MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


📢 کارگاه | مبانی ویرایش و درست‌نویسی

▪️استاد مهدی قنواتی
▪️پژوهشگر ارشد فرهنگستان زبان و ادب فارسی

@MorphoSyntax
🤓21


🧾 واژه‌گزینی | تصویب اصطلاحات نحوی

▫️در گروه زبان‌شناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاحات زیر معادل‌گزینی شده است:

▪️secondary predicate: محمول ثانویه
▪️resultative predicate: محمول پیامدی
▪️depictive predicate: محمول همامدی

▫️تعاریف:

○ محمول ثانویه: محمول فرعی گزاره که با ارجاع به فاعل یا مفعول ساختاری، در کنار محمول اصلی حضور می‌یابد.

○ محمول پیامدی: محمول ثانویه‌ای که در نتیجهٔ وقوع محمول اصلی رخ می‌دهد.

○ محمول همامدی: محمول ثانویه‌ای که هم‌زمان با وقوع محمول اصلی رخ می‌دهد.

▫️مثال: صفت «پوست‌کنده» در دو جملهٔ زیر، به ترتیب، محمول پیامدی و محمول همامدی است:

◄ این کارخانهٔ روغن‌کشی، دانه‌های آفتاب‌گردان را پوست‌کنده تولید می‌کند.
(= چنان تولید می‌کند که دانه‌ها پوست‌کنده می‌شوند)

◄ این کارخانهٔ روغن‌کشی، دانه‌های آفتاب‌گردان را پوست‌کنده بسته‌بندی می‌کند.
(= در حالی بسته‌بندی می‌کند که دانه‌ها پوست‌کنده‌اند)

@MorphoSyntax
👍1111🆒1


🧾 واژه‌گزینی | تصویب و تثبیت اصطلاحات نحوی

▫️در گروه زبان‌شناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاحات زیر معادل‌گزینی شده است:

▪️superordinate clause = بند فراپایه
Syn:
● matrix clause = بند پایه
● main clause = بند اصلی

▪️coordinate clause = بند همپایه

▪️subordinate clause = بند فروپایه، بند پیرو
Syn:
● embedded clause = بند درونه
● dependent clause = بند وابسته


○ در ساختار زیر، XP بند فراپایه و YP بند فروپایه است:
◄ [ـXPـ قاضی می‌داند [ـYPـ که متهم بیگناه است]].

○ در ساختار زیر، XP و YP دو بند همپایه‌اند:
◄ [[ـXPـ قاضی می‌داند] اما [ـYPـ دادستان نمی‌داند]].

@MorphoSyntax
👍9


📢 نشست | زبان طبیعی و هوش مصنوعی

□ دبیر علمی نشست: حمیدرضا دالوند
□ سخنرانان: حسین صافی، آتوسا رستم‌بیک، مسعود قیومی، مصطفی عاصی
□ زمان: یک‌شنبه، ۲۵ آذرماه ۱۴۰۳، ساعت: ۸ تا ۱۰
□ مکان: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سالن اندیشه

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 پیوند حضور مجازی در نشست:
https://webinar.ihcs.ac.ir/rooms/4wr-m55-bj8-wdb/join
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍5🙏2
MorphoSyntax


در آموزش صورت‌های تصریفی فعل به غیر فارسی‌زبانان، کدام فعل زیر باقاعده است و فهرست کردن آن در بخش آموزش تصریف فعل ضرورتی ندارد؟


