MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🗓 پنجم دی | یادروز زمین‌لرزهٔ بم (۱۳۸۲)

🎼 زنده‌یاد ایرج بسطامی

@MorphoSyntax
6😢6
MorphoSyntax
💎 ‌نحو | فاعل پلاستیکی! 🔖 شیخ اجل رحمه الله علیه در باب نخست گلستان می‌فرمایند: یکی از ملوک را شنیدم که شبی در عشرت روز کرده بود و در پایان مستی همی‌گفت: ما را به جهان خوش‌تر از این یک‌دم نیست کز نیک و بد اندیشه و از کس غم نیست درویشی به سرما برون…


💎نحو | باز هم مبتداسازی!

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ یکی از ملوک را شنیدم که شبی در عشرت روز کرده بود . . . (گلستان سعدی، باب نخست، حکایت سیزدهم)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🔵 در جملهٔ بالا، «یکی از ملوک» فاعل بند درونه است و در همان‌جا حالت فاعلی خود را گرفته است. در جهانی که در آن به‌سر می‌بریم، هیچ اسمی نمی‌تواند دو بار حالت دریافت کند، حتی اگر «یکی از ملوک» باشد.

🔵 بنابراین، نشانهٔ «را» در کنار «یکی از ملوک» حالت‌نمای مفعولی نیست؛ بلکه نشانگر مبتداسازی است و از جای‌گردانی فاعل بند درونه حکایت می‌کند. این ساختار نحوی در فارسی معاصر همچنان زنده و زایاست؛ از جمله در نمونهٔ گفتاری زیر:

◄ سینا رو خبر دارم که امروز هم نمی‌آد.


✔️case = حالت
✔️nominative case = حالت فاعلی
✔️scrambling = جای‌گردانی

@MorphoSyntax
👍14👏3


🔡 آزفا | نمادپردازی آوایی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● مدرس: انار و انگور و انجیر از میوه‌هایی‌اند که در ایران هم کشت می‌شن.
○ زبان‌آموز: یعنی پیشوند /an/ در فارسی میوه‌ساز است؟
● مدرس: نه چینگ‌لینگ جان؛ تصادفیه.
○ زبان‌آموز: پس انجبار چی؟
● مدرس: انجبار گیاه یک‌ساله‌ست؛ میوه نیست که.
○ زبان‌آموز: شاید /an/ پیشوند گیاهیه! آها، عَناب چطور؟ عناب که میوه‌ست؟
● مدرس: بله عناب میوه است؛ اما با «عین» شروع می‌شه.
○ زبان‌آموز: به‌هرحال من که /an/ می‌شنوم. انبه چطور؟ اون رو هم با «عین» می‌نویسید؟
● مدرس: نه چینگ‌لینگ! انبه با «الف» نوشته می‌شه. حالا بشین، وقت کلاس رو نگیر.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

1⃣ نمادپردازی آوایی یا به‌عبارتی واژوارگی، تکرار الله‌بختکی یک صورت واجی مشترک در واژه‌های مختلفی است که معنای مشابه یا مرتبط دارند. چنین واج‌هایی را نمی‌توانیم تقطیع کنیم و یک تکواژ وابسته به پایه بدانیم.

2⃣ مثلاً در انگلیسی، واژه‌های «flash, flare, flame, flicker, flimmer» که با توالی /fl/ آغاز می‌شوند، در معنای «نور، روشنی» مشترک‌اند. اما نه صورت /fl/ در این واژه‌ها پیشوند «نور و روشنایی» به‌شمار می‌رود، نه توالی آوایی /an/ در نمونه‌های فارسی تکواژی است که معنای «رُستنی» را به واژه می‌افزاید.

