2014 Ezafe Constructions as Relative Clauses.pdf
204.3 KB
☰
📑 مقاله | کسرهٔ اضافه
▫️هویت کسرهٔ اضافه چیست؟ آیا آن را باید یک تکواژ دستوری برشماریم و مثلاً نشانهٔ حالت اضافی (Genitive Case) بدانیم یا صرفاً پیونددهندهٔ آوایی تلقی کنیم؟ کسرهٔ اضافه پسوند تصریفی است یا پیبست، یا هیچکدام؟ چرا برخی از حروفاضافهٔ فارسی با کسرهٔ اضافه وابستهٔ اسمی میپذیرند؟
▫️ساختاری که میزبان کسرهٔ اضافه است، دیرزمانی است که آوازهٔ جهانی یافته و زبانشناسان آن را با نام «Ezafe Construction» میشناسند. به پیوست بخشی از مقالاتی را خواهید یافت که دربارهٔ این عنصر زبانی در نشریات معتبر غربی منتشر شده است. در میان کسانی که به تحلیل ساخت اضافهٔ فارسی پرداختهاند، ریچارد لارسون جایگاه بسیار برجستهای دارد.
@MorphoSyntax
📑 مقاله | کسرهٔ اضافه
▫️هویت کسرهٔ اضافه چیست؟ آیا آن را باید یک تکواژ دستوری برشماریم و مثلاً نشانهٔ حالت اضافی (Genitive Case) بدانیم یا صرفاً پیونددهندهٔ آوایی تلقی کنیم؟ کسرهٔ اضافه پسوند تصریفی است یا پیبست، یا هیچکدام؟ چرا برخی از حروفاضافهٔ فارسی با کسرهٔ اضافه وابستهٔ اسمی میپذیرند؟
▫️ساختاری که میزبان کسرهٔ اضافه است، دیرزمانی است که آوازهٔ جهانی یافته و زبانشناسان آن را با نام «Ezafe Construction» میشناسند. به پیوست بخشی از مقالاتی را خواهید یافت که دربارهٔ این عنصر زبانی در نشریات معتبر غربی منتشر شده است. در میان کسانی که به تحلیل ساخت اضافهٔ فارسی پرداختهاند، ریچارد لارسون جایگاه بسیار برجستهای دارد.
@MorphoSyntax
👍11🙏7❤1
MorphoSyntax
☰ 🧊 ساختواژه | وامگیری 🪧 زبانها هرچه در پذیرش واحدهای واژگانی بیگانه، دلیر و گشادهدستاند، در برابر وامگیری تکواژهای دستوری بسیار محافظهکار و بسته میشوند. 🪧 صرفنظر از کسرهٔ اضافه و هویت مناقشهبرانگیز آن، نوشتهٔ پیوست تنها به دو تکواژ فارسیتبار…
☰
🧾 واژهگزینی | تكوين الكلمات في البلدية
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
⛔️ واپایش خودکار؛ کمربند بازداری اندرآیی ⛔️
مگر خودروهای رواداشته و روزگاران ولنگاری!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝البته همهٔ این واژهها و اصطلاحات را نمیتوان بهجای نوشتهٔ تصویر بالا آورد؛ اما اگر از آغاز، به «ترافیک»، «آمدوشد» یا «شُدامد» میگفتند و بهجای «کنترل»، اسم مصدر «واپایش» یا حاصل مصدر «واپایی» را مینشاندند، فارسیزبانان هم ناگزیر بودند همین واژهها را بهکار برند. دشوار نبود که به «مجوز طرح ترافیک»، «پروانه» یا «روابرگ» ماهانه و سالانه بگوییم یا دستکم بهجای «ایام»، «روزها» بنویسیم؛ بود؟!
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | تكوين الكلمات في البلدية
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
⛔️ واپایش خودکار؛ کمربند بازداری اندرآیی ⛔️
مگر خودروهای رواداشته و روزگاران ولنگاری!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝البته همهٔ این واژهها و اصطلاحات را نمیتوان بهجای نوشتهٔ تصویر بالا آورد؛ اما اگر از آغاز، به «ترافیک»، «آمدوشد» یا «شُدامد» میگفتند و بهجای «کنترل»، اسم مصدر «واپایش» یا حاصل مصدر «واپایی» را مینشاندند، فارسیزبانان هم ناگزیر بودند همین واژهها را بهکار برند. دشوار نبود که به «مجوز طرح ترافیک»، «پروانه» یا «روابرگ» ماهانه و سالانه بگوییم یا دستکم بهجای «ایام»، «روزها» بنویسیم؛ بود؟!
