MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram


💎 نحو | تعمیم هولمبری

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🪧 گروه اسمی مفعول تنها در صورتی می‌تواند دستخوش فراگشت شود که فعل از درون گروه فعلی بیرون رود.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🪧 در برخی از زبان‌های جهان، از جمله فارسی، ایسلندی و هلندی، فعل از درون گروه فعلی بیرون می‌رود و خود را به گره بالاتر (مثلاً به یک فعل کمکی) می‌رساند. در چنین زبان‌هایی، مفعول مستقیم مستعد آن است که دستخوش فراگشت شود و از مجاورت فعل، به جایگاه بالاتری انتقال یابد. فراگشت مفعول در هر دو زبان فارسی و ایسلندی رخ می‌دهد. البته، در فارسی فقط «مفعول مستقیم رایی» برای تولید جملۀ بی‌نشان متحمل فراگشت می‌شود:

🪧 ساخت زیربنایی:

◄ (الف). مادرشان قبل از خواب برای بچه‌ها کتاب می‌خواند.
◄ (ب). مادرشان قبل از خواب برای بچه‌ها این کتاب را می‌خواند.

🪧 ساخت ظاهری:

◄ (پ). مادرشان قبل از خواب برای بچه‌ها کتاب می‌خواند.
◄ (ت). مادرشان قبل از خواب این کتاب را برای بچه‌ها می‌خواند.

🪧 گروه اسمی غیرارجاعی «کتاب» در هر دو ساخت زیربنایی و ظاهری درجا می‌ماند، اما «این کتاب را» در ساخت ظاهری دچار فراگشت می‌شود و پیش از گروه حرف اضافۀ «برای بچه‌ها» می‌نشیند.

🪧 پژوهش‌های روان‌شناسی زبان نشان می‌دهند که فارسی‌زبانان «مفعول مستقیم رایی» را پس از فراگشت و با آن توالی که در جملۀ «ت» مشاهده می‌کنیم، آسان‌تر و سریع‌تر پردازش می‌کنند. رعایت این توالی به‌ویژه در تألیف کتاب برای کودکان اهمیت دوچندانی دارد.

✔️Holmberg’s Generalization = تعمیم هولمبری
✔️object shift = فراگشت مفعول

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 تبیین حرکت مفعول مستقیم بر پایهٔ شواهد روان‌زبان‌شناختی
https://jlkd.um.ac.ir/article_42712.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax

https://andersholmberg92428242.wordpress.com/about-me/
👍7🤩2
MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | اصل بندش بندش (closure): تصریف باقاعده راه را بر واژه‌سازی می‌بندد. ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ 🟣 اصل بندش به این معناست که: (۱). پس از الحاق وند تصریفی به پایه، نمی‌توان برون‌داد آن را دستخوش…


☑️ صرفِ صرف | فرضیۀ ترتیب سطوح

❂ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری (۱۴۰۲) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۴۰ ــ طبق فرضیۀ ترتیب سطوح کیپارسکی (۱۹۸۲)، در تولید کدام واژه فرایندهای هر سه سطح واژگان مشاهده می‌شود؟
۱. ستایشگرانۀشان
۲. جهان‌دیدگان
۳. اصول‌گرایی‌اش
۴. ناجوانمردانگی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

❂ سه سطح فرضیۀ ترتیب سطوح به اجمال عبارت‌اند از:
◄ سطح یک: تصریف بی‌قاعده، اشتقاق‌های نوع ۱
◄ سطح دو: ترکیب، اشتقاق‌های نوع ۲
◄ سطح سه: تصریف باقاعده

❂ در واژۀ «جهان‌دیدگان» رخدادهای هر سه سطح را مشاهده می‌کنیم:
◄ دیده (وند صفت مفعولی، اشتقاق نوع ۱ است)
◄ جهان‌دیده (ترکیب در سطح ۲ رخ داده است)
◄ جهان‌دیدگان (وند تصریفی جمع در سطح ۳ افزوده شده است)

