MorphoSyntax
☰ 🧾 واژهگزینی | زیرتخصیصی ● مفهوم «زیرتخصیصی» که در حوزههای مختلف زبانشناسی و از جمله در صرف توزیعی در برابر اصطلاح «underspecification» بهکار میرود، اینگونه تعریف میشود: حذف برخی اطلاعات، مانند مشخصههای تمایزدهنده از بازنماییهای زیرساختی و تخصیص…
☰
🧾 واژهگزینی | با توجه به توضیحات پیوست، معادل «زیرتخصیصی» برای «underspecification»:
🧾 واژهگزینی | با توجه به توضیحات پیوست، معادل «زیرتخصیصی» برای «underspecification»:
Final Results
52%
۱. مناسب است.
48%
۲. مناسب نیست.
☰
🔡 آزفا | زیرتخصیصی مشخصهها در وند نفی فعل
○ در آموزش فارسی به غیر فارسیزبانان باید از سطح خط فراتر رفت و یادآور شد که فارسی سه پیشوند نفی فعل دارد. یکی /ni/ که منحصراً در کنار «است» و صورتهای تصریفی آن مینشیند و فعلهایی چون «نیستم»، «نیست» و «نیستند» را میسازد.
○ دو وند دیگر نفی فعل عبارتاند از /ne/ و /na/. از این دو، /ne/ به پیشوند استمراری «میــ» ملحق میشود و در فعلهایی مانند «نمیرود» و «نمیرفت» میآید. اما /na/ در محیطهای متنوعتری ظاهر میشود؛ از جمله این وند با فعل گذشتۀ ساده (نرفت)، حال و گذشتۀ کامل (نرفته است/ بود)، ساخت آینده (نخواهد رفت)، و حال التزامی (نرود) همراه میشود. مجموعۀ مشخصههای سه پیشوند نفی فعل را میتوان اینگونه نمایش داد:
►ni-: [Verbal Neg, # Ɂast]
►ne-: [Verbal Neg, + mi-]
►na-: [Verbal Neg]
○ وضعیتی که برای مشخصهٔ وند /na/ مشاهده میشود، همان مفهوم زیرتخصیصی مشخصههاست؛ یعنی کمترین مشخصۀ مورد نیاز به این واحد زبانی تخصیص یافته است. طبق مفهوم تقدم اصل خاص بر عام، هرجا که محیط فعل برای درج پیشوندهای خاص /ni/ و /ne/ مناسب باشد، یکی از این دو تکواژ دستوری ظاهر میشود. در غیر این صورت، پیشوند عام /na/ به فعل میپیوندد.
○ در روند آموزش فارسی میتوان بهجای تعیین محیطهای متنوع تظاهر پیشوند /na/، تصریح کرد که این تکواژ منفیساز فعل در هر جای دیگری که دو پیشوند دیگر امکان اتصال نداشته باشند، درج میشود و فعل منفی میسازد (در بازنماییهای بالا، «#» نشانگر مرز واژه است و «+» بر مرز تکواژ دلالت میکند؛ مجموعهٔ مشخصهها معمولاً در درون قلاب میآید).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ آیا تظاهر /ne/ در کنار پیشوند استمراری /mi/ دلیل آوایی دارد؟ هر پاسخی که به این پرسش میدهیم، باید توجه کنیم که در کنار فعل «میر» که با زنجیرۀ آوایی /mi/ آغاز میشود، پیشوند /na/ آشکار میشود و نه /ne/، مانند «نَمیرد».
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🔡 آزفا | زیرتخصیصی مشخصهها در وند نفی فعل
○ در آموزش فارسی به غیر فارسیزبانان باید از سطح خط فراتر رفت و یادآور شد که فارسی سه پیشوند نفی فعل دارد. یکی /ni/ که منحصراً در کنار «است» و صورتهای تصریفی آن مینشیند و فعلهایی چون «نیستم»، «نیست» و «نیستند» را میسازد.
○ دو وند دیگر نفی فعل عبارتاند از /ne/ و /na/. از این دو، /ne/ به پیشوند استمراری «میــ» ملحق میشود و در فعلهایی مانند «نمیرود» و «نمیرفت» میآید. اما /na/ در محیطهای متنوعتری ظاهر میشود؛ از جمله این وند با فعل گذشتۀ ساده (نرفت)، حال و گذشتۀ کامل (نرفته است/ بود)، ساخت آینده (نخواهد رفت)، و حال التزامی (نرود) همراه میشود. مجموعۀ مشخصههای سه پیشوند نفی فعل را میتوان اینگونه نمایش داد:
►ni-: [Verbal Neg, # Ɂast]
►ne-: [Verbal Neg, + mi-]
►na-: [Verbal Neg]
○ وضعیتی که برای مشخصهٔ وند /na/ مشاهده میشود، همان مفهوم زیرتخصیصی مشخصههاست؛ یعنی کمترین مشخصۀ مورد نیاز به این واحد زبانی تخصیص یافته است. طبق مفهوم تقدم اصل خاص بر عام، هرجا که محیط فعل برای درج پیشوندهای خاص /ni/ و /ne/ مناسب باشد، یکی از این دو تکواژ دستوری ظاهر میشود. در غیر این صورت، پیشوند عام /na/ به فعل میپیوندد.