@MorphoSyntax
👍14🤩3🤓2🤔1💯1🆒1
☰
🔰 حکایت | فرج بعد از شدت
▫️از بخیلی پرسیدند: فرج بعد از شدت چیست؟ گفت: اینکه بر سرای آدمی، مهمانی فرود آید، اما معلوم شود که روزه است!
▫️از استادی شنیدستم که فرج بعد از شدت آن است که مقالهای برای داوری در رایانامهاش فرود آید، اما پس از پذیرش داوری و گشودن مقاله، معلومش شود که همان را با نامی متفاوت، برای نشریهای دیگر داوری و مردود کرده است.
@MorphoSyntax
🔰 حکایت | فرج بعد از شدت
▫️از بخیلی پرسیدند: فرج بعد از شدت چیست؟ گفت: اینکه بر سرای آدمی، مهمانی فرود آید، اما معلوم شود که روزه است!
▫️از استادی شنیدستم که فرج بعد از شدت آن است که مقالهای برای داوری در رایانامهاش فرود آید، اما پس از پذیرش داوری و گشودن مقاله، معلومش شود که همان را با نامی متفاوت، برای نشریهای دیگر داوری و مردود کرده است.
@MorphoSyntax
😁26👍1🎄1🆒1
☰
💎 نحو | فعل «رسیدن» در بند پیرو کدام جملهٔ زیر زمان دستوری (Tense) دارد؟
💎 نحو | فعل «رسیدن» در بند پیرو کدام جملهٔ زیر زمان دستوری (Tense) دارد؟
Anonymous Quiz
41%
(۱). فکر میکرد که بهموقع برسد.
17%
(۲). تلاش میکرد که بهموقع برسد.
20%
(۳). انتظار داشت که بهموقع برسد.
22%
(۴). تصمیم داشت که بهموقع برسد.
🤔17👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🌐 ریشهشناسی | دار
🍃 واژۀ «دار» (= درخت) در فارسی، و «tree» در انگلیسی، نیای هندواروپایی مشترکی دارند. صورت فارسی میانهٔ «dɑr» به معنای «چوب و درخت»، از فارسی باستانِ «dɑru» ریشه گرفته و برآمده از هندواروپایی «dóru» است. واژۀ «دارو» نیز مشتق از «dɑr» است، زیرا داروهای طب سنتی پایۀ گیاهی داشتند (نک: حسندوست ۱۳۹۳).
🍃 در آنسو، واژۀ «tree» نیز سرگذشت مشابهی دارد. در انگلیسی کهن این واژه بهشکل «trēo» بهکار میرفت که دنبالۀ «treu» در ژرمنی غربی مادر و «dréwom» در دورۀ پیشاژرمنی (۲۵۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد) است. واژۀ بازسازیشدۀ اخیر صورت مشتقی از «dóru» در نیاهندواروپایی است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝توسکا دار/ قطع درختان توسکای ییلاقی و تخریب گستردۀ بافت جنگلی در مازندران
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🌐 ریشهشناسی | دار
🍃 واژۀ «دار» (= درخت) در فارسی، و «tree» در انگلیسی، نیای هندواروپایی مشترکی دارند. صورت فارسی میانهٔ «dɑr» به معنای «چوب و درخت»، از فارسی باستانِ «dɑru» ریشه گرفته و برآمده از هندواروپایی «dóru» است. واژۀ «دارو» نیز مشتق از «dɑr» است، زیرا داروهای طب سنتی پایۀ گیاهی داشتند (نک: حسندوست ۱۳۹۳).
