This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی
که به دوستان یک دل سر دســـت برفشانی
دلم از تو چون برنجد؟ که به وهم در نگنجد
که جواب تلـــــــخ گویی تو بدین شکردهانی
نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو
که به تشـنگی بمـــــردم برِ آب زندگانی
غم دل به کس نگویم که بگفت رنگ رویم
تو به صــورتم نگه کــن که ســرایرم بدانی
عــجبت نیایــد از من ســـــخنان ســوزناکم
عجب است اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی؟
دل عــــــارفان ببردنــــــد و قــــــرار پارسایان
همه شاهدان به صورت تو به صورت و معانی
نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
هـــــمه بر سـر زبانند و تو در میان جــــانی
اگرت به هر که دنیا بدهند حیف باشد
و گرت به هر چه عقبی بخرند رایگانی
تو نظیر من ببینی و بـــدیل من بگــــیری
عوض تو من نیابم که به هیچکس نمانی
نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم
که هـــــــنوز پیش ذکـــرت خـجلم ز بیزبانی
مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم
خبرش بگو که جانت بـــدهم به مژدگانی
دل دردمند ســــعدی ز محبت تو خون شد
نه به وصل میرسانی نه به قتل میرهانی
@MorphoSyntax
نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی
که به دوستان یک دل سر دســـت برفشانی
دلم از تو چون برنجد؟ که به وهم در نگنجد
که جواب تلـــــــخ گویی تو بدین شکردهانی
نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو
که به تشـنگی بمـــــردم برِ آب زندگانی
غم دل به کس نگویم که بگفت رنگ رویم
تو به صــورتم نگه کــن که ســرایرم بدانی
عــجبت نیایــد از من ســـــخنان ســوزناکم
عجب است اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی؟
دل عــــــارفان ببردنــــــد و قــــــرار پارسایان
همه شاهدان به صورت تو به صورت و معانی
نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
هـــــمه بر سـر زبانند و تو در میان جــــانی
اگرت به هر که دنیا بدهند حیف باشد
و گرت به هر چه عقبی بخرند رایگانی
تو نظیر من ببینی و بـــدیل من بگــــیری
عوض تو من نیابم که به هیچکس نمانی
نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم
که هـــــــنوز پیش ذکـــرت خـجلم ز بیزبانی
مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم
خبرش بگو که جانت بـــدهم به مژدگانی
دل دردمند ســــعدی ز محبت تو خون شد
نه به وصل میرسانی نه به قتل میرهانی
@MorphoSyntax
❤10
☰
📢 خبر | حلقهٔ «فیلم»
🎞 انجمن اسلامی دانشجویان دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار میکند:
○ تماشا و نقد فیلمهای منتخب تاریخ سینمای ایران؛ سهشنبهها، ساعت ۱۵
○ دانشگاه تهران - دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی - طبقهٔ همکف - دفتر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران؛ ورود برای همگان آزاد است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
○ برای گرفتن اطلاعات بیشتر به نامونشان زیر در تلگرام پیام دهید:
@AmirMahdi_Abbasi
@anjoman_eslami_adabiat
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📢 خبر | حلقهٔ «فیلم»
🎞 انجمن اسلامی دانشجویان دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار میکند:
○ تماشا و نقد فیلمهای منتخب تاریخ سینمای ایران؛ سهشنبهها، ساعت ۱۵
○ دانشگاه تهران - دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی - طبقهٔ همکف - دفتر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران؛ ورود برای همگان آزاد است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
○ برای گرفتن اطلاعات بیشتر به نامونشان زیر در تلگرام پیام دهید:
@AmirMahdi_Abbasi
@anjoman_eslami_adabiat
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
❤4👍2
☰
⚒ احتمالاً بعد از «نشست و خور و خواب با موبدان»، یکی از سهلترین کارها در کائنات، زبانشناس شدن یا دستکم پذیرش در رشتهٔ زبانشناسی است. مثلاً همین سال گذشتهٔ هجری خورشیدی بود که از میان نزدیک به ۷۰۰ ظرفیت اعلامی دانشگاههای دولتی برای کارشناسی ارشد زبانشناسی و گرایشهای وابسته، کمی بیش از ۵۰۰ متقاضی این رشته، قربة إلی الله، در آزمون سراسری شرکت جستند!
@MorphoSyntax
⚒ احتمالاً بعد از «نشست و خور و خواب با موبدان»، یکی از سهلترین کارها در کائنات، زبانشناس شدن یا دستکم پذیرش در رشتهٔ زبانشناسی است. مثلاً همین سال گذشتهٔ هجری خورشیدی بود که از میان نزدیک به ۷۰۰ ظرفیت اعلامی دانشگاههای دولتی برای کارشناسی ارشد زبانشناسی و گرایشهای وابسته، کمی بیش از ۵۰۰ متقاضی این رشته، قربة إلی الله، در آزمون سراسری شرکت جستند!
