MorphoSyntax
☰
🧊 ساختواژه | «بگو تا چون تو هرگز نازنینی/ کجا جستهست زینسان همنشینی (خسرونامهٔ عطار)». آخرین واژهٔ این بیت:
🧊 ساختواژه | «بگو تا چون تو هرگز نازنینی/ کجا جستهست زینسان همنشینی (خسرونامهٔ عطار)». آخرین واژهٔ این بیت:
☰
🧊 ساختواژه | ترکیب یا اشتقاق؟
□ احتمالاً همگان همسخناند که «شبنشین» و «اعیاننشین» مرکبهای ثانویهاند و بهترتیب از قید «شب»/ فاعل «اعیان»، و محمول «نشین» ساخته شدهاند. اما «همنشین» چطور؟ این واژه را باید در گروه ترکیبات زبان فارسی قرار داد یا در شمار واژههای مشتق آورد؟ به سخن دیگر، «همــ» در «همنشین» جزء واژگانی است یا پیشوند اشتقاقی؟
□ اگر به سنت ساختواژی زبان فارسی بازگردیم، «همــ» را در میان فهرست پیشوندهای این زبان و در کنار «باــ» و «بیــ» و «ناــ» مییابیم (از جمله نک: سامعی و تفسیری ۱۳۹۳) و از این دیدگاه، ناگزیریم «همنشین» را واژهٔ مشتقی بدانیم که از الحاق یک پیشوند به ریشهٔ فعل ساخته شده است. با الگویی مشابه، «نارس» نیز واژهای مشتق است و از پیوستن پیشوند «ناــ» به ریشهٔ «رس» شکل گرفته است.
□ اما آیا واقعاً «همــ» هویت همگونی با پیشوندهای پیشگفته دارد؟ بهنظر میرسد که پاسخ این پرسش منفی است و اگر نخواهیم تعمیم بیدروپیکر بدهیم، «همــ» دستکم در مجموعهای از واژههای مورد بحث، جزء واژگانی است و ساختواژهٔ حاصل را باید واژهٔ مرکب دانست. بهسخن دیگر، در «همنشین» و واژههای همسان، «همــ» از جنس سازه (XP) است، نه هسته (X).
□ در واژهای مانند «همپوشانی»، جزء «همــ» حامل نقش معنایی است و در مقام موضوع درونی/ مفعولِ محمول سببی «پوشاندن» آشکار شده است. «همــ» در «همنشین» موضوع درونی «با»ی ناملفوظ است و کل گروه حرفاضافهٔ «با همــ» وابستهٔ محمول «نشستن» بهشمار میرود. «همگرا» نیز الگوی ساختواژی مشابهی دارد (جز آنکه «گرا» موضوع درونی میخواهد). عنصری که در جایگاه موضوع یا ادات یا بهطور کلی، قمر یک محمول مینشیند، هرگز نمیتواند وند تلقی شود و هستهٔ یک فرافکن نقشنما را اشغال کند.
□ بدین ترتیب، «همــ» در «همنشین» یک جزء واژگانی است (نه عنصر وندی)، و لاجرم این واژه را که از محمول و وابستهاش تشکیل شده، باید واژهٔ مرکب دانست و در طبقهٔ ترکیبهای ثانویه قرار داد. نکتهٔ مهم آنکه ترکیبهای ثانویه لزومأ از ریشهٔ فعل ساخته نشدهاند و محمول میتواند به دیگر مقولههای دستوری و از جمله اسم هم تعلق داشته باشد. از این منظر، «همسفر» و دیگر الگوهای ساختواژی مشابه، نهتنها واژهٔ مرکباند، بلکه در دارودستهٔ ترکیبهای ثانویه میگنجند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 در مصراع «کجا جستهست زینسان همنشینی»، پسوند «ــی» در «همنشینی» تکواژ سازندهٔ حاصل مصدر نیست و عنصر اشتقاقی تلقی نمیشود. اگر «همــ» را پیشوند بدانیم، «همنشینی» واژهٔ مشتق است و اگر مانند تحلیل بالا، آن را جزء واژگانی درنظر بگیریم، «همنشینی» واژهٔ مرکب است. بنابراین، با هیچ رویکردی، «همنشینی» مشتقمرکب نیست. برای نگاهی عالمانه به پیشینهٔ تاریخی «همــ»، بنگرید به این یادداشت دکتر قائممقامی، استاد فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ «همنشینی» در شعر زیر از جناب حافظ واژهٔ مشتقمرکب است و از جزء واژگانی «همــ»، محمول «نشین»، و تکواژ حاصل مصدر «ــی» ساخته شده که این آخری، پسوند اشتقاقی است:
چـه گردها که برانگیختی ز هستی من
مباد خــسته ســمندت که تـیز میرانی
بـه همنشینــی رنــدان ســری فــرود آور
که گنجهاست در این بیسری و سامانی
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | ترکیب یا اشتقاق؟
□ احتمالاً همگان همسخناند که «شبنشین» و «اعیاننشین» مرکبهای ثانویهاند و بهترتیب از قید «شب»/ فاعل «اعیان»، و محمول «نشین» ساخته شدهاند. اما «همنشین» چطور؟ این واژه را باید در گروه ترکیبات زبان فارسی قرار داد یا در شمار واژههای مشتق آورد؟ به سخن دیگر، «همــ» در «همنشین» جزء واژگانی است یا پیشوند اشتقاقی؟
□ اگر به سنت ساختواژی زبان فارسی بازگردیم، «همــ» را در میان فهرست پیشوندهای این زبان و در کنار «باــ» و «بیــ» و «ناــ» مییابیم (از جمله نک: سامعی و تفسیری ۱۳۹۳) و از این دیدگاه، ناگزیریم «همنشین» را واژهٔ مشتقی بدانیم که از الحاق یک پیشوند به ریشهٔ فعل ساخته شده است. با الگویی مشابه، «نارس» نیز واژهای مشتق است و از پیوستن پیشوند «ناــ» به ریشهٔ «رس» شکل گرفته است.
