🌞دوستانِ جان! اگر کانال دکتری زبان برایتان مفید است ممکن است به ما کمک کنید تا دیده شویم؟ مثلا این پیام را برای ۵نفر از دوستانتان ارسال نمایید؟ و از آنها دعوت نمایید عضوکانامان در تلگرام شوند؟
البته دوستانی که علاقمند هستند
با سپاس و احترام
@msrt1
البته دوستانی که علاقمند هستند
با سپاس و احترام
@msrt1
#پاسخ_زبان
📝 سوال۱۵۹: اعضای کمیته ارائه را نسبتا"....... دانستند ودر پایان سخنرانی به نتیجه قانع کننده ای نرسیدند.
a:دقیق
b:مشکوک
c:دقیق،صحیح
b:مربوط
☆پاسخ: گزینهb
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
📝 سوال۱۵۹: اعضای کمیته ارائه را نسبتا"....... دانستند ودر پایان سخنرانی به نتیجه قانع کننده ای نرسیدند.
a:دقیق
b:مشکوک
c:دقیق،صحیح
b:مربوط
☆پاسخ: گزینهb
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
#لغات_امروز
1)intrinsic
ذاتی، درونی
Although the intrinsic value of this award is small, I shall always cherish it.
2)potpourri
(موسیقی و ادبیات)گلچین، گزیده
He offered a potpourri of folk songs.
1)intrinsic
ذاتی، درونی
Although the intrinsic value of this award is small, I shall always cherish it.
2)potpourri
(موسیقی و ادبیات)گلچین، گزیده
He offered a potpourri of folk songs.
#پاسخ_زبان
🌠 سوال۱۶۰: شما دلیلی برای اینکه از آینده...... باشید ندارید، فقط به این دلیل که آینده برای همه به یک اندازه غیر قابل پیش بینی است.
a:مانع شونده، سرکوب کننده
b:قدرشناس
c:نگران
d:نماینده،نمایشگر
جواب گزینه c است.
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
🌠 سوال۱۶۰: شما دلیلی برای اینکه از آینده...... باشید ندارید، فقط به این دلیل که آینده برای همه به یک اندازه غیر قابل پیش بینی است.
a:مانع شونده، سرکوب کننده
b:قدرشناس
c:نگران
d:نماینده،نمایشگر
جواب گزینه c است.
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
#لغات_امروز
1)curry
چاپلوسی کردن، خوشخدمتی کردن
He try to curry favor with his boss.
2)pall
خستهکننده شدن، بیمزه شدن
After a while, sweet oily food palled him.
1)curry
چاپلوسی کردن، خوشخدمتی کردن
He try to curry favor with his boss.
2)pall
خستهکننده شدن، بیمزه شدن
After a while, sweet oily food palled him.
#لغات_امروز
1)opprobrium
اهانت، سرزنش، رسوایی
His evil deeds incurred opprobrium.
2)machiavellian
ماکیاولیوار، ترفندباز، نیرنگبازانه
He is not accustomed to the Machiavellianmaneuverings of foreign diplomats.
3)unconscionable
شرمآور، نامعقول
He found the loan shark’s demands unconscionable.
1)opprobrium
اهانت، سرزنش، رسوایی
His evil deeds incurred opprobrium.
2)machiavellian
ماکیاولیوار، ترفندباز، نیرنگبازانه
He is not accustomed to the Machiavellianmaneuverings of foreign diplomats.
3)unconscionable
شرمآور، نامعقول
He found the loan shark’s demands unconscionable.
#لغات_امروز
1)saga
داستان بلند، حماسه
This is a saga of the sea and the men who risk their lives on it.
2)belated
بیموقع، با تاخیر، معوقه
He apologised for his belated letter of condolence.
3)decrepit
فرتوت، شکسته، سالخورده، (خانه)کلنگی
My uncle is a decrepit man.
The office buildings were thoroughly decrepit.
1)saga
داستان بلند، حماسه
This is a saga of the sea and the men who risk their lives on it.
2)belated
بیموقع، با تاخیر، معوقه
He apologised for his belated letter of condolence.
3)decrepit
فرتوت، شکسته، سالخورده، (خانه)کلنگی
My uncle is a decrepit man.
The office buildings were thoroughly decrepit.
#لغات_امروز
1)retort
با تندی جواب دادن
‘Nonsense!’ She retorted.
2)reticent
تودار، خود دار، کمحرف
She’s strangely reticent about her son.
3)tacit
ضمنی، تلویحی
We have a tacit agreement.
