This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🌐 ریشهشناسی | دار
🍃 واژۀ «دار» (= درخت) در فارسی، و «tree» در انگلیسی، نیای هندواروپایی مشترکی دارند. صورت فارسی میانهٔ «dɑr» به معنای «چوب و درخت»، از فارسی باستانِ «dɑru» ریشه گرفته و برآمده از هندواروپایی «dóru» است. واژۀ «دارو» نیز مشتق از «dɑr» است، زیرا داروهای طب سنتی پایۀ گیاهی داشتند (نک: حسندوست ۱۳۹۳).
🍃 در آنسو، واژۀ «tree» نیز سرگذشت مشابهی دارد. در انگلیسی کهن این واژه بهشکل «trēo» بهکار میرفت که دنبالۀ «treu» در ژرمنی غربی مادر و «dréwom» در دورۀ پیشاژرمنی (۲۵۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد) است. واژۀ بازسازیشدۀ اخیر صورت مشتقی از «dóru» در نیاهندواروپایی است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝توسکا دار/ قطع درختان توسکای ییلاقی و تخریب گستردۀ بافت جنگلی در مازندران
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🌐 ریشهشناسی | دار
🍃 واژۀ «دار» (= درخت) در فارسی، و «tree» در انگلیسی، نیای هندواروپایی مشترکی دارند. صورت فارسی میانهٔ «dɑr» به معنای «چوب و درخت»، از فارسی باستانِ «dɑru» ریشه گرفته و برآمده از هندواروپایی «dóru» است. واژۀ «دارو» نیز مشتق از «dɑr» است، زیرا داروهای طب سنتی پایۀ گیاهی داشتند (نک: حسندوست ۱۳۹۳).
🍃 در آنسو، واژۀ «tree» نیز سرگذشت مشابهی دارد. در انگلیسی کهن این واژه بهشکل «trēo» بهکار میرفت که دنبالۀ «treu» در ژرمنی غربی مادر و «dréwom» در دورۀ پیشاژرمنی (۲۵۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد) است. واژۀ بازسازیشدۀ اخیر صورت مشتقی از «dóru» در نیاهندواروپایی است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝توسکا دار/ قطع درختان توسکای ییلاقی و تخریب گستردۀ بافت جنگلی در مازندران
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍8😢5❤3
☰
☑️ ساختواژه | پسوند و پیبست
🖇 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۴) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۳۸ ــ در کدام مصراع زیر، پسوند تصریفی «ــند» به پایۀ «جنگ» متصل شده است؟
۱. ز مردی سال و مه با هم به جنگند
۲. هر دو در جنگند و اندر ماجرا
۳. سواران جنگند و مردان کین
۴. همی جنگند و میلنگند ناچار
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✖️۱. ز مردی سال و مه با هم به جنگند
= به جنگ هستند/ ــند: واژهبست فعل «بودن»
✖️۲. هر دو در جنگند و اندر ماجرا
= در جنگ هستند/ ــند: واژهبست فعل «بودن»
✖️۳. سواران جنگند و مردان کین
= سواران جنگ هستند/ ــند: واژهبست فعل «بودن»
✔️ ۴. همی جنگند و میلنگند ناچار
= میجنگند/ ــند: پسوند تصریفی مطابقه
🖇 در «همی جنگند»، عنصر وابستهٔ «ــند» به پایهٔ فعلی متصل شده و پسوند تصریفی مطابقه است؛ پسوندی که بر شخصوشمار دلالت میکند.
🖇 در دیگر گزینهها، عنصر وابستهٔ «ــند/ ــاند» به اسم ملحق شده، صورت متصل ریشهٔ واژگانی «باش» (بودن) بهشمار میرود، و بنابراین واژهبست، از نوع پیبست، است.
@MorphoSyntax
☑️ ساختواژه | پسوند و پیبست
🖇 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۴) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۳۸ ــ در کدام مصراع زیر، پسوند تصریفی «ــند» به پایۀ «جنگ» متصل شده است؟
۱. ز مردی سال و مه با هم به جنگند
۲. هر دو در جنگند و اندر ماجرا
۳. سواران جنگند و مردان کین
۴. همی جنگند و میلنگند ناچار
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✖️۱. ز مردی سال و مه با هم به جنگند
= به جنگ هستند/ ــند: واژهبست فعل «بودن»
✖️۲. هر دو در جنگند و اندر ماجرا
= در جنگ هستند/ ــند: واژهبست فعل «بودن»
✖️۳. سواران جنگند و مردان کین
= سواران جنگ هستند/ ــند: واژهبست فعل «بودن»
✔️ ۴. همی جنگند و میلنگند ناچار
= میجنگند/ ــند: پسوند تصریفی مطابقه
🖇 در «همی جنگند»، عنصر وابستهٔ «ــند» به پایهٔ فعلی متصل شده و پسوند تصریفی مطابقه است؛ پسوندی که بر شخصوشمار دلالت میکند.
🖇 در دیگر گزینهها، عنصر وابستهٔ «ــند/ ــاند» به اسم ملحق شده، صورت متصل ریشهٔ واژگانی «باش» (بودن) بهشمار میرود، و بنابراین واژهبست، از نوع پیبست، است.
