MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


🔍 مسئله (۲۲)

⚽️ در گفتگوی دو گزارشگر ورزشی، یکی از آنها در پاسخ به دیگری گفت:

«برخلاف آنچه شما می‌فرمایید، این‌طور نیست که از این گروه ایران صعود کند و ژاپن هم صعود کند.»

⚽️ اگر حق با این گزارشگر باشد، چند تیم از گروه صعود می‌کنند؟

۱. هیچ تیمی
۲. یک تیم
۳. هر دو تیم
۴. یا یک تیم یا هیچ تیمی

@MorphoSyntax
👍6💯1


📝 ویرایش | دامنهٔ نفی و سور


◄ همهٔ دانش‌آموزان کلاس تکالیف‌شان را انجام ندادند.

✏️ حضور هم‌زمان دو عنصر نفی و سور (مانند: همه، برخی، هیچ، هر) در یک جمله که به تداخل دامنهٔ آنها می‌انجامد، گاهی سبب ابهام ساختاری می‌شود. از جملهٔ بالا دو معنای زیر برمی‌آید که برخی از فارسی‌زبانان تعبیر «الف»، برخی دیگر تعبیر «ب»، و شماری هر دو تعبیر را برداشت می‌کنند:

◄ (الف). هیچ دانش‌آموزی در کلاس وجود ندارد که تکالیفش را انجام داده باشد.

◄ (ب). دانش‌آموزانی در کلاس وجود دارند که تکالیف‌شان را انجام نداده‌اند.


✏️ در نگارش باید دقت کرد که برهم‌کنش نفیِ محمول و سورِ منطقی، ابهام ناخواسته‌ای نیافریند که مد نظرمان نیست. واژهٔ «سور» در عربی به معنای «بارو و حصار» است. در منطق، سورها (کمیت‌نماها) دامنهٔ اعضای مطرح‌شده در گزاره را تعیین می‌کنند.

✔️Quantifier = سور، کمیت‌نما


@MorphoSyntax
👍8


📝 ویرایش | حشو (۱)

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
📖 مسئول کتابخونهٔ دانشکده ازم شکایت کرده که دیکشنری «مترادف و متضاد» رو از بخش مرجع بلند کردم . . . واقعاً که! این آدم اصلاً شرم و حیا و آزرم و حُجب و خجلت سرش نمی‌شه و به راحتی هر افترا و تهمت و بهتان و فریه و چفته و دروغ و کذبی رو بر زبون می‌آره!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

📖 در متن‌های علمی و گزارش‌های خبری، آوردن دو یا چند واژۀ همپایه که مفهوم همسان یا مشابه دارند و معنای تازه‌ای به کلام نمی‌افزایند، حشو است:

◄ متخصصان و کارشناسان صنعت چاپ بر ضرورت گسترش و توسعۀ فناوری‌های نو و جدید در کشور تأکید می‌کنند.

◄ خصوصیت و ویژگی این نرم‌افزار این است که با تلاش و کوشش و همت متخصصان زبدهٔ ایرانی بومی شده است.

◄ بسیاری از زیست‌شناسان دربارۀ خاستگاه و منشأ ویروس کرونا اتفاق نظر و دیدگاه مشترک و همسانی ندارند.

@MorphoSyntax
👍11😁3🤔1👌1


🧾 واژه‌گزینی | تصویب اصطلاح ساختواژی

▫️در گروه زبان‌شناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاح زیر معادل‌گزینی شده است:

▪️portmanteau morph: واژ چندگانه

▫️تعریف: واژی که بیش از یک مشخصهٔ صرفی‌نحوی را حمل کند/ وندها و پایه‌هایی که در یک واحد واژی تجمیع شوند و دو یا چند معنای ساختواژی را برسانند.

▫️مثال: فعل «است» در زبان فارسی واژ چندگانه است. این فعل علاوه‌بر آن‌که ریشهٔ «باش» را در خود دارد، آمیزه‌ای از عناصر دستوری «سوم شخص، مفرد، حال، اخباری» نیز هست.

▫️نکته: در برابر اصطلاح بیگانهٔ یادشده، گذشته از «واژ چندگانه»، معادل‌های «واژ آمیخته» و «واژ مشترک» نیز به‌کار رفته است.