🧊 ساختواژه | فعل باقاعده در زبان فارسی


🕐 قاعده‌مند بودن صورت‌های تصریفی، به‌معنای پیش‌بینی‌پذیر بودن آنهاست و در راستۀ افعال زبان فارسی، تنها صورت‌های آن ریشه‌هایی پیش‌بینی‌پذیرند که به توالی «ــ‌یدن» ختم شوند. امروزه اگر بخواهیم از «ماه» مصدر و فعل بسازیم، قطعاً به قیاس «کاه/ کاستن» و «خواه/ خواستن»، صورت «ماستن» را تولید نمی‌کنیم؛ بلکه طبق الگو، مصدر «ماهیدن» و صورت گذشتۀ «ماهید» می‌سازیم. «سرما» نیز اگر قرار بود جامۀ فعلیت بر تن کند، به «فرما/ فرمودن» و «آزما/ آزمودن» نمی‌نگریست و به شکل «سرمودن» درنمی‌آمد؛ چنان‌که وقتی «طلب» عربی بخت آن را یافت که به فارسی راه یابد، مصدر «طلبیدن» را پذیرفت (نه مثلاً «طلفتن» به قیاس «شتاب/ شتافتن»).


🕑 از میان مصدرهای «گرفتن، زدن، کشیدن، نهادن، افتادن، خوردن»، تنها صورتی که از الگوی پیش‌گفته پیروی می‌کند، «کشیدن» است؛ کودکان و زبان‌آموزان در مراحل یادگیری زبان هرگز در تولید مصدر و صورت گذشتۀ «کِش» راه به خطا نمی‌برند. این‌که «گیر/ گرفتن، زن/ زدن، نه/ نهادن، افت/ افتادن» کاملاً بی‌قاعده‌اند و هیچ فارسی‌زبان یا زبان‌آموزی نمی‌تواند برپایۀ ریشه، مصدر و صورت گذشته را پیش‌بینی کند، چنان بدیهی است که برای دراز نشدن بحث، به آنها نمی‌پردازیم؛ اما ممکن است مورد «خور/ خوردن» (و همچنین، «کُش/ کُشتن») مناقشه‌برانگیز باشد.


🕒 از کجا می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که ریشۀ «خور» دارای صورت گذشتۀ «خورد» است، نه «خورید»؟ مگر پایۀ «خور» تفاوت آوایی چشمگیری با مثلاً «خَر» دارد که از آن «خرید» ساخته‌ایم؟ «کُش» با «کِش» چه تمایز ملموسی دارد که صورت گذشتۀ اولی «کُشت» شده است و دومی «کِشید»؟ اگر این ریشه‌ها امروز وارد فارسی می‌شدند، حتماً آنها را نیز طبق الگو به شکل «خوریدن/ خورید» و «کُشیدن/ کُشید» درمی‌آوردیم. از قضا تعداد فعل‌هایی که شبیه به «خور» و «کُش» رفتار می‌کنند، بسیار کمتر از ریشه‌هایی است که مصدر آنها به «ــ‌یدن» ختم می‌شود و همین نشان می‌دهد که «خوردن، کشتن، بافتن، کندن» برخلاف «خریدن، کشیدن، لافیدن، تنیدن» بی‌قاعده‌اند.


🕓 برخی از ریشه‌های فعلی همین الگو را دنبال کرده‌اند و اگر در فارسی متقدم صورت‌های دیگری برای مصدر و جز آن داشتند، امروزه ترجیح می‌دهند که به توالی قاعده‌مند «ــ‌یدن» پایان پذیرند؛ از این شمارند: «کوب: کوفتن/ کوبیدن»، «جَه: جَستن/ جهیدن» و «روی: رُستن/ روییدن». فعل گذشتۀ «رویید» را به احتمال زیاد نمی‌توان در شاهنامۀ فردوسی یافت و حکیم توس فقط فعل گذشتۀ «رُست» را به‌کار برده است. سروکلۀ صورت قاعده‌مند «رویید» بعدها در کلام سخن‌سرایان پیدا شد، مانند نمونۀ زیر از جناب مولانا:

