☰
💎 نحو | عبارت وصفی در انگلیسی
☆این جمله دستوری است. فاعل عبارت وصفی و بند اصلی یک شخصاند: «متهم».
► After the judge's remarks, having appeared in the dock, the defendant will defend himself.
★این جمله با شرط مستقل بودن فاعل عبارت وصفی و بند اصلی نادستوری است: «متهم» و «وکیلش».
► *After the judge's remarks, having appeared in the dock, his lawyer will defend him.
★این جمله آشکارا نادستوری است. میان عبارت وصفی و بند اصلی که ناهمپایهاند، حرف عطف همپایه آمده است: «and».
► *After the judge's remarks, having appeared in the dock and the defendant will defend himself.
@MorphoSyntax
💎 نحو | عبارت وصفی در انگلیسی
☆این جمله دستوری است. فاعل عبارت وصفی و بند اصلی یک شخصاند: «متهم».
► After the judge's remarks, having appeared in the dock, the defendant will defend himself.
★این جمله با شرط مستقل بودن فاعل عبارت وصفی و بند اصلی نادستوری است: «متهم» و «وکیلش».
► *After the judge's remarks, having appeared in the dock, his lawyer will defend him.
★این جمله آشکارا نادستوری است. میان عبارت وصفی و بند اصلی که ناهمپایهاند، حرف عطف همپایه آمده است: «and».
► *After the judge's remarks, having appeared in the dock and the defendant will defend himself.
@MorphoSyntax
👍5🤔5
☰
💎 نحو | عبارت وصفی در فارسی
☆این جمله دستوری است. فاعل عبارت وصفی و بند اصلی یک شخصاند: «متهم».
◄ پس از سخنان قاضی، متهم در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع خواهد کرد.
★این جمله نادستوری است. فاعل عبارت وصفی و بند اصلی دو شخصاند: «متهم» و «وکیلش».
◄ *پس از سخنان قاضی، متهم در جایگاه حاضر شده، وکیلش از او دفاع خواهد کرد.
★این جمله هم نادستوری است. میان عبارت وصفی و بند اصلی که ناهمپایهاند، حرف عطف همپایه آمده است: «و».
◄ *پس از سخنان قاضی، متهم در جایگاه حاضر شده و از خود دفاع خواهد کرد.
@MorphoSyntax
💎 نحو | عبارت وصفی در فارسی
☆این جمله دستوری است. فاعل عبارت وصفی و بند اصلی یک شخصاند: «متهم».
◄ پس از سخنان قاضی، متهم در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع خواهد کرد.
★این جمله نادستوری است. فاعل عبارت وصفی و بند اصلی دو شخصاند: «متهم» و «وکیلش».
◄ *پس از سخنان قاضی، متهم در جایگاه حاضر شده، وکیلش از او دفاع خواهد کرد.
★این جمله هم نادستوری است. میان عبارت وصفی و بند اصلی که ناهمپایهاند، حرف عطف همپایه آمده است: «و».
◄ *پس از سخنان قاضی، متهم در جایگاه حاضر شده و از خود دفاع خواهد کرد.
@MorphoSyntax
🤔9👍5🎄1
☰
💎 نحو | ساختار عبارت وصفی
☆ آنچه اصطلاحاً به آن عبارت وصفی میگویند، در واقع یک بند اداتی ناخودایستا (فاقد زمان و مطابقه) است:
◄ متهم در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع خواهد کرد.
☆ عبارت وصفی که زمان و مطابقه و حتی وجهش تابع بند اصلی است، به کامل شدن یک رخداد پیش از رخدادی دیگر دلالت میکند:
◄ متهم در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع کرد.
◄ متهم در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع میکند.
◄ متهمان در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع خواهند کرد.
☆ ساختار جملۀ فاقد و دارای عبارت وصفی، بهترتیب، اینگونه است:
◄ [متهم از خود دفاع خواهد کرد].
◄ [متهم [در جایگاه حاضر شده] از خود دفاع خواهد کرد].
☆ ساختاری که شرطهای پیشگفته را برآورده نکند، دیگر دارای عبارت وصفی نیست و آن را میتوان متشکل از دو جملهٔ مستقل تعبیر کرد؛ مثلاً:
◄ متهم در جایگاه حاضر شده و وکیلش از او دفاع کرده است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ آنچه دستورنویسان به آن عبارت وصفی گفتهاند، عبارت نیست؛ جمله است، اما ناخودایستا. اگر بخواهیم سازهای را در فارسی عبارت وصفی بنامیم، بندهای شامل محمول ثانویهٔ صفتی بیشتر سزاوارند:
◄ متهم به دادگاه نرسیده، در راه درگذشت.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗حرکت جانبی فاعل در عبارتهای وصفی
https://jolr.ut.ac.ir/article_59411.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
💎 نحو | ساختار عبارت وصفی
☆ آنچه اصطلاحاً به آن عبارت وصفی میگویند، در واقع یک بند اداتی ناخودایستا (فاقد زمان و مطابقه) است:
◄ متهم در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع خواهد کرد.
☆ عبارت وصفی که زمان و مطابقه و حتی وجهش تابع بند اصلی است، به کامل شدن یک رخداد پیش از رخدادی دیگر دلالت میکند:
◄ متهم در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع کرد.
◄ متهم در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع میکند.
◄ متهمان در جایگاه حاضر شده، از خود دفاع خواهند کرد.
☆ ساختار جملۀ فاقد و دارای عبارت وصفی، بهترتیب، اینگونه است:
◄ [متهم از خود دفاع خواهد کرد].
◄ [متهم [در جایگاه حاضر شده] از خود دفاع خواهد کرد].
☆ ساختاری که شرطهای پیشگفته را برآورده نکند، دیگر دارای عبارت وصفی نیست و آن را میتوان متشکل از دو جملهٔ مستقل تعبیر کرد؛ مثلاً:
◄ متهم در جایگاه حاضر شده و وکیلش از او دفاع کرده است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ آنچه دستورنویسان به آن عبارت وصفی گفتهاند، عبارت نیست؛ جمله است، اما ناخودایستا. اگر بخواهیم سازهای را در فارسی عبارت وصفی بنامیم، بندهای شامل محمول ثانویهٔ صفتی بیشتر سزاوارند:
◄ متهم به دادگاه نرسیده، در راه درگذشت.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗حرکت جانبی فاعل در عبارتهای وصفی
https://jolr.ut.ac.ir/article_59411.html
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
jolr.ut.ac.ir
حرکت جانبی فاعل در عبارتهای وصفی: رویکردی کمینهگرا
با حذف سطح ژرفساخت از برنامۀ کمینهگرا و شکلگیری ساختهای نحوی از رهگذر فرایند ادغام، حضور بیش از یک عنصر نحوی ریشه در اشتقاق، میسر و در مواردی برای پیروی از شرط گسترش، الزامی شده است. یکی از پیامدهای مهم این انگارۀ نظری، امکان حرکت جانبی عناصر نحوی است…
👍6🤔5
☰
🗓 یکم اسفند | عمران صلاحی
▫️برای ملاقات شخصی به یکی از بیمارستانهای روانی رفتیم. بیرون بیمارستان غلغله بود. چند نفر سر جای پارک ماشین دست به یقه بودند. چند راننده مسافرکش سر مسافر با هم دعوا داشتند و بستگان همدیگر را مورد لطف قرار میدادند.
