MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram
طرح‌نامهٔ ارشد.pdf
696.9 KB


📕 طرح‌نامه | پایان‌نامهٔ کارشناسی ارشد

⚪️ تعامل زمان دستوری، نمود، وجه و وجهيت در کردی مکریانی

@MorphoSyntax
👍10😭2


🧾 واژه‌گزینی | تیرت به سنگ خورد!


♻️ واژهٔ «troll» از اصطلاحاتی است که کاربرد رو به تزایدی در فضای مجازی دارد، اما به نظر می‌رسد که هنوز معادل مصوب یا تثبیت‌شده‌ای در فارسی برای آن پیشنهاد نشده است.

♻️ شاید «اراذل مجازی» رایج‌ترین ترکیبی است که در برابر «ترول» به‌کار می‌رود. اما این ترکیب وصفیِ دوجزئی احتمالاً معادل مناسبی برای اصطلاح پیش‌گفته نیست.

♻️ اخیراً یکی از کانال‌های تخصصی، صفت فاعلی «تِرنال» (اسم «تـِر» + ریشهٔ فعلی «نال») را در برابر «ترول» به‌کار برده و منظور از آن را اوباش نامطهری دانسته که فضای مجازی را با حضور کلامی یا شمایلی خود ملوث می‌کنند.

♻️ مثلاً، «پای ترنال‌ها از فضای سیاسی و اجتماعی، به کانال‌های علمی نیز باز شده است.» یا چندی پیش در همان کانال دانشگاهی نوشته شده بود: «تیر ترنال به سنگ خورد؛ راهش را بستیم!»

♻️ به‌هرروی، با توجه به افزایش کاربرد زبانی و میدانی «ترول‌ها» یا «ترنال‌ها» یا هر برابرنهاد دیگری که برای آن می‌پسندید، معادل‌گزینی در برابر این اصطلاح بیگانه ــ پیش از آن‌که فراگیر شود ــ ضروری می‌نماید.

@MorphoSyntax
👍5😁3👌3😢1


📢 کارگاه | فعل از منظر زمان، نمود، وجه و آموزش آن

@MorphoSyntax
👍7


🧾 واژه‌گزینی | نام قطعهٔ بالا چیست؟


🔧 قطعه‌ای که در تصویر ملاحظه می‌فرمایید، بخش جدایی‌ناپذیر سامانهٔ تعلیق خودروست که در انگلیسی آن را «steering knuckle» می‌نامند. این قطعه میله‌های اتصال فرمان و اجزای سامانهٔ تعلیق را به محور و توپی چرخ متصل می‌کند و همراه با چرخش فرمان، چرخ‌ها را نیز می‌چرخاند.

🔧 سال‌ها پیش و قبل از آن‌که زبان‌شناسان بجنبند و تصمیم بگیرند که این قطعه را مثلاً «بستارچرمان» (بست‌دهندهٔ چرخ و فرمان) بخوانند یا ‌احتمالاً آن را «فرمان‌فرمایان» (انتقال فرمان از فرمان به چرخ) بنامند! اهل زبان و کاربران واقعی این قطعه، نامش را ــ با عرض پوزش ــ «سگ‌دست» گذاشتند و خیال همه را آسوده کردند.

@MorphoSyntax
😁18👌1
MorphoSyntax
📝 ویرایش | این/ آن . . . است/ بود که . . . ـ✿ ☆ ✿ـ ✏️ آیا الگوی ساختاری «It is X that Y» که از آن به اسنادی‌سازی یاد می‌شود، از راه ترجمۀ قرضی، از زبان انگلیسی، وارد فارسی شده است؟ اگر این‌گونه باشد، جملات زیر با درج ضمیر…


💎 نحو | آزمون تجربی در استدلال نحوی


◄ (الف). بی‌توجهی نمایندگان به معضل اشتغال جامعۀ جوان کشور را دچار مشکل می‌کند.

◄ (ب). بی‌توجهی نمایندگان به معضل اشتغال در میان جامعۀ جوان کشور دامن می‌زند.


