☰
🔍 مسئله (۱):
الف. جملهٔ زیر چه ساختاری دارد؟
ب. فعل بند اصلی چندظرفیتی است؟
پ. ماهیت فاعل بند اصلی و درونه چیست؟
ــ نکنه باز هم سرت کلاه بگذارند.
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۱):
الف. جملهٔ زیر چه ساختاری دارد؟
ب. فعل بند اصلی چندظرفیتی است؟
پ. ماهیت فاعل بند اصلی و درونه چیست؟
ــ نکنه باز هم سرت کلاه بگذارند.
@MorphoSyntax
👍2
2022 Invitation to Formal Semantics.pdf
2.6 MB
☰
📘 کتاب | معناشناسی صوری (۲۰۲۲)
. . . هرچند موضوع کتاب پیوست معناشناسی است، زبانشناسانی که به ساختار نحوی بندهای شرطی، نفی جمله و سازه، سورها یا کمیتنماها، اشتقاقهای اسنادی با دو گروه معرف (DP)، برهمکنش زمان و نمود و وجه، پیوند نمود دستوری و واژگانی، و . . . علاقهمندند، بینیاز از آشنایی با معناشناسی صوری نخواهند بود.
@MorphoSyntax
📘 کتاب | معناشناسی صوری (۲۰۲۲)
. . . هرچند موضوع کتاب پیوست معناشناسی است، زبانشناسانی که به ساختار نحوی بندهای شرطی، نفی جمله و سازه، سورها یا کمیتنماها، اشتقاقهای اسنادی با دو گروه معرف (DP)، برهمکنش زمان و نمود و وجه، پیوند نمود دستوری و واژگانی، و . . . علاقهمندند، بینیاز از آشنایی با معناشناسی صوری نخواهند بود.
@MorphoSyntax
🙏1
2022 The Syntax and Morphology of English Verbs.pdf
1.8 MB
☰
📔 کتاب | نحو و صرف فعلهای انگلیسی (۲۰۲۲)
▫️The Syntax and Morphology of English Verbs (2022)
Studies in Generative Grammar
▫️By: Joseph E. Emonds
@MorphoSyntax
📔 کتاب | نحو و صرف فعلهای انگلیسی (۲۰۲۲)
▫️The Syntax and Morphology of English Verbs (2022)
Studies in Generative Grammar
▫️By: Joseph E. Emonds
@MorphoSyntax
😢1
☰
🗞 فراخوان مقاله | دانشگاه رازی
▫️با همکاری نشریهٔ مطالعات زبانها و گویشهای غرب ایران، در پیوند زیر:
https://jlw.razi.ac.ir/
@MorphoSyntax
🗞 فراخوان مقاله | دانشگاه رازی
▫️با همکاری نشریهٔ مطالعات زبانها و گویشهای غرب ایران، در پیوند زیر:
https://jlw.razi.ac.ir/
@MorphoSyntax
😢1
4_5789587417899997728.pdf
741.3 KB
☰
📑 ارائه مقاله | ساخت زبان فارسی
▪️Nominalization in Persian: Evidence for low negation (2022)
▪️By: Arsalan Kahnemuyipour
🕦 سهشنبه، چهارم اردیبهشت ۱۴۰۳
@MorphoSyntax
📑 ارائه مقاله | ساخت زبان فارسی
▪️Nominalization in Persian: Evidence for low negation (2022)
▪️By: Arsalan Kahnemuyipour
🕦 سهشنبه، چهارم اردیبهشت ۱۴۰۳
@MorphoSyntax
👍1🙏1
☰
🔍 مسئله (۲):
الف. ساختار نحوی دو جملهٔ مرکب زیر چه تفاوتی دارد؟
ب. چه عنصری جایگاه فاعل ساختاری بند پایه را اشغال کرده است؟
۱. دوستم به سرش زد که با پساندازش وسایل کوهنوردی بخرد.
۲. دوستم این فکر به سرش زد که با پساندازش وسایل کوهنوردی بخرد.
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۲):
الف. ساختار نحوی دو جملهٔ مرکب زیر چه تفاوتی دارد؟
ب. چه عنصری جایگاه فاعل ساختاری بند پایه را اشغال کرده است؟
۱. دوستم به سرش زد که با پساندازش وسایل کوهنوردی بخرد.
۲. دوستم این فکر به سرش زد که با پساندازش وسایل کوهنوردی بخرد.