○ در روند آموزش فارسی میتوان بهجای تعیین محیطهای متنوع تظاهر پیشوند /na/، تصریح کرد که این تکواژ منفیساز فعل در هر جای دیگری که دو پیشوند دیگر امکان اتصال نداشته باشند، درج میشود و فعل منفی میسازد (در بازنماییهای بالا، «#» نشانگر مرز واژه است و «+» بر مرز تکواژ دلالت میکند؛ مجموعهٔ مشخصهها معمولاً در درون قلاب میآید).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ آیا تظاهر /ne/ در کنار پیشوند استمراری /mi/ دلیل آوایی دارد؟ هر پاسخی که به این پرسش میدهیم، باید توجه کنیم که در کنار فعل «میر» که با زنجیرۀ آوایی /mi/ آغاز میشود، پیشوند /na/ آشکار میشود و نه /ne/، مانند «نَمیرد».
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍5❤4🥰2😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
💎 نحو | دست من نبود!
● مازندرانی، برخلاف فارسی و انگلیسی و بسیاری از زبانهای دیگر، میان «بودن» واژگانی (وجود داشتن) و دستوری (فعل ربطی) تمایز میگذارد و یک فعل را با دو صورت ساختواژی متفاوت بهکار میگیرد:
►(1).
ve sere daybiye.
s/he home was
= S/he was home.
►(2).
ve mariz biye.
s/he sick was
= S/he was sick.
● بر همین اساس، جملهای مانند «دست من نبود» که در فارسی با توجه به هویت دوگانهٔ «بودن»، میتواند خوانش ترکیبی یا اصطلاحی داشته باشد، در مازندرانی با دو صورت ساختواژی متفاوت از «بودن» تولید میشود. شواهد ۳ و ۴ فارسی را بهترتیب با نمونههای 5 و 6 مازندرانی مقایسه کنید:
◄(۳). کلید کجا بود؟ دست من نبود.
◄(۴). چرا کُشتیاش؟ دست من نبود.
►(5).
me dast danibiye.
my hand not-was
= It wasn't with me.
►(6).
me dast nayye.
my hand not-was
= It wasn't me.
● نکتهٔ اصلی: این موضوع جای بررسی دارد که در کدام زبانهای ایرانی، تمایز ساختواژی میان «بودن» واژگانی در برابر دستوری مشاهده شود و آیا مازندرانی این تمایز را در همهٔ بافتهای زبانی حفظ میکند.
@MorphoSyntax
💎 نحو | دست من نبود!
● مازندرانی، برخلاف فارسی و انگلیسی و بسیاری از زبانهای دیگر، میان «بودن» واژگانی (وجود داشتن) و دستوری (فعل ربطی) تمایز میگذارد و یک فعل را با دو صورت ساختواژی متفاوت بهکار میگیرد:
►(1).
ve sere daybiye.
s/he home was
= S/he was home.
►(2).
ve mariz biye.
s/he sick was
= S/he was sick.
● بر همین اساس، جملهای مانند «دست من نبود» که در فارسی با توجه به هویت دوگانهٔ «بودن»، میتواند خوانش ترکیبی یا اصطلاحی داشته باشد، در مازندرانی با دو صورت ساختواژی متفاوت از «بودن» تولید میشود. شواهد ۳ و ۴ فارسی را بهترتیب با نمونههای 5 و 6 مازندرانی مقایسه کنید:
◄(۳). کلید کجا بود؟ دست من نبود.
◄(۴). چرا کُشتیاش؟ دست من نبود.
►(5).
me dast danibiye.
my hand not-was
= It wasn't with me.
►(6).
me dast nayye.
my hand not-was
= It wasn't me.
● نکتهٔ اصلی: این موضوع جای بررسی دارد که در کدام زبانهای ایرانی، تمایز ساختواژی میان «بودن» واژگانی در برابر دستوری مشاهده شود و آیا مازندرانی این تمایز را در همهٔ بافتهای زبانی حفظ میکند.
@MorphoSyntax
👍12❤4
☰
🔝دیدار یاران دبستانی: متخصص «گوش و حلق و بینی»، گرایش راینولوژی، با متخصص «زبان»، گرایش مورفولوژی!
