This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🧾 واژهگزینی | «اتوبوس قطاری» در برابر «متروباس»
▫️فرهنگستان زبان و ادب فارسی گروه نحوی «اتوبوس قطاری» (به اختصار: قطاری) را در برابر واژهٔ بیگانه «متروباس» بهتصویب رساند.
▫️پیش از این، شورای واژهگزینی کانال «صرفونحو»، اصطلاح «تراستیک» را برای «تراموای چرخلاستیکی» (Rubber-tyred tram) برگزیده بود.
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | «اتوبوس قطاری» در برابر «متروباس»
▫️فرهنگستان زبان و ادب فارسی گروه نحوی «اتوبوس قطاری» (به اختصار: قطاری) را در برابر واژهٔ بیگانه «متروباس» بهتصویب رساند.
▫️پیش از این، شورای واژهگزینی کانال «صرفونحو»، اصطلاح «تراستیک» را برای «تراموای چرخلاستیکی» (Rubber-tyred tram) برگزیده بود.
@MorphoSyntax
😁11🤔5👌3😢1
☰
🧾 واژهگزینی | گیمر و گیمینگ
□ اصطلاح «گیمر» (gamer) به کسی گفته میشود که تفننی یا حرفهای به بازیهای رایانهای تعاملی میپردازد. این اصطلاح معادل تثبیتشدهای در فارسی ندارد و گویا در فهرست مصوبات فرهنگستان نیز نیامده یا نگارنده نیافته است. در فارسی غالباً همین وامواژۀ «گیمر» و بهندرت «بازیکن» و «بازیباز» در برابر این اصطلاح بیگانه بهکار رفته است که بهنظر نمیرسد هیچکدام مناسب باشند.
□ صفت فاعلی مرکب «بازیکن» در حوزۀ ورزش و بازیهای سنتی رواج دارد و معمولاً کسی تا وقتی مشغول بازی است یا در یک مجموعه عضویت دارد، «بازیکن» (player) بهشمار میرود، نه آنکه حرفهٔ او «بازیکنی» باشد. «بازیکن تیم ملی» تا وقتی در تیم ملی بازی میکند، «بازیکن» این مجموعه خوانده میشود، و در غیر این صورت، ورزشکار یک رشته است. «گیمر» از این منظر بیشتر به «بازیگر» در عرصۀ هنر شبیه است که حرفه یا علاقهاش «بازیگری» است؛ ضمن آنکه در بازیهای گروهی، فلان «گیمر» حرفهای میتواند «بازیکن» این یا آن تیم باشد.
□ «بازیباز» هم معادل مناسبی برای «گیمر» نیست؛ ریشۀ «game» افزونبر آنکه به شکل صفت فاعلی «gamer» درآمده، با صورت مصدری «gaming» نیز آشکار شده است و بنابراین، اگر بخواهیم از «بازیباز»، حاصل مصدر بسازیم و آن را بهجای «gaming» در جملۀ زیر بیاوریم، ناگزیریم به ساخت «بازیبازی» تن دهیم که گویی ترکیب حاصل از دوگانسازی «بازی» است، و نه افزودن یای حاصل مصدر به صفت فاعلی «بازیباز» (در چنین بافتی، استفاده از خود واژۀ «بازی» در برابر «gaming» نیز مناسب نیست):
► Gaming has evolved into a profession for some, with some gamers routinely competing in games for money, prizes, or awards.
□ در مجموع، با توجه به کاربرد رو به تزاید اصطلاح «گیمر» و صورتهای مشتق و مرکب برآمده از ریشۀ بیگانۀ «game»، بهنظر میرسد که انتخاب واژۀ فارسی مناسب در برابر این اصطلاح، ضروری ــ و البته کمی دیر ــ باشد. شاید استفاده از ریشۀ «ورز» (مصدر «ورزیدن») بهجای «کن»، در صفت فاعلی «بازیورز» و حاصل مصدر «بازیورزی» بتواند یکی از گزینههای قابل تأمل در برابر «گیمر» و «گیمینگ» باشد.
✔️Core gamer
✔️Casual gamer
✔️Hardcore gamer
✔️Gaming industry
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | گیمر و گیمینگ
□ اصطلاح «گیمر» (gamer) به کسی گفته میشود که تفننی یا حرفهای به بازیهای رایانهای تعاملی میپردازد. این اصطلاح معادل تثبیتشدهای در فارسی ندارد و گویا در فهرست مصوبات فرهنگستان نیز نیامده یا نگارنده نیافته است. در فارسی غالباً همین وامواژۀ «گیمر» و بهندرت «بازیکن» و «بازیباز» در برابر این اصطلاح بیگانه بهکار رفته است که بهنظر نمیرسد هیچکدام مناسب باشند.
