MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


☑️ تقطیع تکواژی | پسوند صفت مفعولی

💢 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد زبان‌شناسی (۱۳۸۹) است که با حوزۀ صرف و نحو پیوند دارد:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۹۸ ــ جملۀ «او از اینجا رفته بود» دارای چند تکواژ است؟
۱. پنج
۲. شش
۳. هفت
۴. هشت
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

💢 باید توجه کنیم که ساخت موسوم به صفت مفعولی متشکل از «ریشه + وند گذشته + ـه» نیست؛ بلکه این ساختار صرفی‌نحوی از واژگونه‌ای از ریشه به‌همراه پسوند «ـ‌ده/ ـ‌ته» ساخته می‌شود که در دستور زایشی به وند «en-» معروف است.

💢 فعل گذشتۀ سوم شخص مفرد «بود» سه تکواژ در خود دارد: واژگونه‌ای از ریشۀ «باش» که به شکل «بو» آشکار می‌شود و گونه‌ای از آن را در «بُوَم/ بُوی/ . . . » می‌بینیم؛ وند گذشتۀ «ـ‌د»؛ و سرانجام پسوند تصریفی مطابقه یا شناسۀ صفر.

💢 تقطیع تکواژی جملۀ بالا این‌گونه است:
او + از + این + جا + رفـ (رو) + ته + بو + د + 0
این جمله از «۹» تکواژ تشکیل شده که در گزینه‌های بالا نیامده است. حتی اگر پسوند صفت مفعولی را به شیوهٔ سنتی، متشکل از «وند گذشته + ـه» بدانیم، تعداد تکواژهای جملهٔ مورد بحث به «۱۰» افزایش می‌یابد که باز هم در میان گزینه‌ها نیست.

@MorphoSyntax
🤔3👍2👌1
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۱۰): ▪️گویشور بومی در حالی که به پرسش‌های زبان‌شناس سازمان میراث فرهنگی دربارۀ چگونگی تولید ساخت مجهول پاسخ می‌داد، ظرف آبی را روی آتش گذاشت و چند تخم‌مرغ و سیب‌زمینی بدان افزود تا آبپز شوند. بااین‌همه، فرایند آبپز شدن بیش از حد انتظار زبان‌شناسِ…


🗝 پاسخ مسئله (۱۰):

💦 آب در فشار کمتر از یک اتمسفر در دمایی پایین‌تر از ۱۰۰ درجهٔ سانتی‌گراد به جوش می‌آید و سبب افزایش زمان پخت‌وپز می‌شود. به‌گفتهٔ دیگر، هرچه از سطح دریاهای آزاد بالاتر برویم، از فشار اتمسفری کاسته می‌شود و نقطهٔ جوش آب پایین‌تر می‌آید. مثلاً، نقطهٔ جوش آب در قلهٔ اورست، تقریباً ۷۱ درجهٔ سانتی‌گراد است و طبیعتاً طبخ غذای آبپز در این نقطهٔ جوش، طولانی‌تر از زمانی است که آب در ۱۰۰ درجه می‌جوشد.

💦 سریقلی از زبان‌های ایرانی است که در جنوب‌ غربی ایالت خودمختار سین‌کیانگ چین بدان تکلم می‌شود. این منطقه با ارتفاعی میان ۳٬۰۰۰ تا ۳٬۳۰۰ متر، در کوه‌های پامیر واقع است. سه زبان دیگر در جغرافیایی رواج دارند که بلندای آن چندان فراتر از سطح دریاهای آزاد نیست. گویشوران کمزاری (یا لارکی) در شبه‌جزیرهٔ مسندم عمان و جزیرهٔ لارک ایران زندگی می‌کنند؛ منداییان (یا صابئین) غالباً در پیرامون رود کارون در ایران و نیز در جنوب عراق ساکن‌اند؛ و کرشی‌زبانان بیشتر از اهالی استان هرمزگان‌اند.

@MorphoSyntax
🆒5🔥1


🔍 مسئله (۱۱):

▪️جملات هم‌معنای عربی و انگلیسی در زیر متشکل از چند تکواژند؟

«كَانَ عَلِيٌّ قَدْ ذَهَبَ مِنْ هُنَا.»