هر گل خندان که رویید از لب آن جوی مهر
رسته بود از خار هستی جسته بود از ذوالفقار



🕔 چه‌بسا در آینده، برخی دیگر از ریشه‌های فعلی نیز همین مسیر را بپیمایند. کسی چه می‌داند؛ شاید در دهه‌های پیش روی، ریشۀ «پز» به‌جای آن‌که به‌شکل «پخت» درآید، به «خز/ خزید، ارز/ ارزید، لغز/ لغزید» بنگرد و صورت قاعده‌مند «پزید» را برگزیند و تقریباً ناممکن است که مثلاً ریشه‌ای چون «لرز»، با طی کردن روندی وارونه، به‌جای «لرزید»، شکل گذشتۀ «لَخت» را بپذیرد! در این میان، نکتۀ قابل توجه آن‌که اغلب ما فارسی‌زبانان، افعال بی‌قاعدۀ زبان بیگانۀ انگلیسی را می‌شناسیم، اما آنجا که پای زبان فارسی به میان می‌آید . . .

@MorphoSyntax
👍123💯31


📝 ویرایش | چون که صد آمد، نود هم پیش ماست

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
«این برج ایفل است، اما اینجا فرانسه نیست؛ اینجا پاریس هم نیست. اینجا پارک موسوم به "مینی‌وُرد" در ملایر است . . . »
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✏️ شُمول معنایی (Hyponymy) رابطه‌ای طبقه‌بندی‌شده میان واژه‌های خاص و عام است، آنجا که مفهوم واژهٔ خاص در ذیل یک واژهٔ عامل‌تر می‌گنجد. این رابطه مثلاً میان واژه‌های «زرد، سبز، سرخ» و واژهٔ عام «رنگ»، یا واژه‌های «شیر، ماست، کشک» و واژهٔ عام «لبنیات» برقرار است. توجه به رابطهٔ واژگانی شمول، بخشی از منطق اهل زبان در بیان گزاره‌ها به‌شمار می‌رود. در نمونه‌های زیر این رابطهٔ معنایی ــ منطقی نقض شده است:

◄ *جام جهانی ۲۰۳۴ در عربستان برگزار خواهد شد و بنابراین، اروپا میزبان این دوره نخواهد بود. آلمان و ایتالیا هم در ۲۰۳۴ از این رویداد جهان میزبانی نخواهند کرد.

◄ *پزشکش به‌جد به او توصیه کرده است که تا چند روز میوه و سبزیجات نخورد؛ ضمناً در این چند روز مرکبات هم نباید بخورد.

@MorphoSyntax
👍7


🧊 ساختواژه | اصل بندش

بندش (closure): تصریف باقاعده راه را بر واژه‌سازی می‌بندد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🟣 اصل بندش به این معناست که:

(۱). پس از الحاق وند تصریفی به پایه، نمی‌توان برون‌داد آن را دستخوش ترکیب و اشتقاق کرد.

(۲). وند اشتقاقی، نسبت به وند تصریفی، به پایهٔ واژگانی نزدیک‌تر است.


🟣 اصل بندش توضیح می‌دهد که چرا:

(۱). واژهٔ مرکب «موادفروش» خوش‌ساخت، و ترکیب «*داروهافروش» بدساخت است.

(۲). واژهٔ مرکب «تندروتر» خوش‌ساخت، و ترکیب «*تندتررو» بدساخت است.


🟣 اصل بندش توضیح نمی‌دهد که چرا:

(۱). در واژهٔ «امدادرسانی» و نمونه‌های مشابه، پس از وند تصریفی سببی «--‌ان»، وند اشتقاقی «ــ‌ی» آمده است.

(۲). در فعل «وانمی‌داشت» و نمونه‌های مشابه، وندهای تصریفی نفی و نمود، نسبت به وند اشتقاقی «واــ» به پایه نزدیک‌ترند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🔝پل کیپارسکی (۱۹۴۱، هلسینکی)، دانش‌آموختهٔ ام‌آی‌تی، استاد زبان‌شناسی دانشگاه استنفورد و مبدع نظریهٔ واژه‌گرای فرضیهٔ ترتیب سطوح.

