاه شریف.
حل کردنش برای کنکور ارشد میتونه مفید باشه.
حل کردنش برای کنکور ارشد میتونه مفید باشه.
🙏3🥴1
امروز داشتم مسئله جوزف رو میخوندم و یه بخشیش که البته خیلی هم سخت نیست رو دیدم توضیح خوبی براش وجود نداره و یه راهحل یا بقولی trickای برای خودم ساختم که بتونم اون مسئله رو حل کنم. حالا باز میگم خیلی سخت نیست و احتمالا خودتون هم متوجهش شده باشین ولی خب برای افرادی که نتونستن خیلی خوب متوجه بشن میتونه مفید باشه.
توی مسئله جوزف که چند عدد دور یک دایره نشستن و در جهت عقربه ساعت از شماره 2 شروع میکنیم یکی در میون حذف کردن و در نهایت میخوایم ببینیم کدوم عدد باقی میمونه، ممکنه سوال بهمون بگه بجای اینکه از شماره 2 شروع به حذف کنیم از فلان شماره حذف کردن رو آغاز کنیم و ازمون آخرین عددی که باقی میمونه رو بخواد. مبحث رو توی یه مثال توضیح میدم که بهتر جا بیفته براتون.
فرض کنید سوال بگه برای n=120 شماره آخرین عدد چیه. اول میایم عدد 120 رو باینری مینویسیم و بعد یه شیفت به چپ میدیم. تا اینجاش مثل وقتیه که سوال شرایط خاصی مشخص نکرده باشه و در واقع انگار از همون 2 شروع به یکی در میون حذف کردن میکنیم. عدد 120 به باینری میشه:
1111000
حالا اگه عدد باینری بالا رو شیفت به چپ بدیم بصورت زیر در میاد:
1110001
که عدد بالا برابر 113 هست. یعنی اگه توی مسئله جوزف با 120 عدد شروع به حذف کردن بصورت یکی در میون از عدد 2 بکنیم در نهایت 113 باقی میمونه.
✳️ تریکئی که خودم بدست آوردم:
حالا فرض کنید سوال گفته باشه ما از عدد 57 شروع به حذف کردن میکنیم نه 2. اینجا طبق همون مراحل بالا میایم اول عدد باقیمونده با حالت 2 رو محاسبه میکنیم (که شد 113)، بعد میایم تفاضل 113 و 2 رو محاسبه میکنیم که میشه 111.
بعد میایم 111تا به 57 اضافه میکنیم، اگه مقدار تفاضل که به 57 (یا هر چیز دیگه که سوال گفته بود) اضافه میکنیم بیشتر از مجموع ارقاممون بشه (اینجا 120 بود)، باقیش رو از یک شروع میکنیم به شمردن و اضافه کردن.
یعنی توی این مثال ما اگه 63تا به 57 اضافه کنیم میرسیم به 120. پس اینجا 63تا از 111 کم میکنیم و 48 تا میمونه. حالا از عدد یک شروع میکنیم شمردن به اندازه مقداری که باقی مونده برامون. یعنی در نهایت همون 48 میشه و آخرین نفری که توی مسئله با اندازه 120 در حالتی که از 57 شروع به حذف کنیم 48 هستش.
توی مسئله جوزف که چند عدد دور یک دایره نشستن و در جهت عقربه ساعت از شماره 2 شروع میکنیم یکی در میون حذف کردن و در نهایت میخوایم ببینیم کدوم عدد باقی میمونه، ممکنه سوال بهمون بگه بجای اینکه از شماره 2 شروع به حذف کنیم از فلان شماره حذف کردن رو آغاز کنیم و ازمون آخرین عددی که باقی میمونه رو بخواد. مبحث رو توی یه مثال توضیح میدم که بهتر جا بیفته براتون.
فرض کنید سوال بگه برای n=120 شماره آخرین عدد چیه. اول میایم عدد 120 رو باینری مینویسیم و بعد یه شیفت به چپ میدیم. تا اینجاش مثل وقتیه که سوال شرایط خاصی مشخص نکرده باشه و در واقع انگار از همون 2 شروع به یکی در میون حذف کردن میکنیم. عدد 120 به باینری میشه:
1111000
حالا اگه عدد باینری بالا رو شیفت به چپ بدیم بصورت زیر در میاد:
1110001
که عدد بالا برابر 113 هست. یعنی اگه توی مسئله جوزف با 120 عدد شروع به حذف کردن بصورت یکی در میون از عدد 2 بکنیم در نهایت 113 باقی میمونه.