@MorphoSyntax
😁14🤔4
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۴۰) 🖥 مدیرعامل شرکت بعدازظهر آقاسعید را به اتاقش فراخواند و پرسید: «شما هم خبر داری که بعد از رفتن ما نگهبان شرکت گرفته بود خوابیده بود؟» آقاسعید که به برادر همسرش قول داده بود شغلی برایش دستوپا کند، تأکید کرد که: «بله، من هم شنیدهام . . .»…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۴۰)
🖥 زمان دستوری جملهٔ ۱ در زیر گذشته است. اگر فعلهای این جمله، زمان خود را به حال تغییر دهند و دیگر مشخصههای دستوری را ثابت نگه دارند، جملهٔ ۲ تولید میشود:
◄(۱). بعد از رفتن ما نگهبان شرکت گرفته بود خوابیده بود.
◄(۲). بعد از رفتن ما نگهبان شرکت گرفته (است) خوابیده (است).
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۴۰)
🖥 زمان دستوری جملهٔ ۱ در زیر گذشته است. اگر فعلهای این جمله، زمان خود را به حال تغییر دهند و دیگر مشخصههای دستوری را ثابت نگه دارند، جملهٔ ۲ تولید میشود:
◄(۱). بعد از رفتن ما نگهبان شرکت گرفته بود خوابیده بود.
◄(۲). بعد از رفتن ما نگهبان شرکت گرفته (است) خوابیده (است).
@MorphoSyntax
👍3❤2
☰
💎 نحو | نحو تطبیقی
● در فرایند کافت در انگلیسی، نه فعل کافته میتواند در بند درونه بیاید (1)، نه مرجع آن (2). هر دو جملهٔ زیر نادستوریاند:
►(1). *John stole the emeralds, and I think that Mary ------- the pearls.
►(2). *I think that John stole the emeralds, and Mary ------- the pearls.
● این ویژگی که از آن به «محدودیت نهی از درونهگیری» یاد میشود، بر فرایند کافت در برخی از زبانها و از جمله فارسی اثر نمیگذارد. در فارسی، هر دو بند مرجع و محذوف میتوانند در جایگاه جملۀ پیرو قرار بگیرند. مانند جملات پساپاتختی در زیر:
◄(۳). خالۀ بزرگش یک دست پارچولیوان به عروس داد، و فکر میکنم (که) عمهاش هم یک ساعت دیواری ـــــــــ .
◄(۴). فکر میکنم (که) خالۀ بزرگش یک دست پارچولیوان به عروس داد، و شنیدم (که) عمهاش هم یک ساعت دیواری ـــــــــ .
● در جملۀ (۳)، بند شامل سازۀ محذوف در مقام بند درونه آمده و در جملۀ (۴)، هر دو بند مرجع و محذوف در جایگاه بند درونه نشستهاند. گویا تفاوت در سطح همپایگی، عامل اصلی تمایز میان کافت در فارسی و انگلیسی است.
✔️No Embedding Constraint
@MorphoSyntax
💎 نحو | نحو تطبیقی
● در فرایند کافت در انگلیسی، نه فعل کافته میتواند در بند درونه بیاید (1)، نه مرجع آن (2). هر دو جملهٔ زیر نادستوریاند:
►(1). *John stole the emeralds, and I think that Mary ------- the pearls.
►(2). *I think that John stole the emeralds, and Mary ------- the pearls.
● این ویژگی که از آن به «محدودیت نهی از درونهگیری» یاد میشود، بر فرایند کافت در برخی از زبانها و از جمله فارسی اثر نمیگذارد. در فارسی، هر دو بند مرجع و محذوف میتوانند در جایگاه جملۀ پیرو قرار بگیرند. مانند جملات پساپاتختی در زیر:
◄(۳). خالۀ بزرگش یک دست پارچولیوان به عروس داد، و فکر میکنم (که) عمهاش هم یک ساعت دیواری ـــــــــ .
◄(۴). فکر میکنم (که) خالۀ بزرگش یک دست پارچولیوان به عروس داد، و شنیدم (که) عمهاش هم یک ساعت دیواری ـــــــــ .
● در جملۀ (۳)، بند شامل سازۀ محذوف در مقام بند درونه آمده و در جملۀ (۴)، هر دو بند مرجع و محذوف در جایگاه بند درونه نشستهاند. گویا تفاوت در سطح همپایگی، عامل اصلی تمایز میان کافت در فارسی و انگلیسی است.
