☰
📢 خبر | دوقطبی زبانی در شورای شهر ارومیه
▫️دعوا بر سر خواستن و نخواستن فارسی است؟! خیر؛ اعضای محترم ترکزبان شورای شهر ارومیه در جلسات به ترکی صحبت میکنند. عضو محترم کردزبان شورا اعتراض کرده و گفته است اگر در جلسات به ترکی صحبت شود، او نیز به کردی سخن خواهد گفت و درخواست مترجم میکند. فاعتبروا يا أولي الأبصار.
@MorphoSyntax
📢 خبر | دوقطبی زبانی در شورای شهر ارومیه
▫️دعوا بر سر خواستن و نخواستن فارسی است؟! خیر؛ اعضای محترم ترکزبان شورای شهر ارومیه در جلسات به ترکی صحبت میکنند. عضو محترم کردزبان شورا اعتراض کرده و گفته است اگر در جلسات به ترکی صحبت شود، او نیز به کردی سخن خواهد گفت و درخواست مترجم میکند. فاعتبروا يا أولي الأبصار.
@MorphoSyntax
👌9👍3🤔3✍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
✨ دکتر ژاله آموزگار یگانه (۱۲ آذر ۱۳۱۸)، بانوی فرهیختهٔ ایرانی، استاد بیمانند فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. گذشته از پژوهشها، ترجمهها و تألیفات پرشمار و گرانسنگی که از این استاد فرزانه بهیادگار ماندهاند، نسلهای پیاپی از پژوهندگان و استادان و علاقهمندان به فرهنگ ایرانزمین و زبانهای ایرانی، در پرتو علم او توفیق کسب معرفت و دانش یافتهاند. استاد آموزگار که دکترای خود را از دانشگاه سوربن دریافت کرده، دارندهٔ نشان لژیون دونور از دولت فرانسه است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝بیستوپنجم فروردین ۱۴۰۴، در بازدید دانشجویان زبان و ادبیات فارسی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران از فرهنگستان زبان و ادب فارسی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
✨ دکتر ژاله آموزگار یگانه (۱۲ آذر ۱۳۱۸)، بانوی فرهیختهٔ ایرانی، استاد بیمانند فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. گذشته از پژوهشها، ترجمهها و تألیفات پرشمار و گرانسنگی که از این استاد فرزانه بهیادگار ماندهاند، نسلهای پیاپی از پژوهندگان و استادان و علاقهمندان به فرهنگ ایرانزمین و زبانهای ایرانی، در پرتو علم او توفیق کسب معرفت و دانش یافتهاند. استاد آموزگار که دکترای خود را از دانشگاه سوربن دریافت کرده، دارندهٔ نشان لژیون دونور از دولت فرانسه است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝بیستوپنجم فروردین ۱۴۰۴، در بازدید دانشجویان زبان و ادبیات فارسی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران از فرهنگستان زبان و ادب فارسی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🔥12❤9👍3😁1
2008 Bare Syntax.pdf
3.4 MB
☰
📘 کتاب | تحلیل کمینهگرا
▫️Minimalist Analysis (1999)
▫️Howard Lasnik
📄 مقاله | اشتقاق برپایهٔ فاز
▫️Derivation by Phase (2001)
▫️Noam Chomsky
📄 مقاله | دربارهٔ کنترل
▫️On Control (2003)
▫️Norbert Hornstein
📘 کتاب | نحو عریان
▫️Bare Syntax (2008)
▫️Cedric Boeckx
@MorphoSyntax
📘 کتاب | تحلیل کمینهگرا
▫️Minimalist Analysis (1999)
▫️Howard Lasnik
📄 مقاله | اشتقاق برپایهٔ فاز
▫️Derivation by Phase (2001)
▫️Noam Chomsky
📄 مقاله | دربارهٔ کنترل
▫️On Control (2003)
▫️Norbert Hornstein
📘 کتاب | نحو عریان
▫️Bare Syntax (2008)
▫️Cedric Boeckx
@MorphoSyntax
🙏3🔥1
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۳۱) 🎼 وقتی هانس زیمر با همکاری لیزا جرارد موسیقی ماندگار پیوست را ساخت: ۱. نوآم چامسکی مقالهٔ «اشتقاق برپایهٔ فاز» را منتشر کرده بود. ۲. هوارد لزنیک کتاب تحلیل کمینهگرا را منتشر کرده بود. ۳. نوربرت هورنشتین مقالهٔ «دربارهٔ کنترل» را منتشر کرده…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۳۱)
🎼 وقتی هانس زیمر با همکاری لیزا جرارد موسیقی ماندگار فیلم تاریخیحماسی گلادیاتور (۲۰۰۰) را ساخت، از میان آثار بالا فقط کتاب تحلیل کمینهگرا (۱۹۹۹)، اثر زبانشناس نامدار، هوارد لزنیک، منتشر شده بود.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۳۱)
🎼 وقتی هانس زیمر با همکاری لیزا جرارد موسیقی ماندگار فیلم تاریخیحماسی گلادیاتور (۲۰۰۰) را ساخت، از میان آثار بالا فقط کتاب تحلیل کمینهگرا (۱۹۹۹)، اثر زبانشناس نامدار، هوارد لزنیک، منتشر شده بود.
