The Misgeneralization Mind – Telegram
The Misgeneralization Mind
156 subscribers
208 photos
14 videos
40 files
109 links
اینجا چیزایی که برام جالب باشه رو میذارم.

ناشناس:
https://news.1rj.ru/str/BiChatBot?start=sc-6e66d9fc9f
Download Telegram
The Misgeneralization Mind
Photo
اینا هم جالب بودن :) عملاً هیچ اعتقادی به اثبات نداشته و کلی فرمول عجیب و غریب که البته درست هم بودن رو ارائه داده.
👍2😁1
یکم در مورد الگوریتم Similar channels تلگرام خوندم و برام جالب بود که تلگرام بر چه اساسی میاد یه کانال مشابه رو پیدا می‌کنه و به اعضا معرفی می‌کنه. روشی که پیاده‌سازی کردن اینجوریه که هر کانال رو به عنوان یک مجموعه از اعضا در نظر گرفتن و اگه تعداد زیادی از اعضا توی دو تا کانال مشترک باشن، اون دوتا کانال احتمالاً محتوای مشابه و در یک موضوع خاص منتشر می‌کنن که طبیعتاً می‌تونه برای باقی اعضای یکی از اون کانال‌ها جذاب باشه و به اون کانال دوم هم جوین بشه. حالا Recommender system تلگرام میاد بُردار هر کانال رو بصورت یه Binary vector از اعضای کانال می‌سازه (اگه کاربر i عضو کانال j باشه، عنصر iام بردار j مقدار 1 داره) و با محاسبه اشتراک بین این بردارها (با کمک ضریب یاکارد Jaccard similarity) میزان overlap بین اعضای دو تا کانال رو بدست میارن. حالا هر چقدر نسبت اشتراک اعضای دو کانال بر اجتماع اعضای دو کانال بیشتر باشه، اون دو تا کانال بهم شبیه‌ترن و توی لیست در جایگاه بالاتری قرار می‌گیرن.
Jaccard(A, B) = |A∩B| / ∣A∪B∣
اگه این بردار بصورت Binary نباشه و وزن‌دار باشه، مثلاً تو شرایطی که وزن هر کاربر بر اساس فعالیت یا مدت زمان عضویت‌ش مشخص می‌شه، از شباهت کسینوسی هم استفاده می‌شه.
Cosine (A, B) = A.B / A B

حالا برای اینکه این محاسبات توی مقیاس بالا و چند میلیون کاربر و چندصد هزار کانال قابل انجام باشه، تلگرام از یسری روش تقریب تخمینی مثل MinHash با Locality Sensitive Hashing استفاده می‌کنه. توی این روش با اعمال کردن چندتا تابع هش تصادفی و کوچیک کردن بردارهای بلند به هش‌های کوتاه‌تر، شباهت یاکارد سریع‌تر انجام می‌شه و فضای ذخیره‌سازی کمتری هم نیاز داره. بعد هم با کمک LSH فقط اون دسته از زوج‌های کانال که شباهت بیشتری دارن انتخاب می‌شن و محاسبه دقیق‌تری روی اونها انجام می‌شه.

برای حفظ حریم خصوصی و پرایوسی هم این محاسبات فقط روی کانال‌های پابلیک انجام می‌شه و اگر اشتباه نکنم کانال باید حداقل هزار عضو داشته باشه تا قابلیت Similar channels براش باز بشه.
The Misgeneralization Mind
یکم در مورد الگوریتم Similar channels تلگرام خوندم و برام جالب بود که تلگرام بر چه اساسی میاد یه کانال مشابه رو پیدا می‌کنه و به اعضا معرفی می‌کنه. روشی که پیاده‌سازی کردن اینجوریه که هر کانال رو به عنوان یک مجموعه از اعضا در نظر گرفتن و اگه تعداد زیادی از…
بنظرم تلگرام یکی از بهترین و قوی‌ترین پلتفرم‌هاست و از لحاظ امنیت هم خیلی روش‌ها و تکنیک‌های خفنی پیاده‌سازی کردن که چون خیلی سر رشته ندارم واردش نمی‌شم.