@MorphoSyntax
👍1
☰
📖 فرهنگنویسی | ویرانه شود آن بوم کان جا گذر آرد بوم
□ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد زبانشناسی (۱۴۰۳) است که با حوزههایی مانند فرهنگنویسی، ساختواژه و معناشناسی واژگانی پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
سؤال ۱۰۷ ـ کدام جفتواژههای زیر با معنای واژگانی مورد نظر، در واژهنامهها بهصورت جداگانه و با درج شمارۀ «۱» و «۲» مدخل میشوند؟
۱ ـ سوار (راکب چهارپا) ـ سوار (مسلط بر کاری)
۲ ـ سیر (گردش و حرکت) ـ سیر (مقابل گرسنه)
۳ ـ بوم (سرزمین و کشور) ـ بوم (پرندۀ جغد)
۴ ـ باز (بدون سرپوش) ـ باز (دایر و در حال فعالیت)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ توزیع پاسخ داوطلبان به پرسش بالا تقریباً اینگونه بوده است:
گزینۀ ۱: ۱۰ درصد
گزینۀ ۲: ۲۷ درصد
گزینۀ ۳: ۲۱ درصد
گزینۀ ۴: ۳ درصد
بدون پاسخ: ۳۹ درصد
□ با توجه به چهار مفهومی که درپی آمدهاند، گزینۀ (۳) پاسخ صحیح است؛ اما فارغ از این اصطلاحات تخصصی، به نظر میرسد که آشنایی اولیه با اصول فرهنگنویسی و چگونگی استفاده از فرهنگها و واژهنامهها، مهارتی عمومی است که هر گویشوری باید در دورۀ آموزش متوسطه بیاموزد.
(الف). همآوایی (homophony):
واژههایی که صورت آوایی یکسانی دارند، اما در معنا و نوشتار متفاوتاند؛ مانند خوار (= فرومایه)/ خار (= تیغ).
(ب). همنامی (homonymy):
واژههایی که صورت آوایی و نوشتاری یکسانی دارند، اما در معنا متفاوتاند؛ مانند بار (= ریشۀ باریدن)/ بار (= دفعه)/ بار (= آنچه حمل شود).
(پ). همنگاری (homography):
واژههایی که صورت نوشتاری یکسانی دارند، اما در معنا و تلفظ متفاوتاند؛ مانند تو (= ضمیر دوم شخص مفرد)/ تو (= درون).
(ت). چندمعنایی (polysemy):
واژههایی که طیفی از معانی مختلف اما مرتبط دارند؛ مانند سر (= بخشی از اندام)/ سر (= اندیشه)/ سر (= آغاز چیزی)/ سر (= درپوش)/ . . .
□ در فرهنگنویسی، واژههای همنام در ذیل مدخلهای جداگانه و با درج شماره یا همان نمایۀ عددی متفاوت میآیند. «بوم» در گزینهٔ «۳» چنین نمونهای است. بدیهی است که همآواها بهدلیل صورت نوشتاری متفاوت، نیازی به شمارهگذاری ندارند و چهبسا حتی در ذیل حروف متفاوتی ضبط شوند (مانند: صواب/ ثواب).
□ همنگارهها نیز که مصداق آن را در گزینۀ «۲» ملاحظه میکنیم، با توجه به تفاوتی که در صورت آوایی دارند، جداگانه، اما بدون نیاز به درج شماره، مدخل میشوند. «سِیر» (گردش و حرکت) و «سیر» (متضاد گرسنه) همنگارهاند، اما «سیر» (متضاد گرسنه)، «سیر» (گیاه)، «سیر» (واحد وزن)، و حتی «سیر» بهعنوان وند مکان (در: گرمسیر) همنام بهشمار میروند و در این کاربرد، بهمثابه مداخل مستقل، نمایههای عددی متوالی میپذیرند (برای نمونه، نک: فرهنگ بزرگ سخن ۱۳۸۱).
□ سرانجام آنکه، «سوار» (راکب چهارپا/ مسلط بر کاری) و «باز» (بدون سرپوش/ دایر و در حال فعالیت) برپایۀ معانی مقابلشان نمونههایی از چندمعناییاند و مفاهیم واژگانی متفاوت، اما مرتبطشان، در ذیل یک مدخل ثبت میشوند. نکتۀ آخر اینکه گاهی تمایز گذاشتن میان چندمعنایی و همنامی دشوار است و برای تشخیص آنها باید به ریشۀ تاریخی واژه و دوری و نزدیکی معانی گونهگون آن توجه کرد. این موضوع بهویژه در فرهنگنویسی اهمیت بسیاری دارد.
