MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


💎 نحو | تعجب‌واژه: چه سری چه دُمی عجب پایی!

▪️تعجب‌واژهٔ «چه» و مترادف‌های آن، مانند «عجب»، به مقولهٔ دستوری معرف (determiner) تعلق دارند و از این منظر، مانند صفت‌های اشاره (این، آن)، حروف تعریف (یک)، و سورها/ کمیت‌نماها (همه، هیچ) هستند.

◄ چه کتابی!
◄ چه کتاب خوبی!
◄ عجب حرف‌هایی زدی!
◄ عجب حرف‌های بی‌منطقی‌ زدی!

▪️مهم‌تر از ماهیت تعجب‌واژه، نقش عنصر وابستهٔ «ـ‌ی» است که در ساخت‌های تعجبی، در پی گروه اسمی می‌نشیند. با توجه به این‌که ساختار جملهٔ تعجبی به این عنصر دستوری مجوز حضور می‌دهد و بنابراین، انگیزهٔ تظاهر آن مطابقهٔ نحوی است، «ـ‌ی» تعجبی را باید در گروه پسوندهای تصریفی زبان فارسی قرار داد.

▪️گاهی ممکن است وند «ـ‌ی» در ساختار تعجبی نمود آوایی نداشته باشد. این رخداد غالباً با اسم‌های جمع مشاهده می‌شود:

◄ دوستت چه حرف‌ها می‌زند!
◄ برای قبولی، چه کارها می‌کنی!

▪️در متون کهن فارسی نیز می‌توان نمونه‌های فراوانی از ساخت تعجبی، همراه با تعجب‌واژهٔ «چه» و پسوند تصریفی «ـ‌ی» یافت:

در وهـــم نیایـــد کــه چـــه مـــطبوع درخـــتی
پیداست که هرگز کس از این میوه نچیده‌ست
(سعدی)

@MorphoSyntax
👍851
Summer School on Iranian Linguistics 2024.pdf
23.6 MB


🔔 مدرسهٔ تابستانی | معرفی و برنامه

Summer School on Iranian Linguistics (2024)

@MorphoSyntsx
6


🌍 هم‌اکنون | آسمان غرب آسیا

○ شب «مرداد» به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه‌ها می‌گذرد!

@MorphoSyntax
😢32🤔2


☑️ نحو | سور شناور

🔅 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد زبان‌شناسی (۱۳۸۸) است که با حوزۀ نحو پیوند دارد:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۷۰ ــ سه ضمیر «ما»، «همه» و «خویش» در بیت زیر به ترتیب چه نقشی دارند؟

ما همه کودکان ایرانیم/ مادر خویش را نگهبانیم

۱. مسند ــ قید ــ مضاف‌الیه
۲. مسند ــ مسندالیه ــ مفعول
۳. نهاد ــ قید ــ مضاف‌الیه
۴. نهاد ــ مسندالیه ــ مفعول
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🔅 نقش ضمایر «ما» و «خویش» در بیت بالا چندان مناقشه‌برانگیز نیست: اولی فاعل ساختاری جمله است که می‌توانیم آن را فاعل، مسندالیه یا نهاد بنامیم. دومی هم وابستهٔ «مادر» است و بنابراین در جایگاه مضاف‌الیه قرار دارد.

🔅 براین اساس، گزینهٔ ۳ پاسخ صحیح خواهد بود و ناگزیریم «همه» را در نقش قید بپذیریم. اما «همه» وابستهٔ «ما» است و طبق تعاریف رایج، قید نمی‌تواند توصیفگر اسم باشد. صورت زیربنایی مصراع نخست این‌گونه است: «همهٔ ما کودکان ایرانیم».