✔️No Embedding Constraint
@MorphoSyntax
✍2❤2👍1
☰
🧊 ساختواژه | «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف/ مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی (جناب حافظ).» تکواژ وابستهٔ «ــی» در «بزرگی»:
🧊 ساختواژه | «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف/ مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی (جناب حافظ).» تکواژ وابستهٔ «ــی» در «بزرگی»:
Anonymous Quiz
62%
۱. پسوند اشتقاقی است.
20%
۲. پسوند تصریفی است.
6%
۳. واژهبست گروه اسم است.
13%
۴. واژهبست گروه صفت است.
☰
🚦دستور خط | اگر بخواهید با ناواژهٔ «فنامه» جملهٔ «. . . . . . . آیندهٔ جوانان را تهدید میکند» را چنان کامل کنید که معنای «فنامه بودن» از آن برآید، کدام صورت این واژه را بهکار میبرید؟
🚦دستور خط | اگر بخواهید با ناواژهٔ «فنامه» جملهٔ «. . . . . . . آیندهٔ جوانان را تهدید میکند» را چنان کامل کنید که معنای «فنامه بودن» از آن برآید، کدام صورت این واژه را بهکار میبرید؟
Final Results
8%
۱. فنامهای
1%
۲. فنامهیی
10%
۳. فنامهگی
81%
۴. فنامگی
🤔4❤2
2017 The Oxford Handbook of Ergativity.pdf
25.5 MB
☰
📗 کتاب | ساخت کنایی
▫️The Oxford Handbook of Ergativity (2017)
▫️By: Jessica Coon, Diane Massam, and Lisa Demena Travis
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 نسخهٔ پیدیاف این کتاب خارجی را میتوان از پایگاههای ایرانی خرید کتاب، و از جمله از سایت منسوب به راستهٔ کلمسانان، به بهای سیوپنجهزار تومان تهیه کرد!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📗 کتاب | ساخت کنایی
▫️The Oxford Handbook of Ergativity (2017)
▫️By: Jessica Coon, Diane Massam, and Lisa Demena Travis
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 نسخهٔ پیدیاف این کتاب خارجی را میتوان از پایگاههای ایرانی خرید کتاب، و از جمله از سایت منسوب به راستهٔ کلمسانان، به بهای سیوپنجهزار تومان تهیه کرد!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
❤7🙏4
MorphoSyntax
☰
🧊 ساختواژه | «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف/ مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی (جناب حافظ).» تکواژ وابستهٔ «ــی» در «بزرگی»:
🧊 ساختواژه | «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف/ مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی (جناب حافظ).» تکواژ وابستهٔ «ــی» در «بزرگی»:
☰
🧊 ساختواژه | وند حاصل مصدر «ــی»
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
مــگر اسباب بزرگــی هــمه آمـاده کـنی
🔺پسوند حاصل مصدر «ــی» از وندهای اشتقاقی فارسی است که با الحاق به پایه، اسم میسازد. «بزرگی»، بهمعنای «بزرگ بودن»، اسمی است که با پیوستن وند «ــی» به صفت «بزرگ» بهدست آمده است.
🔺چنانچه از «اسباب بزرگی»، مفهوم «یک اسباب بزرگ/ اسبابی بزرگ» برمیآمد، تکواژ دستوری «ــی» عنصر واژهساز/ اسمساز تلقی نمیشد و در دستهٔ وندهای اشتقاقی زبان فارسی نمیگنجید.
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | وند حاصل مصدر «ــی»
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
مــگر اسباب بزرگــی هــمه آمـاده کـنی
🔺پسوند حاصل مصدر «ــی» از وندهای اشتقاقی فارسی است که با الحاق به پایه، اسم میسازد. «بزرگی»، بهمعنای «بزرگ بودن»، اسمی است که با پیوستن وند «ــی» به صفت «بزرگ» بهدست آمده است.
🔺چنانچه از «اسباب بزرگی»، مفهوم «یک اسباب بزرگ/ اسبابی بزرگ» برمیآمد، تکواژ دستوری «ــی» عنصر واژهساز/ اسمساز تلقی نمیشد و در دستهٔ وندهای اشتقاقی زبان فارسی نمیگنجید.