@MorphoSyntax
👍3👏2🤓1


🔰 حکایت نویافته

🗞 معرکه‌گیری با پسر خود ماجرا می‌کرد که تو هیچ کاری نمی‌کنی و عمر در بطالت به سر می‌بری. چند با تو بگویم که معلق زدن بیاموز، سگ ز چنبر جهانیدن و رسن‌بازی تعلّم کن تا از عمر خود برخوردار شوی. اگر از من نمی‌شنوی، به خدا تو را در مدرسهٔ زبان‌شناسی اندازم تا آن علم مرده‌ریگ ایشان بیاموزی و زایشی شوی و تا زنده باشی، در مذلت و فلاکت و ادبار بمانی و یک جو از هیچ جا حاصل نتوانی کرد.

✍🏻 زبید عاکانی

@MorphoSyntax
😁241😢1🤩1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🗓 پنجم دی | یادروز زمین‌لرزهٔ بم (۱۳۸۲)

🎼 زنده‌یاد ایرج بسطامی

@MorphoSyntax
6😢6
MorphoSyntax
💎 ‌نحو | فاعل پلاستیکی! 🔖 شیخ اجل رحمه الله علیه در باب نخست گلستان می‌فرمایند: یکی از ملوک را شنیدم که شبی در عشرت روز کرده بود و در پایان مستی همی‌گفت: ما را به جهان خوش‌تر از این یک‌دم نیست کز نیک و بد اندیشه و از کس غم نیست درویشی به سرما برون…


💎نحو | باز هم مبتداسازی!

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ یکی از ملوک را شنیدم که شبی در عشرت روز کرده بود . . . (گلستان سعدی، باب نخست، حکایت سیزدهم)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🔵 در جملهٔ بالا، «یکی از ملوک» فاعل بند درونه است و در همان‌جا حالت فاعلی خود را گرفته است. در جهانی که در آن به‌سر می‌بریم، هیچ اسمی نمی‌تواند دو بار حالت دریافت کند، حتی اگر «یکی از ملوک» باشد.

🔵 بنابراین، نشانهٔ «را» در کنار «یکی از ملوک» حالت‌نمای مفعولی نیست؛ بلکه نشانگر مبتداسازی است و از جای‌گردانی فاعل بند درونه حکایت می‌کند. این ساختار نحوی در فارسی معاصر همچنان زنده و زایاست؛ از جمله در نمونهٔ گفتاری زیر:

◄ سینا رو خبر دارم که امروز هم نمی‌آد.


✔️case = حالت
✔️nominative case = حالت فاعلی
✔️scrambling = جای‌گردانی

@MorphoSyntax
👍14👏3


🔡 آزفا | نمادپردازی آوایی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● مدرس: انار و انگور و انجیر از میوه‌هایی‌اند که در ایران هم کشت می‌شن.
○ زبان‌آموز: یعنی پیشوند /an/ در فارسی میوه‌ساز است؟
● مدرس: نه چینگ‌لینگ جان؛ تصادفیه.
○ زبان‌آموز: پس انجبار چی؟
● مدرس: انجبار گیاه یک‌ساله‌ست؛ میوه نیست که.
○ زبان‌آموز: شاید /an/ پیشوند گیاهیه! آها، عَناب چطور؟ عناب که میوه‌ست؟
● مدرس: بله عناب میوه است؛ اما با «عین» شروع می‌شه.
○ زبان‌آموز: به‌هرحال من که /an/ می‌شنوم. انبه چطور؟ اون رو هم با «عین» می‌نویسید؟
● مدرس: نه چینگ‌لینگ! انبه با «الف» نوشته می‌شه. حالا بشین، وقت کلاس رو نگیر.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

1⃣ نمادپردازی آوایی یا به‌عبارتی واژوارگی، تکرار الله‌بختکی یک صورت واجی مشترک در واژه‌های مختلفی است که معنای مشابه یا مرتبط دارند. چنین واج‌هایی را نمی‌توانیم تقطیع کنیم و یک تکواژ وابسته به پایه بدانیم.

