MorphoSyntax
☰ 📝 ویرایش | واج میانجی غیرمجاز ▪️ریشهٔ «ده» (از مصدر «دادن») چهار واژگونه (allomorph) دارد که هریک در بافت ساختواژی ویژهٔ خود آشکار میشود: (۱). واژگونهٔ «dah» در: بدهید، دهش، سازماندهنده (۲). واژگونهٔ «de» در: بده، بدهبستان، پولبده (۳). واژگونهٔ…
☰
☑️ تکواژ واژگانی | تکواژگونه (= واژگونه)
🔺 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری (۱۳۹۸) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۳۸ ــ کدام صورت تکواژگونۀ ریشۀ فعلی «ده» نیست؟
۱. صورت d
۲. صورت de
۳. صورت dād
۴. صورت dā
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔺 ریشهٔ «ده» (از مصدر «دادن») چهار تکواژگونه (allomorph) دارد که هریک در بافت ساختواژی ویژهٔ خود آشکار میشود:
(۱). تکواژگونهٔ «dah» در: بدهید، سازماندهنده
(۲). تکواژگونهٔ «de» در: بده، بدهبستان
(۳). تکواژگونهٔ «dā» در: دادند، دلداده
(۴). تکواژگونهٔ «deh» در: سازماندهی، باردهی
🔺 تکواژگونهٔ «dah» دارای یک گونهٔ آزاد «d» است که در گفتار و گونهٔ غیررسمی زبان بهکار میرود:
► Formal: mi-dah-ad
► Informal: mi-d-e
⚠️ بنابراین، پرسش بالا دو پاسخ دارد:
◄ گزینهٔ (۱) تکواژگونهٔ این ریشه نیست و گونهٔ آزاد یکی از تکواژگونههاست.
◄ گزینهٔ (۳) تکواژگونهٔ این ریشه نیست و تلفیق یک تکواژگونه و وند گذشته است.
@MorphoSyntax
☑️ تکواژ واژگانی | تکواژگونه (= واژگونه)
🔺 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری (۱۳۹۸) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۳۸ ــ کدام صورت تکواژگونۀ ریشۀ فعلی «ده» نیست؟
۱. صورت d
۲. صورت de
۳. صورت dād
۴. صورت dā
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔺 ریشهٔ «ده» (از مصدر «دادن») چهار تکواژگونه (allomorph) دارد که هریک در بافت ساختواژی ویژهٔ خود آشکار میشود:
(۱). تکواژگونهٔ «dah» در: بدهید، سازماندهنده
(۲). تکواژگونهٔ «de» در: بده، بدهبستان
(۳). تکواژگونهٔ «dā» در: دادند، دلداده
(۴). تکواژگونهٔ «deh» در: سازماندهی، باردهی
🔺 تکواژگونهٔ «dah» دارای یک گونهٔ آزاد «d» است که در گفتار و گونهٔ غیررسمی زبان بهکار میرود:
► Formal: mi-dah-ad
► Informal: mi-d-e
⚠️ بنابراین، پرسش بالا دو پاسخ دارد:
◄ گزینهٔ (۱) تکواژگونهٔ این ریشه نیست و گونهٔ آزاد یکی از تکواژگونههاست.
◄ گزینهٔ (۳) تکواژگونهٔ این ریشه نیست و تلفیق یک تکواژگونه و وند گذشته است.
@MorphoSyntax
👍9
MorphoSyntax
☰ 📝 ویرایش | حشو (۳) ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ 🖌 تا پیش از آغاز سال تحصیلی، امکان پرداخت تسهیلات بانکی به دانشجویان میسر نیست و انجام اولویتبندی متقاضیان وام نیز صرفاً برعهدۀ معاونت امور دانشجویی است.…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤2
MorphoSyntax
☰ 🔡 آزفا | تحولات آوایی خودکار و ناخودکار در تکواژها 🔻سه مدخل «جوشان»، «جوشانده» و «دوشنبه» را همراه با صورت آواییشان در تصویر پیوست ملاحظه میفرمایید (فرهنگ بزرگ سخن ۱۳۸۱). دو مدخل نخست بهرغم شباهت صوریشان، ساختواژهٔ متفاوتی دارند. پسوند «ــان» در…
☰
🚦دستور خط | حذف خودکار همخوان
● گفتارینویسی نادرست:
◄ *کیا میتونند با حرفاشون دلارُ صید کنند؟
○ گفتارینویسی درست:
◄ کیها میتونند با حرفهاشون دلها رو صید کنند؟
❂ در گفتار، حذف همخوان سایشی /h/ از تکواژ جمع «ــها» فرایند واجی خودکار است. زدودن نشانهٔ «هــ» در گفتارینویسی نهتنها ضرورتی ندارد و خود خواننده آن را بدون همخوان /h/ ادا میکند، بلکه گاهی این حذف سبب بدخوانی یا سختخوانی متن میشود.
● صورت نادرست:
◄ *اولا بهش اعتماد داشتم، حالا دیگه نه.
◄ *خرامون توی دشت و صحرا میچرخند.
◄ *این فریبا باعث شد که زندگیشون بپاشه.
◄ *لگد زدن به رقیب همیشه بخشی از کاراته.
◄ *گویا در پنج شیش رنگ مختلف تولید شدند.
◄ *میگن این سرما بیشتر از سمت ترکیه میآد.
◄ *امروز فردا نمیتونند وارد محدودهٔ طرح بشن.
◄ *اقتصاد کوپنی اون صفای دههٔ ۶۰ رو برمیگردونه.
○ صورت ویراسته:
◄ اولها
◄ خرهامون
◄ فریبها
◄ کارهاته
◄ گویها
◄ سِرُمها
◄ فردها
◄ صفهای
❂ ویژگی خط فارسی چنان است که گاه سبب بدخوانی میشود. وجداناً بگذاریم این «هــ» ناقابل در «هـا» بماند و به مشکلات خط دامن نزنیم.
