زبان ارشد و دکتری – Telegram
زبان ارشد و دکتری
421 subscribers
482 photos
7 videos
20 files
14 links
◀️مرکز تخصصی آزمون MSRT

🔵برگزاری کلاسهای دکتری ویژه آزمون دکتری وزارت بهداشت و وزارت علوم

🔴برگزاری کلاسهای آزمون MSRT

☀️بررسی سوالهای کنکور سال‌های گذشته

✔️کتاب دکتری ویژه وزارت علوم و بهداشت

⚫️کتاب سوالهای ادوار گذشته آزمون MSRT
Download Telegram
Prosperity ( دکتری ۹۶)
Anonymous Quiz
14%
تصویری
55%
رفاه
11%
تبدیل
20%
یکدست
Port

ریشه: Port-

*از لاتین Portare، به معنی حمل کردن یا انتقال دادن.


1. Transport

Trans- (عبور از) + Port (حمل کردن)

معنی: حمل‌ونقل.



2. Import

Im- (داخل) + Port (حمل کردن)

معنی: وارد کردن (کالا یا داده).



3. Export

Ex- (بیرون) + Port (حمل کردن)

معنی: صادر کردن.



4. Support

Sup- (زیر) + Port (حمل کردن)

معنی: حمایت کردن.



5. Report

Re- (دوباره) + Port (حمل کردن)

معنی: گزارش دادن.



6. Portfolio

Port (حمل کردن) + Folio (صفحه یا پوشه)

معنی: نمونه‌کار یا پوشه اسناد.



7. Deport

De- (جدا کردن) + Port (حمل کردن)

معنی: اخراج کردن (از کشور).



8. Portal

Port (ورودی/حمل کردن) + -al (اسم‌ساز)

معنی: درگاه یا ورودی بزرگ.



9. Porter

Port (حمل کردن) + -er (فاعل)

معنی: باربر.



10. Opportunity

Ob- (مقابل) + Port (بندر/حمل کردن)

معنی: فرصت (ریشه آن اشاره به نزدیک شدن کشتی به بندر دارد).





---

Struct

ریشه: Struct-

*از لاتین Struere، به معنی ساختن یا سازماندهی کردن.


1. Structure

Struct (ساختن) + -ure (اسم‌ساز)

معنی: ساختار.



2. Construct

Con- (با هم) + Struct (ساختن)

معنی: ساختن.



3. Destruct

De- (پایین/جدا) + Struct (ساختن)

معنی: تخریب کردن.



4. Instruction

In- (داخل) + Struct (ساختن) + -ion (اسم‌ساز)

معنی: دستورالعمل یا آموزش.



5. Obstruct

Ob- (مقابل) + Struct (ساختن)

معنی: مانع شدن.



6. Reconstruct

Re- (دوباره) + Struct (ساختن)

معنی: بازسازی کردن.



7. Infrastructure

Infra- (زیر) + Struct (ساختار) + -ure

معنی: زیرساخت.



8. Superstructure

Super- (روی) + Struct (ساختن) + -ure

معنی: روساخت.



9. Misconstruction

Mis- (اشتباه) + Construct (ساختن) + -ion

معنی: سوءتفاهم یا تفسیر غلط.



10. Unstructured

Un- (بدون) + Struct (ساختن) + -ed

معنی: بی‌ساختار یا بی‌نظم.






Mit/Miss

ریشه: Mit- / Miss-

*از لاتین Mittere، به معنی فرستادن.


1. Submit

Sub- (زیر) + Mit (فرستادن)

معنی: تسلیم کردن.



2. Emit

E- (بیرون) + Mit (فرستادن)

معنی: ساطع کردن.



3. Transmit

Trans- (عبور از) + Mit (فرستادن)

معنی: انتقال دادن.



4. Dismiss

Dis- (جدا) + Miss (فرستادن)

معنی: اخراج کردن یا مرخص کردن.



5. Mission

Miss (فرستادن) + -ion (اسم‌ساز)

معنی: مأموریت.



6. Remit

Re- (دوباره) + Mit (فرستادن)

معنی: ارسال مجدد یا بخشودن.



7. Admit

Ad- (به سمت) + Mit (فرستادن)

معنی: پذیرش کردن.



8. Intermission

Inter- (بین) + Miss (فرستادن) + -ion

معنی: وقفه یا استراحت.



9. Omission

O- (بیرون) + Miss (فرستادن) + -ion

معنی: حذف یا از قلم انداختن.



10. Permission

Per- (اجازه کامل) + Miss (فرستادن) + -ion

معنی: اجازه یا مجوز.

@msrt1
Dict

ریشه: Dict-
از لاتین Dicere، به معنی گفتن یا بیان کردن.