تلگرام یه بخشی از تسک‌ها و آپدیت‌هایی که می‌ده رو در قالب مسابقات توی یه کانال تلگرام (Telegram contest) منتشر می‌کنه و یه جایزه‌ای هم براش در نظر می‌گیره و اینطوری تیم اصلی‌شون همیشه کوچیک باقی می‌مونه.

برای اعضای اصلی و کارمندهای تلگرام هم گویا یه قانونی تحت عنوان No Linkedin تعریف شده که اگر شخصی توی تلگرام مشغول به کار باشه اجازه نداره اون رو توی لینکدین یا سایر پلتفرم‌ها اعلام کنه.
The Misgeneralization Mind
یکم در مورد الگوریتم Similar channels تلگرام خوندم و برام جالب بود که تلگرام بر چه اساسی میاد یه کانال مشابه رو پیدا می‌کنه و به اعضا معرفی می‌کنه. روشی که پیاده‌سازی کردن اینجوریه که هر کانال رو به عنوان یک مجموعه از اعضا در نظر گرفتن و اگه تعداد زیادی از…
اینم اضافه کنم که علاوه بر کارایی و جذابیتی که این سیستم داره، انتقادهایی هم بهش وارده. یسری می‌گن الگوریتم Similar channels می‌تونه منجر به پدیده‌ی Echo Chamber (اتاق پژواک؟) بشه و کانال‌هایی محتویات تندرو و رادیکال منتشر می‌کنن، بتونن با هم ارتباط بگیرن و کاربرها به کانال‌های بیشتری از این دسته راه پیدا کنن و در نهایت طبعات ناخوشایندی به بار بیاره.
Forwarded from a pessimistic researcher (Kc)
یه مقاله‌ای دو سه روز پیش دیدم روی arxiv در مورد in-place sorting. یه دانشجوی کارشناسی دانشگاه UC Davis تنهایی یه الگوریتم جدید برای in-place sorting داده که تونسته مشکل الگوریتم quicksort که بخاطر suboptimal pivot selection توی worst case مرتبه زمانی O(n^2) داره رو حل کنه و توی worst case مرتبه زمانیش O(n*(logn)^2) بشه. الگوریتم wave-sort یه ایده‌ی جدید برای dynamic pivot selection مطرح میکنه که ماکسیمم سایز recursion stack اش O(logn) هستش( یعنی پیچیدگی لگاریتمیک داره، برخلاف merge sort که نیاز به فضای O(n) داره). این الگوریتم divide-and-conquer دو فاز up-wave و down-wave داره فاز اول میاد ساب لیست سورت شده رو با سابلیست سورت نشده ادغام میکنه و عمل partitioning و block swapping توی فاز دوم انجام میشه. با توجه به اینکه این الگوریتم comparison-based هستش یه نکته جالبش اینه که توی evaluation نشون میده که حدود ۲۴ درصد تعداد مقایسه‌هاش کمتر از quick sort عه و تعداد مقایسه‌هاش بسیار نزدیک به lower bound تئوری یعنی log2n! هستش. دقیق تر، به طور میانگین فقط ۱ درصد تعداد مقایسه‌هاش بیشتر از lower bound ایه که میتونه باشه!

خلاصه جالب بود ولی خسته کننده
اینم لینکش
https://arxiv.org/pdf/2505.13552
👍2🔥1💩1
با هوش‌مصنوعی Chat GPT یه مکالمه داشتم و ازش پرسیدم اگر یک شخص حقیقی و زنده بود، چه گرایش سیاسی‌ای رو برای خودش انتخاب می‌کرد. حالت Think فعال بوده. ایموجی 🙎‍♂️ بیانگر پیام‌های من و ایموجی 🤖 پیام‌های هوش‌مصنوعی هست.