□ صفت فاعلی مرکب «بازیکن» در حوزۀ ورزش و بازیهای سنتی رواج دارد و معمولاً کسی تا وقتی مشغول بازی است یا در یک مجموعه عضویت دارد، «بازیکن» (player) بهشمار میرود، نه آنکه حرفهٔ او «بازیکنی» باشد. «بازیکن تیم ملی» تا وقتی در تیم ملی بازی میکند، «بازیکن» این مجموعه خوانده میشود، و در غیر این صورت، ورزشکار یک رشته است. «گیمر» از این منظر بیشتر به «بازیگر» در عرصۀ هنر شبیه است که حرفه یا علاقهاش «بازیگری» است؛ ضمن آنکه در بازیهای گروهی، فلان «گیمر» حرفهای میتواند «بازیکن» این یا آن تیم باشد.
□ «بازیباز» هم معادل مناسبی برای «گیمر» نیست؛ ریشۀ «game» افزونبر آنکه به شکل صفت فاعلی «gamer» درآمده، با صورت مصدری «gaming» نیز آشکار شده است و بنابراین، اگر بخواهیم از «بازیباز»، حاصل مصدر بسازیم و آن را بهجای «gaming» در جملۀ زیر بیاوریم، ناگزیریم به ساخت «بازیبازی» تن دهیم که گویی ترکیب حاصل از دوگانسازی «بازی» است، و نه افزودن یای حاصل مصدر به صفت فاعلی «بازیباز» (در چنین بافتی، استفاده از خود واژۀ «بازی» در برابر «gaming» نیز مناسب نیست):
► Gaming has evolved into a profession for some, with some gamers routinely competing in games for money, prizes, or awards.
□ در مجموع، با توجه به کاربرد رو به تزاید اصطلاح «گیمر» و صورتهای مشتق و مرکب برآمده از ریشۀ بیگانۀ «game»، بهنظر میرسد که انتخاب واژۀ فارسی مناسب در برابر این اصطلاح، ضروری ــ و البته کمی دیر ــ باشد. شاید استفاده از ریشۀ «ورز» (مصدر «ورزیدن») بهجای «کن»، در صفت فاعلی «بازیورز» و حاصل مصدر «بازیورزی» بتواند یکی از گزینههای قابل تأمل در برابر «گیمر» و «گیمینگ» باشد.
✔️Core gamer
✔️Casual gamer
✔️Hardcore gamer
✔️Gaming industry
@MorphoSyntax
👍11😁2🆒2😢1
☰
🆕 منتشر شد | سیر تاریخی تحولات اجتماعی زبان فارسی
▫️کتاب «سیر تاریخی تحولات اجتماعی زبان فارسی»، به قلم دکتر بهمن زندی و به کوشش نشر لوگوس منتشر شد. مؤلف با دیدگاهی گسترده و تاریخی، به بررسی رابطهٔ زبان فارسی و اجتماع میپردازد و نشان میدهد که برای فهم بهتر چالشهای کنونی زبان فارسی و جامعهٔ ایران، باید به دگرگونیهای زبانیاجتماعی در گذر تاریخ توجه کرد.
@MorphoSyntax
🆕 منتشر شد | سیر تاریخی تحولات اجتماعی زبان فارسی
▫️کتاب «سیر تاریخی تحولات اجتماعی زبان فارسی»، به قلم دکتر بهمن زندی و به کوشش نشر لوگوس منتشر شد. مؤلف با دیدگاهی گسترده و تاریخی، به بررسی رابطهٔ زبان فارسی و اجتماع میپردازد و نشان میدهد که برای فهم بهتر چالشهای کنونی زبان فارسی و جامعهٔ ایران، باید به دگرگونیهای زبانیاجتماعی در گذر تاریخ توجه کرد.
@MorphoSyntax
👍10😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
🗓 یکم اردیبهشت | بزرگداشت سعدی
مرا مــگوی که ســعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم؟
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشــم
✨ در نکوداشت ابومحمّد مُشرفالدین مُصلِح بن عبدالله بن مشرّف (زادهٔ ۵۸۵ تا ۶۱۵ ــ درگذشتهٔ ۶۹۰ تا ۶۹۵ هجری قمری) متخلص به سعدی و ملقب به «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجلّ» و «افصح المتکلمین»، شاعر، نویسنده و اندیشمند بیمانند پارسیگوی ایرانی.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
○ شعر: شیخ اجل
○ صدا: فریدون فرحاندوز
○ موسیقی: کامبیز روشنروان
○ خط: سهیل قاسمی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🗓 یکم اردیبهشت | بزرگداشت سعدی
مرا مــگوی که ســعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم؟
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشــم
✨ در نکوداشت ابومحمّد مُشرفالدین مُصلِح بن عبدالله بن مشرّف (زادهٔ ۵۸۵ تا ۶۱۵ ــ درگذشتهٔ ۶۹۰ تا ۶۹۵ هجری قمری) متخلص به سعدی و ملقب به «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجلّ» و «افصح المتکلمین»، شاعر، نویسنده و اندیشمند بیمانند پارسیگوی ایرانی.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
○ شعر: شیخ اجل
○ صدا: فریدون فرحاندوز
○ موسیقی: کامبیز روشنروان
○ خط: سهیل قاسمی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
❤11👌3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
💎 نحو | وجه تمنایی
«. . . ایزد، تعالی و تقدّس، خطهٔ پاک شیراز را به هیبت حاکمان عادل و همت عالمان عامل تا زمان قیامت در امان سلامت نگه داراد.»
