MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | کسب‌وکار در هند!

🔅این شیوهٔ کسب‌وکار لابد برای‌مان هم مضحک است، هم عجیب. جایی که دستگاه مسئول باید برای آمدوشد شهروندان تسهیلات فراهم کند، وظیفهٔ خود را به بخش خصوصی سپرده است. اما اگر نامش را بگذاریم «نردبان غیرانتفاعی» یا «پلکان رفاهی هیئت امنایی»، شاید دیگر نه طنزآمیز بنماید، نه دور از ذهن. شهروندانی هم که نمی‌خواهند برای این خدمات «اضافه» هزینه بپردازند، می‌توانند با چند صد متر پیاده‌روی، از مسیر دولتی آمدوشد کنند.

🔅چنین تجارتی البته همان‌قدر عجیب است که دولت وظیفهٔ خود را در خدماتی چون بهداشت و درمان، تأمین سرپناه، برقراری نظم و امنیت و جز آنها به بخش خصوصی، یا بدتر از آن، به بخش خصولتی، وانهد و هزینه‌اش را بر دوش مردم تحمیل کند. پرداخت هزینه برای تحصیل در دورهٔ متوسطه و عالی نیز تفاوت چندانی با این نردبان هندوان ندارد و همین قدر بی‌معناست؛ حتی اگر چنین هزینه‌ای برای دورهٔ تحصیلات تکمیلی در رشتهٔ زبان‌شناسی پرداخت شود!

@MorphoSyntax
👍7👎1


💎 نحو | ساخت دومفعولی


🔘 ساخت دومفعولی، ساختاری نحوی است که در آن، هر دو موضوع درونیِ محمول دومتعدی، به مقولۀ اسم تعلق دارند. فعل جملۀ (a) دو موضوع درونی با مقولۀ گروهی اسم و حرف اضافه دارد. اما همین فعل در جملۀ (b) دو موضوع درونی با مقولۀ اسم پذیرفته و بنابراین ساخت دومفعولی است:

► (a). Mary sent a present to each family member.
► (b). Mary sent each family member a present.

► (a). Carolyn baked that cake for my children.
► (b). Carolyn baked my children that cake.


🔘 همۀ زبان‌های جهان دارای تناوبی که میان جملات (a) و (b) مشاهده می‌شود، نیستند و ضمناً، در زبان‌هایی مثل انگلیسی که چنین تناوبی یافت می‌شود، همۀ محمول‌های سه‌ظرفیتی (دومتعدی) نمی‌توانند ساخت دومفعولی تولید کنند. فارسی از زبان‌هایی است که برخی از محمول‌های سه‌ظرفیتی آن می‌توانند در ساخت دومفعولی مشارکت کنند:

◄ (الف). سینا کرم سوختگی را به دستش مالید.
◄ (ب). سینا دستش را کرم سوختگی مالید.

◄ (الف). مادر داروی خواب‌آور را به بچه خوراند.
◄ (ب). مادر بچه را داروی خواب‌آور خوراند.


🔘 محمول برخی از خرده‌بندهای متممی و اداتی به مقولۀ اسم تعلق دارد. این نوع جملات را نباید با ساخت دومفعولی خَلط کرد. مثلاً دو سازۀ «شاعر» و «رئیس بانک» در زیر محمول خرده‌بند هستند (در دستور سنتی: تمیز)، نه مفعول جمله. طبیعتاً تناوبی که در نمونه‌های بالا مشاهده کردیم، برای این جملات وجود ندارد:

◄ (الف). گویا برادرتان شما را شاعر می‌داند.
◄ (ب). آقای خاوری خود را رئیس بانک جا زد.


✔️ double object = دومفعولی
✔️ ditransitive = دومتعدی
✔️ small clause = خرده‌بند

@MorphoSyntax
👍11


🔍 مسئله (۲۰)

🎒 معاون اجرایی مدرسه که در حال برنامه‌ریزی برای برگزاری اردوی دانش‌آموزی است، در پاسخ به پرسش مدیر گفت:
«این کاری که گفتید، قبلاً انجام شده.»