@MorphoSyntax
🔝دیدار یاران دبستانی: متخصص «گوش و حلق و بینی»، گرایش راینولوژی، با متخصص «زبان»، گرایش مورفولوژی!
@MorphoSyntax
😁19👌4😢2
MorphoSyntax
☰
💎 نحو | در کدام جمله، «پنجطبقه» هم به مقولۀ دستوری صفت تعلق دارد، هم نقش دستوری آن صفت است؟
💎 نحو | در کدام جمله، «پنجطبقه» هم به مقولۀ دستوری صفت تعلق دارد، هم نقش دستوری آن صفت است؟
☰
💎 نحو | مقوله و نقش
◄۱. ساختمان جدید شهرداری در این خیابان، پنجطبقه است.
● پنجطبقه: مقولهٔ صفت، نقش محمول اصلی (مسند)
◄۲. شهرداری ساختمان جدیدش را پنجطبقه ساخته است.
● پنجطبقه: مقولهٔ صفت، نقش محمول ثانویه (محمول پیامدی)
◄۳. ساختمان جدید پنجطبقهٔ شهرداری ساخته شده است.
● پنجطبقه: مقولهٔ صفت، نقش صفت (وابستهٔ پسین اسم)
◄۴. ساختمان جدید شهرداری پنجطبقه ساخته شده است.
● پنجطبقه: مقولهٔ صفت، نقش محمول ثانویه (محمول پیامدی)
@MorphoSyntax
💎 نحو | مقوله و نقش
◄۱. ساختمان جدید شهرداری در این خیابان، پنجطبقه است.
● پنجطبقه: مقولهٔ صفت، نقش محمول اصلی (مسند)
◄۲. شهرداری ساختمان جدیدش را پنجطبقه ساخته است.
● پنجطبقه: مقولهٔ صفت، نقش محمول ثانویه (محمول پیامدی)
◄۳. ساختمان جدید پنجطبقهٔ شهرداری ساخته شده است.
● پنجطبقه: مقولهٔ صفت، نقش صفت (وابستهٔ پسین اسم)
◄۴. ساختمان جدید شهرداری پنجطبقه ساخته شده است.
● پنجطبقه: مقولهٔ صفت، نقش محمول ثانویه (محمول پیامدی)
@MorphoSyntax
❤4👌3👍2
☰
📢 سخنرانی | در بزرگداشت مولانا
☫ دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران در بزرگداشت مولانا جلالالدین بلخی، و در نکوداشت یاد مفاخر دانشکده ــ بدیعالزمان فروزانفر و جلالالدین همایی ــ نشستی علمی با چهار سخنرانی برگزار میکند.
@MorphoSyntax
📢 سخنرانی | در بزرگداشت مولانا
☫ دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران در بزرگداشت مولانا جلالالدین بلخی، و در نکوداشت یاد مفاخر دانشکده ــ بدیعالزمان فروزانفر و جلالالدین همایی ــ نشستی علمی با چهار سخنرانی برگزار میکند.
@MorphoSyntax
👍8
☰
📝 ویرایش | مفعول، قید
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
►We will deny [Iran all paths to a nuclear weapon].
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
🖊در جملهٔ بالا، کل سازهٔ درون قلاب مفعول «deny» است؛ یعنی گروه حرفاضافهٔ «to a nuclear weapon» وابستهٔ «all paths» است، و نه فروقید جمله.
🖊در ترجمهٔ فارسی نیز همین ساختار حفظ شده و جایگاه رای مفعولی نشان میدهد که کل «تمام مسیرهای ایران به سمت سلاح هستهای» مفعول جمله است.
◄(۱) ما [تمام مسیرهای ایران به سمت سلاح هستهای را] مسدود خواهیم کرد.
🖊این سازه چنین ساخته شده است:
ــ [PP به سمت سلاح هستهای]
ــ [NP مسیرهای ایران [PP به سمت سلاح هستهای]]
ــ [DP تمام [NP مسیرهای ایران [PP به سمت سلاح هستهای]]]
🖊آیا میتوانیم با تغییر جایگاه «را»، سازهٔ «به سمت سلاح هستهای» را در نقش فروقید جمله بنشانیم و مانند جملهٔ ۲ در زیر، وابستگی آن را به مفعول «تمام مسیرهای ایران» لغو کنیم؟
◄(۲) ما [تمام مسیرهای ایران را] به سمت سلاح هستهای مسدود خواهیم کرد.
🖊بله، میتوانیم 👍 ــ خیر، نمیتوانیم 👎
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | مفعول، قید
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
►We will deny [Iran all paths to a nuclear weapon].
