Forwarded from NeuroDaily (Haady)
📢📢📢
در ادامه دوره جامع تصویربرداری عصبی و باتوجه به درخواستهای زیاد مخاطبین عزیز، گروه نیاگ کلاس های تخصصی fMRI را در ۳سطح مقدماتی، متوسط و پیشرفته برگزار میکند.
👨🏻🏫👩🏻🏫 مدرسین دوره: آقای دکتر محمدعلی عقابیان، آقای دکتر امیرحسین بتولی، خانم دکتر زینب عقابیان
🔸️ سطح basic (دوره مبانی پردازش داده های fMRI)
🔸️ سطح intermediate
(آموزش تخصصی پردازش تصویر با استفاده از نرمافزار FSl)
🔸️ سطح advanced
(Practical Patient data analysis)
✔️ شروع دوره از ۱۳ بهمن ماه خواهد بود.
✔️ برای گذراندن این دوره، احاطه کامل بر
است.
✔️ کلاس ها بصورت آنلاین و از پلتفرم اسکای روم برگزار خواهند شد.
برای دریافت اطلاعات بیشتر با @haadyA در تماس باشید.
@NIAGG
در ادامه دوره جامع تصویربرداری عصبی و باتوجه به درخواستهای زیاد مخاطبین عزیز، گروه نیاگ کلاس های تخصصی fMRI را در ۳سطح مقدماتی، متوسط و پیشرفته برگزار میکند.
👨🏻🏫👩🏻🏫 مدرسین دوره: آقای دکتر محمدعلی عقابیان، آقای دکتر امیرحسین بتولی، خانم دکتر زینب عقابیان
🔸️ سطح basic (دوره مبانی پردازش داده های fMRI)
🔸️ سطح intermediate
(آموزش تخصصی پردازش تصویر با استفاده از نرمافزار FSl)
🔸️ سطح advanced
(Practical Patient data analysis)
✔️ شروع دوره از ۱۳ بهمن ماه خواهد بود.
✔️ برای گذراندن این دوره، احاطه کامل بر
مبانی آناتومی و یا گذراندن دوره نوروآناتومی با رویکرد تصویربرداری عصبی نیاگ الزامی است.
سایر کلاسهای دوره جامع تصویربرداری عصبی نیاگ بصورت فایلهای تصویری قابل سفارشاند.
✔️ کلاس ها بصورت آنلاین و از پلتفرم اسکای روم برگزار خواهند شد.
برای دریافت اطلاعات بیشتر با @haadyA در تماس باشید.
@NIAGG
🧠نوروساینس صداقت: چرا برای بیماران پارکینسون دروغ گفتن سخت است؟🧠
آیا صداقت فقط یک انتخاب اخلاقی است؟ مطالعهای انجام شده در سال ۲۰۰۹ نشان میدهد که بیماران مبتلا به پارکینسون ممکن است در فریب دیگران مشکل داشته باشند—نه به دلیل ویژگیهای شخصیتی، بلکه به دلیل اختلال در عملکرد قشر پریفرونتال.
🔬 این مطالعه چطور انجام شده؟
محققان ۳۲ بیمار مبتلا به پارکینسون و ۲۰ فرد سالم را با استفاده از آزمایش حافظه و فریب مورد بررسی قرار دادند. به شرکتکنندگان تصاویر اشیای روزمره نشان داده شد و از آنها خواسته شد که در برخی مواقع حقیقت را بگویند و در برخی مواقع عمداً دروغ بگویند.
🔎 نتایج کلیدی:
✅ برای بیماران پارکینسونی نسبت به افراد سالم دروغ گفتن دشوارتر بود.
✅تصویربرداری PET نشان داد که این ناتوانی در فریب دادن با کاهش فعالیت قشر پیشپیشانی مرتبط است.
✅ قشر پیشپیشانی که مسئول عملکردهای اجرایی مانند تصمیمگیری، کنترل تکانه و انعطافپذیری رفتاری است، فعالیت کمتری در این بیماران نشان میداد.
✅ این بیماران همچنین در تستهای روانی-عصبی مربوط به سیالی گفتار و عملکرد اجرایی ضعیفتر عمل کردند، که این موضوع نشان میدهد صداقت آنها ممکن است نتیجهی ناتوانی شناختی باشد، نه یک ویژگی شخصیتی.
این مطالعه نشان میدهد که حتی رفتارهای پیچیدهی اخلاقی مانند صداقت میتوانند تحت تأثیر عملکرد مغز قرار بگیرند.
منبع: Do parkinsonian patients have trouble telling lies? The neurobiological basis of deceptive behaviour
با نورودیلی همراه باشید.
@niagg
آیا صداقت فقط یک انتخاب اخلاقی است؟ مطالعهای انجام شده در سال ۲۰۰۹ نشان میدهد که بیماران مبتلا به پارکینسون ممکن است در فریب دیگران مشکل داشته باشند—نه به دلیل ویژگیهای شخصیتی، بلکه به دلیل اختلال در عملکرد قشر پریفرونتال.
🔬 این مطالعه چطور انجام شده؟
محققان ۳۲ بیمار مبتلا به پارکینسون و ۲۰ فرد سالم را با استفاده از آزمایش حافظه و فریب مورد بررسی قرار دادند. به شرکتکنندگان تصاویر اشیای روزمره نشان داده شد و از آنها خواسته شد که در برخی مواقع حقیقت را بگویند و در برخی مواقع عمداً دروغ بگویند.
🔎 نتایج کلیدی:
✅ برای بیماران پارکینسونی نسبت به افراد سالم دروغ گفتن دشوارتر بود.
✅تصویربرداری PET نشان داد که این ناتوانی در فریب دادن با کاهش فعالیت قشر پیشپیشانی مرتبط است.
✅ قشر پیشپیشانی که مسئول عملکردهای اجرایی مانند تصمیمگیری، کنترل تکانه و انعطافپذیری رفتاری است، فعالیت کمتری در این بیماران نشان میداد.
✅ این بیماران همچنین در تستهای روانی-عصبی مربوط به سیالی گفتار و عملکرد اجرایی ضعیفتر عمل کردند، که این موضوع نشان میدهد صداقت آنها ممکن است نتیجهی ناتوانی شناختی باشد، نه یک ویژگی شخصیتی.
این مطالعه نشان میدهد که حتی رفتارهای پیچیدهی اخلاقی مانند صداقت میتوانند تحت تأثیر عملکرد مغز قرار بگیرند.
منبع: Do parkinsonian patients have trouble telling lies? The neurobiological basis of deceptive behaviour
با نورودیلی همراه باشید.
@niagg
❤5🤩1
Forwarded from Rey
🧠 انقلابی در تصویربرداری عصبی: گامی به سوی پزشکی دقیق
تصویربرداری مولکولی با PET و SPECT پنجرهای منحصربهفرد به شیمی مغز باز میکند و به ما کمک میکند شرایطی مانند اسکیزوفرنی (SCZ) و اپیزود اول روانپریشی (FEP) را در سطح بیولوژیکی درک کنیم. با این حال، استفاده بالینی از آن به دلیل هزینههای بالا، پروتکلهای پیچیده تصویربرداری و تنوع زیاد بین افراد محدود شده است.
🔬 اینجا است که مدلسازی نُرماتیو (Normative Modelling - NM) وارد میشود—یک روش محاسباتی قدرتمند که نوسانات طبیعی مغز را مدلسازی کرده و به محققان امکان میدهد انحرافات فردی از یک مرجع سالم را شناسایی کنند. در این مطالعه، NM برای تصویربرداری PET دوپامینرژیک در روانپریشی، با استفاده از دو رادیوترینر کلیدی اعمال شد:
📌 [11C]-(+)-PHNO – اندازهگیری گیرندههای D2/3
📌 [18F]FDOPA – اندازهگیری سنتز دوپامین
💡 چه چیزی کشف شد؟
✅ بیماران مبتلا به روانپریشی ۳ برابر بیشتر از افراد سالم انحرافات شدید داشتند، اما این انحرافات بسیار ناهمگن بودند و فقط ۲۰٪ الگوهای مشترک داشتند.
✅ سیگنال [18F]FDOPA PET در استریاتوم میتوانست پاسخ به درمان را پیشبینی کند (AUC بین 0.77 تا 0.83)، که نشاندهنده پتانسیل آن به عنوان یک بیومارکر زیستی است.