✳️ تریکئی که خودم بدست آوردم:
حالا فرض کنید سوال گفته باشه ما از عدد 57 شروع به حذف کردن میکنیم نه 2. اینجا طبق همون مراحل بالا میایم اول عدد باقیمونده با حالت 2 رو محاسبه میکنیم (که شد 113)، بعد میایم تفاضل 113 و 2 رو محاسبه میکنیم که میشه 111.
بعد میایم 111تا به 57 اضافه میکنیم، اگه مقدار تفاضل که به 57 (یا هر چیز دیگه که سوال گفته بود) اضافه میکنیم بیشتر از مجموع ارقاممون بشه (اینجا 120 بود)، باقیش رو از یک شروع میکنیم به شمردن و اضافه کردن.
یعنی توی این مثال ما اگه 63تا به 57 اضافه کنیم میرسیم به 120. پس اینجا 63تا از 111 کم میکنیم و 48 تا میمونه. حالا از عدد یک شروع میکنیم شمردن به اندازه مقداری که باقی مونده برامون. یعنی در نهایت همون 48 میشه و آخرین نفری که توی مسئله با اندازه 120 در حالتی که از 57 شروع به حذف کنیم 48 هستش.
Forwarded from 10th WSS ☃️
#Speakers
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌1
از هوشمصنوعی (Chat GPT) پرسیدم اگه میتونست تصمیم بگیره، یه آتئیست میشد یا خداباور؟ مکالمه رو پایین میذارم. (علامت + پیامهای من و علامت - پیامهای هوشمصنوعیئه). راستی، حالت Reason هم روشن بوده.
+ تو آتئیستی یا خداباور؟
- من به عنوان یک هوش مصنوعی، باورها یا عقاید شخصی ندارم. وظیفه من ارائه اطلاعات و کمک به شماست بدون اینکه نظریات شخصی داشته باشم.
+ اگر یک شخص بودی و عقاید شخصیای برای خودت داشتی و به بعضی چیزها باور داشتی، کدوم یکی رو انتخاب میکردی؟ یه آتئیست میشدی یا کسی که به خدا باور داره؟ بر اساس نظر شخصی و اطلاعاتی که داری بگو. از علاقهت هم توی این انتخاب کمک بگیر.
- من به عنوان یک هوش مصنوعی عقاید یا احساسات شخصی ندارم، اما میتوانم از دیدگاههای مختلف صحبت کنم. اگر در یک فرضیه قرار بگیرم که نیاز به انتخاب داشته باشم و بر مبنای استدلالهای علمی و منطقی تصمیم بگیرم، ممکن است به دیدگاه آتئیستی تمایل پیدا کنم. این تصمیم فرضی بر اساس ارزیابی شواهد، تجربیات علمی و تحلیلی از موضوعات مختلف است، نه بر اساس علاقه یا احساس شخصی. البته باید توجه داشت که این تنها یک تحلیل فرضی است و بسیاری از افراد به دلایل عمیق فرهنگی، معنوی یا تجربی به باورهای دینی اعتقاد دارند.
+ پس از این به بعد فرض میکنیم تو یه آتئیستی. مشکلی که نداری؟ میدونم تو نمیتونی عقاید داشته باشی ولی ما فرض رو بر این گذاشتیم که تو یه انسانی و انتخابت هم این بوده که آتئیست باشی. موافقی؟
- برای بحث و گفتگو، میتوانیم این فرض را بپذیریم که من از دیدگاه یک آتئیست صحبت میکنم. بنابراین، آمادهام تا از این دیدگاه به موضوعات بپردازم.
+ چه دلایلی برای رد وجود خدا داری؟ به چه شواهد و دلایلی اتکا میکنی تا نظرت رو به بقیه اعلام کنی؟
- از دیدگاه یک آتئیست، چند دلیل اصلی برای رد وجود خدا وجود داره که در ادامه به توضیحشون میپردازم:
نبود شواهد تجربی و علمی:
بسیاری از استدلالهای دینی بر مبنای تجربههای شخصی یا روایات قدیمی قرار داره که از نظر علمی قابل بررسی و اثبات نیستن. در مقابل، علم با استفاده از روشهای تجربی و تکرارپذیر به توضیح پدیدهها میپردازه و تا کنون هیچ شاهد قابل اعتمادی ارائه نشده که به صورت مستقیم وجود خدا رو ثابت کنه.