✔️Phonetic Symbolism = نمادپردازی آوایی

@MorphoSyntax
11👍9😁5


🔝روان‌شناسی زبان | اگر بخواهیم به دو شکل بالا نامی بدهیم، کدام با واژهٔ «bouba» و کدام با واژهٔ «kiki» همخوانی بیشتری دارد؟
Anonymous Poll
24%
راست: kiki ــ چپ: bouba
76%
راست: bouba ــ چپ: kiki


📝 ویرایش | می‌باشد و نمود واژگانی

🪄 رابطۀ شکراب «می‌باشد» و «ویراستار»، حکایت جن و بسم‌الله است، یعنی دومی که بیاید، اولی نیست و ناپیدا می‌شود؛ این را «همه» می‌دانند. چرایش را هم گفته‌اند: «می‌باشد» متن را ساختگی می‌کند، نچسب است، با گفتار فاصله دارد، همان «است» است و . . . که البته سخن درستی است (از جمله نک: غلط ننویسیم، ذیل مدخل «می‌باشد»). اما در کنار همۀ اینها و چه‌بسا مهم‌تر از همۀ آنها، نامناسب بودن صورت تصریفی «می‌باشد» یک دلیل دستوری دارد.

🪄 وندلر (درگذشت: ۲۰۰۴)، فیلسوف و زبان‌شناس امریکایی، در معرفی انواع نمودهای واژگانی، یعنی مفهوم ذاتی رویدادها، از محمول‌های پایا یاد می‌کند که بر وضعیتی ایستا دلالت می‌کنند. چنین محمولی در برابر پذیرش نشانگرهای دستوری نمود ناقص و استمرار، مانند پیشوند «می‌ـ» در فارسی، مقاومت می‌کند. مثلاً، فعل «داشتن» محمولی پایاست و به‌همین دلیل در فارسی معیار، «غالباً» (و نه همواره) از پذیرش وند «می‌ـ» که برای اشاره به رخدادی در جریان به‌کار می‌رود، سر باز می‌زند:

◄ صداوسیما چند شبکۀ برون‌مرزی برای ایرانیان دارد (*می‌دارد).

◄ همیشه تأکید می‌کرد/ تأکید داشت (*می‌داشت) که درس بخوانیم.

🪄 فعل «بودن» از پایاترین افعال زبان است و از ایستایی یک وضعیت یا حالت حکایت می‌کند. «بودن» آن‌چنان ایستاست که هراکلیتوس (درگذشت ۵۳۵ پ‌م)، فیلسوف یونانی، با تکیه بر نمود واژگانی این فعل، یکی از بنیادی‌ترین آرای فلسفی خود را بیان می‌کند: «جهان در شدن است، بودن وهم است.» بنابراین، دشوار بتوان به ریش و ریشۀ فعلی که ایستاست، نشانگری ببندیم که عموماً برای بیان پویایی به‌کار می‌رود. البته، ممکن است بپرسیم اگر پرهیز از «می‌باشد» و «می‌دارد» در نگارش حُسن است، چرا افصح المتکلمین هر دو صورت یادشده را در نظم و نثر به‌کار گرفته است:

◄ هزارم درد می‌باشد که می‌گویم نهان دارم/ لبم با هم نمی‌آید چو غنچه روز بشکفتن

◄ فریاد می‌دارد رقیب از دست مشتاقان او/ آواز مطرب در سرا زحمت بُوَد بواب را

🪄 پاسخ این پرسش هم روشن است: حسنات الابرار، سیئات المقربین. پرهیز از این صورت نادستوری یا رعایت آن اصل دستوری، برای ما حسن است؛ اما هرکه توانست چون شیخ اجل قلم بر قرطاس براند، یا دستکم به او تقرب کند، می‌تواند قاعده و قانون و کتابچۀ آیین‌نامه را به کناری نهد و هر آنجا که لازم دانست، با دندۀ دو به راه بیفتد.