▫️وارد حیاط بیمارستان که شدیم، دیدیم جایی است آرام و پردرخت. بیماران روی نیمکتها نشسته بودند و با ملاقاتکنندگان گفتوگو میکردند. بیماری از کنار ما بلند شد و با کمال ادب گفت: «من میروم روی نیمکت دیگری مینشینم که شما راحتتر بتوانید صحبت کنید.»
▫️پروانه زیبایی روی زمین نشسته بود. بیماری پروانه را نگاه میکرد و نگران بود که زیر پا له شود. آمد آهسته پروانه را برداشت و کف دستش گذاشت تا پرواز کند و برود . . . ما بالأخره نفهمیدیم بیمارستان روانی اینور دیوار است یا آنور دیوار!
✍🏻 عمران صلاحی
یکم اسفند ۱۳۲۵ ــ یازدهم مهر ۱۳۸۵
طنزپرداز، شاعر، نویسنده و مترجم
@MorphoSyntax
🗓 یکم اسفند | عمران صلاحی
▫️برای ملاقات شخصی به یکی از بیمارستانهای روانی رفتیم. بیرون بیمارستان غلغله بود. چند نفر سر جای پارک ماشین دست به یقه بودند. چند راننده مسافرکش سر مسافر با هم دعوا داشتند و بستگان همدیگر را مورد لطف قرار میدادند.
▫️وارد حیاط بیمارستان که شدیم، دیدیم جایی است آرام و پردرخت. بیماران روی نیمکتها نشسته بودند و با ملاقاتکنندگان گفتوگو میکردند. بیماری از کنار ما بلند شد و با کمال ادب گفت: «من میروم روی نیمکت دیگری مینشینم که شما راحتتر بتوانید صحبت کنید.»
▫️پروانه زیبایی روی زمین نشسته بود. بیماری پروانه را نگاه میکرد و نگران بود که زیر پا له شود. آمد آهسته پروانه را برداشت و کف دستش گذاشت تا پرواز کند و برود . . . ما بالأخره نفهمیدیم بیمارستان روانی اینور دیوار است یا آنور دیوار!
✍🏻 عمران صلاحی
یکم اسفند ۱۳۲۵ ــ یازدهم مهر ۱۳۸۵
طنزپرداز، شاعر، نویسنده و مترجم
@MorphoSyntax
👍12❤6✍2
MorphoSyntax
☰ 💎 نحو | عبارت وصفی در انگلیسی ☆این جمله دستوری است. فاعل عبارت وصفی و بند اصلی یک شخصاند: «متهم». ► After the judge's remarks, having appeared in the dock, the defendant will defend himself. ★این جمله با شرط مستقل بودن فاعل عبارت وصفی و بند اصلی نادستوری…
☰
💎 نحو | بند وصفی
🟣 جملهٔ زیر با کدام گزینه کامل میشود؟
► Waiting for the doctor, ---------------.
a. Dave read a magazine
b. the alarm went off
c. a big noise scared everybody
d. another patient went in
🟣 در جملات دارای بند وصفی، مصداق فاعل بند اصلی و وصفی غالباً باید یکسان باشد. بنابراین، در این پرسش گزینهٔ «a» پاسخ درست است.
🟣 تبیین زبانشناختی ساختار بالا با مبحث حالت دستوری (case) پیوند نزدیکی دارد. بند وصفی ناخودایستا نمیتواند به فاعل ساختاری حالت اعطا کند و ازاینرو، فاعل بندی که با «Participle» آغاز میشود، تعبیری همسان با فاعل بند اصلی دارد.
🟣 صرفنظر از تحلیل نحوی، اندک دوستانی که با این ساختار آشنا نبودهاند، توضیح دستوری آن را میتوانند ذیل عنوان «Participle Clause» در کتابهای گرامر انگلیسی بیابند، با این توجه که توصیف سنتی نمیتواند تمایز این نوع ساختهای متفاوت را توضیح دهد:
► Having completed the book, he had a holiday.
► Her voice breaking with emotion, Jane spoke about him.
@MorphoSyntax
💎 نحو | بند وصفی
🟣 جملهٔ زیر با کدام گزینه کامل میشود؟
► Waiting for the doctor, ---------------.
a. Dave read a magazine
b. the alarm went off
c. a big noise scared everybody
d. another patient went in
🟣 در جملات دارای بند وصفی، مصداق فاعل بند اصلی و وصفی غالباً باید یکسان باشد. بنابراین، در این پرسش گزینهٔ «a» پاسخ درست است.
🟣 تبیین زبانشناختی ساختار بالا با مبحث حالت دستوری (case) پیوند نزدیکی دارد. بند وصفی ناخودایستا نمیتواند به فاعل ساختاری حالت اعطا کند و ازاینرو، فاعل بندی که با «Participle» آغاز میشود، تعبیری همسان با فاعل بند اصلی دارد.
🟣 صرفنظر از تحلیل نحوی، اندک دوستانی که با این ساختار آشنا نبودهاند، توضیح دستوری آن را میتوانند ذیل عنوان «Participle Clause» در کتابهای گرامر انگلیسی بیابند، با این توجه که توصیف سنتی نمیتواند تمایز این نوع ساختهای متفاوت را توضیح دهد:
► Having completed the book, he had a holiday.
► Her voice breaking with emotion, Jane spoke about him.
@MorphoSyntax
👍5🤔1
☰
📝 ویرایش | وابستههای پسین اسم
● شنیدی دو زورگیر پیرزن اردبیلی دستگیر شدند؟
○ چه زوری داشتند پیرزنها!
● نه، «پیرزن» صفت نیست، مضافالیهه.
○ بیچاره پیرزن اردبیلی.
● راستش مطمئن نیستم؛ پیرزن انگار مسافر بوده. «اردبیلی» صفت زورگیرهاست.
○ این چه جور خبر دادنه؟!
● بیا اصلاً خودت خبر رو بخون.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
«دادستان مرکز استان اردبیل: سارقان زورگیر اردبیلی با دستور ویژهٔ قضایی در شهر قم شناسایی و دستگیر شدند. متهمان پس از دستگیری، با هماهنگی مرجع قضایی قم، به دادسرای اردبیل منتقل شدند.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | وابستههای پسین اسم
● شنیدی دو زورگیر پیرزن اردبیلی دستگیر شدند؟
○ چه زوری داشتند پیرزنها!
● نه، «پیرزن» صفت نیست، مضافالیهه.
○ بیچاره پیرزن اردبیلی.
● راستش مطمئن نیستم؛ پیرزن انگار مسافر بوده. «اردبیلی» صفت زورگیرهاست.
○ این چه جور خبر دادنه؟!
● بیا اصلاً خودت خبر رو بخون.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
«دادستان مرکز استان اردبیل: سارقان زورگیر اردبیلی با دستور ویژهٔ قضایی در شهر قم شناسایی و دستگیر شدند. متهمان پس از دستگیری، با هماهنگی مرجع قضایی قم، به دادسرای اردبیل منتقل شدند.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
😁4🤔2🤓2✍1🎄1
MorphoSyntax
☰ 📝 ویرایش | وابستههای پسین اسم ● شنیدی دو زورگیر پیرزن اردبیلی دستگیر شدند؟ ○ چه زوری داشتند پیرزنها! ● نه، «پیرزن» صفت نیست، مضافالیهه. ○ بیچاره پیرزن اردبیلی. ● راستش مطمئن نیستم؛ پیرزن انگار مسافر بوده. «اردبیلی» صفت زورگیرهاست. ○ این چه جور خبر دادنه؟!…
☰
📝 ویرایش | حذف حرفاضافه از ساختار موضوعی
▪️در شماری از صفتهای فاعلی مرکب، مفعول بخشی از واژۀ مرکب است. مثلاً در «دزدگیر»، «دزد» مفعول مستقیم «گیر» است، حال آنکه در «آسانگیر»، «آسان» برای «گیر» قید بهشمار میرود. در آن دسته از صفتهای فاعلی مرکب که مفعول مستقیم یا غیرمستقیم جزئی از ترکیب نیست، این سازهها گاه میتوانند در نقش موضوع درونی ترکیب بنشینند و اصطلاحاً یک ساختار موضوعی را تشکیل دهند.