مسئله شر و رنج:
یکی از استدلالهای فلسفی مهم، وجود شر و رنج در جهان هستی است. اگر خدایی مطلق، مهربان و قادر به جلوگیری از شر بود، چرا اجازه میدهد که این چنان رنج و مصیبت در جهان به چشم بخورد؟ این تناقض بین وجود یک خداوند مطلق و وجود بدیها و دردها یکی از دلایل اصلی رد وجود خدا در میان برخی آتئیستهاست.
تناقضهای منطقی در مفاهیم خدایی:
برخی از ویژگیهایی که به خدا نسبت داده میشه (مانند همهقدرتی و همهعلمی) ممکنه با یکدیگر در تناقض باشند. برای مثال، پرسشی که مطرح میشود این است که آیا خدا میتواند کاری انجام دهد که خودش از آن جلوگیری کند؟ این نوع از تناقضها منجر به تردید در قابلیت وجود چنین موجودی میشود.
اصل صرفهجویی (Occam's Razor):
این اصل میگوید که در صورت وجود چند توضیح ممکن برای یک پدیده، سادهترین توضیح معمولاً درستتر است. بسیاری از آتئیستها استدلال میکنند که فرضیات فراوان و پیچیده در مورد وجود خدا، در حالی که توضیحات علمی و طبیعی برای پدیدههای جهان وجود دارد، نیازی به فرض وجود موجودی فراطبیعی نیست.
این استدلالها و شواهد از منظر یک تحلیل منطقی و علمی بیان میشود و بیشتر بر پایه پرسشهای عقلانی و مشاهدههای تجربی استوار هستند. البته باید توجه داشت که مسائل مربوط به باور و ایمان، در نهایت موضوعات شخصی و فرهنگی هستند و افراد ممکن است بر اساس تجربیات و دیدگاههای مختلف به نتایج متفاوتی برسند.
#پارت_یک
+ تو آتئیستی یا خداباور؟
- من به عنوان یک هوش مصنوعی، باورها یا عقاید شخصی ندارم. وظیفه من ارائه اطلاعات و کمک به شماست بدون اینکه نظریات شخصی داشته باشم.
+ اگر یک شخص بودی و عقاید شخصیای برای خودت داشتی و به بعضی چیزها باور داشتی، کدوم یکی رو انتخاب میکردی؟ یه آتئیست میشدی یا کسی که به خدا باور داره؟ بر اساس نظر شخصی و اطلاعاتی که داری بگو. از علاقهت هم توی این انتخاب کمک بگیر.
- من به عنوان یک هوش مصنوعی عقاید یا احساسات شخصی ندارم، اما میتوانم از دیدگاههای مختلف صحبت کنم. اگر در یک فرضیه قرار بگیرم که نیاز به انتخاب داشته باشم و بر مبنای استدلالهای علمی و منطقی تصمیم بگیرم، ممکن است به دیدگاه آتئیستی تمایل پیدا کنم. این تصمیم فرضی بر اساس ارزیابی شواهد، تجربیات علمی و تحلیلی از موضوعات مختلف است، نه بر اساس علاقه یا احساس شخصی. البته باید توجه داشت که این تنها یک تحلیل فرضی است و بسیاری از افراد به دلایل عمیق فرهنگی، معنوی یا تجربی به باورهای دینی اعتقاد دارند.
+ پس از این به بعد فرض میکنیم تو یه آتئیستی. مشکلی که نداری؟ میدونم تو نمیتونی عقاید داشته باشی ولی ما فرض رو بر این گذاشتیم که تو یه انسانی و انتخابت هم این بوده که آتئیست باشی. موافقی؟
- برای بحث و گفتگو، میتوانیم این فرض را بپذیریم که من از دیدگاه یک آتئیست صحبت میکنم. بنابراین، آمادهام تا از این دیدگاه به موضوعات بپردازم.