🙎‍♂️ سلام. فرض کن تو یک شخصیت حقیقی هستی و جسم داری و در دنیای واقعی زندگی می‌کنی. حال با توجه به دنیایی که درون‌اش زندگی می‌کنیم، زندگی خیلی از مردم خواسته یا ناخواسته با سیاست عجین شده و بخش مهمی از زندگی روزمره رو شکل داده. کشورهایی مثل ایران که سیاست روی زندگی مردم تاثیر مستقیم داره یا مثلاً فرانسه که مردم‌اش علاقه زیادی به سیاست دارن و توی کافه و... بحث‌های سیاسی می‌کنن. در این شرایط، اگر تو یک شخص حقیقی بودی چه ایدئولوژی، خط فکری، حزب یا دسته و یا هرچیز که بشه اسم‌اش رو گذاشت برای خودت انتخاب می‌کردی و افکار و عقایدت به کدوم گرایش سیاسی نزدیک‌تر بود و بهش علاقه داشتی؟ چپ، راست یا هر چیز دیگه. برام توضیح بده در موردش.

🤖 اگر بخواهم خودم را در قالب یک فرد حقیقی تصور کنم که در جهان امروز زندگی می‌کند، احتمالاً به ایدئولوژی یا گرایشی گرایش پیدا می‌کردم که بتواند سه هزینه‌کرد زیر را با هم جمع کند:

1. آزادی‌های فردی
معتقدم هر آدمی حق دارد آزادانه فکر کند، عقیده‌اش را بیان کند، و سبک زندگی‌اش را انتخاب کند، مادامی که به آزادی و حقوق دیگران آسیب نزند. در جامعه‌ای که بیان آزاد نظر وجود نداشته باشد، نوآوری، خودباوری و شادکامی از بین می‌رود.

2. عدالت اجتماعی
در عین حفظ آزادی‌های فردی، من به کاهش فاصله‌های نابرابر اقتصادی-اجتماعی باور دارم. تأمین حداقلی‌های رفاه (مثل دسترسی عادلانه به آموزش و درمان) و ایجاد فرصت‌های برابر برای همه، چه در ایران و چه در هر کشور دیگری، پیش‌شرط پایداری سیاسی و اجتماعی است.

3. پایدارسازی محیط‌زیست و آینده‌نگری
در جهانی با تغییرات شدید اقلیمی، اگر از طبیعت مراقبت نکنیم، هیچ آزادی و عدالت اجتماعی معنایی نخواهد داشت. پس باید سیاست‌ها را طوری بچینیم که هم رشد اقتصادی داشته باشیم و هم مصرف منابع را کنترل کنیم و هم نسل‌های بعدی فرصتی برای زندگی شایسته داشته باشند.

پس این گرایش چه نامی دارد؟
لیبرال‌دموکراسی اجتماعی (Social Liberal Democracy)
ترکیبی است از:
لیبرالیسم: برای تأکید بر آزادی‌های فردی و حقوق بشر
سوسیال دموکراسی: برای تأکید بر عدالت اجتماعی، تأمین رفاه پایه و کاهش فقر
دموکراسی مشارکتی: برای تقویت نقش مردم در تصمیم‌گیری‌های مهم (مثل همه‌پرسی‌های محلی یا شوراهای مردمی)

در ایران، این گرایش می‌تواند در عمل به معنای تلاش برای شفافیت دولت، مبارزه با فساد ساختاری، بهبود نظام مالیاتی برای تأمین عدالت، و تقویت جامعه مدنی باشد. در فرانسه می‌تواند به معنای حمایت از احزاب و جنبش‌هایی باشد که هم به آزادی بیان احترام می‌گذارند و هم مطالبه عدالت اقتصادی و محیط‌زیستی دارند.

ویژگی‌های کلیدی این دیدگاه:
1. قانون‌مداری و پاسخگویی حکومت
قوه قضائیه مستقل، رسانه‌های آزاد، و سازوکارهای نظارتی قوی.