1. Dictate
Dict (گفتن) + -ate (فعل‌ساز)
معنی: دیکته کردن یا دستور دادن.


2. Prediction
Pre- (پیش) + Dict (گفتن) + -ion (اسم‌ساز)
معنی: پیش‌بینی.


3. Contradict
Contra- (مقابل) + Dict (گفتن)
معنی: مخالفت کردن یا تناقض داشتن.


4. Addict
Ad- (به سمت) + Dict (گفتن)
معنی: معتاد؛ کسی که به چیزی وابسته شده است.


5. Dictator
Dict (گفتن) + -or (فاعل)
معنی: دیکتاتور؛ حاکمی که خودسرانه فرمان می‌دهد.


6. Dictionary
Dict (گفتن) + -ionary (اسم‌ساز)
معنی: فرهنگ لغت؛ مجموعه‌ای از کلمات و معانی.


7. Verdict
Ver- (حقیقت) + Dict (گفتن)
معنی: حکم یا رأی دادگاه.


8. Benediction
Bene- (خوب) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: دعای خیر یا برکت.


9. Malediction
Male- (بد) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: نفرین یا بدگویی.


10. Jurisdiction
Juris- (قانون) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: قلمرو قضایی یا قدرت قانونی.

@msrt1
Vid/Vis

ریشه: Vid- / Vis-
از لاتین Videre، به معنی دیدن.
@msrt1

1. Video
Vid (دیدن) + -eo (پسوند)
معنی: ویدئو یا تصاویر متحرک.


2. Visual
Vis (دیدن) + -ual (صفت‌ساز)
معنی: بصری یا مربوط به دید.


3. Vision
Vis (دیدن) + -ion (اسم‌ساز)
معنی: دید یا چشم‌انداز.


4. Envision
En- (درون) + Vision (دید)
معنی: تجسم کردن یا تصور کردن.


5. Invisible
In- (نه) + Vis (دیدن) + -ible (صفت‌ساز)
معنی: غیرقابل مشاهده یا نامرئی.


6. Videotape
Vid (دیدن) + -o (پسوند) + Tape (نوار)
معنی: نوار ویدئویی یا فیلم ضبط‌شده.


7. Supervisor
Super- (بالا) + Vis (دیدن) + -or (فاعل)
معنی: ناظر یا سرپرست.


8. Providence
Pro- (به جلو) + Vid (دیدن) + -ence (اسم‌ساز)
معنی: سرنوشت یا تدبیر الهی.


9. Evidence
E- (خارج) + Vid (دیدن) + -ence (اسم‌ساز)
معنی: مدرک یا شاهد.


10. Revisit
Re- (دوباره) + Vis (دیدن)
معنی: دوباره بازدید کردن یا مراجعه مجدد.
@msrt1
ریشه: Scrib- / Script-

از لاتین scribere، به معنی نوشتن.