🔅 در دستور زایشی، سور/ کمیت‌نمای «همه» که عنصر معرف (determiner) به‌شمار می‌رود، نقش و جایگاهی همانند صفات اشاره و حروف تعریف دارد. این عنصر نحوی می‌تواند از اسم جدا شود و در جایگاه‌های مختلف جمله تظاهر یابد. به همین دلیل، بسیاری از زبان‌شناسان آن را سور یا کمیت‌نمای شناور (floating quantifier) می‌خوانند:

همهٔ بچه‌ها به‌موقع به امتحان رسیدند.
◄ بچه‌ها همه به‌موقع به امتحان رسیدند.
◄ بچه‌ها به‌موقع همه به امتحان رسیدند.
◄ بچه‌ها به‌موقع به امتحان رسیدند همه.

🔅 در مجموع، به‌نظر می‌رسد که در این بیت، برچسب قید برای کمیت‌نمای یادشده چندان دقیق نباشد و بهتر است آن را معرف یا دست‌کم زیرمقولهٔ صفت بدانیم. زنده‌یاد فرشیدورد (۱۳۸۲: ۴۵۹) قید را این‌گونه تعریف می‌کند: «کلمه‌ای که مضمون جمله یا فعل یا صفت یا قید یا گروه وصفی یا قیدی یا هر کلمهٔ دیگر به‌جز اسم و جانشین اسم را مقید کند و چیزی به معنای آن بیفزاید.»

@MorphoSyntax
👍3🔥2🙏2👏1


☑️ قلاب‌گذاری | ساخت درونی واژه

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔺پرسش بالا، یکی از سؤالات کنکور دکتری زبان‌شناسی (۱۴۰۳) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

⭕️ روش قلاب‌گذاری این واژهٔ مشتق که ساخت درونی آن را نشان می‌دهد، به ترتیب زیر است:

🔻هستۀ واژگانی این واژهٔ مشتق، «organ» است و بنابراین در درون قلاب اصلی می‌نشیند:
[organ]

🔻پیشوند «-re» غالباً به فعل می‌پیوندد؛ پس «organ» ابتدا با جذب پسوند «ize-» به فعل تبدیل شده است:
[[organ] –ize]

🔻سپس پیشوند «-re» به فعل «organize» ملحق شده است:
[re- [[organ] –ize]]

🔻در پایان، فعل «reorganize» با جذب پسوند «ation-» به اسم تبدیل شده است:
[[re- [[organ] –ize]] –ation]

🔻بدین ترتیب، گزینۀ «۴» شیوۀ قلاب‌گذاری صحیح واژۀ «reorganization» را نشان می‌دهد.

@MorphoSyntax
👍5🙏2
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۱۱): ▪️جملات هم‌معنای عربی و انگلیسی در زیر متشکل از چند تکواژند؟ «كَانَ عَلِيٌّ قَدْ ذَهَبَ مِنْ هُنَا.» “Ali had gone from here.” @MorphoSyntax


🗝 پاسخ مسئله (۱۱):


🔵 كَانَ عَلِيٌّ قَدْ ذَهَبَ مِنْ هُنَا.

🔹 بسیاری از زبان‌های هندواروپایی، از جمله فارسی و انگلیسی، فعل گذشته را برپایهٔ فعل حال می‌سازند (خور ◄ خورد). در عربی فعل حال برمبنای صورت گذشته ساخته می‌شود (فَعَلَ ◄ یَفعَلُ) و در افعال گذشتهٔ این زبان، وند زمان حضور ندارد.

🔹 فعل‌های عربی، در بسیاری از صیغه‌ها، حامل شناسه یا همان وند مطابقه (شخص و شمار و جنس) هستند. بااین‌همه، در فعل گذشتهٔ مفرد مذکر غایب (سوم شخص)، شناسهٔ آشکار حضور ندارد و آن را باید صفر تلقی کرد (فَعَلَ در برابر: فَعَلا، فَعَلوا، . . . ).

🔹 تقطیع تکواژی جملهٔ بالا این‌گونه است؛ نشانگر آشکار حالت بر روی فاعل را هم تکواژ در نظر گرفته‌ایم:

كَانَ + ۰ + عَلِي + ــُّ + قَدْ + ذَهَبَ + ۰ + مِنْ + هُنَا.


🟠 Ali had gone from here.

