Forwarded from کانون گفتوگو
💠ششمین گردهمایی سالانه کانون گفتوگو با موضوع #گفتگو_با_طبیعت
🌀 ۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۸:۳۰ تا ۱۳
🌀 بزرگراه جلال آلاحمد، ابتدای بزرگراه کردستان، تالار ایوان شمس
#گردهمایی_سالانه
🆔 @dialoguecenter
🌀 ۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۸:۳۰ تا ۱۳
🌀 بزرگراه جلال آلاحمد، ابتدای بزرگراه کردستان، تالار ایوان شمس
#گردهمایی_سالانه
🆔 @dialoguecenter
کانون گفتوگو
💠ششمین گردهمایی سالانه کانون گفتوگو با موضوع #گفتگو_با_طبیعت 🌀 ۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۸:۳۰ تا ۱۳ 🌀 بزرگراه جلال آلاحمد، ابتدای بزرگراه کردستان، تالار ایوان شمس #گردهمایی_سالانه 🆔 @dialoguecenter
تاکنون بخت یار نبوده که در کارگاههای کانون #گفتگو شرکت کنم. با این حال یک بار از این مجموعه بازدید کردهام و یک بار هم در مراسم گردهمایی سالانهشان شرکت کردهام و در هر دو نکاتی برای #یادگیری یافتهام.
✌️در روزگاری که یافتن انسانهای باکیفیت و اخلاقی بسی سخت شده، اعضای کانون گفتگو غنیمتهایی ارزشمندند.
✌️در روزگاری که یافتن انسانهای باکیفیت و اخلاقی بسی سخت شده، اعضای کانون گفتگو غنیمتهایی ارزشمندند.
Forwarded from گفتارها - ا. منصوری
▫️ درنگی در یک فراخوان که «اذان»ش نامند!
🔸 1- ظهر دیروز از کوچهای رد میشدم در حوالی دانشگاه تهران که در آن مدرسهای ابتدایی فعال است. هنگام ظهر در همهمۀ صداهای برخاسته از مأذنهها، از جمله صدای اذان مسجد دانشگاه، صدایی کودکانه به اذان برخاست از آن مدرسه، بلند و قرّا و پرطنین، به یمن تکنولوژی (بلندگو). صدای کودکانه هر آنچه از «فالش» میخواستی در خود داشت، کودک ناآزموده را گذاشته بودند اذان بگویند تا مراسم رسمی در مدرسه برگزار شود، اما نوعی صداقت کودکانه اذان را شنیدنی میکرد. او از عمق وجود میکوشید از پسِ وظیفهای که به او محول شده برآید... اشهدُانَّ... اشهدُاَنَّ....
در میان جملات اذان، بخشی اِخباری است و برخی انشائی-امری. در همهمۀ صداها و جملات اذان که پخش میشد و به هوا میرفت، بخش خبری و شهادتها تمام شد و صدای کودکانه رسید به بخش امری. آن کودک امر کرد _لابد بشریت را_ به «شتافتن به سوی بهترین عمل!» (حی علی خیرالعمل).
دوست داشتم میشد از کودک بپرسم کدام عمل است که خیرترین است و تو دیگران را بدان فرا میخوانی؟ لابد معلمان به کمکش میآمدند که: منظور از «بهترین عمل» در اذان همانا «نماز» است. راستی چرا نماز «خیرالعمل» است؟ میشد این پرسش را از پیشنماز و مأمومان مسجد دانشگاه تهران هم پرسید، آنجا که بیشک تعدادی استاد و دانشجوی متدین با شنیدن صدای اذان، در حالی که دست از آموزش و پژوهش شستهاند، به نماز اول وقت میشتافتند. میشد از آنها پرسید اَعمال خیر کدامند؟ در امر آموزش، در فرآیندهای پژوهشی ضابطۀ عمل خیر چیست؟ و این که چرا در این لحظه، مصداقِ «خیرالعمل»، «نماز» است؟ چیست در نماز که آن را به مرتبۀ «بهترین عمل» ارتقا میدهد؟
🔸 2- دوستی بود یک دهه پیش، لیلی نام. دختری ساده و سرخوش و پرانرژی و نه چندان مقید به ضوابط شریعت، بهویژه در آنچه «حجاب شرعی» خوانده میشود. تسلطش به زبان انگلیسی موجب شده بود مدت کوتاهی باب همکارییی بین ما و او باز شود در بخش فرهنگی دانشگاه تهران. میگفت حدود ده ساله بود که به ضرورت ادامه تحصیل پدر رفته بود استرالیا و ده سال هم آنجا توقف داشت و از این رهگذر زبان و ذهنیتش متناسب با یک «ایرانی-مسلمان» یک دهه بالیده در کشوری غیرمسلمان شکل گرفته بود. آن لیلای آستین بسی فراتر از مچ و مویپوش بسی فراتر از رستنگاهِ موِ، روزی همزمان با برخاستن بانگ اذان در جستوجوی سجاده بر آمد. در پاسخ به نگاه آمیخته با مقداری حیرت من گفت: گاهی در غربت، دل لک میزند برای شنیدن همین صدای برخاسته از مأذنه، که از فرط تکرار و گاه بلندی آزاردهنده، اینجا چندان شوقی برنمیانگیزد! و خبر میداد از این که یک بار در استرالیا که از کنار محلی فرهنگی متعلق به مسلمانان لبنانی عبور میکرد، این بانگ و فراخوان مذهبی-سنتی با دل او در نوجوانی چه کرده بود!
