Forwarded from SNN.ir|خبرگزاری دانشجو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥#اختصاصی|چرا خبرنگاران هدف حملات رژیم صهیونیستی در میدان جنگ هستند؟
معصومی زارع:
🔸 این برای اولین بار نیست که رژیم صهیونیستی خبرنگاران را مورد هدف قرار میدهند.
🔸از زمان شروع جنگ تقریبا به ازای هر روز، یک خبرنگار توسط رژیم صهیونیستی به شهادت رسیده است.
🔸رژیم صهیونیستی بیشتر از گلوله، از کلمه و تصویر جعلی خود میترسد.
🆔 @snntv
معصومی زارع:
🔸 این برای اولین بار نیست که رژیم صهیونیستی خبرنگاران را مورد هدف قرار میدهند.
🔸از زمان شروع جنگ تقریبا به ازای هر روز، یک خبرنگار توسط رژیم صهیونیستی به شهادت رسیده است.
🔸رژیم صهیونیستی بیشتر از گلوله، از کلمه و تصویر جعلی خود میترسد.
🆔 @snntv
👍30❤1👎1
❇️ بسمه الشهید
#آقازادهها اینجا از رانتهایشان به خوبی بهره میبرند...
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ
#بیت_یاحون
#آقازادهها اینجا از رانتهایشان به خوبی بهره میبرند...
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ
#بیت_یاحون
❤36😢8👍2👎1👌1
💢 آقاموسی و جامعهی مقاوم
1️⃣ تصویری که بیش از هر چیز در جنوب لبنان به چشم میآید همانا چهرهی زیبا و چشمان نافذ سیدموسی صدر است. بیست و هفت سال پیشتر از این نام او را برای اولین بار شنیدم. شروع به خواندنش کردم و هر چه پیشتر رفتم، بیشتر از قبل، شیفتهاش شدم.
آقاموسی، بیآنکه پیامبر باشد، رسالتی پیامبرگونه بر دوش کشید. در کالبد امتی مرده روحی تازه دمیده و زندهاش کرد. امتی که برای قرنها، محکومیت و فقر و فرودستی و در نهایت مردن برای اهداف دیگران را به مثابه سرنوشت محتوم خود پذیرفته و از قضا هیچ اعتراضی به حال پریشان خود نداشت. صدر اینچنین مردم تسلیم و منفعلی را بیدار کرد. یادشان داد که آدمی عزیز و آزاده بهدنیا آمده و میبایست همینطور نیز بمیرد. در دورهی مرگ معنویت و دیانت، متذکر شد که بشر فراتر از ماده و سختافزارست. دین، نرمافزار زندگیِ بهینهی اوست. معنویت و اخلاق، رکن حیات اوست. و نه چیزی تزیینی و ویترینی برای برهههایی معین یا اماکنی مشخص. یادشان داد که مومنین نیز سهمی از عیش کریمانه در این جهان دارند و میبایست برخوردار باشند. یادشان داد که خداوند مومن قوی را دوست می دارد. آموخت که فقر، دام شیطان برای شکار ایمان آدمی است. پس مرگ بر فقر و محرومیت. جنبش محرومان را به راه انداخت تا به مردمش بفهماند که محرومیت، امری عرضی و تحمیلشده و اکتسابی است. از سوی ساختار سیاسی و اجتماعی غیرعادلانهی حاکم بر لبنانِ آن روز. یادشان داد که پس از آگاهی باید حرکت کرد. به جنبش در آمد. به خیزش علیه چنین ساختاری. ساختار فئودالی زالوصفتِ استمثارگر و ساختارِ طائفهگرای مارونی. و در نهایت صدر به مردمش آموخت که قدرت یک جامعه به ایستادگی در برابر دشمنان است و سلاح، زینت مردان. السلاح زينة الرجال.
2️⃣ آقاموسی، پویا بود و زنده و هویتبخش. برای همین بود که دوستانی داشت جانفدا و دشمنانی قسمخورده و سرسخت. در حضورش و در غیابش. محرومینی که با او تازه طعم شیرین عزت و هویت را میچشیدند، برای او جان میدادند و رقیبان و دشمنانی که بیدار شدن این مردمِ خفتهی تاریخ، منافع دنیویشان را به خطر میانداخت، هر چه توانستند کردند تا سنگ راهش شوند. از فئودالهای شیعه تا برخی از روحانیون معین تا رهبران برخی گروههای چپ و چریکی تا دستگاه دولتی و برخی حکام منطقه. با انواع و اقسام تهمتهای رنگارنگ و جورواجور.
البته وضع هنوز تغییر چندانی نکرده است. حالا که او از میان ما غایب است نیز چرخ بر همین منوال میچرخد. از دشمنانی که هنوز نیز بر همان منهجاند و دست از شتم صدر نمیکشند تا دوستانی که بیش از هر چیز با صدر متاجره میکنند. برای مقاصد سیاسیشان او را گزینشی معرفی میکنند. در سطح یک کنشگر عرفیِ متساهلِ مبناگریز. چیزهایی را از مکتب فکری و رفتاری وی برش میزنند و عرضه میکنند که نه سیخ بسوزد و نه کباب. هزاران و هزاران بار داستان بستنی خریدن امام از آن بستنی فروش مسیحی یا دیدارهایش با زنان بیحجاب را برای ما تکرار میکنند اما به ندرت چیزی از اسراییلستیزی او میگویند. به ما نمیگویند که صدر همان کسی است که گفت اسراییل شر مطلق است و تعامل با آن حرام. فراموش کردهاند که میگفت بدتر از اسرائیل در جهان وجود ندارد. اگر اسرائیل و شیطان با یکدیگر بجنگند، ما در کنار شیطان می ایستیم. اگر اسرائیل با چپ بجنگد، ما درکنار چپ خواهیم ایستاد. اگر اسرائیل با راست بجنگد، در کنار راست خواهیم ایستاد. این است معنای «اسرائیل شرّ مطلق است». من شخصا در حد مطالعاتم هیچ نهادی را خطرناکتر از اسرائیل نمی شناسم به یاد نمیآورند که صدر فریاد میزد که اگر اسراییل جنوب لبنان را اشغال کند، عبایم را درآورده و سلاح به دست میگیرم.
گویا خجالت میکشند بگویند صدر برای نگهداشت امتش از خطر اسراییل و تهدیدات داخلی، نخستین گروه مسلح شیعی را در لبنان پایهگذاری کرد: افواج المقاومة اللبنانية. جنبش امل.
آقاموسی هنوز هم مظلومِ تاریخ است. ظلمی که دیروز دشمنانش به او روا داشتند امروز مدعیان دوستیاش به او میکنند. با مصادرهی فکر و مکتب او. آن هم به گزینشیترین شکل ممکن. از نسخهی شفابخش او سمی برای کشتن رقیبانشان در منازعات جناحی میسازند. و کیست که نداند به چنین سرمایههایی در چنان منازعاتی چهگونه ستم میرود.
https://media.irannewspaper.ir/newspaper/1402/09/07/newspaper-05491b836ef9908c790e12d1f40111c2.pdf
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
1️⃣ تصویری که بیش از هر چیز در جنوب لبنان به چشم میآید همانا چهرهی زیبا و چشمان نافذ سیدموسی صدر است. بیست و هفت سال پیشتر از این نام او را برای اولین بار شنیدم. شروع به خواندنش کردم و هر چه پیشتر رفتم، بیشتر از قبل، شیفتهاش شدم.
آقاموسی، بیآنکه پیامبر باشد، رسالتی پیامبرگونه بر دوش کشید. در کالبد امتی مرده روحی تازه دمیده و زندهاش کرد. امتی که برای قرنها، محکومیت و فقر و فرودستی و در نهایت مردن برای اهداف دیگران را به مثابه سرنوشت محتوم خود پذیرفته و از قضا هیچ اعتراضی به حال پریشان خود نداشت. صدر اینچنین مردم تسلیم و منفعلی را بیدار کرد. یادشان داد که آدمی عزیز و آزاده بهدنیا آمده و میبایست همینطور نیز بمیرد. در دورهی مرگ معنویت و دیانت، متذکر شد که بشر فراتر از ماده و سختافزارست. دین، نرمافزار زندگیِ بهینهی اوست. معنویت و اخلاق، رکن حیات اوست. و نه چیزی تزیینی و ویترینی برای برهههایی معین یا اماکنی مشخص. یادشان داد که مومنین نیز سهمی از عیش کریمانه در این جهان دارند و میبایست برخوردار باشند. یادشان داد که خداوند مومن قوی را دوست می دارد. آموخت که فقر، دام شیطان برای شکار ایمان آدمی است. پس مرگ بر فقر و محرومیت. جنبش محرومان را به راه انداخت تا به مردمش بفهماند که محرومیت، امری عرضی و تحمیلشده و اکتسابی است. از سوی ساختار سیاسی و اجتماعی غیرعادلانهی حاکم بر لبنانِ آن روز. یادشان داد که پس از آگاهی باید حرکت کرد. به جنبش در آمد. به خیزش علیه چنین ساختاری. ساختار فئودالی زالوصفتِ استمثارگر و ساختارِ طائفهگرای مارونی. و در نهایت صدر به مردمش آموخت که قدرت یک جامعه به ایستادگی در برابر دشمنان است و سلاح، زینت مردان. السلاح زينة الرجال.
2️⃣ آقاموسی، پویا بود و زنده و هویتبخش. برای همین بود که دوستانی داشت جانفدا و دشمنانی قسمخورده و سرسخت. در حضورش و در غیابش. محرومینی که با او تازه طعم شیرین عزت و هویت را میچشیدند، برای او جان میدادند و رقیبان و دشمنانی که بیدار شدن این مردمِ خفتهی تاریخ، منافع دنیویشان را به خطر میانداخت، هر چه توانستند کردند تا سنگ راهش شوند. از فئودالهای شیعه تا برخی از روحانیون معین تا رهبران برخی گروههای چپ و چریکی تا دستگاه دولتی و برخی حکام منطقه. با انواع و اقسام تهمتهای رنگارنگ و جورواجور.
البته وضع هنوز تغییر چندانی نکرده است. حالا که او از میان ما غایب است نیز چرخ بر همین منوال میچرخد. از دشمنانی که هنوز نیز بر همان منهجاند و دست از شتم صدر نمیکشند تا دوستانی که بیش از هر چیز با صدر متاجره میکنند. برای مقاصد سیاسیشان او را گزینشی معرفی میکنند. در سطح یک کنشگر عرفیِ متساهلِ مبناگریز. چیزهایی را از مکتب فکری و رفتاری وی برش میزنند و عرضه میکنند که نه سیخ بسوزد و نه کباب. هزاران و هزاران بار داستان بستنی خریدن امام از آن بستنی فروش مسیحی یا دیدارهایش با زنان بیحجاب را برای ما تکرار میکنند اما به ندرت چیزی از اسراییلستیزی او میگویند. به ما نمیگویند که صدر همان کسی است که گفت اسراییل شر مطلق است و تعامل با آن حرام. فراموش کردهاند که میگفت بدتر از اسرائیل در جهان وجود ندارد. اگر اسرائیل و شیطان با یکدیگر بجنگند، ما در کنار شیطان می ایستیم. اگر اسرائیل با چپ بجنگد، ما درکنار چپ خواهیم ایستاد. اگر اسرائیل با راست بجنگد، در کنار راست خواهیم ایستاد. این است معنای «اسرائیل شرّ مطلق است». من شخصا در حد مطالعاتم هیچ نهادی را خطرناکتر از اسرائیل نمی شناسم به یاد نمیآورند که صدر فریاد میزد که اگر اسراییل جنوب لبنان را اشغال کند، عبایم را درآورده و سلاح به دست میگیرم.