@MorphoSyntax
🚦دستور خط | حذف خودکار همخوان
● گفتارینویسی نادرست:
◄ *کیا میتونند با حرفاشون دلارُ صید کنند؟
○ گفتارینویسی درست:
◄ کیها میتونند با حرفهاشون دلها رو صید کنند؟
❂ در گفتار، حذف همخوان سایشی /h/ از تکواژ جمع «ــها» فرایند واجی خودکار است. زدودن نشانهٔ «هــ» در گفتارینویسی نهتنها ضرورتی ندارد و خود خواننده آن را بدون همخوان /h/ ادا میکند، بلکه گاهی این حذف سبب بدخوانی یا سختخوانی متن میشود.
● صورت نادرست:
◄ *اولا بهش اعتماد داشتم، حالا دیگه نه.
◄ *خرامون توی دشت و صحرا میچرخند.
◄ *این فریبا باعث شد که زندگیشون بپاشه.
◄ *لگد زدن به رقیب همیشه بخشی از کاراته.
◄ *گویا در پنج شیش رنگ مختلف تولید شدند.
◄ *میگن این سرما بیشتر از سمت ترکیه میآد.
◄ *امروز فردا نمیتونند وارد محدودهٔ طرح بشن.
◄ *اقتصاد کوپنی اون صفای دههٔ ۶۰ رو برمیگردونه.
○ صورت ویراسته:
◄ اولها
◄ خرهامون
◄ فریبها
◄ کارهاته
◄ گویها
◄ سِرُمها
◄ فردها
◄ صفهای
❂ ویژگی خط فارسی چنان است که گاه سبب بدخوانی میشود. وجداناً بگذاریم این «هــ» ناقابل در «هـا» بماند و به مشکلات خط دامن نزنیم.
@MorphoSyntax
👍11🆒3👌2💯1
☰
🔡 آزفا | فعل باقاعده
◀️ بر اساسِ فرهنگِ بزرگِ سخن، پُرمعنیترین واژههای زبانِ فارسی به ترتیب عبارتاند از:
۱. گرفتن (۸۲ معنی)
۲. زدن (۷۱ معنی)
۳. کشیدن (۴۸ معنی)
۴. نهادن (۴۴ معنی)
۵. افتادن (۳۴ معنی)
۶. خوردن (۳۲ معنی)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: کانال گزینگویهها:
https://news.1rj.ru/str/gozinguye
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◀️ از آن میان، فقط یک فعل، باقاعده است و صورتهای گذشته و مصدر خود را قاعدهمند میسازد. این فعل باقاعده که صورتهای تصریفیاش برای غیرفارسیزبانان نیز پیشبینیپذیر است و فهرست کردن آن در بخش آموزش تصریف فعل ضرورتی ندارد، کدام است؟
@MorphoSyntax
🔡 آزفا | فعل باقاعده
◀️ بر اساسِ فرهنگِ بزرگِ سخن، پُرمعنیترین واژههای زبانِ فارسی به ترتیب عبارتاند از:
۱. گرفتن (۸۲ معنی)
۲. زدن (۷۱ معنی)
۳. کشیدن (۴۸ معنی)
۴. نهادن (۴۴ معنی)
۵. افتادن (۳۴ معنی)
۶. خوردن (۳۲ معنی)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: کانال گزینگویهها:
https://news.1rj.ru/str/gozinguye
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◀️ از آن میان، فقط یک فعل، باقاعده است و صورتهای گذشته و مصدر خود را قاعدهمند میسازد. این فعل باقاعده که صورتهای تصریفیاش برای غیرفارسیزبانان نیز پیشبینیپذیر است و فهرست کردن آن در بخش آموزش تصریف فعل ضرورتی ندارد، کدام است؟
@MorphoSyntax
👍4❤1
☰
در آموزش صورتهای تصریفی فعل به غیر فارسیزبانان، کدام فعل زیر باقاعده است و فهرست کردن آن در بخش آموزش تصریف فعل ضرورتی ندارد؟
در آموزش صورتهای تصریفی فعل به غیر فارسیزبانان، کدام فعل زیر باقاعده است و فهرست کردن آن در بخش آموزش تصریف فعل ضرورتی ندارد؟
Anonymous Quiz
12%
گرفتن
6%
زدن
34%
کشیدن
11%
نهادن
9%
افتادن
28%
خوردن
👍3✍1
☰
📢 کارگاه | مبانی ویرایش و درستنویسی
▪️استاد مهدی قنواتی
▪️پژوهشگر ارشد فرهنگستان زبان و ادب فارسی
@MorphoSyntax
📢 کارگاه | مبانی ویرایش و درستنویسی
▪️استاد مهدی قنواتی
▪️پژوهشگر ارشد فرهنگستان زبان و ادب فارسی
@MorphoSyntax
🤓2❤1
☰
🧾 واژهگزینی | تصویب اصطلاحات نحوی
▫️در گروه زبانشناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاحات زیر معادلگزینی شده است:
▪️secondary predicate: محمول ثانویه
▪️resultative predicate: محمول پیامدی
▪️depictive predicate: محمول همامدی
▫️تعاریف:
○ محمول ثانویه: محمول فرعی گزاره که با ارجاع به فاعل یا مفعول ساختاری، در کنار محمول اصلی حضور مییابد.
○ محمول پیامدی: محمول ثانویهای که در نتیجهٔ وقوع محمول اصلی رخ میدهد.
○ محمول همامدی: محمول ثانویهای که همزمان با وقوع محمول اصلی رخ میدهد.
▫️مثال: صفت «پوستکنده» در دو جملهٔ زیر، به ترتیب، محمول پیامدی و محمول همامدی است:
◄ این کارخانهٔ روغنکشی، دانههای آفتابگردان را پوستکنده تولید میکند.
(= چنان تولید میکند که دانهها پوستکنده میشوند)
◄ این کارخانهٔ روغنکشی، دانههای آفتابگردان را پوستکنده بستهبندی میکند.
(= در حالی بستهبندی میکند که دانهها پوستکندهاند)
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | تصویب اصطلاحات نحوی
▫️در گروه زبانشناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاحات زیر معادلگزینی شده است:
▪️secondary predicate: محمول ثانویه
▪️resultative predicate: محمول پیامدی
▪️depictive predicate: محمول همامدی
▫️تعاریف:
○ محمول ثانویه: محمول فرعی گزاره که با ارجاع به فاعل یا مفعول ساختاری، در کنار محمول اصلی حضور مییابد.