@MorphoSyntax
📖 فرهنگنویسی | ویرانه شود آن بوم کان جا گذر آرد بوم
□ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد زبانشناسی (۱۴۰۳) است که با حوزههایی مانند فرهنگنویسی، ساختواژه و معناشناسی واژگانی پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
سؤال ۱۰۷ ـ کدام جفتواژههای زیر با معنای واژگانی مورد نظر، در واژهنامهها بهصورت جداگانه و با درج شمارۀ «۱» و «۲» مدخل میشوند؟
۱ ـ سوار (راکب چهارپا) ـ سوار (مسلط بر کاری)
۲ ـ سیر (گردش و حرکت) ـ سیر (مقابل گرسنه)
۳ ـ بوم (سرزمین و کشور) ـ بوم (پرندۀ جغد)
۴ ـ باز (بدون سرپوش) ـ باز (دایر و در حال فعالیت)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ توزیع پاسخ داوطلبان به پرسش بالا تقریباً اینگونه بوده است:
گزینۀ ۱: ۱۰ درصد
گزینۀ ۲: ۲۷ درصد
گزینۀ ۳: ۲۱ درصد
گزینۀ ۴: ۳ درصد
بدون پاسخ: ۳۹ درصد
□ با توجه به چهار مفهومی که درپی آمدهاند، گزینۀ (۳) پاسخ صحیح است؛ اما فارغ از این اصطلاحات تخصصی، به نظر میرسد که آشنایی اولیه با اصول فرهنگنویسی و چگونگی استفاده از فرهنگها و واژهنامهها، مهارتی عمومی است که هر گویشوری باید در دورۀ آموزش متوسطه بیاموزد.
(الف). همآوایی (homophony):
واژههایی که صورت آوایی یکسانی دارند، اما در معنا و نوشتار متفاوتاند؛ مانند خوار (= فرومایه)/ خار (= تیغ).
(ب). همنامی (homonymy):
واژههایی که صورت آوایی و نوشتاری یکسانی دارند، اما در معنا متفاوتاند؛ مانند بار (= ریشۀ باریدن)/ بار (= دفعه)/ بار (= آنچه حمل شود).
(پ). همنگاری (homography):
واژههایی که صورت نوشتاری یکسانی دارند، اما در معنا و تلفظ متفاوتاند؛ مانند تو (= ضمیر دوم شخص مفرد)/ تو (= درون).
(ت). چندمعنایی (polysemy):
واژههایی که طیفی از معانی مختلف اما مرتبط دارند؛ مانند سر (= بخشی از اندام)/ سر (= اندیشه)/ سر (= آغاز چیزی)/ سر (= درپوش)/ . . .
□ در فرهنگنویسی، واژههای همنام در ذیل مدخلهای جداگانه و با درج شماره یا همان نمایۀ عددی متفاوت میآیند. «بوم» در گزینهٔ «۳» چنین نمونهای است. بدیهی است که همآواها بهدلیل صورت نوشتاری متفاوت، نیازی به شمارهگذاری ندارند و چهبسا حتی در ذیل حروف متفاوتی ضبط شوند (مانند: صواب/ ثواب).
□ همنگارهها نیز که مصداق آن را در گزینۀ «۲» ملاحظه میکنیم، با توجه به تفاوتی که در صورت آوایی دارند، جداگانه، اما بدون نیاز به درج شماره، مدخل میشوند. «سِیر» (گردش و حرکت) و «سیر» (متضاد گرسنه) همنگارهاند، اما «سیر» (متضاد گرسنه)، «سیر» (گیاه)، «سیر» (واحد وزن)، و حتی «سیر» بهعنوان وند مکان (در: گرمسیر) همنام بهشمار میروند و در این کاربرد، بهمثابه مداخل مستقل، نمایههای عددی متوالی میپذیرند (برای نمونه، نک: فرهنگ بزرگ سخن ۱۳۸۱).
□ سرانجام آنکه، «سوار» (راکب چهارپا/ مسلط بر کاری) و «باز» (بدون سرپوش/ دایر و در حال فعالیت) برپایۀ معانی مقابلشان نمونههایی از چندمعناییاند و مفاهیم واژگانی متفاوت، اما مرتبطشان، در ذیل یک مدخل ثبت میشوند. نکتۀ آخر اینکه گاهی تمایز گذاشتن میان چندمعنایی و همنامی دشوار است و برای تشخیص آنها باید به ریشۀ تاریخی واژه و دوری و نزدیکی معانی گونهگون آن توجه کرد. این موضوع بهویژه در فرهنگنویسی اهمیت بسیاری دارد.
@MorphoSyntax
❤7❤🔥2
☰
🔍 مسئله (۳):
الف. نقش دستوری «مناسب» در دو جملهٔ مرکب زیر چیست؟
ب. فعل «بهنظر میرسد» در این دو جمله دارای چه ساختار موضوعی است؟
۱. پیشنهاد مدیرعامل مناسب بهنظر میرسد که کارگران ابتدا یک نماینده از بین خودشان انتخاب کنند.
۲. مناسب بهنظر میرسد که کارگران ابتدا یک نماینده از بین خودشان انتخاب کنند.
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۳):
الف. نقش دستوری «مناسب» در دو جملهٔ مرکب زیر چیست؟
ب. فعل «بهنظر میرسد» در این دو جمله دارای چه ساختار موضوعی است؟
۱. پیشنهاد مدیرعامل مناسب بهنظر میرسد که کارگران ابتدا یک نماینده از بین خودشان انتخاب کنند.