@MorphoSyntax
Telegram
MorphoSyntax
☰
📘 کتاب | تحلیل کمینهگرا
▫️Minimalist Analysis (1999)
▫️Howard Lasnik
📄 مقاله | اشتقاق برپایهٔ فاز
▫️Derivation by Phase (2001)
▫️Noam Chomsky
📄 مقاله | دربارهٔ کنترل
▫️On Control (2003)
▫️Norbert Hornstein
📘 کتاب | نحو عریان
▫️Bare…
📘 کتاب | تحلیل کمینهگرا
▫️Minimalist Analysis (1999)
▫️Howard Lasnik
📄 مقاله | اشتقاق برپایهٔ فاز
▫️Derivation by Phase (2001)
▫️Noam Chomsky
📄 مقاله | دربارهٔ کنترل
▫️On Control (2003)
▫️Norbert Hornstein
📘 کتاب | نحو عریان
▫️Bare…
💯2
MorphoSyntax
☰
💎 نحو | نقش دستوری عنصر وابستهٔ «ــت» در «شنیدمت»، در این بیت چیست: «شنیدمت که نظر میکنی به حالِ ضعیفان/ تبم گرفت و دلم خوش به انتظارِ عیادت» (سعدی)
💎 نحو | نقش دستوری عنصر وابستهٔ «ــت» در «شنیدمت»، در این بیت چیست: «شنیدمت که نظر میکنی به حالِ ضعیفان/ تبم گرفت و دلم خوش به انتظارِ عیادت» (سعدی)
☰
💎 نحو | ظرفیت محمولها (۲)
🔻همانگونه که پیشتر گفتیم، ظرفیت محمولها، با معنای واژگانی ثابت، عدد مشخصی است و نمیتوان این عدد را، به دلخواه، کم یا زیاد کرد. اما تغییر معنای محمول میتواند بر ظرفیت آن و همچنین، بر مقولهٔ موضوعهای درونیاش اثر بگذارد.
🔻فعل «گذاشتن» در معنای «قرار دادن»، محمول سهظرفیتی است و به سه سازهٔ اجباری نیاز دارد، اما همین فعل وقتی به مفهوم «اجازه دادن» بهکار میرود، دوظرفیتی است. «گرفتن» در معانی متفاوت «دریافت کردن»، «فهمیدن» و «آغاز شدن»، بهترتیب، سه، دو و یک ظرفیت دارد:
● گذاشتن:
◄ (۱). سینا کتابهایش را در قفسه گذاشت.
◄ (۲). سینا گذاشت کتابهایش را از قفسه برداریم.
● گرفتن:
◄ (۳). سینا این کتابها را از من گرفت.
◄ (۴). سینا نکتهٔ حرفت را نگرفت.
◄ (۵). سینا شعر خوندنش گرفت.
🔻فعل «شنیدن» در معنای «درک صدا» و «خبردار شدن» دوظرفیتی است و اصطلاحاً فعل متعدی بهشمار میرود؛ گو اینکه در معنای دوم میتواند یک ظرفیت تلویحی نیز داشته باشد (از کسی چیزی را شنیدن). بههرروی، در «شنیدنِ» دوظرفیتی، فاعل یک گروه اسمی است، اما مفعول میتواند گروه اسمی یا یک جملهٔ وابسته (بند متممی/ پیرو) باشد؛ مانند دو نمونهٔ گفتاری زیر:
◄ (۶). من هم [خبر برگشتن سینا رو] شنیدم.
◄ (۷). من هم شنیدم [که سینا برگشته].
🔻در جملهٔ «۷»، «سینا» که فاعل بند پیرو است، میتواند به انگیزههای کلامی، مانند تأکید، ایجاد تقابل یا مبتداسازی، به پیش از فاعل بند اصلی ارتقا یابد. در این صورت، چنین فاعلی اصطلاحاً با «را»ی مبتداسازی همراه میشود و در ظاهر بهشکل مفعول درمیآید:
◄ (۸). سینا رو من هم شنیدم [که ـــ برگشته].
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان
🔻در مصراع «شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان» با وضعیت مشابه جملهٔ «۸» مواجهیم. «شنیدن» دوظرفیتی است که یک ظرفیت آن «من» است و ظرفیت دیگرش که مفعول/ موضوع درونی بهشمار میرود، «که نظر میکنی به حال ضعیفان» است:
◄ (۹). من شنیدم [که تو به حال ضعیفان نظر میکنی].
