MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


🧊 ساختواژه | تولید گونهٔ آزاد با قلب آوایی


به رستم سپردش دل و دیده را
جهانجوی گرد پسندیده را

تهمتن ببردش به زابلستان
نشستن‌گهش ساخت در گلستان


□ پسوند «ــستان» با صورت زیربنایی /estɑn/، در نمونه‌های بالا به‌صورت /setɑn/ تلفظ می‌شود.

□ صورت‌های آوایی مختلف یک تکواژ که معنا و توزیع صرفی همسانی دارند، گونهٔ آزاد خوانده می‌شوند.

□ در اینجا، فرایند قلب آوایی، یعنی تغییر جایگاه دو واج /s/ و /e/، به تولید گونهٔ آزاد انجامیده است.

✔️Metathesis = قلب آوایی
✔️Free variation = گونۀ آزاد

@MorphoSyntax
👍111👎1


🔠 آزفا | گونۀ آزاد برای شناسهٔ صفر

ـ✿ ☆ ✿ـ
(۱)ـ

سپهبد که بودی به مرز اندرون
به یک چنگ در جنگ کردش زبون

(۲)ـ

هم‌اندر زمان پای کردش به بند
ز دستور و گنجور نشنید پند

(۳)ـ

همی ریخت از دیدگان آب گرم
همی مویه کردش به آوای نرم

ـ✿ ☆ ✿ـ

1⃣ «ــ‌ش» در بیت یکم:

«ــ‌ش» در «کردش» پی‌بست مفعولی است. «زبون کردن» فعل متعدی است و به مفعول مستقیم نیاز دارد: «او را در جنگ زبون کرد».

2⃣ «ــ‌ش» در بیت دوم:

«ــ‌ش» در «کردش» پی‌بست ملکی است و در نقش مضاف‌الیه برای «پای» که مفعول جمله است، به‌کار رفته است: «پای او را در بند کرد».

3⃣ «ــ‌ش» در بیت سوم:

«ــ‌ش» در «کردش» چه نقش و هویتی دارد؟ «مویه کردن» فعل لازم است و «ــ‌ش» نه مفعول جمله است، نه مضاف‌الیه هیچ اسمی.

ـ✿ ☆ ✿ـ

◀️ در زبان فارسی، فعل گذشتۀ سوم شخص مفرد، برخلاف دیگر شخص‌وشمارها، فاقد شناسۀ آشکار است یا در اصطلاح زبان‌شناسی، شناسۀ صفر دارد؛ مانند «خورد» در مقابل «خوردم، خوردند». بااین‌همه، فارسی‌زبانان گاهی در گفتار به‌جای این شناسۀ نهان، از عنصر آشکار «ــ‌ش» استفاده می‌کنند:

◄ دوستم خونه نیست/ نیستش.
◄ دوستم به‌موقع برگشت/ برگشتش.

◀️ برای غیرفارسی‌زبانانی که بخت یارشان بوده و مجال آموختن فارسی یافته‌اند، گاه این پرسش پیش می‌آید که نقش و هویت عنصر وابستۀ «ــ‌ش» در جمله‌های بالا چیست یا چرا اهل زبان مثلاً به‌جای «هست» می‌گویند «هستش». هرچند برخی از منابع این عنصر را پی‌بست فاعلی دانسته‌اند، اما «ــ‌ش» در این نمونه‌ها به‌جای شناسۀ صفر آمده و بنابراین، گونۀ آزاد آن به‌شمار می‌رود. شناسه‌ها از وندهای تصریفی فعل‌اند که اصطلاحاً مشخصۀ «فای» یا وند مطابقۀ فاعلی خوانده می‌شوند.