✔️stative = پایا
✔️lexical aspect = نمود واژگانی
✔️imperfective aspect = نمود ناقص

@MorphoSyntax
👍12👏5🔥2🤔1💯1


👁‍🗨 دیدگاه | بیچاره زبان فارسی


🖊 دنيای اقتصاد نوشت:

● «فوتبال ایران آن‌قدر گیر و گرفتاری زیاد دارد که حرف زدن در مورد مسائلی همچون ضرورت پاسداشت زبان فارسی در آن، خیلی غیرضروری و به تعبیر فرنگی‌ها «فانتزی» به نظر می‌رسد، اما حقیقت آن است که اهالی این رشته از شهرت بسیار زیادی برخوردارند و هر پیامی که به انتشار می‌رسانند، از سوی صدها هزار و بلکه میلیون‌ها بیننده دیده می‌شود. در چنین شرایطی مهم است که آنها چه می‌نویسند و چطور می‌نویسند. خدا شاهد است که انتظار رخ نمودن دوستان در قالب سعدی و فردوسی زمانه را نداریم، اما توقع اینکه چهار کلمهٔ بسیار معمولی به صورت درست نوشته شود، واقعاً زیاد نیست.»

🔗 متن کامل گزارش:
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4137483

@MorphoSyntax
😢11👏7👍6😁3


📢 رشته | بازنگری

□ دستۀ سبزی را روی دستۀ دوچرخه انداخته بود و در حالی که رکاب می‌زد، زیرچشمی، از سر تردید، نگاهش می‌کرد. ظاهراً سبزی خوردنِ نهارِ تابستان عیب و علتی نداشت، اما به آقارحمان، میوه‌فروش سرِ سه‌راه، نمی‌شد اطمینان کرد و اگر مجالی می‌یافت، میوه و سبزی تازه و پلاسیده را در هم می‌آمیخت و به دست مشتری می‌داد. دوچرخه را گوشۀ حیاط رها کرد و شتابان به آشپزخانه رفت. هنوز چند قدمی دور نشده بود که به نهیبی از رفتن بازایستاد:

ــ این چیه بهت داده؟! اینها که نصفش زرد و زارند؛ ببر بهش پس بده. یک‌بار هم که شده، یاد بگیر توی خریدت بازنگری کنی!

□ جای گفت‌وگو نبود. با سری افکنده و گام‌هایی که به سنگینی از زمین کنده می‌شدند، دستۀ سبزی را زیر بغل زد و پای پیاده از حیاط بیرون رفت. سروکله زدن با میوه‌فروش چغر و بددهن سر سه‌راه و پس دادن یک مشت ریحان و جعفری فراتر از توان بچۀ سیزده ــ چهارده‌ساله بود. اما حتماً هر مسئله‌ای، یک راه حل آسان‌تر هم دارد.

□ چند دقیقه‌ای طول و عرض خیابان را بالا و پایین کرد و به اندازۀ یک رفت و برگشت به دکان رحمان، وقت گذراند. در بازگشت، بی‌سروصدا خود را به شیر آب گوشۀ حیاط رساند؛ سبزی‌ها را روی موزاییک‌های خزه‌بسته پهن کرد و با سر انگشتانش چند قطره آب به سر و روی‌شان پاشید. دو سه رشتهٔ زردرنگ را بیرون کشید و شاخه‌ها را زیر و رو کرد . . . دیگر به اندازۀ کافی بازنگری کرده بود.

این‌بار وقتی دستهٔ سبزی را تحویل داد، هنوز از آستانهٔ در بیرون نرفته بود که شنید:
ــ حالا درست شد. از اول همین رو می‌گرفتی!

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ گروه‌های آموزشی در بازه‌های زمانی پنج‌ساله و ده‌ساله، در برنامۀ مصوب رشته‌ها و طرح درس واحدها بازنگری می‌کنند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍6😁4👏2
MorphoSyntax


🔝روان‌شناسی زبان | اگر بخواهیم به دو شکل بالا نامی بدهیم، کدام با واژهٔ «bouba» و کدام با واژهٔ «kiki» همخوانی بیشتری دارد؟


🧬 روان‌شناسی زبان | اثر بوبا ــ کیکی

💥 اثر بوبا ــ کیکی (bouba/kiki effect) آزمونی در روان‌شناسی زبان است که می‌کوشد نشان دهد میان آواهای گفتار و صورت‌های دیداری پیوندی برقرار است. اغلب کسانی که به این آزمون پاسخ داده‌اند، به‌رغم تفاوت در زبان، خاستگاه و فرهنگ، تصویر سمت راست را که گوشۀ نرم و بدون زاویه دارد، به ناواژۀ «bouba» مربوط کرده‌اند و تصویر دندانه‌دار و تیز در سمت چپ را «kiki» خوانده‌اند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 بیشتر بخوانید:
https://en.wikipedia.org/wiki/Bouba/kiki_effect
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍123🤔3


💎 نحو | تعامل نمود کامل و ناقص با زمان


🔅 زبان انگلیسی دو نمود کامل و ناقص را در کنار هم، در دو زمان حال و گذشته به‌کار می‌برد و ساخت‌های حال و گذشتهٔ کامل استمراری را می‌سازد.