✅ مدلسازی نرماتیو توانست تفاوتهای ناشی از عوامل جمعیتشناختی و تفاوتهای تصویربرداری را در نظر بگیرد و یک دیدگاه دقیقتر و فردمحورتر از عملکرد دوپامین ارائه دهد.
🔎 چرا این یافتهها مهم هستند؟
🧩 این مطالعه فراتر از مقایسههای سنتی بین گروهها حرکت کرده و چارچوبی برای تشخیص تغییرات عصبی-شیمیایی در سطح فردی فراهم میکند—که گامی مهم در جهت روانپزشکی دقیق است.
🧩 با استفاده از مجموعه دادههای تصویربرداری موجود، NM کارایی هزینهای را افزایش میدهد و مطالعات تصویربرداری مولکولی در مقیاس بزرگ را امکانپذیرتر میکند.
🧩 اگرچه این مطالعه بر سیستم دوپامین در روانپریشی متمرکز بود، اما NM میتواند به دیگر اهداف مولکولی گسترش یابد و بینشهای ارزشمندی در مورد اختلالات عصبی-روانی مختلف ارائه دهد.
منبع: Investigating dopaminergic abnormalities in schizophrenia and first-episode psychosis with normative modelling and multisite molecular neuroimaging
با نورودیلی همراه باشید.
@niagg
تصویربرداری مولکولی با PET و SPECT پنجرهای منحصربهفرد به شیمی مغز باز میکند و به ما کمک میکند شرایطی مانند اسکیزوفرنی (SCZ) و اپیزود اول روانپریشی (FEP) را در سطح بیولوژیکی درک کنیم. با این حال، استفاده بالینی از آن به دلیل هزینههای بالا، پروتکلهای پیچیده تصویربرداری و تنوع زیاد بین افراد محدود شده است.
🔬 اینجا است که مدلسازی نُرماتیو (Normative Modelling - NM) وارد میشود—یک روش محاسباتی قدرتمند که نوسانات طبیعی مغز را مدلسازی کرده و به محققان امکان میدهد انحرافات فردی از یک مرجع سالم را شناسایی کنند. در این مطالعه، NM برای تصویربرداری PET دوپامینرژیک در روانپریشی، با استفاده از دو رادیوترینر کلیدی اعمال شد:
📌 [11C]-(+)-PHNO – اندازهگیری گیرندههای D2/3
📌 [18F]FDOPA – اندازهگیری سنتز دوپامین
💡 چه چیزی کشف شد؟
✅ بیماران مبتلا به روانپریشی ۳ برابر بیشتر از افراد سالم انحرافات شدید داشتند، اما این انحرافات بسیار ناهمگن بودند و فقط ۲۰٪ الگوهای مشترک داشتند.
✅ سیگنال [18F]FDOPA PET در استریاتوم میتوانست پاسخ به درمان را پیشبینی کند (AUC بین 0.77 تا 0.83)، که نشاندهنده پتانسیل آن به عنوان یک بیومارکر زیستی است.
✅ مدلسازی نرماتیو توانست تفاوتهای ناشی از عوامل جمعیتشناختی و تفاوتهای تصویربرداری را در نظر بگیرد و یک دیدگاه دقیقتر و فردمحورتر از عملکرد دوپامین ارائه دهد.
🔎 چرا این یافتهها مهم هستند؟
🧩 این مطالعه فراتر از مقایسههای سنتی بین گروهها حرکت کرده و چارچوبی برای تشخیص تغییرات عصبی-شیمیایی در سطح فردی فراهم میکند—که گامی مهم در جهت روانپزشکی دقیق است.
🧩 با استفاده از مجموعه دادههای تصویربرداری موجود، NM کارایی هزینهای را افزایش میدهد و مطالعات تصویربرداری مولکولی در مقیاس بزرگ را امکانپذیرتر میکند.
🧩 اگرچه این مطالعه بر سیستم دوپامین در روانپریشی متمرکز بود، اما NM میتواند به دیگر اهداف مولکولی گسترش یابد و بینشهای ارزشمندی در مورد اختلالات عصبی-روانی مختلف ارائه دهد.
منبع: Investigating dopaminergic abnormalities in schizophrenia and first-episode psychosis with normative modelling and multisite molecular neuroimaging
با نورودیلی همراه باشید.
@niagg
Nature
Investigating dopaminergic abnormalities in schizophrenia and first-episode psychosis with normative modelling and multisite molecular…
Molecular Psychiatry - Investigating dopaminergic abnormalities in schizophrenia and first-episode psychosis with normative modelling and multisite molecular neuroimaging
😍2👍1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدئو شامل توضیحی تصویری از تفاوتهای بین پزشکی هستهای و رادیولوژی، همچنین تفاوتهای بین دو روش تصویربرداری اصلی در پزشکی هستهای یعنی توموگرافی گسیل پوزیترون (PET) و توموگرافی رایانهای گسیل تک فوتون (SPECT) است. این ویدئو به عنوان مقدمهای بر حوزه پزشکی هستهای ارائه شده است.
#SPECT #PET #پزشکی_هستهای
@Niagg
https://news.1rj.ru/str/NIAGg
#SPECT #PET #پزشکی_هستهای
@Niagg
💯5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📱🖥️تا به حال دقت کردهاید که میتوانید ساعتها بدون فکر کردن در شبکههای اجتماعی بگردید یا بازیهای ویدیویی انجام دهید، اما به محض اینکه بخواهید درس بخوانید، روی یک پروژه کار کنید یا به باشگاه بروید، ناگهان همه چیز دشوار به نظر میرسد؟
🤾🏻📚از نظر منطقی، میدانید که عادتهای مفید—مانند مطالعه، ورزش یا راهاندازی یک کسبوکار—در بلندمدت به نفع شما هستند. اما با این وجود، کشش لذتهای فوری همیشه برنده میشود.
🧠چرا برخی افراد بهطور طبیعی برای انجام کارهای سخت انگیزه دارند، در حالی که دیگران در این مسیر تقلا میکنند؟ مهمتر از آن، آیا میتوان ذهن خود را طوری بازسازی کرد که انجام کارهای دشوار آسانتر شود؟
در این ویدئو، توضیح میدهم که چگونه مغزم را فریب دادم تا کارهای سخت را انجام دهد و چه علمی پشت این روش وجود دارد. کنترل را دوباره به دست بگیرید و از سختیها لذت ببرید.
@Niagg
https://news.1rj.ru/str/NIAGg
🤾🏻📚از نظر منطقی، میدانید که عادتهای مفید—مانند مطالعه، ورزش یا راهاندازی یک کسبوکار—در بلندمدت به نفع شما هستند. اما با این وجود، کشش لذتهای فوری همیشه برنده میشود.
🧠چرا برخی افراد بهطور طبیعی برای انجام کارهای سخت انگیزه دارند، در حالی که دیگران در این مسیر تقلا میکنند؟ مهمتر از آن، آیا میتوان ذهن خود را طوری بازسازی کرد که انجام کارهای دشوار آسانتر شود؟
در این ویدئو، توضیح میدهم که چگونه مغزم را فریب دادم تا کارهای سخت را انجام دهد و چه علمی پشت این روش وجود دارد. کنترل را دوباره به دست بگیرید و از سختیها لذت ببرید.
@Niagg
https://news.1rj.ru/str/NIAGg
👍3👌1
Forwarded from Rey
🏆Brain Prize 2025:
آغاز عصر جدیدی در نوروساینسِ سرطان
گلیوماها شایعترین و تهاجمیترین تومورهای مغزی هستند که مسئول بخش عمدهای از مرگومیر ناشی از تومورهای مغزی در کودکان و بزرگسالان میباشند. این تومورها بسیار سخت درمان میشوند و اشکال تهاجمیتر آنها تقریباً همیشه کشنده هستند. علیرغم دههها تحقیق، هنوز درمانی قطعی برای آنها وجود ندارد، زیرا تا کنون درک ما از مکانیسمهایزبیولوژیک آنها ناقص بوده است.
