MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram
2008 On The Causative Construction.pdf
401.4 KB


📑 مقاله | ساخت سببی

▪️On The Causative Construction (2008)

▪️Heidi Harley, University of Arizona

@MorphoSyntax
👍4🙏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


📝 ویرایش | پرهیز از نفی مکرر


📌 حضور هر فرافکن نفیِ سازه و جمله در ساختار نحوی، بر پیچیدگیِ تعبیر معنایی می‌افزاید و پردازش ذهنی ساختار را با تأخیر مواجه می‌کند یا اصطلاحاً بر زمان واکنش می‌افزاید.

📌 در نمونهٔ پیوست، خود گوینده نیز دچار خطای پردازش شده و حضور فقط یک فرافکن نفی در بند پایه، سبب شده است که فعل بند پیرو نیز به‌خطا پیشوند نفی بگیرد.

📌 نمونهٔ اغراق‌آمیز و ساختگی «الف» در زیر نشان می‌دهد که عناصر منفی‌ساز چندگانه تا چه اندازه تعبیر معنایی را دچار مشکل می‌کنند:

◄ (الف). بخشی از نبود ناکامی در کارنامهٔ مربیان برجسته را نمی‌توان به حذف حاشیه‌ها نسبت نداد!

◄ (ب). بخشی از کامیابی در کارنامهٔ مربیان برجسته را می‌توان به حذف حاشیه‌ها نسبت داد.

📌 جملهٔ «ب» دگرگفت دقیقی از جملهٔ «الف» نیست. این مقایسه صرفاً نشان می‌دهد که نظام محاسباتی ذهن، ساختار نحوی دوم را آسان‌تر پردازش می‌کند و به صورت منطقی می‌رساند.

✔️Reaction time = زمان واکنش
✔️Logical Form = صورت منطقی

@MorphoSyntax
👍10👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🗓 ۲۴ آبان ــ ۲ آذر | هفتهٔ کتاب و کتاب‌خوانی

🔺دکتر ژاله آموزگار (۱۲ آذر ۱۳۱۸)، استاد بی‌بدیل فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

@MorphoSyntax
9👍4🔥1


🔍 مسئله (۲۱)

🧠 مصدومی که در یک تصادف، از ناحیهٔ بروکای مغز آسیب دیده است، در تولید جملاتی که نیازمند حرکت هسته به هستهٔ (Head to Head Movement) آشکار هستند، دچار مشکل می‌شود.

🧠 او در گفت‌وگو با دوستش توضیح داد:

۱. *پلیس رانندهٔ اتوبوس مقصر دونست.
(= پلیس رانندهٔ اتوبوس رو مقصر دونست)

۲. *امدادگران به‌موقع به صحنه رسید.
(= امدادگران به‌موقع به صحنه رسیدند)

۳. *دارویم خارج ایران وارد می‌شه.
(= دارویم از خارج به ایران وارد می‌شه)

۴. *پزشک گفت مشکلم درمان شد خواهد.
(= پزشک گفت مشکلم درمان خواهد شد)


@MorphoSyntax
👍4🥰1🤨1🤓1
2015 Head Movement in Syntax.pdf
1.1 MB


📘 کتاب | حرکت هسته در نحو

▪️Head Movement in Syntax

▪️Rosmin Mathew (2015)
CASTL, University of Tromso

@MorphoSyntax
👍32🔥1🙏1


🪩 تفکر انتقادی | مغالطۀ نفی مقدم و تالی

ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ

□ گزارۀ زیر را ملاحظه کنید که صورت خلاصه‌شدۀ یکی از جهانی‌های گرینبرگ است:

اگر در زبانی صفت‌های نسبی پیش از اسم بیایند، اشاره‌ای‌ها و اعداد نیز پیش از اسم می‌آیند.

□ صرف نظر از اعتبار یا دقت این جهانی، کدام گزارۀ زیر را می‌توانیم از آن استنتاج کنیم:

◄الف. اگر در زبانی صفت‌های نسبی پیش از اسم نیایند، اشاره‌ای‌ها و اعداد نیز پیش از اسم نمی‌آیند.
◄ ب. اگر در زبانی اشاره‌ای‌ها و اعداد پیش از اسم نیایند، صفت‌های نسبی نیز پیش از اسم نمی‌آیند.
ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ

□ چنانچه پاسخ به این پرسش قدری پیچیده است، گزارۀ زیر را ملاحظه کنید:

اگر سینا عضو تیم ملی بسکتبال است، پس حتماً بسکتبال بازی می‌کند.