“Ali had gone from here.”

@MorphoSyntax
🤔4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


🪩 تفکر انتقادی | استدلال و مغالطه

🎧 آرش رحمانی

@MorphoSyntax
4


🔍 مسئله (۱۲):

💠 پلیس دریایی پس از توقیف قایق مهاجران غیرقانونی، در حال پرس‌وجو از سرنشینان قایق بود تا تابعیت آنها را تشخیص دهد. یکی از سرنشینان که متوجه نشده بود مخاطب افسر پلیس قرار گرفته است، با انگلیسی دست‌وپا شکسته پرسید:

- who whom what is asked?
که یعنی:
- Who asked who what?

💠 این مهاجران احتمالاً اهل کدام کشور بوده‌اند؟

۱. سوریه
۲. بلغارستان
۳. اکوادور
۴. چین

@MorphoSyntax
🤓4🤔1


💥 وند نمود کامل | تصریف یا اشتقاق؟

▫️پسوند نمود کامل یا اصطلاحاً وند «en-» که در فارسی به یکی از دو گونهٔ «ـ‌ده» یا «ـ‌ته» آشکار می‌شود، ممکن است هویت تصریفی یا اشتقاقی داشته باشد.

▫️این وند وقتی با فعل به‌کار می‌رود، عنصر تصریفی است:
ــ او ظاهرش را [V آراسته] بود.
ــ او این متن را [V نوشته] است.

▫️این وند هنگامی که صفت یا اسم می‌سازد، عنصر اشتقاقی است:
ــ او ظاهرش را [A آراسته] کرد.
ــ در این نشریه [N نوشته]‌اش انتشار یافت.

▫️این وند در زبان انگلیسی نیز همین هویت دوگانه را دارد:

▪️Inflectional -ed: She has educated.
▪️Derivational -ed: She is educated.

@MorphoSyntax
👍4🙏21


🧊 ساختواژه | ساختار درونی واژه

○ ساختار درونی واژهٔ «ناپاکی» چگونه است؟ «ناپاکی» از واژهٔ «پاکی» مشتق شده، یا از «ناپاک»؟ یا شاید هم هر دو ساختار؟

(الف). [[ناـ [پاک]] ـ‌ی]
(ب). [ناـ [[پاک] ـ‌ی]]

○ در ساختار (الف)، ابتدا «ناپاک» شکل گرفته و سپس پسوند «ـ‌ی» به آن ملحق شده است.

○ در ساختار (ب)، ابتدا «پاکی» ساخته شده و سپس پیشوند «ناـ» به آن پیوسته است.

○ «ناـ» عمدتاً پیشوند صفت‌ساز است و با پیوستن به اسم، صفت، فعل، یا برخی از واژه‌های مشتق، مقولهٔ صفت به‌دست می‌دهد:
ناامید، ناراحت، ناتوان، ناشناخته

○ ازآنجاکه «ناپاکی» اسم است، ابتدا صفت «ناپاک» از «پاک» مشتق شده و سپس، وند اسم‌ساز (حاصل مصدر) «ـ‌ی» به «ناپاک» پیوسته است:

● [پاک]
● [ناـ [پاک]]
● [[ناـ [پاک]] ـ‌ی]

@MorphoSyntax
👌5👍1


🔔 مدرسهٔ تابستانی | زبان‌شناسی و زبان‌های ایرانی

The first online summer school on Iranian linguistics (SSOIL) is happening this August, and registration is now open. All the information can be found on the flyer and the schedule. If you have any questions, don't hesitate to reach out to us at iranianlinguistics@gmail.com.

Registration link:

https://forms.gle/fuwnCMpQVmtUaCEW7

@MorphoSyntax
👍5


🔍 مسئله (۱۳):

◄ یکی از حاکمان محلی ایران به دربار فرمانروای وقت نامه‌ای نوشت و به دلیل وقوع خشک‌سالی، خواستار کاهش خراج سالانه شد. او در بخشی از عریضهٔ خود تصریح کرد:

« . . . باران از آسمان هیچ نبارید و گندم و جو از زمین نرویید و نیمی از گله از دست بشد.»