گویا خجالت میکشند بگویند صدر برای نگهداشت امتش از خطر اسراییل و تهدیدات داخلی، نخستین گروه مسلح شیعی را در لبنان پایهگذاری کرد: افواج المقاومة اللبنانية. جنبش امل.
آقاموسی هنوز هم مظلومِ تاریخ است. ظلمی که دیروز دشمنانش به او روا داشتند امروز مدعیان دوستیاش به او میکنند. با مصادرهی فکر و مکتب او. آن هم به گزینشیترین شکل ممکن. از نسخهی شفابخش او سمی برای کشتن رقیبانشان در منازعات جناحی میسازند. و کیست که نداند به چنین سرمایههایی در چنان منازعاتی چهگونه ستم میرود.
https://media.irannewspaper.ir/newspaper/1402/09/07/newspaper-05491b836ef9908c790e12d1f40111c2.pdf
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍19❤8👏3
3️⃣ما امروز به اندیشهی واقعی صدر بیش از هر وقت نیاز داریم. صدر، رحم جامعهی لبنان را مستعد پذیرش جنین معنویت و دینگرایی و از دل آن مقاومت کرد. برای همین است که با جرات میتوان مدعی بود که اگر آقاموسی نبود، خاک جامعهی شیعی لبنان اینگونه مستعد بذر نهضت نبود. پس از پیروزی انقلاب، این بذر در اراضی مختلفی پاشانده شد اما هیچیک همچون تجربهی لبنان به درختی اینگونه تناور، ریشهدار و البته مثمر مبدل نشد. چرا؟ چون از فاعلیتِ فاعل به تنهایی کاری برنمیآید. قابلیتِ قابل، لازم و البته مقدم است. و صدر جامعهی شیعه لبنان را از حضیض ناقابلی خارج کرده و قابل ساخت. حزباللهِ امروز، آرزوی دیرینهی آقاموسی بود. و کیست که نداند خودش نیز سهمی در غرس این شجرهی طیبه دارد. ولو سالها پس از غیابش.
4️⃣ آنچه گفته شد به معنای عدم وجود نقص و اشکال در حرکت آقاموسی نیست که هیچ حرکت اصلاحی نیست که پردهنشین حریم عصمت باشد. به معنی نادیده گرفتن تاثیر ژرف انقلاب اسلامی بر جامعهی شیعی لبنان و اثر آشکار و بزرگ آن بر سازماندهی مقاومت نیز نیست. به معنی نادیده گرفتن زحمات دیگر چهرههای مقاوم در دهه هفتاد میلادی هم نیست. کسانی که از قضا با صدر در سازوکار مبارزه و کیفیت تعامل با فلسطینیهای موجود در لبنان اختلاف ریشهای داشتند. به حق باید اعتراف داشت که اینها نیز با تمام اختلافاتشان، سهم مهمی در تعالی فرهنگ مقاومت در لبنان داشتند.
5️⃣ آن چه آمد، اشاره به زمینهسازی اقاموسی است. به ارتقای جایگاه جامعهی شیعهی لبنان است. به مردمپایه دیدن امر مقاومت و نهضت در ادراک اوست. آقاموسی بیش از سازمانِ مقاوم در برساختن جامعهی مقاوم توفیق داشت. برخلاف برخی گرایشهای چریکی در دهههای شصت و هفتاد میلادی که نخبهمحور، سازمانی و هرمی تاسیس و اداره میشدند و امروز از بسیاریشان جز نامی باقی نمانده است.
6️⃣ شاید پدیدآمدن موجودیتی چون حزبالله به #روحی_ناآرامتر از صدر نیاز داشت که داشت. اما باید اعتراف کرد که بیصدر نیز چنین رویای شیرینی محال مینمود.
https://media.irannewspaper.ir/newspaper/1402/09/07/newspaper-05491b836ef9908c790e12d1f40111c2.pdf
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
4️⃣ آنچه گفته شد به معنای عدم وجود نقص و اشکال در حرکت آقاموسی نیست که هیچ حرکت اصلاحی نیست که پردهنشین حریم عصمت باشد. به معنی نادیده گرفتن تاثیر ژرف انقلاب اسلامی بر جامعهی شیعی لبنان و اثر آشکار و بزرگ آن بر سازماندهی مقاومت نیز نیست. به معنی نادیده گرفتن زحمات دیگر چهرههای مقاوم در دهه هفتاد میلادی هم نیست. کسانی که از قضا با صدر در سازوکار مبارزه و کیفیت تعامل با فلسطینیهای موجود در لبنان اختلاف ریشهای داشتند. به حق باید اعتراف داشت که اینها نیز با تمام اختلافاتشان، سهم مهمی در تعالی فرهنگ مقاومت در لبنان داشتند.
5️⃣ آن چه آمد، اشاره به زمینهسازی اقاموسی است. به ارتقای جایگاه جامعهی شیعهی لبنان است. به مردمپایه دیدن امر مقاومت و نهضت در ادراک اوست. آقاموسی بیش از سازمانِ مقاوم در برساختن جامعهی مقاوم توفیق داشت. برخلاف برخی گرایشهای چریکی در دهههای شصت و هفتاد میلادی که نخبهمحور، سازمانی و هرمی تاسیس و اداره میشدند و امروز از بسیاریشان جز نامی باقی نمانده است.
6️⃣ شاید پدیدآمدن موجودیتی چون حزبالله به #روحی_ناآرامتر از صدر نیاز داشت که داشت. اما باید اعتراف کرد که بیصدر نیز چنین رویای شیرینی محال مینمود.
https://media.irannewspaper.ir/newspaper/1402/09/07/newspaper-05491b836ef9908c790e12d1f40111c2.pdf
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍14❤10👌2👎1
💢 قمحانه و جنگ طائفهای در سوریه
این چند روزهی آتشبس میان حماس و ارتش رژیم اسراییل که از کاسبی در مرزهای جنوبی لبنان افتادهام، راهی سوریه شدهام. به دمشق و حلب.
در مسیر رفت به حلب و درست در ابتدای اتوبان حماه-حلب ارتفاع مشهوری است به نام جبل زینالعابدین. منقول است که منزلگه اسیران کربلا در مسیر انتقال به شام بوده و حضرتش آن بالا نمازی خواندهاند و نیایشی کردهاند. حالیه در بلندای جبل، مسجدی به همین نام و به میمنت قدوم زینت عابدان ساختهاند.
پایین پای جبل و در سمت چپ اتوبان اما شهرکی به نام قمحانه است که اسفند ۱۳۹۳ و فروردین ۱۳۹۴ نقطهی عطفی از جوانیام در آن سپری شد. روزهای سخت و البته سخت شیرینی بود. جدای از کمینخوردنهای مرگبار روزانه و حملات خونین مستمر داعش و جبههالنصره در محوری به طول دوصد کیلومتر از سلمیه تا شیخهلال و اثریا و از محرده تا قمحانه که خواب و خوراک از ما گرفته بود، ادلب سقوط کرد و بصریالشام در پی آن. رفتهرفته زمزمههای سقوط قریبالوقوع تدمر نیز شنیده میشد. هرچه از دشواری آن روزها بگویم کم است.
در ویترین رسانهایِ آن روزهای رسانههای مخالف اما جنگ سوریه، جنگی طائفهای و مذهبی قلمداد و ترویج میشد. در ظاهر هم درست مینمود. به جبههی مقابل که نگاه میکردی همه اهلسنت بودند. نظام سوریه هم اگرچه سکولار مسلک اما در واقع علوی تبار و بیش از هر چیز حافظِ منافع این طائفه به شمار میآمد.
از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان که من خودم نیز تا پیش از آمدن به قمحانه، ماهیت جنگ را سخت مذهبی میدیدم. تا آنکه دست تقدیر پایم را به حماه و قمحانه باز کرد. شهرکی کاملا سنینشین (به استثنای یک خانوادهی شیعه) در استراتژیکترین موقعیت، در حاشیه شهر بسیارحساس و مهم حماه.
در اهمیت ژئوپولیتیک قمحانه به اختصار همینقدر میتوانم بگویم که اگر قمحانه میرفت، جبل زینالعابدین میرفت و اگر جبل میرفت، حماه میرفت و اگر حماه میرفت، شمال سوریه میرفت و اگر شمال میرفت، نظام مهمان یکی دو روزهی این دنیای فانی میبود.
با این حال قمحانهی سنیمذهب، ماندن در کنار نظام علوی را انتخاب کرد. نیروهای شجاعی تقدیم ارتش سوریه و دفاع وطنی کرد که مانندشان به ندرت پیدا میشد. یکیشان محمد مکاوی. که خدایش بیامرزد. از تنها چیزی که بهره نداشت، ترس بود. و من اولین بار شجاعت بیمثالش را در پیشروی پنجنفره برای شکست شبیخون داعش در واپسین روز زمستانی سال 1393 دیدم. زیر باران گلولهی قناصهی داعش و در شرایطی که دهها نفر سر از ترس بالا نمیآوردند و هر یک گوشهای پناه گرفته و برای نجات نیروهای محاصرهشده در ایستگاه برق شیخهلال قدم از قدم برنمیداشتند.
قمحانه جوانان سرسختی داشت که سه بار تا پای جان ایستادند و مانع سقوط شهرکشان و در نتیجه جبل و شهر حماه توسط گروههای مسلح هممذهبشان شدند. خارج از قمحانه نیز در درگیریهای متعدد شرق سوریه و حلب حضور یافتند و پیروزی پشت ییروزی ساختند. گواهش شهادت محمد در حوالی رقّه.
شاید کمی اغراقامیز باشد اما اگر کمی جسارت به خرج دهم میتوان ادعا کرد قمحانهی سنیمذهب نقشی اساسی در ممانعت از سقوط سوریه داشت.
مثل عمدهی جنگهای دیگرِ تاریخ، بحران سوریه نیز در واقع جنگ بر سر قدرت بود. مذهب در آن پوششی برای توجیهِ اقدام و عاملی برای بسیج اجتماعی و یارکشی شد. بله! ظاهرِ جنگ را رسانه و سیاست میسازد. اما در جنگِ قدرت میان جبههی مخالفین مسلح سنیمذهب با نظام سیاسیِ حاکم علویتبار، برای من، قمحانه نماد غیرطایفی بودن باطنِ جنگ سوریه بود.
https://irannewspaper.ir/8343/1/75752
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
این چند روزهی آتشبس میان حماس و ارتش رژیم اسراییل که از کاسبی در مرزهای جنوبی لبنان افتادهام، راهی سوریه شدهام. به دمشق و حلب.