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
🖊در جملهٔ بالا، کل سازهٔ درون قلاب مفعول «deny» است؛ یعنی گروه حرفاضافهٔ «to a nuclear weapon» وابستهٔ «all paths» است، و نه فروقید جمله.
🖊در ترجمهٔ فارسی نیز همین ساختار حفظ شده و جایگاه رای مفعولی نشان میدهد که کل «تمام مسیرهای ایران به سمت سلاح هستهای» مفعول جمله است.
◄(۱) ما [تمام مسیرهای ایران به سمت سلاح هستهای را] مسدود خواهیم کرد.
🖊این سازه چنین ساخته شده است:
ــ [PP به سمت سلاح هستهای]
ــ [NP مسیرهای ایران [PP به سمت سلاح هستهای]]
ــ [DP تمام [NP مسیرهای ایران [PP به سمت سلاح هستهای]]]
🖊آیا میتوانیم با تغییر جایگاه «را»، سازهٔ «به سمت سلاح هستهای» را در نقش فروقید جمله بنشانیم و مانند جملهٔ ۲ در زیر، وابستگی آن را به مفعول «تمام مسیرهای ایران» لغو کنیم؟
◄(۲) ما [تمام مسیرهای ایران را] به سمت سلاح هستهای مسدود خواهیم کرد.
🖊بله، میتوانیم 👍 ــ خیر، نمیتوانیم 👎
@MorphoSyntax
👎13👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
👁🗨 دیدگاه | مهاجرت دوازدههزار عضو هیئت علمی در ده سال
✨ دکتر سعید سمنانیان (۱۳۳۵)، استاد پایهٔ ۴۶ گروه فیزیولوژی دانشگاه تربیت مدرس و مشاور وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در امور برنامهریزی است.
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | مهاجرت دوازدههزار عضو هیئت علمی در ده سال
✨ دکتر سعید سمنانیان (۱۳۳۵)، استاد پایهٔ ۴۶ گروه فیزیولوژی دانشگاه تربیت مدرس و مشاور وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در امور برنامهریزی است.
@MorphoSyntax
😢4🤔3
مستنطق.pdf
335.8 KB
☰
📖 داستان کوتاه | آنتون چخوف
▫️از مجموعهٔ آثار چخوف
▫️داستانها: ۱. دشمنان؛ ۲. مستنطق
▫️مترجم: سروژ استپانیان
▫️ناشر: انتشارات توس، تهران ۱۳۸۸ [ویراست دوم]
@MorphoSyntax
📖 داستان کوتاه | آنتون چخوف
▫️از مجموعهٔ آثار چخوف
▫️داستانها: ۱. دشمنان؛ ۲. مستنطق
▫️مترجم: سروژ استپانیان
▫️ناشر: انتشارات توس، تهران ۱۳۸۸ [ویراست دوم]
@MorphoSyntax
🥰5🙏2
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۳۷) 🖇 در متن ویدئوی پیوست، عنصر وابستهٔ «ــش» چند بار در نقش وند اشتقاقی بهکار رفته است و چند بار هویت تصریفی دارد؟ ۱. اشتقاقی: سه بار ــ تصریفی: سه بار ۲. اشتقاقی: دو بار ــ تصریفی: دو بار ۳. اشتقاقی: سه بار ــ تصریفی: دو بار ۴. اشتقاقی:…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۳۷)
🖇 در متن پیوست، ده تکواژ وابستۀ «ــش» بهکار رفته است.
۱. ازش: واژهبست مفعولی
۲. پدرش: واژهبست ملکی
۳. خوشش: واژهبست مضاعف ملکی
۴. گفتش: پسوند تصریفی، گونۀ آزاد صفر
۵. خواهش: پسوند اشتقاقی، اسم مصدرساز
۶. قطارش: پسوند تصریفی، مشخصساز
۷. ارزش: پسوند اشتقاقی، اسم مصدرساز
۸. بلیتش: واژهبست ملکی
۹. پیدایش: واژهبست مفعولی
۱۰. اجارهاش: واژهبست مضاعف ملکی
🖇 بنابراین، دو پسوند اشتقاقی «ــش» و دو پسوند تصریفی «ــش» در متن یافت میشود.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۳۷)
🖇 در متن پیوست، ده تکواژ وابستۀ «ــش» بهکار رفته است.
۱. ازش: واژهبست مفعولی
۲. پدرش: واژهبست ملکی
۳. خوشش: واژهبست مضاعف ملکی
۴. گفتش: پسوند تصریفی، گونۀ آزاد صفر
۵. خواهش: پسوند اشتقاقی، اسم مصدرساز
۶. قطارش: پسوند تصریفی، مشخصساز
۷. ارزش: پسوند اشتقاقی، اسم مصدرساز
۸. بلیتش: واژهبست ملکی
۹. پیدایش: واژهبست مفعولی
۱۰. اجارهاش: واژهبست مضاعف ملکی
🖇 بنابراین، دو پسوند اشتقاقی «ــش» و دو پسوند تصریفی «ــش» در متن یافت میشود.