○ محمول پیامدی: محمول ثانویهای که در نتیجهٔ وقوع محمول اصلی رخ میدهد.
○ محمول همامدی: محمول ثانویهای که همزمان با وقوع محمول اصلی رخ میدهد.
▫️مثال: صفت «پوستکنده» در دو جملهٔ زیر، به ترتیب، محمول پیامدی و محمول همامدی است:
◄ این کارخانهٔ روغنکشی، دانههای آفتابگردان را پوستکنده تولید میکند.
(= چنان تولید میکند که دانهها پوستکنده میشوند)
◄ این کارخانهٔ روغنکشی، دانههای آفتابگردان را پوستکنده بستهبندی میکند.
(= در حالی بستهبندی میکند که دانهها پوستکندهاند)
@MorphoSyntax
👍11❤1✍1🆒1
☰
🧾 واژهگزینی | تصویب و تثبیت اصطلاحات نحوی
▫️در گروه زبانشناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاحات زیر معادلگزینی شده است:
▪️superordinate clause = بند فراپایه
Syn:
● matrix clause = بند پایه
● main clause = بند اصلی
▪️coordinate clause = بند همپایه
▪️subordinate clause = بند فروپایه، بند پیرو
Syn:
● embedded clause = بند درونه
● dependent clause = بند وابسته
○ در ساختار زیر، XP بند فراپایه و YP بند فروپایه است:
◄ [ـXPـ قاضی میداند [ـYPـ که متهم بیگناه است]].
○ در ساختار زیر، XP و YP دو بند همپایهاند:
◄ [[ـXPـ قاضی میداند] اما [ـYPـ دادستان نمیداند]].
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | تصویب و تثبیت اصطلاحات نحوی
▫️در گروه زبانشناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاحات زیر معادلگزینی شده است:
▪️superordinate clause = بند فراپایه
Syn:
● matrix clause = بند پایه
● main clause = بند اصلی
▪️coordinate clause = بند همپایه
▪️subordinate clause = بند فروپایه، بند پیرو
Syn:
● embedded clause = بند درونه
● dependent clause = بند وابسته
○ در ساختار زیر، XP بند فراپایه و YP بند فروپایه است:
◄ [ـXPـ قاضی میداند [ـYPـ که متهم بیگناه است]].
○ در ساختار زیر، XP و YP دو بند همپایهاند:
◄ [[ـXPـ قاضی میداند] اما [ـYPـ دادستان نمیداند]].
@MorphoSyntax
👍9
☰
📢 نشست | زبان طبیعی و هوش مصنوعی
□ دبیر علمی نشست: حمیدرضا دالوند
□ سخنرانان: حسین صافی، آتوسا رستمبیک، مسعود قیومی، مصطفی عاصی
□ زمان: یکشنبه، ۲۵ آذرماه ۱۴۰۳، ساعت: ۸ تا ۱۰
□ مکان: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سالن اندیشه
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 پیوند حضور مجازی در نشست:
https://webinar.ihcs.ac.ir/rooms/4wr-m55-bj8-wdb/join
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📢 نشست | زبان طبیعی و هوش مصنوعی
□ دبیر علمی نشست: حمیدرضا دالوند
□ سخنرانان: حسین صافی، آتوسا رستمبیک، مسعود قیومی، مصطفی عاصی
□ زمان: یکشنبه، ۲۵ آذرماه ۱۴۰۳، ساعت: ۸ تا ۱۰
□ مکان: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سالن اندیشه
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 پیوند حضور مجازی در نشست:
https://webinar.ihcs.ac.ir/rooms/4wr-m55-bj8-wdb/join
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍5🙏2
MorphoSyntax
☰
در آموزش صورتهای تصریفی فعل به غیر فارسیزبانان، کدام فعل زیر باقاعده است و فهرست کردن آن در بخش آموزش تصریف فعل ضرورتی ندارد؟
در آموزش صورتهای تصریفی فعل به غیر فارسیزبانان، کدام فعل زیر باقاعده است و فهرست کردن آن در بخش آموزش تصریف فعل ضرورتی ندارد؟
☰
🧊 ساختواژه | فعل باقاعده در زبان فارسی
🕐 قاعدهمند بودن صورتهای تصریفی، بهمعنای پیشبینیپذیر بودن آنهاست و در راستۀ افعال زبان فارسی، تنها صورتهای آن ریشههایی پیشبینیپذیرند که به توالی «ــیدن» ختم شوند. امروزه اگر بخواهیم از «ماه» مصدر و فعل بسازیم، قطعاً به قیاس «کاه/ کاستن» و «خواه/ خواستن»، صورت «ماستن» را تولید نمیکنیم؛ بلکه طبق الگو، مصدر «ماهیدن» و صورت گذشتۀ «ماهید» میسازیم. «سرما» نیز اگر قرار بود جامۀ فعلیت بر تن کند، به «فرما/ فرمودن» و «آزما/ آزمودن» نمینگریست و به شکل «سرمودن» درنمیآمد؛ چنانکه وقتی «طلب» عربی بخت آن را یافت که به فارسی راه یابد، مصدر «طلبیدن» را پذیرفت (نه مثلاً «طلفتن» به قیاس «شتاب/ شتافتن»).
🕑 از میان مصدرهای «گرفتن، زدن، کشیدن، نهادن، افتادن، خوردن»، تنها صورتی که از الگوی پیشگفته پیروی میکند، «کشیدن» است؛ کودکان و زبانآموزان در مراحل یادگیری زبان هرگز در تولید مصدر و صورت گذشتۀ «کِش» راه به خطا نمیبرند. اینکه «گیر/ گرفتن، زن/ زدن، نه/ نهادن، افت/ افتادن» کاملاً بیقاعدهاند و هیچ فارسیزبان یا زبانآموزی نمیتواند برپایۀ ریشه، مصدر و صورت گذشته را پیشبینی کند، چنان بدیهی است که برای دراز نشدن بحث، به آنها نمیپردازیم؛ اما ممکن است مورد «خور/ خوردن» (و همچنین، «کُش/ کُشتن») مناقشهبرانگیز باشد.