@MorphoSyntax
👍7🔥1
☰
🚦دستور خط | عبارت متشکل از سه واژهٔ «قلمرو» و «فرمانده» و «نبرد» را چگونه مینویسید؟
🚦دستور خط | عبارت متشکل از سه واژهٔ «قلمرو» و «فرمانده» و «نبرد» را چگونه مینویسید؟
Final Results
29%
(۱). قلمروِ فرماندهِ نبرد
24%
(۲). قلمروی فرماندهٔ نبرد
32%
(۳). قلمروِ فرماندهٔ نبرد
15%
(۴). قلمروی فرماندهِ نبرد
👍5❤4
MorphoSyntax
☰
🚦دستور خط | عبارت متشکل از سه واژهٔ «قلمرو» و «فرمانده» و «نبرد» را چگونه مینویسید؟
🚦دستور خط | عبارت متشکل از سه واژهٔ «قلمرو» و «فرمانده» و «نبرد» را چگونه مینویسید؟
☰
🚦دستور خط | قلمرو + فرمانده + نبرد
□ فرمانده
✧ واژهٔ «فرمانده» به همخوان /h/ پایان میپذیرد، نه واکهٔ /e/. بههمین دلیل، وقتی پسوند «ــی» میپذیرد و به حاصل مصدر تبدیل میشود، بهصورت «فرماندهی» ضبط میشود، نه «*فرماندهای/ فرماندگی». پس «فرمانده» در ساختی که وابستهٔ پسین میپذیرد، نیازی به واج میانجی ندارد: «فرماندهِ نبرد».
□ قلمرو
✧ واژهٔ «قلمرو/ قلمرو» متشکل از اسم «قلم» و ریشهٔ فعلی «رو» است. بنابراین، «قلمرو» در تلفظ رسمی به واکهٔ بسیط /o/ یا واکهٔ مرکب /ow/ ختم میشود. بههرروی، تکواژ دوم این واژه همان است که در «پیادهرو» و «خودرو» آمده و اگر مینویسیم «پیادهروی خیابان» و «خودروی ارزان»، «قلمرو» را نیز باید به همین ترتیب در جایگاه مضاف یا موصوف بنشانیم: «قلمروی فرمانده».
✧ در مجموع، نگارنده ترجیح میدهد ساخت یادشده را اینگونه بنویسد: «قلمروی فرماندهِ نبرد».
@MorphoSyntax
🚦دستور خط | قلمرو + فرمانده + نبرد
□ فرمانده
✧ واژهٔ «فرمانده» به همخوان /h/ پایان میپذیرد، نه واکهٔ /e/. بههمین دلیل، وقتی پسوند «ــی» میپذیرد و به حاصل مصدر تبدیل میشود، بهصورت «فرماندهی» ضبط میشود، نه «*فرماندهای/ فرماندگی». پس «فرمانده» در ساختی که وابستهٔ پسین میپذیرد، نیازی به واج میانجی ندارد: «فرماندهِ نبرد».
□ قلمرو
✧ واژهٔ «قلمرو/ قلمرو» متشکل از اسم «قلم» و ریشهٔ فعلی «رو» است. بنابراین، «قلمرو» در تلفظ رسمی به واکهٔ بسیط /o/ یا واکهٔ مرکب /ow/ ختم میشود. بههرروی، تکواژ دوم این واژه همان است که در «پیادهرو» و «خودرو» آمده و اگر مینویسیم «پیادهروی خیابان» و «خودروی ارزان»، «قلمرو» را نیز باید به همین ترتیب در جایگاه مضاف یا موصوف بنشانیم: «قلمروی فرمانده».
✧ در مجموع، نگارنده ترجیح میدهد ساخت یادشده را اینگونه بنویسد: «قلمروی فرماندهِ نبرد».
@MorphoSyntax
👍6🤔3💯2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
🗓 هجدهم اسفند | روز بوشهر
▪️احسان عبدیپور (زادهٔ ۱۸ آبان ۱۳۵۹ در بوشهر) کارگردان و فیلمنامهنویس
▪️حکایت ناخدا و پسر
@MorphoSyntax
🗓 هجدهم اسفند | روز بوشهر
▪️احسان عبدیپور (زادهٔ ۱۸ آبان ۱۳۵۹ در بوشهر) کارگردان و فیلمنامهنویس
▪️حکایت ناخدا و پسر
@MorphoSyntax
❤11👏2
☰
🧾 واژهگزینی | کد ملی، کد پستی
▫️واژهٔ بیگانهٔ «کُد» هم به تنهایی، هم در جامهٔ ترکیب و اشتقاق به فارسی راه یافته است. فرهنگستان زبان و ادب فارسی افزونبر اینکه «کُد» را بهمثابهٔ واژهای فارسی پذیرفته، در برخی از حوزهها نیز معادلی در برابر آن تصویب کرده است؛ از جمله:
● رمز [عمومی]
ـcodeـ
● رمزینه [عمومی]
ـbar codeـ
● رمزینهخوان [رایانه]
ـbarcode readerـ
● رمزگردانی [زبانشناسی]
ـcode switchingـ
● کدبندی، کدگذاری [رایانه]
ـcodingـ
● شناسۀ فعالیت [مدیریت]
ـactivity codeـ
● تبارشناسه [زیستشناسی]
ـphylocodeـ
● کد حساب [مخابرات]
ـaccount codeـ
● شناسۀ حسابها [مدیریت]
ـcode of accountsـ
● قواعد اخلاقی [گردشگری]
ـcode of ethicsـ
● پروتئین رمزگشا [زیستشناسی]
ـdecoder proteinـ
● آییننامۀ ایمنی کار [حملونقل دریایی]
ـcode of safe workingـ
▫️گویا جزء «کد» هنوز در هیچیک از دو عبارت پربسامد «کد ملی» و «کد پستی» برابرنهاد مصوب ندارد. حالا که قرار است «کد ملی» جای «کد پستی» را بگیرد، بد نیست واژهای هم جای خود «کد» را در این اصطلاحات بگیرد.
