☰
🧊 ساختواژه | خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست
▪️واژۀ «دشنام» متشکل از چند تکواژ است؟ اگر معیارمان بخش دوم از اصل ششم نایدا باشد، پاسخ دو تکواژ است:
«یک تکواژ را میتوان جدا کرد، اگر: در چند سازه بهکار رود و دستکم در یکی از این سازهها، عنصری که با آن همراه شده، خود بهتنهایی یا در تلفیق با سازههای دیگر بهکار رود.»
▪️صورت سترون «دُش» (و نیز: دُژ) در چند سازه بهکار میرود: از جمله «دشنام، دشوار، دشمن، دژکام»، و البته واژۀ نوساختۀ «دشواژه». وانگهی، خود «نام» بهتنهایی یا در سازههای غیربسیط ظاهر میشود. بنابراین، «دشنام» متشکل از دو تکواژ «دُش» و «نام» است و شم فارسیزبانان نیز چنین تقطیعی را میپذیرد.
▪️واژۀ «دشمن» از چند تکواژ ساخته شده است؟ باز هم با توجه به معیار پیشگفته، لابد از دو تکواژ. اما میان «دشمن» و «دشنام» تفاوتی وجود دارد: هیچیک از دو جزء «دشمن» در فارسی معاصر زایا نیستند و جزء «من» پیوندی با ضمیر اول شخص مفرد ندارد (نک: فرهنگ ریشهشناختی زبان فارسی ۱۳۹۳، اثر سترگ دکتر حسندوست).
▪️واژهٔ «دشمن» در تحلیل تاریخی متشکل از اجزای زیر است:
ــ دُش: در فارسی باستان «duš»، به معنای بد و زشت.
ــ مَن: در فارسی باستان «manah»، به معنای اندیشه و فکر.
ــ ریشۀ فعلی «man» که در فارسی باستان به مفهوم «اندیشیدن» بهکار میرفت، امروزه در واژۀ «منش» به یادگار مانده است.
▪️اما به پرسشمان بازگردیم: «دشمن» در تحلیل همزمانی از چند تکواژ ساخته شده است؟ اگر نگاهمان را به اصل ششم نایدا محدود کنیم، ناگزیریم که بگوییم در تحلیل همزمانی نیز با دو تکواژ روبهروییم، زیرا جزء «دُش» را در چند صورت زبانی دیگر مییابیم و «مَن» را هم دستکم در «منش» میبینیم. اما واقعیت این است که هر دو جزء پیشگفته چندی است که در زبان فارسی جان سپردهاند و فقط «دشواژه» در سالهای اخیر از آزمایشگاه زبانشناسان بیرون جسته است. اما بههرروی، قضاوت درباب تقطیع همزمانی واژهٔ «دشمن» با شم زبانی خودتان.
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست
▪️واژۀ «دشنام» متشکل از چند تکواژ است؟ اگر معیارمان بخش دوم از اصل ششم نایدا باشد، پاسخ دو تکواژ است:
«یک تکواژ را میتوان جدا کرد، اگر: در چند سازه بهکار رود و دستکم در یکی از این سازهها، عنصری که با آن همراه شده، خود بهتنهایی یا در تلفیق با سازههای دیگر بهکار رود.»
▪️صورت سترون «دُش» (و نیز: دُژ) در چند سازه بهکار میرود: از جمله «دشنام، دشوار، دشمن، دژکام»، و البته واژۀ نوساختۀ «دشواژه». وانگهی، خود «نام» بهتنهایی یا در سازههای غیربسیط ظاهر میشود. بنابراین، «دشنام» متشکل از دو تکواژ «دُش» و «نام» است و شم فارسیزبانان نیز چنین تقطیعی را میپذیرد.
▪️واژۀ «دشمن» از چند تکواژ ساخته شده است؟ باز هم با توجه به معیار پیشگفته، لابد از دو تکواژ. اما میان «دشمن» و «دشنام» تفاوتی وجود دارد: هیچیک از دو جزء «دشمن» در فارسی معاصر زایا نیستند و جزء «من» پیوندی با ضمیر اول شخص مفرد ندارد (نک: فرهنگ ریشهشناختی زبان فارسی ۱۳۹۳، اثر سترگ دکتر حسندوست).
▪️واژهٔ «دشمن» در تحلیل تاریخی متشکل از اجزای زیر است:
ــ دُش: در فارسی باستان «duš»، به معنای بد و زشت.
ــ مَن: در فارسی باستان «manah»، به معنای اندیشه و فکر.
ــ ریشۀ فعلی «man» که در فارسی باستان به مفهوم «اندیشیدن» بهکار میرفت، امروزه در واژۀ «منش» به یادگار مانده است.
▪️اما به پرسشمان بازگردیم: «دشمن» در تحلیل همزمانی از چند تکواژ ساخته شده است؟ اگر نگاهمان را به اصل ششم نایدا محدود کنیم، ناگزیریم که بگوییم در تحلیل همزمانی نیز با دو تکواژ روبهروییم، زیرا جزء «دُش» را در چند صورت زبانی دیگر مییابیم و «مَن» را هم دستکم در «منش» میبینیم. اما واقعیت این است که هر دو جزء پیشگفته چندی است که در زبان فارسی جان سپردهاند و فقط «دشواژه» در سالهای اخیر از آزمایشگاه زبانشناسان بیرون جسته است. اما بههرروی، قضاوت درباب تقطیع همزمانی واژهٔ «دشمن» با شم زبانی خودتان.
@MorphoSyntax
❤6👍3👌2🙏1🆒1
2008 Raising and Control in Persian.pdf
422.8 KB
☰
📑 ارائه مقاله | ساخت زبان فارسی
▪️Raising and Control in Persian (2008)
▪️By: Simin Karimi
🕦 سهشنبه، یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۳
@MorphoSyntax
📑 ارائه مقاله | ساخت زبان فارسی
▪️Raising and Control in Persian (2008)
▪️By: Simin Karimi
🕦 سهشنبه، یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۳
@MorphoSyntax
❤4🙏2
Syntax I Syllabus (2022).pdf
313.1 KB
☰
📑 طرح درس | نحو مقدماتی دانشگاه امآیتی
▪️Syntax I Syllabus (2022)
▪️Massachusetts Institute of Technology
▪️Instructors: Ksenia Ershova, David Pesetsky
@MorphoSyntax
📑 طرح درس | نحو مقدماتی دانشگاه امآیتی
▪️Syntax I Syllabus (2022)
▪️Massachusetts Institute of Technology
▪️Instructors: Ksenia Ershova, David Pesetsky
@MorphoSyntax
🙏4👌4
2010 The Syntax of Arabic.pdf
1.4 MB
☰
📙 کتاب | رویکردی زایشی به نحو زبان عربی
🔸The Syntax of Araic (2010)
🔸By:
Joseph e. Aoun
Elabbas Benmamoun
Lina Choueiri
@MorphoSyntax
📙 کتاب | رویکردی زایشی به نحو زبان عربی
🔸The Syntax of Araic (2010)
🔸By:
Joseph e. Aoun
Elabbas Benmamoun
Lina Choueiri
@MorphoSyntax
👍5🙏1
☰
🧊 ساختواژه | ری و رازی
□ شهر ری از کهنترین شهرهای جهان و یکی از مراکز شکلگیری مدنیت بوده است و باستانشناسان تاریخ آن را به عصر پارینهسنگی زبرین (حدود ۴۰ هزار سال پیش) رساندهاند. در کتیبههای هخامنشی و متون یونانی، به ری با نام «Rega» اشاره شده است و «اِریا، آرشکیا، راجیس، رغه، راک، رگ»، و البته «راز» از دیگر نامهای قدیم متعدد این شهرند.