۲. مناسب بهنظر میرسد که کارگران ابتدا یک نماینده از بین خودشان انتخاب کنند.
@MorphoSyntax
👍1
☰
💎 نحو | جایگاه موضوعهای درونی فعل
▫️برخی از زبانهای خانوادۀ ژرمنی، مانند آلمانی هلندی و فلاندری غربی در ترتیب خطی عناصر اصلی جمله شباهت قابل توجهی با زبان فارسی دارند. توالی زیربنایی در این زبانها، فاعل ـ مفعول ـ فعل (SOV) است، اما بند متممی (CP) چنانکه در فارسی نیز مشاهده میکنیم، پس از فعل اصلی مینشیند:
(۱). جایگاه گروه اسمی (مفعول مستقیم):
او [
(۲). جایگاه گروه متممساز (بند متممی):
او پذیرفت [
با توجه به اینکه فارسی زبان SOV است، تظاهر بند متممی پس از فعل را چگونه میتوان توضیح داد؟
▫️عدم تقارن میان جایگاه گروه اسمی و گروه متممساز در مقام موضوع درونی، در زبان هلندی هم مشاهده میشود؛ مانند مقایسۀ دو جملۀ زیر (هگمن ۱۹۹۵: ۴۰):
(3).
dat Jan dat verhaal verteld heeft
that Jan that story told has
= that Jan told that story
(4).
dat Jan verteld heeft [
that Jan told has [
= that Jan has said that he is ill
▫️توالی SOV، یعنی تقدم مفعول بر فعل در زبانهایی چون هلندی و فلاندری غربی، غالباً در بند درونه مشاهده میشود؛ اما در بند اصلی، فعل در جایگاه دوم مینشیند. تحلیل رایج در دستور زایشی این است که ساخت زیربنایی در این زبانها همان توالی SOV است، و در بند اصلی فعل با حرکت به هستۀ گروه متممساز (C) به عنوان دومین سازۀ جمله آشکار میشود. چنین زبانهایی فعلدوم (Verb-Second) خوانده میشوند.
▫️انگلیسی که به خانوادۀ زبانهای ژرمنی تعلق دارد و امروزه ساخت زیربنایی آن SVO است، در دورهای از تاریخ خود، در شمار زبانهای فعلدوم بود؛ یعنی عنصر فعلی از جایگاه ادغام به هستۀ گروه متممساز ارتقا مییافت. امروزه بازماندۀ چنین ساختاری در پرسشهای پرسشواژهای (WH-question) مشاهده میشود و یک فعل کمکی با حرکت به هستۀ C، حتی پیش از فاعل و در مقام دومین سازۀ جمله آشکار میشود:
(5). underlying structure:
What you did buy for him?
(6). surface structure:
What did you buy for him?
▫️اما به مسئلۀ اصلی بازگردیم:
ــ چرا در فارسی و هلندی، بهرغم تقدم گروه اسمی مفعول بر فعل، بند متممی پس از فعل حضور مییابد؟
ــ این دوگانگی در جایگاه موضوعهای درونی فعل را چگونه میتوان توضیح داد؟
این پرسش از موضوعات چالشبرانگیز در دستور بوده است و زبانپژوهان کوشیدهاند با رهیافتهای مختلف به آن پاسخ دهند (نک: هگمن ۱۹۹۵؛ و در فارسی: طالقانی ۲۰۰۸).
@MorphoSyntax
💎 نحو | جایگاه موضوعهای درونی فعل
▫️برخی از زبانهای خانوادۀ ژرمنی، مانند آلمانی هلندی و فلاندری غربی در ترتیب خطی عناصر اصلی جمله شباهت قابل توجهی با زبان فارسی دارند. توالی زیربنایی در این زبانها، فاعل ـ مفعول ـ فعل (SOV) است، اما بند متممی (CP) چنانکه در فارسی نیز مشاهده میکنیم، پس از فعل اصلی مینشیند:
(۱). جایگاه گروه اسمی (مفعول مستقیم):
او [
NP شکستش را] پذیرفت.(۲). جایگاه گروه متممساز (بند متممی):
او پذیرفت [
CP که شکست خورده است].با توجه به اینکه فارسی زبان SOV است، تظاهر بند متممی پس از فعل را چگونه میتوان توضیح داد؟
▫️عدم تقارن میان جایگاه گروه اسمی و گروه متممساز در مقام موضوع درونی، در زبان هلندی هم مشاهده میشود؛ مانند مقایسۀ دو جملۀ زیر (هگمن ۱۹۹۵: ۴۰):
(3).
dat Jan dat verhaal verteld heeft
that Jan that story told has
= that Jan told that story
(4).
dat Jan verteld heeft [
CP dat hij ziek is]that Jan told has [
CP that he ill is]= that Jan has said that he is ill
▫️توالی SOV، یعنی تقدم مفعول بر فعل در زبانهایی چون هلندی و فلاندری غربی، غالباً در بند درونه مشاهده میشود؛ اما در بند اصلی، فعل در جایگاه دوم مینشیند. تحلیل رایج در دستور زایشی این است که ساخت زیربنایی در این زبانها همان توالی SOV است، و در بند اصلی فعل با حرکت به هستۀ گروه متممساز (C) به عنوان دومین سازۀ جمله آشکار میشود. چنین زبانهایی فعلدوم (Verb-Second) خوانده میشوند.