@MorphoSyntax
👍6🙏1
2009 The Nature of the Word.pdf
4.6 MB


📔 کتاب| سرشت واژه

▫️The Nature of the Word (2009)
▫️Kristin Hanson & Sharon Inkelas

▫️Studies in honor of Paul Kiparsky

@MorphoSyntax
5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | راز هنرورزی فردوسی در شاهنامه

□ استاد میرجلال‌الدین کزازی

@MorphoSyntax
3👌3😁2


🔍 مسئله (۲۵)

🍚 سعید، پسر دوم کبلایی هاشم که تابستان‌ها در یک برنج‌فروشی در خیابان کوچکسرای قائم‌شهر کار می‌کند، پس از آن‌که مشتری قیمت نوع خاصی از برنج دودی طارم را پرسید و تخفیف خواست، گفت:

«قیمت خرید طارم دودی رو ندارم. صبر کن زنگ بزنم از زن‌برارم بپرسم، قیمت‌ها دست اونه.»

🍚 سعید احتمالاً چند سال دارد؟

۱. دوازده سال تمام
۲. چهارده سال و شش ماه
۳. چهارده سال و هشت ماه
۴. هجده سال تمام

@MorphoSyntax
🤔11🤨5👌3🆒3


💎 نحو | دو نوع مجهول


0⃣ مجهول‌سازی فرایندی برای تغییر جهت دستوری است و زبان‌شناسان که شیفتهٔ دسته‌بندی‌اند، از دو نوع سازوکار مجهول‌سازی در زبان‌های جهان نام می‌برند.

1⃣ مجهول پراتصریفی یا تحلیلی که از فعل دستوری مجهول‌ساز به‌همراه صورتی از ریشهٔ واژگانی (فعل یا صفت) ساخته می‌شود. در بسیاری از زبان‌های هندواروپایی که عموماً از فعل‌هایی با معنای «شدن» یا «بودن» در ساخت مجهول خود بهره می‌گیرند، این شیوه رایج است. مجهول (صفتی) در فارسی معاصر نیز بر این الگو استوار است.

2⃣ مجهول ساختواژی یا ترکیبی که فاقد فعل دستوری است و غالباً وند فعلی مجهول‌ساز به ریشهٔ فعل واژگانی افزوده می‌شود. در خانوادۀ زبانی ژرمنی، مجهول ترکیبی منحصر به شاخۀ اسکاندیناوی است و در میان زبان‌های ایرانی نیز این نوع مجهول به‌ویژه در شاخۀ شمال غربی، از جمله در سورانی، زازا و گورانی دیده می‌شود که دنبالۀ مجهول ساختواژی از ایرانی باستان است.

✔️voice = جهت
✔️periphrastic passive = مجهول پراتصریفی
✔️analytic passive = مجهول تحلیلی
✔️morphological passive = مجهول ساختواژی
✔️synthetic passive = مجهول ترکیبی


@MorphoSyntax
👍6👏2🔥1
MorphoSyntax
💎 نحو | دو نوع مجهول 0⃣ مجهول‌سازی فرایندی برای تغییر جهت دستوری است و زبان‌شناسان که شیفتهٔ دسته‌بندی‌اند، از دو نوع سازوکار مجهول‌سازی در زبان‌های جهان نام می‌برند. 1⃣ مجهول پراتصریفی یا تحلیلی که از فعل دستوری مجهول‌ساز به‌همراه صورتی از ریشهٔ واژگانی…


💎 نحو | كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ

🟢 فرایند مجهول‌سازی در عربی از نوع ترکیبی است و تغییر ماهیت تراوندهایی که در درون ریشه درج می‌شوند، فعل معلوم را مجهول می‌سازد.

► K.T.B = نوشتن
► k-a-t-a-b-a = نوشت
► k-o-t-e-b-a = نوشته شد

🟢 تراوند، وند گسسته‌ای است که به درون ریشه رسوخ می‌کند و از آن، صورت‌های مختلف تصریفی و اشتقاقی می‌سازد. این نوع وند غالباً در زبان‌های خانوادهٔ سامی یافت می‌شود.

