☰
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با «چرخ» مکن حواله کاندر ره عقل
«چرخ» از تو هزار بار بیچارهتر است!
✍🏻 حکیم عمر خیام
@MorphoSyntax
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با «چرخ» مکن حواله کاندر ره عقل
«چرخ» از تو هزار بار بیچارهتر است!
✍🏻 حکیم عمر خیام
@MorphoSyntax
❤6
☰
ـ🌟 🌟 🌟ـ
آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
✍🏻 حکیم عمر خیام
ـ🌟 🌟 🌟ـ
👉 بشقابی از سدهٔ پنجم میلادی؛ نقشی از بهرام پنجم و آزاده در شکار گور.
👈 آهوان و گوران ایرانی، بوستان ملی بهرامگورِ استان فارس (عکس از فرزاد ونکی).
ـ🌟 🌟 🌟ـ
✍🏻 بهرام پنجم مشهور به بهرام گور، پانزدهمین شاهنشاه ایران و انیران از دودمان ساسانی بود که در ۴۲۱ میلادی بهجای پدرش، یزدگرد یکم، بر تخت شاهنشاهی نشست و تا ۴۳۸ میلادی فرمان راند.
@MorphoSyntax
ـ🌟 🌟 🌟ـ
آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
✍🏻 حکیم عمر خیام
ـ🌟 🌟 🌟ـ
👉 بشقابی از سدهٔ پنجم میلادی؛ نقشی از بهرام پنجم و آزاده در شکار گور.
👈 آهوان و گوران ایرانی، بوستان ملی بهرامگورِ استان فارس (عکس از فرزاد ونکی).
ـ🌟 🌟 🌟ـ
✍🏻 بهرام پنجم مشهور به بهرام گور، پانزدهمین شاهنشاه ایران و انیران از دودمان ساسانی بود که در ۴۲۱ میلادی بهجای پدرش، یزدگرد یکم، بر تخت شاهنشاهی نشست و تا ۴۳۸ میلادی فرمان راند.
@MorphoSyntax
🔥3
جلسه دفاع.pdf
25.3 KB
☰
📕 جلسه دفاع پایاننامه
⚪️ جایگاه و توزیع بندهای قیدی خودایستا و محدودیتهای حرکت آنها در زبان فارسی
🕗 شنبه، ۲۹ اردیبهشت، ساعت ۸ تا ۱۰
@MorphoSyntax
📕 جلسه دفاع پایاننامه
⚪️ جایگاه و توزیع بندهای قیدی خودایستا و محدودیتهای حرکت آنها در زبان فارسی
🕗 شنبه، ۲۹ اردیبهشت، ساعت ۸ تا ۱۰
@MorphoSyntax
👍3
☰
💎 نحو | حالت دستوری ضمیر واژهبستی
دل رفت و ندانمش کجا رفت
ره بستم و سو به سو سپردم
(شاه نعمتالله ولی)
▪️ضمایر پیوستۀ «ـم، ـت، ـش، ـمان، ـتان، ـشان» یا اصطلاحاً ضمایر واژهبستی، عموماً یکی از دو حالت دستوری مفعولی (accusative) یا اضافی (genitive) میپذیرند:
گفتمش زلف به خون که شکستی گفتا
حافظ این قصه دراز است به قرآن که مپرس
سعدیا گر همه شب شرح غمش خواهی گفت
شب به پایان رود و شرح به پایان نرود
▪️ضمیر «ـش» در «گفتمش»، چه وابستۀ حرف اضافه تعبیر شود (به او گفتم) و چه موضوع درونی فعل باشد (او را گفتم) حالت مفعولی دارد، و در «غمش» که وابستۀ اسم است، حالت اضافی پذیرفته است.
▪️اما همین ضمیر در «ندانمش کجا رفت» در بیت نخست چه حالتی دارد؟ فعل «دانستن» دوظرفیتی است؛ یکی از ظرفیتهای آن را ضمیر پنهان «من» و دیگری را بند متممی «کجا رفت» برآورده کرده است. بنابراین، «ـش» در «ندانمش» را نمیتوان مفعول فعل گذرای «دانستن» تلقی کرد:
ــ [من] ندانمش [که دل کجا رفت].
▪️به نظر میرسد که در بیت پیشگفته، ضمیر «ـش» وابستۀ فاعل بند درونه است و قاعدتاً نمیتواند حالت مفعولی داشته باشد. در زبان فارسی گاهی فاعل بند درونه به بیرون از آن مبتداسازی میشود و با صورت مفعولی نمود مییابد:
ــ برادرم رو خبر دارم که امروز برمیگرده، اما سینا رو نمیدونم کی میاد.
▪️ازآنجاکه یک اسم نمیتواند دو حالت دستوری مختلف داشته باشد، یا دو بار حالت بپذیرد، اسمهای «برادرم» و «سینا» در جملۀ اخیر و «ـش» در «ندانمش کجا رفت» حالت فاعلی دارند؛ حتی اگر حال ظاهریشان حکایت دیگری کند.
@MorphoSyntax
💎 نحو | حالت دستوری ضمیر واژهبستی
دل رفت و ندانمش کجا رفت
ره بستم و سو به سو سپردم
(شاه نعمتالله ولی)
▪️ضمایر پیوستۀ «ـم، ـت، ـش، ـمان، ـتان، ـشان» یا اصطلاحاً ضمایر واژهبستی، عموماً یکی از دو حالت دستوری مفعولی (accusative) یا اضافی (genitive) میپذیرند:
گفتمش زلف به خون که شکستی گفتا
حافظ این قصه دراز است به قرآن که مپرس
سعدیا گر همه شب شرح غمش خواهی گفت
شب به پایان رود و شرح به پایان نرود
▪️ضمیر «ـش» در «گفتمش»، چه وابستۀ حرف اضافه تعبیر شود (به او گفتم) و چه موضوع درونی فعل باشد (او را گفتم) حالت مفعولی دارد، و در «غمش» که وابستۀ اسم است، حالت اضافی پذیرفته است.