جایزه مغز ۲۰۲۵ امسال به دو دانشمند پیشرو که درک ما از گلیوماها را متحول کردهاند تعلق گرفته است: پروفسور میشل مونجه و فرانک وینکلر. تحقیقات مستقل اما همگرای آنها در حوزه نوروانکولوژی، نشان داده است که گلیوماها تنها مجموعهای از سلولهای سرطانی نیستند که بهطور مستقل رشد میکنند، بلکه آنها با مدارهای عصبی ادغام شده و از فعالیت طبیعی مغز برای رشد، گسترش و مقاومت در برابر درمان سوءاستفاده میکنند.
🔬 مونجه و وینکلر تعاملات گستردهای بین سلولهای گلیوما و نورونها شناسایی کردند که نشان میدهد تومورهای مغزی بهصورت غیرفعال از محیط خود سیگنال دریافت نمیکنند، بلکه آنها اتصالات سیناپسی با نورونها تشکیل داده و از ارتباطات الکتریکی و شیمیایی برای بقا و گسترش خود استفاده میکنند.
یکی از تحولات اساسی در علوم اعصاب سرطان در سال ۲۰۱۹ رخ داد، زمانی که مطالعات آنها که پشت سر هم در مجله Nature منتشر شد، نشان داد که گلیوماها سیناپسهای عملکردی با نورونها تشکیل میدهند و بهطور مستقیم با مدارهای عصبی مغز ادغام میشوند.
- تیم مونجه نشان داد که گلیوماها از طریق گیرندههای AMPA سیگنالهای الکتروشیمیایی دریافت میکنند. با استفاده از اپتوژنتیک، آنها نشان دادند که فعالیت نورونی باعث افزایش تکثیر گلیوما میشود.
- تحقیقات وینکلر نشان داد که گلیوماها سیگنالهای الکتریکی را از طریق اتصالات بین سلولی گپ جانکشن انتقال میدهند و یک سیستم الکتریکی در سراسر تومور ایجاد میکنند که تهاجم آن را تقویت میکند.
- مهمتر از همه، مسدود کردن این تعاملات بین نورون و تومور—بهصورت ژنتیکی، دارویی یا با سرکوب فعالیت عصبی—رشد تومور را به طور قابل توجهی کند کرده و بقای موشهای مبتلا به گلیوما را افزایش داده است.
این تغییر نگرش، منجر به ظهور یک حوزه جدید شده است: علوم اعصاب سرطان. در این دیدگاه جدید، بهجای اینکه گلیوماها بهعنوان تومورهای مستقلی در نظر گرفته شوند، پژوهشگران اکنون در حال توسعه درمانهایی هستند که توانایی آنها در ادغام با مدارهای مغزی را مختل میکند، که میتواند راه را برای درمانهای جدید و مؤثرتر باز کند.
کمیته انتخاب جایزه مغز تأکید کرده است که تحقیقات مونجه و وینکلر، درک ما از گلیوماها را بهطور بنیادی تغییر داده است. یافتههای آنها از قبل بر آزمایشات بالینی تأثیر گذاشته و استراتژیهای جدیدی را الهام بخشیده که فراتر از شیمیدرمانی و پرتودرمانی سنتی، به تعامل تومور با مغز هدف قرار میدهد.
همگرایی علوم اعصاب و انکولوژی بهسرعت در حال پیشرفت است و به لطف این محققان پیشرو، اکنون چارچوب جدیدی برای مقابله با گلیوماها در اختیار داریم—رویکردی که نهتنها خود تومور بلکه محیط عصبی آن را نیز هدف قرار میدهد.
مطالعهی بیشتر
با نورودیلی همراه باشید.
@niagg
آغاز عصر جدیدی در نوروساینسِ سرطان
گلیوماها شایعترین و تهاجمیترین تومورهای مغزی هستند که مسئول بخش عمدهای از مرگومیر ناشی از تومورهای مغزی در کودکان و بزرگسالان میباشند. این تومورها بسیار سخت درمان میشوند و اشکال تهاجمیتر آنها تقریباً همیشه کشنده هستند. علیرغم دههها تحقیق، هنوز درمانی قطعی برای آنها وجود ندارد، زیرا تا کنون درک ما از مکانیسمهایزبیولوژیک آنها ناقص بوده است.
جایزه مغز ۲۰۲۵ امسال به دو دانشمند پیشرو که درک ما از گلیوماها را متحول کردهاند تعلق گرفته است: پروفسور میشل مونجه و فرانک وینکلر. تحقیقات مستقل اما همگرای آنها در حوزه نوروانکولوژی، نشان داده است که گلیوماها تنها مجموعهای از سلولهای سرطانی نیستند که بهطور مستقل رشد میکنند، بلکه آنها با مدارهای عصبی ادغام شده و از فعالیت طبیعی مغز برای رشد، گسترش و مقاومت در برابر درمان سوءاستفاده میکنند.
🔬 مونجه و وینکلر تعاملات گستردهای بین سلولهای گلیوما و نورونها شناسایی کردند که نشان میدهد تومورهای مغزی بهصورت غیرفعال از محیط خود سیگنال دریافت نمیکنند، بلکه آنها اتصالات سیناپسی با نورونها تشکیل داده و از ارتباطات الکتریکی و شیمیایی برای بقا و گسترش خود استفاده میکنند.
یکی از تحولات اساسی در علوم اعصاب سرطان در سال ۲۰۱۹ رخ داد، زمانی که مطالعات آنها که پشت سر هم در مجله Nature منتشر شد، نشان داد که گلیوماها سیناپسهای عملکردی با نورونها تشکیل میدهند و بهطور مستقیم با مدارهای عصبی مغز ادغام میشوند.
- تیم مونجه نشان داد که گلیوماها از طریق گیرندههای AMPA سیگنالهای الکتروشیمیایی دریافت میکنند. با استفاده از اپتوژنتیک، آنها نشان دادند که فعالیت نورونی باعث افزایش تکثیر گلیوما میشود.
- تحقیقات وینکلر نشان داد که گلیوماها سیگنالهای الکتریکی را از طریق اتصالات بین سلولی گپ جانکشن انتقال میدهند و یک سیستم الکتریکی در سراسر تومور ایجاد میکنند که تهاجم آن را تقویت میکند.
- مهمتر از همه، مسدود کردن این تعاملات بین نورون و تومور—بهصورت ژنتیکی، دارویی یا با سرکوب فعالیت عصبی—رشد تومور را به طور قابل توجهی کند کرده و بقای موشهای مبتلا به گلیوما را افزایش داده است.
این تغییر نگرش، منجر به ظهور یک حوزه جدید شده است: علوم اعصاب سرطان. در این دیدگاه جدید، بهجای اینکه گلیوماها بهعنوان تومورهای مستقلی در نظر گرفته شوند، پژوهشگران اکنون در حال توسعه درمانهایی هستند که توانایی آنها در ادغام با مدارهای مغزی را مختل میکند، که میتواند راه را برای درمانهای جدید و مؤثرتر باز کند.
کمیته انتخاب جایزه مغز تأکید کرده است که تحقیقات مونجه و وینکلر، درک ما از گلیوماها را بهطور بنیادی تغییر داده است. یافتههای آنها از قبل بر آزمایشات بالینی تأثیر گذاشته و استراتژیهای جدیدی را الهام بخشیده که فراتر از شیمیدرمانی و پرتودرمانی سنتی، به تعامل تومور با مغز هدف قرار میدهد.
همگرایی علوم اعصاب و انکولوژی بهسرعت در حال پیشرفت است و به لطف این محققان پیشرو، اکنون چارچوب جدیدی برای مقابله با گلیوماها در اختیار داریم—رویکردی که نهتنها خود تومور بلکه محیط عصبی آن را نیز هدف قرار میدهد.
مطالعهی بیشتر
با نورودیلی همراه باشید.
@niagg
❤9👍2
Forwarded from Rey
🎵🧠 وقتی موسیقی زیبایی میشنویم، چه اتفاقی در مغز ما میافتد؟
چرا بعضی از قطعات موسیقی ما را عمیقاً تحت تأثیر قرار میدهند، در حالی که برخی دیگر برایمان بیتفاوت هستند؟ دانشمندان عصبشناس اخیراً با استفاده از فناوری تصویربرداری پیشرفته از مغز این موضوع را بررسی کردهاند و نتایج شگفتانگیزی به دست آوردهاند!