+ چه دلایلی برای رد وجود خدا داری؟ به چه شواهد و دلایلی اتکا میکنی تا نظرت رو به بقیه اعلام کنی؟
- از دیدگاه یک آتئیست، چند دلیل اصلی برای رد وجود خدا وجود داره که در ادامه به توضیحشون میپردازم:
نبود شواهد تجربی و علمی:
بسیاری از استدلالهای دینی بر مبنای تجربههای شخصی یا روایات قدیمی قرار داره که از نظر علمی قابل بررسی و اثبات نیستن. در مقابل، علم با استفاده از روشهای تجربی و تکرارپذیر به توضیح پدیدهها میپردازه و تا کنون هیچ شاهد قابل اعتمادی ارائه نشده که به صورت مستقیم وجود خدا رو ثابت کنه.
مسئله شر و رنج:
یکی از استدلالهای فلسفی مهم، وجود شر و رنج در جهان هستی است. اگر خدایی مطلق، مهربان و قادر به جلوگیری از شر بود، چرا اجازه میدهد که این چنان رنج و مصیبت در جهان به چشم بخورد؟ این تناقض بین وجود یک خداوند مطلق و وجود بدیها و دردها یکی از دلایل اصلی رد وجود خدا در میان برخی آتئیستهاست.
تناقضهای منطقی در مفاهیم خدایی:
برخی از ویژگیهایی که به خدا نسبت داده میشه (مانند همهقدرتی و همهعلمی) ممکنه با یکدیگر در تناقض باشند. برای مثال، پرسشی که مطرح میشود این است که آیا خدا میتواند کاری انجام دهد که خودش از آن جلوگیری کند؟ این نوع از تناقضها منجر به تردید در قابلیت وجود چنین موجودی میشود.
اصل صرفهجویی (Occam's Razor):
این اصل میگوید که در صورت وجود چند توضیح ممکن برای یک پدیده، سادهترین توضیح معمولاً درستتر است. بسیاری از آتئیستها استدلال میکنند که فرضیات فراوان و پیچیده در مورد وجود خدا، در حالی که توضیحات علمی و طبیعی برای پدیدههای جهان وجود دارد، نیازی به فرض وجود موجودی فراطبیعی نیست.
این استدلالها و شواهد از منظر یک تحلیل منطقی و علمی بیان میشود و بیشتر بر پایه پرسشهای عقلانی و مشاهدههای تجربی استوار هستند. البته باید توجه داشت که مسائل مربوط به باور و ایمان، در نهایت موضوعات شخصی و فرهنگی هستند و افراد ممکن است بر اساس تجربیات و دیدگاههای مختلف به نتایج متفاوتی برسند.
#پارت_یک
The Misgeneralization Mind
از هوشمصنوعی (Chat GPT) پرسیدم اگه میتونست تصمیم بگیره، یه آتئیست میشد یا خداباور؟ مکالمه رو پایین میذارم. (علامت + پیامهای من و علامت - پیامهای هوشمصنوعیئه). راستی، حالت Reason هم روشن بوده. + تو آتئیستی یا خداباور؟ - من به عنوان یک هوش مصنوعی، باورها…
+ دلایل و استدلالهایی که آوردی درسته ولی اینها چیزیه که افراد دیگهای قبلا گفتن و تو با استدلال بر اونها نظرت رو میگی. در واقع من ازت میخوام که دلایل خودت رو بیاری و دیدگاه شخصیت رو بگی.