□ براساس گزارۀ بالا، کدام‌یک از دو استنتاج منطقی زیر درست‌اند:

◄ الف. اگر سینا عضو تیم ملی بسکتبال نیست، پس حتماً بسکتبال بازی نمی‌کند.
◄ ب. اگر سینا بسکتبال بازی نمی‌کند، پس حتماً عضو تیم ملی بسکتبال نیست.

□ این‌بار پاسخ آسان‌تر است و نادرستی استنتاج «الف» را می‌توان به روشنی تشخیص داد: چه بسیار کسانی که عضو تیم ملی بسکتبال نیستند، اما بسکتبال بازی می‌کنند.
ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ

□ در هر دو نمونۀ بالا، استنتاج‌های «الف» نادرست‌اند و این نوع استدلال، مغالطه‌ای است که گاه پژوهشگران در رساله‌ها و مقالات و تحقیقات خود مرتکب می‌شوند. اهل منطق مغالطۀ بالا را «نفی مقدم و تالی» می‌خوانند. صورت صحیح این استدلال که در نمونه‌های «ب» مشاهده می‌کنیم، چنین است:

استدلال:
اگر P، آنگاه Q
پس: اگر نقیض Q، آنگاه نقیض P

□ در الگوی بالا، عکس نقیض رخ داده است؛ یعنی مقدم و تالی را جابه‌جا کرده‌ایم و سپس محمول هر دو را به منفی تغییر داده‌ایم. اگر بدون وارونه‌سازی مقدم و تالی، آن دو را منفی کنیم، گرفتار مغالطۀ نفی مقدم و تالی شده‌ایم، مانند بازنمایی زیر:

مغالطه:
اگر P، آنگاه Q
پس: اگر نقیض P، آنگاه نقیض Q
ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ

□ باید توجه کنیم که گاهی به دلیل شرایط و واقعیت‌های جهان خارج از زبان، ممکن است در عمل هر دو الگوی پیش‌گفته صحیح باشند. اما استنتاج منطقی از یک گزارهٔ شرطی، همان است که برپایهٔ عکس نقیض بیان می‌شود.

اگر ایران از گروهش صعود کرده، پس حتماً با ایتالیا روبه‌رو شده است.

◄ الف. اگر ایران از گروهش صعود نکرده، پس حتماً با ایتالیا روبه‌رو نشده است.
◄ ب. اگر ایران با ایتالیا روبه‌رو نشده، پس حتماً از گروهش صعود نکرده است.
ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ

✔️Universal = جهانی
✔️Demonstrative = اشاره‌ای
✔️Denoscriptive adjective = صفت نسبی
✔️Negating Antecedent and Consequent = نفی مقدم و تالی

@MorphoSyntax
👍8


گوی را گفتند کای بیچاره سرگردان مباش
گوی مسکین را چه تاوان است چوگان را بگوی

(شیخ اجل سعدی)

@MorphoSyntax
👍63🔥1😢1


💎 نحو | محمول ارتقایی

● ـ○ـ ●

◄ شنیدم پسربزرگهٔ آقاسعید هم قصد دارد مهاجرت کند.
◄ شنیدم پسرکوچیکهٔ آقاسعید هم احتمال دارد مهاجرت کند.

آیا ساختار نحوی دو جملهٔ بالا یکسان است؟ دو پسر آقاسعید چه نقش و جایگاهی در این جملات دارند؟

● ـ○ـ ●

در جملهٔ اول، «پسربزرگه»، فاعل فعل «قصد داشتن» است و فعل با آن مطابقت می‌کند. اما در جملهٔ دوم، «پسرکوچیکه» فاعل فعل «احتمال داشتن» نیست و فعل را به مطابقت با خود وانمی‌دارد. از کجا می‌دانیم؟ اگر در این دو جمله فاعل‌ها را به جمع تبدیل کنیم، تفاوت نحوی دو ساختار خود را آشکار می‌کند:

◄ شنیدم هر دو پسر آقاسعید قصد دارند مهاجرت کنند.
◄ شنیدم هر دو پسر آقاسعید احتمال دارد مهاجرت کنند.