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | کد ملی، کد پستی
▫️واژهٔ بیگانهٔ «کُد» هم به تنهایی، هم در جامهٔ ترکیب و اشتقاق به فارسی راه یافته است. فرهنگستان زبان و ادب فارسی افزونبر اینکه «کُد» را بهمثابهٔ واژهای فارسی پذیرفته، در برخی از حوزهها نیز معادلی در برابر آن تصویب کرده است؛ از جمله:
● رمز [عمومی]
ـcodeـ
● رمزینه [عمومی]
ـbar codeـ
● رمزینهخوان [رایانه]
ـbarcode readerـ
● رمزگردانی [زبانشناسی]
ـcode switchingـ
● کدبندی، کدگذاری [رایانه]
ـcodingـ
● شناسۀ فعالیت [مدیریت]
ـactivity codeـ
● تبارشناسه [زیستشناسی]
ـphylocodeـ
● کد حساب [مخابرات]
ـaccount codeـ
● شناسۀ حسابها [مدیریت]
ـcode of accountsـ
● قواعد اخلاقی [گردشگری]
ـcode of ethicsـ
● پروتئین رمزگشا [زیستشناسی]
ـdecoder proteinـ
● آییننامۀ ایمنی کار [حملونقل دریایی]
ـcode of safe workingـ
▫️گویا جزء «کد» هنوز در هیچیک از دو عبارت پربسامد «کد ملی» و «کد پستی» برابرنهاد مصوب ندارد. حالا که قرار است «کد ملی» جای «کد پستی» را بگیرد، بد نیست واژهای هم جای خود «کد» را در این اصطلاحات بگیرد.
@MorphoSyntax
👍9😢3❤1
☰
🔍 مسئله (۳۲)
اشک در چشمانش حلقه زد و گفت:
● «بعد از اون خدابیامرز، میل به زندگی رو از دست دادم؛ با اینکه در محلهٔ اعیاننشینی زندگی میکردیم، زمینلرزه خونهخرابمون کرد و از دنیا رفت.»
و بعد در حالی که تأکید میکرد مراقب باش کبابها خشک نشه، با صدایی محزون پرسید:
● «بهنظرت توی اون جمله چند تا مرکب فعلی بهکار رفته؟»
۱. یک
۲. دو
۳. سه
۴. چهار
@MorphoSyntax
🔍 مسئله (۳۲)
اشک در چشمانش حلقه زد و گفت:
● «بعد از اون خدابیامرز، میل به زندگی رو از دست دادم؛ با اینکه در محلهٔ اعیاننشینی زندگی میکردیم، زمینلرزه خونهخرابمون کرد و از دنیا رفت.»
و بعد در حالی که تأکید میکرد مراقب باش کبابها خشک نشه، با صدایی محزون پرسید:
● «بهنظرت توی اون جمله چند تا مرکب فعلی بهکار رفته؟»
۱. یک
۲. دو
۳. سه
۴. چهار
@MorphoSyntax
😁10👍3
MorphoSyntax
☰ 🚦دستور خط | قلمرو + فرمانده + نبرد □ فرمانده ✧ واژهٔ «فرمانده» به همخوان /h/ پایان میپذیرد، نه واکهٔ /e/. بههمین دلیل، وقتی پسوند «ــی» میپذیرد و به حاصل مصدر تبدیل میشود، بهصورت «فرماندهی» ضبط میشود، نه «*فرماندهای/ فرماندگی». پس «فرمانده» در…
☰
🚦دستور خط | فرماندهان/ فرماندهِ کل قوا
🖊از خدا پنهان نیست، از شما چه پنهان، کتابی هست به نام فرهنگ بزرگ سخن که در سال ۱۳۸۱ به سرپرستی دکتر حسن انوری و گروهی از متخصصان برجستهٔ فرهنگنویسی منتشر شده است. برای اینکه بدانیم «فرماندهِ نبرد» درست است یا «فرماندهٔ نبرد»، لازم نیست صامت و مصوت را از هم تمیز دهیم یا واژگونههای ریشهٔ «ده» را بشناسیم و بدانیم کدامش با «فرمان» ترکیب شده است. همینکه توالی حروف الفبای فارسی را بلد باشیم و بتوانیم مدخل «فرمانده» را در فرهنگ یادشده بیابیم، خودش بقیهٔ کارها را انجام میدهد و «گرهِ» این مسئله را میگشاید.