🔻بدین ترتیب، «شنیدن» نمیتواند دو مفعول داشته باشد و علاوهبر بند پیرو، ضمیر «تو/ ــت» هم مفعول آن باشد. «تو» فاعل بند متممی یا پیرو است که میتواند برای تأکید یا هر انگیزهٔ کلامی و شعری دیگری از درون بند خود بیرون بیاید و بهشکل «تو را» یا ضمیر واژهبستی «ــت» درآید. اما در هر صورت، این عنصر فاعل است، نه مفعول:
◄ (۱۰). تو را شنیدم [که ـــ به حال ضعیفان نظر میکنی].
◄ (۱۱). شنیدمــت [که ـــ به حال ضعیفان نظر میکنی].
🔻نکتهٔ آخر اینکه، «تو» در مصراع مورد بحث متمم نیست و تعبیر «از تو شنیدم» ندارد. ایبسا گفتن ندارد که ظرفیت تلویحی یا پنهان «شنیدن» در این مصراع، «از دیگران» است و شاعر از آنها یا هرکس دیگری شنیده که تو به حال ضعیفان نظر میکنی و احتمالاً بههمین دلیل تمارض کرده است.
@MorphoSyntax
💎 نحو | ظرفیت محمولها (۲)
🔻همانگونه که پیشتر گفتیم، ظرفیت محمولها، با معنای واژگانی ثابت، عدد مشخصی است و نمیتوان این عدد را، به دلخواه، کم یا زیاد کرد. اما تغییر معنای محمول میتواند بر ظرفیت آن و همچنین، بر مقولهٔ موضوعهای درونیاش اثر بگذارد.
🔻فعل «گذاشتن» در معنای «قرار دادن»، محمول سهظرفیتی است و به سه سازهٔ اجباری نیاز دارد، اما همین فعل وقتی به مفهوم «اجازه دادن» بهکار میرود، دوظرفیتی است. «گرفتن» در معانی متفاوت «دریافت کردن»، «فهمیدن» و «آغاز شدن»، بهترتیب، سه، دو و یک ظرفیت دارد:
● گذاشتن:
◄ (۱). سینا کتابهایش را در قفسه گذاشت.
◄ (۲). سینا گذاشت کتابهایش را از قفسه برداریم.
● گرفتن:
◄ (۳). سینا این کتابها را از من گرفت.
◄ (۴). سینا نکتهٔ حرفت را نگرفت.
◄ (۵). سینا شعر خوندنش گرفت.
🔻فعل «شنیدن» در معنای «درک صدا» و «خبردار شدن» دوظرفیتی است و اصطلاحاً فعل متعدی بهشمار میرود؛ گو اینکه در معنای دوم میتواند یک ظرفیت تلویحی نیز داشته باشد (از کسی چیزی را شنیدن). بههرروی، در «شنیدنِ» دوظرفیتی، فاعل یک گروه اسمی است، اما مفعول میتواند گروه اسمی یا یک جملهٔ وابسته (بند متممی/ پیرو) باشد؛ مانند دو نمونهٔ گفتاری زیر:
◄ (۶). من هم [خبر برگشتن سینا رو] شنیدم.
◄ (۷). من هم شنیدم [که سینا برگشته].
🔻در جملهٔ «۷»، «سینا» که فاعل بند پیرو است، میتواند به انگیزههای کلامی، مانند تأکید، ایجاد تقابل یا مبتداسازی، به پیش از فاعل بند اصلی ارتقا یابد. در این صورت، چنین فاعلی اصطلاحاً با «را»ی مبتداسازی همراه میشود و در ظاهر بهشکل مفعول درمیآید:
◄ (۸). سینا رو من هم شنیدم [که ـــ برگشته].
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان
🔻در مصراع «شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان» با وضعیت مشابه جملهٔ «۸» مواجهیم. «شنیدن» دوظرفیتی است که یک ظرفیت آن «من» است و ظرفیت دیگرش که مفعول/ موضوع درونی بهشمار میرود، «که نظر میکنی به حال ضعیفان» است:
◄ (۹). من شنیدم [که تو به حال ضعیفان نظر میکنی].
🔻بدین ترتیب، «شنیدن» نمیتواند دو مفعول داشته باشد و علاوهبر بند پیرو، ضمیر «تو/ ــت» هم مفعول آن باشد. «تو» فاعل بند متممی یا پیرو است که میتواند برای تأکید یا هر انگیزهٔ کلامی و شعری دیگری از درون بند خود بیرون بیاید و بهشکل «تو را» یا ضمیر واژهبستی «ــت» درآید. اما در هر صورت، این عنصر فاعل است، نه مفعول:
◄ (۱۰). تو را شنیدم [که ـــ به حال ضعیفان نظر میکنی].
◄ (۱۱). شنیدمــت [که ـــ به حال ضعیفان نظر میکنی].