✍🏻 شیخ اجل، دیباچهٔ گلستان
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✿ وجه دعایی/ تمنایی (optative) ارزشی تصریفی از مشخصۀ وجه (mood) است که از امید و آرزوی گوینده به وقوع رخدادی حکایت میکند. بسیاری از زبانهای هندواروپایی کهن در کنار وجه اخباری و التزامی و امری، وجه تمنایی نیز داشتند؛ دو وجه اخباری و تمنایی را در سنسکریت کلاسیک مقایسه کنید:
► Ind: bhavɑmi (= I am)
► Opt: bhaveyam (= would that I were)
✿ در فارسی معاصر، تمنا و آرزو غالباً با وجه التزامی بیان میشود (خداوند او را غریق رحمت کند)، اما در متون کهن با افزودن وند تصریفی «ــا» به ریشۀ فعل یا به توالی ریشه و وند سببی، وجه تمنایی ساخته میشد (خداوند او را غریق رحمت کناد). گذشته از صورت «داراد» در نمونۀ بالا، افعال ایجابی و سلبی زیر هم در وجه تمناییاند (از پیکرهٔ گنجور):
◄ رساناد، بیامرزاد، بدهاد، ببخشایاد، ننشیناد، مبینام، مباد (مـ + بو + ـا + ـد)
@MorphoSyntax
💎 نحو | وجه تمنایی
«. . . ایزد، تعالی و تقدّس، خطهٔ پاک شیراز را به هیبت حاکمان عادل و همت عالمان عامل تا زمان قیامت در امان سلامت نگه داراد.»
✍🏻 شیخ اجل، دیباچهٔ گلستان
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✿ وجه دعایی/ تمنایی (optative) ارزشی تصریفی از مشخصۀ وجه (mood) است که از امید و آرزوی گوینده به وقوع رخدادی حکایت میکند. بسیاری از زبانهای هندواروپایی کهن در کنار وجه اخباری و التزامی و امری، وجه تمنایی نیز داشتند؛ دو وجه اخباری و تمنایی را در سنسکریت کلاسیک مقایسه کنید:
► Ind: bhavɑmi (= I am)
► Opt: bhaveyam (= would that I were)
✿ در فارسی معاصر، تمنا و آرزو غالباً با وجه التزامی بیان میشود (خداوند او را غریق رحمت کند)، اما در متون کهن با افزودن وند تصریفی «ــا» به ریشۀ فعل یا به توالی ریشه و وند سببی، وجه تمنایی ساخته میشد (خداوند او را غریق رحمت کناد). گذشته از صورت «داراد» در نمونۀ بالا، افعال ایجابی و سلبی زیر هم در وجه تمناییاند (از پیکرهٔ گنجور):
◄ رساناد، بیامرزاد، بدهاد، ببخشایاد، ننشیناد، مبینام، مباد (مـ + بو + ـا + ـد)
@MorphoSyntax
👍6❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
💎 نحو | قید چگونگی؟
«هرگز از دورِ زمان ننالیده بودم و روی از گردشِ آسمان در هم نکشیده، مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعتِ پایپوشی نداشتم. به جامعِ کوفه درآمدم دلتنگ؛ یکی را دیدم که پای نداشت. سپاسِ نعمتِ حق بهجای آوردم و بر بیکفشی صبر کردم.»
✍🏻 شیخ اجل، باب سوم گلستان
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔖 نقش دستوری «دلتنگ» در متن بالا چیست؟ در سنت دستورنویسی فارسی چنین عنصری را غالباً قید چگونگی یا حالت مینامند؛ اما «دلتنگ» در اینجا از چندوچون «آمدن» سخن نمیگوید. قید چگونگی در جملهٔ زیر آمده است:
◄ او شتابان/ لنگلنگان/ بهآرامی آمد.
🔖 صفت «دلتنگ» در نمونهٔ بالا وضعیت فاعل را هنگام «آمدن» توصیف میکند و ازاینرو، نقش دستوری آن محمول ثانویهٔ همامدی فاعلمحور است؛ یعنی محمولی فرعی که با محمول اصلی همزمانی دارد و وابستهٔ کنشگر است. «زیرخاکنرفته» در جملهٔ زیر هم چنین نقشی دارد:
◄ پدرش زیرخاکنرفته ثروتش را به او بخشید.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝ایران، ترکمنصحرا
@MorphoSyntax
💎 نحو | قید چگونگی؟
«هرگز از دورِ زمان ننالیده بودم و روی از گردشِ آسمان در هم نکشیده، مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعتِ پایپوشی نداشتم. به جامعِ کوفه درآمدم دلتنگ؛ یکی را دیدم که پای نداشت. سپاسِ نعمتِ حق بهجای آوردم و بر بیکفشی صبر کردم.»