◄ دربار کدام‌یک از فرمانروایان زیر مخاطب این نامه بوده است؟

۱. امیرنصر سامانی
۲. ابومنصور سَبُک‌تَگین
۳. یعقوب لیث صفاری
۴. محمد خوارزمشاه

@MorphoSyntax
🆒3


📝 ویرایش | واج میانجی غیرمجاز


▪️ریشهٔ «ده» (از مصدر «دادن») چهار واژگونه (allomorph) دارد که هریک در بافت ساختواژی ویژهٔ خود آشکار می‌شود:

(۱). واژگونهٔ «dah» در:
بدهید، دهش، سازمان‌دهنده

(۲). واژگونهٔ «de» در:
بده، بده‌بستان، پول‌بده

(۳). واژگونهٔ «dā» در:
دادند، دادن، دل‌داده

(۴). واژگونهٔ «deh» در:
بدهکار، سازمان‌دهی، باردهی


▪️صورت چهارم که به همخوان /h/ ختم می‌شود، همان گونه‌ای است که در «فرمانده، شیرده» و واژه‌های مشابه به‌کار می‌رود. بنابراین، هنگامی که چنین واژه‌هایی وابستهٔ پسین می‌پذیرند، درج همخوان میانجی /y/ میان هسته و وابسته (یا میان صفت‌های متوالی) نادرست است:

نادرست:
فرمانده‌ی جنگ، مادران شیرده‌ی جوان

درست:
فرماندهِ جنگ، مادران شیردهِ جوان


▪️در تأیید نکتهٔ بالا می‌توان به ساخت حاصل مصدر این واژه‌ها اشاره کرد. «فرمانده، شیرده» و نمونه‌های همسان، بدون نیاز به حضور همزهٔ میانجی، به یای حاصل مصدر می‌پیوندند:

نادرست:
فرمانده‌ای میدان، مدت شیرده‌ای

درست:
فرماندهی میدان، مدت شیردهی

@MorphoSyntax
👌4🙏1


📝 ویرایش | فاعل و فعل در بند وصفی

«عاقبت مرافعه به این ختم شد که یهودی به جای شریکش یک‌صد دینار به نمایندهٔ تاجر داده از کلیهٔ حقوق خود بگذرد.»

(الف). فعل «داده» کدام مشخصه‌های صرفی‌نحوی زیر را دارد؟
۱. زمان
۲. نمود
۳. وجه
۴. مطابقه

(ب). فاعل ساختاری فعل «بگذرد» کدام گروه اسمی حاضر در جمله است؟
۱. یهودی
۲. شریک
۳. نماینده
۴. تاجر

🔻بند وصفی که در سنت دستورنویسی فارسی وجه وصفی نیز خوانده می‌شود، ساختار ادات‌گونه‌ای است که به بند اصلی متصل می‌شود و فاعل مشترک با آن دارد. فعل این بند ناخودایستا (بدون زمان و شخص‌وشمار) فقط دارای مشخصهٔ نمود کامل است تا نشان دهد یک رخداد پیش از رخدادی دیگر یا در آستانهٔ وقوع آن، کامل شده است.


🔻پیامد بلافصل این سخن آنکه:

(۱). بند وصفی و بند اصلی همپایه نیستند و لاجرم نمی‌توان میان آنها حرف عطف همپایه آورد. جملهٔ زیر نادستوری است:

*عاقبت مرافعه به این ختم شد که یهودی به جای شریکش یک‌صد دینار به نمایندهٔ تاجر داده و از کلیهٔ حقوق خود بگذرد.

(۲). بند وصفی و بند اصلی نمی‌توانند فاعل‌های ساختاری ناهمسان داشته باشند. جملهٔ زیر نادستوری است:

*عاقبت مرافعه به این ختم شد که یهودی به جای شریکش یک‌صد دینار به نمایندهٔ تاجر داده، مرد تاجر از کلیهٔ حقوق خود بگذرد.

(۳). در جملهٔ مورد بحث، فعل «داده» فقط مشخصهٔ دستوری نمود دارد و تعبیر زمان و وجه و مطابقهٔ آن وابسته به فعل «بگذرد» است. فاعل بند وصفی و بند اصلی، گروه اسمی مشترک «یهودی» است و اگر نویسنده جز این اراده کرده باشد، ره به خطا برده است.