@MorphoSyntax
👍8


با توجه به توضیحات بالا، کدام برابرنهاد را برای اصطلاح «portmanteau morph» می‌پسندید (به ترتیب الفبا)؟
Anonymous Poll
54%
واژ آمیخته
25%
واژ چندگانه
5%
واژ مشترک
15%
هیچ‌کدام
👍9


🧊 ساختواژه | مصـــــــــــــــدر!


دروغ چرا . . . مصدر زمان ندارد؛ مصدر از ستاک گذشتهٔ فعل ساخته نمی‌شود؛ و وند مصدرساز در زبان فارسی «ــَ‌‌ن» نیست. پسوند مصدرساز در فارسی، از هر دو منظر تاریخی و هم‌زمانی، دو تکواژگونه دارد:

۱. «ــ‌دن»: پس از ریشه‌ای که به واج واکدار ختم شود.
◄ خور+دن، آزمو+دن، مان+دن، افتا+دن

۲. «ــ‌تن»: پس از ریشه‌ای که به واج بی‌واک ختم شود.
◄ کُش+تن، باف+تن، سوخـ+تن، نشسـ+تن


هرآنچه پیش از «ــ‌دن/ــ‌تن» می‌آید، اگر وند سببی «ــ‌ان» نباشد (مانند: خور+ان+دن)، جزئی از فعل است و تکواژگونه‌ای از ریشه را می‌سازد؛ مثلاً:

۱. ریشهٔ «سوز» دو تکواژگونهٔ «سوز/سوخـ» دارد که دومی با وند مصدرساز همراه می‌شود:
◄ «سوخـ + تن»

۲. ریشهٔ «افت» دو تکواژگونهٔ «افت/افتا» دارد که دومی با وند مصدرساز همراه می‌شود:
◄ «افتا + دن»

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🔝دایی‌جان ناپلئون و «مصدرش»، مش قاسم

@MorphoSyntax
👍8👌7😁31🤔1
🔥1


🌐 ریشه‌شناسی | صبا اگر گذری اُفتَدَت به کشور دوست . . .

● الو، سلام.
○ سلام، بفرمایید؟
● پدرتون تشریف دارند؟
○ نخیر، رفتند آرامستان؛ خاکسپاری یکی از اقوام.
● پس اگر برگشتند، بفرمایید با بنده تماس بگیرند.
○ مگه خدای‌نکرده قراره برنگردند؟
● نه، منظورم این بود «هر وقت» برگشتند.
○ حتماً اتفاقی افتاده، ولی به من نمی‌گید.
● نه پسر جان، چه اتفاقی؟
○ چه می‌دونم؟ شما شرط گذاشتید گفتید «اگر»!
● «اگر» که فقط حرف شرط نیست.
○ پس دیگه چیه؟
● قید؛ یعنی معرف بند قیدی زمان هم هست.
○ مطمئن‌اید؟
● بله. اصلاً «اگر» در فارسی میانه «hakar» بوده که از صورت باستان «hakaram» اومده. «ha» یعنی «یک»، و «karam» هم یعنی «وقت و زمان و مرتبه».
○ منظورم این بود مطمئن‌اید حال پدرم خوبه؟
● بـــــــــــــعله ان‌شاءالله.
○ خیلی ممنونم، خیالم راحت شد. یک لحظه استرس گرفتم. راستی، شما؟
● سُغدی‌ام.
○ فامیلی‌تون سُغدیه؟
● نه، پس زبانم سُغدیه؟! حالا لطف می‌کنید به آقا یونس بگید تا اومدند، با من تماس بگیرند؟
○ فکر کنم این «تا» معرف بند زمان باشه؛ اما آقا یونس دیگه کیه؟
● پدر محترم‌تون! مگه اونجا بنگاه املاک آقا یونس نیست؟
○ نخیر، نیست.
● پسر جان، چرا از اول نگفتی؟
○ شما که نپرسیدید. اگر می‌پرسیدید، حتماً می‌گفتم. اینجا «اگر» حرف شرطه دیگه؟ . . . الو . . . آقای سُغدی، صدای من رو دارید؟ الو . . .