🕒 از کجا میتوانیم پیشبینی کنیم که ریشۀ «خور» دارای صورت گذشتۀ «خورد» است، نه «خورید»؟ مگر پایۀ «خور» تفاوت آوایی چشمگیری با مثلاً «خَر» دارد که از آن «خرید» ساختهایم؟ «کُش» با «کِش» چه تمایز ملموسی دارد که صورت گذشتۀ اولی «کُشت» شده است و دومی «کِشید»؟ اگر این ریشهها امروز وارد فارسی میشدند، حتماً آنها را نیز طبق الگو به شکل «خوریدن/ خورید» و «کُشیدن/ کُشید» درمیآوردیم. از قضا تعداد فعلهایی که شبیه به «خور» و «کُش» رفتار میکنند، بسیار کمتر از ریشههایی است که مصدر آنها به «ــیدن» ختم میشود و همین نشان میدهد که «خوردن، کشتن، بافتن، کندن» برخلاف «خریدن، کشیدن، لافیدن، تنیدن» بیقاعدهاند.
🕓 برخی از ریشههای فعلی همین الگو را دنبال کردهاند و اگر در فارسی متقدم صورتهای دیگری برای مصدر و جز آن داشتند، امروزه ترجیح میدهند که به توالی قاعدهمند «ــیدن» پایان پذیرند؛ از این شمارند: «کوب: کوفتن/ کوبیدن»، «جَه: جَستن/ جهیدن» و «روی: رُستن/ روییدن». فعل گذشتۀ «رویید» را به احتمال زیاد نمیتوان در شاهنامۀ فردوسی یافت و حکیم توس فقط فعل گذشتۀ «رُست» را بهکار برده است. سروکلۀ صورت قاعدهمند «رویید» بعدها در کلام سخنسرایان پیدا شد، مانند نمونۀ زیر از جناب مولانا:
هر گل خندان که رویید از لب آن جوی مهر
رسته بود از خار هستی جسته بود از ذوالفقار
🕔 چهبسا در آینده، برخی دیگر از ریشههای فعلی نیز همین مسیر را بپیمایند. کسی چه میداند؛ شاید در دهههای پیش روی، ریشۀ «پز» بهجای آنکه بهشکل «پخت» درآید، به «خز/ خزید، ارز/ ارزید، لغز/ لغزید» بنگرد و صورت قاعدهمند «پزید» را برگزیند و تقریباً ناممکن است که مثلاً ریشهای چون «لرز»، با طی کردن روندی وارونه، بهجای «لرزید»، شکل گذشتۀ «لَخت» را بپذیرد! در این میان، نکتۀ قابل توجه آنکه اغلب ما فارسیزبانان، افعال بیقاعدۀ زبان بیگانۀ انگلیسی را میشناسیم، اما آنجا که پای زبان فارسی به میان میآید . . .
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | فعل باقاعده در زبان فارسی
🕐 قاعدهمند بودن صورتهای تصریفی، بهمعنای پیشبینیپذیر بودن آنهاست و در راستۀ افعال زبان فارسی، تنها صورتهای آن ریشههایی پیشبینیپذیرند که به توالی «ــیدن» ختم شوند. امروزه اگر بخواهیم از «ماه» مصدر و فعل بسازیم، قطعاً به قیاس «کاه/ کاستن» و «خواه/ خواستن»، صورت «ماستن» را تولید نمیکنیم؛ بلکه طبق الگو، مصدر «ماهیدن» و صورت گذشتۀ «ماهید» میسازیم. «سرما» نیز اگر قرار بود جامۀ فعلیت بر تن کند، به «فرما/ فرمودن» و «آزما/ آزمودن» نمینگریست و به شکل «سرمودن» درنمیآمد؛ چنانکه وقتی «طلب» عربی بخت آن را یافت که به فارسی راه یابد، مصدر «طلبیدن» را پذیرفت (نه مثلاً «طلفتن» به قیاس «شتاب/ شتافتن»).
🕑 از میان مصدرهای «گرفتن، زدن، کشیدن، نهادن، افتادن، خوردن»، تنها صورتی که از الگوی پیشگفته پیروی میکند، «کشیدن» است؛ کودکان و زبانآموزان در مراحل یادگیری زبان هرگز در تولید مصدر و صورت گذشتۀ «کِش» راه به خطا نمیبرند. اینکه «گیر/ گرفتن، زن/ زدن، نه/ نهادن، افت/ افتادن» کاملاً بیقاعدهاند و هیچ فارسیزبان یا زبانآموزی نمیتواند برپایۀ ریشه، مصدر و صورت گذشته را پیشبینی کند، چنان بدیهی است که برای دراز نشدن بحث، به آنها نمیپردازیم؛ اما ممکن است مورد «خور/ خوردن» (و همچنین، «کُش/ کُشتن») مناقشهبرانگیز باشد.
🕒 از کجا میتوانیم پیشبینی کنیم که ریشۀ «خور» دارای صورت گذشتۀ «خورد» است، نه «خورید»؟ مگر پایۀ «خور» تفاوت آوایی چشمگیری با مثلاً «خَر» دارد که از آن «خرید» ساختهایم؟ «کُش» با «کِش» چه تمایز ملموسی دارد که صورت گذشتۀ اولی «کُشت» شده است و دومی «کِشید»؟ اگر این ریشهها امروز وارد فارسی میشدند، حتماً آنها را نیز طبق الگو به شکل «خوریدن/ خورید» و «کُشیدن/ کُشید» درمیآوردیم. از قضا تعداد فعلهایی که شبیه به «خور» و «کُش» رفتار میکنند، بسیار کمتر از ریشههایی است که مصدر آنها به «ــیدن» ختم میشود و همین نشان میدهد که «خوردن، کشتن، بافتن، کندن» برخلاف «خریدن، کشیدن، لافیدن، تنیدن» بیقاعدهاند.