▪️اما همین ضمیر در «ندانمش کجا رفت» در بیت نخست چه حالتی دارد؟ فعل «دانستن» دوظرفیتی است؛ یکی از ظرفیتهای آن را ضمیر پنهان «من» و دیگری را بند متممی «کجا رفت» برآورده کرده است. بنابراین، «ـش» در «ندانمش» را نمیتوان مفعول فعل گذرای «دانستن» تلقی کرد:
ــ [من] ندانمش [که دل کجا رفت].
▪️به نظر میرسد که در بیت پیشگفته، ضمیر «ـش» وابستۀ فاعل بند درونه است و قاعدتاً نمیتواند حالت مفعولی داشته باشد. در زبان فارسی گاهی فاعل بند درونه به بیرون از آن مبتداسازی میشود و با صورت مفعولی نمود مییابد:
ــ برادرم رو خبر دارم که امروز برمیگرده، اما سینا رو نمیدونم کی میاد.
▪️ازآنجاکه یک اسم نمیتواند دو حالت دستوری مختلف داشته باشد، یا دو بار حالت بپذیرد، اسمهای «برادرم» و «سینا» در جملۀ اخیر و «ـش» در «ندانمش کجا رفت» حالت فاعلی دارند؛ حتی اگر حال ظاهریشان حکایت دیگری کند.
@MorphoSyntax
🔥6🆒1
☰
🔍 مسئله (۱۰):
▪️گویشور بومی در حالی که به پرسشهای زبانشناس سازمان میراث فرهنگی دربارۀ چگونگی تولید ساخت مجهول پاسخ میداد، ظرف آبی را روی آتش گذاشت و چند تخممرغ و سیبزمینی بدان افزود تا آبپز شوند. بااینهمه، فرایند آبپز شدن بیش از حد انتظار زبانشناسِ بیتاب از گرسنگی که مشغول آوانویسی دادههای زبانی بود، به درازا کشید. این گویشور بومی احتمالاً به چه زبانی سخن میگوید؟
۱. سریقلی (Sarikoli)
۲. کمزاری (Kumzari)
۳. مندایی (Mandaic)
۴. کرشی (Koroshi)
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۱۰):
▪️گویشور بومی در حالی که به پرسشهای زبانشناس سازمان میراث فرهنگی دربارۀ چگونگی تولید ساخت مجهول پاسخ میداد، ظرف آبی را روی آتش گذاشت و چند تخممرغ و سیبزمینی بدان افزود تا آبپز شوند. بااینهمه، فرایند آبپز شدن بیش از حد انتظار زبانشناسِ بیتاب از گرسنگی که مشغول آوانویسی دادههای زبانی بود، به درازا کشید. این گویشور بومی احتمالاً به چه زبانی سخن میگوید؟
۱. سریقلی (Sarikoli)
۲. کمزاری (Kumzari)
۳. مندایی (Mandaic)
۴. کرشی (Koroshi)
@MorphoSyntax
🆒3
2011 The Cambridge Handbook of Endangered Languages.pdf
4.4 MB
☰
📘 کتاب | زبانهای درخطر
▫️The Cambridge Handbook of Endangered Languages
▫️By: Peter K. Austin & Julia Sallabank (eds.)
@MorphoSyntax
📘 کتاب | زبانهای درخطر
▫️The Cambridge Handbook of Endangered Languages
▫️By: Peter K. Austin & Julia Sallabank (eds.)
@MorphoSyntax
👍3
☰
☑️ تصریف فعل | مشخصههای صرفینحوی
□ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری زبانشناسی (۱۴۰۳) است که با حوزۀ صرف و نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
سؤال ۱۹ ــ اگر در سازۀ فعلی «غلتانده بودند» فقط ارزش مشخصههای صرفینحوی زمان (tense) و جهت (voice) تغییر کند، کدام فعل تولید میشود؟
۱. بغلتند
۲. غلتیدهاند
۳. غلتانده شده باشند
۴. غلتانده شدهاند
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ ساختار فعلی «غلتانده بودند» افزونبر عنصر سببی ساختواژی، دارای مشخصههای تصریفی زیر است:
ــ زمان: گذشته
ــ نمود: کامل
ــ وجه: اخباری
ــ جهت: معلوم
ــ مطابقه: سوم شخص جمع
□ تغییر دو مشخصۀ یادشده، بدین معناست که زمان فعل از گذشته به حال، و جهت آن از معلوم به مجهول تبدیل شود و فعل حال کامل مجهول بهدست آید؛ یعنی گزینهٔ ۴: «غلتانده شدهاند».
□ بدیهی است که در این تبدیل، مشخصههای نمود و وجه و مطابقه نباید دستخوش تغییر شوند. در سازهٔ «غلتانده شده باشند» علاوهبر زمان و جهت، وجه فعل نیز تغییر کرده است.
@MorphoSyntax
☑️ تصریف فعل | مشخصههای صرفینحوی
□ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری زبانشناسی (۱۴۰۳) است که با حوزۀ صرف و نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
سؤال ۱۹ ــ اگر در سازۀ فعلی «غلتانده بودند» فقط ارزش مشخصههای صرفینحوی زمان (tense) و جهت (voice) تغییر کند، کدام فعل تولید میشود؟
۱. بغلتند
۲. غلتیدهاند
۳. غلتانده شده باشند
۴. غلتانده شدهاند
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ ساختار فعلی «غلتانده بودند» افزونبر عنصر سببی ساختواژی، دارای مشخصههای تصریفی زیر است:
ــ زمان: گذشته
ــ نمود: کامل
ــ وجه: اخباری
ــ جهت: معلوم
ــ مطابقه: سوم شخص جمع
□ تغییر دو مشخصۀ یادشده، بدین معناست که زمان فعل از گذشته به حال، و جهت آن از معلوم به مجهول تبدیل شود و فعل حال کامل مجهول بهدست آید؛ یعنی گزینهٔ ۴: «غلتانده شدهاند».
□ بدیهی است که در این تبدیل، مشخصههای نمود و وجه و مطابقه نباید دستخوش تغییر شوند. در سازهٔ «غلتانده شده باشند» علاوهبر زمان و جهت، وجه فعل نیز تغییر کرده است.