✔️Conditional clause = بند شرطی
✔️Adverbial clause = بند قیدی
✔️Time clause = بند زمان

@MorphoSyntax
😁19👍71👌1😍1
MorphoSyntax
📝 ویرایش | حشو (۱) ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ 📖 مسئول کتابخونهٔ دانشکده ازم شکایت کرده که دیکشنری «مترادف و متضاد» رو از بخش مرجع بلند کردم . . . واقعاً که! این آدم اصلاً شرم و حیا و آزرم و حُجب و…


📝 ویرایش | حشو (۲)

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🖊 حُسن خوبش این بود که اون ساعت خیلی خلوت بود و حتی حاج‌آقا هم که تابِ تحمل فشار جمعیت رو نداره، تونست به سنگ حجرالاسود دست بکشه.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🖊 برخی از ترکیب‌های پربسامدی که دارای حشوند و به گفتار و نوشتار اهل زبان راه یافته‌اند، در تصویر بالا فهرست شده‌اند. با جستجو در پیکرهٔ گفتاری و نوشتاری می‌توانیم حشوهای ملیح و قبیح فراوان دیگری هم بیابیم.

@MorphoSyntax
👍11🔥1


📢 نشست | فارسی گفتاری و شکسته‌نویسی


▪️نخستین نشستِ گروه ویرایش‌پژوهان
▫️میزبان: بنیاد موقوفات دکتر افشار
▪️مکان: خیابان ولی‌عصر، عارف‌نسب، شمارهٔ ۱۲
▫️زمان: پنج‌شنبه ۸ آذر ۱۴‌۰۳، ساعت ۱۵ تا ۱۷:۳۰
▪️هزینه: رایگان، اما نیازمند نام‌نویسی
▫️دبیران: نازنین خلیلی‌پور، حسین جاوید
▪️سخنرانان: فرهاد قربان‌زاده، بهروز صفرزاده، محمدمهدی باقری، علی ملیح، هومن عباسپور

VirayeshPazhuhan.ir
https://news.1rj.ru/str/SadeNevisi


@MorphoSyntax
👌3👍2👎1


💎 نحو | بند متممی و بند موصولی

◄ (الف). بلافاصله به پلیس گزارش شد که سرقتی از بانک رخ داده است.

◄ (ب). این حادثه بلافاصله به پلیس گزارش شد که سرقتی از بانک رخ داده است.


🪧 «گزارش شدن» محمول دوظرفیتی است و به دو سازهٔ اجباری نیاز دارد. در جملهٔ «الف»، سازه‌های «به پلیس» و «که سرقتی از بانک رخ داده است» دو ظرفیت «گزارش شدن» را برآورده کرده‌اند. در جملهٔ «ب»، ظرفیت محمول با سازه‌های «این حادثه» و «به پلیس» محقق شده است.


🪧 بدین ترتیب، در جملات «الف» و «ب»، بندهای وابستهٔ «که سرقتی از بانک رخ داده است» نقش‌های دستوری متفاوتی دارند. این سازه در جملهٔ «الف»، بند متممی یا همان بند پیرو است و چون ظرفیت فعل را محقق می‌سازد، اجباری است؛ اما در جملهٔ «ب» بند موصولی است و وابستهٔ اسم «این حادثه» به‌شمار می‌رود؛ بنابراین، حضورش از نظر نحوی اجباری نیست.

✔️Complement clause = بند متممی
✔️Relative clause = بند موصولی


@MorphoSyntax
👍6👏2👌1💯1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


🎤 گفتگو | محسن رنانی

🔞 محسن رنانی (۱۳۴۴)، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشکدهٔ اقتصاد دانشگاه اصفهان، که همچون دیگر اقتصاددانان قد و نیم‌قد ایران، هنوز از عهدهٔ شناخت علت مرض اقتصاد این کشور برنیامده‌، چه رسد به آن‌که درمانش را بیابد، ناگهان کشف کرده که فارسی، زبانِ زبان‌بسته‌ای است و عرصه را بر توسعه تنگ کرده است! و البته توجه نمی‌کند که می‌تواند به کمک همین زبان زبان‌بسته، ده دقیقه یک‌نفس لاطائلات عوامانه در قبای سخن عالمانه تولید کند و تازه دچار شکم‌روش هم نشود. اگر اطبا به تجویزکنندگان روغن بنفشه برای درمان کرونا، و آب هویج برای رفع آستیگماتیسم پاسخ داده‌اند، گفته‌های اخیر این زبان‌اقتصاددان هم درخور نقد علمی است.