🔸 فعل کمکی «had» در انگلیسی که حامل زمان گذشته است، برپایهٔ صورت «have» ساخته شده و متشکل از دو تکواژ است. فعل «had» برخلاف صورت‌های حال این فعل، نشانگر مطابقه ندارد.

🔸 صورت صفت مفعولی «gone» از دو جزء تشکیل شده است: یکی پایهٔ واژگانی «go» و دیگری وند نمود کامل که اصطلاحاً وند «en-» خوانده می‌شود.

🔸 تقطیع تکواژی جملهٔ بالا این‌گونه است:

Ali + have + ed + go + en + from + here.


@MorphoSyntax
👍9


🧾 واژه‌گزینی | کنتـــــــــــــــــرل


□ اصطلاح بیگانهٔ «control» به تنهایی یا در ترکیب و اشتقاق، معادل‌های گونه‌گونی در فارسی دارد که برخی از نمونه‌های مصوب آن در پی آمده‌اند.


○ واپایش ◄ ◄ ◄ control
○ واپایشگر ◄ ◄ ◄ controller
○ واپایش‌پذیری ◄ ◄ ◄ controllability
○ واپایش‌پذیر ◄ ◄ ◄ controllable
○ واپاییده ◄ ◄ ◄ controlled
○ واپایی ◄ ◄ ◄ controlling

● دورفرمان ◄ ◄ ◄ remote control
● مرکز فرمان ◄ ◄ ◄ control centre
● پاییده‌نوش ◄ ◄ ◄ controlled drinker
● مهار مواد ◄ ◄ ◄ drug control
● گروه شاهد ◄ ◄ ◄ control group
● تسلط‌پنداری ◄ ◄ ◄ illusion of control
● نظارت اجتماعی ◄ ◄ ◄ social control
● مبارزه با بیماری ◄ ◄ ◄ disease control
● مراقب پرواز ◄ ◄ ◄ air traffic controller
● فضابانی ◄ ◄ ◄ space control
● کنترل کیفیت ◄ ◄ ◄ quality control


□ در شاخه‌های مختلف دانش، برای ساخت اصطلاحات جدیدی که در آنها واژهٔ «کنترل» وجود دارد، می‌توانیم از این نمونه‌ها الگو بگیریم.

@MorphoSyntax
🤔3👌3🔥2👍1
2017 The Handbook of Linguistics.pdf
18.8 MB


📓 کتاب | دستینهٔ زبان‌شناسی

▫️The Handbook of Linguistics, 2nd Edition (2017)

▫️Edited by:
Mark Aronoff and Janie Rees-Miller

@MorphoSyntax
🙏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🧾 واژه‌گزینی | تصویب معادل برای ایموجی

▫️به پیشنهاد گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، برابرنهادهٔ «شکلک» برای اصطلاح «ایموجی» به تصویب رسید.

Emoji = شکلک
Borrowed from Japanese, "e" (picture) + "moji" (character)

@MorphoSyntax
👍7👎1
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۱۲): 💠 پلیس دریایی پس از توقیف قایق مهاجران غیرقانونی، در حال پرس‌وجو از سرنشینان قایق بود تا تابعیت آنها را تشخیص دهد. یکی از سرنشینان که متوجه نشده بود مخاطب افسر پلیس قرار گرفته است، با انگلیسی دست‌وپا شکسته پرسید: - who whom what is asked?…


🗝 پاسخ مسئله (۱۲):

💠 در برخی از زبان‌ها، مانند انگلیسی، یک پرسش‌واژه (WH) باید به اجبار به آغاز جمله حرکت کند. در شماری از زبان‌ها، همچون چینی و فارسی، فرایند حرکت اجباری پرسش‌واژه به آغاز جمله وجود ندارد و اگر هم چنین حرکتی رخ دهد، پیامد نوعی قلب نحوی (برای تأکید یا مبتداسازی) است.