در مسیر رفت به حلب و درست در ابتدای اتوبان حماه-حلب ارتفاع مشهوری است به نام جبل زینالعابدین. منقول است که منزلگه اسیران کربلا در مسیر انتقال به شام بوده و حضرتش آن بالا نمازی خواندهاند و نیایشی کردهاند. حالیه در بلندای جبل، مسجدی به همین نام و به میمنت قدوم زینت عابدان ساختهاند.
پایین پای جبل و در سمت چپ اتوبان اما شهرکی به نام قمحانه است که اسفند ۱۳۹۳ و فروردین ۱۳۹۴ نقطهی عطفی از جوانیام در آن سپری شد. روزهای سخت و البته سخت شیرینی بود. جدای از کمینخوردنهای مرگبار روزانه و حملات خونین مستمر داعش و جبههالنصره در محوری به طول دوصد کیلومتر از سلمیه تا شیخهلال و اثریا و از محرده تا قمحانه که خواب و خوراک از ما گرفته بود، ادلب سقوط کرد و بصریالشام در پی آن. رفتهرفته زمزمههای سقوط قریبالوقوع تدمر نیز شنیده میشد. هرچه از دشواری آن روزها بگویم کم است.
در ویترین رسانهایِ آن روزهای رسانههای مخالف اما جنگ سوریه، جنگی طائفهای و مذهبی قلمداد و ترویج میشد. در ظاهر هم درست مینمود. به جبههی مقابل که نگاه میکردی همه اهلسنت بودند. نظام سوریه هم اگرچه سکولار مسلک اما در واقع علوی تبار و بیش از هر چیز حافظِ منافع این طائفه به شمار میآمد.
از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان که من خودم نیز تا پیش از آمدن به قمحانه، ماهیت جنگ را سخت مذهبی میدیدم. تا آنکه دست تقدیر پایم را به حماه و قمحانه باز کرد. شهرکی کاملا سنینشین (به استثنای یک خانوادهی شیعه) در استراتژیکترین موقعیت، در حاشیه شهر بسیارحساس و مهم حماه.
در اهمیت ژئوپولیتیک قمحانه به اختصار همینقدر میتوانم بگویم که اگر قمحانه میرفت، جبل زینالعابدین میرفت و اگر جبل میرفت، حماه میرفت و اگر حماه میرفت، شمال سوریه میرفت و اگر شمال میرفت، نظام مهمان یکی دو روزهی این دنیای فانی میبود.
با این حال قمحانهی سنیمذهب، ماندن در کنار نظام علوی را انتخاب کرد. نیروهای شجاعی تقدیم ارتش سوریه و دفاع وطنی کرد که مانندشان به ندرت پیدا میشد. یکیشان محمد مکاوی. که خدایش بیامرزد. از تنها چیزی که بهره نداشت، ترس بود. و من اولین بار شجاعت بیمثالش را در پیشروی پنجنفره برای شکست شبیخون داعش در واپسین روز زمستانی سال 1393 دیدم. زیر باران گلولهی قناصهی داعش و در شرایطی که دهها نفر سر از ترس بالا نمیآوردند و هر یک گوشهای پناه گرفته و برای نجات نیروهای محاصرهشده در ایستگاه برق شیخهلال قدم از قدم برنمیداشتند.
قمحانه جوانان سرسختی داشت که سه بار تا پای جان ایستادند و مانع سقوط شهرکشان و در نتیجه جبل و شهر حماه توسط گروههای مسلح هممذهبشان شدند. خارج از قمحانه نیز در درگیریهای متعدد شرق سوریه و حلب حضور یافتند و پیروزی پشت ییروزی ساختند. گواهش شهادت محمد در حوالی رقّه.
شاید کمی اغراقامیز باشد اما اگر کمی جسارت به خرج دهم میتوان ادعا کرد قمحانهی سنیمذهب نقشی اساسی در ممانعت از سقوط سوریه داشت.
مثل عمدهی جنگهای دیگرِ تاریخ، بحران سوریه نیز در واقع جنگ بر سر قدرت بود. مذهب در آن پوششی برای توجیهِ اقدام و عاملی برای بسیج اجتماعی و یارکشی شد. بله! ظاهرِ جنگ را رسانه و سیاست میسازد. اما در جنگِ قدرت میان جبههی مخالفین مسلح سنیمذهب با نظام سیاسیِ حاکم علویتبار، برای من، قمحانه نماد غیرطایفی بودن باطنِ جنگ سوریه بود.
https://irannewspaper.ir/8343/1/75752
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
irannewspaper.ir
قمحانه و جنگ طائفهای در سوریه
شاید کمی اغراقآمیز باشد اما اگر کمی جسارت به خرج دهم میتوان ادعا کرد قمحانه سنیمذهب نقشی اساسی در ممانعت از سقوط سوریه داشت. مثل عمده جنگهای دیگر تاریخ، بحران سوریه نیز در واقع جنگ بر سر قدرت بود. مذهب در آن پوششی برای توجیه اقدام و عاملی برای بسیج اجتماعی…
❤34👍18
❇️ از حولا تا غزه؛ اسرائیل و جامعهزدایی از امر مقاومت
🖌 هادی معصومی زارع -لبنان
❎ کمتر کسی است که در این پنجاه و چند روز، بمباران غزه را ندیده باشد و از شدت سبعیت و توحش رژیم اسرائیل متحیر نشده باشد. واقعیت اما آن است که این درندگی و توحش قصه امروز و دیروز نیست. سابقهای دارد به قدمت ورود نخستین قافلههای صهیونیست به سرزمین موعود. تنها فرقش در نبود شبکههای ارتباط جمعی و اجتماعیِ این سالها در سالهای دهههای سی تاکنون بوده است.
کشتار دیریاسین، کشتار بلد الشیخ، کشتار عین الزیتون، کشتار دوایمه، کشتار طنطوره، کشتار صفصاف، کشتار عیلبون، کشتار قبیه،
کشتار کفرقاسم، کشتار مسجد الخلیل و... تنها نمونههایی اندک از این رویه رژیم اسرائیل در فلسطین است که هر کجا در فاز نظامی شکست خورده اند دِقّدلی بیعرضگیشان شان را بر سر غیرنظامیان و زنان و کودکان درآوردهاند.
مشکل اما آن بود که موبایلها و دوربینهای امروزی و رسانههای اجتماعی نوین در دسترس نبودند تا مانند امروزِ غزه طینت واقعی و ماهیت حقیقی این رژیم را برملا سازد. این رسانهها اگر چه نتوانسته اند خوی متوحشانهی رژیم را اصلاح کنند و مانع از تکرار جنایتهای آن شوند، اما به خوبی موفق شدهاند ادراک دروغینی که اسرائیل از خود به عنوان یک جامعهی مظلوم، ستمدیده و متمدن برساخته بود را برهم بزنند.
✳️ سری به حنوب لبنان بزنیم. این روزها و در تحرکات مستمرمان از قطاع غربی تا شرقی بارها و بارها از روستای حولا در چندده متری مرز فلسطین اشغالی عبور کرده ایم. روستایی که خود سند زندهی جنایات فرامرزی اسرائیل است. حولا یادآور کشتار تلخی از سوی صهیونیستها در ۱۹۴۸م است که نشان میدهد، درندگی و سبعیت در خون این رژیم جعلی است. ذاتیِ آن است. آن ها که از حجم جنایات اسرائیل انگشت به دهان مانده اند خوب است بدانند که صنعت ساخت گورهای دسته جمعی در اسرائیل قدمتی به مراتب طولانی تر از غزهی امروزین دارد. این را گورستان شهدای حولا گواهی می دهد.
به هفتادوپنج سال قبل بازگردیم. درآخرین روز از اکتوبر ۱۹۴۸ و تنها چندماه پس از اعلان دولت جعلی اسراییل و در شرایطی که نه حزباللهی وجود داشت و نه انقلابی در ایران به پیروزی رسیده بود، نیروهای گروه تروریستی هاگان با ورود به خاک لبنان از پایگاه عبّاد و منطقه مرکبا، اقدام به کشتار بیش از هشتاد تن از اهالی این روستای مرزی و در نهایت نابودی روستا کردند.
به گفته ایلان پاپه تاریخدان اسرائیلی، نیروهای گروه تروریستی هاگانا که با لباس و چفیهی عربی به روستا وارد شده بودند، بیش از هشتاد تن از اعضای روستا را در سه خانه جمع کرده و پس از کشتن ایشان، خانهها را بر روی اجساد شهدا منفجر ساختند. مردم حولا و روستاهای مجاور از ترس از منطقه گریخته و تنها شش ماه بعد جرات کردند به روستاهایشان بازگردند و جنازهی شهدایشان را از زیر آوار خانهها درآورده و دفن کنند. فاطمه طاهر یکی از آن ها بود که اگرچه برخلاف پدرش محمود موفق به فرار از ولا به روستای شقراء شد اما در میانه راه کودک شیرخوارش ایوب را نیز همچون پدرش از دست داد. کودکی که اگر زنده می بود امروز میبایست 75 سال عمر داشته باشد.
❇️ این کشتار در انتقام از شکست نظامی اسرائیلی ها از ارتش نجاتبخش عربی در دو نبرد العقده و العباد طراحی شد که از قضا چند روز پیش در یک بیمسئولیتی تمام از این منطقه را ترک کرده و مردم غیرنظامی حولا را به حال خود رها ساخته بود. درست مانند آن چه این روزها در غزه می گذرد. شکست در عرصه نظامی و امنیتی و تلافی آن بر سر غیرنظامیان. هدف؟ جامعهزدایی از مقاومت و قرار دادن جامعه در برابر راهبران امر مقاومت. با علم به عدم توازن قدرت میان دو طرف و توانایی رژیم بر نابودی حرث و نسل.
✳️ حالا اما مقاومتی مسئول در زمین ریشه داونیده است. شجاع است اما احساسی رفتار نمیکند. قوی است اما از قدرتش به اندازه استفاده میکند. مقاومتی که نه تنها مردمش را در برابر دشمن جرار تنها رها نمیکند که با حملات مستمر، مانع پایین آمدن آن ها از پایگاه العبّاد نیز شده است. و این چیزی است که این دوماهه ما به کرات دیدهایم. مقاومتی که می داند کجا و چگونه بجنگد تا با کمترین هزینه، اراده اش را به حداکثریترین شکل ممکن بر قدرتمندترین ارتش منطقه تحمیل کند. حالا ارتش نجاتبخش عربی رفته و مقاومت اسلامی جایش نشسته است. نه هر کسی که سر بتراشد قلندری داند.
https://irannewspaper.ir/8344/1/75863
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
🖌 هادی معصومی زارع -لبنان
❎ کمتر کسی است که در این پنجاه و چند روز، بمباران غزه را ندیده باشد و از شدت سبعیت و توحش رژیم اسرائیل متحیر نشده باشد. واقعیت اما آن است که این درندگی و توحش قصه امروز و دیروز نیست. سابقهای دارد به قدمت ورود نخستین قافلههای صهیونیست به سرزمین موعود. تنها فرقش در نبود شبکههای ارتباط جمعی و اجتماعیِ این سالها در سالهای دهههای سی تاکنون بوده است.