@MorphoSyntax
😁27👍14💯3👌2🆒2😐1
Yar Mara-( 98iha.com)
Shahram Nazeri


یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
یار تویی، غار تویی، خواجه نگهدار مرا

نوح تویی، روح تویی، فاتح و مفتوح تویی
سینهٔ مشروح تویی، بر در اسرار مرا

نور تویی، سور تویی، دولت منصور تویی
مرغ کُه طور تویی، خسته به منقار مرا

قطره تویی، بحر تویی، لطف تویی، قهر تویی
قند تویی، زهر تویی، بیش میآزار مرا

حجرهٔ خورشید تویی، خانهٔ ناهید تویی
روضهٔ امید تویی، راه دِه ای یار مرا

روز تویی، روزه تویی، حاصل دریوزه تویی
آب تویی، کوزه تویی، آب دِه این بار مرا

دانه تویی، دام تویی، باده تویی، جام تویی
پخته تویی، خام تویی، خام بمگذار مرا

این تن اگر کم تندی، راه دلم کم زندی
راه شدی تا نبدی، این همه گفتار مرا

✍🏻 حضرت مولانا
🎼 استاد ناظـری

@MorphoSyntax
12💯1
MorphoSyntax
📝 ویرایش | حشو (۲) ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ 🖊 حُسن خوبش این بود که اون ساعت خیلی خلوت بود و حتی حاج‌آقا هم که تابِ تحمل فشار جمعیت رو نداره، تونست به سنگ حجرالاسود دست بکشه. ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ…


📝 ویرایش | حشو (۳)

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🖌 تا پیش از آغاز سال تحصیلی، امکان پرداخت تسهیلات بانکی به دانشجویان میسر نیست و انجام اولویت‌بندی متقاضیان وام نیز صرفاً برعهدۀ معاونت امور دانشجویی است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🖌 در برخی از گروه‌های اسمی، خود هستۀ گروه زائد است و بدون ضرورت ساختاری یا معنایی به جمله افزوده شده است. هستۀ گروه اسمی در نمونه‌های زیر، واژۀ زیرخط‌داری است که می‌تواند از ساختار نحوی حذف شود:

◄ انجام نظارت دقیق بر مهارت‌های نیروی انسانی و افزایش رشد دانش کارکنان از وظایف ادارۀ آموزش است.
□ [انجام نظارت دقیق] وظیفهٔ ادارۀ آموزش است.
□ [افزایش رشد دانش] وظیفهٔ ادارۀ آموزش است.
□ افزایش [رشد دانش] وظیفهٔ ادارۀ آموزش است.


◄ به کمک این سامانه، امکان پایش روزانۀ نرخ اجاره‌بهای مسکن در سطح استان تهران میسر شده است.
□ [امکان پایش روزانه] میسر شده است.
□ پایش [نرخ اجاره‌بها] میسر شده است.
□ در [سطح استان تهران] میسر شده است.

@MorphoSyntax
👍10


📢 معرفی | جستجو در پیکرۀ زبانی


Iranian cultural projects

Eransharh is an open-source cultural project to shape and share the beauty of Iranian culture. Myths, games, history, and more.

1001 Mythical Creatures of Iranian Cultures & Beyond

https://www.eranshahr.com/myths

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
سپاس فراوان از سرکار خانم طالبی گرامی برای معرفی این پایگاه دادۀ ارزشمند
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
🙏8👍1🆒1


🗓 هشتم آذر | نشانی از شادی . . .

ـ✿ ☆ ✿ـ

⚪️ طفلی به نامِ شادی، دیری‌ست گم شده‌ست
با چشم‌های روشنِ برّاق
با گیسویی بلند، به بالای آرزو

هر کس ازو نشانی دارد،
ما را کُنَد خبر
این هم نشانِ ما:
یک‌سو، خلیج فارس
سویِ دگر، خزر

✍🏻 استاد شفیعی کدکنی

ـ✿ ☆ ✿ـ

⚪️ بعدازظهر هشتم آذر ۱۳۷۶، فوتبال ایران لحظه‌ای تاریخی را رقم زد و تیم ملی با تساوی دو بر دو در برابر تیم قدرتمند استرالیا در ملبورن، پس از سال‌ها انتظار، به جام جهانی فرانسه (۱۹۹۸) راه یافت. پس از پایان بازی، خیابان‌های شهرهای ایران ناگهان و بدون برنامه‌ریزی، سرشار از شور و غرور شد؛ شوری ملی و غروری فراگیر که شاید پیش از آن فقط در سوم خرداد ۱۳۶۱، در روز آزادی خرمشهر تجربه شده بود و بعدها نیز شبیه آن تکرار نشد.