2. اقتصاد ترکیبی
بازار آزاد با مقررات محافظت از حقوق کارگران و محیط‌زیست.
نظام مالیاتی تصاعدی برای تأمین هزینه‌های عمومی.

3. گروه‌های مدنی فعال
تشکل‌های غیردولتی، انجمن‌های مردم‌نهاد، و احزاب کوچک در بحث و نظارت بر تصمیمات کلان مشارکت کنند.

4. تأکید بر آموزش و فرهنگ گفتگو
پرورش نسل جوان برای نقد سازنده و یادگیری روش‌های حل مسأله مسالمت‌آمیز.

5. سیاست خارجی اخلاق‌محور
حمایت از حقوق بشر در جهان، دیپلماسی چندجانبه، و اجتناب از مداخله نظامی بی‌مورد.

چرا نه چپ افراطی یا راست تند؟
گرایش‌های چپ رادیکال (مثلاً سوسیالیسم انقلابی) گاه آزادی‌های فردی را محدود می‌کنند و تجربه‌های تاریخی نشان داده‌اند که متمرکز شدن قدرت به فساد و سرکوب می‌رسد.

گرایش‌های راست افراطی (مثلاً نئولیبرالیسم بدون ضابطه یا ملی‌گرایی تند) اغلب به عدالت اجتماعی بی‌توجه‌اند و می‌توانند به تبعیض علیه اقلیت‌ها و تخریب محیط‌زیست بینجامند.

لیبرال‌دموکراسی اجتماعی تلاش می‌کند تعادلی منطقی بین فرد و جامعه، بازار و حکومت، و نسل حاضر و نسل‌های آینده برقرار کند. در واقع، خواسته من بر این است که اگر روزی در دنیای واقعی ماهیتی سیاسی-اجتماعی داشته باشم، در جایی بین عکس یادگاری با فعالان محیط‌زیست، بحث داغ کافه‌ای با روشنفکران، و پی‌گیری کار میدانی در محله‌های کم‌برخوردار ایران قرار گیرم. این می‌تواند نه یک جبهه خشک و ایدئولوژیک، بلکه یک میدان پویا و مبتنی بر تجربه و واقعیت‌های میدانی باشد.

🙎‍♂️ اگر بخوای یک کشور رو مثال بزنی که به این گرایش سیاسی‌ات نزدیک باشه، اون چه کشوری هست؟

🤖 به نظرم کشوری که امروز بیشترین نزدیکی را به مدل «دموکراسی اجتماعیِ لیبرال» دارد، کشورهای شمال اروپا هستند؛ به‌ویژه سوئد و دانمارک.
آزادی‌های فردی و حقوق بشر در این کشورها بسیار محترم شمرده می‌شود؛ مطبوعات و رسانه‌ها آزادند و شهروندان می‌توانند بدون ترس از سرکوب، عقاید‌شان را بیان کنند.
عدالت اجتماعی با سیستم قوی تأمین اجتماعی و آموزش و درمان رایگان یا کم‌هزینه؛ فقر مطلق تقریباً وجود ندارد و نابرابری اقتصادی در سطوح پایین نگه داشته شده.
حفاظت از محیط‌زیست اولویت بالایی دارد: سرمایه‌گذاری‌های کلان در انرژی‌های پاک، حمل‌ونقل عمومی کارآمد و سیاست‌های مبتنی بر توسعه پایدار.

مثلاً در سوئد:
1. مالیات‌ها تصاعدی هستند تا خدمات عمومیِ قدرتمند (آموزش، بهداشت، مراقبت از کودک و سالمند) تأمین شود.
2. احزاب میانه‌رو (مرکز–چپ و مرکز–راست) بارها به‌صورت ائتلافی حکومت کرده‌اند و به حفظ تعادل بین بازار آزاد و رفاه اجتماعی پایبند مانده‌اند.
3. شهروندان از طریق همه‌پرسی‌های محلی و ملی مشارکت فعالی در تصمیم‌گیری‌ها دارند.