► He has been telling great stories at ESPN for more than two years.

► He had been telling her for months that she should use ChatGPT.


🔅 در فارسی نیز هر دو ساخت حال کامل استمراری و گذشتهٔ کامل استمراری در متون کهن به‌کار می‌رفت، گو این‌که بسامد دومی بسیار کمتر بود.

◄ در ابتدا شیخ ابوالقاسم گرگانی را رضی الله عنه ذکر آن بوده است مدتی که می‌گفته است اُویس، اُویس، . . . (تذکرة الأولیاء، بخش ۲، ذکر اویس القرنی)

◄ و این از آن بود که در حالت نزع می‌گفته بود خداوندا بدین مشتی تنگ حوصله نمای ‌که غفارم و اکرم الاکرمین‌ام . . . (تذکرة الأولیاء، بخش ۳، ذکر حسن بصری)


🔅 در فارسی معاصر، ساخت دوم زایایی خود را از دست داده و حضور هم‌زمان دو نمود کامل و ناقص فقط به زمان حال محدود شده است.

◄ می‌خورده‌ام/ *بودم
◄ می‌خورده‌ای/ *بودی
◄ می‌خورده است/ *بود
◄ می‌خورده‌ایم/ *بودیم
◄ می‌خورده‌اید/ *بودید
◄ می‌خورده‌اند/ *بودند

@MorphoSyntax
👍9🔥32


🧊 ساختواژه | تصریف فعل

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
نادرست:
زمان ماضی نقلی، زمان ماضی بعید، زمان حال استمراری، زمان گذشتهٔ مستمر . . .

⭕️ درست:
ساخت/ فعل ماضی نقلی، ساخت/ فعل ماضی بعید، ساخت/ فعل حال استمراری . . .
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

💢 چیزی به نام زمان ماضی نقلی (= حال کامل) وجود ندارد. زمان دستوری در فارسی دو تاست: حال و گذشته (وقت آینده با فعل کمکی ساخته می‌شود).

💢 ساخت‌هایی همچون ماضی نقلی، ماضی بعید، حال استمراری و جز اینها، از برهم‌کنش سه مشخصهٔ تصریفی زمان، نمود و وجه به‌دست می‌آیند.

💢 زبان‌هایی در جهان هستند که زمان دستوری ندارند و وقت گذشته و حال و آینده را با قید نشان می‌دهند. اما عجیب آن‌که تاکنون زبانی یافت نشده که نمود دستوری نداشته باشد.

✔️Time = وقت
✔️Tense = زمان
✔️Mood = وجه
✔️Aspect = نمود

@MorphoSyntax
👍103🔥2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🔡 آزفا | آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان

@MorphoSyntax
10😍10


🧊 ساختواژه | واژگونه‌های عینی تکواژهای انتزاعی


🫧 پسوند انتزاعی «ــ‌ور» که معنای دارندگی و مالکیت را به پایه می‌افزاید، چهار صورت عینی مختلف، یا در اصطلاح تخصصی، چهار واژگونه دارد:

ـ‌ـ /var/: سخنور، هنرور، جانور
ــ /vɑr/: امیدوار، سوگوار، عیالوار
ــ /ɑvar/: تناور، جگراور، دلاور
ــ /ur/: مزدور، گنجور، رنجور

🫧 ریشهٔ فعلی «آور» در ترکیب با یک جزء وابسته به خود (غالباً اسم)، در ساخت صفت‌های فاعلی مرکب به‌کار می‌رود:

ــ دردآور، خواب‌آور، نان‌آور، هراس‌آور


🫧 واژهٔ «فناور/ فناوری» صورت مشتق است، نه مرکب؛ یعنی از اسم «فن» و پسوند «ــ‌اور» (ɑvar) ساخته شده است. نوشتن این واژهٔ مشتق به‌صورت ترکیب «فن‌آور/ فن‌آوری» درست نیست.