@MorphoSyntax
🙏4❤2
☰
📝 ویرایش | مکانیزم کنترل قیمت!
★سخنگوی دولت: دولت مکانیزمهای متعددی را برای کنترل قیمت ارز و طلا بهکار میگیرد (۱۴۰۴.۷.۱۳).
● هر دو واژهٔ «مکانیزم» و «کنترل» برابرهای فارسی یا فارسیشدهٔ مناسبی دارند که میتوانند در چنین جملهای بهکار روند.
★سخنگوی دولت: دولت سازوکارهای گوناگونی را برای واپایش/مهار بهای ارز و زر بهکار میگیرد.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | مکانیزم کنترل قیمت!
★سخنگوی دولت: دولت مکانیزمهای متعددی را برای کنترل قیمت ارز و طلا بهکار میگیرد (۱۴۰۴.۷.۱۳).
● هر دو واژهٔ «مکانیزم» و «کنترل» برابرهای فارسی یا فارسیشدهٔ مناسبی دارند که میتوانند در چنین جملهای بهکار روند.
★سخنگوی دولت: دولت سازوکارهای گوناگونی را برای واپایش/مهار بهای ارز و زر بهکار میگیرد.
@MorphoSyntax
👌11❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🗓 پانزدهم مهر | زادروز سهراب سپهری
✍🏿 سهراب سپهری
🎼 روشنی، من، گل، آب
🎧 با صدای احمدرضا احمدی
@MorphoSyntax
🗓 پانزدهم مهر | زادروز سهراب سپهری
✍🏿 سهراب سپهری
🎼 روشنی، من، گل، آب
🎧 با صدای احمدرضا احمدی
@MorphoSyntax
❤10
MorphoSyntax
☰
💎 نحو | «باز هم داری درس نمیخونی؟»/ «یعنی تو داشتی جیبم رو نمیزدی؟!»/ «چند روزه دارم جلوی خودم رو نمیگیرم و همهچی میخورم.»/ «مدتیه که به گفتهٔ خودش داره هیچ چیزی رو از ما پنهون نمیکنه.» ارزیابیتان از این ساختهای منفی (و نمونههای مشابه) چیست؟
💎 نحو | «باز هم داری درس نمیخونی؟»/ «یعنی تو داشتی جیبم رو نمیزدی؟!»/ «چند روزه دارم جلوی خودم رو نمیگیرم و همهچی میخورم.»/ «مدتیه که به گفتهٔ خودش داره هیچ چیزی رو از ما پنهون نمیکنه.» ارزیابیتان از این ساختهای منفی (و نمونههای مشابه) چیست؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
💎 نحو | تغییر صرفینحوی
✿ ساخت مستمر که ظاهراً کمتر از صدوپنجاه سال پیشینهٔ نوشتاری در فارسی دارد و در گروه ساخت افعال پیاپی قرار میگیرد، با عرض پوزش از فرهیختگان، ادیبان و اصحاب قلم، رفتهرفته صورت منفی نیز پذیرفته و این خلأ تصریفی خود را جبران کرده است!
@MorphoSyntax
💎 نحو | تغییر صرفینحوی
✿ ساخت مستمر که ظاهراً کمتر از صدوپنجاه سال پیشینهٔ نوشتاری در فارسی دارد و در گروه ساخت افعال پیاپی قرار میگیرد، با عرض پوزش از فرهیختگان، ادیبان و اصحاب قلم، رفتهرفته صورت منفی نیز پذیرفته و این خلأ تصریفی خود را جبران کرده است!
@MorphoSyntax
👍7😁5👌2🤔1
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۳۸) 🛞 یک شرکت خودروسازی در پیشنویس اطلاعیۀ خود نوشت: «اگر کسانی که ثبتنام شدهاند، پیامکی از مرکز فروش دریافت نکردهاند، باید بار دیگر در سامانۀ خرید نامنویسی کنند.» 🛞 بااینهمه به پیشنهاد مشاور حقوقی شرکت، در نسخۀ نهایی اطلاعیه، زمان و…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۳۸)
🛞 زبان فارسی دو زمان دستوری حال/ گذشته و دو جهت دستوری معلوم/ مجهول دارد (صرفنظر از موضوع مناقشهبرانگیز جهت میانه).