کشتار دیریاسین، کشتار بلد الشیخ، کشتار عین الزیتون، کشتار دوایمه، کشتار طنطوره، کشتار صفصاف، کشتار عیلبون، کشتار قبیه،
کشتار کفرقاسم، کشتار مسجد الخلیل و... تنها نمونههایی اندک از این رویه رژیم اسرائیل در فلسطین است که هر کجا در فاز نظامی شکست خورده اند دِقّدلی بیعرضگیشان شان را بر سر غیرنظامیان و زنان و کودکان درآوردهاند.
مشکل اما آن بود که موبایلها و دوربینهای امروزی و رسانههای اجتماعی نوین در دسترس نبودند تا مانند امروزِ غزه طینت واقعی و ماهیت حقیقی این رژیم را برملا سازد. این رسانهها اگر چه نتوانسته اند خوی متوحشانهی رژیم را اصلاح کنند و مانع از تکرار جنایتهای آن شوند، اما به خوبی موفق شدهاند ادراک دروغینی که اسرائیل از خود به عنوان یک جامعهی مظلوم، ستمدیده و متمدن برساخته بود را برهم بزنند.
✳️ سری به حنوب لبنان بزنیم. این روزها و در تحرکات مستمرمان از قطاع غربی تا شرقی بارها و بارها از روستای حولا در چندده متری مرز فلسطین اشغالی عبور کرده ایم. روستایی که خود سند زندهی جنایات فرامرزی اسرائیل است. حولا یادآور کشتار تلخی از سوی صهیونیستها در ۱۹۴۸م است که نشان میدهد، درندگی و سبعیت در خون این رژیم جعلی است. ذاتیِ آن است. آن ها که از حجم جنایات اسرائیل انگشت به دهان مانده اند خوب است بدانند که صنعت ساخت گورهای دسته جمعی در اسرائیل قدمتی به مراتب طولانی تر از غزهی امروزین دارد. این را گورستان شهدای حولا گواهی می دهد.
به هفتادوپنج سال قبل بازگردیم. درآخرین روز از اکتوبر ۱۹۴۸ و تنها چندماه پس از اعلان دولت جعلی اسراییل و در شرایطی که نه حزباللهی وجود داشت و نه انقلابی در ایران به پیروزی رسیده بود، نیروهای گروه تروریستی هاگان با ورود به خاک لبنان از پایگاه عبّاد و منطقه مرکبا، اقدام به کشتار بیش از هشتاد تن از اهالی این روستای مرزی و در نهایت نابودی روستا کردند.
به گفته ایلان پاپه تاریخدان اسرائیلی، نیروهای گروه تروریستی هاگانا که با لباس و چفیهی عربی به روستا وارد شده بودند، بیش از هشتاد تن از اعضای روستا را در سه خانه جمع کرده و پس از کشتن ایشان، خانهها را بر روی اجساد شهدا منفجر ساختند. مردم حولا و روستاهای مجاور از ترس از منطقه گریخته و تنها شش ماه بعد جرات کردند به روستاهایشان بازگردند و جنازهی شهدایشان را از زیر آوار خانهها درآورده و دفن کنند. فاطمه طاهر یکی از آن ها بود که اگرچه برخلاف پدرش محمود موفق به فرار از ولا به روستای شقراء شد اما در میانه راه کودک شیرخوارش ایوب را نیز همچون پدرش از دست داد. کودکی که اگر زنده می بود امروز میبایست 75 سال عمر داشته باشد.
❇️ این کشتار در انتقام از شکست نظامی اسرائیلی ها از ارتش نجاتبخش عربی در دو نبرد العقده و العباد طراحی شد که از قضا چند روز پیش در یک بیمسئولیتی تمام از این منطقه را ترک کرده و مردم غیرنظامی حولا را به حال خود رها ساخته بود. درست مانند آن چه این روزها در غزه می گذرد. شکست در عرصه نظامی و امنیتی و تلافی آن بر سر غیرنظامیان. هدف؟ جامعهزدایی از مقاومت و قرار دادن جامعه در برابر راهبران امر مقاومت. با علم به عدم توازن قدرت میان دو طرف و توانایی رژیم بر نابودی حرث و نسل.
✳️ حالا اما مقاومتی مسئول در زمین ریشه داونیده است. شجاع است اما احساسی رفتار نمیکند. قوی است اما از قدرتش به اندازه استفاده میکند. مقاومتی که نه تنها مردمش را در برابر دشمن جرار تنها رها نمیکند که با حملات مستمر، مانع پایین آمدن آن ها از پایگاه العبّاد نیز شده است. و این چیزی است که این دوماهه ما به کرات دیدهایم. مقاومتی که می داند کجا و چگونه بجنگد تا با کمترین هزینه، اراده اش را به حداکثریترین شکل ممکن بر قدرتمندترین ارتش منطقه تحمیل کند. حالا ارتش نجاتبخش عربی رفته و مقاومت اسلامی جایش نشسته است. نه هر کسی که سر بتراشد قلندری داند.
https://irannewspaper.ir/8344/1/75863
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
❤34👍10👏5👎1
Forwarded from SNN.ir|خبرگزاری دانشجو
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥لبنان جنگ نمیخواهد!
🔸روایتی از زیست جامعه لبنان در گذر تاریخی از کشتار تا مقاومت توسط دکتر هادی معصومی زارع
🆔 @snntv
🔸روایتی از زیست جامعه لبنان در گذر تاریخی از کشتار تا مقاومت توسط دکتر هادی معصومی زارع
🆔 @snntv
👍12❤5
💢 در مصائب مقاوم بودن
❇️ سفر وزیرخارجه عمان به ایران رسما برای انتقال این پیام از امریکاییها بود که در صورت ادامه حملات انصارالله به منافع اسراییل، امریکا به صورت مستقیم به مواضع و منافع این جنبش حملهور خواهد شد. تهدیدی مستقیم.
✳️ این دو ماههی پس از جنگ غزه، برخی رسانههای عربی که جامعهی مذهبی و اعتقادیشان در روی زمین سالهاست با گروههای مقاومت در لبنان و یمن و سوریه درگیر هستند، مستمرا محور مقاومت را به تخاذل و سستی در قبال غزه متهم میکنند و بیآنکه خود کاری کنند، بر طبلِ رویارویی میکوبند و مقاومت را به جنگی همهجانبه دعوت میکنند. در شرایطی که رهبرانشان یا مشغول تجارتِ میانجیگری هستند یا با میلیاردها دلار تجارت با اسراییل و همکاریهای نظامی، تنها مشغول لفاظی علیه این رژیم هستند.
❎ پرسش اساسی که این روزها من از برخی رهبران این گروههای معارض در یمن و سوریه دارم و برای برخیشان نیز به طور خصوصی فرستادهام این است که در صورت مواجههی همهجانبه، شما ضمانتی میدهید که در کشاکش درگیری گروههای مقاومت با امریکا برای تصرف جغرافیا و جایگاه تثبیتشدهی ایشان گام برندارید؟ تعهد میدهید پشت پرده با امریکاییها مذاکره نکنید و از این فضا برای بالابردن وزن خودتان بهره نجویید؟ قول میدهید از نمدِ هزینه دادن مقاومت برای غزه، کلاهی برای منافع خودتان نبافید و به زیان ایشان در میدان و دیپلماسی پیشروی نکنید؟! باور کنیم که پافشاری بیوقفهتان برای ورود تمامعیار مقاومت به جنگ، از سر دلسوزی برای مردم غزه است و نه با هدف خلاص شدن یکبارهی از دست مقاومت؟!
به گمانم پاسخ از پیش روشن است.
✅ مقاومت، مرد جنگ است. پای هزینهاش هم ایستاده است. اما با قواعد خودش و در زمینِ بازی خودش. ممکن است گاه با اشتباهِ خودش در چاله بیفتد اما با طناب شما داخل چاه نمیرود.
محور مقاومت به مشکلات و ناکامیهای شما را درک میکند اما لااقل با خون کودکانِ غزه متاجره نکنید. دل به رفتنِ مقاومت نبندید. اگر دلتان برای غزه میسوزد، تنها کمی و فقط کمی، سطح روابط سیاسی و اقتصادیتان با رژیم را کاهش دهید. لفاظی را همه بلدند. همین.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
❇️ سفر وزیرخارجه عمان به ایران رسما برای انتقال این پیام از امریکاییها بود که در صورت ادامه حملات انصارالله به منافع اسراییل، امریکا به صورت مستقیم به مواضع و منافع این جنبش حملهور خواهد شد. تهدیدی مستقیم.
✳️ این دو ماههی پس از جنگ غزه، برخی رسانههای عربی که جامعهی مذهبی و اعتقادیشان در روی زمین سالهاست با گروههای مقاومت در لبنان و یمن و سوریه درگیر هستند، مستمرا محور مقاومت را به تخاذل و سستی در قبال غزه متهم میکنند و بیآنکه خود کاری کنند، بر طبلِ رویارویی میکوبند و مقاومت را به جنگی همهجانبه دعوت میکنند. در شرایطی که رهبرانشان یا مشغول تجارتِ میانجیگری هستند یا با میلیاردها دلار تجارت با اسراییل و همکاریهای نظامی، تنها مشغول لفاظی علیه این رژیم هستند.
❎ پرسش اساسی که این روزها من از برخی رهبران این گروههای معارض در یمن و سوریه دارم و برای برخیشان نیز به طور خصوصی فرستادهام این است که در صورت مواجههی همهجانبه، شما ضمانتی میدهید که در کشاکش درگیری گروههای مقاومت با امریکا برای تصرف جغرافیا و جایگاه تثبیتشدهی ایشان گام برندارید؟ تعهد میدهید پشت پرده با امریکاییها مذاکره نکنید و از این فضا برای بالابردن وزن خودتان بهره نجویید؟ قول میدهید از نمدِ هزینه دادن مقاومت برای غزه، کلاهی برای منافع خودتان نبافید و به زیان ایشان در میدان و دیپلماسی پیشروی نکنید؟! باور کنیم که پافشاری بیوقفهتان برای ورود تمامعیار مقاومت به جنگ، از سر دلسوزی برای مردم غزه است و نه با هدف خلاص شدن یکبارهی از دست مقاومت؟!
به گمانم پاسخ از پیش روشن است.
✅ مقاومت، مرد جنگ است. پای هزینهاش هم ایستاده است. اما با قواعد خودش و در زمینِ بازی خودش. ممکن است گاه با اشتباهِ خودش در چاله بیفتد اما با طناب شما داخل چاه نمیرود.
محور مقاومت به مشکلات و ناکامیهای شما را درک میکند اما لااقل با خون کودکانِ غزه متاجره نکنید. دل به رفتنِ مقاومت نبندید. اگر دلتان برای غزه میسوزد، تنها کمی و فقط کمی، سطح روابط سیاسی و اقتصادیتان با رژیم را کاهش دهید. لفاظی را همه بلدند. همین.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍65👏10❤5🔥1
💢 حزبالله، جامعهی مقاوم و روح طائفهگرایی
🖌 هادی معصومی زارع -لبنان
❇️ سیزده سال از اولین سفرم به لبنان گذشته است. اگر ریزش ششهزار درصدی ارزش پول این کشور را استثناء کنیم، تقریبا وضع همان است. با همان بیدولتی، سهمخواهی، حزبسالاری و البته آبوهوای مدیترانهای و زیبایی چشمنواز و دلربای تاریخی بیروت. چیزی که اما این چندسالهی اخیر و به ویژه دو سفر اخیر در پیش و پس از طوفان اقصی توجهم را به خود جلب کرده، باز شدن پای دو جریان سنّتی و مناسکگرای شیعی به عرصه حیات اجتماعی و پهنهی زیست مذهبی جامعهی شیعیان است. با تمام مظاهری که از آن میشناسیم. دیوارنویسیهایی تحریکآمیز، سبک زیست هیاتی، پوششهای خاص، ادبیات طائفهای، مواضع عافیتطلبانه و الخ.