🎒 اگر مدیر مدرسه در سؤال خود از فعل واژگانی «شدن» استفاده کرده باشد، او چه چیزی از معاونش پرسیده بود؟


۱. آیا اعلام کرده‌اید که دانش‌آموزان پایهٔ هفتم نمی‌شود به این اردو بیایند؟

۲. آیا به والدین دانش‌آموزان اطلاع داده شد که باید موافقت خود را مکتوب کنند؟

۳. آیا هنوز بررسی نشده که چند نفر از دانش‌آموزان متقاضی شرکت در اردو هستند؟

۴. آیا همهٔ خانواده‌ها در جریان قرار گرفته‌اند که چنین اردویی دارد برگزار می‌شود؟

@MorphoSyntax
👍81
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


🗓 یکم آبان | روز ملی نثر پارسی

در نکوداشت ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی (۳۸۵ ــ ۴۷۰ هجری)


. . . چون ازین فارغ شدند، بوسهل و قوم از پای دار بازگشتند و حسنک تنها ماند، چنانکه تنها آمده بود از شکم مادر . . . و حسنک قریب هفت سال بر دار بماند، چنانکه پای‌هایش همه فروتراشید و خشک شد، چنانکه اثری نماند تا به‌دستور فرو گرفتند و دفن کردند، چنانکه کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست. و مادر حسنک زنی بود سخت جگرآور، چنان شنودم که دو سه ماه ازو این حدیث نهان داشتند. چون بشنید، جزعی‌ نکرد، چنانکه زنان کنند؛ بلکه بگریست به‌درد، چنانکه حاضران از درد وی خون گریستند. پس گفت:
بزرگا مردا که این پسرم بود! که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان.
و ماتم پسر سخت نیکو بداشت، و هر خردمند که این بشنید، بپسندید. و جای آن بود. و یکی از شعرای نیشابور این مرثیه‌ بگفت اندر مرگ وی:

ببرید سرش را که سران را سر بود
آرایش دهر و ملک را افسر بود

گر قرمطی و جهود و گر کافر بود
از تخت به‌ دار برشدن منکر بود


📙 تاریخ بیهقی، جلد ششم، ذکر بر دار کردن حسنک وزیر

@MorphoSyntax
9👍3😢1


کدام توصیف دستوری دربارهٔ دوبیتی زیر درست است: ببرید سرش را که سران را سر بود/ آرایش دهر و ملک را افسر بود/ گر قرمطی و جهود و گر کافر بود/ از تخت به‌ دار برشدن منکر بود
Anonymous Quiz
53%
سومین «سر» در مصراع اول، محمول است.
10%
«ملک» دارای حالت دستوری مفعولی است.
8%
«کافر» در سومین مصراع، فاعل ساختاری است.
29%
«از تخت به دار برشدن» گروه حرف اضافه است.
2001 The Handbook of Contemporary Syntactic Theory.pdf
4.7 MB


📓 کتاب | دستینۀ نظریهٔ نحوی

☆ مجموعۀ مقالات پیوست از معتبرترین آثاری است که در حوزۀ نحو زایشی به قلم شماری از نظریه‌پردازان برجسته تألیف شده است؛ از جمله:

☆ مارک بالتین
☆ کریس کالینز
☆ هُوارد لزنیک
☆ لویجی ریتزی
☆ ایان رابرتس
☆ مارک بیکر
☆ و بسیاری دیگر

▫️The Handbook of Contemporary Syntactic Theory

▫️Edited by:
Mark Baltin and Chris Collins (2001)

@MorphoSyntax
6
MorphoSyntax
✴️ سببی ساختواژی | آموختن 🔸در زبان فارسی دو نوع پسوند سببی ساختواژی وجود دارد. یکی وند آشکار «ـ‌ان» (ـ‌انی/ ـ‌ون) و دیگری گونۀ پنهان یا صفر. هر دو وند یک موضوع بیرونی/ کنشگر به ساخت نحوی می‌افزایند. «خوردن» فقط با وند آشکار افزایش ظرفیت می‌یابد (بچه غذا…