فعل «احتمال داشتن» از محمول‌های موسوم به ارتقایی است. در جملهٔ دوم، «پسرکوچیکه» فاعل بند پیرو/ درونه است، اما در ساخت ظاهری به بند پایه ارتقا یافته است. به‌گفتهٔ روشن‌تر، جایگاه اصلی «پسربزرگه» همان‌جاست که می‌بینیم و فعل «قصد داشتن» با آن مطابقت کرده است. اما «پسرکوچیکه» از بند پیرو خود را به اختیار به بند پایه ارتقا داده و فعل «‌احتمال داشتن» که همواره سوم شخص مفرد است، با آن مطابقت نمی‌کند:

◄ شنیدم پسربزرگهٔ آقاسعید هم قصد دارد [مهاجرت کند].
◄ شنیدم احتمال دارد [پسرکوچیکهٔ آقاسعید هم مهاجرت کند].

● ـ○ـ ●

✔️Raising predicate = محمول ارتقایی

@MorphoSyntax
👍73💯3


🧊 ساختواژه | آمیزه‌سازی

🛞 خلاقیت و ابتکار خودروسازان ایرانی در تزویج تکه‌پاره‌های خودروهای متفاوت پدیدۀ تازه‌ای نیست. تقریباً یک دهه پیش از آن‌که پژوی آردی، از درآمیختن بدنۀ پژوی ۴۰۵ و موتور پیکان (در واقع هیلمن)، متولد شود، ایران‌خودرو محصول دیگری تولید کرده بود که صورت وارونۀ آردی بود: پیکان پژویی!

🛞 در سال ۱۳۶۹، ایران‌خودرو شرکت پژو را متقاعد کرد که سامانۀ تعلیق و موتور پژو ۵۰۴ را با بدنۀ پیکان درآمیزد و خودروی نوظهوری با موتور قدرتمند ۱۸۰۰ سی‌سی پژو تولید کند. شرکت سازنده در شش سالی که پیکان و پژو را در عقد هم نگاه داشته بود، این «ببشیر» خود را پیکان پژویی می‌خواند، اما خلاقیت اهل زبان بیش از مدیران ایران‌خودرو بود و از رهگذر آمیزه‌سازی، دو نام دیگر برای این محصول برگزیدند: پژکان و پیکاژو.

🛞 آمیزه‌سازی گذشته از آن‌که شگرد پرسودی در خودروسازی داخلی است، از ابزارهای کارامد واژه‌سازی نیز به‌شمار می‌رود؛ از آن جمله‌اند:

○ انسدادی + سایشی = انسایشی
● فوتبال + سالن = فوتسال
○ رزم + آزمایش = رزمایش
● نسخ + تعلیق = نستعلیق
○ سود + زیان = سوزیان
● ببر + شیر = ببشیر

✔️Blending = آمیزه‌سازی


@MorphoSyntax
👌10👍2


خاقانی ار زبان ز سخن بست حق اوست
چند از زبان نیافته سودی زیان کشد

هرچند سوزیان زبان است گرم و خشک
خط بر خط مزور این سوزیان کشد

✍🏻 خاقانی شروانی (۵۲۰ ــ ۵۹۵ هجری)

@MorphoSyntax
👍9😁1


🧊 ساختواژه | گفتاردرمانگر یا گفتاردرمان؟


❂ صفت‌های فاعلی زیر را ملاحظه کنید که از یک محمول و وابسته‌اش تشکیل شده‌اند:

☆ خوش خدمت می‌کند ►◄ خوش‌خدمت
☆ خود را شیرین می‌کند ►◄ خودشیرین
☆ عمود پرواز می‌کند ►◄ عمودپرواز
☆ جان را نثار می‌کند ►◄ جان‌نثار
☆ زود باور می‌کند ►◄ زودباور
☆ شب کار می‌کند ►◄ شب‌کار
☆ پر تلاش می‌کند ►◄ پرتلاش

❂ بنابراین صفت فاعلی حاصل از ترکیب «گفتار» و «درمان» این‌گونه خواهد بود:

☆ گفتار درمان می‌کند ►◄ گفتاردرمان

❂ برای آن‌که واژهٔ مرکب «گفتاردرمان» به صفت فاعلی تعبیر شود، نیازمند جذب پسوند «ــ‌گر» نیست و این ترکیب مانند «جان‌نثار»، از محمولِ «نثار/ درمان» و مفعول مستقیم «جان/ گفتار» تشکیل شده است.