🔻نکتهٔ آخر اینکه، «تو» در مصراع مورد بحث متمم نیست و تعبیر «از تو شنیدم» ندارد. ایبسا گفتن ندارد که ظرفیت تلویحی یا پنهان «شنیدن» در این مصراع، «از دیگران» است و شاعر از آنها یا هرکس دیگری شنیده که تو به حال ضعیفان نظر میکنی و احتمالاً بههمین دلیل تمارض کرده است.
@MorphoSyntax
👌5❤2😁2🤔1
MorphoSyntax
☰ 💎 نحو | ظرفیت محمولها (۲) 🔻همانگونه که پیشتر گفتیم، ظرفیت محمولها، با معنای واژگانی ثابت، عدد مشخصی است و نمیتوان این عدد را، به دلخواه، کم یا زیاد کرد. اما تغییر معنای محمول میتواند بر ظرفیت آن و همچنین، بر مقولهٔ موضوعهای درونیاش اثر بگذارد.…
☰
💎 نحو | «چقدر شما این مسئلهٔ مهم اجتماعی رو که میتونه باعث تنش بشه، با بیتوجهی ساده گرفتید!» در این جملهٔ گفتاری، فعل «گرفتن» چندظرفیتی است؟
💎 نحو | «چقدر شما این مسئلهٔ مهم اجتماعی رو که میتونه باعث تنش بشه، با بیتوجهی ساده گرفتید!» در این جملهٔ گفتاری، فعل «گرفتن» چندظرفیتی است؟
Anonymous Quiz
13%
۱. یک
60%
۲. دو
21%
۳. سه
6%
۴. چهار
☰
📝 ویرایش | شانس
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● در مصاحبهٔ دکتری ادبیات فارسی «شانس» پذیرش داشتم. اما نمیدونم به چه «مَجوزی» من رو «اکسپت» نکردند!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🖊 وامواژۀ «شانس» كه از فرانسوی به فارسی راه يافته، بهمعنای «بخت، اقبال، خوشبختی، فرصت» و مانند آنهاست.
◄ (۱). تيم ملی فوتبال ایران با كمی شانس/ خوشاقبالی میتوانست قهرمان مسابقات شود.
◄ (۲). رئیس بیمارستان مشکل آتشسوزی در بخش جراحی را از بدشانسی/ بخت بد خود میداند.
◄ (۳). سرپرست دایرهٔ ارزی از مدیر خود خواسته است تا يك شانس/ فرصت ديگر به او بدهد.
🖊 واژۀ «شانس» در زبانهای انگليسی و فرانسوی بهمعنای «امكان» و «احتمال» هم بهكار میرود. این معنا نیز وارد زبان فارسی شده و جملات عجیبی ساخته است.
◄ (۴). با توجه به تخريب بايگانی راكد، شانس/ امکان دستيابی به پروندههای دههٔ هفتاد از ميان رفته است.
◄ (۵). تنهایی و نداشتن روابط اجتماعی شانس/ احتمال ابتلا به آلزایمر را در کهنسالان افزایش میدهد.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | شانس
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● در مصاحبهٔ دکتری ادبیات فارسی «شانس» پذیرش داشتم. اما نمیدونم به چه «مَجوزی» من رو «اکسپت» نکردند!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🖊 وامواژۀ «شانس» كه از فرانسوی به فارسی راه يافته، بهمعنای «بخت، اقبال، خوشبختی، فرصت» و مانند آنهاست.
◄ (۱). تيم ملی فوتبال ایران با كمی شانس/ خوشاقبالی میتوانست قهرمان مسابقات شود.
◄ (۲). رئیس بیمارستان مشکل آتشسوزی در بخش جراحی را از بدشانسی/ بخت بد خود میداند.
◄ (۳). سرپرست دایرهٔ ارزی از مدیر خود خواسته است تا يك شانس/ فرصت ديگر به او بدهد.
🖊 واژۀ «شانس» در زبانهای انگليسی و فرانسوی بهمعنای «امكان» و «احتمال» هم بهكار میرود. این معنا نیز وارد زبان فارسی شده و جملات عجیبی ساخته است.
◄ (۴). با توجه به تخريب بايگانی راكد، شانس/ امکان دستيابی به پروندههای دههٔ هفتاد از ميان رفته است.
◄ (۵). تنهایی و نداشتن روابط اجتماعی شانس/ احتمال ابتلا به آلزایمر را در کهنسالان افزایش میدهد.
@MorphoSyntax
👍9❤3😁2
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۳۲) اشک در چشمانش حلقه زد و گفت: ● «بعد از اون خدابیامرز، میل به زندگی رو از دست دادم؛ با اینکه در محلهٔ اعیاننشینی زندگی میکردیم، زمینلرزه خونهخرابمون کرد و از دنیا رفت.» و بعد در حالی که تأکید میکرد مراقب باش کبابها خشک نشه، با صدایی…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۳۲)
● «بعد از اون خدابیامرز، میل به زندگی رو از دست دادم؛ با اینکه در محلهٔ اعیاننشینی زندگی میکردیم، زمینلرزه خونهخرابمون کرد و از دنیا رفت.»