✔️transfix = تراوند

@MorphoSyntax
👍8💯3🤩1


📓 کتاب | آلودگی هوای تهران به قدمت کوزیچکین!

▪️ولادیمیر کوزیچکین (زادۀ ۱۹۴۷) افسر بلندپایۀ سازمان کاگ‌ب در ایران بود که در سال ۱۹۸۲ از تهران گریخت و به انگلستان پناهنده شد. وی در ۱۹۹۰ با انتشار کتاب «کاگ‌ب از درون» (به فارسی: کاگ‌ب در ایران) شرح مفصلی از فعالیت‌ها و مأموریت‌های خود به دست داد. نخستین سفر کوزیچکین به تهران تقریباً در چنین ایامی از سال بود: ششم دسامبر ۱۹۷۴ (پانزدهم آذر ۱۳۵۳)، و شگفت آن‌که آلودگی شدید هوا، اولین نکته‌ای بود که در ورود به پایتخت توجه او را جلب کرد؛ آن هم در روزگاری که جمعیت تهران و شمار خودروها بسیار کمتر از امروز بود . . .

▪️کتاب: کاگ‌ب در ایران
▪️نویسنده: ولادیمیر کوزیچکین
▪️مترجمان: اسماعیل زند، حسین ابوترابیان
▪️ناشر: مترجم، تهران ۱۳۷۱، صفحهٔ ۳۲.

@MorphoSyntax
👍7👌3
4_5970023967577084522.pdf
501 KB


📑 مقاله | سهم آذربایجان در فرهنگ‌نویسی فارسی

▫️دکتر حسن انوری، مجلۀ زبان و ادب فارسی دانشگاه تبریز، سال ۷۵، شمارۀ ۲۴۵، بهار و تابستان ۱۴۰۱، ص ۱–۱۳.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: ساده‌نویسی و درست‌نویسی
https://news.1rj.ru/str/SadeNevisi
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍7
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۲۱) 🧠 مصدومی که در یک تصادف، از ناحیهٔ بروکای مغز آسیب دیده است، در تولید جملاتی که نیازمند حرکت هسته به هستهٔ (Head to Head Movement) آشکار هستند، دچار مشکل می‌شود. 🧠 او در گفت‌وگو با دوستش توضیح داد: ۱. *پلیس رانندهٔ اتوبوس مقصر دونست. (=…


🗝 پاسخ مسئله (۲۱)


🧠 آسیب به ناحیهٔ بروکا در مغز می‌تواند به انواع دستورپریشی (agrammatism) بینجامد و اگر به مباحث صرف و نحو علاقه‌مندیم، مراقبت از بروکایمان از نان شب واجب‌تر است.

🧠 هر چهار جمله‌ای که در این مشاهدهٔ بالینی آمده‌اند، نشانه‌هایی از دستورپریشی دارند؛ اما فقط در ساخت چهارم، دستورپریشی بیمار، حرکت هسته به هسته را مختل کرده است:

۱. *پلیس رانندهٔ اتوبوس مقصر دونست.
(= پلیس رانندهٔ اتوبوس رو مقصر دونست)
◄ مشکل در اعطای حالت دستوری به گروه اسمی

۲. *امدادگران به‌موقع به صحنه رسید.
(= امدادگران به‌موقع به صحنه رسیدند)
◄ مشکل در مطابقهٔ دستوری فعل با فاعل ساختاری

۳. *دارویم خارج ایران وارد می‌شه.
(= دارویم از خارج به ایران وارد می‌شه)
◄ مشکل در به‌کار بردن عناصر دستوری حرف اضافه

۴. *پزشک گفت مشکلم درمان شد خواهد.
(= پزشک گفت مشکلم درمان خواهد شد)
◄ مشکل در حرکت هسته به هستهٔ فعل اصلی به فعل دستوری


🧠 در فارسی، هلندی، فرانسوی و برخی دیگر از زبان‌ها، حرکت هسته به هستهٔ (Head to Head Movement) فعل اصلی به فعل کمکی الزامی است و در انگلیسی و سوئدی و دسته‌ای دیگر از زبان‌ها، چنین حرکتی رخ نمی‌دهد. در جملهٔ چهارم، فعل «شدن» درجا (in situ) مانده و در نتیجه، توالی نادرست «درمان شد خواهد» تولید شده است.