💎 نحو | تحول تاریخی ظرفیت ساختواژی


(۱). شبانروزی خفته بماند و آن درد سر او برفت (نظامی، چهارمقاله)

(۲). مصلحت آن بینم که مر او را خفته بمانیم و برانیم (سعدی، گلستان)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✿ در زبان فارسی برخی از فعل‌ها با پسوند سببی آشکار «ــ‌ان»، برخی با پسوند سببی نهان «صفر»، و برخی با هر دو پسوند آشکار و نهان افزایش ظرفیت می‌یابند:

◄ غذا سوخت.
◄ آشپز غذا را سوزاند.

◄ غذا پخت.
◄ آشپز غذا را پخت.

◄ ظرف غذا شکست.
◄ آشپز ظرف غذا را شکاند.
◄ آشپز ظرف غذا را شکست.


✿ در متون کهن، فعل یک‌ظرفیتی «ماندن» می‌توانست با وند صفر سببی، به فعل متعدی تبدیل شود. در نمونۀ (۱) از نظامی، صورت لازم این فعل را می‌بینیم (= در وضعی باقی ماندن) و در نمونۀ (۲) از سعدی، کاربرد متعدی آن را مشاهده می‌کنیم (= در وضعی باقی گذاشتن). حکیم فردوسی نیز در ابیات مختلف، «ماندن» را با الحاق وند صفر، به فعل دوظرفیتی بدل کرده است:

مرا با سپاهم بدان سو رسان
از اینها کسی را بدین سو ممان


🔝 تصویر پیوست: بخشی از مدخل «ماندن» در فرهنگ بزرگ سخن/ برای نمونهٔ مشابه، نک: «سوختن»

@MorphoSyntax
5👍2👌1


ـ✿ ☆ ✿ـ

گاه
آنچه ما را به حقيقت می‌رساند
خود از آن عاری است.
زيرا
تنها حقيقت است
که رهايی می‌بخشد.
ـ✿ ☆ ✿ـ

مارگوت بیکل (۱۹۵۸)، شاعر آلمانی
مترجم احمد شاملو (۱۳۰۴ ــ ۱۳۷۹)

@MorphoSyntax
👍5
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۱۶): 🚨 حوادث ــ در خردادماه سال ۱۴۰۱، سارقانی که به صندوق امانات بانک ملی در مقابل دانشگاه تهران دستبرد زده بودند، پس از ماه‌ها تلاش پلیس دستگیر شدند. علت تأخیر در دستگیری سارقان چه بود؟ ۱. سارقان از ترس اینکه هویت‌شان آشکار شده باشد، مدتی به…


🗝 پاسخ مسئله (۱۶):

🚨 پس از عبارت‌هایی همچون «از ترس این‌که/ از بیم آن‌که» که بند اداتی تولید می‌کنند، وجه فعل باید التزامی باشد. در این بند اداتی، ارزش قطبی فعل (مثبت یا منفی) با توجه به کل معنای گزاره تعیین می‌شود.


۱. سارقان از ترس اینکه هویت‌شان آشکار شده باشد . . .
وجه فعل التزامی است؛ صورت مثبت آن هم درست است.
◄◄◄ پاسخ صحیح


۲. سارقان از ترس اینکه شناخته نشوند . . .
وجه فعل التزامی است؛ اما صورت منفی آن نادرست است.
◄◄◄ شناخته بشوند


۳. سارقان از ترس اینکه ردی در بانک به‌جای گذاشته‌اند . . .
وجه فعل باید التزامی شود؛ صورت مثبت آن درست است.
◄◄◄ به‌جای گذاشته باشند


۴. سارقان از ترس اینکه پلیس شناسایی‌شان خواهد کرد . . .
وجه فعل باید التزامی شود؛ صورت مثبت آن درست است.
◄◄◄ شناسایی‌شان بکند


🚨 همان‌گونه که گفتیم، مثبت یا منفی بودن فعل در بند «از ترس این‌که/ از بیم آن‌که» متأثر معنای گزاره است:

◄ سینا از ترس اینکه در امتحان قبول نشود، شب‌ها خوابش نمی‌برد (ترس قبول نشدن).