ـ✿ ☆ ✿ـ

◀️ گونۀ آزاد «ـ‌ش» در شعر کهن فارسی نیز یافت می‌شود که بازماندۀ ساخت‌های کنایی (ارگتیو) فارسی باستان است. نمونه‌ای از این وند را در فعل لازم «مویه کردش» در بیت سوم مشاهده کردیم. همچنین در ابیات زیر، عنصر «ــ‌ش» در «سپردش» به فاعل ارجاع می‌یابد و بنابراین، هویت دستوری آن پسوند تصریفی مطابقهٔ فاعلی یا همان شناسه است. اما این عنصر در «ببردش» به مفعول ارجاع می‌یابد و ازاین‌رو، نقش دستوری آن پی‌بست مفعولی یا همان ضمیر متصل مفعولی است.

به رستم سپردش دل و دیده را
جهانجوی گرد پسندیده را
تهمتن ببردش به زابلستان
نشستن‌گهش ساخت در گلستان

◀️ و نیز نک: «حالت دستوری ضمیر واژه‌بستی»

@MorphoSyntax
👍9👌2
MorphoSyntax


کدام توصیف دستوری دربارهٔ دوبیتی زیر درست است: ببرید سرش را که سران را سر بود/ آرایش دهر و ملک را افسر بود/ گر قرمطی و جهود و گر کافر بود/ از تخت به‌ دار برشدن منکر بود


💎 نحو | مقولهٔ دستوری مصدر


🟩 در جملهٔ زیر، سازهٔ درون قلاب گروه اسمی است. مصدر «رفتن» هستهٔ آن را تشکیل می‌دهد و کل سازه در جایگاه مسندالیه/ فاعل ساختاری نشسته است:

◄ [رفتن از این مسیر] خطرناک است.


⬜️ در جملهٔ زیر، سازهٔ درون قلاب، همچنان گروه اسمی است، گو این‌که این‌بار گروه حرف‌ اضافهٔ «از این مسیر» پیش از هستهٔ گروه، یعنی مصدر «رفتن»، آمده است:

◄ [از این مسیر رفتن] خطرناک است.


🟥 در مصراع زیر هم سازهٔ درون قلاب گروه اسمی است و به‌همین دلیل توانسته در جایگاه مسندالیه/ فاعل ساختاری بنشیند: «X منکر بود». گروه حرف اضافه‌ٔ «از تخت به دار» وابستهٔ مصدر است و لاجرم نمی‌تواند تعیین‌کنندهٔ مقولهٔ کل سازه باشد:

◄ [از تخت به‌ دار برشدن] منکر بود.

@MorphoSyntax
👍7🙏2👏1


🆕 منتشر شد | معناشناسی خرد

▫️معناشناسیِ خُرد، به قلم دکتر فرهاد ساسانی، کتابی است حاصل دو دهه پژوهش در حوزه‌های معناشناسی، کاربردشناسی، گفتمان‌کاوی، متن‌کاوی، نشانه‌شناسی و زبان فارسی. این کتاب که به همت نشر لوگوس منتشر شده است، می‌کوشد تا از دروازهٔ کاربردهای زبان وارد سازگان زبان شود. این موضوع به‌ویژه در نیمهٔ دوم کتاب هویداتر است.

▫️در این کتاب، روند معنادهی از کوچک‌ترین واحد معنادار تا شکل‌های پیچیده مانند جمله‌های مرکب چندگانه بررسی می‌شود و به جنبه‌های گوناگون معناگستری و تغییر معنایی، وجه‌نمایی و زمان‌نمایی، ترکیب‌بندی‌های مختلف معنا در سطح‌های متفاوت و سازوکارهای بیان آنها در واژه‌سازی، جمله‌بندی و انواع سازوکارهای واژدستوری و آوایی ــ نوایی اشاره می‌شود.

@MorphoSyntax
👍7👌1


💎 نحو | محمول ثانویۀ پیامدی


لیکن خدا گواست که در مهد عافیت
پاک و نجیب و راد بپروردمان خدای

✍🏻 محمدتقی بهار

.................................................................
Folli, Harley & Karimi (2005, P: 1394):

[o]ur analysis thus far predicts that resultatives with complex predicates should not exist in this language since there is no room for complex structure for the secondary result-denoting predicate. This prediction is borne out as the following contrast indicates.

Kimea felez-ro chakkosh zad.
Kimea metal-ra hammer hit
‘Kimea hammered the metal.’