@MorphoSyntax
⚡3❤2
Animacy and Agreement Restriction in Persian (2022).pdf
147.4 KB
☰
📑 ارائه مقاله | ساخت زبان فارسی
▪️Animacy and Agreement Restriction in Persian (2022)
▪️By: Anousha Sedighi
🕦 سهشنبه، هشتم خرداد ۱۴۰۳
@MorphoSyntax
📑 ارائه مقاله | ساخت زبان فارسی
▪️Animacy and Agreement Restriction in Persian (2022)
▪️By: Anousha Sedighi
🕦 سهشنبه، هشتم خرداد ۱۴۰۳
@MorphoSyntax
❤3
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۶): الف. سازههای عطفی بیت سوم در زیر، واژهٔ مرکباند یا گروه نحوی؟ ب. سازههای عطفی بیت سوم در زیر، صفت فاعلیاند یا مفعولی؟ (۱) ـ ز دریای عمان برآمد کسی سفر کرده هامون و دریا بسی (۲) ـ عرب دیده و ترک و تاجیک و روم ز هر جنس در نفس پاکش علوم…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۶):
جهان گشته و دانش اندوخته
سفر کرده و صحبت آموخته
🔺بیت بالا در توصیف «کسی» در مصراع نخست است و بهنظر میرسد که سازههای همپایه در این بیت، صفت مرکب باشند، نه جمله (گروه نحوی). در این صورت، اجزای صفتهای مورد نظر باید با نیمفاصله نوشته شوند:
جهانگشته و دانشاندوخته
سفرکرده و صحبتآموخته
🔺هر چهار صفت بالا، برخلاف توصیفهای رایج در سنت دستورنویسی، صفت فاعلیاند، و نه مفعولی. مثلاً، «دانشاندوخته» مانند «دانشاندوز» در رباعی زیر از جناب ابوسعید ابوالخیر، صفت فاعلی است و در هر دو، «دانش» در جایگاه موضوع درونی (مفعول مستقیم) «اندوز» آمده است:
در مدرسه گرچه دانشاندوز شوی
وز گرمی بحث مجلسافروز شوی
در مکتب عشق با همه دانایی
سرگشته چو طفلان نوآموز شوی
🔺تفاوت جفتهایی چون «دانشاندوز/ دانشاندوخته»، «دانشآموز/ دانشآموخته»، «جهانگرد/ جهانگشته»، «پیشتاز/ پیشتاخته» در فاعلی یا مفعولی بودن آنها نیست؛ بلکه عنصر دستوری نمود کامل تمایز آنها را رقم میزند. در «دانشاندوز» مشخصۀ نمود حضور ندارد و رخداد «دانشاندوزی» در جریان است؛ در «دانشاندوخته» این فرایند کامل شده است.
🔺البته، جفتهایی از این گونه یافت میشوند که افزونبر تمایز در مشخصهٔ نمود، تقابل معنایی فاعلی/ مفعولی هم از آنها برمیآید:
▫️مکتب انسانساز: «انسان» در نقش مفعول «ساز» بهکار رفته و کل ترکیب، صفت فاعلی است.
▫️فناوری انسانساخته: «انسان» در نقش فاعل «ساز» بهکار رفته و کل ترکیب، صفت مفعولی است.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۶):
جهان گشته و دانش اندوخته
سفر کرده و صحبت آموخته
🔺بیت بالا در توصیف «کسی» در مصراع نخست است و بهنظر میرسد که سازههای همپایه در این بیت، صفت مرکب باشند، نه جمله (گروه نحوی). در این صورت، اجزای صفتهای مورد نظر باید با نیمفاصله نوشته شوند:
جهانگشته و دانشاندوخته
سفرکرده و صحبتآموخته
🔺هر چهار صفت بالا، برخلاف توصیفهای رایج در سنت دستورنویسی، صفت فاعلیاند، و نه مفعولی. مثلاً، «دانشاندوخته» مانند «دانشاندوز» در رباعی زیر از جناب ابوسعید ابوالخیر، صفت فاعلی است و در هر دو، «دانش» در جایگاه موضوع درونی (مفعول مستقیم) «اندوز» آمده است:
در مدرسه گرچه دانشاندوز شوی
وز گرمی بحث مجلسافروز شوی
در مکتب عشق با همه دانایی
سرگشته چو طفلان نوآموز شوی
🔺تفاوت جفتهایی چون «دانشاندوز/ دانشاندوخته»، «دانشآموز/ دانشآموخته»، «جهانگرد/ جهانگشته»، «پیشتاز/ پیشتاخته» در فاعلی یا مفعولی بودن آنها نیست؛ بلکه عنصر دستوری نمود کامل تمایز آنها را رقم میزند. در «دانشاندوز» مشخصۀ نمود حضور ندارد و رخداد «دانشاندوزی» در جریان است؛ در «دانشاندوخته» این فرایند کامل شده است.
🔺البته، جفتهایی از این گونه یافت میشوند که افزونبر تمایز در مشخصهٔ نمود، تقابل معنایی فاعلی/ مفعولی هم از آنها برمیآید:
▫️مکتب انسانساز: «انسان» در نقش مفعول «ساز» بهکار رفته و کل ترکیب، صفت فاعلی است.
▫️فناوری انسانساخته: «انسان» در نقش فاعل «ساز» بهکار رفته و کل ترکیب، صفت مفعولی است.