@MorphoSyntax
👍4
MorphoSyntax
☰
🚦دستور خط | اگر بخواهید با ناواژهٔ «فنامه» جملهٔ «. . . . . . . آیندهٔ جوانان را تهدید میکند» را چنان کامل کنید که معنای «فنامه بودن» از آن برآید، کدام صورت این واژه را بهکار میبرید؟
🚦دستور خط | اگر بخواهید با ناواژهٔ «فنامه» جملهٔ «. . . . . . . آیندهٔ جوانان را تهدید میکند» را چنان کامل کنید که معنای «فنامه بودن» از آن برآید، کدام صورت این واژه را بهکار میبرید؟
☰
🧊 ساختواژه | وند حاصل مصدر «ــگی»
🔻وقتی فارسیزبانان بخواهند با الحاق پسوند «ــی» به واژهای که در واژگانشان ذخیره نشده و مختوم به های بیان حرکت است، حاصل مصدر/ اسم بسازند، آگاهانه یا ناخودآگاه از واژگونهٔ (allomorph) «ــگی» استفاده میکنند. در مورد ناواژهٔ «فنامه»، ۹۱ درصد از اهل زبان (۸۱ درصد فنامگی + ۱۰ درصد فنامهگی) صورت ساختواژی /fanɑmegi/ را برگزیدهاند و برای تولید اسم، به واج میانجیِ /j/ (فنامهیی) یا /ʔ/ (فنامهای) متوسل نشدهاند.
🔻فارسیزبانان در دستور ذهنی خود میدانند که برای اشتقاق صفت نسبی از اسم مختوم به های بیان حرکت، نباید به سراغ واج میانجی /g/ بروند و مثلاً، بهرغم آنکه صفت «خانگی» را در واژگان خود انباشتهاند، برای ساخت صفت از نوواژهٔ «گلخانه»، دست به تولید «گازهای گلخانهای» میزنند، نه «گلخانگی». برایند این سخن آنکه در فارسی معاصر، صورت «ــگی» ارزش و کارکرد ساختواژی پیدا کرده و سهم /g/ در این وند، فراتر از واج میانجی است. بهگفتهٔ دیگر، «ــگی» واژگونهای از وند «ــی» است که در محیط ساختواژی معینی مینشیند.
✔️ طبق دستور خط فارسی، «فنامهگی» نادرست است.
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | وند حاصل مصدر «ــگی»
🔻وقتی فارسیزبانان بخواهند با الحاق پسوند «ــی» به واژهای که در واژگانشان ذخیره نشده و مختوم به های بیان حرکت است، حاصل مصدر/ اسم بسازند، آگاهانه یا ناخودآگاه از واژگونهٔ (allomorph) «ــگی» استفاده میکنند. در مورد ناواژهٔ «فنامه»، ۹۱ درصد از اهل زبان (۸۱ درصد فنامگی + ۱۰ درصد فنامهگی) صورت ساختواژی /fanɑmegi/ را برگزیدهاند و برای تولید اسم، به واج میانجیِ /j/ (فنامهیی) یا /ʔ/ (فنامهای) متوسل نشدهاند.
🔻فارسیزبانان در دستور ذهنی خود میدانند که برای اشتقاق صفت نسبی از اسم مختوم به های بیان حرکت، نباید به سراغ واج میانجی /g/ بروند و مثلاً، بهرغم آنکه صفت «خانگی» را در واژگان خود انباشتهاند، برای ساخت صفت از نوواژهٔ «گلخانه»، دست به تولید «گازهای گلخانهای» میزنند، نه «گلخانگی». برایند این سخن آنکه در فارسی معاصر، صورت «ــگی» ارزش و کارکرد ساختواژی پیدا کرده و سهم /g/ در این وند، فراتر از واج میانجی است. بهگفتهٔ دیگر، «ــگی» واژگونهای از وند «ــی» است که در محیط ساختواژی معینی مینشیند.
✔️ طبق دستور خط فارسی، «فنامهگی» نادرست است.
@MorphoSyntax
👌6❤2👍1👏1
☰
🚦دستور خط | مشکل ریشهای/ مشکل بیریشگی
● (۱). گفتیم که امروزه همخوان /g/ در واژههایی که حاصل مصدر بهشمار میروند، کارکرد ساختواژی یافته و هویت واج میانجی آن رنگ باخته است. بهگفتهٔ دیگر، وند حاصل مصدر «ــی»، واژگونهٔ «ــگی» دارد که در محیط مختوم به واکهٔ /e/ آشکار میشود.
◄بیخرد + ــی: بیخردی
◄بیریشه + ــگی: بیریشگی
● (۲). وندهای دیگری که صورت /i/ دارند، از جمله یای نسبت و یای نکره، امروزه در الحاق به های بیان حرکت (ناملفوظ)، واج میانجی /g/ نمیگیرند، بلکه در گفتار با وساطت یکی از دو همخوان ناسودهٔ پیشکامی (ی) یا انسدادی چاکنایی (همزه) به چنین پایهای میپیوندند که البته طبق شیوهنامههای رایج، در خط با همزه همراه میشوند.
