This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😔 غم نان یا غم جان؟
نظر عباس کیارستمی دربارهٔ اهمیت روابط
نظر عباس کیارستمی دربارهٔ اهمیت روابط
2❤2👍1👌1
Audio
▫️دربارهٔ اضطراب
سخنران: محمود مقدّسی
مؤسسهٔ پانوراما - آذر ۱۴۰۳
۱. توصیف اضطراب
۲. فهم اضطراب؛ تحلیل اقسام اضطراب و علل و فرایندهای آنها
۳. چارهجویی برای اضطراب
@TheWorldasISee
سخنران: محمود مقدّسی
مؤسسهٔ پانوراما - آذر ۱۴۰۳
۱. توصیف اضطراب
۲. فهم اضطراب؛ تحلیل اقسام اضطراب و علل و فرایندهای آنها
۳. چارهجویی برای اضطراب
@TheWorldasISee
👍1
🌀 مرگ یا زندگی؟ کدامیک پیروز نهایی است؟
اینجا پیرمردی است که بر بستر مرگ دراز کشیده. دوستانش به دورش جمع شده، در کارش فرو ماندهاند. خویشاوندانش گریه میکنند. چه منظرهٔ وحشتناکی است. بدنی است سُست و از کار مانده؛ دهانی بیدندان و چهرهای بیخون؛ زبانی بیحرکت و چشمانی بینور. جوانی پس از آن همه اُمید و سعی و کوشش، به این بنبست رسیده. مردی پس از آن همه رنج و درد، کارش به اینجا کشیده. تندرستی و قدرت و نشاط و رقابت، سرانجام به اینجا مُنتهی شده. بازویی که ضربتهای محکمی میزد و در بازیهای مردانه برای پیروزی میکوشید، آن همه دانش و علم و حکمت آخر به این وضع افتاده. این مرد، هفتاد سال با رنج و زحمت، به کسب دانش پرداخت. مغزش انبار معلومات و تجربیات متعدد گشت و مرکز هزاران نکتهسنجیها و حقایق گردید. دلش از راهِ درد، درس مهر آموخت و ذهنش فهم و کمال یاد گرفت. هفتاد سال گذشت تا از حیوانی به آدمیت رسید و توانست حقیقت را بجوید و زیبایی را بیافریند؛ ولی اکنون مرگ بالا سر اوست و در کامش شرنگ کرده است. خونش را میافسرد، قلبش را میفشارد، مغزش را میترکاند و نفسش را بند میآورد. آری، #مرگ پیروز میشود.
در بیرون بر روی آلاچیقهای سبز، مرغان چهچهه میزنند و خروس، سرود طلوع آفتاب را میخواند و روشنی، مزارع را فرا میگیرد. جوانهها باز میشوند، شاخها سر برمیآورند، شیرهٔ نباتی در تنهٔ درختان بالا میرود. اینجا کودکانی دیده میشوند، که با چه شادیِ جنونآمیزی بر چمنهای نمناکِ از ژالهٔ سحری، راه میروند و میخندند و همدیگر را صدا میزنند و یکدیگر را دنبال میکنند و از هم در میروند و نفس نفس میزنند، بی آنکه خسته شوند. چه نشاطی! چه روحی! چه وجدی! آنها چه توجهی به مرگ دارند؟ آنها رشد خواهند کرد و یاد خواهند گرفت و عشق خواهند ورزید و شاید هم پیش از مُردن، کیفیت حیات را کمی بالاتر خواهند برد. به هنگام مرگ، فرزندانی خواهند داشت که با پرستاری و مراقبت، آنها را بهتر از خود ساختهاند و بدین گونه مرگ را گول خواهند زد. در زیر سایهٔ درختان، دو دلداده راه میروند و خیال میکنند که کسی آنها را نمیبیند. سخنان نرم و آهستهٔ آنها با صدای مرغان و حشراتی که جفت خود را میخوانند، درمیآمیزد. آن عطش و گرسنگی کهن از راه چشمان حریصِ نیمهخوابیده سخن میگویند و شیفتگیِ والایی از راه دستهای بههمفشرده و لبهای بههممالیده جاری میگردد. آری، #زندگی پیروز میشود.