🍃 در آنسو، واژۀ «tree» نیز سرگذشت مشابهی دارد. در انگلیسی کهن این واژه بهشکل «trēo» بهکار میرفت که دنبالۀ «treu» در ژرمنی غربی مادر و «dréwom» در دورۀ پیشاژرمنی (۲۵۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد) است. واژۀ بازسازیشدۀ اخیر صورت مشتقی از «dóru» در نیاهندواروپایی است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝توسکا دار/ قطع درختان توسکای ییلاقی و تخریب گستردۀ بافت جنگلی در مازندران
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍8😢5❤3
☰
☑️ ساختواژه | پسوند و پیبست
🖇 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۴) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۳۸ ــ در کدام مصراع زیر، پسوند تصریفی «ــند» به پایۀ «جنگ» متصل شده است؟
۱. ز مردی سال و مه با هم به جنگند
۲. هر دو در جنگند و اندر ماجرا
۳. سواران جنگند و مردان کین
۴. همی جنگند و میلنگند ناچار
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✖️۱. ز مردی سال و مه با هم به جنگند
= به جنگ هستند/ ــند: واژهبست فعل «بودن»
✖️۲. هر دو در جنگند و اندر ماجرا
= در جنگ هستند/ ــند: واژهبست فعل «بودن»
✖️۳. سواران جنگند و مردان کین
= سواران جنگ هستند/ ــند: واژهبست فعل «بودن»
✔️ ۴. همی جنگند و میلنگند ناچار
= میجنگند/ ــند: پسوند تصریفی مطابقه
🖇 در «همی جنگند»، عنصر وابستهٔ «ــند» به پایهٔ فعلی متصل شده و پسوند تصریفی مطابقه است؛ پسوندی که بر شخصوشمار دلالت میکند.
🖇 در دیگر گزینهها، عنصر وابستهٔ «ــند/ ــاند» به اسم ملحق شده، صورت متصل ریشهٔ واژگانی «باش» (بودن) بهشمار میرود، و بنابراین واژهبست، از نوع پیبست، است.
@MorphoSyntax
☑️ ساختواژه | پسوند و پیبست
🖇 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۴) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۳۸ ــ در کدام مصراع زیر، پسوند تصریفی «ــند» به پایۀ «جنگ» متصل شده است؟
۱. ز مردی سال و مه با هم به جنگند
۲. هر دو در جنگند و اندر ماجرا
۳. سواران جنگند و مردان کین
۴. همی جنگند و میلنگند ناچار
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✖️۱. ز مردی سال و مه با هم به جنگند
= به جنگ هستند/ ــند: واژهبست فعل «بودن»
✖️۲. هر دو در جنگند و اندر ماجرا
= در جنگ هستند/ ــند: واژهبست فعل «بودن»
✖️۳. سواران جنگند و مردان کین
= سواران جنگ هستند/ ــند: واژهبست فعل «بودن»
✔️ ۴. همی جنگند و میلنگند ناچار
= میجنگند/ ــند: پسوند تصریفی مطابقه
🖇 در «همی جنگند»، عنصر وابستهٔ «ــند» به پایهٔ فعلی متصل شده و پسوند تصریفی مطابقه است؛ پسوندی که بر شخصوشمار دلالت میکند.
🖇 در دیگر گزینهها، عنصر وابستهٔ «ــند/ ــاند» به اسم ملحق شده، صورت متصل ریشهٔ واژگانی «باش» (بودن) بهشمار میرود، و بنابراین واژهبست، از نوع پیبست، است.
@MorphoSyntax
👍7🔥1
☰
🚦دستور خط | عبارت متشکل از سه واژهٔ «قلمرو» و «فرمانده» و «نبرد» را چگونه مینویسید؟
🚦دستور خط | عبارت متشکل از سه واژهٔ «قلمرو» و «فرمانده» و «نبرد» را چگونه مینویسید؟
Final Results
29%
(۱). قلمروِ فرماندهِ نبرد
24%
(۲). قلمروی فرماندهٔ نبرد
32%
(۳). قلمروِ فرماندهٔ نبرد
15%
(۴). قلمروی فرماندهِ نبرد
👍5❤4
MorphoSyntax
☰
🚦دستور خط | عبارت متشکل از سه واژهٔ «قلمرو» و «فرمانده» و «نبرد» را چگونه مینویسید؟
🚦دستور خط | عبارت متشکل از سه واژهٔ «قلمرو» و «فرمانده» و «نبرد» را چگونه مینویسید؟
☰
🚦دستور خط | قلمرو + فرمانده + نبرد
□ فرمانده
✧ واژهٔ «فرمانده» به همخوان /h/ پایان میپذیرد، نه واکهٔ /e/. بههمین دلیل، وقتی پسوند «ــی» میپذیرد و به حاصل مصدر تبدیل میشود، بهصورت «فرماندهی» ضبط میشود، نه «*فرماندهای/ فرماندگی». پس «فرمانده» در ساختی که وابستهٔ پسین میپذیرد، نیازی به واج میانجی ندارد: «فرماندهِ نبرد».