◄ریشه + ــی: ریشهای (مرسوم)
◄ریشه + ــی: ریشهیی (نامرسوم)
● (۳). بهجز در واژههای دیریابی چون «ساختگی» یا صفتهایی که از گذشته بهدست ماندهاند، مانند «خانگی، هفتگی، همیشگی»، یای نسبت در حضور همخوان میانجی /g/ به پایه متصل نمیشود و بههمین دلیل، در فارسی معاصر، نقش ساختواژی همخوان /g/ در ساخت حاصل مصدر، بسیار برجستهتر از هویت آوایی آن است.
@MorphoSyntax
🚦دستور خط | مشکل ریشهای/ مشکل بیریشگی
● (۱). گفتیم که امروزه همخوان /g/ در واژههایی که حاصل مصدر بهشمار میروند، کارکرد ساختواژی یافته و هویت واج میانجی آن رنگ باخته است. بهگفتهٔ دیگر، وند حاصل مصدر «ــی»، واژگونهٔ «ــگی» دارد که در محیط مختوم به واکهٔ /e/ آشکار میشود.
◄بیخرد + ــی: بیخردی
◄بیریشه + ــگی: بیریشگی
● (۲). وندهای دیگری که صورت /i/ دارند، از جمله یای نسبت و یای نکره، امروزه در الحاق به های بیان حرکت (ناملفوظ)، واج میانجی /g/ نمیگیرند، بلکه در گفتار با وساطت یکی از دو همخوان ناسودهٔ پیشکامی (ی) یا انسدادی چاکنایی (همزه) به چنین پایهای میپیوندند که البته طبق شیوهنامههای رایج، در خط با همزه همراه میشوند.
◄ریشه + ــی: ریشهای (مرسوم)
◄ریشه + ــی: ریشهیی (نامرسوم)
● (۳). بهجز در واژههای دیریابی چون «ساختگی» یا صفتهایی که از گذشته بهدست ماندهاند، مانند «خانگی، هفتگی، همیشگی»، یای نسبت در حضور همخوان میانجی /g/ به پایه متصل نمیشود و بههمین دلیل، در فارسی معاصر، نقش ساختواژی همخوان /g/ در ساخت حاصل مصدر، بسیار برجستهتر از هویت آوایی آن است.
@MorphoSyntax
👍6
☰
📝 ویرایش | علم و دانش
🖊 «علم» و «دانش» گرچه همپوشانیهایی دارند و گاه به تسامح بهجای هم مینشینند، در کاربرد تخصصی مترادف نیستند. اولی در برابر «science» بهکار میرود و دومی بهمعنای «knowledge» است. ویراستار نوباوهای که با شعار «عربی کمتر، زندگی بهتر» در همهجای متن، عبارت «علم زبانشناسی» را به «دانش زبانشناسی» تبدیل کرده بود، چنان خشم صاحب اثر را برانگیخت که شتابزده همهٔ «دانش»ها را با جستجوی خودکار به «علم» بازگرداند و سازههای مضحکی مانند «علم زبانی» در متن به یادگار گذاشت.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | علم و دانش
🖊 «علم» و «دانش» گرچه همپوشانیهایی دارند و گاه به تسامح بهجای هم مینشینند، در کاربرد تخصصی مترادف نیستند. اولی در برابر «science» بهکار میرود و دومی بهمعنای «knowledge» است. ویراستار نوباوهای که با شعار «عربی کمتر، زندگی بهتر» در همهجای متن، عبارت «علم زبانشناسی» را به «دانش زبانشناسی» تبدیل کرده بود، چنان خشم صاحب اثر را برانگیخت که شتابزده همهٔ «دانش»ها را با جستجوی خودکار به «علم» بازگرداند و سازههای مضحکی مانند «علم زبانی» در متن به یادگار گذاشت.
@MorphoSyntax
😁14❤3💯3😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🔰 حکایت | اسب تازی
○ ملکزادهای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادران بلند و خوبروی. باری، پدر به کراهت و استحقار درو نظر میکرد. پسر به فراست و استبصار به جای آورد و گفت: ای پدر، کوتاهِ خردمند بِه که نادانِ بلند. نه هرچه به قامت مهتر، به قیمت بهتر.
آن شنیـــدی که لاغری دانـا
گفت باری، به ابلــهی فربـه
اسبِ تازی وگر ضعیف بود
همچنان از طویلهٔ خــــر بِه
○ پدر بخندید و ارکانِ دولت پسندیدند و برادران بهجان برنجیدند . . . (ادامه)
📚 گلستان سعدی، باب اول، در سیرت پادشاهان
@MorphoSyntax
🔰 حکایت | اسب تازی
○ ملکزادهای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادران بلند و خوبروی. باری، پدر به کراهت و استحقار درو نظر میکرد. پسر به فراست و استبصار به جای آورد و گفت: ای پدر، کوتاهِ خردمند بِه که نادانِ بلند. نه هرچه به قامت مهتر، به قیمت بهتر.