@MorphoSyntax
🚦دستور خط | فرماندهان/ فرماندهِ کل قوا
🖊از خدا پنهان نیست، از شما چه پنهان، کتابی هست به نام فرهنگ بزرگ سخن که در سال ۱۳۸۱ به سرپرستی دکتر حسن انوری و گروهی از متخصصان برجستهٔ فرهنگنویسی منتشر شده است. برای اینکه بدانیم «فرماندهِ نبرد» درست است یا «فرماندهٔ نبرد»، لازم نیست صامت و مصوت را از هم تمیز دهیم یا واژگونههای ریشهٔ «ده» را بشناسیم و بدانیم کدامش با «فرمان» ترکیب شده است. همینکه توالی حروف الفبای فارسی را بلد باشیم و بتوانیم مدخل «فرمانده» را در فرهنگ یادشده بیابیم، خودش بقیهٔ کارها را انجام میدهد و «گرهِ» این مسئله را میگشاید.
@MorphoSyntax
😁10👌3
☰
👁🗨 دیدگاه | کی دفاع کنیم؟
▪️با توجه به تورم فزاینده و افزایش افسارگسیختهٔ هزینهٔ پذیرایی، تنها توصیهام به دوستان این است که دفاعشان را بیندازند به ایام صیام.
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | کی دفاع کنیم؟
▪️با توجه به تورم فزاینده و افزایش افسارگسیختهٔ هزینهٔ پذیرایی، تنها توصیهام به دوستان این است که دفاعشان را بیندازند به ایام صیام.
@MorphoSyntax
😁31🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🌐 ریشهشناسی | کهکشان
دی غباری بر فلک میرفت گفتم کاین غبار
مرکبان شه ز راه «کهکشان» افشاندهاند
✍🏿 خاقانی
▪️دهخدا دربارۀ ریشۀ «کهکشان» مینویسد:
«کاهکشان نیز گویند و به تازی مجره خوانند؛ و آن سفیدیی باشد که شبها به طریق راه در آسمان نماید . . . این را کهکشان از آن گویند که مشابه بدان است که کسی کاه را در رسن بسته بر زمین ریگآلوده کشد و خطها از آن بر زمین پدید آیند.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝نمای دماوند و کهکشان راه شیری/ ثبت تصاویر از عماد نعمتاللهی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🌐 ریشهشناسی | کهکشان
دی غباری بر فلک میرفت گفتم کاین غبار
مرکبان شه ز راه «کهکشان» افشاندهاند
✍🏿 خاقانی
▪️دهخدا دربارۀ ریشۀ «کهکشان» مینویسد:
«کاهکشان نیز گویند و به تازی مجره خوانند؛ و آن سفیدیی باشد که شبها به طریق راه در آسمان نماید . . . این را کهکشان از آن گویند که مشابه بدان است که کسی کاه را در رسن بسته بر زمین ریگآلوده کشد و خطها از آن بر زمین پدید آیند.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝نمای دماوند و کهکشان راه شیری/ ثبت تصاویر از عماد نعمتاللهی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
❤14👍7🤔1
☰
🚦دستور خط | هکسره
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ *برادره این پسره که قدبلنده، دروازهبانــه یــه تیمــه باشگاهیــه.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❂ نشانۀ «های بیان حرکت» (ــه) که بهویژه در گونۀ غیررسمی زبان تظاهر مییابد، هویتها و کاربردهای مختلفی دارد:
(۱). واژهبست «ـه» بهجای «است»:
◄ پسرش خواب است/ پسرش خوابــه.
(۲). شناسۀ «ـه» بهجای «ـد»:
◄ پسرش زود میخوابـد/ پسرش زود میخوابـه.
(۳). نشانۀ معرفۀ «ـه» در برابر «ـی» نکره:
◄ از پسری این رو گرفتم/ از پسره این رو گرفتم.
(۴). دلالت بر سوم شخص مفرد حال کامل:
◄ کم غذا خورد/ کم غذا خورده.
(۵). بخشی از واژه یا تکواژی از واژه:
◄ همیشه با آفتاب میآید/ همیشه با آفتابه میآید.
❂ در نوشتار، «های بیان حرکت» را باید بهدرستی بهکار ببریم. خطا در بهکار بردن این نشانه در نوشتههای فضای مجازی بسیار گسترش یافته و بهویژه این عنصر جای نشانهٔ کسرهٔ اضافه را گرفته است.
◄ برادرِ این پسره که قدبلنده، دروازهبانِ یــه تیمِ باشگاهیــه.
@MorphoSyntax
🚦دستور خط | هکسره
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ *برادره این پسره که قدبلنده، دروازهبانــه یــه تیمــه باشگاهیــه.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❂ نشانۀ «های بیان حرکت» (ــه) که بهویژه در گونۀ غیررسمی زبان تظاهر مییابد، هویتها و کاربردهای مختلفی دارد:
(۱). واژهبست «ـه» بهجای «است»:
◄ پسرش خواب است/ پسرش خوابــه.
