مُستشار – Telegram
مُستشار
333 subscribers
313 photos
53 videos
1 file
59 links
من، حسین توحیدی هستم، یک جستجوگر، یادگیرنده و پویندهٔ مسیر مشاوره مدیریت و اینجا گوشهٔ خلوتی است برای به اشتراک گذاشتن چیزهایی که دوست دارم شما هم ببینید یا بخوانیدشان.

@H_Tohidi
Download Telegram
🎞 این آخر هفته‌ای، نشستم و سریال «در انتهای شب» را دیدم. بسیار پسندیدم. علاوه بر داستان و روند و ریتم و دیالوگ‌ها و شخصیت‌ها و موسیقی و فضای کلی فیلم، به نظرم طراحی صحنه‌ها هم فوق‌العاده بود. ده نمای منتخب از این #سریال را اینجا می‌گذارم تا اگر دیده‌اید، لذت احتمالی‌ش برایتان تداعی شود و اگر ندیده‌اید، ترغیب شوید به دیدنش.
1👍76
امروز دکتر نیلی در همایش «چالش‌های صنعتی‌شدن ایران» گزارش مفصلی از پروژهٔ اخیرشان در همین حوزه را ارائه کردند. دریافت من پس از شنیدن حدود هشت ساعت ارائه و دیدن نمودارهای تحلیلی مختلف، این بود که ما با یک مسئلهٔ بنیادین مواجه بوده‌ایم و آن کیفیت #حکمرانی در ایران بوده و هست؛ همان‌طور که در اسلاید جمع‌بندی خود ایشان هم بدان تأکید شده بود.

البته همچنان مثل دوست خوبم، مرتضی کاظمی، معتقدم که مسئلهٔ بنیادین‌تری هم هست و آن در لایهٔ مفهومی و نگرشی به کلیت اقتصاد است؛ اینکه آیا اقتصاد، متولی‌دار و دستورپذیر است و باید برایش طراحی کرد، یا باید آزادش گذاشت و رهایش کرد تا خودش راهش را بیابد و برود؛ چیزی به معنی احترام به آزادی اقتصادی.
1👍5👌1
جمعیت داوطلبان سبز برگزار می‌کند:
#درختداری ۱۴۰۳

رسیدگی به درختان کاشته شده سال‌های قبل (بازسازی تشتک، کوددهی، کند و کوب پای درختان، واکاری مختصر و آبیاری)

جمعه ۱۷ اسفند
منطقه عمومی تلو
ساعت ۸ تا ۱۳

هماهنگی: ۰۹۱۲۳۷۸۵۸۵۵
آقای کاشانی

@greenvolunteers
50👍5
Forwarded from Novel Managing School
🌀 رویداد پایان سال مدرسه مدیریت ناول

بنا داریم مثل سال‌های گذشته در یکی از روزهای پایانی سال، دور هم جمع شویم و با هم بر سالی که گذشت #تأمل کنیم. از تجربیات‌مان بگوییم، مهم‌ترین یافته‌ها و برداشت‌هایمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم، از رنج‌هایمان بگوییم، از اتفاقاتی که ما را #رشد داده تعریف کنیم و از یکدیگر بیاموزیم.

شیوهٔ برگزاری این رویداد «تأمل و تعمق گروهی» است. تأمل، تعمق، درنگ یا reflection، نگاه‌کردن به تجربه از بیرون است، به‌منظور یادگیری. اکثر یادگیری‌های عمیق ما از تجربیات‌مان نشئت می‌گیرند. بنابراین مهم است که هم این سازوکار را در خودمان فعال کنیم و هم بتوانیم در طول زمان آن را بپرورانیم.

رویداد سال‌نامه در روز چهارشنبه ۲۹ اسفند ساعت ۱۹ تا ۲۱ در گوگل‌میت برگزار می‌شود و برای حضور در آن کافی است در ایوند ثبت‌نام کنید.

پس از ثبت‌نام، یک کاربرگ برای شما فرستاده می‌شود که پرسش‌های تأملی متعددی دارد تا بهتر بتوانید به سالی که گذشت بنگرید.