□ اما آیا واقعاً «همــ» هویت همگونی با پیشوندهای پیشگفته دارد؟ بهنظر میرسد که پاسخ این پرسش منفی است و اگر نخواهیم تعمیم بیدروپیکر بدهیم، «همــ» دستکم در مجموعهای از واژههای مورد بحث، جزء واژگانی است و ساختواژهٔ حاصل را باید واژهٔ مرکب دانست. بهسخن دیگر، در «همنشین» و واژههای همسان، «همــ» از جنس سازه (XP) است، نه هسته (X).
□ در واژهای مانند «همپوشانی»، جزء «همــ» حامل نقش معنایی است و در مقام موضوع درونی/ مفعولِ محمول سببی «پوشاندن» آشکار شده است. «همــ» در «همنشین» موضوع درونی «با»ی ناملفوظ است و کل گروه حرفاضافهٔ «با همــ» وابستهٔ محمول «نشستن» بهشمار میرود. «همگرا» نیز الگوی ساختواژی مشابهی دارد (جز آنکه «گرا» موضوع درونی میخواهد). عنصری که در جایگاه موضوع یا ادات یا بهطور کلی، قمر یک محمول مینشیند، هرگز نمیتواند وند تلقی شود و هستهٔ یک فرافکن نقشنما را اشغال کند.
□ بدین ترتیب، «همــ» در «همنشین» یک جزء واژگانی است (نه عنصر وندی)، و لاجرم این واژه را که از محمول و وابستهاش تشکیل شده، باید واژهٔ مرکب دانست و در طبقهٔ ترکیبهای ثانویه قرار داد. نکتهٔ مهم آنکه ترکیبهای ثانویه لزومأ از ریشهٔ فعل ساخته نشدهاند و محمول میتواند به دیگر مقولههای دستوری و از جمله اسم هم تعلق داشته باشد. از این منظر، «همسفر» و دیگر الگوهای ساختواژی مشابه، نهتنها واژهٔ مرکباند، بلکه در دارودستهٔ ترکیبهای ثانویه میگنجند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 در مصراع «کجا جستهست زینسان همنشینی»، پسوند «ــی» در «همنشینی» تکواژ سازندهٔ حاصل مصدر نیست و عنصر اشتقاقی تلقی نمیشود. اگر «همــ» را پیشوند بدانیم، «همنشینی» واژهٔ مشتق است و اگر مانند تحلیل بالا، آن را جزء واژگانی درنظر بگیریم، «همنشینی» واژهٔ مرکب است. بنابراین، با هیچ رویکردی، «همنشینی» مشتقمرکب نیست. برای نگاهی عالمانه به پیشینهٔ تاریخی «همــ»، بنگرید به این یادداشت دکتر قائممقامی، استاد فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ «همنشینی» در شعر زیر از جناب حافظ واژهٔ مشتقمرکب است و از جزء واژگانی «همــ»، محمول «نشین»، و تکواژ حاصل مصدر «ــی» ساخته شده که این آخری، پسوند اشتقاقی است:
چـه گردها که برانگیختی ز هستی من
مباد خــسته ســمندت که تـیز میرانی
بـه همنشینــی رنــدان ســری فــرود آور
که گنجهاست در این بیسری و سامانی
@MorphoSyntax
🙏3👍2❤1
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۳۹) 🛬 وقتی آقاسعید نوشیدنیاش را سرکشید، با لبخندی از رضایت، پشت جلد کتاب «آموزش ادبیات عامه به غیرفارسیزبانان» را به مسافر کناری نشان داد و درحالیکه بر روی اسم خودش، بهعنوان مؤلف اثر، انگشت گذاشته بود، گفت: «قصد داریم با آموزش و ترویج یه…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۳۹)
🛬 برای جداسازی مسیرهای هوایی، هواپیماهای تجاری در پرواز به شرق، در ارتفاعاتی با اعداد فرد پرواز میکنند (و در پرواز به غرب، در ارتفاعات زوج). ظاهراً آقاسعید، برای آموزش ادبیات عامه به غیرفارسیزبانان، رهسپار چین بوده است.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۳۹)
🛬 برای جداسازی مسیرهای هوایی، هواپیماهای تجاری در پرواز به شرق، در ارتفاعاتی با اعداد فرد پرواز میکنند (و در پرواز به غرب، در ارتفاعات زوج). ظاهراً آقاسعید، برای آموزش ادبیات عامه به غیرفارسیزبانان، رهسپار چین بوده است.
