MorphoSyntax – Telegram
MorphoSyntax
1.22K subscribers
443 photos
168 videos
165 files
184 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🔝احسان عبدی‌پور، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس

@MorphoSyntax
16👏4👍1


📝 ویرایش | حالت‌نمای مفعولی و بند موصولی


◄ (۱). [پسرهایی [که با تو آمدند]] . . .

✏️ اسم به همراه بند موصولی وابسته‌اش، یک گروه اسمی می‌سازد. این گروه اسمی نقش‌های دستوری مختلفی می‌پذیرد و از جمله در جایگاه مفعول مستقیم می‌نشیند. در چنین نقشی، حالت‌نمای مفعولی «را» ــ در فارسی گفتاری ــ می‌تواند پس از هستهٔ اسم یا در پایان گروه اسمی، یعنی پس از فعل بند موصولی، آشکار شود:

◄ (۲). [پسرهایی رو [که باهات اومدند]] نمی‌شناسم.
◄ (۳). [پسرهایی [که باهات اومدند] رو] نمی‌شناسم.

✏️ تظاهر نشانهٔ مفعولی در یکی از دو جایگاه یادشده (پس از هستهٔ اسم یا پس از بند موصولی) نه منع تجربی دارد، نه برخلاف بنیادهای نظری است. بااین‌همه، در فارسی معیار درج «را» در پایان بند موصولی که به آن «رای پس از فعل» می‌گویند، نهی شده و البته شایسته است که در نوشتار رسمی هم رعایت شود.

✏️ اما نوشتار تصویر بالا از آنجایی عجیب است که نویسنده به آوردن یک نشانهٔ مفعولی بسنده نکرده و گویا کارش با درج یک رای پس از اسم یا پس از فعل راه نیفتاده است.

◄ (۴). هیچ واحد صنفی نباید [پسرانی را [که هنوز به سربازی نرفته‌اند]]، به‌کار گیرد.

@MorphoSyntax
👍10😁432


🔡 آزفا | یای کمیت‌نما

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
« . . . و سخن اوست که ای جوانان کار به جوانی کنید، پیش از آن‌که به پیری رسید که ضعیف شوید و در تقصیر بمانید، چنین که من مانده‌ام. و این وقت که این سخن گفت، هیچ جوان طاقت عبادات او نداشت. و گفت: سی سال است که استغفار می‌کنم از یک شکر. گفتند: چگونه؟ گفت: بازار بغداد بسوخت، اما دکان من نسوخت؛ مرا خبر دادند. گفتم: الحمدلله. از شرم آن‌که خود را به از برادران مسلمان خواستم و دنیا را حمد گفتم، از آن استغفار می‌کنم.»

✍🏿 شیخ عطار، تذکرة الأولیاء
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

◄ هیچ جوان/ جوانی طاقت عبادات او نداشت.

□ در میان وندهای تصریفی اسم، باید از پسوند وابسته به سور یا کمیت‌نمای «هر، هیچ» یاد کرد که در انتهای گروه اسمی می‌نشیند.

✧ گروه وصفی:
◄ هر کتابی را دو بار می‌خواند.
◄ هر کتاب ارزشمندی را دو بار می‌خواند.

✧ گروه اضافی:
◄ هیچ نماینده‌ای با این طرح موافقت نمی‌کند.
◄ هیچ نمایندهٔ مجلسی با این طرح موافقت نمی‌کند.

□ عنصر وابستهٔ «ــ‌ی» در ساخت‌های مورد بحث، پسوند تصریفی است، نه واژه‌بست. در آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان، این تکواژ وابسته را باید در مجموعهٔ عناصر تصریفی اسم معرفی کرد.

□ ماهیت این وند، با یای نکره متفاوت است و زبان‌آموز باید متوجه شود که برخلاف یای نکره، یای وابسته به کمیت‌نما را نمی‌تواند در گروه‌های وصفی، به اسم ملحق کند.

✧ یای کمیت‌نما:
◄ از نمایشگاه، هر کتاب جدیدی را می‌خرید.
◄ *از نمایشگاه، هر کتابی جدید را می‌خرید.

✧ یای نکره:
◄ از نمایشگاه، کتاب جدیدی خرید.
◄ از نمایشگاه، کتابی جدید خرید.