□ میدانیم که به اهل ری، رازی میگویند؛ از جمله در شاهنامۀ فردوسی، از شاپور که از پهلوانان و سپاهیان ایران بود، با نسبت رازی یاد شده است:
دو اسبه فرستاده آمد به ری
چو باد خزانی به هنگام دی
چو دیدش بپرسید سالار بار
وزو بستد آن نامۀ شهریار
بیامد به شاپور رازی سپرد
سوار سرافراز را پیش برد
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ اگر نگاه تاریخی به نام شهر ری را کنار بگذاریم، از منظر همزمانی، ساختواژۀ «رازی» را (دستکم) به سه گونه میتوانیم تحلیل کنیم:
(۱). «راز» صورت مکمل (suppletive form) «ری» است که یای نسبت پذیرفته است. این تقطیع در صورتی معتبر است که بپذیریم اهل زبان واژۀ «رازی» را متشکل از دو تکواژ درک میکنند.
(۲). «رازی» بهرغم قرابت آوایی به «ری»، واژ آمیختۀ (portmanteau morph) «ری» و یای نسبت است. طبق این تحلیل، فارسیزبانان «رازی» را چونان واژهای تقطیعناپذیر میفهمند.
(۳). میان «ری» و «رازی» پیوند آوایی برقرار نیست و دومی مکمل آمیختۀ (suppletive portmanteau) اولی بهشمار میرود. در این تحلیل نیز «رازی» تفکیکناپذیر است.
□ نمونۀ زیر از زبان انگلیسی به تبیین این سه مفهوم کمک میکند:
(۱). گونهٔ «-wen» صورت مکمل فعل «go» است که در کنار پسوند گذشتۀ «t-»، فعل «went» را میسازد.
(۲). گونهٔ «ran» واژ آمیختهای از «run» و عنصر گذشته است و برخلاف «went»، تقطیعپذیر به اجزای سازندهاش نیست.
(۳). گونهٔ «was» که مکمل آمیختهای از «be» و پسوندهای زمان و شخصوشمار است، هیچ شباهتی به پایۀ خود ندارد.
□ براین اساس، «رازی» چگونه واژهای است؟ صورت مکمل، واژ آمیخته، یا مکمل آمیخته؟ عجیب است اگر مانند سیاستپیشگان گمان کنیم که هر مسئلۀ اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و جز آنها فقط یک پاسخ دارد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔍 چنانچه امروزه شهر نوبنیادی به نام «ری» (مختوم به همخوان y) میداشتیم، شهروندان آن را چه میخواندیم؟ ریی (مانند خویی)، ریوند (با تلفظ ریوند نیشابور و به قیاس کیشوندان هرمزگان)، ریشهری (متأثر از شهرری)، یا . . . ؟
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | ری و رازی
□ شهر ری از کهنترین شهرهای جهان و یکی از مراکز شکلگیری مدنیت بوده است و باستانشناسان تاریخ آن را به عصر پارینهسنگی زبرین (حدود ۴۰ هزار سال پیش) رساندهاند. در کتیبههای هخامنشی و متون یونانی، به ری با نام «Rega» اشاره شده است و «اِریا، آرشکیا، راجیس، رغه، راک، رگ»، و البته «راز» از دیگر نامهای قدیم متعدد این شهرند.
□ میدانیم که به اهل ری، رازی میگویند؛ از جمله در شاهنامۀ فردوسی، از شاپور که از پهلوانان و سپاهیان ایران بود، با نسبت رازی یاد شده است:
دو اسبه فرستاده آمد به ری
چو باد خزانی به هنگام دی
چو دیدش بپرسید سالار بار
وزو بستد آن نامۀ شهریار
بیامد به شاپور رازی سپرد
سوار سرافراز را پیش برد
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ اگر نگاه تاریخی به نام شهر ری را کنار بگذاریم، از منظر همزمانی، ساختواژۀ «رازی» را (دستکم) به سه گونه میتوانیم تحلیل کنیم:
(۱). «راز» صورت مکمل (suppletive form) «ری» است که یای نسبت پذیرفته است. این تقطیع در صورتی معتبر است که بپذیریم اهل زبان واژۀ «رازی» را متشکل از دو تکواژ درک میکنند.
(۲). «رازی» بهرغم قرابت آوایی به «ری»، واژ آمیختۀ (portmanteau morph) «ری» و یای نسبت است. طبق این تحلیل، فارسیزبانان «رازی» را چونان واژهای تقطیعناپذیر میفهمند.
(۳). میان «ری» و «رازی» پیوند آوایی برقرار نیست و دومی مکمل آمیختۀ (suppletive portmanteau) اولی بهشمار میرود. در این تحلیل نیز «رازی» تفکیکناپذیر است.
□ نمونۀ زیر از زبان انگلیسی به تبیین این سه مفهوم کمک میکند:
(۱). گونهٔ «-wen» صورت مکمل فعل «go» است که در کنار پسوند گذشتۀ «t-»، فعل «went» را میسازد.
(۲). گونهٔ «ran» واژ آمیختهای از «run» و عنصر گذشته است و برخلاف «went»، تقطیعپذیر به اجزای سازندهاش نیست.
(۳). گونهٔ «was» که مکمل آمیختهای از «be» و پسوندهای زمان و شخصوشمار است، هیچ شباهتی به پایۀ خود ندارد.
□ براین اساس، «رازی» چگونه واژهای است؟ صورت مکمل، واژ آمیخته، یا مکمل آمیخته؟ عجیب است اگر مانند سیاستپیشگان گمان کنیم که هر مسئلۀ اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و جز آنها فقط یک پاسخ دارد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔍 چنانچه امروزه شهر نوبنیادی به نام «ری» (مختوم به همخوان y) میداشتیم، شهروندان آن را چه میخواندیم؟ ریی (مانند خویی)، ریوند (با تلفظ ریوند نیشابور و به قیاس کیشوندان هرمزگان)، ریشهری (متأثر از شهرری)، یا . . . ؟
@MorphoSyntax
❤2⚡2🤔2👌2👍1
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۱): الف. جملهٔ زیر چه ساختاری دارد؟ ب. فعل بند اصلی چندظرفیتی است؟ پ. ماهیت فاعل بند اصلی و درونه چیست؟ ــ نکنه باز هم سرت کلاه بگذارند. @MorphoSyntax
☰
🗝 پاسخ مسئله (۱):
ــ نکنه باز هم سرت کلاه بگذارند.