✳️ آنها که من را میشناسند میدانند که چون منی تا چه اندازه به نفسکشیدن در اتمسفر هیاتهای عزاداری مشتاقم و معتقد. میدانند که بهترین سفر تفریحیام مشایهی اربعین و شیرینترین نوشیدنیام چای تلخ روضه است. بیشک منسک طریق به بندگی است و بیآن، این شدنی نیست. برای همین است که دین به معنویتِ صرف بسنده نمیکند و کنش میخواهد. اما آنچه گاه در برخی جریانها دیده میشود، اصالتبخشی و موضوعیت دادن به مناسک تا آنجاست که که گاه به هتک بدیهیات دین میانجامد.
پس هشدارم همچون برخی از زاویهی معارضه با اصل موضوع نیست که نگرانی از سبک خاصی از تفکر و زندگی است که اگر تدبیر نشود میتواند فرش را از زیرپای جامعهی مقاوم بکشد. و الا جامعهی شیعه بی عزاداری و هیاتداری به چه ماند؟! به شیر بی یال و دم.
❇️ بگذارید به چهار دهه قبل بازگردیم. از برجستهترین مایزه و مولفهی سلبیِ هویتساز حزبالله نسبت به دیگر جنبشهای لبنانی موجود در ساحت لبنان در دهه هشتاد میلادی میتوان به تمرکز بر مبارزه با رژیم اسرائیل و محوریتدهی به مسالهی فلسطین و دیگری خصلت امتگرایی اسلاممحورانهی آن اشاره کرد. راز موفقیتش نسبت به دیگران نیز در التزام به همین دو بود. شاید گزاف نباشد اگر حزبالله را کامیابترین جریان شیعی در تعاملات امّی با جریانهای سنیمذهب تا پیش از سال ۲۰۱۱ بنامیم.
جنگ سوریه اما ترکی جدی بر پایههای این رکن هویتی حزبالله وارد ساخت. نمیخواهم بگویم در پس بحران سوریه، حزبالله طائفهگرا شد که هرگز نشد اما عطف به عملکرد بخشی از دفتر سیاسی حماس، دغدغهی دفاع از حرم و حملات انتحاری به ضاحیهی جنوبی، ادبیات شیعی و یاس از جنبشهای متجانس سنّی در گفتمان حزبالله و جمهور آن نمودار شده و توسعه یافت.
✳️ درست در چنین فضایی به نظر میرسد برخی جریانهای شیعی معارض مقاومت یا لااقل بیاهتمام به امر مقاومت از این آب گلآلود برای گرفتن شاهماهیِ جمهور مقاومت، تور پهن کردهاند. ربط دادن مصائب اهل غزه به ولایتشان به اهل سقیفه از روی منبری در گوشهی فلان هیات ضاحیهی جنوبی، شعارهای طائفهگرایانه مکتوب بر در و دیوار این منطقه، توسعهی کمّی هیأتهای منسکپیشهی طائفهگرا و... همگی و همگی بالنتیجه تربیتِ جامعهی مقاوم را نشانه گرفتهاند.
❇️ این سبک از نگرش و باور حتی اگر خوب و سلیم هم باشد، انسان و جامعهی مقاوم نمیسازد. آن هم در جغرافیایی که پیشانی مقاومت است. مقاومت پروژهای سازمانی نیست که بتوان آن را برونسپاری کرده و به این و آن واسپرد. مقاومت پروژه مکلفین است و نه موظفین که بتوان با رویههای کارمندی و مزدوری ان را جلو برد. مقاومت سبکی از زندگی و روشی از زیستن است که تنها از عهدهی جامعهی مقاوم برمیآید. حزبالله و جامعهی مقاوم آن، محصول نگرش و تربیتی قرانی است که امر امّت را مقدم بر هر چیز میداند. برخاسته از همین تربیت است که حزبالله این روزها برای دفاع از جامعهای غیرشیعه، دهها جوان نخبهاش را تقدیم کرده است. و این چیزی است که آن دو جریان یا به آن باور ندارند و از اساس دگر هویتیشان را اهلسنت معرفی میکنند. یا آماده هزینه دادن برایش نیستند. چرا که تربیت قرانی ندارند.
طبیعتا این به معنای دست کشیدن از ارزشهای شیعی یا سادهلوحی نسبت به شیعهستیزی طیفهایی در طرف مقابل نیست، که به معنای توجه به تبعات ویرانگر توسعهی گفتمان منسکپیشهی طائفهگرا در محیطی مقاوم است.
❎ تجربه این چنددهه به ما میگوید میان این گفتمان و سبک زندگی مقاوم جمعشدنی نیست. دفاع از امر امت که پیشکش، حتی برای دفاع از کیان تشیع و موجودیت طائفه. ما این را پیش از این در زینبیهی سوریه تجربه کردیم. آنجا که زیر باران گلولهی جماعتی که شعارشان خطاب به بانوی شام این بود که "با نظام سوریه خواهی رفت" تنها ماندیم و هر چه سر چرخاندیم اثری از ايشان ندیدیم. با صدای اولین گلوله دفتر و دستک را بسته و سوریه را ترک کرده بودند.
http://syaaq.com/31018
🖌 کانال تلگرامی منبثات
@Monbathat
🖌 هادی معصومی زارع -لبنان
❇️ سیزده سال از اولین سفرم به لبنان گذشته است. اگر ریزش ششهزار درصدی ارزش پول این کشور را استثناء کنیم، تقریبا وضع همان است. با همان بیدولتی، سهمخواهی، حزبسالاری و البته آبوهوای مدیترانهای و زیبایی چشمنواز و دلربای تاریخی بیروت. چیزی که اما این چندسالهی اخیر و به ویژه دو سفر اخیر در پیش و پس از طوفان اقصی توجهم را به خود جلب کرده، باز شدن پای دو جریان سنّتی و مناسکگرای شیعی به عرصه حیات اجتماعی و پهنهی زیست مذهبی جامعهی شیعیان است. با تمام مظاهری که از آن میشناسیم. دیوارنویسیهایی تحریکآمیز، سبک زیست هیاتی، پوششهای خاص، ادبیات طائفهای، مواضع عافیتطلبانه و الخ.
✳️ آنها که من را میشناسند میدانند که چون منی تا چه اندازه به نفسکشیدن در اتمسفر هیاتهای عزاداری مشتاقم و معتقد. میدانند که بهترین سفر تفریحیام مشایهی اربعین و شیرینترین نوشیدنیام چای تلخ روضه است. بیشک منسک طریق به بندگی است و بیآن، این شدنی نیست. برای همین است که دین به معنویتِ صرف بسنده نمیکند و کنش میخواهد. اما آنچه گاه در برخی جریانها دیده میشود، اصالتبخشی و موضوعیت دادن به مناسک تا آنجاست که که گاه به هتک بدیهیات دین میانجامد.
پس هشدارم همچون برخی از زاویهی معارضه با اصل موضوع نیست که نگرانی از سبک خاصی از تفکر و زندگی است که اگر تدبیر نشود میتواند فرش را از زیرپای جامعهی مقاوم بکشد. و الا جامعهی شیعه بی عزاداری و هیاتداری به چه ماند؟! به شیر بی یال و دم.
❇️ بگذارید به چهار دهه قبل بازگردیم. از برجستهترین مایزه و مولفهی سلبیِ هویتساز حزبالله نسبت به دیگر جنبشهای لبنانی موجود در ساحت لبنان در دهه هشتاد میلادی میتوان به تمرکز بر مبارزه با رژیم اسرائیل و محوریتدهی به مسالهی فلسطین و دیگری خصلت امتگرایی اسلاممحورانهی آن اشاره کرد. راز موفقیتش نسبت به دیگران نیز در التزام به همین دو بود. شاید گزاف نباشد اگر حزبالله را کامیابترین جریان شیعی در تعاملات امّی با جریانهای سنیمذهب تا پیش از سال ۲۰۱۱ بنامیم.
جنگ سوریه اما ترکی جدی بر پایههای این رکن هویتی حزبالله وارد ساخت. نمیخواهم بگویم در پس بحران سوریه، حزبالله طائفهگرا شد که هرگز نشد اما عطف به عملکرد بخشی از دفتر سیاسی حماس، دغدغهی دفاع از حرم و حملات انتحاری به ضاحیهی جنوبی، ادبیات شیعی و یاس از جنبشهای متجانس سنّی در گفتمان حزبالله و جمهور آن نمودار شده و توسعه یافت.
✳️ درست در چنین فضایی به نظر میرسد برخی جریانهای شیعی معارض مقاومت یا لااقل بیاهتمام به امر مقاومت از این آب گلآلود برای گرفتن شاهماهیِ جمهور مقاومت، تور پهن کردهاند. ربط دادن مصائب اهل غزه به ولایتشان به اهل سقیفه از روی منبری در گوشهی فلان هیات ضاحیهی جنوبی، شعارهای طائفهگرایانه مکتوب بر در و دیوار این منطقه، توسعهی کمّی هیأتهای منسکپیشهی طائفهگرا و... همگی و همگی بالنتیجه تربیتِ جامعهی مقاوم را نشانه گرفتهاند.
❇️ این سبک از نگرش و باور حتی اگر خوب و سلیم هم باشد، انسان و جامعهی مقاوم نمیسازد. آن هم در جغرافیایی که پیشانی مقاومت است. مقاومت پروژهای سازمانی نیست که بتوان آن را برونسپاری کرده و به این و آن واسپرد. مقاومت پروژه مکلفین است و نه موظفین که بتوان با رویههای کارمندی و مزدوری ان را جلو برد. مقاومت سبکی از زندگی و روشی از زیستن است که تنها از عهدهی جامعهی مقاوم برمیآید. حزبالله و جامعهی مقاوم آن، محصول نگرش و تربیتی قرانی است که امر امّت را مقدم بر هر چیز میداند. برخاسته از همین تربیت است که حزبالله این روزها برای دفاع از جامعهای غیرشیعه، دهها جوان نخبهاش را تقدیم کرده است. و این چیزی است که آن دو جریان یا به آن باور ندارند و از اساس دگر هویتیشان را اهلسنت معرفی میکنند. یا آماده هزینه دادن برایش نیستند. چرا که تربیت قرانی ندارند.
طبیعتا این به معنای دست کشیدن از ارزشهای شیعی یا سادهلوحی نسبت به شیعهستیزی طیفهایی در طرف مقابل نیست، که به معنای توجه به تبعات ویرانگر توسعهی گفتمان منسکپیشهی طائفهگرا در محیطی مقاوم است.