آن شنیـــدی که لاغری دانـا
گفت باری، به ابلــهی فربـه
اسبِ تازی وگر ضعیف بود
همچنان از طویلهٔ خــــر بِه
○ پدر بخندید و ارکانِ دولت پسندیدند و برادران بهجان برنجیدند . . . (ادامه)
📚 گلستان سعدی، باب اول، در سیرت پادشاهان
@MorphoSyntax
❤8
2023Advances in Iranian Linguistics II.pdf
6.2 MB
☰
📕 کتاب | زبانشناسی ایرانی
Advances in Iranian Linguistics (2020)
▫️Edited by
●Richard K. Larson
●Sedigheh Moradi
●Vida Samiian
Advances in Iranian Linguistics II (2023)
▫️Edited by
●Simin Karimi
●Narges Nematollahi
●Roya Kabiri
●Jian Gang Ngui
@MorphoSyntax
📕 کتاب | زبانشناسی ایرانی
Advances in Iranian Linguistics (2020)
▫️Edited by
●Richard K. Larson
●Sedigheh Moradi
●Vida Samiian
Advances in Iranian Linguistics II (2023)
▫️Edited by
●Simin Karimi
●Narges Nematollahi
●Roya Kabiri
●Jian Gang Ngui
@MorphoSyntax
❤4🙏3
☰
🔍 مسئله (۴۱)
❂ صاحب اثر فوق که از بیم خلط کسرهٔ اضافه و های بیان حرکت (ناملفوظ)، از آن سوی بام افتاده، بهترتیب کدام عناصر صرفینحوی را بهخطا با نشانهٔ کسره نوشته است؟
۱. پیبست ــ پیبست
۲. پسوند ــ پسوند
۳. پیبست ــ پسوند
۴. پسوند ــ پیبست
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۴۱)
❂ صاحب اثر فوق که از بیم خلط کسرهٔ اضافه و های بیان حرکت (ناملفوظ)، از آن سوی بام افتاده، بهترتیب کدام عناصر صرفینحوی را بهخطا با نشانهٔ کسره نوشته است؟
۱. پیبست ــ پیبست
۲. پسوند ــ پسوند
۳. پیبست ــ پسوند
۴. پسوند ــ پیبست
@MorphoSyntax
❤11😁1
☰
🧾 واژهگزینی | تکواژ، واژ، واژگونه، تکواژگونه
ـ🅐ـ تکواژ (morpheme) کوچکترین واحد انتزاعی زبان است که هویت معنایی یا نقش دستوری دارد. واژهٔ «دانشمندان» از چهار تکواژ ساخته شده که از آن میان، فقط «دان» معنای واژگانی دارد و سه تای دیگر، یعنی «ــش» و «ــمند» و «ــان»، عناصر دستوریاند.
ـ🅑ـ واژ (morph) به صورت عینی و آوایی تکواژ گفته میشود. تکواژ انتزاعی «دان»، یا به گفتهٔ دقیقتر، مفهوم «دانستن»، در زبان فارسی دارای صورت آوایی /dɑn/ است و تکواژ انتزاعی «میز»، یا همان مفهوم «میز»، به شکل /miz/ آشکار میشود.
ـ🅒ـ واژگونه (allomorph) به گونههای مختلف یک واژ اطلاق میشود. در واقع، گاهی یک تکواژ در بافتهای صرفی مختلف، صورتهای آوایی متفاوت مییابد. مثلاً، مفهوم «سوختن» با دو واژگونهٔ /suz/ و /sux/ در ساختار صرفی مشارکت میکند و عدد «هفت» گذشته از واژگونهٔ عام /haft/، دارای واژگونهٔ خاص /hef/ است که آن را در «هفده»* مینشاند.