□ قلمرو
✧ واژهٔ «قلمرو/ قلمرو» متشکل از اسم «قلم» و ریشهٔ فعلی «رو» است. بنابراین، «قلمرو» در تلفظ رسمی به واکهٔ بسیط /o/ یا واکهٔ مرکب /ow/ ختم میشود. بههرروی، تکواژ دوم این واژه همان است که در «پیادهرو» و «خودرو» آمده و اگر مینویسیم «پیادهروی خیابان» و «خودروی ارزان»، «قلمرو» را نیز باید به همین ترتیب در جایگاه مضاف یا موصوف بنشانیم: «قلمروی فرمانده».
✧ در مجموع، نگارنده ترجیح میدهد ساخت یادشده را اینگونه بنویسد: «قلمروی فرماندهِ نبرد».
@MorphoSyntax
🚦دستور خط | قلمرو + فرمانده + نبرد
□ فرمانده
✧ واژهٔ «فرمانده» به همخوان /h/ پایان میپذیرد، نه واکهٔ /e/. بههمین دلیل، وقتی پسوند «ــی» میپذیرد و به حاصل مصدر تبدیل میشود، بهصورت «فرماندهی» ضبط میشود، نه «*فرماندهای/ فرماندگی». پس «فرمانده» در ساختی که وابستهٔ پسین میپذیرد، نیازی به واج میانجی ندارد: «فرماندهِ نبرد».
□ قلمرو
✧ واژهٔ «قلمرو/ قلمرو» متشکل از اسم «قلم» و ریشهٔ فعلی «رو» است. بنابراین، «قلمرو» در تلفظ رسمی به واکهٔ بسیط /o/ یا واکهٔ مرکب /ow/ ختم میشود. بههرروی، تکواژ دوم این واژه همان است که در «پیادهرو» و «خودرو» آمده و اگر مینویسیم «پیادهروی خیابان» و «خودروی ارزان»، «قلمرو» را نیز باید به همین ترتیب در جایگاه مضاف یا موصوف بنشانیم: «قلمروی فرمانده».
✧ در مجموع، نگارنده ترجیح میدهد ساخت یادشده را اینگونه بنویسد: «قلمروی فرماندهِ نبرد».
@MorphoSyntax
👍6🤔3💯2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
🗓 هجدهم اسفند | روز بوشهر
▪️احسان عبدیپور (زادهٔ ۱۸ آبان ۱۳۵۹ در بوشهر) کارگردان و فیلمنامهنویس
▪️حکایت ناخدا و پسر
@MorphoSyntax
🗓 هجدهم اسفند | روز بوشهر
▪️احسان عبدیپور (زادهٔ ۱۸ آبان ۱۳۵۹ در بوشهر) کارگردان و فیلمنامهنویس
▪️حکایت ناخدا و پسر
@MorphoSyntax
❤11👏2
☰
🧾 واژهگزینی | کد ملی، کد پستی
▫️واژهٔ بیگانهٔ «کُد» هم به تنهایی، هم در جامهٔ ترکیب و اشتقاق به فارسی راه یافته است. فرهنگستان زبان و ادب فارسی افزونبر اینکه «کُد» را بهمثابهٔ واژهای فارسی پذیرفته، در برخی از حوزهها نیز معادلی در برابر آن تصویب کرده است؛ از جمله:
● رمز [عمومی]
ـcodeـ
● رمزینه [عمومی]
ـbar codeـ
● رمزینهخوان [رایانه]
ـbarcode readerـ
● رمزگردانی [زبانشناسی]
ـcode switchingـ
● کدبندی، کدگذاری [رایانه]
ـcodingـ
● شناسۀ فعالیت [مدیریت]
ـactivity codeـ
● تبارشناسه [زیستشناسی]
ـphylocodeـ
● کد حساب [مخابرات]
ـaccount codeـ
● شناسۀ حسابها [مدیریت]
ـcode of accountsـ
● قواعد اخلاقی [گردشگری]
ـcode of ethicsـ
● پروتئین رمزگشا [زیستشناسی]
ـdecoder proteinـ
● آییننامۀ ایمنی کار [حملونقل دریایی]
ـcode of safe workingـ
▫️گویا جزء «کد» هنوز در هیچیک از دو عبارت پربسامد «کد ملی» و «کد پستی» برابرنهاد مصوب ندارد. حالا که قرار است «کد ملی» جای «کد پستی» را بگیرد، بد نیست واژهای هم جای خود «کد» را در این اصطلاحات بگیرد.