@MorphoSyntax
😁3🤩2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🧊 ساختواژه | رد دادن: کاهش ظرفیت + گسترش معنایی
▪️چنانکه میدانیم، فهرست باز زبان پیوسته دستخوش تغییر میشود و اعضای این مجموعه گذشته از آنکه کم و زیاد میشوند، فرایندهای گسترش معنایی، تحدید معنایی و وارونگی معنایی را نیز از سر میگذرانند یا حتی در مشخصههای صرفینحوی خود دست میبرند.
▪️مثلاً، مصدر متعدی «رد دادن» در فرهنگ بزرگ سخن (۱۳۸۱) به معنای «رها کردن کاری یا چیزی» ضبط شده است؛ اما با گذشت اندکی بیش از دو دهه از انتشار این اثر گرانسنگ، «رد دادن» افزونبر کاهش ظرفیت، مفهوم تازهای نیز یافته که حتی معنای پیشین این فعل مرکب را در سایهٔ خود قرار داده است.
▪️تدوین تعریف دقیق فعل لازم ــ احتمالاً نامفعولی ــ «رد دادن» (نزدیک به معنای «روانپریش شدن، از عقل تهی شدن»)، از عهدهٔ فرهنگنویسان حاذق برمیآید؛ اما مصداق آن را گویا میتوان با اندکی جستجو در عالم سیاست یافت؛ مانند آنچه رئیسجمهور امریکا و معاونش، با انتشار فیلم و تصویر پیوست ضمانت کردهاند!
✍🏿 فعل نامفعولی (unaccusative)، فعلی است که نهاد آن کنشگر نیست:
◄ بیمار ترسید.
◄ بیمار تـب کـرد.
◄بیمار آمـــپول زد.
◄بیمار بیهوش شد.
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | رد دادن: کاهش ظرفیت + گسترش معنایی
▪️چنانکه میدانیم، فهرست باز زبان پیوسته دستخوش تغییر میشود و اعضای این مجموعه گذشته از آنکه کم و زیاد میشوند، فرایندهای گسترش معنایی، تحدید معنایی و وارونگی معنایی را نیز از سر میگذرانند یا حتی در مشخصههای صرفینحوی خود دست میبرند.
▪️مثلاً، مصدر متعدی «رد دادن» در فرهنگ بزرگ سخن (۱۳۸۱) به معنای «رها کردن کاری یا چیزی» ضبط شده است؛ اما با گذشت اندکی بیش از دو دهه از انتشار این اثر گرانسنگ، «رد دادن» افزونبر کاهش ظرفیت، مفهوم تازهای نیز یافته که حتی معنای پیشین این فعل مرکب را در سایهٔ خود قرار داده است.
▪️تدوین تعریف دقیق فعل لازم ــ احتمالاً نامفعولی ــ «رد دادن» (نزدیک به معنای «روانپریش شدن، از عقل تهی شدن»)، از عهدهٔ فرهنگنویسان حاذق برمیآید؛ اما مصداق آن را گویا میتوان با اندکی جستجو در عالم سیاست یافت؛ مانند آنچه رئیسجمهور امریکا و معاونش، با انتشار فیلم و تصویر پیوست ضمانت کردهاند!
✍🏿 فعل نامفعولی (unaccusative)، فعلی است که نهاد آن کنشگر نیست:
◄ بیمار ترسید.
◄ بیمار تـب کـرد.
◄بیمار آمـــپول زد.
◄بیمار بیهوش شد.
@MorphoSyntax
👍6😁3
☰
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خــود دانی اگــر زیرک و عاقل باشـی
✧ در پاسخ به این پرسش که برای صرف و نحو واقعی به کدام آیین زبانشناسی بگراییم . . .
@MorphoSyntax
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خــود دانی اگــر زیرک و عاقل باشـی
✧ در پاسخ به این پرسش که برای صرف و نحو واقعی به کدام آیین زبانشناسی بگراییم . . .