🌐 لینک ثبت‌نام

مدرسه مدیریت ناول | nms
@NMS_ir
5
🌀 #سالی_که_گذشت برای من سال کار و فعالیت بود. با اینکه روزهای ابتداییِ سال، خلوت شروع شده بود اما هر چه پیش رفت، شلوغ و شلوغ‌تر شد و پروژه‌های بیشتری عملیاتی شدند. به طوری که در بهمن و اسفند کار به جایی رسید که ۲۰ روز متوالی و کاملاً پشت‌سرهم درگیر کارگاه و جلسه بودم. بدین‌ترتیب، سال ۱۴۰۳ به لحاظ حجم کاری و اثربخشیِ پروژه‌ها، برای من رفت و در کنار سال ۱۳۹۶ قرار گرفت.

- این سال، ابتدا با یک کارگاه مسئولیت اجتماعی برای مجموعهٔ دارالاکرام شروع شد. سپس سلسله کارگاه‌های #بازخورد را برای مجموعهٔ تیپاکس طراحی و اجرا کردیم. بعد از آن، جلسات کوچینگ‌آورسِلوز را از سر گرفتیم و تا پایان سال توفیق همکاری با ۱۲ مجموعه را یافتیم. سحاب، اسنپ‌مارکت، بهسازان ملت، سرمایه‌گذاری ترنج، نیکسا، فولاد هرمزگان، همراه اول، مؤسسهٔ صبا، کنترل و پردازش هوشمند، و دو سه مجموعهٔ دولتی، شرکت‌ها و سازمان‌هایی بودند که در این سال نشست و برخاست با مدیران‌شان کار هر روزهٔ من بود. همچنان قدردان همراهی ارزشمند محمدحسین نقوی هستم.

- علاوه بر اینها، با هماهنگی محسن اعتصامی عزیز در گروه همخوان، در سلسله جلساتی، کتاب #صراحت_تمام‌عیار را با مدیران سبدگردان کاریزما جمع‌خوانی کردیم. مرور و خوانشِ کتاب #رهبری_از_بالای‌خط با مدیران فولاد هرمزگان و برگزاری کارگاه #ارتباط_مؤثر برای سحابی‌ها، از دیگر فعالیت‌های کاریِ سال گذشته‌ام بود. در بهمن ماه هم به دعوت حسین حسینی و حامد دولت‌خواهی کاربلد، در بوت‌کمپ رشدِ #رهنماکالج حضور یافتم و ارائه‌ای با عنوان «دینامیک‌های رشد» داشتم.

ـ در سال ۱۴۰۳، روند #پیاده‌روی روزانه‌ام را ادامه دادم و توانستم به رکورد ۷۰۰ کیلومتری سال قبل، پایبند بمانم. البته امسال حین راه‌رفتن، پادکست هم گوش می‌دادم. چند قسمت از پادکست طبقهٔ ۱۶ و صحبت‌های پویا ناظران در پادکست سکه و قسمت امیرحسین صدیق در رختکن بازنده‌ها را بیشتر از بقیه دوست داشتم.

ـ امسال دو بار #عروسی قسمتم شد؛ بیشتر به #تولد دعوت شدم و چند باری هم #کنسرت رفتم؛ رسیتالِ دوباره بهار، کامکارها، لئو روخاس و طاهر قریشی؛ همه جذاب و نشاط‌آفرین.

- دورهمیِ مستندبینیِ هفته‌درمیان‌مان به همت محمد و‌ بهارهٔ مهمان‌نواز، همچنان تداوم یافت و سه #مستند برتر امسال از نگاه من «چگونه مستبد شویم»، «اون شب که بارون اومد»، و «یک روز از زندگی» بود.

- رویدادهای پنج‌شنبه‌ها و جمعه‌های «مدرسهٔ گفت‌وگوی» در کیلان به همت صالح و معصومهٔ مهربان، مثل سال قبل ادامه یافت و محفلی بود برای یادگیری، معاشرت و لذت‌بردن از میزهای صبحانهٔ رنگارنگ، در دامنهٔ کوه دماوند.