2⃣ مثلاً در انگلیسی، واژه‌های «flash, flare, flame, flicker, flimmer» که با توالی /fl/ آغاز می‌شوند، در معنای «نور، روشنی» مشترک‌اند. اما نه صورت /fl/ در این واژه‌ها پیشوند «نور و روشنایی» به‌شمار می‌رود، نه توالی آوایی /an/ در نمونه‌های فارسی تکواژی است که معنای «رُستنی» را به واژه می‌افزاید.

✔️Phonetic Symbolism = نمادپردازی آوایی

@MorphoSyntax
11👍9😁5


🔝روان‌شناسی زبان | اگر بخواهیم به دو شکل بالا نامی بدهیم، کدام با واژهٔ «bouba» و کدام با واژهٔ «kiki» همخوانی بیشتری دارد؟
Anonymous Poll
24%
راست: kiki ــ چپ: bouba
76%
راست: bouba ــ چپ: kiki


📝 ویرایش | می‌باشد و نمود واژگانی

🪄 رابطۀ شکراب «می‌باشد» و «ویراستار»، حکایت جن و بسم‌الله است، یعنی دومی که بیاید، اولی نیست و ناپیدا می‌شود؛ این را «همه» می‌دانند. چرایش را هم گفته‌اند: «می‌باشد» متن را ساختگی می‌کند، نچسب است، با گفتار فاصله دارد، همان «است» است و . . . که البته سخن درستی است (از جمله نک: غلط ننویسیم، ذیل مدخل «می‌باشد»). اما در کنار همۀ اینها و چه‌بسا مهم‌تر از همۀ آنها، نامناسب بودن صورت تصریفی «می‌باشد» یک دلیل دستوری دارد.

🪄 وندلر (درگذشت: ۲۰۰۴)، فیلسوف و زبان‌شناس امریکایی، در معرفی انواع نمودهای واژگانی، یعنی مفهوم ذاتی رویدادها، از محمول‌های پایا یاد می‌کند که بر وضعیتی ایستا دلالت می‌کنند. چنین محمولی در برابر پذیرش نشانگرهای دستوری نمود ناقص و استمرار، مانند پیشوند «می‌ـ» در فارسی، مقاومت می‌کند. مثلاً، فعل «داشتن» محمولی پایاست و به‌همین دلیل در فارسی معیار، «غالباً» (و نه همواره) از پذیرش وند «می‌ـ» که برای اشاره به رخدادی در جریان به‌کار می‌رود، سر باز می‌زند:

◄ صداوسیما چند شبکۀ برون‌مرزی برای ایرانیان دارد (*می‌دارد).

◄ همیشه تأکید می‌کرد/ تأکید داشت (*می‌داشت) که درس بخوانیم.

🪄 فعل «بودن» از پایاترین افعال زبان است و از ایستایی یک وضعیت یا حالت حکایت می‌کند. «بودن» آن‌چنان ایستاست که هراکلیتوس (درگذشت ۵۳۵ پ‌م)، فیلسوف یونانی، با تکیه بر نمود واژگانی این فعل، یکی از بنیادی‌ترین آرای فلسفی خود را بیان می‌کند: «جهان در شدن است، بودن وهم است.» بنابراین، دشوار بتوان به ریش و ریشۀ فعلی که ایستاست، نشانگری ببندیم که عموماً برای بیان پویایی به‌کار می‌رود. البته، ممکن است بپرسیم اگر پرهیز از «می‌باشد» و «می‌دارد» در نگارش حُسن است، چرا افصح المتکلمین هر دو صورت یادشده را در نظم و نثر به‌کار گرفته است:

◄ هزارم درد می‌باشد که می‌گویم نهان دارم/ لبم با هم نمی‌آید چو غنچه روز بشکفتن

◄ فریاد می‌دارد رقیب از دست مشتاقان او/ آواز مطرب در سرا زحمت بُوَد بواب را

🪄 پاسخ این پرسش هم روشن است: حسنات الابرار، سیئات المقربین. پرهیز از این صورت نادستوری یا رعایت آن اصل دستوری، برای ما حسن است؛ اما هرکه توانست چون شیخ اجل قلم بر قرطاس براند، یا دستکم به او تقرب کند، می‌تواند قاعده و قانون و کتابچۀ آیین‌نامه را به کناری نهد و هر آنجا که لازم دانست، با دندۀ دو به راه بیفتد.