❂ حضور ساختار موضوعی (محمول و وابسته‌هایش) کفایت می‌کند تا بتوانیم مفهوم ترکیب صفت فاعلی را بدون وندافزایی درک کنیم. الحاق پسوندی همچون «ــ‌گر» هنگامی ضرورت می‌یابد که ساختار موضوعی شکل نگرفته باشد و با یک اسم منفرد مواجه باشیم:

☆ جان‌نثار ►◄ نثارگر
☆ شب‌کار ►◄ کارگر
☆ پرتلاش ►◄ تلاشگر
☆ گفتاردرمان ►◄ درمان‌گر

✔️Speech therapist =
✔️Speech-language pathologist

@MorphoSyntax
👍14👎1🤔1


📝 ویرایش | اگر برق رفت . . .

◄ در صورت قطع شدن برق، از این اهرم برای باز و بسته کردن در پارکینگ استفاده کنید.

🖋 در فارسی فعل مرکب «بسته کردن» به معنای «بستن» نداریم (دست‌کم فعلاً نداریم). ممکن است «بسته کردن» را بتوان در مفهوم «بسته‌بندی کردن، توده کردن» به‌کار برد، اما متضاد فعل مرکب «باز کردن»، فعل بسیط «بستن» است:

◄ در صورت قطع شدن برق، از این اهرم برای باز کردن و بستن در پارکینگ استفاده کنید.

@MorphoSyntax
👍14👎42🤔1


📝 ویرایش | اگر گیربکس عمل نکرد . . .

◄ در این ویدئو چگونگی باز و بستن گیربکس پراید را آموزش می‌دهیم.

🖋 حذف بدون قرینهٔ فعل سبک (همکرد) یکی از خطاهای پربسامد در نوشتار است. در ساختاری که فعل/ مصدر مرکب «باز کردن» و فعل/ مصدر بسیط «بستن» همپایه شده‌اند، نمی‌توانیم فعل سبک «کردن» را بدون قرینهٔ لفظی از اشتقاق نحوی بزداییم:

◄ در این ویدئو چگونگی باز کردن و بستن گیربکس پراید را آموزش می‌دهیم.

@MorphoSyntax
👍9👌31
🔥2


🎤 گفتگو | دکتر چت جی‌پی‌تی!

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▪️با اندکی تلخیص و بدون تغییر یا دخل و تصرف در محتوای پاسخ‌های چت جی‌پی‌تی.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

💬ــ MorphoSyntax

سلام، آیا با کانال MorphoSyntax آشنا هستید؟


💭ــ ChatGPT

سلام! بله، کانال MorphoSyntax به موضوعات مرتبط با زبان‌شناسی، به ویژه مورفولوژی و نحو می‌پردازد. این کانال معمولاً محتوای آموزشی و تحقیقی در زمینه ساختارهای زبانی، تحلیل‌های نحوی و مورفولوژیکی ارائه می‌دهد. اگر سؤال خاصی دربارهٔ این کانال یا محتوای آن دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


💬ــ MorphoSyntax

بیایید با یک سؤال تخصصی از ساختواژهٔ فعل آغاز کنیم. فعل «نمی‌رساندم» چند تکواژ دارد؟


💭ــ ChatGPT

فعل «نمی‌رساندم» از چهار تکواژ تشکیل شده است. این تکواژها به شرح زیر هستند:
۱. نمی (نافی)
۲. رسان (واژۀ اصلی)
۳. د (پسوند ماضی نقلی)
۴. م (پسوند ضمیر فاعلی اول شخص مفرد)
بنابراین، فعل «نمی‌رساندم» شامل ۴ تکواژ است.