. . . که [یهودی [به جای شریکش یک‌صد دینار به نمایندهٔ تاجر داده]، از کلیهٔ حقوق خود بگذرد].

@MorphoSyntax
🔥3👍1
در گروه معرف (DP) درون قلاب، نقش سازه‌های «بیست دستگاه خودرو» و «بانک بهمان» به ترتیب چیست:

[هدیهٔ بیست دستگاه خودروی بانک بهمان به دارندگان حساب‌های قرض‌الحسنه] منتفی شد.
Anonymous Poll
25%
مضاف‌الیه ــ مضاف‌الیه
17%
مضاف‌الیه ــ موضوع بیرونی
40%
موضوع درونی ــ مضاف‌الیه
19%
موضوع درونی ــ موضوع بیرونی


🚦دستور خط | همزهٔ میانی در وام‌واژه‌های فرنگی

▫️براساس شیوه‌نامهٔ خط فرهنگستان، واژهٔ فرنگی «realist» باید به‌صورت «رئالیست» ضبط شود. اما در خط فارسی، همزهٔ آغازین و میانی پیش از واکهٔ «ā» از دیرباز با نشانهٔ مد نمایش داده می‌شود، تفاوتی هم نمی‌کند که واژهٔ مورد نظر دخیل باشد، یا نیای فارسی داشته باشد: «قرآن، رآکتور، نوآیین، راه‌آهن» و مانند آنها.

▫️اگر «رآلیست» را «رئالیست» بنویسیم، «قرآن» را هم باید «قرئان» نوشت و «رآکتور» را به‌صورت «رئاکتور» ضبط کرد. همچنین، اگر «نئو» به «آته‌ئیست» افزوده شود، طبق قاعدهٔ بالا، به‌جای «نئوآته‌ئیست» باید صورت عجیب «نئوئاته‌ئیست» را بپذیریم، و نمونه‌های فراوان دیگر.

▫️این‌که در کنار تاریخ، جغرافیا هم بر دستور خط اثر بگذارد، احتمالاً به تشتت بیشتر می‌انجامد؛ از جمله کاربران فرهنگ‌های فارسی ممکن است سرگردان شوند که آیا واژهٔ «رئالیست» را باید پس از مدخل «ریالی» بجویند یا برای «رآلیست» به ذیل مدخل «رآکتور» بنگرند. اما به‌هرروی، به‌نظر می‌رسد که برای حفظ یک‌دستی در رسم‌الخط، پیروی از شیوه‌نامهٔ خط فرهنگستان بر هر استدلال و منطقی ترجیح داشته باشد.

@MorphoSyntax
👍62


▫️هرگز با زبان‌شناس‌جماعت گفتگو نمی‌کنید، مگر آن‌که آنچه را می‌گویید، ثبت می‌کنند و در لحظه‌ای مناسب برضد خودتان به کار می‌بندند.

✍🏻 دیوید کریستال

@MorphoSyntax
👌7🥰3😁3🤓3


🧊 ساختواژه | تکواژ مستمند!


🔻تکواژ تک‌نمود (cranberry morpheme) تکواژ یا واژگونه‌ای از یک تکواژ است که منحصراً در یک واژه آشکار می‌شود. در زبان انگلیسی، «--cran» چنین تکواژی است و فقط در «cranberry» به‌کار می‌رود، در حالی که «berry» را می‌توانیم به‌تنهایی یا در مجموعه‌ای از واژه‌های مرکب مشابه بیابیم.

🔻در زبان بی‌مانند فارسی نیز چنین تکواژها و واژگونه‌های تک‌نمودی یافت می‌شود. واژهٔ مهجور «مُست» (به‌معنای شکوه و شکایت) امروزه تنها در «مستمند» آشکار می‌شود و به‌تنهایی یا در واژه‌های غیربسیط به‌کار نمی‌رود. عدد «نُه» در فارسی دارای واژگونهٔ «نوزــ» است که مگر در «نوزده»، در جایگاه دیگری حاضر نمی‌شود.

من این مُست گران را با که گویم
من این بیداد را داد از که جویم
(فخرالدین گرگانی)

@MorphoSyntax
👍9🙏2