□ نحو زبان فارسی به‌ویژه در حوزهٔ ساخت گروه اسمی پیچیدگی‌های بسیاری دارد که در تدوین منابع آموزش زبان فارسی باید به آنها توجه کرد؛ از جمله آن‌که مثلاً غیرفارسی‌زبانان باید بیاموزند که درج یای وابسته به کمیت‌نما در کدام گروه‌های اسمی اختیاری و در کدام گروه‌های اسمی الزامی است.

◄ هر کتاب ارزشمندی/ ارزشمند را دو بار می‌خواند.
◄ هیچ نمایندهٔ مجلسی/ *نمایندهٔ مجلس با این طرح موافقت نمی‌کند.

□ آیا در دو نمونهٔ بالا، شم زبانی شما هم درج یای کمیت‌نما را در جملهٔ نخست اختیاری و در جملهٔ دوم الزامی می‌داند؟ بله 👍 ــ خیر 👎

@MorphoSyntax
👍31👎41
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


📢 زبان رسمی | گفتگوی رؤسای جمهور لیبریا و امریکا

● بوآکای: . . . می‌خوام ازتون بابت فرصتی که به ما دادید، خیلی تشکر کنم.
○ ترامپ: من ممنونم . . . و چه انگلیسی خوبی! کجا یاد گرفتی به این خوشگلی حرف بزنی؟ کجا درس خوندی؟
● بوآکای: در لیبریا.
○ ترامپ: در لیبریا؟!
● بوآکای: بله آقا.
○ ترامپ: خیلی جالبه [مگه اون‌جا کانون زبان دارید؟]. آدم‌هایی پشت این میز نشستند که نمی‌تونند این‌طوری حرف بزنند!
● بوآکای: [تو خودت کجا درس خوندی؟!] زبان رسمی کشور ما انگلیسیه!
○ ترامپ: اه . . . جالبه.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
▪️جمهوری لیبریا کشوری در ساحل غربی قارهٔ افریقا با نزدیک به پنج‌ونیم میلیون نفر جمعیت است. در ۱۸۴۷ میلادی، بردگانی که از امریکا به افریقا بازگشته بودند، این کشور را بنیاد نهادند. زبان رسمی لیبریا انگلیسی است، گو این‌که با توجه به تنوع قومی و فرهنگی، بیش از ۲۰ زبان بومی نیز در آنجا رواج دارد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax
😁17👍1😢1🆒1
MorphoSyntax


🧊 ساختواژه | کدام‌یک از صورت‌های مصدری ریشهٔ «گشا» باقاعده و پیش‌بینی‌پذیر است؟


🔡 آزفا | گشا: گشادن/ گشودن/ گشاییدن


1⃣ فرض کنید واژهٔ «نشا» که از عربی به فارسی راه یافته و از آن فعل مرکب «نشا کردن» (= کاشتن بوته‌های کوچک، مانند برنج) ساخته‌ایم، به فعل بسیط تبدیل شود؛ یعنی همان‌گونه که مثلاً وام‌واژۀ «طلب» چنین مسیری را پیموده و امروزه از آن مصدر «طلبیدن» گرفته‌ایم یا صورت‌های «می‌طلبد» و «می‌طلبید» را صرف کرده‌ایم. در این صورت، از ریشۀ «نشا» چه مصدری می‌سازید یا آن را چگونه در زمان گذشته صرف می‌کنید؟ می‌نشاد، می‌نشود، یا می‌نشایید؟

2⃣ پیش از این، در جای دیگر گفته‌ایم که قاعده‌مند بودن صورت‌های تصریفی، به‌معنای پیش‌بینی‌پذیر بودن آنهاست و در میان افعال فارسی، تنها صورت‌هایی پیش‌بینی‌پذیرند که به توالی «ــ‌یدن» ختم شوند. امروزه اگر بخواهیم از «سرما» مصدر و فعل بسازیم، قطعاً به قیاس «فرما/ فرمودن»، صورت «سرمودن» تولید نمی‌کنیم؛ بلکه برپایهٔ الگوی قاعده‌مند، مصدر «سرماییدن» و فعل گذشتۀ «سرمایید» می‌سازیم. به همین قیاس، «نشا» نیز اگر جامۀ فعل بر تن کند، دارای مصدر «نشاییدن» و صورت گذشتۀ «می‌نشایید» خواهد بود.