@MorphoSyntax
❤15😁10💯3🥰2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
📢 خبر | یافتن بهترین مقالهها و برترین نشریات تخصصی
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
🔗https://news.1rj.ru/str/phdiran
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
✨ سپاس فراوان از سرکار خانم میرترابی
@MorphoSyntax
📢 خبر | یافتن بهترین مقالهها و برترین نشریات تخصصی
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
🔗https://news.1rj.ru/str/phdiran
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
✨ سپاس فراوان از سرکار خانم میرترابی
@MorphoSyntax
🙏5❤4🤩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی
که به دوستان یک دل سر دســـت برفشانی
دلم از تو چون برنجد؟ که به وهم در نگنجد
که جواب تلـــــــخ گویی تو بدین شکردهانی
نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو
که به تشـنگی بمـــــردم برِ آب زندگانی
غم دل به کس نگویم که بگفت رنگ رویم
تو به صــورتم نگه کــن که ســرایرم بدانی
عــجبت نیایــد از من ســـــخنان ســوزناکم
عجب است اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی؟
دل عــــــارفان ببردنــــــد و قــــــرار پارسایان
همه شاهدان به صورت تو به صورت و معانی
نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
هـــــمه بر سـر زبانند و تو در میان جــــانی
اگرت به هر که دنیا بدهند حیف باشد
و گرت به هر چه عقبی بخرند رایگانی
تو نظیر من ببینی و بـــدیل من بگــــیری
عوض تو من نیابم که به هیچکس نمانی
نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم
که هـــــــنوز پیش ذکـــرت خـجلم ز بیزبانی
مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم
خبرش بگو که جانت بـــدهم به مژدگانی
دل دردمند ســــعدی ز محبت تو خون شد
نه به وصل میرسانی نه به قتل میرهانی
@MorphoSyntax
نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی
که به دوستان یک دل سر دســـت برفشانی
دلم از تو چون برنجد؟ که به وهم در نگنجد
که جواب تلـــــــخ گویی تو بدین شکردهانی
نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو
که به تشـنگی بمـــــردم برِ آب زندگانی
غم دل به کس نگویم که بگفت رنگ رویم
تو به صــورتم نگه کــن که ســرایرم بدانی
عــجبت نیایــد از من ســـــخنان ســوزناکم
عجب است اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی؟
دل عــــــارفان ببردنــــــد و قــــــرار پارسایان
همه شاهدان به صورت تو به صورت و معانی
نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
هـــــمه بر سـر زبانند و تو در میان جــــانی
اگرت به هر که دنیا بدهند حیف باشد
و گرت به هر چه عقبی بخرند رایگانی
تو نظیر من ببینی و بـــدیل من بگــــیری
عوض تو من نیابم که به هیچکس نمانی
نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم
که هـــــــنوز پیش ذکـــرت خـجلم ز بیزبانی
مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم
خبرش بگو که جانت بـــدهم به مژدگانی
دل دردمند ســــعدی ز محبت تو خون شد
نه به وصل میرسانی نه به قتل میرهانی
@MorphoSyntax
❤10
☰
📢 خبر | حلقهٔ «فیلم»
🎞 انجمن اسلامی دانشجویان دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار میکند:
○ تماشا و نقد فیلمهای منتخب تاریخ سینمای ایران؛ سهشنبهها، ساعت ۱۵
○ دانشگاه تهران - دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی - طبقهٔ همکف - دفتر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران؛ ورود برای همگان آزاد است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
○ برای گرفتن اطلاعات بیشتر به نامونشان زیر در تلگرام پیام دهید:
@AmirMahdi_Abbasi
@anjoman_eslami_adabiat
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📢 خبر | حلقهٔ «فیلم»
🎞 انجمن اسلامی دانشجویان دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار میکند:
○ تماشا و نقد فیلمهای منتخب تاریخ سینمای ایران؛ سهشنبهها، ساعت ۱۵
○ دانشگاه تهران - دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی - طبقهٔ همکف - دفتر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران؛ ورود برای همگان آزاد است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
○ برای گرفتن اطلاعات بیشتر به نامونشان زیر در تلگرام پیام دهید:
@AmirMahdi_Abbasi
@anjoman_eslami_adabiat
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
❤4👍2
☰
⚒ احتمالاً بعد از «نشست و خور و خواب با موبدان»، یکی از سهلترین کارها در کائنات، زبانشناس شدن یا دستکم پذیرش در رشتهٔ زبانشناسی است. مثلاً همین سال گذشتهٔ هجری خورشیدی بود که از میان نزدیک به ۷۰۰ ظرفیت اعلامی دانشگاههای دولتی برای کارشناسی ارشد زبانشناسی و گرایشهای وابسته، کمی بیش از ۵۰۰ متقاضی این رشته، قربة إلی الله، در آزمون سراسری شرکت جستند!
@MorphoSyntax
⚒ احتمالاً بعد از «نشست و خور و خواب با موبدان»، یکی از سهلترین کارها در کائنات، زبانشناس شدن یا دستکم پذیرش در رشتهٔ زبانشناسی است. مثلاً همین سال گذشتهٔ هجری خورشیدی بود که از میان نزدیک به ۷۰۰ ظرفیت اعلامی دانشگاههای دولتی برای کارشناسی ارشد زبانشناسی و گرایشهای وابسته، کمی بیش از ۵۰۰ متقاضی این رشته، قربة إلی الله، در آزمون سراسری شرکت جستند!
@MorphoSyntax
😁14🤔4
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۴۰) 🖥 مدیرعامل شرکت بعدازظهر آقاسعید را به اتاقش فراخواند و پرسید: «شما هم خبر داری که بعد از رفتن ما نگهبان شرکت گرفته بود خوابیده بود؟» آقاسعید که به برادر همسرش قول داده بود شغلی برایش دستوپا کند، تأکید کرد که: «بله، من هم شنیدهام . . .»…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۴۰)
🖥 زمان دستوری جملهٔ ۱ در زیر گذشته است. اگر فعلهای این جمله، زمان خود را به حال تغییر دهند و دیگر مشخصههای دستوری را ثابت نگه دارند، جملهٔ ۲ تولید میشود:
◄(۱). بعد از رفتن ما نگهبان شرکت گرفته بود خوابیده بود.