💬ــ MorphoSyntax

ای مسکین، غلط اینک از اینجا کرده‌ای. «ن» پیشوند نفی، «می» پیشوند استمراری، «رس» ریشۀ فعل، «ان» پسوند سببی، «د» پسوند گذشته، و «م» پسوند شناسه.


💭ــ ChatGPT

بله، شما درست می‌فرمایید. با توجه به تحلیل دقیق‌تر، فعل «نمی‌رساندم» شامل ۶ تکواژ است. از توجه شما به جزئیات سپاسگزارم!


💬ــ MorphoSyntax

حالا بگو «نمی‌خوراندم» چند تکواژ دارد؟


💭ــ ChatGPT

فعل «نمی‌خوراندم» نیز از چند تکواژ تشکیل شده است که به شرح زیر هستند:
۱. ن (پیشوند منفی)
۲. می (پیشوند استمراری)
۳. خور (ریشه فعل)
۴. ان (پسوند سببی)
۵. د (پسوند گذشته)
۶. م (پسوند شناسه یا ضمیر فاعلی اول شخص مفرد)
پس فعل «نمی‌خوراندم» شامل ۶ تکواژ است.


💬ــ MorphoSyntax

درسته.


💭ــ ChatGPT

خوشحالم که پاسخ درست بود! اگر سؤال دیگری دارید یا نیاز به توضیح بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم.


💬ــ MorphoSyntax

فعل «نمی‌نشاندم» چند تکواژ دارد؟ اگر این را درست بگویی، یعنی یاد گرفته‌ای.


💭ــ ChatGPT

بله، اجازه بدهید فعل «نمی‌نشاندم» را تحلیل کنیم. فعل «نمی‌نشاندم» را می‌توان به صورت زیر تحلیل کرد:
۱. ن: پیشوند نفی
۲. می: پیشوند استمراری
۳. نشان: ریشه فعل (نشانیدن)
۴. د: پسوند گذشته
۵. م: پسوند شناسه (برای اول شخص مفرد)
بنابراین، فعل «نمی‌نشاندم» شامل پنج تکواژ است.


💬ــ MorphoSyntax

خیر! «نشان» شامل «نش» و پسوند سببی «ــ‌ان» است. در تحلیل هم‌زمانی، «نش» تکواژگونه‌ای از «نشین» است که در مجاورت پسوند سببی می‌آید. در «نشاندن»، پسوند «ــ‌ان» هویت دستوری و استقلال آوایی‌اش را حفظ کرده است.


💭ــ ChatGPT

درست است. بنابراین، فعل «نمی‌نشاندم» ۶ تکواژ دارد. امیدوارم این پاسخ درست و کامل باشد!


💬ــ MorphoSyntax

اگر واقعاً یاد گرفته‌ای، بگو «شکاندم» چند تکواژ دارد؟


💭ــ ChatGPT

فعل «شکاندم» را می‌توان به صورت زیر تحلیل کرد:
۱. شک: ریشه فعل (شکستن)
۲. ان: پسوند سببی
۳. د: پسوند گذشته
۴. م: پسوند شناسه (برای اول شخص مفرد)
بنابراین، فعل «شکاندم» شامل چهار تکواژ است.


💬ــ MorphoSyntax

متأسفانه درست گفتی. ما را از حیز انتفاع ساقط کردی. در تحلیل هم‌زمانی، «شک» تکواژگونه‌ای از «شکن» است که در مجاورت پسوند سببی حاضر می‌شود. سؤال آخر: فعل «نمی‌کوشاندم» چند تکواژ دارد؟


💭ــ ChatGPT

فعل «نمی‌کوشاندم» را می‌توان به صورت زیر تحلیل کرد:
۱. ن: پیشوند نفی
۲. می: پیشوند استمراری
۳. کوش: ریشه فعل (کوشیدن)
۴. ان: پسوند سببی
۵. د: پسوند گذشته
۶. م: پسوند شناسه (برای اول شخص مفرد)
بنابراین، فعل «نمی‌کوشاندم» شامل شش تکواژ است.


💬ــ MorphoSyntax

خدا بالاسر شاهده که خیلی فرمالیستی! در فارسی فعل سببی «کوشاندن» نداریم!