(۲). شناسۀ «ـه» بهجای «ـد»:
◄ پسرش زود میخوابـد/ پسرش زود میخوابـه.
(۳). نشانۀ معرفۀ «ـه» در برابر «ـی» نکره:
◄ از پسری این رو گرفتم/ از پسره این رو گرفتم.
(۴). دلالت بر سوم شخص مفرد حال کامل:
◄ کم غذا خورد/ کم غذا خورده.
(۵). بخشی از واژه یا تکواژی از واژه:
◄ همیشه با آفتاب میآید/ همیشه با آفتابه میآید.
❂ در نوشتار، «های بیان حرکت» را باید بهدرستی بهکار ببریم. خطا در بهکار بردن این نشانه در نوشتههای فضای مجازی بسیار گسترش یافته و بهویژه این عنصر جای نشانهٔ کسرهٔ اضافه را گرفته است.
◄ برادرِ این پسره که قدبلنده، دروازهبانِ یــه تیمِ باشگاهیــه.
@MorphoSyntax
👍13😁1👌1
☰
👁🗨 دیدگاه | توانش زبانی اهالی پارسه
▪️صاحب رسالهای نوشته بود: در فارسی باستان ساخت نحویِ حاوی رد وابسته (parasitic gap) نیافتیم؛ بنابراین گویشوران فارسی باستان از عناصر ضمیری متفاوت و جایگزینی استفاده میکردند.
▪️این استنتاج کموبیش مانند آن دعوی معروف است که گفته بود: در کاوشهای پیرامون پارسه، هرچه جستیم، «سیم» نیافتیم؛ پس ایرانیان باستان برای ارتباطات خود از «بیسیم» استفاده میکردند!
▪️مواد زبانی فارسی باستان که در سنگنبشتهها و الواح به یادگار مانده و بهدستمان رسیدهاند، بسیار اندکاند و تنوع زبانی کمی هم دارند. نظریههای نحوی امروزی را نمیتوان با این دادههای اندک محک زد و به نتایج متقن رسید.
@MorphoSyntax
👁🗨 دیدگاه | توانش زبانی اهالی پارسه
▪️صاحب رسالهای نوشته بود: در فارسی باستان ساخت نحویِ حاوی رد وابسته (parasitic gap) نیافتیم؛ بنابراین گویشوران فارسی باستان از عناصر ضمیری متفاوت و جایگزینی استفاده میکردند.
▪️این استنتاج کموبیش مانند آن دعوی معروف است که گفته بود: در کاوشهای پیرامون پارسه، هرچه جستیم، «سیم» نیافتیم؛ پس ایرانیان باستان برای ارتباطات خود از «بیسیم» استفاده میکردند!
▪️مواد زبانی فارسی باستان که در سنگنبشتهها و الواح به یادگار مانده و بهدستمان رسیدهاند، بسیار اندکاند و تنوع زبانی کمی هم دارند. نظریههای نحوی امروزی را نمیتوان با این دادههای اندک محک زد و به نتایج متقن رسید.
@MorphoSyntax
👍7😁5
MorphoSyntax
☰ 📝 ویرایش | شناختی یا شناسی؟ 🔖 در جملههای زیر کدام صورت درست است: «روانشناختی» یا «روانشناسی»؟ ◄ این پژوهش روانشناختی/ روانشناسی نظر پیاژه را تأیید میکند. ◄ مجلهٔ ما پژوهشهای روانشناختی/ روانشناسی را هم منتشر میکند. 🔖 هر دو ساختار «پژوهش…
☰
📝 ویرایش | باب روغن
🪧 ساخت اضافیِ «روغن زیتون»، یعنی روغنی که از زیتون گرفته میشود؛ اما «روغن بچه» را از بچه نمیگیرند و از این ساخت اضافی، کاربرد آن را درک میکنیم، مثل «روغن ترمز». از آنسو، «روغن نباتی و حیوانی» هم داریم که ساخت وصفیاند؛ یعنی روغنهایی که سرشتشان از گلوبته یا جکوجانور است. اینها هم میتوانستند مانند «روغن نارگیل و کنجد و آفتابگردان»، «روغن گیاه و حیوان» باشند، ولی خب، ما بهشدت صفت دوست داریم.
🪧 اما دیگر معلوم نیست چرا به «روغن سرخ کردن» که ساخت اضافی (یعنی توالی مضاف و مضافالیه) است و کاربرد را نشان میدهد، گفتهایم «روغن سرخکردنی». مگر نه اینکه این نوع روغن در برشتن مواد غذایی بهکار میآید؟! پس چرا از آن ساخت وصفی ساختهایم؟ گویی به روغنی که ویژهٔ اسباب ایستایی است، بگوییم «روغن ترمزی». بههرروی، همانگونه که برای «پختوپز» از «روغن پختوپز» استفاده میکنیم، ظاهراً آن یکی هم باید «روغن سرخ کردن» باشد.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | باب روغن
🪧 ساخت اضافیِ «روغن زیتون»، یعنی روغنی که از زیتون گرفته میشود؛ اما «روغن بچه» را از بچه نمیگیرند و از این ساخت اضافی، کاربرد آن را درک میکنیم، مثل «روغن ترمز». از آنسو، «روغن نباتی و حیوانی» هم داریم که ساخت وصفیاند؛ یعنی روغنهایی که سرشتشان از گلوبته یا جکوجانور است. اینها هم میتوانستند مانند «روغن نارگیل و کنجد و آفتابگردان»، «روغن گیاه و حیوان» باشند، ولی خب، ما بهشدت صفت دوست داریم.