❎ تجربه این چنددهه به ما میگوید میان این گفتمان و سبک زندگی مقاوم جمعشدنی نیست. دفاع از امر امت که پیشکش، حتی برای دفاع از کیان تشیع و موجودیت طائفه. ما این را پیش از این در زینبیهی سوریه تجربه کردیم. آنجا که زیر باران گلولهی جماعتی که شعارشان خطاب به بانوی شام این بود که "با نظام سوریه خواهی رفت" تنها ماندیم و هر چه سر چرخاندیم اثری از ايشان ندیدیم. با صدای اولین گلوله دفتر و دستک را بسته و سوریه را ترک کرده بودند.
http://syaaq.com/31018
🖌 کانال تلگرامی منبثات
@Monbathat
خبری تحلیلی سیاق
حزبالله، جامعهی مقاوم و روح طائفهگرایی
هادی معصومی زارع | چیزی که اما این چندسالهی اخیر و به ویژه دو سفر اخیر در پیش و پس از طوفان اقصی توجهم را به خود جلب کرده است، باز شدن پای دو جریان سنّتی و مناسکگرای شیعی به عرصه حیات اجتماعی و پهنهی زیست مذهبی جامعهی شیعیان است. با تمام مظاهری که از…
👍32❤7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 گفتگو دربارهی نسبت سوریه با حماس و نقش این کشور در طوفان الاقصی
حسین پاک
هادی معصومی زارع
🎞 برنامه جدال، ۱۶ آذرماه ۱۴۰۲
🔗 لینک مشاهده
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
حسین پاک
هادی معصومی زارع
🎞 برنامه جدال، ۱۶ آذرماه ۱۴۰۲
🔗 لینک مشاهده
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍21❤3
حمله به اسرائیل از غرب درعا، آیا پای سوریه به جنگ باز میشود؟
هادی معصومی زارع و حسین پاک
🎙فایل صوتی سیصد و نود و چهارمین اپیزود رادیو جدال منتشر شد.
📣 #اپیزود ۳۹۴: حمله به اسرائیل از غرب درعا، آیا پای سوریه به جنگ باز میشود؟
🔹 گفتگو با هادی #معصومی_زارع و حسین #پاک
📆 ۱۵ آذر ماه ۱۴۰۲
⏱ مدت زمان: ۲۰۸ دقیقه
📍 این فایل را در کستباکس رادیو جدال بشنوید.
📻 castbox.fm/vb/654544665
📌 مصاحبه این گفتگو را در کانال یوتیوب جدال ببینید.
📺 youtu.be/DVO51hW1qLw
🚩 دیگر برنامهها را در سایت جدال دنبال کنید.
🌐 jedaal.tv/radio
🌐 @Monbathat
📣 #اپیزود ۳۹۴: حمله به اسرائیل از غرب درعا، آیا پای سوریه به جنگ باز میشود؟
🔹 گفتگو با هادی #معصومی_زارع و حسین #پاک
📆 ۱۵ آذر ماه ۱۴۰۲
⏱ مدت زمان: ۲۰۸ دقیقه
📍 این فایل را در کستباکس رادیو جدال بشنوید.
📻 castbox.fm/vb/654544665
📌 مصاحبه این گفتگو را در کانال یوتیوب جدال ببینید.
📺 youtu.be/DVO51hW1qLw
🚩 دیگر برنامهها را در سایت جدال دنبال کنید.
🌐 jedaal.tv/radio
🌐 @Monbathat
👍16
💢 گرمی دل و سردی تن
دیشب، نماز مغرب را که خواندیم علی و سه همسنگرش خداحافظی کردند و به خط رفتند. حالا این خط ضرورتا برای شما شلمچه و طلاییه را تداعی نکند. اینجا در جنوب لبنان، خط گاه تنها چندصد متر آن سوتر از روستا و مقر مقاومت است.
موقع رفتن با خودم میگفتم دلشان خوش است. حالا مگر این سرمای استخوانسوز پاییزی ، مجالی برای جنگیدن هم میگذارد؟!
ساعتی بعد هرچه لباس داشتم پوشیدم و خودم را در لفافهی سه پتوی ضخیم پیچاندم و دراز کشیدم. اما مگر سوزِ بادِ پاییزی جنوب لبنان میگذاشت؟ تمام اعضاء و جوارحم به لرزه درآمده بود. به علی فکر میکردم و سه همرزمش که همگی کم سن و سالتر از من بودند. در این هوای سرد، زیر درختانِ بارانزدهی نوار مرزی تا صبح چهگونه بهسر میکنند؟!
نیمهی شب از فرط خستگی تازه چشمانم روی هم رفته بود که صدای انفجارها و زدوخوردهای پیدرپی از همان خطِ علی به آسمان بلند شد و تا یک ساعت و نیمِ بعد ادامه یافت.
علی از چندصدمتر آن سوتر به این خفتهی زیر پتو در مچالهترین شکل ممکن یاد داد که کارهای بزرگ، دلِ گرم میخواهد. گرمیِ دل، سردی تن را از یاد آدمی بهدر میبرد. و این خصلتِ آنانی است که روحی بس بزرگ و ناآرام در قفس تن دارند. وگرنه چون منی که اجازهی جهاد ندارد، چرا لااقل از زیر پتو بیرون نزد تا صحنههای دلاوری علی و دوستانش را از بالای بلندی آن ساختمان کذایی به تصویر بکشد؟
سردیِ تن بهانه بود و گرنه انگشتان بر روی ماشهی علی، به کرات مبتلاتر بود. مشکل از جای دیگری بود: سردیِ دل و طفولتِ روح.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
دیشب، نماز مغرب را که خواندیم علی و سه همسنگرش خداحافظی کردند و به خط رفتند. حالا این خط ضرورتا برای شما شلمچه و طلاییه را تداعی نکند. اینجا در جنوب لبنان، خط گاه تنها چندصد متر آن سوتر از روستا و مقر مقاومت است.
موقع رفتن با خودم میگفتم دلشان خوش است. حالا مگر این سرمای استخوانسوز پاییزی ، مجالی برای جنگیدن هم میگذارد؟!
ساعتی بعد هرچه لباس داشتم پوشیدم و خودم را در لفافهی سه پتوی ضخیم پیچاندم و دراز کشیدم. اما مگر سوزِ بادِ پاییزی جنوب لبنان میگذاشت؟ تمام اعضاء و جوارحم به لرزه درآمده بود. به علی فکر میکردم و سه همرزمش که همگی کم سن و سالتر از من بودند. در این هوای سرد، زیر درختانِ بارانزدهی نوار مرزی تا صبح چهگونه بهسر میکنند؟!
نیمهی شب از فرط خستگی تازه چشمانم روی هم رفته بود که صدای انفجارها و زدوخوردهای پیدرپی از همان خطِ علی به آسمان بلند شد و تا یک ساعت و نیمِ بعد ادامه یافت.
علی از چندصدمتر آن سوتر به این خفتهی زیر پتو در مچالهترین شکل ممکن یاد داد که کارهای بزرگ، دلِ گرم میخواهد. گرمیِ دل، سردی تن را از یاد آدمی بهدر میبرد. و این خصلتِ آنانی است که روحی بس بزرگ و ناآرام در قفس تن دارند. وگرنه چون منی که اجازهی جهاد ندارد، چرا لااقل از زیر پتو بیرون نزد تا صحنههای دلاوری علی و دوستانش را از بالای بلندی آن ساختمان کذایی به تصویر بکشد؟
سردیِ تن بهانه بود و گرنه انگشتان بر روی ماشهی علی، به کرات مبتلاتر بود. مشکل از جای دیگری بود: سردیِ دل و طفولتِ روح.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
❤83👍11😢9👌1
💢 اخراج از عیتاالشعب
برای اولین بار جلویم را در عیتاالشعب گرفتند و اصرار پشت اصرار که هر چه زودتر روستا را ترک کن. از آنها اصرار و از من انکار. بیسابقه است. کم به اینجا نیامدهام و اطراق نکردهام.
در نهایت از میان جمع میانسال-جوانی با کلاهی مشکی که تا نیمهی صورت پایین کشیده جلو میآید و کنارم میکشد و میگوید شرایط با چند روز پیش به شدت فرق کرده و حساس شده است. وضعیت خطرناکتر از آن چیزی است که تصورش را میکنی.
مقاومت میکنم و زیر بار نمیروم. چند بار رفت و برگشت میکنیم. از پسم برنمیآید. دست آخر درگوشم میگوید اگر بگویم حضورت الان ممکن است عملیات ما را متوقف کند، قبول میکنی؟ تا تو در اینجا باشی ما نمیتوانیم کارمان را شروع کنیم.
اگر چه بهانه میدانم، اما چارهای هم ندارم. حزبالله است و طبیعتا سنبهاش پرزور.
دست از پا درازتر برمیگردم. روشن است که قرار است پایگاه #الراهب را مجددا بزنند. به سمت قطاع شرقی و حولا و مرکبا راه میافتم. دلشوره گرفتهام. درست زیر پایگاه العباد توقف میکنم و خبرها را چک میکنم. در همین فاصلهی کم الراهب را زدهاند و اسرائیل هم به سختی واکنش نشان داده و برای اولین بار داخل روستا را به شدت بمباران کرده است.
برای سلامتیشان دعا میکنم و مسیر را ادامه میدهم. به عدیسه میرسم. دشمن، عدیسه را هم بمباران کرده است.
نیمه شب در گوشهای از قطاع شرقی، کانال خبری مقاومت را چک میکنم. در همان خبر اول چشمم به تصویر همان میانسال-جوان خشک میشود. فیلمها که بیرون میآید معلوم میشود درست همان نقطهای که صحبت میکردیم بمباران شده و همانجا هم به شهادت رسیده است. علی طریقالقدس.
برای اولین بار جلویم را در عیتاالشعب گرفتند و اصرار پشت اصرار که هر چه زودتر روستا را ترک کن. از آنها اصرار و از من انکار. بیسابقه است. کم به اینجا نیامدهام و اطراق نکردهام.
در نهایت از میان جمع میانسال-جوانی با کلاهی مشکی که تا نیمهی صورت پایین کشیده جلو میآید و کنارم میکشد و میگوید شرایط با چند روز پیش به شدت فرق کرده و حساس شده است. وضعیت خطرناکتر از آن چیزی است که تصورش را میکنی.
مقاومت میکنم و زیر بار نمیروم. چند بار رفت و برگشت میکنیم. از پسم برنمیآید. دست آخر درگوشم میگوید اگر بگویم حضورت الان ممکن است عملیات ما را متوقف کند، قبول میکنی؟ تا تو در اینجا باشی ما نمیتوانیم کارمان را شروع کنیم.
اگر چه بهانه میدانم، اما چارهای هم ندارم. حزبالله است و طبیعتا سنبهاش پرزور.
دست از پا درازتر برمیگردم. روشن است که قرار است پایگاه #الراهب را مجددا بزنند. به سمت قطاع شرقی و حولا و مرکبا راه میافتم. دلشوره گرفتهام. درست زیر پایگاه العباد توقف میکنم و خبرها را چک میکنم. در همین فاصلهی کم الراهب را زدهاند و اسرائیل هم به سختی واکنش نشان داده و برای اولین بار داخل روستا را به شدت بمباران کرده است.
برای سلامتیشان دعا میکنم و مسیر را ادامه میدهم. به عدیسه میرسم. دشمن، عدیسه را هم بمباران کرده است.