✔️Morph = واژ
✔️Allomorph = واژگونه
✔️Morpheme = تکواژ

@MorphoSyntax
👍133🙏2🔥1
MorphoSyntax
💎 نحو | حال کامل اخباری (۳) ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ آراسته است یا آراسته‌است؟ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ 🕐 فعل «باش» و صورت‌های تصریفی مختلف…


💎 نحو | حال کامل اخباری (۴)

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
دو پدیدهٔ پسانـــــــــــــــــــــحوی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

(۱). حذف پدیده‌ای پسانحوی است؛ پس از آن‌که ساخت زیربنایی در نحو تولید می‌شود، حذف پس از نحو سازه‌های مورد نظر را از جمله می‌زداید.

نحو/ پیش از حذف:
◄ تو به سینا پول قرض ندادی، من به سینا پول قرض دادم.

پسانحو/ پس از حذف:
◄ تو به سینا پول قرض ندادی، من ـــ دادم.


(۲). واژه‌بست‌افزایی پدیده‌ای پسانحوی است؛ پس از آن‌که ساخت زیربنایی در نحو تولید می‌شود، واژه‌بست پس از نحو به میزبان خود تکیه می‌کند.

نحو/ پیش از واژه‌بست‌افزایی:
◄ سینا [ــشان] برای ما ارسال کرد.

پسانحو/ پس از واژه‌بست‌افزایی:
◄ سینا برای ما ارسال‌شان کرد/ ارسال کردشان.


□ در ساخت حال کامل، از میان «ــ‌ام، ــ‌ای، است، ــ‌ایم، ــ‌اید، ــ‌اند»، فقط «است» می‌تواند بدون حضور قرینهٔ لفظی حذف شود. در فارسی معاصر، صورت‌های واژه‌بستی «ــ‌ام، ــ‌ای، ــ‌ایم، ــ‌اید، ــ‌اند»، برای حذف، نیازمند قرینه‌ای در ساخت همپایه‌اند:

◄ *من این کتاب را خوانده ـــ .
◄ *تو این کتاب را خوانده ـــ .
◄ او این کتاب را خوانده ـــ .
◄ *ما این کتاب را خوانده ـــ .
◄ *شما این کتاب را خوانده ـــ .
◄ *آنها این کتاب را خوانده ـــ .


□ بدساختی پنج جمله از شش جملهٔ بالا، نشان می‌دهد که پس از نحو شریف، «است» دستخوش فرایند واژه‌بست‌افزایی نشده و می‌تواند از جمله حذف شود؛ در حالی که پنج واژه‌بست یادشده این امکان را ندارند. به‌همین دلیل، در ساخت حال کامل درج نیم‌فاصله میان صفت مفعولی و «است» با شواهد نحوی زبان فارسی سازگار نیست و ظاهراً آن را باید با فاصلهٔ کامل نوشت:

◄ او این کتاب را خوانده است.
◄ *او این کتاب را خوانده‌است.

@MorphoSyntax
👍5🔥2


🔍 مسئله (۲۶)

🎣 در حالی که ماهی‌گیر بومی ۲۰ ساله در زیر صخره‌ای به بلندای چهل‌وپنج متر به خواب رفته، سنگی بزرگ از بالای صخره به سویش رها می‌شود. اگر این ماهی‌گیر فقط سه ثانیه فرصت داشته باشد که جان خود را نجات دهد و دو ماهی کوچک صید کرده باشد، زبان مادری او کدام است؟

۱. دالابون
۲. اینوئیت
۳. وَخی
۴. ییدیش

@MorphoSyntax
🤔5😁3🆒32👍2😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🔝 . . . یک شب تأمل ایام گذشته می‌کردم و بر عمرِ تلف‌کرده تأسف می‌خوردم و سنگ سَراچهٔ دل به الماسِ آبِ دیده می‌سفتم و آن بیت‌ها مناسب حال خود می‌گفتم . . . (در پاسخ به این مسئله که چرا غربی‌ها سعدی ندارند)