◄(۲). بعد از رفتن ما نگهبان شرکت گرفته (است) خوابیده (است).
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۴۰)
🖥 زمان دستوری جملهٔ ۱ در زیر گذشته است. اگر فعلهای این جمله، زمان خود را به حال تغییر دهند و دیگر مشخصههای دستوری را ثابت نگه دارند، جملهٔ ۲ تولید میشود:
◄(۱). بعد از رفتن ما نگهبان شرکت گرفته بود خوابیده بود.
◄(۲). بعد از رفتن ما نگهبان شرکت گرفته (است) خوابیده (است).
@MorphoSyntax
👍3❤2
☰
💎 نحو | نحو تطبیقی
● در فرایند کافت در انگلیسی، نه فعل کافته میتواند در بند درونه بیاید (1)، نه مرجع آن (2). هر دو جملهٔ زیر نادستوریاند:
►(1). *John stole the emeralds, and I think that Mary ------- the pearls.
►(2). *I think that John stole the emeralds, and Mary ------- the pearls.
● این ویژگی که از آن به «محدودیت نهی از درونهگیری» یاد میشود، بر فرایند کافت در برخی از زبانها و از جمله فارسی اثر نمیگذارد. در فارسی، هر دو بند مرجع و محذوف میتوانند در جایگاه جملۀ پیرو قرار بگیرند. مانند جملات پساپاتختی در زیر:
◄(۳). خالۀ بزرگش یک دست پارچولیوان به عروس داد، و فکر میکنم (که) عمهاش هم یک ساعت دیواری ـــــــــ .
◄(۴). فکر میکنم (که) خالۀ بزرگش یک دست پارچولیوان به عروس داد، و شنیدم (که) عمهاش هم یک ساعت دیواری ـــــــــ .
● در جملۀ (۳)، بند شامل سازۀ محذوف در مقام بند درونه آمده و در جملۀ (۴)، هر دو بند مرجع و محذوف در جایگاه بند درونه نشستهاند. گویا تفاوت در سطح همپایگی، عامل اصلی تمایز میان کافت در فارسی و انگلیسی است.
✔️No Embedding Constraint
@MorphoSyntax
💎 نحو | نحو تطبیقی
● در فرایند کافت در انگلیسی، نه فعل کافته میتواند در بند درونه بیاید (1)، نه مرجع آن (2). هر دو جملهٔ زیر نادستوریاند:
►(1). *John stole the emeralds, and I think that Mary ------- the pearls.
►(2). *I think that John stole the emeralds, and Mary ------- the pearls.
● این ویژگی که از آن به «محدودیت نهی از درونهگیری» یاد میشود، بر فرایند کافت در برخی از زبانها و از جمله فارسی اثر نمیگذارد. در فارسی، هر دو بند مرجع و محذوف میتوانند در جایگاه جملۀ پیرو قرار بگیرند. مانند جملات پساپاتختی در زیر:
◄(۳). خالۀ بزرگش یک دست پارچولیوان به عروس داد، و فکر میکنم (که) عمهاش هم یک ساعت دیواری ـــــــــ .
◄(۴). فکر میکنم (که) خالۀ بزرگش یک دست پارچولیوان به عروس داد، و شنیدم (که) عمهاش هم یک ساعت دیواری ـــــــــ .
● در جملۀ (۳)، بند شامل سازۀ محذوف در مقام بند درونه آمده و در جملۀ (۴)، هر دو بند مرجع و محذوف در جایگاه بند درونه نشستهاند. گویا تفاوت در سطح همپایگی، عامل اصلی تمایز میان کافت در فارسی و انگلیسی است.
✔️No Embedding Constraint
@MorphoSyntax
✍2❤2👍1
☰
🧊 ساختواژه | «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف/ مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی (جناب حافظ).» تکواژ وابستهٔ «ــی» در «بزرگی»:
🧊 ساختواژه | «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف/ مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی (جناب حافظ).» تکواژ وابستهٔ «ــی» در «بزرگی»:
Anonymous Quiz
62%
۱. پسوند اشتقاقی است.
20%
۲. پسوند تصریفی است.
6%
۳. واژهبست گروه اسم است.
13%
۴. واژهبست گروه صفت است.