✔️stative = پایا
✔️lexical aspect = نمود واژگانی
✔️imperfective aspect = نمود ناقص

@MorphoSyntax
👍12👏5🔥2🤔1💯1


👁‍🗨 دیدگاه | بیچاره زبان فارسی


🖊 دنيای اقتصاد نوشت:

● «فوتبال ایران آن‌قدر گیر و گرفتاری زیاد دارد که حرف زدن در مورد مسائلی همچون ضرورت پاسداشت زبان فارسی در آن، خیلی غیرضروری و به تعبیر فرنگی‌ها «فانتزی» به نظر می‌رسد، اما حقیقت آن است که اهالی این رشته از شهرت بسیار زیادی برخوردارند و هر پیامی که به انتشار می‌رسانند، از سوی صدها هزار و بلکه میلیون‌ها بیننده دیده می‌شود. در چنین شرایطی مهم است که آنها چه می‌نویسند و چطور می‌نویسند. خدا شاهد است که انتظار رخ نمودن دوستان در قالب سعدی و فردوسی زمانه را نداریم، اما توقع اینکه چهار کلمهٔ بسیار معمولی به صورت درست نوشته شود، واقعاً زیاد نیست.»

🔗 متن کامل گزارش:
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4137483

@MorphoSyntax
😢11👏7👍6😁3


📢 رشته | بازنگری

□ دستۀ سبزی را روی دستۀ دوچرخه انداخته بود و در حالی که رکاب می‌زد، زیرچشمی، از سر تردید، نگاهش می‌کرد. ظاهراً سبزی خوردنِ نهارِ تابستان عیب و علتی نداشت، اما به آقارحمان، میوه‌فروش سرِ سه‌راه، نمی‌شد اطمینان کرد و اگر مجالی می‌یافت، میوه و سبزی تازه و پلاسیده را در هم می‌آمیخت و به دست مشتری می‌داد. دوچرخه را گوشۀ حیاط رها کرد و شتابان به آشپزخانه رفت. هنوز چند قدمی دور نشده بود که به نهیبی از رفتن بازایستاد:

ــ این چیه بهت داده؟! اینها که نصفش زرد و زارند؛ ببر بهش پس بده. یک‌بار هم که شده، یاد بگیر توی خریدت بازنگری کنی!

□ جای گفت‌وگو نبود. با سری افکنده و گام‌هایی که به سنگینی از زمین کنده می‌شدند، دستۀ سبزی را زیر بغل زد و پای پیاده از حیاط بیرون رفت. سروکله زدن با میوه‌فروش چغر و بددهن سر سه‌راه و پس دادن یک مشت ریحان و جعفری فراتر از توان بچۀ سیزده ــ چهارده‌ساله بود. اما حتماً هر مسئله‌ای، یک راه حل آسان‌تر هم دارد.

□ چند دقیقه‌ای طول و عرض خیابان را بالا و پایین کرد و به اندازۀ یک رفت و برگشت به دکان رحمان، وقت گذراند. در بازگشت، بی‌سروصدا خود را به شیر آب گوشۀ حیاط رساند؛ سبزی‌ها را روی موزاییک‌های خزه‌بسته پهن کرد و با سر انگشتانش چند قطره آب به سر و روی‌شان پاشید. دو سه رشتهٔ زردرنگ را بیرون کشید و شاخه‌ها را زیر و رو کرد . . . دیگر به اندازۀ کافی بازنگری کرده بود.

این‌بار وقتی دستهٔ سبزی را تحویل داد، هنوز از آستانهٔ در بیرون نرفته بود که شنید:
ــ حالا درست شد. از اول همین رو می‌گرفتی!