@MorphoSyntax
👍4🙏2
☰
📍دعوت به همکاری | دایرةالمعارف بزرگ اسلامی
▪️مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی از پژوهشگران حوزۀ زبانها و گویشهای ایرانی برای تألیف مدخلهای «دانشنامۀ زبانها و گویشهای ایرانی» که برای نخستین بار در این مرکز به صورت بَرخط منتشر شده است، دعوت به همکاری میکند:
https://www.cgie.org.ir
▪️شماره تماس: ٠۲۱-۲۲۲۹۷۶۲۶
▪️داخلی: ۲۸۱ - ۲۸۳
▪️رایانامه: Irld.encyc@cgie.org.ir
@MorphoSyntax
📍دعوت به همکاری | دایرةالمعارف بزرگ اسلامی
▪️مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی از پژوهشگران حوزۀ زبانها و گویشهای ایرانی برای تألیف مدخلهای «دانشنامۀ زبانها و گویشهای ایرانی» که برای نخستین بار در این مرکز به صورت بَرخط منتشر شده است، دعوت به همکاری میکند:
https://www.cgie.org.ir
▪️شماره تماس: ٠۲۱-۲۲۲۹۷۶۲۶
▪️داخلی: ۲۸۱ - ۲۸۳
▪️رایانامه: Irld.encyc@cgie.org.ir
@MorphoSyntax
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۷): ▫️در بیت زیر، نقش دستوری مصراع دوم چیست و به کدام فرافکن جمله متصل میشود؟ در کارِ گلاب و گل حکمِ ازلی این بود کاین شاهدِ بازاری وان پردهنشین باشد 🖊حافظ، به اهتمام محمد قزوینی و قاسم غنی در کارِ گلاب و گل حکمِ ازلی این بود کان شاهدِ…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۷):
در کارِ گلاب و گل حکمِ ازلی این بود
کاین شاهدِ بازاری وان پردهنشین باشد
□ مصراع دوم در نقش بند موصولی و وابستۀ «این» در مصراع نخست است که به پایان جمله پسگذاری (extraposed) شده است. بندهای موصولی در فرایند پسگذاری به فرافکن بند/ گروه زمان (TP) متصل میشوند.
در کارِ گلاب و گل حکمِ ازلی این بود
کان شاهدِ بازاری وین پردهنشین باشد
□ در این نسخه نیز مصرع دوم همچنان بند موصولی است که به انتهای جمله پسگذاری شده است. تنها تفاوت این دو تصحیح در ارجاع «آن» (کان/ وان) و «این» (کاین/ وین) است.
□ با توجه به اینکه «شاهد بازاری» به «گل» اشاره میکند و مراد از «پردهنشین»، «گلاب» است (برای شرح بیشتر، نک: حافظنامه، ۶۲۹)، بهنظر میرسد که روایت محمد قزوینی و قاسم غنی دقیقتر باشد.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۷):
در کارِ گلاب و گل حکمِ ازلی این بود
کاین شاهدِ بازاری وان پردهنشین باشد
□ مصراع دوم در نقش بند موصولی و وابستۀ «این» در مصراع نخست است که به پایان جمله پسگذاری (extraposed) شده است. بندهای موصولی در فرایند پسگذاری به فرافکن بند/ گروه زمان (TP) متصل میشوند.
در کارِ گلاب و گل حکمِ ازلی این بود
کان شاهدِ بازاری وین پردهنشین باشد
□ در این نسخه نیز مصرع دوم همچنان بند موصولی است که به انتهای جمله پسگذاری شده است. تنها تفاوت این دو تصحیح در ارجاع «آن» (کان/ وان) و «این» (کاین/ وین) است.
□ با توجه به اینکه «شاهد بازاری» به «گل» اشاره میکند و مراد از «پردهنشین»، «گلاب» است (برای شرح بیشتر، نک: حافظنامه، ۶۲۹)، بهنظر میرسد که روایت محمد قزوینی و قاسم غنی دقیقتر باشد.
@MorphoSyntax
👍2🙏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
📽 درسهای فارسی | آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان!
.......................................................
🎞 Persian Lessons 🎞 IMDb: 7.4
.......................................................
🎞 «درسهای فارسی» نام فیلمی خوشساخت از وادیم پرلمان، محصول بلاروس (۲۰۲۰) است. این فیلم بهویژه ممکن است با توجه به درونمایهاش برای بینندگان فارسیزبان از جذابیت افزونتری برخوردار باشد.
🎞 داستان فیلم در زمان جنگ جهانی دوم در یکی از اردوگاههای نازیها میگذرد. جوانی بلژیکی در یورش آلمانیها و از بیم کشته شدن، وانمود میکند ایرانی است و نامش رضا است. از او در اردوگاه خواسته میشود به فرمانده آلمانی ــ که میخواهد پس از جنگ در تهران رستوران باز کند ــ فارسی بیاموزد.
🎞 جوان بلژیکی که ادعا کرده ایرانی است، اما از زبان فارسی هیچ نمیداند، شروع به ابداع واژهها و زبانی ساختگی میکند و این زبان جعلی را به فرمانده آلمانی میآموزد. یکی از صحنههای دلانگیز فیلم آنجاست که فرمانده پس از چند ماه پیشرفت در یادگیری، شعری به این زبان ساختگی میسراید و آن را با احساس برای معلم جوان خود میخواند . . .
@MorphoSyntax
📽 درسهای فارسی | آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان!
.......................................................
🎞 Persian Lessons 🎞 IMDb: 7.4
.......................................................
🎞 «درسهای فارسی» نام فیلمی خوشساخت از وادیم پرلمان، محصول بلاروس (۲۰۲۰) است. این فیلم بهویژه ممکن است با توجه به درونمایهاش برای بینندگان فارسیزبان از جذابیت افزونتری برخوردار باشد.
🎞 داستان فیلم در زمان جنگ جهانی دوم در یکی از اردوگاههای نازیها میگذرد. جوانی بلژیکی در یورش آلمانیها و از بیم کشته شدن، وانمود میکند ایرانی است و نامش رضا است. از او در اردوگاه خواسته میشود به فرمانده آلمانی ــ که میخواهد پس از جنگ در تهران رستوران باز کند ــ فارسی بیاموزد.
🎞 جوان بلژیکی که ادعا کرده ایرانی است، اما از زبان فارسی هیچ نمیداند، شروع به ابداع واژهها و زبانی ساختگی میکند و این زبان جعلی را به فرمانده آلمانی میآموزد. یکی از صحنههای دلانگیز فیلم آنجاست که فرمانده پس از چند ماه پیشرفت در یادگیری، شعری به این زبان ساختگی میسراید و آن را با احساس برای معلم جوان خود میخواند . . .