🔬 این تحقیق چگونه انجام شد؟
محققان ۳۶ شرکتکننده را در یک اسکنر fMRI قرار دادند—دستگاهی که فعالیت مغزی را با اندازهگیری تغییرات جریان خون ردیابی میکند. در حین اسکن، شرکتکنندگان به قطعهی احساسی Adiós Nonino از آستور پیاتزولا گوش دادند؛ قطعهای که به دلیل تنوع موسیقایی و تضادهای احساسیاش انتخاب شد.
برای تشخیص قسمتهایی از موسیقی که به طور مداوم زیبا یا غیرزیبا ارزیابی میشوند، محققان یک آزمایش رفتاری جداگانه با گروه دیگری از افراد انجام دادند. این افراد در حین گوش دادن به همان قطعهی موسیقی، با استفاده از یک حسگر حرکتی (مشابه کنترلر بازیهای ویدیویی)، در لحظه میزان زیبایی موسیقی را ارزیابی کردند. این روش به محققان امکان داد لحظات خاصی از موسیقی را که اغلب زیبا یا غیرزیبا درک میشدند، شناسایی کنند.
سپس، دادههای fMRI گروه اول بررسی شد تا مشخص شود فعالیت مغزی آنها در طول شنیدن این بخشهای زیبا و غیرزیبا چگونه تغییر میکند. برخلاف روشهای معمول که تنها روی مناطق خاص مغز تمرکز دارند، محققان از یک روش پیشرفته به نام تحلیل دینامیک بردار ویژهی اصلی (Leading Eigenvector Dynamics Analysis) استفاده کردند تا ببینند چگونه نواحی مختلف مغز در طول زمان با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند.
🧠 چه نتایجی به دست آمد؟
هنگامی که شرکتکنندگان به قسمتهای زیبای موسیقی گوش میدادند، مغز آنها افزایش ارتباط بین این نواحی را نشان میداد:
✅ قشر اوربیتوفرنتال (OFC)—بخشی از مغز که با پردازش پاداش و زیباییشناسی مرتبط است
✅ مناطق دیداری، که نشان میدهد درک زیبایی موسیقی ممکن است تصویرسازی ذهنی را درگیر کند
اما در هنگام گوش دادن به بخشهای غیرزیبا، مغز بیشتر درگیر این نواحی بود:
❌ ناحیههای پردازش شنوایی—متمرکز بر تحلیل صدا، اما بدون درگیر شدن مراکز لذت و زیباییشناسی
❌ آمیگدال و اینسولا—مناطق مرتبط با پردازش هیجانی، که ممکن است نشاندهندهی واکنشهای منفی یا عدم لذت باشد
🔄 مغزی که دائماً تغییر میکند
یکی از یافتههای جالب این مطالعه این بود که در هنگام گوش دادن به موسیقی زیبا، مغز بیشتر بین حالتهایی که مرتبط با پاداش و تصویرسازی ذهنی بودند، تغییر وضعیت میداد. در مقابل، هنگام گوش دادن به موسیقی غیرزیبا، مغز بیشتر در حالتهای پردازش شنوایی و واکنشهای احساسی باقی میماند.
✨ این نشان میدهد که درک زیبایی موسیقی فقط مربوط به شنیدن نیست—بلکه یک تجربهی پویا است که لذت، تخیل و ارتباطات پیچیدهی مغزی را در بر میگیرد!
مطالعهی بیشتر
با نورودیلی همراه باشید.
@niagg
چرا بعضی از قطعات موسیقی ما را عمیقاً تحت تأثیر قرار میدهند، در حالی که برخی دیگر برایمان بیتفاوت هستند؟ دانشمندان عصبشناس اخیراً با استفاده از فناوری تصویربرداری پیشرفته از مغز این موضوع را بررسی کردهاند و نتایج شگفتانگیزی به دست آوردهاند!
🔬 این تحقیق چگونه انجام شد؟
محققان ۳۶ شرکتکننده را در یک اسکنر fMRI قرار دادند—دستگاهی که فعالیت مغزی را با اندازهگیری تغییرات جریان خون ردیابی میکند. در حین اسکن، شرکتکنندگان به قطعهی احساسی Adiós Nonino از آستور پیاتزولا گوش دادند؛ قطعهای که به دلیل تنوع موسیقایی و تضادهای احساسیاش انتخاب شد.
برای تشخیص قسمتهایی از موسیقی که به طور مداوم زیبا یا غیرزیبا ارزیابی میشوند، محققان یک آزمایش رفتاری جداگانه با گروه دیگری از افراد انجام دادند. این افراد در حین گوش دادن به همان قطعهی موسیقی، با استفاده از یک حسگر حرکتی (مشابه کنترلر بازیهای ویدیویی)، در لحظه میزان زیبایی موسیقی را ارزیابی کردند. این روش به محققان امکان داد لحظات خاصی از موسیقی را که اغلب زیبا یا غیرزیبا درک میشدند، شناسایی کنند.
سپس، دادههای fMRI گروه اول بررسی شد تا مشخص شود فعالیت مغزی آنها در طول شنیدن این بخشهای زیبا و غیرزیبا چگونه تغییر میکند. برخلاف روشهای معمول که تنها روی مناطق خاص مغز تمرکز دارند، محققان از یک روش پیشرفته به نام تحلیل دینامیک بردار ویژهی اصلی (Leading Eigenvector Dynamics Analysis) استفاده کردند تا ببینند چگونه نواحی مختلف مغز در طول زمان با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند.
🧠 چه نتایجی به دست آمد؟
هنگامی که شرکتکنندگان به قسمتهای زیبای موسیقی گوش میدادند، مغز آنها افزایش ارتباط بین این نواحی را نشان میداد:
✅ قشر اوربیتوفرنتال (OFC)—بخشی از مغز که با پردازش پاداش و زیباییشناسی مرتبط است
✅ مناطق دیداری، که نشان میدهد درک زیبایی موسیقی ممکن است تصویرسازی ذهنی را درگیر کند
اما در هنگام گوش دادن به بخشهای غیرزیبا، مغز بیشتر درگیر این نواحی بود:
❌ ناحیههای پردازش شنوایی—متمرکز بر تحلیل صدا، اما بدون درگیر شدن مراکز لذت و زیباییشناسی
❌ آمیگدال و اینسولا—مناطق مرتبط با پردازش هیجانی، که ممکن است نشاندهندهی واکنشهای منفی یا عدم لذت باشد
🔄 مغزی که دائماً تغییر میکند
یکی از یافتههای جالب این مطالعه این بود که در هنگام گوش دادن به موسیقی زیبا، مغز بیشتر بین حالتهایی که مرتبط با پاداش و تصویرسازی ذهنی بودند، تغییر وضعیت میداد. در مقابل، هنگام گوش دادن به موسیقی غیرزیبا، مغز بیشتر در حالتهای پردازش شنوایی و واکنشهای احساسی باقی میماند.
✨ این نشان میدهد که درک زیبایی موسیقی فقط مربوط به شنیدن نیست—بلکه یک تجربهی پویا است که لذت، تخیل و ارتباطات پیچیدهی مغزی را در بر میگیرد!
مطالعهی بیشتر
با نورودیلی همراه باشید.
@niagg
👌3💯3❤1
در توانبخشی سکته مغزی معمولاً تمرکز بر فعالیت قشر حرکتی است، اما تحقیقات جدید نشان میدهند که شبکههای شناختی سطح بالا، بهویژه شبکههای توجه، ممکن است نقش کلیدی در بهبودی داشته باشند.
🔬 محققان از تحریک جریان مستقیم ترانسکرانیال (tDCS) در حین تصویربرداری fMRI برای مطالعه بهبود عملکرد حرکتی در بازماندگان سکته مغزی مزمن (بیش از ۶ ماه پس از سکته) استفاده کردند.
👥 سه گروه مورد بررسی قرار گرفتند:
- ۱۰ بیمار سکته مغزی که تحریک واقعی tDCS دریافت کردند.
- ۱۰ بیمار سکته مغزی که تحریک ساختگی (شبهدارو) دریافت کردند.
- ۲۰ فرد سالم بهعنوان گروه کنترل.
📊 عملکرد حرکتی قبل و بعد از tDCS با استفاده از ارزیابی فوگل-مایر (FMA-UE) اندازهگیری شد.