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ گروه‌های آموزشی در بازه‌های زمانی پنج‌ساله و ده‌ساله، در برنامۀ مصوب رشته‌ها و طرح درس واحدها بازنگری می‌کنند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍6😁4👏2
MorphoSyntax


🔝روان‌شناسی زبان | اگر بخواهیم به دو شکل بالا نامی بدهیم، کدام با واژهٔ «bouba» و کدام با واژهٔ «kiki» همخوانی بیشتری دارد؟


🧬 روان‌شناسی زبان | اثر بوبا ــ کیکی

💥 اثر بوبا ــ کیکی (bouba/kiki effect) آزمونی در روان‌شناسی زبان است که می‌کوشد نشان دهد میان آواهای گفتار و صورت‌های دیداری پیوندی برقرار است. اغلب کسانی که به این آزمون پاسخ داده‌اند، به‌رغم تفاوت در زبان، خاستگاه و فرهنگ، تصویر سمت راست را که گوشۀ نرم و بدون زاویه دارد، به ناواژۀ «bouba» مربوط کرده‌اند و تصویر دندانه‌دار و تیز در سمت چپ را «kiki» خوانده‌اند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 بیشتر بخوانید:
https://en.wikipedia.org/wiki/Bouba/kiki_effect
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
👍123🤔3


💎 نحو | تعامل نمود کامل و ناقص با زمان


🔅 زبان انگلیسی دو نمود کامل و ناقص را در کنار هم، در دو زمان حال و گذشته به‌کار می‌برد و ساخت‌های حال و گذشتهٔ کامل استمراری را می‌سازد.

► He has been telling great stories at ESPN for more than two years.

► He had been telling her for months that she should use ChatGPT.


🔅 در فارسی نیز هر دو ساخت حال کامل استمراری و گذشتهٔ کامل استمراری در متون کهن به‌کار می‌رفت، گو این‌که بسامد دومی بسیار کمتر بود.

◄ در ابتدا شیخ ابوالقاسم گرگانی را رضی الله عنه ذکر آن بوده است مدتی که می‌گفته است اُویس، اُویس، . . . (تذکرة الأولیاء، بخش ۲، ذکر اویس القرنی)

◄ و این از آن بود که در حالت نزع می‌گفته بود خداوندا بدین مشتی تنگ حوصله نمای ‌که غفارم و اکرم الاکرمین‌ام . . . (تذکرة الأولیاء، بخش ۳، ذکر حسن بصری)


🔅 در فارسی معاصر، ساخت دوم زایایی خود را از دست داده و حضور هم‌زمان دو نمود کامل و ناقص فقط به زمان حال محدود شده است.

◄ می‌خورده‌ام/ *بودم
◄ می‌خورده‌ای/ *بودی
◄ می‌خورده است/ *بود
◄ می‌خورده‌ایم/ *بودیم
◄ می‌خورده‌اید/ *بودید
◄ می‌خورده‌اند/ *بودند

@MorphoSyntax
👍9🔥32


🧊 ساختواژه | تصریف فعل

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
نادرست:
زمان ماضی نقلی، زمان ماضی بعید، زمان حال استمراری، زمان گذشتهٔ مستمر . . .

⭕️ درست:
ساخت/ فعل ماضی نقلی، ساخت/ فعل ماضی بعید، ساخت/ فعل حال استمراری . . .
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

💢 چیزی به نام زمان ماضی نقلی (= حال کامل) وجود ندارد. زمان دستوری در فارسی دو تاست: حال و گذشته (وقت آینده با فعل کمکی ساخته می‌شود).

💢 ساخت‌هایی همچون ماضی نقلی، ماضی بعید، حال استمراری و جز اینها، از برهم‌کنش سه مشخصهٔ تصریفی زمان، نمود و وجه به‌دست می‌آیند.

💢 زبان‌هایی در جهان هستند که زمان دستوری ندارند و وقت گذشته و حال و آینده را با قید نشان می‌دهند. اما عجیب آن‌که تاکنون زبانی یافت نشده که نمود دستوری نداشته باشد.