@MorphoSyntax
👌4🔥3👍2
☰
☑️ عناصر وابسته | تصریف، اشتقاق، واژهبست
□ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد زبانشناسی (۱۴۰۳) است که با حوزۀ صرف و نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۸۴ ـ در جملۀ گفتاری زیر، عنصر وابستۀ «ـش» در کدام واژه وند تصریفی محسوب میشود؟
«برادرم رفتش به دیدنش که به خاطر درخشش در المپیاد ادبی بهش تبریک بگه.»
۱. رفتش
۲. دیدنش
۳. درخشش
۴. بهش
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ ماهیت عنصر وابستۀ «ـش»:
ــ در رفتش: وند تصریفی مطابقه (شناسه)
ــ در دیدنش: واژهبست اضافی (متمم اسم)
ــ در درخشش: وند اشتقاقی اسم مصدر (واژهساز)
ــ در بهش: واژهبست مفعولی (متمم حرف اضافه)
□ گاهی عنصر «ـش» را در فعلی همچون «رفتش» یا در نمونههای زیر به خطا واژهبست فاعلی میدانند:
ــ وقتی پیرمرد داشت از پلهها پایین میرفت، خودم دیدم که افتادش.
ــ همی ریخت از دیدگان آب گرم/ همی مویه کردش به آوای نرم (فردوسی)
□ در فعلهای گذشتۀ سوم شخص مفرد «رفتش، افتادش، کردش»، عنصر وابستۀ «ـش» همان توزیع شناسۀ صفر را دارد، گونۀ آزاد (free variation) این وند پنهان محسوب میشود، و در تقابل با دیگر شناسههای فارسی قرار میگیرد (مانند: رفتم، افتادی، کردند). وندهای مطابقهٔ فعل یا همان شناسهها، از عناصر تصریفی زباناند.
□ بدیهی است که در نمونههای زیر، عنصر «ـش» در «دیدش/ نمیدیدش»جایگاه شناسه را اشغال نکرده است؛ بلکه به مفعول جمله ارجاع مییابد و بنابراین، در نقش واژهبست مفعولی بهکار رفته است:
ــ وقتی پیرمرد داشت از پلهها پایین میرفت، سینا دیدش که افتاد.
ــ بیدلی در همه احوال خدا با او بود/ او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد (حافظ)
@MorphoSyntax
☑️ عناصر وابسته | تصریف، اشتقاق، واژهبست
□ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد زبانشناسی (۱۴۰۳) است که با حوزۀ صرف و نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۸۴ ـ در جملۀ گفتاری زیر، عنصر وابستۀ «ـش» در کدام واژه وند تصریفی محسوب میشود؟
«برادرم رفتش به دیدنش که به خاطر درخشش در المپیاد ادبی بهش تبریک بگه.»
۱. رفتش
۲. دیدنش
۳. درخشش
۴. بهش
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ ماهیت عنصر وابستۀ «ـش»:
ــ در رفتش: وند تصریفی مطابقه (شناسه)
ــ در دیدنش: واژهبست اضافی (متمم اسم)
ــ در درخشش: وند اشتقاقی اسم مصدر (واژهساز)
ــ در بهش: واژهبست مفعولی (متمم حرف اضافه)
□ گاهی عنصر «ـش» را در فعلی همچون «رفتش» یا در نمونههای زیر به خطا واژهبست فاعلی میدانند:
ــ وقتی پیرمرد داشت از پلهها پایین میرفت، خودم دیدم که افتادش.
ــ همی ریخت از دیدگان آب گرم/ همی مویه کردش به آوای نرم (فردوسی)
□ در فعلهای گذشتۀ سوم شخص مفرد «رفتش، افتادش، کردش»، عنصر وابستۀ «ـش» همان توزیع شناسۀ صفر را دارد، گونۀ آزاد (free variation) این وند پنهان محسوب میشود، و در تقابل با دیگر شناسههای فارسی قرار میگیرد (مانند: رفتم، افتادی، کردند). وندهای مطابقهٔ فعل یا همان شناسهها، از عناصر تصریفی زباناند.
□ بدیهی است که در نمونههای زیر، عنصر «ـش» در «دیدش/ نمیدیدش»جایگاه شناسه را اشغال نکرده است؛ بلکه به مفعول جمله ارجاع مییابد و بنابراین، در نقش واژهبست مفعولی بهکار رفته است:
ــ وقتی پیرمرد داشت از پلهها پایین میرفت، سینا دیدش که افتاد.
ــ بیدلی در همه احوال خدا با او بود/ او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد (حافظ)
@MorphoSyntax
👍6🤔1
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۸): 🌐 یک متخصص صرف به بهانۀ فرصت مطالعاتی و تکمیل پژوهش خود دربارۀ فرایندهای ساختواژی تصریف و اشتقاق در زبانهای مختلف، و نیز بررسی اصل آینهٔ بیکر (۱۹۸۵) در پیوند میان صرف و نحو در این زبانها، تلاش کرد تا با هزینۀ دانشگاه به دور دنیا سفر کند…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۸):
🌐 ویتنامی به ردهٔ زبانهای تحلیلی گسسته تعلق دارد. در چنین زبانهایی، غالباً تناظر یک به یک میان تکواژها و واژهها وجود دارد و هر تکواژ برابر با یک واژه است. بنابراین، فرایندهای ساختواژی چندانی در ویتنامی یافت نمیشود و بهویژه بررسی اصل آینهٔ بیکر در این زبان بیمعناست.
اصل آینه:
اشتقاقهای صرفی باید بازتاب مستقیمی از اشتقاقهای نحوی باشند (و برعکس).