🔖 احتمالاً جملهٔ دوم را دو بار خوانده‌اید؛ بار نخست، از سازهٔ «معضل اشتغال» همان تلقی را داشتید که در جملهٔ اول با آن مواجه شده بودید و وقتی به انتهای جملهٔ دوم رسیدید، متوجه هویت متفاوت این سازهٔ نحوی شدید.


🔖 در دو جملۀ بالا، «معضل اشتغال» نقش و جایگاه متفاوتی دارد. این سازه در جملۀ «الف» وابستۀ گروه اسمی «بی‌توجهی نمایندگان» است و در جملۀ «ب» جزئی از فعل «دامن زدن» به‌شمار می‌رود. اما برای اثبات این مدعا، چه شاهدی در دست داریم؟


🔖 اسنادی‌سازی یکی از آزمون‌های شناسایی سازه‌هاست. در این ساختار، زنجیره‌ای که یک سازۀ نحوی مستقل است، در فرایند حرکت به آغاز جمله مشارکت می‌کند و در ابتدای ساخت اسنادی می‌نشیند.


🔖 در جملۀ «الف» گروه حرف اضافه‌ای «به معضل اشتغال» وابستۀ فاعل جمله (بی‌توجهی نمایندگان) است و بنابراین، کل زنجیرۀ فاعلی می‌تواند دستخوش پیش‌گذاری شود؛ در غیر این صورت، ساختاری نادستوری تولید می‌شود. دو نمونۀ زیر را مقایسه کنید:

خوش‌ساخت:
◄ بی‌توجهی نمایندگان به معضل اشتغال است که جامعۀ جوان کشور را دچار مشکل می‌کند.

بدساخت:
◄ *بی‌توجهی نمایندگان است که به معضل اشتغال جامعۀ جوان کشور را دچار مشکل می‌کند.


🔖 در نمونۀ «ب» گروه حرف اضافه‌ای «به معضل اشتغال» وابستۀ محمول مرکب (دامن می‌زند) است و ازاین‌رو، در روند پیش‌گذاری فاعل، در جای خود باقی می‌ماند؛ حرکت این سازه به‌همراه فاعل به تولید جمله‌ای نادستوری می‌انجامد. دو نمونۀ زیر را مقایسه کنید:

خوش‌ساخت:
◄ بی‌توجهی نمایندگان است که به معضل اشتغال در میان جامعۀ جوان کشور دامن می‌زند.

بدساخت:
◄ *بی‌توجهی نمایندگان به معضل اشتغال است که در میان جامعۀ جوان کشور دامن می‌زند.


🔖 طبق رهیافت عالمانۀ زنده‌نام دکتر ناتل خانلری در تقسیم جمله به نهاد و گزاره، سازۀ «به معضل اشتغال» در جملۀ «الف» بخشی از نهاد و در جملۀ «ب» بخشی از گزاره است.

@MorphoSyntax
👍10🙏1


🔠 آزفا | گسترش معنایی

ــ چرا ریاضی ۲ رو با استاد فلانی برنداشتی؟
ــ از این استادهای پلاستیکیه. تو هم حذف کن، ترم بعد با استاد بهمانی بردار!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🖇 صفت «پلاستیکی» در سال‌های اخیر دستخوش گسترش معنایی شده و ضمن حفظ معنای پیشین خود، به مفهوم هر چیز «تقلبی، غیراصل، و نامرغوب» هم به‌کار می‌رود.

◄ فلان کشورک پلاستیکی مدعی جزایر سه‌گانهٔ ما شده است.
◄ روی این گوشی پلاستیکی نمی‌تونم بازی‌های جدید نصب کنم.