□ مفعول مستقیم:
◄ یک موتور قدرتمند، هواگرد را به پیش میراند.
● پیشرانِ هواگرد
◄ این لباس پشمی بدنش را گرم میکند.
● گرمکنِ بدن
◄ این دیگ میتواند گوشت را برایتان زود بپزد.
● زودپزِ گوشت
◄ در این سامانه میتوانید ملک دلخواهتان را به آسانی بیابید.
● آسانیابِ ملک
◄ نوستراداموس وقایع آینده را بهدقت پیشگویی میکرد.
● پیشگویِ وقایع آینده
◄ یک خط تلفنِ شبانهروزی، مسائل شرعی را پاسخ میگوید.
● پاسخگویِ مسائل شرعی
□ مفعول غیرمستقیم:
◄ موفقیتش در المپیک به جوانان الهام میبخشد.
● الهامبخش به جوانان
◄ سخنان گرم او همواره در دلمان امید میآفریند.
● امیدآفرین در دل
◄ این غذا به دندانهایتان آسیب میرساند.
● آسیبرسان به دندان
◄ این نوع مصاحبهها برای ورزشکاران حاشیه میسازد.
● حاشیهساز برای ورزشکاران
◄ گفتههای او (در) میان پیروان مذاهب مختلف تفرقه میافکند.
● تفرقهافکن (در) میان پیروان مذاهب
◄ یک خط تلفنِ شبانهروزی، به مسائل شرعی پاسخ میگوید.
● پاسخگو به مسائل شرعی
▪️دادههای گروه اول که نشانگر حالت دستوری ندارند (رای مفعولی)، میتوانند توالی مضاف و مضافالیه نیز تعبیر شوند. مثلاً، «زودپز گوشت» میتواند گروهی اسمی تعبیر شود که در آن، یا «گوشت» موضوع درونی «زودپز» است (دارای ساخت موضوعی)، یا در جایگاه مضافالیه «زودپز» قرار گرفته است (فاقد ساخت موضوعی). بههمین ترتیب، در «پیشرانِ هواگرد»، اسم «هواگرد» را میتوانیم مفعول «پیشران» یا مضافالیه آن بدانیم.
▪️دادههای گروه دوم به دلیل حضور حرفاضافه چنین ساخت دوگانهای ندارند. «حاشیهساز برای ورزشکاران» ساختار موضوعی دارد و در آن، گروه حرفاضافۀ «برای ورزشکاران» در جایگاه موضوع درونی «حاشیهساز» نشسته است. بااینهمه، در برخی از این ساختها میتوانیم با حذف حرفاضافه، گروه اسمی دارای ساخت موضوعی را به گروهی اسمی با توالی مضاف و مضافالیه تبدیل کنیم (الهامبخش به جوانان/ الهام بخشِ جوانان).
▪️البته، در حذف حرفاضافه و تبدیل ساختار موضوعی به زنجیرۀ مضاف و مضافالیه، به دو نکته باید توجه کنیم.
□ نخست آنکه ببینیم آیا ساختار موردنظر قابلیت چنین تبدیلی را دارد و اهل زبان صورت مضاف و مضافالیه آن را میپذیرند یا خیر. به شم زبانی نگارنده، در سازۀ «تفرقهافکن میان پیروان مذاهب» حذف حرفاضافهٔ «میان/ در میان»، ساختاری تولید میکند که چندان خوشساخت نیست: «تفرقهافکنِ پیروان مذاهب». همچنین، «حاشیهساز برای ورزشکاران» نیز بدون حرفاضافهٔ «برای» دستوری نیست و نباید آن را اینگونه بهکار برد: «حاشیهسازِ ورزشکاران».
□ دوم آنکه باید دقت کنیم حذف حرفاضافه، ساختاری مبهم بهدست ندهد یا به تغییر معنا نینجامد؛ این ابهام یا تغییر معنا بهویژه آنجا که حاصل مصدر جای صفت فاعلی مرکب را میگیرد، محتملتر است. مثلاً در سازۀ «تفرقهافکنی میان پیروان مذاهب»، حذف «میان» سبب خوانشی دیگرگونه میشود: «تفرقهافکنیِ پیروان مذاهب». با حذف حرفاضافه، حالا «پیروان مذاهب» در مقام کنشگر (موضوع بیرونی) تعبیر میشود، نه کنشپذیر (موضوع درونی).
▪️در مورد گروه اسمی «دو زورگیر پیرزن» با معضلی دوگانه روبهرو شدهایم. از یکسو، حذف حرفاضافۀ «از»، تعبیر واژۀ «پیرزن» را میان کنشگر و کنشپذیر سرگردان کرده است. از سوی دیگر، مقولۀ دستوری «پیرزن» به این ابهام دامن زده است. این واژه هم میتواند صفت «زورگیران» باشد و حتی جایش را با آنها عوض کند (هرچند لابد منطقی نیست: «دو زورگیر پیرزن/ دو پیرزن زورگیر»)، هم میتواند مضافالیه «زورگیران» باشد که چندان خوشساخت نمینماید. بههرروی، در نگارش و ویرایش، اگر میخواهیم حرفاضافه را از گروه اسمی دارای ساختار موضوعی بزداییم، باید به دو نکتۀ پیشگفته توجه کنیم.
◄ از پیرزن به زور گرفتن عاقبت خوشی ندارد.
◄ زورگیری از پیرزن عاقبت خوشی ندارد.
◄ زورگیر از پیرزن عاقبت خوشی ندارد.
◄ زورگیرِ پیرزن عاقبت خوشی ندارد.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | حذف حرفاضافه از ساختار موضوعی
▪️در شماری از صفتهای فاعلی مرکب، مفعول بخشی از واژۀ مرکب است. مثلاً در «دزدگیر»، «دزد» مفعول مستقیم «گیر» است، حال آنکه در «آسانگیر»، «آسان» برای «گیر» قید بهشمار میرود. در آن دسته از صفتهای فاعلی مرکب که مفعول مستقیم یا غیرمستقیم جزئی از ترکیب نیست، این سازهها گاه میتوانند در نقش موضوع درونی ترکیب بنشینند و اصطلاحاً یک ساختار موضوعی را تشکیل دهند.
□ مفعول مستقیم:
◄ یک موتور قدرتمند، هواگرد را به پیش میراند.
● پیشرانِ هواگرد
◄ این لباس پشمی بدنش را گرم میکند.
● گرمکنِ بدن
◄ این دیگ میتواند گوشت را برایتان زود بپزد.
● زودپزِ گوشت
◄ در این سامانه میتوانید ملک دلخواهتان را به آسانی بیابید.
● آسانیابِ ملک
◄ نوستراداموس وقایع آینده را بهدقت پیشگویی میکرد.
● پیشگویِ وقایع آینده
◄ یک خط تلفنِ شبانهروزی، مسائل شرعی را پاسخ میگوید.
● پاسخگویِ مسائل شرعی
□ مفعول غیرمستقیم:
◄ موفقیتش در المپیک به جوانان الهام میبخشد.
● الهامبخش به جوانان
◄ سخنان گرم او همواره در دلمان امید میآفریند.