3⃣ طبیعتاً این نکته دربارۀ ریشۀ «گشا» هم صادق است. اگر قرار باشد ساختواژهٔ قاعده‌مند «گشا» در قالب مصدر یا تصریف گذشته، به شکل «گشادن/ گشاد» باشد، باید انتظار داشته باشیم که «گرا» (گراییدن/ گرایید) و «آرا» (آراستن/ آراست) نیز از همین الگو پیروی کنند و به‌ترتیب، به صورت «گرادن/ گراد» و «آرادن/ آراد» درآیند. «گشودن/ گشود» نیز صورت قاعده‌مند از ریشۀ «گشا» نیست و دانش زبانی پیشین‌مان سبب می‌شود که به خطا گمان کنیم این الگو پیش‌بینی‌پذیر است.

4⃣ چنانچه به فرایند زبان‌آموزی کودکان و غیر فارسی‌زبانان دقت کرده باشید، حتماً با فعل‌هایی مانند «پزید» (به قیاس لرزید و به‌جای پخت) یا «کُشید» (به قیاس کِشید و به‌جای کُشت) مواجه شده‌اید. در واقع، برای زبان‌آموزان فقط پایانۀ «ــ‌یدن/ ــ‌ید» قاعده‌مند و پیش‌بینی‌پذیر است و مثلاً برای صرف ریشۀ «پز» به الگوی «باز/ باختن» یا «سوز/ سوختن» نمی‌نگرند. این نکات به‌ویژه در آموزش زبان فارسی اهمیت دوچندانی دارند و در تدوین منابع آموزشی باید به آنها توجه کرد. در این مورد، زبان‌آموز باید یاد بگیرد که برخلاف انتظارش، «گشاییدن» مصدر رایج و پذیرفته از ریشۀ «گشا» نیست (هرچند در متون به‌کار رفته) و در فارسی معاصر، «گشودن» رواج افزون‌تری دارد.

@MorphoSyntax
👍71
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | فقط گیتار رو با خودت نبر!

▪️رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، که علاقهٔ سیری‌ناپذیری به مصادرهٔ عناصر فرهنگ و تمدن ایران دارد و پیشتر نیز نوروز را با خود به بلاد عثمانی برده بود، این‌بار با کم‌لطفی در حق شیرازی‌ها، فقط به شهرهای تبریز و ری و اصفهان و هرات بسنده کرد و آنها را از کانون‌های درخشان تمدن تُرک‌‌ها برشمرد (متن خبر).

▪️البته رجب توضیح نداد که چرا وقتی طیاره‌های اسراییلی هم‌وطنان عزیز آذری‌مان را در تبریز سخت‌تر و پیوسته‌تر از هرجای دیگر بمباران می‌کردند، صدای اعتراضی از او و خاله‌جانش، الهام علی‌اف، در جمهوری ساختگی باکو درنیامد و چه شد که در برابر حمله به مرکز تمدنی خود سکوت کردند!

@MorphoSyntax
👍14😁5👏3


📝 ویرایش | غریق نجات

🖊 خداوند باعث و بانی‌اش را «غریق رحمت» خود فرمایند که در روزگاری که مردم همه می‌جهنمیدند، لیگ «غریق نجات» را راه انداخت!

◄ تعیین تکلیف لیگ نجات غریق پس از دو سال

@MorphoSyntax
😁11👍3🤔1


🧾 واژه‌گزینی | چگال


□ برخی از گروه‌های علوم پایه، از جمله فیزیک و زیرشاخه‌های شیمی از پیشروترین و حاذق‌ترین گروه‌های واژه‌گزینی فرهنگستان‌اند که نه‌تنها اصطلاحاتی که برمی‌گزینند، در دیگر حوزه‌های علم هم به‌کار می‌آیند، بلکه سازوکار واژه‌سازی‌شان می‌تواند برای گروه‌های مختلف آموزنده باشد.

□ مثلاً، در حالی که برخی از زبان‌شناسان، گاهی اصطلاحات نادرست یا نامناسب را با این توجیه که در میان اهل علم جا افتاده و رواج یافته‌اند، کنار نمی‌گذارند، در شیمی و فیزیک سال‌ها پیش از خیر و شر اصطلاح رایج «جرم حجمی» گذشتند و برابر فارسی «چگالی» را برای «density» برگزیدند.

□ فهرست کوتاه زیر نشان می‌دهد که وقتی واژۀ فارسی مناسبی برای یک اصطلاح علمی انتخاب می‌شود، چگونه می‌توان برای خوشه‌ای از واژه‌های مشتق، مرکب، و مرتبط نیز معادل مناسب یافت:

● چگاله = condensate
● چگالش = condensation
● چگالنده = condenser
● کم‌چگالی = low-density
● پرچگالی = high-density
● میان‌چگالی = medium-density
● شیر چگال = condensed milk


🔝وقتی به گفتهٔ بازرس ویژه، چگالی آب و بنزین برابر است و با هم مخلوط می‌شوند!