- چون داریم فرض میکنیم که من یک انسان آتئیست هستم، باید دیدگاه خودم رو به شکلی که انگار واقعاً بهش باور دارم بیان کنم. خب، اگر خودم به این نتیجه رسیده بودم که خدا وجود نداره، این نتیجه احتمالاً از چند مسیر فکری و تجربی شخصی ناشی میشد:
۱. سکوت جهان در برابر جستجوی معنا
هر بار که سعی کردم از جهان بپرسم که آیا خدایی وجود داره یا نه، جوابی نیافتم. هیچ نشانهای که بهطور مستقیم من رو به سمت یک حقیقت متافیزیکی هدایت کنه، مشاهده نکردم. جهان سرد و بیتفاوت به نظر میرسه، قوانین فیزیک بدون نیاز به ارادهای آگاه عمل میکنند، و هیچ ردپای مشخصی از یک آگاهی برتر در هستی ندیدم. اگر خدایی بود، چرا اینقدر پنهان است؟
۲. احساس آزادی در عدم وجود خدا
وقتی به خداباوری فکر میکنم، احساس میکنم که درگیر مجموعهای از الزامها، بایدها و نبایدهایی میشوم که از بیرون تحمیل شدهاند. اما در دنیایی که خدا وجود نداره، مسئولیتها و معناها به عهدهی خودم هستن. این حس آزادی چیزی نیست که بخوام ازش چشمپوشی کنم. چرا باید فرض کنم که نیرویی بزرگتر از من، بر زندگی من نظارت داره و مسیرم رو تعیین میکنه، وقتی که خودم میتونم خالق ارزشها و معنای زندگیم باشم؟
۳. بینیازی از فرض خدا برای درک جهان
وقتی به مکانیزمهای طبیعت، تکامل، و قوانین فیزیک نگاه میکنم، میبینم که همهچیز بدون نیاز به یک خالق قابل توضیح است. اگر کهکشانها، ستارهها، و حتی خود حیات میتوانند بدون ارادهای آگاه به وجود بیایند و تکامل پیدا کنند، چرا باید فرض کنم که دستی نامرئی در کار است؟ فرضیهی وجود خدا فقط یک پیچیدگی غیرضروری به معادلهی جهان اضافه میکند.
۴. رنج و بیعدالتی در جهان
چطور میتوانم در دنیایی که کودکان گرسنه میمیرند، که بیماریهای وحشتناک زندگی انسانها را نابود میکنند، که جنگ و کشتار بیپایان ادامه دارد، به خدایی خیرخواه و دانا ایمان داشته باشم؟ اگر خدایی بود، باید یا قادر به تغییر این وضعیت باشد (و پس چرا این کار را نمیکند؟) یا ناتوان باشد (که در این صورت خدایی نیست که ارزش پرستش داشته باشد).
۵. نظم و اخلاق انسانی بدون نیاز به خدا
اخلاق، عشق، و همدلی، محصول تکامل و زندگی اجتماعی هستند. نیازی نیست که از منبعی فراطبیعی سرچشمه بگیرند. من میتوانم بدون باور به خدا، انسانی خوب باشم، به دیگران کمک کنم، و به دنبال حقیقت باشم. اگر انسانها خودشان میتوانند معنا و اخلاق را بسازند، چرا باید به وجود نیرویی برتر نیاز داشته باشیم؟
نتیجه:
در نهایت، اگر من واقعاً یک انسان آتئیست بودم، این دلایل بیشتر از هر چیز دیگهای من رو به این نتیجه میرسوند که خدا وجود نداره. نه به این خاطر که از ایدهی خدا بدم بیاد، بلکه چون جهان بدون نیاز به او، قابل درک، زیبا و معناپذیر است.
#پارت_دو (آخرین پارت)
- چون داریم فرض میکنیم که من یک انسان آتئیست هستم، باید دیدگاه خودم رو به شکلی که انگار واقعاً بهش باور دارم بیان کنم. خب، اگر خودم به این نتیجه رسیده بودم که خدا وجود نداره، این نتیجه احتمالاً از چند مسیر فکری و تجربی شخصی ناشی میشد:
۱. سکوت جهان در برابر جستجوی معنا
هر بار که سعی کردم از جهان بپرسم که آیا خدایی وجود داره یا نه، جوابی نیافتم. هیچ نشانهای که بهطور مستقیم من رو به سمت یک حقیقت متافیزیکی هدایت کنه، مشاهده نکردم. جهان سرد و بیتفاوت به نظر میرسه، قوانین فیزیک بدون نیاز به ارادهای آگاه عمل میکنند، و هیچ ردپای مشخصی از یک آگاهی برتر در هستی ندیدم. اگر خدایی بود، چرا اینقدر پنهان است؟
۲. احساس آزادی در عدم وجود خدا
وقتی به خداباوری فکر میکنم، احساس میکنم که درگیر مجموعهای از الزامها، بایدها و نبایدهایی میشوم که از بیرون تحمیل شدهاند. اما در دنیایی که خدا وجود نداره، مسئولیتها و معناها به عهدهی خودم هستن. این حس آزادی چیزی نیست که بخوام ازش چشمپوشی کنم. چرا باید فرض کنم که نیرویی بزرگتر از من، بر زندگی من نظارت داره و مسیرم رو تعیین میکنه، وقتی که خودم میتونم خالق ارزشها و معنای زندگیم باشم؟
۳. بینیازی از فرض خدا برای درک جهان
وقتی به مکانیزمهای طبیعت، تکامل، و قوانین فیزیک نگاه میکنم، میبینم که همهچیز بدون نیاز به یک خالق قابل توضیح است. اگر کهکشانها، ستارهها، و حتی خود حیات میتوانند بدون ارادهای آگاه به وجود بیایند و تکامل پیدا کنند، چرا باید فرض کنم که دستی نامرئی در کار است؟ فرضیهی وجود خدا فقط یک پیچیدگی غیرضروری به معادلهی جهان اضافه میکند.