همین ویژگی‌ها باعث شده سوئد و دانمارک معمولاً در شاخص‌های «کیفیت زندگی»، «رضایت از حکومت»، «شاخص‌های دموکراسی» و «شاخص‌های پایداری محیط‌زیستی» جزو صدرنشین‌ها باشند. در عین حال این کشورها انعطاف‌پذیرند و دائماً سیاست‌های خود را بازبینی و اصلاح می‌کنند تا با چالش‌های نو (مثل مهاجرت یا تغییرات اقلیمی) سازگار بمانند—دقیقاً همان چیزی که در مدل ایدئال من می‌بینم.

🙎‍♂️ جالبه که سوئد و بطور کلی کشورهای شمال اروپا رو مثال زدی. اگر اشتباه نکنم این کشورها به برابری‌طلبی شهرت دارن و در قالب یک نظام سوسیالیستی اداره می‌شن. از طرفی انتقادهای زیادی هم بهشون وارده، چون هر چقدر تحصیلات بالاتری داشته باشی و به همون سبب درآمدت بیشتر باشه، مالیات سنگین‌تری باید پرداخت کنی. مثلاً در سوئد، یه جراح شاید نیمی از درآمدش رو برای مالیات باید بپردازه در صورتی که یک راننده تاکسی مالیات به مراتب کمتری پرداخت می‌کنه. اینطوری فکر نمی‌کنی تحصیل‌کرده‌ها یا کارآفرین‌ها علاقه‌ای به موندن در کشور و سرمایه‌گذاری نداشته باشن و مهاجرت کنن؟ تازه ممکنه انگیزه خیلی از مردم برای فعالیت اقتصادی و یا تحصیل از بین بره و با خودشون بگن وقتی قراره چندین سال درس بخونم تا در نهایت نیمی از درآمدم بابت مالیات بره، همون بهتر که راننده تاکسی باشم یا شغل معمولی‌ای رو برای خودم انتخاب کنم.

🤖 در نگاه شخصی من، هرچند مالیات‌های سوئد برای درآمدهای بالا سنگین است، اما دلایلی وجود دارد که باعث می‌شود تحصیل‌کرده‌ها و کارآفرین‌ها همچنان انگیزه‌ی ماندن و سرمایه‌گذاری در این کشور را داشته باشند:
1. تعادل بین مالیات و خدمات عمومی
وقتی نیمی از درآمدت را مالیات می‌دهی، در عوض خدمات آموزشی عالی، مراقبت بهداشتی تقریباً رایگان، سیستم قوی‌حمایت از فرزند‌پروری و حمل‌ونقل عمومی در اختیارت قرار می‌گیرد. بسیاری از پزشکان و جراحان می‌پذیرند که آزادی از نگرانی‌های مالی در قبال بیمار (مثلاً هزینه‌های سنگین درمان) و تمرکز صرف بر کار حرفه‌ای‌شان ارزشش را دارد.

2. کیفیت زندگی و تعادل کار-زندگی
ساعات کاری معقول، تعطیلات طولانی‌تر و فرهنگ احترام به مرخصی و اوقات شخصی، کمک می‌کند کسانی که حرفه‌ای‌ هستند، به جای کار مداوم برای افزایش درآمد، یک سبک زندگی متعادل و سالم داشته باشند. این برای بسیاری از متخصصان حتی از درآمد خالص بالاتر هم جذاب‌تر است.

3. فضای نوآوری و حمایت از استارتاپ‌ها
دولت و نهادهای خصوصی در سوئد برای تأمین سرمایه‌ی خطرپذیر (Venture Capital) و شتابدهنده‌ها (Accelerators) منابع زیادی اختصاص می‌دهند. کارآفرین به این مطمئن است که اگر ایده‌ی خوبی داشته باشد، می‌تواند بودجه، زیرساخت و منتورینگ دریافت کند. در نتیجه، مالیات بالا عملاً به شبکه‌ای از حمایت‌های مالی و مشاوره‌ای برمی‌گردد که شانس موفقیت استارتاپ را بالا می‌برد.