▫️انگلیسی که به خانوادۀ زبانهای ژرمنی تعلق دارد و امروزه ساخت زیربنایی آن SVO است، در دورهای از تاریخ خود، در شمار زبانهای فعلدوم بود؛ یعنی عنصر فعلی از جایگاه ادغام به هستۀ گروه متممساز ارتقا مییافت. امروزه بازماندۀ چنین ساختاری در پرسشهای پرسشواژهای (WH-question) مشاهده میشود و یک فعل کمکی با حرکت به هستۀ C، حتی پیش از فاعل و در مقام دومین سازۀ جمله آشکار میشود:
(5). underlying structure:
What you did buy for him?
(6). surface structure:
What did you buy for him?
▫️اما به مسئلۀ اصلی بازگردیم:
ــ چرا در فارسی و هلندی، بهرغم تقدم گروه اسمی مفعول بر فعل، بند متممی پس از فعل حضور مییابد؟
ــ این دوگانگی در جایگاه موضوعهای درونی فعل را چگونه میتوان توضیح داد؟
این پرسش از موضوعات چالشبرانگیز در دستور بوده است و زبانپژوهان کوشیدهاند با رهیافتهای مختلف به آن پاسخ دهند (نک: هگمن ۱۹۹۵؛ و در فارسی: طالقانی ۲۰۰۸).
@MorphoSyntax
👍4❤1
☰
🔍 مسئله (۴):
در زبان فارسی، بندهای متممی خودایستا (finite) که ظرفیت فعل به شمار میروند، پس از فعل آشکار میشوند:
ــ هیئت منصفه میداند [
ــ او پذیرفت [
چه نوع بند وابستۀ ناخودایستایی (non-finite) در فارسی یافت میشود که ظرفیت فعل به شمار میرود و پیش از هستۀ گروه فعلی مینشیند؟
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۴):
در زبان فارسی، بندهای متممی خودایستا (finite) که ظرفیت فعل به شمار میروند، پس از فعل آشکار میشوند:
ــ هیئت منصفه میداند [
CP که او بیگناه است].ــ او پذیرفت [
CP که فرزند دومش جانشینش شود].چه نوع بند وابستۀ ناخودایستایی (non-finite) در فارسی یافت میشود که ظرفیت فعل به شمار میرود و پیش از هستۀ گروه فعلی مینشیند؟
@MorphoSyntax
👍2❤1
☰
☑️ زمان دستوری | در که خواهم بستن آن دل کز وصالت برکنم
□ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد زبانشناسی (۱۴۰۳) است که با دو حوزۀ صرف و نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
سؤال ۹۴ ـ کدام گزینه صورت تصریفی فعل «انجامید» را در جملۀ مرکب زیر بهدرستی توصیف میکند؟
«تقریباً همۀ کسانی که در رسانههای مجازی فعالیت میکنند تصریح کردهاند ازجانگذشتگی این نوجوان در نجات همسایگانش از آتش بهنظر میرسد به شگفتزدگی تحلیلگرانی خواهد انجامید که پیش از این ایثارگریهای جامعۀ ایران را نمیشناختند.»
۱ ـ آینده
۲ ـ حال
۳ ـ گذشته
۴ ـ مصدر
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ توزیع پاسخ داوطلبان به پرسش بالا تقریباً اینگونه بوده است:
گزینۀ ۱: ۲۳ درصد
گزینۀ ۲: ۵ درصد
گزینۀ ۳: ۱۵ درصد
گزینۀ ۴: ۱۲ درصد
بدون پاسخ: ۴۵ درصد
□ زبانهای فارسی و انگلیسی زمان دستوری (tense) آینده ندارند و زمان در این دو زبان محدود به حال و گذشته است. اما وقت (time) آینده با ابزارهای صرفینحوی مختلفی بیان میشود؛ از جمله به کمک توالی فعل وجهی «خواه/ will» و صورتی از فعل اصلی. پس از فعل وجهی یادشده، در فارسی مصدر مرخم (curtailed infinitive) میآید و در انگلیسی مصدر عریان (bare infinitive). بنابراین در پرسش بالا، پاسخ صحیح گزینۀ «۴» است.
□ به سخن دیگر، در ساخت آیندهٔ فارسی و انگلیسی، زمان دستوری فعل وجهی «خواه/ will»، «حال» است و فعل اصلی با صورت تصریفی «مصدر» ظاهر میشود. مجموعهٔ «فعل وجهی + فعل اصلی» غالباً بر وقت آینده دلالت میکند.