🛞 «ثبتنام شدهاند» میزبان تصریف زمان حال و جهت مجهول است. اگر هر دو مشخصهٔ یادشده تغییر کنند، زمان باید به گذشته، و جهت به معلوم تبدیل شود: «ثبتنام کرده بودند».
🛞 با این تبدیل، دیگر مشخصههای دستوری این فعل، از جمله نمود (کامل)، وجه (اخباری) و شخصوشمار (سوم شخص جمع) ثابت مانده و تغییری نکردهاند.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۳۸)
🛞 زبان فارسی دو زمان دستوری حال/ گذشته و دو جهت دستوری معلوم/ مجهول دارد (صرفنظر از موضوع مناقشهبرانگیز جهت میانه).
🛞 «ثبتنام شدهاند» میزبان تصریف زمان حال و جهت مجهول است. اگر هر دو مشخصهٔ یادشده تغییر کنند، زمان باید به گذشته، و جهت به معلوم تبدیل شود: «ثبتنام کرده بودند».
🛞 با این تبدیل، دیگر مشخصههای دستوری این فعل، از جمله نمود (کامل)، وجه (اخباری) و شخصوشمار (سوم شخص جمع) ثابت مانده و تغییری نکردهاند.
@MorphoSyntax
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
👁🗨 دیدگاه | آدمیزاد از کی زبان به سخن گفتن گشود؟
▪️شواهد پیدایی زبان؛ از نمادپردازیهای باستانی و فرگشت مغز و توسعهٔ اندامهای گفتاری تا جهش ژن FOXP2 . . .
▪️در یوتیوب:
https://youtu.be/GgSW1NKCvCU?si=SCTqFnsjkEYH95Zg
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | آدمیزاد از کی زبان به سخن گفتن گشود؟
▪️شواهد پیدایی زبان؛ از نمادپردازیهای باستانی و فرگشت مغز و توسعهٔ اندامهای گفتاری تا جهش ژن FOXP2 . . .
▪️در یوتیوب:
https://youtu.be/GgSW1NKCvCU?si=SCTqFnsjkEYH95Zg
@MorphoSyntax
❤3👌2
☰
📝 ویرایش | ابهام در پسگذاری
◄نظریهٔ یادگیری هریسون فورد در واقع دنبالهٔ رهیافت شناختی بابی چارلتون است که در سال ۱۹۸۰ انقلابی در جراحی مغز دوزیستان پدید آورد.
✒️ بدون تکیه بر دانشتان دربارهٔ دوزیستان و تنها با توجه به جملهٔ بالا، میتوانید بگویید کدام رویکرد علمی، انقلابی در جراحی مغز دوزیستان پدید آورد؟ نظریهٔ یادگیری هریسون فورد یا رهیافت شناختی بابی چارلتون؟
✒️ وقتی میخواهیم در یک متن علمی بند موصولی را پسگذاری کنیم، باید مراقب باشیم خوانندهای را که دانش پیشزمینهای دربارهٔ موضوع بحث ندارد، سردرگم نسازیم.
✒️ بند موصولی نمونهٔ بالا که دستخوش پسگذاری شده، میتواند دو جایگاه زیربنایی داشته باشد و دو گروه اسمی متفاوت را توصیف کند. این نوع ابهام بهویژه در متنهایی که از انگلیسی ترجمه شدهاند، مشاهده میشود.
◄نظریهٔ یادگیری هریسون فورد [که در سال ۱۹۸۰ انقلابی در جراحی مغز دوزیستان پدید آورد] در واقع دنبالهٔ رهیافت شناختی بابی چارلتون است.
◄نظریهٔ یادگیری هریسون فورد در واقع دنبالهٔ رهیافت شناختی بابی چارلتون [که در سال ۱۹۸۰ انقلابی در جراحی مغز دوزیستان پدید آورد] است.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | ابهام در پسگذاری
◄نظریهٔ یادگیری هریسون فورد در واقع دنبالهٔ رهیافت شناختی بابی چارلتون است که در سال ۱۹۸۰ انقلابی در جراحی مغز دوزیستان پدید آورد.
✒️ بدون تکیه بر دانشتان دربارهٔ دوزیستان و تنها با توجه به جملهٔ بالا، میتوانید بگویید کدام رویکرد علمی، انقلابی در جراحی مغز دوزیستان پدید آورد؟ نظریهٔ یادگیری هریسون فورد یا رهیافت شناختی بابی چارلتون؟
✒️ وقتی میخواهیم در یک متن علمی بند موصولی را پسگذاری کنیم، باید مراقب باشیم خوانندهای را که دانش پیشزمینهای دربارهٔ موضوع بحث ندارد، سردرگم نسازیم.