📚 دو بند پایانیِ #کتاب لذات فلسفه، از ویلدورانت، با ترجمهٔ عباس زریاب خوئی
اینجا پیرمردی است که بر بستر مرگ دراز کشیده. دوستانش به دورش جمع شده، در کارش فرو ماندهاند. خویشاوندانش گریه میکنند. چه منظرهٔ وحشتناکی است. بدنی است سُست و از کار مانده؛ دهانی بیدندان و چهرهای بیخون؛ زبانی بیحرکت و چشمانی بینور. جوانی پس از آن همه اُمید و سعی و کوشش، به این بنبست رسیده. مردی پس از آن همه رنج و درد، کارش به اینجا کشیده. تندرستی و قدرت و نشاط و رقابت، سرانجام به اینجا مُنتهی شده. بازویی که ضربتهای محکمی میزد و در بازیهای مردانه برای پیروزی میکوشید، آن همه دانش و علم و حکمت آخر به این وضع افتاده. این مرد، هفتاد سال با رنج و زحمت، به کسب دانش پرداخت. مغزش انبار معلومات و تجربیات متعدد گشت و مرکز هزاران نکتهسنجیها و حقایق گردید. دلش از راهِ درد، درس مهر آموخت و ذهنش فهم و کمال یاد گرفت. هفتاد سال گذشت تا از حیوانی به آدمیت رسید و توانست حقیقت را بجوید و زیبایی را بیافریند؛ ولی اکنون مرگ بالا سر اوست و در کامش شرنگ کرده است. خونش را میافسرد، قلبش را میفشارد، مغزش را میترکاند و نفسش را بند میآورد. آری، #مرگ پیروز میشود.
در بیرون بر روی آلاچیقهای سبز، مرغان چهچهه میزنند و خروس، سرود طلوع آفتاب را میخواند و روشنی، مزارع را فرا میگیرد. جوانهها باز میشوند، شاخها سر برمیآورند، شیرهٔ نباتی در تنهٔ درختان بالا میرود. اینجا کودکانی دیده میشوند، که با چه شادیِ جنونآمیزی بر چمنهای نمناکِ از ژالهٔ سحری، راه میروند و میخندند و همدیگر را صدا میزنند و یکدیگر را دنبال میکنند و از هم در میروند و نفس نفس میزنند، بی آنکه خسته شوند. چه نشاطی! چه روحی! چه وجدی! آنها چه توجهی به مرگ دارند؟ آنها رشد خواهند کرد و یاد خواهند گرفت و عشق خواهند ورزید و شاید هم پیش از مُردن، کیفیت حیات را کمی بالاتر خواهند برد. به هنگام مرگ، فرزندانی خواهند داشت که با پرستاری و مراقبت، آنها را بهتر از خود ساختهاند و بدین گونه مرگ را گول خواهند زد. در زیر سایهٔ درختان، دو دلداده راه میروند و خیال میکنند که کسی آنها را نمیبیند. سخنان نرم و آهستهٔ آنها با صدای مرغان و حشراتی که جفت خود را میخوانند، درمیآمیزد. آن عطش و گرسنگی کهن از راه چشمان حریصِ نیمهخوابیده سخن میگویند و شیفتگیِ والایی از راه دستهای بههمفشرده و لبهای بههممالیده جاری میگردد. آری، #زندگی پیروز میشود.