💭ــ ChatGPT

از اینکه احساس می‌کنید پاسخ‌هایم کمی رسمی هستند، متأسفم. اگر دوست دارید، می‌توانم سبک پاسخ‌هایم را تغییر دهم و به صورت غیررسمی‌تر و دوستانه‌تر با شما صحبت کنم.


💬ــ MorphoSyntax

نه، نمی‌خواد. معنی «نمی‌کوشاندم» چیه؟!


💭ــ ChatGPT

این فعل نشان‌دهنده عدم انجام عمل کوشاندن (وادار کردن دیگران به تلاش یا کوشش) توسط گوینده در گذشته است. به عبارت دیگر، گوینده در آن زمان کسی را وادار به تلاش نکرده است.


💬ــ MorphoSyntax

یک جمله با «نمی‌کوشاندم» بساز.


💭ــ ChatGPT

«در دوران تحصیل، من هیچ‌گاه دوستانم را برای موفقیت در امتحانات نمی‌کوشاندم.»
در این جمله، مفعول غیرمستقیم . . .


💬ــ MorphoSyntax

سپاس، خدا نگهدار!


💭ــ ChatGPT

عبارت «خدا نگهدار» یک جملهٔ رایج در زبان فارسی است که به معنای آرزوی سلامتی و خوشبختی . . .

@MorphoSyntax
😁27👍6🔥53🤷‍♂3😍3🤣3🤩2🥰1😎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | ذرات هوشمند کیهان

🔘 برایان ادوارد کاکس (۱۹۶۸)، فیزیک‌دان ذرات و موسیقی‌دان بریتانیایی است. وی استاد دانشگاه منچستر است که به‌دلیل تلاش‌هایش در همگانی‌سازی علم ستایش شده است.

@MorphoSyntax
7👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


📽 سخنرانی پادشاه | گفتاردرمانی جرج ششم!

.......................................................
🎞 The King's Speech 🎞 IMDb: 8
.......................................................

🎞 «سخنرانی پادشاه» (بریتانیا ۲۰۱۰) فیلمی به کارگردانی تام هوپر و با بازی کالین فرث در نقش پادشاه آیندهٔ بریتانیاست. ماجرای فیلم در سال‌های منتهی به جنگ جهانی دوم می‌گذرد و چالش‌های جانشین سلطنت را در غلبه بر مشکل لکنتش به تصویر می‌کشد. جرج ششم که پس از کناره‌گیری برادرش از سلطنت، جانشین او شد، توانست به کمک «گفتاردرمان» استرالیایی، از پس مشکل لکنت خود برآید و در نخستین نطق رادیویی‌اش، ورود انگلستان به جنگ در برابر آلمان را اعلام کند.

🎞 «سخنرانی پادشاه» که در پایگاه آی‌ام‌دی‌بی امتیاز ۸ از ۱۰ را کسب کرده، به فارسی نیز دوبله شده است و نسخۀ دوزبانۀ آن را می‌توان از سایت‌های تخصصی فیلم و سریال بارگیری کرد. این فیلم در هشتادوسومین دورۀ جوایز اسکار نامزد دریافت ۱۲ جایزه شد و از آن میان، در چهار شاخه این جایزه را به‌دست آورد: بهترین فیلم، بهترین کارگردان، بهترین بازیگر نقش اول مرد، و بهترین فیلم‌نامۀ غیراقتباسی.

@MorphoSyntax
👍4🔥21
MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | گفتاردرمانگر یا گفتاردرمان؟ ❂ صفت‌های فاعلی زیر را ملاحظه کنید که از یک محمول و وابسته‌اش تشکیل شده‌اند: ☆ خوش خدمت می‌کند ►◄ خوش‌خدمت ☆ خود را شیرین می‌کند ►◄ خودشیرین ☆ عمود پرواز می‌کند ►◄ عمودپرواز ☆ جان را نثار می‌کند ►◄ جان‌نثار ☆…


🧊 ساختواژه | گویش‌پژوه، گویش‌پژوهنده یا گویش‌پژوهنده‌چی؟!