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | کد ملی، کد پستی
▫️واژهٔ بیگانهٔ «کُد» هم به تنهایی، هم در جامهٔ ترکیب و اشتقاق به فارسی راه یافته است. فرهنگستان زبان و ادب فارسی افزونبر اینکه «کُد» را بهمثابهٔ واژهای فارسی پذیرفته، در برخی از حوزهها نیز معادلی در برابر آن تصویب کرده است؛ از جمله:
● رمز [عمومی]
ـcodeـ
● رمزینه [عمومی]
ـbar codeـ
● رمزینهخوان [رایانه]
ـbarcode readerـ
● رمزگردانی [زبانشناسی]
ـcode switchingـ
● کدبندی، کدگذاری [رایانه]
ـcodingـ
● شناسۀ فعالیت [مدیریت]
ـactivity codeـ
● تبارشناسه [زیستشناسی]
ـphylocodeـ
● کد حساب [مخابرات]
ـaccount codeـ
● شناسۀ حسابها [مدیریت]
ـcode of accountsـ
● قواعد اخلاقی [گردشگری]
ـcode of ethicsـ
● پروتئین رمزگشا [زیستشناسی]
ـdecoder proteinـ
● آییننامۀ ایمنی کار [حملونقل دریایی]
ـcode of safe workingـ
▫️گویا جزء «کد» هنوز در هیچیک از دو عبارت پربسامد «کد ملی» و «کد پستی» برابرنهاد مصوب ندارد. حالا که قرار است «کد ملی» جای «کد پستی» را بگیرد، بد نیست واژهای هم جای خود «کد» را در این اصطلاحات بگیرد.
@MorphoSyntax
👍9😢3❤1
☰
🔍 مسئله (۳۲)
اشک در چشمانش حلقه زد و گفت:
● «بعد از اون خدابیامرز، میل به زندگی رو از دست دادم؛ با اینکه در محلهٔ اعیاننشینی زندگی میکردیم، زمینلرزه خونهخرابمون کرد و از دنیا رفت.»
و بعد در حالی که تأکید میکرد مراقب باش کبابها خشک نشه، با صدایی محزون پرسید:
● «بهنظرت توی اون جمله چند تا مرکب فعلی بهکار رفته؟»
۱. یک
۲. دو
۳. سه
۴. چهار
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۳۲)
اشک در چشمانش حلقه زد و گفت:
● «بعد از اون خدابیامرز، میل به زندگی رو از دست دادم؛ با اینکه در محلهٔ اعیاننشینی زندگی میکردیم، زمینلرزه خونهخرابمون کرد و از دنیا رفت.»