📚 دو بند پایانیِ #کتاب لذات فلسفه، از ویلدورانت، با ترجمهٔ عباس زریاب خوئی
👍5👌1
🌀 هفتهٔ گذشته به جمعی دعوت شده بودم و موضوع جلسه، مرگ بود. حاضرین از تجربیات خودشان در مواجهه با مرگ دوستان و آشنایان و عزیزانشان گفتند. بعضی به نگاههای شعرا و اندیشمندان مختلف اشاره کردند. من اما در کنار گوشدادن به گفت سایرین، در کل جلسه به این بخش از کتاب لذات فلسفه میاندیشیدم و آن را با خودم مرور میکردم. به نظرم ویلدورانت مرگ و زندگی را به واضحترین شکل و در کنار هم توصیف کرده.
یادم هست، زمانی هم جسارت کرده بودم و در جایی گفته بودم که اگر من بخواهم بخشی را به کتابی مقدس بیفزایم، آن بخش همین دو بند خواهد بود. با همین نام. مرگ یا زندگی. به نظر شما پیروز نهایی کدام است؟
یادم هست، زمانی هم جسارت کرده بودم و در جایی گفته بودم که اگر من بخواهم بخشی را به کتابی مقدس بیفزایم، آن بخش همین دو بند خواهد بود. با همین نام. مرگ یا زندگی. به نظر شما پیروز نهایی کدام است؟
❤5👍3
🎞 این آخر هفتهای، نشستم و سریال «در انتهای شب» را دیدم. بسیار پسندیدم. علاوه بر داستان و روند و ریتم و دیالوگها و شخصیتها و موسیقی و فضای کلی فیلم، به نظرم طراحی صحنهها هم فوقالعاده بود. ده نمای منتخب از این #سریال را اینجا میگذارم تا اگر دیدهاید، لذت احتمالیش برایتان تداعی شود و اگر ندیدهاید، ترغیب شوید به دیدنش.
1👍7❤6
امروز دکتر نیلی در همایش «چالشهای صنعتیشدن ایران» گزارش مفصلی از پروژهٔ اخیرشان در همین حوزه را ارائه کردند. دریافت من پس از شنیدن حدود هشت ساعت ارائه و دیدن نمودارهای تحلیلی مختلف، این بود که ما با یک مسئلهٔ بنیادین مواجه بودهایم و آن کیفیت #حکمرانی در ایران بوده و هست؛ همانطور که در اسلاید جمعبندی خود ایشان هم بدان تأکید شده بود.
البته همچنان مثل دوست خوبم، مرتضی کاظمی، معتقدم که مسئلهٔ بنیادینتری هم هست و آن در لایهٔ مفهومی و نگرشی به کلیت اقتصاد است؛ اینکه آیا اقتصاد، متولیدار و دستورپذیر است و باید برایش طراحی کرد، یا باید آزادش گذاشت و رهایش کرد تا خودش راهش را بیابد و برود؛ چیزی به معنی احترام به آزادی اقتصادی.
البته همچنان مثل دوست خوبم، مرتضی کاظمی، معتقدم که مسئلهٔ بنیادینتری هم هست و آن در لایهٔ مفهومی و نگرشی به کلیت اقتصاد است؛ اینکه آیا اقتصاد، متولیدار و دستورپذیر است و باید برایش طراحی کرد، یا باید آزادش گذاشت و رهایش کرد تا خودش راهش را بیابد و برود؛ چیزی به معنی احترام به آزادی اقتصادی.
1👍5👌1
Forwarded from جمعیت داوطلبان سبز
جمعیت داوطلبان سبز برگزار میکند:
#درختداری ۱۴۰۳
رسیدگی به درختان کاشته شده سالهای قبل (بازسازی تشتک، کوددهی، کند و کوب پای درختان، واکاری مختصر و آبیاری)
جمعه ۱۷ اسفند
منطقه عمومی تلو
ساعت ۸ تا ۱۳
هماهنگی: ۰۹۱۲۳۷۸۵۸۵۵
آقای کاشانی
@greenvolunteers
#درختداری ۱۴۰۳
رسیدگی به درختان کاشته شده سالهای قبل (بازسازی تشتک، کوددهی، کند و کوب پای درختان، واکاری مختصر و آبیاری)
جمعه ۱۷ اسفند
منطقه عمومی تلو
ساعت ۸ تا ۱۳
هماهنگی: ۰۹۱۲۳۷۸۵۸۵۵
آقای کاشانی
@greenvolunteers
50👍5
Forwarded from Novel Managing School
🌀 رویداد پایان سال مدرسه مدیریت ناول
بنا داریم مثل سالهای گذشته در یکی از روزهای پایانی سال، دور هم جمع شویم و با هم بر سالی که گذشت #تأمل کنیم. از تجربیاتمان بگوییم، مهمترین یافتهها و برداشتهایمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم، از رنجهایمان بگوییم، از اتفاقاتی که ما را #رشد داده تعریف کنیم و از یکدیگر بیاموزیم.