◄ سینا از ترس اینکه در امتحان مردود بشود، شب‌ها خوابش نمی‌برد (ترس مردود شدن).


@MorphoSyntax
👍9👎5


🔠 آزفا | توزیع پیشوند نفی فعل


◀️ شرط دگرجای:

اگر دو یا چند تکواژ بتوانند به صورت سومی متصل شوند، تکواژی که چارچوب زیرمقوله‌بندی خاص‌تری دارد، در رقابت با تکواژهای رقیب پیشی می‌جوید و مانع از اتصال‌ آنها می‌شود. چارچوب زیرمقوله‌بندی عنصر (الف) از (ب) خاص‌تر است، اگر (الف) علاوه‌بر مشخصه‌های (ب)، شامل مشخصه یا مشخصه‌های بیشتری نیز باشد.


◀️ فارسی دارای سه پیشوند تصریفی نفی فعل است که در تصویر پیوست آمده‌اند. در آموزش توزیع گونه‌های نفی فعل به غیرفارسی‌زبانان، می‌توان این‌گونه توضیح داد که:

۱. گونۀ /ni/ منحصراً در کنار «(ا)ست» می‌آید:
نیست، نیستم، نیستند

۲. گونۀ /ne/ پیش از وند «می‌ـ» می‌آید:
نمی‌رود، نمی‌رفت، درنمی‌رفت

۳. گونۀ /na/ در هر جای دیگر می‌آید:
نرود، نرفت، نخواهد رفت، نرفته بود، درنرفت


◀️ به‌گفتۀ دیگر، پیشوند /na/ تابع شرط دگرجای است. منظور از شرط دگرجای، یا شرط «تقدم اصل خاص بر عام» (نخستین‌بار پانینی، زبان‌شناس هندی سدۀ چهارم پیش از میلاد)، همۀ مواضع عامی است که عنصر بی‌نشان، در تقابل با همتایان نشان‌دار خود، در آنها حاضر می‌شود.

✔️ Elsewhere Condition = شرط دگرجای

@MorphoSyntax
👍11


🌐 ریشه‌شناسی | هم‌آوایی در «بار»


(۱). بار: آنچه حمل شود

🔖 از فارسی باستان «bar» به معنای «بردن» و هندواروپایی «bher» (= حمل کردن) است. در انگلیسی به صورت واژۀ «burden» (= مسئولیت، بار، محموله) دیده می‌شود. «بار» به معنای «میوه و ثمر» نیز از این ریشه است.


(۲). بار: دفعه و نوبت و مرتبه

🔖 ریشه در ایرانی باستان «vɑra» دارد که برگرفته از «var» به معنای «برگزیدن؛ گردیدن» است. به گفتۀ برخی از اهل فن، واژۀ «باور» (= ایمان، عقیده) نیز برآمده از همین صورت ایرانی باستان است.


(۳). بار: کرانه و ساحل؛ پسوند مکان

🔖 برآمده از ایرانی باستان «pɑra»، به معنای «مرز و کرانه» و ریشۀ «par» به مفهوم «گذشتن، بدان سو رفتن» است. وند «بار» امروزه در واژه‌هایی چون «ارسبار، جویبار، زنگبار، رودبار» دیده می‌شود.


(۴). بار: ریشۀ مصدر باریدن

🔖 از ایرانی باستان «vɑr» و فارسی میانۀ «wɑr» به معنای «باریدن» است. امروزه این صورت، افزون بر واژه‌های مشتق «باران، بارش»، در برخی از واژه‌های مرکب هم به‌کار می‌رود: «آتش‌بار، گهربار، اشک‌بار، شیطنت‌بار».