✔️Time = وقت
✔️Tense = زمان
✔️Mood = وجه
✔️Aspect = نمود

@MorphoSyntax
👍103🔥2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🔡 آزفا | آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان

@MorphoSyntax
10😍10


🧊 ساختواژه | واژگونه‌های عینی تکواژهای انتزاعی


🫧 پسوند انتزاعی «ــ‌ور» که معنای دارندگی و مالکیت را به پایه می‌افزاید، چهار صورت عینی مختلف، یا در اصطلاح تخصصی، چهار واژگونه دارد:

ـ‌ـ /var/: سخنور، هنرور، جانور
ــ /vɑr/: امیدوار، سوگوار، عیالوار
ــ /ɑvar/: تناور، جگراور، دلاور
ــ /ur/: مزدور، گنجور، رنجور

🫧 ریشهٔ فعلی «آور» در ترکیب با یک جزء وابسته به خود (غالباً اسم)، در ساخت صفت‌های فاعلی مرکب به‌کار می‌رود:

ــ دردآور، خواب‌آور، نان‌آور، هراس‌آور


🫧 واژهٔ «فناور/ فناوری» صورت مشتق است، نه مرکب؛ یعنی از اسم «فن» و پسوند «ــ‌اور» (ɑvar) ساخته شده است. نوشتن این واژهٔ مشتق به‌صورت ترکیب «فن‌آور/ فن‌آوری» درست نیست.

✔️Morph = واژ
✔️Allomorph = واژگونه
✔️Morpheme = تکواژ

@MorphoSyntax
👍133🙏2🔥1
MorphoSyntax
💎 نحو | حال کامل اخباری (۳) ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ آراسته است یا آراسته‌است؟ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ 🕐 فعل «باش» و صورت‌های تصریفی مختلف…


💎 نحو | حال کامل اخباری (۴)

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
دو پدیدهٔ پسانـــــــــــــــــــــحوی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

(۱). حذف پدیده‌ای پسانحوی است؛ پس از آن‌که ساخت زیربنایی در نحو تولید می‌شود، حذف پس از نحو سازه‌های مورد نظر را از جمله می‌زداید.

نحو/ پیش از حذف:
◄ تو به سینا پول قرض ندادی، من به سینا پول قرض دادم.

پسانحو/ پس از حذف:
◄ تو به سینا پول قرض ندادی، من ـــ دادم.


(۲). واژه‌بست‌افزایی پدیده‌ای پسانحوی است؛ پس از آن‌که ساخت زیربنایی در نحو تولید می‌شود، واژه‌بست پس از نحو به میزبان خود تکیه می‌کند.

نحو/ پیش از واژه‌بست‌افزایی:
◄ سینا [ــشان] برای ما ارسال کرد.

پسانحو/ پس از واژه‌بست‌افزایی:
◄ سینا برای ما ارسال‌شان کرد/ ارسال کردشان.


□ در ساخت حال کامل، از میان «ــ‌ام، ــ‌ای، است، ــ‌ایم، ــ‌اید، ــ‌اند»، فقط «است» می‌تواند بدون حضور قرینهٔ لفظی حذف شود. در فارسی معاصر، صورت‌های واژه‌بستی «ــ‌ام، ــ‌ای، ــ‌ایم، ــ‌اید، ــ‌اند»، برای حذف، نیازمند قرینه‌ای در ساخت همپایه‌اند:

◄ *من این کتاب را خوانده ـــ .
◄ *تو این کتاب را خوانده ـــ .
◄ او این کتاب را خوانده ـــ .
◄ *ما این کتاب را خوانده ـــ .
◄ *شما این کتاب را خوانده ـــ .
◄ *آنها این کتاب را خوانده ـــ .


□ بدساختی پنج جمله از شش جملهٔ بالا، نشان می‌دهد که پس از نحو شریف، «است» دستخوش فرایند واژه‌بست‌افزایی نشده و می‌تواند از جمله حذف شود؛ در حالی که پنج واژه‌بست یادشده این امکان را ندارند. به‌همین دلیل، در ساخت حال کامل درج نیم‌فاصله میان صفت مفعولی و «است» با شواهد نحوی زبان فارسی سازگار نیست و ظاهراً آن را باید با فاصلهٔ کامل نوشت:

◄ او این کتاب را خوانده است.
◄ *او این کتاب را خوانده‌است.