کاش بانگ «نفی خدایگان زمینی» و «فراخوان دادن به نیکوترین اعمال»، که از مضامین اصلی اذاناند و روزانه دست کم سه بار در جای جای این مرز و بوم طنینانداز است، این چنین بیجانمایه به تکرار مُمِل نمیانجامید.
@ardeshirmansouri
🔸 1- ظهر دیروز از کوچهای رد میشدم در حوالی دانشگاه تهران که در آن مدرسهای ابتدایی فعال است. هنگام ظهر در همهمۀ صداهای برخاسته از مأذنهها، از جمله صدای اذان مسجد دانشگاه، صدایی کودکانه به اذان برخاست از آن مدرسه، بلند و قرّا و پرطنین، به یمن تکنولوژی (بلندگو). صدای کودکانه هر آنچه از «فالش» میخواستی در خود داشت، کودک ناآزموده را گذاشته بودند اذان بگویند تا مراسم رسمی در مدرسه برگزار شود، اما نوعی صداقت کودکانه اذان را شنیدنی میکرد. او از عمق وجود میکوشید از پسِ وظیفهای که به او محول شده برآید... اشهدُانَّ... اشهدُاَنَّ....
در میان جملات اذان، بخشی اِخباری است و برخی انشائی-امری. در همهمۀ صداها و جملات اذان که پخش میشد و به هوا میرفت، بخش خبری و شهادتها تمام شد و صدای کودکانه رسید به بخش امری. آن کودک امر کرد _لابد بشریت را_ به «شتافتن به سوی بهترین عمل!» (حی علی خیرالعمل).
دوست داشتم میشد از کودک بپرسم کدام عمل است که خیرترین است و تو دیگران را بدان فرا میخوانی؟ لابد معلمان به کمکش میآمدند که: منظور از «بهترین عمل» در اذان همانا «نماز» است. راستی چرا نماز «خیرالعمل» است؟ میشد این پرسش را از پیشنماز و مأمومان مسجد دانشگاه تهران هم پرسید، آنجا که بیشک تعدادی استاد و دانشجوی متدین با شنیدن صدای اذان، در حالی که دست از آموزش و پژوهش شستهاند، به نماز اول وقت میشتافتند. میشد از آنها پرسید اَعمال خیر کدامند؟ در امر آموزش، در فرآیندهای پژوهشی ضابطۀ عمل خیر چیست؟ و این که چرا در این لحظه، مصداقِ «خیرالعمل»، «نماز» است؟ چیست در نماز که آن را به مرتبۀ «بهترین عمل» ارتقا میدهد؟
🔸 2- دوستی بود یک دهه پیش، لیلی نام. دختری ساده و سرخوش و پرانرژی و نه چندان مقید به ضوابط شریعت، بهویژه در آنچه «حجاب شرعی» خوانده میشود. تسلطش به زبان انگلیسی موجب شده بود مدت کوتاهی باب همکارییی بین ما و او باز شود در بخش فرهنگی دانشگاه تهران. میگفت حدود ده ساله بود که به ضرورت ادامه تحصیل پدر رفته بود استرالیا و ده سال هم آنجا توقف داشت و از این رهگذر زبان و ذهنیتش متناسب با یک «ایرانی-مسلمان» یک دهه بالیده در کشوری غیرمسلمان شکل گرفته بود. آن لیلای آستین بسی فراتر از مچ و مویپوش بسی فراتر از رستنگاهِ موِ، روزی همزمان با برخاستن بانگ اذان در جستوجوی سجاده بر آمد. در پاسخ به نگاه آمیخته با مقداری حیرت من گفت: گاهی در غربت، دل لک میزند برای شنیدن همین صدای برخاسته از مأذنه، که از فرط تکرار و گاه بلندی آزاردهنده، اینجا چندان شوقی برنمیانگیزد! و خبر میداد از این که یک بار در استرالیا که از کنار محلی فرهنگی متعلق به مسلمانان لبنانی عبور میکرد، این بانگ و فراخوان مذهبی-سنتی با دل او در نوجوانی چه کرده بود!