۱. "نکند" فعل نامفعولی (unaccusative) یکظرفیتی است و موضوع بیرونی/ کنشگر (agent) ندارد.
۲. بند پیرو، موضوع درونی (internal argument) فعل "نکند" است. این بند، تکظرفیت فعل «نکند» را برآورده کرده است.
۳. فاعل بند پایه یک پوچواژهٔ (expletive) ناملفوظ یا پنهان است (مانند «dummy it» در انگلیسی) و نمیتوان بهجای آن یک گروه اسمی آشکار آورد.
۴. فاعل بند پیرو یک ضمیرک مستتر (little pro) است که میتواند جای خود را به ضمیر آشکار (آنها) یا گروه اسمی (مثلاً: فروشندهها) بدهد.
۵. بنابراین، بازنمایی خطی جملهٔ مورد بحث اینگونه است:
ــ [
۶. گاهی فاعل آشکار بند درونه میتواند دستخوش مبتداسازی شود و در جایگاهی مقدم بر پوچواژهٔ ناملفوظ بنشیند:
ــ فروشندهها نکنه باز هم سرت کلاه بگذارند.
ــ [
✔️ نماد t به معنای trace، جایگاه اولیهٔ «فروشندهها» را نشان میدهد.
۷. دو جملۀ زیر گزارههای مختلفی را بیان میکنند، ماهیت فعل «نکند» در آنها متفاوت است و ساختار نحویشان فرق دارد:
ــ نکنه جنگ بشه.
ــ خدا نکنه جنگ بشه.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۱):
ــ نکنه باز هم سرت کلاه بگذارند.
۱. "نکند" فعل نامفعولی (unaccusative) یکظرفیتی است و موضوع بیرونی/ کنشگر (agent) ندارد.
۲. بند پیرو، موضوع درونی (internal argument) فعل "نکند" است. این بند، تکظرفیت فعل «نکند» را برآورده کرده است.
۳. فاعل بند پایه یک پوچواژهٔ (expletive) ناملفوظ یا پنهان است (مانند «dummy it» در انگلیسی) و نمیتوان بهجای آن یک گروه اسمی آشکار آورد.
۴. فاعل بند پیرو یک ضمیرک مستتر (little pro) است که میتواند جای خود را به ضمیر آشکار (آنها) یا گروه اسمی (مثلاً: فروشندهها) بدهد.
۵. بنابراین، بازنمایی خطی جملهٔ مورد بحث اینگونه است:
ــ [
TP ـEXPLـ نکنه [CP (که) [TP ـproـ باز هم سرت کلاه بگذارند]]].۶. گاهی فاعل آشکار بند درونه میتواند دستخوش مبتداسازی شود و در جایگاهی مقدم بر پوچواژهٔ ناملفوظ بنشیند:
ــ فروشندهها نکنه باز هم سرت کلاه بگذارند.
ــ [
TopP فروشندهها [TP ـEXPLـ نکنه [CP (که) [TP ـtـ باز هم سرت کلاه بگذارند]]]].✔️ نماد t به معنای trace، جایگاه اولیهٔ «فروشندهها» را نشان میدهد.
۷. دو جملۀ زیر گزارههای مختلفی را بیان میکنند، ماهیت فعل «نکند» در آنها متفاوت است و ساختار نحویشان فرق دارد:
ــ نکنه جنگ بشه.
ــ خدا نکنه جنگ بشه.
@MorphoSyntax
👌3⚡2🙏2❤1🆒1
☰
✨ الإمام علی (عليه السلام): العلم ثلاثة؛ الفقه للأديان، والطب للأبدان، والنحو للسان.
📚 تحف العقول: ٢٠٨
📚 بحار الأنوار: ٧٨ / ٤٥ / ٥٢
@MorphoSyntax
✨ الإمام علی (عليه السلام): العلم ثلاثة؛ الفقه للأديان، والطب للأبدان، والنحو للسان.
📚 تحف العقول: ٢٠٨
📚 بحار الأنوار: ٧٨ / ٤٥ / ٥٢
@MorphoSyntax
❤13👎1🤪1
☰
📝 ویرایش | وجه فعل و هیچواژهها
الف ــ پس از فعلهایی چون «گمان کردن، احتمال دادن، پیشبینی کردن، امید داشتن، انتظار داشتن» و مانند آنها، وجه فعل بند پیرو (درونه) باید التزامی باشد، حتی اگر جمله بر رویدادی دلالت کند که در آینده رخ میدهد.
□ نادستوری:
(۱). *امیدواریم تیم ملیمان در بازی بعد حریف خود را شکست میدهد و به جام جهانی راه خواهد یافت.
□ دستوری:
(۲). امیدواریم تیم ملیمان در بازی بعد حریف خود را شکست دهد و به جام جهانی راه یابد.
ب ــ بااینهمه، پیکرۀ زبانی نشان میدهد که فارسیزبانان در گفتار خود از هر دو وجه التزامی و اخباری در بند درونۀ چنین فعلهایی استفاده میکنند؛ مانند نمونۀ گفتاری زیر:
□ وجه التزامی:
(۳). سرمربی احتمال نمیداد که خودمون رو بهموقع به پرواز برسونیم.
□ وجه اخباری:
(۴). سرمربی احتمال نمیداد که خودمون رو بهموقع به پرواز میرسونیم.
پ ــ بهنظر میرسد که در جملۀ (۴) نیز ذهنمان وجه فعل بند درونه را ــ بهرغم ظاهر اخباریاش (میرسونیم) ــ همچنان التزامی (برسونیم) درک میکند. به همین دلیل است که فعل منفی بند اصلی میتواند یک هیچواژه را در بند درونه مجوزدهی (license) کند:
(۵). سرمربی احتمال نمیداد که هیچکدوممون خودمون رو بهموقع به پرواز میرسونیم.
ت ــ توزیع «هیچواژهها» در فارسی تابع فرضیۀ زیر است:
«هستۀ یک گروه نفی باید از درون دردسترسترین بند زمان کامل بر جایگاه ادغام هیچواژهها سازهفرمانی کند.»
در این فرضیه، مراد از بند زمان کامل، بندی است که واجد مشخصههای دستوری زمان و مطابقه است و آزادانه هر نوع وجهی را میپذیرد. بنابراین، وجه التزامی در بند درونه که زمان آن تابعی از زمان بند اصلی است، ناقص بهشمار میرود.
ث ــ فرضیۀ بالا میتواند تقابل جملههای زیر را توضیح دهد (نماد ستاره بر نادستوری بودن جمله دلالت میکند):
(۶). من شنیدهام (که) این تیم حریف اصلیاش را شکست داده است.
(۷). *من نشنیدهام (که) این تیم هیچوقت حریف اصلیاش را شکست داده است.
(۸). من نشنیدهام (که) این تیم هیچوقت حریف اصلیاش را شکست داده باشد.