🖇 اگر گسترش معنایی یک واژه آن‌چنان تثبیت شود که به گفتار و نوشتار روزمرهٔ اهل زبان راه یابد، باید معنای جدید را در واژه‌نامه‌ها نیز ضبط کنیم؛ این نکته به‌ویژه برای زبان‌آموزان غیرفارسی‌زبان اهمیت دوچندانی دارد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🔠 ملاحظهٔ تاریخی

🖇 از جنگ جهانی اول بدین‌سو، ارتش‌های جهان از تانک‌های ساختگی/ بدلی/ پلاستیکی (dummy tank) برای فریب دشمن استفاده کرده‌اند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✔️semantic broadening/extension

@MorphoSyntax
👍10🙏1


🔍 مسئله (۲۲)

⚽️ در گفتگوی دو گزارشگر ورزشی، یکی از آنها در پاسخ به دیگری گفت:

«برخلاف آنچه شما می‌فرمایید، این‌طور نیست که از این گروه ایران صعود کند و ژاپن هم صعود کند.»

⚽️ اگر حق با این گزارشگر باشد، چند تیم از گروه صعود می‌کنند؟

۱. هیچ تیمی
۲. یک تیم
۳. هر دو تیم
۴. یا یک تیم یا هیچ تیمی

@MorphoSyntax
👍6💯1


📝 ویرایش | دامنهٔ نفی و سور


◄ همهٔ دانش‌آموزان کلاس تکالیف‌شان را انجام ندادند.

✏️ حضور هم‌زمان دو عنصر نفی و سور (مانند: همه، برخی، هیچ، هر) در یک جمله که به تداخل دامنهٔ آنها می‌انجامد، گاهی سبب ابهام ساختاری می‌شود. از جملهٔ بالا دو معنای زیر برمی‌آید که برخی از فارسی‌زبانان تعبیر «الف»، برخی دیگر تعبیر «ب»، و شماری هر دو تعبیر را برداشت می‌کنند:

◄ (الف). هیچ دانش‌آموزی در کلاس وجود ندارد که تکالیفش را انجام داده باشد.

◄ (ب). دانش‌آموزانی در کلاس وجود دارند که تکالیف‌شان را انجام نداده‌اند.


✏️ در نگارش باید دقت کرد که برهم‌کنش نفیِ محمول و سورِ منطقی، ابهام ناخواسته‌ای نیافریند که مد نظرمان نیست. واژهٔ «سور» در عربی به معنای «بارو و حصار» است. در منطق، سورها (کمیت‌نماها) دامنهٔ اعضای مطرح‌شده در گزاره را تعیین می‌کنند.

✔️Quantifier = سور، کمیت‌نما


@MorphoSyntax
👍8


📝 ویرایش | حشو (۱)

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
📖 مسئول کتابخونهٔ دانشکده ازم شکایت کرده که دیکشنری «مترادف و متضاد» رو از بخش مرجع بلند کردم . . . واقعاً که! این آدم اصلاً شرم و حیا و آزرم و حُجب و خجلت سرش نمی‌شه و به راحتی هر افترا و تهمت و بهتان و فریه و چفته و دروغ و کذبی رو بر زبون می‌آره!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

📖 در متن‌های علمی و گزارش‌های خبری، آوردن دو یا چند واژۀ همپایه که مفهوم همسان یا مشابه دارند و معنای تازه‌ای به کلام نمی‌افزایند، حشو است:

◄ متخصصان و کارشناسان صنعت چاپ بر ضرورت گسترش و توسعۀ فناوری‌های نو و جدید در کشور تأکید می‌کنند.

◄ خصوصیت و ویژگی این نرم‌افزار این است که با تلاش و کوشش و همت متخصصان زبدهٔ ایرانی بومی شده است.

◄ بسیاری از زیست‌شناسان دربارۀ خاستگاه و منشأ ویروس کرونا اتفاق نظر و دیدگاه مشترک و همسانی ندارند.

@MorphoSyntax
👍11😁3🤔1👌1


🧾 واژه‌گزینی | تصویب اصطلاح ساختواژی

▫️در گروه زبان‌شناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاح زیر معادل‌گزینی شده است:

▪️portmanteau morph: واژ چندگانه

▫️تعریف: واژی که بیش از یک مشخصهٔ صرفی‌نحوی را حمل کند/ وندها و پایه‌هایی که در یک واحد واژی تجمیع شوند و دو یا چند معنای ساختواژی را برسانند.