◄ سینا کتابش را [به چه‌کسی] هدیه داد؟
◄ [به چه‌کسی] سینا کتابش را هدیه داد؟


💠 در بسیاری از زبان‌های شاخهٔ اسلاوی، همهٔ پرسش‌واژه‌های حاضر در جمله باید طی حرکتی اجباری، به آغاز آن منتقل شوند. بلغاری چنین زبانی است؛ مانند نمونهٔ زیر که از بوئکس و گرومان (۲۰۰۳: ۵) نقل شده است:

Koj kogo kakvo e pital?
Who whom what is asked
= Who asked whom what?


💠 از میان چهار زبان عربی (سوریه)، بلغاری (بلغارستان)، اسپانیایی (اکوادور)، و چینی (چین)، فقط بلغاری دارای ویژگی «پیش‌گذاری چندگانهٔ پرسش‌واژه» است. مهاجری که تحت تأثیر زبان مادری خود، سه پرسش‌واژهٔ انگلیسی را به آغاز جمله جابه‌جا کرده است، احتمالاً باید بلغاری‌زبان باشد.

Ⓜ️ Multiple Wh-Fronting

@MorphoSyntax
👍6🆒2
2003 Multiple Wh-Fronting.pdf
1.1 MB


📘 کتاب | پیش‌گذاری چندگانۀ پرسش‌واژه

▫️Multiple Wh-Fronting (2003)

▫️Edited by:
Cedric Boeckx (Harvard University)
K. K. Grohmann (University of Cologne)

@MorphoSyntax
🙏4👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


🌐 ریشه‌شناسی | کاریز

💦 کاریز (قنات) جوی آبی را گویند که در زیر زمین بکنند تا آب از آن روان شود. در فارسی میانه آن را «کهریز» می‌گفتند.

💦 ریشهٔ این واژه ممکن است از ایران باستان «knθra» به معنای «کَنش، حفره» باشد که برآمده از صورت «kan»، به مفهوم «کندن» است؛ و نیز احتمال داده‌اند که «کاریز» از ریشهٔ «Kāh» به معنای «چاه، چشمه» باشد (نک: حسن‌دوست ۱۳۹۳).

@MorphoSyntax
👍3🔥3👌2


🌐 ریشه‌شناسی | هگمتانه

▫️در چهل‌وششمین کمیتهٔ میراث جهانی یونسکو که از ۳۱ تیر تا ۱۰ مرداد ۱۴۰۳ در دهلی‌نو برگزار شد، پروندهٔ «هگمتانه» به تصویب رسید و محوطهٔ تاریخی هگمتانه، نخستین پایتخت ایران بزرگ، به فهرست میراث جهانی یونسکو افزوده شد. هگمتانه بیست‌وهشتمین اثر از ایران است که در شمار میراث مشترک بشری قرار گرفته است.

▫️هَگمَتانَه (فارسی نو: هَمَدان؛ یونانی: اکباتان)، به معنی «جای گردآمدگان»، پایتخت مادها بود. نام این شهر در سنگ‌نبشته‌های باستانی «hagmatāna» و «hamgamatana» ثبت شده و گمان می‌رود که با واژهٔ «انجمن» در فارسی نو، نیای مشترک داشته باشد.

▫️در ایرانی باستان، «ham-ǰamana» (انجمن، گردهمایی)، برآمده از پیشوند «ham» و ریشهٔ «gam» (آمدن) است. این ریشه همان است که در فارسی معاصر در واژگونهٔ «Ɂām»، در مصدر «آمدن» دیده می‌شود و در انگلیسی به شکل «come» یا در آلمانی به صورت «kommen» درآمده است.

▫️صورت «آمدن» برخلاف تقطیع سنتی، مشتق از گونهٔ «آمـَ» و پسوند مصدرساز «ــ‌دن» است. به‌عبارتی، «آمدن» مانند همهٔ مصدرهای فارسی متشکل از دو تکواژ است و عنصر زمان (وند گذشته) در آن حضور ندارد.