🔍 واژهٔ «بار» در «بارگاه، دربار، بار عام» از چه ریشه‌ای است؟

@MorphoSyntax
👍10👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


🗓 هفتم آبان | روز کوروش بزرگ/ گسترش زبان فارسی
.
برپایهٔ رویدادنامهٔ بابلی نبونعید که شرحی از دورهٔ فرمان‌روایی نبونعید، واپسین پادشاه بابل و پس از آن کوروش بزرگ به دست می‌دهد، پادشاه هخامنشی در هفتم آبان (برابر با ۲۹ اکتبر) ۵۳۹ پیش از میلاد، وارد بابل شد. گشودن دروازه‌های این دولت‌شهر، زمینه‌ساز گسترش جغرافیای زبان فارسی شد؛ زبانی که آثار آن را از کوه‌های پامیر در خاور تا کرانهٔ دریای مدیترانه در باختر می‌توان یافت.

@MorphoSyntax
5👍3🔥2👎1
قصۀ عینکم ـ پالتوی حنایی‌ام.pdf
2.6 MB


📖 داستان کوتاه | رسول پرویزی

▫️از مجموعهٔ: قصه‌های رسول
▫️داستان‌ها: (۱) قصهٔ عینکم ــ (۲) پالتوی حنایی‌ام
▫️ناشر: انتشارات آئینه جنوب، تهران ۱۳۸۴

▫️رسول پرویزی (۱۲۹۸ ـ ۱۳۵۶) داستان‌نویس اهل تنگستان استان بوشهر است. وی یک‌چند وارد سیاست شد و به نمایندگی مجلس شورای ملی و مجلس سنا رسید. مجموعۀ داستان کوتاه شلوارهای وصله‌دار معروف‌ترین اثر اوست. پرویزی در هشتم آبان ۱۳۵۶ دیده بر جهان فروبست و در حافظیۀ شیراز به خاک سپرده شد.

@MorphoSyntax
4👍3


💎 نحو | ابهام ساختاری


🔗 ابهام ساختاری غالباً سبب می‌شود که یک ساخت نحوی دو یا چند خوانش مختلف داشته باشد.

◄ نقاش تصویر این مرد را با چشمان بسته کشید.

الف = نقاش در حالی که چشم‌هایش بسته بود، تصویر این مرد را کشید.

ب = نقاش تصویر این مرد را در وضعیتی که چشمان مرد بسته بود، کشید.


🔗 اما ابهام ساختاری همواره خوانش‌های چندگانه تولید نمی‌کند و گاهی ممکن است معانی حاصل، دقیقاً یا تقریباً همسان باشند. از سازهٔ «در این مجلهٔ ادبی» به‌منزلهٔ مرزنمایی برای تبیین تفاوت دو ساختار نحوی استفاده شده است:

◄ در این مجلهٔ ادبی، یک شعر تازه از سهراب منتشر شد.

الف = [یک شعر تازه از سهراب] در این مجلهٔ ادبی منتشر شد.

ب = یک شعر تازه در این مجلهٔ ادبی [از سهراب منتشر شد].


🔗 «از سهراب» در الف وابستهٔ گروه اسمی «یک شعر تازه» است و در ب جزئی از گروه فعلی «منتشر شد» به‌شمار می‌رود. تعبیرهای این ساختار دوگانه بسیار به هم نزدیک‌اند. در نمونهٔ زیر، سازهٔ «از سهراب» می‌تواند همان جایگاه و نقش دوگانه را داشته باشد، اما این‌بار تفاوت دو خوانش برجسته است:

◄ یک شعر تازه از سهراب به دستم رسید.