🧠 در این مطالعه، تغییرات اتصال عملکردی (FC)، ساختار مغزی، مدلسازی میدان الکتریکی و توپولوژی شبکه بررسی شد تا مشخص شود کدام ویژگیها با بهبود عملکرد حرکتی مرتبط هستند.
🎯 یافتههای کلیدی:
✅ فقط بیمارانی که tDCS واقعی دریافت کردند، بهبودی قابلتوجهی در عملکرد حرکتی نشان دادند (p = 0.0005).
✅ پس از تحریک، تغییراتی در اتصال عملکردی نواحی حرکتی (SMA)، زبانی (IFG) و بینایی (TO) مشاهده شد.
✅ اما این تغییرات جداگانه مستقیماً مسئول بهبودی حرکتی نبودند.
✅ در عوض، بهترین پیشبینیکننده بهبودی، ساختار شبکه توجه پشتی چپ (L DAN IPS) بود که به نواحی حرکتی، زبانی و بینایی متصل است.
✅ بیمارانی که بهبودی بیشتری داشتند، "هزینه انتقال سیگنال" پایینتری در این شبکه توجه نشان دادند، به این معنا که مغز آنها اطلاعات را کارآمدتر پردازش کرده و انرژی کمتری برای برقراری ارتباط بین نواحی مختلف مصرف میکرد.
بهطور سنتی، توانبخشی سکته مغزی بر نواحی حرکتی مانند قشر حرکتی اولیه (M1) و ناحیه حرکتی مکمل (SMA) متمرکز بوده است. اما این مطالعه نشان میدهد که توانایی مغز در بهینهسازی شبکههای شناختی گسترده، بهویژه مسیرهای توجه، نقش مهمی در بازیابی عملکرد حرکتی دارد.
مطالعهی بیشتر
با نورودیلی همراه باشید.
@niagg
🔬 محققان از تحریک جریان مستقیم ترانسکرانیال (tDCS) در حین تصویربرداری fMRI برای مطالعه بهبود عملکرد حرکتی در بازماندگان سکته مغزی مزمن (بیش از ۶ ماه پس از سکته) استفاده کردند.
👥 سه گروه مورد بررسی قرار گرفتند:
- ۱۰ بیمار سکته مغزی که تحریک واقعی tDCS دریافت کردند.
- ۱۰ بیمار سکته مغزی که تحریک ساختگی (شبهدارو) دریافت کردند.
- ۲۰ فرد سالم بهعنوان گروه کنترل.
📊 عملکرد حرکتی قبل و بعد از tDCS با استفاده از ارزیابی فوگل-مایر (FMA-UE) اندازهگیری شد.
🧠 در این مطالعه، تغییرات اتصال عملکردی (FC)، ساختار مغزی، مدلسازی میدان الکتریکی و توپولوژی شبکه بررسی شد تا مشخص شود کدام ویژگیها با بهبود عملکرد حرکتی مرتبط هستند.
🎯 یافتههای کلیدی:
✅ فقط بیمارانی که tDCS واقعی دریافت کردند، بهبودی قابلتوجهی در عملکرد حرکتی نشان دادند (p = 0.0005).
✅ پس از تحریک، تغییراتی در اتصال عملکردی نواحی حرکتی (SMA)، زبانی (IFG) و بینایی (TO) مشاهده شد.
✅ اما این تغییرات جداگانه مستقیماً مسئول بهبودی حرکتی نبودند.
✅ در عوض، بهترین پیشبینیکننده بهبودی، ساختار شبکه توجه پشتی چپ (L DAN IPS) بود که به نواحی حرکتی، زبانی و بینایی متصل است.
✅ بیمارانی که بهبودی بیشتری داشتند، "هزینه انتقال سیگنال" پایینتری در این شبکه توجه نشان دادند، به این معنا که مغز آنها اطلاعات را کارآمدتر پردازش کرده و انرژی کمتری برای برقراری ارتباط بین نواحی مختلف مصرف میکرد.
بهطور سنتی، توانبخشی سکته مغزی بر نواحی حرکتی مانند قشر حرکتی اولیه (M1) و ناحیه حرکتی مکمل (SMA) متمرکز بوده است. اما این مطالعه نشان میدهد که توانایی مغز در بهینهسازی شبکههای شناختی گسترده، بهویژه مسیرهای توجه، نقش مهمی در بازیابی عملکرد حرکتی دارد.
مطالعهی بیشتر
با نورودیلی همراه باشید.
@niagg
Nature
Concurrent tDCS-fMRI after stroke reveals link between attention network organization and motor improvement
Scientific Reports - Concurrent tDCS-fMRI after stroke reveals link between attention network organization and motor improvement
❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💫💥
دوستان همراه در نورودیلی، سلام
همانطور که میدونید ما در سالی که گذشت دوره جامع تصویربرداری عصبی رو با حضور تعداد زیادی از علاقمندان به نوروساینس و نوروایمیجینگ از گرایش های مختلف برگزار کردیم. جمعی از بهترین اساتید در کلاسهای دوره جامع تصویربرداری عصبی جزو مدرسین ما بودند. این دوره با کلاسهای جدید در موضوعات جدید از جمله فانکشنال کانکتیویتی و EEG در سال جدید پیگیری خواهد شد و در کنار اون قصد داریم دوره جامع نوروساینس رو در موضوعاتی مانند اتنشن، کاگنیشن، مموری، خواب ووو برگزار کنیم.
تعطیلات پیش رو فرصت مناسبیه که فایل های تصویری کلاسهای برگزار شده رو تهیه و وارد دنیای نوروایمیجینگ بشید.
هماکنون میتونید با تخفیف نوروزی ۲۰ درصدی کلاسهای برگزار شده در دوره جامع تصویربرداری عصبی رو تهیه کنید.
جهت اطلاعات بیشتر به @haadyA پیغام بدهید.
دوستان همراه در نورودیلی، سلام
همانطور که میدونید ما در سالی که گذشت دوره جامع تصویربرداری عصبی رو با حضور تعداد زیادی از علاقمندان به نوروساینس و نوروایمیجینگ از گرایش های مختلف برگزار کردیم. جمعی از بهترین اساتید در کلاسهای دوره جامع تصویربرداری عصبی جزو مدرسین ما بودند. این دوره با کلاسهای جدید در موضوعات جدید از جمله فانکشنال کانکتیویتی و EEG در سال جدید پیگیری خواهد شد و در کنار اون قصد داریم دوره جامع نوروساینس رو در موضوعاتی مانند اتنشن، کاگنیشن، مموری، خواب ووو برگزار کنیم.
تعطیلات پیش رو فرصت مناسبیه که فایل های تصویری کلاسهای برگزار شده رو تهیه و وارد دنیای نوروایمیجینگ بشید.
هماکنون میتونید با تخفیف نوروزی ۲۰ درصدی کلاسهای برگزار شده در دوره جامع تصویربرداری عصبی رو تهیه کنید.
جهت اطلاعات بیشتر به @haadyA پیغام بدهید.
❤2😍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💫💥
دوستان همراه در نورودیلی، سلام
همانطور که میدونید ما در سالی که گذشت دوره جامع تصویربرداری عصبی رو با حضور تعداد زیادی از علاقمندان به نوروساینس و نوروایمیجینگ از گرایش های مختلف برگزار کردیم. جمعی از بهترین اساتید در کلاسهای دوره جامع تصویربرداری عصبی جزو مدرسین ما بودند. این دوره با کلاسهای جدید در موضوعات جدید از جمله فانکشنال کانکتیویتی و EEG در سال جدید پیگیری خواهد شد و در کنار اون قصد داریم دوره جامع نوروساینس رو در موضوعاتی مانند اتنشن، کاگنیشن، مموری، خواب ووو برگزار کنیم.
تعطیلات پیش رو فرصت مناسبیه که فایل های تصویری کلاسهای برگزار شده رو تهیه و وارد دنیای نوروایمیجینگ بشید.
هماکنون میتونید با تخفیف نوروزی ۲۰ درصدی کلاسهای برگزار شده در دوره جامع تصویربرداری عصبی رو تهیه کنید.
جهت اطلاعات بیشتر به @haadyA پیغام بدهید.