◄ خدابیامرز، اعیاننشین، خانهخراب
● این سه ترکیب، مرکب فعلیاند و ساختار موضوعی دارند. «خدا» در «خدابیامرز» و «اعیان» در «اعیاننشین» موضوع بیرونی محمولاند. در «خانهخراب» محمول مرکب «خراب شدن» در حالی بهکار رفته که فعل سبک آن نیامده است. «خانه» موضوع درونی «خانهخراب» است.
◄ زمینلرزه
● مرکب ریشهای است و ساختار موضوعی ندارد. در واقع، «زمینلرزه» اضافهٔ مقلوبی است که از رهگذر اِعمال فرایندی پسانحوی، به نام ادغام صرفی، بر ساخت «لرزهٔ زمین» حاصل آمده است.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۳۲)
● «بعد از اون خدابیامرز، میل به زندگی رو از دست دادم؛ با اینکه در محلهٔ اعیاننشینی زندگی میکردیم، زمینلرزه خونهخرابمون کرد و از دنیا رفت.»
◄ خدابیامرز، اعیاننشین، خانهخراب
● این سه ترکیب، مرکب فعلیاند و ساختار موضوعی دارند. «خدا» در «خدابیامرز» و «اعیان» در «اعیاننشین» موضوع بیرونی محمولاند. در «خانهخراب» محمول مرکب «خراب شدن» در حالی بهکار رفته که فعل سبک آن نیامده است. «خانه» موضوع درونی «خانهخراب» است.
◄ زمینلرزه
● مرکب ریشهای است و ساختار موضوعی ندارد. در واقع، «زمینلرزه» اضافهٔ مقلوبی است که از رهگذر اِعمال فرایندی پسانحوی، به نام ادغام صرفی، بر ساخت «لرزهٔ زمین» حاصل آمده است.
@MorphoSyntax
👍4🔥3👌1
☰
📢 نشست | سعدی: آموزگار و جادوگر نحو
▫️سخنران: دکتر محمود فتوحی رودمعجنی
▫️شنبه ۶ اردیبهشت، ساعت ۱۶
▫️تبریز، بنیاد پژوهشی شهریار
@MorphoSyntax
📢 نشست | سعدی: آموزگار و جادوگر نحو
▫️سخنران: دکتر محمود فتوحی رودمعجنی
▫️شنبه ۶ اردیبهشت، ساعت ۱۶
▫️تبریز، بنیاد پژوهشی شهریار
@MorphoSyntax
❤4
بیعرضه - چخوف.pdf
131.9 KB
☰
📖 داستان کوتاه | آنتون چخوف
▫️از مجموعهٔ آثار چخوف
▫️داستان: بیعرضه
▫️مترجم: سروژ استپانیان
▫️ناشر: انتشارات توس، تهران ۱۳۸۸ [ویراست دوم]
@MorphoSyntax
📖 داستان کوتاه | آنتون چخوف
▫️از مجموعهٔ آثار چخوف
▫️داستان: بیعرضه
▫️مترجم: سروژ استپانیان
▫️ناشر: انتشارات توس، تهران ۱۳۸۸ [ویراست دوم]
@MorphoSyntax
🔥4❤1🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
✨ دکتر سید جلالالدین کَزّازی (۲۸ دی ۱۳۲۷) استاد دانشگاه، شاعر، نویسنده، مترجم، شاهنامهپژوه، عضو هیئت امنای بنیاد فردوسی، و ادیبِ برجستهٔ ایرانی است. استاد کزازی از چهرههای ماندگار فرهنگ و ادب ایرانزمین در پنجمین همایش چهرههای ماندگار (۱۳۸۴) بوده است. آثار و پژوهشهای فراوان و رشکبرانگیزی که از این استاد برجسته به یادگار ماندهاند، یکسره در خدمت به فرهنگ و ادب این سرزمین و زبان فارسیاند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝یکم اردیبهشت ۱۴۰۴، در جشن نکوداشت سعدی در دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
✨ دکتر سید جلالالدین کَزّازی (۲۸ دی ۱۳۲۷) استاد دانشگاه، شاعر، نویسنده، مترجم، شاهنامهپژوه، عضو هیئت امنای بنیاد فردوسی، و ادیبِ برجستهٔ ایرانی است. استاد کزازی از چهرههای ماندگار فرهنگ و ادب ایرانزمین در پنجمین همایش چهرههای ماندگار (۱۳۸۴) بوده است. آثار و پژوهشهای فراوان و رشکبرانگیزی که از این استاد برجسته به یادگار ماندهاند، یکسره در خدمت به فرهنگ و ادب این سرزمین و زبان فارسیاند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝یکم اردیبهشت ۱۴۰۴، در جشن نکوداشت سعدی در دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
❤14🤔5
☰
📢 نشست | اکران و نقد فیلم
...........................................................
🎞 Throne of Blood (1957) 🎞 IMDb: 8/10
...........................................................