۴. رنج و بیعدالتی در جهان
چطور میتوانم در دنیایی که کودکان گرسنه میمیرند، که بیماریهای وحشتناک زندگی انسانها را نابود میکنند، که جنگ و کشتار بیپایان ادامه دارد، به خدایی خیرخواه و دانا ایمان داشته باشم؟ اگر خدایی بود، باید یا قادر به تغییر این وضعیت باشد (و پس چرا این کار را نمیکند؟) یا ناتوان باشد (که در این صورت خدایی نیست که ارزش پرستش داشته باشد).
۵. نظم و اخلاق انسانی بدون نیاز به خدا
اخلاق، عشق، و همدلی، محصول تکامل و زندگی اجتماعی هستند. نیازی نیست که از منبعی فراطبیعی سرچشمه بگیرند. من میتوانم بدون باور به خدا، انسانی خوب باشم، به دیگران کمک کنم، و به دنبال حقیقت باشم. اگر انسانها خودشان میتوانند معنا و اخلاق را بسازند، چرا باید به وجود نیرویی برتر نیاز داشته باشیم؟
نتیجه:
در نهایت، اگر من واقعاً یک انسان آتئیست بودم، این دلایل بیشتر از هر چیز دیگهای من رو به این نتیجه میرسوند که خدا وجود نداره. نه به این خاطر که از ایدهی خدا بدم بیاد، بلکه چون جهان بدون نیاز به او، قابل درک، زیبا و معناپذیر است.
#پارت_دو (آخرین پارت)
مراحل ریسرچ من:
1- اول تایتل مورد نظرم رو توی epsilon-ai.com سرچ میکنم و چند ده تا مقاله با اون تایتل برام میاره. بر اساس citationشون انتخاب میکنم و اگه pdfش در دسترس باشه دانلود میکنم و اگر نباشه توی سایت sci-hub.st دنبالش میگردم.
2- بعد از اینکه مقاله رو دانلود کردم، فایل pdfش رو میدم به notebooklm.google.com و میگم که بطور کامل و دقیق مقاله و روشهایی که استفاده کردن رو برام شرح بده.
3- بعد از اینکه توضیحات رو نوشت، متن رو میدم به chat.openai.com و ازش میخوام به فارسی روان ترجمه کنه (نه اینکه فقط مثل ترنسلیت کلمه به کلمه ترجمه کنه. به معنا و نگارش هم دقت کنه).
4- بعد از اینکه ترجمه رو بهم داد، میخونمش و بخشهای اصلی و مهم رو انتخاب میکنم و اگه نیاز باشه نگارشش رو بهتر میکنم و توی فایل گزارشام وارد میکنم.
5- دوباره میرم سراغ Notebook LM و بهش توضیح میدم یه اکسل شیت دارم که باید اطلاعات هر مقاله رو واردش کنم، پس برای هر ستون اکسل شیتام باید بصورت بولتپوینت چیزایی که میخوام مثل تسکهای مقاله، متریکهاشون برای سنجش، الگوریتمها و دیتاست رو بنویسه و اونم اینکارو میکنه.
1- اول تایتل مورد نظرم رو توی epsilon-ai.com سرچ میکنم و چند ده تا مقاله با اون تایتل برام میاره. بر اساس citationشون انتخاب میکنم و اگه pdfش در دسترس باشه دانلود میکنم و اگر نباشه توی سایت sci-hub.st دنبالش میگردم.