کاش بانگ «نفی خدایگان زمینی» و «فراخوان دادن به نیکوترین اعمال»، که از مضامین اصلی اذاناند و روزانه دست کم سه بار در جای جای این مرز و بوم طنینانداز است، این چنین بیجانمایه به تکرار مُمِل نمیانجامید.
@ardeshirmansouri
Forwarded from گفتوشنود اقتصادی
📢 #گفت_و_شنود_اقتصادی، نشست ۱۳۵
✅ #زندگی_به_سبک_مینیمال
⏰ یکشنبه ۲۹ بهمن ۶ تا ۸:۳۰ عصر
✅ با ارایهی #عارفه_قدسی_زاده
✅ تحلیل رفتار انسان بسیار پیچیده است. اقتصاددانان برای تحلیل رفتار اقتصادی چارهای جز سادهسازی نداشتند. طراحی مفهوم عقلانیت و «انسان عقلایی» راهی میانبر بود برای درک رفتار اقتصادی در انسانها. در تعریف «عقلانیت» به انسانی اشاره میشود که مطلوبیتِ بیشتر را به مطلوبیتِ کمتر ترجیح میدهد. اما آیا میتوان گفت مطلوبیتِ بیشتر الزاماً در بیشتر داشتن، محقق میشود؟
✅ مفهوم «سبک زندگی مینیمال» خیلی ساده به نظر میرسد ولی میتواند تاثیری عمیق در سطح خرد و کلان داشته باشد. مینیمالیسم هر چند در ایران قابل توجه نیست اما در غرب روز به روز طرفداران بیشتری پیدا میکند. بعضی از ویژگیهای این سبک زندگی را میتوان اینگونه فهرست کرد: کمتر داشتن، کمتر مصرفکردن، کمتر نیازمند بودن، گرفتاری کمتر، تاثیر کمتر بر محیطزیست، هزینه کمتر، و البته شاید آرامش بیشتر، فرصت بیشتر، تعمق بیشتر و پسانداز بیشتر. آیا این مفاهیم تعارضی با مفهوم عقلانیت دارد؟
✅ در یکصد و سی و پنجمین نشست از سلسله دورهمیهای #گفت_و_شنود_اقتصادی دربارهی تاثیرات خرد و کلان و دربارهی این سبک از زندگی گفتگو میکنیم.
✅ عارفه قدسیزاده دانشآموخته رشتهی انسانشناسی از مدرسه اقتصاد لندن است. در سالهای گذشته به مفهوم «سبک زندگی مینیمال» علاقهمند شده و در وبسایت «لذت کمتر داشتن» درباره این سبک از زندگی نوشته.
✅ مکان: تهران، تقاطع كارگر و بلوار كشاورز، نبش ضلع جنوب غربي، پلاك ٣٠٨، كتاب آمه، #کافه_ایونت
🍹حداقل ١٠ هزار تومان بابت هزینه مکان و پذیرایی به کافه پرداخت میکنیم.
@MortezaaKazemii
۰۹۱۳۴۰۲۰۹۲۲
✔️ #گفت_و_شنود_اقتصادی
✅ @EconomicTalk
✔️ #کافه_ایونت
✅ @KafehEvent
✅ #زندگی_به_سبک_مینیمال
⏰ یکشنبه ۲۹ بهمن ۶ تا ۸:۳۰ عصر
✅ با ارایهی #عارفه_قدسی_زاده
✅ تحلیل رفتار انسان بسیار پیچیده است. اقتصاددانان برای تحلیل رفتار اقتصادی چارهای جز سادهسازی نداشتند. طراحی مفهوم عقلانیت و «انسان عقلایی» راهی میانبر بود برای درک رفتار اقتصادی در انسانها. در تعریف «عقلانیت» به انسانی اشاره میشود که مطلوبیتِ بیشتر را به مطلوبیتِ کمتر ترجیح میدهد. اما آیا میتوان گفت مطلوبیتِ بیشتر الزاماً در بیشتر داشتن، محقق میشود؟
✅ مفهوم «سبک زندگی مینیمال» خیلی ساده به نظر میرسد ولی میتواند تاثیری عمیق در سطح خرد و کلان داشته باشد. مینیمالیسم هر چند در ایران قابل توجه نیست اما در غرب روز به روز طرفداران بیشتری پیدا میکند. بعضی از ویژگیهای این سبک زندگی را میتوان اینگونه فهرست کرد: کمتر داشتن، کمتر مصرفکردن، کمتر نیازمند بودن، گرفتاری کمتر، تاثیر کمتر بر محیطزیست، هزینه کمتر، و البته شاید آرامش بیشتر، فرصت بیشتر، تعمق بیشتر و پسانداز بیشتر. آیا این مفاهیم تعارضی با مفهوم عقلانیت دارد؟
✅ در یکصد و سی و پنجمین نشست از سلسله دورهمیهای #گفت_و_شنود_اقتصادی دربارهی تاثیرات خرد و کلان و دربارهی این سبک از زندگی گفتگو میکنیم.