@MorphoSyntax
👍91


🧊 ساختواژه | بریز، برشتن، برشتار


غم آتشین‌عذاران نه چنان برشت ما را
که ز خاک بردماند نفس بهشت ما را (صائب)


❇️ واژۀ نوساختۀ «برشتار» نوعی اجاق برقی است که علاوه بر برشته کردن نان، برای گرم کردن یا سرخ کردن برخی از مواد غذایی به‌کار می‌رود (مصوب فرهنگستان). صفت فاعلی «برشتار» که در تقطیع مرسوم، از ستاک گذشته و پسوند «ــ‌ار» ساخته شده، دارای همان الگوی ساختواژی است که در صفت‌های فاعلی «نمودار، بردار، خریدار، ویراستار» و مانند آنها دیده می‌شود.


❇️ مصدر «برشتن» از ستاک حال «بَریز» است که از جمله در ترکیب «نُخودبَریز» (آن‌که نخود را برشته می‌کند و می‌فروشد) آمده است. «بریز» در واژۀ ایرانی باستانِ «braiz» ریشه دارد که مشتق از هندواروپایی «bhreig» و «bher» به معنای «سرخ کردن، کباب کردن» است. این صورت کهن پس از تحولات آوایی، در لاتین به‌شکل «frigo» درآمده و به‌صورت «fry» به انگلیسی رسیده است. بدین ترتیب، صفت‌های فاعلی «برشتار» و «fryer» نیای هندواروپایی مشترکی دارند.

✔️toaster oven = برشتار


@MorphoSyntax
👍9👌1


🧊 ساختواژه | آچارلوله‌گیر روکشدار چگونه تولید می‌شود؟


◀️ با شش فرایند: یک ترکیب ریشه‌ای، دو گروه نحوی، سه ترکیب فعلی


1⃣ ریشهٔ فعلی «گیر» واژهٔ «لوله» را به‌عنوان موضوع درونی/ مفعول مستقیم انتخاب می‌کند و ترکیب «لوله‌گیر» ساخته می‌شود (ترکیب فعلی).


2⃣ صفت مرکب «لوله‌گیر» به اسم «آچار» متصل می‌شود و گروه وصفی «آچارِ لوله‌گیر» را می‌سازد (گروه نحوی).


3⃣ در گروه نحوی «آچارِ لوله‌گیر»، صفت و موصوف دستخوش ترکیب می‌شوند و «آچارلوله‌گیر» را می‌سازند (ترکیب ریشه‌ای).


4⃣ ریشهٔ فعلی «کش» واژهٔ «رو» را به‌عنوان وابستهٔ قیدی/ ادات انتخاب می‌کند و ترکیب «روکش» ساخته می‌شود (ترکیب فعلی).


5⃣ ریشهٔ فعلی «دار» واژهٔ «روکش» را به‌عنوان موضوع درونی/ مفعول مستقیم انتخاب می‌کند و ترکیب «روکشدار» ساخته می‌شود (ترکیب فعلی).


6⃣ صفت مرکب «روکشدار» به اسم «آچارلوله‌گیر» متصل می‌شود و سرانجام گروه وصفی «آچارلوله‌گیرِ روکشدار» را می‌سازد (گروه نحوی).

✔️Root Compound = ترکیب ریشه‌ای
✔️Verbal Compound = ترکیب فعلی

@MorphoSyntax
👍84👎1🔥1


📖 غلط ننویسیم (۱۳۷۰: ۵۱): مدخل «این . . . است که»

@MorphoSyntax
👍81


📝 ویرایش | این/ آن . . . است/ بود که . . .

ـ✿ ☆ ✿ـ

✏️ آیا الگوی ساختاری «It is X that Y» که از آن به اسنادی‌سازی یاد می‌شود، از راه ترجمۀ قرضی، از زبان انگلیسی، وارد فارسی شده است؟ اگر این‌گونه باشد، جملات زیر با درج ضمیر «این، آن» نمونه‌هایی از «گرده‌برداری» نحوی به‌شمار می‌روند:

۱. (آن،) خال و چانه و سر طاسش نیست که نظر جراح زیبایی درمانگاه را جلب کرده است.