@MorphoSyntax
10👍3


💎 نحو | حال کامل اخباری (۱)


🕐 ساختی که در سنت دستورنویسی ماضی نقلی خوانده می‌شود، در واقع از سه مشخصۀ زمان حال، وجه اخباری و نمود کامل تشکیل شده است که به اختصار باید آن را حال کامل خواند. از این سه مشخصه، دو تای اول، یعنی زمان و وجه، با فعل کمکی «بودن» تظاهر می‌یابند («است» در مثال پایین) و مشخصۀ نمود کامل به‌شکل وند موسوم به صفت مفعولی به فعل اصلی ملحق می‌شود («خورده» در مثال پایین):

◄ سینا غذا خورده است.


🕑 فعل کمکی «است» و واژه‌بست‌های فعل «بودن» (ام، ای‌، ست، ایم، اید، اند) میزبان مشخصۀ حال‌اند و گذاشتن نام گذشته/ ماضی بر این فعل درست نیست. این ساختار فعلی می‌تواند برای دلالت بر وقت گذشته، حال و آینده به‌کار رود و تعبیر این وقت، به نقطۀ کامل شدن رویداد نسبت به وقت مرجع بستگی دارد:

◄ سینا طراحی‌اش را تمام کرده است.

وقت گذشته:
◄ . . . یک ساعت پیش تمام کرده و کار جدیدش را هم شروع کرده است.

وقت حال:
◄ . . . همین الآن تمام کرده و هنوز کار جدیدش را شروع نکرده است.

وقت آینده:
◄ . . . تا فردا همین موقع تمام کرده و کار جدیدش را هم شروع کرده است.

✔️Tense = زمان
✔️Time = وقت

@MorphoSyntax
👍10💯21👏1


🧊 ساختواژه | گونهٔ آزاد و گفتاری‌نویسی


❂ در گفتاری‌نویسی یا اصطلاحاً شکسته‌نویسی باید میان گونه‌های آزاد گفتاری از یک‌سو، و تحولات آوایی بافتی از دیگرسو، تمایز قائل شویم. برای تبیین این موضوع، نمونهٔ زیر را ملاحظه بفرمایید.


❂ مفهوم انتزاعی «پنج» که در واژگان ذهنی ما ذخیره شده و اصطلاحاً آن را تکواژ می‌خوانیم، سه تکواژگونهٔ عینی دارد که در توزیع تکمیلی‌اند:

(۱). پانز: منحصراً در پانزده
(۲). پانـ: منحصراً در پانصد
(۳). پنج: در هر جای دیگر، از جمله پنج‌شنبه، پنجاه، پنج بار، و . . .


❂ دو تکواژگونهٔ «پانز» و «پانـ» هرکدام یک گونهٔ آزاد هم دارند که اتفاقاً در فرهنگ‌نویسی باید به آنها اشاره شود، زیرا تحول /ɑ/ به /u/ (افراشتگی واکه) پیش از همخوان‌های خیشومی پیش‌بینی‌پذیر/ خودکار نیست:

(۱). پونز: در پونزده
(۲). پونـ: پونصد


❂ در گفتاری‌نویسی ترجیح دارد که از دو گونهٔ آزاد یادشده استفاده کنیم. اگر مثلاً در متن گفتگوی رمان، نمایشنامه و مانند آنها، به‌جای به‌کار بردن گونه‌های آزاد «پونز» و «پونـ»، از تکواژگونه‌های رسمی «پانز» و «پانـ» استفاده کنیم، بعید است که مخاطب نزد خود آنها را گفتاری ادا کند:

گفتاری‌نویسی نادرست:
◄ این پانصد تومان را بگذار در کنارِ آن پنج تومان؛ تا شنبهٔ بعد هم به آن دست نزن.

گفتاری‌نویسی درست:
◄ این پونصد تومن رو بذار کنارِ اون پنج تومن؛ تا شنبهٔ بعد هم بهش دست نزن.


❂ تحول آوایی «پانـ/ پانز» به «پونـ/ پونز» از نوع فرایندهای واژواجی است و در محیط ساختواژی/ واژگانی رخ می‌دهد. اما در گفتاری‌نویسی مجاز نیستیم که تحولات وابسته به بافت آوایی، مانند همگونی، حذف، درج و قلب آوایی، را در خط بازتاب دهیم:

گفتاری‌نویسی ویران:
◄ ای پونصد تومنُ بذار کنار اون پنش تُمن؛ تا شمبهٔ بعدم بش دس نزن.