@MorphoSyntax
👍6💯3


💎 نحو | پیچیدگی‌های نفی


◄ (۱). پدرت به اصفهان نرفت تا سوغاتی بخرد.

🟣 اگر صدق گزارهٔ بالا را مفروض بگیریم، صورت نقیض آن کاذب است:

◄ (۲). پدرت به اصفهان رفت تا سوغاتی بخرد.

🟣 اما مشکل اینجاست که نمی‌دانیم چرا گزارهٔ «۱» صادق و در نتیجه، گزارهٔ «۲» کاذب است. نمونهٔ «۱» به‌دلیل نامشخص بودن دامنهٔ اثر عنصر نفی فعل، دو خوانش دارد:

◄ (۱ ـ الف). پدرت به اصفهان نرفت و سوغاتی نخرید (اگر می‌رفت، می‌خرید).
◄ (۱ ـ ب). پدرت به اصفهان رفت، اما سوغاتی نخرید (اصلاً قرار نبود بخرد).

🟣 عناصر قطبی و از جمله نفی بر پیچیدگی‌های نحوی و معنایی گزاره می‌افزایند و در تحلیل‌های ساختاری، ترجمه، ویرایش، آموزش زبان و جز آنها، دامنهٔ تأثیر این عناصر باید مورد توجه قرار گیرد.

@MorphoSyntax
👍5🔥2👏2🆒1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


💨 آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند!

@MorphoSyntax
😁8


💎 نحو | ظرفیت دوگانهٔ محمول


● ببخشید خانم، آقای دکتر خودشون واکسن می‌زنند؟
○ بله، حتماً.
● پس چرا آنفلوانزا گرفتند؟!
○ آها، اون رو می‌گید . . . دکتر به این واکسن‌ها اعتقادی ندارند؛ برای بقیه می‌زنند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

❂ «واکسن زدن» محمول دوگانهٔ نامفعولی ــ متعدی است، کم‌وبیش همان‌که متقدمان دووجهی‌اش خوانده‌اند. فاعل ساختاری (= نهاد) این محمول‌ها می‌تواند کنش‌پذیر یا کنشگر باشد:

نامفعولی:
◄ غذا پخت.
◄ آب ریخت.
◄ گلدان شکست.

متعدی:
◄ آشپز غذا را پخت.
◄ بچه آب را ریخت.
◄ گربه گلدان را شکست.

❂ همین تناوب در محمول‌های مرکب «واکسن زدن» و «آمپول زدن» هم دیده می‌شود:

◄ دیروز اولین داوطلب‌مان واکسن زد.
(~ داوطلب ابتدا کمی تب کرد، اما خوشبختانه الآن حالش خوب است)

◄ دیروز نمایندهٔ سازمان جهانی بهداشت به اولین داوطلب‌مان واکسن زد.
(~ داوطلب فوت کرد، اما خوشبختانه حال نمایندهٔ سازمان خوب است)

✔️valency = ظرفیت
✔️patient = کنش‌پذیر
✔️agent = کنشگر
✔️unaccusative-transitive doublet =
دوگانهٔ نامفعولی ــ متعدی، دووجهی