❂ پژوهش‌های زبان‌روان‌شناختی نشان می‌دهند که کودک در مراحل زبان‌آموزی، مفهوم محمول و رویداد را با تأخیر و پس از فهم مقولات واژگانی اسم و صفت درک می‌کند و گاه برای فهم وقوع رویداد/ کنش، نیازمند نشانگرهای صرفی‌نحوی است. کودک ممکن است تا پیش از پنج‌سالگی هنگام شنیدن حکایت «موش آهن‌خور»، معنای ترکیب تازۀ «آهن‌خور» را درنیابد؛ تا آن‌که در توضیح، پسوند صفت فاعلی «ــ‌نده» را به انتهای این ترکیب بیفزاییم و با ساختن ترکیب «موش آهن‌خورنده»، رویداد بودن جزء «خور» را روشن کنیم. برای بزرگ‌سالان تشخیص رویداد و شناسایی محمول در یک ساختار موضوعی (محمول و وابسته) بدون حضور نشانگرهای ساختواژی آسان است.


❂ در میان مجموعۀ زیر، واژه‌های نخست که ساختار موضوعی ندارند، نیازمند یک وند یا تکواژند تا بر مفهوم صفت فاعلی دلالت کنند (مانند: خدمتکار). اما فارسی‌زبانانی که مرحلۀ زبان‌آموزی را پشت سر گذاشته‌اند، بدون حضور هیچ نشانگری درک می‌کنند که در ترکیب‌های دوم با ساختار موضوعی مواجه‌اند و کل ترکیب را باید به صفت فاعلی تعبیر کنند (مانند: خوش‌خدمت). افزودن وند یا تکواژ به این ترکیب‌ها، برای نشان دادن هویت ساختواژی‌شان غیرضروری است و غالباً واژۀ مشتق‌مرکب نادستوری حاصل می‌آید (مانند: *خوش‌خدمتکار):

☆ درشکه‌چی ◄ درشکه‌سوار ◄ *درشکه‌سوارچی
☆ خدمتکار ◄ خوش‌خدمت ◄ *خوش‌خدمتکار
☆ آفریدگار ◄ جهان‌آفرین ◄ *جهان‌آفریدگار
☆ پژوهنده ◄ گویش‌پژوه ◄ *گویش‌پژوهنده
☆ پوشک ◄ کف‌پوش ◄ *کف‌پوشک
☆ جـویا ◄ دانشجـوی ◄ *دانشجـویا
☆ سخنور ◄ کم‌سخن ◄ *کم‌سخنور
☆ رنجـور ◄ زودرنـج ◄ *زودرنجـور
☆ گریزان ◄ آدم‌گریز ◄ *آدم‌گریزان
☆ نثارگر ◄ جان‌نثار ◄ *جان‌نثارگر


❂ به‌همین قیاس، «تقریباً» همۀ ما مفهوم «گفتاردرمان» را از رهگذر اصول دستور ذهنی‌مان درک می‌کنیم، زیرا این ترکیب دارای ساختار موضوعی است:

درمانگر ◄ گفتاردرمان ◄ *گفتاردرمانگر


❂ آیا نمی‌توانیم به واژه‌های مرکبی که ساختار موضوعی دارند، از یک محمول و وابسته تشکیل شده‌اند، و معنای صفت فاعلی می‌دهند، وند یا تکواژی بیفزاییم که خود نشانگر صفت فاعلی است؟ می‌توانیم! اما الحاق چنین عنصری غالباً ضرورت ندارد و عمل لغو، برخلاف عقل و شرع است! مگر آن‌که بخواهیم با وندافزایی، معنای خاصی را انتقال دهیم یا مقولهٔ دستوری را عوض کنیم. اهل زبان معمولاً هنگامی چنین عنصری را به صفت فاعلی مرکب می‌افزایند که هدف‌شان ایجاد معنای متفاوت باشد؛ مانند الحاق وندهای صفت فاعلی «ــ‌نده» و «ــ‌ک» به صفت‌های فاعلی مرکب سمت راست؛ جفت‌واژه‌های زیر هم‌معنا نیستند:

☆ راهرو ►◄ راه‌رونده
☆ پیشرو ►◄ پیشرونده
☆ گـرم‌کن ►◄ گـرم‌کننده
☆ پاک‌کــن ►◄ پاک‌کــننده
☆ کفش‌دوز ►◄ کفش‌دوزک