1. Scribe
Scrib (نوشتن) + (بدون پسوند)
معنی: نویسنده یا کسی که می‌نویسد.

@msrt1
2. Script
Script (نوشتن)
معنی: متن یا دست‌نوشته.
@msrt1

3. Describe
De- (پایین یا از) + Scrib (نوشتن)
معنی: توصیف کردن یا شرح دادن.


4. Prescribe
Pre- (پیش) + Scrib (نوشتن)
معنی: نسخه نوشتن یا توصیه کردن.


5. Subscribe
Sub- (زیر) + Scrib (نوشتن)
معنی: اشتراک گرفتن یا امضا کردن.


6. Innoscription
In- (درون) + Script (نوشتن) + -ion (اسم‌ساز)
معنی: کتیبه یا نوشته حک‌شده.


7. Manunoscript
Manu (دست) + Script (نوشتن)
معنی: نسخه دست‌نویس یا متن اصلی.


8. Postnoscript (P.S.)
Post- (بعد) + Script (نوشتن)
معنی: نوشته‌ای که پس از پایان متن اضافه می‌شود.


9. Transcribe
Trans- (از یک طرف به طرف دیگر) + Scrib (نوشتن)
معنی: رونویسی کردن یا متن‌برداری کردن.


10. Proscribe
Pro- (به جلو) + Scrib (نوشتن)
معنی: ممنوع کردن یا منع قانونی.


@msrt1
ریشه: Gress
از لاتین gradī به معنی "گام برداشتن" یا "حرکت کردن". این ریشه در کلماتی به کار می‌رود که به حرکت، پیشرفت یا تغییر موقعیت اشاره دارند.
1. Progress
Pro- (جلو) + -gress (حرکت کردن)
معنی: پیشرفت کردن یا به جلو رفتن.
2. Regress
Re- (عقب) + -gress (حرکت کردن)
معنی: عقب‌گرد کردن یا بازگشت به وضعیت قبلی.
3. Digress
Di- (دور) + -gress (حرکت کردن)
معنی: از موضوع اصلی خارج شدن یا منحرف شدن در بحث.
4. Egress
E- (بیرون) + -gress (حرکت کردن)
معنی: خروج یا راه خروج.
5. Ingress
In- (داخل) + -gress (حرکت کردن)
معنی: ورود یا راه ورود.
6. Transgress
Trans- (عبور از) + -gress (حرکت کردن)
معنی: تجاوز کردن از حد، قانون یا اخلاق.
7. Aggression
Ag- (به‌سوی) + -gress (حرکت کردن) + -ion (اسم‌ساز)
معنی: رفتار تهاجمی یا حمله کردن.
این ریشه معمولاً در کلماتی استفاده می‌شود که به حرکت، تغییر جهت یا پیشرفت و پسرفت مربوط هستند.

@msrt1
لیست کلماتی که در انگلیسی به معنی "بدتر شدن" هستند همراه با ریشهشناسی و مثالها را در زیر مشاهده میکنید:

---

### ریشه: -acerb
از لاتین *acerbus* به معنی "تلخ" یا "سخت". این ریشه در کلماتی مرتبط با تشدید، تحریک، یا بدتر شدن استفاده میشود.

1. Exacerbate
- پیشوند: *Ex-* ("خارج") + *-acerb* ("تلخ") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: تشدید کردن، بدتر کردن.
- مثال:
- "Stress can exacerbate chronic pain."
- "The medication exacerbated her symptoms."

---

### ریشه: -ter (از لاتین *deterior*)
به معنی "پایینتر" یا "بدتر".

2. Deteriorate
- ریشه: لاتین *deterior* ("بدتر") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: تحلیل رفتن، وضعیت بدتر شدن.
- مثال:
- "The patient’s health deteriorated rapidly."
- "Air quality deteriorates in winter."

---

### ریشه: -grav
از لاتین *gravis* به معنی "سنگین" یا "شدید".

3. Aggravate
- پیشوند: *Ag-* (تقویتکننده) + *-grav* ("سنگین") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: بدتر کردن، تشدید کردن.
- مثال:
- "Smoking aggravates lung conditions."
- "The injury was aggravated by excessive movement."

---

### ریشه: -relaps
از لاتین *relabi* ("لغزیدن به عقب").

4. Relapse
- پیشوند: *Re-* ("دوباره") + *-laps* ("لغزش")
- معنی: بازگشت بیماری پس از بهبودی.
- مثال:
- "He relapsed into depression after a year."
- "Cancer relapse requires urgent care."

---

### ریشه: -gener (از لاتین *degenerare*)
به معنی "انحراف از استاندارد".

5. Degenerate
- پیشوند: *De-* ("پایین") + *-gener* ("نژاد/استاندارد") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: انحطاط، تحلیل عملکرد یا ساختار.
- مثال:
- "The tissue degenerated due to inflammation."
- "Degenerative diseases like Alzheimer’s."

---

### ریشه: -clin (از لاتین *declinare*)
به معنی "خم شدن" یا "انحراف".

6. Decline
- پیشوند: *De-* ("پایین") + *-clin* ("خم شدن")
- معنی: کاهش تدریجی یا بدتر شدن.
- مثال:
- "Cognitive decline in elderly patients."
- "Liver function declined sharply."

---

### ریشه: -gress (حرکت به سمت منفی)

7. Regress
- پیشوند: *Re-* ("عقب") + *-gress* ("حرکت")
- معنی: بازگشت به حالت قبلی (اغلب بدتر).
- مثال:
- "The child regressed after trauma."
- "Regression of tumor size post-treatment."

---

### کالوکیشن‌های کلیدی:
- Exacerbate: Symptoms, pain, condition.
- Deteriorate: Health, condition, relationship.
- Aggravate: Injury, situation, conflict.
- Relapse: Disease, addiction, symptoms.
- Decline: Function, health, performance.

---

### تفاوت‌های کاربردی:
- Exacerbate vs. Aggravate: هر دو به معنی "بدتر کردن" هستند، اما در پزشکی بیشتر از exacerbate برای علائم بیماری استفاده میشود.
- Deteriorate برای وضعیت کلی (سلامتی، روابط، محیط) به کار میرود.
- Relapse مختص بازگشت بیماری پس از بهبودی موقت است.



@msrt1


کلاس دوره جامع و کامل ریشه شناسی‌ترم بهار

برای ثبت نام

۰۹۳۸۴۴۴۳۵۲۶