@MorphoSyntax
👍102🤓1
MorphoSyntax
💎 نحو | حال کامل اخباری (۱) 🕐 ساختی که در سنت دستورنویسی ماضی نقلی خوانده می‌شود، در واقع از سه مشخصۀ زمان حال، وجه اخباری و نمود کامل تشکیل شده است که به اختصار باید آن را حال کامل خواند. از این سه مشخصه، دو تای اول، یعنی زمان و وجه، با فعل کمکی «بودن»…


💎 نحو | حال کامل اخباری (۲)


🕐 ساخت حال کامل از خوشه‌فعل صفت مفعولی و یکی از صورت‌های تصریفی ریشهٔ «باش» در زمان حال ساخته می‌شود. پسوند صفت مفعولی (دقیق‌تر بگوییم: پسوند نمود کامل)، برخلاف آنچه در سنت دستورنویسی گفته می‌شوند، عنصر «ــه» نیست.


🕑 از هر دو منظر هم‌زمانی و تاریخی، پسوند صفت مفعولی/ نمود کامل در فارسی که بازماندهٔ این وند از زبان هندواروپایی مادر است و در برخی دیگر از شاخه‌های این خانواده هم یافت می‌شود، عنصر «ــ‌ده/ ــ‌ته» است. به‌گفتهٔ دقیق‌تر، صفت مفعولی از ستاک گذشتهٔ فعل ساخته نمی‌شود:

● تقطیع نادرست:
◄ خورده = خور + ــ‌د + ــه
◄ کشته = کش + ــ‌ت + ــه

○ تقطیع درست:
◄ خورده = خور + ــ‌ده
◄ کشته = کش + ــ‌ته


🕒 هرچه پیش از وند «ــ‌ده/ ــ‌ته» می‌آید، اگر وند سببی «ــ‌ان» نباشد، بخشی از پایهٔ واژگانی است و تکواژگونه‌ای از ریشه را می‌سازد:

○ ریشهٔ «ترس»:
◄ ترسیده = ترسیـ + ــ‌ده

○ ریشهٔ «ترس»:
◄ ترسانده = ترس + ــ‌ان + ــ‌ده

○ ریشهٔ «شکن»:
◄ شکسته = شکسـ + ــ‌ته

○ ریشهٔ «شکن»:
◄ شکانده = شکـ + ــ‌ان + ــ‌ده

✔️verb cluster = خوشه‌فعل
✔️past participle = صفت مفعولی

@MorphoSyntax
👍511
MorphoSyntax
🔍 مسئله (۲۲) ⚽️ در گفتگوی دو گزارشگر ورزشی، یکی از آنها در پاسخ به دیگری گفت: «برخلاف آنچه شما می‌فرمایید، این‌طور نیست که از این گروه ایران صعود کند و ژاپن هم صعود کند.» ⚽️ اگر حق با این گزارشگر باشد، چند تیم از گروه صعود می‌کنند؟ ۱. هیچ تیمی ۲. یک…


🗝 پاسخ مسئله (۲۲)


⚽️ قوانین دمورگان که در منطق صوری و ریاضیات کاربرد گسترده‌ای دارند، این امکان را فراهم می‌آورند تا همپایگی‌های عطفی و فصلی از رهگذر نقیض بیان شوند.

⚽️ یکی از این قوانین که در حل پرسش پیوست به‌کار می‌آید، به زبان صوری این‌گونه است؛ در این بازنمایی، نماد «∧» به‌معنای «و»، نماد «∨» به‌معنای «یا»، و «~» نشانهٔ نقیض است:

~(P ∧ Q) ⟺ (~P) ∨ (~Q)

▫️بنابراین، گزارهٔ زیر که گزارشگر بیان کرده:

الف. این‌طور نیست که ((از این گروه ایران صعود کند) و (از این گروه ژاپن صعود کند)).

▫️بدین معناست که:

ب. (از این گروه ایران صعود نمی‌کند) یا (از این گروه ژاپن صعود نمی‌کند).