▫️مثال: فعل «است» در زبان فارسی واژ چندگانه است. این فعل علاوه‌بر آن‌که ریشهٔ «باش» را در خود دارد، آمیزه‌ای از عناصر دستوری «سوم شخص، مفرد، حال، اخباری» نیز هست.

▫️نکته: در برابر اصطلاح بیگانهٔ یادشده، گذشته از «واژ چندگانه»، معادل‌های «واژ آمیخته» و «واژ مشترک» نیز به‌کار رفته است.

@MorphoSyntax
👍8


با توجه به توضیحات بالا، کدام برابرنهاد را برای اصطلاح «portmanteau morph» می‌پسندید (به ترتیب الفبا)؟
Anonymous Poll
54%
واژ آمیخته
25%
واژ چندگانه
5%
واژ مشترک
15%
هیچ‌کدام
👍9


🧊 ساختواژه | مصـــــــــــــــدر!


دروغ چرا . . . مصدر زمان ندارد؛ مصدر از ستاک گذشتهٔ فعل ساخته نمی‌شود؛ و وند مصدرساز در زبان فارسی «ــَ‌‌ن» نیست. پسوند مصدرساز در فارسی، از هر دو منظر تاریخی و هم‌زمانی، دو تکواژگونه دارد:

۱. «ــ‌دن»: پس از ریشه‌ای که به واج واکدار ختم شود.
◄ خور+دن، آزمو+دن، مان+دن، افتا+دن

۲. «ــ‌تن»: پس از ریشه‌ای که به واج بی‌واک ختم شود.
◄ کُش+تن، باف+تن، سوخـ+تن، نشسـ+تن


هرآنچه پیش از «ــ‌دن/ــ‌تن» می‌آید، اگر وند سببی «ــ‌ان» نباشد (مانند: خور+ان+دن)، جزئی از فعل است و تکواژگونه‌ای از ریشه را می‌سازد؛ مثلاً:

۱. ریشهٔ «سوز» دو تکواژگونهٔ «سوز/سوخـ» دارد که دومی با وند مصدرساز همراه می‌شود:
◄ «سوخـ + تن»

۲. ریشهٔ «افت» دو تکواژگونهٔ «افت/افتا» دارد که دومی با وند مصدرساز همراه می‌شود:
◄ «افتا + دن»

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🔝دایی‌جان ناپلئون و «مصدرش»، مش قاسم

@MorphoSyntax
👍8👌7😁31🤔1
🔥1


🌐 ریشه‌شناسی | صبا اگر گذری اُفتَدَت به کشور دوست . . .

● الو، سلام.
○ سلام، بفرمایید؟
● پدرتون تشریف دارند؟
○ نخیر، رفتند آرامستان؛ خاکسپاری یکی از اقوام.
● پس اگر برگشتند، بفرمایید با بنده تماس بگیرند.
○ مگه خدای‌نکرده قراره برنگردند؟
● نه، منظورم این بود «هر وقت» برگشتند.
○ حتماً اتفاقی افتاده، ولی به من نمی‌گید.
● نه پسر جان، چه اتفاقی؟
○ چه می‌دونم؟ شما شرط گذاشتید گفتید «اگر»!
● «اگر» که فقط حرف شرط نیست.
○ پس دیگه چیه؟
● قید؛ یعنی معرف بند قیدی زمان هم هست.
○ مطمئن‌اید؟
● بله. اصلاً «اگر» در فارسی میانه «hakar» بوده که از صورت باستان «hakaram» اومده. «ha» یعنی «یک»، و «karam» هم یعنی «وقت و زمان و مرتبه».
○ منظورم این بود مطمئن‌اید حال پدرم خوبه؟
● بـــــــــــــعله ان‌شاءالله.
○ خیلی ممنونم، خیالم راحت شد. یک لحظه استرس گرفتم. راستی، شما؟
● سُغدی‌ام.
○ فامیلی‌تون سُغدیه؟
● نه، پس زبانم سُغدیه؟! حالا لطف می‌کنید به آقا یونس بگید تا اومدند، با من تماس بگیرند؟
○ فکر کنم این «تا» معرف بند زمان باشه؛ اما آقا یونس دیگه کیه؟
● پدر محترم‌تون! مگه اونجا بنگاه املاک آقا یونس نیست؟
○ نخیر، نیست.
● پسر جان، چرا از اول نگفتی؟
○ شما که نپرسیدید. اگر می‌پرسیدید، حتماً می‌گفتم. اینجا «اگر» حرف شرطه دیگه؟ . . . الو . . . آقای سُغدی، صدای من رو دارید؟ الو . . .