🌐 سفر به «هانوی» برای تحلیل ساختهای صرفینحوی و بررسی اصل آینهٔ بیکر در ویتنامی، دستاورد زبانشناختی خاصی درپی نخواهد داشت؛ گو اینکه باید به یاد داشته باشیم که زبانهای جهان به این یا آن ردهٔ زبانی گرایش دارند و زبان آدمیزاد را نمیتوان مطلقاً در یک ردهٔ ساختواژی منحصر کرد.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۸):
🌐 ویتنامی به ردهٔ زبانهای تحلیلی گسسته تعلق دارد. در چنین زبانهایی، غالباً تناظر یک به یک میان تکواژها و واژهها وجود دارد و هر تکواژ برابر با یک واژه است. بنابراین، فرایندهای ساختواژی چندانی در ویتنامی یافت نمیشود و بهویژه بررسی اصل آینهٔ بیکر در این زبان بیمعناست.
اصل آینه:
اشتقاقهای صرفی باید بازتاب مستقیمی از اشتقاقهای نحوی باشند (و برعکس).
🌐 سفر به «هانوی» برای تحلیل ساختهای صرفینحوی و بررسی اصل آینهٔ بیکر در ویتنامی، دستاورد زبانشناختی خاصی درپی نخواهد داشت؛ گو اینکه باید به یاد داشته باشیم که زبانهای جهان به این یا آن ردهٔ زبانی گرایش دارند و زبان آدمیزاد را نمیتوان مطلقاً در یک ردهٔ ساختواژی منحصر کرد.
@MorphoSyntax
🆒5🔥3
☰
🔰 حکایت نویافته:
🍃 حکیمی پسران را پند همیداد که جانان پدر دستور زایشی آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر در سفر بر محل خطر است یا دزد به یکبار ببرد یا خواجه به تفاریق بخورد. اما صرف و نحو زایشی چشمهٔ زاینده است و دولت پاینده؛ و جهد در صرف و نحو نازایشی به این ماند که:
🍃 به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم 🍃
@MorphoSyntax
🔰 حکایت نویافته:
🍃 حکیمی پسران را پند همیداد که جانان پدر دستور زایشی آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر در سفر بر محل خطر است یا دزد به یکبار ببرد یا خواجه به تفاریق بخورد. اما صرف و نحو زایشی چشمهٔ زاینده است و دولت پاینده؛ و جهد در صرف و نحو نازایشی به این ماند که:
🍃 به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم 🍃
@MorphoSyntax
😁6🤓3
Analysing English Sentences, 2nd Edition.pdf
49.1 MB
☰
📕 کتاب | تحلیل جملههای انگلیسی
▫️Analysing English Sentences, 2nd Edition (2016)
▫️By: Andrew Radford
⭕️ اثر حاضر ویراست دوم کتاب «تحلیل جملههای انگلیسی» است که در سال ۲۰۰۹ به قلم اندرو رَدفورد و به کوشش دانشگاه کمبریج انتشار یافته بود. ویراست دوم این کتاب با نگاهی کمینهگرا به نحو، سه هدف اصلی را مد نظر قرار داده است:
⭕️ نخست، تدوین مقدمهای فشرده دربارۀ پیشفرضهای بنیادین در نظریۀ نحوی، تبیین چگونگی کارکرد بخش نحوی دستور زبان، و آموزش مهارتهای استدلال کردن و ارزیابی انتقادی که جملگی زیربنای پژوهشهای معاصر در حوزۀ نحو زایشی بهشمار میروند. دوم، ارائۀ توصیفی از بسیاری از پدیدههای نحوی در زبان انگلیسی، با تکیه بر مفاهیم نظری و دادههای تجربی. و سوم توانمند ساختن خوانندگان در تحلیل اشتقاقهای نحوی و نیز ارزیابی ضعفها و قوتهای تحلیلهای رقیب.
⭕️ «تحلیل جملههای انگلیسی»، چنانکه از نام آن پیداست، عمدتاً بر دادههای زبان انگلیسی استوار است، اما بیتردید برای همۀ مخاطبانی که به شیوۀ اندیشیدن در انگارۀ دستور زایشی و بهویژه به نحو کمینهگرا علاقهمندند، سودمند خواهد بود.
@MorphoSyntax
📕 کتاب | تحلیل جملههای انگلیسی
▫️Analysing English Sentences, 2nd Edition (2016)
▫️By: Andrew Radford
⭕️ اثر حاضر ویراست دوم کتاب «تحلیل جملههای انگلیسی» است که در سال ۲۰۰۹ به قلم اندرو رَدفورد و به کوشش دانشگاه کمبریج انتشار یافته بود. ویراست دوم این کتاب با نگاهی کمینهگرا به نحو، سه هدف اصلی را مد نظر قرار داده است:
⭕️ نخست، تدوین مقدمهای فشرده دربارۀ پیشفرضهای بنیادین در نظریۀ نحوی، تبیین چگونگی کارکرد بخش نحوی دستور زبان، و آموزش مهارتهای استدلال کردن و ارزیابی انتقادی که جملگی زیربنای پژوهشهای معاصر در حوزۀ نحو زایشی بهشمار میروند. دوم، ارائۀ توصیفی از بسیاری از پدیدههای نحوی در زبان انگلیسی، با تکیه بر مفاهیم نظری و دادههای تجربی. و سوم توانمند ساختن خوانندگان در تحلیل اشتقاقهای نحوی و نیز ارزیابی ضعفها و قوتهای تحلیلهای رقیب.
⭕️ «تحلیل جملههای انگلیسی»، چنانکه از نام آن پیداست، عمدتاً بر دادههای زبان انگلیسی استوار است، اما بیتردید برای همۀ مخاطبانی که به شیوۀ اندیشیدن در انگارۀ دستور زایشی و بهویژه به نحو کمینهگرا علاقهمندند، سودمند خواهد بود.
@MorphoSyntax
👍3❤2
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۹): ▪️دو شکارچی بومی هنگام فرار از حملهٔ یک حیوان درنده، از صخرهای به ارتفاع ۲۰ متر به درون رودخانه پریدند و پس از دو ثانیه به سطح آب برخورد کردند. زبان این بومیان که هنگام دستوپا زدن در رودخانهٔ خروشان با آن کمک میخواستند، به چه ردهٔ ساختواژی…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۹):
h = ½gt²
▫️ارتفاع صخره (h) = ۲۰ متر
▫️زمان برخورد (t) = ۲ ثانیه
▫️شتاب گرانشی (g) = ؟
❄️ شتاب گرانشی (g) در فرمول بالا برابر با ۱۰ خواهد بود. در قطبین زمین شتاب گرانشی در سقوط آزاد اجسام تقریباً برابر با ۱۰ است.