▫️انجمن اسلامی دانشجویان دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار میکند:
○ نشست اکران و نقد فیلم «سریر خون»، اقتباسی از «مکبث» ویلیام شکسپیر، ساختهٔ آکیرا کوروساوا
○ با سخنرانی رحیم نوروزی، دانشآموختهٔ ادبیات نمایشی، بازیگر تئاتر و سینما و تلویزیون
○ دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، تالار مولوی، یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۵ تا ۱۸:۳۰
@MorphoSyntax
📢 نشست | اکران و نقد فیلم
...........................................................
🎞 Throne of Blood (1957) 🎞 IMDb: 8/10
...........................................................
▫️انجمن اسلامی دانشجویان دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار میکند:
○ نشست اکران و نقد فیلم «سریر خون»، اقتباسی از «مکبث» ویلیام شکسپیر، ساختهٔ آکیرا کوروساوا
○ با سخنرانی رحیم نوروزی، دانشآموختهٔ ادبیات نمایشی، بازیگر تئاتر و سینما و تلویزیون
○ دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، تالار مولوی، یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۵ تا ۱۸:۳۰
@MorphoSyntax
👍4🥰2😁2
مکبث ـ ویلیام شکسپیر.pdf
5.6 MB
☰
📖 نمایشنامه | ویلیام شکسپیر
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
«من تسلیم نمیشوم تا بر خاک پای ملکوم بوسه زنم و با لعنت و نفرین شیاطین، به عذاب گرفتار آیم. اگر جنگل بیرنام به جنبش درآید و تو رقیب من نیز، از زنی زاده نشده باشی، باز هم واپسین تلاش خود را بهکار خواهم بست و سپر پیش نعش خویش خواهم افکند؛ پس بجنگ و لعنت بر آنکه اول فریاد کشد: بس است، دست بدار.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️از مجموعهٔ آثار نمایشی ویلیام شکسپیر
▫️نمایش: مکبث
▫️مترجم: علاءالدین پازارگادی
▫️ناشر: انتشارات سروش، تهران ۱۳۸۱
@MorphoSyntax
📖 نمایشنامه | ویلیام شکسپیر
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
«من تسلیم نمیشوم تا بر خاک پای ملکوم بوسه زنم و با لعنت و نفرین شیاطین، به عذاب گرفتار آیم. اگر جنگل بیرنام به جنبش درآید و تو رقیب من نیز، از زنی زاده نشده باشی، باز هم واپسین تلاش خود را بهکار خواهم بست و سپر پیش نعش خویش خواهم افکند؛ پس بجنگ و لعنت بر آنکه اول فریاد کشد: بس است، دست بدار.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▫️از مجموعهٔ آثار نمایشی ویلیام شکسپیر
▫️نمایش: مکبث
▫️مترجم: علاءالدین پازارگادی
▫️ناشر: انتشارات سروش، تهران ۱۳۸۱
@MorphoSyntax
❤5👍5🤩1😍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
بکندند مـوی و شخـودنـد روی
از ایران برآمد یکی هایوهوی
سـر سرکشان گشت پرگـرد و خاک
همه دیده پر خون همه جامه چاک
هــمانا بریـن ســوگ با ما سپهر
ز دیده فرو باردی خون به مهر
شما نیز دیده پر از خون کنید
هـمـه جـامـهٔ نـاز بیرون کــنید
✍🏿 حکیم توس
@MorphoSyntax
بکندند مـوی و شخـودنـد روی
از ایران برآمد یکی هایوهوی
سـر سرکشان گشت پرگـرد و خاک
همه دیده پر خون همه جامه چاک
هــمانا بریـن ســوگ با ما سپهر
ز دیده فرو باردی خون به مهر
شما نیز دیده پر از خون کنید
هـمـه جـامـهٔ نـاز بیرون کــنید
✍🏿 حکیم توس
@MorphoSyntax
😢26🆒3😁1
MorphoSyntax
☰
💎 نحو | «چقدر شما این مسئلهٔ مهم اجتماعی رو که میتونه باعث تنش بشه، با بیتوجهی ساده گرفتید!» در این جملهٔ گفتاری، فعل «گرفتن» چندظرفیتی است؟
💎 نحو | «چقدر شما این مسئلهٔ مهم اجتماعی رو که میتونه باعث تنش بشه، با بیتوجهی ساده گرفتید!» در این جملهٔ گفتاری، فعل «گرفتن» چندظرفیتی است؟
☰
💎 نحو | محمول ثانویهٔ اجباری
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ (۱). قاضی میداند که متهم بیگناه است.
◄ (۲). قاضی متهم را بیگناه میداند.
❂ فعل «دانستن» در هر دو جملهٔ بالا دوظرفیتی یا متعدی است. موضوع بیرونی (فاعل) در هر دو جمله «قاضی» است. تمایز این جملهها در مقولهٔ موضوع درونی (مفعول) فعل است:
◄ (۳). قاضی میداند [که متهم بیگناه است].