شیوهٔ برگزاری این رویداد «تأمل و تعمق گروهی» است. تأمل، تعمق، درنگ یا reflection، نگاهکردن به تجربه از بیرون است، بهمنظور یادگیری. اکثر یادگیریهای عمیق ما از تجربیاتمان نشئت میگیرند. بنابراین مهم است که هم این سازوکار را در خودمان فعال کنیم و هم بتوانیم در طول زمان آن را بپرورانیم.
رویداد سالنامه در روز چهارشنبه ۲۹ اسفند ساعت ۱۹ تا ۲۱ در گوگلمیت برگزار میشود و برای حضور در آن کافی است در ایوند ثبتنام کنید.
پس از ثبتنام، یک کاربرگ برای شما فرستاده میشود که پرسشهای تأملی متعددی دارد تا بهتر بتوانید به سالی که گذشت بنگرید.
🌐 لینک ثبتنام
مدرسه مدیریت ناول | nms
✅ @NMS_ir
بنا داریم مثل سالهای گذشته در یکی از روزهای پایانی سال، دور هم جمع شویم و با هم بر سالی که گذشت #تأمل کنیم. از تجربیاتمان بگوییم، مهمترین یافتهها و برداشتهایمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم، از رنجهایمان بگوییم، از اتفاقاتی که ما را #رشد داده تعریف کنیم و از یکدیگر بیاموزیم.
شیوهٔ برگزاری این رویداد «تأمل و تعمق گروهی» است. تأمل، تعمق، درنگ یا reflection، نگاهکردن به تجربه از بیرون است، بهمنظور یادگیری. اکثر یادگیریهای عمیق ما از تجربیاتمان نشئت میگیرند. بنابراین مهم است که هم این سازوکار را در خودمان فعال کنیم و هم بتوانیم در طول زمان آن را بپرورانیم.
رویداد سالنامه در روز چهارشنبه ۲۹ اسفند ساعت ۱۹ تا ۲۱ در گوگلمیت برگزار میشود و برای حضور در آن کافی است در ایوند ثبتنام کنید.
پس از ثبتنام، یک کاربرگ برای شما فرستاده میشود که پرسشهای تأملی متعددی دارد تا بهتر بتوانید به سالی که گذشت بنگرید.
🌐 لینک ثبتنام
مدرسه مدیریت ناول | nms
✅ @NMS_ir
❤5
🌀 #سالی_که_گذشت برای من سال کار و فعالیت بود. با اینکه روزهای ابتداییِ سال، خلوت شروع شده بود اما هر چه پیش رفت، شلوغ و شلوغتر شد و پروژههای بیشتری عملیاتی شدند. به طوری که در بهمن و اسفند کار به جایی رسید که ۲۰ روز متوالی و کاملاً پشتسرهم درگیر کارگاه و جلسه بودم. بدینترتیب، سال ۱۴۰۳ به لحاظ حجم کاری و اثربخشیِ پروژهها، برای من رفت و در کنار سال ۱۳۹۶ قرار گرفت.