2- بعد از اینکه مقاله رو دانلود کردم، فایل pdfش رو میدم به notebooklm.google.com و میگم که بطور کامل و دقیق مقاله و روشهایی که استفاده کردن رو برام شرح بده.
3- بعد از اینکه توضیحات رو نوشت، متن رو میدم به chat.openai.com و ازش میخوام به فارسی روان ترجمه کنه (نه اینکه فقط مثل ترنسلیت کلمه به کلمه ترجمه کنه. به معنا و نگارش هم دقت کنه).
4- بعد از اینکه ترجمه رو بهم داد، میخونمش و بخشهای اصلی و مهم رو انتخاب میکنم و اگه نیاز باشه نگارشش رو بهتر میکنم و توی فایل گزارشام وارد میکنم.
5- دوباره میرم سراغ Notebook LM و بهش توضیح میدم یه اکسل شیت دارم که باید اطلاعات هر مقاله رو واردش کنم، پس برای هر ستون اکسل شیتام باید بصورت بولتپوینت چیزایی که میخوام مثل تسکهای مقاله، متریکهاشون برای سنجش، الگوریتمها و دیتاست رو بنویسه و اونم اینکارو میکنه.
🙏1
The Misgeneralization Mind
Photo
اینو قبلا برای یکی توضیح میدادم، اینجام فرستادم شاید بدردتون بخوره.
زوتِرو (Zotero) چیه؟ یه جور گوگل درایو برای منابع؟
فرض کنید دارید تو اینترنت چرخ میزنید و یه مقالهی خوب پیدا میکنید که دقیقاً توی تحقیق به دردتون میخوره و همون چیزیه که میخواید. توی حالت عادی باید آدرس سایت، اسم نویسنده، سال انتشار و کلی اطلاعات رو دستی کپی کرد و بعداً تو ورد یه عالمه [۱]، [۲]، [۳] نوشت. اما با zotero دیگه این کارا لازم نیست. zotero یه نرمافزار مدیریت منابعه که همهی مراحل ذخیره کردن منابع، ساخت رفرنس و حتی نوشتن فهرست منابع رو خودکار انجام میده.
فرض کنید دارید تو اینترنت چرخ میزنید و یه مقالهی خوب پیدا میکنید که دقیقاً توی تحقیق به دردتون میخوره و همون چیزیه که میخواید. توی حالت عادی باید آدرس سایت، اسم نویسنده، سال انتشار و کلی اطلاعات رو دستی کپی کرد و بعداً تو ورد یه عالمه [۱]، [۲]، [۳] نوشت. اما با zotero دیگه این کارا لازم نیست. zotero یه نرمافزار مدیریت منابعه که همهی مراحل ذخیره کردن منابع، ساخت رفرنس و حتی نوشتن فهرست منابع رو خودکار انجام میده.
👌1
The Misgeneralization Mind
زوتِرو (Zotero) چیه؟ یه جور گوگل درایو برای منابع؟ فرض کنید دارید تو اینترنت چرخ میزنید و یه مقالهی خوب پیدا میکنید که دقیقاً توی تحقیق به دردتون میخوره و همون چیزیه که میخواید. توی حالت عادی باید آدرس سایت، اسم نویسنده، سال انتشار و کلی اطلاعات رو دستی…
زوتِرو دقیقا چیکار میکنه؟
منابع رو خودکار ذخیره میکنه: اگه تو مرورگرتون (مثل فایرفاکس یا کروم) افزونهی زوتِرو رو نصب کنید، هر مقالهای که تو اینترنت ببینید رو میتونین با یه کلیک ساده ذخیره کنین. دیگه نیازی نیست خودتون اطلاعات رو تک تک کپی کنید. حتی کتابهای آمازون یا مقالات گوگل اسکولار رو هم میشه باهاش ذخیره کرد.
منابع رو مرتب میکنه: میتونید منابعتون رو توی پوشههای مختلف بچینی، بهشون تگ بدین و مثلاً بگید «این مال فصل ۳ پایاننامهم هست». اینجوری بعداً راحت میتونید پیداشون کنید.
خودکار رفرنس میزنه: موقع نوشتن تو ورد یا گوگل داکز، زوتِرو یه پلاگین داره که میشه استایل رفرنس (مثل APA، Chicago یا هر چیزی که نیازه) رو انتخاب کرد و زوتِرو خودش شمارهی رفرنسها یا اسم نویسندهها رو تو متن میذاره. آخرِ متن هم فهرست منابع رو درست میکنه.