□ در جملۀ دستوری (۶)، وجه بند درونه اخباری است. «شنیدن» از نوع فعلهایی چون «گمان کردن، احتمال دادن، پیشبینی کردن» نیست که وجه فعل درونۀشان باید التزامی باشد.
□ در جملۀ نادستوری (۷)، وجه بند درونه همچنان اخباری است. پس بند کامل دردسترس برای «هیچوقت»، خود همین بند درونه است و به دلیل نبود عنصر نفی فعل در آن، نادستوری شده است.
□ در جملۀ دستوری (۸)، وجه بند درونه التزامی است و اکنون بند کامل دردسترس، بند اصلی و فعل «نشنیدهام» است. این فعل منفی به «هیچوقت» مجوز حضور داده است.
ج ــ جمعبندی:
□ یک. در نوشتار فصیح و رسمی، پس از فعلهایی که در ردیف (الف) آمدهاند، وجه فعل درونه باید التزامی باشد، حتی اگر در گفتار غیررسمی جملههایی از نوع (۴) تولید شوند.
□ دو. گزارهای که در ردیف (ت) آمده، یک فرضیه است و مانند هر فرضیۀ علمی، اعتبار خود را در مواجهه با دادههای نقض از دست میدهد. زبانشناسی علم تجربی است.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | وجه فعل و هیچواژهها
الف ــ پس از فعلهایی چون «گمان کردن، احتمال دادن، پیشبینی کردن، امید داشتن، انتظار داشتن» و مانند آنها، وجه فعل بند پیرو (درونه) باید التزامی باشد، حتی اگر جمله بر رویدادی دلالت کند که در آینده رخ میدهد.
□ نادستوری:
(۱). *امیدواریم تیم ملیمان در بازی بعد حریف خود را شکست میدهد و به جام جهانی راه خواهد یافت.
□ دستوری:
(۲). امیدواریم تیم ملیمان در بازی بعد حریف خود را شکست دهد و به جام جهانی راه یابد.
ب ــ بااینهمه، پیکرۀ زبانی نشان میدهد که فارسیزبانان در گفتار خود از هر دو وجه التزامی و اخباری در بند درونۀ چنین فعلهایی استفاده میکنند؛ مانند نمونۀ گفتاری زیر:
□ وجه التزامی:
(۳). سرمربی احتمال نمیداد که خودمون رو بهموقع به پرواز برسونیم.
□ وجه اخباری:
(۴). سرمربی احتمال نمیداد که خودمون رو بهموقع به پرواز میرسونیم.
پ ــ بهنظر میرسد که در جملۀ (۴) نیز ذهنمان وجه فعل بند درونه را ــ بهرغم ظاهر اخباریاش (میرسونیم) ــ همچنان التزامی (برسونیم) درک میکند. به همین دلیل است که فعل منفی بند اصلی میتواند یک هیچواژه را در بند درونه مجوزدهی (license) کند:
(۵). سرمربی احتمال نمیداد که هیچکدوممون خودمون رو بهموقع به پرواز میرسونیم.
ت ــ توزیع «هیچواژهها» در فارسی تابع فرضیۀ زیر است:
«هستۀ یک گروه نفی باید از درون دردسترسترین بند زمان کامل بر جایگاه ادغام هیچواژهها سازهفرمانی کند.»
در این فرضیه، مراد از بند زمان کامل، بندی است که واجد مشخصههای دستوری زمان و مطابقه است و آزادانه هر نوع وجهی را میپذیرد. بنابراین، وجه التزامی در بند درونه که زمان آن تابعی از زمان بند اصلی است، ناقص بهشمار میرود.
ث ــ فرضیۀ بالا میتواند تقابل جملههای زیر را توضیح دهد (نماد ستاره بر نادستوری بودن جمله دلالت میکند):
(۶). من شنیدهام (که) این تیم حریف اصلیاش را شکست داده است.
(۷). *من نشنیدهام (که) این تیم هیچوقت حریف اصلیاش را شکست داده است.
(۸). من نشنیدهام (که) این تیم هیچوقت حریف اصلیاش را شکست داده باشد.
□ در جملۀ دستوری (۶)، وجه بند درونه اخباری است. «شنیدن» از نوع فعلهایی چون «گمان کردن، احتمال دادن، پیشبینی کردن» نیست که وجه فعل درونۀشان باید التزامی باشد.
□ در جملۀ نادستوری (۷)، وجه بند درونه همچنان اخباری است. پس بند کامل دردسترس برای «هیچوقت»، خود همین بند درونه است و به دلیل نبود عنصر نفی فعل در آن، نادستوری شده است.
□ در جملۀ دستوری (۸)، وجه بند درونه التزامی است و اکنون بند کامل دردسترس، بند اصلی و فعل «نشنیدهام» است. این فعل منفی به «هیچوقت» مجوز حضور داده است.
ج ــ جمعبندی:
□ یک. در نوشتار فصیح و رسمی، پس از فعلهایی که در ردیف (الف) آمدهاند، وجه فعل درونه باید التزامی باشد، حتی اگر در گفتار غیررسمی جملههایی از نوع (۴) تولید شوند.
□ دو. گزارهای که در ردیف (ت) آمده، یک فرضیه است و مانند هر فرضیۀ علمی، اعتبار خود را در مواجهه با دادههای نقض از دست میدهد. زبانشناسی علم تجربی است.
@MorphoSyntax
👌4👍3❤2
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۲): الف. ساختار نحوی دو جملهٔ مرکب زیر چه تفاوتی دارد؟ ب. چه عنصری جایگاه فاعل ساختاری بند پایه را اشغال کرده است؟ ۱. دوستم به سرش زد که با پساندازش وسایل کوهنوردی بخرد. ۲. دوستم این فکر به سرش زد که با پساندازش وسایل کوهنوردی بخرد. @MorphoSyntax
☰
🗝 پاسخ مسئله (۲):
۱. دوستم به سرش زد که با پساندازش وسایل کوهنوردی بخرد.
۲. دوستم این فکر به سرش زد که با پساندازش وسایل کوهنوردی بخرد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️فعل مرکب «به سر زدن» محمول مرکب نامفعولی است که یک گروه اسمی (NP) یا یک بند متممی (CP) را در جایگاه موضوع درونی خود میپذیرد. مانند همهٔ فعلهای نامفعولی، «به سر زدن» فاقد موضوع بیرونی/ کنشگر است.
▫️در جملهٔ (۱)، بند متممی «که با پساندازش وسایل کوهنوردی بخرد» موضوع درونی فعل است و بنابراین، یک پوچواژهٔ (expletive) ناملفوظ در جایگاه فاعل بند اصلی مینشیند (هر جملهای به فاعل نیاز دارد). بند متممی در فارسی نمیتواند جایگاه فاعل را اشغال کند.
▫️در جملهٔ (۲)، گروه اسمی «این فکر» تکموضوع درونی فعل «به سر زدن» است و چون به مقولهٔ اسم تعلق دارد، در جایگاه فاعل مینشیند. بند «که با پساندازش وسایل کوهنوردی بخرد»، بند موصولی وابسته به «این فکر» است که به انتهای جمله پسگذاری (extraposed) شده است.