❂ همگونی واج خیشومی /n/ با /b/ و /p/ فرایند آوایی رایجی در گفتار است و بنابراین، نوشتن «شنبه» به‌صورت «شمبه» یا «تن‌پرور» به‌صورت «تمپرور» هیچ ضرورتی ندارد. مخاطب این تحولات آوایی موسوم به خودکار را نزد خود اعمال می‌کند. به همین ترتیب، حذف همخوان پایانی، به‌ویژه در هجای بلند، به‌صورت خودکار رخ می‌دهد و در گفتاری‌نویسی مجاز نیستیم «فکر» را «فک»، یا «دست» را «دس» بنویسیم.


❂ البته گاهی برای تبیین دقیق‌تر ویژگی‌های یک شخصیت رمان یا نمایشنامه، می‌توانیم برخی از تحولات وابسته به بافت آوایی را، تا آنجا که به انتقال پیام آسیب نزند، در خط بازتاب دهیم. ممکن است کسی واژهٔ «قفل» را با اعمال فرایند قلب آوایی، به‌شکل «قلف» تلفظ کند یا «سیزده» را با درج همخوان خیشومی، «سینزده» ادا کند. در چنین مواردی بدیهی است که نویسنده می‌تواند با در گیومه گذاشتن این واژه‌ها، ویژگی زبانی شخصیت داستان خود را ترسیم کند:

گفتاری‌نویسی درست:
◄ می‌گم این پول رو بذار توی کشو، درش رو هم "قلف" کن. "نرذ" کردم "سینزده" برج صفر بدمش به اون بنده‌خدا.

✔️Free variation = گونهٔ آزاد
✔️Morphophonological = واژواجی


@MorphoSyntax
👍6🔥3🤔1


🔻فرهنگ بزرگ سخن ۱۳۸۱؛ بخش‌هایی از سه مدخل «جوشان»، «جوشانده» و «دوشنبه»

@MorphoSyntax
👍42



🔡 آزفا | تحولات آوایی خودکار و ناخودکار در تکواژها


🔻سه مدخل «جوشان»، «جوشانده» و «دوشنبه» را همراه با صورت آوایی‌شان در تصویر پیوست ملاحظه می‌فرمایید (فرهنگ بزرگ سخن ۱۳۸۱). دو مدخل نخست به‌رغم شباهت صوری‌شان، ساختواژهٔ متفاوتی دارند. پسوند «ــ‌ان» در «جوشان» وند اشتقاقی صفت‌ساز است، اما «ــ‌ان» در «جوشانده» وند تصریفی سببی به‌شمار می‌آید.

🔻در گونهٔ گفتاری زبان، کدام‌یک از این دو واژه را می‌توان با تحول «ــ‌ان» به «ــ‌ون» تلفظ کرد؟ قطعاً دومی: «آب جوشانده» را «آب جوشونده» ادا می‌کنیم، اما به «چشمهٔ جوشان»، «*چشمهٔ جوشون» نمی‌گوییم. آیا قاعده‌ای برای این تحول آوایی وجود دارد؟

🔻پاسخ منفی است؛ هیچ قاعدهٔ منسجم هم‌زمانی و درزمانی برای تحول آوایی یادشده در دست نیست؛ ما فارسی‌زبان می‌دانیم که تلفظ «*جوشون» پذیرفته نیست، اما صفت‌های مشابه «خندان و گریان» را می‌توانیم به «خندون و گریون» تبدیل کنیم؛ همان‌گونه که می‌دانیم «باغبان و پاسبان» می‌توانند «باغبون و پاسبون» شوند، ولی «دروازه‌بان و نگهبان» تن به این تحول نمی‌دهند.

🔻بنابراین، به‌نظر می‌رسد که ثبت این اطلاعات در فرهنگ‌نویسی فارسی، به‌ویژه برای زبان‌آموزان غیربومی، ضروری است. این نوع تحولات آوایی که پیش‌بینی‌پذیر نیستند، در ذیل فرایندهای واژواجی ناخودکار قرار می‌گیرند و اهل زبان باید تک‌تک مصداق‌ها را بیاموزند. بدیهی است که غیرفارسی‌زبانان به مرجع معتبری نیاز دارند تا صورت رسمی و گفتاری این واژه‌ها را در آنها جستجو کنند.