- به قول مریم، خواهرم، من در سال ۱۴۰۳ به اعماق #اینستاگرام نفوذ کردم. واقعاً به همت اینفلوئنسرها دارد محتواهای جذابی در این بستر تولید می‌شود. با اینکه خیلی‌ها در مذمت شبکه‌های اجتماعی صحبت می‌کنند، من اما آنها را دوست‌داشتنی می‌دانم. بعضی شب‌ها در دورهمی‌های دوستانه حتی مراسم ریلزبینی هم داشتیم. ابوطالب حسینی، مهیار حسن و گلاره مهری به نظرم بهترین‌های سال بودند.

ـ در این سال سفرهای متعددی هم داشتم. پنج #سفر به شمال رفتم و پنج شش باری هم به جنوب؛ که جنوب‌ها اکثراً کاری بودند. اما بهترین و دل‌انگیزترین روزهای سال ۱۴۰۳ برای من آن سه چهار روزی بود که در استانبول گذشت. ممنونم از غزاله و سپهرِ دوست‌داشتنی برای میزبانی گرم‌شان. دل من در آن کافه در اِمیرگان و کنار آتشِ جنگل‌های بِلگراد ماند. البته میدان سوارکاری گنبد و شرط‌بندی‌های تماشاچیانش هم تجربه‌ای به‌یادماندنی شد. 😊

- بخش جالب دیگر در سال گذشته، آشنایی‌ام با ایردراپ‌های رمزارزی در تلگرام بود که در چندتایی از آنها شرکت کردم. نات‌کوین بهترین‌شان بود و همستر و میجر و تپ‌سواپ بدترین‌ها؛ البته‌ در عصر پنجم فروردین ۱۴۰۴، با کلیک کردن بر روی یک لینک کلاه‌برداری، کیف پولم خالی شد و هر چه از این مسیر کسب کرده بودم، به باد رفت. 😢

ـ سال ۱۴۰۳ برای من هم سختی‌ها و ناخوشی‌هایی به همراه داشت و این‌گونه نبود که سرتاسر خوبی و خوشی باشد؛ مثلاً یک دوستیِ ارزشمند، کمرنگ شد؛ یا باز هم به روال سال‌های قبل، دوستانی مهاجرت کردند و رفتند. فرصت‌های درآمدزایی و سرمایه‌گذاری متعددی سوخت شدند و... با این حال، در این نوشته‌های سالانه سعی می‌کنم بر بخش‌های خوشایند کار و زندگی تمرکز کنم.

🍀 در نهایت اینکه، سالی که گذشت باز هم سال سختی در سپهر اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران بود. البته روندها همچنان رو به بهبود نیستند و احتمالاً امسال هم سختی‌های بیشتری پیشِ روست؛ #تورم که سال‌ها رنج‌مان داده دست در دستِ #حکمرانی ناکارآمد، عرصه را بر همه‌مان تنگ کر‌ده؛ با این حال اُمیدوارم باز هم بتوانیم با دور هم بودن‌ها و حمایتگری‌هایی که بلدیم و امکانش را داریم، حال خودمان و اطرافیان‌مان را تنظیم نگه داریم.✌️🏼
216👍7
جنگ شد. حیف شد! 😔


عکس از اینستاگرام seenacrash و مربوط به سه روز پیش در تهرانه 😢
1😢1
هیچ چیز دربارهٔ جنگ زیبا نیست.

جنگ سرتاسر درد، غم و فقدانه. اما من واقعاً از مردم ایران شگفت‌زده‌م که عمرشون رو زیر سایهٔ حکومت نابلد، مشکلات اقتصادی و آسیب‌های روحیِ متعدد گذرونده‌ن و با این حال، همچنان قوی و #امیدوار مونده‌ن. مهدی یه دختر داره به اسم افرا و همهٔ پنجره‌ها و آینه‌های خونه‌شون رو با کمک اون، به‌عنوان یه بازی، چسب‌کاری کرده. مهدی اعتمادسعید همون کسیه که پارسال با همسرش به اتهام جاسوسی دستگیر شده بود. 😔
15
برمی‌گردیم و دوباره زندگی می‌کنیم.