۲. (این،) چه رمز و رازی بود که در عین تنگ‌دستی، نان خانواده‌ات را به نیازمندان می‌دادی؟

۳. صدبار گفتم (این،) شرط مردم‌داری نیست که گوشه‌نشینی کنی و تمام روز ساکت باشی.

۴. (این،) تو بودی که حجم اینترنت را تمام کردی و کل شب مشغول گفت‌وشنود تصویری بودی.

۵. (این،) تو هستی که با حرکات و رفتارت غوغا به راه انداخته‌ای و آبروی ما را در این محله برده‌ای.

۶. (این،) پزشک اوست که علت مشکلات جسمی‌اش را تشخیص داده و نتیجهٔ آزمایشش را دیده است.

ـ✿ ☆ ✿ـ

✏️ بااین‌همه، به‌نظر می‌رسد سده‌ها پیش از آن‌که انگلیسی‌زبانان، زبان به سخن امروزین خود بگشایند، ساخت اسنادی‌سازی در زبان دیرسال فارسی با حضور ضمایر «این، آن» به‌کار می‌رفت. نمونه‌های کهن زیر متناظر جملات امروزی بالا هستند:

۱. سعدی:
آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان
که دل اهل نظر برد که سرّیست خدایی

۲. عطار:
پس بدو گفتند: این چه سر بود که ما را نان تو آرزو کرد، از پیش ما برگرفتی و به درویش دادی؟

۳. سعدی:
گفتم این شرط آدمیت نیست
مرغ تسبیح‌خوان و من خاموش

۴. عطار:
من آدم را ندیدم، آن تو بودی
که در ذرّات در گفت و شنودی

۵. خاقانی:
این تویی کز غمزه غوغا در جهان انگیخته
نیزه بالا خون بدان مشکین سنان انگیخته

۶. ناصر خسرو:
این اوست که حدود جسمانی را بشناخته است که به چشم سر دیده است.

ـ✿ ☆ ✿ـ

✏️ فرایند اسنادی‌سازی یکی از روش‌های کانونی‌سازی و تأکید در نحو است و شواهد پیش‌گفته نشان می‌دهند که تولید این ساخت با درج ضمیر، محصول ترجمهٔ قرضی نیست. البته، در ویرایش و نگارش توصیه می‌شود که این ساختار را با ضمیر «این، آن» آغاز نکنیم، به‌ویژه آنجا که ممکن است این ضمایر به صفت اشاره تعبیر شوند و به ابهام ساختاری بینجامند (مانند نمونهٔ پ در زیر):

پیش از اسنادی‌سازی:
الف. خودرو همچنان متقاضیان زیادی دارد.

پس از اسنادی‌سازی:
ب. خودروست که همچنان متقاضیان زیادی دارد.
پ. این خودروست که همچنان متقاضیان زیادی دارد.