✍🏻 شیخ اجل، باب سوم گلستان
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔖 نقش دستوری «دلتنگ» در متن بالا چیست؟ در سنت دستورنویسی فارسی چنین عنصری را غالباً قید چگونگی یا حالت مینامند؛ اما «دلتنگ» در اینجا از چندوچون «آمدن» سخن نمیگوید. قید چگونگی در جملهٔ زیر آمده است:
◄ او شتابان/ لنگلنگان/ بهآرامی آمد.
🔖 صفت «دلتنگ» در نمونهٔ بالا وضعیت فاعل را هنگام «آمدن» توصیف میکند و ازاینرو، نقش دستوری آن محمول ثانویهٔ همامدی فاعلمحور است؛ یعنی محمولی فرعی که با محمول اصلی همزمانی دارد و وابستهٔ کنشگر است. «زیرخاکنرفته» در جملهٔ زیر هم چنین نقشی دارد:
◄ پدرش زیرخاکنرفته ثروتش را به او بخشید.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝ایران، ترکمنصحرا
@MorphoSyntax
👍8❤5
☰
💎 نحو | نقش دستوری عنصر وابستهٔ «ــت» در «شنیدمت»، در این بیت چیست: «شنیدمت که نظر میکنی به حالِ ضعیفان/ تبم گرفت و دلم خوش به انتظارِ عیادت» (سعدی)
💎 نحو | نقش دستوری عنصر وابستهٔ «ــت» در «شنیدمت»، در این بیت چیست: «شنیدمت که نظر میکنی به حالِ ضعیفان/ تبم گرفت و دلم خوش به انتظارِ عیادت» (سعدی)
Anonymous Quiz
28%
۱. متمم
30%
۲. مفعول
37%
۳. فاعل
6%
۴. مضافالیه
🤔6👌6😁1
☰
📢 خبر | دوقطبی زبانی در شورای شهر ارومیه
▫️دعوا بر سر خواستن و نخواستن فارسی است؟! خیر؛ اعضای محترم ترکزبان شورای شهر ارومیه در جلسات به ترکی صحبت میکنند. عضو محترم کردزبان شورا اعتراض کرده و گفته است اگر در جلسات به ترکی صحبت شود، او نیز به کردی سخن خواهد گفت و درخواست مترجم میکند. فاعتبروا يا أولي الأبصار.
@MorphoSyntax
📢 خبر | دوقطبی زبانی در شورای شهر ارومیه
▫️دعوا بر سر خواستن و نخواستن فارسی است؟! خیر؛ اعضای محترم ترکزبان شورای شهر ارومیه در جلسات به ترکی صحبت میکنند. عضو محترم کردزبان شورا اعتراض کرده و گفته است اگر در جلسات به ترکی صحبت شود، او نیز به کردی سخن خواهد گفت و درخواست مترجم میکند. فاعتبروا يا أولي الأبصار.
@MorphoSyntax
👌9👍3🤔3✍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
✨ دکتر ژاله آموزگار یگانه (۱۲ آذر ۱۳۱۸)، بانوی فرهیختهٔ ایرانی، استاد بیمانند فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. گذشته از پژوهشها، ترجمهها و تألیفات پرشمار و گرانسنگی که از این استاد فرزانه بهیادگار ماندهاند، نسلهای پیاپی از پژوهندگان و استادان و علاقهمندان به فرهنگ ایرانزمین و زبانهای ایرانی، در پرتو علم او توفیق کسب معرفت و دانش یافتهاند. استاد آموزگار که دکترای خود را از دانشگاه سوربن دریافت کرده، دارندهٔ نشان لژیون دونور از دولت فرانسه است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝بیستوپنجم فروردین ۱۴۰۴، در بازدید دانشجویان زبان و ادبیات فارسی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران از فرهنگستان زبان و ادب فارسی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
✨ دکتر ژاله آموزگار یگانه (۱۲ آذر ۱۳۱۸)، بانوی فرهیختهٔ ایرانی، استاد بیمانند فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. گذشته از پژوهشها، ترجمهها و تألیفات پرشمار و گرانسنگی که از این استاد فرزانه بهیادگار ماندهاند، نسلهای پیاپی از پژوهندگان و استادان و علاقهمندان به فرهنگ ایرانزمین و زبانهای ایرانی، در پرتو علم او توفیق کسب معرفت و دانش یافتهاند. استاد آموزگار که دکترای خود را از دانشگاه سوربن دریافت کرده، دارندهٔ نشان لژیون دونور از دولت فرانسه است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝بیستوپنجم فروردین ۱۴۰۴، در بازدید دانشجویان زبان و ادبیات فارسی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران از فرهنگستان زبان و ادب فارسی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🔥12❤9👍3😁1