ـ🅓ـ اما تکواژگونه چیست؟ راستش هیچ! در فارسی، «تکواژگونه» را در برابر همان اصطلاح بیگانهٔ «allomorph» بهکار برده و بهتصویب رساندهاند که از هر دو منظر لغوی و مفهومی نادرست است. در لغت، اصطلاح مدنظر، «allomorpheme» نیست تا در فارسی به آن «تکواژگونه» بگوییم. از دیدگاه مفهومی هم، «تکواژ»ها مفاهیم انتزاعیاند و گونهگونی آوایی ندارند. چندریختی از آنِ واژهاست و این عناصر آوایی، گونههای واژ یا واژگونه دارند. اهل فن آگاهانه از «allomorph» سخن گفتهاند و توجه داشتهاند که «morph»ها از عالم انتزاع بیرون جستهاند و میتوانند تنوع صورت داشته باشند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 صورتهای /hiv/ و /hif/ در «هیوده/ هیفده» گونهٔ آزادِ (free variation) صورتِ /hef/ بهشمار میروند و با واژگونه، تومنی (گونهٔ آزاد «تومان») حدود هفتصنار فرق دارند. شاید در فرصتی دیگر به تفاوت این دو مفهوم بپردازیم؛ شاید هم نپردازیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | تکواژ، واژ، واژگونه، تکواژگونه
ـ🅐ـ تکواژ (morpheme) کوچکترین واحد انتزاعی زبان است که هویت معنایی یا نقش دستوری دارد. واژهٔ «دانشمندان» از چهار تکواژ ساخته شده که از آن میان، فقط «دان» معنای واژگانی دارد و سه تای دیگر، یعنی «ــش» و «ــمند» و «ــان»، عناصر دستوریاند.
ـ🅑ـ واژ (morph) به صورت عینی و آوایی تکواژ گفته میشود. تکواژ انتزاعی «دان»، یا به گفتهٔ دقیقتر، مفهوم «دانستن»، در زبان فارسی دارای صورت آوایی /dɑn/ است و تکواژ انتزاعی «میز»، یا همان مفهوم «میز»، به شکل /miz/ آشکار میشود.
ـ🅒ـ واژگونه (allomorph) به گونههای مختلف یک واژ اطلاق میشود. در واقع، گاهی یک تکواژ در بافتهای صرفی مختلف، صورتهای آوایی متفاوت مییابد. مثلاً، مفهوم «سوختن» با دو واژگونهٔ /suz/ و /sux/ در ساختار صرفی مشارکت میکند و عدد «هفت» گذشته از واژگونهٔ عام /haft/، دارای واژگونهٔ خاص /hef/ است که آن را در «هفده»* مینشاند.
ـ🅓ـ اما تکواژگونه چیست؟ راستش هیچ! در فارسی، «تکواژگونه» را در برابر همان اصطلاح بیگانهٔ «allomorph» بهکار برده و بهتصویب رساندهاند که از هر دو منظر لغوی و مفهومی نادرست است. در لغت، اصطلاح مدنظر، «allomorpheme» نیست تا در فارسی به آن «تکواژگونه» بگوییم. از دیدگاه مفهومی هم، «تکواژ»ها مفاهیم انتزاعیاند و گونهگونی آوایی ندارند. چندریختی از آنِ واژهاست و این عناصر آوایی، گونههای واژ یا واژگونه دارند. اهل فن آگاهانه از «allomorph» سخن گفتهاند و توجه داشتهاند که «morph»ها از عالم انتزاع بیرون جستهاند و میتوانند تنوع صورت داشته باشند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 صورتهای /hiv/ و /hif/ در «هیوده/ هیفده» گونهٔ آزادِ (free variation) صورتِ /hef/ بهشمار میروند و با واژگونه، تومنی (گونهٔ آزاد «تومان») حدود هفتصنار فرق دارند. شاید در فرصتی دیگر به تفاوت این دو مفهوم بپردازیم؛ شاید هم نپردازیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
❤8🔥4👌2😍2😁1🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🧊 ساختواژه | واژگونههای نشین√
□ تکواژ انتزاعی «نشین√» در فارسی از مفاهیمی است که بیش از یک واژ دارد و بنابراین، در بافتهای صرفی مختلف با واژگونههای متفاوتی حضور مییابد.
(۱). واژگونهٔ /nešas/ در مجاورت هر وندی که با /t/ آغاز شود، مینشیند.
◄ برف نشست.
◄ نشست سران
(۲). واژگونهٔ /neš/ منحصراً در مجاورت وند سببیساز «ــان» میآید.
◄ بچهها را نشاند.
◄ دستنشانده
(۳). واژگونهٔ /nešin/ تابع شرط دگرجای است و واژگونهٔ عام بهشمار میرود.
◄ برف نمینشیند.
◄ یکجا بنشین.
◄ یکجانشین
◄ همنشین
□ واژگونهٔ عام این تکواژ انتزاعی، یعنی /nešin/، گونهٔ آزاد /šin/ نیز دارد که غالباً در گونهٔ غیررسمی زبان بهکار میرود.
◄ برف نمیشینه.
◄ یهجا بشین.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❄️ توچال، ایستگاه هفتم، بلندای ۳۵۴۵ متر از سطح دریا، بیستوچهارم آبان ۱۴۰۴
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | واژگونههای نشین√
□ تکواژ انتزاعی «نشین√» در فارسی از مفاهیمی است که بیش از یک واژ دارد و بنابراین، در بافتهای صرفی مختلف با واژگونههای متفاوتی حضور مییابد.