🪧 اما دیگر معلوم نیست چرا به «روغن سرخ کردن» که ساخت اضافی (یعنی توالی مضاف و مضافالیه) است و کاربرد را نشان میدهد، گفتهایم «روغن سرخکردنی». مگر نه اینکه این نوع روغن در برشتن مواد غذایی بهکار میآید؟! پس چرا از آن ساخت وصفی ساختهایم؟ گویی به روغنی که ویژهٔ اسباب ایستایی است، بگوییم «روغن ترمزی». بههرروی، همانگونه که برای «پختوپز» از «روغن پختوپز» استفاده میکنیم، ظاهراً آن یکی هم باید «روغن سرخ کردن» باشد.
@MorphoSyntax
👍19👌2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم
در این سراب فنا چشمهٔ حیات منم
✍🏿 مولانا، دیوان شمس
🎤 احمد شاملو
@MorphoSyntax
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم
در این سراب فنا چشمهٔ حیات منم
✍🏿 مولانا، دیوان شمس
🎤 احمد شاملو
@MorphoSyntax
❤10😁1👌1
MorphoSyntax
☰ 📝 ویرایش | خلیج مکزیک! 📌 عزیزان مکزیکی . . . اگر میخواهید کارزار راه بیندازید یا ترانه بخوانید، یادتان باشد بگویید: «خلیج همیشه مکزیک»؛ عبارت «خلیج همیشگی مکزیک» غلط است. دومی وقتی درست است که ترامپ تهدید کرده باشد خلیجتان را به دریاچه تبدیل میکند!…
☰
📝 ویرایش | خلیج همیشه فارس، نه خلیج همیشگی فارس!
✍🏿 دکتر محمدرضا ترکی نوشت:
🖊 هموطنان ما بسیاری مواقع برای تأکید بر هویّت ایرانی خلیج فارس آن را «خلیچ همیشگی فارس» مینامند که تعبیری است از لحاظ زبانی ناصواب. در این تعبیر «همیشگی» به معنی «جاودانه» صفت «خلیج» است نه قید «فارس».
🖊 بنابراین بر جاودان بودن خلیج دلالت دارد، نه همیشگی بودن نام «فارس» بر آن؛ درحالیکه کسی در جاودانهبودن واقعیّت جغرافیایی این خلیج بحثی ندارد و تمام شیطنتهای تبلیغاتی دشمنان بر نام این خلیج پرعظمت متمرکز شده است! لازم است برای رساندن این مفهوم از «خلیج همیشه فارس» و امثال آن استفاده کنیم.
▪️دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۳
▪️فصل فاصله
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | خلیج همیشه فارس، نه خلیج همیشگی فارس!
✍🏿 دکتر محمدرضا ترکی نوشت:
🖊 هموطنان ما بسیاری مواقع برای تأکید بر هویّت ایرانی خلیج فارس آن را «خلیچ همیشگی فارس» مینامند که تعبیری است از لحاظ زبانی ناصواب. در این تعبیر «همیشگی» به معنی «جاودانه» صفت «خلیج» است نه قید «فارس».
🖊 بنابراین بر جاودان بودن خلیج دلالت دارد، نه همیشگی بودن نام «فارس» بر آن؛ درحالیکه کسی در جاودانهبودن واقعیّت جغرافیایی این خلیج بحثی ندارد و تمام شیطنتهای تبلیغاتی دشمنان بر نام این خلیج پرعظمت متمرکز شده است! لازم است برای رساندن این مفهوم از «خلیج همیشه فارس» و امثال آن استفاده کنیم.
▪️دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۳
▪️فصل فاصله
@MorphoSyntax
👍17👌3
MorphoSyntax
☰
💎 نحو | فعل «رسیدن» در بند پیرو کدام جملهٔ زیر زمان دستوری (Tense) دارد؟
💎 نحو | فعل «رسیدن» در بند پیرو کدام جملهٔ زیر زمان دستوری (Tense) دارد؟
☰
💎 نحو | بند بیزمان
🫧 برخی از فعلهای بسیط و مرکب فارسی در بند پیرو فقط فعل التزامی میپذیرند. در جملههای زیر، دو فعل «ببیند» و «دیده باشد» در وجه التزامی مشترکاند و تفاوت آنها در نمود دستوری است (نه زمان)؛ اولی نمود دستوری ندارد، اما نمود دومی کامل است:
◄ صاحب دکه هم میتواند [(که) از اینجا رفتوآمد سارقان را ببیند].
◄ صاحب دکه هم میتواند [(که) از اینجا رفتوآمد سارقان را دیده باشد].