🕓 برخی از ریشههای فعلی همین الگو را دنبال کردهاند و اگر در فارسی متقدم صورتهای دیگری برای مصدر و جز آن داشتند، امروزه ترجیح میدهند که به توالی قاعدهمند «ــیدن» پایان پذیرند؛ از این شمارند: «کوب: کوفتن/ کوبیدن»، «جَه: جَستن/ جهیدن» و «روی: رُستن/ روییدن». فعل گذشتۀ «رویید» را به احتمال زیاد نمیتوان در شاهنامۀ فردوسی یافت و حکیم توس فقط فعل گذشتۀ «رُست» را بهکار برده است. سروکلۀ صورت قاعدهمند «رویید» بعدها در کلام سخنسرایان پیدا شد، مانند نمونۀ زیر از جناب مولانا:
هر گل خندان که رویید از لب آن جوی مهر
رسته بود از خار هستی جسته بود از ذوالفقار
🕔 چهبسا در آینده، برخی دیگر از ریشههای فعلی نیز همین مسیر را بپیمایند. کسی چه میداند؛ شاید در دهههای پیش روی، ریشۀ «پز» بهجای آنکه بهشکل «پخت» درآید، به «خز/ خزید، ارز/ ارزید، لغز/ لغزید» بنگرد و صورت قاعدهمند «پزید» را برگزیند و تقریباً ناممکن است که مثلاً ریشهای چون «لرز»، با طی کردن روندی وارونه، بهجای «لرزید»، شکل گذشتۀ «لَخت» را بپذیرد! در این میان، نکتۀ قابل توجه آنکه اغلب ما فارسیزبانان، افعال بیقاعدۀ زبان بیگانۀ انگلیسی را میشناسیم، اما آنجا که پای زبان فارسی به میان میآید . . .
@MorphoSyntax
👍12❤3💯3✍1
☰
📝 ویرایش | چون که صد آمد، نود هم پیش ماست
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
«این برج ایفل است، اما اینجا فرانسه نیست؛ اینجا پاریس هم نیست. اینجا پارک موسوم به "مینیوُرد" در ملایر است . . . »
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✏️ شُمول معنایی (Hyponymy) رابطهای طبقهبندیشده میان واژههای خاص و عام است، آنجا که مفهوم واژهٔ خاص در ذیل یک واژهٔ عاملتر میگنجد. این رابطه مثلاً میان واژههای «زرد، سبز، سرخ» و واژهٔ عام «رنگ»، یا واژههای «شیر، ماست، کشک» و واژهٔ عام «لبنیات» برقرار است. توجه به رابطهٔ واژگانی شمول، بخشی از منطق اهل زبان در بیان گزارهها بهشمار میرود. در نمونههای زیر این رابطهٔ معنایی ــ منطقی نقض شده است:
◄ *جام جهانی ۲۰۳۴ در عربستان برگزار خواهد شد و بنابراین، اروپا میزبان این دوره نخواهد بود. آلمان و ایتالیا هم در ۲۰۳۴ از این رویداد جهان میزبانی نخواهند کرد.
◄ *پزشکش بهجد به او توصیه کرده است که تا چند روز میوه و سبزیجات نخورد؛ ضمناً در این چند روز مرکبات هم نباید بخورد.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | چون که صد آمد، نود هم پیش ماست
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
«این برج ایفل است، اما اینجا فرانسه نیست؛ اینجا پاریس هم نیست. اینجا پارک موسوم به "مینیوُرد" در ملایر است . . . »
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✏️ شُمول معنایی (Hyponymy) رابطهای طبقهبندیشده میان واژههای خاص و عام است، آنجا که مفهوم واژهٔ خاص در ذیل یک واژهٔ عاملتر میگنجد. این رابطه مثلاً میان واژههای «زرد، سبز، سرخ» و واژهٔ عام «رنگ»، یا واژههای «شیر، ماست، کشک» و واژهٔ عام «لبنیات» برقرار است. توجه به رابطهٔ واژگانی شمول، بخشی از منطق اهل زبان در بیان گزارهها بهشمار میرود. در نمونههای زیر این رابطهٔ معنایی ــ منطقی نقض شده است:
◄ *جام جهانی ۲۰۳۴ در عربستان برگزار خواهد شد و بنابراین، اروپا میزبان این دوره نخواهد بود. آلمان و ایتالیا هم در ۲۰۳۴ از این رویداد جهان میزبانی نخواهند کرد.
◄ *پزشکش بهجد به او توصیه کرده است که تا چند روز میوه و سبزیجات نخورد؛ ضمناً در این چند روز مرکبات هم نباید بخورد.
@MorphoSyntax
👍7
☰
🧊 ساختواژه | اصل بندش
بندش (closure): تصریف باقاعده راه را بر واژهسازی میبندد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🟣 اصل بندش به این معناست که:
(۱). پس از الحاق وند تصریفی به پایه، نمیتوان برونداد آن را دستخوش ترکیب و اشتقاق کرد.
(۲). وند اشتقاقی، نسبت به وند تصریفی، به پایهٔ واژگانی نزدیکتر است.
🟣 اصل بندش توضیح میدهد که چرا:
(۱). واژهٔ مرکب «موادفروش» خوشساخت، و ترکیب «*داروهافروش» بدساخت است.
(۲). واژهٔ مرکب «تندروتر» خوشساخت، و ترکیب «*تندتررو» بدساخت است.
🟣 اصل بندش توضیح نمیدهد که چرا:
(۱). در واژهٔ «امدادرسانی» و نمونههای مشابه، پس از وند تصریفی سببی «--ان»، وند اشتقاقی «ــی» آمده است.
(۲). در فعل «وانمیداشت» و نمونههای مشابه، وندهای تصریفی نفی و نمود، نسبت به وند اشتقاقی «واــ» به پایه نزدیکترند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝پل کیپارسکی (۱۹۴۱، هلسینکی)، دانشآموختهٔ امآیتی، استاد زبانشناسی دانشگاه استنفورد و مبدع نظریهٔ واژهگرای فرضیهٔ ترتیب سطوح.