*Kimea felez-ro saaf chakkosh zad.
Kimea metal-ra staight hammer hit
The intended meaning: ‘Kimea hammered the metal straight.’
.................................................................

🟢 همان‌گونه که فولی و همکاران (۲۰۰۵) اشاره کرده‌اند، در نمونۀ بالا، صفت «صاف» را نمی‌توان به محمول ثانویۀ پیامدی تعبیر کرد. اگر «صاف» را شیوهٔ «چکش زدن» ــ و نه نتیجهٔ آن ــ تلقی کنیم، جملهٔ دوم نیز خوش‌ساخت خواهد بود.


🟢 اما این مشاهدهٔ محدود بدین معنا نیست که در زبان فارسی چنین محمولی وجود ندارد. محمول ثانویۀ پیامدی که وقوع آن، پیامد و نتیجۀ محمول اصلی جمله است، در زبان فارسی هم یافت می‌شود. عناصر زیرخط‌دار در جمله‌های «ب» چنین محمولی‌اند:

◄(الف). شهرداری منطقهٔ ما ساختمان پنج‌طبقه‌اش را ساخت.
◄(ب). شهرداری منطقهٔ ما ساختمانش را پنج‌طبقه ساخت.

◄(الف). آقای خاوری بچه‌های نجیب و پاک تربیت کرده است.
◄(ب). آقای خاوری بچه‌ها را نجیب و پاک تربیت کرده است.

◄(الف). سرآشپز بیمارستان باز هم برای همراهان غذای آبپز آماده کرد.
◄(ب). سرآشپز بیمارستان باز هم غذای همراهان را آبپز آماده کرد.


🟢 به‌نظر می‌رسد محمول‌های ثانویۀ پیامدی پیشینۀ بلندی در زبان فارسی ندارند یا دست‌کم بسامد وقوع آنها در متون کهن اندک است. البته برای تأیید یا رد این ادعا باید به بررسی نظام‌مند پیکرۀ زبانی بپردازیم و آثار نظم و نثر متقدمان را به‌دقت بکاویم.


🟢 در بیت بالا از جناب ملک‌الشعرای بهار، سازۀ «پاک و نجیب و راد» محمول ثانویۀ پیامدی و نتیجۀ بلافصل فعل «پروردن» است. این سازه قید نیست و شیوه یا چگونگی «پروردن» را توصیف نمی‌کند.

✔️Secondary resultative predicate = محمول ثانویهٔ پیامدی

@MorphoSyntax
👍61
‎2005_Determinants_of_event_type_in_Persian_complex_predicates.pdf
354.9 KB


📑 مقاله | نوع رویداد در محمول‌های مرکب

▪️Determinants of event type in Persian complex predicates

▪️Raffaell Folli, Heidi Harley, Simin Karimi (2005)

@MorphoSyntax
👍3
شبه‌خاطرات - سعید نفیسی.pdf
4.1 MB


🗓 ۲۳ آبان | در نکوداشت استاد سعید نفیسی

دکتر سعید نفیسی (۱۸ خرداد ۱۲۷۴ در کرمان ــ ۲۳ آبان ۱۳۴۵ در تهران) زبان‌شناس، پژوهشگر، تاریخ‌نگار، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی بود. استاد نفیسی از نسل اول استادان تکرارناپذیر دانشکدهٔ حقوق و دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران بود.

متن پیوست برگرفته از کتاب سه‌جلدی شبه‌خاطرات، اثر ارزشمند دکتر علی‌ بهزادی (۱۳۰۴ ــ ۱۳۸۹)، روزنامه‌نگار و مدیر هفته‌نامهٔ سپیدوسیاه (از ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۸) است. وی با قلمی شیوا و خواندنی، خاطراتش را از شخصیت‌های برجستهٔ روزگار خود ثبت کرده است.