2008 Bare Syntax.pdf
3.4 MB
☰
📘 کتاب | تحلیل کمینهگرا
▫️Minimalist Analysis (1999)
▫️Howard Lasnik
📄 مقاله | اشتقاق برپایهٔ فاز
▫️Derivation by Phase (2001)
▫️Noam Chomsky
📄 مقاله | دربارهٔ کنترل
▫️On Control (2003)
▫️Norbert Hornstein
📘 کتاب | نحو عریان
▫️Bare Syntax (2008)
▫️Cedric Boeckx
@MorphoSyntax
📘 کتاب | تحلیل کمینهگرا
▫️Minimalist Analysis (1999)
▫️Howard Lasnik
📄 مقاله | اشتقاق برپایهٔ فاز
▫️Derivation by Phase (2001)
▫️Noam Chomsky
📄 مقاله | دربارهٔ کنترل
▫️On Control (2003)
▫️Norbert Hornstein
📘 کتاب | نحو عریان
▫️Bare Syntax (2008)
▫️Cedric Boeckx
@MorphoSyntax
🙏3🔥1
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۳۱) 🎼 وقتی هانس زیمر با همکاری لیزا جرارد موسیقی ماندگار پیوست را ساخت: ۱. نوآم چامسکی مقالهٔ «اشتقاق برپایهٔ فاز» را منتشر کرده بود. ۲. هوارد لزنیک کتاب تحلیل کمینهگرا را منتشر کرده بود. ۳. نوربرت هورنشتین مقالهٔ «دربارهٔ کنترل» را منتشر کرده…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۳۱)
🎼 وقتی هانس زیمر با همکاری لیزا جرارد موسیقی ماندگار فیلم تاریخیحماسی گلادیاتور (۲۰۰۰) را ساخت، از میان آثار بالا فقط کتاب تحلیل کمینهگرا (۱۹۹۹)، اثر زبانشناس نامدار، هوارد لزنیک، منتشر شده بود.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۳۱)
🎼 وقتی هانس زیمر با همکاری لیزا جرارد موسیقی ماندگار فیلم تاریخیحماسی گلادیاتور (۲۰۰۰) را ساخت، از میان آثار بالا فقط کتاب تحلیل کمینهگرا (۱۹۹۹)، اثر زبانشناس نامدار، هوارد لزنیک، منتشر شده بود.
@MorphoSyntax
Telegram
MorphoSyntax
☰
📘 کتاب | تحلیل کمینهگرا
▫️Minimalist Analysis (1999)
▫️Howard Lasnik
📄 مقاله | اشتقاق برپایهٔ فاز
▫️Derivation by Phase (2001)
▫️Noam Chomsky
📄 مقاله | دربارهٔ کنترل
▫️On Control (2003)
▫️Norbert Hornstein
📘 کتاب | نحو عریان
▫️Bare…
📘 کتاب | تحلیل کمینهگرا
▫️Minimalist Analysis (1999)
▫️Howard Lasnik
📄 مقاله | اشتقاق برپایهٔ فاز
▫️Derivation by Phase (2001)
▫️Noam Chomsky
📄 مقاله | دربارهٔ کنترل
▫️On Control (2003)
▫️Norbert Hornstein
📘 کتاب | نحو عریان
▫️Bare…
💯2
MorphoSyntax
☰
💎 نحو | نقش دستوری عنصر وابستهٔ «ــت» در «شنیدمت»، در این بیت چیست: «شنیدمت که نظر میکنی به حالِ ضعیفان/ تبم گرفت و دلم خوش به انتظارِ عیادت» (سعدی)
💎 نحو | نقش دستوری عنصر وابستهٔ «ــت» در «شنیدمت»، در این بیت چیست: «شنیدمت که نظر میکنی به حالِ ضعیفان/ تبم گرفت و دلم خوش به انتظارِ عیادت» (سعدی)
☰
💎 نحو | ظرفیت محمولها (۲)
🔻همانگونه که پیشتر گفتیم، ظرفیت محمولها، با معنای واژگانی ثابت، عدد مشخصی است و نمیتوان این عدد را، به دلخواه، کم یا زیاد کرد. اما تغییر معنای محمول میتواند بر ظرفیت آن و همچنین، بر مقولهٔ موضوعهای درونیاش اثر بگذارد.
🔻فعل «گذاشتن» در معنای «قرار دادن»، محمول سهظرفیتی است و به سه سازهٔ اجباری نیاز دارد، اما همین فعل وقتی به مفهوم «اجازه دادن» بهکار میرود، دوظرفیتی است. «گرفتن» در معانی متفاوت «دریافت کردن»، «فهمیدن» و «آغاز شدن»، بهترتیب، سه، دو و یک ظرفیت دارد:
● گذاشتن:
◄ (۱). سینا کتابهایش را در قفسه گذاشت.
◄ (۲). سینا گذاشت کتابهایش را از قفسه برداریم.
● گرفتن:
◄ (۳). سینا این کتابها را از من گرفت.
◄ (۴). سینا نکتهٔ حرفت را نگرفت.
◄ (۵). سینا شعر خوندنش گرفت.