@MorphoSyntax
4😢1🆒1


🧊 ساختواژه | محدودیت واژه‌سازی با وند «ــ‌نده»


🔖 پسوند صفت فاعلی «ــ‌نده» که غالباً به ریشهٔ فعلی متصل می‌شود (تصویر پیوست)، از وندهای بسیار زایای فارسی است، تا آنجا که گاهی حتی به ریشه‌های غیرفعلی هم می‌پیوندد:

◄ رزمنده
◄ شرمنده
◄ بسنده
◄ شاهنده
◄ دیرنده

🔖 بااین‌همه، دو گروه از ریشه‌های فعلی در برابر پذیرش این وند زایا مقاومت می‌کنند:

(۱). ریشه‌هایی که محمول نامفعولی‌اند و فاعل آنها کنشگر نیست؛ بلکه تجربه‌گر، کنش‌پذیر، یا بهره‌ور است:

◄ *خوابنده
◄ *پوسنده
◄ *رنجنده
◄ *افتنده
◄ *رسنده

(۲). ریشه‌هایی که به توالی آوایی /and/ ختم می‌شوند و در صورت پذیرش وند «ــ‌نده»، تکرار آوای همسان می‌آفرینند:

◄ *پسندنده
◄ *رندنده
◄ *گندنده
◄ *پیوندنده
◄ *بندنده

🔖 ممکن است برخی از این صورت‌های غیرمجاز در زبان ادبی و به منزلهٔ آفرینش هنری به‌کار روند، اما بخشی از واژه‌های زندهٔ اهل زبان نیستند، مانند «بندنده» و «خندنده» در ابیات زیر از جناب مولانا:

◄ گفت که دیوانه نه‌ای لایق این خانه نه‌ای/ رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم

◄ از توام ای شهره قمر در من و در خود بنگر/ کز اثر خندۀ تو گلشن خندنده شدم

@MorphoSyntax
👍9


🖊 قرار است یک رمان را پیش از انتشار ویرایش کنید. اگر بخواهید در گفتگوی میان دو شخصیت، فعل حال کامل جملهٔ «سینا و مینا تا حالا زیاد سفر رفته‌اند» را به گونهٔ گفتاری تبدیل کنید، آن را چگونه می‌نویسید؟
Anonymous Poll
11%
۱. به همان صورت رسمی «رفته‌اند»
11%
۲. با حذف «د» و به‌صورت «رفته‌ان»
5%
۳. با حذف «ا» و به‌صورت «رفته‌ند»
40%
۴. با حذف «ا» و «د» و به‌صورت «رفته‌ن»
5%
۵. به‌صورت گذشتهٔ سادهٔ «رفتند»
29%
۶. به‌صورت مصدر کامل «رفتن»
👍11
MorphoSyntax


🖊 قرار است یک رمان را پیش از انتشار ویرایش کنید. اگر بخواهید در گفتگوی میان دو شخصیت، فعل حال کامل جملهٔ «سینا و مینا تا حالا زیاد سفر رفته‌اند» را به گونهٔ گفتاری تبدیل کنید، آن را چگونه می‌نویسید؟


🚦دستور خط | سوم شخص جمع حال کامل

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
رفته‌اند/ رفته‌ان/ رفته‌ند/ رفته‌ن/ رفتند/ رفتن
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

❂ برپایهٔ نظرسنجی بالا، به‌نظر می‌رسد که اغلب دوستان و اهل فن، یکی از دو صورت «رفته‌ن» و «رفتن» را برای سوم شخص جمع حال کامل مناسب‌تر می‌دانند. نگارنده به دلایلی که در پی خواهد آمد، گمان می‌کند که اگر بخواهیم میان صورت معیار و گونهٔ گفتاری این فعل تفاوت بگذاریم، «رفته‌ند» و «رفته‌ن» به دیگر گزینه‌ها ترجیح دارند.