▫️در هر دو جمله، «دوستم» وابستهٔ پسین «سر» است که دستخوش مبتداسازی (topicalization) شده و با حرکت به آغاز جمله، واژهبست مضاعف «ـش» را بهجای گذاشته است. زیرساخت جملههای (۱) و (۲) اینگونه است:
۱. ـExplـ به سر دوستم زد [
۲. این فکر [
▫️در جملهٔ (۱)، بند متممی (CP) ظرفیت فعل را برآورده میکند و حضورش الزامی است. در جملهٔ (۲)، بند موصولی (RC) ادات وابسته به اسم است و میتوان آن را حذف کرد.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۲):
۱. دوستم به سرش زد که با پساندازش وسایل کوهنوردی بخرد.
۲. دوستم این فکر به سرش زد که با پساندازش وسایل کوهنوردی بخرد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️فعل مرکب «به سر زدن» محمول مرکب نامفعولی است که یک گروه اسمی (NP) یا یک بند متممی (CP) را در جایگاه موضوع درونی خود میپذیرد. مانند همهٔ فعلهای نامفعولی، «به سر زدن» فاقد موضوع بیرونی/ کنشگر است.
▫️در جملهٔ (۱)، بند متممی «که با پساندازش وسایل کوهنوردی بخرد» موضوع درونی فعل است و بنابراین، یک پوچواژهٔ (expletive) ناملفوظ در جایگاه فاعل بند اصلی مینشیند (هر جملهای به فاعل نیاز دارد). بند متممی در فارسی نمیتواند جایگاه فاعل را اشغال کند.
▫️در جملهٔ (۲)، گروه اسمی «این فکر» تکموضوع درونی فعل «به سر زدن» است و چون به مقولهٔ اسم تعلق دارد، در جایگاه فاعل مینشیند. بند «که با پساندازش وسایل کوهنوردی بخرد»، بند موصولی وابسته به «این فکر» است که به انتهای جمله پسگذاری (extraposed) شده است.
▫️در هر دو جمله، «دوستم» وابستهٔ پسین «سر» است که دستخوش مبتداسازی (topicalization) شده و با حرکت به آغاز جمله، واژهبست مضاعف «ـش» را بهجای گذاشته است. زیرساخت جملههای (۱) و (۲) اینگونه است:
۱. ـExplـ به سر دوستم زد [
CP که با پساندازش وسایل کوهنوردی بخرد].۲. این فکر [
RC که با پساندازش وسایل کوهنوردی بخرد] به سر دوستم زد.▫️در جملهٔ (۱)، بند متممی (CP) ظرفیت فعل را برآورده میکند و حضورش الزامی است. در جملهٔ (۲)، بند موصولی (RC) ادات وابسته به اسم است و میتوان آن را حذف کرد.
@MorphoSyntax
👍6❤1
☰
🪩 ابطالپذیری فرضیهٔ علمی
🔻کدام گزارهٔ زیر، فرضیهٔ علمی نیست؟
(۱). سرعت نور در خلأ برای همۀ ناظران در هر حال ثابت است.
(۲). زیرزمین نمناک و کمنور همواره باعث تولید عقرب میشود.
(۳). جیوه به دلیل خواص شیمیاییاش به دستهٔ فلزات تعلق دارد.
(۴). فارسی در گروه زبانهای فعلپایان یا فعلآغاز قرار دارد.
🔻یکی از شرطهای علمی بودن فرضیه، ابطالپذیری (refutability) است. این مفهوم به معنای سازش نداشتن با همۀ پدیدههای ممکن است و گزارۀ ابطالپذیر، گزارهای است که بتوان تصور کرد در صورت وقوع رویداد یا پدیدهای مشخص و معقول، باطل خواهد شد.
🔻بنا به تعریف بالا:
ــ گزارهٔ (۱) فرضیهای علمی است و بنا به محاسبات فیزیکدانان، سرعت نور برای همۀ ناظران، چه ساکن چه متحرک، در هر حال ثابت است؛ حتی اگر این فرضیه روزی رد شود، به علمی بودن آن خدشهای وارد نمیآید.
ــ گزارهٔ (۲) هم از قضا فرضیهای علمی است و بهویژه حضور سور "همواره" یکی از شرطهای مهم فرضیههای علمی را برآورده کرده است؛ گو اینکه میدانیم این گزاره از نظر علمی نادرست است.
ــ گزارهٔ (۳) نهتنها فرضیهای علمی بهشمار میرود، بلکه ساختار اتمی و خواص شیمیایی جیوه صحت آن را تأیید کرده است.
ــ اما گزارهٔ (۴) که با جمیع وضعیتهای ممکن سازگار است و ابطال منطقی آن امکانپذیر نیست، گزارهای درست است، اما فرضیهٔ علمی قلمداد نمیشود.
🔻گزارهٔ (۴) مانند این است که بگوییم «فردا یا باران میبارد یا نمیبارد». طبیعتاً این ادعا درست است، اما چون رد منطقی آن میسر نیست، فرضیهٔ علمی تلقی نمیشود. پس، ابطالپذیری به این معنا نیست که هر فرضیهای الزاماً روزی رد خواهد شد، بلکه اگر اعتبار علمی فرضیهای تضمین شده باشد، باز هم ابطالپذیر خواهد بود. از این منظر، ابطالپذیر بودن را میتوان هممعنای تجربهپذیری دانست و لذا، فرضیهای علمی است که بتوان آن را به تجربه آزمود.
🔻برای مطالعهٔ بیشتر، نک:
ــ سروش، عبدالکریم (۱۳۶۱). علم چیست، فلسفه چیست. تهران: انتشارات یاران.
ــ درزی، علی (۱۴۰۲). شیوهٔ استدلال نحوی [ویراست سوم]. تهران: انتشارات سمت.
@MorphoSyntax
🪩 ابطالپذیری فرضیهٔ علمی
🔻کدام گزارهٔ زیر، فرضیهٔ علمی نیست؟
(۱). سرعت نور در خلأ برای همۀ ناظران در هر حال ثابت است.
(۲). زیرزمین نمناک و کمنور همواره باعث تولید عقرب میشود.
(۳). جیوه به دلیل خواص شیمیاییاش به دستهٔ فلزات تعلق دارد.
(۴). فارسی در گروه زبانهای فعلپایان یا فعلآغاز قرار دارد.
🔻یکی از شرطهای علمی بودن فرضیه، ابطالپذیری (refutability) است. این مفهوم به معنای سازش نداشتن با همۀ پدیدههای ممکن است و گزارۀ ابطالپذیر، گزارهای است که بتوان تصور کرد در صورت وقوع رویداد یا پدیدهای مشخص و معقول، باطل خواهد شد.