@MorphoSyntax
👍4
MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | تکواژ مستمند! 🔻تکواژ تک‌نمود (cranberry morpheme) تکواژ یا واژگونه‌ای از یک تکواژ است که منحصراً در یک واژه آشکار می‌شود. در زبان انگلیسی، «--cran» چنین تکواژی است و فقط در «cranberry» به‌کار می‌رود، در حالی که «berry» را می‌توانیم به‌تنهایی…


🧊 ساختواژه | یک‌بار به کوی ما گذر باید کرد


❂ طبق اصل ششم نایدا، اگر یک صورت زبانی تنها در یک سازۀ منحصر تظاهر یابد، مشروط بر آن‌که عنصری که با آن همراه شده، خود به‌تنهایی یا در تلفیق با سازه‌های دیگر به‌کار رود، آن صورت زبانی را باید یک تکواژ تلقی کرد (نک: تکواژ مستمند)


❂ گاهی ممکن است این صورت زبانی آزاد یا وابسته، تنها یک‌بار در پیکرۀمان به‌کار رود. چنین عنصری را نیز باید تکواژی جداگانه دانست. مثلاً در کل پیکرهٔ گنجور فقط یک‌بار با واژۀ جمع «متعنتان» (= عیب‌جویان) مواجه می‌شویم (در گلستان سعدی). براین اساس، «متعنت» را باید مستقل از وند «ــ‌ان»، یک تکواژ به‌شمار آوریم.


❂ به تکواژهایی که تنها یک‌بار در یک متن، در آثار یک نویسنده، یا در یک پیکرۀ جامع زبانی یافت می‌شوند، «تکامد» (تک + آمد) یا «تکتاژه» (تک + تا + واژه) می‌گویند (hapax legomenon). استاد بهروز صفرزاده در «گزین‌گویه‌ها» به نمونه‌های متعددی از تکامدها یا تکتاژه‌ها اشاره می‌کند؛ مانند «سنجاب» در دیوان حافظ یا واژۀ «زنجبیل» در قرآن (سورۀ ۷۶، آیۀ ۱۷).


❂ برای شواهد بیشتر: «گزین‌گویه‌ها» در پیوند زیر:
https://news.1rj.ru/str/gozinguye

@MorphoSyntax
👍10
2009 Compounding in Distributed Morphology.pdf
199.7 KB


📑 مقاله | ترکیب در صرف توزیعی

▪️Compounding in Distributed Morphology (2009)

▪️Heidi Harley, University of Arizona

@MorphoSyntax
🙏52👍1
2008 On The Causative Construction.pdf
401.4 KB


📑 مقاله | ساخت سببی

▪️On The Causative Construction (2008)

▪️Heidi Harley, University of Arizona

@MorphoSyntax
👍4🙏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


📝 ویرایش | پرهیز از نفی مکرر


📌 حضور هر فرافکن نفیِ سازه و جمله در ساختار نحوی، بر پیچیدگیِ تعبیر معنایی می‌افزاید و پردازش ذهنی ساختار را با تأخیر مواجه می‌کند یا اصطلاحاً بر زمان واکنش می‌افزاید.

📌 در نمونهٔ پیوست، خود گوینده نیز دچار خطای پردازش شده و حضور فقط یک فرافکن نفی در بند پایه، سبب شده است که فعل بند پیرو نیز به‌خطا پیشوند نفی بگیرد.

📌 نمونهٔ اغراق‌آمیز و ساختگی «الف» در زیر نشان می‌دهد که عناصر منفی‌ساز چندگانه تا چه اندازه تعبیر معنایی را دچار مشکل می‌کنند:

◄ (الف). بخشی از نبود ناکامی در کارنامهٔ مربیان برجسته را نمی‌توان به حذف حاشیه‌ها نسبت نداد!

◄ (ب). بخشی از کامیابی در کارنامهٔ مربیان برجسته را می‌توان به حذف حاشیه‌ها نسبت داد.

📌 جملهٔ «ب» دگرگفت دقیقی از جملهٔ «الف» نیست. این مقایسه صرفاً نشان می‌دهد که نظام محاسباتی ذهن، ساختار نحوی دوم را آسان‌تر پردازش می‌کند و به صورت منطقی می‌رساند.