● امیدآفرین در دل
◄ این غذا به دندانهایتان آسیب میرساند.
● آسیبرسان به دندان
◄ این نوع مصاحبهها برای ورزشکاران حاشیه میسازد.
● حاشیهساز برای ورزشکاران
◄ گفتههای او (در) میان پیروان مذاهب مختلف تفرقه میافکند.
● تفرقهافکن (در) میان پیروان مذاهب
◄ یک خط تلفنِ شبانهروزی، به مسائل شرعی پاسخ میگوید.
● پاسخگو به مسائل شرعی
▪️دادههای گروه اول که نشانگر حالت دستوری ندارند (رای مفعولی)، میتوانند توالی مضاف و مضافالیه نیز تعبیر شوند. مثلاً، «زودپز گوشت» میتواند گروهی اسمی تعبیر شود که در آن، یا «گوشت» موضوع درونی «زودپز» است (دارای ساخت موضوعی)، یا در جایگاه مضافالیه «زودپز» قرار گرفته است (فاقد ساخت موضوعی). بههمین ترتیب، در «پیشرانِ هواگرد»، اسم «هواگرد» را میتوانیم مفعول «پیشران» یا مضافالیه آن بدانیم.
▪️دادههای گروه دوم به دلیل حضور حرفاضافه چنین ساخت دوگانهای ندارند. «حاشیهساز برای ورزشکاران» ساختار موضوعی دارد و در آن، گروه حرفاضافۀ «برای ورزشکاران» در جایگاه موضوع درونی «حاشیهساز» نشسته است. بااینهمه، در برخی از این ساختها میتوانیم با حذف حرفاضافه، گروه اسمی دارای ساخت موضوعی را به گروهی اسمی با توالی مضاف و مضافالیه تبدیل کنیم (الهامبخش به جوانان/ الهام بخشِ جوانان).
▪️البته، در حذف حرفاضافه و تبدیل ساختار موضوعی به زنجیرۀ مضاف و مضافالیه، به دو نکته باید توجه کنیم.
□ نخست آنکه ببینیم آیا ساختار موردنظر قابلیت چنین تبدیلی را دارد و اهل زبان صورت مضاف و مضافالیه آن را میپذیرند یا خیر. به شم زبانی نگارنده، در سازۀ «تفرقهافکن میان پیروان مذاهب» حذف حرفاضافهٔ «میان/ در میان»، ساختاری تولید میکند که چندان خوشساخت نیست: «تفرقهافکنِ پیروان مذاهب». همچنین، «حاشیهساز برای ورزشکاران» نیز بدون حرفاضافهٔ «برای» دستوری نیست و نباید آن را اینگونه بهکار برد: «حاشیهسازِ ورزشکاران».
□ دوم آنکه باید دقت کنیم حذف حرفاضافه، ساختاری مبهم بهدست ندهد یا به تغییر معنا نینجامد؛ این ابهام یا تغییر معنا بهویژه آنجا که حاصل مصدر جای صفت فاعلی مرکب را میگیرد، محتملتر است. مثلاً در سازۀ «تفرقهافکنی میان پیروان مذاهب»، حذف «میان» سبب خوانشی دیگرگونه میشود: «تفرقهافکنیِ پیروان مذاهب». با حذف حرفاضافه، حالا «پیروان مذاهب» در مقام کنشگر (موضوع بیرونی) تعبیر میشود، نه کنشپذیر (موضوع درونی).
▪️در مورد گروه اسمی «دو زورگیر پیرزن» با معضلی دوگانه روبهرو شدهایم. از یکسو، حذف حرفاضافۀ «از»، تعبیر واژۀ «پیرزن» را میان کنشگر و کنشپذیر سرگردان کرده است. از سوی دیگر، مقولۀ دستوری «پیرزن» به این ابهام دامن زده است. این واژه هم میتواند صفت «زورگیران» باشد و حتی جایش را با آنها عوض کند (هرچند لابد منطقی نیست: «دو زورگیر پیرزن/ دو پیرزن زورگیر»)، هم میتواند مضافالیه «زورگیران» باشد که چندان خوشساخت نمینماید. بههرروی، در نگارش و ویرایش، اگر میخواهیم حرفاضافه را از گروه اسمی دارای ساختار موضوعی بزداییم، باید به دو نکتۀ پیشگفته توجه کنیم.
◄ از پیرزن به زور گرفتن عاقبت خوشی ندارد.
◄ زورگیری از پیرزن عاقبت خوشی ندارد.
◄ زورگیر از پیرزن عاقبت خوشی ندارد.
◄ زورگیرِ پیرزن عاقبت خوشی ندارد.
@MorphoSyntax
❤4✍1👍1🔥1🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🧾 واژهگزینی | تراموای تهران: تراهن یا تراستیک؟
▫️قطار درونشهری تهران که مراحل آزمایشی خود را پشت سر گذاشته، از نوع تراستیک (ترابر روی لاستیک) یا همان تراموای چرخلاستیکی است و با تراهَن (ترابر روی آهن) که بر روی ریل آهنی حرکت میکند، فرق دارد.
✔️Rubber-tyred tram = تراستیک
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | تراموای تهران: تراهن یا تراستیک؟
▫️قطار درونشهری تهران که مراحل آزمایشی خود را پشت سر گذاشته، از نوع تراستیک (ترابر روی لاستیک) یا همان تراموای چرخلاستیکی است و با تراهَن (ترابر روی آهن) که بر روی ریل آهنی حرکت میکند، فرق دارد.
✔️Rubber-tyred tram = تراستیک
@MorphoSyntax
👍5🤔2
خانۀ عروسک.pdf
1.4 MB
☰
📔 نمایشنامه | خانۀ عروسک
□ به قلم: هنریک ایبسن (۱۸۲۸ ــ ۱۹۰۶)
□ ترجمهٔ انگلیسی: ر.ف. شارپ
□ ترجمهٔ فارسی: مهدی فروغ
□ ناشر فارسی: انتشارات زوار
@MorphoSyntax
📔 نمایشنامه | خانۀ عروسک
□ به قلم: هنریک ایبسن (۱۸۲۸ ــ ۱۹۰۶)
□ ترجمهٔ انگلیسی: ر.ف. شارپ
□ ترجمهٔ فارسی: مهدی فروغ
□ ناشر فارسی: انتشارات زوار
@MorphoSyntax
❤4🙏1
2020 Contrastive Studies in Morphology and Syntax.pdf
6.6 MB
☰
📘 کتاب | پژوهشهای مقابلهای در صرف و نحو
▫️Contrastive Studies in Morphology and Syntax (2020)
▫️Edited by:
Michalis Georgiafentis
Giannoula Giannoulopoulou
Maria Koliopoulou
Angeliki Tsokoglou
@MorphoSyntax
📘 کتاب | پژوهشهای مقابلهای در صرف و نحو
▫️Contrastive Studies in Morphology and Syntax (2020)
▫️Edited by:
Michalis Georgiafentis
Giannoula Giannoulopoulou
Maria Koliopoulou
Angeliki Tsokoglou
@MorphoSyntax
👍4🤩1🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
🗓 سوم اسفند | در نکوداشت استاد ثمره
▫️زندهیاد دکتر یدالله ثمره (۱۰ اردیبهشت ۱۳۱۱ ــ ۳ اسفند ۱۳۹۷) زبانشناس نامدار ایرانی، استاد دانشگاه تهران و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. در میان آثار گرانسنگ فراوانی که از استاد به یادگار مانده، کتاب پیشگام آواشناسی زبان فارسی: آواها و ساخت آوایی هجا (۱۳۶۴) جایگاه ویژهای دارد.