◄ (۴). قاضی [متهم را بیگناه] میداند.
❂ موضوع درونی فعل «دانستن» که در درون قلاب آمده، در جملهٔ «۳» یک بند متممی/ پیرو و در جملهٔ «۴» یک خردهبند است. خردهبند بیانگر یک رابطهٔ فاعلی ــ محمولی بیزمان است، مانند «پسرک = خسته» و «توقف = ممنوع» در جملات زیر:
◄ (۵). [پسرک خسته] است/ بود/ شد/ خواهد شد/ بهنظر میرسد/ . . .
◄ (۶). [توقف ممنوع]!
❂ در جملهٔ «۳»، «متهم» فاعل بند پیرو است؛ میدانیم که فاعل همان نهاد است و با کنشگر فرق دارد. در جملهٔ «۴» هم «متهم» فاعل خردهبند است؛ پس چرا با نشانهٔ «را» آمده است؟ چون خردهبندها نمیتوانند به فاعل خود حالت دستوری بدهند. در جملهٔ «۴»، «متهم» حالت خود را از فعل «دانستن» گرفته است و فعل هم عموماً حالت مفعولی میدهد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ (۷). چقدر شما این مسئلهٔ مهم اجتماعی را که میتواند باعث تنش بشود، با بیتوجهی ساده گرفتید.
❂ فعل «گرفتن» در جملهٔ بالا چندظرفیتی است؟ اگر زوائد را از این جمله بزداییم، صورت سادهشدهٔ زیر را خواهيم داشت:
◄ (۸). شما [این مسئله را ساده] گرفتید.
❂ در اینجا نیز «گرفتن» دوظرفیتی است؛ یک ظرفیت آن فاعل «شما» است و ظرفیت دیگرش با خردهبند «این مسئله = ساده» برآورده شده است. در سنت دستورنویسی فارسی، نقش دستوری «ساده» را تمیز و گاهی مسند خواندهاند که این دومی البته دقیقتر است:
◄ (۹). شما فرض کردید [این مسئله ساده است].
❂ صفت «ساده» در جملهٔ «۸» در واقع محمول خردهبند است و چون محمول اصلی جمله، فعل «گرفتن» است، «ساده» را باید نوعی محمول ثانویه خواند. حضور این محمول ثانویه در جملهٔ موردبحث اجباری است و نمیتوان آن را حذف کرد:
◄ (۱۰). شما [این مسئلهٔ را ساده] گرفتید/ پنداشتید/ انگاشتید/ محسوب کردید/ قلمداد کردید/ بهشمار آوردید/ فرض کردید/ . . .
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️Secondary predicate = محمول ثانویه
✔️Small clause = خردهبند
✔️Argument = موضوع
✔️Case = حالت
@MorphoSyntax
💎 نحو | محمول ثانویهٔ اجباری
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ (۱). قاضی میداند که متهم بیگناه است.
◄ (۲). قاضی متهم را بیگناه میداند.
❂ فعل «دانستن» در هر دو جملهٔ بالا دوظرفیتی یا متعدی است. موضوع بیرونی (فاعل) در هر دو جمله «قاضی» است. تمایز این جملهها در مقولهٔ موضوع درونی (مفعول) فعل است:
◄ (۳). قاضی میداند [که متهم بیگناه است].
◄ (۴). قاضی [متهم را بیگناه] میداند.
❂ موضوع درونی فعل «دانستن» که در درون قلاب آمده، در جملهٔ «۳» یک بند متممی/ پیرو و در جملهٔ «۴» یک خردهبند است. خردهبند بیانگر یک رابطهٔ فاعلی ــ محمولی بیزمان است، مانند «پسرک = خسته» و «توقف = ممنوع» در جملات زیر:
◄ (۵). [پسرک خسته] است/ بود/ شد/ خواهد شد/ بهنظر میرسد/ . . .
◄ (۶). [توقف ممنوع]!
❂ در جملهٔ «۳»، «متهم» فاعل بند پیرو است؛ میدانیم که فاعل همان نهاد است و با کنشگر فرق دارد. در جملهٔ «۴» هم «متهم» فاعل خردهبند است؛ پس چرا با نشانهٔ «را» آمده است؟ چون خردهبندها نمیتوانند به فاعل خود حالت دستوری بدهند. در جملهٔ «۴»، «متهم» حالت خود را از فعل «دانستن» گرفته است و فعل هم عموماً حالت مفعولی میدهد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄ (۷). چقدر شما این مسئلهٔ مهم اجتماعی را که میتواند باعث تنش بشود، با بیتوجهی ساده گرفتید.
❂ فعل «گرفتن» در جملهٔ بالا چندظرفیتی است؟ اگر زوائد را از این جمله بزداییم، صورت سادهشدهٔ زیر را خواهيم داشت:
◄ (۸). شما [این مسئله را ساده] گرفتید.