✔️Reaction time = زمان واکنش
✔️Logical Form = صورت منطقی

@MorphoSyntax
👍10👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🗓 ۲۴ آبان ــ ۲ آذر | هفتهٔ کتاب و کتاب‌خوانی

🔺دکتر ژاله آموزگار (۱۲ آذر ۱۳۱۸)، استاد بی‌بدیل فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

@MorphoSyntax
9👍4🔥1


🔍 مسئله (۲۱)

🧠 مصدومی که در یک تصادف، از ناحیهٔ بروکای مغز آسیب دیده است، در تولید جملاتی که نیازمند حرکت هسته به هستهٔ (Head to Head Movement) آشکار هستند، دچار مشکل می‌شود.

🧠 او در گفت‌وگو با دوستش توضیح داد:

۱. *پلیس رانندهٔ اتوبوس مقصر دونست.
(= پلیس رانندهٔ اتوبوس رو مقصر دونست)

۲. *امدادگران به‌موقع به صحنه رسید.
(= امدادگران به‌موقع به صحنه رسیدند)

۳. *دارویم خارج ایران وارد می‌شه.
(= دارویم از خارج به ایران وارد می‌شه)

۴. *پزشک گفت مشکلم درمان شد خواهد.
(= پزشک گفت مشکلم درمان خواهد شد)


@MorphoSyntax
👍4🥰1🤨1🤓1
2015 Head Movement in Syntax.pdf
1.1 MB


📘 کتاب | حرکت هسته در نحو

▪️Head Movement in Syntax

▪️Rosmin Mathew (2015)
CASTL, University of Tromso

@MorphoSyntax
👍32🔥1🙏1


🪩 تفکر انتقادی | مغالطۀ نفی مقدم و تالی

ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ

□ گزارۀ زیر را ملاحظه کنید که صورت خلاصه‌شدۀ یکی از جهانی‌های گرینبرگ است:

اگر در زبانی صفت‌های نسبی پیش از اسم بیایند، اشاره‌ای‌ها و اعداد نیز پیش از اسم می‌آیند.

□ صرف نظر از اعتبار یا دقت این جهانی، کدام گزارۀ زیر را می‌توانیم از آن استنتاج کنیم:

◄الف. اگر در زبانی صفت‌های نسبی پیش از اسم نیایند، اشاره‌ای‌ها و اعداد نیز پیش از اسم نمی‌آیند.
◄ ب. اگر در زبانی اشاره‌ای‌ها و اعداد پیش از اسم نیایند، صفت‌های نسبی نیز پیش از اسم نمی‌آیند.
ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ

□ چنانچه پاسخ به این پرسش قدری پیچیده است، گزارۀ زیر را ملاحظه کنید:

اگر سینا عضو تیم ملی بسکتبال است، پس حتماً بسکتبال بازی می‌کند.

□ براساس گزارۀ بالا، کدام‌یک از دو استنتاج منطقی زیر درست‌اند:

◄ الف. اگر سینا عضو تیم ملی بسکتبال نیست، پس حتماً بسکتبال بازی نمی‌کند.
◄ ب. اگر سینا بسکتبال بازی نمی‌کند، پس حتماً عضو تیم ملی بسکتبال نیست.

□ این‌بار پاسخ آسان‌تر است و نادرستی استنتاج «الف» را می‌توان به روشنی تشخیص داد: چه بسیار کسانی که عضو تیم ملی بسکتبال نیستند، اما بسکتبال بازی می‌کنند.
ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ

□ در هر دو نمونۀ بالا، استنتاج‌های «الف» نادرست‌اند و این نوع استدلال، مغالطه‌ای است که گاه پژوهشگران در رساله‌ها و مقالات و تحقیقات خود مرتکب می‌شوند. اهل منطق مغالطۀ بالا را «نفی مقدم و تالی» می‌خوانند. صورت صحیح این استدلال که در نمونه‌های «ب» مشاهده می‌کنیم، چنین است:

استدلال:
اگر P، آنگاه Q
پس: اگر نقیض Q، آنگاه نقیض P

□ در الگوی بالا، عکس نقیض رخ داده است؛ یعنی مقدم و تالی را جابه‌جا کرده‌ایم و سپس محمول هر دو را به منفی تغییر داده‌ایم. اگر بدون وارونه‌سازی مقدم و تالی، آن دو را منفی کنیم، گرفتار مغالطۀ نفی مقدم و تالی شده‌ایم، مانند بازنمایی زیر:

مغالطه:
اگر P، آنگاه Q
پس: اگر نقیض P، آنگاه نقیض Q
ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ

□ باید توجه کنیم که گاهی به دلیل شرایط و واقعیت‌های جهان خارج از زبان، ممکن است در عمل هر دو الگوی پیش‌گفته صحیح باشند. اما استنتاج منطقی از یک گزارهٔ شرطی، همان است که برپایهٔ عکس نقیض بیان می‌شود.

اگر ایران از گروهش صعود کرده، پس حتماً با ایتالیا روبه‌رو شده است.

◄ الف. اگر ایران از گروهش صعود نکرده، پس حتماً با ایتالیا روبه‌رو نشده است.
◄ ب. اگر ایران با ایتالیا روبه‌رو نشده، پس حتماً از گروهش صعود نکرده است.
ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ

✔️Universal = جهانی
✔️Demonstrative = اشاره‌ای
✔️Denoscriptive adjective = صفت نسبی
✔️Negating Antecedent and Consequent = نفی مقدم و تالی

@MorphoSyntax
👍8


گوی را گفتند کای بیچاره سرگردان مباش
گوی مسکین را چه تاوان است چوگان را بگوی

(شیخ اجل سعدی)

@MorphoSyntax
👍63🔥1😢1


💎 نحو | محمول ارتقایی

● ـ○ـ ●

◄ شنیدم پسربزرگهٔ آقاسعید هم قصد دارد مهاجرت کند.
◄ شنیدم پسرکوچیکهٔ آقاسعید هم احتمال دارد مهاجرت کند.

آیا ساختار نحوی دو جملهٔ بالا یکسان است؟ دو پسر آقاسعید چه نقش و جایگاهی در این جملات دارند؟

● ـ○ـ ●

در جملهٔ اول، «پسربزرگه»، فاعل فعل «قصد داشتن» است و فعل با آن مطابقت می‌کند. اما در جملهٔ دوم، «پسرکوچیکه» فاعل فعل «احتمال داشتن» نیست و فعل را به مطابقت با خود وانمی‌دارد. از کجا می‌دانیم؟ اگر در این دو جمله فاعل‌ها را به جمع تبدیل کنیم، تفاوت نحوی دو ساختار خود را آشکار می‌کند:

◄ شنیدم هر دو پسر آقاسعید قصد دارند مهاجرت کنند.
◄ شنیدم هر دو پسر آقاسعید احتمال دارد مهاجرت کنند.


فعل «احتمال داشتن» از محمول‌های موسوم به ارتقایی است. در جملهٔ دوم، «پسرکوچیکه» فاعل بند پیرو/ درونه است، اما در ساخت ظاهری به بند پایه ارتقا یافته است. به‌گفتهٔ روشن‌تر، جایگاه اصلی «پسربزرگه» همان‌جاست که می‌بینیم و فعل «قصد داشتن» با آن مطابقت کرده است. اما «پسرکوچیکه» از بند پیرو خود را به اختیار به بند پایه ارتقا داده و فعل «‌احتمال داشتن» که همواره سوم شخص مفرد است، با آن مطابقت نمی‌کند:

◄ شنیدم پسربزرگهٔ آقاسعید هم قصد دارد [مهاجرت کند].
◄ شنیدم احتمال دارد [پسرکوچیکهٔ آقاسعید هم مهاجرت کند].