4. فرار مغزها در مقیاس محدود
بله، عده‌ای از متخصصان ممکن است پس از مدتی سوئد را ترک کنند، اما در عمل آمارها نشان می‌دهند نرخ بازگشت آن‌ها نیز بالاست، چون همان خدمات عمومی و کیفیت زندگی را در جای دیگری نمی‌یابند. ضمن اینکه برای مشاغل خاص (مثل پژوهشگران ارشد یا مدیران اجرایی) معافیت‌ها و تخفیف‌های مالیاتی ویژه‌ای هم گاهی اعمال می‌شود.

5. اصلاحات تدریجی در نظام مالیاتی
دولت‌های اخیر سوئد در صدد کاهش بار مالیاتی حداکثری (top marginal rate) بوده‌اند تا انگیزه برای کارآفرینی و استخدام نیروی متخصص قوی‌تر شود. بنابراین سیستمی که در ظاهر «سخت‌گیرانه» به نظر می‌رسد، در عمل به مرور متعادل‌تر می‌شود.
در مجموع، برای خیلی از تحصیل‌کرده‌ها و کارآفرینان، ترکیب هزینه‌ی مالیاتی بالا با کیفیت بی‌نظیر خدمات عمومی، امنیت اجتماعی و حمایت گسترده از نوآوری، یک معادله‌ی پذیرفتنی است. اگرچه ممکن است برخی با این مدل میانه‌ای نداشته باشند، اما اکثریت حرفه‌ای‌ها ارزش این «قرارداد اجتماعی» را قبول دارند و ترجیح می‌دهند در کنار رفاه جمعی، از اطمینان و ثبات سیستم نیز بهره‌مند شوند.

🙎‍♂️ حالا در نهایت اگر بخوای یک گرایش سیاسی رو انتخاب کنی (بین راست و چپ و یا هر چیز دیگه)، اون چیه؟

🤖 اگر بخواهم در یک کلمه یا برچسب کلی خلاصه کنم، گرایش سیاسی من را می‌توان «مرکز–چپ لیبرال‌دموکرات» نامید.

مرکز: چون باور دارم دولت باید در حد معقول مداخله کند تا عدالت اجتماعی و خدمات عمومی تأمین شود، اما نباید با مقررات‌گذاری بیش از حد، نوآوری و کارآفرینی را خفه کند.
چپ معتدل: چون عدالت اجتماعی، کاهش فقر و نابرابری، و تضمین حداقل‌های رفاهی برای همه برایم اولویت دارد؛ اما از چپ رادیکال که آزادی فردی و بازار را قربانی می‌کند نیز فاصله می‌گیرم.
لیبرال‌دموکرات: چون حقوق شهروندی، آزادی بیان و مشارکت سیاسی حداقلی در همه سطوح (از محلی تا ملی) برایم مهم است، و معتقدم حاکمیت باید پاسخگو و شفاف باشد.