- این سال، ابتدا با یک کارگاه مسئولیت اجتماعی برای مجموعهٔ دارالاکرام شروع شد. سپس سلسله کارگاههای #بازخورد را برای مجموعهٔ تیپاکس طراحی و اجرا کردیم. بعد از آن، جلسات کوچینگآورسِلوز را از سر گرفتیم و تا پایان سال توفیق همکاری با ۱۲ مجموعه را یافتیم. سحاب، اسنپمارکت، بهسازان ملت، سرمایهگذاری ترنج، نیکسا، فولاد هرمزگان، همراه اول، مؤسسهٔ صبا، کنترل و پردازش هوشمند، و دو سه مجموعهٔ دولتی، شرکتها و سازمانهایی بودند که در این سال نشست و برخاست با مدیرانشان کار هر روزهٔ من بود. همچنان قدردان همراهی ارزشمند محمدحسین نقوی هستم.
- علاوه بر اینها، با هماهنگی محسن اعتصامی عزیز در گروه همخوان، در سلسله جلساتی، کتاب #صراحت_تمامعیار را با مدیران سبدگردان کاریزما جمعخوانی کردیم. مرور و خوانشِ کتاب #رهبری_از_بالایخط با مدیران فولاد هرمزگان و برگزاری کارگاه #ارتباط_مؤثر برای سحابیها، از دیگر فعالیتهای کاریِ سال گذشتهام بود. در بهمن ماه هم به دعوت حسین حسینی و حامد دولتخواهی کاربلد، در بوتکمپ رشدِ #رهنماکالج حضور یافتم و ارائهای با عنوان «دینامیکهای رشد» داشتم.
ـ در سال ۱۴۰۳، روند #پیادهروی روزانهام را ادامه دادم و توانستم به رکورد ۷۰۰ کیلومتری سال قبل، پایبند بمانم. البته امسال حین راهرفتن، پادکست هم گوش میدادم. چند قسمت از پادکست طبقهٔ ۱۶ و صحبتهای پویا ناظران در پادکست سکه و قسمت امیرحسین صدیق در رختکن بازندهها را بیشتر از بقیه دوست داشتم.
ـ امسال دو بار #عروسی قسمتم شد؛ بیشتر به #تولد دعوت شدم و چند باری هم #کنسرت رفتم؛ رسیتالِ دوباره بهار، کامکارها، لئو روخاس و طاهر قریشی؛ همه جذاب و نشاطآفرین.
- دورهمیِ مستندبینیِ هفتهدرمیانمان به همت محمد و بهارهٔ مهماننواز، همچنان تداوم یافت و سه #مستند برتر امسال از نگاه من «چگونه مستبد شویم»، «اون شب که بارون اومد»، و «یک روز از زندگی» بود.
- رویدادهای پنجشنبهها و جمعههای «مدرسهٔ گفتوگوی» در کیلان به همت صالح و معصومهٔ مهربان، مثل سال قبل ادامه یافت و محفلی بود برای یادگیری، معاشرت و لذتبردن از میزهای صبحانهٔ رنگارنگ، در دامنهٔ کوه دماوند.
- به قول مریم، خواهرم، من در سال ۱۴۰۳ به اعماق #اینستاگرام نفوذ کردم. واقعاً به همت اینفلوئنسرها دارد محتواهای جذابی در این بستر تولید میشود. با اینکه خیلیها در مذمت شبکههای اجتماعی صحبت میکنند، من اما آنها را دوستداشتنی میدانم. بعضی شبها در دورهمیهای دوستانه حتی مراسم ریلزبینی هم داشتیم. ابوطالب حسینی، مهیار حسن و گلاره مهری به نظرم بهترینهای سال بودند.