دوستان همراه در نورودیلی، سلام
همانطور که میدونید ما در سالی که گذشت دوره جامع تصویربرداری عصبی رو با حضور تعداد زیادی از علاقمندان به نوروساینس و نوروایمیجینگ از گرایش های مختلف برگزار کردیم. جمعی از بهترین اساتید در کلاسهای دوره جامع تصویربرداری عصبی جزو مدرسین ما بودند. این دوره با کلاسهای جدید در موضوعات جدید از جمله فانکشنال کانکتیویتی و EEG در سال جدید پیگیری خواهد شد و در کنار اون قصد داریم دوره جامع نوروساینس رو در موضوعاتی مانند اتنشن، کاگنیشن، مموری، خواب ووو برگزار کنیم.
تعطیلات پیش رو فرصت مناسبیه که فایل های تصویری کلاسهای برگزار شده رو تهیه و وارد دنیای نوروایمیجینگ بشید.
هماکنون میتونید با تخفیف نوروزی ۲۰ درصدی کلاسهای برگزار شده در دوره جامع تصویربرداری عصبی رو تهیه کنید.
جهت اطلاعات بیشتر به @haadyA پیغام بدهید.
❤2
Forwarded from Rey
🐭 موشها سریعتر از آنچه که فکر میکنیم یاد میگیرند: دیدگاه جدیدی درباره یادگیری و عملکرد 🧠
یک مطالعه پیشگامانه از دانشگاه جانز هاپکینز نور جدیدی بر چگونگی عملکرد یادگیری در مغز میتاباند و نشان میدهد که حیوانات—و احتمالا انسانها—بسیار سریعتر از آنچه که معمولاً تصور میشود مهارتهای جدید را یاد میگیرند، حتی اگر ممکن است زمان بیشتری ببرد تا این مهارتها را به نمایش بگذارند.
در این مطالعه، محققان موشها را در یک تسک شنیداری "go/no-go" آموزش دادند، جایی که آنها یاد گرفتند یک صدا را با یک پاداش (لیسیدن) و صداهای دیگر را با عدم پاسخ ارتباط دهند. در طول این فرآیند، تیم فعالیت عصبی در قشر شنوایی را ثبت کرد تا ببیند یادگیری در سطح نورونها چگونه پیش میرود.
✅ موشها وظیفه را در فقط ۲۰ تا ۴۰ تلاش یاد گرفتند که بسیار سریعتر از آنچه که انتظار میرفت بود. این یافته به مفروضهای که یادگیری به زمان طولانیتری نیاز دارد، چالش وارد میکند.
✅ علیرغم یادگیری سریع، موشها به اشتباهات "ساده" ادامه دادند. اما اینها اشتباهات تصادفی نبودند—اینها رفتارهای اکتشافی بودند. به جای آنکه یاد نگیرید، موشها در حال آزمایش مرزهای دانش جدید خود برای اصلاح عملکردشان بودند.
✅ قشر شنوایی که معمولاً به عنوان یک ناحیه حسی در نظر گرفته میشود، نقش فعالی در فرآیند یادگیری داشت. یک سیگنال پیشبینی پاداش در چند تلاش اول ظاهر شد که موشها را به سمت رفتار درست هدایت کرد. این سیگنال برای یادگیری حیاتی بود اما هنگامی که موشها به عملکرد کارشناسی رسیدند، کمرنگ شد، که نشان میدهد قشر شنوایی هم در یادگیری سریع و هم در بهبود تدریجی عملکرد نقش دارد.
این مطالعه بینشهای ارزشمندی درباره جداسازی یادگیری و عملکرد ارائه میدهد. مغز به نظر میرسد که دانش را به سرعت به دست میآورد، اما در فرآیند آزمایش و خطا شرکت میکند تا قبل از اینکه به رفتار جدیدی کاملاً متعهد شود، آن را اصلاح کند. این یافتهها دیدگاه سنتی در مورد قشر شنوایی را که به طور صرف به عنوان یک پردازشگر حسی در نظر گرفته میشود به چالش میکشد. در عوض، نشان میدهد که قشر شنوایی همچنین در عملکردهای شناختی سطح بالاتر مانند یادگیری ارتباطات و بهبود عملکرد نقش حیاتی دارد.
مطالعهی بیشتر:
Rapid emergence of latent knowledge in the sensory cortex drives learning
با نورودیلی همراه باشید.
@niagg
یک مطالعه پیشگامانه از دانشگاه جانز هاپکینز نور جدیدی بر چگونگی عملکرد یادگیری در مغز میتاباند و نشان میدهد که حیوانات—و احتمالا انسانها—بسیار سریعتر از آنچه که معمولاً تصور میشود مهارتهای جدید را یاد میگیرند، حتی اگر ممکن است زمان بیشتری ببرد تا این مهارتها را به نمایش بگذارند.
در این مطالعه، محققان موشها را در یک تسک شنیداری "go/no-go" آموزش دادند، جایی که آنها یاد گرفتند یک صدا را با یک پاداش (لیسیدن) و صداهای دیگر را با عدم پاسخ ارتباط دهند. در طول این فرآیند، تیم فعالیت عصبی در قشر شنوایی را ثبت کرد تا ببیند یادگیری در سطح نورونها چگونه پیش میرود.
✅ موشها وظیفه را در فقط ۲۰ تا ۴۰ تلاش یاد گرفتند که بسیار سریعتر از آنچه که انتظار میرفت بود. این یافته به مفروضهای که یادگیری به زمان طولانیتری نیاز دارد، چالش وارد میکند.
✅ علیرغم یادگیری سریع، موشها به اشتباهات "ساده" ادامه دادند. اما اینها اشتباهات تصادفی نبودند—اینها رفتارهای اکتشافی بودند. به جای آنکه یاد نگیرید، موشها در حال آزمایش مرزهای دانش جدید خود برای اصلاح عملکردشان بودند.
✅ قشر شنوایی که معمولاً به عنوان یک ناحیه حسی در نظر گرفته میشود، نقش فعالی در فرآیند یادگیری داشت. یک سیگنال پیشبینی پاداش در چند تلاش اول ظاهر شد که موشها را به سمت رفتار درست هدایت کرد. این سیگنال برای یادگیری حیاتی بود اما هنگامی که موشها به عملکرد کارشناسی رسیدند، کمرنگ شد، که نشان میدهد قشر شنوایی هم در یادگیری سریع و هم در بهبود تدریجی عملکرد نقش دارد.
این مطالعه بینشهای ارزشمندی درباره جداسازی یادگیری و عملکرد ارائه میدهد. مغز به نظر میرسد که دانش را به سرعت به دست میآورد، اما در فرآیند آزمایش و خطا شرکت میکند تا قبل از اینکه به رفتار جدیدی کاملاً متعهد شود، آن را اصلاح کند. این یافتهها دیدگاه سنتی در مورد قشر شنوایی را که به طور صرف به عنوان یک پردازشگر حسی در نظر گرفته میشود به چالش میکشد. در عوض، نشان میدهد که قشر شنوایی همچنین در عملکردهای شناختی سطح بالاتر مانند یادگیری ارتباطات و بهبود عملکرد نقش حیاتی دارد.
مطالعهی بیشتر:
Rapid emergence of latent knowledge in the sensory cortex drives learning
با نورودیلی همراه باشید.
@niagg
Nature
Rapid emergence of latent knowledge in the sensory cortex drives learning
Nature - In mice, learning and performance on an auditory task is driven by higher-order signals in the auditory cortex that are no longer required when the mouse has achieved expert-level...
❤3👍1
Forwarded from Rey
🧠 تأثیر ماندگار ناملایمات دوران کودکی بر واکنشهای احساسی
تجربیات اولیه زندگی نه تنها خاطرات ما را شکل میدهند، بلکه بر نحوه پردازش احساسات در بزرگسالی نیز تأثیر میگذارند. یک مطالعهی جدید بررسی کرده است که چگونه تجارب نامطلوب دوران کودکی (ACEs) واکنشهای احساسی به رویدادهای روزمره—چه مثبت و چه منفی—را حتی پس از دههها تحت تأثیر قرار میدهد.
🔬 روش مطالعه:
محققان دادههای ۱,۹۹۴ فرد بزرگسال بین ۳۵ تا ۸۶ سال را با استفاده از مطالعه National Study of Daily Experiences (NSDE-II) تحلیل کردند. شرکتکنندگان به مدت هشت روز متوالی، رویدادهای روزانه و احساسات خود را ثبت کردند. این روش به محققان امکان داد تا بررسی کنند که چگونه تجارب مختلف بر خلقوخو تأثیر میگذارند.