@MorphoSyntax
👍8🙏2
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۱۳): ◄ یکی از حاکمان محلی ایران به دربار فرمانروای وقت نامه‌ای نوشت و به دلیل وقوع خشک‌سالی، خواستار کاهش خراج سالانه شد. او در بخشی از عریضهٔ خود تصریح کرد: « . . . باران از آسمان هیچ نبارید و گندم و جو از زمین نرویید و نیمی از گله از دست بشد.»…


🗝 پاسخ مسئله (۱۳):

« . . . باران از آسمان هیچ نبارید و گندم و جو از زمین نرویید و نیمی از گله از دست بشد.»


◄اصطلاح بیش‌گونگی (overabundance) به معنای وجود دو یا چند صورت مختلف برای یک محتوای تصریفی یا اشتقاقی است. ریشۀ «burn» در انگلیسی دو صورت «burnt» و «burned» برای ساخت صفت مفعولی دارد یا ریشۀ «کوب» در فارسی با دو مصدر «کوفتن» و «کوبیدن» آشکار می‌شود.

◄به همین ترتیب، ریشۀ «رو(ی)» دو صورت مصدری «رُستن» و «روییدن» دارد و از هر دو، فعل گذشته، صفت مفعولی، اسم مشتق و مانند آنها ساخته می‌شود. اما نکتۀ قابل توجه این‌که تا سدۀ چهارم هجری فقط گونۀ «رُستن» در فارسی رواج داشت و مصدر «روییدن» (و فعل گذشتهٔ رویید) در متون نظم و نثر به‌کار نمی‌رفت.

بیابان چو دریای خون شد درست
تو گفتی که روی زمین لاله رست (حکیم فردوسی)

◄از سدۀ ششم و هفتم هجری گونۀ «روییدن» که طبق الگوی قاعده‌مند ساخته می‌شود، به تدریج راه خود را به زبان گشود و در کنار «رستن» در نظم و نثر فارسی به‌کار رفت.

هر گل خندان که رویید از لب آن جوی مهر
رسته بود از خار هستی جسته بود از ذوالفقار (مولانا)

◄متن فرضی بالا که در آن فعل «نرویید» آمده است، نمی‌تواند در دورۀ فرمانروایانی نوشته شده باشد که پیش از سدۀ پنجم هجری درگذشته‌اند. از آن میان، سلطان محمد خوارزمشاه در روزگاری می‌زیست که صورت صرفی «رویید» جای خود را در زبان باز کرده بود.

۱. امیرنصر سامانی (درگذشت ۳۳۱ هجری)
۲. ابومنصور سَبُک‌تَگین (درگذشت ۳۸۷ هجری)
۳. یعقوب لیث صفاری (درگذشت ۲۶۵ هجری)
۴. محمد خوارزمشاه (درگذشت ۶۱۷ هجری)

@MorphoSyntax
4👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | استاد میرجلال‌الدین کزازی

○ فزونی گرایش به آوردن واژه‌های فارسی در گفتار و نوشتار . . .

@MorphoSyntax
👍5👎3
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۱۴): 🍴نیام، در حال بازبینی فهرست دوستانی که به شام دعوت کرده بود، گفت: «امین برای کمک به من مجبوره بیاد؛ مینا بعد از پایان کلاس زبانش می‌تونه بیاد؛ مانی بدون دعوت هم احتمال داره بیاد؛ نیما به‌رغم اون مشاجرۀ تندمون تصمیم داره بیاد.» 🍴اگر از…


🗝 پاسخ مسئله (۱۴):


🔘 صورت‌های ساده‌شدهٔ چهار جملهٔ مورد نظر این‌گونه‌اند:

● امین مجبور است [(‌که) بیاید].
● مینا می‌تواند [(‌که) بیاید].
● مانی احتمال دارد [(‌که) بیاید].
● نیما تصمیم دارد [(‌که) بیاید].

🔘 از میان چهار جملهٔ بالا، فقط «مانی» با فعل بند اصلی (پایه) رابطهٔ معنایی ندارد و در جایگاه فاعل ساختاری آن حضور نیافته است. در سه جملهٔ دیگر، فاعل‌ها با دو فعل پایه و پیرو رابطهٔ معنایی دارند. مثلاً، «مینا» با هر دو فعل «توانستن» و «آمدن» پیوند معنایی برقرار کرده است.