ـ در این سال سفرهای متعددی هم داشتم. پنج #سفر به شمال رفتم و پنج شش باری هم به جنوب؛ که جنوبها اکثراً کاری بودند. اما بهترین و دلانگیزترین روزهای سال ۱۴۰۳ برای من آن سه چهار روزی بود که در استانبول گذشت. ممنونم از غزاله و سپهرِ دوستداشتنی برای میزبانی گرمشان. دل من در آن کافه در اِمیرگان و کنار آتشِ جنگلهای بِلگراد ماند. البته میدان سوارکاری گنبد و شرطبندیهای تماشاچیانش هم تجربهای بهیادماندنی شد. 😊
- بخش جالب دیگر در سال گذشته، آشناییام با ایردراپهای رمزارزی در تلگرام بود که در چندتایی از آنها شرکت کردم. ناتکوین بهترینشان بود و همستر و میجر و تپسواپ بدترینها؛ البته در عصر پنجم فروردین ۱۴۰۴، با کلیک کردن بر روی یک لینک کلاهبرداری، کیف پولم خالی شد و هر چه از این مسیر کسب کرده بودم، به باد رفت. 😢
ـ سال ۱۴۰۳ برای من هم سختیها و ناخوشیهایی به همراه داشت و اینگونه نبود که سرتاسر خوبی و خوشی باشد؛ مثلاً یک دوستیِ ارزشمند، کمرنگ شد؛ یا باز هم به روال سالهای قبل، دوستانی مهاجرت کردند و رفتند. فرصتهای درآمدزایی و سرمایهگذاری متعددی سوخت شدند و... با این حال، در این نوشتههای سالانه سعی میکنم بر بخشهای خوشایند کار و زندگی تمرکز کنم.
🍀 در نهایت اینکه، سالی که گذشت باز هم سال سختی در سپهر اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران بود. البته روندها همچنان رو به بهبود نیستند و احتمالاً امسال هم سختیهای بیشتری پیشِ روست؛ #تورم که سالها رنجمان داده دست در دستِ #حکمرانی ناکارآمد، عرصه را بر همهمان تنگ کرده؛ با این حال اُمیدوارم باز هم بتوانیم با دور هم بودنها و حمایتگریهایی که بلدیم و امکانش را داریم، حال خودمان و اطرافیانمان را تنظیم نگه داریم.✌️🏼
- این سال، ابتدا با یک کارگاه مسئولیت اجتماعی برای مجموعهٔ دارالاکرام شروع شد. سپس سلسله کارگاههای #بازخورد را برای مجموعهٔ تیپاکس طراحی و اجرا کردیم. بعد از آن، جلسات کوچینگآورسِلوز را از سر گرفتیم و تا پایان سال توفیق همکاری با ۱۲ مجموعه را یافتیم. سحاب، اسنپمارکت، بهسازان ملت، سرمایهگذاری ترنج، نیکسا، فولاد هرمزگان، همراه اول، مؤسسهٔ صبا، کنترل و پردازش هوشمند، و دو سه مجموعهٔ دولتی، شرکتها و سازمانهایی بودند که در این سال نشست و برخاست با مدیرانشان کار هر روزهٔ من بود. همچنان قدردان همراهی ارزشمند محمدحسین نقوی هستم.
- علاوه بر اینها، با هماهنگی محسن اعتصامی عزیز در گروه همخوان، در سلسله جلساتی، کتاب #صراحت_تمامعیار را با مدیران سبدگردان کاریزما جمعخوانی کردیم. مرور و خوانشِ کتاب #رهبری_از_بالایخط با مدیران فولاد هرمزگان و برگزاری کارگاه #ارتباط_مؤثر برای سحابیها، از دیگر فعالیتهای کاریِ سال گذشتهام بود. در بهمن ماه هم به دعوت حسین حسینی و حامد دولتخواهی کاربلد، در بوتکمپ رشدِ #رهنماکالج حضور یافتم و ارائهای با عنوان «دینامیکهای رشد» داشتم.
ـ در سال ۱۴۰۳، روند #پیادهروی روزانهام را ادامه دادم و توانستم به رکورد ۷۰۰ کیلومتری سال قبل، پایبند بمانم. البته امسال حین راهرفتن، پادکست هم گوش میدادم. چند قسمت از پادکست طبقهٔ ۱۶ و صحبتهای پویا ناظران در پادکست سکه و قسمت امیرحسین صدیق در رختکن بازندهها را بیشتر از بقیه دوست داشتم.