@MorphoSyntax
🗓 سوم اسفند | در نکوداشت استاد ثمره
▫️زندهیاد دکتر یدالله ثمره (۱۰ اردیبهشت ۱۳۱۱ ــ ۳ اسفند ۱۳۹۷) زبانشناس نامدار ایرانی، استاد دانشگاه تهران و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. در میان آثار گرانسنگ فراوانی که از استاد به یادگار مانده، کتاب پیشگام آواشناسی زبان فارسی: آواها و ساخت آوایی هجا (۱۳۶۴) جایگاه ویژهای دارد.
@MorphoSyntax
❤12👍1🥰1🤔1🙏1😍1
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۳۰) ⚙ پدر آقاسعید در جلسهٔ خواستگاری توضیح داد که پسرش پس از آنکه از پایاننامهاش با عنوان «انواع ترکیب در فارسی» دفاع کرد، یک کارگاه تولیدی راه انداخته و خدا را شکر، الآن کسبوکارش رونق گرفته است. ⚙ او گفت که در خط تولید این کارگاه، ابتدا…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۳۰)
✖️ ۱. چوبپنبهبازکن
⚙ مرکب ریشهای: چوب + پنبه
⚙ مرکب فعلی: باز + کن
⚙ مرکب فعلی: چوبپنبه + بازکن
✔️ ۲. دستمالکاغذی
⚙ مرکب فعلی: دست + مال
⚙ مرکب ریشهای: دستمال + (کاغذ + ــی)
✖️ ۳. آبگوشتخوری
⚙ مرکب ریشهای: آب + گوشت
⚙ مرکب فعلی: آبگوشت + (خور + ــی)
✖️ ۴. تختهپاککن
⚙ مرکب فعلی: پاک + کن
⚙ مرکب فعلی: (تخت + ــه) + پاککن
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ در درون برخی از ترکیبهای بالا، فرایند اشتقاق نیز رخ داده است. این موارد میان کمانک آمدهاند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۳۰)
✖️ ۱. چوبپنبهبازکن
⚙ مرکب ریشهای: چوب + پنبه
⚙ مرکب فعلی: باز + کن
⚙ مرکب فعلی: چوبپنبه + بازکن
✔️ ۲. دستمالکاغذی
⚙ مرکب فعلی: دست + مال
⚙ مرکب ریشهای: دستمال + (کاغذ + ــی)
✖️ ۳. آبگوشتخوری
⚙ مرکب ریشهای: آب + گوشت
⚙ مرکب فعلی: آبگوشت + (خور + ــی)
✖️ ۴. تختهپاککن
⚙ مرکب فعلی: پاک + کن
⚙ مرکب فعلی: (تخت + ــه) + پاککن
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ در درون برخی از ترکیبهای بالا، فرایند اشتقاق نیز رخ داده است. این موارد میان کمانک آمدهاند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍5✍1👌1
☰
🔰 روز زبان مادری | با توجه به مجموعهٔ عوامل زبانشناختی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و جز آنها، در حوزهٔ آموزش زبانها و گویشهای اقوام ایرانی در مدارس کشورمان، با کدامیک از گزینههای زیر موافقاید؟
🔰 روز زبان مادری | با توجه به مجموعهٔ عوامل زبانشناختی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و جز آنها، در حوزهٔ آموزش زبانها و گویشهای اقوام ایرانی در مدارس کشورمان، با کدامیک از گزینههای زیر موافقاید؟
Anonymous Poll
11%
(۱). آموزش به زبان مادری در دورهٔ متوسطه (= آموزش همهٔ درسها فقط به زبان مادری دانشآموزان)
59%
(۲). آموزش زبان مادری در دورهٔ متوسطه (= آموزش زبان مادری به دانشآموزان در کنار دیگر درسها)
30%
(۳). فقط آموزش زبان فارسی و به زبان فارسی در دورهٔ متوسطه (= آموزش زبان مادری بیرون از محیط مدرسه)
👍8🤔6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
👁🗨 دیدگاه | جایگاه زبان فارسی
● دکتر اصغر دادبه (۱۸ اسفند ۱۳۲۵، یزد)، استاد فلسفهٔ اسلامی و ادبیات عرفانی دانشگاه علامه طباطبایی، مدیر گروه ادبیات دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، و چهرهٔ ماندگار در ادبیات عرفانی و فلسفهٔ اسلامی.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 از کانال جرعه، در:
https://news.1rj.ru/str/joreah_journal
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | جایگاه زبان فارسی
● دکتر اصغر دادبه (۱۸ اسفند ۱۳۲۵، یزد)، استاد فلسفهٔ اسلامی و ادبیات عرفانی دانشگاه علامه طباطبایی، مدیر گروه ادبیات دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، و چهرهٔ ماندگار در ادبیات عرفانی و فلسفهٔ اسلامی.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔗 از کانال جرعه، در:
https://news.1rj.ru/str/joreah_journal
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🤔8👍4❤2
MorphoSyntax
☰
🔰 روز زبان مادری | با توجه به مجموعهٔ عوامل زبانشناختی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و جز آنها، در حوزهٔ آموزش زبانها و گویشهای اقوام ایرانی در مدارس کشورمان، با کدامیک از گزینههای زیر موافقاید؟
🔰 روز زبان مادری | با توجه به مجموعهٔ عوامل زبانشناختی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و جز آنها، در حوزهٔ آموزش زبانها و گویشهای اقوام ایرانی در مدارس کشورمان، با کدامیک از گزینههای زیر موافقاید؟
☰
👁🗨 دیدگاه | به مناسبت روز زبان مادری (۱)
ـ1⃣ـ
○ از ملای محل پرسید: بر شیشهخرده هم میتوان تیمم کرد؟ گفت: شما نیتت طهارت نیست؛ میخواهی دست و بال مسلمین را خونین کنی! این، حکایت همان اندککسانی است که از «آموزش به زبان اقوام ایرانی» حمایت میکنند و معتقدند که دانشآموزان ایرانزمین باید تاریخ و جغرافیا و فیزیک و شیمی و حساب و کتاب را در مدرسه به زبان مادری خود بیاموزند؛ همانها که میگویند باید کتابهای درسی مازندرانیها به مازندرانی تهیه و تدوین شود، بلوچها به بلوچی درس بخوانند، زبانوران سورانی و کرمانجی و هورامی و گورانی از هم تفکیک شوند و به مدارس ویژۀ خود بروند و برای آذریهای همدان و تبریز و زنجان و اردبیل نیز به گونهای از زبان ترکی که بدان سخن میگویند، کتاب درسی مستقل بنویسند. هرآنکه چنین ادعایی کرد ــ بدون تعارف ــ عقل و جیبش را بکاوید، که یا آنیکی تهی است، یا اینیکی را پر کردهاند و در هر صورت، پیامد مدعایش، جدایی اجتماعی و تجزیۀ سرزمینی است.