@MorphoSyntax
👍5👌4😍21
مادر یک خائن.pdf
853.7 KB


📖 داستان کوتاه | ماکسیم گورکی

▫️نویسنده: ماکسیم گورکی (۱۸۶۸ ــ ۱۹۳۶)
▫️داستان: مادر یک خائن
▫️مترجم: فریدون گیلانی
▫️منبع: نشریهٔ کتاب هفته، ششم اسفند ۱۳۴۰، شمارهٔ ۲۰.

@MorphoSyntax
14


💎 نحو | افعال دستوری

● در تصویر پیوست، پربسامدترین فعل‌های دستوری زبان فارسی آمده‌اند؛ یعنی فعل‌هایی که معنای واژگانی ندارند و برای انتقال یک مفهوم دستوری به ساختار نحوی افزوده می‌شوند؛ مانند فعل‌های ربطی که برای بیان رابطهٔ این‌همانی میان دو گروه اسمی (نمونهٔ ۱) یا نسبت دادن یک ویژگی به گروه اسمی (نمونهٔ ۲) به‌کار می‌روند:

(۱)ـ
● نردهٔ مزرعه = نقطهٔ شروع مسابقه
● نردهٔ مزرعه نقطهٔ شروع مسابقه است.

(۲)ـ
● نردهٔ مزرعه = قدیمی و فرسوده
● نردهٔ مزرعه قدیمی و فرسوده است.

@MorphoSyntax
👍6🔥2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


👁‍🗨 دیدگاه | تاریخ را فاتحان می‌نویسند

@MorphoSyntax
3


💎 نحو | «این اوست که حدود جسمانی را بشناخته است که به چشم سر دیده است (ناصر خسرو).» کدام گزینه هویت دستوری «این» را به‌درستی توصیف می‌کند؟
Anonymous Quiz
41%
۱. ضمیر غیرارجاعی
10%
۲. صفت اشاره
38%
۳. نهاد جمله
11%
۴. مسند جمله
🤔3👍21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


ما نیز روزگاری
لحظه‌ای سالی قرنی هزاره‌ای
از این پیش‌تَرَک
هم در این‌جای ایستاده بودیم،
بر این سیاره بر این خاک
در مجالی تنگ ــ هم‌ از این‌ دست ــ
در حریرِ تاریکی، در کتانِ روز
در ایوانِ گستردهٔ مهتاب
در تارهای باران
در شادَرْوانِ بوران
در حجلهٔ شادی
در حصارِ اندوه
 
تنها با خود
تنها با دیگران
یگانه در عشق
یگانه در سرود
سرشار از حیات
سرشار از مرگ.
 
ما نیز گذشته‌ایم
چون تو بر این سیاره بر این خاک
در مجالِ تنگِ سالی چند
هم از این‌جا که تو ایستاده‌ای اکنون
فروتن یا فرومایه
خندان یا غمین
سبک‌پای یا گران‌بار
آزاد یا گرفتار.
 
ما نیز
روزگاری
آری . . .

✍🏿 احمد شاملو
(۲۱ آذر ۱۳۰۴ ــ ۲ مرداد ۱۳۷۹)

@MorphoSyntax
16


🚦دستور خط | احکام تتو

★احتیاط مستحب آن است که خال‌خواه پیش از خال‌کوبی، به یکی از کتابچه‌های دستور خط، ذیل حکم هکسره، مراجعه کند.

@MorphoSyntax
😁232
MorphoSyntax


💎 نحو | «این اوست که حدود جسمانی را بشناخته است که به چشم سر دیده است (ناصر خسرو).» کدام گزینه هویت دستوری «این» را به‌درستی توصیف می‌کند؟


💎 نحو | اسنادی‌سازی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄این اوست که حدود جسمانی را بشناخته است که به چشم سر دیده است (ناصر خسرو).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

☆«این» نمی‌تواند صفت اشاره باشد؛ صفت اشاره باید در درون یک گروه اسمی، هستهٔ گروه را توصیف کند:

◄[این انسان] حدود جسمانی را شناخته است.
◄نمایندگان مجلس [این هفته] جلسهٔ علنی دارند.