✅ عارفه قدسیزاده دانشآموخته رشتهی انسانشناسی از مدرسه اقتصاد لندن است. در سالهای گذشته به مفهوم «سبک زندگی مینیمال» علاقهمند شده و در وبسایت «لذت کمتر داشتن» درباره این سبک از زندگی نوشته.
✅ مکان: تهران، تقاطع كارگر و بلوار كشاورز، نبش ضلع جنوب غربي، پلاك ٣٠٨، كتاب آمه، #کافه_ایونت
🍹حداقل ١٠ هزار تومان بابت هزینه مکان و پذیرایی به کافه پرداخت میکنیم.
@MortezaaKazemii
۰۹۱۳۴۰۲۰۹۲۲
✔️ #گفت_و_شنود_اقتصادی
✅ @EconomicTalk
✔️ #کافه_ایونت
✅ @KafehEvent
👆با عارفه قدسیزاده و همسرش سیدامیر سیدان در سال ۸۸ آشنا شدم و در دوران سرخوردگی پس از انتخابات آن سال، جمعی دوستانه را با هدف #یادگیری جمعی شکل دادیم که دو سه سالی فعال بود.
💠 با رفتنشان به لندن طبیعتاً ارتباطمان کم و کمتر شد اما در فضای وب (عارفه در لندن و لذت کمتر داشتن) مطالبشان را دنبال میکردهام. یکی دو سالی است به ایران بازگشتهاند. امروز برای تجدید دیدار و بیشتر آشنا شدن با #سبک_زندگی پیشنهادی ایشان (سبک زندگی #مینیمال) به این نشست خواهم رفت. طبعاً حضور در این نشست را پیشنهاد هم میکنم.
💠 با رفتنشان به لندن طبیعتاً ارتباطمان کم و کمتر شد اما در فضای وب (عارفه در لندن و لذت کمتر داشتن) مطالبشان را دنبال میکردهام. یکی دو سالی است به ایران بازگشتهاند. امروز برای تجدید دیدار و بیشتر آشنا شدن با #سبک_زندگی پیشنهادی ایشان (سبک زندگی #مینیمال) به این نشست خواهم رفت. طبعاً حضور در این نشست را پیشنهاد هم میکنم.
Forwarded from روزهای زیبای زندگی
Forwarded from دوستداران محیط زیست دانشگاه شریف
🔸 گروه دوستداران محیطزیست شریف با همکاری ایرنمدیا برگزار میکند:
پنل تخصصی آموزش مفاهیم پایهای محیطزیست
🕰 ۱۰ و ۱۱ اسفند، ساعت ۹ تا ۱۶
📜 با گواهینامهٔ حضور
👈ثبتنام: evand.com/sharifgs1
پنل تخصصی آموزش مفاهیم پایهای محیطزیست
🕰 ۱۰ و ۱۱ اسفند، ساعت ۹ تا ۱۶
📜 با گواهینامهٔ حضور
👈ثبتنام: evand.com/sharifgs1
👆 اگر میخواهید در یک دورهٔ نسبتاً فشرده در یک آخر هفته، کمی به #محیط_زیست بپردازید و از حوزههای مختلف آن بیشتر بدانید، این برنامه فرصتی مناسب است.
🌀 من هم در یکی از کارگاههای این برنامه با موضوع #توسعه_پایدار در خدمت شرکتکنندگان و علاقمندان به یادگیری خواهم بود.
🌀 من هم در یکی از کارگاههای این برنامه با موضوع #توسعه_پایدار در خدمت شرکتکنندگان و علاقمندان به یادگیری خواهم بود.