🔻بنا به تعریف بالا:
ــ گزارهٔ (۱) فرضیهای علمی است و بنا به محاسبات فیزیکدانان، سرعت نور برای همۀ ناظران، چه ساکن چه متحرک، در هر حال ثابت است؛ حتی اگر این فرضیه روزی رد شود، به علمی بودن آن خدشهای وارد نمیآید.
ــ گزارهٔ (۲) هم از قضا فرضیهای علمی است و بهویژه حضور سور "همواره" یکی از شرطهای مهم فرضیههای علمی را برآورده کرده است؛ گو اینکه میدانیم این گزاره از نظر علمی نادرست است.
ــ گزارهٔ (۳) نهتنها فرضیهای علمی بهشمار میرود، بلکه ساختار اتمی و خواص شیمیایی جیوه صحت آن را تأیید کرده است.
ــ اما گزارهٔ (۴) که با جمیع وضعیتهای ممکن سازگار است و ابطال منطقی آن امکانپذیر نیست، گزارهای درست است، اما فرضیهٔ علمی قلمداد نمیشود.
🔻گزارهٔ (۴) مانند این است که بگوییم «فردا یا باران میبارد یا نمیبارد». طبیعتاً این ادعا درست است، اما چون رد منطقی آن میسر نیست، فرضیهٔ علمی تلقی نمیشود. پس، ابطالپذیری به این معنا نیست که هر فرضیهای الزاماً روزی رد خواهد شد، بلکه اگر اعتبار علمی فرضیهای تضمین شده باشد، باز هم ابطالپذیر خواهد بود. از این منظر، ابطالپذیر بودن را میتوان هممعنای تجربهپذیری دانست و لذا، فرضیهای علمی است که بتوان آن را به تجربه آزمود.
🔻برای مطالعهٔ بیشتر، نک:
ــ سروش، عبدالکریم (۱۳۶۱). علم چیست، فلسفه چیست. تهران: انتشارات یاران.
ــ درزی، علی (۱۴۰۲). شیوهٔ استدلال نحوی [ویراست سوم]. تهران: انتشارات سمت.
@MorphoSyntax
👍5👌2⚡1
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۳): الف. نقش دستوری «مناسب» در دو جملهٔ مرکب زیر چیست؟ ب. فعل «بهنظر میرسد» در این دو جمله دارای چه ساختار موضوعی است؟ ۱. پیشنهاد مدیرعامل مناسب بهنظر میرسد که کارگران ابتدا یک نماینده از بین خودشان انتخاب کنند. ۲. مناسب بهنظر میرسد که…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۳):
۱. پیشنهاد مدیرعامل مناسب بهنظر میرسد که کارگران ابتدا یک نماینده از بین خودشان انتخاب کنند.
۲. مناسب بهنظر میرسد که کارگران ابتدا یک نماینده از بین خودشان انتخاب کنند.
▪️در جملهٔ (۱)، «مناسب» محمول خردهبند (small clause) است و حذفپذیر نیست. سازهٔ «که کارگران . . . »، بند موصولی و وابسته به گروه اسمی «پیشنهاد مدیرعامل» است که پسگذاری شده است.
▪️در جملهٔ (۲)، «مناسب» قید بند اصلی و حذفپذیر است؛ حذف این سازه اگرچه مانند حذف هر اداتی (adjunct) پیامد معنایی دارد، اما به نادستوی شدن ساخت نحوی نمیانجامد. سازهٔ «که کارگران . . . »، بند متممی و موضوع درونی فعل «بهنظر رسیدن» است.
▪️فعل مرکب نامفعولی و تکظرفیتی «بهنظر رسیدن»:
✔️ در جملهٔ (۱) یک خردهبند را در مقام موضوع درونی خود پذیرفته است:
ــ [
✔️ در جملهٔ (۲) یک بند متممی را در نقش موضوع درونی خود برگزیده است.
ــ [
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۳):
۱. پیشنهاد مدیرعامل مناسب بهنظر میرسد که کارگران ابتدا یک نماینده از بین خودشان انتخاب کنند.
۲. مناسب بهنظر میرسد که کارگران ابتدا یک نماینده از بین خودشان انتخاب کنند.
▪️در جملهٔ (۱)، «مناسب» محمول خردهبند (small clause) است و حذفپذیر نیست. سازهٔ «که کارگران . . . »، بند موصولی و وابسته به گروه اسمی «پیشنهاد مدیرعامل» است که پسگذاری شده است.
▪️در جملهٔ (۲)، «مناسب» قید بند اصلی و حذفپذیر است؛ حذف این سازه اگرچه مانند حذف هر اداتی (adjunct) پیامد معنایی دارد، اما به نادستوی شدن ساخت نحوی نمیانجامد. سازهٔ «که کارگران . . . »، بند متممی و موضوع درونی فعل «بهنظر رسیدن» است.
▪️فعل مرکب نامفعولی و تکظرفیتی «بهنظر رسیدن»:
✔️ در جملهٔ (۱) یک خردهبند را در مقام موضوع درونی خود پذیرفته است:
ــ [
SC پیشنهاد مدیرعامل مناسب]✔️ در جملهٔ (۲) یک بند متممی را در نقش موضوع درونی خود برگزیده است.
ــ [
CP که کارگران ابتدا یک نماینده از بین خودشان انتخاب کنند]@MorphoSyntax
🙏2👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
📑 بهکارگیری آزمایش زبانی در مطالعات روانشناسی اجتماعی
🖋 خودکار بودن رفتار اجتماعی، برپایهٔ مقالهای از جان بارگ
🎧 آذرخش مکری، عضو هیئت علمی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران
@MorphoSyntax
📑 بهکارگیری آزمایش زبانی در مطالعات روانشناسی اجتماعی
🖋 خودکار بودن رفتار اجتماعی، برپایهٔ مقالهای از جان بارگ
🎧 آذرخش مکری، عضو هیئت علمی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران
@MorphoSyntax
❤2👌2
☰
✨ در نکوداشت یاد دکتر علیمحمد حقشناس (چهاردهم اردیبهشت ۱۳۱۹ ــ دهم اردیبهشت ۱۳۸۹)
شاعر، ادیب و مترجم چیرهدست، پژوهشگر و زبانشناس بیبدیل، فرهنگنویس نوآور و چهرهٔ ماندگار فرهنگ ایرانزمین.
@MorphoSyntax
✨ در نکوداشت یاد دکتر علیمحمد حقشناس (چهاردهم اردیبهشت ۱۳۱۹ ــ دهم اردیبهشت ۱۳۸۹)
شاعر، ادیب و مترجم چیرهدست، پژوهشگر و زبانشناس بیبدیل، فرهنگنویس نوآور و چهرهٔ ماندگار فرهنگ ایرانزمین.