🔻فعل «شنیدن» در معنای «درک صدا» و «خبردار شدن» دوظرفیتی است و اصطلاحاً فعل متعدی بهشمار میرود؛ گو اینکه در معنای دوم میتواند یک ظرفیت تلویحی نیز داشته باشد (از کسی چیزی را شنیدن). بههرروی، در «شنیدنِ» دوظرفیتی، فاعل یک گروه اسمی است، اما مفعول میتواند گروه اسمی یا یک جملهٔ وابسته (بند متممی/ پیرو) باشد؛ مانند دو نمونهٔ گفتاری زیر:
◄ (۶). من هم [خبر برگشتن سینا رو] شنیدم.
◄ (۷). من هم شنیدم [که سینا برگشته].
🔻در جملهٔ «۷»، «سینا» که فاعل بند پیرو است، میتواند به انگیزههای کلامی، مانند تأکید، ایجاد تقابل یا مبتداسازی، به پیش از فاعل بند اصلی ارتقا یابد. در این صورت، چنین فاعلی اصطلاحاً با «را»ی مبتداسازی همراه میشود و در ظاهر بهشکل مفعول درمیآید:
◄ (۸). سینا رو من هم شنیدم [که ـــ برگشته].
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان
🔻در مصراع «شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان» با وضعیت مشابه جملهٔ «۸» مواجهیم. «شنیدن» دوظرفیتی است که یک ظرفیت آن «من» است و ظرفیت دیگرش که مفعول/ موضوع درونی بهشمار میرود، «که نظر میکنی به حال ضعیفان» است:
◄ (۹). من شنیدم [که تو به حال ضعیفان نظر میکنی].
🔻بدین ترتیب، «شنیدن» نمیتواند دو مفعول داشته باشد و علاوهبر بند پیرو، ضمیر «تو/ ــت» هم مفعول آن باشد. «تو» فاعل بند متممی یا پیرو است که میتواند برای تأکید یا هر انگیزهٔ کلامی و شعری دیگری از درون بند خود بیرون بیاید و بهشکل «تو را» یا ضمیر واژهبستی «ــت» درآید. اما در هر صورت، این عنصر فاعل است، نه مفعول:
◄ (۱۰). تو را شنیدم [که ـــ به حال ضعیفان نظر میکنی].
◄ (۱۱). شنیدمــت [که ـــ به حال ضعیفان نظر میکنی].
🔻نکتهٔ آخر اینکه، «تو» در مصراع مورد بحث متمم نیست و تعبیر «از تو شنیدم» ندارد. ایبسا گفتن ندارد که ظرفیت تلویحی یا پنهان «شنیدن» در این مصراع، «از دیگران» است و شاعر از آنها یا هرکس دیگری شنیده که تو به حال ضعیفان نظر میکنی و احتمالاً بههمین دلیل تمارض کرده است.
@MorphoSyntax
💎 نحو | ظرفیت محمولها (۲)
🔻همانگونه که پیشتر گفتیم، ظرفیت محمولها، با معنای واژگانی ثابت، عدد مشخصی است و نمیتوان این عدد را، به دلخواه، کم یا زیاد کرد. اما تغییر معنای محمول میتواند بر ظرفیت آن و همچنین، بر مقولهٔ موضوعهای درونیاش اثر بگذارد.
🔻فعل «گذاشتن» در معنای «قرار دادن»، محمول سهظرفیتی است و به سه سازهٔ اجباری نیاز دارد، اما همین فعل وقتی به مفهوم «اجازه دادن» بهکار میرود، دوظرفیتی است. «گرفتن» در معانی متفاوت «دریافت کردن»، «فهمیدن» و «آغاز شدن»، بهترتیب، سه، دو و یک ظرفیت دارد:
● گذاشتن:
◄ (۱). سینا کتابهایش را در قفسه گذاشت.
◄ (۲). سینا گذاشت کتابهایش را از قفسه برداریم.
● گرفتن:
◄ (۳). سینا این کتابها را از من گرفت.
◄ (۴). سینا نکتهٔ حرفت را نگرفت.
◄ (۵). سینا شعر خوندنش گرفت.
🔻فعل «شنیدن» در معنای «درک صدا» و «خبردار شدن» دوظرفیتی است و اصطلاحاً فعل متعدی بهشمار میرود؛ گو اینکه در معنای دوم میتواند یک ظرفیت تلویحی نیز داشته باشد (از کسی چیزی را شنیدن). بههرروی، در «شنیدنِ» دوظرفیتی، فاعل یک گروه اسمی است، اما مفعول میتواند گروه اسمی یا یک جملهٔ وابسته (بند متممی/ پیرو) باشد؛ مانند دو نمونهٔ گفتاری زیر:
◄ (۶). من هم [خبر برگشتن سینا رو] شنیدم.
◄ (۷). من هم شنیدم [که سینا برگشته].