(۱). واژگونهٔ /nešas/ در مجاورت هر وندی که با /t/ آغاز شود، مینشیند.
◄ برف نشست.
◄ نشست سران
(۲). واژگونهٔ /neš/ منحصراً در مجاورت وند سببیساز «ــان» میآید.
◄ بچهها را نشاند.
◄ دستنشانده
(۳). واژگونهٔ /nešin/ تابع شرط دگرجای است و واژگونهٔ عام بهشمار میرود.
◄ برف نمینشیند.
◄ یکجا بنشین.
◄ یکجانشین
◄ همنشین
□ واژگونهٔ عام این تکواژ انتزاعی، یعنی /nešin/، گونهٔ آزاد /šin/ نیز دارد که غالباً در گونهٔ غیررسمی زبان بهکار میرود.
◄ برف نمیشینه.
◄ یهجا بشین.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❄️ توچال، ایستگاه هفتم، بلندای ۳۵۴۵ متر از سطح دریا، بیستوچهارم آبان ۱۴۰۴
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
❤9👌5💯3😍2
☰
🎤 گفتگو | دکتر مصطفی عاصی
▪️دکتر مصطفی عاصی، استاد زبانشناسی و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در گفتوگو با ایسنا هجوم واژههای بیگانه را بهدلیل گرایش یا شیفتگی نسل جدید به زبان انگلیسی نمیداند، بلکه نتیجهٔ گسترش ارتباطات جهانی و پیامد ناگزیرِ قرار گرفتن زبان انگلیسی در جایگاه زبان میانجی برای همهٔ کشورها میخواند و معتقد است نباید نگران تغییرات زبانی باشیم. او در عین حال میگوید: گاهی کاربرد واژههای بیگانه ارزش بهشمار میآید، تا جایی که برای گروهی از افراد سرنوشت زبان فارسی اهمیت خود را از دست میدهد و به آن بیتفاوت میشوند و در بهکارگیری آن سهلانگاری میکنند. این سهلانگاریها نگرانکننده است.
🔗 ادامهٔ این گفتگو را در اینجا بخوانید.
@MorphoSyntax
🎤 گفتگو | دکتر مصطفی عاصی
▪️دکتر مصطفی عاصی، استاد زبانشناسی و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در گفتوگو با ایسنا هجوم واژههای بیگانه را بهدلیل گرایش یا شیفتگی نسل جدید به زبان انگلیسی نمیداند، بلکه نتیجهٔ گسترش ارتباطات جهانی و پیامد ناگزیرِ قرار گرفتن زبان انگلیسی در جایگاه زبان میانجی برای همهٔ کشورها میخواند و معتقد است نباید نگران تغییرات زبانی باشیم. او در عین حال میگوید: گاهی کاربرد واژههای بیگانه ارزش بهشمار میآید، تا جایی که برای گروهی از افراد سرنوشت زبان فارسی اهمیت خود را از دست میدهد و به آن بیتفاوت میشوند و در بهکارگیری آن سهلانگاری میکنند. این سهلانگاریها نگرانکننده است.
🔗 ادامهٔ این گفتگو را در اینجا بخوانید.
@MorphoSyntax
👍6❤4🤔2👌2
☰
💎 نحو | «وقتی معصیت زیاد شود . . . (۱). خداوند بارانش را میگیرد؛ (۲). خداوند بارانش میگیرد.» نقش دستوری واژهٔ «خداوند» در جملهٔ اول و دوم، بهترتیب، چیست؟
💎 نحو | «وقتی معصیت زیاد شود . . . (۱). خداوند بارانش را میگیرد؛ (۲). خداوند بارانش میگیرد.» نقش دستوری واژهٔ «خداوند» در جملهٔ اول و دوم، بهترتیب، چیست؟
Anonymous Quiz
50%
۱. فاعل ــ فاعل
44%
۲. فاعل ــ مضافالیه
3%
۳. مضاف ــ فاعل
2%
۴. مضاف ــ مضافالیه
👍4🤔2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
🧾 واژهگزینی | همــ + بنیانگذار؟
🔝 واکنش جیمی وِیلْز به یک پرسش: شما بنیانگذار ویکیپدیا هستید یا یکی از بنیانگذاران آن؟
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | همــ + بنیانگذار؟
🔝 واکنش جیمی وِیلْز به یک پرسش: شما بنیانگذار ویکیپدیا هستید یا یکی از بنیانگذاران آن؟
@MorphoSyntax
🤔1