اینجا اتاق منه
اتاق مطالعه و کارم
توی جلسات آنلاین، شما بخشی از اون رو دیدین
امیدوارم خیلی زود دوباره بهش برگردم
دیروز وقتی داشتم درش رو می‌بستم، خیلی چیزها بود که دوست داشتم با خودم برشون دارم، ولی نمی‌تونستم. گل‌هام، کتاب‌هام، بازی‌هام، تابلوهام، فرفره‌هام، حیوونام، کُپُل و همهٔ یادگاری‌هایی که هر کدومش رو از یکی از شماها گرفته بودم.
دلم با همه‌شونه
دلم با همه‌تونه
سالم بمونید
تا برگردم
تا برگردیم
و دوباره #زندگی کنیم.
42😍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌀 یک نامهٔ سرشار از کاش!

- کاش می‌شد همه چی برگرده به عقب!

- ما همه مقصریم، همه!

- وقتی فکر می‌کنم، می‌بینم شاید اگه همه با هم حرف می‌زدیم، خیلی چیزا اتفاق نمی‌افتاد.

- حالا هم این نامه رو نوشتم که از تو بخوام که یه قراری بذاری که همه‌مون بشینیم با هم حرف بزنیم؛ ما همین یه راهو داریم ...

از سریال #تاسیان
19👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💧 ماهیت سنگی در مقابلِ ماهیت مایع

من این ویدئوی کوتاه و این روایت بابک کریمی رو خیلی دوست دارم. با اینکه ساده می‌گه، ولی به نظرم خیلی عمیق و قویه. جزء تغییر ذهنیت‌ها و نگرش‌هایی برام دسته‌بندی می‌شه که دگرگون‌کننده و تحول‌آفرین یا همون Game Changer هستن.

اون جایی که می‌گه «نه از راهی که می‌خواست، بلکه از راه ممکن»، فوق‌العاده‌س. به نظرم این فضای #امکان توی دلش خیلی چیزها داره؛ و اون طرف ماجراش انگار این فهمه که باید بپذیری که در این دنیا، هر چیزی برای ما انسان‌ها امکان‌پذیر نیست؛ و این تغییر نگرش، و این #پذیرش می‌تونه اثر معناداری روی کمتر #رنج بُردن، بذاره.
1👍84👌3
دیروز به همت مرتضی کاظمی نشستی با موضوع «اقتصاد سیاسی بنزین» در دنیای اقتصاد برگزار شد که نکات جالبی برای من داشت.

- یاسر میرزایی به شیوه‌ای بحثش را آغاز کرد که دکتر غنی‌نژاد وادار به تقابل با او شد و متأسفانه نتوانست بر احساساتش غلبه کند و چندین بار یاسر را متهم به مغالطه‌گری کرد؛ چیزی که خودش نوعی مغالطه است!

- با اینکه مرتضی کاظمی بنیادی‌ترین پیشنهاد را در بخش اول نشست ارائه کرده بود، در پنل چندان به طرحش پرداخته نشد، هر چند به نظر من از دو طرح دیگر، سیستمی‌تر بود.

- یاسر میرزایی با نگاهی عمیق و فلسفی، ایرادی به دو پیشنهاد آقایان توکلی و نصرتی وارد کرد، که نه تنها آنها خودشان جوابی به این ایراد ندادند، بلکه دکتر غنی‌نژاد هم نتوانست از موضعش بیرون بیاید و در نقشی بی‌طرف و به لحاظ نظری، پاسخ این ایراد را بدهد.

- یک نکتهٔ حل مسئله‌ای جالب هم برای من داشت؛ اینکه افراد در فرایند حل مسئله، ممکن است حواس‌شان نباشد که دارند چه مسئله‌ای را حل می‌کنند و محدودهٔ حل مسئله را ناخواسته بزرگ‌تر کنند. چیزی که یاسر میرزایی چند باری تلاش کرد برای آقایان توکلی و نصرتی توضیحش بدهد، اما گویی موفق نشد.
1👍5