🔻در جملهٔ «۷»، «سینا» که فاعل بند پیرو است، میتواند به انگیزههای کلامی، مانند تأکید، ایجاد تقابل یا مبتداسازی، به پیش از فاعل بند اصلی ارتقا یابد. در این صورت، چنین فاعلی اصطلاحاً با «را»ی مبتداسازی همراه میشود و در ظاهر بهشکل مفعول درمیآید:
◄ (۸). سینا رو من هم شنیدم [که ـــ برگشته].
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان
🔻در مصراع «شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان» با وضعیت مشابه جملهٔ «۸» مواجهیم. «شنیدن» دوظرفیتی است که یک ظرفیت آن «من» است و ظرفیت دیگرش که مفعول/ موضوع درونی بهشمار میرود، «که نظر میکنی به حال ضعیفان» است:
◄ (۹). من شنیدم [که تو به حال ضعیفان نظر میکنی].
🔻بدین ترتیب، «شنیدن» نمیتواند دو مفعول داشته باشد و علاوهبر بند پیرو، ضمیر «تو/ ــت» هم مفعول آن باشد. «تو» فاعل بند متممی یا پیرو است که میتواند برای تأکید یا هر انگیزهٔ کلامی و شعری دیگری از درون بند خود بیرون بیاید و بهشکل «تو را» یا ضمیر واژهبستی «ــت» درآید. اما در هر صورت، این عنصر فاعل است، نه مفعول:
◄ (۱۰). تو را شنیدم [که ـــ به حال ضعیفان نظر میکنی].
◄ (۱۱). شنیدمــت [که ـــ به حال ضعیفان نظر میکنی].
🔻نکتهٔ آخر اینکه، «تو» در مصراع مورد بحث متمم نیست و تعبیر «از تو شنیدم» ندارد. ایبسا گفتن ندارد که ظرفیت تلویحی یا پنهان «شنیدن» در این مصراع، «از دیگران» است و شاعر از آنها یا هرکس دیگری شنیده که تو به حال ضعیفان نظر میکنی و احتمالاً بههمین دلیل تمارض کرده است.
@MorphoSyntax
👌5❤2😁2🤔1
MorphoSyntax
☰ 💎 نحو | ظرفیت محمولها (۲) 🔻همانگونه که پیشتر گفتیم، ظرفیت محمولها، با معنای واژگانی ثابت، عدد مشخصی است و نمیتوان این عدد را، به دلخواه، کم یا زیاد کرد. اما تغییر معنای محمول میتواند بر ظرفیت آن و همچنین، بر مقولهٔ موضوعهای درونیاش اثر بگذارد.…
☰
💎 نحو | «چقدر شما این مسئلهٔ مهم اجتماعی رو که میتونه باعث تنش بشه، با بیتوجهی ساده گرفتید!» در این جملهٔ گفتاری، فعل «گرفتن» چندظرفیتی است؟
💎 نحو | «چقدر شما این مسئلهٔ مهم اجتماعی رو که میتونه باعث تنش بشه، با بیتوجهی ساده گرفتید!» در این جملهٔ گفتاری، فعل «گرفتن» چندظرفیتی است؟
Anonymous Quiz
13%
۱. یک
60%
۲. دو
21%
۳. سه
6%
۴. چهار
☰
📝 ویرایش | شانس
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● در مصاحبهٔ دکتری ادبیات فارسی «شانس» پذیرش داشتم. اما نمیدونم به چه «مَجوزی» من رو «اکسپت» نکردند!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🖊 وامواژۀ «شانس» كه از فرانسوی به فارسی راه يافته، بهمعنای «بخت، اقبال، خوشبختی، فرصت» و مانند آنهاست.
◄ (۱). تيم ملی فوتبال ایران با كمی شانس/ خوشاقبالی میتوانست قهرمان مسابقات شود.
◄ (۲). رئیس بیمارستان مشکل آتشسوزی در بخش جراحی را از بدشانسی/ بخت بد خود میداند.
◄ (۳). سرپرست دایرهٔ ارزی از مدیر خود خواسته است تا يك شانس/ فرصت ديگر به او بدهد.
🖊 واژۀ «شانس» در زبانهای انگليسی و فرانسوی بهمعنای «امكان» و «احتمال» هم بهكار میرود. این معنا نیز وارد زبان فارسی شده و جملات عجیبی ساخته است.
◄ (۴). با توجه به تخريب بايگانی راكد، شانس/ امکان دستيابی به پروندههای دههٔ هفتاد از ميان رفته است.
◄ (۵). تنهایی و نداشتن روابط اجتماعی شانس/ احتمال ابتلا به آلزایمر را در کهنسالان افزایش میدهد.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | شانس
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● در مصاحبهٔ دکتری ادبیات فارسی «شانس» پذیرش داشتم. اما نمیدونم به چه «مَجوزی» من رو «اکسپت» نکردند!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🖊 وامواژۀ «شانس» كه از فرانسوی به فارسی راه يافته، بهمعنای «بخت، اقبال، خوشبختی، فرصت» و مانند آنهاست.