☰
🚦دستور خط | اگر بخواهید با ناواژهٔ «فنامه» جملهٔ «. . . . . . . آیندهٔ جوانان را تهدید میکند» را چنان کامل کنید که معنای «فنامه بودن» از آن برآید، کدام صورت این واژه را بهکار میبرید؟
🚦دستور خط | اگر بخواهید با ناواژهٔ «فنامه» جملهٔ «. . . . . . . آیندهٔ جوانان را تهدید میکند» را چنان کامل کنید که معنای «فنامه بودن» از آن برآید، کدام صورت این واژه را بهکار میبرید؟
Final Results
8%
۱. فنامهای
1%
۲. فنامهیی
10%
۳. فنامهگی
81%
۴. فنامگی
🤔4❤2
2017 The Oxford Handbook of Ergativity.pdf
25.5 MB
☰
📗 کتاب | ساخت کنایی
▫️The Oxford Handbook of Ergativity (2017)
▫️By: Jessica Coon, Diane Massam, and Lisa Demena Travis
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 نسخهٔ پیدیاف این کتاب خارجی را میتوان از پایگاههای ایرانی خرید کتاب، و از جمله از سایت منسوب به راستهٔ کلمسانان، به بهای سیوپنجهزار تومان تهیه کرد!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📗 کتاب | ساخت کنایی
▫️The Oxford Handbook of Ergativity (2017)
▫️By: Jessica Coon, Diane Massam, and Lisa Demena Travis
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 نسخهٔ پیدیاف این کتاب خارجی را میتوان از پایگاههای ایرانی خرید کتاب، و از جمله از سایت منسوب به راستهٔ کلمسانان، به بهای سیوپنجهزار تومان تهیه کرد!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
❤7🙏4
MorphoSyntax
☰
🧊 ساختواژه | «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف/ مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی (جناب حافظ).» تکواژ وابستهٔ «ــی» در «بزرگی»:
🧊 ساختواژه | «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف/ مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی (جناب حافظ).» تکواژ وابستهٔ «ــی» در «بزرگی»:
☰
🧊 ساختواژه | وند حاصل مصدر «ــی»
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
مــگر اسباب بزرگــی هــمه آمـاده کـنی
🔺پسوند حاصل مصدر «ــی» از وندهای اشتقاقی فارسی است که با الحاق به پایه، اسم میسازد. «بزرگی»، بهمعنای «بزرگ بودن»، اسمی است که با پیوستن وند «ــی» به صفت «بزرگ» بهدست آمده است.
🔺چنانچه از «اسباب بزرگی»، مفهوم «یک اسباب بزرگ/ اسبابی بزرگ» برمیآمد، تکواژ دستوری «ــی» عنصر واژهساز/ اسمساز تلقی نمیشد و در دستهٔ وندهای اشتقاقی زبان فارسی نمیگنجید.
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | وند حاصل مصدر «ــی»
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
مــگر اسباب بزرگــی هــمه آمـاده کـنی
🔺پسوند حاصل مصدر «ــی» از وندهای اشتقاقی فارسی است که با الحاق به پایه، اسم میسازد. «بزرگی»، بهمعنای «بزرگ بودن»، اسمی است که با پیوستن وند «ــی» به صفت «بزرگ» بهدست آمده است.
🔺چنانچه از «اسباب بزرگی»، مفهوم «یک اسباب بزرگ/ اسبابی بزرگ» برمیآمد، تکواژ دستوری «ــی» عنصر واژهساز/ اسمساز تلقی نمیشد و در دستهٔ وندهای اشتقاقی زبان فارسی نمیگنجید.
@MorphoSyntax
👍4
MorphoSyntax
☰
🚦دستور خط | اگر بخواهید با ناواژهٔ «فنامه» جملهٔ «. . . . . . . آیندهٔ جوانان را تهدید میکند» را چنان کامل کنید که معنای «فنامه بودن» از آن برآید، کدام صورت این واژه را بهکار میبرید؟
🚦دستور خط | اگر بخواهید با ناواژهٔ «فنامه» جملهٔ «. . . . . . . آیندهٔ جوانان را تهدید میکند» را چنان کامل کنید که معنای «فنامه بودن» از آن برآید، کدام صورت این واژه را بهکار میبرید؟
☰
🧊 ساختواژه | وند حاصل مصدر «ــگی»
🔻وقتی فارسیزبانان بخواهند با الحاق پسوند «ــی» به واژهای که در واژگانشان ذخیره نشده و مختوم به های بیان حرکت است، حاصل مصدر/ اسم بسازند، آگاهانه یا ناخودآگاه از واژگونهٔ (allomorph) «ــگی» استفاده میکنند. در مورد ناواژهٔ «فنامه»، ۹۱ درصد از اهل زبان (۸۱ درصد فنامگی + ۱۰ درصد فنامهگی) صورت ساختواژی /fanɑmegi/ را برگزیدهاند و برای تولید اسم، به واج میانجیِ /j/ (فنامهیی) یا /ʔ/ (فنامهای) متوسل نشدهاند.
🔻فارسیزبانان در دستور ذهنی خود میدانند که برای اشتقاق صفت نسبی از اسم مختوم به های بیان حرکت، نباید به سراغ واج میانجی /g/ بروند و مثلاً، بهرغم آنکه صفت «خانگی» را در واژگان خود انباشتهاند، برای ساخت صفت از نوواژهٔ «گلخانه»، دست به تولید «گازهای گلخانهای» میزنند، نه «گلخانگی». برایند این سخن آنکه در فارسی معاصر، صورت «ــگی» ارزش و کارکرد ساختواژی پیدا کرده و سهم /g/ در این وند، فراتر از واج میانجی است. بهگفتهٔ دیگر، «ــگی» واژگونهای از وند «ــی» است که در محیط ساختواژی معینی مینشیند.