ـ2⃣ـ
○ آموزش زبان مادری در مدارس چطور؟ یعنی اینکه دانشآموزان درس و مشقشان را به فارسی بخوانند و بنویسند، اما در کنارش برای یادگیری زبان مادری خود نیز آموزش رسمی ببینند و هفتهای چند ساعت کتاب «زبان و ادبیات» مازندرانی و گیلکی و تالشی و بلوچی و کردی و لری و لکی و ترکمنی و ترکی و غیره را از ته کیفشان بیرون بکشند و روخوانی کنند. مثلاً دانشآموزان اهل یوش در زنگ اول بپرسند «به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژندهٔ خود را»، و در زنگ دوم بخوانند «روجا اتّه بَسوتِ خانمونِه» و محصلان روستای خشگناب در کتاب درسیشان، در کنار «وه که با این عمرهای کوته بیاعتبار»، زمزمه کنند «حیدر بابا دنیا یالان دنیا دی». تصویر زیبایی است؟ باشد یا نباشد، تحقق آن نه ممکن است، نه مطلوب. جسارت نباشد؛ این مدعای «مجلسی» بیشتر به درد آن میخورد که وقتی در جلسۀ نقد فیلم «ورود»* پا روی پا انداختهایم و فنجان قهوۀمان را مینوشیم، گریزی هم به آن بزنیم تا فروغ روشنفکریمان چشمان حاضران را خیره کند. البته، این مطالبات برای سخنرانیهای پرشور دم «مجلس» هم خوب است و در کنار وعدۀ آسفالت دولایه و برق سهفاز، میتواند چند رأی بیشتر از حوزۀ انتخاباتی جابلسا و جابلقا نصیب گوینده کند. اما . . .
ـ3⃣ـ
○ زبان ملی، رسمی، فرهنگی و تاریخی ما ایرانیان، از هر قوم و قبیلهای که آمده باشیم و به هر زبانی که در خانه و خانمان سخن بگوییم، فارسی است. فارسی بخش جداییناپذیر هویت ما و از مهمترین پایههای حفظ وحدت ملیمان است. به همین دلیل، آموزش در مدرسه نیز باید به زبان فارسی و فقط با زبان فارسی باشد. هیچ نظام آموزشی موفق و سالمی در جهان، دانشآموزان سرزمینش را برپایۀ هوش ریاضی و استعداد تحصیلی، تمکن مالی و توانایی اقتصادی، باورهای مذهبی و تعلقات فرهنگی، یا برمبنای قد و وزن و رنگ چشم، از هم تفکیک نمیکند. ما کردهایم؛ عدهای را به آموزشکدههای موسوم به سمپاد فرستادهایم، گروهی را در تجارتخانههای انتفاعی نشاندهایم، و برخی را برای مدارس مذهبی دستچین کردهایم. حتی بپرسید و حتماً خواهید شنید که هنگام ثبتنام در دبستانهای ویژۀ از ما بهتران، پس از باطن والدین، به ظاهر اولاد هم مینگرند و برای سیما و قد و بالای دانشآموز امتیازی قائل میشوند. این تفکیک سفیهانۀ کودکان و نوجوانان یک سرزمین که در مرحلۀ رشد عقلی و جسمی قرار دارند، آثار ویرانگر اجتماعی و فرهنگی در پی میآورد و حالا اگر این جداییخواهی به حوزۀ زبان نیز کشیده شود و دانشآموز ایرانی عرب و عجم را به دو پیمانه کند، فاجعه میآفریند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ ورود (Arrival)، به کارگردانی دنی ویلنوو و نویسندگی اریک هایسرر، فیلمی علمیتخیلی و با درونمایهٔ زبانشناختی است که در ۲۰۱۶ به نمایش درآمد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | به مناسبت روز زبان مادری (۱)
ـ1⃣ـ
○ از ملای محل پرسید: بر شیشهخرده هم میتوان تیمم کرد؟ گفت: شما نیتت طهارت نیست؛ میخواهی دست و بال مسلمین را خونین کنی! این، حکایت همان اندککسانی است که از «آموزش به زبان اقوام ایرانی» حمایت میکنند و معتقدند که دانشآموزان ایرانزمین باید تاریخ و جغرافیا و فیزیک و شیمی و حساب و کتاب را در مدرسه به زبان مادری خود بیاموزند؛ همانها که میگویند باید کتابهای درسی مازندرانیها به مازندرانی تهیه و تدوین شود، بلوچها به بلوچی درس بخوانند، زبانوران سورانی و کرمانجی و هورامی و گورانی از هم تفکیک شوند و به مدارس ویژۀ خود بروند و برای آذریهای همدان و تبریز و زنجان و اردبیل نیز به گونهای از زبان ترکی که بدان سخن میگویند، کتاب درسی مستقل بنویسند. هرآنکه چنین ادعایی کرد ــ بدون تعارف ــ عقل و جیبش را بکاوید، که یا آنیکی تهی است، یا اینیکی را پر کردهاند و در هر صورت، پیامد مدعایش، جدایی اجتماعی و تجزیۀ سرزمینی است.
ـ2⃣ـ
○ آموزش زبان مادری در مدارس چطور؟ یعنی اینکه دانشآموزان درس و مشقشان را به فارسی بخوانند و بنویسند، اما در کنارش برای یادگیری زبان مادری خود نیز آموزش رسمی ببینند و هفتهای چند ساعت کتاب «زبان و ادبیات» مازندرانی و گیلکی و تالشی و بلوچی و کردی و لری و لکی و ترکمنی و ترکی و غیره را از ته کیفشان بیرون بکشند و روخوانی کنند. مثلاً دانشآموزان اهل یوش در زنگ اول بپرسند «به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژندهٔ خود را»، و در زنگ دوم بخوانند «روجا اتّه بَسوتِ خانمونِه» و محصلان روستای خشگناب در کتاب درسیشان، در کنار «وه که با این عمرهای کوته بیاعتبار»، زمزمه کنند «حیدر بابا دنیا یالان دنیا دی». تصویر زیبایی است؟ باشد یا نباشد، تحقق آن نه ممکن است، نه مطلوب. جسارت نباشد؛ این مدعای «مجلسی» بیشتر به درد آن میخورد که وقتی در جلسۀ نقد فیلم «ورود»* پا روی پا انداختهایم و فنجان قهوۀمان را مینوشیم، گریزی هم به آن بزنیم تا فروغ روشنفکریمان چشمان حاضران را خیره کند. البته، این مطالبات برای سخنرانیهای پرشور دم «مجلس» هم خوب است و در کنار وعدۀ آسفالت دولایه و برق سهفاز، میتواند چند رأی بیشتر از حوزۀ انتخاباتی جابلسا و جابلقا نصیب گوینده کند. اما . . .