❂ در اینجا نیز «گرفتن» دوظرفیتی است؛ یک ظرفیت آن فاعل «شما» است و ظرفیت دیگرش با خردهبند «این مسئله = ساده» برآورده شده است. در سنت دستورنویسی فارسی، نقش دستوری «ساده» را تمیز و گاهی مسند خواندهاند که این دومی البته دقیقتر است:
◄ (۹). شما فرض کردید [این مسئله ساده است].
❂ صفت «ساده» در جملهٔ «۸» در واقع محمول خردهبند است و چون محمول اصلی جمله، فعل «گرفتن» است، «ساده» را باید نوعی محمول ثانویه خواند. حضور این محمول ثانویه در جملهٔ موردبحث اجباری است و نمیتوان آن را حذف کرد:
◄ (۱۰). شما [این مسئلهٔ را ساده] گرفتید/ پنداشتید/ انگاشتید/ محسوب کردید/ قلمداد کردید/ بهشمار آوردید/ فرض کردید/ . . .
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️Secondary predicate = محمول ثانویه
✔️Small clause = خردهبند
✔️Argument = موضوع
✔️Case = حالت
@MorphoSyntax
👍7✍1
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۳۳) 💦 کدامیک از ویژگیهای زیر از مشخصههای زبانی گویشوران بومی اطراف این سد نیست؟ ۱. حال کامل را با فعل «داشتن» هم میسازند. ۲. صفتهایشان را پیش از هستهٔ اسم میگذارند. ۳. فعل گذشتهٔ متعدی را در ساخت کنایی میآورند. ۴. یک حرفاضافهٔ پسایند…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۳۳)
💦 سد سلیمانتنگه (سد شهید رجایی) در ۴۵ کیلومتری جنوب غربی ساری، در بخش دودانگه، در نزدیکی روستای افراچال واقع است و ساکنان بومی پیرامون این سد به مازندرانی تکلم میکنند. مازندرانی که از زبانهای ایرانی است، ساخت کنایی (ergative) را از فارسی باستان به ارث نبرده است، اما:
□ نوعی حال کامل را با فعل «داشتن» میسازد:
badi dɑr-me.
seen have-1st Sg
= I have seen.
□ صفت را پیش از هستهٔ اسم میگذارد:
derɑz-e rikɑ xɑr-e vaču-'e.
tall-Ez boy good-Ez kid-is
= The tall boy is a good kid.
□ دارای حرفاضافهٔ پسایند (پساضافه) است:
Sina qɐtɐr jɑ burde.
Sina train Post P went.3rd Sg
= Sina went by train.
💦 در ساخت کنایی، غالباً مفعولِ فعل متعدی، حالتی مانند حالت فاعلِ فعل لازم دارد و فعل بهجای مطابقه با فاعل، با مفعول مطابقه میکند. برخی زبانهای ایرانی، از جمله سورانی و بلوچی، دارای ساخت کنایی گسسته در فعلهای متعدی گذشته هستند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏻 پینوشت:
□ در مازندرانی وقتی بخواهیم از کسی تعریف کنیم، ساختاری مانند جملهٔ دوم در بالا را بهکار میبریم. اما اگر بخواهیم خیلی تعریف کنیم، میگوییم «فلانی من را خیلی دوست دارد.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۳۳)
💦 سد سلیمانتنگه (سد شهید رجایی) در ۴۵ کیلومتری جنوب غربی ساری، در بخش دودانگه، در نزدیکی روستای افراچال واقع است و ساکنان بومی پیرامون این سد به مازندرانی تکلم میکنند. مازندرانی که از زبانهای ایرانی است، ساخت کنایی (ergative) را از فارسی باستان به ارث نبرده است، اما:
□ نوعی حال کامل را با فعل «داشتن» میسازد:
badi dɑr-me.
seen have-1st Sg
= I have seen.
□ صفت را پیش از هستهٔ اسم میگذارد:
derɑz-e rikɑ xɑr-e vaču-'e.
tall-Ez boy good-Ez kid-is
= The tall boy is a good kid.
□ دارای حرفاضافهٔ پسایند (پساضافه) است:
Sina qɐtɐr jɑ burde.
Sina train Post P went.3rd Sg
= Sina went by train.
💦 در ساخت کنایی، غالباً مفعولِ فعل متعدی، حالتی مانند حالت فاعلِ فعل لازم دارد و فعل بهجای مطابقه با فاعل، با مفعول مطابقه میکند. برخی زبانهای ایرانی، از جمله سورانی و بلوچی، دارای ساخت کنایی گسسته در فعلهای متعدی گذشته هستند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏻 پینوشت:
□ در مازندرانی وقتی بخواهیم از کسی تعریف کنیم، ساختاری مانند جملهٔ دوم در بالا را بهکار میبریم. اما اگر بخواهیم خیلی تعریف کنیم، میگوییم «فلانی من را خیلی دوست دارد.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
👍7👌6