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | اصل بندش
بندش (closure): تصریف باقاعده راه را بر واژهسازی میبندد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🟣 اصل بندش به این معناست که:
(۱). پس از الحاق وند تصریفی به پایه، نمیتوان برونداد آن را دستخوش ترکیب و اشتقاق کرد.
(۲). وند اشتقاقی، نسبت به وند تصریفی، به پایهٔ واژگانی نزدیکتر است.
🟣 اصل بندش توضیح میدهد که چرا:
(۱). واژهٔ مرکب «موادفروش» خوشساخت، و ترکیب «*داروهافروش» بدساخت است.
(۲). واژهٔ مرکب «تندروتر» خوشساخت، و ترکیب «*تندتررو» بدساخت است.
🟣 اصل بندش توضیح نمیدهد که چرا:
(۱). در واژهٔ «امدادرسانی» و نمونههای مشابه، پس از وند تصریفی سببی «--ان»، وند اشتقاقی «ــی» آمده است.
(۲). در فعل «وانمیداشت» و نمونههای مشابه، وندهای تصریفی نفی و نمود، نسبت به وند اشتقاقی «واــ» به پایه نزدیکترند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝پل کیپارسکی (۱۹۴۱، هلسینکی)، دانشآموختهٔ امآیتی، استاد زبانشناسی دانشگاه استنفورد و مبدع نظریهٔ واژهگرای فرضیهٔ ترتیب سطوح.
@MorphoSyntax
👍6🙏1
2009 The Nature of the Word.pdf
4.6 MB
☰
📔 کتاب| سرشت واژه
▫️The Nature of the Word (2009)
▫️Kristin Hanson & Sharon Inkelas
▫️Studies in honor of Paul Kiparsky
@MorphoSyntax
📔 کتاب| سرشت واژه
▫️The Nature of the Word (2009)
▫️Kristin Hanson & Sharon Inkelas
▫️Studies in honor of Paul Kiparsky
@MorphoSyntax
❤5
☰
🔍 مسئله (۲۵)
🍚 سعید، پسر دوم کبلایی هاشم که تابستانها در یک برنجفروشی در خیابان کوچکسرای قائمشهر کار میکند، پس از آنکه مشتری قیمت نوع خاصی از برنج دودی طارم را پرسید و تخفیف خواست، گفت:
«قیمت خرید طارم دودی رو ندارم. صبر کن زنگ بزنم از زنبرارم بپرسم، قیمتها دست اونه.»
🍚 سعید احتمالاً چند سال دارد؟
۱. دوازده سال تمام
۲. چهارده سال و شش ماه
۳. چهارده سال و هشت ماه
۴. هجده سال تمام
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۲۵)
🍚 سعید، پسر دوم کبلایی هاشم که تابستانها در یک برنجفروشی در خیابان کوچکسرای قائمشهر کار میکند، پس از آنکه مشتری قیمت نوع خاصی از برنج دودی طارم را پرسید و تخفیف خواست، گفت:
«قیمت خرید طارم دودی رو ندارم. صبر کن زنگ بزنم از زنبرارم بپرسم، قیمتها دست اونه.»
🍚 سعید احتمالاً چند سال دارد؟
۱. دوازده سال تمام
۲. چهارده سال و شش ماه
۳. چهارده سال و هشت ماه
۴. هجده سال تمام
@MorphoSyntax
🤔11🤨5👌3🆒3
☰
💎 نحو | دو نوع مجهول
0⃣ مجهولسازی فرایندی برای تغییر جهت دستوری است و زبانشناسان که شیفتهٔ دستهبندیاند، از دو نوع سازوکار مجهولسازی در زبانهای جهان نام میبرند.
1⃣ مجهول پراتصریفی یا تحلیلی که از فعل دستوری مجهولساز بههمراه صورتی از ریشهٔ واژگانی (فعل یا صفت) ساخته میشود. در بسیاری از زبانهای هندواروپایی که عموماً از فعلهایی با معنای «شدن» یا «بودن» در ساخت مجهول خود بهره میگیرند، این شیوه رایج است. مجهول (صفتی) در فارسی معاصر نیز بر این الگو استوار است.
2⃣ مجهول ساختواژی یا ترکیبی که فاقد فعل دستوری است و غالباً وند فعلی مجهولساز به ریشهٔ فعل واژگانی افزوده میشود. در خانوادۀ زبانی ژرمنی، مجهول ترکیبی منحصر به شاخۀ اسکاندیناوی است و در میان زبانهای ایرانی نیز این نوع مجهول بهویژه در شاخۀ شمال غربی، از جمله در سورانی، زازا و گورانی دیده میشود که دنبالۀ مجهول ساختواژی از ایرانی باستان است.
✔️voice = جهت
✔️periphrastic passive = مجهول پراتصریفی
✔️analytic passive = مجهول تحلیلی
✔️morphological passive = مجهول ساختواژی
✔️synthetic passive = مجهول ترکیبی
@MorphoSyntax
💎 نحو | دو نوع مجهول
0⃣ مجهولسازی فرایندی برای تغییر جهت دستوری است و زبانشناسان که شیفتهٔ دستهبندیاند، از دو نوع سازوکار مجهولسازی در زبانهای جهان نام میبرند.
1⃣ مجهول پراتصریفی یا تحلیلی که از فعل دستوری مجهولساز بههمراه صورتی از ریشهٔ واژگانی (فعل یا صفت) ساخته میشود. در بسیاری از زبانهای هندواروپایی که عموماً از فعلهایی با معنای «شدن» یا «بودن» در ساخت مجهول خود بهره میگیرند، این شیوه رایج است. مجهول (صفتی) در فارسی معاصر نیز بر این الگو استوار است.
2⃣ مجهول ساختواژی یا ترکیبی که فاقد فعل دستوری است و غالباً وند فعلی مجهولساز به ریشهٔ فعل واژگانی افزوده میشود. در خانوادۀ زبانی ژرمنی، مجهول ترکیبی منحصر به شاخۀ اسکاندیناوی است و در میان زبانهای ایرانی نیز این نوع مجهول بهویژه در شاخۀ شمال غربی، از جمله در سورانی، زازا و گورانی دیده میشود که دنبالۀ مجهول ساختواژی از ایرانی باستان است.