1)retort
با تندی جواب دادن
‘Nonsense!’ She retorted.
2)reticent
تودار، خود دار، کمحرف
She’s strangely reticent about her son.
3)tacit
ضمنی، تلویحی
We have a tacit agreement.
#پاسخ_زبان
🌸سوال۱۴۶: در بسیاری از کشورها صدها نفر به دلیل .....دود تحت درمان قرار می گیرند که مشکلات سلامتی جدی ایجاد می کند.
a:استنشاق
b:سرکوب
c:انقضا،بازدم
d:شناسایی
گزینه a پاسخ است.
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
🌸سوال۱۴۶: در بسیاری از کشورها صدها نفر به دلیل .....دود تحت درمان قرار می گیرند که مشکلات سلامتی جدی ایجاد می کند.
a:استنشاق
b:سرکوب
c:انقضا،بازدم
d:شناسایی
گزینه a پاسخ است.
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
#لغات_امروز
1)chicanery
فریبکاری، شیادی، مغالطه
The investigation has revealed political chicanery and corruption.
2)docile
سربراه، آرام، حرفشنو
He is a docile child.
3)foist
چیزی را به کسی قالب کردن، تحمیل کردن
He foisted the inferior merchandise on a customer.
او کالای بنجل را به مشتری انداخت.
1)chicanery
فریبکاری، شیادی، مغالطه
The investigation has revealed political chicanery and corruption.
2)docile
سربراه، آرام، حرفشنو
He is a docile child.
3)foist
چیزی را به کسی قالب کردن، تحمیل کردن
He foisted the inferior merchandise on a customer.
او کالای بنجل را به مشتری انداخت.
#پاسخ_زبان
🌼 سوال۱۴۷: برنامه ....آبله سازمان جهانی بهداشت موفق بود و امروزه بیماری، دیگر مشکلی ایجاد نمی کند.
a:ریشه کنی
b: شتاب، سرعت
c:استفاده،بهره برداری
d:تدوام،جاودانگی
جواب: گزینهa
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
🌼 سوال۱۴۷: برنامه ....آبله سازمان جهانی بهداشت موفق بود و امروزه بیماری، دیگر مشکلی ایجاد نمی کند.
a:ریشه کنی
b: شتاب، سرعت
c:استفاده،بهره برداری
d:تدوام،جاودانگی
جواب: گزینهa
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
#لغات_امروز
1)stigmatize
لکهدار کردن، بدنام کردن، تهمت زدن به
It was asinine to stigmatize his opponent as a bigot.
2)capitulate
تسلیم شدن
They were warned to capitulate or face annihilation.
3)audacity
جسارت، شجاعت
His audacity in this critical moment encouraged us.
1)stigmatize
لکهدار کردن، بدنام کردن، تهمت زدن به
It was asinine to stigmatize his opponent as a bigot.
2)capitulate
تسلیم شدن
They were warned to capitulate or face annihilation.
3)audacity
جسارت، شجاعت
His audacity in this critical moment encouraged us.
#پاسخ_زبان
📗 سوال۱۴۸: کودکان باید از چاقو و شیشه اجتناب کنند زیرا صدمات شدید ناشی از این اجسام منجر به .... و سوراخ شدن می شود.
a:جانبی گرایی، یک سو شدگی
b:پارگی✅
c:سستی، رخوت
d:ورقه ورقه شدن،لایه بندی
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
📗 سوال۱۴۸: کودکان باید از چاقو و شیشه اجتناب کنند زیرا صدمات شدید ناشی از این اجسام منجر به .... و سوراخ شدن می شود.
a:جانبی گرایی، یک سو شدگی
b:پارگی✅
c:سستی، رخوت
d:ورقه ورقه شدن،لایه بندی
#زبان_عمومی
#دکتری_وزارت_بهداشت۱۴۰۰
#لغت
#لغات_امروز
1)tantalize
(با دادن امید واهی)عذاب دادن، اذیت کردن، امید واهی دادن
Tom loved to tantalize his younger brother.
2)trend
جهت حرکت، میل، تمایل، روند
There’s a growing trend towards earlier retirement.
3)stagnant
(آب)راکد، بیرونق
Business was stagnant last month.
1)tantalize
(با دادن امید واهی)عذاب دادن، اذیت کردن، امید واهی دادن
Tom loved to tantalize his younger brother.
2)trend
جهت حرکت، میل، تمایل، روند
There’s a growing trend towards earlier retirement.
3)stagnant
(آب)راکد، بیرونق
Business was stagnant last month.