❂ اگر صفت فاعلی «آدم‌گریز» به وند فاعلی «ــ‌نده» یا «ــ‌ان» نیاز ندارد (*آدم‌گریزنده/ *آدم‌گریزان)، پس چرا در صفت‌های فاعلی مرکب زیر، به انتهای ترکیب، پسوند «ــ‌ان» افزوده شده است؟ پاسخ این است که وند «ــ‌ان» در این نمونه‌ها، پسوند سببی‌ساز است و ظرفیت محمول را افزایش داده است. این پسوند با وند «اشتقاقی» صفت فاعلی «ــ‌ان» (مثلاً در: گریزان/ *آدم‌گریزان) متفاوت است. حذف این پسوند «تصریفی» از واژه‌های مرکب سمت چپ، به تولید ترکیبی نادستوری انجامیده است:

☆ سلسله‌جنبان ◄ *سلسله‌جنب
☆ جوجه‌گردان ◄ *جوجه‌گرد
☆ آتش‌چرخان ◄ *آتش‌چرخ
☆ نامه‌رسان ◄ *نامه‌رس

❂ و البته حکایت همچنان باقی است.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 در پاسخ به پرسش یکی از همراهان دربارۀ تقابل «گفتاردرمان/ گفتاردرمانگر» و تأخیر کودکان در درک مفهوم محمول/ مقالهٔ صفت فاعلی در صرف توزیعی، در دست تألیف.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👏6👍4👎41👌1


📖 فرهنگ بزرگ سخن | مدخل «رعنا»

@MorphoSyntax
👍7😁2


🔠 آزفا | پادمعنایی

ـ✿ ☆ ✿ـ

«. . . و نیز رعنا مباش، که گفته‌اند: پیر رعنا بتر بود و بپرهیز از پیران رعنای ناپاک و انصاف پیری بیش از آن بده که انصاف جوانی، که جوانان را اومید پیری بود. پیر را جز مرگ اومید نباشد و جز مرگ اومید داشتن از وی محال است، از بهر آنکه چون غله سپید گشت، اگر ندروند ناچاره خود بریزد، همچون میوه که پخته گشت، اگر نچینند خود از درخت فرو ریزد.»

📓 قابوس‌نامۀ عنصرالمعالی، اندر ترتیب پیری و جوانی (سدهٔ پنجم هجری)

ـ✿ ☆ ✿ـ

🔘 واژۀ «رعنا» گرچه امروزه به مفهوم «زیبا، دل‌فریب، بلند و کشیده» به‌کار می‌رود، در گذشته معنای متفاوت «ابله، نادان، فرتوت» نیز از آن برمی‌آمد. به واژه‌ای که معانی متضاد یا متعلق به حوزه‌های معنایی کم‌وبیش مخالف دارد، پادمعنا گفته می‌شود. پادمعنایی زیرمجموعۀ چندمعنایی است که در روند آموزش زبان به گویشوران غیربومی و نیز تدوین درس‌نامه باید مورد توجه متخصصان قرار گیرد.

ـ✿ ☆ ✿ـ

● الآن مهمانان می‌رسند. چرا پرتقال‌ها را نچیدی؟
○ اتفاقاً همه را چیدم. یکی هم روی درخت نمانده.
● منظورم از روی درخت نیست.
○ پس چی؟ از کجا می‌خواستی بچینم؟
● در ظرف! گفتم همۀ میوه‌ها را در ظرف پذیرایی بچین.

چیدن = قرار دادن، گذاشتن
چیدن = کندن، برداشتن

ـ✿ ☆ ✿ـ

● از مرحلۀ آزمون کتبی دکتری رد شدم.
○ اشکالی ندارد. سال بعد بیشتر تلاش کن.
● یعنی چی سال بعد بیشتر تلاش کنم؟
○ خیلی‌های دیگر هم در آزمون کتبی رد می‌شوند.
● نخیر! از این مرحله با موفقیت رد شدم و حالا منتظر روز مصاحبه‌ام.

رد شدن = پشت سر گذاشتن، گذر کردن
رد شدن = پذیرفته نشدن، رفوزه شدن

ـ✿ ☆ ✿ـ

✔️Contronymy = پادمعنایی
✔️Polysemy = چندمعنایی

@MorphoSyntax
👍15👎1