نیمه شب در گوشهای از قطاع شرقی، کانال خبری مقاومت را چک میکنم. در همان خبر اول چشمم به تصویر همان میانسال-جوان خشک میشود. فیلمها که بیرون میآید معلوم میشود درست همان نقطهای که صحبت میکردیم بمباران شده و همانجا هم به شهادت رسیده است. علی طریقالقدس.
❤92😢32👍3🔥1
Forwarded from محسن فایضی انتفاضه فلسطین
newspaper-f73aed62925b0ebadb42d15381f734c9.pdf
17.9 MB
دوستان روزنامه ایران در یک ویژه نامه انصافا قابل دفاع، به معرفی شهدای مشهور فلسطین از جمله
1. شیخ احمد یاسین
2.دکتر عبدالعزیز الرنتیسی
3.سعید صیام
4.اسماعیل ابوشنب
5.صلاح شحاده
6.عزالدین قسام
7.یحیی عیاش
8.عماد عقل
9.الحمد الجعبری
10.محمود المبحوح
11.عدنان الغول
پرداخته اند؛ در بخش پایانی هم مروری بر چند مستند، کتاب، شعر و تصاویر ناب پرداختند
دست مریزاد
@Thirdintifada
1. شیخ احمد یاسین
2.دکتر عبدالعزیز الرنتیسی
3.سعید صیام
4.اسماعیل ابوشنب
5.صلاح شحاده
6.عزالدین قسام
7.یحیی عیاش
8.عماد عقل
9.الحمد الجعبری
10.محمود المبحوح
11.عدنان الغول
پرداخته اند؛ در بخش پایانی هم مروری بر چند مستند، کتاب، شعر و تصاویر ناب پرداختند
دست مریزاد
@Thirdintifada
❤27👍4🔥1
❇️ طیونه ، غزه و مسئولیتِ قدرت
🖌 هادی معصومی زارع -لبنان
نیمهشب در حال قدم زدن در روضة الحوراء بیروت هستم که به مزار شهیده مریم فرحات برمیخورم. آن قدر به ذهنم فشار میآورم تا ملتفت میشوم که فرحات یکی از شهدای کشتار چهاردهم اکتوبر ۲۰۲۱ است.
ماجرا از این قرار بود که هزاران تظاهرکنندهی بیروتی که به دعوت امل و حزبالله و در اعتراض به رویکرد جانبدارانهی طارق بیطار قاضی دادگاه انفجار بندر بیروت راهی ساختمان قصرالعدلی بودند، در منطقه طیونهی بیروت و به صورت غافلگیرانه و ناجوانمردانهای مورد حمله مسلحین گروه بدنام القوات اللبنانیه به رهبری سمیر جعجع قرار گرفتند و شش نفر از ایشان به شهادت رسیدند. فرحات نفر هفتم بود که البته در آشپزخانه منزلش هدف گلوله قرار گرفته و به شهادت رسید.
آن ها که اتفاقات آن روزها را در حافظه دارند، خوب یادشان هست که بسیاری از هواداران حزبالله خواستار انتقام متقابل بودند. برخی که رگ گردنشان بالا زده بود، با اشاره به توان نظامی مهیب حزبالله، حتی مقاومت را به دلیل عدم واکنش جدی در برابر سمیر جعجع شماتت می کردند.
طبیعتا حزبالله دست به انتقام نزد. کما آن که در ماجرای کشتار سربازانش در پادگان فتحالله بیروت در سال 1987 توسط ارتش سوریه دست به انتقام نزد. کما آن که به کشتار مردم ضاحیهی جنوبی در سپتامبر 1993 توسط نیروهای ارتش لبنان پاسخی نداد. مردمی که تنها در اعتراض به قرارداد اسلو به خیابانها آمده بودند.
آن ها که این روزها حزبالله را به دلیل عدم ورود همهجانبه و تمامعیار به نبرد با اسرائیل شماتت می کنند احتمالا نمیدانند که قدرت، مسئولیتآور است. همانقدر که اهمال و کمکاری و تخاذل، نشانهی بازیگری و منفعتطلبی است، تصمیمگیری بر مبنای عواطف و در شرایط غلبهی احساسات گذرا، هم نشانهی عدم تعادل و فقدان امین بودن در نگهداشت قدرت است. دلها هر چهقدر خون باشد و چشم ها چهقدر گریان، در نهایت کاربست قدرت، میبایست عاقلانه و با ظرافت همراه باشد. به ویژه آنجا که توازن قدرت میان طرفین درگیر وجود ندارد و در نتیجه هر سوءمحاسبه ای، می تواند نتایج عکسی به دنبال داشته باشد. سیاست، میدان گاوبازی است. در چنین میدانی، برنده قطعا کسی نیست که با گاوی چنان وحشی، مستقیما شاخ به شاخ شود؛ کسی است که در فرصت مناسب جای، خالی میکند و از پتانسیل خودِ رقیب برای به زانودرآوردنش بهره میبرد.
حزبالله اگر می خواست همچون برخی از ما احساسی و واکنشی رفتار کند، در فردای پادگان فتحالله به قبرستان تاریخ میپیوست. تنها یک دهه زمان نیاز داشت تا تدبیر، در نهایت همان سوریهی کج خلق و بدبینِ دیروز را به تامین کننده مهم تسلیحات و کریدور اصلی حمایت از مقاومت مبدل کند.
هر چه هست، تکلیف، ضرورتا همواره به سیم آخر زدن نیست. گاه در مهار احساسات و حوصله است. در گامهای تدریجی است. ما موافق باشیم یا نباشیم، حزبالله و نصرالله اینگونه میاندیشند.
https://irannewspaper.ir/8346/3/76164
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
🖌 هادی معصومی زارع -لبنان
نیمهشب در حال قدم زدن در روضة الحوراء بیروت هستم که به مزار شهیده مریم فرحات برمیخورم. آن قدر به ذهنم فشار میآورم تا ملتفت میشوم که فرحات یکی از شهدای کشتار چهاردهم اکتوبر ۲۰۲۱ است.
ماجرا از این قرار بود که هزاران تظاهرکنندهی بیروتی که به دعوت امل و حزبالله و در اعتراض به رویکرد جانبدارانهی طارق بیطار قاضی دادگاه انفجار بندر بیروت راهی ساختمان قصرالعدلی بودند، در منطقه طیونهی بیروت و به صورت غافلگیرانه و ناجوانمردانهای مورد حمله مسلحین گروه بدنام القوات اللبنانیه به رهبری سمیر جعجع قرار گرفتند و شش نفر از ایشان به شهادت رسیدند. فرحات نفر هفتم بود که البته در آشپزخانه منزلش هدف گلوله قرار گرفته و به شهادت رسید.
آن ها که اتفاقات آن روزها را در حافظه دارند، خوب یادشان هست که بسیاری از هواداران حزبالله خواستار انتقام متقابل بودند. برخی که رگ گردنشان بالا زده بود، با اشاره به توان نظامی مهیب حزبالله، حتی مقاومت را به دلیل عدم واکنش جدی در برابر سمیر جعجع شماتت می کردند.
طبیعتا حزبالله دست به انتقام نزد. کما آن که در ماجرای کشتار سربازانش در پادگان فتحالله بیروت در سال 1987 توسط ارتش سوریه دست به انتقام نزد. کما آن که به کشتار مردم ضاحیهی جنوبی در سپتامبر 1993 توسط نیروهای ارتش لبنان پاسخی نداد. مردمی که تنها در اعتراض به قرارداد اسلو به خیابانها آمده بودند.
آن ها که این روزها حزبالله را به دلیل عدم ورود همهجانبه و تمامعیار به نبرد با اسرائیل شماتت می کنند احتمالا نمیدانند که قدرت، مسئولیتآور است. همانقدر که اهمال و کمکاری و تخاذل، نشانهی بازیگری و منفعتطلبی است، تصمیمگیری بر مبنای عواطف و در شرایط غلبهی احساسات گذرا، هم نشانهی عدم تعادل و فقدان امین بودن در نگهداشت قدرت است. دلها هر چهقدر خون باشد و چشم ها چهقدر گریان، در نهایت کاربست قدرت، میبایست عاقلانه و با ظرافت همراه باشد. به ویژه آنجا که توازن قدرت میان طرفین درگیر وجود ندارد و در نتیجه هر سوءمحاسبه ای، می تواند نتایج عکسی به دنبال داشته باشد. سیاست، میدان گاوبازی است. در چنین میدانی، برنده قطعا کسی نیست که با گاوی چنان وحشی، مستقیما شاخ به شاخ شود؛ کسی است که در فرصت مناسب جای، خالی میکند و از پتانسیل خودِ رقیب برای به زانودرآوردنش بهره میبرد.
حزبالله اگر می خواست همچون برخی از ما احساسی و واکنشی رفتار کند، در فردای پادگان فتحالله به قبرستان تاریخ میپیوست. تنها یک دهه زمان نیاز داشت تا تدبیر، در نهایت همان سوریهی کج خلق و بدبینِ دیروز را به تامین کننده مهم تسلیحات و کریدور اصلی حمایت از مقاومت مبدل کند.
هر چه هست، تکلیف، ضرورتا همواره به سیم آخر زدن نیست. گاه در مهار احساسات و حوصله است. در گامهای تدریجی است. ما موافق باشیم یا نباشیم، حزبالله و نصرالله اینگونه میاندیشند.
https://irannewspaper.ir/8346/3/76164
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👏43👍10❤6🥰1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢 اسرائیل و جامعهزدایی از امر مقاومت
✍️ هادی معصومی زارع
کشتارها و ویرانیهایی این روزها در غزه و تا اندازهای در جنوب لبنان دنبال میشود، سیاست جامعهزدایی از امر مقاومت است.
❎ این سیاست بر چهار رکن اساسی بنا شده است:
۱. هولوکاست معیشتی (از طریق وضع تحریمها و محاصرهی اقتصادی)
۲. نابودی زیرساختهای مدنی (با هدف غیرقابلِ سکونت کردن زیستبوم مقاومت)
۳. کشتار جمعی
۴. تهجیر و تبعید (با هدف تغییر دموگرافیک و غصب حداکثری خاکِ دیگری)
❇️ هدف غایی این سیاست، تنبیه جامعهی مقاوم است. اسرائیل با دنبال کردن چنین رویهای میخواهد این پیام را به جامعهی مقاوم مخابره کند که میان مرگ تدریجی و مرگ دفعی و یا زندگی نباتیِ منفعلانه و زندگی مقاومِ پویا یکی را برگزیند. گزینهی سومی در کار نیست.
✳️ در چنین شرایطی سازمان مقاومت میبایست دو اقدام اساسی را مدنظر داشته باشد.
1️⃣ نخست امیدافزایی و دادن افقی امیدوارکننده به توده در خصوص نقطهی نهایی نبرد و امکان بازگشت به زندگی عادی در فردای جنگ.
2️⃣ دوم پرهیز از سازمانی کردن مطلق امر نهضت و مقاومت.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
✍️ هادی معصومی زارع
کشتارها و ویرانیهایی این روزها در غزه و تا اندازهای در جنوب لبنان دنبال میشود، سیاست جامعهزدایی از امر مقاومت است.