🔘 «مانی» حتی با فعل «احتمال داشتن» مطابقهٔ صوری ندارد. اگر به جای این چهار نام، از اسم یا ضمیری با شخص‌وشمار متفاوت استفاده کنیم، عدم مطابقهٔ فعل پایه، در جملهٔ سوم، خود را آشکارا نشان می‌دهد.

● من مجبورم بیایم.
● من می‌توانم بیایم.
● من احتمال دارد بیایم.
● من تصمیم دارم بیایم.

● دوستانم مجبورند بیایند.
● دوستانم می‌توانند بیایند.
● دوستانم احتمال دارد بیایند.
● دوستانم تصمیم دارند بیایند.

🔘 بدین ترتیب، «مانی» در جایگاه فاعل ساختاری فعل «احتمال داشتن» قرار ندارد، بلکه به انگیزه‌ای کلامی، مانند مبتداسازی، از بند درونه به بند اصلی جابه‌جا شده است.

🔘 بازنمایی زیربنایی جملهٔ مورد بحث در پی آمده است. «مانی» فاعل ساختاری بند درونه است و جایگاه فاعل بند اصلی، با پوچ‌واژهٔ ضمیری ناملفوظی اشغال شده که مشخصهٔ صرفی‌نحوی آن همواره سوم شخص مفرد است.

● مانی احتمال دارد [(‌که) بیاید].
● ـExplـ احتمال دارد [(‌که) مانی بیاید].

@MorphoSyntax
👍9


📝 ویرایش | وجه فعل

🟣 متن زیر را ملاحظه کنید:

🔹*سازمان‌های دولتی پذیرفته‌اند که به پیروی از مصوبهٔ هیئت دولت، حقوق و مزایای نیروهای پیمانی و رسمی خود را با آهنگ تورم متناسب کنند، اما به گفتهٔ نمایندهٔ وزارت کار، شركت‌های کوچک تا این لحظه امتناع کرده‌اند که پس از فروردین ماه سال آینده، دستمزد کارکنان قراردادی خود را افزایش خواهند داد.


🟣 پس از فعل‌های تحذیری یا بازدارنده (مانند: منع کردن، ممنوع کردن، بازداشتن، مانع شدن، جلوگیری کردن)، وجه فعل جملۀ درونه (پیرو) باید التزامی باشد. آخرین فعل متن بالا باید این‌گونه اصلاح شود:

🔹سازمان‌های دولتی پذیرفته‌اند که به پیروی از مصوبهٔ هیئت دولت، حقوق و مزایای نیروهای پیمانی و رسمی خود را با آهنگ تورم متناسب کنند، اما به گفتهٔ نمایندهٔ وزارت کار، شركت‌های کوچک تا این لحظه امتناع کرده‌اند که پس از فروردین ماه سال آینده، دستمزد کارکنان قراردادی خود را افزایش دهند.

@MorphoSyntax
👍5


💎 نحو | آزمون مرغابی

Taleghani (2008: 11):

In Persian modal concepts are expressed by Verbal modals, classified into two categories:
(A) Auxiliary modals such as: tavânsetan, . . .
(B) Complex verbal modals such as: ehtiyâj dâštan, . . .


□ اگرچه از «توانستن» معنای وجهی «امکان، توانایی، احتمال» برمی‌آید، اما این فعل برخلاف افعال وجهی همتای خود در انگلیسی (can, may) فعل کمکی نیست. رفتار صرفی‌نحوی «توانستن» متفاوت با افعال کمکی در فارسی و انگلیسی است:

(الف). فعل بعد از «توانستن» مطابقه می‌گیرد.
(ب). «توانستن» بند متممی (جملهٔ پیرو) می‌پذیرد.
(پ). «توانستن» و فعل پیرو هم‌زمان منفی می‌شوند.
(ت). فعل پیرو، وابسته‌های مستقل می‌گیرد.