🫧 در این نوع ساختها، تعبیر زمان دستوری فعل بند پیرو که همواره صورت ثابت التزامی دارد، وابسته به زمان فعل بند اصلی است و از خود زمان مستقل نشان نمیدهد. بههمین دلیل، این بندهای پیرو را ناقص میخوانند؛ یعنی بندهایی که شخصوشمار دارند، اما زمان ندارند:
◄ تلاش کرد [که به موقع برسد].
◄ تلاش میکند [که به موقع برسد].
◄ تلاش کرده بود [که به موقع برسد].
◄ تلاش خواهد کرد [که به موقع برسد].
🫧 در نمونههای بالا، زمان فعل التزامی «برسد» تابعی از زمان فعل «تلاش کردن» است و زمان خودایستا ندارد؛ از جمله نمیتوانیم آن را به گذشته یا آینده تبدیل کنیم. حتی اگر «برسد» را به «رسیده باشد» تغییر دهیم، در واقع نمود دستوری را عوض کردهایم، نه زمان را.
🫧 در آزمونک پیوست، فعلهای «تلاش کردن»، «انتظار داشتن» و «تصمیم داشتن»، از نوع افعالیاند که فعل بند پیروشان همواره التزامی و فاقد زمان دستوری است؛ اما «فکر کردن» اینگونه نیست. درست است که در گزینهٔ «۱»، فعل «برسد» در بند پیرو، در وجه التزامی آمده است، اما به سادگی میتوان زمان، نمود و وجه آن را تغییر داد:
◄ فکر میکرد [که به موقع میرسد].
◄ فکر میکرد [که به موقع رسیده است].
◄ فکر میکرد [که به موقع خواهد رسید].
◄ فکر میکرد [که به موقع رسیده بود].
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ در توصیف و تبیین ساختار صرفینحوی زبان، بهجز رهیافت دستور زایشی که در اینجا از آن بهره گرفتهایم، رویکردهای نظری دیگری هم میتوان یافت و به سراغشان رفت؛ اما به مؤمن توصیهٔ مؤکد شده است: «کنْ عَلَی عُمُرِک أَشَحَ مِنْک عَلَی دِرْهَمِک وَ دِینَارِک.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
💎 نحو | بند بیزمان
🫧 برخی از فعلهای بسیط و مرکب فارسی در بند پیرو فقط فعل التزامی میپذیرند. در جملههای زیر، دو فعل «ببیند» و «دیده باشد» در وجه التزامی مشترکاند و تفاوت آنها در نمود دستوری است (نه زمان)؛ اولی نمود دستوری ندارد، اما نمود دومی کامل است:
◄ صاحب دکه هم میتواند [(که) از اینجا رفتوآمد سارقان را ببیند].
◄ صاحب دکه هم میتواند [(که) از اینجا رفتوآمد سارقان را دیده باشد].
🫧 در این نوع ساختها، تعبیر زمان دستوری فعل بند پیرو که همواره صورت ثابت التزامی دارد، وابسته به زمان فعل بند اصلی است و از خود زمان مستقل نشان نمیدهد. بههمین دلیل، این بندهای پیرو را ناقص میخوانند؛ یعنی بندهایی که شخصوشمار دارند، اما زمان ندارند:
◄ تلاش کرد [که به موقع برسد].
◄ تلاش میکند [که به موقع برسد].
◄ تلاش کرده بود [که به موقع برسد].
◄ تلاش خواهد کرد [که به موقع برسد].
🫧 در نمونههای بالا، زمان فعل التزامی «برسد» تابعی از زمان فعل «تلاش کردن» است و زمان خودایستا ندارد؛ از جمله نمیتوانیم آن را به گذشته یا آینده تبدیل کنیم. حتی اگر «برسد» را به «رسیده باشد» تغییر دهیم، در واقع نمود دستوری را عوض کردهایم، نه زمان را.
🫧 در آزمونک پیوست، فعلهای «تلاش کردن»، «انتظار داشتن» و «تصمیم داشتن»، از نوع افعالیاند که فعل بند پیروشان همواره التزامی و فاقد زمان دستوری است؛ اما «فکر کردن» اینگونه نیست. درست است که در گزینهٔ «۱»، فعل «برسد» در بند پیرو، در وجه التزامی آمده است، اما به سادگی میتوان زمان، نمود و وجه آن را تغییر داد:
◄ فکر میکرد [که به موقع میرسد].
◄ فکر میکرد [که به موقع رسیده است].
◄ فکر میکرد [که به موقع خواهد رسید].
◄ فکر میکرد [که به موقع رسیده بود].