و بعد در حالی که تأکید میکرد مراقب باش کبابها خشک نشه، با صدایی محزون پرسید:
● «بهنظرت توی اون جمله چند تا مرکب فعلی بهکار رفته؟»
۱. یک
۲. دو
۳. سه
۴. چهار
@MorphoSyntax
😁10👍3
MorphoSyntax
☰ 🚦دستور خط | قلمرو + فرمانده + نبرد □ فرمانده ✧ واژهٔ «فرمانده» به همخوان /h/ پایان میپذیرد، نه واکهٔ /e/. بههمین دلیل، وقتی پسوند «ــی» میپذیرد و به حاصل مصدر تبدیل میشود، بهصورت «فرماندهی» ضبط میشود، نه «*فرماندهای/ فرماندگی». پس «فرمانده» در…
☰
🚦دستور خط | فرماندهان/ فرماندهِ کل قوا
🖊از خدا پنهان نیست، از شما چه پنهان، کتابی هست به نام فرهنگ بزرگ سخن که در سال ۱۳۸۱ به سرپرستی دکتر حسن انوری و گروهی از متخصصان برجستهٔ فرهنگنویسی منتشر شده است. برای اینکه بدانیم «فرماندهِ نبرد» درست است یا «فرماندهٔ نبرد»، لازم نیست صامت و مصوت را از هم تمیز دهیم یا واژگونههای ریشهٔ «ده» را بشناسیم و بدانیم کدامش با «فرمان» ترکیب شده است. همینکه توالی حروف الفبای فارسی را بلد باشیم و بتوانیم مدخل «فرمانده» را در فرهنگ یادشده بیابیم، خودش بقیهٔ کارها را انجام میدهد و «گرهِ» این مسئله را میگشاید.
@MorphoSyntax
🚦دستور خط | فرماندهان/ فرماندهِ کل قوا
🖊از خدا پنهان نیست، از شما چه پنهان، کتابی هست به نام فرهنگ بزرگ سخن که در سال ۱۳۸۱ به سرپرستی دکتر حسن انوری و گروهی از متخصصان برجستهٔ فرهنگنویسی منتشر شده است. برای اینکه بدانیم «فرماندهِ نبرد» درست است یا «فرماندهٔ نبرد»، لازم نیست صامت و مصوت را از هم تمیز دهیم یا واژگونههای ریشهٔ «ده» را بشناسیم و بدانیم کدامش با «فرمان» ترکیب شده است. همینکه توالی حروف الفبای فارسی را بلد باشیم و بتوانیم مدخل «فرمانده» را در فرهنگ یادشده بیابیم، خودش بقیهٔ کارها را انجام میدهد و «گرهِ» این مسئله را میگشاید.
@MorphoSyntax
😁10👌3
☰
👁🗨 دیدگاه | کی دفاع کنیم؟
▪️با توجه به تورم فزاینده و افزایش افسارگسیختهٔ هزینهٔ پذیرایی، تنها توصیهام به دوستان این است که دفاعشان را بیندازند به ایام صیام.
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | کی دفاع کنیم؟
▪️با توجه به تورم فزاینده و افزایش افسارگسیختهٔ هزینهٔ پذیرایی، تنها توصیهام به دوستان این است که دفاعشان را بیندازند به ایام صیام.
@MorphoSyntax
😁31🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🌐 ریشهشناسی | کهکشان
دی غباری بر فلک میرفت گفتم کاین غبار
مرکبان شه ز راه «کهکشان» افشاندهاند
✍🏿 خاقانی
▪️دهخدا دربارۀ ریشۀ «کهکشان» مینویسد:
«کاهکشان نیز گویند و به تازی مجره خوانند؛ و آن سفیدیی باشد که شبها به طریق راه در آسمان نماید . . . این را کهکشان از آن گویند که مشابه بدان است که کسی کاه را در رسن بسته بر زمین ریگآلوده کشد و خطها از آن بر زمین پدید آیند.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝نمای دماوند و کهکشان راه شیری/ ثبت تصاویر از عماد نعمتاللهی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🌐 ریشهشناسی | کهکشان
دی غباری بر فلک میرفت گفتم کاین غبار
مرکبان شه ز راه «کهکشان» افشاندهاند
✍🏿 خاقانی
▪️دهخدا دربارۀ ریشۀ «کهکشان» مینویسد:
«کاهکشان نیز گویند و به تازی مجره خوانند؛ و آن سفیدیی باشد که شبها به طریق راه در آسمان نماید . . . این را کهکشان از آن گویند که مشابه بدان است که کسی کاه را در رسن بسته بر زمین ریگآلوده کشد و خطها از آن بر زمین پدید آیند.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝نمای دماوند و کهکشان راه شیری/ ثبت تصاویر از عماد نعمتاللهی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
❤14👍7🤔1