@MorphoSyntax
👍5🔥2


🔍 مسئله (۲۶)

🎣 در حالی که ماهی‌گیر بومی ۲۰ ساله در زیر صخره‌ای به بلندای چهل‌وپنج متر به خواب رفته، سنگی بزرگ از بالای صخره به سویش رها می‌شود. اگر این ماهی‌گیر فقط سه ثانیه فرصت داشته باشد که جان خود را نجات دهد و دو ماهی کوچک صید کرده باشد، زبان مادری او کدام است؟

۱. دالابون
۲. اینوئیت
۳. وَخی
۴. ییدیش

@MorphoSyntax
🤔5😁3🆒32👍2😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🔝 . . . یک شب تأمل ایام گذشته می‌کردم و بر عمرِ تلف‌کرده تأسف می‌خوردم و سنگ سَراچهٔ دل به الماسِ آبِ دیده می‌سفتم و آن بیت‌ها مناسب حال خود می‌گفتم . . . (در پاسخ به این مسئله که چرا غربی‌ها سعدی ندارند)

@MorphoSyntax
4😢1🆒1


🧊 ساختواژه | محدودیت واژه‌سازی با وند «ــ‌نده»


🔖 پسوند صفت فاعلی «ــ‌نده» که غالباً به ریشهٔ فعلی متصل می‌شود (تصویر پیوست)، از وندهای بسیار زایای فارسی است، تا آنجا که گاهی حتی به ریشه‌های غیرفعلی هم می‌پیوندد:

◄ رزمنده
◄ شرمنده
◄ بسنده
◄ شاهنده
◄ دیرنده

🔖 بااین‌همه، دو گروه از ریشه‌های فعلی در برابر پذیرش این وند زایا مقاومت می‌کنند:

(۱). ریشه‌هایی که محمول نامفعولی‌اند و فاعل آنها کنشگر نیست؛ بلکه تجربه‌گر، کنش‌پذیر، یا بهره‌ور است:

◄ *خوابنده
◄ *پوسنده
◄ *رنجنده
◄ *افتنده
◄ *رسنده

(۲). ریشه‌هایی که به توالی آوایی /and/ ختم می‌شوند و در صورت پذیرش وند «ــ‌نده»، تکرار آوای همسان می‌آفرینند:

◄ *پسندنده
◄ *رندنده
◄ *گندنده
◄ *پیوندنده
◄ *بندنده

🔖 ممکن است برخی از این صورت‌های غیرمجاز در زبان ادبی و به منزلهٔ آفرینش هنری به‌کار روند، اما بخشی از واژه‌های زندهٔ اهل زبان نیستند، مانند «بندنده» و «خندنده» در ابیات زیر از جناب مولانا:

◄ گفت که دیوانه نه‌ای لایق این خانه نه‌ای/ رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم

◄ از توام ای شهره قمر در من و در خود بنگر/ کز اثر خندۀ تو گلشن خندنده شدم

@MorphoSyntax
👍9


🖊 قرار است یک رمان را پیش از انتشار ویرایش کنید. اگر بخواهید در گفتگوی میان دو شخصیت، فعل حال کامل جملهٔ «سینا و مینا تا حالا زیاد سفر رفته‌اند» را به گونهٔ گفتاری تبدیل کنید، آن را چگونه می‌نویسید؟
Anonymous Poll
11%
۱. به همان صورت رسمی «رفته‌اند»
11%
۲. با حذف «د» و به‌صورت «رفته‌ان»
5%
۳. با حذف «ا» و به‌صورت «رفته‌ند»
40%
۴. با حذف «ا» و «د» و به‌صورت «رفته‌ن»
5%
۵. به‌صورت گذشتهٔ سادهٔ «رفتند»
29%
۶. به‌صورت مصدر کامل «رفتن»
👍11