● ـ○ـ ●

✔️Raising predicate = محمول ارتقایی

@MorphoSyntax
👍73💯3


🧊 ساختواژه | آمیزه‌سازی

🛞 خلاقیت و ابتکار خودروسازان ایرانی در تزویج تکه‌پاره‌های خودروهای متفاوت پدیدۀ تازه‌ای نیست. تقریباً یک دهه پیش از آن‌که پژوی آردی، از درآمیختن بدنۀ پژوی ۴۰۵ و موتور پیکان (در واقع هیلمن)، متولد شود، ایران‌خودرو محصول دیگری تولید کرده بود که صورت وارونۀ آردی بود: پیکان پژویی!

🛞 در سال ۱۳۶۹، ایران‌خودرو شرکت پژو را متقاعد کرد که سامانۀ تعلیق و موتور پژو ۵۰۴ را با بدنۀ پیکان درآمیزد و خودروی نوظهوری با موتور قدرتمند ۱۸۰۰ سی‌سی پژو تولید کند. شرکت سازنده در شش سالی که پیکان و پژو را در عقد هم نگاه داشته بود، این «ببشیر» خود را پیکان پژویی می‌خواند، اما خلاقیت اهل زبان بیش از مدیران ایران‌خودرو بود و از رهگذر آمیزه‌سازی، دو نام دیگر برای این محصول برگزیدند: پژکان و پیکاژو.

🛞 آمیزه‌سازی گذشته از آن‌که شگرد پرسودی در خودروسازی داخلی است، از ابزارهای کارامد واژه‌سازی نیز به‌شمار می‌رود؛ از آن جمله‌اند:

○ انسدادی + سایشی = انسایشی
● فوتبال + سالن = فوتسال
○ رزم + آزمایش = رزمایش
● نسخ + تعلیق = نستعلیق
○ سود + زیان = سوزیان
● ببر + شیر = ببشیر

✔️Blending = آمیزه‌سازی


@MorphoSyntax
👌10👍2


خاقانی ار زبان ز سخن بست حق اوست
چند از زبان نیافته سودی زیان کشد

هرچند سوزیان زبان است گرم و خشک
خط بر خط مزور این سوزیان کشد

✍🏻 خاقانی شروانی (۵۲۰ ــ ۵۹۵ هجری)

@MorphoSyntax
👍9😁1


🧊 ساختواژه | گفتاردرمانگر یا گفتاردرمان؟


❂ صفت‌های فاعلی زیر را ملاحظه کنید که از یک محمول و وابسته‌اش تشکیل شده‌اند:

☆ خوش خدمت می‌کند ►◄ خوش‌خدمت
☆ خود را شیرین می‌کند ►◄ خودشیرین
☆ عمود پرواز می‌کند ►◄ عمودپرواز
☆ جان را نثار می‌کند ►◄ جان‌نثار
☆ زود باور می‌کند ►◄ زودباور
☆ شب کار می‌کند ►◄ شب‌کار
☆ پر تلاش می‌کند ►◄ پرتلاش

❂ بنابراین صفت فاعلی حاصل از ترکیب «گفتار» و «درمان» این‌گونه خواهد بود:

☆ گفتار درمان می‌کند ►◄ گفتاردرمان

❂ برای آن‌که واژهٔ مرکب «گفتاردرمان» به صفت فاعلی تعبیر شود، نیازمند جذب پسوند «ــ‌گر» نیست و این ترکیب مانند «جان‌نثار»، از محمولِ «نثار/ درمان» و مفعول مستقیم «جان/ گفتار» تشکیل شده است.

❂ حضور ساختار موضوعی (محمول و وابسته‌هایش) کفایت می‌کند تا بتوانیم مفهوم ترکیب صفت فاعلی را بدون وندافزایی درک کنیم. الحاق پسوندی همچون «ــ‌گر» هنگامی ضرورت می‌یابد که ساختار موضوعی شکل نگرفته باشد و با یک اسم منفرد مواجه باشیم:

☆ جان‌نثار ►◄ نثارگر
☆ شب‌کار ►◄ کارگر
☆ پرتلاش ►◄ تلاشگر
☆ گفتاردرمان ►◄ درمان‌گر

✔️Speech therapist =
✔️Speech-language pathologist

@MorphoSyntax
👍14👎1🤔1