@MorphoSyntax
❤14👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
📽 رویکرد علمی در برخورد با مسئله
▪️فیلم ماندگار «۱۲ مرد خشمگین» (۱۹۵۷) ساختهٔ سیدنی لومت، سرشار از سکانسهای کمنظیر و دیالوگهای بهیادماندنی است. هرچند لومت در میان دوازده مرد، نقش اصلی را به بازی درخشان هنرمند فقید، هنری فوندا، سپرده است، اما شاید نکتهٔ کلیدی را از زبان مردی بیان میکند که در پسزمینه ظاهر میشود و سپس در یک کلوزآپ اثرگذار، گفتهٔ خود را به پایان میبرد: «مجبور نیستم به یکی از طرفین وفادار بمانم.»
▪️«دوازده مرد خشمگین» تنها اثری نبود که در ۱۹۵۷ چگونگی مواجههٔ عالمانه با مسئله را تبیین میکرد. در این سال، اثر دیگری نیز سربرآورد که بسیاری از اندیشمندان آن را انقلابی علمی و تغییردهندهٔ پارادایم در حوزهٔ خود دانستهاند: کتاب ساختهای نحوی، اثر نوآم چامسکی که از دریچهٔ علم تجربی به زبان و مسائل زبانی مینگرد.
@MorphoSyntax
📽 رویکرد علمی در برخورد با مسئله
▪️فیلم ماندگار «۱۲ مرد خشمگین» (۱۹۵۷) ساختهٔ سیدنی لومت، سرشار از سکانسهای کمنظیر و دیالوگهای بهیادماندنی است. هرچند لومت در میان دوازده مرد، نقش اصلی را به بازی درخشان هنرمند فقید، هنری فوندا، سپرده است، اما شاید نکتهٔ کلیدی را از زبان مردی بیان میکند که در پسزمینه ظاهر میشود و سپس در یک کلوزآپ اثرگذار، گفتهٔ خود را به پایان میبرد: «مجبور نیستم به یکی از طرفین وفادار بمانم.»
▪️«دوازده مرد خشمگین» تنها اثری نبود که در ۱۹۵۷ چگونگی مواجههٔ عالمانه با مسئله را تبیین میکرد. در این سال، اثر دیگری نیز سربرآورد که بسیاری از اندیشمندان آن را انقلابی علمی و تغییردهندهٔ پارادایم در حوزهٔ خود دانستهاند: کتاب ساختهای نحوی، اثر نوآم چامسکی که از دریچهٔ علم تجربی به زبان و مسائل زبانی مینگرد.
@MorphoSyntax
👍8🔥5❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
🔴 تحول در علوم انسانی؟
🔺 خانهٔ گفتگوی تحــــــول در علوم انسانی
🔺 سیادت/ سیمای اینترنتی دانشگاه تهران
@ut_internet_tv
@MorphoSyntax
🔴 تحول در علوم انسانی؟
🔺 خانهٔ گفتگوی تحــــــول در علوم انسانی
🔺 سیادت/ سیمای اینترنتی دانشگاه تهران
@ut_internet_tv
@MorphoSyntax
🤓3
☰
☑️ زبان پیوندی | ردهشناسی ساختواژی
□ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری زبانشناسی (۱۴۰۳) است که با حوزۀ ساختواژه و ردهشناسی ساختواژی پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
سؤال ۱۰ ـ در زبانهای پیوندی (agglutinative) انتظار میرود کدام پدیدۀ زیر مشاهده شود؟
۱. نبود خوشۀ همخوانی آغازین (initial consonant cluster)
۲. اعمال قاعدۀ ضمیراندازی (pro-drop rule)
۳. وجود مجهولهای صفتی (adjectival passive)
۴. رعایت اصل بندش (closure principle)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ فارسی معاصر از منظر ردهشناسی ساختواژی در گروه زبانهای پیوندی قرار دارد. در زبانهای پیوندی هر واژه میتواند از چند تکواژ تشکیل شود، مرز میان تکواژها روشن و مشخص است، و بهندرت واژ آمیختهای در این زبانها یافت میشود.
□ از قضا هر چهار ویژگی گزینههای بالا در فارسی وجود دارد: در الگوی هجایی فارسی معاصر خوشۀ همخوانی آغازین یافت نمیشود؛ ساختار نحوی فارسی اجازه میدهد که پارامتر ضمیراندازی اعمال شود؛ مجهولهای موسوم به صفتی در فارسی حضور دارند؛ و سرانجام اینکه اصل بندش غالباً در ساختواژۀ فارسی رعایت میشود.
□ براساس اصل بندش، وندهای تصريفی راه را بر واژهسازی ــ یعنی اشتقاق و ترکیب ــ میبندند. نمونههای نقض این اصل را میتوان در بسیاری از زبانهای جهان جست؛ اما بههرروی اگر زبانی پیوندی باشد، انتظار داریم که وندافزایی در آن، عموماً از چنین اصلی پیروی کند.
□ سه پدیدۀ دیگر که در گزینههای بالا آمدهاند، با پیوندی بودن یک زبان ارتباطی ندارند. در مقابل، وقتی زبانی مانند فارسی، پیوندی است و با حفظ شفافیت مرز تکواژها، واژههای تصریفی و اشتقاقی میسازد، پیشبینی میشود که الگوی ساختواژیاش اصل بندش را رعایت کند و وندهای تصریفی را پس از اشتقاق و ترکیب به ریشه بیفزاید.
@MorphoSyntax
☑️ زبان پیوندی | ردهشناسی ساختواژی
□ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری زبانشناسی (۱۴۰۳) است که با حوزۀ ساختواژه و ردهشناسی ساختواژی پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
سؤال ۱۰ ـ در زبانهای پیوندی (agglutinative) انتظار میرود کدام پدیدۀ زیر مشاهده شود؟
۱. نبود خوشۀ همخوانی آغازین (initial consonant cluster)
۲. اعمال قاعدۀ ضمیراندازی (pro-drop rule)
۳. وجود مجهولهای صفتی (adjectival passive)
۴. رعایت اصل بندش (closure principle)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ فارسی معاصر از منظر ردهشناسی ساختواژی در گروه زبانهای پیوندی قرار دارد. در زبانهای پیوندی هر واژه میتواند از چند تکواژ تشکیل شود، مرز میان تکواژها روشن و مشخص است، و بهندرت واژ آمیختهای در این زبانها یافت میشود.
□ از قضا هر چهار ویژگی گزینههای بالا در فارسی وجود دارد: در الگوی هجایی فارسی معاصر خوشۀ همخوانی آغازین یافت نمیشود؛ ساختار نحوی فارسی اجازه میدهد که پارامتر ضمیراندازی اعمال شود؛ مجهولهای موسوم به صفتی در فارسی حضور دارند؛ و سرانجام اینکه اصل بندش غالباً در ساختواژۀ فارسی رعایت میشود.
□ براساس اصل بندش، وندهای تصريفی راه را بر واژهسازی ــ یعنی اشتقاق و ترکیب ــ میبندند. نمونههای نقض این اصل را میتوان در بسیاری از زبانهای جهان جست؛ اما بههرروی اگر زبانی پیوندی باشد، انتظار داریم که وندافزایی در آن، عموماً از چنین اصلی پیروی کند.