ـ امسال دو بار #عروسی قسمتم شد؛ بیشتر به #تولد دعوت شدم و چند باری هم #کنسرت رفتم؛ رسیتالِ دوباره بهار، کامکارها، لئو روخاس و طاهر قریشی؛ همه جذاب و نشاطآفرین.
- دورهمیِ مستندبینیِ هفتهدرمیانمان به همت محمد و بهارهٔ مهماننواز، همچنان تداوم یافت و سه #مستند برتر امسال از نگاه من «چگونه مستبد شویم»، «اون شب که بارون اومد»، و «یک روز از زندگی» بود.
- رویدادهای پنجشنبهها و جمعههای «مدرسهٔ گفتوگوی» در کیلان به همت صالح و معصومهٔ مهربان، مثل سال قبل ادامه یافت و محفلی بود برای یادگیری، معاشرت و لذتبردن از میزهای صبحانهٔ رنگارنگ، در دامنهٔ کوه دماوند.
- به قول مریم، خواهرم، من در سال ۱۴۰۳ به اعماق #اینستاگرام نفوذ کردم. واقعاً به همت اینفلوئنسرها دارد محتواهای جذابی در این بستر تولید میشود. با اینکه خیلیها در مذمت شبکههای اجتماعی صحبت میکنند، من اما آنها را دوستداشتنی میدانم. بعضی شبها در دورهمیهای دوستانه حتی مراسم ریلزبینی هم داشتیم. ابوطالب حسینی، مهیار حسن و گلاره مهری به نظرم بهترینهای سال بودند.
ـ در این سال سفرهای متعددی هم داشتم. پنج #سفر به شمال رفتم و پنج شش باری هم به جنوب؛ که جنوبها اکثراً کاری بودند. اما بهترین و دلانگیزترین روزهای سال ۱۴۰۳ برای من آن سه چهار روزی بود که در استانبول گذشت. ممنونم از غزاله و سپهرِ دوستداشتنی برای میزبانی گرمشان. دل من در آن کافه در اِمیرگان و کنار آتشِ جنگلهای بِلگراد ماند. البته میدان سوارکاری گنبد و شرطبندیهای تماشاچیانش هم تجربهای بهیادماندنی شد. 😊
- بخش جالب دیگر در سال گذشته، آشناییام با ایردراپهای رمزارزی در تلگرام بود که در چندتایی از آنها شرکت کردم. ناتکوین بهترینشان بود و همستر و میجر و تپسواپ بدترینها؛ البته در عصر پنجم فروردین ۱۴۰۴، با کلیک کردن بر روی یک لینک کلاهبرداری، کیف پولم خالی شد و هر چه از این مسیر کسب کرده بودم، به باد رفت. 😢
ـ سال ۱۴۰۳ برای من هم سختیها و ناخوشیهایی به همراه داشت و اینگونه نبود که سرتاسر خوبی و خوشی باشد؛ مثلاً یک دوستیِ ارزشمند، کمرنگ شد؛ یا باز هم به روال سالهای قبل، دوستانی مهاجرت کردند و رفتند. فرصتهای درآمدزایی و سرمایهگذاری متعددی سوخت شدند و... با این حال، در این نوشتههای سالانه سعی میکنم بر بخشهای خوشایند کار و زندگی تمرکز کنم.
🍀 در نهایت اینکه، سالی که گذشت باز هم سال سختی در سپهر اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران بود. البته روندها همچنان رو به بهبود نیستند و احتمالاً امسال هم سختیهای بیشتری پیشِ روست؛ #تورم که سالها رنجمان داده دست در دستِ #حکمرانی ناکارآمد، عرصه را بر همهمان تنگ کرده؛ با این حال اُمیدوارم باز هم بتوانیم با دور هم بودنها و حمایتگریهایی که بلدیم و امکانش را داریم، حال خودمان و اطرافیانمان را تنظیم نگه داریم.✌️🏼
2❤16👍7
1😢1