❄️ بنابراین، این دو شکارچی بومی، اسکیمو بودهاند که زبانشان (احتمالاً اسکیمویی یوپیکی) به ردهٔ زبانهای بسترکیبی تعلق دارد.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۹):
h = ½gt²
▫️ارتفاع صخره (h) = ۲۰ متر
▫️زمان برخورد (t) = ۲ ثانیه
▫️شتاب گرانشی (g) = ؟
❄️ شتاب گرانشی (g) در فرمول بالا برابر با ۱۰ خواهد بود. در قطبین زمین شتاب گرانشی در سقوط آزاد اجسام تقریباً برابر با ۱۰ است.
❄️ بنابراین، این دو شکارچی بومی، اسکیمو بودهاند که زبانشان (احتمالاً اسکیمویی یوپیکی) به ردهٔ زبانهای بسترکیبی تعلق دارد.
@MorphoSyntax
🆒8🔥1
☰
📝 ویرایش | وابستههای همسان و ناهمسان
▫️اگر دو یا چند گروه اسمی، گروه حرف اضافهٔ همسانی در جایگاه وابستهٔ پسین خود بپذیرند، میتوان آنها را با حفظ تنها یک حرف اضافهٔ مشترک همپایه کرد؛ اما اگر حروف اضافه ناهمسان باشند یا یکی از گروههای اسمی، از رهگذر کسرهٔ اضافه وابستهٔ اسمی (مضافالیه) بپذیرد، همپایگی با حرف اضافهٔ مشترک، ساختاری نادستوری بهدست میدهد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
(۱) ـ
▫️ـ [NP نگهداری [PP از ـــ ]]
▫️ـ [NP محافظت [PP از ـــ ]]
ــ بودجهٔ سازمان میراث فرهنگی برای نگهداری و محافظت از همهٔ آثار تاریخی و فرهنگی کشور کافی نیست.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
(۲) ـ
▫️ـ [NP محافظت [PP از ـــ ]]
▫️ـ [NP وفاداری [PP به ـــ ]]
ــ *مدیرعامل جدید بر ضرورت محافظت و وفاداری به اصول بنیادین شرکت تأکید کرد.
ــ مدیرعامل جدید بر ضرورت محافظت از اصول بنیادین شرکت و وفاداری به آنها تأکید کرد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
(۳) ـ
▫️ـ [NP ناهمسویی [PP با ـــ ]]
▫️ـ [NP انتقاد [PP از ـــ ]]
ــ *ناهمسویی و انتقاد پیوستهٔ اعضای شورای شهر از شهردار در رسانهها بازتاب یافته است.
ــ ناهمسویی اعضای شورای شهر با شهردار و انتقاد پیوستهٔ آنها از او در رسانهها بازتاب یافته است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
(۴) ـ
▫️ـ [NP آسیب زدن [PP به ـــ ]]
▫️ـ [NP سرقتِ [NP ـــ ]]
ــ *آسیب زدن یا سرقت وسایل مترو جرم است.
ــ آسیب زدن به وسایل مترو یا سرقت آنها جرم است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | وابستههای همسان و ناهمسان
▫️اگر دو یا چند گروه اسمی، گروه حرف اضافهٔ همسانی در جایگاه وابستهٔ پسین خود بپذیرند، میتوان آنها را با حفظ تنها یک حرف اضافهٔ مشترک همپایه کرد؛ اما اگر حروف اضافه ناهمسان باشند یا یکی از گروههای اسمی، از رهگذر کسرهٔ اضافه وابستهٔ اسمی (مضافالیه) بپذیرد، همپایگی با حرف اضافهٔ مشترک، ساختاری نادستوری بهدست میدهد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
(۱) ـ
▫️ـ [NP نگهداری [PP از ـــ ]]
▫️ـ [NP محافظت [PP از ـــ ]]
ــ بودجهٔ سازمان میراث فرهنگی برای نگهداری و محافظت از همهٔ آثار تاریخی و فرهنگی کشور کافی نیست.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
(۲) ـ
▫️ـ [NP محافظت [PP از ـــ ]]
▫️ـ [NP وفاداری [PP به ـــ ]]
ــ *مدیرعامل جدید بر ضرورت محافظت و وفاداری به اصول بنیادین شرکت تأکید کرد.
ــ مدیرعامل جدید بر ضرورت محافظت از اصول بنیادین شرکت و وفاداری به آنها تأکید کرد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
(۳) ـ
▫️ـ [NP ناهمسویی [PP با ـــ ]]
▫️ـ [NP انتقاد [PP از ـــ ]]
ــ *ناهمسویی و انتقاد پیوستهٔ اعضای شورای شهر از شهردار در رسانهها بازتاب یافته است.
ــ ناهمسویی اعضای شورای شهر با شهردار و انتقاد پیوستهٔ آنها از او در رسانهها بازتاب یافته است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
(۴) ـ
▫️ـ [NP آسیب زدن [PP به ـــ ]]
▫️ـ [NP سرقتِ [NP ـــ ]]
ــ *آسیب زدن یا سرقت وسایل مترو جرم است.
ــ آسیب زدن به وسایل مترو یا سرقت آنها جرم است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍4🙏2
☰
☑️ تقطیع تکواژی | پسوند صفت مفعولی
💢 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد زبانشناسی (۱۳۸۹) است که با حوزۀ صرف و نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۹۸ ــ جملۀ «او از اینجا رفته بود» دارای چند تکواژ است؟
۱. پنج
۲. شش
۳. هفت
۴. هشت
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
💢 باید توجه کنیم که ساخت موسوم به صفت مفعولی متشکل از «ریشه + وند گذشته + ـه» نیست؛ بلکه این ساختار صرفینحوی از واژگونهای از ریشه بههمراه پسوند «ـده/ ـته» ساخته میشود که در دستور زایشی به وند «en-» معروف است.