□ در فارسی کهن، گاهی پس از فعل آیندهساز «خواه»، مصدر کامل حضور مییافت؛ مانند:
سعدی:
سر سعدی چو خواهد رفتن از دست/ همان بهتر که در پای تو باشد
حافظ:
خواهم شدن به کویِ مُغان آستین فشان/ زین فتنهها که دامنِ آخرزمان گرفت
@MorphoSyntax
☑️ زمان دستوری | در که خواهم بستن آن دل کز وصالت برکنم
□ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد زبانشناسی (۱۴۰۳) است که با دو حوزۀ صرف و نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
سؤال ۹۴ ـ کدام گزینه صورت تصریفی فعل «انجامید» را در جملۀ مرکب زیر بهدرستی توصیف میکند؟
«تقریباً همۀ کسانی که در رسانههای مجازی فعالیت میکنند تصریح کردهاند ازجانگذشتگی این نوجوان در نجات همسایگانش از آتش بهنظر میرسد به شگفتزدگی تحلیلگرانی خواهد انجامید که پیش از این ایثارگریهای جامعۀ ایران را نمیشناختند.»
۱ ـ آینده
۲ ـ حال
۳ ـ گذشته
۴ ـ مصدر
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ توزیع پاسخ داوطلبان به پرسش بالا تقریباً اینگونه بوده است:
گزینۀ ۱: ۲۳ درصد
گزینۀ ۲: ۵ درصد
گزینۀ ۳: ۱۵ درصد
گزینۀ ۴: ۱۲ درصد
بدون پاسخ: ۴۵ درصد
□ زبانهای فارسی و انگلیسی زمان دستوری (tense) آینده ندارند و زمان در این دو زبان محدود به حال و گذشته است. اما وقت (time) آینده با ابزارهای صرفینحوی مختلفی بیان میشود؛ از جمله به کمک توالی فعل وجهی «خواه/ will» و صورتی از فعل اصلی. پس از فعل وجهی یادشده، در فارسی مصدر مرخم (curtailed infinitive) میآید و در انگلیسی مصدر عریان (bare infinitive). بنابراین در پرسش بالا، پاسخ صحیح گزینۀ «۴» است.
□ به سخن دیگر، در ساخت آیندهٔ فارسی و انگلیسی، زمان دستوری فعل وجهی «خواه/ will»، «حال» است و فعل اصلی با صورت تصریفی «مصدر» ظاهر میشود. مجموعهٔ «فعل وجهی + فعل اصلی» غالباً بر وقت آینده دلالت میکند.
□ در فارسی کهن، گاهی پس از فعل آیندهساز «خواه»، مصدر کامل حضور مییافت؛ مانند:
سعدی:
سر سعدی چو خواهد رفتن از دست/ همان بهتر که در پای تو باشد
حافظ:
خواهم شدن به کویِ مُغان آستین فشان/ زین فتنهها که دامنِ آخرزمان گرفت
@MorphoSyntax
👍7👏4❤2
☰
🗓 ۲۵ فروردین | بزرگداشت عطار نیشابوری
▫️بیستوپنجم فروردین، روز نکوداشت فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری، مشهور به شیخ عطّار نیشابوری (۵۴۰ ـ ۶۱۸ هجری) شاعر، عارف و صوفی بزرگ ایرانی است که نام بلندی در تاریخ ادبیات جهان دارد. شعر زیر از منطقالطیر اوست:
قحطی مصر و گفتهٔ مرد دیوانه
خاست اندر مصر قحطی ناگهان
خلق میمردند و میگفتند نان
جملهٔ ره خلق بر هم مرده بود
نیمزنده مرده را میخورده بود
از قضا دیوانهای چون آن بدید
خلق میمردند و نامد نان پدید
گفت ای دارندهٔ دنیا و دین
چون نداری رزق کمتر آفرین
هرکه او گستاخ این درگه شود
عذر خواهد باز چون آگه شود
گر کژی گوید بدین درگه نه راست
عذر آن داند به شیرینی نه خواست
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️امروزه در زبان فارسی، باهمآیی دو نمود (aspect) کامل و ناقص در یک ساختار فعلی، فقط با زمان دستوری (tense) حال ممکن است؛ مانند «میخورده است» که آن را ماضی نقلی استمراری، یا دقیقتر بگوییم، حال کامل استمراری مینامیم. البته در فعلهای مستمر نیز که پیشینهٔ درازی در فارسی ندارند، دو نمود کامل و ناقص در یک ساختار فعلی حضور مییابند که زمان دستوری آنها نیز حال است، مانند «داشته میرفته»؛ گو اینکه چنین فعلی بر «وقت» (time) گذشته دلالت میکند.