ـ3⃣ـ
○ زبان ملی، رسمی، فرهنگی و تاریخی ما ایرانیان، از هر قوم و قبیلهای که آمده باشیم و به هر زبانی که در خانه و خانمان سخن بگوییم، فارسی است. فارسی بخش جداییناپذیر هویت ما و از مهمترین پایههای حفظ وحدت ملیمان است. به همین دلیل، آموزش در مدرسه نیز باید به زبان فارسی و فقط با زبان فارسی باشد. هیچ نظام آموزشی موفق و سالمی در جهان، دانشآموزان سرزمینش را برپایۀ هوش ریاضی و استعداد تحصیلی، تمکن مالی و توانایی اقتصادی، باورهای مذهبی و تعلقات فرهنگی، یا برمبنای قد و وزن و رنگ چشم، از هم تفکیک نمیکند. ما کردهایم؛ عدهای را به آموزشکدههای موسوم به سمپاد فرستادهایم، گروهی را در تجارتخانههای انتفاعی نشاندهایم، و برخی را برای مدارس مذهبی دستچین کردهایم. حتی بپرسید و حتماً خواهید شنید که هنگام ثبتنام در دبستانهای ویژۀ از ما بهتران، پس از باطن والدین، به ظاهر اولاد هم مینگرند و برای سیما و قد و بالای دانشآموز امتیازی قائل میشوند. این تفکیک سفیهانۀ کودکان و نوجوانان یک سرزمین که در مرحلۀ رشد عقلی و جسمی قرار دارند، آثار ویرانگر اجتماعی و فرهنگی در پی میآورد و حالا اگر این جداییخواهی به حوزۀ زبان نیز کشیده شود و دانشآموز ایرانی عرب و عجم را به دو پیمانه کند، فاجعه میآفریند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ ورود (Arrival)، به کارگردانی دنی ویلنوو و نویسندگی اریک هایسرر، فیلمی علمیتخیلی و با درونمایهٔ زبانشناختی است که در ۲۰۱۶ به نمایش درآمد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🤔14👍10🔥1👏1👌1
MorphoSyntax
☰ 👁🗨 دیدگاه | به مناسبت روز زبان مادری (۱) ـ1⃣ـ ○ از ملای محل پرسید: بر شیشهخرده هم میتوان تیمم کرد؟ گفت: شما نیتت طهارت نیست؛ میخواهی دست و بال مسلمین را خونین کنی! این، حکایت همان اندککسانی است که از «آموزش به زبان اقوام ایرانی» حمایت میکنند و…
☰
👁🗨 دیدگاه | به مناسبت روز زبان مادری (۲)
ـ4⃣ـ
○ نیت آنان که بر طبل توخالی «آموزش به زبان مادری» میکوبند و الگویشان را از درون سِفر پیدایش، در روایت «برج بابل» تورات یافتهاند، کموبیش روشن است. اینها بهدنبال گسست زبانی و فرهنگی و اجتماعی فرزندان این آبوخاکاند و نهایتاً تجزیۀ ایران را در سر میپرورانند. میخواهند کرمانجیهای خراسان و سورانیهای کردستان زبان مشترک نداشته باشند، اهالی اردبیل و رشت سخن یکدیگر را نفهمند، بلوچها و مازنیها در فرهنگ شفاهی سهیم نباشند، پیوند زناشویی میان لکها و عربزبانهای خوزستان برقرار نشود، دانشآموختگان تالشی نتوانند در عسلویه یا تهران شغلی بیابند و دانشآموزانشان امکان تحصیل در دانشگاه رازی و فردوسی را از دست بدهند؛ و از همه مهمتر، میخواهند فرهنگی که بر شالودۀ زبان فارسی استوار است، میان اقوام ایرانی به اشتراک گذاشته نشود. ناگفته پیداست که اندکمروجان این دیدگاه چه میخواهند و در پی چه هستند. اما راستش، مشخص نیست که حامیان دیدگاه دوم چه میجویند و چگونه میتوانند فراگیری زبان مادری را در آموزش و پرورشی که همین حالا هم از گسترش و تثبیت عدالت آموزشی بازمانده است، ساماندهی کنند.
ـ5⃣ـ
○ اگر فرض بگیریم همۀ کسانی که از آموزش زبان مادری در مدارس حمایت میکنند، دلنگران پاسداری از زبانها و گویشهای اقوام ایرانیاند و آموزش رسمی را راهی برای تحقق این هدف میدانند، باید پرسید که چگونه میخواهند بر این انگارۀ خود جامۀ عمل بپوشانند. نگارنده که خود را گویشور دستدوم مازندرانی، گونۀ ساروی، میداند، کنجکاو است که بداند: قرار است کدام نسخۀ مازندرانی را در این استان آموزش دهید و برایش کتاب درسی تدوین کنید؟ شاخۀ شرقی، غربی، یا مرکزی؟ اگر قرار است ساروی را معیار بگیریم، حق و حقوق رامسریها چه میشود که گونۀ زبانیشان تفاوتهای چشمگیری با ساروی و بابلی و آملی دارد؟ تکلیف کلاردشتیهای مازندران چیست؟ اگر خواستید برای آنها هم کتاب درسی ویژۀ خودشان را بنویسید، یادتان باشد اهالی رودبارک و کردیچال به گونۀ زبانی همسان سخن نمیگویند. در این روند، با مهاجران چه میکنید؟ آیا مثلاً برای ترکزبانهای قائمشهر کلاس و درس جداگانه برپا میکنید و پس از جدایی دانشآموزان برپایۀ اقتصاد خانواده، استعداد دانشآموز، و علائق فرهنگی والدین، کار را به جدایی نوجوانان ترک و مازنی میکشانید که در یک کوچه و محله همبازی و همدرساند؟ کمی دورتر، در شهر ارومیه، مدرسه و کلاس جداگانه برای دانشآموزان ارمنی و ترک و کرد برپا میکنید و به چندقطبیهای مخرب فرهنگی در میان نونهالان یک شهر دامن میزنید؟!
ـ6⃣ـ
○ فرهنگ و زبان اقوام ایرانی پشتوانۀ فرهنگ و زبان ملی ماست و این ادعا، شعار بیمایه نیست؛ اما جای آموزش خردهفرهنگها، گویشها و گونههای زبانی در مدرسه و مکتب نیست؛ ادبیات شفاهی و مکتوب زبان مادری را وارد نظام آموزشی رسمی نمیکنند و برای لالاییها و قصهها و افسانههای اقوام مختلف کتاب درسی مستقل نمینویسند. پس جای اینها کجاست؟ روی سر ما، اما نه به بهای گزاف از میان بردن فرهنگ ملی، زبان رسمی، انسجام اجتماعی، و یکپارچگی سرزمینی. سزاوار است که همۀ ما دلنگران نگاهداشت زبان مادریمان باشیم؛ و اگر هستیم، برای رسیدن به این هدف میتوانیم راههای گوناگونی بیابیم. میتوانیم شعر بگوییم و قصه بنویسیم، روزنامه و مجله راه بیندازیم، از ظرفیت شبکههای استانی در برنامهسازی به زبان مادری استفاده کنیم، و در رسانههای مجازی به زبان و گویش اقوام ایرانی بگوییم و بنویسیم، بیآنکه به حریم مقدس زبان فارسی خدشهای وارد کنیم*. با این تلاشهای گروهی، هرکدام از گونههای زبانی رایج در سرزمین ایران که قابلیت و توانایی ماندن داشته باشد، قطعاً میماند؛ و اگر نماند، جز اندوه چه چاره که ناگزیر سر از موزۀ زبانی درمیآورد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ چندی پیش در برخی از رسانههای برونمرزی، به بهانۀ حمایت از زبانها و گویشهای ایرانی، برنامههایی در حمله به جایگاه زبان فارسی تولید و پخش کرده بودند. این نمایش تا بدانجا پیش رفت که حتی فارسی را مانع تحقق مردمسالاری و توسعه دانستند، اما مضحک آنجا بود که همۀ مجریان و مهمانان این خوشسوگنامه که از ستمهای زبان فارسی و تضییع حقوقشان میگفتند، ناگزیر بودند به فارسی سخن بگویند تا امکان فهم دوسویه فراهم آید!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | به مناسبت روز زبان مادری (۲)
ـ4⃣ـ
○ نیت آنان که بر طبل توخالی «آموزش به زبان مادری» میکوبند و الگویشان را از درون سِفر پیدایش، در روایت «برج بابل» تورات یافتهاند، کموبیش روشن است. اینها بهدنبال گسست زبانی و فرهنگی و اجتماعی فرزندان این آبوخاکاند و نهایتاً تجزیۀ ایران را در سر میپرورانند. میخواهند کرمانجیهای خراسان و سورانیهای کردستان زبان مشترک نداشته باشند، اهالی اردبیل و رشت سخن یکدیگر را نفهمند، بلوچها و مازنیها در فرهنگ شفاهی سهیم نباشند، پیوند زناشویی میان لکها و عربزبانهای خوزستان برقرار نشود، دانشآموختگان تالشی نتوانند در عسلویه یا تهران شغلی بیابند و دانشآموزانشان امکان تحصیل در دانشگاه رازی و فردوسی را از دست بدهند؛ و از همه مهمتر، میخواهند فرهنگی که بر شالودۀ زبان فارسی استوار است، میان اقوام ایرانی به اشتراک گذاشته نشود. ناگفته پیداست که اندکمروجان این دیدگاه چه میخواهند و در پی چه هستند. اما راستش، مشخص نیست که حامیان دیدگاه دوم چه میجویند و چگونه میتوانند فراگیری زبان مادری را در آموزش و پرورشی که همین حالا هم از گسترش و تثبیت عدالت آموزشی بازمانده است، ساماندهی کنند.