محققان با استفاده از مدلهای آماری multilevel، نقش تجارب نامطلوب کودکی را در تنظیم واکنشهای احساسی به رویدادهای روزمره ارزیابی کردند. آنها موارد زیر را مقایسه کردند:
▪️ مجموع تجارب نامطلوب کودکی (تعداد کل ناملایمات تجربهشده)
▪️ انواع خاصی از ناملایمات (سوءاستفاده، غفلت، مشکلات خانوادگی)
▪️ واکنشها به رویدادهای مثبت و منفی روزمره
📊 یافتههای کلیدی:
▪️ افرادی که در کودکی دچار سوءاستفادهی جسمی یا عاطفی شده بودند، واکنشهای منفی شدیدتری به استرسهای روزمره نشان دادند—یعنی مشکلات کوچک برای آنها سنگینتر احساس میشد.
▪️ این افراد نسبت به رویدادهای مثبت نیز واکنش احساسی ضعیفتری نشان دادند و حتی گاهی اوقات تجربههای خوب باعث احساسات منفی در آنها شد.
▪️ جالب است که بیتوجهی یا مشکلات خانوادگی (مانند مشکلات مالی یا طلاق والدین) چنین اثری بر واکنشهای احساسی نداشتند.
🔎 مفهوم این یافتهها چیست؟
این نتایج نشان میدهد که ناملایمات مرتبط با سوءاستفاده (abuse) اثری پایدار بر پردازش احساسی دارند و نهتنها واکنش به استرس را تشدید میکنند، بلکه توانایی احساس شادی را نیز کاهش میدهند. این واقعیت که برخی افراد حتی به رویدادهای مثبت واکنش منفی نشان میدهند، نشان میدهد که تجارب اولیهی زندگی میتوانند تنظیم احساسات را بهطور پیچیدهای مختل کنند.
نکتهی مهم این است که این اثرات نهفقط در افراد مبتلا به افسردگی یا اضطراب، بلکه در جمعیت عمومی نیز دیده شده است. این یعنی ناملایمات دوران کودکی ممکن است بهطور نامحسوس، تجربههای احساسی افراد را تحت تأثیر قرار دهد، حتی اگر دچار اختلالات روانی تشخیص داده نشده باشند.
💡 سوالات و مسیرهای پژوهشی آینده:
▪️ آیا تابآوری احساسی با گذر زمان رشد میکند و این اثرات را کاهش میدهد؟
▪️ عوامل حمایتی مثل روابط اجتماعی، درمان روانشناختی یا خودآگاهی چگونه میتوانند به کاهش این الگوها کمک کنند؟
▪️ آیا این یافتهها در گروههای نژادی، قومی و اجتماعی-اقتصادی مختلف نیز صدق میکند؟
شناخت تأثیرات بلندمدت ناملایمات کودکی بر احساسات میتواند به افراد کمک کند تا الگوهای احساسی خود را بهتر بشناسند و راهکارهای مؤثرتری برای تنظیم هیجاناتشان توسعه دهند. گذشته قابل تغییر نیست، اما آگاهی و سازگاری میتواند به شکلگیری آیندهای احساسی سالمتر کمک کند.
مطالعه بیشتر:
Emotional reactivity to daily positive and negative events in adulthood: The role of adverse childhood experiences.
با نورودیلی همراه باشید.
@niagg
تجربیات اولیه زندگی نه تنها خاطرات ما را شکل میدهند، بلکه بر نحوه پردازش احساسات در بزرگسالی نیز تأثیر میگذارند. یک مطالعهی جدید بررسی کرده است که چگونه تجارب نامطلوب دوران کودکی (ACEs) واکنشهای احساسی به رویدادهای روزمره—چه مثبت و چه منفی—را حتی پس از دههها تحت تأثیر قرار میدهد.
🔬 روش مطالعه:
محققان دادههای ۱,۹۹۴ فرد بزرگسال بین ۳۵ تا ۸۶ سال را با استفاده از مطالعه National Study of Daily Experiences (NSDE-II) تحلیل کردند. شرکتکنندگان به مدت هشت روز متوالی، رویدادهای روزانه و احساسات خود را ثبت کردند. این روش به محققان امکان داد تا بررسی کنند که چگونه تجارب مختلف بر خلقوخو تأثیر میگذارند.
محققان با استفاده از مدلهای آماری multilevel، نقش تجارب نامطلوب کودکی را در تنظیم واکنشهای احساسی به رویدادهای روزمره ارزیابی کردند. آنها موارد زیر را مقایسه کردند:
▪️ مجموع تجارب نامطلوب کودکی (تعداد کل ناملایمات تجربهشده)
▪️ انواع خاصی از ناملایمات (سوءاستفاده، غفلت، مشکلات خانوادگی)
▪️ واکنشها به رویدادهای مثبت و منفی روزمره
📊 یافتههای کلیدی:
▪️ افرادی که در کودکی دچار سوءاستفادهی جسمی یا عاطفی شده بودند، واکنشهای منفی شدیدتری به استرسهای روزمره نشان دادند—یعنی مشکلات کوچک برای آنها سنگینتر احساس میشد.
▪️ این افراد نسبت به رویدادهای مثبت نیز واکنش احساسی ضعیفتری نشان دادند و حتی گاهی اوقات تجربههای خوب باعث احساسات منفی در آنها شد.
▪️ جالب است که بیتوجهی یا مشکلات خانوادگی (مانند مشکلات مالی یا طلاق والدین) چنین اثری بر واکنشهای احساسی نداشتند.
🔎 مفهوم این یافتهها چیست؟
این نتایج نشان میدهد که ناملایمات مرتبط با سوءاستفاده (abuse) اثری پایدار بر پردازش احساسی دارند و نهتنها واکنش به استرس را تشدید میکنند، بلکه توانایی احساس شادی را نیز کاهش میدهند. این واقعیت که برخی افراد حتی به رویدادهای مثبت واکنش منفی نشان میدهند، نشان میدهد که تجارب اولیهی زندگی میتوانند تنظیم احساسات را بهطور پیچیدهای مختل کنند.
نکتهی مهم این است که این اثرات نهفقط در افراد مبتلا به افسردگی یا اضطراب، بلکه در جمعیت عمومی نیز دیده شده است. این یعنی ناملایمات دوران کودکی ممکن است بهطور نامحسوس، تجربههای احساسی افراد را تحت تأثیر قرار دهد، حتی اگر دچار اختلالات روانی تشخیص داده نشده باشند.
💡 سوالات و مسیرهای پژوهشی آینده:
▪️ آیا تابآوری احساسی با گذر زمان رشد میکند و این اثرات را کاهش میدهد؟
▪️ عوامل حمایتی مثل روابط اجتماعی، درمان روانشناختی یا خودآگاهی چگونه میتوانند به کاهش این الگوها کمک کنند؟
▪️ آیا این یافتهها در گروههای نژادی، قومی و اجتماعی-اقتصادی مختلف نیز صدق میکند؟
شناخت تأثیرات بلندمدت ناملایمات کودکی بر احساسات میتواند به افراد کمک کند تا الگوهای احساسی خود را بهتر بشناسند و راهکارهای مؤثرتری برای تنظیم هیجاناتشان توسعه دهند. گذشته قابل تغییر نیست، اما آگاهی و سازگاری میتواند به شکلگیری آیندهای احساسی سالمتر کمک کند.
مطالعه بیشتر:
Emotional reactivity to daily positive and negative events in adulthood: The role of adverse childhood experiences.
با نورودیلی همراه باشید.
@niagg
❤5👍2🤔1
🔊 شروع ثبت نام دوره متوسطه کلاسهای تخصصی تصویربرداری fMRI
🎛 آنالیز دیتا توسط تولباکس FSL
👩🏻🏫 مدرس: خانم دکتر زینب عقابیان، دکترای مهندسی برق-الکترونیک از دانشگاه شهید بهشتی تهران، محقق و مدرس دورههای تخصصی نیاگ
🗓 شروع دوره از یکشنبه ۷ اردیبهشت ماه
💻 این دوره بصورت آنلاین و از طریق پلتفرم اسکایروم برگزار خواهد شد.