✔️voice = جهت
✔️periphrastic passive = مجهول پراتصریفی
✔️analytic passive = مجهول تحلیلی
✔️morphological passive = مجهول ساختواژی
✔️synthetic passive = مجهول ترکیبی
@MorphoSyntax
👍6👏2🔥1
MorphoSyntax
☰ 💎 نحو | دو نوع مجهول 0⃣ مجهولسازی فرایندی برای تغییر جهت دستوری است و زبانشناسان که شیفتهٔ دستهبندیاند، از دو نوع سازوکار مجهولسازی در زبانهای جهان نام میبرند. 1⃣ مجهول پراتصریفی یا تحلیلی که از فعل دستوری مجهولساز بههمراه صورتی از ریشهٔ واژگانی…
☰
💎 نحو | كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ
🟢 فرایند مجهولسازی در عربی از نوع ترکیبی است و تغییر ماهیت تراوندهایی که در درون ریشه درج میشوند، فعل معلوم را مجهول میسازد.
► K.T.B = نوشتن
► k-a-t-a-b-a = نوشت
► k-o-t-e-b-a = نوشته شد
🟢 تراوند، وند گسستهای است که به درون ریشه رسوخ میکند و از آن، صورتهای مختلف تصریفی و اشتقاقی میسازد. این نوع وند غالباً در زبانهای خانوادهٔ سامی یافت میشود.
✔️transfix = تراوند
@MorphoSyntax
💎 نحو | كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ
🟢 فرایند مجهولسازی در عربی از نوع ترکیبی است و تغییر ماهیت تراوندهایی که در درون ریشه درج میشوند، فعل معلوم را مجهول میسازد.
► K.T.B = نوشتن
► k-a-t-a-b-a = نوشت
► k-o-t-e-b-a = نوشته شد
🟢 تراوند، وند گسستهای است که به درون ریشه رسوخ میکند و از آن، صورتهای مختلف تصریفی و اشتقاقی میسازد. این نوع وند غالباً در زبانهای خانوادهٔ سامی یافت میشود.
✔️transfix = تراوند
@MorphoSyntax
👍8💯3🤩1
☰
📓 کتاب | آلودگی هوای تهران به قدمت کوزیچکین!
▪️ولادیمیر کوزیچکین (زادۀ ۱۹۴۷) افسر بلندپایۀ سازمان کاگب در ایران بود که در سال ۱۹۸۲ از تهران گریخت و به انگلستان پناهنده شد. وی در ۱۹۹۰ با انتشار کتاب «کاگب از درون» (به فارسی: کاگب در ایران) شرح مفصلی از فعالیتها و مأموریتهای خود به دست داد. نخستین سفر کوزیچکین به تهران تقریباً در چنین ایامی از سال بود: ششم دسامبر ۱۹۷۴ (پانزدهم آذر ۱۳۵۳)، و شگفت آنکه آلودگی شدید هوا، اولین نکتهای بود که در ورود به پایتخت توجه او را جلب کرد؛ آن هم در روزگاری که جمعیت تهران و شمار خودروها بسیار کمتر از امروز بود . . .
▪️کتاب: کاگب در ایران
▪️نویسنده: ولادیمیر کوزیچکین
▪️مترجمان: اسماعیل زند، حسین ابوترابیان
▪️ناشر: مترجم، تهران ۱۳۷۱، صفحهٔ ۳۲.
@MorphoSyntax
📓 کتاب | آلودگی هوای تهران به قدمت کوزیچکین!
▪️ولادیمیر کوزیچکین (زادۀ ۱۹۴۷) افسر بلندپایۀ سازمان کاگب در ایران بود که در سال ۱۹۸۲ از تهران گریخت و به انگلستان پناهنده شد. وی در ۱۹۹۰ با انتشار کتاب «کاگب از درون» (به فارسی: کاگب در ایران) شرح مفصلی از فعالیتها و مأموریتهای خود به دست داد. نخستین سفر کوزیچکین به تهران تقریباً در چنین ایامی از سال بود: ششم دسامبر ۱۹۷۴ (پانزدهم آذر ۱۳۵۳)، و شگفت آنکه آلودگی شدید هوا، اولین نکتهای بود که در ورود به پایتخت توجه او را جلب کرد؛ آن هم در روزگاری که جمعیت تهران و شمار خودروها بسیار کمتر از امروز بود . . .
▪️کتاب: کاگب در ایران
▪️نویسنده: ولادیمیر کوزیچکین
▪️مترجمان: اسماعیل زند، حسین ابوترابیان
▪️ناشر: مترجم، تهران ۱۳۷۱، صفحهٔ ۳۲.
@MorphoSyntax
👍7👌3
4_5970023967577084522.pdf
501 KB
☰
📑 مقاله | سهم آذربایجان در فرهنگنویسی فارسی
▫️دکتر حسن انوری، مجلۀ زبان و ادب فارسی دانشگاه تبریز، سال ۷۵، شمارۀ ۲۴۵، بهار و تابستان ۱۴۰۱، ص ۱–۱۳.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: سادهنویسی و درستنویسی
https://news.1rj.ru/str/SadeNevisi
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📑 مقاله | سهم آذربایجان در فرهنگنویسی فارسی
▫️دکتر حسن انوری، مجلۀ زبان و ادب فارسی دانشگاه تبریز، سال ۷۵، شمارۀ ۲۴۵، بهار و تابستان ۱۴۰۱، ص ۱–۱۳.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 منبع: سادهنویسی و درستنویسی
https://news.1rj.ru/str/SadeNevisi
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍7
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۲۱) 🧠 مصدومی که در یک تصادف، از ناحیهٔ بروکای مغز آسیب دیده است، در تولید جملاتی که نیازمند حرکت هسته به هستهٔ (Head to Head Movement) آشکار هستند، دچار مشکل میشود. 🧠 او در گفتوگو با دوستش توضیح داد: ۱. *پلیس رانندهٔ اتوبوس مقصر دونست. (=…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۲۱)
🧠 آسیب به ناحیهٔ بروکا در مغز میتواند به انواع دستورپریشی (agrammatism) بینجامد و اگر به مباحث صرف و نحو علاقهمندیم، مراقبت از بروکایمان از نان شب واجبتر است.