💢 فعل گذشتۀ سوم شخص مفرد «بود» سه تکواژ در خود دارد: واژگونهای از ریشۀ «باش» که به شکل «بو» آشکار میشود و گونهای از آن را در «بُوَم/ بُوی/ . . . » میبینیم؛ وند گذشتۀ «ـد»؛ و سرانجام پسوند تصریفی مطابقه یا شناسۀ صفر.
💢 تقطیع تکواژی جملۀ بالا اینگونه است:
او + از + این + جا + رفـ (رو) + ته + بو + د + 0
این جمله از «۹» تکواژ تشکیل شده که در گزینههای بالا نیامده است. حتی اگر پسوند صفت مفعولی را به شیوهٔ سنتی، متشکل از «وند گذشته + ـه» بدانیم، تعداد تکواژهای جملهٔ مورد بحث به «۱۰» افزایش مییابد که باز هم در میان گزینهها نیست.
@MorphoSyntax
☑️ تقطیع تکواژی | پسوند صفت مفعولی
💢 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد زبانشناسی (۱۳۸۹) است که با حوزۀ صرف و نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۹۸ ــ جملۀ «او از اینجا رفته بود» دارای چند تکواژ است؟
۱. پنج
۲. شش
۳. هفت
۴. هشت
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
💢 باید توجه کنیم که ساخت موسوم به صفت مفعولی متشکل از «ریشه + وند گذشته + ـه» نیست؛ بلکه این ساختار صرفینحوی از واژگونهای از ریشه بههمراه پسوند «ـده/ ـته» ساخته میشود که در دستور زایشی به وند «en-» معروف است.
💢 فعل گذشتۀ سوم شخص مفرد «بود» سه تکواژ در خود دارد: واژگونهای از ریشۀ «باش» که به شکل «بو» آشکار میشود و گونهای از آن را در «بُوَم/ بُوی/ . . . » میبینیم؛ وند گذشتۀ «ـد»؛ و سرانجام پسوند تصریفی مطابقه یا شناسۀ صفر.
💢 تقطیع تکواژی جملۀ بالا اینگونه است:
او + از + این + جا + رفـ (رو) + ته + بو + د + 0
این جمله از «۹» تکواژ تشکیل شده که در گزینههای بالا نیامده است. حتی اگر پسوند صفت مفعولی را به شیوهٔ سنتی، متشکل از «وند گذشته + ـه» بدانیم، تعداد تکواژهای جملهٔ مورد بحث به «۱۰» افزایش مییابد که باز هم در میان گزینهها نیست.
@MorphoSyntax
🤔3👍2👌1
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۱۰): ▪️گویشور بومی در حالی که به پرسشهای زبانشناس سازمان میراث فرهنگی دربارۀ چگونگی تولید ساخت مجهول پاسخ میداد، ظرف آبی را روی آتش گذاشت و چند تخممرغ و سیبزمینی بدان افزود تا آبپز شوند. بااینهمه، فرایند آبپز شدن بیش از حد انتظار زبانشناسِ…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۱۰):
💦 آب در فشار کمتر از یک اتمسفر در دمایی پایینتر از ۱۰۰ درجهٔ سانتیگراد به جوش میآید و سبب افزایش زمان پختوپز میشود. بهگفتهٔ دیگر، هرچه از سطح دریاهای آزاد بالاتر برویم، از فشار اتمسفری کاسته میشود و نقطهٔ جوش آب پایینتر میآید. مثلاً، نقطهٔ جوش آب در قلهٔ اورست، تقریباً ۷۱ درجهٔ سانتیگراد است و طبیعتاً طبخ غذای آبپز در این نقطهٔ جوش، طولانیتر از زمانی است که آب در ۱۰۰ درجه میجوشد.
💦 سریقلی از زبانهای ایرانی است که در جنوب غربی ایالت خودمختار سینکیانگ چین بدان تکلم میشود. این منطقه با ارتفاعی میان ۳٬۰۰۰ تا ۳٬۳۰۰ متر، در کوههای پامیر واقع است. سه زبان دیگر در جغرافیایی رواج دارند که بلندای آن چندان فراتر از سطح دریاهای آزاد نیست. گویشوران کمزاری (یا لارکی) در شبهجزیرهٔ مسندم عمان و جزیرهٔ لارک ایران زندگی میکنند؛ منداییان (یا صابئین) غالباً در پیرامون رود کارون در ایران و نیز در جنوب عراق ساکناند؛ و کرشیزبانان بیشتر از اهالی استان هرمزگاناند.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۱۰):
💦 آب در فشار کمتر از یک اتمسفر در دمایی پایینتر از ۱۰۰ درجهٔ سانتیگراد به جوش میآید و سبب افزایش زمان پختوپز میشود. بهگفتهٔ دیگر، هرچه از سطح دریاهای آزاد بالاتر برویم، از فشار اتمسفری کاسته میشود و نقطهٔ جوش آب پایینتر میآید. مثلاً، نقطهٔ جوش آب در قلهٔ اورست، تقریباً ۷۱ درجهٔ سانتیگراد است و طبیعتاً طبخ غذای آبپز در این نقطهٔ جوش، طولانیتر از زمانی است که آب در ۱۰۰ درجه میجوشد.
💦 سریقلی از زبانهای ایرانی است که در جنوب غربی ایالت خودمختار سینکیانگ چین بدان تکلم میشود. این منطقه با ارتفاعی میان ۳٬۰۰۰ تا ۳٬۳۰۰ متر، در کوههای پامیر واقع است. سه زبان دیگر در جغرافیایی رواج دارند که بلندای آن چندان فراتر از سطح دریاهای آزاد نیست. گویشوران کمزاری (یا لارکی) در شبهجزیرهٔ مسندم عمان و جزیرهٔ لارک ایران زندگی میکنند؛ منداییان (یا صابئین) غالباً در پیرامون رود کارون در ایران و نیز در جنوب عراق ساکناند؛ و کرشیزبانان بیشتر از اهالی استان هرمزگاناند.
@MorphoSyntax
🆒5🔥1