Forwarded from جمعیت داوطلبان سبز
نمایی از میز کار من
در شرکت مشاوره مدیریت #مپنا
محمد فاضلی چندی پیش دعوت کرده بود با #لیوان و #حوله به #محیطزیست ایران کمک کنیم.
@mostashaar
در شرکت مشاوره مدیریت #مپنا
محمد فاضلی چندی پیش دعوت کرده بود با #لیوان و #حوله به #محیطزیست ایران کمک کنیم.
@mostashaar
🌏 بیایید در عصر ارتباطها و اتصالها، کمی هم به مادرمان، زمین، وصل شویم.
#ساعت_زمین رویدادی نمادین است که در آن مردم سراسر جهان برای یک ساعت روشناییهای اضافی را خاموش میکنند.
@mostashaar
#ساعت_زمین رویدادی نمادین است که در آن مردم سراسر جهان برای یک ساعت روشناییهای اضافی را خاموش میکنند.
@mostashaar
Forwarded from روزهای زیبای زندگی
👆 ممنون از محمدعلی عزیز که دیشب در آهٙکِلان #ساعت_زمین را پاس داشت.
🚚 محمدعلی اسماعیلزاده و خانوادهاش در شهریور ۹۶ از تهران به آهکلان در نزدیکی ماسال رفتند و اکنون ماجراهای زندگیشان را در کانالی با همین نام مستند میکنند.
🚚 محمدعلی اسماعیلزاده و خانوادهاش در شهریور ۹۶ از تهران به آهکلان در نزدیکی ماسال رفتند و اکنون ماجراهای زندگیشان را در کانالی با همین نام مستند میکنند.
👪 مامان لیا، بابا علا و ایلیا
رضا امیرخانی تنها نویسندهای است که همهٔ کتابهایش را خواندهام و با نوشتهها و شخصیتهای داستانها و فضاهای روایتش خیلی همذاتپنداری میکنم.
#رهش هم مانند سایر نوشتههای امیرخانی نثر روانی دارد و فضای روایتش بسیار واقعی است.
این کتاب ۱۹ بهمن ۹۶ رونمایی شد و در مراسم رونماییش خیل مشتاقان امیرخانی جلوی کتابفروشی نشر #افق صف کشیده بودند. یک روز پس از رونمایی، من هم آن را خریدم و تعطیلات نوروز فرصتی شد تا کامل بخوانمش و از خواندنش لذت ببرم.
هرچند محتوای داستان وضعیت نابسامان شهرسازی در #تهران را به تصویر کشیده و این روایت از وضعیت کنونی #شهر بسی تلخ است، با این حال خواندن آن را توصیه میکنم؛ بهویژه به کسانی که در ساختوساز دستی دارند، یا در شهرداریها و نهادهای شهری فعالیت میکنند و البته شیوههای مرسوم #توسعه را پذیرفتهاند و با تندادن به اجرای این شیوهها روز به روز وضع شهرهای ایران را بد و بدتر میکنند.
لیا، مهندس معماری است که داستان از زبان او روایت میشود. علا، همسرش، معاون یکی از مناطق شهرداری تهران است. ایلیا هم فرزندشان است که مشکل تنفسی دارد.
@mostashaar
رضا امیرخانی تنها نویسندهای است که همهٔ کتابهایش را خواندهام و با نوشتهها و شخصیتهای داستانها و فضاهای روایتش خیلی همذاتپنداری میکنم.
#رهش هم مانند سایر نوشتههای امیرخانی نثر روانی دارد و فضای روایتش بسیار واقعی است.
این کتاب ۱۹ بهمن ۹۶ رونمایی شد و در مراسم رونماییش خیل مشتاقان امیرخانی جلوی کتابفروشی نشر #افق صف کشیده بودند. یک روز پس از رونمایی، من هم آن را خریدم و تعطیلات نوروز فرصتی شد تا کامل بخوانمش و از خواندنش لذت ببرم.
هرچند محتوای داستان وضعیت نابسامان شهرسازی در #تهران را به تصویر کشیده و این روایت از وضعیت کنونی #شهر بسی تلخ است، با این حال خواندن آن را توصیه میکنم؛ بهویژه به کسانی که در ساختوساز دستی دارند، یا در شهرداریها و نهادهای شهری فعالیت میکنند و البته شیوههای مرسوم #توسعه را پذیرفتهاند و با تندادن به اجرای این شیوهها روز به روز وضع شهرهای ایران را بد و بدتر میکنند.
لیا، مهندس معماری است که داستان از زبان او روایت میشود. علا، همسرش، معاون یکی از مناطق شهرداری تهران است. ایلیا هم فرزندشان است که مشکل تنفسی دارد.
@mostashaar