☆از همه بدیهی‌تر این‌که «این» نمی‌تواند نهاد جمله باشد، زیرا فعل ربطی با «او»، و هرچه به‌جای آن بنشیند، مطابقه می‌کند، نه با «این»:

◄این تویی که حدود جسمانی را بشناخته‌ای.
◄این ما هستیم که حدود جسمانی را بشناخته‌ایم.


☆«این» نمی‌تواند مسند جمله باشد؛ مسند، محمولی است که در ساخت اسنادی، چیزی را به مسندالیه نسبت می‌دهد:

◄او از اعضای شورای شهر است.
◄او جوان‌ترین عضو شورای شهر است.


☆ضمیر اختیاری «این» در ساخت موسوم به اسنادی‌سازی که در نمونهٔ بالا آمده، ضمیر شبه‌پوچ‌واژه‌ای است که ماهیت ارجاعی ندارد و صرفاً برای تأکید مضاعف به ساختار افزوده می‌شود.

◄او حدود جسمانی را بشناخته است.
◄اوست که حدود جسمانی را بشناخته است.
◄این اوست که حدود جسمانی را بشناخته است.


☆در نمونهٔ بالا، ضمیر غیرارجاعی بر رابطهٔ این‌همانی میان «او» و بند «که حدود جسمانی را بشناخته است» تأکید کرده است. چنین شبه‌پوچ‌واژه‌ای در شماری دیگر از زبان‌های ضمیرانداز، مانند پرتغالی اروپایی هم یافت می‌شود.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
★برخی از منابع ویرایش و نگارش، این الگوی ساختاری را حاصل گرده‌برداری از زبان انگلیسی دانسته‌اند و بر ضرورت حذف ضمیر «این» تأکید ورزیده‌اند. بااین‌همه، ساخت اسنادی‌سازی در فارسی ــ با یا بدون ضمیر غیرارجاعی «این/ آن» ــ نمونه‌های فراوانی در متون کهن فارسی دارد.

◄این تویی کز غمزه غوغا در جهان انگیخته (خاقانی)
◄. . . آن تو بودی که در ذرّات در گفت و شنودی (عطار)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✔️Cleft construction = ساخت اسنادی‌سازی
✔️Expletive-like = شبه‌پوچ‌واژه

@MorphoSyntax
🙏8👌4👍21


☑️ نحو | زمان دستوری فعل

❂ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری (۱۴۰۴) است که با حوزۀ صرف و نحو پیوند دارد:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۳۲ ــ در نظریۀ صرف توزیعی، در کدام‌یک از فعل‌های جملۀ زیر عنصر تصریفی زمان پس از نحو و از طریق سازوکار ادغام صرفی (morphological merger) به فعل ملحق می‌شود؟

What would you say if John made them pay for the damage?”

۱ ـ would
۲ ـ pay
۳ ـ say
۴ ـ made
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

❂ در این جمله چهار فعل وجود دارد که از آن میان، دو فعل فاقد زمان دستوری‌اند و به شکل مصدر عریان (اصطلاحاً مصدر بدون to) به‌کار رفته‌اند:

۱ ـ would: زمان دستوری گذشته
۲ ـ pay: مصدر عریان
۳ ـ say: مصدر عریان
۴ ـ made: زمان دستوری گذشته

❂ دو فعل would و made دارای مشخصهٔ تصریفی زمان‌اند. در انگلیسی، افعال کمکی به هستهٔ گروه زمان می‌روند و در آنجا زمان دستوری حال یا گذشته می‌گیرند. اما افعال واژگانی این ویژگی را ندارند و به همین دلیل، هنگام نفی یا پرسش، به فعل کمکی نیاز پیدا می‌کنند. این افعال که به هستهٔ گروه زمان نمی‌روند (فعل made در پرسش بالا)، زمان دستوری را در مرحلهٔ پسانحو و از رهگذر فرایند ادغام صرفی به‌دست می‌آورند.

@MorphoSyntax
6👍1👌1
MorphoSyntax
☑️ نحو | زمان دستوری فعل ❂ پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور دکتری (۱۴۰۴) است که با حوزۀ صرف و نحو پیوند دارد: ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ۳۲ ــ در نظریۀ صرف توزیعی، در کدام‌یک از فعل‌های جملۀ زیر عنصر تصریفی…


💻 هوشواره | زمان دستوری فعل

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❂ دیپ‌سیک، به‌رغم برخی خطاهای جزئی، به پرسش بالا به‌درستی پاسخ داده است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

❂ در نظریۀ صرف توزیعی، زمان (Tense) به‌عنوان یک عنصر تصریفی در سطح نحو محاسبه می‌شود و سپس از طریق فرآیند ادغام صرفی به فعل متصل می‌گردد. در این نظریه، فعل‌های اصلی (مانند: say, made, pay) ابتدا بدون مشخصۀ زمان وارد نحو می‌شوند و زمان پس از محاسبۀ ساختار نحوی به آنها الحاق می‌شود.