✔️Conditional clause = بند شرطی
✔️Adverbial clause = بند قیدی
✔️Time clause = بند زمان

@MorphoSyntax
😁19👍71👌1😍1
MorphoSyntax
📝 ویرایش | حشو (۱) ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ 📖 مسئول کتابخونهٔ دانشکده ازم شکایت کرده که دیکشنری «مترادف و متضاد» رو از بخش مرجع بلند کردم . . . واقعاً که! این آدم اصلاً شرم و حیا و آزرم و حُجب و…


📝 ویرایش | حشو (۲)

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🖊 حُسن خوبش این بود که اون ساعت خیلی خلوت بود و حتی حاج‌آقا هم که تابِ تحمل فشار جمعیت رو نداره، تونست به سنگ حجرالاسود دست بکشه.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🖊 برخی از ترکیب‌های پربسامدی که دارای حشوند و به گفتار و نوشتار اهل زبان راه یافته‌اند، در تصویر بالا فهرست شده‌اند. با جستجو در پیکرهٔ گفتاری و نوشتاری می‌توانیم حشوهای ملیح و قبیح فراوان دیگری هم بیابیم.

@MorphoSyntax
👍11🔥1


📢 نشست | فارسی گفتاری و شکسته‌نویسی


▪️نخستین نشستِ گروه ویرایش‌پژوهان
▫️میزبان: بنیاد موقوفات دکتر افشار
▪️مکان: خیابان ولی‌عصر، عارف‌نسب، شمارهٔ ۱۲
▫️زمان: پنج‌شنبه ۸ آذر ۱۴‌۰۳، ساعت ۱۵ تا ۱۷:۳۰
▪️هزینه: رایگان، اما نیازمند نام‌نویسی
▫️دبیران: نازنین خلیلی‌پور، حسین جاوید
▪️سخنرانان: فرهاد قربان‌زاده، بهروز صفرزاده، محمدمهدی باقری، علی ملیح، هومن عباسپور

VirayeshPazhuhan.ir
https://news.1rj.ru/str/SadeNevisi


@MorphoSyntax
👌3👍2👎1


💎 نحو | بند متممی و بند موصولی

◄ (الف). بلافاصله به پلیس گزارش شد که سرقتی از بانک رخ داده است.

◄ (ب). این حادثه بلافاصله به پلیس گزارش شد که سرقتی از بانک رخ داده است.


🪧 «گزارش شدن» محمول دوظرفیتی است و به دو سازهٔ اجباری نیاز دارد. در جملهٔ «الف»، سازه‌های «به پلیس» و «که سرقتی از بانک رخ داده است» دو ظرفیت «گزارش شدن» را برآورده کرده‌اند. در جملهٔ «ب»، ظرفیت محمول با سازه‌های «این حادثه» و «به پلیس» محقق شده است.


🪧 بدین ترتیب، در جملات «الف» و «ب»، بندهای وابستهٔ «که سرقتی از بانک رخ داده است» نقش‌های دستوری متفاوتی دارند. این سازه در جملهٔ «الف»، بند متممی یا همان بند پیرو است و چون ظرفیت فعل را محقق می‌سازد، اجباری است؛ اما در جملهٔ «ب» بند موصولی است و وابستهٔ اسم «این حادثه» به‌شمار می‌رود؛ بنابراین، حضورش از نظر نحوی اجباری نیست.