⚽️ برای آن‌که گزارهٔ «P ∨ Q» صادق باشد، باید: یا «P» صادق باشد، یا «Q» صادق باشد، یا هر دو. پس برای صدق گزارهٔ «ب» وقوع یکی از سه وضعیت زیر الزامی است:

(۱) ــ «P» صادق، «Q» کاذب:
ایران صعود نمی‌کند. ژاپن صعود می‌کند.
◄ یعنی یک تیم صعود می‌کند.

(۲) ــ «P» کاذب، «Q» صادق:
ایران صعود می‌کند. ژاپن صعود نمی‌کند.
◄ یعنی یک تیم صعود می‌کند.

(۳) ــ «P» صادق، «Q» صادق:
ایران صعود نمی‌کند. ژاپن صعود نمی‌کند.
◄ یعنی هیچ تیمی صعود نمی‌کند.


⚽️ در مجموع، برای آن‌که گزارهٔ «الف» یا دگرگفت آن در «ب» صادق باشد، باید یا یک تیم صعود کند، یا هیچ تیمی.

@MorphoSyntax
👏6👍3


📝 ویرایش | حالت‌نمای مفعولی کجاست؟!

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ *این بازیکن جوان سرانجام توانست مزد زحماتش در مسابقه بگیرد.

◄ *ادارهٔ کل آموزش و پرورش میزان هدیهٔ استانداری به معلمان اعلام کرد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✏️ هر دو جملهٔ بالا به‌دلیل فقدان رای مفعولی نادستوری‌اند. اگر ویراستار این جملات باشید، حالت‌نمای «را» را در کجا می‌گذارید؟ احتمالاً بدون توجه به بافت یا مراجعه به خود نویسنده، نمی‌توانیم با قطعیت تشخیص دهیم که جای مناسب «را» در چنین جمله‌هایی کجاست، زیرا تغییر جایگاه حالت‌نمای مفعولی به تغییر معنا می‌انجامد:

🖊 جملهٔ یکم:

◄ (الف). این بازیکن جوان سرانجام توانست مزد زحماتش را در مسابقه بگیرد.
(~ به دلیل زحماتش در تمرینات، دو گل در مسابقه به حریف زد)

◄ (ب). این بازیکن جوان سرانجام توانست مزد زحماتش در مسابقه را بگیرد.
(~ به دلیل زحماتش در مسابقه، به بازیکن ثابت تیم تبدیل شد)

🖊 جملهٔ دوم:

◄ (الف). ادارهٔ کل آموزش و پرورش میزان هدیهٔ استانداری را به معلمان اعلام کرد.
(~ به خود معلمان، نه دیگران، میزان هدیهٔ استانداری را اعلام کرد)

◄ (ب). ادارهٔ کل آموزش و پرورش میزان هدیهٔ استانداری به معلمان را اعلام کرد.
(~ به رسانه‌ها یا دیگران میزان هدیهٔ استانداری را اعلام کرد)


✏️ گروه‌های حرف اضافهٔ «در مسابقه/ به معلمان» در ساخت‌های «الف» وابستهٔ فعل‌اند (در مسابقه بگیرد/ به معلمان اعلام کرد)، اما در ساخت‌های «ب» همین سازه‌ها بخشی از گروه اسمی به‌شمار می‌روند (مزد زحماتش در مسابقه/ میزان هدیهٔ استانداری به معلمان).


✏️ در چنین نمونه‌هایی، تغییر جایگاه «را» به پیش یا پس از گروه حرف اضافه، به تولید ساختار نحوی متفاوتی می‌انجامد و بر معنای گزاره اثر می‌گذارد. در جملهٔ نادستوری زیر جایگاه رای مفعولی کجاست؟ پیش از گروه حرف اضافهٔ «از برنامهٔ دیروز رادیو» یا پس از آن؟

◄ *اغلب فعالان سیاسی این انتقاد شدید نمایندهٔ شهر جابلقا از برنامهٔ دیروز رادیو شنیدند.

@MorphoSyntax
👍8🆒42