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ در توصیف و تبیین ساختار صرفینحوی زبان، بهجز رهیافت دستور زایشی که در اینجا از آن بهره گرفتهایم، رویکردهای نظری دیگری هم میتوان یافت و به سراغشان رفت؛ اما به مؤمن توصیهٔ مؤکد شده است: «کنْ عَلَی عُمُرِک أَشَحَ مِنْک عَلَی دِرْهَمِک وَ دِینَارِک.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍7👌4😁3
☰
🚦دستور خط | ـــدار
🪄 ریشهٔ «دار» (مصدر «داشتن») که در ساخت واژهٔ مرکب فعلی بهکار میرود، با نیمفاصله از جزء پیشین نوشته میشود:
○ پارچهٔ گلدار
○ کیف زیپدار
○ آدم امانتدار
○ جملهٔ نشاندار
○ زمین شیبدار
○ سطح خشدار
○ کاسب مردمدار
○ انگشتر نگیندار
○ اعضای سهامدار
○ جوان مزرعـهدار
○ چاقوی ضامـندار
○ باشگاه استخواندار
○ همسایهٔ فکوفامیلدار
🪄 «دار» در همه جا با نیمفاصله میآید، بهجز . . . چرا باید قواعد رسمالخط این همه «بهجز» و «مگر» داشته باشد؟ اگر قرار است قاعدهای وضع کنیم، چرا باید به فهرست مطولی از استثناها و تبصرهها تن دهیم؟! با این روش که کار برای نویسنده و ویراستار و حروفچین و نمونهخوان دشوارتر میشود و پیوسته باید به شیوهنامهٔ خود رجوع کنند. اگر نمونههای زیر را هم با نیمفاصله بنویسیم، چه اتفاق ناخوشایندی در کائنات میافتد؟
○ پاسدار، راهدار، استاندار، بخشدار، آبدار، پولدار، فرماندار، علمدار، جاندار، پایدار.
○ باغداری، مرغداری، دامداری، بنکداری، حسابداری، هتلداری، بهداری، نگهداری، کفشداری.
🪄 جدانویسی اجزایی که تکواژ واژگانی آزاد بهشمار میآیند، گذشته از آنکه دستور خط فارسی را قاعدهمندتر و یادگیری اصول آن را آسانتر میکند، به کودک در روند فراگیری نوشتوخواند کمک میکند تا تکواژهای سازندهٔ واژهها را زودتر بیاموزد و در برخورد با ترکیبهای جدید، معنا را برپایهٔ اجزای سازنده پیشبینی کند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ ریشههای فعل در فارسی، بالفعل یا بالقوه، تکواژ واژگانی آزادند: سوز، ساز، گیر، باش، رو، بند، خواب، پوش، چین، و مانند آنها.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🚦دستور خط | ـــدار
🪄 ریشهٔ «دار» (مصدر «داشتن») که در ساخت واژهٔ مرکب فعلی بهکار میرود، با نیمفاصله از جزء پیشین نوشته میشود:
○ پارچهٔ گلدار
○ کیف زیپدار
○ آدم امانتدار
○ جملهٔ نشاندار
○ زمین شیبدار
○ سطح خشدار
○ کاسب مردمدار
○ انگشتر نگیندار
○ اعضای سهامدار
○ جوان مزرعـهدار
○ چاقوی ضامـندار
○ باشگاه استخواندار
○ همسایهٔ فکوفامیلدار
🪄 «دار» در همه جا با نیمفاصله میآید، بهجز . . . چرا باید قواعد رسمالخط این همه «بهجز» و «مگر» داشته باشد؟ اگر قرار است قاعدهای وضع کنیم، چرا باید به فهرست مطولی از استثناها و تبصرهها تن دهیم؟! با این روش که کار برای نویسنده و ویراستار و حروفچین و نمونهخوان دشوارتر میشود و پیوسته باید به شیوهنامهٔ خود رجوع کنند. اگر نمونههای زیر را هم با نیمفاصله بنویسیم، چه اتفاق ناخوشایندی در کائنات میافتد؟
○ پاسدار، راهدار، استاندار، بخشدار، آبدار، پولدار، فرماندار، علمدار، جاندار، پایدار.
○ باغداری، مرغداری، دامداری، بنکداری، حسابداری، هتلداری، بهداری، نگهداری، کفشداری.
🪄 جدانویسی اجزایی که تکواژ واژگانی آزاد بهشمار میآیند، گذشته از آنکه دستور خط فارسی را قاعدهمندتر و یادگیری اصول آن را آسانتر میکند، به کودک در روند فراگیری نوشتوخواند کمک میکند تا تکواژهای سازندهٔ واژهها را زودتر بیاموزد و در برخورد با ترکیبهای جدید، معنا را برپایهٔ اجزای سازنده پیشبینی کند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️ ریشههای فعل در فارسی، بالفعل یا بالقوه، تکواژ واژگانی آزادند: سوز، ساز، گیر، باش، رو، بند، خواب، پوش، چین، و مانند آنها.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍12🤔4😁3💯3👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
📢 معرفی | چتهاب
▫️سیادت، سیمای اینترنتی دانشگاه تهران، در برنامهای که بیشتر به تبلیغ مایع ظرفشویی شبیه است، به مقایسهٔ عملکرد مدلهای هوش مصنوعی پرداخت.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@ut_internet_tv| شبکه دانشگاه تهران
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📢 معرفی | چتهاب
▫️سیادت، سیمای اینترنتی دانشگاه تهران، در برنامهای که بیشتر به تبلیغ مایع ظرفشویی شبیه است، به مقایسهٔ عملکرد مدلهای هوش مصنوعی پرداخت.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@ut_internet_tv| شبکه دانشگاه تهران
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
😁17