✔️ طبق دستور خط فارسی، «فنامهگی» نادرست است.
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | وند حاصل مصدر «ــگی»
🔻وقتی فارسیزبانان بخواهند با الحاق پسوند «ــی» به واژهای که در واژگانشان ذخیره نشده و مختوم به های بیان حرکت است، حاصل مصدر/ اسم بسازند، آگاهانه یا ناخودآگاه از واژگونهٔ (allomorph) «ــگی» استفاده میکنند. در مورد ناواژهٔ «فنامه»، ۹۱ درصد از اهل زبان (۸۱ درصد فنامگی + ۱۰ درصد فنامهگی) صورت ساختواژی /fanɑmegi/ را برگزیدهاند و برای تولید اسم، به واج میانجیِ /j/ (فنامهیی) یا /ʔ/ (فنامهای) متوسل نشدهاند.
🔻فارسیزبانان در دستور ذهنی خود میدانند که برای اشتقاق صفت نسبی از اسم مختوم به های بیان حرکت، نباید به سراغ واج میانجی /g/ بروند و مثلاً، بهرغم آنکه صفت «خانگی» را در واژگان خود انباشتهاند، برای ساخت صفت از نوواژهٔ «گلخانه»، دست به تولید «گازهای گلخانهای» میزنند، نه «گلخانگی». برایند این سخن آنکه در فارسی معاصر، صورت «ــگی» ارزش و کارکرد ساختواژی پیدا کرده و سهم /g/ در این وند، فراتر از واج میانجی است. بهگفتهٔ دیگر، «ــگی» واژگونهای از وند «ــی» است که در محیط ساختواژی معینی مینشیند.
✔️ طبق دستور خط فارسی، «فنامهگی» نادرست است.
@MorphoSyntax
👌6❤2👍1👏1
☰
🚦دستور خط | مشکل ریشهای/ مشکل بیریشگی
● (۱). گفتیم که امروزه همخوان /g/ در واژههایی که حاصل مصدر بهشمار میروند، کارکرد ساختواژی یافته و هویت واج میانجی آن رنگ باخته است. بهگفتهٔ دیگر، وند حاصل مصدر «ــی»، واژگونهٔ «ــگی» دارد که در محیط مختوم به واکهٔ /e/ آشکار میشود.
◄بیخرد + ــی: بیخردی
◄بیریشه + ــگی: بیریشگی
● (۲). وندهای دیگری که صورت /i/ دارند، از جمله یای نسبت و یای نکره، امروزه در الحاق به های بیان حرکت (ناملفوظ)، واج میانجی /g/ نمیگیرند، بلکه در گفتار با وساطت یکی از دو همخوان ناسودهٔ پیشکامی (ی) یا انسدادی چاکنایی (همزه) به چنین پایهای میپیوندند که البته طبق شیوهنامههای رایج، در خط با همزه همراه میشوند.
◄ریشه + ــی: ریشهای (مرسوم)
◄ریشه + ــی: ریشهیی (نامرسوم)
● (۳). بهجز در واژههای دیریابی چون «ساختگی» یا صفتهایی که از گذشته بهدست ماندهاند، مانند «خانگی، هفتگی، همیشگی»، یای نسبت در حضور همخوان میانجی /g/ به پایه متصل نمیشود و بههمین دلیل، در فارسی معاصر، نقش ساختواژی همخوان /g/ در ساخت حاصل مصدر، بسیار برجستهتر از هویت آوایی آن است.
@MorphoSyntax
🚦دستور خط | مشکل ریشهای/ مشکل بیریشگی
● (۱). گفتیم که امروزه همخوان /g/ در واژههایی که حاصل مصدر بهشمار میروند، کارکرد ساختواژی یافته و هویت واج میانجی آن رنگ باخته است. بهگفتهٔ دیگر، وند حاصل مصدر «ــی»، واژگونهٔ «ــگی» دارد که در محیط مختوم به واکهٔ /e/ آشکار میشود.
◄بیخرد + ــی: بیخردی
◄بیریشه + ــگی: بیریشگی
● (۲). وندهای دیگری که صورت /i/ دارند، از جمله یای نسبت و یای نکره، امروزه در الحاق به های بیان حرکت (ناملفوظ)، واج میانجی /g/ نمیگیرند، بلکه در گفتار با وساطت یکی از دو همخوان ناسودهٔ پیشکامی (ی) یا انسدادی چاکنایی (همزه) به چنین پایهای میپیوندند که البته طبق شیوهنامههای رایج، در خط با همزه همراه میشوند.
◄ریشه + ــی: ریشهای (مرسوم)
◄ریشه + ــی: ریشهیی (نامرسوم)
● (۳). بهجز در واژههای دیریابی چون «ساختگی» یا صفتهایی که از گذشته بهدست ماندهاند، مانند «خانگی، هفتگی، همیشگی»، یای نسبت در حضور همخوان میانجی /g/ به پایه متصل نمیشود و بههمین دلیل، در فارسی معاصر، نقش ساختواژی همخوان /g/ در ساخت حاصل مصدر، بسیار برجستهتر از هویت آوایی آن است.