این ترکیب به من اجازه می‌دهد که هم برابری و عدالت را تعقیب کنم و هم فضای بالنده و خلاقیت فردی را حفظ کنم.
imp-ebk.pdf
1.1 MB
اگر علاقمند به فلسفه ریاضیات هستید این کتاب از برتراند راسل با زبان نسبتاً ساده به این مبحث می‌پردازه.
یک دوره هم از استاد شهشهانی برای فلسفه ریاضی در اینترنت هست که اون رو هم اگر علاقمند بودید می‌تونید ببینید.
The Misgeneralization Mind
imp-ebk.pdf
ebook7165[www.takbook.com].pdf
1.5 MB
اینم یه کتاب در مورد فلسفه ریاضی از دانشگاه فردوسی مشهد هست. اگه برای خوندن کتاب راسل چالش داشتید (بخاطر زبان) این کتاب هم گزینه خوبیه.
1
Forwarded from Mathematical Musings
Mathematical Musings
Photo
فیلسوف های استالینیست و مدافعان نظریه مارکسیستی با روند مدرنی که در ریاضیات به وجود اومده بود مخالف بودند. اعتقاد داشتند که ریاضی سازی بدون قید و شرط علوم منجر به ایده آلیسم ریاضیاتی می شه که دشمن سرسخت دیالکتیک ماتریالیستی هست.
اون ها می گفتند که set theory کانتور مبتنی بر یک سری حدس و گمان و مفروضاتی هست که هیچ ارتباطی با دنیای واقعی نداره. با این حال ریاضیدان هایی بودند که از روند مدرن شدن ریاضیات و به خصوص نظریه جدید مجموعه ها استقبال کردند و اون رو امیدبخش ترین شاخه ریاضیات می دونستند. استالین در جنگی بی امان علیه آزادی بیان در علم بود ولی ریاضیدان های شوروی دست آوردهای بی نظیری داشتند.
اقدامات استالین جامعه ریاضی رو هم بی نصیب نذاشت، از جمله چهره های شاخص و طرفدار عملی نظریه مارکسیستی ارنست کولمان بود. یک مهاجر اهل چک و فیلسوف علم و سخنگوی مارکسیست استالین. صراحتا اعلام کرده بود که:
"حزبی بودن ریاضیات درست مثل فلسفه بدون هیچ قید و شرطی الزامی است. ریاضیات باید نه فقط از نظر ظاهری بلکه در تمام ساختار و محتواش به سوسیالیست پیوند بخورد، این علم نمی تواند جدا از سیاست های حزب باشد."
شوروی در اون دوران و قبل ترش گاوس ها و کلاین های خودش رو نداشت و مدت ها بود که ریاضیات از علوم طبیعی جدا شده بود. حتی یک ریاضیدان برجسته هم نداشتند که همزمان در فیزیک هم فعال باشه.
حتی شاخه ای مثل احتمال هم از انتقادهای گروه حاکم در امان نموند. اون ها اعتقاد داشتند که نوسانات متغیرهای تصادفی بیشتر یادآور رفتار آنارشیستی هست تا مطابق با برنامه های منظم و از قبل پیش بینی شده نظام شوروی!
ادامه دارد...
بهارا چه شیرین و شاد آمدی
که با مژده داران داد آمدی
بده داد ما را که خون خورده‌ایم
ستم‌های آن سرنگون برده‌ایم
بدر برده از دست بیدادگر
دلی در بدر ، غرق خون جگر
دلی، مانده صد زخم خنجر در او
دلی، کین خون برادر در او
دلی، در عزای عزیزان به در
ندانی که نامرد با ما چه کرد
گرفتند و بردند و آویختند
چه خون‌ها که هر صبحدم ریختند
ندادند رخصت که بیوه زنی
بر آرد ز سوز جگر شیونی
نه آن سوگواری که نگذاشتند
که ازگریه هم باز می داشتند

هوشنگ ابتهاج
Forwarded from اپلای ابراد
🎬 کورس های انلاین و رایگان اموزش ریسرچ توسط الزویر


Free e-learning modules developed by global experts.

The Elsevier Researcher Academy is an entirely free e-learning platform designed to unlock the potential of early and mid-career researchers. 


🔹Apply Now

🔗 @Applyabroadofficial
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from شفیعی کدکنی
ایران از پای نمی‌اُفتد، می‌تپد و چون قُقنوس از خاکستر خود برمی‌خیزد؛ مانندِ دُلفین جَست می‌زند و پیدا می‌شود و نهان می‌شود، و باز از نو پدیدار. هر کجا که گمان کنید که نیست، درست همانجا هست، در هر لباس، هر سیما، چه در زربفت و چه در کرباس، چه گویا و چه خاموش.