ـ✿ ☆ ✿ـ

✔️Clefting = اسنادی‌سازی
✔️Focusing = کانونی‌سازی

@MorphoSyntax
👍82👌1


🧾 واژه‌گزینی | مانـــــــــــــــور

یک عدد موز از توی ظرف برداشتم و گفتم:
ــ خیلی مضحکه که به‌جای «مانور موتورسوار وسط بزرگراه منجر به حادثه شد»، بگیم «رزمایش موتورسوار وسط بزرگراه منجر به حادثه شد».
خندید:
ــ کی گفته بگی؟!
گفتم:
ــ فرهنگسرا دیگه. برای خودشون نشستند معادل‌گزینی می‌کنند.
با تعجب پرسید:
ــ فرهنگستان رو می‌گی؟
گفتم:
ــ همون . . . چه فرقی داره؟! همین‌هایی که به «همبرگرد» می‌گن «گردلقمه». برای «مانور»، معادل «رزمایش» رو تصویب کردند.
ــ خب چی باید می‌گفتند؟
با اطمینان گفتم:
ــ ویراژ! «ویراژ موتورسوار منجر به حادثه شد». «ویراژ» حرف «ژ» داره، فارسیه!
درآمد که:
ــ اولاً «ویراژ» فرانسویه. ثانیاً کسی نگفته در هر بافتی، به‌جای «مانور» بڱی «رزمایش».
زیر لب غریدم:
ــ برای ما مانور فضل نده! بافت دیگه چیه؟
ــ اون بالا رو نگاه کن!
ــ کدوم بالا؟
ــ اون بالا سه تا جمله هست. بافت زبانی هرکدوم متفاوته. برای هرکدومش هم یک معادل متفاوت، با تعریف جداگانه، تصویب شده.
پرسیدم:
ــ حالا معادل هرکدوم چیه؟
گفت:
ــ اولی رزمایش، دوم نظمایش، سومی جولان. دو تای اول نوساخته‌اند، سومی نوگزیده.
کمی فکر کردم و گفتم:
ــ اینکه خیلی بد شد! برای یک واژهٔ انگلیسی سه تا معادل مختلف درآوردند. حتماً کلمه‌شمار از دولت پول می‌گیرند.
استکان چایش را برداشت و پرسید:
ــ «باز» به انگلیسی چی می‌شه؟
مِن‌ومِن کردم:
ــ کدوم «باز» رو می‌گی؟ متضاد بسته؟ دوباره؟ پرندهٔ شکاری؟ قلیا؟ . . . کدومش؟
پوزخندی زد:
ــ این‌که خیلی بد شد! برای یک واژهٔ فارسی، چهار پنج تا معادل انگلیسی لازم داری!
ــ راست می‌گی‌ها، تا حالا بهش فکر نکرده بودم.
ــ می‌دونم. نه تا حالا به چگونگی ساخت واژه فکر کرده بودی، نه به سازوکار سازمانی تصویبش. خواستی یه چیزی گفته باشی.
بهم برخورد:
ــ داری دستم می‌اندازی؟
سرش را بالا انداخت و پرسید:
ــ آخرین واژه‌ای که خودت طبخ کردی چی بود؟
یادم افتاد چند روز پیش یک واژهٔ خوب ساخته بودم. گفتم:
ــ همین هفتهٔ پیش بود؛ همسایه‌مون آقا یونس، صاحب یک دختر شده. دنبال یک اسم تازه و قشنگ می‌گشت که هم با اسم خودش جور باشه، هم با اسم خانومش.
ــ اسم مادر بچه چیه؟
ــ نمی‌دونم، آقا یونس صداش می‌کنه «منزل». خلاصه بهش گفتم بذاره «یونیکا»، مؤنث «یونیک»، یعنی بیتا. «یونس و یونیکا». چطوره؟
یک قلپ چای پرید توی گلویش. به زحمت زبان به تحسین باز کرد که:
ــ عالی . . . زنده باشی.
ــ دیدی! فکر کردی فقط فرهنگسرا بلده واژه بسازه؟!
ــ درسته؛ حالا بفرمایید موزتون رو میل کنید.

@MorphoSyntax
👍7👎7😁5🔥1👌1


🪩 تفکر انتقادی | مغالطۀ ذوحدین کاذب

✿ این مغالطه هنگامی رخ می‌دهد که تنها دو گزینه پیش روی مخاطب بگذاریم، در حالی که منطقاً بیش از دو گزینه ممکن باشد، یا میان همان دو گزینه، طیفی از انتخاب‌ها امکان‌پذیر باشد. مثلاً:

◄ زبان X یا SOV است یا SVO.

✿ ممکن است برخلاف ادعای گوینده، زبان X از نوع زبان‌های VSO باشد. مغالطۀ ذوحدین کاذب در تحلیل‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی می‌تواند پیامدهای بسیار ویرانگری داشته باشد.

✔️False Dilemma/ False Dichotomy/ False Binary

@MorphoSyntax
👍10