◄ برادرت نمی‌تواند [(که) کتاب‌هایش را بعد از امتحانش به تو امانت ندهد].


آزمون مرغابی

○ اگر چیزی شبیه به مرغابی باشد، مثل مرغابی شنا کند، و صدایی همچون مرغابی دربیاورد، احتمالاً مرغابی است. «توانستن» هیچ شباهتی به بقیۀ مرغابی‌ها ندارد!

○ اما آیا «توانستن» در ساخت‌های غیرشخصی ممکن است فعل کمکی باشد؟

◄ از یک رودخانه نمی‌توان دوبار رد شد.


@MorphoSyntax
👍7
2008 Modality, Aspect and Negation in Persian.pdf
2.8 MB


📘 کتاب | وجهیت، نمود و نفی در فارسی


▫️Modality, Aspect and Negation
in Persian (2008)
▫️By: Azita H. Taleghani (University of Toronto)

@MorphoSyntax
🙏6


👁‍🗨 دیدگاه | نظام یکپارچهٔ صرف و نحو


▪️در رویکرد صرف توزیعی (DM)، ساخت‌های صرفی و نحوی در یک سطح تولید می‌شوند و میان دو پیمانهٔ صرف و نحو افتراقی نیست. به‌سخن دیگر، توانش ذهنی اهل زبان دو دستگاه مولد متمایز برای آفرینش سازه‌های نحوی و ساخت‌های صرفی ندارد و بنابراین، صرف و نحو ذیل یک شاخه از علم مطالعه می‌شوند.

▪️طبق این رهیافت نظری، گروه «کاغذِ دیواری» در حوزهٔ پساواژگانی که بنا به سنت نحو خوانده می‌شود، شکل می‌گیرد. زبان فارسی این ویژگی را دارد که سازهٔ یادشده را به همان شکل گروه نحوی و با صورت جمع «کاغذهای دیواری» به سطح آوایی برساند، یا آن را در قالب واژهٔ مرکب «کاغذدیواری» و با صورت جمع «کاغذدیواری‌ها» بازنمون کند. این ویژگی در زبان گسسته‌ای چون چینی غالباً یافت نمی‌شود.

@MorphoSyntax
41👍1
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۱۵): □ مدیر مدرسۀ غیرانتفاعی یغما در سال تحصیلی گذشته، آموزش زبان فرانسوی را نیز به برنامۀ درسی مدرسه افزود و از یک آموزگار تازه‌کار برای تدریس زبان دعوت به کار کرد. اما وقتی برای ادامۀ این برنامه در سال جدید، با اعتراض والدین یکی از دانش‌آموزان…


🗝 پاسخ مسئله (۱۵):

«آیا روش آموزشش رو نمی‌پسندید؟»

□ سازهٔ «روش آموزشش» می‌تواند دو خوانش داشته باشد:
الف. روش آموزش او (= معلم فرانسوی)
ب. روش آموزش آن (= زبان فرانسوی)

چون واژه‌بست «ــ‌ش» حالت اضافی (GEN) دارد، و نه مفعولی (ACC)، تعبیر الف مد نظر است؛ یعنی واژه‌بست در جایگاه موضوع درونی گروه اسمی قرار ندارد.

□ اما از فعل «نمی‌پسندید» دو خوانش زیر برمی‌آید:
الف. او (= فرزندتان) نمی‌پسندید (گذشته).
ب. شما (= والدین) نمی‌پسندید (حال).

□ بنا به سنت، تقطیع تکواژی فعل یادشده در دو خوانش الف و ب این‌گونه است:
الف. نـ + می + پسند + ید (وند زمان) + ۰ (شناسه)
ب. نـ + می + پسند + ید (شناسه)

□ براین اساس، مراد گویندهٔ جملهٔ بالا، این بوده است:

«آیا فرزندتان روش آموزش معلم زبان فرانسوی را نمی‌پسندید؟»

@MorphoSyntax
👍81