◄ (۱). تيم ملی فوتبال ایران با كمی شانس/ خوشاقبالی میتوانست قهرمان مسابقات شود.
◄ (۲). رئیس بیمارستان مشکل آتشسوزی در بخش جراحی را از بدشانسی/ بخت بد خود میداند.
◄ (۳). سرپرست دایرهٔ ارزی از مدیر خود خواسته است تا يك شانس/ فرصت ديگر به او بدهد.
🖊 واژۀ «شانس» در زبانهای انگليسی و فرانسوی بهمعنای «امكان» و «احتمال» هم بهكار میرود. این معنا نیز وارد زبان فارسی شده و جملات عجیبی ساخته است.
◄ (۴). با توجه به تخريب بايگانی راكد، شانس/ امکان دستيابی به پروندههای دههٔ هفتاد از ميان رفته است.
◄ (۵). تنهایی و نداشتن روابط اجتماعی شانس/ احتمال ابتلا به آلزایمر را در کهنسالان افزایش میدهد.
@MorphoSyntax
👍9❤3😁2
MorphoSyntax
☰ 🔍 مسئله (۳۲) اشک در چشمانش حلقه زد و گفت: ● «بعد از اون خدابیامرز، میل به زندگی رو از دست دادم؛ با اینکه در محلهٔ اعیاننشینی زندگی میکردیم، زمینلرزه خونهخرابمون کرد و از دنیا رفت.» و بعد در حالی که تأکید میکرد مراقب باش کبابها خشک نشه، با صدایی…
☰
🗝 پاسخ مسئله (۳۲)
● «بعد از اون خدابیامرز، میل به زندگی رو از دست دادم؛ با اینکه در محلهٔ اعیاننشینی زندگی میکردیم، زمینلرزه خونهخرابمون کرد و از دنیا رفت.»
◄ خدابیامرز، اعیاننشین، خانهخراب
● این سه ترکیب، مرکب فعلیاند و ساختار موضوعی دارند. «خدا» در «خدابیامرز» و «اعیان» در «اعیاننشین» موضوع بیرونی محمولاند. در «خانهخراب» محمول مرکب «خراب شدن» در حالی بهکار رفته که فعل سبک آن نیامده است. «خانه» موضوع درونی «خانهخراب» است.
◄ زمینلرزه
● مرکب ریشهای است و ساختار موضوعی ندارد. در واقع، «زمینلرزه» اضافهٔ مقلوبی است که از رهگذر اِعمال فرایندی پسانحوی، به نام ادغام صرفی، بر ساخت «لرزهٔ زمین» حاصل آمده است.
@MorphoSyntax
🗝 پاسخ مسئله (۳۲)
● «بعد از اون خدابیامرز، میل به زندگی رو از دست دادم؛ با اینکه در محلهٔ اعیاننشینی زندگی میکردیم، زمینلرزه خونهخرابمون کرد و از دنیا رفت.»
◄ خدابیامرز، اعیاننشین، خانهخراب
● این سه ترکیب، مرکب فعلیاند و ساختار موضوعی دارند. «خدا» در «خدابیامرز» و «اعیان» در «اعیاننشین» موضوع بیرونی محمولاند. در «خانهخراب» محمول مرکب «خراب شدن» در حالی بهکار رفته که فعل سبک آن نیامده است. «خانه» موضوع درونی «خانهخراب» است.
◄ زمینلرزه
● مرکب ریشهای است و ساختار موضوعی ندارد. در واقع، «زمینلرزه» اضافهٔ مقلوبی است که از رهگذر اِعمال فرایندی پسانحوی، به نام ادغام صرفی، بر ساخت «لرزهٔ زمین» حاصل آمده است.
@MorphoSyntax
👍4🔥3👌1
☰
📢 نشست | سعدی: آموزگار و جادوگر نحو
▫️سخنران: دکتر محمود فتوحی رودمعجنی
▫️شنبه ۶ اردیبهشت، ساعت ۱۶
▫️تبریز، بنیاد پژوهشی شهریار
@MorphoSyntax
📢 نشست | سعدی: آموزگار و جادوگر نحو
▫️سخنران: دکتر محمود فتوحی رودمعجنی
▫️شنبه ۶ اردیبهشت، ساعت ۱۶
▫️تبریز، بنیاد پژوهشی شهریار
@MorphoSyntax
❤4
بیعرضه - چخوف.pdf
131.9 KB
☰
📖 داستان کوتاه | آنتون چخوف
▫️از مجموعهٔ آثار چخوف
▫️داستان: بیعرضه
▫️مترجم: سروژ استپانیان
▫️ناشر: انتشارات توس، تهران ۱۳۸۸ [ویراست دوم]
@MorphoSyntax
📖 داستان کوتاه | آنتون چخوف
▫️از مجموعهٔ آثار چخوف
▫️داستان: بیعرضه
▫️مترجم: سروژ استپانیان
▫️ناشر: انتشارات توس، تهران ۱۳۸۸ [ویراست دوم]
@MorphoSyntax
🔥4❤1🙏1