▫️فارسیزبانان کاربرد همزمان دو نمود یادشده را با زمان دستوری گذشته به هر دلیل کنار گذاشتند، اما این ساختار صرفینحوی، یعنی گذشتۀ کامل استمراری، در متون کهن فارسی یافت میشود؛ مانند «میخورده بود» در سرودۀ بالا، یا «میگفته بود» در این بیت از مصیبتنامۀ جناب عطار:
بر سر منبر امامی رفته بود
گرم گشته این سخن میگفته بود
▫️زبان انگلیسی باهمایی نمود دستوری کامل و ناقص را در هر دو زمان حال و گذشته حفظ کرده است:
▪️Present Perfect Continuous:
John has been saving up to now to buy a new bike.
▪️Past Perfect Continuous:
John had been saving since Christmas to buy a new bike.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️عطار به هنگام تازش مغولان در دروازۀ شهر نیشابور کشته شد و آثار سترگش در آتش کین مهاجمان بسوخت. آنچه امروزه از این عارف نامدار به دست مانده، جملگی مکتوباتیاند که پیش از یورش مغولان به دیگر مناطق ایرانزمین فرستاده شدند.
@MorphoSyntax
🗓 ۲۵ فروردین | بزرگداشت عطار نیشابوری
▫️بیستوپنجم فروردین، روز نکوداشت فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری، مشهور به شیخ عطّار نیشابوری (۵۴۰ ـ ۶۱۸ هجری) شاعر، عارف و صوفی بزرگ ایرانی است که نام بلندی در تاریخ ادبیات جهان دارد. شعر زیر از منطقالطیر اوست:
قحطی مصر و گفتهٔ مرد دیوانه
خاست اندر مصر قحطی ناگهان
خلق میمردند و میگفتند نان
جملهٔ ره خلق بر هم مرده بود
نیمزنده مرده را میخورده بود
از قضا دیوانهای چون آن بدید
خلق میمردند و نامد نان پدید
گفت ای دارندهٔ دنیا و دین
چون نداری رزق کمتر آفرین
هرکه او گستاخ این درگه شود
عذر خواهد باز چون آگه شود
گر کژی گوید بدین درگه نه راست
عذر آن داند به شیرینی نه خواست
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️امروزه در زبان فارسی، باهمآیی دو نمود (aspect) کامل و ناقص در یک ساختار فعلی، فقط با زمان دستوری (tense) حال ممکن است؛ مانند «میخورده است» که آن را ماضی نقلی استمراری، یا دقیقتر بگوییم، حال کامل استمراری مینامیم. البته در فعلهای مستمر نیز که پیشینهٔ درازی در فارسی ندارند، دو نمود کامل و ناقص در یک ساختار فعلی حضور مییابند که زمان دستوری آنها نیز حال است، مانند «داشته میرفته»؛ گو اینکه چنین فعلی بر «وقت» (time) گذشته دلالت میکند.
▫️فارسیزبانان کاربرد همزمان دو نمود یادشده را با زمان دستوری گذشته به هر دلیل کنار گذاشتند، اما این ساختار صرفینحوی، یعنی گذشتۀ کامل استمراری، در متون کهن فارسی یافت میشود؛ مانند «میخورده بود» در سرودۀ بالا، یا «میگفته بود» در این بیت از مصیبتنامۀ جناب عطار:
بر سر منبر امامی رفته بود
گرم گشته این سخن میگفته بود
▫️زبان انگلیسی باهمایی نمود دستوری کامل و ناقص را در هر دو زمان حال و گذشته حفظ کرده است:
▪️Present Perfect Continuous:
John has been saving up to now to buy a new bike.
▪️Past Perfect Continuous:
John had been saving since Christmas to buy a new bike.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️عطار به هنگام تازش مغولان در دروازۀ شهر نیشابور کشته شد و آثار سترگش در آتش کین مهاجمان بسوخت. آنچه امروزه از این عارف نامدار به دست مانده، جملگی مکتوباتیاند که پیش از یورش مغولان به دیگر مناطق ایرانزمین فرستاده شدند.
@MorphoSyntax
❤7👍4❤🔥2
☰
🧾 واژهگزینی | اصطلاحات حوزهٔ حذف
▫️در میان انواع حذف بند زمان (TP)، سه نمونهٔ زیر بیش از همه شناختهشدهاند:
(الف). Sluicing
حذف بند زمان و بهجای گذاشتن یک پرسشواژهٔ مرجعدار در جملهٔ همپایه، مانند:
ــ سینا این کتاب را برای کسی خرید، اما نمیدانم برای کی.
(ب). Sprouting
حذف بند زمان و بهجای گذاشتن یک پرسشواژهٔ بدون مرجع در جملهٔ همپایه، مانند:
ــ سینا برای دوستش کتاب خرید، اما نمیدانم چندتا.