ـ5⃣ـ
○ اگر فرض بگیریم همۀ کسانی که از آموزش زبان مادری در مدارس حمایت میکنند، دلنگران پاسداری از زبانها و گویشهای اقوام ایرانیاند و آموزش رسمی را راهی برای تحقق این هدف میدانند، باید پرسید که چگونه میخواهند بر این انگارۀ خود جامۀ عمل بپوشانند. نگارنده که خود را گویشور دستدوم مازندرانی، گونۀ ساروی، میداند، کنجکاو است که بداند: قرار است کدام نسخۀ مازندرانی را در این استان آموزش دهید و برایش کتاب درسی تدوین کنید؟ شاخۀ شرقی، غربی، یا مرکزی؟ اگر قرار است ساروی را معیار بگیریم، حق و حقوق رامسریها چه میشود که گونۀ زبانیشان تفاوتهای چشمگیری با ساروی و بابلی و آملی دارد؟ تکلیف کلاردشتیهای مازندران چیست؟ اگر خواستید برای آنها هم کتاب درسی ویژۀ خودشان را بنویسید، یادتان باشد اهالی رودبارک و کردیچال به گونۀ زبانی همسان سخن نمیگویند. در این روند، با مهاجران چه میکنید؟ آیا مثلاً برای ترکزبانهای قائمشهر کلاس و درس جداگانه برپا میکنید و پس از جدایی دانشآموزان برپایۀ اقتصاد خانواده، استعداد دانشآموز، و علائق فرهنگی والدین، کار را به جدایی نوجوانان ترک و مازنی میکشانید که در یک کوچه و محله همبازی و همدرساند؟ کمی دورتر، در شهر ارومیه، مدرسه و کلاس جداگانه برای دانشآموزان ارمنی و ترک و کرد برپا میکنید و به چندقطبیهای مخرب فرهنگی در میان نونهالان یک شهر دامن میزنید؟!
ـ6⃣ـ
○ فرهنگ و زبان اقوام ایرانی پشتوانۀ فرهنگ و زبان ملی ماست و این ادعا، شعار بیمایه نیست؛ اما جای آموزش خردهفرهنگها، گویشها و گونههای زبانی در مدرسه و مکتب نیست؛ ادبیات شفاهی و مکتوب زبان مادری را وارد نظام آموزشی رسمی نمیکنند و برای لالاییها و قصهها و افسانههای اقوام مختلف کتاب درسی مستقل نمینویسند. پس جای اینها کجاست؟ روی سر ما، اما نه به بهای گزاف از میان بردن فرهنگ ملی، زبان رسمی، انسجام اجتماعی، و یکپارچگی سرزمینی. سزاوار است که همۀ ما دلنگران نگاهداشت زبان مادریمان باشیم؛ و اگر هستیم، برای رسیدن به این هدف میتوانیم راههای گوناگونی بیابیم. میتوانیم شعر بگوییم و قصه بنویسیم، روزنامه و مجله راه بیندازیم، از ظرفیت شبکههای استانی در برنامهسازی به زبان مادری استفاده کنیم، و در رسانههای مجازی به زبان و گویش اقوام ایرانی بگوییم و بنویسیم، بیآنکه به حریم مقدس زبان فارسی خدشهای وارد کنیم*. با این تلاشهای گروهی، هرکدام از گونههای زبانی رایج در سرزمین ایران که قابلیت و توانایی ماندن داشته باشد، قطعاً میماند؛ و اگر نماند، جز اندوه چه چاره که ناگزیر سر از موزۀ زبانی درمیآورد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★ چندی پیش در برخی از رسانههای برونمرزی، به بهانۀ حمایت از زبانها و گویشهای ایرانی، برنامههایی در حمله به جایگاه زبان فارسی تولید و پخش کرده بودند. این نمایش تا بدانجا پیش رفت که حتی فارسی را مانع تحقق مردمسالاری و توسعه دانستند، اما مضحک آنجا بود که همۀ مجریان و مهمانان این خوشسوگنامه که از ستمهای زبان فارسی و تضییع حقوقشان میگفتند، ناگزیر بودند به فارسی سخن بگویند تا امکان فهم دوسویه فراهم آید!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🤔15👍7👌7💯2🔥1
☰
🧾 واژهگزینی | زبانشناس خجالتی!
▪️Shy Linguist = زبانشناس خجالتی
▪️زبانشناس خجالتی نوعی زبانشناس است که بدون شرم میگوید ما نیازمند زبان ملی نیستیم؛ فارسی هم یکی از زبانهای ایرانی است، در کنار بقیهٔ زبانها و گویشهای اقوام ایرانی. در هر ایالت ایرانستان باید زبان مادری همان منطقه آموزش داده شود و اهالی باید به همان گونهٔ زبانی، درس و مشق مدرسه و دانشگاهشان را بخوانند.
▪️یک زبان میانجی کارراهانداز هم بهعنوان «زبان رسمی» معرفی شود تا در مکاتبات اداری و مراودات تجاری دچار زحمت نشویم؛ فارسی گزینهٔ بدی نیست، اما بهتر از آن، انگلیسی است که زبان بینالمللی هم هست، مثل همین هندوستان خودمان. زبانشناس خجالتی فقط شرم حضور دارد و کمی خجالت میکشد که بگوید ما نیازمند ملیت یکپارچه و مفهوم برساختهٔ ایران هم نیستیم؛ شاید هم ضرورتی نمیداند که بگوید؛ میداند این تالی با آن مقدم حاصل میآید!
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | زبانشناس خجالتی!
▪️Shy Linguist = زبانشناس خجالتی
▪️زبانشناس خجالتی نوعی زبانشناس است که بدون شرم میگوید ما نیازمند زبان ملی نیستیم؛ فارسی هم یکی از زبانهای ایرانی است، در کنار بقیهٔ زبانها و گویشهای اقوام ایرانی. در هر ایالت ایرانستان باید زبان مادری همان منطقه آموزش داده شود و اهالی باید به همان گونهٔ زبانی، درس و مشق مدرسه و دانشگاهشان را بخوانند.
▪️یک زبان میانجی کارراهانداز هم بهعنوان «زبان رسمی» معرفی شود تا در مکاتبات اداری و مراودات تجاری دچار زحمت نشویم؛ فارسی گزینهٔ بدی نیست، اما بهتر از آن، انگلیسی است که زبان بینالمللی هم هست، مثل همین هندوستان خودمان. زبانشناس خجالتی فقط شرم حضور دارد و کمی خجالت میکشد که بگوید ما نیازمند ملیت یکپارچه و مفهوم برساختهٔ ایران هم نیستیم؛ شاید هم ضرورتی نمیداند که بگوید؛ میداند این تالی با آن مقدم حاصل میآید!
@MorphoSyntax
👍14🤓5🤔2✍1