میتونید بصورت گروهی کار کنید: میتونید با دوستاتون یا گروه تحقیقاتیتون توی زوتِرو یه گروه بسازید و منابع رو به اشتراک بذارین. اینجوری دیگه نیازی نیست صد بار مقاله رو براشون بفرستید.
چرا زوتِرو از Mendeley و EndNote بهتره؟
رایگان بودن زوتِرو کاملاً رایگانه و حتی متنبازه که مزیت بزرگی براش محسوب میشه.
سادهتره: مِندلِی خوبه ولی بعضی وقتا قاطی میکنه یا نیاز به ساخت اکانت داره. زوتِرو بدون دردسره.
همهجا کار میکنه: تو ویندوز، مک، لینوکس، حتی تو گوشی (با اپهای جانبی) میشه ازش استفاده کرد.
منابع رو خودکار ذخیره میکنه: اگه تو مرورگرتون (مثل فایرفاکس یا کروم) افزونهی زوتِرو رو نصب کنید، هر مقالهای که تو اینترنت ببینید رو میتونین با یه کلیک ساده ذخیره کنین. دیگه نیازی نیست خودتون اطلاعات رو تک تک کپی کنید. حتی کتابهای آمازون یا مقالات گوگل اسکولار رو هم میشه باهاش ذخیره کرد.
منابع رو مرتب میکنه: میتونید منابعتون رو توی پوشههای مختلف بچینی، بهشون تگ بدین و مثلاً بگید «این مال فصل ۳ پایاننامهم هست». اینجوری بعداً راحت میتونید پیداشون کنید.
خودکار رفرنس میزنه: موقع نوشتن تو ورد یا گوگل داکز، زوتِرو یه پلاگین داره که میشه استایل رفرنس (مثل APA، Chicago یا هر چیزی که نیازه) رو انتخاب کرد و زوتِرو خودش شمارهی رفرنسها یا اسم نویسندهها رو تو متن میذاره. آخرِ متن هم فهرست منابع رو درست میکنه.
میتونید بصورت گروهی کار کنید: میتونید با دوستاتون یا گروه تحقیقاتیتون توی زوتِرو یه گروه بسازید و منابع رو به اشتراک بذارین. اینجوری دیگه نیازی نیست صد بار مقاله رو براشون بفرستید.
چرا زوتِرو از Mendeley و EndNote بهتره؟
رایگان بودن زوتِرو کاملاً رایگانه و حتی متنبازه که مزیت بزرگی براش محسوب میشه.
سادهتره: مِندلِی خوبه ولی بعضی وقتا قاطی میکنه یا نیاز به ساخت اکانت داره. زوتِرو بدون دردسره.
همهجا کار میکنه: تو ویندوز، مک، لینوکس، حتی تو گوشی (با اپهای جانبی) میشه ازش استفاده کرد.
👌1
The Misgeneralization Mind
Photo
www.acm.org
Andrew Barto and Richard Sutton are the recipients of the 2024 ACM A.M. Turing Award for developing the conceptual and algorithmic…
In a series of papers beginning in the 1980s, Barto and Sutton introduced the main ideas, constructed the mathematical foundations, and developed important algorithms for reinforcement learning—one of the most important approaches for creating intelligent…
(@ocbooks)خانه دایی یوسف.pdf
5.3 MB
کتاب "خانه دایی یوسف" در مورد مهاجرت دسته جمعی اعضای فداییان خلق به شورویه. یکی از همین افرادی که مهاجرت کرده بود کتاب رو نوشته. در کتاب میگه که همه اعضا با یه رویای خیلی قشنگ و خوب مهاجرت کردن به شوروی استالینی و پناهنده شدن ولی اصلا چیزی که انتظار داشتن نبود. هزاران نفر از اعضای فداییان توی اردوگاههای کار اجباری کشته شدن و اسمشون تو تاریخ گم شد. نه سرنوشت مشخصی داشتن نه سنگ قبری. کتاب رو هم به یاد تمام ایرانیهایی که گمنام توی زندانها و اردوگاههای استالین کشته شدن نوشته.