🔻اما حالا بیایید به‌سراغ «دوشنبه» برویم. در مقابل مدخل بالا، واج /n/ به دلیل مجاورت با /b/ به /m/ بدل شده است. این تحول واجیِ پیش‌بینی‌پذیر، کاملاً خودکار است و نیازی نیست که اطلاعات آن در فرهنگ‌نویسی ضبط شود. هر فارسی‌زبان و غیرفارسی‌زبانی به‌طور خودکار واج /n/ را در «انبار، پنبه، انبه، تنبان، تن‌پوش» و نمونه‌های مشابه فراوان به خیشومی /m/ تبدیل می‌کند.

🔻وانگهی، همگونی خیشومی‌ها محدود به مجاورت با واج /b/ و /p/ نیست و این فرایند در محیط‌های آوایی دیگر هم رخ می‌دهد. مثلاً واژهٔ «منقل» را به‌طور طبیعی تلفظ کنید: اگرچه /n/ همخوان (لثوی)دندانی است، در مجاورت /q/ در «منقل» به همخوان ملازی تبدیل می‌شود که نماد آن /N/ است (maNqal). اما آیا هیچ‌کدام از فرهنگ‌های فارسی این تحول خودکار را در آوانویسی مقابل مدخل نشان می‌دهند؟ احتمالاً خیر، زیرا ضرورتی ندارد.

🔻در گفتاری‌نویسی، بازتاب تحولات آوایی خودکار در خط، نه لازم است، و نه همواره شدنی است. ما در خط فارسی هیچ نمادی برای «نــ» ملازی (N) نداریم و طبیعتاً «منقل» را ناگزیریم همین‌گونه بنویسیم. آنجایی هم که برای این تحولات خودکار، نشانه‌ای در خط داریم، ضرورتی ندارد که آن را نمایش دهیم و خود مخاطب این نوع تحولات واجی را اعمال می‌کند.

🔚 یعنی هم در فرهنگ‌نویسی، هم در گفتاری‌نویسی، ضبط واژهٔ «دوشنبه» به‌صورت «دوشمبه» و نشان دادن باقی تحولات آوایی خودکار، اطلاعات حشو به‌شمار می‌رود.

@MorphoSyntax
👍11👎1


🧊 ساختواژه | تکواژگونه و گونهٔ آزاد در ریشه‌های فعلی


🔘 ریشه‌های واژگانی گاهی چند تکواژگونهٔ رسمی و گونهٔ آزاد گفتاری دارند. مثلاً ریشهٔ «گو(ی)» دو تکواژگونه دارد:

● یک. /gu/ در:
◄ می‌گویم، گوینده، گویش

● دو. /gof/ در:
◄ می‌گفتم، گفتن، گفتار


🔘 تکواژگونهٔ نخست این ریشه، یعنی /gu/، دارای گونهٔ آزاد زیر است که در زبان گفتاری و غیررسمی آشکار می‌شود:

● سه. /g/ در:
◄ می‌گم، می‌گه، می‌گن


🔘 تولید /g/ از /gu/ یا /guy/ پیامد نوعی حذف تاریخی است که بر واج‌های /y/ و /v/ و /u/ در برخی از جایگاه‌ها اعمال می‌شد (و نیز: می‌آورم/ می‌آرم). امروزه، این حذفِ ناخودکار/ پیش‌بینی‌ناپذیر، فرایند واژواجی (و نه واجی) به‌شمار می‌رود.


🔘 هنگامی که در گفتاری‌نویسی از گونهٔ آزاد /g/ به‌جای /gu/ استفاده می‌کنیم، باید همهٔ اصول دستور خط را در مورد آن رعایت کنیم، از جمله درج نیم‌فاصله میان پیشوند «می‌ــ» و پایهٔ فعلی:

◄ می‌گویم ~ می‌گم
◄ بگوییـم ~ بگیم
◄ نگوید ~ نگه


🔘 بعد از ریشهٔ «باش» که بیشترین تکواژگونه‌ها و گونه‌‌های آزاد را دارد، کدام ریشهٔ فعلی در فارسی بیشترین تعداد این عناصر را از خود نشان می‌دهد؟

@MorphoSyntax
👍9