«رفتن»:
○ در خط، حفظ حداکثر شفافیت میان اعضای صیغگان یک تکواژه ضروری است و از میزان ابهام یا بدخوانی متن می‌کاهد. ضبط فعل «رفته‌اند» به‌صورت «رفتن»، دو عضو مجموعهٔ صیغگان تکواژهٔ «رو» را هم‌نگاره می‌کند و فعل حال کامل را به‌شکل مصدر درمی‌آورد. دو نمونهٔ زیر را مقایسه بفرمایید که نشان می‌دهند حفظ تمایز نوشتاری میان حال کامل و مصدر ضروری است:

◄ از این مسیر رفتن . . . توی زمستون اشتباهه. (= رفتن)
◄ از این مسیر رفتن . . . تندتر برو بهشون برسیم. (= رفته‌اند)


«رفتند»:
○ نوشتن فعل «رفته‌اند» به‌صورت «رفتند» به همان معضل پیشین می‌انجامد و دو صیغهٔ حال کامل و گذشتهٔ ساده را هم‌نگاره می‌کند. تفاوت این دو صورت تصریفی که بر معنای گزاره اثر می‌گذارد، در گفتار با تغییر الگوی تکیه مشخص می‌شود و ازاین‌رو، لازم است در خط نیز تمایز این دو صورت را بازتاب دهیم:

◄ رفتند فرودگاه . . . الآن اونجا هستند. (= رفتند)
◄ رفتند فرودگاه . . . الآن توی راه هستند. (= رفته‌اند)


«رفته‌ان» و «رفته‌ن»:
○ حذف همخوان پایانی از فعل «رفته‌اند» و نوشتن آن به‌صورت «رفته‌ان» یا «رفته‌ن» مشکلات پیش‌گفته را ندارد و احتمالاً صورت دوم که همزهٔ آغازین واژه‌بست «ــ‌اند» را نیز حذف می‌کند، ارجح باشد؛ زیرا نوشتار غیررسمی را به گفتار نزدیک‌تر می‌کند. اما اگر قرار است نویسهٔ «ــ‌د» در «رفته‌اند» زدوده شود، در گذشتهٔ سادهٔ «رفتند» نیز باید حذف شود که باز همان مشکل هم‌نگاره شدن با مصدر «رفتن» پیش می‌آید؛ مگر آن‌که در دستور خط قاعده‌ای بگذاریم که حذف نویسهٔ «ــ‌د» از پسوند «ــ‌ند» فقط در جایگاهی مجاز است که فعل به‌شکل مصدر درنیاید. اما در این صورت، فعل‌های مشابه زیر، صورت‌های متفاوت می‌یابند:

◄ گذشتهٔ ساده: خوردند، کشتند، کندند، . . .
◄ گذشتهٔ استمراری: می‌خوردن، می‌کشتن، می‌کندن، . . .
◄ حال اخباری: می‌خورن، می‌کشن، می‌کنن، . . .


«رفته‌ند»:
○ حذف همزهٔ آغازین از واژه‌بست «رفته‌اند» و ضبط آن به‌صورت «رفته‌ند» این مزیت را دارد که میان صورت نوشتاری رسمی و گونهٔ گفتاری تمایز می‌گذارد. همچنین، حفظ نویسهٔ «ــ‌د» بدین معناست که در گذشتهٔ ساده نیز همخوان پایانی «رفتند» حفظ می‌شود و این فعل به‌شکل مصدر «رفتن» درنمی‌آید. اما اشکال اینجاست که حذف نکردن «ــ‌د» از وند تصریفی «ــ‌ند» در برخی از فعل‌ها، صورت‌های ناآشنایی می‌آفریند، به‌ویژه اگر گونهٔ گفتاری آن فعل با صورت رسمی‌اش متفاوت باشد:

◄ حفظ «ــ‌د»: می‌شند، می‌رند، می‌گند، می‌آرند . . .
◄ حذف «ــ‌د»: می‌شن، می‌رن، می‌گن، می‌آرن . . .