✔️Complement clause = بند متممی
✔️Relative clause = بند موصولی


@MorphoSyntax
👍6👏2👌1💯1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


🎤 گفتگو | محسن رنانی

🔞 محسن رنانی (۱۳۴۴)، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشکدهٔ اقتصاد دانشگاه اصفهان، که همچون دیگر اقتصاددانان قد و نیم‌قد ایران، هنوز از عهدهٔ شناخت علت مرض اقتصاد این کشور برنیامده‌، چه رسد به آن‌که درمانش را بیابد، ناگهان کشف کرده که فارسی، زبانِ زبان‌بسته‌ای است و عرصه را بر توسعه تنگ کرده است! و البته توجه نمی‌کند که می‌تواند به کمک همین زبان زبان‌بسته، ده دقیقه یک‌نفس لاطائلات عوامانه در قبای سخن عالمانه تولید کند و تازه دچار شکم‌روش هم نشود. اگر اطبا به تجویزکنندگان روغن بنفشه برای درمان کرونا، و آب هویج برای رفع آستیگماتیسم پاسخ داده‌اند، گفته‌های اخیر این زبان‌اقتصاددان هم درخور نقد علمی است.

@MorphoSyntax
😁27👍14💯3👌2🆒2😐1
Yar Mara-( 98iha.com)
Shahram Nazeri


یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
یار تویی، غار تویی، خواجه نگهدار مرا

نوح تویی، روح تویی، فاتح و مفتوح تویی
سینهٔ مشروح تویی، بر در اسرار مرا

نور تویی، سور تویی، دولت منصور تویی
مرغ کُه طور تویی، خسته به منقار مرا

قطره تویی، بحر تویی، لطف تویی، قهر تویی
قند تویی، زهر تویی، بیش میآزار مرا

حجرهٔ خورشید تویی، خانهٔ ناهید تویی
روضهٔ امید تویی، راه دِه ای یار مرا

روز تویی، روزه تویی، حاصل دریوزه تویی
آب تویی، کوزه تویی، آب دِه این بار مرا

دانه تویی، دام تویی، باده تویی، جام تویی
پخته تویی، خام تویی، خام بمگذار مرا

این تن اگر کم تندی، راه دلم کم زندی
راه شدی تا نبدی، این همه گفتار مرا

✍🏻 حضرت مولانا
🎼 استاد ناظـری

@MorphoSyntax
12💯1
MorphoSyntax
📝 ویرایش | حشو (۲) ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ 🖊 حُسن خوبش این بود که اون ساعت خیلی خلوت بود و حتی حاج‌آقا هم که تابِ تحمل فشار جمعیت رو نداره، تونست به سنگ حجرالاسود دست بکشه. ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ…


📝 ویرایش | حشو (۳)

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🖌 تا پیش از آغاز سال تحصیلی، امکان پرداخت تسهیلات بانکی به دانشجویان میسر نیست و انجام اولویت‌بندی متقاضیان وام نیز صرفاً برعهدۀ معاونت امور دانشجویی است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🖌 در برخی از گروه‌های اسمی، خود هستۀ گروه زائد است و بدون ضرورت ساختاری یا معنایی به جمله افزوده شده است. هستۀ گروه اسمی در نمونه‌های زیر، واژۀ زیرخط‌داری است که می‌تواند از ساختار نحوی حذف شود:

◄ انجام نظارت دقیق بر مهارت‌های نیروی انسانی و افزایش رشد دانش کارکنان از وظایف ادارۀ آموزش است.
□ [انجام نظارت دقیق] وظیفهٔ ادارۀ آموزش است.
□ [افزایش رشد دانش] وظیفهٔ ادارۀ آموزش است.
□ افزایش [رشد دانش] وظیفهٔ ادارۀ آموزش است.


◄ به کمک این سامانه، امکان پایش روزانۀ نرخ اجاره‌بهای مسکن در سطح استان تهران میسر شده است.
□ [امکان پایش روزانه] میسر شده است.
□ پایش [نرخ اجاره‌بها] میسر شده است.
□ در [سطح استان تهران] میسر شده است.

@MorphoSyntax
👍10