(پ). Stripping
حذف همهٔ عناصر جمله و بهجای گذاشتن یک سازه در کنار قیدهایی چون «هم، همینطور، اصلاً»، مانند:
ــ سینا کتابهایش را از نمایشگاه میخرد، من هم همینطور/ من اصلاً.
▫️اصطلاح فراگیرتر «sluicing» در فارسی به «بندزدایی» ترجمه شده است، اما دو اصطلاح دیگر هنوز برابرنهادهٔ تثبیتشدهای ندارند. با توجه به اینکه واژههای حوزهٔ حذف (ellipsis) در گروه تخصصی زبانشناسی در دست بررسیاند، میتوان برای دو اصطلاح (ب) و (پ) معادل مناسب پیشنهاد داد.
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | اصطلاحات حوزهٔ حذف
▫️در میان انواع حذف بند زمان (TP)، سه نمونهٔ زیر بیش از همه شناختهشدهاند:
(الف). Sluicing
حذف بند زمان و بهجای گذاشتن یک پرسشواژهٔ مرجعدار در جملهٔ همپایه، مانند:
ــ سینا این کتاب را برای کسی خرید، اما نمیدانم برای کی.
(ب). Sprouting
حذف بند زمان و بهجای گذاشتن یک پرسشواژهٔ بدون مرجع در جملهٔ همپایه، مانند:
ــ سینا برای دوستش کتاب خرید، اما نمیدانم چندتا.
(پ). Stripping
حذف همهٔ عناصر جمله و بهجای گذاشتن یک سازه در کنار قیدهایی چون «هم، همینطور، اصلاً»، مانند:
ــ سینا کتابهایش را از نمایشگاه میخرد، من هم همینطور/ من اصلاً.
▫️اصطلاح فراگیرتر «sluicing» در فارسی به «بندزدایی» ترجمه شده است، اما دو اصطلاح دیگر هنوز برابرنهادهٔ تثبیتشدهای ندارند. با توجه به اینکه واژههای حوزهٔ حذف (ellipsis) در گروه تخصصی زبانشناسی در دست بررسیاند، میتوان برای دو اصطلاح (ب) و (پ) معادل مناسب پیشنهاد داد.
@MorphoSyntax
👍7
☰
🔳 نمود کامل با فعل «داشتن»
▪️در فارسی معاصر، نمود دستوری کامل با فعل کمکی «بودن» ساخته میشود:
□ حال کامل: دیده است
□ گذشتهٔ کامل: دیده بود
▪️بااینهمه، برخی از زبانهای ایرانی از فعل «داشتن» برای بیان این مفهوم دستوری استفاده میکردند؛ از جمله خوارزمی و سغدی (تصویر پیوست دادههای سغدیاند).
▪️این ساختار صرفینحوی که در فارسی میانه نیز وجود داشت، به فارسی نوی متقدم و برخی از گویشهای ایرانی معاصر هم راه یافته است؛ مانند نمونههای زیر:
□ بسی سر جدا کرده دارم ز تن/ که جز کام شیران نبودش کفن (فردوسی)
□ قرب سی مجلس که دارو خورده داشت/ جمله در یک طشت بر هم کرده داشت (عطار)
▪️بسیاری از زبانهای هندواروپایی از یکی از دو فعل دستوری «بودن» یا «داشتن» برای دلالت بر «کامل شدن یک رخداد در بازهای از زمان» استفاده میکنند. گویا زبان بیهمتای فارسی در دورهای از تاریخ خود هر دو فعل یادشده را به این کار گماشته است.
@MorphoSyntax
🔳 نمود کامل با فعل «داشتن»
▪️در فارسی معاصر، نمود دستوری کامل با فعل کمکی «بودن» ساخته میشود:
□ حال کامل: دیده است
□ گذشتهٔ کامل: دیده بود
▪️بااینهمه، برخی از زبانهای ایرانی از فعل «داشتن» برای بیان این مفهوم دستوری استفاده میکردند؛ از جمله خوارزمی و سغدی (تصویر پیوست دادههای سغدیاند).
▪️این ساختار صرفینحوی که در فارسی میانه نیز وجود داشت، به فارسی نوی متقدم و برخی از گویشهای ایرانی معاصر هم راه یافته است؛ مانند نمونههای زیر:
□ بسی سر جدا کرده دارم ز تن/ که جز کام شیران نبودش کفن (فردوسی)
□ قرب سی مجلس که دارو خورده داشت/ جمله در یک طشت بر هم کرده داشت (عطار)
▪️بسیاری از زبانهای هندواروپایی از یکی از دو فعل دستوری «بودن» یا «داشتن» برای دلالت بر «کامل شدن یک رخداد در بازهای از زمان» استفاده میکنند. گویا زبان بیهمتای فارسی در دورهای از تاریخ خود هر دو فعل یادشده را به این کار گماشته است.
@MorphoSyntax
👍9❤3⚡2