♨️ جهت شرکت در این دوره گذراندن دورههای مبانی fMRI برگزار شده توسط نیاگ یا آشنایی کامل با مباحث مربوطه الزامی است.
🤌🏻 جهت تسلط بهتر بر مباحث، تهیه دورههای تخصصی آفلاین "نوروآناتومی با رویکرد نوروایمیجینگ" و " سکشنال نوروآناتومی" توصیه میشود.
جهت ثبت نام با @HaadyA در تماس باشید.
@NIAGG
🎛 آنالیز دیتا توسط تولباکس FSL
👩🏻🏫 مدرس: خانم دکتر زینب عقابیان، دکترای مهندسی برق-الکترونیک از دانشگاه شهید بهشتی تهران، محقق و مدرس دورههای تخصصی نیاگ
🗓 شروع دوره از یکشنبه ۷ اردیبهشت ماه
💻 این دوره بصورت آنلاین و از طریق پلتفرم اسکایروم برگزار خواهد شد.
♨️ جهت شرکت در این دوره گذراندن دورههای مبانی fMRI برگزار شده توسط نیاگ یا آشنایی کامل با مباحث مربوطه الزامی است.
🤌🏻 جهت تسلط بهتر بر مباحث، تهیه دورههای تخصصی آفلاین "نوروآناتومی با رویکرد نوروایمیجینگ" و " سکشنال نوروآناتومی" توصیه میشود.
جهت ثبت نام با @HaadyA در تماس باشید.
@NIAGG
🔥1🙏1
Forwarded from Rey
🧠انعطافپذیری شناختی، یعنی توانایی تغییر در افکار، رفتار یا راهبردها در پاسخ به قوانین یا شرایط متغیر محیطی، یکی از اجزای کلیدی عملکرد اجرایی مغز است. این توانایی نقش اساسی در یادگیری، تصمیمگیری و تعاملات اجتماعی دارد. اختلال در انعطافپذیری شناختی در بسیاری از بیماریهای روانپزشکی و نورولوژیک مانند افسردگی، اضطراب، PTSD، ADHD، اسکیزوفرنی و پارکینسون مشاهده میشود.
اگرچه سیستم دوپامینی مدتهاست بهطور نظری با انعطافپذیری شناختی مرتبط دانسته میشود، اما تاکنون شواهد مستقیم و واقعی از این رابطه در مغز انسان وجود نداشته است.
در مطالعهای جدید که در مرکز پزشکی دانشگاه ماینتس (Mainz) انجام و در ژورنال The Journal of Nuclear Medicine منتشر شده، پژوهشگران با استفاده از تصویربرداری PET و نشانگر [18F]fallypride، دینامیک دوپامین در زمان واقعی را طی انجام یک تسک رفتاری بررسی کردهاند.
در این پژوهش، ۱۸ شرکتکننده در حین انجام دو نوع وظیفه شناختی اسکن شدند: یکی شامل پیروی مکرر از قوانین ثابت، و دیگری شامل تغییر انعطافپذیر بین قوانین مختلف (وظیفهای که نیاز به انعطافپذیری شناختی بیشتری دارد).
نتایج نشان داد که در مرحلهای که شرکتکنندگان باید بین وظایف جابجا میشدند، در قشر پیشپیشانی داخلی-میانی (vmPFC) مغز آنها، جابهجایی قابلتوجهی از نشانگر [18F]fallypride مشاهده شد؛ که بهعنوان نشانهای از آزاد شدن دوپامین تعبیر میشود. جالبتر آنکه شرکتکنندگانی که آزادسازی دوپامین بیشتری در این ناحیه داشتند، عملکرد بهتری در انجام تغییر وظایف از خود نشان دادند.
این مطالعه، اولین شواهد تجربی در انسان را ارائه میدهد که بهطور مستقیم آزادسازی دوپامین در vmPFC را با انعطافپذیری شناختی مرتبط میسازد. این یافتهها نه تنها نظریههای قبلی را تأیید میکنند، بلکه مسیر را برای توسعه درمانهای هدفمند در اختلالاتی که با سفتی شناختی همراه هستند، هموار میسازد.
مطالعه بیشتر:
Dopaminergic Mechanisms of Cognitive Flexibility: An [18F]Fallypride PET Study
با نورودیلی همراه باشید.
@niagg
اگرچه سیستم دوپامینی مدتهاست بهطور نظری با انعطافپذیری شناختی مرتبط دانسته میشود، اما تاکنون شواهد مستقیم و واقعی از این رابطه در مغز انسان وجود نداشته است.
در مطالعهای جدید که در مرکز پزشکی دانشگاه ماینتس (Mainz) انجام و در ژورنال The Journal of Nuclear Medicine منتشر شده، پژوهشگران با استفاده از تصویربرداری PET و نشانگر [18F]fallypride، دینامیک دوپامین در زمان واقعی را طی انجام یک تسک رفتاری بررسی کردهاند.
در این پژوهش، ۱۸ شرکتکننده در حین انجام دو نوع وظیفه شناختی اسکن شدند: یکی شامل پیروی مکرر از قوانین ثابت، و دیگری شامل تغییر انعطافپذیر بین قوانین مختلف (وظیفهای که نیاز به انعطافپذیری شناختی بیشتری دارد).
نتایج نشان داد که در مرحلهای که شرکتکنندگان باید بین وظایف جابجا میشدند، در قشر پیشپیشانی داخلی-میانی (vmPFC) مغز آنها، جابهجایی قابلتوجهی از نشانگر [18F]fallypride مشاهده شد؛ که بهعنوان نشانهای از آزاد شدن دوپامین تعبیر میشود. جالبتر آنکه شرکتکنندگانی که آزادسازی دوپامین بیشتری در این ناحیه داشتند، عملکرد بهتری در انجام تغییر وظایف از خود نشان دادند.
این مطالعه، اولین شواهد تجربی در انسان را ارائه میدهد که بهطور مستقیم آزادسازی دوپامین در vmPFC را با انعطافپذیری شناختی مرتبط میسازد. این یافتهها نه تنها نظریههای قبلی را تأیید میکنند، بلکه مسیر را برای توسعه درمانهای هدفمند در اختلالاتی که با سفتی شناختی همراه هستند، هموار میسازد.
مطالعه بیشتر:
Dopaminergic Mechanisms of Cognitive Flexibility: An [18F]Fallypride PET Study
با نورودیلی همراه باشید.
@niagg
Journal of Nuclear Medicine
Dopaminergic Mechanisms of Cognitive Flexibility: An [18F]Fallypride PET Study
Cognitive flexibility is the ability to appropriately adapt one’s thinking and behavior to changing environmental demands and is conceptualized as an aspect of executive function. The dopamine system has been implicated in cognitive flexibility; however,…
❤6
NeuroDaily
📣 "دوره جامع تصویربرداری عصبی” 📣 📢گروه تصویربرداری و آنالیز تصاویر مغزی (نیاگ) برگزار میکند: 🔷کلاسهای تخصصی آموزشی روشهای نوروایمیجینگ (تصویربرداری عصبی) از مبتدی تا پیشرفته، توسط اساتید و اعضای هیات علمی دانشگاه های تهران و بیمارستان امام خمینی تهران.…
🛑🛑
سلام و عرض ادب خدمت همراهان گرامی نورودیلی،
دوستانی که تمایل به تهیه فایلهای تصویری کلاسهای برگزار شده در قالب دوره جامع تصویربرداری عصبی را دارند فقط تا اردیبهشت ماه میتوانند این کلاسها را با هزینه پیشین تهیه کنند. از اول اردیبهشت ماه هزینه تهیه این دورهها افزایش پیدا خواهد کرد.
برای سفارش دورهها با @haadya در تماس باشید.
سپاس از توجه شما
@niagg
سلام و عرض ادب خدمت همراهان گرامی نورودیلی،
دوستانی که تمایل به تهیه فایلهای تصویری کلاسهای برگزار شده در قالب دوره جامع تصویربرداری عصبی را دارند فقط تا اردیبهشت ماه میتوانند این کلاسها را با هزینه پیشین تهیه کنند. از اول اردیبهشت ماه هزینه تهیه این دورهها افزایش پیدا خواهد کرد.
برای سفارش دورهها با @haadya در تماس باشید.
سپاس از توجه شما
@niagg