□ سه پدیدۀ دیگر که در گزینههای بالا آمدهاند، با پیوندی بودن یک زبان ارتباطی ندارند. در مقابل، وقتی زبانی مانند فارسی، پیوندی است و با حفظ شفافیت مرز تکواژها، واژههای تصریفی و اشتقاقی میسازد، پیشبینی میشود که الگوی ساختواژیاش اصل بندش را رعایت کند و وندهای تصریفی را پس از اشتقاق و ترکیب به ریشه بیفزاید.
@MorphoSyntax
👍4🙏4⚡3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
🔳 کودکان روستایی در چابهار خود را اینگونه به مدرسه میرسانند!
🗣 سیاهنمایی میکنی. بسیاری از روستاهای چابهار جاده و پل و خودرو دارند و کودکان روستایی با وسیلهٔ نقلیه به کلاس و درس میروند.
👤 غلط خوندی برادر! «ی» در «روستایی» عنصر وابستهٔ نکره است، نه پسوند اشتقاقی صفتساز.
🗣 اگه هدفت سیاهنمایی نبود، چرا از امکانات دیگهٔ زبان فارسی استفاده نکردی؟ مثلاً از «یک» نکره؟ حالا کجا درمیری؟
👤 برم ببینم اصطلاح «سیاهنمایی» از کی جای واژهٔ «نقد» رو گرفته، چرا در هزار سال گذشته بزرگان ادب فارسی این واژه رو نساختند و بهکار نبردند، چرا معادل تخصصی و دقیقی در زبانهای شناختهنشده ندارد، چرا . . . ؟
@MorphoSyntax
🔳 کودکان روستایی در چابهار خود را اینگونه به مدرسه میرسانند!
🗣 سیاهنمایی میکنی. بسیاری از روستاهای چابهار جاده و پل و خودرو دارند و کودکان روستایی با وسیلهٔ نقلیه به کلاس و درس میروند.
👤 غلط خوندی برادر! «ی» در «روستایی» عنصر وابستهٔ نکره است، نه پسوند اشتقاقی صفتساز.
🗣 اگه هدفت سیاهنمایی نبود، چرا از امکانات دیگهٔ زبان فارسی استفاده نکردی؟ مثلاً از «یک» نکره؟ حالا کجا درمیری؟
👤 برم ببینم اصطلاح «سیاهنمایی» از کی جای واژهٔ «نقد» رو گرفته، چرا در هزار سال گذشته بزرگان ادب فارسی این واژه رو نساختند و بهکار نبردند، چرا معادل تخصصی و دقیقی در زبانهای شناختهنشده ندارد، چرا . . . ؟
@MorphoSyntax
👏8👍2😢1
☰
🧾 واژهگزینی | تصویب سه اصطلاح صرفی
▫️برای سه اصطلاح زیر در گروه زبانشناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی معادلگزینی شده است:
▪️Infix: درونوند
▪️Interfix: میانوند
▪️Transfix: تراوند
▫️پیش از این، برای اصطلاح «infix» برابرنهادهٔ «میانوند» پیشنهاد شده بود و در برابر «interfix» نیز واژهٔ «بیناوند» رواج یافته بود.
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | تصویب سه اصطلاح صرفی
▫️برای سه اصطلاح زیر در گروه زبانشناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی معادلگزینی شده است:
▪️Infix: درونوند
▪️Interfix: میانوند
▪️Transfix: تراوند
▫️پیش از این، برای اصطلاح «infix» برابرنهادهٔ «میانوند» پیشنهاد شده بود و در برابر «interfix» نیز واژهٔ «بیناوند» رواج یافته بود.
@MorphoSyntax
👍6
2008 A Dictionary of Linguistics and Phonetics.pdf
3.8 MB
☰
📘 کتاب | واژهنامهٔ زبانشناسی و آواشناسی
🔹A Dictionary of Linguistics and Phonetics (Sixth Edition/ 2008)
🔹By:
David Crystal
@MorphoSyntax
📘 کتاب | واژهنامهٔ زبانشناسی و آواشناسی
🔹A Dictionary of Linguistics and Phonetics (Sixth Edition/ 2008)
🔹By:
David Crystal
@MorphoSyntax
❤4👍2🤩2
☰
🧾 واژهگزینی | aktionsart
▪️واژۀ آلمانی «aktionsart» که در انگلیسی به «kinds of action» ترجمه شده است و مترادفی برای اصطلاح تخصصی «event-type» بهشمار میرود، به نمود واژگانی محمولها اشاره میکند. برای مثال، در دستهبندی وندلر از نمود واژگانی محمولها، فعلهای «یافتن» و «ساختن» در جملههای زیر بهترتیب دارای نمود واژگانی دستاوردی و انجامی هستند:
✔️ نمود دستاوردی (achievement)
(۱). پدرش این کیف را یافت.
✔️ نمود انجامی (accomplishment)
(۲). پدرش این خانه را ساخت.
▪️اصطلاح «aktionsart» را میتوان به «کنشگونه/ گونۀ عمل/ گونۀ کنش/ نوع عمل» و مانند آنها ترجمه کرد. اما این اصطلاح برابرنهادهٔ تثبیتشدهای در فارسی ندارد و زبانشناسان معادلهای مختلفی را در برابر آن بهکار بردهاند (نک: مدخل «aspect» در کریستال ۲۰۰۸).
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | aktionsart
▪️واژۀ آلمانی «aktionsart» که در انگلیسی به «kinds of action» ترجمه شده است و مترادفی برای اصطلاح تخصصی «event-type» بهشمار میرود، به نمود واژگانی محمولها اشاره میکند. برای مثال، در دستهبندی وندلر از نمود واژگانی محمولها، فعلهای «یافتن» و «ساختن» در جملههای زیر بهترتیب دارای نمود واژگانی دستاوردی و انجامی هستند:
✔️ نمود دستاوردی (achievement)
(۱). پدرش این کیف را یافت.
✔️ نمود انجامی (accomplishment)
(۲). پدرش این خانه را ساخت.
▪️اصطلاح «aktionsart» را میتوان به «کنشگونه/ گونۀ عمل/ گونۀ کنش/ نوع عمل» و مانند آنها ترجمه کرد. اما این اصطلاح برابرنهادهٔ تثبیتشدهای در فارسی ندارد و زبانشناسان معادلهای مختلفی را در برابر آن بهکار بردهاند (نک: مدخل «aspect» در کریستال ۲۰۰۸).
@MorphoSyntax
👍4
☰
🧾 واژهگزینی | aktionsart ▪️کدامیک از برابرنهادههای زیر را برای اصطلاح «aktionsart» مناسبتر میدانید (پیشنهادها تنظیم الفبایی شدهاند)؟
🧾 واژهگزینی | aktionsart ▪️کدامیک از برابرنهادههای زیر را برای اصطلاح «aktionsart» مناسبتر میدانید (پیشنهادها تنظیم الفبایی شدهاند)؟
Anonymous Poll
64%
کنشگونه
11%
گونۀ کنش
6%
گونۀ عمل
13%
نوع عمل
6%
هیچکدام