✒️ بند موصولی نمونهٔ بالا که دستخوش پسگذاری شده، میتواند دو جایگاه زیربنایی داشته باشد و دو گروه اسمی متفاوت را توصیف کند. این نوع ابهام بهویژه در متنهایی که از انگلیسی ترجمه شدهاند، مشاهده میشود.
◄نظریهٔ یادگیری هریسون فورد [که در سال ۱۹۸۰ انقلابی در جراحی مغز دوزیستان پدید آورد] در واقع دنبالهٔ رهیافت شناختی بابی چارلتون است.
◄نظریهٔ یادگیری هریسون فورد در واقع دنبالهٔ رهیافت شناختی بابی چارلتون [که در سال ۱۹۸۰ انقلابی در جراحی مغز دوزیستان پدید آورد] است.
@MorphoSyntax
👍4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
👁🗨 دیدگاه | تغییر پارادایم
★تغییر یا جابهجایی پارادایم به تحول بنیادین در الگوهای اندیشیدن گفته میشود که در نهایت، مبانی خرد و کلان یک دیدگاه را متحول میکند. از این منظر، انقلاب چامسکیایی در زبانشناسی، با انتشار کتاب ساختهای نحوی (۱۹۵۷)، نقطهٔ عطفی در تاریخ این علم بهشمار میآید که پارادایم رفتارگرایانه و توصیفی پیشین را به سوی خردگرایی دگرگون کرد. نوآم چامسکی با طرح نظریهٔ زبانشناسی زایشی، تمرکز پژوهش را از مشاهدهٔ گفتار به بررسی ساختارهای ذهنی و شناختی زبان منتقل ساخت و استدلال کرد که توانایی زبانی، ذاتی و جهانشمول است و آدمیان در بدو تولد، مجهز به دستوری جهانیاند که پایهٔ یادگیری همهٔ زبانها را تشکیل میدهد. این تغییر نگرش، زبانشناسی را از رهیافتی توصیفی به علمی تبیینی و شناختی بدل کرد و آن را به روانشناسی و علوم شناختی پیوند زد، بهگونهای که مطالعهٔ زبان، با تکیه بر بررسی دادههای تجربی، بر شناخت سازوکارهای ذهن انسان متمرکز شد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 روزگار زبانشناسان، پیش از انقلاب چامسکیایی و ظهور دستور زایشی . . .
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | تغییر پارادایم
★تغییر یا جابهجایی پارادایم به تحول بنیادین در الگوهای اندیشیدن گفته میشود که در نهایت، مبانی خرد و کلان یک دیدگاه را متحول میکند. از این منظر، انقلاب چامسکیایی در زبانشناسی، با انتشار کتاب ساختهای نحوی (۱۹۵۷)، نقطهٔ عطفی در تاریخ این علم بهشمار میآید که پارادایم رفتارگرایانه و توصیفی پیشین را به سوی خردگرایی دگرگون کرد. نوآم چامسکی با طرح نظریهٔ زبانشناسی زایشی، تمرکز پژوهش را از مشاهدهٔ گفتار به بررسی ساختارهای ذهنی و شناختی زبان منتقل ساخت و استدلال کرد که توانایی زبانی، ذاتی و جهانشمول است و آدمیان در بدو تولد، مجهز به دستوری جهانیاند که پایهٔ یادگیری همهٔ زبانها را تشکیل میدهد. این تغییر نگرش، زبانشناسی را از رهیافتی توصیفی به علمی تبیینی و شناختی بدل کرد و آن را به روانشناسی و علوم شناختی پیوند زد، بهگونهای که مطالعهٔ زبان، با تکیه بر بررسی دادههای تجربی، بر شناخت سازوکارهای ذهن انسان متمرکز شد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 روزگار زبانشناسان، پیش از انقلاب چامسکیایی و ظهور دستور زایشی . . .
@MorphoSyntax
👍5❤3👌3🤔1
☰
💎 نحو | نحو تطبیقی
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
Haegeman (1994: 67):
►1. Maigret believes [that the driver is innocent].
►2. Maigret believes [the driver to be innocent].
►3. Maigret believes [the driver innocent].
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
● فعل «believe» در نمونههای بالا، سه نوع مفعول (موضوع درونی) متفاوت پذیرفته است. مفعول این فعل در نمونهٔ اول، یک بند پیروِ خودایستاست که مشخصههای دستوری زمان و شخصوشمار دارد. در نمونهٔ دوم، مفعولِ فعل یادشده، یک بند ناخودایستاست و صورت «be» هیچیک از دو مشخصهٔ زمان و شخصوشمار را ندارد. در نمونهٔ سوم بند وابسته هیچ فعلی ندارد و صرفاً رابطهای فاعلی ــ محمولی را بازتاب میدهد.