❎ این سیاست بر چهار رکن اساسی بنا شده است:
۱. هولوکاست معیشتی (از طریق وضع تحریمها و محاصرهی اقتصادی)
۲. نابودی زیرساختهای مدنی (با هدف غیرقابلِ سکونت کردن زیستبوم مقاومت)
۳. کشتار جمعی
۴. تهجیر و تبعید (با هدف تغییر دموگرافیک و غصب حداکثری خاکِ دیگری)
❇️ هدف غایی این سیاست، تنبیه جامعهی مقاوم است. اسرائیل با دنبال کردن چنین رویهای میخواهد این پیام را به جامعهی مقاوم مخابره کند که میان مرگ تدریجی و مرگ دفعی و یا زندگی نباتیِ منفعلانه و زندگی مقاومِ پویا یکی را برگزیند. گزینهی سومی در کار نیست.
✳️ در چنین شرایطی سازمان مقاومت میبایست دو اقدام اساسی را مدنظر داشته باشد.
1️⃣ نخست امیدافزایی و دادن افقی امیدوارکننده به توده در خصوص نقطهی نهایی نبرد و امکان بازگشت به زندگی عادی در فردای جنگ.
2️⃣ دوم پرهیز از سازمانی کردن مطلق امر نهضت و مقاومت.
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
👍24❤7😢1
💢 اسرائیل و جامعهزدایی از امر مقاومت
✍ هادی معصومی زارع
❇️ شاید برای بسیاری از ما حجم ویرانیها و کشتارهای صورتگرفته در غزه از سوی رژیم اسرائیل در این دوماهواندی بهتآور برسد و آن را تقلایی کورکورانه و یا تلاشی برای انتقام بدانیم. اینها همه درست است اما وافی نیست.
✳️ تجربهی بیش از هشت دهه مبارزه با اسرائیلیها نشان میدهد که چنین اقداماتی تبدیل به یک رویهی ثابت شده است و نه بار اول است که اتفاق میافتد و نه بار آخر خواهد بود. تفاوت تنها در بازتابدهندگی حجم جنایات از سوی رسانههای اجتماعی در جنگ اخیر است.
واقعیت آن است که از ابتدای تشکیل دولت جعلی اسرائیل، صهیونیستها با همراهی حامیان غربیشان و با هدف ممانعت از شکست نهایی خود، بیش از هر چیز بر سیاست جامعهزدایی از امر مقاومت تکیه زده اند.
❎ این سیاست که در واقع برآمده از ناتوانی رژیم در نابودی نهایی گروههای مقاومت و میراندن بذر ایستادگی در میان جوامع مقاوم است، بر سه رکن اساسی بنا شده است:
۱. هولوکاست معیشتی (از طریق وضع تحریمها و محاصرهی اقتصادی)
۲. نابودی زیرساختهای مدنی (با هدف غیرقابلِ سکونت کردن زیستبوم مقاومت)
۳. کشتار جمعی
۴. تهجیر و تبعید (با هدف تغییر دموگرافیک و غصب حداکثری خاکِ دیگری)
❇️ هدف غایی این سیاست، تنبیه جامعهی مقاوم است. اسرائیل با دنبال کردن چنین رویهای میخواهد این پیام را به جامعهی مقاوم مخابره کند که میان مرگ تدریجی و مرگ دفعی و یا زندگی نباتیِ منفعلانه و زندگی مقاومِ پویا یکی را برگزیند. گزینهی سومی در کار نیست.
اسرائیلیها با نابودی غزه و فعال کردن ماشین نسلکشی، در حقیقت تنبیه دستجمعی جامعهی مقاوم و در نقطهی نهایی خلق تقابل میان جامعهی مقاوم و سازمان مقاومت را دنبال میکنند.
در این میان تقریبا هیچ مانعی نیز فراروی خود نمیبینند. از برتری تکنولوژیک تا حمایتهای نظامی و سیاسی و اقتصادی قدرتهای غربی و انفعال و بزدلی سران کشورهای عربی و بلکه همراهی برخیشان، همگی این رژیم را بر سوخترسانی بیشتر به ماشین کشتار دستجمعی تشویق میکند.
✳️ در چنین شرایطی به نظر میرسد سازمان مقاومت میبایست دو اقدام اساسی را مدنظر داشته باشد.
1⃣ نخست امیدافزایی و دادن افقی امیدوارکننده به توده در خصوص نقطهی نهایی نبرد و امکان بازگشت به زندگی عادی در فردای جنگ.
2⃣ دوم پرهیز از سازمانی کردن مطلق امر نهضت و مقاومت.
✳️مادام که جامعهی مقاوم احساس میکند بخشی از امر مقاومت و شریک حقیقی تصمیمات و پیروزیهای آن است، بر دشواری ویرانیها و سختی هزینهها نیز صبر خواهد کرد.
سازمانیکردن مطلق نهضت، در نهایت به جامعهزدایی از امر مقاومت خواهد انجامید. به دور شدن سازمان مقاومت از جامعهی مقاومت و بالعکس.
این دو سیاست تا اندازهی زیادی میتواند در خنثی کردن دکترین اسرائیلیها برای جامعهزدایی از امر مقاومت موثر باشد.
✅ تجربهی حزبالله در بازسازیهای پس از جنگ ۳۳ روزهی سال ۲۰۰۶ نمونهی موفقی از اقدام نخست است. این روزها که در لبنان حجم بمبارانهای رژیم اسرائیل شدت یافته و گاه مربعهای مسکونی در روستاها و شهرکهای مرزی منهدم میشوند به کرات از صاحبان منازل میشنویم که فدای سر مقاومت. خانههایمان را دوباره خواهیم ساخت. این مردم میدانند که مقاومت صرفا هزینهساز نیست و در فردای جنگ تنهایشان نخواهد گذاشت. کما آنکه در ۲۰۰۶ نگذاشت.
https://news.1rj.ru/str/Monbathat/2213
https://irannewspaper.ir/8356/1/77502
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
✍ هادی معصومی زارع
❇️ شاید برای بسیاری از ما حجم ویرانیها و کشتارهای صورتگرفته در غزه از سوی رژیم اسرائیل در این دوماهواندی بهتآور برسد و آن را تقلایی کورکورانه و یا تلاشی برای انتقام بدانیم. اینها همه درست است اما وافی نیست.
✳️ تجربهی بیش از هشت دهه مبارزه با اسرائیلیها نشان میدهد که چنین اقداماتی تبدیل به یک رویهی ثابت شده است و نه بار اول است که اتفاق میافتد و نه بار آخر خواهد بود. تفاوت تنها در بازتابدهندگی حجم جنایات از سوی رسانههای اجتماعی در جنگ اخیر است.
واقعیت آن است که از ابتدای تشکیل دولت جعلی اسرائیل، صهیونیستها با همراهی حامیان غربیشان و با هدف ممانعت از شکست نهایی خود، بیش از هر چیز بر سیاست جامعهزدایی از امر مقاومت تکیه زده اند.
❎ این سیاست که در واقع برآمده از ناتوانی رژیم در نابودی نهایی گروههای مقاومت و میراندن بذر ایستادگی در میان جوامع مقاوم است، بر سه رکن اساسی بنا شده است:
۱. هولوکاست معیشتی (از طریق وضع تحریمها و محاصرهی اقتصادی)
۲. نابودی زیرساختهای مدنی (با هدف غیرقابلِ سکونت کردن زیستبوم مقاومت)
۳. کشتار جمعی
۴. تهجیر و تبعید (با هدف تغییر دموگرافیک و غصب حداکثری خاکِ دیگری)
❇️ هدف غایی این سیاست، تنبیه جامعهی مقاوم است. اسرائیل با دنبال کردن چنین رویهای میخواهد این پیام را به جامعهی مقاوم مخابره کند که میان مرگ تدریجی و مرگ دفعی و یا زندگی نباتیِ منفعلانه و زندگی مقاومِ پویا یکی را برگزیند. گزینهی سومی در کار نیست.
اسرائیلیها با نابودی غزه و فعال کردن ماشین نسلکشی، در حقیقت تنبیه دستجمعی جامعهی مقاوم و در نقطهی نهایی خلق تقابل میان جامعهی مقاوم و سازمان مقاومت را دنبال میکنند.
در این میان تقریبا هیچ مانعی نیز فراروی خود نمیبینند. از برتری تکنولوژیک تا حمایتهای نظامی و سیاسی و اقتصادی قدرتهای غربی و انفعال و بزدلی سران کشورهای عربی و بلکه همراهی برخیشان، همگی این رژیم را بر سوخترسانی بیشتر به ماشین کشتار دستجمعی تشویق میکند.
✳️ در چنین شرایطی به نظر میرسد سازمان مقاومت میبایست دو اقدام اساسی را مدنظر داشته باشد.
1⃣ نخست امیدافزایی و دادن افقی امیدوارکننده به توده در خصوص نقطهی نهایی نبرد و امکان بازگشت به زندگی عادی در فردای جنگ.
2⃣ دوم پرهیز از سازمانی کردن مطلق امر نهضت و مقاومت.
✳️مادام که جامعهی مقاوم احساس میکند بخشی از امر مقاومت و شریک حقیقی تصمیمات و پیروزیهای آن است، بر دشواری ویرانیها و سختی هزینهها نیز صبر خواهد کرد.
سازمانیکردن مطلق نهضت، در نهایت به جامعهزدایی از امر مقاومت خواهد انجامید. به دور شدن سازمان مقاومت از جامعهی مقاومت و بالعکس.
این دو سیاست تا اندازهی زیادی میتواند در خنثی کردن دکترین اسرائیلیها برای جامعهزدایی از امر مقاومت موثر باشد.
✅ تجربهی حزبالله در بازسازیهای پس از جنگ ۳۳ روزهی سال ۲۰۰۶ نمونهی موفقی از اقدام نخست است. این روزها که در لبنان حجم بمبارانهای رژیم اسرائیل شدت یافته و گاه مربعهای مسکونی در روستاها و شهرکهای مرزی منهدم میشوند به کرات از صاحبان منازل میشنویم که فدای سر مقاومت. خانههایمان را دوباره خواهیم ساخت. این مردم میدانند که مقاومت صرفا هزینهساز نیست و در فردای جنگ تنهایشان نخواهد گذاشت. کما آنکه در ۲۰۰۶ نگذاشت.
https://news.1rj.ru/str/Monbathat/2213
https://irannewspaper.ir/8356/1/77502
🖌 کانال تلگرامی منبثات: پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
@Monbathat
Telegram
مُنبثّات | پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
💢 اسرائیل و جامعهزدایی از امر مقاومت
✍️ هادی معصومی زارع
کشتارها و ویرانیهایی این روزها در غزه و تا اندازهای در جنوب لبنان دنبال میشود، سیاست جامعهزدایی از امر مقاومت است.
❎ این سیاست بر چهار رکن اساسی بنا شده است:
۱. هولوکاست معیشتی (از طریق وضع…
✍️ هادی معصومی زارع
کشتارها و ویرانیهایی این روزها در غزه و تا اندازهای در جنوب لبنان دنبال میشود، سیاست جامعهزدایی از امر مقاومت است.
❎ این سیاست بر چهار رکن اساسی بنا شده است:
۱. هولوکاست معیشتی (از طریق وضع…
👍32❤3👏1👌1