@MorphoSyntax
👍6
☰
📝 ویرایش | علم و دانش
🖊 «علم» و «دانش» گرچه همپوشانیهایی دارند و گاه به تسامح بهجای هم مینشینند، در کاربرد تخصصی مترادف نیستند. اولی در برابر «science» بهکار میرود و دومی بهمعنای «knowledge» است. ویراستار نوباوهای که با شعار «عربی کمتر، زندگی بهتر» در همهجای متن، عبارت «علم زبانشناسی» را به «دانش زبانشناسی» تبدیل کرده بود، چنان خشم صاحب اثر را برانگیخت که شتابزده همهٔ «دانش»ها را با جستجوی خودکار به «علم» بازگرداند و سازههای مضحکی مانند «علم زبانی» در متن به یادگار گذاشت.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | علم و دانش
🖊 «علم» و «دانش» گرچه همپوشانیهایی دارند و گاه به تسامح بهجای هم مینشینند، در کاربرد تخصصی مترادف نیستند. اولی در برابر «science» بهکار میرود و دومی بهمعنای «knowledge» است. ویراستار نوباوهای که با شعار «عربی کمتر، زندگی بهتر» در همهجای متن، عبارت «علم زبانشناسی» را به «دانش زبانشناسی» تبدیل کرده بود، چنان خشم صاحب اثر را برانگیخت که شتابزده همهٔ «دانش»ها را با جستجوی خودکار به «علم» بازگرداند و سازههای مضحکی مانند «علم زبانی» در متن به یادگار گذاشت.
@MorphoSyntax
😁14❤3💯3😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🔰 حکایت | اسب تازی
○ ملکزادهای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادران بلند و خوبروی. باری، پدر به کراهت و استحقار درو نظر میکرد. پسر به فراست و استبصار به جای آورد و گفت: ای پدر، کوتاهِ خردمند بِه که نادانِ بلند. نه هرچه به قامت مهتر، به قیمت بهتر.
آن شنیـــدی که لاغری دانـا
گفت باری، به ابلــهی فربـه
اسبِ تازی وگر ضعیف بود
همچنان از طویلهٔ خــــر بِه
○ پدر بخندید و ارکانِ دولت پسندیدند و برادران بهجان برنجیدند . . . (ادامه)
📚 گلستان سعدی، باب اول، در سیرت پادشاهان
@MorphoSyntax
🔰 حکایت | اسب تازی
○ ملکزادهای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادران بلند و خوبروی. باری، پدر به کراهت و استحقار درو نظر میکرد. پسر به فراست و استبصار به جای آورد و گفت: ای پدر، کوتاهِ خردمند بِه که نادانِ بلند. نه هرچه به قامت مهتر، به قیمت بهتر.
آن شنیـــدی که لاغری دانـا
گفت باری، به ابلــهی فربـه
اسبِ تازی وگر ضعیف بود
همچنان از طویلهٔ خــــر بِه
○ پدر بخندید و ارکانِ دولت پسندیدند و برادران بهجان برنجیدند . . . (ادامه)
📚 گلستان سعدی، باب اول، در سیرت پادشاهان
@MorphoSyntax
❤8
2023Advances in Iranian Linguistics II.pdf
6.2 MB
☰
📕 کتاب | زبانشناسی ایرانی
Advances in Iranian Linguistics (2020)
▫️Edited by
●Richard K. Larson
●Sedigheh Moradi
●Vida Samiian
Advances in Iranian Linguistics II (2023)
▫️Edited by
●Simin Karimi
●Narges Nematollahi
●Roya Kabiri
●Jian Gang Ngui
@MorphoSyntax
📕 کتاب | زبانشناسی ایرانی
Advances in Iranian Linguistics (2020)
▫️Edited by
●Richard K. Larson
●Sedigheh Moradi
●Vida Samiian
Advances in Iranian Linguistics II (2023)
▫️Edited by
●Simin Karimi
●Narges Nematollahi
●Roya Kabiri
●Jian Gang Ngui
@MorphoSyntax
❤4🙏3
☰
🔍 مسئله (۴۱)
❂ صاحب اثر فوق که از بیم خلط کسرهٔ اضافه و های بیان حرکت (ناملفوظ)، از آن سوی بام افتاده، بهترتیب کدام عناصر صرفینحوی را بهخطا با نشانهٔ کسره نوشته است؟
۱. پیبست ــ پیبست
۲. پسوند ــ پسوند
۳. پیبست ــ پسوند
۴. پسوند ــ پیبست
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۴۱)
❂ صاحب اثر فوق که از بیم خلط کسرهٔ اضافه و های بیان حرکت (ناملفوظ)، از آن سوی بام افتاده، بهترتیب کدام عناصر صرفینحوی را بهخطا با نشانهٔ کسره نوشته است؟
۱. پیبست ــ پیبست
۲. پسوند ــ پسوند
۳. پیبست ــ پسوند
۴. پسوند ــ پیبست
@MorphoSyntax
❤11😁1