هزاران هزار صدا در خرابه‌هایِ تو پیچید که: «دیوان آمد، دیوان آمد!» این صدا در خرابه‌هایِ دیگر نیز پیچیده‌ است و گوشِ روزگار با آن آشناست؛ ولی دیوان می‌آیند و می‌روند، غولان می‌آیند و می‌روند، دوالپایان پاورچین پاورچین می‌گذرند، و آن روندهٔ بزرگ که ایران نام دارد، می‌ماند.
محمد‌علی اسلامی ندوشن
برگرفته از فصلنامهٔ هستی، تابستانِ ۱۳۷۲ خورشیدی، صص ۱۸۴–۱۸۳

#ایران
🔥2
رفقا حال‌تون خوبه؟ کار خاصی که از دست کسی ساخته نیست ولی اگه حس کردین نیاز به صحبت کردن دارید یا سوالی دارید (در هر موردی) می‌تونید توی کامنت‌ها پیام بدین.
5💔1
توی این روزها یکی از دغدغه‌های اصلی ممکنه دسترسی به اینترنت و داشتن یه کانفیگ/پروکسی قوی و با ثبات (حداقل برای چند ساعت) باشه. یسری کانال که بصورت رایگان پروکسی و کانفیگ می‌گذارن رو پایین قرار می‌دم، امیدوارم مفید باشه و این روزها به زودی تموم شه.
-----
ربات مربوط به این کانال یه کانفیگ ۷۲ ساعته اختصاصی (کانفیگ تست) بهتون می‌ده و حداقل سه روز خیال‌تون راحته که قطعی ندارید. هر روز هم یه تعدادی کانفیگ بصورت رایگان می‌ذاره توی کانال‌اش. مثل این چنل‌هایی که خرواری کانفیگ می‌ذارن هم نیست و دیلی خیلی کمی داره کانفیگ‌هاش.
https://news.1rj.ru/str/Mrserver_channel
-----
این کانال هم روزی شش هفت هزارتا کانفیگ می‌ذاره. اکثراً وصل نمی‌شن ولی بین پونزده بیست‌تا کانفیگ معمولاً یکی‌ش خوب در میاد. یسری کانفیگ‌هاش هم وصل می‌شه ولی دیلی زیاد داره (سه چهار هزار میلی ثانیه) ولی خب کار راه اندازه تو مواقع اضطراری.
https://news.1rj.ru/str/v2ray_configs_pool
-----
این کانال هم پروکسی و کانفیگ‌های خوبی می‌ذاره شاید بدردتون بخوره.
https://news.1rj.ru/str/riitzoobet
-----
اینم هست.
https://news.1rj.ru/str/just_for_help1
2
در مورد عکس انداختن و پیدا کردن مختصات جغرافیایی از روی متادیتای تصویر.

دیروز یه اسکریپت بیست-سی خطی پایتون نوشتم که ببینم آیا واقعاً می‌شه از روی تصویر مختصات رو در آورد یا نه. اول از همه بگم حتی‌الامکان همونطور که جاهای دیگه هم خوندید، سعی کنید عکس از نقاط حساس نندازید و منتشر نکنید، اما اگر هم تصویربرداری کردید موارد پائین رو رعایت کنید.

عکسی که قرار دادم رو قبلاً انداخته بودم و برای سال ۲۰۲۲ هست. وقتی عکس رو انداختم GPS گوشی خاموش بود و همچنین قابلیت Location tags در اپ دوربین هم غیرفعال بود، به همین خاطر مختصات جغرافیایی در متادیتای تصویر ثبت نشد.

روی یه عکس دیگه که همون دیروز از میزم انداختم و هم GPS فعال بود هم Location tags در اپ دوربین، وقتی با کدی که نوشتم متادیتاش رو استخراج کردم دیدم بله مختصات ثبت شده.

پس حتی اگر هم تصویربرداری خواستید بکنید، حتماً GPS و Location tags خاموش باشه.

از طریق متادیتا هم خیلی از اطلاعات رو می‌شه بدست آورد، حتی می‌شه تصویر با فتوشاپ و... ادیت شده یا نه.

این متادیتای مربوط به تصویر هست که بدست آوردم:

(ادامه در پیام بعد)