نتیجه:
○ اگر بخواهیم در خط، میان صورت رسمی و گفتاری «رفته‌اند» تمایز بگذاریم (که خوب است چنین کنیم)، دو گونهٔ «رفتند» و «رفتن» مناسب نیستند؛ اولی با گذشتهٔ ساده و دومی با مصدر خلط می‌شود. از میان سه صورت «رفته‌ان»، «رفته‌ند» و «رفته‌ن»، دوتای آخر که همزهٔ «ــ‌اند» را حذف کرده‌اند، به گفتار نزدیک‌ترند. اما هرکدام از دو وضعیت حفظ یا حذف «ــ‌د» مزیت‌ها و معایبی دارد که در بالا به آنها اشاره شد. نهایتاً، کدام‌یک از دو صورت «رفته‌ند» و «رفته‌ن» ترجیح دارد؟ نمی‌دانم! چنان‌که پیداست، «رفته‌ن» هواداران بیشتری دارد، اما اگر بخواهیم حذف «ــ‌د» را قاعده تلقی کنیم و در آموزش دستور خط ــ به‌ویژه به کودکان ــ بدان پایبند بمانیم، باید تکلیف تناظر گذشتهٔ ساده و مصدر (رفتند/ رفتن) را روشن کنیم.

الگوی اول:
◄ رفته‌م
◄ رفته‌ی
◄ رفته/ رفته‌ست
◄ رفته‌یم
◄ رفته‌ید
◄ رفته‌ند

الگوی دوم:
◄ رفته‌م
◄ رفته‌ی
◄ رفته/ رفته‌س
◄ رفته‌یم
◄ رفته‌ین
◄ رفته‌ن

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
پرسش: حذف همخوان پایانی /d/ و /t/ از خوشهٔ CC در فارسی، غالباً فرایند آوایی خودکار است، مانند: دست/ دس؛ چند/ چن؛ هشت/ هش. همان‌گونه که در گفتاری‌نویسی، نباید «چند» را «چن» بنویسیم و خود خواننده /d/ را ادا نمی‌کند، آیا ضروری است که «ــ‌ند» را «ــ‌ن» بنویسیم؟
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✔️Lexeme = تکواژه
✔️Paradigms = صیغگان
✔️Homograph = هم‌نگاره

@MorphoSyntax
👌7🔥2👏2


🧊 ساختواژه | نمود در واژه‌سازی


🏷 در زبان فارسی گاهی مرکب‌های فعلی همسان، تنها به دلیل بود یا نبود پسوند نمود کامل (ــ‌ده/ ــ‌ته) یا اصطلاحاً وند «en»، تمایز معنایی چشمگیری ایجاد می‌کنند. «دانش‌آموز» (= محصل مدرسه) و «دانش‌آموخته» (= فارغ‌التحصیل دانشگاه) هر دو صفت فاعلی‌اند، اما ارجاع متفاوتی در جهان دارند.

🏷 نبود پسوند نمود کامل بر در جریان بودن رخداد دلالت می‌کند (دانش‌آموز همچنان دانش می‌آموزد) و حضور این وند نشان‌دهندهٔ کامل شدن رویداد است (دانش‌آموخته پیشتر دانش آموخته است). جفت‌نمونه‌های زیر که همگی صفت فاعلی مرکب‌اند، همین تمایز دستوری را بازتاب می‌دهند و غالباً در معنای واژگانی نیز متفاوت‌اند:

◄ کارکن/ کارکرده
◄ پیشرو/ پیشرفته
◄ جهان‌بین/ جهان‌دیده
◄ خودفروش/ خودفروخته
◄ درس‌نـخوان/ درس‌نـخوانده

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝فرهنگ بزرگ سخن (۱۳۸۱)، مدخل‌های «دانش‌آموخته» و «دانش‌آموز»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍5🙏3


🔝دیگه هرچی فکر می‌کنم، اصلاً یادم نمی‌آد درستش چی بود! جیم‌لاستیک؟ جیم‌ناستیک؟ ژیلماستیک؟ ژینماستیک؟!

✔️Anomia = نام‌پریشی

@MorphoSyntax
😁26👍5🔥2