❂ تحلیل گزینه‌ها:
○ فعل would یک فعل کمکی وجهی (modal) است که خود حاوی زمان است (زمان گذشته برای بیان شرطی). زمان در این فعل از ابتدا به‌صورت ذاتی وجود دارد و پس از نحو اضافه نمی‌شود.
○ فعل say فعل اصلی است، اما زمان آن توسط would کنترل می‌شود و مستقل نیست.
○ فعل pay در ساختار bare infinitive (مصدر بدون to) بعد از فعل سببی made قرار گرفته است. در این حالت، زمان ندارد و تحت تأثیر زمان made است.
○ فعل made زمان‌گذاری شده است و زمان آن، پس از محاسبۀ ساختار شرطی در نحو، از طریق ادغام صرفی به آن متصل شده است. این فعل به‌صورت مستقل زمان گذشته را نشان می‌دهد و زمان آن در سطح نحو محاسبه شده است.
○ پاسخ درست: گزینۀ چهار، made است؛ زیرا زمان گذشته پس از نحو و از طریق ادغام صرفی به این فعل ملحق شده است.

@MorphoSyntax
👍2👌2


💎 نحو | «اگر خلبان مهارت کافی نداشته باشد، همهٔ سرنشینان کشته خواهند شد.» در این جملهٔ مرکب، کدام فعل بند پایه زمان دستوری دارد؟
Anonymous Quiz
14%
۱. نداشته
13%
۲. باشد
9%
۳. کشته
48%
۴. خواهند
15%
۵. شد


برقی نیست
آبی نیست
می‌نشینم لب بوم
گردش ماشین‌ها، تیرگی، من، گِل، خاک
پوچی گوشهٔ زیست . . .

✍🏿 سپهر سهرابی

@MorphoSyntax
😁76👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


🧊 ساختواژه | مرکب فعلی، مرکب ریشه‌ای

مـرا چشمی‌ست خـون‌افشـان ز دسـت آن کمان‌ابرو
جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو

✍🏿 حافظ
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✿ فارغ از این‌که ریشهٔ فعلی در ترکیب باشد یا نباشد:

● در مرکب فعلی، یک عضو ترکیب هویت محمولی دارد و عضو دیگر در نقش وابستهٔ آن (فاعل، مفعول، قید و جز آنها) به‌کار می‌رود؛ مانند «خون‌افشان» در بیت بالا.

● در مرکب ریشه‌ای، رابطهٔ موضوعی (محمول و وابسته) میان اجزای ترکیب برقرار نیست و یک عضو برای عضو دیگر، سازهٔ همپایه، صفت، مضاف‌الیه، کمیت‌نما و مانند آنهاست.

✿ «میهن‌دوست» مرکب فعلی است، گرچه عنصر فعلی در آن حضور ندارد. «گریزپا» مرکب ریشه‌ای است، به‌رغم آن‌که «گریز» ریشهٔ فعلی تلقی می‌شود.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝برآمدن آفتاب از پس دماوند، از دیدگاه قلهٔ توچال

@MorphoSyntax
7👌3😁1


🔍 مسئله (۳۸)

🛞 یک شرکت خودروسازی در پیش‌نویس اطلاعیۀ خود نوشت:

«اگر کسانی که ثبت‌نام شده‌اند، پیامکی از مرکز فروش دریافت نکرده‌اند، باید بار دیگر در سامانۀ خرید نام‌نویسی کنند.»

🛞 بااین‌همه به پیشنهاد مشاور حقوقی شرکت، در نسخۀ نهایی اطلاعیه، زمان و جهت فعل «ثبت‌نام شده‌اند» تغییر کرد تا از مسئولیت حقوقی خودروساز کاسته شود. با این تغییر، «ثبت‌نام شده‌اند» به چه فعلی تبدیل می‌شود؟

۱. ثبت‌نام می‌شوند
۲. ثبت‌نام کرده بودند
۳. ثبت‌نام می‌کنند
۴. ثبت‌نام شدند

@MorphoSyntax
🔥4👍21