● اصحاب دستور زایشی، حَفِظَهُمُ اللَّهُ، سازهٔ درون قلاب را در نمونهٔ اول بند متمم میخوانند؛ نمونهٔ دوم را بند حالتنمایی ناروال مینامند؛ و به نمونهٔ سوم خردهبند میگویند. میدانیم که از سه الگوی ساختاری بالا، دستکم دو الگوی آن در فارسی یافت میشود: نمونهٔ اول و سوم.
◄۴. مینا میداند [که راننده بیتقصیر است].
◄۵. مینا [راننده را بیتقصیر] میداند.
● اما آیا نمونهٔ دوم ــ یعنی بند حالتنمایی ناروال ــ نیز در فارسی تولید میشود؟ آیا ساختار جملهٔ «۶» فارسی را میتوان همانند نمونهٔ «2» در انگلیسی دانست یا سازهٔ درون قلاب را صرفاً باید یک گروه اسمی تلقی کرد که بهشکل مصدر آشکار شده است؟ برپایهٔ فرض دوم، آیا جملهٔ «۶» ساختار سادهای همچون جملهٔ «۷» دارد؟
◄۶. مینا [بیتقصیر بودن راننده را] میداند.
◄۷. مینا [حقیقت را] میداند.
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
✔️Exceptional Case-Marking (ECM) =
حالتنمایی ناروال/ استثنایی
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
@MorphoSyntax
💎 نحو | نحو تطبیقی
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
Haegeman (1994: 67):
►1. Maigret believes [that the driver is innocent].
►2. Maigret believes [the driver to be innocent].
►3. Maigret believes [the driver innocent].
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
● فعل «believe» در نمونههای بالا، سه نوع مفعول (موضوع درونی) متفاوت پذیرفته است. مفعول این فعل در نمونهٔ اول، یک بند پیروِ خودایستاست که مشخصههای دستوری زمان و شخصوشمار دارد. در نمونهٔ دوم، مفعولِ فعل یادشده، یک بند ناخودایستاست و صورت «be» هیچیک از دو مشخصهٔ زمان و شخصوشمار را ندارد. در نمونهٔ سوم بند وابسته هیچ فعلی ندارد و صرفاً رابطهای فاعلی ــ محمولی را بازتاب میدهد.
● اصحاب دستور زایشی، حَفِظَهُمُ اللَّهُ، سازهٔ درون قلاب را در نمونهٔ اول بند متمم میخوانند؛ نمونهٔ دوم را بند حالتنمایی ناروال مینامند؛ و به نمونهٔ سوم خردهبند میگویند. میدانیم که از سه الگوی ساختاری بالا، دستکم دو الگوی آن در فارسی یافت میشود: نمونهٔ اول و سوم.
◄۴. مینا میداند [که راننده بیتقصیر است].
◄۵. مینا [راننده را بیتقصیر] میداند.
● اما آیا نمونهٔ دوم ــ یعنی بند حالتنمایی ناروال ــ نیز در فارسی تولید میشود؟ آیا ساختار جملهٔ «۶» فارسی را میتوان همانند نمونهٔ «2» در انگلیسی دانست یا سازهٔ درون قلاب را صرفاً باید یک گروه اسمی تلقی کرد که بهشکل مصدر آشکار شده است؟ برپایهٔ فرض دوم، آیا جملهٔ «۶» ساختار سادهای همچون جملهٔ «۷» دارد؟
◄۶. مینا [بیتقصیر بودن راننده را] میداند.
◄۷. مینا [حقیقت را] میداند.
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
✔️Exceptional Case-Marking (ECM) =
حالتنمایی ناروال/ استثنایی
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
@MorphoSyntax
❤4✍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🌐 ریشهشناسی | واژهٔ ایران و آریایی
✨ دکتر علیاشرف صادقی، استاد زبانشناسی دانشگاه تهران و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
@MorphoSyntax
🌐 ریشهشناسی | واژهٔ ایران و آریایی
✨ دکتر علیاشرف صادقی، استاد زبانشناسی دانشگاه تهران و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
@MorphoSyntax
❤9🥰2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
🎤 گفتگو | بازتاب واژههای فرهنگستان در جامعه
● گفتگوی دکتر احمدرضا قائممقامی، مدیر گروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران با سیادت ــ سیمای اینترنتی دانشگاه تهران ــ دربارهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و فرایند واژهسازی.
@MorphoSyntax
🎤 گفتگو | بازتاب واژههای فرهنگستان در جامعه
● گفتگوی دکتر احمدرضا قائممقامی، مدیر گروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران با سیادت ــ سیمای اینترنتی دانشگاه تهران ــ دربارهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و فرایند واژهسازی.
@MorphoSyntax
👍6