🧠 هر چهار جملهای که در این مشاهدهٔ بالینی آمدهاند، نشانههایی از دستورپریشی دارند؛ اما فقط در ساخت چهارم، دستورپریشی بیمار، حرکت هسته به هسته را مختل کرده است:
۱. *پلیس رانندهٔ اتوبوس مقصر دونست.
(= پلیس رانندهٔ اتوبوس رو مقصر دونست)
◄ مشکل در اعطای حالت دستوری به گروه اسمی
۲. *امدادگران بهموقع به صحنه رسید.
(= امدادگران بهموقع به صحنه رسیدند)
◄ مشکل در مطابقهٔ دستوری فعل با فاعل ساختاری
۳. *دارویم خارج ایران وارد میشه.
(= دارویم از خارج به ایران وارد میشه)
◄ مشکل در بهکار بردن عناصر دستوری حرف اضافه
۴. *پزشک گفت مشکلم درمان شد خواهد.
(= پزشک گفت مشکلم درمان خواهد شد)
◄ مشکل در حرکت هسته به هستهٔ فعل اصلی به فعل دستوری
🧠 در فارسی، هلندی، فرانسوی و برخی دیگر از زبانها، حرکت هسته به هستهٔ (Head to Head Movement) فعل اصلی به فعل کمکی الزامی است و در انگلیسی و سوئدی و دستهای دیگر از زبانها، چنین حرکتی رخ نمیدهد. در جملهٔ چهارم، فعل «شدن» درجا (in situ) مانده و در نتیجه، توالی نادرست «درمان شد خواهد» تولید شده است.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۲۱)
🧠 آسیب به ناحیهٔ بروکا در مغز میتواند به انواع دستورپریشی (agrammatism) بینجامد و اگر به مباحث صرف و نحو علاقهمندیم، مراقبت از بروکایمان از نان شب واجبتر است.
🧠 هر چهار جملهای که در این مشاهدهٔ بالینی آمدهاند، نشانههایی از دستورپریشی دارند؛ اما فقط در ساخت چهارم، دستورپریشی بیمار، حرکت هسته به هسته را مختل کرده است:
۱. *پلیس رانندهٔ اتوبوس مقصر دونست.
(= پلیس رانندهٔ اتوبوس رو مقصر دونست)
◄ مشکل در اعطای حالت دستوری به گروه اسمی
۲. *امدادگران بهموقع به صحنه رسید.
(= امدادگران بهموقع به صحنه رسیدند)
◄ مشکل در مطابقهٔ دستوری فعل با فاعل ساختاری
۳. *دارویم خارج ایران وارد میشه.
(= دارویم از خارج به ایران وارد میشه)
◄ مشکل در بهکار بردن عناصر دستوری حرف اضافه
۴. *پزشک گفت مشکلم درمان شد خواهد.
(= پزشک گفت مشکلم درمان خواهد شد)
◄ مشکل در حرکت هسته به هستهٔ فعل اصلی به فعل دستوری
🧠 در فارسی، هلندی، فرانسوی و برخی دیگر از زبانها، حرکت هسته به هستهٔ (Head to Head Movement) فعل اصلی به فعل کمکی الزامی است و در انگلیسی و سوئدی و دستهای دیگر از زبانها، چنین حرکتی رخ نمیدهد. در جملهٔ چهارم، فعل «شدن» درجا (in situ) مانده و در نتیجه، توالی نادرست «درمان شد خواهد» تولید شده است.
@MorphoSyntax
👍6💯3
☰
💎 نحو | پیچیدگیهای نفی
◄ (۱). پدرت به اصفهان نرفت تا سوغاتی بخرد.
🟣 اگر صدق گزارهٔ بالا را مفروض بگیریم، صورت نقیض آن کاذب است:
◄ (۲). پدرت به اصفهان رفت تا سوغاتی بخرد.
🟣 اما مشکل اینجاست که نمیدانیم چرا گزارهٔ «۱» صادق و در نتیجه، گزارهٔ «۲» کاذب است. نمونهٔ «۱» بهدلیل نامشخص بودن دامنهٔ اثر عنصر نفی فعل، دو خوانش دارد:
◄ (۱ ـ الف). پدرت به اصفهان نرفت و سوغاتی نخرید (اگر میرفت، میخرید).
◄ (۱ ـ ب). پدرت به اصفهان رفت، اما سوغاتی نخرید (اصلاً قرار نبود بخرد).
🟣 عناصر قطبی و از جمله نفی بر پیچیدگیهای نحوی و معنایی گزاره میافزایند و در تحلیلهای ساختاری، ترجمه، ویرایش، آموزش زبان و جز آنها، دامنهٔ تأثیر این عناصر باید مورد توجه قرار گیرد.
@MorphoSyntax
💎 نحو | پیچیدگیهای نفی
◄ (۱). پدرت به اصفهان نرفت تا سوغاتی بخرد.
🟣 اگر صدق گزارهٔ بالا را مفروض بگیریم، صورت نقیض آن کاذب است:
◄ (۲). پدرت به اصفهان رفت تا سوغاتی بخرد.
🟣 اما مشکل اینجاست که نمیدانیم چرا گزارهٔ «۱» صادق و در نتیجه، گزارهٔ «۲» کاذب است. نمونهٔ «۱» بهدلیل نامشخص بودن دامنهٔ اثر عنصر نفی فعل، دو خوانش دارد:
◄ (۱ ـ الف). پدرت به اصفهان نرفت و سوغاتی نخرید (اگر میرفت، میخرید).
◄ (۱ ـ ب). پدرت به اصفهان رفت، اما سوغاتی نخرید (اصلاً قرار نبود بخرد).
🟣 عناصر قطبی و از جمله نفی بر پیچیدگیهای نحوی و معنایی گزاره میافزایند و در تحلیلهای ساختاری، ترجمه، ویرایش، آموزش زبان و جز آنها، دامنهٔ تأثیر این عناصر باید مورد توجه قرار گیرد.
@MorphoSyntax
👍5🔥2👏2🆒1